فهرست مطالب

تحقیقات تمثیلی در زبان و ادب فارسی - پیاپی 45 (پاییز 1399)
  • پیاپی 45 (پاییز 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/07/21
  • تعداد عناوین: 6
|
  • علی محمد موذنی*، تمیمی تواندشتی تمیمی تواندشتی، شیوا بیرجندی صفحات 8-37
    رباب نامه، در آسمان ادب و عرفان اسلامی همچون ماه تابان است که نور و تراوش خود را از خورشید مثنوی مولانا وام می گیرد و شب های تیره نو سفران را روشن می کند. سلطان ولد همچون پدر، عشق را فراتر از همه پدیده های هستی می بیند و آن را همانند رهبری معرفی می کند که بر تمامی عناصر هستی از ملک تا ملکوت فرمانروایی دارد. سلطان ولد فرزند مولانا جلال الدین از جمله شخصیت هایی بود که اراده کرد تا شعر صوفیه را پس از مولانا به گونه ای زنده و پویا پاسداری کند. او ضمن برخورداری از آموزش های پدر، از دانش های زمان نیز بهره مند شد و به پیروی از آن عارف ارجمند دیوانی همسنگ کلیات شمس تبریزی سرود، سپس به موازات آن، به تقلید از مثنوی معنوی، رباب نامه را با یاری از حضرت باری، برای پیروان پدر و یاران خود به رشته نظم کشید. رباب نامه یک مثنوی تعلیمی است که در روزگار مولانا تناقض و دوگانگی های میان مولانا و برخی مریدانش را با زبانی ساده برطرف کرده است. سلطان ولد در انتقال مفاهیم عرفانی و فلسفی همواره از تمثیل استفاده کرده است. تمثیل حاصل ارتباط دوگانه میان مشبه و مشبه به می باشد که چون تمثیل معنای درونی داستان است سلطان ولد مراد از ظاهر حکایت را به صورت تمثیلی روایت کرده است. این پژوهش به روش (توصیفی- تحلیلی) و با مراجعه به اسناد و منابع معتبر کتابخانه ای به مقوله تمثیل در رباب نامه پرداخته است. همان گونه که مولانا با تفسیری سمبولیک نی را به عنوان عاشق دور از معشوق معرفی می کند. سلطان ولد توضیح می دهد که رباب، ساز محبوب مولانا می باشد و البته نوایش دل سوخته تر و جانگذارتر از ناله نی است. در نی یک ناله بیش نیست اما در رباب، ناله های بسیار از یارانی به گوش می رسد که هریک از وطن و جنس خود جدا گشته اند. حاصل پژوهش این که: تمثیل در رباب نامه ی سلطان ولد از جایگاهی بلند برخوردار است.
    کلیدواژگان: مولانا جلال الدین، مثنوی، سلطان ولد، رباب نامه، ادبیات تعلیمی، تمثیل
  • سهیلا ذوقی* صفحات 38-52
    مهر یا میترا یکی از ایزدان دین زرتشت است که گاهی نماد آتش و اهورامزدا، یا خورشید است که فلسفه اشراق و نور و نعمت را نشان می دهد. رازآموزترین و شگفت ترین ماجرای مهر، پیکار با گاو نخستین است. میترا با کشتن گاو ازلی و جاری کردن خونش به شکوفایی و آفرینش سودمند زمین کمک می کند. باور به قربانی برای رهایی از نیروهای شر و اهریمنی به منظور دستیابی به برکت درگذر زمان به شکل های مختلف همراه همیشگی مردمان فلات ایران گردیده است. از این قربانی کردن در آیین باستانی مهر، که نمادی از کشتن نفس حیوانی در وجود انسان است در ادبیات عرفانی تعبیر به کشتن گاو نفس شده است. در مثنوی معنوی مولانا نیز تمثیل ها و تشبیه تمثیل های بسیاری در این زمینه به کار رفته است تا مفاهیم و آموزه های مورد نظر خالق آن را برای مخاطب بازگو کند. مولوی به عنوان یک عارف نامی با بهره گیری از اسطوره گاو کشی مهری، کشتن گاو نفس را به کمک نیروی عقل، به عنوان یک اصل انسان ساز تلقی می کند، برآنیم در این مقاله به میزان تاثیر پذیری مولانا در بیان تمثیل عنصر اسطوره گاو در بیان افکارش در مثنوی معنوی بپردازیم.
    کلیدواژگان: میترایسم، گاو، تمثیل، مولانا، نفس
  • فریبا شریفی مال امیری، مریم بلوری*، شهرزاد نیازی صفحات 53-74
    تمثیل یکی از ابزارهای بلاغت در انتقال مفاهیم عقلی است. بهاء ولد در «معارف» با بهره گیری از این عنصر تصویرساز، توانسته نثر ساده را به نثری شاعرانه بدل کند. در این پژوهش به شیوه تحلیلی- کتابخانه ای به بررسی نقش تمثیل در روشن کردن فلسفه برخی از عبادات همچون نماز، روزه...؛ و نیز برخی اذکار و مستحبات در کتاب معارف پرداخته، همین مضامین را در کتاب هایی نظیر کشف المحجوب، فیه مافیه، کیمیای سعادت و مرصادالعباد هم دنبال کرده ایم. نتایج این بررسی نشان می دهد مهمترین فریضه در «معارف»، نماز است که به سه بخش اذان، وضو و اذکار نماز تقسیم شده و بیشترین میزان تمثیل در نماز و آداب آن به کار رفته است، که 7 مورد آن به نماز و اذکار، 4 مورد به وضو، و 1 مورد به اذان اختصاص دارد. پس از نماز،  نهی از منکر با هفت تمثیل در جایگاه دوم قرار دارد. حج و روزه به یک اندازه و با 3 تمثیل در مرتبه سوم هستند. فضیلت ماه رجب هم برای بهاءولد جایگاه قابل توجهی دارد که در معرفی ارزش آن، به 7 تمثیل پرداخته است. گفتنی است تمثیل های معارف همه بر پایه تشبیهات حسی تازه استوارند و کمتر کلیشه ای هستند، برای همین، با تمثیل های بهاءولد، لذت درک فرایض و واجبات برای مخاطب بیشتر می شود، بی آنکه سعی در اجبار و تفهیم داشته باشد.
    کلیدواژگان: معارف بهاءولد، تمثیل، عبادت و مستحبات
  • علی محمد صابری* صفحات 75-90
    این مقاله تلاش دارد رمز و تمثیل رادرادب فارسی و رساله فلسفی فی حقیقه العشق سهروردی مورد بررسی و تحلیل قراردهد. شایسته است بگوییم که آنها با یکدیگر مساوقت وجودی دارند. یعنی در اندیشه تحلیلی و تطبیقی، رساله فلسفی فوق از ادب فارسی جدانیست. و نوعی هم زبانی و همفکری و همدلی بین ادباء و فلاسفه ای همچون سهروردی وجود دارد. برای نایل شدن به این حقیقت ابزارهایی لازم است از قبیل تحقیق و جستجو در معنای تمثیل در ادبیات فارسی که عناصر توصیفی و اخلاقی وعرفانی فراوان دارد. در این تمثیل ها که شامل حکایات و قصه ها وداستانهاست، غرض و مقصود اصلی نویسنده واضح بیان نشده است. سهروردی هم ضمن توجه به این نکته در داستان تمثیلی فلسفی فی حقیقه العشق؛ موضوع مهم عشق را تحت صورت ظاهر موضوعات دیگر، رمزگونه ارایه می دهد. این طرزتفکر و شیوه اندیشه درادبیات عرفانی است که دکترین یا عقیده ای در لباس و صورت یک حکایت تمثیلی و ساختگی بیان می شود. این مقاله مشخصا به مقوله تمثیل در رساله فی حقیقه العشق (مونس العشاق) سهروردی می پردازد. و سه موضوع عشق، حسن و زیبایی و حزن را مورد بررسی قرار می دهد. در این رساله، تمثیل به صورت مفاهیم روحانی، عرفانی، عقلانی و به زبان طبیعی و ملموس بیان شده است. همچنین شخصیت های بزرگ و الهی در این رساله برای بیان نکات عرفانی و اخلاقی بکار گرفته شده است تا گوینده مقصود خود را بصورت تمثیل ورازگونه بیان کند.
    کلیدواژگان: ادبیات تمثیل، رمز، ادبیات، فی حقیقه العشق، سهروردی
  • مریم کیانی فر*، رضا اشرف زاد، محمد فاضلی صفحات 91-103
    ریخت شناسی، رویکردی نوین و ساختارگرا در مطالعه ادبیات است و باید ولادیمیر پراپ، مردم شناس روس را، آغازگر این روش علمی دانست. استفاده از تمثیل به عنوان یک صنعت بلاغی و شیوه استدلالی، روشی اساسی در ادبیات عرفانی ایران است. این رویه که از دیرباز در ادبیات ایران متداول بود از اشعار سنایی آغاز شده است. بررسی تمثیل های عرفانی از دید «ریخت شناسی» امکان تحلیل جامع ادبی، اجتماعی و عرفانی آن ها را فراهم می کند و فرصتی پدید می آورد که کاربرد تمثیل در ادبیات عرفانی با روشی کاملا علمی مورد بررسی قرار گیرد. در پژوهش حاضر ضمن بیان و بررسی انواع تمثیل، تلاش می کنیم عناصرسازی آن را طبق الگوی پراپ و با روش تحلیلی و توصیفی تجزیه و تحلیل کنیم تا از این رهگذر، بیان تمثیلی سنایی را با تکیه بر خویشکاری هایی که پراپ برای عناصر داستانی معرفی می کند تبیین کنیم.
    کلیدواژگان: ریخت شناسی، تمثیل، سنایی، ولادیمیر پراپ
  • محمدرضا کیوانفر، پروانه عادل زاده*، کامران پاشایی صفحات 104-142

    در نگاه نخست به داستان رستم و اسفندیار و با توجه به واو تقابلی که بین آن دو هست انتظار می رود که سراسر داستان جنگ و چکاچک شمشیر و هیاهو و غوغای مقابله باشد و پرسش این است که بیان فردوسی فنی و هنری و آمیخته با ایماژهای تمثیلی و لفظی و بیانی بوده است یا خیر؟ پژوهندگان پس از مطالعه طولی اثر با دیدگاه فنی و لفظی به این نتیجه رسیده اند که داستان رستم و اسفندیار که از دیالوگ های طولانی میان دو قهرمان تشکیل شده، تابلویی از صنایع بدیعی بیانی و زیباشناختی مخصوصا در زمینه تمثیل به شکل های گوناگون در بستری از کاربردهای استعاری آنیمیسم و فورگراندیک، تشبیهی، کنایه، مجاز، حس آمیزی، لف و نشر و ارسال المثل است. به شکلی که بیشتر به مشقی برای بیان زیبایی شناسی ادبی شبیه است تا یک متن حماسی که به دلیل داشتن محتوای خبر بسیار بزرگ می تواند ساده و بی پیرایه باشد. ضرورت این تحقیق فهم و درک بهتر تمثیل های بکار رفته در داستان رستم و اسفندیار برای محققان با بهره بردن از صنایع بدیعی و بیانی بمنظور درک بهتر محتوایی رزم نامه است و تحقیق بصورت کتاب خانه ای و توصیفی-تحلیلی و با توجه به ابیات شاهنامه فردوسی حکیم صورت پذیرفته است و این نشانه پرورده بودن مطلب و عمق بخشیدن به آن در بازخوانی های مکرری است که ابوالقاسم فردوسی در مدت بیش از سی سال از سال 369 تا 402 انجام داده است.

    کلیدواژگان: شاهنامه، تمثیل، تشبیه، صنایع بدیعی و بیانی، زیبایی شناختی
|
  • Alimohammad Moazeni *, Gholamreza Tamimitavandashti Gholamreza Tamimitavandashti, Shiva Birjandi Pages 8-37
    Rebabnameh in the sky of Islamic literature and mysticism is like the shining moon that receives its light and emanation from Rumi's Masnavi sun and illuminates the dark nights of the new travelers. Like the father, Sultan Valad sees love beyond all phenomena of existence and introduces it as a leadership that governs all elements of existence, from the physical world to the spiritual world. Sultan Valad, the son of Maulana Jalaluddin, was one of the figures who wished to preserve Sufi poetry in a lively and dynamic way after Maulana. While enjoying his father's teachings, he benefited from the knowledge of the time and, following that, the esteemed mystic of the Divan sang along with the generalities of Shams Tabrizi. At the same time, imitating the spiritual Masnavi, he arranged the Rebabnameh with the help of God, for the followers of his father and his companions. Rebabnameh is an educational Masnavi that has solved the contradictions and dilemmas between Rumi and some of his disciples in simple language during Rumi's time. Sultan Valad has always used allegory in conveying mystical and philosophical concepts. The allegory is the result of a dual connection between the simile and the simile, which, because the allegory is the inner meaning of the story, is narrated by Sultan Valad, referring to the appearance of the anecdote. This research has dealt with the method of (descriptive-analytical) method and referring to valid library documents and sources in the category of allegory in Rababnameh. As Rumi interprets the symbolic reed as a lover away from the beloved. Sultan Valad explains that he is Rumi's beloved Rebab maker, and of course his heart's melody is more burnt and life-giving than Ney's lament. There is only one moan in the reed, but in Rebab, there are many moans of helpers who have been separated from their homeland and sex. The result of this research is that: Allegory has a high position in the genealogy of Sultan Valad.
    Keywords: Maulana Jalaluddin, Masnavi, Sultan Valad, Rebabnameh, educational literature, allegory
  • Soheila Zoghi * Pages 38-52
    Mehr or Mitra is one of the goddesses of Zoroastrianism, which is sometimes a symbol of fire and of "Ahura Mazda", or of the sun, which shows the philosophy of illumination and light and blessings. The most mysterious story of the Mehr is the battle with the first bull. Mitra helps to blossom and create earthly creation by killing an old cow and flooding his blood. Believing in the victim to escape from the evil and evil forces in order to achieve the blessing has been in various forms alongside the people of Iran's plateau through time. From this sacrifice in the ancient ceremony of Mehr, which is a symbol of the killing of the animal's breath in human existence, it has been interpreted in the mystical literature to kill the cow. In "Masnavi" of Mowlana, allegories and similes of many similarities have been used in this field to convey the concepts and teachings of the author's point of view to the audience. Rumi as a well-known mystic, using the Mithraistic myth of cow killing, considers killing a cow (a beast) with the help of the power of reason as a man-made principle., we will discuss the extent to which Rumi has influenced the expression of the allegory of the element of the myth of cows in expressing his thoughts in spiritual mathnavi.
    Keywords: Mithraism, Cow, allegory, Mowlana, soul
  • Fariba Sharifi Mal Amiri, Maryam Bolouri *, Sharzad Niyazi Pages 53-74
    Allegory is one of the measures of rhetoric in conveying rational concepts. Baha-e-Walad in Ma'aref was able to turn simple prose into poetic prose by using this illustrative element. In this research, in an analytic-library method, we investigate the role allegory in clarifying the philosophy of some acts of worship, such as prayer, fasting …and also, dhikrs and mustahabs in Ma'aref  book, and we have also followed the same themes in books such as Kashfah al-Mahjoub, Fih-e-Mafih, Kimiay-e-Sa'adat, and Mersad al-Ebad.The results show that "Ma'aref" considered prayer as the most important religious duty that consists of three parts: call to prayer, ablution and dhikrs of prayer and allegory is used most frequently about prayer and its etiquette in which 7 cases are about prayer and its dhikrs, 4 cases are about ablution and 1 case is about call of prayer. After the prayer, the Prevention of Vice is in the second place with 7 allegories. Hajj and fasting are equally in the third place with 3 allegories. The virtue of the month of Rajab also has a significant place for Baha-e-Walad who had used 7 allegories in introducing its value. It should be noted that the allegories in Ma'aref are all based on new sensory similes and are less clichéd. That is why allegories used by Baha-e-Walad , help his addressees to more enjoy understanding the religious Duties and Obligations without trying to force and making the addressee to understand. Allegory has little place in other mentioned books.
    Keywords: Ma'aref, Baha-e-walad, allegory, worship
  • Ali Mohammad Saberi * Pages 75-90
    This article tries to examin and analyze various allegory in Persian literature and in the paper of In Reality of iove sohrevardi.
    It is worth mentioning that they are compatible with each other and existential temperament.That is, in analytical and comparative thought, the above philosophical treatise on Persian literature is controversial. There is a kind of linguistic, empathetic and intellectual harmony between literary and Philosophical Lliterature as well as sohrevardi.This article deals witg the category of allegory in the paper of In Reality of love. It also examines the tree themes of love,Goodness or Beauty, and Grief.To Sohrevardi love belongs to goodness and beauty On the earth, as Goodness comes whith Zoleikha, Grief comes with Jacobe. It has been said that the speaker expresses his intention in a mysterious and closed way.
    Keywords: allegory, mystery, Literature, love, sohrevardi
  • Maryam Kianifar *, Reza Ashrafzadeh, Mohammad Fazeli Pages 91-103
    Morphology is a new and structuralist approach to the study of literature, and the Russian anthropologist Vladimir Propp should be considered the initiator of this scientific method. The use of allegory as a rhetorical industry and method of reasoning is a fundamental method in Iranian mystical literature. This practice, which has been common in Iranian literature for a long time, has started from Sanai poems. Examining mystical allegories from a "morphological" point of view allows for a comprehensive literary, social, and mystical analysis of them and provides an opportunity to examine the application of allegory in mystical literature in a purely scientific manner. In the present study, while expressing and examining the types of allegory, we try to analyze its constituent elements according to Propp's model in order to explain Sanai's allegorical expression based on the self-works that Propp introduces for fictional elements.
    Keywords: Morphology, allegory, Sanai, Vladimir Propp
  • Mohammadreza Kayvanfar, Parvaneh Adel Zadeh *, Kamran Pashaei Pages 104-142

    At first glance, the story of Rostam and Esfandiar and considering the confrontation between them, it is expected throughout the story is of war, the clatter of swords, and the commotion of confrontation. The question is whether Ferdowsi's expression was technical, artistic, and mixed with allegorical, verbal or expressive images, or not? After a longitudinal study of the work from technical and verbal perspectives, the researcher has come to the conclusion that the story of Rostam and Esfandiar, which consists of long dialogues between two heroes, is a picture of novel expressive and aesthetic literature devices, especially in term of allegory in various forms, in a context of metaphorical applications of animism and foregrand, as well as, Simile, irony, permissibility, sensuality, vulgarity, epanodos (Laf-o-Nashr), and proverbs. It is more like a practice in expressing literary aesthetics than an epic content that can be simple and straightforward due to its very large content. The necessity of this research is to better understand the allegories used in the story of Rostam and Esfandiar for the students for using novel and expressive devices, in order to better understand the content of the Epic-letter )Razm-nameh(. The research has been conducted using library, descriptive and analytical methods on the Ferdowsi Hakim Shahnameh verses. And this is a sign of nurtured content, and deepening it through iterated revisions that Ferdowsi has incorporated for more than thirty years, from 369 to 402 Hijriijri.

    Keywords: Shahnameh, allegory, simile, Novel, Expressive Literature Devices, aesthetics