فهرست مطالب

  • سال پنجم شماره 16 (پاییز 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/08/11
  • تعداد عناوین: 6
|
  • فائزه اعتمادی*، رضا جعفری هرندی صفحات 7-32
    هدف

    هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش هوش معنوی بر مسئولیت پذیری دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول شهر قم بوده است.

    روش

    روش تحقیق از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش تمامی دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول شهر قم در سال 99-1398 بودند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای 60 دانش آموز انتخاب و به طور تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل جایگزین شدند. برای جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه مسئولیت پذیری نوجوانان نعمتی (1387)  مورد استفاده قرار گرفت که از روایی و پایایی مطلوبی برخوردار بود. گروه آزمایش طی 10 جلسه ی 90 دقیقه ای با استفاده از بسته ی آموزشی هوش معنوی بومی شده کینگ (king, 2008) که با ادبیات تربیت اسلامی انطباق داده شد، مورد آموزش قرار گرفتند. تحلیل داده ها با روش تحلیل کواریانس انجام شد.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد، تفاوت بین عملکرد دانش آموزان در مسئولیت پذیری و تمامی مولفه های آن بجز قانونمندی در دو گروه آزمایش و کنترل معنادار است. بنابراین می توان گفت آموزش هوش معنوی سبب افزایش مسئولیت پذیری در تمامی مولفه های آن بجز قانونمندی در دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول شهر قم در سال تحصیلی 99- 1398 می شود.

    نتیجه گیری

    مطابق با نتایج این بررسی با تمرکز بر آموزش و رشد هوش معنوی نوجوانان می توان مسئولیت پذیری آن ها را ارتقاء داد.

    کلیدواژگان: آموزش هوش معنوی، مسئولیت پذیری، دانش آموزان دختر، دوره متوسطه اول، پایه هشتم، شهر قم
  • سمیه بهرامیان، محمد علی نادی*، فریبا کریمی صفحات 33-60
    هدف

    پژوهش حاضر با هدف شناسایی مولفه های مدرسه شاد در نظام آموزش ابتدایی ایران به انجام رسیده است.

    روش

    این پژوهش با استفاده از رویکرد ترکیبی پژوهش، راهبرد اکتشافی- متوالی و مدل تدوین ابزار به انجام رسید. در مرحله کیفی پژوهش از روش تحلیل مضمون استقرایی و در مرحله کمی از روش پیمایش استفاده شد. حوزه ی پژوهش در مرحله کیفی منابع و متون ایرانی- اسلامی مرتبط با موضوع شادی و در مرحله کمی جامعه آماری پژوهش کلیه مدیران مدارس دوره ابتدایی کشور در زمان مطالعه بودند. شیوه نمونه گیری در مرحله کیفی پژوهش هدفمند و در مرحله کمی احتمالی (خوشه ای چندمرحله ای) است. ابزار گردآوری داده ها در مرحله کیفی پژوهش یادداشت برداری (چک لیست) و در مرحله کمی پژوهش پرسشنامه بوده است.

    یافته ها

    بر اساس نتایج مرحله کیفی پژوهش شادی ایرانی- اسلامی پیرامون سه مضمون فراگیر شادی درونی (بینش معطوف به شادی، منش معطوف به شادی و پویش معطوف به شادی)، زیست معطوف به شادی (زیست جهان شاد، بهزیستی معنوی و مادی) و کنش های معطوف به شادی (کنش های مناسکی، عاطفی و اجتماعی معطوف به شادی) شکل گرفته است.

    نتیحه گیری

    اینکه نتایج مرحله کمی پژوهش بیانگر این است که نقش مولفه های شادی ایرانی- اسلامی در تحقق مدرسه شاد از نظر جامعه آماری پژوهش بالاتر از حد متوسط برآورد شده است و مولفه های مدرسه شاد از اعتبار مطلوبی برخوردار هستند.  

    کلیدواژگان: شادی، مدرسه شاد، آموزش ابتدایی، فرهنگ ایرانی- اسلامی
  • اسماعیل سلیمانی*، مهدیه سرشار، سید جواد میرمهدی پور کوه کمر صفحات 61-82
    هدف

    پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین هویت دینی و سرمایه اجتماعی با کیفیت زندگی از طریق تمایزیافتگی خود، بین دانشجویان دانشگاه ارومیه صورت گرفت.

    روش

    روش پژوهش همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جهت اجرای پژوهش، از بین دانشجویان دانشگاه ارومیه (17568N=)، 350 دانشجو با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب و به پرسشنامه های هویت دینی خوشاوی (1390)، سرمایه اجتماعی Grootaert and et al (2003)، کیفیت زندگی (World Health Organization,1989) و تمایزیافتگی خود(Skowron& Friedlander,1998) پاسخ دادند. برای تحلیل نتایج، از روش تحلیل مسیر براساس نرم افزار LISREL V. 8.8) و Amos) استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج پژوهش نشان داد که مدل طراحی شده بر اساس داده های پژوهش، برازش مناسب داشته و مسیرهای مستقیم، سرمایه اجتماعی، هویت دینی، تمایزیافتگی خود با کیفیت زندگی مثبت و معنی دار است. همچنین مسیرهای غیرمستقیم، سرمایه اجتماعی و هویت دینی با کیفیت زندگی از طریق تمایزیافتگی خود، نیز مثبت و  معنادار بودند.

    نتیجه گیری

    با توجه به یافته ها می توان نتیجه گرفت که تمایزیافتگی خود، به عنوان یک عامل واسطه ای به خوبی روابط بین سرمایه اجتماعی و هویت دینی با کیفیت زندگی را تنظیم می کند. 

    کلیدواژگان: هویت دینی، سرمایه اجتماعی، کیفیت زندگی، تمایزیافتگی خود، دانشجویان دانشگاه ارومیه
  • صبورا طهماسب نژاد*، خدیجه ارین صفحات 83-100
    هدف

    هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین شیوه های فرزندپروری مادران با پایگاه هویت و دینداری دانش آموزان دختر سال های متوسطه دوم در رشته علوم انسانی شهر بابل می باشد.

    روش

    روش پزوهش توصیفی از نوع همبستگی  است.  جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر سال های متوسطه دوم در رشته علوم انسانی شهر بابل بود، که در سال 99-98 در مدارس دولتی شهر بابل و در مقطع متوسطه دوم مشغول به تحصیل بودند که  با استفاده از روش نمونه گیری ساده تعداد 120 دانش آموز و مادرانشان انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده پرسشنامه پایگاه هویت(Bennion& Adams,1986) و پرسشنامه سنجش دینداری فرد مسلمان آرین(1378) و پرسشنامه شیوه ی فرزندپروری بامریند(اسفندیاری، 1374) بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص آماری توصیفی فراوانی  و آمار استنباطی ضریب همبستگی اسپیرمن و پیرسون و آزمون کولموگروف- اسمیرنف استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج این پژوهش رابطه معناداری بین شیوه های فرزندپروری مقتدرانه ، سهل گیرانه و مستبدانه با پایگاه هویت دانش آموزان دخترنشان داد. این درحالی است که بین شیوه های فرزندپروری با دینداری دختران رابطه معناداری وجود نداشت.

    نتیجه گیری

    بنا بر این یکی از راه های  تقویت پایگاه هویت دانش آموزان کمک به والدین در اتخاذ رویکرد مقتدارانه درتربیت  دختران خود می باشد .

    کلیدواژگان: شیوه های فرزند پروری، هویت، دینداری، دانش آموزان دختر، متوسطه دوم
  • فهیمه عسکری، علیرضا منظری توکلی*، حمدالله منظری توکلی، زهرا زین الدینی صفحات 101-126
    هدف

    در این پژوهش رابطه ساختاری سبک زندگی اسلامی و موفقیت تحصیلی با واسطه گری سازگاری با مدرسه در دانش آموزان دوره متوسطه دوم مورد بررسی قرار گرفت.

    روش

      روش تحقیق از نوع روش توصیفی- همبستگی و از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه ی آماری پژوهش حاضر،کلیه ی دانش آموزان دوره ی متوسطه ی دوم شهر کرمان به تعداد 7370 نفر بودند. مشارکت کنندگان به تعداد 380 نفر (220 دختر و 160 پسر) و با استفاده از روش تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و به سه پرسشنامه سبک زندگی اسلامی کاویانی(1391)، موفقیت تحصیلی صالحی(1393) و سازگاری با مدرسه سینها و سینگ (1993) پاسخ دادند.تجزیه  و تحلیل داده ها با روش تحلیل مسیر از نوع مدل یابی معادلات ساختاری توسط نرم افزارهای SPSS22 و AMOS16 انجام شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد ضریب مسیر بین متغیر سبک زندگی اسلامی و موفقیت تحصیلی در مدل اثرکامل بدون حضور متغیرمیانجی معنی دار است. همچنین یافته ها اثر مستقیم سبک زندگی اسلامی بر  موفقیت تحصیلی را تایید می کند و متغیر سازگاری با مدرسه این رابطه را واسطه گری می کند.

    نتیجه گیری

    بر  این اساس می توان پیشنهادکردکه به منظور افزایش این دو ویژگی تدابیری در جهت ارتقای مولفه های سبک زدگی اسلامی دانش آموزان  اندیشید.

    کلیدواژگان: سبک زندگی اسلامی، موفقیت تحصیلی، سازگاری با مدرسه
  • زهرا کوشی، نعمت الله موسی پور*، محمد آرمند، علی محبی صفحات 127-154
    هدف

    هدف از پژوهش حاضر ارایه الگوی تربیت اخلاقی در دوره ابتدایی بود.

    روش

    روش پژوهش آمیخته با طرح کیفی - کمی انجام شد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی، شامل مقالات، پایان نامه ها و رساله های دکتری، اسناد و کتب از سال 1390 تا 1398 و در بخش کمی معلمان دوره دوم ابتدایی شهر کرمان بودند. نمونه مورد مطالعه در بخش کیفی بر اساس روش نمونه گیری هدفمند و در بخش کمی روش نمونه گیری تصادفی ساده بود. ابزار جمع آوری اطلاعات در بخش کیفی فیش برداری از  مقالات، پایان نامه ها و رساله های دکتری و کتب و در بخش کمی پرسشنامه بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش تحلیل مضمون و در بخش کمی از تحلیل عاملی تاییدی مرتبه دو استفاده گردید.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که 35 مضمون پایه، یازده مضمون سازمان دهنده و سه مضمون فراگیر در سه حیطه شناخت، باور و رفتار اخلاقی شناسایی شدند، سپس پرسش نامه ای جهت اعتبارسنجی الگو با 35 گویه طراحی گردید. پایایی پرسش نامه با استفاده از آلفای کرونباخ (95/0) و روایی (صوری و محتوایی) بر اساس نظرات اساتید در حوزه تعلیم و تربیت و با استفاده از روش سیگمای شمارشی  85/0 محاسبه شد. جهت اعتبارسنجی الگوی پژوهش از روش تحلیل عاملی تاییدی استفاده گردید. در بخش کمی یافته ها نشان داد که همه مضامین با بار عاملی بالا مورد تایید قرار گرفتند که نشان از اعتبار بالای الگو بود.

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج این بررسی و با تمرکز بر الگوی تربیت اخلاقی می توان به بهبود سطح شناخت، باور و رفتار اخلاقی دانش آموزان دوره ابتدایی کمک کرد.

    کلیدواژگان: تربیت اخلاقی، الگوی تربیت اخلاقی، دوره ابتدایی
|
  • Faeze Etemadi*, Reza Jafari Harandi Pages 7-32
    Objectives

    This paper aimed at determining the effectiveness of training spiritual intelligence on responsibility among the junior high school female students in Qom in school year 2019-2020.  

    Method

    The research method was quasi-experimental with control group pretest-posttest design. The statistical population consisted of all the junior high school female students in Qom in school year 2019-2020. Through multi-stage random sampling method, 60 students were selected and randomly divided into experimental and control groups. For the collection of data, the Neʻmati’s Adolescents Responsibility Questionnaire (2008) which is of good validity and reliability were used. The experimental group was trained in 10 sessions of 90 minutes through the spiritual intelligence training package of King (2008), which was localized and adapted to the literature of Islamic education. Data were analyzed through analysis of covariance.

    Findings

    Findings showed that there is a significant difference between students’ performance in responsibility and all its components except regularity in the experimental and control groups. Therefore, it can be said that training spiritual intelligence increases responsibility according to all its components except regularity, among the junior high school female students in Qom in school year 2019-2020.

    Conclusion

    According to the findings, with a focus on training and development of teenagers’ spiritual intelligence, we can improve their responsibility.

    Keywords: training spiritual intelligence, responsibility, female students, junior high school, grade 8, Qom
  • Somayyeh Bahramian, Mohammad Ali Nadi*, Fariba Karimi Pages 33-60
    Objective

    This study aims to provide an Iranian-Islamic model for a happy school for the elementary education system in Iran through a combined research approach, exploratory-sequential strategy, and tool development model. é

    Method

    The method of inductive thematic analysis in the qualitative phase and the method of survey research in the quantitative phase were used. In the qualitative phase, the field of study was the Iranian-Islamic sources and texts relating to happiness and, in the quantitative phase, the statistical population of the study was all the principals of the elementary school in the country during this study. In the qualitative phase of the study, the sampling method was purposeful, and in the quantitative phase, that was a probability sampling method. Data collection tools in the qualitative phase of this study were documents and resources and, in the quantitative phase, the tools were questionnaires.

    Finding

    According to the findings in the qualitative phase, the study on the Iranian-Islamic happiness was done about three pervasive themes: inner happiness (vision oriented to happiness, character oriented to happiness and dynamism oriented to happiness), life oriented to happiness (happy life-world, spiritual and material well-being) and actions oriented to happiness (ritual, emotional, and social). é

    Conclusion

    The findings of the quantitative phase of this study indicate that the role of Iranian-Islamic happiness components in the realization of a happy school has been estimated above the average according to the statistical population of this study, and the Iranian-Islamic model for a happy school has a goodness of fit test.

    Keywords: happiness, an Iranian-Islamic model, a happy school, elementary education system
  • Esmaiel Soleymany*, Mahdieh Sarshar, Seyedjavad Mirmehdipour Kohkamar Pages 61-82
    Aim

    This study aims to investigate the structural model of relationships between religious identity and social capital with the quality of life through the mediating role of self-differentiation among the students of Urmia University.

    Method

    In order to do the research, from among the students of Urmia University (N:17568), 350 students were selected by the cluster random sampling method, and they answered the Khoshavi’s Religious Identity Questionnaire (2011), the Questionnaire of Christaan Grootaert et al. on Social Capital (2003), and the questionnaire for the Quality of Life of the World Health Organization (1989), and the Scale Scoring of Differentiation of Self Inventory (Skowron and Friedlander, 1998), which all of them have been localized. The path analysis method based on software LISREL (V. 8.8) and SPSS Amos was used to analyze the results.

    Finding

    The findings showed that the model designed based on research data has a proper fitness, and there was a positive and significant relationship between direct paths, social capital, religious identity, and differentiation of self, with the quality of life. Furthermore, there was a positive and significant relationship between indirect paths, social capital, and religious identity, with the quality of life through differentiation of self.

    Conclusion

    According to these findings, it can be concluded that differentiation of self, as a mediating factor, well regulates the relationship between social capital and religious identity with the quality of life.

    Keywords: the quality of life, differentiation of self (self-differentiation), religious identity, social capital
  • Sabora Tahmasbnezhad*, Khadije Arian Pages 83-100
    Objectives

    The purpose of this study was to investigate the relationship between mothers’ parenting styles and the identity base and religiosity of the female students at senior high school in the humanities field in Babol, Iran. 

    Method

    The research method is descriptive method of correlation. The statistical population of this study consisted of all female school students at senior high school in the field of humanities, who studied in the Babol public schools in the school year 2019-2020. Through simple sampling method, 120 students and their mothers were selected. The tools were the Identity Base Questionnaire (Adams, 1989), the Aryan Muslim Religiosity Questionnaire (2000) and the Baumrind’s Parenting Styles Questionnaire (Esfandiari, 1996). For the analysis of the data, descriptive frequency index and inferential statistics of Spearman and Pearson correlation coefficient and Kolmogorov-Smirnov test were used.

    Findings

    The findings showed there was a significant relationship between authoritative, negligent and authoritarian parenting styles and the identity base of female students. However, there was no significant relationship between parenting styles and girls’ religiosity.

    Conclusion

    Therefore, one of the ways to strengthen the identity base of students is to help parents to adopt an authoritative approach in educating their daughters.

    Keywords: parenting styles, identity, religiosity, Female Students, Senior High School
  • Fahimeh Askari, Alireza Manzari Tavakoli*, Hamdollah Manzari Tavakoli, Zahra Zeinadini Pages 101-126
    Objective

    This study seeks to investigate the structural relationships of the Islamic lifestyle and the academic success with the mediation through adaptation to school using the structural equation modeling.

    Method

    The statistical population of the study was 7370 students, all senior secondary school students in Kerman, Iran. From among this population, 380 people (220 girls and 160 boys) were selected as a sample using the stratified random sampling method, and they answered three questionnaires: Kaviani’s Islamic Lifestyle (2012), Salehi’s Academic Success (2014), and Sinha’s and Singh’s Adjustment Inventory for School Students (1993). Data analysis was performed by path analysis method of structural equation modeling by the software of SPSS22 and AMOS16.

    Findings

    The findings showed that the path coefficient between the Islamic lifestyle variable and academic success in the complete-effect model without a mediating variable was significant. Furthermore, these findings confirmed the direct effect of Islamic lifestyle on academic success, and the variable of the adaptation to school mediated this relationship.

    Conclusion

    Accordingly, to increase these two characteristics, it can be suggested that measures be taken to promote the components of the Islamic stylization of students.

    Keywords: Islamic lifestyle, academic success, adaptation to school
  • Zahra Kaveshi, Nematollah Mosapour*, Mohammad Armand, Ali Mohebbi Pages 127-154
    Aim

    The purpose of this study was to provide a model of moral education in elementary school.

    Method

    The research method was mixed with a qualitative-quantitative design. The statistical population of the research in the qualitative section included articles, thesis, documents and books from 1390 to 1398 and in a quantitative part, the teachers of the second elementary school were in Kerman. The study sample was based on purposive sampling method in qualitative part and simple random sampling method in quantitative part. The data collection tools in the qualitative section included articles, thesis, books, and in the quantitative section was a questionnaire. The content analysis method was used to analyze the data in the qualitative part and the second-order confirmatory factor analysis was used in the quantitative part.

    Finding

    Findings showed that 35 basic themes, eleven organizing themes and three comprehensive themes were identified in three areas of cognition, belief and moral behavior, then a questionnaire was designed to validate the model with 35 items. The reliability of the questionnaire was calculated using Cronbachchr('39')s alpha (0.95) and its validity was calculated based on the views of experienced faculty members and using the sigma numbering index of 0/85. The results showed that all themes with high factor load were approved, which indicated the high validity of the model. In the quantitative part, the findings showed that all themes with high factor load were approved, which indicated the high validity of the model.

    Conclusion

    According to the results of this study and focusing on the model of moral education, it is possible to help improve the level of cognition, belief and moral behavior of elementary school students.

    Keywords: moral education, model of moral education, elementary schools, validating