فهرست مطالب

  • Volume:13 Issue: 3, 2020
  • تاریخ انتشار: 1399/08/03
  • تعداد عناوین: 7
|
  • محسن سوایی* صفحات 1-3

    بیماران دیسترس تنفسی شدید ناشی از کووید-19 ممکن است به دلیل هیپوکسمی شدید، نیاز به لوله گذاری تراشه داشته باشند. برای تسهیل لوله گذاری و به حداقل رساندن ریسک آلودگی کارکنان، اغلب گایدلاین ها، روش لوله گذاری با توالی سریع با استفاده از خواب آورها، داروهای مخدر و شل کننده های عضلانی را پیشنهاد می کنند. استفاده از داروهای شل کننده عضلات، ممکن است در بعضی از بیماران کووید-19 با خطراتی برای بیمار همراه باشد؛ محیط پر استرس، پرستاران کم تجربه در بخش های تازه تاسیس، لباس های دست و پا گیر، خستگی زودرس تنفسی ناشی از پوشیدن ماسک و هم چنین محدودیت دید ناشی از تشکیل مه روی شیشه عینک و سطح سپر محافظ صورت در حین لارنگوسکوپی، می تواند لوله گذاری را مشکل و وقت گیر نماید. این عوامل، در کنار درگیری شدید ریه و هیپوکسیمی ناشی از آن و بیماری های زمینه ای قلبی- عروقی ممکن است باعث تشدید هیپوکسیمی شده و بیمار را در معرض آسیب هیپوکسیک مغز یا ایست قلبی قرار دهند. بنابراین، به نظر می رسد در بیماران کووید-19، لوله گذاری تراشه با تجهیزات کامل محافظت شخصی و استفاده از داروهای خواب آور و مخدر برای مهار رفلکس های راه هوایی همزمان با حفظ تنفس خود به خودی بیمار(آرام بخشی عمیق)، روشی ایمن تر باشد. در غیر این صورت، به عنوان راهکار ثانویه، لوله گذاری توسط با تجربه ترین فرد پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: کووید-19، لوله گذاری نای، عوارض، شل کننده عضلات
  • منصوره مکبریان*، نجمه فائز صفحات 4-12
    زمینه و هدف

    یکی از عوامل محیطی موثر بر رشد، دلبستگی است که برخی عوامل همچون زودرس بودن نوزاد می تواند در عدم شکل گیری آن دخالت داشته باشد. با این وجود، یکی از راهکارهای مهم برای افزایش ارتباط مادر و نوزاد، ماساژ است. هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر یک دوره ماساژ بدن نوزادان زودرس توسط مادران بر میزان دلبستگی آنان بود.

    مواد و روش ها

    مطالعه ی حاضر از نوع کارآزمایی بالینی با دو گروه آزمون و شاهد بود. بدین منظور، از میان تمامی نوزادان ایرانی زودرس و سالم بخش نوزادان بیمارستان امیرالمومنین (ع) شهرستان سمنان، 40 نوزاد به صورت هدفمند انتخاب و به طور تصادفی ساده به دو گروه 20 نفری آزمون و شاهد تقسیم شدند. مادران گروه آزمون طبق پروتکل پژوهش، به مدت 10 روز به انجام ماساژ نوزادان زودرس پرداختند در حالی که گروه شاهد، تنها مراقبت های معمول را دریافت می کردند. به منظور سنجش میزان دلبستگی مادر- نوزاد از پرسش نامه دلبستگی مادر به نوزاد استفاده شد. پرسش نامه ی مذکور در سه مرحله ی پیش‎آزمون (قبل از شروع ماساژ)، پس آزمون (یک روز بعد از اتمام مداخله) و پیگیری (یک ماه پس از اتمام مداخله) توسط مادران هر دو گروه تکمیل شد.

    یافته ها

    نتایج حاصل از تحلیل واریانس مختلط و آزمون تعقیبی بونفرونی حاکی از آن بود که ماساژ نوزادان زودرس باعث دلبستگی معنادار مادران به نوزادان در پس آزمون شده و ماندگاری اثر آن بعد از یک ماه نیز حفظ شد (P<0.0001).  تفاوت معناداری در مراحل مختلف آزمون در گروه شاهد مشاهده نشد (P<0.05).

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج حاصل از پژوهش می توان بیان کرد که ماساژ نوزادان زودرس می تواند راه ارتباطی موثر و در عین حال کم هزینه برای تسریع شکل گیری دلبستگی مادر- نوزاد باشد. این موضوع از فشار روانی مادران دارای نوزاد زودرس کاسته و در برقراری ارتباط موثر و به تبع آن رشد بهینه ی نوزادان آنان در آینده کمک شایانی خواهد کرد.

    کلیدواژگان: ماساژ، زودرس، دلبستگی، بخش مراقبت های ویژه نوزادان
  • فاطمه بیت الهی، امیر واحدیان عظیمی، سید محمدسعید غیاثی، سید طیب مرادیان* صفحات 13-19
    مقدمه

    به دلیل عوارض تکنیک های تهاجمی، امروزه استفاده از تکنیک های غیرتهاجمی با مانیتورینگ مداوم، مورد توجه مراکز بهداشتی درمانی قرار گرفته است. در این مطالعه تکنیک های تهاجمی و غیر تهاجمی مانیتورینگ گازهای خون شریانی، در حین جداسازی بیماران از دستگاه تهویه مکانیکی پس از جراحی قلب مقایسه شدند.

    مواد و روش ها

    در یک مطالعه توصیفی- مقطعی 70 بیمار کاندید جراحی قلب در سال 1397 در بیمارستان قلب جماران مورد بررسی قرار گرفتند و مقادیر اشباع اکسیژن خون شریان و دی اکسید کربن اندازه گیری شده به روش های غیر تهاجمی (پالس اکسیمتری و کاپنوگرافی) و تهاجمی (ABG) در این بیماران با هم مقایسه شدند.

    یافته ها

    نتایج مطالعه نشان داد که اختلاف بین مقادیر کاپنوگرافی و PaCO2 اندازه گیری شده 54/4±70/1میلی متر جیوه و اختلاف بین مقادیر SPO2 و SaO2 نیز 29/2±92/0 است. بین ETCO2 و PaCO2 همبستگی مثبت و معنی دار وجود داشت (p<0.001, r=0.43). همچنین بین اعداد SPO2 و SaO2 نیز همبستگی وجود داشت (p=0.03, r=0.25).  نتایج آزمون رگرسیون خطی نشان داد که می توان با قراردادن مقادیر ETCO2 و SPO2 در معادله های ارایه شده    PaCO2  و SaO2 ، به ترتیب PaCO2=20.61+0.45 (ETCO2), SaO2=63.65+0.25 (SPO2) را پیش بینی کرد.

    نتیجه گیری

    کاپنوگرافی و پالس اکسی متری به عنوان روش های غیر تهاجمی، ارزان و فاقد عوارض جانبی می توانند در جداسازی بیماران از تهویه مکانیکی بعد از جراحی قلب استفاده شوند. برای بررسی دقیق تر توصیه می شود، مطالعات با حجم نمونه بزرگ تر و همچنین در بیماران با شرایط جسمی و شدت بیماری مختلف انجام شود.

    کلیدواژگان: کاپنوگرافی، تکنیک های تهاجمی، تکنیک های غیرتهاجمی، جداسازی، جراحی قلب
  • زمزم قازانچایی، منیژه نوریان*، لیلا خانعلی مجن، پرستو اوجیان، آرش حیدری صفحات 20-30
    زمینه و هدف

    یکی از جنبه های مهم مراقبت در بخش های مراقبت ویژه نوزادان، مراقبت تسکینی است. ارایه مراقبت تسکینی نوزادان با موانع و چالش های زیادی روبرو است. این پژوهش با هدف تعیین نگرش پرستاران به مراقبت تسکینی و موانع اجرای آن در بخش های مراقبت ویژه نوزادان انجام شده است.

    روش ها

     این مطالعه توصیفی مقطعی در سال 1397بر روی 128 پرستار شاغل در بخش های مراقبت ویژه نوزادان بیمارستان های تابعه دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی که به روش سرشماری انتخاب شدند، انجام شد . داده ها با استفاده ازدو پرسش نامه " نگرش فروملت نسبت به مراقبت از بیماران در حال مرگ" (FATCOD) و"مقیاس نگرش به مراقبت تسکینی نوزادان"(NPCAS) جمع آوری شد.   

    یافته ها

    نگرش پرستاران نسبت به مراقبت تسکینی مثبت بود(81/4±17/102) و ارتباط معنادار آماری بین شیفت کاری و نگرش پرستاران (001/0>p) مشاهده شد. مانع قوی ارایه مراقبت تسکینی وجود منابع ناکافی (66/2±93/10) بود. کاربرد نامناسب تکنولوژی (59/1±90/5)، فرهنگ سازمانی (25/5 ±69/18) و صلاحیت حرفه ای پرستاران (82/4±09/18) در ردیف موانع متوسط طبقه بندی شدند و مانع ضعیف اجرای مراقبت تسکینی؛ نگرش فردی و اجتماعی پرستار(60/2±67/18) بود.

    نتیجه گیری

     پرستاران شاغل در بخش های مراقبت ویژه نوزادان، نگرش مثبت به اجرای مراقبت تسکینی نوزادان دارند. لزوم تقویت بیشتر میزان نگرش مثبت پرستاران با برگزاری آموزش های بالینی و تیوری و هم چنین توجه و تمرکز بیشتر بر رفع عوامل دیگری که می تواند مانع اجرای مراقبت تسکینی باشد، از اهمیت ویژه برخوردار است. وجود منابع ناکافی مانع قوی ارایه مراقبت تسکینی در نوزادان است لذا تجهیز منابع بخش از نظر محیط فیزیکی مناسب، نیروی انسانی کافی و ارایه مشاوره به پرستاران و تدوین دستورالعمل ها و سیاست های اجرای مراقبت تسکینی در بخش های مراقبت ویژه نوزادان، در اجرای مراقبت تسکینی تاثیر مثبت خواهد داشت.

    کلیدواژگان: مراقبت تسکینی، پرستاری، نگرش، نوزادان، بخش های مراقبت ویژه، مراقبت پایان حیات
  • داود شاکری، عباس عبادی، اسماعیل حیدرانلو، ایمان جعفری* صفحات 31-39
    زمینه و هدف

      درک مشکلات مراجعین به بخش اورژانس به منظور ارتقاء سطح رضایت آنها امری ضروری است. پرستار رابط، یک نقش جدید پرستاری است که نیاز به تعیین تاثیر حضور این نقش در بخش اورژانس به عنوان قلب بیمارستان حس می شود. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر نقش پرستار رابط بر میزان رضایت مندی بیماران قابل انتقال از بخش اورژانس به سایر بخش های بیمارستان طراحی شد.

    روش ها:

     پژوهش حاضر یک مطالعه کارآزمایی بالینی بود که در سال 1398 در بیمارستان بقیه الله الاعظم (عج) تهران انجام شد. تعداد 60 بیمار به صورت تصادفی به دو گروه 30 نفره مداخله و شاهد تقسیم شدند. برای مشارکت کنندگان هر دو گروه، پرسش نامه رضایت بیمار ولف و همکارانش توسط بیماران قبل و بعد از مداخله تکمیل شد. گروه مداخله علاوه بر دریافت خدمات معمول، از خدمات پرستار رابط تا پایان فرآیند انتقال برخوردار شدند. پس از انتقال و استقرار بیمار در بخش مقصد نیز مجددا پرسش نامه سطح رضایتمندی توسط بیمار تکمیل شد.

    یافته ها: 

    میانگین رضایت بیماران در گروه مداخله نسبت به گروه شاهد افزایش معناداری را نشان داد. آزمون آماری تی مستقل نشان داد رضایت کلی بیماران از کیفیت ارایه خدمات پرستاری پس از اجرای مداخله در گروه مداخله نسبت به گروه شاهد از میانگین 4/75 و انحراف معیار 2/8 به میانگین 6/99 و انحراف معیار 4/5 افزایش یافته بود. (0.001<p).

    نتیجه گیری: 

    عملکرد پرستار رابط موجب ارتقاء رضایت مندی بیماران از کیفیت خدمات پرستاری در بیماران منتقل شده از بخش اورژانس به سایر بخش ها شد. بنابراین طراحی چنین نقشی برای پرستار در فرآیند انتقال بیمار از بخش اورژانس به سایر بخش ها توصیه می شود.

    کلیدواژگان: بخش اورژانس، پرستار رابط، رضایت مندی بیمار
  • عذار سنگری، کبری آخوندزاده*، احسان شریفی پور صفحات 40-47
    زمینه و هدف

    ابتلا به سکته مغزی به عنوان یکی از شایع ترین علل مرگ و ناتوانی هم چنان رو به افزایش است و یکی از چالش های اصلی حوزه بهداشت و درمان است. با توجه به تفاوت فراوانی تظاهرات بالینی و عوامل خطر در جمعیت های مختلف، این مطالعه با هدف بررسی تظاهرات بالینی و عوامل خطر سکته مغزی در بیماران مبتلا به سکته مغزی تحت ترومبولیتیک تراپی بیمارستان شهید بهشتی (ره) قم انجام شد.

    روش ها

    مطالعه حاضر از نوع توصیفی تحلیلی و مقطعی و منبع اطلاعات پرونده بیمار بود. تعداد 177 بیمار با تشخیص قطعی سکته مغزی ایسکمیک و تحت ترومبولتیک تراپی وارد این مطالعه شده اند. روش جمع آوری اطلاعات پرسشنامه شامل اطلاعات جمعیت شناختی، تظاهرات بالینی و عوامل خطر سکته مغزی بود.

    یافته ها

    مبتلایان به سکته مغزی ایسکمیک را بیشتر مردان (36/55 درصد) و گروه سنی 60 سال و بالاتر (49/69 درصد) تشکیل می دادند. شایع ترین علایم بالینی بیماران اختلال حرکتی (3/93 درصد) به خصوص سمت چپ بدن و پس از آن مشکلات گفتاری (2/67 درصد) و فراوان ترین عوامل خطر فشار خون بالا (7/46 درصد) و پس از آن دیابت (8/27 درصد) بود. فشار خون بالا ارتباط معناداری با بروز همی پلژی داشت. (P<0.05)

    نتیجه گیری

    سکته مغزی غالبا در افراد بالای 60 سال و مردان بروز می کند و افراد با فشار خون بالا و دیابت بیشتر در معرض خطر ابتلا به این بیماری قرار دارند. با شناسایی گروه های پر خطر و شروع اقدامات پیش گیری کننده از سکته مغزی می توان میزان ابتلا به سکته مغزی را کاهش داد. هم چنین آموزش جامعه در رابطه با تظاهرات بالینی شایع می تواند در مراجعه سریع تر و شروع به هنگام درمان کمک کننده باشد.

    کلیدواژگان: سکته مغزی، تظاهرات بالینی، عوامل خطر
  • حمیدرضا عزیزی، حسین باباتبار درزی*، امیر واحدیان عظیمی، حسین محمودی، یاسر سعید صفحات 48-54
    زمینه و هدف

    آتلکتازی ریوی یکی از عمده ترین مشکلات در اکثر جراحی های قفسه سینه به خصوص اعمال جراحی باز قلب است. این تحقیق به منظور بررسی تاثیر اجرای بسته استاندارد مراقبت پرستاری (ارتفاع مناسب تخت،تمرینات تنفسی و درناژ وضعیتی) بر شدت آتلکتازی در بیماران بعد از عمل جراحی باز قلب انجام شده است.

    روش ها:

     در کارآزمایی بالینی تصادفی شده حاضر، تعداد 60  بیمار واجد شرایط که جراحی باز قلب داشتند به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و سپس به بلوک های چهارتایی به طور تصادفی در دو گروه مداخله (30 بیمار) و شاهد (30 بیمار) قرار گرفتند. در گروه شاهد مراقبت های روتین در بخش و برای گروه مداخله، بسته مراقبتی اجرا شد. ابزار گردآوری داده ها، برگه ثبت اطلاعات و جهت تشخیص آتلکتازی از رادیوگرافی قفسه سینه استفاده شد.

    یافته ها: 

    نتایج نشان داد گروه مداخله و شاهد از نظر مشخصات جمعیت شناختی اختلاف معنی دار نداشتند. هم چنین یافته ها نشان داد با این که در گروه مداخله میزان بروز اتلکتازی کمتر از گروه شاهد بود اما این اختلاف از نظر آماری معنادار نبود (P>0/05).

    نتیجه گیری: 

    با توجه به عدم تاثیر بسته مراقبتی بر کاهش بروز اتلکتازی، پیشنهاد می شود با توجه به محدودیت های زمانی و مکانی این پژوهش، مطالعات وسیع تری در مراکز دیگر و تعداد بیماران بیشتر انجام شود.

    کلیدواژگان: مراقبت پرستاری، جراحی باز قلب، آتلکتازی
|
  • Mohsen Savaie* Pages 1-3

    Patients with severe respiratory distress due to Covid-19 may require endotracheal intubation due to severe hypoxemia. To facilitate intubation and minimize the risk of staff contamination, most guidelines recommend rapid sequence intubation using hypnotics, narcotics, and muscle relaxants. The use of muscle relaxants may be associated with risks for some patients with Covid-19: Stressful environment, inexperienced nurses in newly established wards, cumbersome clothing, premature respiratory fatigue due to mask wearing, Also, the limited vision due to the formation of fog on the glasses and the surface of the face shield during laryngoscopy can make intubation difficult and time consuming. These factors, along with severe lung involvement and hypoxemia, and underlying cardiovascular diseases may exacerbate hypoxemia and expose the patient to hypoxic brain damage or cardiac arrest. Therefore, in Covid-19 patients, endotracheal intubation with full personal protective equipment and the use of hypnotics and narcotics to inhibit airway reflexes while maintaining the patientchr('39')s spontaneous respiration (deep sedation) seems to be a safer method. Otherwise, as a secondary solution, intubation is suggested by the most experienced person.

    Keywords: Covid-19, Tracheal intubation, Complications, Muscle relaxant
  • Mansoureh Mokaberian*, Najmeh Faez Pages 4-12
    Background and Aim

    One of the environmental factors affecting development is attachment, and some factors, such as preterm infancy, can interfere with its development. Yet, one of the most important ways to increase mother-infant relationships is through massage. The aim of this study was to investigate the effect of a period of body massage on preterm infants by mothers on their attachment.

    Materials and Methods

    The present study was a clinical trial with experimental and control groups. For this purpose, among all infants of Amiralmomenin hospital neonatal intensive care  unit of Semnan city, 40 infants and mother’s selected purposefully and divided to experimental and control groups. According to the research protocol, the mothers of the experimental group massaged the preterm infants for 10 days, while the control group received only the usual care. To measure the level of mother-infant attachment, the Maternal Postnatal Attachment Scale was used. The questionnaire was completed in three stages: pre-test (before the start of the massage), post-test (one day after the end of the massage) and follow-up (one month after the end of the massage) by the mothers of both groups.

    Results

    The results of mixed ANOVA and Bonferroni test showed that massage of preterm infants caused significant maternal attachment to infants after post-test and its persistence was maintained after one month (P<0.0001). No significant difference was observed in different stages of the test in the control group (P>0.05).

    Conclusion

    Taking the results into consideration it can be said that preterm infant massage can be an effective and at the same time low-cost way to accelerate the formation of mother-infant attachment. This issue will reduce the stress on mothers with preterm infants and help them communicate effectively and, consequently, improve optimal development of their babies in the future.

    Keywords: Massage, Preterm, Attachment, Neonatal Intensive Care Unit
  • Fatemeh Beitollahi, Amir Vahedian Azimi, Seyed MohammadSaeid Ghiasi, Seyed Tayeb Moradian* Pages 13-19
    Background and aim

    Due to the side effects of invasive techniques, the use of non-invasive techniques with continuous monitoring has been considered by health centers. In this study, invasive and non-invasive techniques for monitoring arterial blood gases were compared during patientschr('39') weaning from mechanical ventilation after cardiac surgery.

    Methods

    In a descriptive-cross-sectional study, 70 patients who were candidates for cardiac surgery were assessed during 1397 at Jamaran Heart Hospital and the values for oxygen saturation and carbon dioxide measured by non-invasive methods (pulse oximetry and capnography) and invasive (ABG) were compared

    Results

    The results of the study showed that there is a difference of 1.7±4.54 between the copography and PaCO2 values, and a difference of 0.92±2.29 between the SPO2 and SaO2 values. There was a positive and significant correlation between ETCO2 and PaCO2 (P<0.001, r=0.43). There was also a correlation between SPO2 and SaO2 numbers (P=0.03, r=0.25). The results of the linear regression test showed that ETCO2 and SPO2 can predict PaCO2 and SaO2 using the following formula, respectively. PaCO2=20.61+0.45(ETCO2), SaO2=63.65+0.25(SPO2).

    Conclusion

    Capnography and pulse oximetry can be used as non-invasive, inexpensive, and safe methods in weaning patients from mechanical ventilation after cardiac surgery. For a more detailed examination, it is recommended that studies be performed with a larger sample size, as well as in patients with different physical conditions and severity of the disease.

    Keywords: Capnography, Invasive Techniques, Non-Invasive Techniques, Weaning, Cardiac Surgery
  • Zamzam Ghazanchaie, Manijeh Nourian*, Leila Khanali Majan, Parastoo Oujian, Arash Heidari Pages 20-30
    Background and Aim

    Palliative care is one of the most important aspects of neonatal intensive care. Providing palliative care for infants faces many obstacles and challenges. The aim of this study was to determine the attitude to palliative care and the barriers for delivering palliative care practices among nurses in the Neonatal Intensive Care Unit (NICU).

    Material and Method

    In the present descriptive cross-sectional study, 128 nurses working in NICUs of hospitals affiliated to the Shahid Beheshti University of Medical Sciences, Tehran, Iran were selected by census method in 2018. Data were collected with "Fromelt Attitude Towards Caring   for Dying Patient" (FATCOD) and "Neonatal Palliative Care Attitude Scale" (NPCAS). 

    Results

    Nurseschr('39') attitude toward palliative care was positive (102.17±4.81) and a statistically significant association was observed between shift work and nurseschr('39') attitudes (p<0.001). A strong barrier to providing palliative care was the presence of insufficient resources (10.93±2.66). Improper application of technology (5.90±1.59), organizational culture (18.69±5.25) and professional competence of nurses (18.09±4.82) were classified as intermediate barriers. The weak barrier to the implementation of palliative care was the individual and social attitude of the nurse (18.67±2.60).

    Discussion and Conclusion

    Nurses have a positive attitude to providing palliative care, and it is necessary to strengthen their positive attitude by providing clinical and theoretical training. It is also important to pay more attention to eliminating other factors that can affect the implementation of palliative care. Insufficient resources are a strong obstacle to providing palliative care in neonates. So equipping the resources in terms of a suitable physical environment, adequate skilled manpower, providing counseling services and developing guidelines and policies for the nurses,   are important in order to improve the implementation of neonatal palliative care.

    Keywords: Palliative care, Nursing, Attitude, Neonate, Intensive Care Units, End of Life Care
  • Davood Shakeri, Abbas Ebadi, Esmail Heidranlu, Iman Jafari* Pages 31-39
    Background & Aims

    Understanding the problem of patients in the emergency department is essential to their satisfaction. The liaison nurse is a new nursing role. Studying its impact on the emergency department, as the heart of the hospital, is of interest. This study was conducted to determine the effect of the role of the liaison nurse on the satisfaction of patients transferred from the emergency department to other hospital wards.

    Materials & Methods

    The present study was a clinical trial research conducted in 2019 in Baqiyatallah Hospital, Tehran, Iran. Sixty patients were randomly divided into two groups of intervention and control (30 individuals in each group). Participants in both groups completed Wolff et al.chr('39')s Patient Satisfaction questionnaire (PSI) before and after the intervention. The intervention group received the services of a liaison nurse until the end of the transfer process in addition to the usual services. Transfer and placement of patients in the destination ward was performed and then, the PSI was completed again by the patient.

    Results

    The mean patient satisfaction of the intervention group showed a significant increase (P<0.001) in comparison to the control group. The independent t-test showed that patientschr('39') overall satisfaction with the quality of nursing services increased after the intervention in the intervention group compared to the control group from a mean of 75.4 and a standard deviation of 8.2 to a mean of 99.6 and a standard deviation of 5.4.

    Conclusion

    The liaison nurse improved the patientschr('39') satisfaction to the quality of the nursing services in patients transferred from the emergency department to other wards. Therefore, designing such a role for nurses in the process of transferring patients from the emergency department to other departments is recommended.

    Keywords: Emergency Department, Patient Satisfaction, Liaison Nurse
  • Azra Sangari, Kobra Akhoundzadeh*, Ehsan Sharifipour Pages 40-47
    Background and Aim

     Stroke, as one of the most common causes of death and disability, is still increasing and it is one of the major challenges in healthcare system. Due to the difference in frequency of clinical manifestation and risk factors in different populations, this study was conducted to investigate the clinical manifestations and risk factors of stroke in stroke patients underwent thrombolytic therapy, referred to Shahid Beheshti Hospital in Qom.

    Methods

     The present study was a descriptive analytic and cross-sectional study. Data was collected from the patients file. 177 diagnosed patients with ischemic stroke, underwent thrombolytic therapy, have been included in this study. The data collection was done by a questionnaire including demographic information, clinical manifestations and stroke risk factors.

    Results

     Majority of ischemic stroke patients were men (55.36%) and in the age group of 60 years and older (69.49%). The most common clinical manifestations were motor impairment (93.3%) particularly in left side of body, and subsequent speech problems (67.2%) and the most common risk factors were hypertension (46.7%) and subsequent diabetes (27.8%). There was a significant association between hypertension and hemiplegia occurrence. (P<0.05) 

    Conclusion

     According to the results of the study, majority of stroke patients were men and the people in age of 60 years and over. People at higher risk for this disease were patients with hypertension and diabetes. Detection of high-risk groups and initiation of preventive measures against stroke can reduce the incidence rate of stroke. Community education on common clinical manifestations can also be helpful in refer faster and starting on time treatment.

    Keywords: Stroke, Clinical Manifestation, Risk Factors
  • HamidReza Azizi, Hossien Babatabar Darzi*, Amir Vahedian Azimi, Hossien Mahmoudi, Yaser Saeed Pages 48-54
    Background and aim

    Pulmonary atelectasis is one of the major problems in most chest surgeries, especially open heart surgery. This study was performed to investigate the effect of standard nursing care package (appropriate bed height, breathing exercises and postural drainage) on the severity of atelectasis in patients after open heart surgery.

    Methods

    In the present randomized clinical trial, 60 eligible patients who had open heart surgery were selected by available sampling method and then randomly divided into four blocks of intervention (30 patients) and control (30 patients). They got. In the control group, routine care was performed in the ward and for the intervention group. Data collection tools, data sheet and chest radiography were used to diagnose atelectasis.

    Results

    The results showed that the intervention and control groups did not differ significantly in terms of demographic characteristics. The results also showed that although the incidence of atelectasis was lower in the intervention group than the control group, but this difference was not statistically significant (P> 0.05).

    Conclusion

    Due to the lack of effect of care package on reducing the incidence of atelectasis, it is suggested that due to the temporal and spatial limitations of this study, wider studies should be performed in other centers and more patients.

    Keywords: Nursing Care, Open Heart Surgery, Atelectasis