فهرست مطالب

دانشگاه علوم پزشکی اراک - سال بیست و سوم شماره 3 (مرداد و شهریور 1399)
  • سال بیست و سوم شماره 3 (مرداد و شهریور 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/06/26
  • تعداد عناوین: 12
|
  • قاسم محمدنژاد، حسن متین همائی*، فرشاد غزالیان صفحات 278-291

    زمینه و هدف :

    تاندون، همانند عضله اسکلتی، سازگاری های مکانیکی و مورفولوژیکی ناشی از تمرینات ورزشی را نمایان می کند؛ با این حال، درباره سازوکارهای اساسی سلولی و مولکولی ای که این پاسخ ها را تنظیم می کنند، اطلاعات زیادی در دسترس نیست. از این رو، هدف از مطالعه حاضر، بررسی اثر شش هفته تمرین هوازی بر بیان mRNA ژن های TGF-β1، میوستاتین و MMP9 در تاندون عضلات تند و کند انقباض بود. 

    مواد و روش ها:

     بدین منظور، دوازده سر رت نر بالغ نژاد ویستار هشت هفته ای به روش تصادفی ساده به دو گروه ورزش (تعداد = شش) و کنترل (تعداد = شش) تقسیم شدند. گروه ورزش به مدت شش هفته و پنج جلسه در هفته تمرین هوازی را اجرا کردند. 48 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرینی، تمامی رت ها کشته شدند و تاندون عضلات نعلی و بازکننده بلند انگشتان (EDL) استخراج شدند. بیان mRNA ژن های TGF-β1، میوستاتین و MMP9 با استفاده از روش RealTime-PCR مورد سنجش قرار گرفت. همچنین، برای تجزیه و تحلیل آماری، از آزمون تی مستقل استفاده شد. 

    ملاحظات اخلاقی:

     کلیه مراحل مطالعه با توجه به دستورالعمل اخلاقی و مجوز معاونت پژوهشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی با شماره IR.IAU.PS.REC.1398.296 انجام شد.

    یافته ها:

     نتایج نشان داد بیان mRNA ژن TGF-β1 در تاندون عضلات EDL و نعلی به طور معنی داری افزایش یافت (0/001≥ P)، در حالی که بیان mRNA ژن میوستاتین در تاندون عضله EDL به طور معنی داری کاهش نشان داد (0/001≥P). افزایش بیان mRNA ژن MMP9 در عضلات EDL و نعلی از لحاظ آماری معنی دار نبود (0/05 نتیجه گیری به نظر می رسد تمرین هوازی می تواند بیان ژن های درگیر در تنظیم کلاژن بافت تاندون را در یک روش وابسته به نوع عضله تعدیل کند.

    کلیدواژگان: تمرین هوازی، تاندون، TGF-β1، MMP9، میوستاتین
  • رامین پرویزراد*، سارا خلیلی درمنی، اعظم احمدی صفحات 292-299
    زمینه و هدف

    استافیلوکوکوس اوریوس به عنوان یک پاتوژن شایع عفونت های بیمارستانی به شمار می رود. ناقلین بینی در کارکنان بیمارستان، از منابع اصلی عفونت های بیمارستانی محسوب می شوند. هدف از انجام این مطالعه، تعیین میزان شیوع ناقلین نازوفارنکس استافیلوکوکوس اوریوس مقاوم به متی سیلین و آلودگی باکتریایی سطوح تلفن های همراه در کارکنان اورژانس بیمارستان ولی عصر اراک است.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه توصیفی سواب بینی و همچنین سطح تلفن های همراه هفتاد نفر از پرسنل اورژانس بیمارستان ولی عصر بررسی شد. ابتدا نمونه های سواب از بینی روی محیط مانیتول سالت آگار کشت داده شد، سپس سویه های استافیلوکوکوس ایزوله و با روش های استاندارد میکروب شناسی (کاتالاز، کواگولاز، تخمیر مانیتول و DNase) شناسایی شدند. در ادامه حساسیت نمونه ها نسبت به دیسک سفوکسیتین و اگزاسیلین بررسی شد و وجود ژن mecA در سویه های مذکور با روش واکنش زنجیره ای پلیمراز ارزیابی شد.

    ملاحظات اخلاقی:

     این مطالعه با کد اخلاق IR.ARAKMU.REC.1396.282 به تصویب کمیته اخلاق معاونت پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی اراک رسید.

    یافته ها

    بر اساس نتایج، استافیلوکوکوس اوریوس از شانزده نفر از پرسنل جداسازی شد که در نفر نفر حساس به متی سیلین (MSSA) و در یازده نفر مقاوم به متی سیلین (MRSA) بود. همچنین سه تلفن همراه آلوده به استافیلوکوکوس اوریوس بود که یک نمونه مقاوم به متی سیلین و دو نمونه حساس به متی سیلین بود.

    نتیجه گیری

    این مطالعه نشان داد فراوانی سویه های استافیلوکوکوس مقاوم به متی سیلین در کارکنان اورژانس بیمارستان ولی عصر اراک قابل توجه است؛ بنابراین با توجه به خطر عفونت های بیمارستانی ناشی از آن، برنامه ریزی جهت شناخت حاملین در میان کارکنان به منظور کنترل و پیشگیری از عفونت های بیمارستانی ضروری به نظر می رسد.

    کلیدواژگان: استافیلوکوکوس اورئوس، کلونیزاسیون، اورژانس، متی سیلین
  • محمدرضا زارعلی*، ظاهر اعتماد، کمال عزیزبیگی، پوران کریمی صفحات 300-313
    زمینه و هدف

     آپوپتوز یا مرگ برنامه ریزی شده یک فرایند زیستی فعال و برگشت پذیر است که در تنظیم تعادل بین رشد و مرگ سلولی در بافت های مختلف به ویژه بافت میوکارد نقش اساسی دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر هشت هفته تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT) با و بدون محدودیت کالری بر بیان ژن پروتیین های کاسپاز سه و نه موش های نر صحرایی بود.

    مواد و روش ها

    مطالعه حاضر در قالب یک طرح تجربی چند گروهی با گروه کنترل روی 30 سر موش صحرایی نر دو ماهه انجام شد. آزمودنی ها در پنج گروه کنترل پایه، کنترل، محدودیت غذایی، تمرین و تمرین + محدودیت غذایی جایگزین شدند. گروه های تمرینی برای پنج روز در هفته به مدت هشت هفته در برنامه تمرین تناوبی با شدت بالا شرکت کردند. میزان بیان پروتیین های کاسپاز سه و نه با استفاده از روش RT-PCR بررسی شد. داده ها توسط آزمون آنالیز واریانس یک طرفه در سطح معنی داری (05/0>P) تحلیل شدند.

    ملاحظات اخلاقی:

     پروتکل این مطالعه در کمیته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی سنندج به شماره مرجع IR.MYK.REC.1397.5022 به تایید رسیده است.

    یافته ها :

    یافته ها نشان داد گروه تمرین کاهش معنی داری در بیان پروتیین کاسپاز سه نسبت به گروه محدودیت غذایی+ تمرین (0/05>P) داشت. همچنین گروه تمرین و تمرین+ محدودیت غذایی کاهش معنی داری در میزان بیان پروتیین کاسپاز نه نسبت به گروه محدودیت غذایی، کنترل پایه و کنترل (0/05>P) و کاهش معنی داری در میزان بیان پروتیین کاسپاز سه نسبت به گروه کنترل پایه و کنترل داشت (0/05>P).

    نتیجه گیری

     با توجه به نتایج، به نظر می رسد که تمرین تناوبی با شدت بالا با و بدون محدودیت کالری سازگاری های لازم برای مهار یا توقف آپوپتوز ناشی از تمرینات هوازی را فراهم می کند.

    کلیدواژگان: تمرین تناوبی با شدت بالا، محدودیت کالری، کاسپاز
  • آذر حمیدی، امیر رشیدلمیر*، رامبد خواجه ای، مهدی زارعی، احمد زنده دل صفحات 314-325
    زمینه و هدف

    بیماری عروق کرونر قلب از مهم ترین علل مرگ ومیر است. فعالیت های ورزشی بعد از عمل بای پس عروق کرونر، باعث افزایش چگالی مویرگی عضله قلبی با عنوان آنژیوژنز و بهبود عملکرد قلبی عروقی می شود. عامل رشد فیبروبلاست پایه، از خانواده عوامل رشدی است و در آنژیوژنز، درمان زخم ها، توسعه جنینی و فرایندهای گسترش و تمایز نقش کلیدی دارد. هدف مطالعه حاضر، تاثیر تمرینات هوازی قاومتی بر سطوح پلاسمایی فاکتور رشدی فیبروبلاست پایه در بیماران پیوند بای پس عروق کرونری است.

    مواد و روش ها

    نمونه های این پژوهش را سی نفر از مردان با محدوده سنی 60-45 سال که تحت عمل جراحی بای پس قرار گرفتند، تشکیل می دادند که به طور تصادفی به دو گروه آزمایش (پانزده نفر) و گروه کنترل (پانزده نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایش به مدت هشت هفته تمرین مقاومتی هوازی را انجام دادند (سه جلسه در هفته) و گروه کنترل در این مدت بدون تمرین بودند. به منظور بررسی اندازه گیری در لنفوسیت، نمونه گیری خونی 24 ساعت قبل از شروع اولین جلسه تمرینی و همچنین 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی در حالی که همه آزمودنی ها ناشتا بودند به عمل آمد. به منظور اندازه گیری BFGF از روش آزمایشگاهی الایزا استفاده شد. برای تحلیل داده ها از آزمون آماری تی استودنت مستقل و هم بسته و از آزمون شاپیرو ویلک جهت نرمال کردن داده ها در سطح معنی داری 0/05 در نرم افزار SPSS نسخه 21 استفاده شد.

    ملاحظات اخلاقی:

     این پژوهش در کمیته اخلاق دانشگاه آزاد اسلامی واحد نیشابور تایید و در سامانه کارآزمایی بالینی ایران با شماره
    IRCT20191228045919N1 ثبت شده است.

    یافته ها

    هشت هفته تمرین مقاومتی هوازی سبب افزایش معنی داری در سطوح BFGF در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد (0/002=P). همچنین تغییرات قبل و بعد آزمودنی ها در گروه آزمایش نیز افزایش معناداری را در سطوح پلاسمایی BFGF نشان داد (0/002=P) که در گروه کنترل معنادار نبو د (0/758=P).

    نتیجه گیری

    براساس یافته های پژوهش حاضر می توان چنین نتیجه گیری کرد که تمرین ترکیبی (مقاومتی هوازی) ممکن است با افزایش سطوح پلاسمایی BFGF سبب افزایش رگ زایی و تراکم مویرگی در بیماران پس از CABG شود.

    کلیدواژگان: بازتوانی قلبی، تمرین مقاومتی هوازی، BFGF، CABG
  • سعید طهماسبی، شهربانو عریان*، حمیدرضا مهاجرانی، ندا اکبری، محمدرضا پالیزوان صفحات 326-337
    زمینه و هدف

    صرع یک اختلال شایع مغزی است. عملکرد مغز می تواند تحت تاثیر میکروفلور طبیعی روده باشد. میکروفلورطبیعی روده نقش اساسی در تعدیل پاسخ های ایمنی، تولید متابولیت های ضروری و میانجی های عصبی ایفا می کند. این توانایی ها می تواند با حذف میکروفلور، به واسطه مصرف آنتی بیوتیک ها مختل شود. هدف مطالعه حاضر بررسی اثر حذف میکروفلور طبیعی روده بر استعداد ابتلا به تشنج و تعدیل رفتار تشنجی با مصرف پروبیوتیک های جایگزین در موش های صحرایی نر نژاد ویستار است. 

    مواد و روش ها

    این مطالعه روی 32 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با محدوده وزنی 200 تا 250 گرم انجام شد. حیوانات به چهار گروه تقسیم بندی شدند: گروه کنترل، گروه آنتی بیوتیک، گروه پروبیوتیک و گروه آنتی بیوتیک + پروبیوتیک. جهت حذف میکروفلور، آنتی بیوتیک ها به مدت سه هفته و جهت جایگزینی میکروفلور، پروبیوتیک ها به مدت چهارهفته تجویز شد. ایجاد تشنج با تزریق درون صفاقی پنتیلن تترازول انجام شد. بررسی میکروفلوردر محیط MRS Agar و با روش پور پلیت صورت گرفت. اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم افزارگراف پد نسخه 8 و آزمون آنالیز واریانس یک طرفه و پس آزمون توکی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت (0/05>P). 

    ملاحظات اخلاقی:

     این پژوهش در کمیته اخلاقی دانشگاه علوم پزشکی اراک با کد IR.ARAKMU.REC.1395.176 تصویب شده است. 

    یافته ها

    مصرف آنتی بیوتیک ها موجب کاهش در تعداد باکتری های روده شد (0/0001>P). همچنین باعث افزایش شدت و پایداری مراحل تشنج (0/05>P) وکاهش تاخیر زمان شروع تشنج (0/05>P) در مقایسه با گروه کنترل شد. مصرف پروبیوتیک با تعدیل میکروفلور روده (0/0001>P) شدت تشنج را کاهش و تاخیر زمانی شروع تشنج را افزایش داد (0/05>P). 

    نتیجه گیری

    حذف میکروفلور باعث استعداد ابتلا به تشنج شده واین عارضه با مصرف پروبیوتیک قابل جبران است.

    کلیدواژگان: میکروفلور، پروبیوتیک، تشنج، موش صحرایی
  • سید محمد جمالیان*، محسن اسلامدوست، علی رضایی، شعبانعلی علیزاده صفحات 338-347
    زمینه و هدف

    تلفات ناشی از تصادفات رانندگی یکی از سه عامل اصلی مرگ ومیر در ایران است. با توجه به اینکه تمام مرگ و میر ناشی از تصادفات در سازمان پزشکی قانونی اتوپسی می شوند و همچنین در مراکز درمانی، اتوپسی شفاهی انجام و علت مرگ مشخص می شود، بر آن شدیم تا به بررسی علت فوت گزارش شده از اتوپسی شفاهی و اتوپسی پزشکی قانونی پرداخته و نتایج حاصل از آن را با هم مقایسه کنیم.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه که به صورت توصیفی انجام شد، بیماران فوتی که بر اثر صدمات ناشی از تصادفات رانندگی طی سال 1395 در بیمارستان ولی عصر اراک بستری شده بودند و سپس جهت انجام کالبد شکافی به مرکز پزشکی قانونی ارجاع داده شده بودند، وارد مطالعه شدند و علت فوت تعیین شده در بیمارستان ولی عصر با نتیجه کالبد شکافی پزشکی قانونی بررسی و با هم مقایسه شدند. 
    ملاحظات اخلاقی: این پژوهش با کد IR.ARAKMU.REC.1395.226 توسط کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی اراک تصویب شده است.

    یافته ها

    از مجموع 8153 بیمار دچار حوادث ترافیکی ارجاع شده به بیمارستان ولی عصر اراک، 109 بیمار (1/33 درصد) فوت شدند. همچنین 59/6 درصد از بیماران فوت شده در طی 24 ساعت اول تصادف جان خود را از دست داده بوده اند. بیشترین علت مرگ بر اساس نتیجه اعلام شده از اتوپسی شفاهی «آسیب متعدد» بوده است که در 45 بیمار معادل 49/5 درصد از بیماران وجود داشته است.

    نتیجه گیری

    فراوانی مرگ در بین بیمارانی که دچار حوادث جاده ای شده بودند و به مرکز آموزشی درمانی ولی عصر اراک مراجعه کرده بودند برابر 1/33 درصد بوده است که با توجه به استانداردهای موجود و با توجه به اینکه میزان مرگ و میر در این مرکز کمتر از 1/5 درصد است، به نظر می رسد که سطح ارایه خدمات در این مرکز مطلوب است.

    کلیدواژگان: صدمات ترافیکی جاده ای، مرگ، تصادف
  • سیده فائزه فاضلیان، علی محمدزاده*، هما زرین کوب، علیرضا اکبرزاده باغبان صفحات 348-359
    زمینه و هدف

    لب خوانی، استخراج داده های گفتاری از فعالیت قسمت تحتانی چهره به ویژه آرواره ها، لب ها، زبان و دندان هاست که در افراد شنوا مهارتی طبیعی محسوب می شود. هدف اصلی لب خوانی، افزایش استقلال افراد دچار نقص شنوایی است. دیدن حرکات صورت گوینده به طور قابل ملاحظه ای توانایی درک واژگان گفته شده را افزایش می دهد، به خصوص در محیط هایی که نویز در آن وجود دارد. درواقع این نکته نشان دهنده نقش موثر سیگنال های دیداری است. در پژوهش حاضر به بررسی اثر آموزش بر مهارت لب خوانی افراد 18 تا 25 ساله با طراحی و ساخت یک برنامه آموزشی لب خوانی پرداختیم.

    مواد و روش ها

    از آزمون لب خوانی سارا 1 و 2 برای ارزیابی مهارت لب خوانی و بررسی اثرآموزش لب خوانی بر بازشناسی گفتار نمونه های حاضر در مطالعه استفاده شد. مطالعه مداخله ای نیمه تجربی حاضر روی 27 نفر از دانشجویان پسر که به شیوه نمونه گیری غیرتصادفی و دردسترس انتخاب شدند، انجام شد. برای تحلیل داده ها،آزمون های آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر و آزمون مک نمار مورد استفاده قرار گرفتند.

    ملاحظات اخلاقی:

    کسب رضایت آگاهانه و در اختیار قرار دادن نتایج، از اصول اخلاقی در این پژوهش بود. این پژوهش با کد IR.SBMU.REC.1394.144 به تصویب کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی رسیده است.

    یافته ها

    بین امتیازات آزمون لب خوانی سارا 1 در 2 موقعیت قبل از آموزش و بعد از آموزش تفاوت معناداری وجود داشت (P=0/000) و امتیازات آزمون لب خوانی سارا 2 نیز در 2 موقعیت تفاوت معناداری را نشان داد (P=0/000). همچنین بین امتیازات، هم خوان واکه، در موقعیت قبل از آموزش لب خوانی و بعد از آن نیز تفاوت معناداری وجود داشت (P<0/05). بررسی امتیازات لب خوانی شش واکه اصلی نیز نشان دهنده تفاوت معنا دار در دو موقعیت قبل و بعد از آموزش بود (P=0/000).

    نتیجه گیری

    یافته های مطالعه حاضر نشان دادند آموزش لب خوانی اثر مثبتی بر توانایی لب خوانی در افراد دارد و امکان بهبود توانایی لب خوانی بعد از آموزش وجود دارد.

    کلیدواژگان: لب خوانی، بازشناسی گفتار، آزمون لب خوانی سارا
  • فاطمه امیری، رسول نجفی* صفحات 360-373
    زمینه و هدف

    الگوی باروری از مهم ترین عوامل تعیین کننده نوسانات جمعیتی است. عوامل فردی و اجتماعی مختلفی این الگو را تحت تاثیر قرار می دهند. مطالعه حاضر با هدف تعیین عوامل موثر بر الگوی باروری با استفاده از مدل معادلات ساختاری صورت گرفت. 

    مواد و روش ها

    در این مطالعه مقطعی، از بین زنان متاهل در سنین فرزندآوری که به عنوان همراه بیمار به بیمارستان های طالقانی، ولیعصر و امیرالمومنین اراک مراجعه کرده بودند، 384 خانم به شیوه نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. پس از کسب رضایت شفاهی شرکت در مطالعه، چک لیست محقق ساخته برای آن ها تکمیل شد. برای سنجش اثر متغیرهای مهم فردی و اجتماعی بر الگوی باروری از مدل معادلات ساختاری استفاده شد و تجزیه و تحلیل اطلاعات با نرم افزارهای AMOUS نسخه 11 و SPSS نسخه 22 انجام شد.

    ملاحظات اخلاقی:

     این مطالعه با کد اخلاق IR.ARAKMU.REC.1396.4 توسط کمیته اخلاق پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی اراک به ثبت رسید.

    یافته ها

    میانگین و انحراف معیار سنی افراد شرکت کننده در مطالعه 11/19± 40/03 بود. متغیرهای موثر بر الگوی باروری با استفاده از مدل معادلات ساختاری به ترتیب شامل نوع فعالیت ورزشی فرد، روش پیشگیری از بارداری، نوع درمان ناباروری و مدت زمان استفاده از روش های پیشگیری بودند.

    نتیجه گیری

    نتایج نشان داد فعالیت بدنی، روش پیشگیری از بارداری و مدت زمان استفاده از این روش و نوع درمان ناباروری با الگو باروری رابطه دارند. با شناخت عوامل موثر بر الگوی باروری و افزایش آگاهی زوجین جوان، می توان به اصلاح الگوی باروری کمک کرد.

    کلیدواژگان: باروری، معادلات ساختاری، روش های پیشگیری از بارداری
  • طاهره عظیمی، ملیحه باقری، مهدی پریان، بهزاد خوانساری نژاد، اشرف زمانی، مهدیه موندنی زاده* صفحات 374-385
    زمینه و هدف

    سرطان دهانه رحم (CC) سومین بدخیمی شایع در خانم هاست که عمده ترین علت ایجاد آن، ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) است. دو انکوژن E6 و E7 این ویروس در روند تومورزایی آن نقش مهمی ایفا می کنند. امروزه، روش های موجود برای غربالگری CC توانایی تشخیص بیماری را در مراحل اولیه ندارند؛ بنابراین، شناسایی بیومارکر های جدید جهت تشخیص به موقع این سرطان حایز اهمیت است. بدین منظور، در مطالعه حاضر، miRNAهای هدف گیرنده دو انکوژن E6 و E7 ویروس پاپیلومای انسانی (تیپ 16 و 18) در CC با روش های بیوانفورماتیکی مورد بررسی قرار گرفتند. 

    مواد و روش ها

    ابتدا با استفاده از پایگاه NCBI توالی ژن های E6 و E7 برای هر دو تیپ 16 و 18 ویروس پاپیلومای انسانی به دست آمد. سپس با استفاده از پایگاه های بیوانفورماتیکی miRBase و RNA22 مناسب ترین miRNAهای هدف گیرنده ژن های مذکور انتخاب شدند.
    ملاحظات اخلاقی: این مطالعه در کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی اراک تصویب شد.

    یافته ها

    با توجه به میزان p-value به دست آمده از پایگاه های بیوانفورماتیکی، miRNAهای (p-value=7/51e-2) miR-92a-5p miR-195-3p (p-value=2.24e-1) ، miR-34a-5p (p-value=2.73e-1) و miR-155-5p (p-value=4.95e-2) برای دو ژن E6 و E7 معرفی شدند.

    نتیجه گیری

    نتایج حاصل از بررسی های بیوانفورماتیکی نشان داد از بین چهار miRNA شناسایی شده، احتمالا miR-155-5p و miR-92a-5p به ترتیب به عنوان miRNAهای هدف گیرنده اختصاصی ژن های E6 و E7 هستند؛ بنابراین، به نظر می رسد این miRNAها می توانند کاندید مناسبی برای مطالعات آزمایشگاهی در بیماران مبتلا به CC باشند.

    کلیدواژگان: پایگاه های بیوانفورماتیک، miRNA، سرطان دهاانه رحم، ویروس پاپیلومای انسانی
  • توحید خانواری*، فرامرز سرداری، بابک رضایی صفحات 386-397
    زمینه و هدف

    انجام فعالیت های ورزشی هوازی با افزایش کراتین کیناز و لاکتات خون بلافاصله پس از فعالیت همراه است که باعث افزایش آسیب های عضلانی و تغییرات نامطلوب بسیاری از شاخص های آسیب سلولی از جمله کراتین کیناز تام سرمی می شود. در چنین مواقعی مصرف مواد و مکمل های تغذیه ای مانند کوآنزیم Q10 با افزایش توان بافری احتمالا از آسیب های فشار متابولیکی پیشگیری می کند. با این حال، در رابطه با اثرات این ماده غذایی بر شاخص های آسیب عضلانی و خستگی ناشی از انجام فعالیت های ورزشی، مطالعات جامعی صورت نگرفته است. 

    مواد و روش ها

    به همین منظور بیست مرد غیرفعال داوطلب به طور تصادفی و دوسویه کور در دو گروه ده نفره مکمل کوآنزیم Q10 (2/5 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن) و شبه دارو (2/5 میلی گرم دکستروز به ازای هر کیلوگرم وزن بدن) تقسیم شدند. همه آزمودنی ها پس از چهارده روز مکمل سازی در قرارداد تمرینی آزمون بروس شرکت کردند. خون گیری در چهار مرحله شامل حالت پایه، پس از مکمل سازی، بلافاصله پس از فعالیت ورزشی و دو ساعت پس از فعالیت، انجام شد. شاخص های کراتین کیناز، لاکتات و کورتیزول هر دو گروه طی این چهار مرحله اندازه گیری شد. داده ها به صورت میانگین و انحراف استاندارد با استفاده از آزمون های تحلیل واریانس مکرر، تعقیبی بونفرونی و تی مستقل با کمک نرم افزار SPSS نسخه 17 در سطح معنی داری 0/05 بررسی شد.

    ملاحظات اخلاقی:

     این مقاله با کد اخلاق IRCT201203104663N8 به تصویب کمیته اخلاق دانشکده علوم پزشکی تبریز رسیده است.

    یافته ها

    نتایج حاکی است که مصرف چهارده روزه مکمل کوآنزیم Q10 در حالت پایه بر میزان کورتیزول تاثیر معنی داری می گذارد (0/05>P). به علاوه، یک جلسه فعالیت هوازی وامانده ساز باعث افزایش کراتین کیناز و لاکتات شد (0/05>P). از طرفی، کراتین کیناز دو گروه تفاوت معنی داری پس از فعالیت ورزشی نداشت (0/05<p).

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج مطالعه حاضر، مکمل سازی چهارده روزه کوآنزیم Q10 ممکن است بتواند از آسیب سلولی ناشی از فعالیت هوازی وامانده ساز در مردان غیرفعال کاسته و از افزایش میزان لاکتات خون ممانعت به عمل آورد.</p).

    کلیدواژگان: فعالیت هوازی وامانده ساز، مکمل کوآنزیمQ10، کورتیزول، کراتین کیناز (CK)، مردان غیرفعال
  • شهناز شهرجردی* صفحات 398-411
    زمینه و هدف

    پرفشاری خون یک بیماری شایع و فراگیر است که می تواند سبب آسیب های قلبی عروقی و نارسایی کلیه شود. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر هشت هفته ماساژ بر میزان فشار خون، ضربان قلب و پروتیین واکنشگر C زنان با پرفشاری خون است.

    مواد و روش ها

    در این پژوهش نیمه تجربی، 44 زن داوطلبانه با میانگین سن 5/31 ±42/12 سال از بین زنان مراجعه کننده به پلی کلینیک تخصصی شرکت نفت شهرستان اراک که مبتلا به پرفشاری خون بودند، شرکت کردند. چهار زن بنا به دلایلی از ادامه همکاری در این پژوهش منصرف شدند و بقیه شرکت کنندگان در دو گروه آزمایش (ماساژ) و کنترل قرار گرفتند. در گروه ماساژ، مداخله (سه جلسه در هفته، هر جلسه60-45 دقیقه) در ناحیه پشت و اندام فوقانی و تحتانی، به مدت هشت هفته انجام شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تی وابسته و مستقل با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 25 در سطح معنی داری (P≤ 0/05) انجام گرفت.

    ملاحظات اخلاقی:

     این مطالعه با کد اخلاق 26-160-92 توسط کمیته اخلاق پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی اراک به تصویب رسیده است.

    یافته ها

    نتایج نشان داد هشت هفته ماساژ باعث کاهش فشار خون (0/001=P) و ضربان قلب (0/001=P) و همچنین پروتیین واکنشگر  (0/001=P) در زنان گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل (0/62=P) می شود.

    نتیجه گیری

    یافته های این پژوهش نشان داد که ماساژ به مدت هشت هفته یک روش مناسب و کارآمد برای بهبود فشار خون سیستولی، دیاستولی، ضربان قلب و پروتیین واکنشگر C در بیماران مبتلا به پرفشاری خون است.

    کلیدواژگان: ماساژ، فشار خون سیستولیک و دیاستولیک، ضربان قلب، پروتئین واکنشگرC
  • آناهیتا خدابخشی کولایی*، محمد پورابراهیمی صفحات 412-421
    زمینه و هدف

    میاستنی گراویس یک بیماری خودایمنی عصبی عضلانی است که با علایم خستگی و کژکارکردی سیستم عصبی ماهیچه ای همراه است. این بیماری به طور وسیعی جنبه های گوناگونی از زندگی بیمار را متاثر می کند و بر ادراک و برداشت فرد از کیفیت زندگی پیرامونش تاثیر دارد. هدف از این مطالعه تبیین و واکاوی تجربه های زندگی با بیماری میاستنی گراویس در دختری جوان است.

    مواد و روش ها

    این گزارش مورد کیفی از نوع پدیدارشناسی هرمنوتیک است که تجربیات زندگی با بیماری میاستنی گراویس را در یک دختر جوان 27ساله در سال 1398 بررسی کرده است. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری شده و با استفاده از رویکرد پدیدارشناسی ون منن تحلیل شدند. 

    ملاحظات اخلاقی:

     این مطالعه در کمیته اخلاق پژوهشی دانشگاه خاتم با کد مصوب پژوهشی شماره 3299 / 100 /ص/ 98 به ثبت رسیده است.

    یافته ها

    تحلیل مضمامین استخراج شده از مصاحبه، آشکار کرد که بیماری میاستنی گراویس تمام جوانب زیست جهان بیمار را متاثر از خود ساخته است. این چهار جنبه شامل زیست با زمان، جسم، فضا و دیگران بوده است. درنهایت، سه مضمون به هم پیوسته از ادارک و برداشت بیمار از دنیای پیرامونی اش به دست آمد که شامل ضعف جسمانی، ابهام در آینده و ناامیدی بودند.

    نتیجه گیری

    مطالعه حاضر تصویر و درک روشنی از مشکلات زندگی با این بیماری را در یک دختر جوان نشان می دهد. دنیای پدیداری که آمیخته با ضعف جسمانی، ابهام در آینده و ناامیدی است و نشانگر رنج و ناراحتی ای است که بیمار در پی ابتلا به این بیماری تجربه می کند. نتایج این مطالعه به آگاهی متخصصان درمانی و توان بخشی در زمینه کار و پژوهش در بیماری نورولوژیکی میاستنی گراویس کمک می کند.

    کلیدواژگان: میاستنی گراویس، تجربه زیسته، گزارش مورد، پژوهش کیفی
|
  • Ghasem Mohammadnezhad, Hasan Matin Homaee*, Farshad Ghazalian Pages 278-291
    Background and Aim

    Tendon, like the skeletal muscle, exhibits mechanical and morphological adaptations resulted from exercise training; however, little is known about the basic cellular and molecular mechanisms that regulate these responses. The aim of the present study was therefore to investigate the effect of 6 weeks of aerobic training on the TGF-β1, myostatin and MMP9 mRNAs expression in the tendon of fast- and slow-twitch muscles. 

    Methods & Materials :

    For this purpose, 12 male Wistar rats at 8 weeks of age were randomly divided into two groups: experimental (n=6) and control (n=6). The exercise group performed aerobic training for 6 weeks, 5 sessions per week. Forty-eight hours after the last training session, all rats were sacrificed and the tendons of soleus and Extensor Digitorum Longus (EDL) muscles were extracted. Expression of TGF-β1, myostatin and MMP9 mRNAs were assayed using RealTime-PCR. Independent t-test was also used for statistical analysis.

    Ethical Considerations: 

    All stages of the study were conducted according to the ethical guidelines and authorization of Research Deputy of Islamic Azad University, Central Tehran Branch No. IR.IAU.PS.REC.1398.296. 

    Results

     The results showed that the expression of TGF-β1 mRNA in EDL and soleus tendons significantly increased (P≤0.001), whereas the expression of myostatin in EDL tendon was significantly reduced (P≤ 0.001). Increased mRNA expression of MMP9 in the tendon of EDL and soleus muscles was not statistically significant (P>0.05).

    Conclusion

     It seems that aerobic exercise can modulate the expression of genes involved in the regulation of tendon collagen in a muscle type-dependent manner.

    Keywords: Aerobic training, Tendon, TGF-β1, MMP9, Myostatin
  • Ramin Parvizrad*, Sara Khalili Dermani, Azam Ahmadi Pages 292-299
    Background and Aim

    Staphylococcus aureus is common pathogens of nosocomial infections. Nasal swabs in hospital staff is main sources of hospital infections are considered. The aim of this study was to determine the frequency of nasopharyngeal carriers of methicillin-resistant Staphylococcus aureus and microbial contamination of health care workerschr('39') cell phones in Emergency department of Vali-e-Asr Hospital in Arak City.

    Methods & Materials:

     In this descriptive study, nose swabs and cell phone levels were taken from 70 health care workers in the emergency ward of Vali-e-Asr Hospital. The Staphylococcus aureus clinical isolates were identified using standard microbiological methods (catalase, coagulase, mannitol fermentation and DNase). The susceptibility to oxacillin and cefoxitin was detected by the disk diffusion and the mecA genes in this clinically isolated strain of staphylococci was investigated by Polymerase Chain Reaction (PCR).

    Ethical Considerations: 

    This study was approved by the Research Ethics committee of Arak University of Medical Sciences. (Code : IR.ARAKMU.REC.1396.282).

    Results

     According the results, Staphylococcus aureus was isolated in 16 cases, which 5 cases were methicillin-sensitive S. aureus (MSSA), and 11 cases were Methicillin resistant S. aureus (MRSA). Also, 3 cell phones were infected with Staphylococcus aureus, which 1 case was MRSA and 2 cases were MSSA.

    Conclusion

     The results of this study showed that frequency of MSSA strains is significant in emergency personnel of the hospital. Thus, regarding to the risk of epidemics due to nosocomial infections, periodic testing for the identification and treatment of carriers among employees for controlling and preventing hospital infections seems necessary.

    Keywords: Staphylococcus aureus, Colonization, Emergency, Methicillin
  • Mohammadreza Zarali*, Zaher Etemad, Kamal Azizbeigi, Pouran Karimi Pages 300-313

    Background and Aim:

     Apoptosis or programmed death is active biological process and reversible that the balance between growth and cell death in various tissues, particularly myocardial tissue is essential role. The aim of this study was the effect of 8 weeks High Intensity Interval Training (HIIT) with and without food restriction on gene expression of Caspase 3 and 9 in rats.

    Methods & Materials: 

    This study was experimental multi group design with control group which conducted on 30 rats with two months old male. Subjects were divided in to five homogenous groups including base control, control, caloric restriction, interval exercise training and caloric restriction+interval exercise training. Training groups five sessions in weeks were participated in interval exercise training for 8 weeks. The level of gene expression of the proteins Caspase 3 and 9 was evaluated by Real Time-PCR. Dates were analyzed using the 1-way ANOVA at the level of (P<0.05).

    Ethical Considerations: 

    The protocol of this study was approved by the Medical Committee of Sanandaj University of Medical Sciences (Code: IR.MYK.REC.1397.5022).

    Results

     The results showed that the training group had a significant decrease in gene expression of Caspase 3 in comparison with caloric restriction+exercise training (P<0.05). Also, exercise training and exercise training+caloric restriction significantly decrease in the gene expression of Caspase 9 compared to caloric restriction, base control and control (P<0.05) and significantly decrease in the gene expression of Caspase 3 compared to base control and control (P<0.05).

    Conclusion

     According to the results, it seems that high intensity interval training with and without calorie restriction provides the necessary adaptations to inhibit or stop apoptosis induced by aerobic exercise.

    Keywords: High intensity interval training, Caloric restriction, Caspase
  • Azar Hamidi, Amir Rashidlamir*, Rambod Khajei, Mehdi Zarei, Ahmad Zendedel Pages 314-325
    Background and Aim

    Coronary Heart Disease (CAD) is one of the most important causes of mortality. Exercise activities after coronary artery bypass surgery increase the density of myocardial capillaries called angiogenesis and improve cardiovascular function. The aim of the present study was to determine the effect of aerobic-resistance training on plasma basic fibroblast grown factor levels in post-coronary artery bypass grafting patients.

    Methods & Materials: 

    The sample consisted of 30 men aged 45-60 years who underwent bypass surgery. They were randomly divided into experimental (n=15) and control (n=15) groups. The experimental group performed aerobic resistance training for eight weeks (3 sessions per week) and the control group did not. Blood samples were taken 24 hours before the start of the first training session and 48 hours after the last training session while all subjects were fasting. In vitro ELISA method was used to measure BFGF. Independent and paired t-test and Shapiro-Wilk test were used to analyze the data at the significant level of 0.05 in SPSS v. 21.

    Ethical Considerations:

     This study was registered (Ethics Code: IR.IAU.NEYSHABUR.REC.1398.01) in the Ethics Committee of Islamic Azad University, Neishabour Branch, and with Clinical Trial Code: IRCTID:IRCT20191228045919N1.

    Results

     Eight weeks of aerobic-resistance training significantly increased bFGF levels in the exercise group compared to the control group (P=0.002). Also, pre and post changes in the experimental group showed a significant increase in plasma bFGF levels (P=0.002), which was not significant in the control group (P=0.758).

    Conclusion

     According to the results, it may be concluded that combined (aerobic resistance) exercise may increase angiogenesis and capillary density in post-CABG patients by increasing plasma bFGF levels

    Keywords: Cardiac rehabilitation, Aerobic-resistance training, bFGF, CABG
  • Saeed Tahmasebi, Sharbanoo Oryan*, HamidReza Mohajerani, Neda Akbari, MohammadReza Palizvan Pages 326-337
    Background and Aim

    Epilepsy is a common brain disorder. Brain function can be affected by the intestinal microflora. The intestinal microflora have a major role in modulating immune responses, producing essential metabolites and mediating neurotransmitters. Antibiotics can affect and reduce these roles and functions by eliminating the intestinal microflora. The aim of this study was to investigate the effect of intestinal natural micro flora removal on seizure susceptibility and seizure behavior modification with the use of probiotics in male Wistar rats.

    Methods & Materials:

     This study was performed on 32 male Wistar rats with weight range 200-250 gr. The animals were randomly divided into four groups: 1. Control group; 2. Antibiotic group; 3. Probiotic group and 4. Antibiotic + probiotic group. To remove the microflora, antibiotics (neomycin, ampicillin, and metronidazole) for three weeks and for replacement of microflora, probiotics (Lactobacilli casei, Lactobacillus acidophilus and Bifidobacterium bifidum) for four weeks were administered. Seizures were performed by intraperitoneal injection of pentylentrazole. The microflora was examined by the MRS Agar medium and the Pure Plate method. The data were statistically analyzed in Graph Pad Prism V. 8.

    Ethical Considerations:

     This study was approved by the Research Ethics Committee of Arak University of Medical Sciences (Code: IR.ARAKMU.REC.1395.176).

    Results

     The use of antibiotics lead to decrease the number of intestinal bacteria (P<0.0001), increased the severity and stability of seizure stages (P<0.05) and decreased the time delay of seizure onset (P<0.05) compared to the control group. Probiotic consumption by modifying the intestinal microflora (P<0.0001) reduced the severity of seizure and increased the time delay of seizure onset (P<0.05).

    Conclusion

     Elimination of microflora has the potential to induce seizures, which can be compensated by administration of probiotics.

    Keywords: Microflora, Probiotics, Seizure, Rat
  • Mohammad Jamalian*, Mohsen Eslamdost, Ali Rezaee, Shabanali Alizadeh Pages 338-347
    Background and Aim

    The deaths caused by traffic accidents are one of the three leading causes of death in Iran. Considering that all deaths from traffic accidents in the forensic organization are undergoing autopsy and also in the treatment centers under oral autopsies, the cause of death is determined, we determined that the cause of reported death from oral autopsy and medical autopsy Compare the law.

    Methods & Materials: 

    In this descriptive study, patients who were admitted to the forensic medical center during the year 1395 admitted to the Vali-e-Asr Hospital in Arak, were referred. The causes of death in Vali-asr Hospital were evaluated and compared with the outcome of the forensic oral hearing. 

    Ethical Considerations:

     This study ethcally approved by the ethics committee of the Arak University of Medical Sciences (Code: IR.ARAKMU.REC.1395.226).

    Results

    In this study, 109 patients (1.33%) died from a total of 8153 patients with traffic accidents referred to Valiasr hospital in Arak. Of these, 68.8% were male and 31.2% were women. The Mean±SD age of the patients died was 44.03±22.43 years. Also, 59.6% of the dead died during the first 24 hours of the accident. The most common cause of death, according to the results of oral autopsy, was “multiple injuries,” accounting for 49.5% of the patients in 45 patients.

    Conclusion

     Abundance of deaths among patients with road traffic accidents and they referred to Valiasr hospital, which was 1.33%. According to the existing standards and considering that the mortality rate in this center is less than 1.5%. It seems that the level of service delivery in this center is favorable.

    Keywords: Road traffic injuries, Death, Accident
  • Seyede Faezeh Fazelian, Ali Mohammadzadeh*, Homa Zarinkub, Alireza Akbarzadeh Baghban Pages 348-359
    Background and Aim

    Lip reading is extraction of speech data from the activity of the lower part of face, particularly jaws, lips, tongue, and teeth that is a natural skill in people with hearing loss. The main purpose of lip reading is to increase the independence of people with hearing loss. Looking at the speakers facial movements significantly increase the ability to understand the spoken words, particularly in the environments where noise is present. In fact this reflects the important role of visual signals. In current study we consider the effects of education on lip reading ability by planning and instructing a lip reading program in male subjects.

    Methods & Materials: 

    Sara lip reading test 1 and 2 were used for the assessment of lip reading skills and for studying the effects of lip reading training on recognition of speech. This intervention as a semi-experimental study, was conducted on 27 male students, selected by available sampling. For data analysis, statistical analysis of variance with repeated measurements and Mcnemar was used.

    Ethical Considerations: 

    This research with the code IR.SBMU.REC.1394.144 has been approved by the ethics committee of Shahid Beheshti University of Medical Sciences.

    Results

     There were significant differences between Sara lip reading test 1 scores in 2 positions (P=0.000).Lip reading test scores also showed significant differences in Sara lip reading test 2 in 2 positions (P=0.000). Also between the scores of Consonant-vowel, consonant-vowel syllables, in the position before teaching lip-reading and then ,was significant difference (P<0.05).

    Conclusion

     The findings of this study showed that instructing lip reading has a positive effect on lip-reading ability in people.

    Keywords: Lip reading, Speech recognition, Sarah lip reading test
  • Fatemeh Amiri, Rasoul Najafi* Pages 360-373
    Background and Aim

    Fertility pattern is one of the most important determinants of population fluctuations. Various individual and social factors affect this pattern. This study aimed to determine the factors affecting the fertility pattern using the structural equation model.

    Methods & Materials:

     In this cross-sectional study, 384 women were randomly selected from married women of childbearing age who referred to Taleghani, Valiasr, and Amir Al-Momenin hospitals in Arak as patients. After obtaining verbal consent to participate in the study, a researcher-made and valid questionnaire was completed for them. Structural equation modeling was used to measure the effect of important individual and social variables on fertility patterns. Data analysis and analysis were performed with AMOUS software version 11 and SPSS V. 22.

    Ethical Considerations: 

    This study was registered with the ethics code IR.ARAKMU.REC.1396.4 by the Research Ethics Committee of Arak University of Medical Sciences.

    Results

     The Mean±SD age of the participants in the study was 40.03±11.19. The variables affecting the fertility pattern using the structural equation model included, respectively, the type of individual exercise, the method of contraception, the type of infertility treatment, and the duration of use of the contraceptive method.

    Conclusion

     The results showed that physical activity, contraceptive method, and duration of use of this method and the type of infertility treatment were related to fertility pattern. By recognizing the factors affecting the fertility pattern and increasing the awareness of young couples, it is possible to help improve the fertility pattern.

    Keywords: Fertility, Structural equation modeling, Contraception
  • Tahere Azimi, Malihe Bagheri, Mahdi Pariyan, Behzad Khansarinejad, Ashraf Zamani, Mahdieh Mondanizadeh* Pages 374-385
    Background and Aim

    Cervical Cancer (CC) is the third most common malignancy in the women, the main cause of which is human papillomavirus (HPV). Both E6 and E7 oncogenes of the virus play an important role in its tumorigenesis. Today, methods available for screening CC are not capable of detecting the disease at an early stage. Therefore, it is important to identify new biomarkers for early detection of this cancer. For this purpose, in the present study, miRNAs targeting the two oncogenes E6 and E7 of human papillomavirus (types 16 and 18) were studied in CC by bioinformatics.

    Methods & Materials:

     First, using the NCBI database, the E6 and E7 gene sequences were obtained for both human papillomavirus types 16 and 18. Then, using the miRBase and RNA22 bioinformatics databases, the most appropriate targeting miRNAs for these genes were selected.

    Ethical Considerations:

     This study was approved by Ethics Committee of Arak University of Medical Sciences.

    Results

     Based on the P obtained from bioinformatics databases, miRNA including miR-92a-5p (P=7.51e-2), miR-195-3p (P=2.24e-1), miR-34a-5p (P=2.73e-1) and miR-155-5p (P=4.95e-2) were introduced for the two genes E6 and E7.

    Conclusion

     Results from bioinformatics studies revealed that of the four miRNAs identified, miR-155-5p and miR-92a-5p are probably the targeting miRNAs specific for the E6 and E7 genes, respectively. Therefore, it seems that these miRNAs can be a suitable candidate for in vitro studies in CC patients.

    Keywords: Bioinformatics databases, miRNA, Cervical cancer, Human papillomavirus
  • Touhid Khanvari*, Faramarz Sardari, Babak Rezaei Pages 386-397
    Background and Aim

    Exercise aerobic is associated with increased creatine kinase and blood lactate immediately after exercise, leading to increased muscle damage and undesirable changes in many cellular markers including serum creatine kinase. In such situations, consuming nutrients and supplements such as coenzyme Q10 may prevent metabolic stress damage by increasing buffering power. However, comprehensive studies have not been performed on the effects of this nutrient on the index of muscle injury and fatigue caused by exercise.

    Methods & Materials:

     For this purpose, 20 inactive volunteer men were randomly divided into two groups of 10-person Coenzyme Q10 supplement (2.5 mg/kg body weight) and quasi-drug (2.5 mg/kg body weight Dextrose). All subjects participated in the Bruce test exercise contract after 14 days of supplementation. Blood sampling was performed in four stages including baseline, after supplementation, immediately after exercise and two hours after exercise. Creatine kinase, lactate and cortisol indices of both groups were measured during these four stages. Data were analyzed by means of standard deviation and repeated measures ANOVA, Bonferroni post hoc and Independent T-test using SPSS V. 17 at the significant level of 0.05.

    Ethical Considerations: 

    This article has been approved by the ethics committee of Tabriz School of Medical Sciences with the ethics code IRCT 201203104663N8.

    Results

     The results showed that 14 days of Coenzyme Q10 supplementation had a significant effect on cortisol level (P<0.05). In addition, one session of exhausting aerobic activity increased creatinine kinase and lactate (P<0.05). On the other hand, creatinine kinase did not differ significantly after exercise (P>0.05). 

    Conclusion

     According to the results of the present study, 14-day supplementation of Coenzyme Q10 may reduce the cellular damage induced by exhaustive aerobic activity in inactive men and prevent an increase in blood lactate levels.

    Keywords: Exhaustive aerobic activity, Coenzyme Q10 supplementation, Cortisol, Creatine Kinase (CK), Inactive men
  • Shahnaz Shahrjerdi* Pages 398-411
    Background and Aim

    Hypertension is a common disease and universal that can cause cardiovascular disease and kidney damage. The purpose of this study was to determine the effect of an eight-weeks massage on blood pressure (systolic and diastolic), heart rate and C-reactive protein in women with hypertension. 

    Methods & Materials: 

    In this quasi-experimental study, 44 volunteer women with Mean±SD age of 42.12±5.31years were selected from women referred to Arak Oil Company specialized polyclinic with hypertension. Four women excluded from the study for some reason, and the rest were divided into experimental and control groups. In massage group massage was done for three sessions per week, 45-60 minutes in each session, on the back and upper limbs for eight weeks. Data analysis was conducted using dependent and independent t-test by SPSS V. 25 statistical software at the significant level of (P≤0.05).

    Ethical Considerations: 

    This study (Code: 92-160-26) was approved in Research Ethics Committee of Arak University of Medical Sciences.

    Results

     The results showed that eight weeks of massage reduced blood pressure (P=0.001), the heart rate (P=0.001), and C-reactive protein (P=0.001) in women with hypertension compared to the control group (P=0.62).

    Conclusion

     The findings of this study showed that massage for eight weeks is an efficient and appropriate method to improve systolic and diastolic blood pressure, heart rate, and C-reactive protein in patients with hypertension.

    Keywords: Massage, Systolic, diastolic blood pressure, Heart Rate, C-reactive protein
  • Anahita Khodabakhshi Koolaee*, Mohammad Pourebrahimi Pages 412-421
    Background and Aim

    Myasthenia Gravis (MG) is a neuromuscular disorder and auto-immune disease that is associated with symptoms of fluctuating muscle fatigue and dysfunction of the neuromuscular junction system. This disease greatly affects various aspects of the patientchr('39')s life and impacts the personchr('39')s perception of the quality of life. The aim of this study was to explain and analyze life experiences with myasthenia gravis disease in a young girl.

    Methods & Materials: 

    This report is a qualitative case with interpretive phenomenological approach that examines the life experiences of a young girl with myasthenia gravis in 2019. Data were collected through semi-structured interviews and analyzed using Van Manenchr('39')s phenomenological approach.

    Ethical Considerations:

     This study was registered in the Research Ethics Committee of Khatam University (Code: 3299/100/P/98).

    Results

     Thematic analysis indicated that myasthenia gravis disease affects all aspects of personchr('39')s life world. These four aspects include living and feelings with time, body, space, and others. Eventually, three interrelated themes emerged from the patientchr('39')s perception of the world around her, including physical weakness, future ambiguity, and frustration.

    Conclusion

     The present study shows a clear image and understanding of the problems of living with MG in a young girl. The phenomenological world of mixed by physical weakness, ambiguity in the future, and frustration that indicating the suffering and distress that the patient experiences following the illness. The results of this study contribute to the awareness of health and rehabilitation specialists in the field of work and research in myasthenia gravis as a neurological disease.

    Keywords: Myasthenia gravis, Lived experience, Case report, Qualitative research