فهرست مطالب

روانشناسی سلامت - پیاپی 35 (پاییز 1399)
  • پیاپی 35 (پاییز 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/10/03
  • تعداد عناوین: 10
|
  • مرضیه حاجی بابایی، محمدباقر کجباف*، مریم اسماعیلی، محمدحسین حریرچیان، علی منتظری صفحات 7-24
    مقدمه

    مولتیپل اسکلروزیس، شایع ترین بیماری نورولوژی ناتوان کننده در سنین جوانی است که عوارض روانشناختی مختلفی نیز به همراه دارد. در سالیان اخیر، میزان شیوع MS، روند فزاینده ای داشته است. هدف از انجام این پژوهش، تبیین مشکلات روانشناختی و رفتارهای مقابله ای زنان مبتلا به MS بود.

    روش

    این پژوهش به روش کیفی انجام گردید. 15 بیمار زن مبتلا به MS به روش نمونه گیری دردسترس در این پژوهش شرکت کردند. اطلاعات از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته تا رسیدن به اشباع نظری به دست آمد و به روش تحلیل محتوای مرسوم، تحلیل گردید.

    یافته ها

    مشکلات اصلی بیماران شامل ضعف مهارت های زندگی، راهبردهای مقابله ای ناکارآمد و آسیب زا، افسردگی و ضعف عملکرد شناختی و هیجانی، باورهای فرهنگی و انگ بیماریMS ، عدم تنظیم هیجانات، مشکلات ارتباط زناشویی و اختلال در روابط اجتماعی به دست آمد. 5 مضمون اصلی رفتارهای مقابله ای بیماران نیز عبارت بودند از: مقابله مذهبی-معنوی، اعتماد به قدرت برتر الهی، اعتقاد به ادامه حیات پس از مرگ، هدفمندی و جستجوی معنای زندگی و مهارت های مقابله ای کارآمد.

    نتیجه گیری

    به منظور غلبه بر مشکلات زنان مبتلا به MS، تدوین یک مداخله جامع مراقبتی و راهکارهای مقابله ای با توجه ویژه به مهارت های مقابله ای کارآمد (مسئله مدار) و نیز راهبردهای مقابله معنوی-مذهبی موردنیاز است.

    کلیدواژگان: مشکلات روانشناختی، رفتارهای مقابله ای، مولتیپل اسکلروزیس، زنان
  • آویسا نجیمی، مژگان آگاه هریس*، کریم عسگری صفحات 25-50
    مقدمه

    بیماری عروق کرونری قلب(CHD)بیشترین بار بیماری را در بین بیماری های جسمی دارد. CHDاز بیماری های مزمنی است که در تحول و ماندگاری آن عوامل فیزیولوژیکی و روان شناختی با هم تعامل دارند. به همین دلیل اصلاح و حذف عوامل خطرساز روان شناختی در درمان CHDضروری است. از این رو، هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش تنش زدایی خودزاد با خودگویی مثبت و تنظیم هیجانی بر تعدیل کنترل عواطف بیمارانCHD بود.

    روش

    پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل، با روش نمونه گیری در دسترس از زنان داوطلب مبتلا به CHD، 45نفر انتخاب و در 3 گروه (دو گروه آزمایشو یک گروه کنترل) به تصادف جایگزین شدند. آزمودنی های هر گروه بر اساس پروتکل هر مداخله آموزش دیدند. کل آزمودنی ها قبل، بعد و یک ماه و نیم پس از آموزش به مقیاس کنترل عواطف (ACS) (ویلیامز، چمبلز و آهرنس، 1997) پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده با کاربرد آزمون اندازه گیری مکرر و تعقیبی توکی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که هر دو گروه تنش زدایی خودزاد با خودگویی مثبت و گروه تنظیم هیجانی (05/0>p) در تعدیل کنترل عواطف موثر بوده اند، اما تفاوت دو گروه معنادار نیست (05/0p>).

    نتیجه گیری

    هر دو آموزش با یاددهی فنون خاص خود می توانند کنترل عاطفه فرد را افزایش دهند، بنابراین بالینگران می توانند در کنار درمان های زیستی از این آموزش ها برای کنترل نشانه های CHD استفاده کنند.

    کلیدواژگان: تنش زدایی خودزاد، خودگویی مثبت، تنظیم هیجانی، کنترل عواطف، بیماران عروق کرونری قلبی
  • سهیلا اعتمادی، حمید پورشریفی*، بیوک تاجری، مهدی کلانتری، ناهید هواسی سومار صفحات 51-68
    مقدمه

    هدف این پژوهش بررسی نقش تجارب آسیب زای جنسی، راهبردهای شناختی تنظیم هیجان و افشاسازی در تبیین علایم جسمی دختران نوجوان آسیب دیده بود.

    روش

    روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری کلیه دانش آموزان 14 تا 17 سال استان تهران در سال تحصیلی 98-97 بود. با غربالگری دانش آموزان دارای تجربه آسیب جنسیو حذف پرسشنامه های ناقص، 273 دانش آموز در تحلیل شرکت کردند. برای جمع آوری داده ها از چک لیستتجاربآسیب زایزندگی نیجن هویس، وندرهارت و کروگر (2002)، پرسشنامه راهبردهای شناختی تنظیم هیجان گارنفسکیو همکاران (2001)، پرسشنامه سلامتجسمانی گرک (2015)، مقیاس خودافشاسازیپریشانیکانوهسلینگ(2003) استفاده شد و با استفاده از رگرسیون چندگانه تحلیل شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد راهبردهای شناختی تنظیم هیجان ناسازگارانهبا (441/0= β  و 01/0>p)، افشاسازی (213/0- = β و 01/0>p)، راهبردهای شناختی تنظیم هیجان سازگارانه (172/0- = β  و 01/0>p)، تجارب آسیب زا (117/0= β  و 05/0>p) توانایی پیش بینی علایم جسمی را دارند.

    نتیجه گیری

    نتایج نشان داد می توان با بررسی تاریخچه تجارب آسیب زای جنسی، مدیریت راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و تسهیل افشاسازی در جهت کنترل علایم جسمی بهره برد.

    کلیدواژگان: تجارب آسیب زای جنسی، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، افشاسازی، علائم جسمی
  • دل ارام صالحی، فریبا زرانی*، لادن فتی، محمدرضا شعربافچی صفحات 69-86
    مقدمه

    مراقبین بیماران مبتلا به سرطان در فرایند مراقبت با شرایط سخت و اضطراب های متعددی مواجهه می شوند که مستقیما بر نگرش و سلامت روان شناختی آن ها اثر می گذارد. هدف از مطالعه حاضر مقایسه ی معنای زندگی و نگرش به مرگ بین مراقبین بیمار مبتلا به سرطان و افراد عادی بود.

    روش

    طرح مطالعه علی-مقایسه ای است. با مراجعه به بیمارستان فیروزگر و مرکز شیمی-درمانی روشنا، 52 نفر از افرادی که یکسال گذشته یکی از اعضای درجه یک خانواده ایشان به سرطان مبتلا شده اند؛ و آن ها به عنوان مراقب اصلی از او مراقبت می کرده اند به صورت نمونه در دسترس انتخاب شدند. گروهی که تجربه مراقبت از بیمار مبتلا به سرطان را نداشتند، نیز به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و با گروه اول همتا شدند؛ هر دو گروه پرسشنامه های معنای زندگی (استگر، فرازیر، اشی و کالر، 2006) و نیمرخ نگرش به مرگ - نسخه تجدیدنظرشده (وونگ، رکر و گسر، 1994) را تکمیل نمودند. داده ها با روش تحلیل واریانس چند متغیری ارزیابی شدند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد افراد دارای تجربه مراقبت، اضطراب و اجتناب از مرگ بالاتری در شاخص نگرش به مرگ نسبت به افراد عادی گزارش می کنند؛ اما در معنای زندگی تفاوت معنادار بین دو گروه دیده نشد.

    نتیجه گیری

    مراقبین با ابهام درباره آینده و روز به روز وخیم شدن حال بیمار روبه رو هستند؛ شرایطی که اضطراب از مرگ و تلاش برای اجتناب از آن را ایجاد می کند.

    کلیدواژگان: سرطان، مراقب بیمار مبتلا به سرطان، معنای زندگی، نگرش به مرگ
  • فهیمه کوهستانی، یاسر رضاپور میرصالح*، فاطمه بهجتی صفحات 87-112
    مقدمه

    بیماری قلبی نه تنها خود فرد بلکه خانواده وی را تحت تاثیر قرار می دهد. هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه بین محیط خانواده، تعهد زناشویی، حمایت همسر و رفتارهای خود مراقبتی در بیماران قلبی بود.

    روش

    مطالعه حاضر، یک مطالعه همبستگی بود که با روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری این پژوهش بیماران قلبی مراجعه کننده به مراکز بهداشتی شهر کرمان در سال 1397 بود که ازاین بین نمونه ای به حجم 200 نفر به شیوه در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های رفتارهای خود مراقبتی جارسما و همکاران (2003)، تعهد زناشویی استنلی و مارکمن (1992)، جو خانوادگی موس و موس (1986) و حمایت همسر سالیس و همکاران (1987) جمع آوری و با آزمون های همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه و مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که محیط خانواده و حمایت همسر قادر به پیش بینی معنی دار رفتارهای خود مراقبتی در بیماران قلبی بودند (05/0>p)، اما نقش پیش بین تعهد زناشویی معنی دار نبود (05/0<p). یافته های تحلیل معادلات ساختاری نشان داد که محیط خانواده خوب از طریق افزایش حمایت همسر بر رفتارهای خود مراقبتی بیمار تاثیر می گذارد.

    نتیجه گیری

    نتایج پژوهش نشان داد که حمایت همسر در ارتباط بین محیط خانواده و رفتارهای خود مراقبتی بیماران قلبی نقش میانجی معنی داری دارد و تعهد زناشویی نقش معنی داری در مدل پیش بینی رفتارهای خود مراقبتی ندارد.

    کلیدواژگان: بیماری قلبی، تعهد زناشویی، حمایت همسر، محیط خانواده، رفتار خود مراقبتی
  • نسرین شهبازی، زهره لطیفی* صفحات 113-132
    مقدمه

    پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش خودشفابخشی بر افسردگی، شدت درد ادراک شده و اضطراب مرتبط با درد در بیماران مبتلا به سردرد مزمن در سال 1398 انجام شد.

    روش

    پژوهش نیمه تجربی حاضر با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دوماهه با دو گروه آزمایش و کنترل اجرا شد. تعداد 60 نفر از مراجعه کنندگان به یکی از بیمارستان های شهر اصفهان با سابقه شکایت سردرد مزمن از طریق نمونه گیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 30 نفری جایگزین شدند. ابزارهای این پژوهش؛ پرسشنامه های افسردگی زونک (1965)، درد مک گیل (1997) و اضطراب درد مک کراکن (1967) بود. داده ها با استفاده از تحلیل آماری اندازه گیری مکرر تجزیه وتحلیل شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که آموزش خودشفابخشی در بهبود افسردگی، کاهش شدت درد ادراک شده و کاهش اضطراب مرتبط با درد شرکت کنندگان در آموزش خودشفابخشی در پس آزمون و پیگیری تاثیر معناداری داشته است (001/0>p).

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد آموزش خودشفابخشی با کاهش استرس فیزیولوژیک از طریق درمان خاطرات سلولی مخرب، اصلاح سبک زندگی و آموزش تکنیک های آرام سازی، موجب کاهش سردرد افراد مبتلا شده است؛ بنابراین می توان از این روش به عنوان یک رویکرد جدید با اثرات نسبتا پایدار برای کاهش سردردهای مزمن در مراکز درمانی و خدمات روان شناختی استفاده نمود.

    کلیدواژگان: خودشفابخشی، استرس فیزیولوژیک، افسردگی، سردرد مزمن، اضطراب مرتبط با درد
  • علی افشاری*، فاطمه کاظمی مهیاری صفحات 133-150
    مقدمه

    این پژوهش با هدف مقایسه مولفه های شخصیت، نشخوار فکری و خودشفقت ورزی در بیماران مبتلا به میاستنی گراویس و افراد عادی انجام شد. پژوهشحاضر از نوع کاربردی و علی-مقایسه ای است.

    روش

    جامعه آماری شامل کل بیماران دارای اختلال میاستنی گراویس شهر تهران بود. با استفاده از روش نمونه برداری در دسترس 100 نفر (50 بیمار مبتلا به میاستنی گراویس و 50 فرد عادی) در نظر گرفته شد. ابزارهای پژوهش شامل سیاهه شخصیتی نیو (کوستا و مک کریف 1985)، سیاهه نشخوار فکری (نولن-هوکسما، 1991) و مقیاس خودشفقت ورزی (نف و براتوس، 2003) بود. برای تحلیل داده ها از روش آزمون تحلیل واریانس یک راهه استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد بین بیماران مبتلا به میاستنی گراویس و افراد عادی از لحاظ مولفه های شخصیت، نشخوار فکری و خودشفقت ورزی تفاوت معنادار وجود دارد (01/0>P).

    نتیجه گیری

    بنابراین تلاش در راستای بررسی نشخوار فکری و روان آزرده می تواند گامی مهم جهت ارتقای سلامت روانی بیماران میاستنی /گراویس باشد.

    کلیدواژگان: .شخصیت، نشخوار فکری، خودشفقت ورزی، میاستنی گراویس
  • امیرحسین افشاری، اسحق رحیمیان بوگر *، محمود نجفی صفحات 151-172
    مقدمه

     هدف از این پژوهش اثر ساختاری استرس مزمن، تاب‌آوری و جسمانی سازی بر ناتوانی کارکردی در نشانگان بدنی کارکردی با نقش واسطه‌ای ذهنی‌سازی بود. 

    روش

     پژوهش حاضربا استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری انجام شد. نمونه شامل 400 نفر از مردان و زنان در سنین 18 تا 45 سال بودند که با استفاده از فراخوانی اینترنتی، پرسش‌نامه‌های استرس مزمن، تاب‌آوری، جسمانی سازی، ناتوانی کارکردی، ذهنی‌سازی و نشانگان بدنی کارکردی را تکمیل کردند. 

    یافته‌ها

    یافته‌ها با استفاده از آزمون تحلیل عاملی تاییدی، آزمون همبستگی و آزمون مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته‌ها در سطح معناداری (05/0>p) حاکی از برازش مناسب مدل داشت. (5/3=χ2/df، 91/0=GFI، 93/0=CFI، 84/0=RMSEA، 93/0=NFI،  89/0=IFI، 58/0=AGFI، 65/0=PGFI). 

    نتیجه‌گیری

    پیشنهاد می‌شود که برای بهبود و پیشگیری از ناتوانی کارکردی، علاوه بر نقش استرس، مداخلات و درمان‌های مبتنی بر ذهنی‌سازی و تاب‌آوری نیز در نظر گرفته شود.

    کلیدواژگان: ناتوانی کارکردی، نشانگان بدنی کارکردی، جسمانی سازی، استرس مزمن تاب آوری، ذهنی سازی، مدل سازی معادلات ساختاری
  • فریده رمضانی مقدم، رضا رستمی *، عباس رحیمی نژاد، حجت الله فراهانی صفحات 173-188
    مقدمه

     هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی گروه‌درمانی مبتنی بر سواد سلامت بر بهبود هموگلبین گلیکوزیله و فعالیت‌های خود مراقبتی در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو بود. 

    روش

     روش پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی بود که به‌صورت پیش‌آزمون، پس‌آزمون با گروه کنترل و آزمایش انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه بیماران مبتلا به دیابت نوع دو مراجعه‌کننده به کلینیک فوق تخصصی دیابت و بیماری‌های متابولیک شهر کاشان مراجع کرده بود. 30 نفر از بیماران مبتلا به دیابت نوع دو به‌صورت هدفمند انتخاب شدند و یه‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هرکدام 15 نفر) قرار گرفتند. برنامه مداخله‌ای گروه آزمایش در 8 جلسه 120 دقیقه‌ای انجام شد. گروه کنترل در این مدت مداخله‌ای دریافت نکردند. جهت جمع‌آوری داده‌ها از آزمایش هموگلبین گلیکوزیله و مقیاس کوتاه فعالیت‌های خود مراقبتی استفاده شد. داده‌ها با استفاده از میانگین، انحراف استاندارد و تحلیل کوواریانس تک متغیره (آنکوا) تجزیه‌وتحلیل شد.

     یافته‌ها

    نتایج پژوهش حاضر اثربخشی گروه‌درمانی مبتنی بر سواد سلامت را بر بهبود هموگلبین گلیکوزیله و فعالیت‌های خود مراقبتی تایید کرد. بر اساس یافته‌های حاضر میزان تاثیر مداخله سواد سلامت بر هموگلبین گلیکوزیله 71/0 و بر فعالیت‌های خود مراقبتی مبتلایان به دیابت نوع دو 76/0 بود. 

    نتیجه‌گیری

    نتایج این پژوهش پیشنهاد می‌کند، می‌توان در کنار درمان‌های پزشکی، از گروه‌درمانی مبتنی بر سواد سلامت جهت بهبود شاخص‌های کنترل دیابت نوع دو استفاده کرد تا بدین‌وسیله از عوارض بیماری پیشگیری به عمل آید.

    کلیدواژگان: دیابت نوع دو، سواد سلامت، هموگلبین گلیکوزیله، فعالیت های خود مراقبتی
  • مهدی شمالی احمدآبادی، ناصر محمدی احمدآبادی *، عاطفه برخورداری احمدآبادی صفحات 189-202
    مقدمه

     دیابت نوع دو یکی از شایع‌ترین بیماری‌های متابولیک مزمن و پیشرونده در دنیا است. پژوهش حاضر با هدف اثربخشی واقعیت‌درمانی گروهی بر افسردگی، اضطراب و استرس در بیماران دیابت نوع دو انجام شد. 

    روش

     پژوهش حاضر نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری بود. جامعه آماری شامل افراد مبتلا به دیابت نوع‌ دو شهر یزد در سال 1398 بود. با روش نمونه‌گیری در دسترس، 22 نفر به‌عنوان نمونه انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه 11 نفری (آزمایش و گواه) جایگزین شدند. شرکت‌کنندگان به پرسشنامه‌ استاندارد اضطراب، استرس و افسردگی لاویبوند، در مراحل پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری پاسخ دادند. گروه آزمایش مداخله واقعیت‌درمانی را طی دو ماه در 8 جلسه 90 دقیقه‌ای دریافت نمودند. در پایان نیز داده‌های پژوهش با روش تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر و در سطح معنی‌داری 05/0 تحلیل شدند.

     یافته‌ها

    نتایج نشان داد که میانگین نمرات افسردگی، اضطراب و استرس گروه آزمایش نسبت به گروه گواه، در مرحله پس‌آزمون کاهش معناداری پیدا کرده و این کاهش در مرحله پیگیری پایدار مانده است (001/0>p).

     نتیجه‌گیری

    بر اساس نتایج پژوهش، واقعیت‌درمانی گروهی می‌تواند به‌عنوان یک روش مداخله‌ای موثر در کاهش مشکلات روانشناختی افراد دیابت نوع دو موردتوجه قرار گیرد.

    کلیدواژگان: واقعیت درمانی گروهی، افسردگی، اضطراب، استرس، دیابت نوع دو
|
  • Marzieh Hajibabaei, Mohammadbagher Kajbaf *, Maryam Esmaeili, Mohammad Hossein Harirchian, Ali Montazeri Pages 7-24
    Objective

    Multiple sclerosis (MS) is the most prevalent neurologic disabling disease in young ages accompanied by psychological side effects. Recently prevalence of MS has been rising in Iran. The aim of the present study was to explanation of psychological problems and coping behaviors among women with multiple sclerosis.

    Method

    This was a qualitative study. In all 15 women with MS participated in study. Patients were selected in a convenience sampling method. Semi-structured interview was used for data collection. The data were collected until saturation achieved. After coding, the data was analyzed through conventional content analysis.

    Findings

    In general, five themes emerged from analysis as psychological problems. These were poor life skills, inadequate (avoidant) coping strategies, depression and emotional- cognitive distortions, relationship problems and fear of solitude including emotional dysregulation, marital, family and social relationships, cultural beliefs and MS stigmatization. In addition, extra five themes emerged as coping behaviors. These were, spiritual-religious coping, acquiring moral values, confidence on god strength and belief in eternal life, search of meaning and being purposeful, active (problem-focused) coping strategies.

    Conclusion

    The findings suggest that to overcome problems among women with MS, developing a comprehensive caring intervention and coping strategies are needed insuring that they include active (problem-focused), and spiritual-religious coping strategies.

    Keywords: Psychological Problems, Coping Behaviors, Multiple Sclerosis, Women
  • Avisa Najimi, Mojgan Agahheris *, Karim Asgari Pages 25-50
    Objective

    Coronary Heart Disease (CHD) has The most burden of deseas among physical illnesses. CHD is one of the chronic illnesses that the physiological and psychological factors have interactions in development and maintanence of it. So modifying and eliminating of it risk factors is essential in the treatment of CHD. Hence, The objective of this study was comparing the effectiveness of two types of training including autogenic relaxation with positive self-talk and emotional regulation on affective control among patients with cardiovascular disease.

    Method

    This study was an semi-experimental study and pretest-posttest-follow up design with control group and using convenient sampling method,45 female volunteers with CHD disease were selected and randomly assigned into three groups. The experimental groups were instructed the protocols of each intervention. All the subjects filled out the affective control scale prior to, after, and 1/5 months later thanthe end of each intervention. Data analysis were analised by applying repeated measures analysis of variances and Tukey's follow-up test methods.

    Findings

    Findings revealed that both interventions could significantly modify the affective control (P<0.05), but these two groups didn`t have significant fifferencer (P>0.05).

    Conclusion

    Enhancement of the affective controlcan be achieved through the both training by instructing their special techniques. So, The practitioners could apply these interventions in combination to medical treatments for controlling the CHD symptoms.

    Keywords: autogenic relaxation, positive self talk, emotional regulation, affective control, coronary heart disease
  • Soheila Etemadi, Hamid Poursharifi *, Biuok Tajeri, Mehdi Kalantari, Nahid Hovassi Soomer Pages 51-68
    Objective

    The purpose of this study was to investigate the role of Traumatic experiences of sexual abuse, cognitive emotion regulation strategies, and disclosure in explaining Somatic Symptoms of adolescent girls.

    Method

    The method of the present study was correlation and statistical population of all students of 14-17 years in Tehran province in the academic year 97-98. By screening students with experience of sexual trauma, and eliminating the incomplete questionnaires273 students were ianalysis. For gathering data,Checklist of Traumatic Experiences of Nigent Huys and Wonder Hart & Kruger (2002), Cognitive emotion regulation strategies questionnaire Garnefsky et al. (2001), Grek's Mental Health Questionnaire (2015), Self-disclosure scale of Kun and Hessling (2003) were used and analyzed using multiple regression.

    Findings

    The results showed maladaptive cognitive emotion regulation strategies (with β = 0.441 and p <0.01), disclosure (β = -0.201 and p <0.01), adaptive cognitive emotion regulation strategies (β = -0.117 and p <0.01), sexual traumatic experiences (β = 0.170, p <0.05), have the ability to predict Somatic symptoms.

    Conclusion

    The results showed that can be used to control Somatic Symptoms by Investigating the history of sexual abuse experiences, Managing Cognitive Emotion Regulation Strategies, and facilitating disclosure.

    Keywords: Traumatic Experiences of Sexual Abuse, cognitive emotion regulation strategies, Disclosure, Somatic Symptoms
  • Delaram Salehi, Fariba Zarani *, Ladan Fata, Mohamadreza Sharbafchi Pages 69-86
    Objective

    In the process of caring, caregivers of cancer patients face difficult experiences and multiple stressors which directly affect their attitudes and psychological health. Purpose- The current study aimed to compare the meaning of life and attitude towards death between caregivers of cancer patients and general people.

    Method

    It is a causal-comparative research study. Through visiting the Firoozgar Hospital and Roshana Cancer Center, a total of 52 individuals who had and cared for one first-degree relative affected with cancer for the past year were selected as the convenience sample. However, another group with no experience of caring cancer patient was selected as the convenience sample and matched with the first group. Both were asked to complete the Meaningful in Life Questionnaires (MLQ; Steger, Frazier, Oishi & Kaler, 2006) and the Death Attitude Profile (DAP) - Revised (Wang, Racker & Gasser, 1994). Data was analyzed using multivariate analysis of variance.

    Findings

    Data analysis showed that those experiencing care, anxiety, and avoidance of death reported higher scores in death attitudes death compared to general people, although there were no significant differences in meaning in life.

    Conclusion

    Cancer patient caregivers face uncertain future and worsening conditions for patients; which develop anxiety, and avoidance of death.

    Keywords: cancer, Cancer patient caregiver, Meaning in life, Attitude toward death
  • Fahimeh Koohestani, Yasser Rezapour Mirsaleh *, Fatemeh Bahjati Pages 87-112
    Objective

    Heart disease affects not only the patient but also his family. The main purpose of this study was to investigate the relationship between family environment, marital commitment, spousal support and self-care behavior among heart failure diseases.

    Method

    This study was a correlational study using structural equation modeling. The statistical population of this study was heart failure patients referring to health centers in Kerman city in 1397. A total of 200 patients were selected by available sampling. The data gatherd using self-care behaviors questionnaire (jaarsma & et al, 2003), marital commitment questionnaire (Stanley & Markman 1992), Family environment questionnaire (Moos & Moos, 1986), andspouse support Questionnaire (Sallis & et al, 1987) and analyzed by Pearson's correlation, regression analysis and structural modeling modeling.

    Findings

    The finding showed that the family environment and the spousal support could significantly predict self-care behaviors in patients (p<0.05) but the predicting role of marital commitment was not significant (p>.05). Findings of structural equation modeling showed that family environment influenced patients self-care behaviors by increasing their spousal support.

    Conclusion

    the results showed that spousal support has a significant mediating role in the relationship between family environment and self-care behaviors of cardiac patients and marital commitment has not a significant role in model predicting self-care behaviors.

    Keywords: Heart disease, marital commitment, spouse support, family environment, self-care behaviors
  • Nasrin Shahbazi, Zohreh Latifi * Pages 113-132
    Objective

    The purpose of this study was to determine the effectiveness training of self-healing on depression, pain perception severity and pain-related anxiety in chronic headache patients.

    Method

    The present semi experimental study design with pre-test, post-test and follow-up design with experimental and control groups. Sixty clients with complaints of chronic headeche referred to one of Isfahan city Hospitals were selected through available sampling and randomly divided in two groups (n= 30). The research tools were included of the Zonc depression (1965), McGill pain (1997) and McCracken pain anxiety (1967).

    Findings

    The results showed that training of self-healing has significant effects on improvement of depression, decrease of pain perception and pain-related anxiety experimental group in the posttest and follow-up (P<0.001).

    Conclusion

    Self-healing training has been shown to reduce headaches by reducing physiological stress by treating destructive cellular memories, modifying lifestyles, and teaching relaxation techniques. Therefore, this method can be used as a new approach with relatively stable effects to reduce chronic headaches in medical centers and psychological services.

    Keywords: Self-healing, Physiological stress, Depression, Chronic headache, Pain-related anxiety
  • Ali Afshari *, Fatemeh Kazemi Mahyari Pages 133-150
    Objective

    The aim of this study was to compare the components of personality, rumination and self-compassion in patients with myasthenia gravis and normal individuals. The present study is of applied and causal-comparative type.

    Method

    The statistical population included all patients with myasthenia gravis disorder in Tehran. Using available sampling method, 100 patients (50 patients with myasthenia gravis and 50 healthy individuals) were considered. Research tools included the Neo Personality Inventory (Costa and McCriff 1985), the Ruminant Inventory Inventory (Nolen-Hooksma, 1991), and the Self-Compassion Scale (Neff and Bratos, 2003). One-way analysis of variance was used to analyze the data.

    Findings

    The results showed that there was a significant difference between patients with myasthenia gravis and healthy individuals in terms of personality components, rumination and self-compassion (P <0.01).

    Conclusion

    Therefore, trying to study rumination and disturbed psyche can be an important step to improve the mental health of myasthenia gravis patients

    Keywords: Personality, rumination, self- compassion, myasthenia gravis
  • Amir Hossein Afshari, Isaac Rahimian Boogar *, Mahmoud Najafi Pages 151-172
    Objective

     The purpose of this study was to the structural effect of chronic stress, resilience and somatization on functional disability in functional somatic syndromewith the mediating role of mentalization. 

    Method

     the present study was carried out using structural equation modeling (SEM). The sample were included of men and women between the ages of 18 to 45 who completed the use of internet calling, chronic stress, resilience, somatization, functional disability, mentalization and functional somatic syndrome questionnaires. 

    Findings

     The findings were analyzed by using Confirmatory Factor Analysis, Correlation and Structural Equation Modeling test. Findings indicated a good fitness for the model at a significant level (p <0.05). (χ2/df=3.5, GFI=0.91, CFI=0.93, RMSEA=0.84, NFI=0.93, IFI=0.89, AGFI=0.58, PGFI=0.65). 

    Conclusion

     It is suggested to improve and prevent functional disability, In addition to the role of stress, considered mentalization-based interventions and treatments and resilience.

    Keywords: Functional Disability, Functional Somatic Syndrome, Somatization, Chronic Stress, Resilience, Mentalization, Structural Equation Modeling
  • Farideh Ramezani moghadam, reza rostami *, Abbas Rahiminezhad, hojat allah farahani Pages 173-188
    Objective

     The purpose of the present study wasto investigate the efficacy of health literacy group therapy on the improvement of glycosylated hemoglobin and self-care activities in patients with type 2 diabetes. 

    Method

     The current research was a quasi-experimental of pretest- posttest and control group design. The statistical population of this study included all patients with type 2 diabetes who referred to the subspecialty clinic for diabetes and metabolic diseases in Kashan, and 30 patients with type 2 diabetes were randomly selected and assigned to two experimental (n=15) and control (n=15) groups. The experimental group intervention program was performed in eight 120-minute sessions but the control group did not receive any intervention during this period. Data was collected using The summary of Diabetes Self-Care Activities Measure and Hemoglobin A1c Test and also were analyzed using mean, standard deviation, and univariate analysis of covariance. 

    Findings

     The present study confirmed the effectiveness of health literacy-based group therapy on glycosylated hemoglobin improvement and self-care activities. The findings showed that the effect of the health literacy group therapy led to decreased glycosylated hemoglobin (p= 0.71) and also increased self-care activities in type 2 diabetic patients (p= 0.76). 

    Conclusion

     The results suggest that in addition to medical treatments, health literacy-based group therapy can be used to improve type 2 diabetes control indices to prevent complications of the disease

    Keywords: type 2 diabetes, Health Literacy, Self-Car Activities, glycated hemoglobin
  • Mehdi ShomaliAhamadabadi, naser mohammadi ahmadabadi *, atefe barkhordariahmadabadi Pages 189-202
    Objective

     diabetes2 is one of the most common chronic and progressive metabolic diseases in the world. The purpose of this study was to evaluate The Effectiveness of Group Reality Therapy on Depression, Anxiety and Stress in Type 2 diabetes patients.

    Method

     This study was a quasi-experimental study using a pretest-posttest-control design with a control group. The statistical population consisted of all type 2 diabetics in Yazd in 1398. Using convenience sampling method, 22 individuals were selected and randomly divided into two groups (experimental and control). Participants responded to the standard Levibond Anxiety, Stress and Depression Inventory in pre-test, post-test and follow-up. The experimental group received group reality therapy for two months, two sessions per week for 8 months, 90 minutes. Finally, the data were analyzed by repeated measure at the significant level of 0.05. 

    Findings

     The results showed that the mean scores of depression, anxiety and stress in the experimental group were significantly decreased in the post-test compared to the control group and this decrease remained stable at the follow-up (p <0.001). 

    Conclusion

     Based on the results of this study, group reality therapy can be considered as an effective intervention method in reducing the psychological problems of type 2 diabetes mellitus

    Keywords: Group Reality Therapy, Depression, Anxiety, stress, type 2 diabetes