فهرست مطالب

به زراعی کشاورزی - سال بیست و دوم شماره 4 (زمستان 1399)
  • سال بیست و دوم شماره 4 (زمستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/10/17
  • تعداد عناوین: 12
|
  • سید حمیدرضا رمضانی* صفحات 499-512

    به منظور بررسی اثر کشت مخلوط بر ویژگی های مورفولوژیک، عملکرد و اجزای عملکرد ارقام مختلف تریتیکاله، آزمایشی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در سال زراعی 98-1397 در مزارع تحقیقاتی دانشکده کشاورزی سرایان به انجام رسید. تیمارهای آزمایشی شامل 12 الگوی کشت خالص و کشت مخلوط از سه رقم پاژ، سناباد و ژوالینو (کشت خالص پاژ، کشت خالص سناباد، کشت خالص ژوالینو، 50% پاژ+ 50% سناباد، 50% ژوالینو+ 50% سناباد، ترکیب 33% ارقام، 70% پاژ+ 30% سناباد، 30% پاژ+ 70% سناباد، 70% ژوالینو+ 30% سناباد، 30% ژوالینو+ 70% سناباد، 70% پاژ+ 30% ژوالینو و 30% پاژ+ 70% ژوالینو) بودند. نتایج نشان داد که بیش ترین ارتفاع بوته و عملکرد کاه تحت کشت خالص رقم سناباد به دست آمد و بیش ترین مقادیر طول سنبله، تعداد دانه در سنبله، تعداد سنبله در مترمربع، تعداد دانه در بوته، وزن 1000 دانه، عملکرد دانه و شاخص برداشت در کشت خالص رقم پاژ و کشت مخلوط 70% پاژ+ 30% ژوالینو حاصل شدند. علاوه بر این، بیش ترین عملکرد بیولوژیک و محتوای کلروفیل برگ به ترتیب تحت کاربرد تیمارهای کشت مخلوط پاژ 30%+ سناباد 70% و پاژ 70%+ ژوالینو 30% به ثبت رسیدند. در برآورد نسبت برابری زمین نیز مشاهده شد که تیمارهای کشت مخلوط پاژ 70%+ سناباد 30%، پاژ 30%+ سناباد 70% و پاژ 70%+ سناباد 30% دارای LER بالاتری (در هر سه تیمار 9/1LER=) نسبت به سایر تیمارها بودند. به طورکلی، با توجه به نتایج به دست آمده از پژوهش حاضر و بیش تربودن نسبت برابری زمین در کشت مخلوط پاژ 70%+ ژوالینو 30% نتیجه گیری می شود که کشت مخلوط مذکور می تواند جایگزین کشت خالص تریتیکاله گردد.

    کلیدواژگان: رقابت درون گونه ای، ضریب همبستگی، غلات، کشت خالص، نسبت برابری زمین
  • رئوف سیدشریفی*، رضا سیدشریفی، حامد نریمانی صفحات 513-529

    به منظور بررسی تاثیر کودهای زیستی و پوترسین بر بیوماس، گره زایی و برخی صفات مورفولوژیکی و بیوشیمیایی ماشک گل خوشه ای تحت شرایط دیم، آزمایشی در سال 1398 به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه محقق اردبیلی اجرا شد. فاکتورهای موردبررسی شامل کودهای زیستی (عدم کاربرد کودهای زیستی به عنوان شاهد، کاربرد ریزوبیوم (Rhizobium legominuzarum)، کاربرد میکوریز (Glomus mosseae)، کاربرد توام میکوریز با ریزوبیوم، ریزوبیوم و ازتوباکتر (Azotobacter chrocoocom strain 5)، میکوریز و ازتوباکتر، ریزوبیوم با ازتوباکتر و میکوریز] و محلول پاشی پوترسین در سه سطح (محلول پاشی با آب به عنوان شاهد و محلول پاشی 5/0 و 1 میلی مولار پوترسین) بودند. نتایج نشان داد کاربرد توام ازتوباکتر با میکوریز و ریزوبیوم و محلول پاشی یک میلی مولار پوترسین وزن ریشه، سهم برگ از بیوماس کل، قندهای محلول برگ و ساقه و بیوماس کل را به ترتیب 33/133، 5/4، 94/31، 82/41 و 94/56 درصد نسبت به عدم کاربرد کودهای زیستی و عدم محلول پاشی با پوترسین افزایش داد. هم چنین کاربرد توام ازتوباکتر با میکوریز و ریزوبیوم و محلول پاشی یک میلی مولار پوترسین هدایت الکتریکی و میزان مالون دی آلدیید را به ترتیب 99 و 39/125 درصد در مقایسه با عدم کاربرد کودهای زیستی و عدم محلول پاشی با پوترسین کاهش داد. به نظر می رسد کاربرد کودهای زیستی و محلول پاشی پوترسین می تواند بیوماس کل ماشک گل خوشه ای تحت شرایط دیم را به واسطه بهبود صفات بیوشیمیایی و مورفولوژیکی افزایش دهد.

    کلیدواژگان: ازتوباکتر، بیوماس کل، ریزوبیوم، کودهای بیولوژیک مالون دی آلدهید، هدایت الکتریکی
  • بنیامین ترابی*، نجیب الله ابراهیمی، افشین سلطانی، ابراهیم زینلی صفحات 531-542

    پژوهش حاضر به منظور تخمین پارامترهای مدل SSM_iCrop و ارزیابی کارایی آن در پیش بینی رشدونمو گیاه باقلا در شرایط آب وهوایی گرگان انجام شد. این پژوهش روی گیاه باقلا "رقم برکت" به صورت اسپلت پلات در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی در چهار تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان در سال زراعی 95-1394 انجام شد. فاکتورهای آزمایش شامل تاریخ کاشت (6 آذرماه، 4 دی ماه و 11 بهمن ماه) و تراکم بوته (5، 15، 25 و 35 بوته در مترمربع) بودند. پارامترهای مربوط به مراحل فنولوژی، گسترش و پیرشدن سطح برگ، تولید و توزیع ماده خشک و موازنه آب با استفاده از داده های آزمایش حاضر و دیگران تخمین زده شدند. نتایج ارزیابی مدل نشان داد مدل به خوبی می تواند روز تا گلدهی (8/3RMSE =  و 1/4CV=)، روز تا رسیدگی (9/11RMSE =  و 1/8CV =)، تعداد گره روی ساقه اصلی (7/1RMSE =  و 0/10CV =)، شاخص سطح برگ (8/0RMSE =  و 8/28CV =)، عملکرد بیولوژیک (5/158RMSE =  و 6/21CV =) و عملکرد دانه (6/118RMSE =  و 7/24CV =) را پیش بینی کند. بنابراین می توان از مدل SSM_iCrop برای بررسی وضعیت مدیریت زراعی و تجزیه و تحلیل رشد و عملکرد باقلا در شرایط گرگان استفاده کرد.

    کلیدواژگان: سطح برگ، شبیه سازی، عملکرد دانه، فنولوژی، ماده خشک
  • حسین اکبیا، الهام الهی فرد*، عبدالرضا سیاهپوش، احمد زارع صفحات 543-556

    با توجه به قدرت رقابتی کم کنجد در مقابل علف های هرز، حضور علف های هرز به شدت سبب کاهش عملکرد کنجد می شود، لذا مهار علف های هرز در این محصول اهمیت زیادی دارد. با این هدف، آزمایشی به صورت اسپلیت پلات در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در تابستان سال 1396 در شهرستان رامهرمز، استان خوزستان انجام شد. کرت اصلی، شیوه کشت (کرتی، کف جوی و روی پشته) و کرت های فرعی، کاربرد علف کش (اکسیفلورفن (360 میلی لیتر ماده موثر در هکتار)، دایوران (540 گرم ماده موثر در هکتار)، تریفلورالین (1200 میلی لیتر ماده موثر در هکتار)، و لینوران (5/562 میلی لیتر ماده موثر در هکتار)) بود. هم چنین، آزمایش، دارای تیمارهای شاهد با علف هرز و وجین دستی به منظور مقایسه بود. نتایج نشان داد بیش ترین درصد کاهش وزن خشک علف های هرز تحله (Corchorus olitorius L.) و پیچک مزرعه (Convolvulus arvensis L.) به ترتیب در تیمارهای تریفلورالین در کشت کف جوی (09/83 درصد) در 75 روز پس از سم پاشی و تیمار اکسی فلورفن (30/83 درصد) در 30 روز پس از سم پاشی مشاهده شد. بیش ترین میزان عملکرد بیولوژیک و عملکرد دانه در تیمار وجین دستی در کشت کف جوی (به ترتیب 7/10142 و 37/1930 کیلوگرم در هکتار) وجود داشت. هم چنین، میزان عملکرد دانه (2/1878 کیلوگرم در هکتار) در تیمار کشت کف جوی با کاربرد تریفلورالین نیز بیش تر از سایر علف کش ها در شرایط مشابه بود. بیش ترین درصد روغن از تیمار وجین دستی در کشت کف جوی (36/52 درصد) و بیش ترین شاخص برداشت در شیوه کشت کف جوی (23/18 درصد) به دست آمد. به طورکلی، بهترین روش تلفیقی مهار علف های هرز و بهبود عملکرد کنجد، شیوه کشت در کف جوی به همراه وجین دستی علف های هرز و یا استفاده از علف کش تریفلورالین بود.

    کلیدواژگان: درصد روغن، شاخص برداشت، کاهش تراکم علف هرز، کاهش وزن خشک علف هرز، وجین علف هرز
  • حسینعلی علیخانی*، سمیه امامی، فاطمه علیخانی صفحات 557-569

    در این پژوهش پتانسیل جدایه‏های فراریشه‏ای و درون‏رست جداشده از ریشه گیاه گندم به منظور بررسی خصوصیات محرک رشد و اثر آن ها بر عملکرد گندم و کاهش مصرف کودهای شیمیایی فسفر مورد بررسی قرار گرفت. ابتدا باکتری‎ها از نظر تولید هورمون ایندول استیک اسید در محیط کشت حاوی ال-تریپتوفان غربال‎گری شدند و سپس توانایی آن‏ها در انحلال فسفات های نامحلول معدنی و آلی ارزیابی شد. در ادامه مطالعات آزمایشگاهی، آزمایش مزرعه ای به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک‏های کامل تصادفی و در سه تکرار در طی دو سال‎ زراعی 1396-1395 و 1397-1396 اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل تیمار کود زیستی وشیمیایی فسفر بود که تیمار کود زیستی در دو سطح (زادمایه باکتری به همراه شاهد) و کود شیمیایی به عنوان فاکتور دوم از منبع سوپر فسفات تریپل در پنج سطح (1- عدم مصرف کود شیمیایی فسفر، 2- 25 درصد توصیه کودی فسفر، 3- 50 درصد توصیه کودی فسفر، 4- 75 درصد توصیه کودی فسفر، و 5- 100 درصد توصیه کودی فسفر) در نظر گرفته شدند. نتایج نشان داد که افزایش شاخص‎های رشد و عملکرد گیاه گندم در نتیجه مایه کوبی بذور گندم با سویه‎های محرک رشد گیاه به علاوه 75 درصد از کود فسفر از نظر آماری برابر با تیمار 100 درصد کود فسفر و بدون زادمایه باکتری بود. کاربرد زادمایه باکتری‏های محرک رشد (تلفیقی از جدایه فراریشه‎ای و درون‎رست) با 75 درصد کود شیمیایی توانست به میزان 4/747 گرم بر مترمربع تولید را داشته باشد. براساس این نتایج، پیشنهاد می‏شود که زادمایه می‎تواند به عنوان مکمل با کودهای شیمیایی به منظور کاهش سطح مصرف کودهای شیمیایی استفاده شود اما نمی‎تواند جایگزینی برای کود فسفر باشد.

    کلیدواژگان: باکتری فراریشه و درون‎رست، عملکرد گیاه، فسفات‎های نامحلول
  • سید مجتبی موسوی، احسان بیژن زاده*، زهرا زینتی، وحید براتی صفحات 571-586

    به منظور بررسی اثر قطع آبیاری آخر فصل بر صفات بیوشیمیایی و عملکرد ارقام گلرنگ آزمایشی به صورت کرت خردشده در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی داراب، دانشگاه شیراز در سال زراعی 97-1396 به اجرا درآمد. عامل اصلی شامل رژیم آبیاری در سه سطح آبیاری مطلوب و قطع آبیاری از اواسط مرحله گل دهی و اوایل پرشدن دانه و عامل فرعی شامل ارقام گلرنگ به نام های پدیده، گلدشت، فرامان و محلی اصفهان بود. قطع آبیاری از گلدهی سبب کاهش 37/30 درصدی کلروفیل a و 8/25 درصدی کلروفیل b و افزایش 38/15 درصدی کارتنویید، 38/23 درصدی فعالیت آنزیم کاتالاز و 94/34 درصدی فعالیت آنزیم پراکسیداز شد که در رقم گلدشت بیش تر از سایر ارقام بود. در شرایط قطع آبیاری از گل دهی و پرشدن دانه بیش ترین عملکرد دانه به ترتیب به میزان 132 و 5/150 گرم در مترمربع در رقم گلدشت به دست آمد. به طورکلی، قطع آبیاری از مرحله گل دهی و پرشدن دانه به ترتیب 3/32 و 93/19 درصد عملکرد دانه را کاهش داد. در شرایط قطع آبیاری عملکرد دانه با محتوای کلروفیل a (**77/0=r)، کلروفیل b (**86/0=r)، کارتنویید (**74/0=r)، کاتالاز (**71/0=r) و پراکسیداز (**72/0= r)، و شاخص برداشت (**83/0= r)، همبستگی مثبت و معنی داری داشت. در مجموع رقم گلدشت گلرنگ توانست با افزایش رنگیزه های فتوسنتزی و فعالیت آنزیمی در شرایط کمبود آب در آخر فصل رشد عملکرد دانه بیش تری را نسبت به سایر ارقام به دست آورد.

    کلیدواژگان: رژیم آبیاری، رقم گلدشت، کاتالاز، کارتنوئید، محتوای کلروفیل
  • فائزه حیدری، جلال[جلیلیان، اسماعیل قلی نژاد* صفحات 587-600

    این آزمایش با هدف بررسی تعدیل اثرات منفی تنش شوری با برگ پاشی کودهای نانو، به صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی در سه تکرار در سال زراعی 1397 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه ارومیه به صورت گلدانی اجرا شد. فاکتور اول تنش شوری با آب دریاچه ارومیه در سه سطح (صفر، 16 و 32 دسی زیمنس بر متر) و فاکتور دوم نانوکود در پنج سطح (کلسیم، سیلیسیوم، روی، پتاسیم و شاهد (بدون برگ پاشی) بود. نتایج نشان داد تنش شوری باعث ایجاد آثار منفی بر کلیه صفات موثر بر رشد کینوا شد بیش ترین میزان کاهش صفات در تنش شوری 32 دسی زیمنس بر متر مشاهده شد. به طوری که تنش شوری 32 و 16 دسی زیمنس بر متر در مقایسه با شاهد به ترتیب صفات ارتفاع بوته (20 و 17 درصد)، تعداد گل آذین (48 و 36)، حجم ریشه (44 و 40 درصد)، طول ریشه اصلی (41 و 23 درصد)، وزن خشک ریشه (68 و 30 درصد)، محتوای نسبی آب برگ (26 و 13 درصد)، شاخص کلروفیل (15 و 7 درصد) و وزن 1000 دانه (31 و 23 درصد) را کاهش داد، ولی باعث افزایش نشت یونی به میزان 14 و شش درصد شد. برگ پاشی با نانوکودها در مقایسه با شاهد، عملکرد، اجزای عملکرد و صفات مورفولوژیک را افزایش داد. بیش ترین عملکرد دانه در شرایط مطلوب و تنش شوری شدید (32 دسی زیمنس بر متر) به ترتیب از برگ پاشی نانوکود روی و سیلیسیوم به دست آمد. در شرایط تنش شوری شدید، برگ پاشی با نانوکود سیلیسیوم در مقایسه با عدم برگ پاشی، وزن خشک گل آذین، وزن خشک کل و عملکرد دانه را به ترتیب 35، 16 و 43 درصد افزایش داد و باعث تعدیل اثرات تنش شوری گردید. برگ پاشی با نانوکودها با افزایش کلروفیل، محتوای نسبی آب برگ و بهبود خصوصیات ریشه، سبب افزایش عملکرد و اجزای عملکرد دانه کینوا گردید. لذا به نظر می رسد جهت بهبود عملکرد گیاه کینوا به ویژه در شرایط تنش شوری، برگ پاشی نانوکودها به ویژه نانو کود سیلیسیوم مناسب باشد.

    کلیدواژگان: تنش شوری، صفات مورفولوژیک، عملکرد، کینوا، نانوکود، نشت یونی
  • یعقوب حبیب زاده، سکینه عبدی*، رویا عابدی صفحات 601-615

    به منظور ارزیابی و پهنه بندی مناطق با بهره وری بالا کشت چغندرقند براساس شاخص های سیستم کشت، نوع کشت و روش های آبیاری تحقیقی در قالب طرح آشیانه ای در استان آذربایجان غربی در سال زراعی 97-1396 انجام شد. از 11 شهرستان استان و در هر شهرستان بسته به اقلیم از سه روستا و در هر روستا به صورت تصادفی از سه زارع پرسشنامه تکمیل و نمونه برداری لازم انجام شد. با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی پهنه بندی انجام شد و مناطق با بهره وری بالا برای صفات عملکرد ریشه، درصد و عملکرد قند، مقدار آب مصرفی، آب صرفه جویی و کارایی مصرف آب مشخص شد. در بین شهرستان های استان، شهرستان های پیرانشهر و نقده به دلیل بالاترین درصد و عملکرد قند و شهرستان پیرانشهر به دلیل دارابودن کم ترین مقدار مصرف آب در سیستم آبیاری مدرن و کشت 40×60 و پاییزه و هم چنین بیش ترین کارایی مصرف آب به روش مدرن آبیاری و کشت پاییزه و 40×60 به عنوان شهرستان های با بهره وری بالا معرفی شدند و از طرفی براساس نتایج پهنه بندی انجام شده شهرستان های پیرانشهر، نقده، خوی، اشنویه، مهاباد، میاندوآب و بوکان به عنوان مناطق با بهره وری بالا برای کشت این گیاه و شهرستان های شوط، سلماس، ارومیه و شاهین دژ به عنوان مناطق با بهره وری پایین بودند که با توجه به اهمیت آب در تولید چغندرقند، این شهرستان ها به ویژه شهرستان شوط برای تولید این محصول توصیه نمی شود.

    کلیدواژگان: آبیاری، بولین، درصد قند، کارایی مصرف آب، کشت پاییزه چغندرقند
  • مریم سرائی، مرتضی مبلغی، مرتضی نصیری*، مجتبی نشایی مقدم صفحات 617-628

    انتقال مجدد هیدرات های کربن از طریق اندام های هوایی یکی از عوامل موثر در پرشدن دانه برنج می باشد. به منظور تعیین سهم انتقال مجدد ماده خشک اندام های هوایی بر عملکرد دانه برنج، پژوهشی با هفت ژنوتیپ امیدبخش و دو رقم شاهد در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در دو سال زراعی 1396 و 1397 در ایستگاه تحقیقات برنج شهید شیرودی شهرستان تنکابن اجرا شد. نتایج نشان داد که از نظر میزان انتقال مجدد ماده خشک از طریق برگ پرچم، ساقه و کل اندام هوایی در سطح احتمال یک درصد و از طریق سایر برگ ها در سطح احتمال پنج درصد تفاوت آماری معنی داری میان ژنوتیپ ها وجود داشت. مقایسه میانگین بیانگر آن است که بیش ترین میزان انتقال مجدد ماده خشک از برگ پرچم متعلق به ژنوتیپ 952 با 56 گرم در مترمربع بود. حداکثر انتقال مجدد کربوهیدرات ها از طریق سایر برگ ها، ساقه و کل اندام هوایی به ترتیب به مقدار 123، 230 و 398 گرم در مترمربع به ژنوتیپ 953 اختصاص داشت. بیش ترین عملکرد دانه مربوط به ژنوتیپ 952 با 7206 کیلوگرم در هکتار بود. نتایج همبستگی نشان داد که عملکرد دانه با انتقال مجدد ماده خشک از راه های برگ پرچم، ساقه، اندام هوایی و وزن هزاردانه با ضریب 37/0، 55/0، 51/0 و 44/0 همبستگی مثبت و معنی دار داشت. با توجه به عملکرد و میزان انتقال مجدد ماده خشک دو ژنوتیپ 952 و953 ژنوتیپ های مناسبی برای ادامه فعالیت های تحقیقاتی به منظور معرفی رقم جدید برنج به ویژه در شرایط کمبود آب و تنش گرما می باشند.

    کلیدواژگان: انتقال مجدد، کانوپی، برنج، ژنوتیپ، مورفوفیزیولوژیک، همبستگی
  • مهدی امیریوسفی، محمودرضا تدین*، رحیم ابراهیمی صفحات 629-644

    این آزمایش به صورت اسپلیت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 1397-1398 در مزرعه ای شور (هدایت الکتریکی 2/5 دسی زیمنس بر متر)، واقع در منطقه دستگرد اصفهان انجام شد. چهار سطح آبیاری (100، 75، 50 و 25 درصد ظرفیت مزرعه) به عنوان عامل اصلی و چهار سطح کود زیستی (شاهد، نیتروکسین، بیوفسفر و تلفیق نیتروکسین و بیوفسفر) و دو سطح کود شیمیایی (عدم کاربرد و کاربرد تلفیقی کودهای شیمیایی نیتروژن و فسفر) به عنوان عوامل فرعی مورد مطالعه قرار گرفتند. تنش شدید خشکی 25 درصد ظرفیت مزرعه فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدان کاتالاز، پراکسیداز و سوپر اکسید دیسموتاز، میزان پرولین و میزان مالون دی آلدیید در کینوا را به ترتیب حدود 46، 52، 142، 42 و 39 درصد نسبت به شرایط بدون تنش آبیاری 100 درصد ظرفیت مزرعه  افزایش داد و در نتیجه موجب کاهش معنی دار عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک (به ترتیب حدود 76 و 49 درصد) در این گیاه گردید. با این وجود در تمامی سطوح تنش خشکی، تیمار تلفیق نیتروکسین و بیوفسفر در شرایط کاربرد هم زمان کودهای شیمیایی نیتروژن و فسفر بیش ترین تاثیر را بر تعدیل اثرات تنش خشکی، کاهش معنی دار فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدان و در نتیجه افزایش عملکرد در مقایسه با سایر تیمارهای کودی در همان سطح خشکی داشت. نتایج در مجموع نشان داد که گیاه کینوا با وجود شوری خاک محل آزمایش، توانست حتی در شرایط تنش شدید خشکی، دوره رشد خود را کامل کند و بذر تولید نماید.

    کلیدواژگان: تنش اسمزی، فسفر، کاتالاز، کینوا، نیتروژن
  • علی اصغر فزونی، محمدعلی ابوطالبیان* صفحات 645-656

    برای رسیدن به عملکرد مطلوب کمی و کیفی سیب زمینی در هر منطقه لازم است ارقام جدید با یکدیگر مقایسه گردد. به این منظور 13 رقم جدید به همراه دو رقم آگریا و بانبا از نظر شاخص سطح برگ، صفات زراعی و کیفی در شرایط آب وهوایی رزن موردبررسی قرار گرفتند. این پژوهش در قالب طرح آماری بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در ایستگاه تحقیقاتی دانشگاه بوعلی سینا در سال 1396 انجام گرفت. نتایج نشان داد رقم مانیتو دیرتر از دیگر ارقام به حداکثر شاخص سطح برگ رسید و با داشتن 12 غده در بوته نسبت به ارقام شاهد بانبا و آگریا به ترتیب 112 و 83 درصد برتری داشت. در میان ارقام، ناتاشا با دارابودن بالاترین شاخص سطح برگ حداکثر (65/3) نسبت به آگریا و بانبا به ترتیب 57 و 19 درصد پر برگ تر بود. وزن غده در رقم اوتاوا (8/157 گرم در غده) نسبت به ارقام آگریا و بانبا به ترتیب 5/70 و 4/20 درصد بیش تر بود. رقم مانیتو با عملکرد 71399 کیلوگرم در هکتار برتری 123 درصدی نسبت به آگریا و 70 درصدی نسبت به بانبا نشان داد. در این پژوهش ارقام از لحاظ درصد پروتئین غده تفاوت معنی‎دار نداشتند، درحالی که از نظر درصد نشاسته غده متفاوت بودند و بالاترین مقدار در رقم مانیتو (09/18 درصد) و سپس در اوتاوا و کونکوردیا مشاهده شد. به طورکلی، ارقام مانیتو، کاروسو و فالوکا براساس صفات حداکثر شاخص سطح برگ، تعداد غده در بوته و عملکرد برای کاشت در رزن قابل پیشنهاد هستند.

    کلیدواژگان: پروتئین، تعداد غده در بوته، عملکرد، نشاسته، وزن غده
  • فرشته نورالهی*، حمیدرضا محمددوست چمن آباد، داود حسن پناه، محمد انوار صفحات 657-669

    به منظور بررسی توانایی رقابتی ارقام مختلف سیب زمینی با علف های هرز آزمایشی در سال 1395 در مزرعه تحقیقاتی ایستگاه تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی اردبیل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. تیمارهای موردمطالعه شامل 10 رقم سیب زمینی بودند که در شرایط با و بدونرقابت طبیعی علف های هرز رشد می کردند. نتایج نشان داد افت عملکرد در شرایط حضور علف های هرز از سه درصد در رقم ساتینا تا 84 درصد در رقم آگریا متغیر بود. هم چنین توانایی رقابتی ارقام با یکدیگر متفاوت بود. رقم ساتینا دارای بالاترین شاخص رقابت (CI) بود و توانست وزن خشک علف های هرز را نسبت به رقم اسپریت به عنوان یک رقم ضعیف در رقابت با علف های هرز به میزان دو برابر بیش تر کاهش دهد. از بین صفات موردبررسی قطر ساقه سیب زمینی همبستگی منفی با وزن خشک علف های هرز و همبستگی مثبت  با شاخص های تحمل و رقابت ارقام داشت. قطر ساقه در رقم ساتینا در شرایط حضور علف های هرز نسبت به رقم اسپریت 18 درصد بیش تر بود. به طور کلی نتایج این پژوهش نشان داد رقم ساتینا به عنوان یک رقم سازگار برای کشت در منطقه اردبیل نسبت به سایر ارقام از شاخص حساسیت (SSI) کم تر و پایداری بیش تری نسبت به علف های هرز برخوردار بوده و می توان آن را به عنوان رقم رقیب در برنامه های مدیریت غیرشیمیایی علف های هرز معرفی نمود.

    کلیدواژگان: بازداندگی علف های هرز، رقابت پذیری، شاخص تحمل، صفات مورفوفیزیولوژیکی، مدیریت پایدار علف های هرز
|
  • Seyed Hamidreza Ramazani * Pages 499-512

    In order to evaluate the effects of intercropping on some morphological, yield, and yield components traits of different Triticale cultivars, an experiment has been conducted, based on a randomized complete block design in three replication during the 2018-2019 growing season in the research farms of Faculty of Agriculture of Sarayan. The experimental treatments are consisted of 12 patterns of monocrop and intercropping of Pajh, Sanabad, and Jualinoo cultivars (100% Pajh, 100% Jualinoo, 100% Sanabad, 50% Pajh + 50% Sanabad, 50% Jualinoo+50% Jualinoo, 33% Pajh+ 33% Jualinoo+33% sanabad, 70% Pajh + 30% Sanabad, 30% Pajh + 70% Sanabad, 70% Jualinoo+30% Sanabad, 30% Jualinoo+70% Sanabad, 70% Pajh + 30% Jualinoo,  and 30% Pajh + 70% Jualinoo). Results show that the highest plant height and straw yield have been obtained under the monocropping of Sanabad cultivar with the highest values of spike length, number of grain per spike, number of spike per square meter, number of grain per plant, 1000 grains weight, grain yield, and harvest index belonging to the monocrop pattern of Pajh cultivar and intercropping of 70% Pajh+ 30% Jualinoo treatments. Furthermore, the highest biological yield and content of leaf chlorophyll have been achieved under 30% Pajh + Sanabad 70% and Pajh 70% + Jualinoo 30% treatments, respectively. Results also show that the highest LER has been calculated under the application of intercropping of 70% Pajh + 30% Sanabad, Pajh 30% + 70% Sanabad, and Pajh 70% + Jualinoo 30%, compared with other treatments. In general, concerning the obtained results of the present study and the highest LER in Pajh 70% + Jualinoo 30%, it is concluded that the aforementioned intercropping can be used instead of monocrop of different triticale cultivars.

    Keywords: Cereals, correlation coefficient, Intra-species competition, LER, Monocropping
  • Raouf Seyed Sharif *, Reza Seyed Sharifi, Hamed Narimani Pages 513-529

    In order to study the effect of bio-fertilizers and putrescine on biomass, nodulation, and some morphological and biochemical traits of vetch(vicia villosa)under rainfed conditions, a factorial experiment has been conducted based on randomized complete block design with three replications in research farm of University of Mohaghegh Ardabili within 2018-2019. The studied factors include bio-fertilizers(withoutbio-fertilizersas control, application of Rhizobium  (Rhizobium legominuzarum), Mycorrhiza (Glomus mosseae), both application of Mycorrhiza and Rhizobium, Rhizobium and Azotobacter (Azotobacter chrocoocom strain 5), Mycorrhiza and Azotobacter, Rhizobium with Mycorrhiza,and Azotobacter) as well as foliar application of putrescine in three levels (foliar application with water as the control, application of 0.5 and 1 mM putrescine). Results show that both application of Azotobacter with Mycorrhiza and Rhizobium and foliar application of 1 mM putrescine increase root weight, leaf share from total biomass, soluble sugars of leaf and stem, and total biomass by 133.33%, 4.5%, 31.94%, 41.82%, and 56.94%, respectively, in comparison with no application of bio-fertilizers and putrescine. Also, application of Azotobacter with Mycorrhiza and Rhizobium and foliar application of 1 mM putrescine decrease electrical conductivity and malondialdehyde by 99% and 125.39%, respectively, in comparison with no application of bio-fertilizers and putrescine. It seems that application of bio-fertilizers and foliar application of putrescine can boost total biomass of vica villosa under rainfed condition as it improves both biochemical and morphological traits.

    Keywords: Azotobacter, bio fertilizers, Electrical conductivity, Malondialdehyde, Rhizobium, Total biomass
  • Benjamin Torabi *, Najebullah Ebrahimi, Afshin Soltani, Ebrahim Zeinali Pages 531-542

    The present study was conducted to parameterize the SSM_iCrop model and evaluate the prediction of growth and development of faba bean in Gorgan climate condition. This study was carried out on faba bean cv."Barkat" as split-plot in randomized complete block design with four replications at Gorgan University of Agricultural Sciences and Natural Resources in 2015-2016. The experimental factors consisted of planting date (27 November, 25 December and 31 January) and plant density (5, 15, 25 and 35 plants/m2). The parameters of phonological stages, leaf expansion and senescence, production and distribution of dry matter and water balance were estimated using the present data experiment and other data. The results of model evaluation showed that, it can well predict, days to flowering (RMSE = 3.8 and CV =4.1), days to maturity (RMSE = 11.9 and CV= 8.1), node number on main stem (RMSE = 1.7 and CV = 10.0), leaf area index (RMSE =0.8 CV =28.8), biological yield (RMSE = 158.5 and CV =21.6) and seed yield (RMSE = 118.6 and CV = 24.7). Therefore, the SSM_iCrop model can be used to evaluate the agronomic management and analyze the growth and yield of faba bean in Gorgan conditions.

    Keywords: Leaf area, Phenology, simulation, Seed yield, dry matter
  • Hossein Akbia, Elham Elahifard *, Abdolreza Siahpoosh, Ahmad Zare Pages 543-556

    Due to the low competitive ability of sesame against weeds, the presence of weeds greatly reduces sesame yield, therefore, weed control is very important in this crop. An experiment was carried out as split plots based on randomized complete block design with three replications in July 2017 in Ramhormoz, Khuzestan, Iran. In this experiment, treatments including sowing method as the main plot at three levels (flat, sowing on ridge and in farrow) and herbicide application as the sub plot including oxyfluorfen (360 ml ai ha-1), diuron (540 g ai ha-1), trifluralin (1200 ml ai ha-1), and linuron (562.5 ml ai ha-1). Hand weeding and weed infested treatments, also, were considered for comparison. Results indicated that the highest dry weight reduction percentage of nulta jute (Corchorus olitorius L.) was observed in trifluralin application in farrow (83.09%) at 75 days after herbicide application and field bindweed (Convolvulus arvensis L.) in oxyflurfen application (83.30%) at 30 days after treatment. The highest of biological and seed yield was observed in hand weeding in farrow (10142.7 and 1930.37 Kg ha-1, respectively). Application of trifluralin in farrow, also, was effective treatment according seed yield (1878.2 Kg ha-1). The highest oil percentage (52.36%) was obtained in hand weeding in farrow. The highest harvest index (18.23%) was observed in farrow. Totally, the best integrated method to control weeds and improve sesame yield, was sowing in farrow along with hand weeding, or the application of trifluralin.

    Keywords: Hand weeding, harvest index, oil percentage, weed density reduction, weed dry weight reduction
  • Hossein Ali Alikhani *, Somayeh Emami, Fatemeh Alikhani Pages 557-569

    The present study investigates the potential of rhizosphere and endophytic bacterial isolates isolated from the roots of wheat plant in terms of plant growth promoting (PGP) traits and their effect on the wheat yield and decreased phosphorus (P) fertilizer use. To this end, the isolated bacteria have been first screened for the production of indole-3-acetic acid (IAA) in the presence of tryptophan in the culture medium, and then the bacteria have been tested for their ability to dissolve inorganic and organic phosphates. In further laboratory studies, a factorial experiment has been conducted as a randomized complete block design with three replications over two-year field study (2017 and 2018). Experimental treatments include biological and chemical phosphorus fertilizer, the former with two levels (with and without bacterial inoculation) and latter (as the second factor) from triple super phosphate source with five (0%, 25%, 50%, 75%, and 100% of the full recommended fertilizer rate). Results from this experiment prove that supplementing 75% of the recommended P-fertilizer rate with bacterial isolates (co-inoculation with rhizospheric and endophytic bacteria) increases wheat growth indices and yield (747.40 g m-2), which are statistically equivalent to the full fertilizer rate without them. Based on these results, it is suggested that biofertilizer can be used as a fertilizer supplement to reduce the level of fertilizer use but cannot be a substitute for phosphorus fertilizer.

    Keywords: Phosphate solubilization, plant yield, rhizospheric, endophytic bacteria
  • Seyed Mojtaba Mosavi, Ehsan Bijanzadeh *, Zahra Zinati, Vahid Barati Pages 571-586

    In order to investigate the effect under late season cutting off irrigation on biochemical properties and yield of safflower cultivars a split factorial experiment in a randomized complete block design was conducted in three replicates at College of Agriculture and Natural resources of Darab, Shiraz University during 2017-2018 growing season. The main factor was irrigation regime in three levels included of normal irrigation, cutting off irrigation in the middle of the flowering, and in the early seed filling stages and sub factor was safflower cultivars including Padideh, Goldasht, Faraman and Isfahan local. Cutting off irrigation in flowering stage decreased 30.37% of chlorophyll a and 25.8% of chlorophyll b, and increased 15.38% carotenoid, 23.38% of catalase activity and 34.94 % of peroxidase activity, which in Goldasht cultivar was more than the other cultivars. Under cutting off irrigation at flowering and seed filling, the highest seed yield was obtained in Goldasht cultivar as 132 and 150.5 g/m2, respectively. Overall, cutting of irrigation at flowering and seed filling stages reduced grain yield by 32.3 and 19.93%, respectively. Under cutting off irrigating, seed yield with chlorophyll a content (r=0.77**), chlorophyll b (r=0.86**), carotenoid (r=0.74**), catalase (r=0.71**), peroxidase (r=0.72**), and harvest index (r=0.83**) had positive and significant correlation. In addition, Goldasht cultivar of safflower could by increasing photosynthetic pigments and enzyme activity under water deficit in late season obtained the more seed yield compared to other cultivars.

    Keywords: Carotenoids, Catalase, chlorophyll content, Goldasht cultivar, Irrigation regime
  • Faezeh Heidari, Jalal Jalilian, Esmaeil Gholinezhad * Pages 587-600

    This experiment was conducted to investigate the effect of foliar application different nano-fertilizers on modulating negativeeffectsof salt stress on quinoa, in factorial experiment based on completely randomized design with three replications in the research farm of Urmia University in the pot during 2018. The first factor was salinity of irrigation water using (Lake Urmia water at three levels: 0, 16 and 32 dS/m and the second factor was nano-fertilizers at five levels: calcium, silicon, zinc, potassium and control (no foliar application). The results showed that salinity stress caused negative effects on all traits affecting quinoa growth. The highest decrease in traits was observed in salinity stress of 32 dS/m. Salinity stress of 32 and 16 dS/m compared to control decreased plant height (20 and 17%), inflorescence number (48 and 36%), root volume (44 and 40%), main root length (41 and 23%), root dry weight (68 and 30%), relative leaf water content (26 and 13%), chlorophyll index (15 and 7%) and 1000-seed weight (31 and 23%), respectively; but increased ionic leakage by 14 and 6%, respectively. Foliar application with nano-fertilizer compared to control increased the yield, yield components and morphological traits. The highest seed yield was obtained under optimum conditions and severe salinity stress (32 dS/m) by foliar application with nano-fertilizer of zinc and silicon, respectively. Under severe salinity stress, foliar application with nano-fertilizer of silicon compared to non-foliar application increased the dry weight of inflorescences, total dry weight and seed yield by 35%, 16% and 43%, respectively, and moderated the effects of salinity stress. Foliar application with nano-fertilizer via enhancing chlorophyll index, relative leaf water content and improving root characteristics, led to increase yield and seed yield components of quinoa. Therefore, it seems that foliar application of nano-fertilizers is suitable to improve the yield of quinoa especially in salinity stress conditions.

    Keywords: ionic leakage, morphological traits, Nano-Fertilizer, Quinoa, Salinity stress, yield
  • Yaghoob Habibzadeh, Sakineh Abdi *, Roya Abedi Pages 601-615

    For evaluation and zoning of sugar beet susceptible areas based on cultivation systems and irrigation regimes, a research has been conducted as a nested design in West Azarbaijan Province in 2017-2018. For this purpose, 11 counties have been used. In each county, based on the climate three villages have been visited, wherein three famers have been selected in random to complete the prepared questionnaires and take the samples. The measured traits from each field includes root yield, percent and yield of sugar, used water, water conservation, and water use efficiency in different cropping and irrigation systems. Geographic Information System (GIS) has been used for zoning and determining their susceptible areas. Results show that among the counties of the province, Piranshahr and Naghadeh have had the highest sugar content and yield with Piranshahr being introduced as the most susceptible counties, due to its lowest used water in modern irrigation and cultivation systems (60×40 and autumn) and highest water use efficiency in modern irrigation system and and 60 × 40 autumn cultivation systems. Based on the zoning, Piranshahr, Naghadeh, Khoy, Oshnaviyeh, Mahabad, Miandoab, and Bukan have had the most susceptible areas and Showt, Salmas, Urmia, and Shahindej have been unsuitable areas in this province for cultivation of this plant. Given the importance of water in sugar beet production, these counties, especially Showt, are not recommended for producing this plant.

    Keywords: Autumn cultivation of sugar beet, Booliean, Irrigation, Percent of sugar, Water use efficiency
  • Maryam Saraei, Morteza Moballeghi, Morteza Nasiri *, Mojtaba Nashaeemoghaddam Pages 617-628

    The remobilization of carbohydrates in shoots is one of the effective factors to grain filling in rice. To determine the contribution of dry matter remobilization of shoots in different rice genotypes, a research has been carried out with seven rice genotypes and two controls in RCBD design with three replications during 2017-2018 at rice research station of Shahid Shiroodi in Tonekabon county. Results show that among all genotypes, rate of dry matter remobilization via the flag leaf, stem, and total shoot has differed significantly at (p<0.01) percent and from other leaves at (p<0.05) percent level. Mean comparison among the genotypes indicates that the highest dry matter remobilization from flag leaf belongs to Genotype 952 with 56 g.m-2. The maximum carbohydrates remobilization in other leaves, stem and total shoots are assigned to Genotype 953 at 123, 230, and 398 g.m-2, respectively. Highest grain yield belongs to Genotype 952 with 7206 kg.ha-1. Correlation analysis results show that grain yield is positively and significantly correlated with dry matter remobilization from flag leaf, stem, and total shoots, as well as 1000-grain weight, having coefficients of 0.37, 0.55, 0.51, and 0.44, respectively. As a result of yield and dry matter remobilization rate, and the positive and significant correlation between them, both Genotypes 952 and 953 are suitable for continuing research activity and introduce a new rice cultivar especially in drought and hot stress conditions at the grain filling stage.

    Keywords: Canopy, Correlation, genotype, morphophisiologic, remobilization, rice
  • Mahdi Amirusefi, Mahmoud Reza Tadayon *, Rahim Ebrahimi Pages 629-644

    The present experiment has been conducted as a split plot factorial based on completely randomized block design with three replications in 2018-2019 crop season on a saline farm (with an electrical conductivity of 5.2 dS/m) in Dastgerd area, Isfahan Province. Four levels of irrigation (25%, 50%, 75%, and 100% of FC) compose the main factors and biofertilizer (the control, Nitroxin, Biophosphorus, and their combination) as well as chemical fertilizer in two level of no application and integrated application of nitrogen and phosphorus fertilizers are the sub-factor. Severe drought stress (25% FC irrigation treatment) increase the measured traits (antioxidant enzyme activity including catalase, peroxidase, and superoxide dismutase along with Proline and Malondialdehyde content) in quinoa by about 46%, 52%, 142%, 42%, and 39%, compared to non-stress conditions (100% FC irrigation treatment), respectively. Also, they significantly reduce grain and biological yield in this plant (by about 76% and 49%, respectively). However, at all drought stress levels , the combination of nitroxin and biophosphorus under conditions of simultaneous use of chemical fertilizers of nitrogen and phosphorus shows the maximum effect on moderation of drought stress effects, significantly reducing the activity of antioxidant enzymes and, consequently, increasing yield, compared to other treatments at the same drought level. Overall, the results demonstrate that despite the salinity of the tested soil, quinoa has been able to complete its growth and seed production even under severe drought stress conditions.

    Keywords: Catalase, nitrogen, Osmotic stress, Phosphorus, Quinoa
  • Ali Asghar Fozouni, Mohammad Ali Aboutalebian * Pages 645-656

    In order to achieve optimum quantitative and qualitative yield of potato in each region, new cultivars need to be compared. As such, this study has been carried out to compare 13 new potato cultivars along with two cultivars of Agria and Banba with each other to identify suitable cultivars for leaf area index, agronomic, and qualitative traits under climatic conditions of Razan. The statistical design, used in the present study, has been complete randomized block with three replications. Results show that Manito cultivar has reached the maximum leaf area index later than other cultivars, having 12 tubers per plant, which is 112% and 83% superior to Banba and Agria, respectively. Also, Natascha cultivar with a leaf area index of 3.65 has been 57% and 19% leafier than Agria and Banba, respectively. Tuber weight in Ottawa (157.8 g per tuber) has been 70.5% and 20.4% greater than Agria and Banba, respectively. Manito cultivar yields 71399 kg/ha, which is 123% more than Agria and 70% than Banba. Protein percentage of tubers in this study do not differ among the potato cultivars, while the difference is significant among the potato cultivars in tuber starch percentage and the highest values belong to Manito (18.09%) and Ottawa and Concordia cultivars, in the second and place. Generally, Manitou, Caruso, and Faluca cultivars are recommended for planting in the Razan on the basis of traits of maximum leaf area index, number of tubers per plant, and tuber yield.

    Keywords: number of tubers per plant, Protein, starch, tuber weight, Tuber yield
  • Fereshteh Nourollahi *, Hamid Mohammaddoust, Davood Hassanpanah, Mohammad Anvar Pages 657-669

    In order to study the competitiveness of potato cultivars with weeds, an experiment was conducted in 2016 at field research of Ardabil Agriculture and Natural Resources Research Station. For this purpose a randomized complete block has been used with three replications. The treatments include ten potato cultivars, grown with and without natural weed competition, with yield loss ranging from 3% in Satina to 84% in Agria in weedy condition. Also, the Competitive Ability (CA) of the cultivars differs. It is observed that satina cultivar has had the highest competitive index (CI) and could reduce the weed dry mass by two folds in comparison to Spirit as a poor cultivar. Also, stem diameter is seen to be negatively correlated with weed dry mass and positively correlated with tolerance and competition indices. Stem diameter in Satina has significantly stodd higher than Spirit cultivar. In general, the results of this study declare that Satina cultivar is considered as a tolerant and recommendable option for cultivation in Ardebil region than other cultivars, less susceptibility index (SSI) and more stable than weed, and can be introduced as a competitive cultivar in non-chemical weed management programs.

    Keywords: Competitiveness, morpho-physiological traits, Sustainable weed management, Tolerance Index, Weed suppression