فهرست مطالب

کهن نامه ادب پارسی - سال یازدهم شماره 1 (پیاپی 30، بهار و تابستان 1399)
  • سال یازدهم شماره 1 (پیاپی 30، بهار و تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/06/01
  • تعداد عناوین: 15
|
  • حسن آرم کان*، فاطمه مدرسی صفحات 1-22

    ترجمه های زیادی از رباعیات خیام به زبان کردی در دست است که مترجمان تلاش کرده اند معانی دقیق و مفاهیم زیبای سروده های خیام را به زبان کردی برگردانند. پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی و با جمع آوری داده ها به شیوه کتابخانه ای انجام گرفته و در پی آن است سه ترجمه کردی رباعیات خیام یعنی، ترجمه های «کامران بدرخان»، «گوران» و «هژار» را بررسی کند. تحقیق در مورد ترجمه های مذکور مشخص کرد ترجمه کامران عالی بدرخان به شیوه تحت اللفظی و نثر است و مترجم به سبب عدم آشنایی با معانی ثانوی کلام خیام و ظرافت های شعری او، نتوانسته لحن و زبان خاص خیام را به زبان کردی منتقل کند. گوران نیز در ارایه تصویری متناسب با ادب و فرهنگ کردی از اشعار خیام موفق عمل نکرده و ترجمه او جایگاهی شایان توجه در میان مخاطبان کردزبان نیافته است. اما در ترجمه هژار که از نوع آزاد یا ارتباطی است، مترجم ضمن انتقال نگاه خیام به جهان بیرون و درون، روح کلی و پیام اصلی و ویژگی های معنایی و صوری از قبیل وزن و قالب، لحن کلام و استواری سخن این حکیم نامی را به خوبی به زبان کردی برگردانده و همین امر ترجمه هژار را رساتر و مقبول تر از بقیه ساخته است.

    کلیدواژگان: رباعی، خیام، ترجمه، بدرخان، گوران، هژار
  • جنیتا خاوریچ* صفحات 23-52
    طول حکومت پانصد ساله امپراتوری عثمانی در بوسنی و هرزگوین شعرا و نویسندگانی ظهور کرده بودند که آثار خود را به زبان فارسی و به تقلید از سعدی، جامی، رومی و دیگر شعرا و ادیبان نامدار ایرانی نوشته  و آثار مهم و زیبایی از خود به جا گذاشته اند. بی شک  فوزی موستاری (18 قرن میلادی) یکی از بر جسته ترین ادیبانی است که به تقلید از آثار کلاسیک فارسی، اثر ارزشمندی بلبلستان خلق کرده است.هدف اصلی این مقاله آن است که اثر بلبلستان با دیگرآثار کلاسیک ادبیات فارسی از نظرگاه رابطه بینامتنیتی بررسی و تحلیل شود. در مورد استفاده از درون مایه ها و موضوعات دیگر آثار باید گفت که فوزی عموما از بهارستان جامی استفاده کرده است هرچند که موضوعات مشابه با گلستان سعدی نیز در اثر او مطرح شده است. همچنین علاوه بر بهارستان از نفحات الانس جامی برای داستانهای خود ایده و افکار و موضوعات گرفته است. بجز این آثار درون مایه ها و موضوعات را از دیگر منابع همچون تذکره الاولیا اثر فریدالدین عطار و کشف المحجوب اثر معروف صوفیانه از علی بن عثمان هجویری نیز گرفته است. فوزی همه این داستانها و موضوعات را با گسترش سبکی و موضوعی در اثر خود جا داده است.
    کلیدواژگان: فوزی موستاری، بلبلستان، بینامتنیت، فزون متنیت، آثار کلاسیک ادبیات فارسی
  • رمضان رضایی*، یدالله رفیعی، پریناز علی اکبری صفحات 53-77

    نوع خطاب ها و حروف به کار رفته در اسلوب ندا در هر زبان بیانگر سطح بلاغت آن زبان در این زمینه است و هر کدام برای منظوری خاص برای بیان احساسات گوینده آن به کار گرفته می شود. به همین دلیل برخی ادیبان و علمای بلاغت که در متون و کتاب های مختلف به بررسی زیبایی های موجود در اسلوب های مختلف بلاغی می پردازند، منادا را به عنوان یکی از این اسلوب ها بررسی زیباشناسی می کنند. نگارندگان در جستار پیش رو با استفاده از شیوه استنطاقی و با بهره گیری از روش تحلیل محتوا قصد دارند اغراض و مقاصد ندا را در شعر حافظ و ابن فارض با تکیه بر ادبیات تطبیقی مکتب آمریکایی تبیین نماید. یافته ها بیانگر آن است که آن دو ابتدا با استفاده از منادا باعث جلب توجه مخاطب شده و سپس به کمک جمله های دارای نقش ترغیبی (امری، خبری، پرسشی، التزامی، شرطی و بازدارنده) که پس از منادا قرار می گیرد، به انتقال پیام و انگیزش مخاطب می پردازد؛ با توجه به اینکه جملات پس از ندا معمولا حامل پیام مهمی از جمله نقش ترغیبی از سوی گوینده است، این دو شاعر نقش ترغیبی زبان را در این گونه از جملات که بیشتر دارای درون مایه های عرفانی هستند، مراد قلبی خویش را بیان می کنند.

    کلیدواژگان: اسلوب خطاب، شعر عرفانی، حافظ، ابن فارض، استنطاق، ادبیات تطبیقی
  • محمد رودگر* صفحات 79-103
    درونمایه بیشتر حکایات صوفیه، کرامات مشایخ است. حجم عظیمی از تذکره ها و مناقب نامه های عرفانی و برخی دیگر از متون صوفیانه را می توان تحت عنوان «حکایات کرامات» گنجاند. حکایات کرامات همواره عرصه رد و قبول گروه های گوناگون بوده است. منکران کرامات نمی توانند دلایل عقلی و نقلی و انبوه گزارش های موجود از وقوع کرامات را در این حکایات، نادیده بگیرند. مثبتان نیز نباید به دلایل عقلی و اقناعی اکتفا کرده، باید به فکر پذیرش و باورپذیری این پدیده ها از سوی مخاطبانی باشند که خود اهل سلوک و کرامات عرفانی نیستند. یکی از مهم ترین مباحث حول موضوع حکایات کرامات، واقعیت موجود در این حکایات است که ثمرات مهمی را در ارایه یک نوع واقع گرایی خاص و بومی در عرصه هنر و ادبیات در پی خواهد داشت. در این پژوهش پس از تعلیل کرامات، ثابت می شود که این پدیده ها قابلیت واقع نمایی را دارند و راه برای واقع نمایی چنین پدیده هایی هموار است. نظرات صوفیه در تعلیل کرامات بیان شده، مراد از واقع نمایی مشخص گشته، ادله برون متنی و درون متنی واقع نمایی این حکایات بررسی شده است. اثبات امکان واقع نمایی کرامات، به پذیرش وجود سطحی از واقعیت در حکایات کرامات می انجامد هرچند این واقعیت عرفانی به خوبی تبیین نشده، به ظاهر در تضاد با واقعیت های مادی باشد.
    کلیدواژگان: کرامات اولیا، حکایات کرامات، تعلیل کرامات، واقع نمایی
  • اعظم زنگنه*، حمید طاهری صفحات 105-126
    به اعتقاد تحلیل گران گفتمان انتقادی، متون، منعکس کننده تاریخ، روابط و ساختارهای اجتماعی، ایدیولوژی و کارکرد قدرت هستند و ازاین رو می توانند زمینه ای مناسب در مطالعات تحلیل گفتمان و نقد زبان شناختی باشند. اشعار عرفانی عصر صفوی، از چنین منظری، دلالت های ضمنی مهمی دارند و بخشی از واقعیات آن عصر را آینگی می کنند. بسامد بالای عناصر شیعی (نشانه ای از التقاط تشیع و تصوف)، حضور بالای نهاد در جملات (نشانه ای از بی پروایی شاعران در بیان ما فی الضمیرشان که خود معلول پیوند ایشان با مرکز قدرت است)، فراوانی جملات معلوم و بلند (نشانه ای از اطمینان گویندگان به گزاره های طرح شده) و... بخشی از این دلالت های ضمنی است. از سوی دیگر حواله دادن برخی کاستی ها به مردم عصر و زهاد و واعظان یا قضای ایزدی، نشان می دهد که این گویندگان یا هم چنان زیر سیطره نگاه غالب و سنت های ادبی و عرفانی هستند یا به اقتضای روابطی که با مرکز حکومت دارند نمی توانند انتقادات را مستقیما به سران حکومت و بدنه اصلی آن متوجه بکنند.
    کلیدواژگان: تحلیل انتقادی گفتمان، قدرت، شعر عرفانی، عصر صفوی
  • علیرضا شعبانلو* صفحات 127-150
    واصفی نویسنده و شاعر سده 10 هجری است. تنها اثر برجای مانده از وی، بدایع الوقایع است که حاوی حکایات و خاطراتی است که به ترتیب تاریخی نگارش یافته اند. واصفی مقداری از اشعار و مکتوبات خود را نیز در بدایع الوقایع آورده که ارزش ویژه ای بدان بخشیده است. در این کتاب مجموعا 42 مکتوب آمده است که شامل انواعی چون سلطانیات و اخوانیات و برخی انواع دیگر چون وقف نامه و کتابه عمارت، خطبه کتاب، متن سنگ گور، شجره نامه و قباله است. هجده فقره از این نامه ها را در یک جلسه، فی البداهه نوشته است و بقیه را در مناسبتها و زمانهای دیگر نگاشته است. بلاغت واصفی موجب شده در هر حال اقتضای حال مخاطب و فرستنده و موضوع را در نظر گیرد، لذا حجم هر یک از بخش های نامه متناسب با اهمیت و جایگاه فرستنده، گیرنده و موضوع تغییر می کند. ویژگی بارز مکتوبات وی، کوتاهی آنهاست که با نهایت بهره گیری از تشبیه بلیغ و استعاره مکنیه نگاشته شده اند. بسامد کلمات عربی در نثر وی به حدود هشتاد درصد می رسد اما اکثرا از کلمات مستعمل هستند. در نامه های فارسی، آیات قرآنی و عبارتهای عربی نیز درج کرده اما بسیار کم.
    کلیدواژگان: واصفی، بدایع الوقایع، مکتوبات
  • سعید طاهری*، قدرت الله طاهری صفحات 151-169

    به دلیل کاربرد وسیع «کنایه»، از گذشته تا به امروز، تعاریف متعددی از آن ارایه شده است. تعاریف گذشتگان چندان روشن و دقیق نبوده و مرز مشخصی بین تعریف ها و مثال هایشان وجود ندارد. از سوی دیگر، کنایه را تنها در آثار ادبی جستجو و شواهدی هم که به عنوان مثال آورده اند فقط از میان آثار ادبی گزینش شده است. بی توجهی به خاستگاه اصلی کنایه؛ یعنی زبان عام، در تعریف و دسته بندی آن، سبب خلط انواع کنایه شده است. در این مقاله، ابتدا مبهم و سلیقه ای بودن تعاریف گذشتگان از کنایه بررسی و سپس، لزوم توجه به کنایات موجود در زبان عام و وارد شدن آن ها به زبان ادبی مطرح شده است. در ادامه، با ارایه مثال هایی از زبان عام و ادبی، کنایه در سه نوع «کنایه از موصوف»، «کنایه از صفت» و «کنایه از نسبت» با توجه به دایره کاربردشان در بستر زبان عام و ادبی، در دو نوع محدود و نامحدود، به دوازده قسم کنایه تقسیم شده است. در پایان، «کنایه از نسبت» به دلیل قدرت بالای توصیف، باارزش ترین نوع کنایه تشخیص داده شده است.

    کلیدواژگان: علم بلاغت، کنایه و تقسیم بندی آن، زبان عام و زبان ادبی
  • یحیی کاردگر*، اعظم بابائی صفحات 171-194
    بحث درباره موضوع چالش برانگیز «قضا و قدر» همواره در ادبیات فارسی مطرح بوده است، اما به طور خاص تعدادی از شاعران دوره صفویه توجه ویژه ای به این موضوع کرده اند و مثنوی های مستقلی با عنوان «قضا و قدر» سروده اند و این مسیله به صورت یک جریان منظومه سرایی تا دوره قاجار ادامه داشته است. اغلب این منظومه ها به صورت نسخه خطی است. پژوهش حاضر تعدادی از منظومه های قضا و قدر و شاعران آنان را معرفی می کند و از نظرگاه تحلیل جنبه های داستانی، این منظومه ها را بررسی و نقد می کند. نتایج این تحقیق حاکی از آن است که منظومه های قضا و قدر با وجود افتراق های جزیی، دارای وجوه مشترکی هستند که وحدت ساختاری این آثار را از نظر پردازش داستانی فراهم می کند. مولفه های مشترک روایی این متون عبارتند از: سادگی زبان، وجود یک الگوی ثابت در پیرنگ و نیز در شخصیت پردازی، تکرار شخصیت های قراردادی و ایستا؛ مبتنی بودن همه منظومه ها بر یک مضمون کلیدی؛ ایجاد حوادث خلق الساعه و تصادفی و ضعف حقیقت مانندی؛ پایان بندی غیرمنتظره و تراژیک. بر اساس این پژوهش، شاید بتوان این منظومه ها را به عنوان یک نوع ادبی تازه معرفی کرد. حاصل این پژوهش می تواند روشن کننده بخشی از سیر تحول ادبیات فارسی و جریان شناسی ادبی باشد.
    کلیدواژگان: دوره صفویه، منظومه های فارسی، منظومه های قضا و قدر، نوع ادبی قضا و قدر
  • مجتبی مجرد* صفحات 195-207
    تذکره الاولیای عطار نیشابوری یکی از مهم ترین آثار صوفیانه زبان فارسی و فرهنگ ایرانی است. عطار برای نگارش این کتاب، که شرح حال حدود یک صد تن از اولیا و چهره های برجسته تصوف اسلامی است، از منابع گوناگونی بهره برده که هنوز برخی از این منابع برای ما ناشناخته باقی مانده است. پاره ای از این منابع به زبان عربی و برخی دیگر به زبان فارسی بوده است. شناخت مآخذ عطار در تدوین تذکره الاولیاء، ما را با سرچشمه های فکری و اندیشگانی وی آشنا می سازد و زمینه را برای بررسی علمی تر و دقیق تر شخصیت و آثار او هموارتر خواهد کرد. یکی از منابع ناشناخته ای که عطار از آن برای تدوین تذکره الاولیاء بهره برده، کتابی است با عنوان طبیب القلوب که در سال 500 هجری- یعنی حدود یکصد و بیست سال پیش از مرگ عطار- به دست ابوالفتح محمد خزیمی فراوی به زبان فارسی نوشته شده است. عطار در تذکره الاولیای خود پاره ای از حکایات مربوط به صوفیان را از این کتاب نقل کرده است. برخی از این حکایات، عینا و با همان کلمات و عبارات فراوی نقل شده است. این نوشته می کوشد تا با معرفی و بررسی کتاب طبیب القلوب، بخشی از بهره گیری های عطار از این کتاب را نشان دهد.
    کلیدواژگان: عطار، تذکره الاولیاء، طبیب القلوب، خزیمی فراوی
  • یوسف محمدنژاد عالی زمینی*، بهجت قاسم زاده صفحات 209-225
    قرآن قدس یکی از متون قابل توجه دوره رشد و تکوین زبان فارسی (قرن 4 و 5) است، زبان آن آمیزه ای از فارسی، عربی و عناصر گونه ای-گویشی قلمداد می شود و از نظر آوایی و صرفی ویژگی های منحصربه فردی دارد. با توجه به ارتباطی که این متن با زبان فارسی میانه دارد و اینکه بسیاری از صاحبنظران مکان نگارش آن را جایی در حوالی سیستان می دانند، هدف از انجام این پژوهش مقایسه برخی از ویژگی های آوایی و صرفیاین قرآن مترجم با فارسی میانه، متون پازند، متون فارسی-یهودی و برخی از گویش های ایرانی رایج در جنوب شرقی ایران بوده است. نتایج برآمده از بررسی داده های موجود که عموما به صورت کتابخانه ای به دست آمده اند، نشان می دهند که این اثر در برخی ویژگی های آوایی چون تحول /w/ آغازی و میانی، عدم تحول /d/ میان واکه ای و تحول /h/ آغازین با متون پازند و در مواردی گویش های بلوچی، رودباری، سیستانی و کرمانی مشابهت دارد،  برخی ویژگی های صرفی آن، چون تکواژ موصولی نانوشته «-»، پسوند مصدرساز «-شت» و تمایز معنایی دو حرف اضافه «ب/ بد» و «بی» در متون فارسی-یهودی نیز مشاهده می شود و واژه هایی از فارسی میانه را نیز در خود حفظ کرده است.
    کلیدواژگان: قرآن قدس، فارسی میانه، متون پازند، متون فارسی-یهودی، زبان بلوچی، گویش رودباری، گویش سیستانی
  • علیرضا محمدی کله سر*، شیوا وکیلی مطلق صفحات 227-253
    یوری لوتمان، تاثیر شعر را حاصل برخورد نظام هایی مختلف می داند که به طور همزمان در متن عمل می کنند. البته وی از نظام تصاویر شعر سخن نگفته، ولی این نظام را نیز به دیگر نظام های مورد نظر لوتمان می توان افزود. کارکرد این نظام، حاصل پیوند میان تصاویر است. از این منظر، شبکه این تصاویر می تواند دلالت هایی معنایی و زیباشناختی نیز داشته باشد. در مقاله حاضر، با بررسی پیوند میان دو تصویر باده و چهره در شعر حافظ، پیچیدگی پیوند میان این دو تصویر در سه سطح وابسته های منفرد، تصاویر ترکیبی و پیوند تصاویر در سطح بیت نشان داده شده است. با تکیه بر این پیوندها، به دلالت هایی زیباشناختی و معنایی نو و فراتر از دلالت های زبانی در دیوان حافظ می توان دست یافت. با این نگاه، افزون بر تکنیک های بلاغی و معنای لغوی ابیات حافظ، تکنیک ها و معانی ثانوی حاصل از این پیوندهای تصویری را نیز می توان دریافت. تحلیل این شبکه تصاویر شعری، بر ایده این همانی تصاویر در محور جانشینی تکیه داشته است.
    کلیدواژگان: نظام تصاویر، این همانی، محور جانشینی، شبکه تصاویر، حافظ
  • فاطمه مهری* صفحات 255-281
    پرندگان به سبب ارتباط ویژه ای که میان ایشان و عالم علوی تصویر می شده است، در عرفان اسلامی اهمیت بسزایی داشته اند. در این میان طوطی به عنوان یکی از پرندگان شاخص متون عرفانی اغلب دارای دو وجه متفاوت دانسته شده: یک وجه ظاهری که او را به سبب تقلید بدون تمییز از نطق انسانی، نمادی از برگرفتن ظاهری معارف بدون پی بردن به معانی بازمی شناسد و وجه دیگری که او را پرنده ای قدسی و خردمند و از عالم بالا می داند که آنچه می گوید، بهره ای از حقایق برین دارد. از آنجا که این پرنده در متن های فارسی با یکی از خاستگاه های اصلی اش، هندوستان، هم آیی دارد، برای پی بردن به زمینه این وجه دوم، طوطی و جلوه های مرتبط با آن را در هند بررسی کرده ایم و ارتباط میان این پرنده و مهم ترین آیین های شبه قاره هند را در برخی متون مذهبی و داستانی که با این آیین ها ارتباط داشته اند، نشان داده ایم. طوطی در این متن ها پرنده ای بهره مند از خرد راستین، دستیار خدایان، ازبردارنده متون مقدس و قالبی برای تجسد روحانیان بوده است. با در نظر داشتن این پیش زمینه، کوشیده ایم برخی تشابهات و تناظرات را که میان تصویر طوطی در متون هندی و متون عرفانی فارسی وجود دارد، نشان دهیم و از احتمال برخی تاثیرپذیری ها سخن بگوییم.
    کلیدواژگان: جاتکه ها، داستان پردازی هندی، طوطی، طوطی نامه، مضمون سازی عرفانی
  • مهدی میرکیایی* صفحات 283-305
    قصه یکی از گونه های فرهنگ عامیانه است که از ظرفیت بالایی برای نقد تلویحی قدرت و به اشتراک گذاشتن درونمایه های سیاسی برخوردار است. از همین رو پژوهش در قصه های عامیانه می تواند بخش های مهمی از کنش سیاسی فرودستان را که در دوره پیشامدرن با پنهان کاری و استتار فراوان صورت می گرفت نمایان کند. یافتن پاسخ این پرسش ها که رفتار سیاسی عامه چگونه در این قصه ها بازتاب یافته و در برابر ارباب قدرت به چه صورت استتار شده، دارای اهمیت ویژه ای است. فرض ما این است که توده ها در چند سطح به سلطه واکنش نشان می دادند.آنها در سطح اول قدرت، مشروعیت و منزلت اصحاب سلطه را تایید می کردند اما در سطح دوم و در روایت نهانی خود، ابعاد گوناگون روایت رسمی نخبگان حاکم را نفی می کردند. آنها همچنین سعی می کردند گفتگویی را با سلطه برقرار کرده و به تهدید یا سرزنش پوشیده ارباب قدرت بپردازند یا در برابر آن دادخواهی کنند.این پژوهش بر اساس نظریه روایت های نهانی از جیمز سی. اسکات(James C. Scott) انجام شده است. تشریح مقاومت خاموش و پنهان توده ها در برابر سلطه بدون کنش های خشونت بار مضمون اصلی نظریه اسکات است.
    کلیدواژگان: قصه های عامیانه، فرودستان، سلطه، نقد قدرت
  • الهام هاشمی*، سهیلا صلاحی مقدم، جان الله کریمی مطهر صفحات 307-335

    در نشانه-معناشناسی فرآیند تولید معنا با شرایط حسی-ادراکی پیوند می خورد، بنابراین مقاله حاضر به تحلیل گفتمان تنهایی در غزلیات حافظ و اشعار شاعر روسی، آفاناسی فت، با رویکرد حسی-ادراکی شامل ادراک برونه ای، ادراک درونه ای، تمامیت معنا، تنش گفتمان، مرکزیت شوشگر حسی-ادراکی، عملیات شاخصه ای، جهت مندی فضای تنشی، عناصر حاضر در فضای تنشی، افعال موثر، آهنگ و نمود، صحنه عاطفی، چشم انداز، آمادگی عاطفی، هویت شوش عاطفی، هیجان و بعد ارزشی گفتمان می پردازد. از آنجا که هیچ گفتمانی نمی تواند مستقل از گفتمان هایی که قبل از آن شکل گرفته عمل کند و همچنین شاعر روسی به ترجمه غزلیات حافظ نیز پرداخته و از فرهنگ شرقی شناخت داشته است، پژوهش حاضر در نظر دارد با روش توصیفی-تحلیلی، چگونگی تولید جریان سیال معنای تنهایی را در شعر حافظ و فت بررسی کند. نتایج تحقیق گویای آن است که هر دو شاعر فارسی و روسی با تمام عناصر گفتمان عاطفی، شامل افعال موثر، واژگان و صحنه های عاطفی، برونه ها و درونه ها، پیش تنیدگی و پس تنیدگی ها به القا، باور و ایجاد فرآیند روایی- تنشی تنهایی در شعر خود پرداخته اند و بر اثر آن دو گونه عاطفی و شناختی در تعامل با یکدیگر قرار می گیرند، که منجر به شکایت از تنهایی یا شکل گیری نظام ارزشی سعادتمندی در خلوت می شود.

    کلیدواژگان: نشانه معناشناسی، گفتمان تنهایی، حافظ، آفاناسی فت
  • ماندانا هاشمی* صفحات 337-356
    اساطیر،ادیان ،ادبیات وآیین های باستانی ایران یکی از خاستگاه های عقاید عرفانی است.دردوره اسلامی امتدادفرهنگ باستانی ایران ازسویی درفرهنگ عظیم اسلامی وازسوی دیگربراندیشه عرفا ،تاثیر گذارد.روح تفکرزردتشتی باتفکرعارفان ایران درهم آمیخت ودرمسلک اشراقی سهروردی احیاشدودرشعر عارفان بزرگی چون عطار ومولانا متجلی گردید.اصطلاح متناقض نمای «نورسیاه»یکی ازاین مفاهیم است که درحوزه اندیشه های عرفانی جایگاه ویژه دارد وریشه در باورهای اسطوره ای، ادیان و آیین های باستانی داشته با درآمیختن با باورهای عرفانی تغییراتی در آن ایجاد شده در مقاله حاضربه تحلیل رابطه میان باورهای اسطوره ای و تعابیر صوفیانه درباره نور سیاه پرداخته شده است.بررسی های انجام شده نشان می دهد باورهای اسطوره ای درباره اهریمن با نگاهی هنرمندانه و ساختارشکنانه در نگاه عارفانه به پارادوکس نور سیاه منجر شده است واین نوع نگاه هنرمندانه تغییرات ساختاری را در نگاه به ابلیس رقم زده است که ریشه آن در باورهای اساطیری است.
    کلیدواژگان: نور سیاه، اهریمن، اهورامزدا، عرفان، ادیان باستان
|
  • Hasan Armkan *, Fatemeh Modarrsei Pages 1-22

    There are many translations of Ruba’iyyat-i Khayyam in the Kurdish language in which translators have tried to convey the precise meanings and beautiful concepts of Khayyam’s poetry to the target language. Using the descriptive-analytical method, and collecting data through desk research, the present study seeks to compare three Kurdish translations of Ruba’iyyat-i Khayyam, namely the translations conducted by Kamran Ali Badrkhan, Guran, and Hazhar. The study found out that Kamran Ali’s work is a word-for-word and prosed translation and that due to lack of familiarity with figurative meanings of Khayyam’s words and the poetic subtleties, he has failed to convey Khayyam’s particular tone and language to Kurdish. Guran too does not succeed in presenting a picture of Khayyam’s poetry proportionate to Kurdish literature and culture, and his translation has not found a high status among the Kurdish speaking audience. In Hazhar’s translation which is of a free or communicative nature, however, the translator conveys well not only Khayyam’s view of inner and outer worlds, but also the spirit and main message as well as the semantic and formal features of his poetry, including form, metre, tone and the robustness of the words of the well-known wise man, which is what makes the translation more eloquent and acceptable.

    Keywords: Ruba’i, Khayyam, Translation, Badrkhan, Guran, Hazhar
  • Đenita Haverić * Pages 23-52
    During the five hounded year rule of the Ottoman Empire in Bosnia and Herzegovina, there were poets and writers appeared who wrote their works in Persian, imitating Saadi, Jami, Rumi, and other famous Iranian poets and who have left behind valuable and beautiful works. Without a doubt, Fewzi Mostari (18 century) is one of the foremost writers who wrote his valuable work Bulbulistan imitating classical Persian works. The main objective of this paper is to put Bulbulistan into intertextual connection with other works of classical Persian literature.Regarding the use of themes and motifs from other works, it can be said that Fewzi mostly used Jami's Baharistan, although his work also has some thematic similarities with Saadi's Gulistan. In addition to Baharistan, Fewzi for his stories took ideas, thoughts and themes from Jami's Nafahat al-Uns (Breaths of Fellowship). Also, he took motives and topics from other sources like Tadhkarat al-Awliya(Memoirs of Saints) by Fariduddin Attar, and the famous Sufi work Kashf al-Mahjub, whose author is Ali Bin Uthman al-Hojwiri. All the stories and thematic units that were taken over Fewzi incorporated in his work with certain thematic and stylistic expansions.
    Keywords: Fewzi Mostari, Bulbulistan, intertextuality, hipertextuality, classical works of Persian literature
  • Ramazan Rezaei *, Yadollah Rafiei, Parinaz Aliakbari Pages 53-77

    The kind of speeches and letters used in the manner of evocation case in each language represent some of the beauties of that language, each of which is used to express the feelings of the speaker. For this reason, rhetoricians and scholars who study various beauties in different rhetorical texts and books treat evocation case as one of these aesthetics. The present article aims to explain evocation case exegesis and meanings in the poetry of Hafez and Ibn Farez using the content analysis method and by applying the method of content analysis based on the comparative literature of the American school. Findings indicate that they first attract the attention of the audience with the use of evocation case and then with the help of motivational statements (affirmative, informational, questioning, obligatory, conditional, and deterrent) that follow the evocation case. , Conveying the message and motivation of the audience; since the postevocational sentences usually carry an important message from the speaker, the two poets exhort the role of language in such sentences that are more in mystical themes, They express their purpose.

    Keywords: Evocation Style, Mystical Poetry, Hafiz, Ibn Farez, Inquiry, Comparative literature
  • Mohammad Roodgar * Pages 79-103
    The most part of the motif of Sufi anecdotes is the Kirāmāt of elders. A huge volume of mystical biographies and the books of virtues and some other Sufi texts can be included as " the anecdotes of Kirāmāt". The anecdotes of Kirāmāt have always been the scene of rejection and acceptance by various groups. The deniers of Kirāmāt cannot ignore the rational and traditional reasons and massive reports of the occurrence of the Kirāmāt in these anecdotes. As well as those who prove the Kirāmāt should not rely on rational and persuasive arguments, rather, they must seek the acceptance and credibility of these phenomena by audiences who have not experienced the mystical paths and Kirāmāt. One of the most important issues in the anecdotes of Kirāmāt is the reality in them which will have important consequences for the presentation of a particular and indigenous realism in the field of art and literature. In this research, after the causation of the Kirāmāt, it is proved that these phenomena are capable of realization and the way for realization such phenomena is smooth. The Sufi's views on the causation of the Kirāmāt have been clarified, the mean of realization is specified, and the external and internal arguments for the realization of these anecdotes have been examined. The proof of the possibility of realization of the Kirāmāt means accepting the existence of a kind of reality in the anecdotes of Kirāmāt, although this mystical fact has not yet been well explained, it seems to contradict material realities.
    Keywords: '' The Kirāmāt of al-ulīāʾ '', The anecdotes of Kirāmāt '', '' The causation of the Kirāmāt '', '' Realization''
  • Azam Zanganeh *, Hamid Taheri Pages 105-126
    Critical discourse analysts believe that Literary texts reflect history; social relations and structures; ideology and power function; Hence they can provide a good basis for discourse analysis and linguistic critique studies. The present research proves the critical analysis of the discourse of mystical poetry of the Safavid era. These poems, according to their socio-cultural and political context, can be seen as the mirrors for ideology and power relations. The current study shows that the mystic of the Safavid era, due to his high social class and his alignment with the dominant ideological system, is outspoken and powerful. This is determined by the selection of vocabulary, syntax, chosen figures of speech, using the active or passive voice, topicalization of the subject, the context of the situation, intertextuality, and social context survey.
    Keywords: Critical Discourse Analysis, Power, Mystic poem, Safavid era
  • Alireza Shabanlu * Pages 127-150
    Wasefi is a writer and poet of the 10th century AH. The only remaining work of his is the Badaye' Al-Vaqaye', which contains anecdotes and memoirs written in historical order. Wasefi has also put some of his poetry and Letters in Badaye' Al-Vaqaye', which is of particular value. The book comprises a total of 42 letters, including types such as the Sultaniyat and Ekhvaniat, and some other types such as the Vaqf nameh and Ketabe-ye- emarat, Book sermon, Grave Text, Family Tree and deed. He wrote eighteen of these letters in one session, and wrote the rest on other occasions and occasions. In his letters, Vasafi considers the present of the addressee and the sender and the subject, so the volume of each section of the letter varies according to the importance and position of the sender, recipient, and subject. An important feature of his writings is the shortness of which are written with the utmost use of simile and metaphor. The number of Arabic words in his writings reaches eighty percent, but most are of the words used. Farsi letters, Qur'anic verses and Arabic phrases are also included, but very little.
    Keywords: Vasefi, Badaye' Al-Vaqaye', letters
  • Saeed Taheri *, Ghodratalah Taheri Pages 151-169

    Due to the extensive usage of metonymy from the past to the present, several definitions of the term have been propounded. Old definitions were not very clear and precise, there being no lucid distinction between definitions and examples. On the other hand, metonymy and examples there of only were looked for in and selected from among literary works. Inattention to the origins of metonymy i.e. common language led to the confusion of different types and definitions of metonymy. This article first examines the vagueness and arbitrariness of old definitions of metonymy and then proposes the necessity of attention to metonymies in common language and of their entry into literary language. Next, providing examples in common and literary languages, three types of metonymy namely “metonymy for the substantive”, metonymy for the attribute” and “metonymy for the relation” are subdivided into twelve types in view of their limited and unlimited usage in literary and common languages. At the end, metonymy for the relation is described as the most valuable because of its high descriptive power.

    Keywords: Rhetoric, metonymy, its categorization, common, literary languages
  • Yahya Kardgar *, Azam Babayi Pages 171-194
    Although the challenging topic of predestination (qażā va qadar) has always been discussed in Persian literature, some poets in the Safavid era paid a particular attention to the topic, composing eponymous masnavis, and this trend continued until Qajar. Most of these poems are manuscripts. The present study introduces a number of predestination poem and their poets and from the point of view of analyzing the aspects of fiction, these poems are criticized. The results of this study Indicates that the Predestination poems (qażā va qadar), despite minor differences, have common features that provide the structural unity of these works in terms of story processing. Common narrative components of these texts are: simplicity of language, the existence of a dominant pattern in the plots well as in characterization and the repetition of stereotyped, conventional, and static characters; being based all poems  on a key and important theme; Create Heterogeneous and accidentally Events and Weakness of verisimilitude; Unexpected ending and the tragic end and The dominance of incidentalization over characterization. According to this research, these poems may be introduced as a new type of literature. The result of this study can clarify part of the evolution of Persian literature and of the knowledge of literary trends
    Keywords: Safavid period, Persian epopee, Ghaza, Ghadr poems, Ghaza, Ghadr ganre
  • Mojtaba Mojarrad * Pages 195-207
    Attar Nishapori's Tazkerat al-Olya, is one of the most important works of Sufism in Persian language and culture. Attar has used various sources to write this book, which is a story about one hundred grandfathers and prominent figures of Islamic Sufism. Some of these resources were in Arabic and others were in Farsi and some of these sources yet remain unknown for researchers. Knowing the source of Attar in the compilation of Tazkerat al-Olya remarks will introduce us to the sources of his thoughts and his ideas and will pave the way for a more scientific and precise examination of his personality and effects. One of the unknown sources that Attar has used for the compilation of Tazkerat al-Olya is Tabib al-Gholob. This book was written in Persian by Abo al-Fath Mohammad ibn Mohamad ibn ali Khozaymi Foravi in the 1107 AD- about 130 years before died of Attar. Attar has narrated some of the Sufi anecdotes in his book .Some of these stories are quoted exactly and with the same words and phrases. This article tries to introduce and review the book of Tabib al-Gholob and show that part of the use of Attar from this book.
    Keywords: Attar, Tazkerat al-olya, Tabib al-Gholob, Khozaymi Foravi
  • Yusof Mohammadnezhad Alizamini *, Behjat Ghasemzadeh Pages 209-225
    Quran-e Qodsis one of the remarkable texts of the period of growth and development of the Persian language (4th and 5th centuries). Its language is considered to be a mixture of Persian, Arabic and dialectal-variety elements and has unique features in terms of phonetics and morphology. Due to the connection between this text and the Middle Persian language and the fact that many experts consider its place of writing to be somewhere near Sistan, the purpose of this study was to compare some phonetic and morphological features of this Quran with Middle Persian, Pazand texts, Persian-Jewish texts and some common Iranian dialects in southeastern Iran. The results of  analyzing the available data, which are generally obtained through library-based method, show that this text in some phonetic features such as change of beginning and middle /w/, lack of transformation of intermediate / d / and change of  beginning / h / with Pazand texts and in some cases with Baluchi, Rudbari, Sistani and Kermani dialects are similar, some of its morphological features, such as the unwritten monosyllabic  morpheme of “e” the infinitive suffix of "-ešt", and the semantic distinction of the two propositions of "b / bad" and "bi" can also be seen in Persian-Jewish texts; also some words from Middle Persian have been retained.
    Keywords: Quran-e Qods, Middle Persian, Pazand texts, Persian-Jewish texts, Baluchi language, Rudbari dialect, Sistani dialect
  • Alireza Mohamadi Kalesar *, Shiva Vakili Motlagh Pages 227-253
    Poem, in Yuri Lotman’s view, is the result of conflict of the various structures which simultaneously work in a text. He has not mentioned the structure of the poetic images but we can add this structure to the other his structures. The function of the structure of the poetic images is the outcome of the connection between various images. Therefore, the net of these images can have meaning and aesthetic implications. Investigating the connection between images of wine and face in the poems of Hafiz, in this paper, we have indicated the complexity of this connection in these three levels: individual relevant images, composed images and the connection of the images in the level of couplets. According to these connections, we can find the new meaning and aesthetic implications in the poems of Hafiz. In addition to the rhetoric techniques and lexical meaning, in this view, we can find the secondary meaning and techniques in Divan of Hafiz. Analyze of this net of poetic images is based on idea of identity of poetic images in the Paradigmatic axis.
    Keywords: system of images, identity, Paradigmatic axis, net of Images, wine, face
  • Fatemeh Mehri * Pages 255-281
    Due to the special relationship depicted between them and the supernal world, birds are of great significance in the Islamic mysticism. Among them, parrot as a prominent bird in mystical texts is often represented as having two different faces: its manifest face which because of parrot’s indiscriminate imitation of human speech symbolizes an appearance of gaining knowledge without understanding the meaning, and the latent face which stands for a sacred and wise bird from the heavens, whose words partake of supreme truths. As the bird is associated in Persianate texts with one of its main origins India, we examined parrot and related manifestations thereof in India so as to understand the second face, and showed the connection between the bird and major ceremonies in the Indian subcontinent in some religious and fictional texts directly linked to the ceremonies. Parrot in the texts is a bird enjoying true wisdom, a gods’ aide, the memorizer of sacred texts, and a mould for embodiment of the spiritual on earth. Against this background, we tried to show some similarities and correspondences between the image of parrot in Indian as well as mystical Persianate texts and discuss the possibility of some influences
    Keywords: Jatakas, Indian storytelling, parrot, Tales of a Parrot (ṭūṭīnāmi), mystical theme-creating
  • Mehdi Mirkiaei * Pages 283-305
    Forming a type of pop culture, tales have a high capacity for implicit criticism of power and sharing political themes; hence an investigation of folk tales can reveal important parts of subordinates’ political action which in the pre-modern age was conducted with a great deal of secrecy and camouflage. Of special significance is finding an answer to the questions how common political behavior was reflected in the tales and how it was camouflaged for the eyes of the master of power. Our assumption is that the masses responded to authority on a number of levels. On the first level, they recognized the power, legitimacy, and status of the authority, yet on the second and in their hidden narrative they negated various dimensions of ruling elites’ official narrative. They also tried to talk to the authority and implicitly threaten, reproach, or appeal for justice against the master of power. This study is based on James Scott’s theory of  hidden  transcripts  whose main theme is analysis of the masses’ silent and hidden resistance to authority without resort to violent actions.
  • Elham Hashemi *, Soheyla Salahi Moghaddam, Janolah Karimi Motahhar Pages 307-335

    Abstract In the semiotic-semantic approach, the process of creating meaning is linked to the perceptual sensory conditions. Therefore, this paper presents a semantic-semiotic analysis of the loneliness discourse in the Sonnets of Hafez and the poems of the Russian poet Afanasy Fet. The perceptual sensory approach of this paper involves all features of discourse including Perception, Intuition, integrity of meaning, discourse stress, sensory-perceptual contemplation center, indicative operations, tension space, tensions, effective values, rhythm, emotional representation, perspective and prophylaxis, stimulation and emotional readiness, affective emotionality, excitement and evaluation (value dimension). Since no discourse can be independent and separate from the other collective discourses before it, and the Russian poet has also translated Hafez’s poems into Russian and has had a deep knowledge of the Eastern culture, the present research intends to analyze the creation process of the fluid flow of the meaning of loneliness in Hafez’s and Fet’s poems. The research results show that both Russian and Persian poet have induced the belief and created the process of narrative-tension of loneliness in their poems by using all the elements of perceptual discourse which include effective verbs, lexical and emotional scenes, outwards and inward, pre-tension and post-tension, hence two emotional and cognitive types are placed into interaction with each other. This leads to complaining about loneliness and the formation of a value system (bliss in privacy).

    Keywords: Semiotic-semantic, loneliness discourse, Hafez, Afanasy Fet
  • Mandana Hashemi * Pages 337-356
    The mystic term "Black Light", which has a special place in the works of some great scholars of mysticism, is rooted in mythological beliefs and ancient religions. Mixed with mystical beliefs, this term has undergone some changes. The present paper aims at finding an association between mythical beliefs and Sufi interpretation of "Black Light. Investigations show that the mythological beliefs about Angra Mainyu, with an artistic and deconstruction look at mysticism, have led to the Black Light paradox, and this kind of artistic look has brought about structural changes in Iblīs, which is rooted in mythological beliefs.
    Keywords: Dark Light, Angra Mainyu, Ahura Mazda, mysticism, ancient religions