فهرست مطالب

زراعت و فناوری زعفران - سال هشتم شماره 4 (زمستان 1399)
  • سال هشتم شماره 4 (زمستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/10/01
  • تعداد عناوین: 9
|
  • سرور خرم دل*، فاطمه معلم بنهنگی، سید جلیل داورپناه صفحات 479-495
    مزرعه زعفران، طی شروع دوره رکود تا گلدهی بدون رشد است و افزایش درجه حرارت خاک و کاهش کارایی استفاده از زمین از جمله مشکلات اصلی تک کشتی این گیاه محسوب می شوند. به منظور بررسی تاثیر انواع آرایش های کشت مخلوط گیاه دارویی چندساله پنیرک (Malva sylvetris L.) با زعفران (Crocus sativus L.)بر رشد پیاز و عملکرد گل به منظور تخفیف اثر تغییر اقلیم و گرمایش جهانی، آزمایشی در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد، در سه سال زراعی 95-1394 و 96-1395 و 97-1396 به اجرا درآمد. تیمارها شامل فاصله ردیف 15، 30، 45 و 60 سانتی متر زعفران از پنیرک و کشت خالص پنیرک و زعفران بودند. نتایج سال سوم نشان داد که اثر آرایش های کشت مخلوط با پنیرک بر شاخص های عملکرد گل و پیاز زعفران معنی دار بود. مقایسه بین تیمارهای خالص با مخلوط نشان داد که بیشترین تعداد گل، عملکرد کلاله خشک و عملکرد پیازهای دختری در کشت خالص به ترتیب برابر با 81 گل در متر مربع، 2115/0 گرم بر متر مربع و 51/26 گرم بر مترمربع مشاهده شد. در بین تیمارهای کشت مخلوط نیز بیشترین مقدار برای فاصله ردیف 30 سانتی متر به ترتیب با 46 گل در متر مربع، 155/0 گرم بر متر مربع و 39/13 گرم بر متر مربع بدست آمد. محتوی کروسین، پیکروکروسین و سافرانال تحت تاثیر معنی دار کشت مخلوط با پنیرک قرار نگرفت. اثر کشت مخلوط با زعفران بر وزن گل تر، وزن خشک گل و تعداد شاخه جانبی پنیرک معنی دار بود. بیشترین وزن خشک گل پنیرک برای فاصله ردیف 60 سانتی متر با 89/28 گرم بر متر مربع مشاهده شد. دامنه نسبت برابری زمین 77/1-01/1 محاسبه شد که بالاترین میزان برای فاصله ردیف 15 سانتی متری پنیرک از زعفران بود.
    کلیدواژگان: عملکرد کلاله، محتوی کروسین، نسبت برابری زمین
  • حسن مسافری ضیاالدینی، امین علیزاده*، پرویز رضوانی مقدم صفحات 497-510

    به منظور مطالعه عملکرد کمی گل و بنه زعفران در پاسخ به مدار های مختلف و حجم های مختلف آب آبیاری و برآورد کارایی مصرف آب آزمایشی در سال های زراعی 1397-1395 در شهر باخرز، به صورت کرت های نواری در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی اجرا شد. دور آبیاری به عنوان عامل افقی (فاکتور A) در چهار مدار (15 a1= ، 30 =a2 ، 45 a3= و 90 a4= روز) و حجم آب آبیاری بعنوان عامل عمودی (فاکتور B) در چهار حجم (250=b1 ، 500=b2، 1000=b3 و  1250=b4 متر مکعب درهکتار) انتخاب شد. نتایج  نشان داد، که بیشترین عملکرد گل و بنه زعفران در تیمارa2b3  (حجم کل آب 6000 مترمکعب در هکتار) بدست آمد. بیشترین کاهش عملکرد بنه در تیمار a4b1 (حجم کل آب 750 مترمکعب در هکتار) با کاهش 1/72 درصدی نسبت به a1b2 (حجم کل آب 5500 مترمکعب در هکتار) و کمترین عملکرد وزن تر گل در تیمار a4b1 (حجم کل آب 750 مترمکعب در هکتار) با کاهش 5/76 درصدی نسبت به a1b2 (حجم کل آب 5500 مترمکعب در هکتار) و کمترین عملکرد وزن بنه در تیمار با حجم a4b1 (حجم کل آب 750 مترمکعب در هکتار) با کاهش 6/70  درصدی نسبت به حجم a2b3 (حجم کل آب 6000 مترمکعب در هکتار) به دست آمد. همچنین نتایج بدست آمده از مقایسه کارایی مصرف آب زعفران تحت تاثیر اثر متقابل حجم و مدار مختلف آبیاری نشان داد که بیشترین کاهش کارایی مصرف آب بر مبنای وزن بنه در تیمار a1b4 (حجم کل آب 13750 متر مکعب در هکتار) با کاهش 4/85 درصدی نسبت بهa3b1  (حجم کل آب 1000 مترمکعب در هکتار) و بیشترین کاهش کارایی مصرف آب بر مبنای وزن گل در تیمار a1b4 (حجم کل آب 13750متر مکعب در هکتار) با کاهش 4/82 درصدی نسبت به a2b1 (حجم کل آب 1500 مترمکعب در هکتار) بدست آمد. با توجه به نتایج بدست آمده استفاده از حجم آبیاری 250 تا 500 متر مکعب در هکتار در مدار 30 روز (1500 تا 3000 مترمکعب در هکتار) برای حداکثر بهره وری آب در زراعت زعفران توصیه می شود.

    کلیدواژگان: برنامه ریزی آبیاری، بهره وری آب، عملکرد بنه، عملکرد گل
  • محمدرضا مالکی، محمدجواد ثقه الاسلامی*، سید غلامرضا موسوی، حسن فیضی صفحات 511-525

    به منظور بررسی اثر زمان آبیاری و محلول پاشی برخی محرک های رشد بر زعفران، آزمایشی در دو سال زراعی 96- 1395  و 97-1396 در شهرستان زاوه  خراسان رضوی انجام و داده های حاصل از سال دوم (97-1396) مورد تحلیل قرار گرفت. آزمایش به صورت  کرت های خرد شده بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار بود. عامل اصلی مدیریت آبیاری در 4 سطح I1   (آبیاری اول طبق عرف منطقه یعنی 20 مهر ماه)، I2  (آبیاری اول ده روز دیرتر از عرف منطقه (30 مهر ماه))، I3 (آبیاری طبق عرف منطقه به همراه یک آبیاری اضافی ده روز پس از آخرین آبیاری (20 مهر ماه+ 10 اردیبهشت ماه)) و I4 (آبیاری اول ده روز دیرتر از عرف منطقه به همراه یک آبیاری اضافی ده روز پس از آخرین آبیاری (30 مهر ماه+ 10 اردیبهشت ماه))  بودند. همچنین  عامل فرعی شامل تیمارهای محلول پاشیG1   (شاهد بدون محلول پاشی)،G2  (محلول پاشی اسید سالسیلیک)، G3  (محلول پاشی کود کامل میکرو)، G4  (محلول پاشی نانو ذرات دی اکسید تیتانیوم) و G5 (محلول پاشی نانوذرات دی اکسید سیلیسیم) بود. در این آزمایش صفات مختلف گل و بنه و ویژگی های کیفی کلاله تعیین شد. نتایج مقایسه میانگین های ویژگی های بنه نشان داد تیمارهای محلول پاشی کود کامل میکرو و دی اکسید سیلیسیم بیشترین تعداد بنه دختری (56/5) را داشتند، به طوریکه کاربرد این دو ماده حدود 25 درصد افزایش نسبت به شاهد نشان دادند. همچنین آبیاریI4  با 06/7 کیلوگرم در هکتار کمترین، و آبیاری I1 با 463/10 کیلوگرم در هکتار بیشترین مقدار وزن خشک کلاله و خامه را به خود اختصاص دادند. محلول پاشی کود کامل میکرو با 275/10 کیلوگرم در هکتار وزن خشک کلاله و خامه برترین تیمار بود. بالاترین مقدار کروسین در بین تیمارهای محلول پاشی مربوط به کود کامل با 5/264 و دی اکسید تیتانیوم با 8/263 میلی گرم بر گرم بود. مقدار پیکروکروسین در تیمارهای کود کامل و اسید سالیسیلیک نسبت به شاهد دارای افزایش بود. همچنین تیمار محلول پاشی اسید سالیسیلیک با مقدار 930/0 میلی گرم بر گرم بیشترین میزان کلروفیل را  نشان داد. به طور کلی به منظور کسب حداکثر عملکرد، آبیاری بر اساس عرف منطقه در 20 مهر ماه و همچنین مصرف کود کامل توصیه می شود.

    کلیدواژگان: اسید سالیسیلیک، خشکی، کود، کلاله، کیفیت، نانو
  • حمیدرضا توکلی کاخکی*، حمیدرضا شریفی، زهره نبی پور صفحات 527-542

    به منظور بررسی اثر پوشش گیاهی و سایه اندازی بر عملکرد زعفران (Crocus sativus L.) آزمایشی به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در ایستگاه تحقیقات کشاورزی گناباد برای دو سال زراعی98 -1397 و 99- 1398 اجراء شد. آزمایش شامل فاکتور اصلی، تراکم بنه در چهار سطح (90،60 ،120 و 150 بنه در متر مربع) و  فاکتور فرعی مدیریت بقایای گیاهی و سایه اندازی در چهار سطح (حذف بقایای زعفران در پایان فصل رشد به عنوان (شاهد)، حضور بقایای زعفران در پایان فصل رشد، (شاهد) + استفاده از کلش جو به میزان 2 تن در هکتار و در نهایت (شاهد) + استفاده از سایه بان) بود. با توجه به ماهیت فاکتور فرعی، داده های فصل دوم رشد مورد اندازه گیری و آنالیز قرار گرفت. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که تراکم و مدیریت پوشش اثر معنی داری (p ≤0.01) بر ویژگی های رویشی زعفران (تعداد، طول و سطح برگ) داشته اما تاثیر تراکم و اثر متقابل تراکم× پوشش بر این صفات معنی دار نبود. همچنین نتایج تجزیه واریانس صفات اندازه گیری شده مرتبط با عملکرد نیز حاکی از تاثیر معنی دار (p ≤0.01)  تراکم بنه، مدیریت پوشش و اثر متقابل تراکم بنه × نوع پوشش بر تعداد، وزن گل و عملکرد اقتصادی کلاله بود. به نحوی که بیشترین مقدار عملکرد خشک کلاله و وزن تر گل به ترتیب با مقادیر 16/5 و 411 (کیلوگرم در هکتار) از تیمار تراکم 150بنه در متر مربع و  مدیریت  استفاده از پوشش کلش غلات و کمترین این صفات به ترتیب با مقادیر 2/2 و 200 (کیلوگرم در هکتار) از تیمار تراکم 60 بنه در متر مربع و پوشش شاهد حاصل شد. بررسی آنالیز رگرسیون گام به گام برای متغیرهای مرتبط با عملکرد اقتصادی زعفران نشان داد که تعداد گل در واحد سطح به تنهایی توانست 59/90 درصد از تغییرات عملکرد اقتصادی زعفران را تبیین نمایند. با توجه به تاثیر مثبت استفاده از پوشش بر تعدیل درجه حرارت خاک در مقایسه با حداکثر دمای روزانه هوا حداقل (7 درصد) و هم زمان شدن اثرات مثبت این شیوه از مدیریت زراعی با مرحله گل انگیزی در زعفران به نظر می رسد که توصیه کاربردی استفاده از انواع پوشش بویژه کلش غلات با توجه به هزینه کمتر آن در مقایسه با سایه بان و همچنین دسترسی سهل تر برای پوشش مزارع زعفران همزمان با شروع فصل گرما می تواند در جهت پایداری و افزایش عملکرد زعفران مورد توجه باشد.

    کلیدواژگان: عملکرد، دما، گل، سطح سبز، مالچ
  • بی بی مرضیه رضوی زاده*، عبدالله ملا فیلابی، علی فائزیان، نورا عربشاهی دلوئی صفحات 543-574

    اثر امواج صوتی بر پیاز زعفران در محیط کنترل شده و به روش هواکشت بر میزان گلدهی و تولید کلاله ی زعفران بررسی گردید. امواج صوتی با تراز فشار صوت معادل 77 دسی بل و در مدت زمان15 دقیقه در روز به دو گروه از پیاز های زعفران القا شد. در گروه اول امواج صوتی با تک فرکانس های 5/0، 1 و 2 کیلوهرتز و نیز یک نوع صوت موسیقی کلاسیک به پیاز ها در سه دوره مختلف گل انگیزی، گلدهی و کل دوره (گل انگیزی و گلدهی) القا شدند و در گروه دوم این آزمون بر روی پیاز ها تنها در دوره گلدهی و با تک فرکانس های 4، 8، 12 و 16 کیلوهرتز انجام شد. همچنین، تاثیر مدت زمان صوت دهی در مدت زمان های 15، 30 و 60 دقیقه در روز در فرکانس صوتی 16کیلوهرتز بر عملکرد پیاز بررسی گردید. نتایج آماری نشان داد که در گروه اول القای صوت تک فرکانسی منجر به تولید گل و نیز کلاله زعفران به میزان کمتر یا برابر با شاهد شد، اما این تفاوت ها به استثنای تیمار با فرکانس 5/0 کیلوهرتز در دوره گل انگیزی در بقیه تیمار ها معنی دار نبود (05/0P>). اعمال صوت موسیقی نیز در دوره های مختلف رشد پیاز سبب کاهش بازدهی گلدهی آن نسبت به شاهد گشت. در میان تیمار های گروه دوم میانگین مقدار گل بدست آمده در فرکانس های 4 و 8 کیلوهرتز بیشتر از نمونه ی شاهد بود. در تیمار با فرکانس 4 کیلوهرتز که بیشترین مقدار گل و کلاله را تولید کرد میزان افزایش بازدهی گلدهی پیاز زعفران بیش تر از 0/4 درصد بود. همچنین افزایش مدت زمان صوت دهی از 15 دقیقه به 30 و 60 دقیقه در روز سبب افزایش معنی دار تعداد گل شد و بازدهی گلدهی پیاز زعفران در مدت زمان های صوت دهی 30 و 60 دقیقه نسبت به شاهد به ترتیب 0/6 و 4/10 درصد افزایش یافت.

    کلیدواژگان: بازدهی گلدهی، پیاز زعفران، فناوری امواج صوتی، موسیقی، هواکشت
  • محسن کاظمی*، حسن صالح، بهزاد فهمیده صفحات 558-574
    این مطالعه با هدف تعیین ترکیب شیمیایی، خصوصیات سیلویی، قابلیت هضم و فراسنجه های تولید گاز برون تنی ضایعات زعفران (شامل گلبرگ و پرچم) قبل و بعد از سیلو شدن انجام شد. تیمارهای آزمایشی (با 4 تکرار) شامل 1) ضایعات زعفران قبل از سیلو شدن، 2) سیلاژ ضایعات زعفران بدون افزودنی، 3) سیلاژ حاوی 88/96 درصد ضایعات زعفران+12/3 درصد سبوس گندم (وزن تر)، 4) سیلاژ حاوی 75/93 درصد ضایعات زعفران+25/6 درصد سبوس گندم (وزن تر)، 5) سیلاژ حاوی 5/87 درصد ضایعات زعفران +5/12 درصد سبوس گندم (وزن تر)، 6) سیلاژ حاوی 75 درصد ضایعات زعفران +25 درصد سبوس گندم (وزن تر)، و 7) سیلاژ حاوی 50 درصد ضایعات زعفران+50 درصد سبوس گندم (وزن تر) بود. تجزیه ی آماری داده ها در قالب طرح کاملا تصادفی انجام شد. تیمار 2 به دلیل کپک زدگی و چسبندگی زیاد، از کیفیت ظاهری و بوی مناسبی برخوردار نبود، ولی افزودن سبوس گندم بویژه در سطوح بالاتر (تیمارهای 4، 5 و 6) منجر به افزایش کیفیت سیلاژ ضایعات زعفران شد. ترکیب شیمیایی تیمارهای آزمایشی (ماده خشک 37/54-40/10 درصد وزن تازه، الیاف نامحلول در شوینده ی خنثی 35/27-83/12 درصد، الیاف نامحلول در شوینده ی اسیدی 45/11-23/7 درصد، پروتئین خام 67/15-88/14 درصد، چربی خام 77/5-43/5 درصد و خاکستر 12/11-89/5 درصد وزن خشک) متفاوت بود. در بین تیمارهای آزمایشی، بیشترین مقدار الیاف نامحلول در شوینده ی خنثی و اسیدی (به ترتیب 35/27 و 45/11 درصد) در تیمار 7 مشاهده شد. کمترین مقدار pH و بیشترین غلظت اسید لاکتیک، اسید استیک، حجم گاز تولید شده در زمان های 12 و 24 ساعت و ثابت نرخ تولید گاز در تیمار 7 مشاهده شد. قابلیت هضم حقیقی ماده خشک از 30/76 درصد برای تیمار 2 تا 95/79 درصد برای تیمار 1 متغیر بود. در مجموع، ضایعات زعفران پیش از سیلو شدن از ارزش تغذیه ای مناسبی برخوردار بود، و سیلو کردن بدون افزودنی موجب کاهش کیفیت آن شد. به هر حال، سیلو کردن این ضایعات مخلوط با سبوس گندم به عنوان یک ماده ی جاذب رطوبت امکان پذیر بود بدون آن که تاثیر منفی بر برخی پارامترهای تغذیه ای داشته باشد. از لحاظ کیفیت ظاهری، بو، عدم کپک زدگی و خصوصیات تخمیری محیط سیلو، بهترین شرایط در تیمار 7 مشاهده شد.
    کلیدواژگان: ترکیب شیمیایی، تخمیر برون تنی، سبوس گندم، سیلاژ، گلبرگ و پرچم زعفران
  • حمید علیزاده، حبیب الله سالارزهی*، گل بهار پورانجنار صفحات 575-597
    بررسی چگونگی سوق دهی فعالیت های سنتی کشاورزی در استان خراسان جنوبی به سمت فعالیت های نوآورانه و ارایه ی راهبردهای متناسب با آن، همواره از جمله ی مسایلی بوده که توجه محققین این استان را بخود مشغول نموده است. از این رو، هدف اصلی مطالعه حاضر، بر بهره گیری از تفکر کارآفرینانه جهت شناسایی و اولویت بندی راهبردهای توسعه کارآفرینی و تجاری سازی زعفران مناطق روستایی استان خراسان جنوبی تعبیه شده است. در این پژوهش، از رویکرد تلفیقی فرآیند تحلیل سلسله مراتبی و سوات (SWOT-AHP) بهره گیری شده است. نخست، با استفاده از تجزیه و تحلیل سوات (SWOT)، شناسایی و طبقه بندی نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدات فعالیت های کشاورزی در مناطق روستایی استان خراسان جنوبی صورت گرفته است. از آن جا که مسئله تصمیم گیری تحقیق حاضر از نوع چند شاخصه و ساختار آن دارای سلسله مراتبی از عناصر تصمیم وابسته به هم شامل هدف، معیارها و زیرمعیارها بوده است، از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) برای محاسبه وزن و اهمیت هر کدام از معیارها و زیر معیارهای شناسایی شده از طریق تجزیه و تحلیل سوات استفاده شده است. برای گردآوری داده های پژوهش، ماتریس مقایسات زوجی هر کدام از مولفه ها و گروه ها با بهره گیری از نظر 15 نفر از متخصصان و فعالان صنعت کشاورزی تکمیل شده است، که قوت های داخلی با وزن نسبی 372/0 در رتبه نخست و نیز فرصت های بیرونی با وزن نسبی 344/0 و تهدیدهای بیرونی با وزن نسبی 148/0و در نهایت، ضعف های داخلی با وزن نسبی 136/0 در رتبه های بعدی قرار گرفتند. نتایج بدست آمده از این پژوهش نشان داده است که مهم ترین راهبرد برای توسعه کارآفرینی و تجاری سازی زعفران مناطق روستایی استان خراسان جنوبی  راهبرد SO با شاخص مطلوبیت2/26 است. بنابراین، با شناخت قابلیت ها و زمینه های تاثیرگذار بر بخش کشاورزی، امکان توسعه ی محصولات کشاورزی منطقه براساس رویکرد کارآفرینی میسر خواهد بود. با توجه به این موضوع، ایجاد و توسعه ی بسترهای مناسب جهت بازاریابی و تجاری سازی محصول راهبردی منطقه (زعفران)، اتخاذ تدابیر لازم جهت آموزش در زمینه تجاری سازی، تقویت و حمایت از تعاونی های خرید و نیز ایجاد شرایط مناسب برای استفاده از تسهیلات بانکی و غیره می توان در راستای توسعه ی کارآفرینی و تجاری سازی محصول زعفران در استان خراسان جنوبی گام موثری برداشت.
    کلیدواژگان: راهبردهای کارآفرینی، توسعه کارآفرینی، تجاری سازی، محصولات کشاورزی، زعفران، سوات
  • سید محمد علوی سینی*، جلال صبا، سید سیامک علوی کیا، محمدرضا عظیمی مقدم صفحات 598-608

    به منظور بررسی ارتباط صفات کمی و نشانگرهای ISSR (Inter Simple Sequence Repeat) آزمایشی تحت دو شرایط مزرعه و آزمایشگاه در دانشگاه زنجان انجام شد. در این آزمایش از 20 آغازگر ISSR استفاده شد و صفات زراعی (شامل تعداد گل، وزن تر کلاله، وزن تر گل، وزن خشک کلاله، وزن خشک گل، طول کلاله، عملکرد زعفران، تعداد بنه دختری، وزن تر بنه، وزن خشک بنه، تعداد برگ، طول برگ، عرض برگ، سطح برگ، وزن خشک برگ، زیست توده، شاخص برداشت)، صفات فیزیولوژیک (سرعت تعرق، هدایت روزنه ای، فتوسنتز) و متابولیت های ثانویه (پیکروکروسین، سافرانال و کروسین) در طول فصل رشد اندازه گیری شدند. از آغازگرهای مورد استفاده 3 آغازگر دارای تکثیر نبودند و 17 آغازگر دارای تکثیر، چندشکلی نشان دادند. این آغازگرها در مجموع 133 باند را ایجاد نمودند که میانگین تعداد باند‏ها در کل جایگاه ها 82/7 بود. بیشترین تعداد آلل مربوط به آغازگر I-8 (15 آلل) بود. اما بیشترین مقدار هتروزیگوسیتی و محتوای اطلاعات چندشکلی درجایگاه I-7 مشاهده شد که مقدار آن 93/0 بود. نتایج تجزیه رگرسیون گام به گام نشان داد آغازگرهای مورد مطالعه (9 آغازگر) با اکثر صفات به جز وزن تر گل، سافرانال، کروسین، تعداد بنه دختری و سرعت تعرق ارتباط معنی داری داشتند و بیش ترین ضریب تبیین مربوط به صفات عملکرد (%79)، وزن خشک برگ (%76)، تعداد گل (%73) و سطح برگ (%70)  بود. آغازگر I-6 با 9 صفت کمی در ارتباط بود که بیشترین ارتباط را در میان آغازگرهای مورد مطالعه با صفات کمی داشت. این آغازگر با صفات وزن تر کلاله، وزن خشک کلاله، وزن تر و خشک بنه، تعداد برگ، سطح برگ، وزن خشک برگ، هدایت روزنه ای و فتوسنتز ارتباط دارد. آغازگر I-6، 11 مکان ژنی را در جمعیت مورد مطالعه شناسایی کرد با توجه به تعداد مکان های ژنی شناسایی شده می تواند یکی از آغازگرهای مهم در ارتباط با صفات کمی تلقی گردد. آغازگرهای U808 و U834 به ترتیب با 5 و 4 صفت در ارتباط بودند که بعد از آغازگر I-6 بیشترین ارتباط با صفات کمی را داشتند. این دو آغازگر بطور مشترک با صفات تعدادگل، شاخص برداشت و عملکرد کلاله در ارتباط بودند. با توجه به ارتباط مشاهده شده احتمال دارد بتوان از این جایگاه های نشانگری برای گزینش اکوتیپ ها براساس صفات اشاره شده در جمعیت های زعفران زراعی استفاده نمود.

    کلیدواژگان: عملکرد زعفران، رگرسیون گام به گام، هتروزیگوسیتی، محتوای اطلاعات چند شکلی
  • میلاد امینی زاده، حنانه آقاصفری، علیرضا کرباسی* صفحات 609-624
    تیوری های تجارت بین المللی بر تخصصی شدن کشورها تاکید داشته و شرط انتفاع از تجارت را تخصصی شدن عنوان کرده اند. ایران در صادرات زعفران به عنوان یکی از محصولات مهم و ارزآور کشور به بازارهای هدف با نوسانات و تغییراتی روبرو بوده است که تخصصی شدن در این بازارها را با تردید روبرو کرده است. از این رو، پژوهش حاضر به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که آیا صادرات زعفران ایران در بازار جهانی و بازارهای هدف به سمت تخصصی شدن حرکت کرده است؟ به منظور دستیابی به این هدف شاخص مزیت نسبی آشکار شده و الگوی تخصصی شدن در دوره زمانی 2018-2001 مورد بررسی قرار گرفت. یافته های پژوهش دارای سه نتیجه اصلی است. اول، صادرات زعفران ایران با کاهش تخصصی شدن در بازار جهانی همراه بوده و اسپانیا به عنوان مهم ترین رقیب صادراتی ایران در مسیر تخصصی شدن صادرات گام برداشته است. دوم، ایران در دوره زمانی 2009-2001 در صادرات زعفران دارای رویکرد تخصصی شدن بوده است که این موضوع در دوره زمانی 2018-2010 با کاهش تخصصی شدن همراه بوده است. سوم، ایران تنها در 15 درصد بازارهای هدف از بعد میزان صادرات (کشورهای چین، هند، هنگ کنگ و آلمان) در مسیر افزایش تخصصی شدن بوده و در دیگر بازارها با کاهش تخصصی شدن همراه بوده است. از آنجا که تخصصی شدن در یک بازار از مسیر شناسایی مولفه های جمعیت شناختی آن بازار عبور می کند، پیشنهاد می شود که انعقاد قراردادهای بلندمدت با مشتریان زعفران ایران جهت اتخاذ و پیاده سازی سیاست های تولیدی و بازاریابی از طریق انطباق بیشتر تولید و صادرات زعفران ایران با فرهنگ مصرفی بازارها ایجاد شود.
    کلیدواژگان: ایران، بازارهای هدف، تخصصی شدن صادرات، زعفران، شاخص مزیت نسبی آشکار شده
|
  • Surur Khorramdel *, F. Moallem Banhangi, S.J. Davarpanah Pages 479-495
    Saffron field from the onset of dormancy to flowering phase is free of vegetation and increased soil temperature and reduced land use efficiency are the clearest problems of sole saffron cultivation. In order to study the effect of intercropping patterns of mallow (Malva sylvetris L.) as a perennial medicinal plant with saffron (Crocus sativus L.) on replacement corm growth and flower yield affected as possible cooling of corms for climate change and global warming mitigation, an experiment was conducted at Faculty of Agriculture, Ferdowsi University of Mashhad, Iran during three growing seasons of 2015-2016, 2016-2017 and 2017-2018. Treatments were 15, 30, 45 and 60-cm row spacings for saffron from mallow planting rows and sole saffron and mallow cultivations. Based on results in the third year, the effect of intercropping patterns with mallow was significant on yield indicators of flower and corm of saffron. In comparison between sole cultivation and intercropped saffron revealed that the highest values for flower number, dried stigma yield and yield of replacement corms were recorded for sole saffron cultivation with 81 flowers.m-2, 0.2115 g.m-2 and 26.51 g.m-2, respectively. In comparisons amongst intercropping patterns, the highest values for these criteria were related to 30-cm row spacings from mallow with 46 flowers.m-2, 0.155 g.m-2 and 13.39 g.m-2, respectively. However, corcin, picrocrocin and safranal contents were not significantly affected by intercropping patterns with mallow. Effect of intercropped saffron was significant on fresh weight of flower, dried weight of flower and branches number per plant of mallow. The maximum value for dried flower weight was observed for 60-cm row spacing with 28.89 g.m-2. The range for LER calculated with 1.01-1.77 and the maximum value was for 15-cm row spacing.
    Keywords: Crocin content, Stigma yield, Land Equivalent Ratio
  • Hassan Mosaferyzyaaldiny, Amin Alizadeh *, Parviz Rezvani Moghaddam Pages 497-510

    An experiment was conducted in a strip-plot layout based on a randomized complete block design with three replications in the 2016-2017 growing season at the Bakhrez county, Khorasan Razavi province, Iran in order to study quantitative performance and water use efficiency of a few saffron criteria in response to different irrigation volumes and intervals. Irrigation intervals was allocated as horizontal factor (factor A) in four levels (a1=15, a2 =30, a3 = 45, and a4 = 90 days) and irrigation water volume performed as vertical factor (factor B) in four volumes (b1 = 250, b2 = 500, b3 = 1000 and b4 = 1250 m3.ha-1). The results showed that the highest saffron flower and corm yields were obtained in the a2b3 treatment (total water volume of 6000 m3.ha-1). The highest reduction in corm yield is shown in the a4b1 treatment (total water volume 750 m3.ha-1) with a decrease of 72.1% compared to a1b2 (total water volume 5500 m3.ha-1). The lowest fresh flower yield was obtained in the a4b1 treatment (total water volume 750 m3.ha-1) with a decrease of 76.5% compared to a1b2 (total water volume 5500 m3.ha-1), and the lowest yield of corm yield was shown in treatment with a4b1 volume (total water volume 750 m3.ha-1) with a decrease of 70.6% compared to the a2b3 volume (The total volume of water was 6000 m3.ha-1). Also, the results showed that the highest decrease in corm water use efficiency was obtained in the a1b4 treatment (total water volume 13750 m3.ha-1) decreased by 85.4 percent compared to a3b1 (total volume of water 1000 m3.ha-1) and the greatest decrease in fresh flower water use efficiency was shown in the a1b4 treatment (total volume of water 13750 m3.ha-1) decreased by 82.4% compared to a2b1 (total volume of water 1500 m3.ha-1). According to the results, the use of 250 to 500 m3.ha-1 irrigation in 30-day intervals (1500 to 3000 m3.ha-1) is recommended for maximum water use efficiency in saffron cultivation.

    Keywords: Corm yield, Dry flower yield, Irrigation planning, Water productivity
  • Mohammadreza Maleki, Mohammadjavad Seghatoleslami *, Gholamreza Mousavi, Hassan Feizi Pages 511-525

    This experiment was carried out as a split plot based on randomized complete block design with three replications in 2016-2017 and 2017-2018 and the data related to 2017-2018 were analysed. The irrigation time for the main plot (A) consisted of 4 levels including I1: control (traditional irrigation) on October 12, I2: irrigation at 10 days after I1, I3: I1+ one additional irrigation after the last irrigation (April 30), I4: the first irrigation time was done 10 days later than the traditional irrigation+ one additional irrigation 10 days after the last irrigation. Sub plot (B) was the foliar application of various stimulators including of G1: control, G2: acid salicylic, G3: Complete micro fertilizer, G4: nano Tio2, G5: nano Sio2. In this experiment different traits of corm and flower and stigma quality were determined. The results indicated that foliar application of complete micro fertilizer and Sio2 nanoparticles had the highest number of daughter corms. Moreover,both of them caused 25 percent increase overthe control group. Irrigation times at I4 and I1 yielded the maximum and minimum contents of dry weight of style and stigma. Foliar application of complete micro fertilizer was the best treatment in terms of dry weight of style and stigma.  The most contents of crocin among various fertilizers belonged to complete micro and Tio2 nanoparticles. The highest amount of picrocrocin belonged to complete micro fertilizer and salicylic acid. The salicylic acid foliar application was the best treatment in terms of chlorophyll content of saffron leaves. In conclusion the first irrigation on October 12 and using complete micro fertilizer are reconded.

    Keywords: Drought, Nano oxide titanium, Saffron quality, Saffron style yield, Salicylic Acid
  • HamidReza Tavakkoli Kakhki *, Hamidreza Sharifi, Zohreh Nabipour Pages 527-542

    In order to investigate the effects of vegetation covering and shading on the economic yield of saffron (Crocus sativus L.) a split–plot experiment based on Randomized Complete Block Design (RCBD) with three replications was conducted at the Gonabad station for two cropping years (2018-2019, 2019- 2020). Experiments included main factor, density at four levels (90, 60, 120 and 150 corms per square meter) and sub-factors of crop residue management and shading at four levels (removal of saffron residues at the end of growing season as (control), presence of saffron residues at the end of the growing season, (control) + use of 2 (t.ha-1) barley straw and finally (control) + use of shading). Due to the nature of sub-factors, the data for the second year of growth were measured and analyzed. The results of analysis of variance showed that density and cover management had a significant effect (p≤0.01) on the vegetative characteristics of saffron (number, length and leaf area). However, the effect of density and the interaction effect of density × covering on vegetative traits had not significant effect. Also, the results of measured traits related to yield showed that the effect of corm density, covering management and the interaction of corm density × type of covering on number, flower weight and economic stigma yield were significant (p≤0.01). The highest amount of dry stigma yield and fresh weight of flowers with values of 5.16 and 411 (kg.ha-1), respectively, achieved from the treatment of 150 corms per square meter density and use of cereal straw covering and the lowest of these traits with values of 2.2 and 200 (kg.ha-1) was obtained from the density of 60 corms per square meter and control. Stepwise regression analysis for variables related to saffron economic yield showed that the number of flowers per unit area alone could explain 90.59% of the variation in saffron economic performance. Considering the positive effect of covering application on adjusting soil temperature compared to the maximum daily air temperature (at least 7%) and the simultaneous positive effect of this method of cropping management with induction of flowering stage in saffron, it seems that the use of different types of covering, especially cereal straw, is recommended to stabilize and improve saffron yield due to its low cost and easier access to covering saffron fields.

    Keywords: Flower, Green area, Mulch, Temperature, Yield
  • Bi Bi Marzieh Razavizadeh *, Abdollah Molafilabi, Ali Faezian, Noora Arabshahi Delooei Pages 543-574

    The effect of sound waves on saffron corms in the controlled environment and aeroponic cultivation on the amount of flowering and production of saffron stigma are investigated in this study. Sound waves with a sound pressure level of 77 decibel for 15 minutes a day were induced into two groups of corms. In the first group, the effects of sound waves with frequencies of 0.5, 1 and 2 kHz and also a type of classical music sound on saffron corms in different periods of flowering induction, flowering and the whole period (flowering formation) were studied. In the second group, this test was performed on bulbs only in the flowering period with single frequencies of 4, 8, 12 and 16 kHz. Also, the effect of sound application time in 15, 30 and 60 minutes per day at 16 kHz frequency on the corms was investigated. Statistical results showed that in the first group, induction of single frequency sound led to production of flowers and also saffron stigma amounts less than or equal to that of the control group. However, these differences were not significant except for the treatment on flowering period at 500 Hz (p < 0.05). The application of musical sound in different stages of corm growth reduced its flowering efficiency compared to the control group. Among the treatments of the second group, the mean values of number of flowers at 4 and 8 kHz frequencies were higher than that of the control group. In the treatment with a frequency of 4 kHz, which produced the highest amount of flowers and stigmas, the flowering efficiency of saffron corms increased more than 4.0%. Also, increasing the duration of sound application from 15 min to 30 and 60 min per day caused a significant increase in the number of flowers and the flowering efficiencies had increased by 6.0 and 10.4% compared to that of the control group during 30 and 60 min, respectively.

    Keywords: Aeroponic, Flowering efficiency, Music, Saffron Corm, Sound wave technology
  • Mohsen Kazemi *, Hasan Saleh, Behzad Fahmideh Pages 558-574
    This study aimed to determine the chemical composition, silage characteristics, digestibility, and in vitro gas production parameters of saffron waste (including petals and stamen) before and after ensiling. Experimental treatments (4 replicates) contained: 1) Saffron wastes before ensiling: SWBE; 2) Saffron wastes after ensiling: SWAE; 3) 96.88% Saffron wastes after ensiling+3.12% wheat bran: 96.88%SWAE+3.12%WB (fresh weight); 4) 93.75% Saffron wastes after ensiling+6.25% wheat bran: 93.75%SWAE+6.25%WB (fresh weight); 5) 87.5% Saffron wastes after ensiling+12.5% wheat bran: 87.5%SWAE+12.5%WB (fresh weight); 6) 75% Saffron wastes after ensiling+25% wheat bran: 75%SWAE+25%WB (fresh weight); 7) 50% Saffron wastes after ensiling+50% wheat bran: 50%SWAE+50%WB (fresh weight). Statistical analysis of the data was performed in a completely randomized design. Treatment 2 did not have good quality and odor due to high moldy and adhesion characteristics, but the addition of wheat bran, especially at higher levels (treatment 4, 5, 6) led to an increase in the silage quality. Chemical composition of the experimental treatments (dry matter 10.40-54.37% of fresh weight, neutral detergent fiber 12.83-27.35%, acid detergent fiber 7.23.11.45%, crude protein 14.88-15.67%, ether extract 5.43-5.77% and ash was 5.89-11.12% of dry weight) was different. Among the experimental treatments, the highest neutral and acid detergent fibers were observed (27.35% and 11.45%, respectively) in treatment 7. The lowest pH as well as the highest concentrations of lactic and acetic acids, gas production at 12 and 24 h incubation, and constant rate of gas production were observed in treatment 7. True dry matter digestibility differed from 76.30% for treatment 2 to 79.95% for treatment 1. Overall, saffron waste had good nutritional value before being ensilaged, and ensiling without additives reduced its quality. However, it was possible to ensilage saffron wastes with wheat bran as a moisture-absorbing material without adverse effects on some nutritional parameters. In terms of appearance quality, odor, non-molding, and fermentation characteristics of the silo environment, the best conditions were observed in treatment 7.
    Keywords: Chemical composition, In vitro fermentation, Petals, stamen of saffron, Silage, Wheat bran
  • Hamid Alizadeh, Habibollah Salarzehi *, Gol Bahar Pouranjenar Pages 575-597
    The purpose of this study was to use entrepreneurial thinking to identify and prioritize the development strategies of entrepreneurship and commercialization of saffron in rural areas of South Khorasan province in order to rotate traditional agricultural activities in southern Khorasan Province toward innovative activities. In this paper, the integrated approach of the dynamics analysis process SWOT-AHP. First, SWOT analysis has identified and categorized the strengths, weaknesses, opportunities and threats of saffron activities in rural areas of South Khorasan Province. Since the issue of decision making of the present research is of a multi-index type and its structure has a hierarchical component of decision-making elements, including goal, criteria and sub-criteria, the hierarchical analysis process (AHP) to calculate the weight and importance of each of the criteria and The following criteria have been used through SWOT analysis. In order to collect the research data, the matrix of paired comparison of each of the components and groups was completed using 15 experts and agricultural industry activists, whose internal strengths with the relative weight of 372/0 were in the first rank and also external opportunities with a relative weight of 344/0 And external threats with a relative weight of 148 and, finally, internal weaknesses with a relative weight of 136/0 were ranked next. The results show that the most important strategy for the development of entrepreneurship and commercialization of saffron in rural areas of South Khorasan province is SO strategy with a utility index of 26.2. The most suitable strategies of this kind are the creation of a suitable platform for private sector investment in the development and commercialization of agricultural products, the use of specialized and experienced personnel to establish community-based associations and promote and educate in the field of commercialization, with emphasis on practical aspects through meetings. And various meetings with the people of the region, marketing and advertising to introduce strategic products in South Khorasan province, the strengthening and support of purchasing cooperatives in the cultivation areas were selected for direct purchase from farmers as the most important strategies.
    Keywords: Entrepreneurship Strategies, Entrepreneurship Development, Commercialization, Agricultural Products, saffron, SWOT
  • Seid Mohammad Alavi-Siney *, Jalal Saba, Seyyed Siamak Alavikia, MohammadReza Azimi Pages 598-608

    In order to investigate the relationship between quantitative traits and ISSR markers, an experiments were carried out under farm and laboratory conditions at Zanjan University. In this experiment, 20 primers of ISSR marker were used and the agronomic traits (including flower number, fresh weight of Stigma, fresh weight of flower, dry weight of Stigma, dry weight of flower, stigma length, saffron yield, corm number, feresh and dry weight of corm, number of leaf, leaf length, leaf width, leaf area, leaf dry weight, biomass, harvest index), physiological traits (transpiration rate, stomatal conductance, photosynthesis) and secondary metabolites (picocrocin, Safranal and Crocin) were measured during the growing season. Three primers of total did not amplified. 17 ISSR primers amplified 133 loci among 20 saffron ecotypes, with an average of 7.82 loci per primer. The highest number of alleles were for the I-8 primer (15 alleles).

    Keywords: Saffron Yield, Stepwise regression, Heterozygosity, polymorphism information content
  • Milad Aminizadeh, Hanane Aghasafari, Alireza Karbasi * Pages 609-624
    Theories of international trade have emphasized specialization of countries and have considered this as a prerequisite to gain profit from trade. Iran has experienced a variety of forms of export of saffron as one of its important and valuable products to destination markets, which has made specialization in these markets doubtful. Therefore, this research study seeks to find out whether export of Iranian saffron in the world market and destination markets is moving towards specialization or not? In order to achieve this objective, the revealed comparative advantage index and the specialization pattern were investigated in the period of 2001-2018. The research findings have three main results. First, Iran's saffron exports have been associated with a de-specialization in the world market, and Spain, as Iran's most important export competitor, is on the paths to export specialization. Second, Iran has been specialized in saffron exports for the period 2001-2009 and has experienced a de-specialization in the 2010-2018 period. Third, Iran has been on the path of increasing specialization in only 15 percent of the destination markets (China, India, Hong Kong and Germany), and has a de-specialization in other markets. Because specialization in the destination market goes beyond identifying the demographic components of that market, it is suggested that long-term contracts be concluded with customers to adopt and implement production and marketing policies by further adapting the production and export of Iranian saffron to the culture of consumer markets.
    Keywords: Destination markets, Export specialization, Iran, Revealed comparative advantage index, Saffron