فهرست مطالب

  • پیاپی 53 (مهر 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/07/19
  • تعداد عناوین: 13
|
  • اعظم نیک آبادی، محمدعلی داودآبادی*، علی سروریعقوبی صفحات 1-22

    داستان سیاوش یکی از داستانهای شاهنامه است که فردوسی در آن با بهره‌ جویی هنرمندانه از برخی از عناصر داستانی و تکنیکهای داستانپردازی زمینه‌ ساز غنای بیشتر آن گردیده است. سوگ سیاوش دربرگیرنده دو داستان عشق ممنوعه سودابه و داستان تبعید سیاوش به توران زمین و کشته شدن او به دست افراسیاب است که به نوعی ترکیبی از حماسه و غناست. در این مقاله به بررسی تکنیکهای داستانسرایی شاهنامه با تاکید بر عناصر داستانی در داستان سیاوش پرداخته شده و به روش پژوهش توصیفی-تحلیلی نوشته شده است. در سوگ سیاوش از عنصر گفتگو برای نشان دادن افکار شخصیتها، بسط داستان و پیشبرد وقایع، بیان خصوصیات اشخاص، معرفی روابط میان اشخاص و نسبت آنها، تصویرسازی، مشخص کردن مکان، مشخص کردن زمان و فضاسازی استفاده شده است و نتایج به دست آمده نشان میدهد که فردوسی در این داستان علاوه بر گفتگو از عناصری همچون شخصیت‌ پردازی، کشمکش و پیرنگ در توصیفاتش بهره برده و از تکنیکهایی همچون تعلیق، خوش ‌آغازی، ضرباهنگ، به عقب کشیدن نقطه آغاز داستان و ترکیب داستان حماسی با داستان غنایی نیز در پرداخت پیرنگ آن استفاده کرده است.

    کلیدواژگان: پیرنگ، داستان سیاوش، شخصیت پردازی، صحنه آغازین، کشمکش، گفتگو
  • حمید عالی کردکلایی*، علی ابوالحسنی صفحات 23-45

    اگر سبک را «انحراف از نرم» بدانیم، یکی از شاعرانی که در عصر مشروطه دارای سبک شخصی بوده‌است، میرزا عبدالجواد نیشابوری، متخلص به «ادیب» است. وی در زمانی‌که اکثر شاعران عصرش، اشعارشان را در خدمت مردم و مشروطه قرار داده ‌بودند، همچنان از مفاهیم کهن صحبت میکند. با این نگرش، میتوان ادیب را به علت دلبستگی و آشنایی بسیار زیاد با زبان و ادب کهن فارسی و عربی، تقلید و پیروی فراوان از سبک خراسانی، خصوصا فرخی سیستانی، شاعر دوره بازگشت دانست که در دوره مشروطه زندگی میکند اما در اشعارش به مسایل رایج عصر مشروطه نمیپردازد. حتی رگه‌ هایی از عرفان هم در اشعار او یافت میشود، حداقل در حد استفاده از اصطلاحات صوفیانه که در شعر او بوفور بکار رفته است. عواملی مانند انس با اشعار پیشین و مطالعات فراوان در حوزه ادب فارسی و عربی و در نتیجه استفاده فراوان از کلمات و ترکیبات کهن، کلمات غریب و نامانوس، کلمات و عبارات عربی، فراوانی اشارات و تلمیحات،  بهره‌گیری وسیع از اطلاعات در علوم مختلف باعث دشواری و دیریابی اشعارش شده است. از دیگر ویژگیها و نشانه‌های گرایش او به زبان کهن میتوان به استفاده فراوان از افعال پیشوندی، بکارگیری دو حرف اضافه برای یک متمم و استفاده از عدد و معدود، جابجایی اجزای فعل مرکب و استفاده از فرایند واجی کاهش و افزایش اشاره کرد. در سطح ادبی از تضمین و تلمیح به علت آشنایی با علوم مختلف و زبان عربی، بیشتر بهره برده و از تشبیه و استعاره در اشعارش به میزان فراوان استفاده کرده است.از ادیب حدود پنج هزار بیت باقی مانده است که بیشتر در قالب غزل،  قصیده و رباعی است.

    کلیدواژگان: سبک شناسی، ادیب نیشابوری، عصر مشروطه، ویژگیهای ادبی، ویژگیهای فکری
  • اسد رجب نواز بیجارپس*، محمد شفیع صفاری، رضا سمیع زاده، سید علی قاسم زاده صفحات 47-65

    به دلیل وجود برخی معضلات سیاسی- اجتماعی از یکسو و گسترش مطبوعات از سوی دیگر ، عصر پهلوی دوم، دوره رونق طنز در ادبیات فارسی معاصر به شمار میرود. بر اساس یکی از مهمترین نظریه های طنزگویی (انگیزه اصلاح گرایانه)، طنز انتقاد غیرمستقیم از مفاسد و پلیدیهای جامعه، به نیت اصلاح آنهاست. ما در این مقاله به روش توصیفی، تحلیلی و متکی بر مطالعات کتابخانه ای، وضعیت ادارات در اشعار طنز دوره پهلوی دوم را بررسی کرده ایم. نتیجه نشان میدهد که هرکدام از طنزسرایان این عصر به  فراخور حال و مقامشان، وضعیت ادارات دوره خود را به نقد کشانده اند. دادگستری، مجلس شورای ملی، شهرداریها، اداره پلیس و... از جمله نهادهای اجتماعی هستند که شاعران طنزسرا، به دقت به آنها پرداخته و معضلات مربوط به آنها را، موشکافانه بررسی کرده اند. اگرچه ممکن است بیشتر طنزهای سیاسی- اجتماعی هرعصری(بویژه طنزهای ژورنالیستی) بیان اوضاع روز یک جامعه باشد، اما یقینا بعدها بخش مهمی از تاریخ سیاسی- اجتماعی آن کشور خواهد بود. بنابراین کاوش در طنزهای ادبیات معاصر از بهترین راه های شناخت تاریخ معاصر ایران است.

    کلیدواژگان: نقد اجتماعی، طنز، وضعیت ادارات، پهلوی دوم
  • ژیلا ریگی، حبیب جدید الاسلامی*، احمدرضا کیخا فرزانه صفحات 67-94

    خواجوی کرمانی یکی از غزلسرایان معروف قرن هشتم و اصطلاحا از شاعران گروه تلفیق و الگوی اصلی حافظ در جریان غزلسرایی است. در این مقاله که به روش کتابخانه‌ای و به شیوه توصیفی-تحلیلی نوشته شده است به بررسی سبک ‌شناسی غزلیات خواجوی کرمانی پرداخته‌ ایم. هدف اصلی این مقاله بررسی و تعیین ویژگیهای سبکی و محتوایی در غزلیات خواجوی کرمانی است. نتایج تحقیق نشان میدهد که بحر رمل از میان یازده بحری که خواجو غزلیات خود را در آن اوزان سروده است، بسامد بیشتری دارد.استفاده از تشبیهات حسی به حسی، ایهام در انواع مختلف آن، تلمیحات گوناگون،از جمله ویژگیهای غزل خواجو در سطح ادبی هستند. وجود تعداد بیشمار اسلوب معادله، تشخیص و پارادوکس در غزلیات وی نشان میدهد که خواجو از نخستین کسانی است که قدمهای آغازین را برای پیدایش سبک هندی برداشته است.عشق، بخش مهمی از مضامین غزلیات او را تشکیل میدهد و پس از آن مضامین عرفانی در غزل او نمود بیشتری دارد.

    کلیدواژگان: سبک شناسی، خواجوی کرمانی، غزلیات، سطح ادبی، سطح فکری
  • مریم سادات صحفی، حسین آذرپیوند*، محمد سلامتیان صفحات 95-117

    از نخستین سده‌ های اسلامی عرفان بعنوان یکی از ارکان معرفت، در کردار و نوشتار بسیاری از فرهیختگان مسلمان راه یافت. مفسران قرآن کریم از جمله کسانی بودند که از این دریای معرفت در تفسیر آیات قرآن بهره گرفتند. در این مقاله به سیر دگرگونیهای مضامین عرفانی در تفاسیر قرآن خواجه عبدالله انصاری و صفی علیشاه، که به دو دوره مختلف عرفان تعلق دارند، پرداخته شده است. بررسیها نشان میدهد که خواجه عبدالله انصاری عارف قرن پنجم هجری در نثر مسجع خویش و در قالب مناجات، علاوه بر طرح مضامین عرفانی و سیر و سلوک عملی، به مسایل اخلاقی و تعلیمی نیز اشاره ای دارد. صفی علیشاه عارف قرن سیزدهم خود تفسیری منظوم از قرآن نگاشته و در آن مضامین عرفانی را در قالب سیر و سلوک عملی بیان کرده است؛ وی در روش تفسیر عرفانی خویش به تفسیر کشف الاسرار میبدی نظر داشته است. گاهی نیز این مضامین رنگ فلسفی به خود میگیرد؛ بگونه‌ای که آمیخته شدن حکمت و عرفان و نزدیک شدن عقل و دل را در این تفسیر میتوان بخوبی مشاهده کرد.

    کلیدواژگان: تفسیر قرآن، مضامین عرفانی، خواجه عبدالله، صفی علیشاه، سیر دگرگونی
  • رضا اشرف زاده*، علی ماندگار، سید مجید تقوی بهبهانی صفحات 119-134

    این مقاله میکوشد ضمن نمایاندن جایگاه پیر در دستگاه تصوف، به نقد این جایگاه بپردازد. با استناد به گزیده هایی از آثار متصوفه طی قرون چهارم تا هشتم هجری(اورادالاحباب: باخرزی، کشف المحجوب: هجویری، اسرارالتوحید: محمدبن منور، قوت القلوب:  ابوطلب مکی، مروج الذهب: مسعودی، شرح تعرف: مستملی بخاری، شرح گلشن راز: لاهیجی، آداب الصوفیه: نجم الدین کبری، رساله قشیریه: ابوالقاسم قشیری، تذکرهالاولیا: عطار، عوارف المعارف: ابوعمر سهروردی، آداب المریدین: ابونجیب سهروردی، اللمع فی التصوف: ابونصر سراج، انیس التایبین: احمد جام و مرصادالعباد: نجم الدین رازی) به عقاید گوناگون عرفا درباره پیر پرداخته شده است. با گذشت زمان و قدرت گیری دستگاه های تصوف، کار به جایی رسید که این عقاید و رفتارهای نامتعارف ومتعاقب آن، فضا برای فساد در برخی گروه های متصوفه فراهم شود و سبب شد تا صوفی نمایان به جان و مال مردم دست درازی کنند و با نشرعقاید خرافه گونه موجبات انحراف جامعه آن روز رافراهم کنند.

    کلیدواژگان: پیر، ولی، تصوف، صوفی نما، شیخوخیت، ریاکاری
  • فاطمه ملکی*، علی پدرام میرزایی، فاطمه کوپا، حسین یزدانی صفحات 135-158

    احیای نسخ خطی گامی موثر در شناخت میراث فرهنگی و ادبی هر قومی است. پیشرفت و اعتلای هیچ ملتی میسر نمیشود مگر اینکه از پیشینه تاریخ ادب و فرهنگ خود آگاهی داشته باشد. از این رو انتقال آثار گذشتگان به شیوه صحیح و به دور از دخل و تصرف، از ضروریات فرهنگی هر جامعه‌ای است. نسخه خطی«شاهد غیبی» یکی از این آثار عرفانی در قالب مثنوی در بحر هرج مسدس محذوف به زبان فارسی است که آن را شاعری«احمد» نام در سال 1332هجری قمری سروده است. این نسخه منحصر به فرد مشتمل بر دو بخش است: بخش اول آن به شرح احوال«میر محمد زیورالدین» پسر «میرحسین بغدادی» که نسب او به «شیخ عبدالقادر گیلانی» میرسد، پرداخته و بخش دوم آن در بیان سلسله نقشبندیه و آداب سلوک این طریقت است. این پژوهش ضمن توضیحاتی درباره محتوای نسخه، به بررسی ساختار و مهمترین ویژگیهای سبک شناسی آن در سه سطح فکری، ادبی و زبانی میپردازد. روش پژوهش حاضر به شیوه تحلیل محتوا و کتابخانه ای و بر اساس اصل اثر و شواهد مستخرج از آن بوده است.

    کلیدواژگان: میر محمد زیورالدین شاه، شاهد غیبی، نقشبندیه، نسخ خطی
  • فرشته گل سرخی، سید مهدی رحیمی*، محمد بهنام فر صفحات 159-180

    منظومه ازهر و مزهر، سروده نزاری قهستانی، اثری است در قالب مثنوی که مضمون اصلی آن روایت داستان دو دلداده به یکدیگر و جنگهای مزهر برای بازپس‌گیری ازهر است. با توجه به موضوع اثر و به کار رفتن موضوعات عشق و حماسه در آن، میتوان این منظومه را از نوع ادبی تلفیقی غنایی- حماسی دانست. در این مقاله که به روش کتابخانه‌ای و به شیوه توصیفی-تحلیلی نوشته شده است به بررسی سبک‌شناسی این اثر پرداخته‌ایم. از مجموع ده هزار و ششصد بیت این منظومه، تعداد چهارهزار بیت بطور تصادفی، از هر دو بخش غنایی و حماسی اثر مورد بررسی قرارگرفته‌است. بنابراین هدف اصلی این مقاله بررسی و تعیین ویژگیهای سبکی در دو بخش غنایی و حماسی منظومه ازهر و مزهر است. نتایج تحقیق نشان میدهد که انتخاب بحر هزج علاوه بر اینکه در بخش غنایی باعث تناسب وزن با موضوع سخن گردیده است، در بخش حماسی نیز با موضوع اثر تناسب دارد. تکرار واج ، واژه، تخفیف کلمات و جناس، باعث افزایش موسیقی درونی این منظومه شده‌است.ساختار سبکی واژه ها آمیزه‌ای از زبان غنایی، محاوره‌ای، حماسی و عرفانی است. مختصات ادبی کلام، بیشتر بر تقلید استوار است؛ بیشترین نوع تشبیهات حسی به حسی است، استعاره‌ها بیشتر مکنیه اند و کنایه‌ها بیشترعامیانه و محاوره‌ای است .

    کلیدواژگان: سبک شناسی، ازهر و مزهر، نزاری قهستانی، منظومه حماسی- غنایی
  • فریبا رشیدی، رضا صادقی شهپر* صفحات 181-204

    یکی از شگردهایی که در داستان پردازی با وجود اهمیت بسیار، در تحقیقات ادبی مورد غفلت واقع شده است، تکنیک نام‌گزینی برای عنوان داستانها و شخصیتهای داستانی است. عنوان، آستانه ورود به متن و به مثابه پل ارتباطی میان متن و مخاطب است. همچنین کلیدی است که خواننده را در چگونه خواندن و درک معنای نمادین واژه‌‌ها یاری میرساند. بنابراین باید بگونه‌ای هنرمندانه انتخاب شود که بتواند با کمیت و محدودیت خود، کیفیت متن را به نمایش بگذارد. از طرف دیگر نام شخصیتهای داستانی نیز میتوانند در انتقال مفاهیم و مضامین مورد نظر نویسنده نقش موثری داشته باشند. در این مقاله به بررسی نقش و اهمیت نام و شیوه‌های نامگزینی در عناوین و شخصیتهای داستانی داستانهای ایرج پزشکزاد، ابوالقاسم پاینده، خسرو شاهانی و فریدون تنکابنی پرداخته‌ایم. نتایج تحقیق نشان میدهد که نویسندگان مذکور از روش های تضاد، ترادف، بازی با نامها‌، استفاده از نامهای تاریخی و مشهور برای نامگذاری شخصیتهای داستانی خویش استفاده کرده‌اند.

    کلیدواژگان: نامگذاری، عنوان داستان، ایرج پزشکزاد، ابوالقاسم پاینده، خسرو شاهانی، فریدون تنکابنی
  • فریبا ولی پور عالم، مسعود سپه وندی*، علی حیدری صفحات 205-222

    شعر و نثر زبان فارسی تمام لایه های زندگی مردم ایران را فرا گرفته و با فرهنگ مردم مناطق مختلف با هر لهجه و گویش محلی کاملا عجین شده است .در مناطق مختلف جغرافیایی بنا به عادات و آداب خود، از لحظه ای که یکی از افراد خانواده از دست داده میشود ، بازماندگان برای بیان عواطف و احساسات خود در فراق فرد متوفی به ادبیات متوسل شده و عباراتی شاعرانه و پرسوز و گداز را بر زبان جاری میکنند.در چاپ اعلامیه های ترحیم، حضور اشعار و عبارات ادبی بسیار پررنگ است و در حقیقت این سوگ نوشته و گورنوشته ها به نوعی بیانگر احساسات درونی بازماندگان هستند. اعلامیه های ترحیم مناطق مختلف ایران جلوه گاهی زیبا از اشعار پرسوز و گداز زبان فارسی هستند و در حقیقت جزیی از نامه های عاطفی به حساب میایند. آنچه که در این پژوهش بدان پرداخته میشود جنبه فکری سبک شناسی و مضامین عمده این اشعار و عبارات ادبی سوگ نوشته ای در غرب کشور  با تکیه بر اعلامیه های ترحیم چند سال اخیر در استان لرستان  است. با این فرضیه که اشعار بومی منطقه، سوگ نوشته ها را تحت تاثیر قرار داده اند و تمام سوگ نوشته های این منطقه دارای تنوع فراوانی در مضمون هستند که ریشه در فرهنگ غنی مردم منطقه دارد. بررسی این بعد از ادبیات معاصر و چگونگی سبک نگارش و بیشترین مفاهیم مورد نظر در این اعلامیه ها اساس این پژوهش میباشد.  روش کار در این مقاله شیوه تحلیلی توصیفی است وازجمله مهمترین نتایج به دست آمده تنوع فراوان کارت نوشته ها هم از نظر اشعار و عبارات ادبی و هم از نظر مضامین موجود در آنهاست و نیز تاثیرپذیری این دست کارت نوشته ها از فرهنگ و ادبیات بومی منطقه نکته قابل توجه در کارت نوشته های لرستان است.

    کلیدواژگان: ادبیات معاصر، سوگ نوشته، اعلامیه ترحیم، لرستان
  • کیهان شهریاری، سید محتشم محمدی* صفحات 223-243

    این مقاله میکوشد با استفاده از روش توصیفی و برمبنای نقد روانشناسانه و با توجه به ویژگیهای ادبیات داستانی به تحلیل کهن الگویی و اسطوره ای پنج رمان «شوهر آهوخانم» اثر علیمحمد افغانی، «سووشون» اثر سیمین دانشور، «چراغها را من خاموش میکنم» اثر زویا پیرزاد، «چشمهایش» اثر بزرگ علوی و «سنگ صبور» اثر صادق چوبک بپردازد. قهرمانان اصلی رمانها یعنی آهو و هما، زری، کلاریس، فرنگیس و گوهر هرکدام نمودی از اساطیر یونانی هستند و نیز جنبه های مختلف کهن الگوهای یونگ در آنها بروز یافته است. پس از معرفی ایزدبانوان، به تطبیق ویژگیهای این کهن الگوها با خصوصیات قهرمانان زن رمان پرداخته شده است. همچنین نمود کهن الگوهای برجسته یونگ چون مادر و پیر فرزانه نیز در شخصیتهای این روایتها بررسی و تحلیل شده است. نگارنده پس از انجام تحلیل، دریافت که این کهن الگوها تاحدود زیادی با شخصیتهای زن این رمانها منطبق است. آهو، نمودار هرا و دیمیتر، زری نمودار هرا، دیمیتر و آتنا، کلاریس نمودار هرا، دیمیتر و تاحدودی آفرودیت و فرنگیس نمودار آفرودیت و آتناست.

    کلیدواژگان: اساطیر یونان، کهن الگو، یونگ، رمان فارسی، زن، ایزدبانوان
  • محمد شهریاری، محمدرضا صالحی مازندرانی*، مختار ابراهیمی صفحات 245-266

    سبک و اصالت متن میتواند یاریگر پژوهشگر در تصحیح باشد. در متن نفثه المصدور لغزشهایی بوده است که با تصحیح و شرح دقیق امیرحسن یزدگردی و پژوهشهای بعد از آن اغلب آنها اصلاح شده است؛ اما در این میان هنوز مواردی پیدا میشود که حفظ اصالت متن ایجاب میکند به آنها پرداخته شود. از آنجا که متن اولیه خود اثر و قراین موجود در آن مناسبترین ابزار مصحح برای این کار است، نگارندگان در این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی میکوشند با تکیه بر انسجام متن، همگرایی و همنشینی واژه ها و همچنین اهتمام به روابط بینا متنی میان این اثر با دیگر آثار بویژه سیرت جلال‌الدین به تصحیح برخی از آن لغزشها بپردازند و با ارایه دلایل و شواهد، شکل درست آنها را پیشنهاد کنند.

    کلیدواژگان: نسوی، نفثه المصدور، تصحیف و تحریف، انسجام متن، تصحیح
  • فرشته ناصری* صفحات 267-288
    زمینه و هدف

    در این پژوهش، به تبیین مولفه‌های شاخص وجودشناسی پست‌مدرن در رمان تاریخ سری بهادران فرس قدیم شمیسا میپردازیم، تا دریابیم، وی با بهره‌گیری از چه تمهیداتی به بیان استنباط‌ها و ادراکات متفاوت و چندگانه‌ این متن میپردازد و تا چه حد توانسته با برهم زدن ساحات‌ وجودی متن، به تبیین کلام خویش بر مبنای یگانه‌سازی موضوعات برای مخاطب، جهت ورود به ساحات‌ وجودی خویش در متن، توفیق یابد.

    روش

    پژوهش حاضر، مطالعه‌ای نظری است، که به شیوه‌ پژوهش کتابخانه‌ای انجام شده است. محدوده و جامعه‌ی مورد پژوهش، رمان تاریخ سری بهادران فرس قدیم، اثر سیروس شمیسا است‌، که توسط انتشارات فردوسی منتشر شده است.

    یافته‌ها

    شمیسا با کمک شگردهایی خاص، بر عدم قطعیت داستان تاریخ سری، می‌افزاید و خواننده را در سردرگمی کامل قرار میدهد تا مدام از خود سوال کند، آنچه روایت میشود واقعی است یا خیالی؟ و کدامیک از ساحات‌ وجودی را باید بپذیرد؟ و ی با درگیرسازی خواننده، تمایل بیشتری به تاکید رابطه خود با مخاطب دارد و میکوشد او را در عمق مباحث وجودشناسانه وارد سازد و اینجاست که مخاطب در قبال نادیده گرفتن مولف متولد میشود. شگردهای فراداستانی نیز، در خدمت برجسته‌کردن مباحث وجودشناسانه این اثر قرار دارد و پیرامون آن نظم و انسجام میابد. شمیسا از لحظه ای که اولین اتصال کوتاه را ایجاد میکند، وارد داستان میشود و مرزهای واقعیت و تخیل را میشکند.

    نتیجه‌گیری

    شمیسا از یک سو با به چالش کشیدن تصورات معمول خواننده، مبنی بر جدایی تخیل از واقعیت، نسبی بودن حوادث جهان را میرساند، از سویی دیگر تراوشات ذهنی وی، قدرت تمییز و تشخیص جهان واقعی را ازجهان مخیل، برای خواننده مشکل ساخته و او را به تحیر وا میدارد.

    کلیدواژگان: پست مدرن، وجودشناسی، ساحات وجودی، مرگ مولف، تاریخ سری بهادران فرس قدیم
|
  • A'azam Nikabadi, Mohammadali Davoodabadi*, Ali Sarvaryaqobi Pages 1-22

    Siavash's story is one of the Shahnameh's stories which Ferdowsi has enriched it with artistic elements of some of the story elements and storytelling techniques. Siavash grief involves the two stories of Forbidden Love and the story of Siavash deportation to Turan Land and his killing by Afrasiab, a combination of the epic and richness. This article investigates Shahnameh storytelling techniques with emphasis on fictional elements in Siavash's story and has been written using descriptiveanalytical research method. This article investigates techniques of Shahnameh's storytelling with emphasis on fictional elements in Siavash's story and has been written using descriptive-analytical research method. In mourn of Siavash the element of dialogue is used to represent the characters' thoughts, to develop the story and to advance the events, to express the characteristics of the persons, to introduce the relationships between the persons and their relationships, to illustrate, to determine the places, to specify the time, and to make space. The results show that in this story, Ferdowsi uses elements such as characterization, conflict, and plot in addition to the dialogue, and uses techniques such as suspense, arousal, rhythm, flash back, and combining epic with lyric.

    Keywords: Plot, Siavash's story, Characterizations, Beg
  • Hamid Ali Kordkalaei*, Ali Aboulhasani Pages 23-45

    Mirza Abdul Javad Neyshabouri, nicknamed "Adib", is one of the poets who had a personal style during the constitutional era. He continues to speak of love and affection as most of the poets of his day put their poems at the service of the people and the constitution. With this attitude, Adib can be considered an imitator and follower of Khorasani style, especially Farrokhi Sistani, the poet of the return period, who lives in the constitutional period but in his poems to issues due to his great attachment and familiarity with the ancient Persian and Arabic language and literature. It is not common in the constitutional age. Even traces of mysticism can be found in his poems, at least to the extent of using the Sufi terms used extensively in his poetry. Factors such as familiarity with previous poems and numerous studies in the field of Persian and Arabic literature and as a result the abundant use of ancient words and combinations, strange and unfamiliar words, Arabic words and phrases, abundance of allusions and allusions, extensive use of information in various sciences make it difficult. And it's been a long time coming. Other features and signs of his propensity for the ancient language include the use of prepositional verbs, the use of two additional letters for a complement, and the use of numbers and few, the shifting of compound verb components, and the use of the vowel process to reduce and increase. At the literary level, he has benefited more from the guarantee and allusion due to his familiarity with various sciences and Arabic language, and he has used metaphors and metaphors in his poems to a great extent.

    Keywords: stylistics, Adib Neyshabouri, constitutional era, literary features, intellectual features
  • Asad rajabnavaz bijarpas*, mohammad shfiesaffari, reza sami zadeh, Sayed Ali ghasem zadeh Pages 47-65

    Due to the numerous social and political problems, Second Pahlavi era is considered as the age of satire improvement in the contemporary Persian literature. According to one of the most important theories of satire (the Improvement motivation), satire is indirect criticism of the Corruptions and evils of society to improve them. In this article, we have analyzed the status of offices in the second Pahlavi satire poetry by an analytical method, and library study. The results show that each of the satirists of this period have criticized the abnormal situation of their offices According to their present status. The judiciary, the National Assembly, the municipalities, the police department, and so on are the social institutions that satirical poets have studied them and examined their problems carefully. Although most political, social satire of any age (especially journalistic satire) may represent the daily situation of a society, it will be certainly an important part of its social, political history later on. Therefore, exploring the satires of contemporary literature is one of the best ways to know about contemporary Iranian history.

    Keywords: Social criticism, satire, status of offices, SecondPahlavi
  • Jila Rigi, Habib jadidol-Islami*, Ahmadreza Keikha Farzaneh Pages 67-94

    Kamaluddin Abu al-Atta Mahmoud bin Ali bin Mahmoud Kermani, known as "Khawaju" and known as "Khawaji Kermani", is one of the eighth-century famous poets and so-called Hafiz poets in the Ghazal alGhazali period. In this paper, which is written in a descriptive-analytical way, we have studied the stylistics of Kermani's sonnets. The main purpose of this article is to investigate and determine the style and content characteristics of Kermani sonnets. The results of the study show that the Ramal bhajr is more frequent than the eleven bhaju at which its sonnets are composed. The use of sensory-to-sensory similes, ambiguity in its various forms, various implications, including the characteristics of the sonnets at the literary level. are. The numerous patterns of equation, diagnosis and paradox in his sonnets indicate that Khaju was one of the first to take the first steps in the emergence of the Indian style. Love forms an important part of his sonnets and then the mystical themes in the sonnets. He has more appearance. He is, of course, a professional mystical poet because he is only interested in mystical themes and themes. In some cases the combination of love and mysticism and the combination of the two with elements of Randy and Calandari worlds has given special prominence to his words.

    Keywords: stylistics, kerman khaji, sonnets, literary level, intellectuallevel
  • Maryam Al-Sadat Sahafi, Hossein Azarpayvand*, Mohammad Salamatian Pages 95-117

    From the earliest Islamic centuries, Sufism as one of the pillars of knowledge was found in the deeds and writings of many Muslim scholars. Commentators of the Holy Quran were among those who used this sea of knowledge in interpreting the verses of the Quran. This article deals with the evolution of mystical themes in the Qur'anic interpretations of Khajeh Abdullah Ansari and Safi Alishah, who belong to two different periods of mysticism. Studies show that Khaje Abdullah Ansari, the mystic of the fifth century AH, mentions ethical and educational issues in addition to his mystical themes and practical practices in the form of prayers. Safi Alishah Arif himself wrote a poetic commentary on the Qur'an in the thirteenth century, expressing mystical themes in the form of a practical way of thinking; Sometimes these themes take on a philosophical color, so that the intersection of wisdom and mysticism and the convergence of reason and heart can be clearly seen in this interpretation.

    Keywords: Quran Interpretation, Mystical Themes, KhajeAbdullah, Safi Ali Shah, Transformation
  • Reza Ashrafzadeh*, Ali Mandegar, Seyed Majid Taghavi Behbahani Pages 119-134

    Sufism. According to excerpts from the works of Sufis during the fourth to eighth centuries AH (Orad al-Habab: Bakhrezi, Kashf al-Mahjoub: Hujviri, Asrar al-Tawhid: Mohammad ibn Munawwar, Qut al-Qulub: Abu Taleb Makki, Moravvej of religion Lahiji, Adab al-Sufiyyah: Najm al-Din al-Kubra, Qashiriyyah treatise: Abu al-Qasim al-Qashiri, Tazkerat alAwliya: Attar, Awaref al-Ma'arif: Abu Omar Suhrawardi : The etiquette of the dead: Abu Najib Suhrawardi, Al-lam in the description: Abu Nasr Siraj, Anis Al-Taybeen: Ahmad Jam and Mursad Al-Ebad: Najmuddin Razi)There are various mystical beliefs about the old. With the passage of time and the rise of Sufism, the work reached a point where these unconventional and subsequent beliefs and behaviors created room for corruption in some Sufi groups and led to the apparent encroachment on people's lives and property. Let the community understand that day.

    Keywords: Pierre, Vali, Sufism, Sufi Nema, Sheikhokhit, Hypocrisy
  • Fatemeh Malaki*, Ali Pedram MirzaeiFatemeh Koupa, Hossein Yazdani Pages 135-158

    The revival of the manuscript is an effective step in recognizing the cultural and literary heritage of each nation. Progress and advancement of any nation is not possible unless it is aware of the background of its culture and literary history. Therefore, transferring the works of the past people in a proper way and far from manipulation is the cultural necessities of any society. The manuscript of "The Absent Witness", one of these mystical works in the form of Masnavi in Bahr Hazaj Mosades Mahzuf is in the Persian language which was written by the poet "Ahmad" in 1953. This unique version has two parts: A: The first part describes the circumstances of Mir Mohammed Zivar Al-Din son of Mir Hossein Baghdadi, whose ancestry reaches Sheikh Abdul Qadar Gilani, and the second part deals with the Naghshbandieh dynasty and the practices of this conduct. The present study, while providing an explanation about the content of the manuscript of "absent witness", examines its structure and most important stylistic features at three levels of intellectual, literary and linguistic levels. The research method was library and content analysis and based on the principle of works and evidence derived from it.

    Keywords: Mir Mohammad Zivar Al-Din Shah, Absent Witness, Naghshbandieh, Manuscript
  • Fereshteh Golsorkhi, Sayyad Mehdi Rahimi*, Mohammad Behnamfar Pages 159-180

    The poem of Azhar and Mazhar from Nizari Qohestani, is a work in the form of Masnavi, the main theme of which is the narration of the story of two lovers and the battles of Mazhar for the retrieval of Azhar. Due to the subject matter of the work and the use of love and epic themes in it, this poem can be considered as a combination of lyrical-epic literature. In this article, which is written in a library method and in a descriptiveanalytical way, we have examined the stylistics of this work. Out of a total of 10,612 verses in this book, four thousand verses are randomly examined from both the lyrical and epic parts of the poem. Therefore, the main purpose of this article is to study and determine the stylistic features in the two lyrical and epic parts of Azhar and Mazhar poem. The results of this analysis show that the choice of Hazj rhythm in addition to being appropriate for the subject matter in the lyric section is also proportional to the subject matter in the epic section. Repetition of phonemes, word discounts, and paronomasia increase the internal music of this poem. The stylistic structure of the words is a mixture of lyrical, conversational, epic, and mystical language. The literary coordinates of the words are more based on imitation. The most common type of analogy is sensory. Metaphors are mostly metonymical, and metonymies are mostly vernacular and colloquial.

    Keywords: : Stylistics, Azhar, Mazhar, Nizari Qohestani, Lyrical-epicPoetry
  • Fariba Rashidi, Reza Sadeghi Shahpar* Pages 181-204

    One technique that has been overlooked in literary research in humor, despite its importance, is the naming technique for storytelling and fictional characters. The title is the gateway to the text and as the bridge between the text and the audience. It is also key in helping the reader read and understand the symbolic meaning of words. So it has to be artistically selected so that it can display the quality of the text with its limitations. On the other hand, the names of fictional characters can play a role in conveying the author's concepts and themes in addition to making them laugh. In this article, we examine the role and importance of name and naming practices in the fictional characters and characters of Iraj Pezzkadar, Abolghasem Payandeh, Khosro Shahani, and Fereydoon Tonekaboni. The results show that the authors have used methods of contradiction, synonymy, game with names, the use of historical and famous names to name their fictional characters.

    Keywords: naming, Iraj Pezhkazad, Abolghasem Payandeh, KhosroShahani, Fereydoon Tonekaboni
  • Fariba Vali Pur-Alam, Masoud Sepehvandi*, Ali Heydari Pages 205-222

    Farsi is one of the world's most prolific languages in the field of order and prose. Persian poetry and prose are embedded in all layers of Iranian people’s lives and are deeply embedded in the culture of the people in every region with every local dialect and dialect. In different geographical areas, according to their traditions and habits, when a family member is lost, the survivors resort to literature to express their emotions and feelings in the deceased person's language, using poetic, poetic and poetic expressions in the current language. In the publication of the funeral pamphlets, the poetry and literary expressions are very prominent. In fact, this mourning and the inscriptions somehow express the inner feelings of the survivors. Announcements of funerals in various parts of Iran are sometimes beautiful expressions of Persian poems and poems that are in fact a part of emotional letters. What is being studied in this study is the intellectual aspect of the stylistics and major themes of these poems and literary expressions, mourning the western writings of the country, relying on recent declarations of remarriage in Lorestan province. The study of this aspect of contemporary literature and the style of writing and most of the concepts considered in these declarations form the basis of this research.

    Keywords: Contemporary literature, Written mourning, Annunciation, Lorestan
  • Keihan Shahriari, Mohtasham Mohammadi* Pages 223-243

    This article tries to analyze the ancient and mythical model of five novels using descriptive method based on psychological critique and according to the characteristics of fiction literatu y Ahu khanom, s Husband" by Ali Mohammad Afghani, "Sovashun" by Simin Daneshvar, "I Turn off the Lights" by Zoya Pirzad, "Her Eyes" by Alavi and "Sang -e-sabur" by Sadegh Chubak The main protagonists of the novels, Ahu , Homa, Zari, Clarice, Farangis and Govhar are each a manifestation of Greek mythology, as well as various aspects of the ancient Jung patterns. After introducing the goddesses, the characteristics of these archetypes are matched with the characteristics of the novel's female heroes. Jung's outstanding archetypes such as mother and old Farzaneh are also examined and analyzed in the characters of these narratives. After conducting the analysis, the author found that these ancient patterns were largely consistent with the female characters in these novels. Deer is the chart of Hera and Dimitar, Zari is the chart of Hera, Dimitar and Athena, Clarice is the chart of Hera, Dimitar and to some extent Aphrodite and Farangis is the chart of Aphrodite and Athena.

    Keywords: Greek mythology, archetype, jung, Persian novel, woman, goddess
  • Mohammadreza Salehi Mazandarani*, Mokhtar Ebrahimi, Mohammad Shahriari Pages 245-266

    The text style and its originality can help a researcher with correcting a text. In Nafsat-al-Masdour there were some errors most of with have been corrected in an edition and explanation by AmirhasanYazdgerdi and the following studies. However, there are still a few errors that need to be dealt with and corrected so as to keep the originality of the text. Since the first edition of the work and the evidences within it are the most appropriate tools at hand, the writers try to correct such errors through a descriptive-analytic methodology. This correction relies on text coherence, parallelism, word collocation and also intertextual relations between this text and other works specifically jalal-o-din's Biography. Finally, the researchers recommend the appropriate alternatives by presenting the reasons and evidences.

    Keywords: Nasavi, Nafsat-al-Masdour, correction, distortion, textcoherence, editing
  • Fereshteh Naseri* Pages 267-288

    Ontology is one of the important metaphysical topics that by giving importance to the role of existence in the system of existence, provides the basis for ontological analyzes about man and the facts of the universe in literary texts. Considering that human beings by nature seek to discover the truths of the world, and on the other hand, the main feature of postmodern literature is a strong reliance on disintegration, contradictions and questionable narratives; Therefore, ontological studies can be considered as one of the basic discussions of postmodern literature. In postmodern fiction, by combining the boundaries of different worlds, the certainty of these worlds is negated, thus highlighting the ontological content of the text, and throughout the story, philosophical questions about the existence, nature of the world, and the structure of reality are raised in the audience's mind. Combining features such as: author's death and uncertainty, is the dominant approach of Bahadoran Fors's secret history novel. Therefore, in the present study, we decided to explain the components of postmodern ontology index in this novel to find Master Shamisa using From what arrangements does he express different and multiple inferences and perceptions of this text and to what extent has he been able to explain his words based on the unification of topics for the audience, in order to enter the existential fields by disrupting the existential areas of the text? Success in the text itself.

    Keywords: Postmodernism, ontology, existential realms, author's death, the secret history of the ancient Bahadoran Fors