فهرست مطالب

مسائل کاربردی تعلیم و تربیت اسلامی - سال پنجم شماره 17 (زمستان 1399)
  • سال پنجم شماره 17 (زمستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1400/01/29
  • تعداد عناوین: 6
|
  • معصومه اسمعیلی، کوثر دهدست*، شهاب قبادی، محمد عسگری صفحات 7-32

    الگوهای مشاوره ای فراوانی در پیشگیری، رشد و درمان، درمان جویان به کار گرفته شده است. یکی از رویکردهای مشاوره ای جدید، الگوی سهم گذاری اسمعیلی(1393) مبتنی بر هستی شناسی اسلامی است. هدف این پژوهش تبیین مولفه ها و بررسی نقش سبک سهم گذاری مشاوران به منظور ایجاد تغییرات پایدار  نوع اول، دوم و سوم در مراجعان است. بدین منظور از روش پژوهش داده بنیاد استفاده کردیم. نمونه انتخابی شامل 5 مشاور و 6 مراجع بود که برای استخراج دیدگاه های مبتنی بر تجربه از مصاحبه نیمه ساختارمند استفاده شد. الگوی به دست آمده شامل عوامل زمینه ساز و راهبردها و پدیده محوری در تحقق سبک سهم گذاری است. پدیده محوری در تحقق سبک سهم گذاری متعادل از مولفه های نگرشی، عملکردی و ارتباطی تشکیل شده است. ایجاد آگاهی و ادراک هستی محور حول محورهای نقش مخلوقیت، آفرینندگی احسن و  وسعت بخشی هدفمند عامل زمینه ساز سبک سهم گذاری متعادل بوده و تمرکز درمانگر بر نقش مراجع در هستی، ارزیابی هستی گرایانه و آماده سازی او برای رویارویی با آینده راهبردهای تحقق سبک سهم گذاری متعادل را تشکیل می دهند. پژوهش حاضر نشان می دهد،  بهره گیری از الگوی سهم گذاری برای ایجاد تغییر می تواند پیش بینی کننده خوبی برای  پایداری بیشتر در انواع تغییرات باشد. علاوه بر این با توجه به اینکه مراجع به مرتبه بالاتری از خودآگاهی و خودهماهنگ سازی با اجزای هستی می رسد، می تواند خود به عنوان مشاور خود عمل نماید.

    کلیدواژگان: سبک سهم گذاری، پایداری تغییرات، تغییر نوع اول و دوم و سوم
  • محمدحسن میرزا محمدی*، محسن فرمهینی فراهانی صفحات 33-56
    هدف

    هدف از این پژوهش به دنبال بررسی «تحلیل ایده دانشگاه ایرانی - اسلامی در اسناد آموزش عالی ایران (سند دانشگاه اسلامی، سند جامع علمی کشور، سند چشم انداز بیست ساله و قانون برنامه پنجم توسعه)، به منظور ارایه الگوی دانشگاه ایرانی - اسلامی» است.

    روش

    این پژوهش از نظر ماهیت داده ها، کیفی و از نظر هدف از نوع تحقیقات بنیادی است، به این صورت که یافته های آن به منظور ارایه چارچوب مفهومی مورد استفاده قرار خواهند گرفت. با توجه به ماهیت، هدف و سوالات پژوهش حاضر، در این پژوهش از روش های «تحلیل مفهومی»، «تحلیل اسنادی» استفاده شده است.  جامعه تحلیلی این پژوهش منابع موجود پیرامون ایده های موجود در زمینه دانشگاه، اسناد تحولی  آموزش عالی جمهوری اسلامی  ایران است که به صورت هدفمند انتخاب و همزمان با فرایند جمع آوری اطلاعات ، داده های حاصله  به صورت عمیق  و مستمر مطالعه و  مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.  

    یافته ها

    یافته های حاصله حاکی از این است که در  اسناد تحولی  آموزش عالی جمهوری اسلامی ایران  ایده دانشگاه دارای دو بعد اصلی علمی و اسلامی است؛ که در بعد علمی به ترتیب به ایده های سنتی، معاصر و جدید نزدیک است. در بعد اسلامی  ضمن توجه به پیشرفت های علم و فناوری سعی گردیده است در چهارچوب دین مبین اسلام و نیز فرهنگ اسلامی گام بردارند.یافته های حاصل از این پژوهش به صورت یک الگوی مفهومی از دانشگاه ایرانی - اسلامی ارایه شده است؛ که در بررسی و تحلیل مصادیق اسناد چهار گانه آموزش عالی جمهوری اسلامی ایران؛ در سند دانشگاه اسلامی(1392) چهار ایده خاص این سند با مصادیق قداست علم، تربیت و تهذیب روحی و تعالی معنوی، آرمان های انقلاب اسلامی و تقویت خانواده؛ در سند جامع علمی کشور(1389) دو ایده خاص این سند با مصادیق حاکمیت جهان بینی و توحیدی اسلام و جایگاه اول علم و فناوری؛ در سند چشم انداز بیست ساله(1382) دو ایده خاص این سند با مصادیق امن، مستقل و مقتدر، دست یافته به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری؛ و در قانون برنامه پنجم توسعه(1389) دو ایده خاص این سند با مصادیق تدوین و ارتقا شاخص های کیفی، همکاری با حوزه های علمیه شناسایی و نام گذاری شدند.

    نتیجه گیری

     با مجموع بررسی اسناد آموزش عالی و مجموعه نظریات در مورد ایده دانشگاه متوجه شدیم که ایده اسناد تحولی آموزش عالی پیرامون دانشگاه ایرانی - اسلامی ایده ای بر گرفته از جهان بینی اسلامی است که دیدگاه های سنتی و معاصر دانشگاه را در ابعاد مختلف آموزش ، پژوهش پوشش /های تحولی که برای آنان در اسناد دیده شده است هماهنگ نمایند.

    کلیدواژگان: آموزش عالی، ایده دانشگاه ایرانی - اسلامی، اسناد تحولی آموزش عالی جمهوری اسلامی ایران
  • محمدرضا حاجی محمدرفیع، ابوالفضل غفاری*، جهانگیر مسعودی، محسن ایمانی نائینی صفحات 57-88

    رسیدن به قرایت جدید و کامل تری از حکمت متعالیه در خصوص ارتباط میان مولفه های افکار، احوال و اعمال و چگونگی آن در پیامدهای الگوی تربیت دینی در آموزش وپرورش، هدف از نگارش این مقاله است. در نگاه رایج، افکار انسان بر احوال و احوال او بر اعمالش موثر است. چنین به نظر می رسد که در برداشت فوق که به صورت دیدگاهی غالب درآمده است، رابطه افکار، احوال و اعمال، یک جانبه و خطی است و پیامد آن، اهمیت دادن به کلاس های نظری و تاکید بر محتوای آموزشی برای تربیت دینی خواهد بود که تاکنون نتایج ارزنده ای به همراه نداشته است. این مقاله با این پرسش اصلی که "دیدگاه انسان شناختی صدرالدین شیرازی در خصوص رابطه میان افکار، احوال و اعمال، چه اشارات تربیتی درزمینه مبانی، اهداف و اصول تربیت دینی فراهم می نماید؟"، نظر ملاصدرا را دراین باره بررسی نموده و در راستای تدوین الگوی تربیت دینی بر این اساس، برآمده است. دست آوردهای این پژوهش، حاکی از آن بوده است که صدرالمتالهین میان سه مولفه یادشده، معتقد به تاثیر و تاثر متقابل و هم سنگ است و به عبارت دیگر، قایل به دورهرمنوتیک میان سه مولفه افکار، احوال و اعمال است؛ بنابراین، در حکمت متعالیه، نه تنها نگاه خطی جایگاهی درخور ندارد، بلکه تاثیرات چند سویه مولفه ها و ارتقای وجود آدمی در این سیر رو به تزاید، مورد تاکید است. با توجه به چنین رویکردی، مبانی، اهداف و اصول تربیت دینی موردنظر ملاصدرا نیز به جای تربیت شناخت محور و یک سویه، بر تعلیم و تربیت چند سویه و چندجانبه نگر تاکید دارد.

    کلیدواژگان: تربیت دینی، صدرالمتالهین، دورهرمنوتیک، افکار، احوال، اعمال
  • علی نقی فقیهی*، ابراهیم عابدی، هادی مصدق، حسن انصاری صفحات 89-108

    هدف تحقیق حاضر، بررسی رابطه نگرش دینی با عملکرد تحصیلی با لحاظ نقش میانجی تنیدگی تحصیلی در بین دانشجویان دانشگاه گیلان بود. جامعه مورد پژوهش کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه گیلان بود (19953 نفر) که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان تعداد نمونه 376 نفر به دست آمد که با روش تصادفی ساده طبقه ای انتخاب و مورد بررسی قرار گرفت. جهت گردآوری داده ها، از پرسشنامه نگرش دینی خدایاری فرد و رحیمی نژاد (1388)، پرسشنامه عملکرد تحصیلی درتاج (1382) و پرسشنامه تنیدگی تحصیلی (دوران دانشجویی) Gadzella & Baloglu (2001) استفاده شد. تحلیل داده ها با روش مدل معادلات ساختاری و از طریق نرم افزار Amos صورت گرفت. مدل مفهومی تحقیق به برازش تاییدی قرار گرفت و در ادامه ضرایب رگرسیونی استاندارد مدل تبیین شدند. یافته های پژوهش نشان داد نگرش دینی دارای اثر مستقیم مثبت 32/0 بر عملکرد تحصیلی و همچنین اثر غیرمستقیم مثبت به میزان 048/0 می باشد. بنابراین نگرش دینی علاوه بر تاثیر مثبتی که بر عملکرد تحصیلی دارد، از طریق کاهش تنیدگی تحصیلی، سبب بهبود این عملکرد در دانشجویان می گردد. بنابراین به مسیولان امر توصیه می شود که با اهتمام هرچه بیشتر به تقویت نگرش دینی دانشجویان، زمینه افزایش عملکرد تحصیلی و کاهش رخداد تنیدگی تحصیلی را فراهم آورد.

    کلیدواژگان: نگرش دینی، عملکرد تحصیلی، تنیدگی تحصیلی، دانشگاه گیلان
  • محمدتقی مبشری*، محمود صفری، مریم ملکی فارمد صفحات 109-126

    هدف از این تحقیق شناسایی مولفه های انگیزه بخش مناجات خمسه عشر بر انس دانش آموزان با خدا بود. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه تبادکان مشهد در سال تحصیلی 1398-1399 به تعداد حدود 6150  دانش آموز بود که بر اساس جدول مورگان 360 دانش آموز به عنوان نمونه از طریق نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر اجرا آمیخته (کیفی-کمی) بود. به منظور گردآوری داده ها در بخش کیفی، متن مناجات خمسه عشر با بهره گیری از نرم افزار کیفی NVivo10 مورد مطالعه قرار گرفت و سپس از طریق کدگذاری باز و محوری، مولفه های موثر بر انس با خدا شناسایی گردید. همچنین، براساس مولفه های استخراج شده پرسشنامه محقق ساخته 32 گویه ای با طیف 5 ارزشی لیکرتی(خیلی کم، کم، متوسط، زیاد و خیلی زیاد) تدوین گردید. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه توسط اساتید صاحب نظر تایید شد. پایایی پرسشنامه 935/0 آلفای کرونباخ محاسبه گردید. در بخش کمی، برای تجزیه وتحلیل داده ها نیز از مجموعه آمار توصیفی و استنباطی شامل آلفای کرونباخ، میانگین واریانس استخراج شده، جذر میانگین واریانس استخراج شده، کولموگروف-اسمیرنف، تحلیل عاملی اکتشافی، تحلیل عاملی تاییدی، آزمون t تک نمونه ای از طریق نرم افزارهای NVivo10، SPSS24، Smart-PLS استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که مولفه های مستخرج از مناجات خمسه عشر (حق الله، حق المعصوم، حق الناس و حق النفس) تاثیر به سزایی در انس دانش آموزان دختر با خدا دارد.

    کلیدواژگان: مناجات خمسه عشر، حق الله، حق المعصوم، حق الناس، حق النفس
  • پری مشایخ* صفحات 127-146

    هدف از انجام این پژوهش بررسی ویژگی های محیط کالبدی مدارس در تربیت دینی بود. روش پژوهش ترکیبی از نوع اکتشافی-متوالی بود. در بخش کیفی از روش تحلیل محتوا و در بخش کمی از روش پیمایشی استفاده شد. جامعه آماری بخش کیفی شامل دو گروه بود. دسته اول متون و مقالات معماری اسلامی بود که به روش هدفمند انتخاب شدند. گروه دوم مربیان پرورشی مدارس بودند که  9 نفر از آنان به روش نمونه گیری هدفمند از نوع موارد مطلوب و بر اساس قاعده اشباع نظری انتخاب شدند. در بخش کمی نیز 118 نفر از مربیان پرورشی با استفاده از روش سرشماری در پژوهش شرکت نمودند. ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه و پرسشنامه بود که روایی و پایایی هر دو مورد تایید قرار گرفت. یافته های پژوهش در بخش تحلیل محتوایی نشان می داد که تنوع فضایی، بهره گیری از هنر و جذابیت بصری، توجه به جامعه پیرامونی (پایگاه عبادی مشترک)، طراحی فضای نیایشی (تاکید بر محراب و گنبد)، توجه به مرکزیت حیاط، تاکید بر عناصر طبیعی و دسترسی آسان به امکانات (وضوخانه) از مواردی هستند که در طراحی محیط فیزیکی مدارس در تربیت اسلامی باید رعایت شوند. در بخش مصاحبه نیز مربیان پرورشی به زیبایی مکان نیایش، امکانات رفاهی، طراحی انعطاف پذیرو چند عملکردی، محوریت داشتن فضای نیایشی، نمایان و دعوت کننده بودن، اشاره کردند. در نهایت نتایج تحلیل عامل تاییدی، پنج ویژگی تنوع فضایی، زیبایی و جذابیت بصری، توجه به جامعه پیرامونی، فضای نیایشی مطلوب،مرکزیت حیاط و توجه به طبیعت را به عنوان ویژگی های فضای کالبدی مدارس در تربیت دینی نشان داد.

    کلیدواژگان: محیط کالبدی- فضای یادگیری- معماری اسلامی، مربیان پرورشی
|
  • Masoumeh Esmaeily, Shahab Ghobadi, Mohammad Asgari Pages 7-32

    Many models of counseling have been used in the prevention, development and treatment of clients. One of the new consulting approaches is Ismaily (2014) Sahmgozari  model based on Islamic ontology. The purpose of this study is to explain the components and investigate the role of consultantschr(chr(chr (chr(chr('39')39chr('39')) 39chr(chr('39')39chr('39'))) 39chr(chr(chr('39')39chr('39'))39chr(chr('39')39chr('39')))) 39chr(chr(chr(chr('39')39chr('39'))39chr(chr('39')39chr('39')))3 9chr(chr(chr('39')39chr('39'))39chr(chr('39')39chr('39'))))) Sahmgozari style in order to create sustainable changes of the first, second and third types in clients. For this purpose, we used the grounded theory research method. The sample consisted of 5 counselors and 6 clients who used semi-structured interviews to extract experience-based perspectives. The obtained model includes the underlying factors and strategies and the central phenomenon in the realization of the sharing style. The central phenomenon in the realization of balanced Sahmgozari style is composed of attitudinal, functional and communication components. Creating awareness and perception of being centered around the axes of the role of creation, good creativity and purposeful expansion is the underlying factor of a balanced Sahmgozari style. The therapistchr(chr(chr(chr(chr ('39')39chr('39'))39chr(chr('39')39chr ('39')))39chr(chr(chr ('39')39chr('39'))39chr(chr('39')39chr('39'))))39chr(chr(chr(chr('39')39chr('39'))39chr(chr('39')39chr('39')))39chr(chr(chr('39')39chr('39'))39chr(chr('39')39chr('39')))))s focus on the role of clients in existence, ontological evaluation, and preparation for the future constitute strategies for achieving a balanced Sahmgozari style. The present study shows that using the Sahmgozari model to bring about change can be a good predictor for greater stability in a variety of changes. In addition, due to the fact that the client reaches a higher level of self-awareness and self-coordination with the components of existence, they can act as their own consultant.

    Keywords: sharing style, change stability, first, second, third type of change
  • Mohammed Hasan Mirzamohammadi*, Mohsen Farmahini Pages 33-56

    This research seeks to investigate ‘the analysis of Iranian-Islamic university idea in Iran’s higher education documents’ (Islamic university document, country’s comprehensive scientific document, twenty years perspective document, and the law of the fifth plan of development) in order to present an Islamic-Iranian university paradigm. As far as the nature of the data is concerned, this study is qualitative; and as far as the aim is concerned, it is a foundational research, as the data will be used to present a conceptual frame. In view of the essence, the aim and the questions of this study, the ‘conceptual analysis’ and ‘documentary analysis’ methods have been used here. The analytic population in this study consists of the available sources around the existent ideas regarding the university and also the higher education evolutionary documents of Islamic republic of Iran chosen purposefully and the achieved data have been analyzed continuously and deeply, simultaneously with data collection process as well. The findings show that the idea of university has two main dimensions of scientific and Islamic in the higher education evolutionary documents of Islamic republic of Iran, which is approximated to classical, contemporary and novel ideas respectively in the scientific dimension. In addition, while paying attention to science and technology progresses, it has tried to proceed in Islamic framework and culture in Islamic dimension. the findings of the study have been presented as a conceptual frame for Iranian-Islamic university. In surveying and analysis of the quadruple documents of higher education Islamic republic of Iran, we identified and named the following ideas: In Islamic University Document (2014), four special idea of this document have been identified under the titles of ‘science sanctity’, ’inner upbringing and refining’, ‘spiritual growth’, ‘Islamic revolution ideals’ and ‘family strengthening’. In Country’s Scientific Comprehensive Document (2011), two special ideas of this document have been identified under the titles of the ‘ideological and monotheism sovereignty of Islam’ and ‘the first grade in science and technology’. In the Twenty Years Perspective Document (2005), two special idea of this document have been identified under the titles of ‘safe, independent and powerful’, and ‘achieved to the first grade of economy, science and technology’. Finally in the Fifth-Plan of Development Law (2011), two special idea of this document have been identified under the titles of the ‘compilation and promotion of qualitative indices’ and ‘cooperating with seminary schools’. To put it in the nut shell, after surveying all of the higher education documents as well as the theories about university ideas, we have founded that the higher education evolutionary document idea around the Iranian-Islamic university is an idea retrieved from Islamic ideology in which classical and contemporary university viewpoints in various dimensions of education and research were covered; hence, Iranian universities need a rethinking and revision in their mission to be able to coordinate themselves to revolutionary missions in the documents.

    Keywords: higher education, the idea of Iranian-Islamic University, the evolutionary documents of Islamic Republic of Iran
  • Mohammadreza Hajimohammadrafie, Aboolfazl Ghaffari*, Jahangir Masuody, Mohsen Imani Pages 57-88

    The main purpose of this paper is to achieve a new and more comprehensive reading of transcendental philosophy in terms of the relationship between the components of thoughts, states, and actions, as well as how it affects the consequences of the religious education model. In the common view, man’s thoughts affect his states, and his states affect his actions. It seems that in the above perception, which is the dominant opinion, the relationship between the thoughts, states and actions is one-sided and linear, and subsequently, it tends to highlight the theoretical classes and emphasis on educational content which has not yielded valuable results yet. This paper investigates the Mulla Sadra’s view on the main question ‘What educational implications does Mulla Sadra’s anthropological view of the relationship between thoughts, states, and actions provide in terms of the basics, goals, and principles of religious education?’   Since the philosophical studies are mainly of theoretical nature, this study seeks to refer to Mulla Sadra’s works including Asfar Arbaʻa, al-Mabda’ wal-Maʻad, Rasa’il Falsafi, Shawahid al-Robubiyya, Kasr Asnam Jahiliyya, Tafsir Quran Karim, and the exposition written for his works, such as Rahiq Makhtum, (Jawadi Amoli), and the Persian exposition of Asfar (Hassan-zada Amoli) to find the goal and the principles of religious education through the philosophical analogy and Frankena’s inferential method.        The results of this research revealed that Mulla  Sadra believed in the interaction of each of the three aforementioned components and in other words, believed in the Hermeneutics Circulation between the three components of thoughts, states and actions. Thus, in transcendental philosophy, not only the linear view has not been weighted, but the multifaceted effects of the components and the promotion of human existence in this increasing course are emphasized. According to such attitude, the basics, goals and principles of religious education considered by Mulla Sadra, instead of cognitive and one-sided education, emphasizes the multifaceted education.

    Keywords: religious education, Mulla Sadra, thoughts, states, actions, students
  • Alinaghi Faghihi*, Ebrahim Abedei, Hadi Mosdegh, Hasan Ansari Pages 89-108

    The purpose of this study was to investigate the relationship between religious attitude and academic performance in terms of the mediating role of academic stress among students of Guilan University. The study population was all undergraduate students of the University of Guilan (19953) among whom the 376 subjects were selected by simple stratified random sampling method using Krejcie and Morgan table. To collect desirable data, the following questionnaires were used: Religious Attitude Questionnaire by Khodayarifard, et al (1388); Academic Performance Questionnaire by Dortaj (1382); and Academic Stress of College Students by Gadzella and Baloglu (2001). Data analysis was performed using structural equation modeling method and Amos software. The conceptual model of the research was fitted to confirmation and then the standard regression coefficients of the model were explained. The findings showed that religious attitude has a positive direct effect of 0.32 on academic performance and also an indirect positive effect of 0.048. Therefore, religious attitude, in addition to having a positive effect on academic performance, improves this performance in students by reducing academic stress. Therefore, the authorities are advised to make more efforts to strengthen the religious attitude of students to increase the academic performance and reduce the incidence of academic stress.

    Keywords: Religious attitudes, Academic performance, Academic stress, Gilan university
  • Mohamadtaghi Mobasheri* Pages 109-126

    The purpose of this study was to identify the motivating components of Khamsa ʻAshar supplication on students’ intimate relationship with Allah. The statistical population of the study consisted of female high school students in the Tabadakan region of Mashhad in the academic year 2019-2020, and consisted of about 6150 students, and 360 students were selected as a sample through simple random sampling according to Morganchr('39')s table. This research method was a mixed one in terms of implementation (qualitative-quantitative). In order to analyze data in the qualitative section, the text of the Khamsa ʻAshar supplication was studied using NVivo10 quality software, and then the components affecting human’s intimate relation with Allah were identified through open and central coding. Also, based on the extracted components, a 32-item researcher-made questionnaire with a 5-point Likert scale was developed. The face and content validity of the questionnaire were confirmed by expert professors. The reliability of the questionnaire was calculated to be 0.935 Cronbach’s alpha. In the quantitative part, for data analysis, descriptive and inferential statistics including Cronbach’s alpha, extracted mean-variance, the mean root of extracted variance, Kolmogorov-Smirnov, exploratory factor analysis, confirmatory factor analysis, SP1, and single sample t-test through the NVivo10, SPSS24, and Smart-PLS software were used. The results showed that the four components of ‘one’s own right’, ‘Allah’s right’, ‘people’s right’, and ‘Infallibles’ right’ extracted from the Khamsa ʻAshar supplication have a positive effect on the intimate relationship of female students with Allah. Thus, inclusion of the supplication in the textbooks can be effective in the students’ intimate relation with Allah.

    Keywords: Relationship with Allah, Allah’s right, Infallibles’ right, People’s right, Khamsa ʻAshar
  • Pari Mashayeh* Pages 127-146

    The purpose of this study was to investigate the characteristics of the physical environment of schools in religious education. The research method was the mixed exploratory-sequential method. The content analysis method and the survey method were respectively used in the qualitative research method and in the quantitative research method. The statistical population in the qualitative phase of study was consisted of two groups: the first group was the textbooks and papers on Islamic architecture, which were purposefully selected, and the second group was 9 school educational educators who were selected by purposive sampling through the desired items and based on the theoretical saturation rule. The statistical population in the quantitate phase of study included 118 school educational educators participating in the study through the census method. The data collection tools were the interviews and questionnaires that both validity and reliability were confirmed. The findings in the content analysis phase showed that spatial diversity, use of art and visual appeal, attention to the surrounding community (common worship base), design of prayer space (emphasis on the altar and dome), attention to the centrality of the yard, emphasis on natural elements and easy access to facilities (e.g. ablution area) are some of the things that should be considered in Islamic education in designing the physical environment of schools. In the interview phase, the educational educators pointed out the beauty of the prayer place, amenities, flexible and multi-functional design, the focus on the prayer space, being visible and inviting. Finally, the findings of confirmatory factor analysis identified five characteristics as a physical environment of schools in religious education: spatial diversity, beauty and visual appeal, attention to the surrounding community, a desirable prayer space, the centrality of the yard, and attention to nature.

    Keywords: physical environment, learning space, Islamic architecture, religious education