فهرست مطالب

جامعه شناسی فرهنگ و هنر - سال دوم شماره 3 (پاییز 1399)
  • سال دوم شماره 3 (پاییز 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/12/12
  • تعداد عناوین: 6
|
  • محمد دارکش*، سارا استرکی صفحات 1-25

    < p>بیش از 4 دهه از زمان تهیه و اجرای طرح های شهری به هدف سامان‎دهی فضای شهری می گذرد، علی رغم همه تمهیدات صورت گرفته، ارزشیابی ها نشان می دهد که این طرح ها در دست یابی به اهداف خود ناموفق بوده اند. از جمله مشکلات اصلی طرح های شهری عدم توجه به مسئله حق شهری شهروندان است. حق به شهر، یک حق بشری است که شامل تعلق یافتن شهر به شهروندان و مشارکت آنان در امورشهری است. تعلق یافتن به شهر با حرکت در شهر، حضور در آن، احساس آرامش و داشتن فضاهای مناسب برای خود ممکن می شود. هدف از این مقاله آسیب‎شناسی طرح های شهری از منظر حق به شهر است بدین منظور محله بریانک که از جمله محلات قدیمی و فرسوده شهر تهران است و طرح شهری نواب و گسترش مترو درمحدوده آن اجرا شده است، انتخاب شده است. نتایج این پژوهش نشان می‎دهد که دو طرح‎های پیاده شده در محله بریانک، نه تنها هیچ تناسبی با مولفه‎های حق به شهر نداشته‎، بلکه مبتنی بر سیاست‎های غصب و تصاحب فضایی هستند، که در آن به بهانه ارایه خدمات عمومی و نوسازی، زمین را از چنگ جامعه ی محلی درآورده و در قالب فضای باارزش‎تر در بازار دوباره ادغام می‎شوند. بهتر است برای چکیده مقاله حداقل کلمه قرار ندهید. در هروصورت این بخش فقط برای این اضافه شده که بتوان به صفحه بعد رفت.

    کلیدواژگان: شهر، حق به شهر، فقرای شهری، بافت فرسوده، نوسازی
  • مسعود بیننده*، جهانگیر محمودی، علی سنایی صفحات 26-48

    مطالعه محلات فرودست شهری سنندج به مثابه بخشی از فضا های شهری می باشند که در طی یک فرایند تولید و تفکیک فضایی به شکل ویژه ای برساخت یافته اند. به طور کلی، آنچه مشخصا مفروضه این پژوهش را تشکیل می دهد، تولید فضای اجتماعی از طریق سیاست های فضایی ناکارآمد شهری است که کم وبیش حق به شهر شهروندان را با چالش مواجه نموده است. برای گردآوی داده ها از روش اتنوگرافی نهادی استفاده شده است، بر این اساس، با 36 نفر از ساکنان محله های مورد پژوهش شهر سنندج مصاحبه شده است و سعی بر آن بوده که تم ها و مقولات بنیادی ای در پیوند با سیاست های فضایی و حق به شهر استخراج گردند. نتایج پژوهش نشان می دهد که نمودهای فضایی سیاست گذاری شهری از جمله عدم سیالیت فضایی، عدم مرکزیت فضایی ، نبود خودگردانی فضایی و.. حق به شهر شهروندان را ضایع نموده و عدالت فضایی را با مسئله مواجه می نمایند. این نابرابری های فضایی و تداوم پایمال شدن حق به شهر شهروندان و کاربران فضاهای محلات طرد شده ضرورت بازنگری در سیاست های مزبور و ارایه ی سیاست های جایگزین را ایجاب می کند. سیاست هایی که با اتکا به حق به شهر شهروندان و حق سکونت گاه آنان، از تقلیل کلیت و یکپارچگی شهری به ماکت و فضایی انتزاعی برای کنترل و ابژه سازی شهروندان جلوگیری نماید و فرایند تولید فضای شهری در راستای تحقق عدالت فضایی را در پیش گیرد.

    کلیدواژگان: سیاست های فضایی، حق به شهر، اتنوگرافی نهادی، محله های فرودست شهری، عدالت فضایی
  • محسن آرامش پور، مجید موحد*، جواد نعمتی صفحات 49-69
    تحقیق حاضر با هدف کاوش فرایندهای اجتماعی ورزش بدنسازی در بین مردان جوان شهر شیراز انجام شده است. در این تحقیق از نظریه زمینه ای استفاده شده است. 15 نفر به عنوان مشارکت کننده در پژوهش حاضر مشارکت داشتند. داده ها از طریق مصاحبه عمیق به دست آمده است. مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری در خصوص مقولات مختلف مورد مصاحبه، ادامه پیدا کردند. تحلیل داده ها با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. نتیجه تحلیل داده ها، دستیابی به پنج مقوله محوری و یک مقوله هسته بوده است. مقولات محوری عبارت اند از: دغدغه های ذهنی و نارضایتی از بدن خود، کسب قدرت و منزلت، عرضه و نمایش خود، رشد فرهنگ مصرفی و فشار تقاضا از سوی جنس مخالف. مقوله هسته نیز عبارت است از بازاندیشی مدرن در مدیریت بدن و خودنمایی بدنی. همچنین یافته ها نشان دادند که بستر و منابعی مانند شرایط و وضعیت منزلتی، شرایط و وضعیت طبقاتی و شرایط و وضعیت خانوادگی در کنار شرایطی از قبیل کسب قدرت و نفوذ اجتماعی و مقبولیت، تمایز و پایگاه خود با دیگران، پذیرش اجتماعی بالاتر در جامعه، خود برتری جویی، فشار هنجاری اطرافیان، کسب منزلت نزد جنس مخالف و تقاضای ها و جذابیت های بدنی جنس مخالف پیوند چند جانبه ای با مقوله هسته پژوهش دارند. همچنین مشارکت کنندگان پژوهش نسبت به پدیده هسته پژوهش واکنش های متعددی داشته اند که از جمله می توان به دو واکنش مقایسه ظاهر با دیگران و دل نگرانی مربوط به ظاهر اشاره کرد.
    کلیدواژگان: مدیریت بدن، مصرف نمایشی، خودنمایی، مردان بدنساز، بدنسازی
  • پرنیا رضی پور*، علی رحمانی فیروزجاه، فرح ترکمان صفحات 70-85

    سینمای کمدی در ایران تاریخچه ای طولانی و مخاطبانی بسیار دارد. نگاهی به لیست پرفروش ترین فیلم های تاریخ سینمای ایران نشان می دهد که این ژانر سینمایی همواره با استقبال گسترده اقشار اجتماعی گوناگون روبرو بوده است و جذابیت ویژه ای برای ذایقه هنری مخاطبان مختلف داشته است. مطالعات برون آکادمیک و نقدهای ژورنالیستی بسیاری درباره این فیلم ها انجام گرفته، اما فقدان مطالعات جامعه شناختی در این حوزه به طرزی نخ نما مشهود و محسوس است. هدف این پژوهش از مطالعه جامعه شناختی سینمای کمدی ایران، و به طور مشخص فیلم تگزاس، پاسخ به پرسش هایی از این دست است که این ژانر سینمایی غالبا از چه شگردها و تمهیداتی برای جذب مخاطب استفاده می کند و عمدتا کدام نوع مسایل اجتماعی را بازنمایی می کند؟ رویکرد پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی است و از روش تحلیل محتوای کیفی برای تجزیه و تحلیل فیلم استفاده کرده است. نتایج تحلیل نشان می دهد که  در این فیلم بیشتر از عناصر کلیشه ای و مقوله ناهماهنگی برای جذب مخاطب بهره گرفته شده است و معیار انتخاب و بازنمایی مسایل اجتماعی بر اساس عرف عام بوده است.

    کلیدواژگان: ژانر کمدی، ذایقه مخاطب، تحلیل محتوا، عرف عام، کایشه، شگرد
  • سجاد بهمنی*، حسین ملتفت صفحات 86-114
    این مطالعه کیفی، با هدف فهم فرایند شکل گیری تجربه حاشیه نشینی در محلات حاشیه نشین شهر اهواز به انجام رسیده است. جمعیت شهری اهواز بر مبنای سرشماری1395 بالغ بر 1184788 نفر است که از این تعداد نزدیک به 400 هزار نفر در سیزده محله حاشیه نشین زندگی می کنند. روش مورد استفاده در این پژوهش، نظریه داده بنیاد به عنوان یکی از روش های اصلی پژوهش کیفی است. داده های این پژوهش از طریق مصاحبه عمیق و شیوه نمونه گیری هدفمند - نظری با چهل و دو نفر از ذینفعان مرتبط با حاشیه نشینی گردآوری و جهت تحلیل داده ها از پنج شیوه کدگذاری باز و تشخیص مفاهیم، توسعه مفاهیم در جهت ابعاد و ویژگی ها، تحلیل داده ها برای زمینه، وارد نمودن فرایند به تحلیل و یکپارچه سازی مقولات استفاده گردید. بعد از کدگذاری، نه مقوله اصلی از داده ها پدیدار شد که هر یک از مقوله ها به صورت کامل با استناد به متن مصاحبه ها مورد تحلیل قرار گرفته اند. پاردایم ظهوریافته شامل سه بعد شرایط، کنش- تعامل ها و پیامدها است که بر مبنای نتایج پژوهش در بعد شرایط شامل (رخدادهای پربسامد اقلیمی، تجربه مستقیم جنگ، رونق نفتی، ابرمداخلات اصلاحات ارضی و سرکوب عشایر، فرصت های محدود تحرک روستایی) و در بعد کنش-تعامل (شهرخواهی آرمان گرایانه، مهاجرت به مثابه گریز از بن بن بست)، و در بعد پیامدها (اسکان شهری نامطلوب، اشتغال در اقتصاد غیررسمی) است که حول یک مقوله هسته به نام (مهاجرت امیدوارانه، تقلای زندگی بهتر) شکل گرفته اند
    کلیدواژگان: تجربه حاشیه نشینی، روش نظریه داده بنیاد، محلات حاشیه نشین، اهواز
  • جمال محمدی، حسین دانش مهر*، پرویز سبحانی صفحات 115-141

    اینستاگرام یکی از شبکه های اجتماعی است که بستری قوی برای نمایش خود واقعی و ایده آل فراهم کرده است. محبوبیت اینستاگرام تا حدی به خاطر تصویر محور بودن آن است و این که به راحتی می توان تصاویر را به اشتراک گذاشت و متناسب با بازخوردی که از مخاطبان در قالب کامنت گذاری می گیریم، تغییرات لازم را در خود ایجاد می کنیم. این پژوهش با استناد به نظریه نمایش گافمن، الگوی بازنمایی فرهنگی گیدنز، و آرای نظریه پردازانی چون ترنر و شیلینگ سعی در تحلیل شیوه ها و گونه های مصرف ایماژ بدن در شبکه اجتماعی اینستاگرام دارد. همچنین از رویکرد کیفی و مشخصا تحلیل روایت برای مصاحبه عمیق با 16 نفر از شهروندان سنندجی (11 نفر دختر و 5 نفر پسر) که بنا بر بررسی های به عمل آمده بیشترین فعالیت را در شبکه اینستاگرام داشته اند، استفاده شده است. نحوه انتخاب این افراد براساس روش نمونه گیری گلوله برفی است. بدین ترتیب که یکی از پژوهشگران نیز با توجه به حضور طولانی مدتی که در این شبکه اجتماعی داشته، به خوانش محتوا و تحلیل مطالب و تصاویر به اشتراک گذاشته شده اقدام نموده است. نتایج حاکی از آن است که تعداد 10 مقوله ی فرعی ذیل 5 مقوله ی اصلی الگوهای غالب مصرف ایماژ بدن در فضای اینستاگرام هستند: الگوهای تعاملی (بازاندیشی زندگی اجتماعی، مدیریت تاثیرگذاری)، نمادین (الگوسازی و الگوبرداری، تجسم و بازنمایی فرهنگ)، نمایشی (نمود و ارایه خود در زندگی اجتماعی و اغواگری)، سلیقه ای (ساخت بازاندیشانه خود و جذب فالوور) و فراغتی (پیج گردی و گذران وقت و بازاریابی).

    کلیدواژگان: مصرف، ایماژ، بدن، اینستاگرام، نمایش
|
  • Mohammad Darkesh *, Sara Esterki Pages 1-25

    < p >More than four decades have passed since the preparation and implementation of urban plans for the purpose of organizing the urban space, despite all the measures taken, evaluations show that these plans have failed to achieve their goals. One of the main problems of urban plans is the lack of attention to the issue of citizens'' rights. The right to the city is a human right that includes the city belonging to the citizens and their participation in urban affairs. Belonging to the city is possible by moving in the city, being in it, feeling calm and having suitable spaces for yourself. The purpose of this article is to study the pathology of urban plans from the perspective of the right to the city. In this research, a qualitative method has been used to achieve the main objectives. In order to collect data, interview and observation techniques were used and data analysis was performed by thematic analysis. The authors conducted in-depth interviews with twenty people. The results of this study show that the two projects implemented in Beryank neighborhood, not only have no proportion to the components of the right to the city, but are based on policies of dispossession, in which under the pretext of providing public services and renovation take the land out of the hands of the local community and reintegrate it into a more valuable market space.

    Keywords: City, right to city, urban poor, urban decay, Renovation
  • Masod Binandeh *, Jahingir Mahmoodi, Ali Sanaee Pages 26-48

    The study of the urban suburbs of Sanandaj as part of urban spaces that have been specially constructed during a process of production and spatial separation. In general, what specifically constitutes the premise of this study is the production of social space through inefficient urban spatial policies that have more or less challenged citizens' right to a city. Institutional ethnography method has been used to collect data. Accordingly, 5 residents of the studied neighborhoods of Sanandaj have been interviewed and an attempt has been made to extract fundamental themes and categories in relation to spatial policies and the right to the city. The results of the research show that the spatial manifestations of urban policy-making, including lack of spatial fluidity, lack of spatial centrality, lack of spatial self-government, etc., deprive citizens of their right to the city and pose a problem for spatial justice. These spatial inequalities and the continuing violation of the right to the city of citizens and users of spaces in excluded neighborhoods necessitate a review of these policies and the introduction of alternative policies. Policies that, by relying on the right of citizens to the city and their right of residence, prevent the reduction of totality and urban integration to a model and abstract space for control and objectification of citizens and the process of urban space production in order to achieve spatial justice.

    Keywords: spatialpolicies, institutionalethnography, spatialjustice, Right to the city
  • Mohsen Arameshpoor, Majid Movahed *, Javad Neamati Pages 49-69
    The current research aimed at investigating the social process of body management among young men at body building gyms. This study employed grounded theory. The thirteen participants who took part in the present study were attending some gyms in Shiraz, Iran. Depth interviews were used to collect the required data. The interviews were conducted until data saturation concerning various aspects of the study happened. Then the data was analyzed through open-coding, axial coding and selective coding. The results showed five axial categories and one core category. The axial categories included: mental obsessions, dissatisfaction with one’s body, gaining power and prestige, the spread of the consumerism culture and the high demand from the opposite gender. The only core category was related to modern reflexivity of body management and revealing. Moreover, the results indicated that background and some factors like social status, social class and family conditions coupled with gaining power, social influence, social credibility, distinguishing oneself from others, more social acceptability, more selfishness, normative pressures from others, earning status from the opposite gender, and the demands and attractions of the opposite gender have multiple connections with the core category of the study.
    Keywords: Body, Body management, Demonstrative consumption, Flashiness, Bodybuilding Men
  • Parnya Razypur *, Ali Firuzjah, Farah Torkman Pages 70-85

    Irony Movies and comedy are a popular part of Iranian cinema. A review of the best-selling films in the history of Iranian cinema also reveals the comedic appeal of the various social spectrum. Although journalistic critiques have been made for reviewing various comedy films, there is still a lack of sociological studies in this area. This study aims to address the sociological study of Texas comedy film: How do Texas film makers use audiences? What are the social issues this film addresses? The present study is descriptive-analytical and has used qualitative content analysis method for film analysis. The results of this study show that the film uses more elements of stereotypes and dissonance to attract audiences.

    Keywords: sociological survey, Content Analysis, Texas Film, Irony, Comedy
  • Sajad Bahmani *, Hossain Moltafet Pages 86-114
    This qualitative study was conducted to understand the process of forming a slum experience in the suburbs of Ahvaz. The urban population of Ahvaz according to the Census of 1395 is 118,4788, out of which nearly 400,000 live in thirteen slums. Of course, these neighborhoods have different facilities, some of which are similar to other non-suburban areas. The method used in this research is the theory of data base as one of the main methods of qualitative research. The data of this study were collected through in-depth interviews and theoretical purposeful sampling with forty-two stakeholders related to marginalization and to analyze data from five open coding and conceptualization methods, developing concepts in dimensions and Attributes, data analysis was used to contextualize, incorporate the process into the analysis and integration of categories. After coding, nine main categories of data emerged, each of which was thoroughly analyzed using the text of the interviews. The emerging paradigm consists of three dimensions of conditions, action-interactions, and outcomes, which are based on the results of conditions research (high-frequency climatic events, direct experience of war, oil boom, land reform and nomad suppression, limited mobility opportunities, and rural mobility). In the dimension of action-interaction (idealistic urbanism, migration as a way out of deadlock), and in the consequences around a core category Are formed.
    Keywords: slum Experience, Grounthed theory research, Ahvaz, slum
  • Jamal Mohamadi, Hossein Daneshmehr *, Parviz Sobhani Pages 115-141

    Instagram is one of the most important social networks that has provided an attractive space for self-representation and virtual interaction. The attractiveness of this social network is somehow due to the diversity and exchangeability of images, photos and signs which are frequently commented by millions of users. This research is about to interpret the Instagram users’ narratives of body images, through relying on three theories: the theory of self-representation (Goffman), cultural representation (Giddens), and somatic society (Turner & Shilling). The main question is how users read and consume body image in Instagram? We have used narrative interview to gain the stories users make about their experiences of being and searching in Instagram. The sample is selected among users in Sanandaj city by way of snowball sampling method (16 case: 11 male, 5 female). The findings show that users’ reading and consumption of body images can be categorized into five main categories or patterns: interactional, symbolic, representational, taste oriented and leisure oriented. The first implies users’ attempts to reflect their social life and manage impressions on others; the second category is about embodiment and imitating the dominant body images; the third means that users usually tend to be seduced and like to be immersed in images; the fourth implies finding the desired followers; and the fifth is about how to spend free time.

    Keywords: consumption, images, Instagram, embodiment