فهرست مطالب

سیاست و روابط بین الملل - پیاپی 8 (پاییز و زمستان 1399)

نشریه سیاست و روابط بین الملل
پیاپی 8 (پاییز و زمستان 1399)

  • تاریخ انتشار: 1400/07/17
  • تعداد عناوین: 12
|
  • دیاسپورا و واسازی حاکمیت دولت ملی در روابط بین الملل معاصر
    محسن کشوریان آزاد*، سید علی منوری منوری صفحه 0

    مسئله حاکمیت دو لت ها در گستره تحولات روابط بین الملل همواره یکی از مباحث اساسی مورد بحث اندیشمندان روابط بین الملل بوده است. بعد از پایان جنگ سرد و عینیت یافتن جهانی شدن، حوزه مفهومی و نظری روابط بین الملل چرخشی به امر معنایی و عرصه سیاست فرهنگی داشته است. در فضای جدید، بسترهای لازم برای مطرح شدن کنشگران سیاسی متعدد فراهم شده و حاکمیت دولت ها در روابط بین الملل با الهام گیری از چرخه جدید مسئله دار شده است. دیاسپورا از جمله مقولاتی است که در فضای جدید به عنوان کنشگران فراملی مطرح شده و جایگاه مهمی را در عرصه سیاست بین الملل و سیاست خارجی دولت ها پیدا کرده است. مقاله در پی آن است تا چگونگی تاثیرگذاری کنشگران دیاسپورا را بر حاکمیت دولت ها مورد واکاوی قرار دهد. بنابراین مقاله با روش تحلیل محتوا بر مبنای تکنیک کتابخانه ای در پی پاسخ به این پرسش است که در چرخه جدید روابط بین الملل کنشگران دیاسپورا چگونه بر واسازی حاکمیت دولت ملی اثرگذار بوده است؟ در پاسخ فرض بر آن است که در روابط بین الملل معاصر دیاسپورا در مسئله مرز، هویت، خشونت و عمل دولت مداری حاکمیت دولت ملی را بازترسیم کرده است. یافته ها نشان می دهد که حاکمیت دولت ملی در پرتو سیاست و عمل دیاسپورا در چهار مقوله فوق، به شکل های متفاوت در حال گذر و بازترسیم خود با رویه های جدید است.

    کلیدواژگان: روابط بین الملل، حاکمیت، دولت ملی، دیاسپورا، واسازی
  • رویکرد نوین روسیه نسبت به کشورهای شورای همکاری خلیج فارس
    محسن غریبی*، میثم قهرمانی صفحه 0

    سیاست روسیه نسبت به منطقه خلیج فارس، به ویژه از آغاز هزاره دوم تاکنون، ضمن توجه به بعضی از اهداف تاریخی و همچنین تحت تاثیر تحولات داخلی و سازوکارهای جدید منطقه ای و جهانی؛ شامل انگیزه های جدیدی شده است. در این مقاله، نویسندگان با توجه به رویکرد چندجانبه گرایی روسیه و تلاش این کشور برای پیوند اهداف ژیوپلیتیکی و انگیزه های ژیواکونومی در منطقه خلیج فارس، درصدد ارایه پاسخی متقن بدین سوال اند که رویکرد نوین روسیه نسبت به کشورهای شورای همکاری خلیج فارس شامل چه اهدافی می شود؟ براساس فرضیه مدنظر این پژوهش، رویکرد نوین روسیه نسبت به کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، پس از تحولات سال 2011 و با توجه به نوع سیاست ها و اختلافات اعضا و همچنین تحولات خاورمیانه و حوزه خلیج فارس، در سه گروه «عربستان، امارات و بحرین»، «کویت و عمان» و «قطر» تقسیم بندی شده و به این شورا به عنوان یک سازمان و بلوک متحد و یکپارچه نگریسته نشده است. رویکردی که مبتنی بر چندجانبه گرایی و در پیوند میان اهداف ژیوپلیتیکی و ژیواکونومی پیگیری شده است. در مقابل، کشورهای شورای همکاری نیز در جهت به حداکثر رساندن منافع و همچنین با هدف متنوع ساختن روابط خود در کنار حفظ رابطه با آمریکا و غرب، به گسترش روابط سیاسی، اقتصادی، علمی و نظامی با روسیه پرداخته اند.

    کلیدواژگان: سیاست جدید روسیه، شورای همکاری، خلیج فارس، ژئوپلیتیک، ژئواکونومی
  • وحید ذوالفقاری* صفحات 1-17

    افکار عمومی به مثابه بخشی از زیست سیاسی جوامع و کارگزار روشنگر، شر ضروری در سیاست خارجی است. در حالی که رهیافت سنتی با توجیه رازوارگی به عنوان ضرورت سیاست خارجی، تلقی رسانه های جمعی به عنوان عقل منفصل افکار عمومی و قرایت استعلایی از سیاست خارجی، منکر زیست سیاسی مستقل افکار عمومی است، قرایت نوین با انتقاد از نگاه ویترینی رهیافت سنتی، تکیه بر فرسایش انحصار اطلاعاتی سیاست گذاران در پرتو فرافرآیندهای جهانی شدن و انقلاب شناختی، قایل به تاثیر افکار عمومی بر سیاست خارجی است. اهمیت افکار عمومی در رهیافت مدرن تا حدی است که ناسازگاری شناختی بین افکار عمومی و سیاست گذاران خارجی، تصمیم گیری خردمندانه را متزلزل می سازد. در بیان دیگر، دسترس پذیری سیاست خارجی، هزاره سوم را به قرن شهروندی مبدل ساخت. بر اساس این ملاحظات، تحلیل پیوند بین افکار عمومی و سیاست خارجی به اهتمام اصلی نگاشته جاری بدل شد. برخلاف قرایت علمای روابط بین الملل که افکار عمومی را بی نگرش و کنش پذیر می پندارند، فرضیه پژوهش، افکار عمومی را به عنوان کنش گران خردورزی تلقی می کند که بر حسب محیط و موضوع تصمیم، بر سیاست خارجی اثر می گذارند. پژوهش جاری با استفاده از رهیافت جامعه شناسی کثرت گرا و تز اولویت شناختی، و روش تحلیلی- تطبیقی به آزمون فرضیه مبادرت می کند.

    کلیدواژگان: افکار عمومی، انقلاب شناختی، جهانی شدن، سیاست خارجی، قرن شهروندی
  • محمدباقر حشمت زاده، حمیدرضا حمیدفر*، یاسر قائمی صفحات 29-48

    نوشتار حاضر در پی پاسخ گویی به این پرسش اساسی است که ابزار دیپلماسی عمومی و قدرت نرم در تدوین راهبرد ایران و ترکیه در قبال سوریه و تحولات آن از چه جایگاهی برخوردار است؟ فرضیه برای پاسخ به این پرسش عبارت است از این که ایران همواره ابزار دیپلماسی عمومی مبتنی بر قدرت نرم را در راهبرد خود در قبال سوریه حفظ نموده است؛ اما ترکیه از سال 1999 تا سال 2011 دیپلماسی عمومی مبتنی بر قدرت نرم خود را در قبال سوریه حفظ نموداما با شروع تحولات سوریه رفته رفته راهبرد ترکیه به سمت استراتژی قدرت سخت بازگشت زیرا ترکیه براساس دکترین نوعثمانی گرایی به دنبال گسترش عمق استزاتژیک خود در منطقه بود و تحولات سوریه ترکیه را برای دست یابی به این هدف با حاکم نمودن اخوان المسلمین در سوریه و گسترش محور اخوانی ترغیب نمود. لذا ترکیه در تحولات سوریه در برابر دولت اسد قرار گرفت و طبیعی بود که راهبرد سیاست خارجی این کشور از قدرت نرم به قدرت سخت تغییر شکل دهد. اما ایران به دنبال حفظ جایگاه خود در منطقه و سوریه است لذا همواره حمایت خود را از دولت و ملت سوریه ابراز داشته است و دیپلماسی عمومی در راهبرد ایران در قبال سوریه تداوم داشته است. لذا تحولات سوریه بر روابط ایران و ترکیه نیز تاثیر منفی گذاشته است. در این مقاله از روش توصیفی- تحلیلی و برای گردآوری داده ها از منابع کتابخانه ای و اسنادی و برای تحلیل موضوع پژوهش، از مفهوم دیپلماسی عمومی بهره گیری شده است.

    کلیدواژگان: بحران سوریه، دیپلماسی عمومی، قدرت نرم، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، سیاست خارجی ترکیه
  • علیرضا الهامی، رضا شاملو* صفحات 51-76

    امروزه کشورهای دنیا تلاش می کنند با بهره گیری از عوامل ژیوپلیتیکی نسبت به اتخاذ راهبردهای مناسب در راستای منافع ملی خود اقدام نمایند. منطقه خلیج فارس و کشورهای پیرامونی آن یکی از مناطق حساس و راهبردی دنیا است که به دلیل ارزش های ارتباطی، ژیواکونومیکی، ژیوپلیتیکی و ژیواستراتژیکی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. مقاله حاضر با هدف تبیین و شناسایی عوامل ژیوپلیتیکی اقتصادی موثر بر راهبردهای دفاعی ج.ا.ایران در حوزه خلیج فارس اجرا شده و سعی دارد تا به پرسش اصلی آن «عوامل ژیوپلیتیکی اقتصادی موثر بر راهبردهای دفاعی جمهوری اسلامی ایران در حوزه خلیج فارس کدام اند؟»» پاسخ دهد. نوع تحقیق، توسعه ای و شیوه گردآوری داده ها و اطلاعات مورد نیاز کتابخانه ای و اسنادی و میدانی است و با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی و موردی زمینه ای تلاش گردیده تا این عوامل اقتصادی شناسایی و نسبت به تایید و تعیین نقش عوامل آن ها (در قالب بسترهای فرصت آفرین، تهدید زا، قوت و ضعف) اقدام گردد. در همین رابطه پرسش نامه های مربوطه بین جامعه آماری 40 نفری به صورت تمام شمار توزیع و با استفاده روش های تجزیه وتحلیل آمار توصیفی و استنباطی و نرم افزار SPSS به جمع بندی پاسخ های تحقیق پرداخته شده است. در نهایت 26 عامل استخراج و معرفی گردید که «وجود ذخایر مناسب نفت و گاز در ایران» و «وجود ذخایر مناسب نفت و گاز در کشورهای منطقه خلیج فارس» و «وضعیت اقتصاد ایران به دلیل فشار اقتصادی آمریکا و سایر کشورهای منطقه در قالب تحریم های فلج کننده» به عنوان مهم ترین عوامل ژیوپلیتیک اقتصادی موثر بر راهبردهای دفاعی ج.ا.ایران در حوزه خلیج فارس رتبه بندی گردیدند.

    کلیدواژگان: ژئوپلیتیک، عوامل ژئوپلیتیک اقتصادی، راهبرد دفاعی، خلیج فارس، جمهوری اسلامی ایران
  • سعید چهرآزاد*، مریم فخرآبادی، فاطمه بائی صفحات 77-90

    همه گیری جهانی کووید-19 موجبات آن را فراهم نمود تا از این طریق بتوان ابعاد گونا گون این بحران جهان گستر را مورد واکاوی و ارزیابی قرار داد. یکی از مواردی که برای کشورمان بسیار مهم تلقی می شود، مقوله سیاستگذاری نهادهای بین المللی در مواجهه با ایران در زمانه و زمینه بحران های عالم گیر است. نهادهای جهانی تحت تاثیر بلوک های قدرت و هژمون های جهانی رویکرد سیاست زده را جایگزین رهیافت سیاستگذارانه خود می کنند. نویسندگان تلاش می کنند و با استفاده از چهارچوب نوگرامشی گرایی علت این بحران ها را از نقد سرمایه داری متاخر و آسیب ها و چالش های منبعث از آن آغاز نمایند. سپس با تاکید بر نقش نهادهای بین المللی در سیاستگذاری جهانی به این سوال پاسخ دهند که نهادهای فوق چه نسبتی با سیستم سرمایه داری متاخر و نمایندگان آن دارند؟ سپس با روش فراترکیب ادبیات نظری نوگرامشین ها در اقتصاد سیاسی بین الملل به سوال اصلی مقاله یعنی علت رفتارهای متناقض نمای این نهادها و بازیگران غیردولتی در قبال ایران درگیر اپیدمی کرونا چیست، پاسخ دهند. فرضیه این پژوهش نیز این است که برداشت ساده انگارانه از نظام بین الملل، مکانیسم همکاری بین المللی را به خوبی مورد ژرفاکاوی قرار نمی دهد و از این رو هژمون با سازواره ای سلسله مراتبی در پی صورت بندی جانبدارانه سیاست گذاری جهانی بوده است.

    کلیدواژگان: سیاستگذاری سلامت جهانی، نهادهای بین المللی، اقتصاد سیاسی نوگرامشی گرایی، کرونا، هژمون
  • رضا بخشی آنی*، مجید عباسی، هانیه دانشور صفحات 91-111

    موسسه آمریکن اینترپرایز یکی از مهم ترین اندیشکده ها در شکل دهی سیاست خارجی دولت جمهوری خواه ایالات متحده است و پژوهش حاضر نیز با رویکرد تحلیلی-توصیفی و استفاده از نظریه بازی ها نقش این اندیشکده در جهت دهی به سیاست خارجی امریکا علیه ایران را بررسی می کند. در این مقاله، گزارش های این اندیشکده با رویکرد تحلیلی-توصیفی در خصوص ایران در شش دسته تفکیک شده موردبررسی محتوایی قرارگرفته است. سپس با استفاده از رویکرد آماری، جایگاه و سهم ایران از حجم فعالیت های این اتاق فکر محاسبه شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد خطوط سیاستی موسسه آمریکن اینترپرایز در مورد ایران در شش حوزه خاورمیانه، اطلاعات، دفاع، تروریسم، امریکای لاتین و مرکز تهدیدهای حساس و بحرانی تاثیر به سزایی در شکل گیری سیاست خارجی دولت ترامپ در خصوص ایران داشته است. با تکیه بر داده های آماری، حدود 85 درصد از گزارش های این موسسه متمرکز بر دو حوزه خاورمیانه و تروریسم است که بیشترین تاثیر را در برجسته سازی تهدید سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ترور سردار سلیمانی و همچنین تدوین راهبرد خروج از برجام توسط دولت ایالات متحده داشته است. درنهایت، با بهره گیری از نظریه بازی ها و تحلیل راهبرد ارایه شده از سوی این اندیشکده جهت خروج از برجام نشان داده می شود که انتخاب هر گزینه دیگری منجر به کاهش بازده مورد انتظار دولت ایالات متحده می شود. درنتیجه، خروج از برجام منجر به شکل گیری یک تعادل نش در تقابل بین دو کشور می شود که هیچ کشوری انگیزه خروج از وضعیت تعادلی موجود را نخواهد داشت.

    کلیدواژگان: اندیشکده، موسسه امریکن اینترپرایز، سیاست خارجی امریکا، خاورمیانه، تروریسم
  • عارف بیژن*، اکبر ولی زاده صفحات 113-133

    با تهدید تحمیل شده بر جامعه ی جهانی به واسطه ی شیوع ویروس کرونا (کووید- 19)، رویکرد برخی کشورها و نحوه برخورد آنها با این بحران جهانی قابل توجه است. به ویژه اینکه در پرتو سیاست های هوشمندانه ی آنها در شرایط بحرانی این چنین، نقش منافع ملی و چه بسا اهداف جهانیشان قابل اغماض نیست. در جریان این بحران، بررسی روسیه یک مطالعه ی موردی مناسب است. گرچه این کشور نیز همچون سایر کشورهای دیگر از عواقب این بحران جهانی متاثر گردیده است، لیکن از آنجایی که روسیه عمدتا بر احیای چهره جهانی خود از طریق دیپلماسی عمومی متمرکز بوده است، بنابراین نقش آن در مقابله با این ویروس همه گیر نیز متفاوت از غالب کشورهای درگیر می باشد. سوال اصلی در پژوهش حاضر این است که ویروس کرونا چه تاثیری بر سیاست خارجی روسیه در قبال کشورهای دریافت کننده کمک داشته است. گرچه به باور برخی، سیاست خارجی روسیه در مواجهه با این بحران چندان موفق نبوده و بیشتر در راستای اهداف خود با استفاده از قدرت هوشمند است، لیکن پژوهش حاضر نشان می دهد همین اقدامات هوشمندانه ی روسیه با تکیه بر قدرت نرم و درجهت جذب و جلب اذهان عمومی به سمت درکی مطلوب از روسیه به عنوان کشوری قدرتمند و اثرگذار در سراسر جهان است. نتایج نشان می دهد کمک های مالی و بهداشتی روسیه به کشورهای دیگر برای مبارزه با کرونا و همچنین تولید واکسن، سبب شد که قدرت نرم روسیه افزایش یابد و وجهه بین المللی آن بهبود یابد و به یک پرستیژ منطقه ای و جهانی دست پیدا کند. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی-تحلیلی است.

    کلیدواژگان: کووید-19، قدرت نرم، روسیه، سیاست خارجی، دیپلماسی
  • مهدی هدایتی شهیدانی*، میلاد سلمانزاده، محمدرضا بابایی صفحات 137-152

    با به قدرت رسیدن دونالد ترامپ به عنوان رییس جمهور آمریکا، بحران افغانستان که از سال 2001 بر سیاست خارجی واشنگتن سایه افکنده است، وارد مرحله جدیدی شد. نکته قابل توجه در این مرحله پذیرش رسمی طالبان به عنوان واقعیتی سیاسی و میدانی در عرصه قدرت در افغانستان است که آمریکا را در مدار رویکرد صلح با طالبان و به دنبال آن پایان دادن به جنگ در افغانستان قرار داده است. هدف اصلی در مقاله حاضر بررسی سیاست خارجی آمریکا در صلح با گروه طالبان است. بر این اساس با بهره گیری از روش توصیفی - تحلیلی و منابع کتابخانه ای، این سوال اصلی را مطرح می کند که سیاست خارجی ترامپ در صلح با گروه طالبان چگونه تبیین می شود و مهم ترین عوامل موثر بر آن چیست؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که ترامپ در انعقاد توافق صلح با طالبان از رویکرد نوانزواگرایی بهره برد که نوعی بین الملل گرایی گزینشی است و یک سیاست خارجی منفعت محور را ارایه می دهد. در این چارچوب آمریکا در دوره ترامپ سعی کرد با کمترین هزینه ممکن در افغانستان حضور داشته باشد و بحران در این کشور را مدیریت کند. مهم ترین عوامل موثر بر صلح آمریکا و طالبان نیز در دو سطح تغییرات سیاست های آمریکا و وضعیت میدانی و سیاست های دولت افغانستان قابل بررسی است.

    کلیدواژگان: افغانستان، سیاست خارجی آمریکا، انزواگرایی، ترامپ، طالبان
  • محسن جمشیدی*، مهدی احمدی، میر ابراهیم صدیق صفحات 175-193

    پس از حوادث یازده سپتامبر تاکنون ناتو یکی از مهمترین بازیگران مداخله گر در منطقه بوده و نقش تعیین کننده ای در ساختار امنیتی آن داشته است.ایجاد فضای جدید ژیوپلیتیک و گسترش حریم امنیتی برای کشورهای عضو پیمان ناتو در منطقه خاورمیانه، به منزله تنگ کردن عرصه نفوذ، واپاش(کنترل) راهبردی و تهدید عمق راهبردی و منافع و امنیت ملی ج.ا.ایران تلقی میگردد. لذا، توسعه قلمرو ناتو در خاورمیانه از طریق پذیرش اعضای جدید در چارچوب اهداف امنیتی ایالات متحده و نظم امنیتی دلخواه در منطقه خاورمیانه می باشد. که این وضعیت می تواند سناریوهای مختلفی را در حوزه امنیتی جغرافیای پیرامون ایران رقم بزند که قدر مسلم آن خطر و تهدید بودن حضور ناتو برای جمهوری اسلامی ایران خواهد بود. سوال این است که استراتژی نظامی ناتو در خاورمیانه چه تاثیری بر امنیت جمهوری اسلامی ایران دارد؟ بنظر میرسد، حضور ناتو در کشورهای خاورمیانه برای پر کردن خلاء قدرت در منطقه میباشد و حضور طولانی مدت ناتو در اطراف مرزهای ج.ا.ایران باعث کاهش امنیت ملی ج.ا.ایران در خاورمیانه میشود. پژوهش فوق از نوع تحلیلی- بنیادی ، با رویکرد توصیفی - تحلیلی و با روش کیفی - تفسیری صورت پذیرفته است . روش گرداوری داده های پژوهش نیز از طریق مطالعات کتابخانه ای انجام گرفته است . هدف از این پژوهش بررسی تاثیر حضور ناتو بر رویکرد امنیتی جمهوری اسلامی بعد از یازدهم سپتامبر 2001 تا کنون میباشد.

    کلیدواژگان: امنیت ملی، سپر دفاع موشکی، خاورمیانه، 11 سپتامبر، ناتو
  • فریبرز ارغوانی پیرسلامی * صفحات 211-229

    یکی از زمینه‌های مغفول در مطالعه کشورها در دانش روابط بین‌الملل بررسی و توجه به ویژگی‌های نظام‌های سیاسی و ترتیبات نهادی آن‌هاست. . از زمانی که بحث ظهور چین به عنوان یک قدرت جدید در عرصه بین‌المللی مورد توجه گرفته است عمده تلاش‌ها برای تبیین جایگاه و آینده چین به تاثیر ساختار نظام بین‌المللی و رابطه دولت با محیط‌های منطقه‌ای و جهانی این کشور معطوف شد. هدف این مقاله نشان دادن ریشه‌های ساختاری و نهادی تصمیم‌گیری در نظام سیاسی چین است. بر همین اساس، این مقاله با روش توصیفی-تبیینی و درک جایگاه نظام سیاسی و تحولات نهادی در جمهوری خلق چین به دنبال بررسی روندهایی است که تحول آن‌ها نشان می‌دهد که چگونه رفتار داخلی و بین‌المللی جمهوری خلق چین در دهه‌های اخیر دچار تغییر شده است. بررسی ساختار نهادها نشانگر نوع رفتار داخلی و واشکافی نسل‌های رهبری و جناح‌های درون حزبی موید نوع نگرش به رفتارهای چین در عرصه بین‌المللی است. یافته‌های این مقاله نشان می‌دهد که پویایی‌های نهادی تصمیم‌سازی در چین مولد شاخص‌هایی بوده که الگوی رفتاری این کشور را در داخل و خارج به عمل‌گرایی نزدیک کرده است. این ویژگی‌ها عبارت‌اند از: ارجحیت یافتن تخصص بر تعهد، توجه به برتری حزب و قدرت آن، کاسته شدن از اهمیت نظامیان و توجه به تکنوکرات‌ها و تغییر مبنای مشروعیت نظام سیاسی از ایدیولوژی به کارآمدی.

    کلیدواژگان: حزب کمونیست، حکمرانی، چین، دولت، نظام سیاسی
  • محمدجواد رنجکش*، سعیده سادات گرامیان صفحات 231-248

    عموما در دیرینه شناسی نظریه یا مکتب ریالیسم،به هابز، ماکیاول یا در متون کلاسیک به کاتیلیای هندی،مکتب شون دزو در چین و در آراء اسلامی به ابن مقفع استناد می شود.ضرورت طرح چنین آرای و اندیشه هایی را می توان در ضروریات دهه 1930 و 1940 در پی وقوع دو جنگ بزرگ جهانی جستجو کرد.آن زمان که درپی، ناکامی اندیشه های آرمانگرایانه در جلوگیری از جنگ ه ا ومنازعات، نیاز محافل آکادمیک به دیدگاهی نوین و مبتنی بر واقعیت ها احساس میشد.این مقاله در تلاش است تا با بازخوانی آثار متعدد توماس هابز،تفاسیر واقع گرایانه از توماس هابز را اصلاح کند. این بدان معنی است که هابز به آن اندازه که غالبا تصور میشود به درک واقع گرایانه از روابط بین الملل، نزدیک نیست. با توجه به تصور هابز از انسان و وضعیت طبیعی، شکل گیری لویاتان و قانون طبیعت، می توان استدلال نمود که درک هابز از روابط بین الملل همیشه هم تعارض آمیز نبوده و امکان تنظیم منافع متناقض وجود دارد؛تفسیری که منجر به امکان اتحاد و همکاری در روابط بین الملل می شود.انگاره این نوشتار آن است که برایند نوشتارهای هابز حاکی از آن است که هابز نه صرفا ریالیست،که خردگرا نیز می باشد.روش این نوشتار مبتنی بر روش اسنادی و کتابخانه ای و تحلیل متن می باشد.

    کلیدواژگان: هابز، دولت، رئالیسم، خردگرایی
|
  • Diaspora and the deconstruction of national government sovereignty in contemporary international relations
    Mohsen Keshvarian Azad *, Sayed Ali Monavari Page 0

    The issue of state sovereignty in the context of developments in international relations has always been one of the main topics discussed by international relations thinkers. After the end of the Cold War and the objectification of globalization, the conceptual and theoretical realm of international relations has shifted to semantics and the field of cultural policy. In the new space, the necessary grounds have been provided for the emergence of various political actors, and the sovereignty of states in international relations has become problematic with the inspiration of the new cycle. Diaspora is one of the categories that have been introduced in the new space as transnational actors and has found an important place in the field of international politics and foreign policy of governments. The article is looking to examine the impact of diaspora actors on the sovereignty of governments. Therefore, with the method of content analysis based on the library technique to answer the question of how in the new cycle of international relations of diaspora actors, it has affected the deconstruction of the sovereignty of the national government? In response, it is assumed that in contemporary international relations, the diaspora has redrawn the sovereignty of the nation-state on the issue of borders, identity, violence, and state-oriented action. The findings show that the sovereignty of the national government in the beam of the policy and practice of the diaspora in the above four categories, in different ways is passing and redrawing itself with new procedures.

    Keywords: International Relations, Sovereignty, National Government, Diaspora, Deconstruction
  • Russia's new approaches towards GCC countries
    Mohsen Gharibi *, Meysam GHAHREMANY Page 0

    Russia's policy towards the Persian Gulf region, especially since the beginning of the second millennium until now- while paying attention to some historical goals and also under the influence of internal developments and new regional and global mechanism- Includes new motivations. In this article, the authors seek to provide a convincing answer to this question: given Russia's multilateralism approach and its efforts to link geopolitical goals and geo-economics incentives in the Persian Gulf region what are the goals of Russia's new approach to the GCC countries? According to the hypothesis of this study, Russia's new approach to the GCC countries, after the developments in 2011 and according to the type of policies and differences of members, as well as developments in the Middle East and the Persian Gulf, in three groups "Saudi Arabia, UAE and Bahrain", "Kuwait and Oman" and "Qatar" are divided and the council is not seen as a united organization and bloc. This approach is based on multilateralism and is pursued in connection with geopolitical and geo-economics goals. In contrast, the GCC countries have expanded political, economic, scientific and military ties with Russia in order to maximize their interests, as well as to diversify their relations with the United States and the West.

    Keywords: Russia New policy, Persian Gulf, Gulf Cooperation Council, Geopolitic, Geo-economics
  • Vahid Zolfaghari * Pages 1-17

    As a part of political life and illuminating broker, public opinion is a necessary evil in foreign policy. While the traditional approach considers confidentiality as the main element of foreign policy, regarding mass media as a detached intellect of public opinion and idealistic interpretation about foreign policy, repudiate the independent political life of public opinion, the new approach emphasizes the influence of public opinion on foreign policy by criticizing the traditional approach and accents on the reduction of the informative monopoly of policymakers due to globalization and the cognitive revolution. The importance of public opinion in the modern approach is such that the inconsistency between public opinion and foreign policymakers will decrease rational decision making. In other words, the availability of foreign policy has turned the new millennium into a citizenship’s century. Accordingly, analyzing the relationship between public opinion and foreign policy is the main question of this paper. Despite the interpretations of the researchers of international relations that consider public opinion as unattractive and inactive forces, the main hypothesis of this paper regards public opinion rational actor who affects the foreign policy according to the environment and the subject of the decision. This paper will test the hypothesis by using the pluralistic sociology approach and cognitive priority.

    Keywords: public opinion, cognitive revolution, Globalization, foreign policy, citizenship century
  • Mohamad Bagher Heshmat Zadeh, Hamidreza Hamidfar *, Yasser Ghaemi Pages 29-48

    The present article seeks to answer the fundamental question of what is the place of the tools of public diplomacy and soft power in formulating the strategy of Iran and Turkey towards Syria and its developments? The hypothesis to answer this question is that Iran has always maintained the tools of public diplomacy based on soft power in its strategy towards Syria; But from 1999 to 2011, Turkey maintained its soft diplomacy based on soft power towards Syria, but with the beginning of the Syrian developments, Syria's strategy gradually turned to a hard power strategy. Because Turkey, according to the doctrine of Ottomanism, sought to expand its strategic depth in the region, and the developments in Syria encouraged Turkey to achieve this goal by establishing the Muslim Brotherhood in Syria and expanding the Brotherhood axis. Therefore, Turkey faced the Assad government in the developments in Syria, and it was natural that the foreign policy strategy of this country would change from soft power to hard power. But Iran seeks to maintain its position in the region and Syria, so it has always expressed its support for the Syrian government and people, and public diplomacy has continued in Iran's strategy towards Syria. Therefore, the developments in Syria have also had a negative impact on Iran-Turkey relations. In this article, the descriptive-analytical method is used to collect data from library and documentary sources and in order to refine and systematize the research findings, the concept of public diplomacy is used.

    Keywords: Syrian Crisis, Public Diplomacy, Soft Power, Foreign Policy of the Islamic Republic of Iran, Turkish Foreign Policy
  • Reza SHAMLOO * Pages 51-76

    Today, the countries of the world are trying to take advantage of geopolitical factors to adopt appropriate strategies in with their national interests. The Persian Gulf region and its surrounding countries is one of the most sensitive and strategic regions in the world, which is of great importance due to its communication, geo-economic, geopolitical and geostrategic values. Thic article aims to explain the geopolitical economic factors affecting the defense strategies of the Iran in the Persian Gulf and tries to answer the main question "What are the geopolitical economic factors affecting the defense strategies of the Iran in the Persian Gulf?. The type of research, development and method of collecting information required by libraries, documents and field is and by using descriptive-analytical and case-based methods, an attempt has been made to identify these economic factors and to approve them. And determine their factors (in the form of opportunities, opportunities, threats, strengths and weaknesses). In this regard, the relevant questionnaires were distributed statistical population of 40 people in full and using descriptive and inferential statistical analysis methods and SPSS to summarize the research answers. Finally, 26 factors were extracted: "Existence of suitable oil and gas reserves in Iran", "Existence of appropriate oil and gas reserves in the countries of the Persian Gulf region" and "Iran's economic situation due to economic pressure from the United States and other countries in the region were ranked as the most important economic geopolitical factors affecting the defense strategies of the Iran in the Persian Gulf.

    Keywords: Geopolitics, Economic geopolitical factors, Defense strategy, Persian Gulf, Islamic Republic of Iran
  • Saeed Chehrazad *, Maryam Fakhrabadi, Fatemeh Baee Pages 77-90

    The Kuwait-19 global pandemic enabled the various dimensions of this global crisis to be explored and evaluated. One of the most important issues for our country is the policy-making of international institutions in the face of Iran in the time and context of global crises. Influenced by global power blocs and hegemony, global institutions are replacing their policy-making approach with a policy-making approach.The authors try to start the cause of these crises from the critique of late capitalism and the harms and challenges arising from it, using the framework of neo-modernism. Then, by emphasizing the role of international institutions in global politics, answer the question: what is the relationship between these institutions and the late capitalist system and its representatives? Then answer the main question of the article, what is the reason for the contradictory behaviors of these institutions and non-governmental actors towards Iran, which is affected by the Corona epidemic, by the method of transcendental theoretical literature of neo-settlers in international political economy. The hypothesis of this research is that the simplistic understanding of the international system does not thoroughly explore the mechanism of international cooperation, and therefore the hegemon has sought a biased formulation of global policy with a hierarchical structure.

    Keywords: Global Health Policy, International Institutions, Nogrammatic Political Economy, Corona, Hegemon
  • Reza Bakhshiani *, Majid Abbasi, Hanieh Daneshvar Pages 91-111

    American Enterprise Institute (AEI) is a think tank that has a leading role in shaping US republicans’ foreign policy. The current study applies a descriptive-analytic method and the Game Theory to indicate the role of AEI in shaping US foreign policy against Iran. This study follows a descriptive-analytic method to content-analyze AEI’s published reports on Iran. The present study also adopts a statistical approach to calculate the weight and share of Iran related reports that are published at this think tank. The results indicate that AEI’s policy against Iran, including the six categories of Middle East, Intelligence, Defense, Terrorism, Latin America and Critical Threats’ Center has a significant effect in shaping Trump administration’s Iran foreign policy. According to the statistical data, about 85 percent of AEI’s reports on Iran, concentrate on Middle East and Terrorism, highlighting the Islamic Revolutionary Guard Corps’ (IRGC) threats, General Ghasem Suleimani's assassination and the development of US withdrawal from JCPOA. Finally, the application of Game Theory and analysis of this think tank's strategies toward the withdrawal of US from JCPOA indicates that other choices of US against Iran will reduce the efficiency of desired Iran diplomacy. Therefore, US withdrawal from JCPOA will result in a Nash Equilibrium between the two countries and they won't be reluctant to get out of this equilibrium state.

    Keywords: Think Tank, American Enterprise Institute, American Foreign Policy, Middle East, Terrorism
  • Aref Bijan *, Akbar Valizadeh Pages 113-133

    Given the threat posed to the international community by the outbreak of the coronavirus, the approach of some countries and how they have dealt with this global crisis is remarkable. In particular, the role of national interests and perhaps their global goals in their smart policies in such critical situations is not negligible. During this crisis, the study of Russia is a good case study. Although Russia like other countries, is affected by the consequences of this global crisis, but because Russia has focused primarily on reviving its global image through public diplomacy, its role in countering the coronavirus is also different from that of most of the countries involved. main question in the present study is that what effect the corona epidemic has had on Russia's foreign policy towards countries receiving aid. Although some believe that Russia's foreign policy has not been very successful in dealing with this crisis and has been more in line with its goals by using smart power, but the present study shows that these contradictory but intelligent actions of Russia relying on soft power and in order to attract the public mind towards the desired understanding of Russia as a powerful and influential country around the world. results show that Russia's financial and health assistance to other countries in the fight against Corona, as well as the production of vaccines has increased Russia's soft power and its international face emerged and gained a regional and global prestige. research method in this research is descriptive-analytical.

    Keywords: Covid-19, soft power, Russia, foreign policy, Diplomacy
  • Mehdi Hedayati Shahidani *, Milad Salmanzadeh, Mohammadreza Baba&#, I Pages 137-152

    With the coming to power of Donald Trump as President of the United States, the Afghanistan crisis, which has overshadowed Washington's foreign policy since 2001, entered a new phase. The noteworthy point at this stage is the official acceptance of the Taliban as a political and field reality in the field of power in Afghanistan, which has put the United States in the orbit of a peace approach with the Taliban and subsequently ending the war in Afghanistan. The main purpose of this article is to examine US foreign policy in peace with the Taliban. Based on this, using descriptive-analytical method and library resources, it raises the main question of how Trump's foreign policy in peace with the Taliban is explained and what are the most important factors influencing it? The findings show that Trump used a neo-separatist approach in concluding a peace agreement with the Taliban, which is a selective internationalism that offers a utilitarian foreign policy. In this context, the United States during the Trump era tried to be present in Afghanistan at the lowest possible cost and manage the crisis in this country. The most important factors influencing the peace between the United States and the Taliban can be examined in two levels: changes in US policies and the field situation and policies of the Afghan government.

    Keywords: Afghanistan, US foreign policy, isolationism, Trump, Taliban
  • Mohsen Jamshidi *, Mehdi Ahmadi, Mer Ebrahim Sedeegh Pages 175-193

    Since elleven septamber, NATO has been one of the most important intervening actors in the region and has played a decisive role in its security structure. Therefore, the expansion of NATO territory in the Middle East is through the admission of new members within the framework of US security goals and the desired security order in the Middle East. This situation can create different scenarios in the security field of the geography around Iran, which will certainly be a threat and threat to the presence of NATO for the Islamic Republic of Iran. The question is, what effect does NATO's military strategy in the Middle East have on the security of the Islamic Republic of Iran? It seems that NATO's presence in the Middle East is to fill the power vacuum in the region, and NATO's long-term presence around the borders of the Islamic Republic of Iran reduces the national security of the Islamic Republic of Iran in the Middle East. The above research is of analytical-fundamental type, with a descriptive-analytical approach and a qualitative-interpretive method. The method of collecting research data has also been done through library studies. The purpose of this study is to investigate the impact of NATO presence on the security approach of the Islamic Republic after elleven septamber.

    Keywords: The Middle - East, national security, 11 September, NATO, Missile defense-shield
  • fariborz arghavani * Pages 211-229

    One of the most neglected streams in International Relations discipline is to evaluate of political systems structures and their institutional categories. Structure of political systems is very important because of its role in understand of countries behavioral patterns. Since the discussions about china rise in international system is declared, most researches and endeavors to description and explanation of the event and china future are concentrated on impacts of international system structure and the state relations with regional and global sphere. Since the discussions about china rise in international system is declared, most researches and endeavors to description and explanation of the event and china future are concentrated on impacts of international system structure and the state relations with regional and global sphere. This article with rely on descriptive-explanative method and refer to role of political system and institutional developments in peoples Republics of China is seek to evaluation of trend that their changes demonstrates how china internal and international behavior are transformed in last decades? The results of the article shows decision-making institutional dynamics in china has produced some indicators that influenced china both internal and external behavioral patterns and have approximated it to pragmatism. This indicators are included: preference of expertism in compare to obligation, the party and its power priority, decrease of The military power and influence, and in contrast, promotion of technocrats role and importance of efficacy as legitimacy of political system.

    Keywords: China, Communist Party, Governance, Political System, State
  • Mohammad Javad Ranjkesh *, Saeede Sadat Geramian Pages 231-248

    In the paleontology of the theory or school of realism, ،thomas Hobbes, Machiavelli, or in classical texts, the Indian Catilia, the Sean Dezoo school in China, and in Islamic thought, Ibn Muqaffa are generally cited. 1930 and 1940 followed the outbreak of the two great world wars. At a time when, following the failure of idealistic ideas to prevent wars and conflicts, the need for academic circles to have a new and fact-based perspective was felt. Correct realistic interpretations of Thomas Hobbes by rereading numerous works by Thomas Hobbes. This means that Hobbes is not as close to a realistic understanding of international relations as is often thought. Given Hobbes 'conception of man and the natural state, the formation of Leviathan, and the law of nature, it can be argued that Hobbes' understanding of international relations is not always conflicting and that there is a possibility of regulating conflicting interests, an interpretation that leads to unity and cooperation. In international relations. The idea of ​​this paper is that the result of Hobbes's writings is that Hobbes is not only a realist, but also a rationalist. The method of this writing is based on documentary and library methods and text analysis.

    Keywords: Hobbes, state, person, rationalism, realism