فهرست مطالب

  • پیاپی 9 (تابستان 1397)
  • جلد اول
  • تاریخ انتشار: 1397/05/16
  • تعداد عناوین: 9
|
  • ارزیابی پاسخ لرزه ای پل در حالت مدل سازی کوله به صورت پایه ی دیواری
    بهزاد حاصلی، غلامرضا نوری صفحات 1-12

    هدف از این پژوهش بررسی تاثیر مدلسازی کوله به صورت پایه ی دیواری بر پاسخ های لرزه ای پل می باشد. با توجه به استقرار بسیاری از شهرهای کشور بر روی کمربند های لرزه ای، احتمال وقوع آسیب ناشی از زلزله در مورد انواع سازه ها، از جمله پل ، پدیده ای اجتناب ناپذیر است. بنابراین مدلسازی دقیق پل در مطالعات پژوهشی منجر به افزایش سطح آگاهی در خصوص شناخت صحیح از رفتار لرزه ای پل می گردد. تا کنون مطالعات گسترده ای در خصوص انواع روش های مدلسازی کوله پل به صورت غلتکی ،ساده شده و کامل انجام شده است، اما در خصوص مدلسازی کوله به صورت پایه ی دیواری مطالعه ی قابل توجهی انجام نشده است. در این پژوهش، کوله پل به صورت پایه ی دیواری در نرم افزارsap2000 مدلسازی شده است و پاسخ های لرزه ای با روش تحلیل مودال، پوش آور و تحلیل تاریخچه زمانی غیر خطی ، مورد مطالعه و ارزیابی قرار گرفته است. در روش مدلسازی کوله به صورت پایه ی دیواری، دیواره بتنی در محل کوله به عرض سواره رو پل و در ده ارتفاع مختلف با ضخامت 0.1 متر مدل شده است. نتایج مطالعه نشان می دهد، درصورت مدلسازی کوله به صورت پایه دیواری، بیشترین پریود زمانی در مود دوم(جابجایی عرضی) پل ایجاد شده و نیروی برش پایه ی جهت وقوع گسیختگی 20 درصد افزایش یافته است. در حالت مدلسازی کوله به صورت پایه دیواری، پاسخ های لرزه ای تحت تاثیر ارتفاع خاکریز پشت کوله دست خوش تغییراتی خواهد بود. لذا برای پل هایی با ارتفاع کوله در محدوده ی 4 تا 9 متر، مدلسازی کوله به صورت پایه ی دیواری 13 تا 29 درصد اختلاف در مقادیر برش پایه و جابجایی ایجاد شده در راستای طولی پل را در مقایسه با ضوابط دستورالعمل کالترانس نشان می دهد.

    کلیدواژگان: مدل سازی کوله، پایه ی دیواری، تحلیل مودال، پوش آور، تحلیل تاریخچه زمانی غیر خطی
  • محمد بازگیر، محبوبه میرزایی علی آبادی صفحات 13-25

    در این مقاله سعی شده است تاثیر وجود نامنظمی مقاومت جانبی در ارتفاع یا همان وجود طبقه ضعیف در عملکرد لرزه ای ساختمان های بتنی با سیستم دوگانه قاب خمشی و دیوار برشی مورد بررسی قرار گیرد. برای این بررسی دو ساختمان بتنی با سیستم دوگانه قاب خمشی و دیوار برشی 12 طبقه که یکی از آن ها منظم و دیگری در طبقه ششم به دلیل محدودیت معماری دارای نامنظمی مقاومتی شده است مدلسازی شده و برای تحلیل آن ها از دو روش استاتیکی غیرخطی و تاریخچه زمانی با بهره گیری از رکوردهای سه زلزله مختلف استفاده گردیده است. در پایان مشاهده گردیده نامنظمی مقاومت باعث افزایش تغییر مکان نسبی طبقات، برش پایه، تغییر مکان هدف و نسبت کاربردی در سطح عملکرد ایمنی جانی گردیده است.

    کلیدواژگان: عملکرد لرزه ای، نامنظمی در ارتفاع، طبقه ضعیف، سازه بتنی، تحلیل دینامیکی و استاتیکی
  • امیراسماعیل فروهید، آرش عبدی زاده نارگ موسی صفحات 26-33

    سانحه ی ریلی از مسایل مهمی است که آگاهی و شناخت علل ایجاد آن، نقش موثری در افزایش ضریب ایمنی و کاهش خسارات جانی و مالی در حمل و نقل ریلی خواهد داشت. می توان گفت که حمل ایمن بار و مسافر برای مدیران حمل ونقل ریلی، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. به کارگیری روش های ایمن حمل و نقل، نیازمند شناخت کامل از عوامل به وجود آورنده شرایط غیر ایمن است که این امر با یادگیری از تجربیات گذشته محقق میگردد. اداره کل ایمنی و نظارت بر شبکه یکی از بخش های بسیار مهم راه آهن ایران است که مسیول و ناظر برکلیه فعالیت های متاثر و یا تاثیرگذار بر ایمنی راه آهن است. حوادث ریلی از اهداف مهم صنعت راه آهن محسوب میشود. جمع آوری، طبقه بندی و تجزیه و تحلیل آمار سوانح و اتفاقات به منظور ارزیابی و اعمال تمهیدات لازم در جهت پیشگیری از سوانح از اهم وظایف این اداره کل محسوب می شود. در این مقاله به تحلیل داده های مربوط به حوادث راه آهن جمهوری اسلامی ایران پرداخته شده است. برای این منظور، نتایج به دست آمده از مقالات انجام شده از سوانح راه آهن ایران در سالهای 1385 تا 1394 مورد بررسی قرار گرفته اند. حوادث رخ داده در هر ناحیه مورد بررسی قرار گرفته اند و از نظر نوع، شدت، علل و عوامل تحلیل گردیده اند. برای تحلیل این اطلاعات از تکنیک های آماری و مقایسه ای استفاده شده است. نتیجه این تحقیق می تواند در شناسایی وضعیت سوانح راه آهن ایران برای برنامه ریزی اقدامات لازم برای پیشگیری از وقوع سوانح و کاهش آنها و در نتیجه تامین ایمنی تردد قطارها استفاده شود.

    کلیدواژگان: راه آهن ایران، ایمنی، حوادث ریلی، تحلیل آمار، مرور سیستماتیک
  • مکان یابی هاب سلسله مراتبی در شبکه های حمل و نقل چندوجهی با درنظر گرفتن محدودیت ظرفیت و زمان تحویل
    امیراسماعیل فروهید، روح الله مقصود طالقانی صفحات 34-43

    هدف از مدلسازی مسایل مکانیابی هاب، به دست آوردن تعداد هاب های بهینه، یافتن مکان هاب و تخصیص گره های غیر هاب به آن با هدف برقرای جریان در شبکه های توزیع به بهترین شکل می باشد. مساله مکان یابی هاب یکی از حوزه های تحقیقاتی جدید در سال های اخیر به شمار می رود و با توجه به محدودیت ها و عدم قطعیت ها که در مساله طراحی هاب و گره در پارامترهایی که بیانگر تقاضای گره ها می باشد، نمود می یابد، مسئله از اهیمت بالایی برخوردار می باشد. در این مقاله یک مدل غیرخطی برای مساله هاب پوششی در شبکه های چندوجهی با محدودیت در ظرفیت موجود و با توجه به اهمیت زمان تحویل را پیشنهاد می کنیم. مسئله مورد نظر شامل سه سطح می باشد. بالاترین سطح شامل هاب های مرکزی است و سطح دوم و سوم به نرتیب شامل هاب ها و نقاط تقاضا می باشد که به صورت شبکه ای به هم متصل هستند. این مسئله به صورت مدل ریاضی چندهدفه ارایه می شود، به صورتی که هدف یافتن مینیمم کردن هزینه های کل سیستم حمل و نقل با توجه به محدودیت در زمان در دسترس می باشد که در نهایت منجر به افزایش قدرت تصمیم گیری در انتخاب مسیرهای حمل و نقل، نحوه تخصیص گره های غیرهاب به هاب، تعداد هاب ها در سطوح مختلف، نحوه ارتباط نقاط تقاضا با آنها و افزایش سطح خدمت دهی خواهد شد. به منظور حل مسئله با توجه به ماهیت مدل که از برنامه ریزی عدد صحیح است از نرم افزار بهینه سازی GAMS استفاده شده است

    کلیدواژگان: مکان یابی، هاب سلسه مراتبی، شبکه حمل و نقل، برنامه ریزی خطی
  • محمدحسین عباسی، سید مصطفی جعفرزاده فدکی صفحات 44-55

    امروزه سیستم‌های حمل و نقلی کارا هستند که دسترسی راحت، زمان سفر مطلوب، از نظر اقتصادی توجیه‌پذیر، از نظر آلایندگی، راحتی و ایمنی مسافران در سطح قابل قبولی قرار داشته باشند. در این پژوهش، خط یک اتوبوس‌های تندرو تهران (آزادی به تهرانپارس) مورد بررسی قرار گرفته است. در این خط وضعیت سرعت، جریان اتوبوس‌ها، هوشمندسازی چراغ‌های راهنمایی تقاطع‌ها و اصلاح برخی از ایستگاه‌ها تحت 10 سناریوی مختلف در نرم افزار Aimsun شبیه‌سازی شده و در نهایت از نقطه نظر اقتصادی و محیط‌زیستی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان داد که با جایگزینی چراغ‌های زمان ثابت با چراغ‌های هوشمند، زمان سفر به میزان 6.31%، کربن دی اکسید 25.9٪، نیتروژن اکسید 6.2٪ و مصرف سوخت 5.26٪ کاهش می‌یابد. همچنین میزان کاهش زمان سفر با توجه به ارتقای سرعت اتوبوس‌های تندرو از 13 به 18 کیلومتر بر ساعت، در سناریوی دوم به عدد 512 ثانیه خواهد رسید، در حالی که اگر بخواهیم این کاهش زمان سفر به 932 ثانیه برسد، باید سرعت اتوبوس‌ها را به 23 کیلومتر بر ساعت ارتقا دهیم. همچنین میزان هزینه صرفه‌جویی شده در وقت مسافرین به صورت سالانه در سرعت 28 کیلومتر بر ساعت، معادل 346 میلیارد تومان خواهد بود در حالی که این رقم برای سرعت‌های 18و 23 کیلومتر بر ساعت برابر با 137 و 249 میلیارد تومان تخمین زده شده است. همچنین طبق برآوردهای انجام شده، میزان هزینه صرفه‌جویی شده در اثر کاهش مصرف سوخت در سناریوی هفتم و هشتم (با حذف ایستگاه‌ها) به ترتیب برابر 142 و 124 تومان-لیتر در هر صد کیلومتر خواهد بود.

    کلیدواژگان: اتوبوس های تندرو، شبیه سازی ترافیک، Aimsun، آنالیز اقتصادی، آلودگی هوا
  • بابک زینال پور، صابر معظمی، محمود ذاکری صفحات 56-64

    این قبیل سیلاب ها می توانند در عرض چند ثانیه و یا چند ساعت رخ دهند و هشدار آنها دشوار است. عوامل مختلفی از قبیل شدت بارش، مدت بارش، شرایط سطحی زمین، عوارض و شیب منطقه در وقوع این نوع سیلاب موثر است. مناطق شهری بیشتر در معرض این نوع سیلاب هستند زیرا سطح زمین با انواع روکش های آسفالت، کاشی و غیره پوشانده شده و راه های نفوذ جریان بسته شده و رواناب به سرعت در سطح شهر توزیع می شود. در تحقیق حاضر به بررسی پنج نمونه از روش های توسعه کم اثر در محدوده ای توسعه یافته از منطقه در حال توسعه 22 شهر تهران پرداخته شده است. با استفاده از نرم افزار SWMM و مشخصات محدوده مورد مطالعه که در بخش مرکزی منطقه قرار دارد و طرح جامع شهر تهران می‌توان به الگوی توسعه سایر قسمتهای منطقه 22 پی برد. نتایج تحقیق حاضر نشان داد که اجرای پشت بام سبز در منطقه مطالعاتی باعث کاهش قابل توجه حجم رواناب و افزایش کیفیت منابع آبی سطحی و زیر سطحی می‌گردد که قاعدتا کاهش هزینه های سرمایه ای را نیز به دنبال دارد. هدف این تحقیق آشنایی و شناخت روش های توسعه کم اثر، مزایا و نقش آنها در بهبود توسعه شهری، مقایسه و انتخاب بهترین روش یا روش های توسعه کم اثر جهت اجرا در منطقه می‌باشد که مقایسه هزینه ها را شامل می‌شود. نتایج تحقیق حاضر نشان داد که اجرای پشت بام سبز در منطقه مطالعاتی باعث کاهش قابل توجه حجم رواناب و افزایش کیفیت منابع آبی سطحی و زیر سطحی می‌گردد که قاعدتا کاهش هزینه های سرمایه ای را نیز به دنبال دارد.

    کلیدواژگان: سیلاب ناگهانی، SWMM، توسعه کم اثر، مناطق شهری
  • رضا تاتار صفحات 65-77

    در بین بوم سازگان های طبیعی ارزش تالاب ها دیرتر از بقیه ی بوم سازگان دیگر درک شده و کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. تالاب های مصنوعی طرح های جدیدی بر گرفته از سیستم های طبیعی هستند. این تالاب ها، زمین هایی هستند که به وسیله آب های سطحی یا زیرزمینی اشباع می شوند. سیستم های تالاب مصنوعی، در کاهش دبی پیک برای جلوگیری از سیل، تصفیه فاضلاب و رواناب موثر بوده و به بهبود حفظ حیات وحش کمک می کنند. یکی از مهم ترین خصوصیاتی که می تواند در طرح های اجرایی و مدیریت تالاب ها، نقش بسزایی ایفاء کند، راندمان هیدرولیکی تالاب می باشد. از آنجایی که اغلب تحقیقات انجام شده در این زمیته متکی بر شبیه سازی های عددی و رایانه ای بوده اند، بنابراین لزوم اهمیت بکارگیری مدل های آژمایشگاهی برای درک بهتر رفتار جریان درون تالاب دو چندان می شود. بر این اساس در این پژوهش با بر پایی یک مدل آزمایشگاهی مستطیل شکل به ابعاد 2 متر در 1 متر به بررسی راندمان هیدرولیکی تالاب های مصنوعی آب سطحی پرداخته شده است. برای محاسبه زمان ماند هیدرولیکی و بالطبع محاسبه راندمان هیدرولیکی، از تزریق ردیاب سدیم کلراید (NaCl) در ورودی و ثبت نتایج در خروجی استفاده شد. در ادامه بررسی عوامل تاثیرگذار از جمله اثر شکل ظاهری تالاب، موقعیت ورودی و خروجی جریان، پراکندگی و توزیع پوشش گیاهی، موقعیت طبیعی و موضع نگاری کف تالاب و جزیره ها (موانع) بر عملکرد هیدرولیکی تالاب های مصنوعی، راهکارهایی جهت ارتقاء و بهبود راندمان هیدرولیکی می باشد. به همین منظور دو گروه تالاب مصنوعی آب سطحی با وضعیت ورودی و خروجی جریان در گوشه ها و همچنین مرکز با هم مقایسه و در ادامه اثر عوامل پوشش گیاهی، موضع نگاری کف تالاب، جزیره ها و گرد شدگی ریوس بر راندمان هیدرولیکی این دو گروه تالاب مصنوعی آب سطحی مورد بررسی قرار گرفت. طبق نتایج، توزیع پوشش گیاهی بصورت عرضی در سطح دو گروه تالاب ها باعث افزایش راندمان شد که این افزایش در گروه تالاب اول با ورودی و خروجی جریان در گوشه مشهودتر است (4/78درصد) . پس از شهود نتایج موضع نگاری کف تالاب، افزایش چشم گیر راندمان هیدرولیکی تالاب مصنوعی آب سطحی با ورودی و خروجی مرکز محرز گردید (متوسط 1/46 درصد). همچنین بررسی نتایج، در حالت وجود جزیره ها در برابر جریان ورودی حاکی از افزایش راندمان هیدرولیکی است، به نحوی که قطر جزیره افزایش یابد، افزایش راندمان بارزتر است (5/6 درصد). در ادامه مقایس بین گردشدگی ریوس با ریوس مستطیلی در دو گروه تالاب انجام شد و نتایج نشان دهنده افزایش راندمان هیدرولیکی (معادل 2/4 درصد) در ریوس مستطیلی نسبت به ریوس گرد شده است.

    کلیدواژگان: تالاب مصنوعی آب سطحی، راندمان هیدرولیکی، مدل آزمایشگاهی، هندسه تالاب، زمان ماند
  • محمدحسن بیات، سهیل قره صفحات 78-87

    مدیریت پروژه مجموعه ای از فرآیندهاست که هدف آن ها رساندن موفقیت آمیز پروژه در طول چرخه حیات آن است. هدف اصلی مدیریت ریسک پروژه، کاهش احتمال خطرها و افزایش ضریب اطمینان در پروژه های عمرانی می باشد. این اهداف همواره همراه با هزینه بوده است. بنابراین مدیریت ریسک پروژه با ایجاد هزینه سبب می شود تا ارزش پروژه ها کاهش یابد. با توجه به پیشرفت روز افزون ابزارهای مدیریتی، مهندسی ارزش می تواند جهت کاهش و برون رفت از این مشکل کمک شایانی به مدیریت پروژه های عمرانی در بهبود عملکرد داشته باشد. در این پژوهش با هدف بررسی اثر مدیریت ریسک در مدیریت پروژه های عمرانی با نقش تعدیلگر مهندسی ارزش انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل 180 نفر پرسنل شرکت مهندسین مشاور کاوش پی، پارس آب کیان و هیدرو تک با گرید یکسان. متغیرهای این تحقیق شامل مدیریت ریسک، متغیر مستقل، مدیریت پروژه، متغیر وابسته و مهندسی ارزش، متغیر تحلیلگر در نظر گرفته شد. و با توجه به حجم نمونه تعداد 120 پرسشنامه برای هر متغیر تهیه و توزیع شد. پس از جمع آوری پرسشنامه ها و آنالیز داده ها پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه مدیریت ریسک93/0، مدیریت پروژه 94/0 و مهندسی ارزش 94/0 به دست آمد. وضعیت توزیع متغیرها با استفاده از آزمون کولوموگروف و اسمیرنف بررسی که همه آن ها نرمال بودند، در این تحقیق بر اساس نتایج فرضیه اصلی 1 مشخص شد که، مدیریت ریسک بر مدیریت پروژه موثر است همچنین. بر اساس نتایج فرضیه اصلی 3 مشخص شد که، مهندسی ارزش رابطه بین مدیریت پروژه و مدیریت ریسک را میانجی گری می کند.

    کلیدواژگان: مدیریت، ریسک، پروژه، مهندسی ارزش، تعدیل گر
  • سید فتح الله ساجدی، سید حمید هاشمی، غلام عباس بهرامی نیا، سید محسن کالوندی صفحات 88-97

    سازه های بزرگ و ساختمان ها در اثر گذر زمان و عوامل محیطی، با مشکلاتی نظیر زنگ زدگی و پوسیدگی مواجه هستند. از آنجایی که این عوامل تاثیر به سزایی درکاهش مقاومت، کاهش ظرفیت باربری و ایجاد نقص در اعضای سازه دارند، نیاز به تمهیدات و اقدامات لازم برای بهبود عملکرد آن ها می باشد.در این تحقیق به منظور بررسی تاثیر پلیمر تقویت شده الیاف کربن بر مقاوم سازی تیر فولادی دارای نقص، 17 تیر برای مدل سازی با نرم افزار آباکوس مورد مطالعه قرار گرفتند. شایان ذکر است که در همه این تیر ها در ناحیه بال کششی میانه تیر، نقص اولیه به صورت یک طرفه و دو طرفه ایجاد شده و اندازه و نحوه قرارگیری ورق های الیاف پلیمری تقویت‌شده با کربن برای بهبود عملکرد تیر، بررسی شدند. نتایج حاصل از پژوهش عملکرد مناسب ورق های الیاف پلیمری تقویت‌ شده با کربن در بالا بردن ظرفیت باربری و جلوگیری از گسترش ترک در تیر فولادی را نمایان می سازد. هم چنین جدا شدگی موضعی در ورق های CFRPحاصل از نقص، باعث افزایش ناگهانی تنش چسب و متعاقبا لغزش ورق الیاف تقویت شده با کربن می‌شود. با افزایش مقدار بار،کرنش ورق الیاف تقویت شده با کربن در ناحیه نقص و کرنش جدا شدگی قابل ملاحظه است.

    کلیدواژگان: مقاوم سازی، ظرفیت باربری، تیر فولادی، نقص عضو، پلیمر الیاف کربن، تحلیل غیرخطی