فهرست مطالب

  • سال ششم شماره 4 (زمستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1400/02/04
  • تعداد عناوین: 8
|
  • محمد ملکوتیان، مهدی قربانیان، نیما فیروزه، سیده نسترن اسدزاده* صفحات 1-14
    مقدمه و هدف

    کلروفنل ازجمله آلاینده های سمی و خطرناک در پساب و فاضلاب های صنعتی است که حذف آن از فاضلاب صنعتی و آب زیرزمینی مشکلی جدی محسوب می شود. هدف از این مطالعه بررسی کارایی میزان تجزیه پذیری 4-کلروفنل با استفاده از فرایند microwave/Na2S2O8/ Fe2+ است.

    روش کار

    در مطالعه حاضر که از نوع مداخله ای شبه تجربی است، اثر متغیرها شامل غلظت اولیه آلاینده (5-0/5میلی مولار)، زمان تماس (30-0 دقیقه)، pH (3-11)، غلظت پرسولفات (80- 8 میلی مولار)، غلظت آهن دوظرفیتی (0/1-0/01 میلی مولار) و توان انرژی (600-180 وات) روی حذف 4-کلروفنل در یک مایکروویو اصلاح شده خانگی بررسی شد. غلظت 4-کلروفنل باقی مانده با استفاده از دستگاه اسپکتروفتومتر در طول موج 280 نانومتر اندازه گیری شد. میزان معدنی سازی در شرایط بهینه از طریق سنجش میزان حذف TOC طبق روش استاندارد B 5310 اندازه گیری شد. مدل های سینتکی فرایند نیز بررسی شد.

    یافته ها: 

    در این مطالعه، بازده بهینه حذف 4-کلروفنل با فرایند microwave/Na2S2O8/ Fe2+در غلظت سدیم پرسولفات 60 میلی مولار، 11= pH، غلظت اولیه 4-کلروفنل 0/5 میلی مولار و حضور اشعه مایکروویو با قدرت 600 وات در زمان تماس 30 دقیقه 91/38 درصد به دست آمد. علاوه براین، در شرایط بهینه 77 درصد از کل کربن آلی حذف شد. داده ها از مدل سینتیکی درجه اول کاذب تبعیت می کردند.

    نتیجه گیری:

     فرایند MW/Na2S2O8/ Fe2+ با درنظرداشتن اهداف تصفیه و استانداردهای موجود برای تخلیه پساب، می توانند به عنوان پس تصفیه یا تصفیه نهایی پساب به کار گرفته شوند.

    کلیدواژگان: آهن (II)، 4-کلروفنل، رادیکال سولفات، مایکروویو
  • جمشید بهمئی*، پیام شجاعی، محمدسعید عباس زاده، محمدتقی محمدپور صفحات 15-27
    مقدمه و هدف

    اعتباربخشی فرایندی است که طی آن به صورت سامانمند و توسط یک موسسه خارجی، اعتبار یک سازمان بر اساس شاخص های فرایندی، پیامدی و ساختاری سنجیده و ارزیابی می شود. هدف از این مطالعه پی بردن به چالش های موثر در فرایند اجرای اعتباربخشی و رسیدن به یک مدل جامع برای بهبود و ارتقای فرایند اعتباربخشی است.

    روش کار

    این مطالعه در دو مرحله انجام شد. در مرحله اول مطالعه، برای شناسایی چالش های تاثیرگذار بر اجرای اعتباربخشی بیمارستانی در ایران از مرور مطالعات استفاده شد. در مرحله دوم، به منظور تشخیص مهم ترین چالش های موثر بر اجرای اعتباربخشی، از روش روایی محتوا استفاده شد. در ادامه به منظور بررسی روابط بین عوامل و همچنین تعیین تاثیرگذارترین و تاثیرپذیرترین متغیر ها از تکنیک کمی مدل سازی ساختاری تفسیری استفاده شد.

    یافته ها: 

    متغیرهای نبود زیرساخت های لازم، محدودیت منابع و سرمایه، درنظرنگرفتن بودجه مناسب برای اجرای برنامه اعتباربخشی، کمبود پرستار، کارکنان بالینی و سایر کارکنان و تناسب نداشتن بعضی از استانداردها با شرایط ملی و استانی با قدرت نفوذ 11 و وابستگی 4 بیشترین تاثیرگذاری و متغیرهای چالش در میزان استقلال، بی طرفی، قضاوت های شخصی، اختلاف سلیقه ارزیابان و ضعف ارتباط میان بیمار و تیم پزشکی با قدرت نفوذ 1 کمترین تاثیرگذاری را بر چالش های موثر بر اجرای اعتباربخشی بیمارستانی داشتند.

    نتیجه گیری: 

    اجرای موثرتر اعتباربخشی نیازمند یافتن عوامل اصلی و اثرگذار و برقراری ارتباط بین آن هاست تا بتوان چارچوب مشخصی را برای تعیین بهترین سیاست ها به منظور کنترل و مدیریت آن و درنهایت جلوگیری از اتلاف منابع بخش سلامت فراهم کرد. این پژوهش شناختی جدید از چالش های موثر بر اجرای اعتباربخشی ارایه داده است که موجب تشخیص اولویت های اقدام در تصمیم گیری و سیاست گذاری می شود.

    کلیدواژگان: استانداردها، ارزشیابی، اعتباربخشی، چالش ها، مدیریت بیمارستان
  • محمد دشتی، رجبعلی حکم آبادی* صفحات 28-39
    مقدمه و هدف

    حوادث ترافیکی و تلفات ناشی از آن یکی از چالش های کنونی جوامع انسانی است که سلامت انسان ها را به خطر انداخته و هزینه های اقتصادی بی شماری بر اقتصاد کشورها تحمیل کرده است. شناسایی علل و عوامل روانی موثر در بروز یا شدت وقوع حوادث ترافیکی بسیار مهم است؛ بنابراین، هدف این مطالعه بررسی عوامل رفتار ترافیکی در بروز تصادفات در رانندگان شهرستان آذرشهر در سال 1398 بود.

    روش کار

    مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی-مقطعی است که روی 260 نفر از رانندگان شهرستان آذرشهر انجام شد. روش نمونه گیری به صورت تصادفی ساده بود. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه استاندارد رفتار رانندگی DBQ استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 18و آمار توصیفی و آزمون پیرسون بررسی و تجزیه وتحلیل شدند.

    یافته ها: 

    میانگین سن شرکت کنندگان 9/59±35/32 سال، سابقه رانندگی 7/98±10/94 سال و مدت زمان رانندگی روزانه 2/69±3/19 ساعت بود. نتایج مطالعه نشان داد لغزش ها بیشترین سهم را در بروز تصادفات در رفتار رانندگان داشته است، به طوری که میانگین نمره لغزش ها، تخلفات عمدی، اشتباهات و تخلفات غیرعمدی به ترتیب 1/42، 1/18، 1/03 و 1/07 به دست آمد. تعداد تصادفات با جنس، سن، میزان تحصیلات، نوع خودرو، مدت زمان رانندگی و محل سکونت ارتباط معناداری داشت (0/05 <p).

    نتیجه گیری:

     نتایج این مطالعه نشان داد عواملی ازجمله جنسیت، سن، تحصیلات و مدت زمان رانندگی در بروز تصادفات رانندگی شهرستان آذرشهر نقش بسزایی دارند؛ بنابراین، برگزاری برنامه های آموزشی با هدف تغییر رفتار و نگرش رانندگان ضروری به نظر می رسد.

    کلیدواژگان: پرسشنامه DBQ، حوادث ترافیکی، رفتار رانندگان
  • نیره پورملائی*، علی محمدی، ادریس بذرافشان، مرتضی اسماعیل نژاد، اکرم الملوک لاهیجانیان صفحات 40-50
    مقدمه و هدف

    طی دهه گذشته، جامعه علمی متوجه تاثیرات مهم گردوغبار موجود در هوا بر آب وهوا، سلامت انسان، محیط زیست و بخش های مختلف اقتصادی اجتماعی شده است. رابطه بین غلظت گردوغبار و سلامت انسان ها یک رابطه معکوس است، به طوری که با افزایش غلظت گردوغبار بر تعداد مبتلایان به بیمارهای قلبی و تنفسی افزوده و سلامت انسان به طوری جدی تهدید می شود. یکی از بلایای طبیعی که شهرستان زابل را به دلیل موقعیت جغرافیایی و نزدیکی آن با بستر خشک تالاب هامون تحت تاثیر قرار می دهد، پدیده نامطلوب طوفان های گردوغباری است. هدف اصلی این پژوهش بررسی تغییرات زمانی غلظت گردوغبار در دوره 10 ساله در شهرستان زابل است.

    روش کار

    به منظور بررسی آلودگی هوا در شهر زابل غلظت ذرات گردوغبار (PM10) در دوره زمانی 10 ساله از سال 1389 تا 1398 با استفاده از دستگاه های ثابت سنجش آلودگی هوا اندازه گیری شد. تمام داده ها به صورت متوسط روزانه و سالانه مرتب و تغییرات آن در این بازه زمانی بررسی شد. به منظور بررسی تغییرات کیفی هوا، داده های مدنظر بر اساس شاخص های استاندارد کیفیت هوا AQI محاسبه و تجزیه وتحلیل شدند.

    یافته ها: 

    طی دوره مطالعه، میانگین غلظت سالانه PM10 از سال 1389 تا 1398 به ترتیب 405، 425، 451، 659، 532، 152، 222، 196، 170 و 67 میکروگرم بر مترمکعب بوده است. بیشترین مقدار غلظت ذرات مربوط به فصل تابستان 1395 با متوسط 4932 میکروگرم بر مترمکعب تعیین شد که به دلیل وقوع طوفان های 120 روزه و بستر خشک تالاب هامون و انتقال ذرات گردوغبار اتفاق می افتد.

    نتیجه گیری:

     بر اساس استاندارد، غلظت ذرات معلق PM10 نباید از 150 میکروگرم بر مترمکعب تجاوز کند. این در حالی است که این مقدار طی دوره 10 ساله چندین برابر حد استاندارد بوده و در بیشترین مقدار اندازه گیری شده به 33 برابر حد استاندارد رسیده است.

    کلیدواژگان: AQI، ذرات PM10، شهرستان زابل، گردوغبار
  • زینب طباطبایی، محمدعلی بقاپور*، محمد حسینی، نرگس شمس الدینی صفحات 51-62
    مقدمه و هدف

    غلظت برخی از آلاینده ها اغلب در محیط های داخلی بیشتر از محیط های بیرونی تشخیص داده شده است؛ بنابراین، آلودگی هوای خانگی در حال حاضر به عنوان یکی از مهم ترین نگرانی های سلامت عمومی در سراسر جهان در نظر گرفته می شود. مطالعه حاضر با هدف اندازه گیری غلظت آلاینده های بنزن، تولوین، اتیل بنزن و زایلن در هوای منازل شهر خشت در استان فارس و ارزیابی خطر سرطان زایی و غیر سرطان زایی این ترکیبات در هوای تنفسی زنان خانه دار طراحی شد.

    روش کار

    در این مطالعه، از هوای 30 منزل در شهر خشت نمونه گرفته شد. نمونه های هوا برای اندازه گیری ترکیبات BTEX بر اساس روش شماره 1501 NIOSH جمع آوری و با دستگاه GC-FID اندازه گیری شد. خطر سرطان زایی و غیر سرطان زایی این ترکیبات در هوای تنفسی زنان خانه دار طول یک سال محاسبه شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آزمون های همبستگی اسپیرمن و من وینتی و نرم افزار SPSS نسخه 23 با سطح اطمینان 95 درصد انجام شد.

    یافته ها:

     نتایج نشان داد غلظت بنزن، تولوین و زایلن به ترتیب 1/76-0/06، 0/96-0/1 و 0/97-0/01 میکروگرم در مترمکعب بود. مقادیر اتیل بنزن در تمامی نمونه ها کمتر از حد تشخیص دستگاه گزارش شد. رابطه خطی و مثبت معناداری بین غلظت بنزن و تولوین مشاهده شد (0/05 <p). خطر افزایش سرطان محاسبه شده در طول یک سال (ILCR) برای بنزن در تمام نمونه ها کمتر از حد استاندارد (6-10×1) توصیه شده توسط آژانس حفاظت از محیط زیست ایالات متحده (EPA) و سازمان بهداشت جهانی گزارش شد. همچنین میزان ضریب خطر (HQ) محاسبه شده به منظور ارزیابی خطرات غیر سرطان زایی برای بنزن، تولوین و زایلن کمتر از یک گزارش شد.

    نتیجه گیری: 

    با توجه به اینکه سازمان بهداشت جهانی هیچ محدوده امنی برای مواجهه با بنزن، به خصوص در هوای داخلی که افراد مدت زمان بیشتری را سپری می کنند، در نظر نگرفته است، درنتیجه غلظت ناچیز این آلاینده در محیط های داخلی نیز برای سلامتی افراد به خصوص زنان خانه دار نگران کننده است؛ بنابراین، به منظور کاهش غلظت این آلاینده و سایر ترکیبات BTEX، کاهش یا حذف آن دسته از فعالیت های انسانی که ترکیبات BTEX آزاد می کنند و همچنین استفاده از روش های تهویه مناسب توصیه می شود.

    کلیدواژگان: آلودگی هوای داخلی، ارزیابی خطر، ترکیبات آلی فرار، ترکیبات BTEX
  • سیما جلالی*، ساره شاکریان صفحات 63-74
    مقدمه و هدف

    هوش هیجانی نقش مهمی در تعیین عملکرد سازمانی به خصوص در سازمان هایی مانند حوزه سلامت ایفا می کند که هیجانات و فعالیت های فیزیکی زیادی دارند. هوش هیجانی به عنوان مهارت مبتنی بر توانایی با امکان آموزش در شایستگی های خاص سبب توسعه و ارتقای عملکرد کارکنان می شود. مطالعه حاضر در همین راستا و با هدف بررسی تاثیر هوش هیجانی بر کیفیت خدمات ارایه شده در مراقبان سلامت در سال 1398 انجام شد.

    روش کار

    پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی همبستگی است که در مناطق تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1398 روی 500 نمونه پژوهش انجام شد که با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی ساده انتخاب شده بودند. به منظور گردآوری داده ها از دو پرسش نامه معتبر هوش هیجانی Schering و Servqual استفاده شد. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی، تحلیل واریانس دوطرفه، تحلیل همبستگی و رگرسیون با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 25 استفاده شد.

    یافته ها: 

    نتایج مطالعه رابطه مثبت و معناداری را بین هوش هیجانی و کیفیت خدمات 0/45 (0/001=p) و نیز ابعاد هوش هیجانی مراقبان سلامت و ابعاد کیفیت خدمات بهداشتی درمانی از دیدگاه مراجعان به پایگاه های سلامت نشان داد. نتایج رگرسیون نیز نشان داد 20 درصد از تغییرات متغیر کیفیت خدمات بر اساس هوش هیجانی مراقبان سلامت قابل توضیح است. تحلیل واریانس دوطرفه اثر تعاملی سن و سابقه را بر میزان هوش هیجانی معنی دار نشان داد.

    نتیجه گیری: 

    نتایج حاکی از ارتباط مثبت و معنی دار دو متغیر است. با توجه به اهمیت کیفیت ارایه خدمات در نظام سلامت که تاثیرگذاری وسیعی در کل ابعاد زندگی شخصی و اجتماعی دارد، توجه و آموزش ابعاد هوش هیجانی ارایه دهندگان خدمات سلامت می تواند سبب ارتقای کیفیت ارایه خدمات شود.

    کلیدواژگان: کیفیت ارائه خدمات، مراقبان سلامت، هوش هیجانی
  • سعیده شیخ اسدی، عشرت کریمی افشار* صفحات 75-85
    مقدمه و هدف

    با توجه به اهمیت روزافزون صلاحیت کارکنان امور مراقبتی و درمانی ازجمله کارکنان شبکه بهداشت، هدف مطالعه حاضر بررسی رابطه سخت رویی با خودکارآمدی و استرس شغلی در کارکنان شبکه بهداشت شهر بافت بود.

    روش کار

    در این پژوهش توصیفی-همبستگی که به صورت مقطعی در سال 1398 انجام شد، 255 نفر از کارکنان شاغل در شبکه بهداشت شهر بافت از طریق نمونه گیری تصادفی انتخاب و وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری پرسش نامه های استاندارد سخت رویی کوباسا و همکاران (1981)، خودکارآمدی عمومی (GSES) و استرس شغلی فیلیپ ال رایس (1992) بود. در تحلیل آماری از آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و معادلات ساختاری با نرم افزار SPSS نسخه 22 و LISREL نسخه 8/8 بهره گرفته شد.

    یافته ها:

     نتایج نشان داد سخت رویی (0/186) و مولفه های آن شامل تعهد (0/48)، کنترل (0/37) و چالش (0/42) می توانند تاثیر مثبت و معناداری بر خودکارآمدی داشته باشند. همچنین رابطه معکوس سخت رویی (0/143-) و مولفه های آن شامل تعهد (0/39-)، کنترل (0/31-) و چالش (0/34-) با استرس شغلی نشان داده شد.

    نتیجه گیری: 

    سخت رویی و مولفه های آن می توانند خودکارآمدی و استرس شغلی را پیش بینی کنند و به ترتیب در افزایش و کاهش آن موثر باشند؛ بنابراین، پیشنهاد می شود با گذاشتن دوره های آموزش سخت رویی به عنوان یک ویژگی شخصیتی-اکتسابی، موجب عملکرد بهتر و بیشتر کارکنان شبکه بهداشت شد.

    کلیدواژگان: استرس شغلی، خود کارآمدی، سخت رویی، کارکنان شبکه بهداشت
  • یلدا هاشم پور، فاطمه مرتضی زاده* صفحات 86-97
    مقدمه و هدف

    سیستم لوله کشی فاضلاب بیمارستان و سیستم های تهویه می تواند مسیرهای احتمالی انتقال عوامل عفونی ازجمله کروناویروس ها باشد. هدف این مطالعه مرور مطالعات انجام شده به منظور تعیین مکانیسم و امکان انتقال کروناویروس ها از طریق سیستم های تهویه و لوله کشی شبکه فاضلاب در بیمارستان هاست.

    روش کار

    در این مطالعه مروری تمام مقالات چاپ شده از سال 2000 تا سپتامبر 2020 به زبان انگلیسی در زمینه امکان انتقال کروناویروس ها ازجمله SARS-CoV-2 از طریق سیستم های تهویه و لوله کشی شبکه فاضلاب در بیمارستان ها بررسی شدند. این مقالات از طریق جست وجو در پایگاه های اطلاعاتی Google Scholar، Science Direct و PubMed با استفاده از کلیدواژه هایی نظیر Coronavirus، SARS-CoV-2، COVID-19، Ventilation systems، Wastewater Plumbing systems به دست آمدند.

    یافته ها: 

    کروناویروس ها ممکن است از طریق چندین منبع مانند شستن دست، خلط، استفراغ و مدفوع به فاضلاب وارد شوند. در صورت عدم نگهداری مناسب و بدون نظارت مداوم، بررسی، اجرا و به روزرسانی استانداردها و شیوه های ساختمان، سیستمم های لوله کشی نامناسب و فاضلاب می توانند به گسترش سارس و برخی بیماری های عفونی دیگر ادامه دهند. علاوه براین، عواملی چون تهویه ضعیف و گردش مجدد هوا امکان گسترش ویروس ها را به داخل ساختمان افزایش می دهند.

    نتیجه گیری: 

    این مطالعه نشان داد سیستم لوله کشی روش رایج انتقال ویروس ها نیست و شایع ترین راه انتقال، قطرات تنفسی است؛ بنابراین، حفظ فاصله اجتماعی و رعایت بهداشت فردی از موثرترین راه های جلوگیری از انتقال کروناویروس هاست.

    کلیدواژگان: سیستم های تهویه، سیستم های لوله کشی فاضلاب، کروناویروس ها
|
  • Mohammad Malakootian, Mehdi Ghorbanian, Nima Firouzeh, Nastaran Asadzadeh* Pages 1-14
    Introduction and purpose

      Chlorophenol is one of the most dangerous and toxic pollutants in industrial effluents and wastewater. The removal of this material from groundwater and surface water is considered a serious problem. This study aimed to evaluate the degradability of 4-Chlorophenol using microwave / Na2S2O8 / Fe2+ process.

    Methods

    In this quasi-experimental study, the effects of variables, including initial pollutant concentration (0.5-5 mM), contact time (0-30 min), pH (3-11), persulfate concentration (8-80 mM), a dosage of Fe2+ (0.01-0.1 mM), and power output (180-600 W) were investigated on the removal of 4-chlorophenol in a modified domestic microwave. The residual 4-chlorophenol concentration was then measured using a spectrophotometer at 280 nm. The mineralization rate at optimum conditions was determined by assessing the total organic carbon (TOC) removal rate according to the B 5310 standard. Moreover, kinetic models of the process were investigated.

    Results

    In this study, the optimum removal efficiency of 4-chlorophenol by microwave / Na2S2O8 / Fe2+ process was obtained at 91.38% at 60 mM sodium persulfate concentration, pH = 11, 0.5 mM initial concentration of 4-chlorophenol, and the presence of 600 W microwave radiation at 30 min exposure. In addition, it was revealed that 77% of TOC was removed at optimum conditions. The data followed the pseudo-first-order kinetic model.

    Conclusion

     The MW / Na2S2O8 / Fe2+ process can be used as a post-treatment or final treatment of effluent considering the treatment objectives and existing standards for effluent discharge.

    Keywords: 4-Chlorophenol, Iron (II), Microwave, Sulfate radical
  • Jamshid Bahmaei*, Payam Shojaei, Mohammadsaeid Abbaszadeh, Mohammadtaghi Mohammadpour Pages 15-27
    Introduction and purpose

    Accreditation is a process in which a foreign institution systematically measures and evaluates the credibility of an organization in terms of process, outcome, and structural indicators. This study aimed to identify the effective challenges in the implementation of the accreditation process and achieve a comprehensive model to improve and enhance the accreditation process.

    Methods

    This study was performed in two stages. In the first stage, a review of studies was conducted to identify the challenges affecting the implementation of hospital accreditation in Iran. In the second stage, the content validity method was used to recognize the most important challenges affecting the implementation of accreditation. Subsequently, to investigate the relationships among factors and determine the most effective and impressionable variables, quantitative interpretive structural modeling technique was used.

    Results

    The most effective variables with a driving power of 11 and dependence power of 4 were found to be the lack of necessary infrastructure, nurses, clinical staff, and other personnel; limited resources and capital; not considering the appropriate budget for the implementation of the accreditation program; and non-compliance of some standards with national and provincial conditions. On the other hand, the least influential variables on challenges affecting the implementation of hospital accreditation with a driving power of 1 were reported to be the challenge in the degree of independence, impartiality, personal judgments, and differences of evaluatorschr('39') tastes, as well as the poor patient-medical team communication.

    Conclusion

     It is necessary to find the main and effective factors in accreditation and establish a relationship between them to achieve the more effective implementation of accreditation. Therefore, it would be possible to provide a clear framework for determining the best policies to control and manage accreditation and ultimately prevent the waste of resources in the health sector. This research provided new insights into the challenges affecting the implementation of accreditation, which identify the priorities for action in decision-making and policy-making.

    Keywords: Accreditation, Challenges, Evaluation, Hospital management, Standards
  • Mohammad Dashti, Rajabali Hokmabadi* Pages 28-39
    Introduction and purpose

    Traffic accidents and casualties are one of the current challenges of human societies endangering human health and imposing a heavy economic burden on communities. It is of utmost importance to identify the psychological causes and factors affecting the occurrence or severity of traffic accidents. Therefore, the current study aimed to assess the effects of traffic behavior on the occurrence of accidents in Azarshahr, Iran, in 2019.

    Methods

    The present descriptive cross-sectional study was performed on 260 drivers in Azarshahr who were selected via simple randomization. The instrument used for data collection was the standard Driver Behaviour Questionnaire (DBQ). Data were analyzed in  SPSS software (version 18) using descriptive statistics and Pearsonchr('39')s correlation coefficient.  

    Results

    The mean age of participants was 35.32± 9.59 years, driving history was 10.94±7.98 years, and daily driving time was 3.19±2.69 hours. The results of the present study suggested that slips had the largest share in the occurrence of accidents. The mean scores of slips, intentional violations, errors, and unintentional violations were obtained at 1.42, 1.18, 1.03, and 1.07, respectively. The number of accidents demonstrated a significant relationship with gender, age, education, type of vehicle, driving time, and place of residence (P<0.05).

    Conclusion

    As evidenced by the obtained results, some factors, such as gender, age, education, and driving time, play a significant role in the occurrence of accidents in Azarshahr. Therefore, it is necessary to hold workshops to modify driverschr('39') behaviors and attitudes.

    Keywords: DBQ questionnaire, Driver behavior, Traffic accidents
  • Nayiereh Pourmollaei*, Ali Mohammadi, Edris Bazrafshan, Morteza Ismailnejad, Akram Al Muluk Lahijanian Pages 40-50
    Introduction and purpose

    During the past decade, the scientific community has noticed the important impacts of suspended dust in the air on climate, human health, the environment, and various socio-economic sectors. The dust concentration has a negative relationship with human health so that the increase of dust concentration leads to an increase in the number of patients with heart and respiratory diseases, and human health is seriously threatened. The undesirable phenomenon of dust storms is one of the natural disasters that affect Zabol city due to its geographical location and proximity to the dried bed of Hamoon wetland. Therefore, this study aimed to investigate the temporal changes in dust concentrations over a 10-year period in Zabol city.

    Methods

    The concentration of dust particles (PM10) was measured using fixed air pollution measuring devices during a period of 10 years from 2009 to 2019. All data were recorded on a daily and annual basis and the variations during this period were examined in this study. The given data were measured and analyzed based on the air quality index in order to evaluate the air quality changes.  

    Results

    In this study, the average annual concentration of PM10 has been 405, 425, 451, 659, 532, 152, 222, 196, 170, and 67 μg/m3, respectively, from 2009 to 2019. The highest particle concentration was determined at 4932 µg/m3 in the summer of 2016, which was the result of  120-day storms, the dried bed of Hamoon wetland, and the transfer of dust particles.

    Conclusion

    According to the standard, the concentration of PM10 should not exceed 50 µg/m3; however, this value has reached several times the standard limit and 33 times the standard limit at maximum during the 10-year period.

    Keywords: Air quality index, Dust particles, PM10, Zabol city
  • Zeynab Tabatabaei, MohammadAli Baghapour*, Mohammad Hoseini, Narges Shamsedini Pages 51-62
    Introduction and purpose

    The concentration of some indoor pollutants is often recognized as higher than that in the outdoor. Accordingly, household air pollution is currently considered one of the most important public health concerns worldwide. Therefore, this study aimed to measure the concentrations of benzene, toluene, ethylbenzene, and xylenes (BTEX) pollutants in the air of houses in Khesht, Fars Province, Iran. Moreover, it was attempted to evaluate the carcinogenic and non-carcinogenic risks of these compounds in respiratory air for housewives.

    Methods

    Air samples were taken from 30 houses according to the National Institute for Occupational Safety and Health Manual of Analytical Method no. 1501 and were analyzed using the gas chromatography/flame ionization detector to measure BTEX  compounds. In addition, carcinogenic and non-carcinogenic risks of target compounds in respiratory air for housewives during one year were assessed in this study. Mann Whitney U and Spearman correlation tests were applied to analyze the data in SPSS software (version 23). A p-value less than 0.05 was considered statistically significant.

    Results

     According to the results, the benzene, toluene, and xylenes concentrations varied from 0.06 to 1.76, 0.1 to 0.96, and 0.01 to 0.97 µg / m3, respectively. Moreover, ethylbenzene levels in all samples were below the detection limit. A significant linear and positive relationship was observed between benzene and toluene concentrations (P<0.05). Furthermore, the Incremental Lifetime Cancer Risk for benzene in all samples was reported to be significantly lower than the standard (1×10-6) recommended by the US Environmental Protection Agency and the World Health Organization (WHO). Moreover, the calculated hazard quotient for benzene, toluene, and xylene was less than one in this study.

    Conclusion

    The WHO has not considered any safe restrictions on exposure to benzene, especially indoors in which people spend more time. However, even the low concentrations of these indoor pollutants are dangerous to human health, especially housewives. Therefore, in order to reduce the concentration of these pollutants and other BTEX compounds, it is recommended to reduce or eliminate those human activities that release BTEX compounds and use appropriate ventilation methods.

    Keywords: BTEX compounds, Indoor air pollution, Risk assessment, Volatile organic compounds
  • Sima Jalali*, Sareh Shakerian Pages 63-74
    Introduction and purpose

    Emotional intelligence has a crucial role in organizational performance, especially in the health domains facing high levels of emotions and challenges. Given that emotional intelligence is a skill based on competency that can be learned, it provides training in specific competencies causing the expansion and improvement of quality performance. In this regard, the present study aimed to investigate the effect of emotional intelligence on the quality of service delivery of health care providers.

    Methods

    The present descriptive-analytical study was conducted in regions supported by Tehran University of Medical Sciences, Tehran, Iran, in 2019. A total of 500 individuals (including 250 health care providers and 250 clients of the health centers) were selected using random cluster sampling. Two valid questionnaires were used for data gathering, namely Schering’s Emotional Intelligence and SERVQUAL. The data were analyzed using descriptive statistics, two-way analysis of variance (ANOVA), and correlation and regression analyses in SPSS software (version 21).

    Results

     The results of the present study showed a significant positive relationship between emotional intelligence and quality of services (r=0.45; P=0.001). The dimensions determined the relationships respectively between self-awareness with responsiveness, assurance, reliability, empathy, and tangibles. Regression results also showed that 20% of the changes in the service quality variable based on the emotional intelligence of health care providers can be explained. Two-way ANOVA demonstrated that the interactive effect of age and experience on emotional intelligence was significant (P<0.01).

    Conclusion

    Considering the impact of the quality of service delivery in the health system on all aspects of personal and social life, paying attention and providing training of emotional intelligence dimensions for health care providers can improve the quality of service delivery and satisfaction.

    Keywords: Demographic variables, Emotional intelligence, Health care providers, Health staff, Service quality
  • Saeideh Sheikh Asadi, Eshrat Karimi Afshar* Pages 75-85
    Introduction and purpose

    The competence of healthcare and treatment staff, including health network staff, is increasingly being paid attention to. Therefore, this study aimed to investigate the relationship of hardiness with self-efficacy and job stress among healthcare network staff at Baft city, Kerman Province, Iran.

    Methods

    This descriptive cross-sectional correlational study was conducted on 255 employees working in the healthcare network of Baft city, 2019, who were selected using a random sampling method. The instruments utilized to collect data included questionnaires, namely the Hardiness Scale, General Self-Efficacy Scale, and Job Stress Questionnaire. The gathered data were analyzed in SPSS software (version 22) and LISREL software (version 8.8) using descriptive statistics (mean and standard deviation) and structural equation modeling.

    Results

    The results showed that hardiness and its components, including commitment, control, and challenge could have a positive and significant effect on self-efficacy (P=0.186, P=0.48, P=0.37, and P=0.42, respectively).  Moreover, it was revealed that job stress had an inverse relationship with hardiness and its components, namely commitment, control, and challenge (P=-0.143, P=-0.39, P=-0.31, and P=-0.34, respectively ).

    Conclusion

    Based on the results, hardiness and its components could predict self-efficacy and job stress and be effective in increasing and decreasing it, respectively. Consequently, it is suggested to improve the performance of the healthcare network staff by holding hardiness training courses as a personality-acquired trait.

    Keywords: Hardiness, Healthcare network staff, Self-efficacy, Job stress
  • Yalda Hashempour, Fatemeh Mortezazadeh* Pages 86-97
    Introduction and purpose

    The hospital wastewater plumbing system and ventilation systems can be possible routes of transmission of infectious agents, such as coronaviruses. Therefore, the purpose of this study was to review the conducted studies in this regard to determine the mechanism and possibility of transmission of coronaviruses through ventilation systems and wastewater plumbing in hospitals.

    Methods

    In this narrative review, all the articles published in English since 2000 up to September 2020 on the possibility of transmitting coronaviruses, such as severe acute respiratory syndrome coronavirus 2, through ventilation systems and wastewater plumbing in hospitals were reviewed. These studies were obtained by searching the databases, including Google Scholar, ScienceDirect, and PubMed, using several keywords, such as “Coronavirus”, “SARS-CoV-2”, “COVID-19”, “Ventilation Systems”, and “Wastewater Plumbing Systems”.  

    Results

    Coronaviruses can enter wastewater through several sources, such as hand washing, sputum, vomit, and feces. Without proper maintenance and continuous monitoring, review, implementation, and update of building standards and practices, improper plumbing and sewage systems can continue to spread severe acute respiratory syndrome and some other infectious diseases. In addition, the factors, such as poor ventilation and recirculation, increase the potential for the viruses to spread indoors.

    Conclusion

    The obtained results of the current study showed that the plumbing system is not a common method of transmitting the viruses, and the most prevalent route of transmission is considered respiratory droplets. Therefore, maintaining social distance and personal hygiene are among the most effective ways to prevent the transmission of coronaviruses.

    Keywords: Coronaviruses, Ventilation systems, Wastewater plumbing systems