فهرست مطالب

علمی شیلات ایران - سال سی‌ام شماره 1 (پیاپی 123، فروردین و اردیبهشت 1400)
  • سال سی‌ام شماره 1 (پیاپی 123، فروردین و اردیبهشت 1400)
  • تاریخ انتشار: 1400/03/17
  • تعداد عناوین: 15
|
  • محمدامین اورنگی، عبدالواحد رحمانی*، علیرضا محدثی، ناصر کوسج صفحات 1-12

    این پژوهش به منظور اندازه گیری مقادیر فلزات سنگین سرب، نیکل، روی، آهن و مس در بافت خوراکی ماهی مید Liza klunzingeri جزایر (قشم، هنگام و هرمز) در استان هرمزگان، طی فصول تابستان و زمستان 1398 انجام شد. پس از زیست سنجی 180 نمونه صید شده در جزایر مورد مطالعه، بافتهای عضله جدا شدند و فریزدرایرگردیدند. سپس نمونه ها به روش هضم اسیدی آماده سازی شدند و میزان فلزات سنگین مورد نظر با استفاده از دستگاه جذب اتمی شعله‎ای (مدل 700Contr AA)  مورد سنجش قرار گرفت. نتایج این تحقیق نشان داد که بیشترین میانگین غلظت فلزات سنگین (سرب 009/0±082/0، نیکل07/0±646/0، روی 33/1±97/31 و مس 03/0±881/0 میکروگرم بر گرم) در جزیره قشم و بیشترین میانگین غلظت فلز سنگین (آهن 75/0±30/19 میکروگرم بر گرم) در جزیره هرمز و کمترین میانگین غلظت فلزات سنگین (سرب 007/0±036/0، نیکل05/0±348/0، روی06/1±13/15، مس03/0±657/0 و آهن 4/0±13/12 میکروگرم بر گرم) در جزیره هنگام مشاهده شد. غلظت فلزات در نمونه های آنالیز شده در مقایسه با استانداردهای بین المللی سازمان جهانی و کشاورزی FAO، سازمان بهداشت جهانی WHO، سازمان غذا و دارو امریکا FDA، مرکز ملی بهداشت و پزشکی استرالیا NHMRC و وزارت کشاورزی و غذای انگلستان UKMAFF پایین تر بود و از لحاظ آماری اختلاف معناداری را نشان می داد. همچنین میزان پتانسیل خطرپذیری و شاخص خطر برای بیماری ‎های غیرسرطانی در بالغین و کودکان در بافت عضله این ماهی کمتر از 1 به دست آمد، لذا بر اساس نتایج این تحقیق در حال حاظر استفاده از این گونه ماهی برای مصارف انسانی مشکلی را از دیدگاه سلامت و بهداشت عمومی ایجاد نخواهد کرد.

    کلیدواژگان: Liza klunzingeri، ماهی مید، فلزات سنگین، خلیج فارس
  • شهرزاد بریمانی، مسعود هدایتی فرد*، علی معتمدزادگان، عباس بزرگنیا صفحات 13-23

    هدف این مقاله شناسایی و مقایسه ترکیبات ریزمغذی های معدنی، رنگ و تفاوت ساختار ژنتیکی بین خاویار فیل ماهی (Huso huso) وحشی دریای مازندران و خاویار فیل ماهی پرورش یافته در آب شیرین بود که در کمک به شفافیت بازار خاویار فیل ماهی برای تثبیت ارزش کیفی و غذایی خاویار پرورشی و نیز شناسایی ژنتیکی خاویار وحشی و پرورشی فیل ماهی نقش به سزایی دارد. اندازه گیری ریزمغذی های معدنی با استفاده از روش های جذب اتمیک، اسپکتروفتومتری و طیف سنجی شعله، رنگ با استفاده از دستگاه رنگ سنج و بررسی تفاوت ژنتیکی نیز با استفاده از روش توالی یابی PCR صورت گرفت. نتایج نشان دادند که در خاویار فیل ماهی وحشی میزان ریزمغذی های کلسیم، منیزیم، فسفر و پتاسیم به طور معنی داری بالاتر از نمونه پرورشی بود در حالی که در نمونه خاویار پرورشی مقادیر آهن، مس و روی بالاتر بودند (05/0>p). میزان سدیم در دو نمونه خاویار وحشی 72/2±43/4239 و پرورشی 18/2±21/4237 (میکروگرم بر گرم وزن تر)، با یکدیگر تفاوت معنی داری نداشتند (05/0>p). میزان شاخص رنگ L در خاویار فیل ماهی وحشی 29/28 و در خاویار فیل ماهی پرورشی 46 (درصد)، میزان a نیز به همان ترتیب 34/1 و 66/2 (درصد) و مقدار b نیز 72/10 و 27/16 (درصد) بود (05/0>p)، تفاوت رنگ (ΔE) بین دو نمونه 21/15 بود. ساختار ژنتیکی دو نمونه خاویار تفاوت معنی داری با یکدیگر نشان ندادند. در مجموع، ریزمغذی های معدنی مورد اندازه گیری و رنگ بین دو نمونه تفاوت معنی داری داشتند، ولیکن ساختار ژنتیکی نمونه پرورشی تفاوت معنی داری با نوع وحشی خود نداشت.

    کلیدواژگان: تفاوت ژنتیکی، خاویار، رنگ، فیل ماهی، ریزمغذی های معدنی
  • محمدعلی افرائی بندپی*، غلامرضا سالاروند، حسن نصرالله زاده ساروی، متین شکوری، مهدی نادری، ابولقاسم روحی، رضا دریانبرد، فریبا واحدی، ایرج رجبی صفحات 25-36

    این پژوهش در راستای برنامه انتقال آب دریای خزر به فلات مرکزی در سواحل جنوبی دریای خزر و منطقه گهرباران در سال 93-1392 انجام شد. هدف از این مطالعه بررسی روابط بین برخی پارامترهای فیزیکی- شیمیایی آب و رسوبات بستر  با پراکنش، تراکم و زی توده گونه های مختلف از راسته دوجورپایان (Amphipoda) در نیم خط ها، عمق، ایستگاه و فصول می باشد. در مجموع، یک گونه Niphargoides caspius از خانواده  Gammaridae و 4 گونه Stenogammarus similis، Stenogammaus macrurus، Stenogammarus carausui و Stenogammarus compresus  از خانواده Pontogammaridae شناسایی شدند. نمونه برداری به صورت ماهانه و در 8 ایستگاه در اعماق 5، 10 و 15 متر در 2 نیم خط عرضی عمود بر ساحل صورت پذیرفت. در مجموع، 15118 عدد از دوجورپایان شمارش که بیشترین فراوانی (68%) متعلق به گونه S. compresus و کمترین فراوانی (%2) متعلق به گونه N. caspius بود. درکل، میانگین (±خطای معیار) فراوانی و وزن توده زنده (زی توده) دوجورپایان در طول دوره به ترتیب 08/14±128 عدد در مترمربع و 01/0±15/0 گرم در مترمربع به دست آمد. بر اساس آزمون اسپیرمن، فراوانی گونه  S. carausui، S. macrurus و S. similis با دانه بندی رسوبات (شن) رابطه معنی داری داشت (01/0>p). آنالیز چند متغیره خوشه ای براساس ضریب همبستگی اسپیرمن بر روابط بین میزان تراکم و زی توده گونه های مختلف دوجورپایان با برخی از پارامترهای محیطی، اندازه ذرات و مواد آلی رسوبات بستر نشان داد که اعضاء این گروه با منطقه ای دارای بستری از جنس شن و اکسیژن محلول همبستگی بیشتری دارند که مربوط به خاستگاه اکولوژیک این گروه از موجودات می باشد.

    کلیدواژگان: فراوانی، زی توده، دوجورپایان، گهرباران، دریای خزر
  • سید قاسم قربان زاده زعفرانی*، فرهاد حسینی طایفه، سیده بهاره عظیمی، مهدی گندمکار، مهدی غلامعلی فرد، جلیل بادام فیروز صفحات 37-52

    در مطالعه حاضر، رسوبات سطحی در طول 9 ایستگاه (از بیلقان تا سرشاخه های ولایت رود و وارنگه رود) به صورت فصلی در طول سال های 97-1396 جمع آوری و کیفت آب با استفاده از شاخص غنی شدگی (EF) و بارآلودگی (PLI) ارزیابی شد. درصد شن، سیلت و رس نمونه رسوب به ترتیب 78، 17 و 5 تعیین شد. میانگین سالانه  Zn (ppm 6/8 ± 08/68)، Pb (ppm 99/5 ± 9/15)، Ni (ppm 87/4±33/24)، Fe (%53/0±56/3)، Al (%99/1±35/7)، Cu (ppm 2/30±0/41)، Cr (ppm45/11±08/36)، V (ppm 3/23±9/88)، As (ppm2/1±0/8)، TN (%07/0±42/0) و TP (%05/0±1/0) بوده است. بر اساس آنالیز خوشه ای، آسارا و شهرستانک (گروه 1)، پل خواب و گچسر (گروه 2)، بیلقان، وارنگه رود، حسنکدر و دیزین (گروه 3) و پل چوبی (گروه 4) دسته بندی شدند. میزان مواد مغذی و فلزات سنگین ایستگاه ها، از استانداردهای PEL و SEL کمتر بودند. شاخص غنی شدگی کروم (0/0±2/0) و آهن (1/0±8/0) در کلیه ایستگاه ها در حد فاقد غنی شدگی و سایر فلزات در اکثر ایستگاه ها در حد غنی شدگی کم و آرسنیک (1/1±9/4)، در حد غنی شدگی متوسط تا شدید محاسبه شده است. از نظر شاخص PLI (9/1-35/1) کلیه ایستگاه ها بیشتر از یک و دارای آلودگی بودند.

    کلیدواژگان: رسوب، رودخانه کرج، فلزات سنگین، شاخص غنی شدگی، مواد مغذی
  • حسین کنعانی، سید روح الله جوادیان صفحات 53-63

    در این تحقیق اثر سطوح مختلف شوری با نمک دریاچه ارومیه بر رشد، بازماندگی، ترکیب لاشه و برخی فراسنجه های سرمی ماهی سفید دریای خزر Rutilus kutum  مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور تعداد240 قطعه بچه ماهی سفید با متوسط وزنی 01/0±05/1 گرم به طور کاملا تصادفی به 12 آکواریوم به تعداد 20 عدد در هر تانک معرفی گردیدند و به مدت 8 هفته تحت تیمارهای آزمایشی قرار گرفتند. برای این مطالعه چهار تیمار در نظر گرفته شد که شامل گروه شاهد (آب شیرین)، تیمار1 (شوری 5 گرم در هزار)،  تیمار2 (10 گرم در هزار) و تیمار3 (15 گرم در هزار) بود. نتایج نشان داد که بیشترین افزایش وزن در تیمار1 مشاهده شد (05/0<p). همچنین شاخص وضعیت در گروه شاهد و تیمار 1 دارای تفاوت معنی داری با سایر تیمار ها بودند (05/0<p) اما، بازماندگی در تیمار های مختف تفاوت معنی داری نشان نداد (05/0>p). تفاوت معنی داری در میزان کلسترول خون بین تیمار های آزمایشی مشاهده نگردید، اما در پارامتر های هماتوکریت و گلوکز تفاوت معنی داری مشاهده شد و بالاترین میزان در تیمار 3 به دست آمد (05/0<p). همچنین آنالیز ترکیبات بدن نشان داد که تیمارهای آزمایشی اثر معنی داری بر سطح پروتئین و چربی دارد. بیشترین میزان پروتئین و چربی در گروه شاهد به دست آمد که با تیمار 1 اختلاف معنی داری نداشت اما سطح رطوبت و خاکستر تحت تاثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت (05/0<p). به طور کلی، می توان بیان نمود که بچه ماهیان سفید دریای خزر در محدوده وزنی 4-1 گرم دارای قابلیت رشد مناسب در شوری 10-5 میلی گرم بر لیتر می باشند.

    کلیدواژگان: ماهی سفید دریای خزر (Rutilus kutum)، دریاچه ارومیه، رشد، بازماندگی، شاخص های خونی
  • مجتبی نادری*، پرویز زارع صفحات 65-82

    خرچنگ های شبح از بزرگ ترین جمعیت های بی مهره در سواحل ماسه ای سراسر جهان هستند. یکی از انواع خرچنگ های شبح موجود در سواحل ماسه ای خلیج فارس و دریای عمان، خرچنگ Ocypode rotundata می باشد. هدف از این مطالعه تفکیک جمعیت های خرچنگ O. rotundata با استفاده از 33 صفت ریخت سنجی انتخاب شده در کاراپاس، پاهای حرکتی، ناحیه شکمی و چنگک بزرگ از طریق تجزیه به مولفه های اصلی (PCA) در نرم افزار R بود. بدین منظور نمونه های خرچنگ در زمان حداکثر جذر از طریق حفر لانه (150-20 سانتی متر) از چهار منطقه در سواحل جنوبی و جنوبی غربی جزیره قشم (سکو نفت، سوزا، صلخ و کانی) جمع آوری شدند. براساس نتایج بدست آمده، بین خرچنگ های برخی از مناطق از لحاظ ریختی و شکل بدن تفاوت هایی وجود داشت. اما بیشتر جمعیت ها دارای هم پوشانی بودند که نمی توان آنها را به طور کامل با توجه به صفات ریخت سنجی بررسی شده جدا کرد. از جمله صفات ریخت شناسی شاخص به دست آمده که تنوع بین افراد را توجیه می کنند، می توان به طول سومین پای حرکتی، ارتفاع بدن، طول  ناحیه شکمی، پهنای اولین بند ناحیه شکمی ، پهنای پنجمین بند ناحیه شکمی ، طول چنگک و طول مروس اشاره کرد.

    کلیدواژگان: ریخت سنجی، خرچنگ شبح، Ocypode rotundata، مولفه های اصلی، جزیره قشم
  • سید پژمان حسینی شکرابی، شهروز شاه رکنی، کاوس نظری، مهدی شمسایی مهرجان*، سعید توتونچی مشهور صفحات 83-92

    این مطالعه به منظور بررسی تاثیر سطوح مختلف عصاره گیاه آقطی بر شاخص های رشد و ایمنی سرم در ماهیان کپور معمولی انجام شد. برای این منظور ماهیان با میانگین وزنی 3/0±1/15 گرم با سطوح مختلف عصاره آقطی شامل: سطح 0 (شاهد)، 5/2، 5 و 10 گرم عصاره در کیلوگرم خوراک در 12 ونیرو فایبرگلاس با تراکم 30 عدد ماهی طی مدت 56 روز غذادهی شدند. بر اساس نتایج رشد، میزان وزن نهایی (7/0±7/32 گرم)، وزن کسب شده (5/0±5/17 گرم)، درصد افزایش وزن (9/1±4/115)، نرخ رشد ویژه (04/0±98/0 گرم/روز)، ضریب تبدیل غذایی (05/0±31/2)، شاخص وضعیت (04/0±47/1) و ضریب کارایی پروتئین (08/0±03/1) در تیمار 10 گرم عصاره آقطی در کیلوگرم خوراک نسبت به سایر تیمارها اختلاف معنی داری نشان داد (05/0<p). همچنین اختلاف معنی دار در درصد بازماندگی بین تیمار 10 گرم عصاره آقطی کیلوگرم خوراک با سایر تیمارهای آزمایشی به ویژه تیمار شاهد وجود داشت (05/0<p). نتایج برخی فاکتورهای ایمنی سرم نشان داد که اختلاف معناداری در میزان فعالیت لایزوزیم (7/1±2/46 واحد بین المللی/میلی لیتر)، فعالیت همولیتیک مسیر فرعی کمپلمان (8/5±0/66 میلی گرم/دسی لیتر) و ایمونوگلوبولین نوع M (5/0±1/38 میلی گرم /دسی لیتر)، در سرم تیمار 10 گرم عصاره آقطی بر کیلوگرم خوراک با سایر تیمارهای آزمایشی وجود داشت (05/0<p). در مجموع، تاثیر سطوح مختلف عصاره گیاه آقطی به ویژه سطح 10 گرم عصاره در کیلوگرم خوراک بر شاخص های رشد، نرخ بازماندگی و شاخص های ایمنی بچه ماهی کپور معمولی کاملا مثبت ارزیابی شد.

    کلیدواژگان: عصاره آقطی، ماهی کپور معمولی، رشد، بازماندگی، شاخص های ایمنی
  • آسیه مخلوق، حسن نصرالله زاده ساروی*، ابوالقاسم روحی، عباس علی آقایی مقدم، علیرضا کیهان ثانی صفحات 93-105

    دریای خزر در دو دهه اخیر با وقایع بوم شناختی مختلف از قبیل شکوفایی مضر جلبکی و افزایش سطح تروفیک مواجه بوده است. با توجه به بهره وری دریای خزر در راستای شیلاتی، انجام مطالعات پایشی در این بدنه آبی ضروری می باشد. اهداف تحقیق حاضر، بررسی شکوفایی جلبکی، سطح تروفیک در مناطق ساحلی حوضه  جنوبی دریای خزر تا محدوده عمقی 30 متر طی سال 98-1397 و مقایسه آن با سال های پیشین می باشد. خطوط مرزی برای شروع شکوفایی (میانه سالانه + 5 درصد) بر اساس کلروفیل-آ، تراکم و زی توده فیتوپلانکتون به ترتیب 02/2 (میلی گرم در مترمکعب)، 176 (میلیون سلول بر مترمکعب) و 312 (میلی گرم بر مترمکعب) به دست آمد. حداقل درصد فراوانی وقوع شکوفایی (13%) بر اساس کلروفیل، در بهار و بر طبق تراکم و زی توده در تابستان ثبت شد. در زمستان درصد فراوانی وقوع شکوفایی بر اساس هر سه پارامتر مذکور بیش از 70 درصد به دست آمد. محاسبات بر اساس تجمعی از پارامترهای مذکور نشان داد که آب دارای کیفیت عالی (اولیگوتروف) در فصل تابستان و کیفیت متوسط (مزوتروف) در سایر فصول بوده است. مطالعه بین سالی نشان داد که سطح تروفیک در سال های 1375، 1388، 1392 و 1398 به ترتیب اولیگوتروف، مزوتروف، اولیگو-مزوتروف و مزوتروف بوده است. هر چند بر اساس میانگین تراکم گونه های غالب، Pseudonitzschia seriata با دارا بودن 187 سلول در میلی لیتر (در فصل زمستان) و جای گیری در گروه "متوسط تراکم" مهم ترین خطر شکوفایی جلبکی سمی و کاهش کیفیت آب بوده است، اما باید توجه داشت که افزایش سطح تروفیک در روند بین سالی، هشدارهای محیط زیستی را در جهت افزایش توانایی اکوسیستم برای شکوفایی جلبک های مضر شدت می بخشد به خصوص که آب در ناحیه مرکزی (دارای سابقه شکوفایی جلبکی سمی با شواهد میدانی) نسبت به نواحی شرقی و غربی دارای کیفیت پایین تر بود و در طبقه متوسط جای گرفت.

    کلیدواژگان: پتانسیل شکوفایی جلبکی، سطح تروفیکی، کیفیت آب، دریای خزر، ایران
  • آمنه مرادخانی، رحیم عبدی*، محمدعلی سالاری علی آبادی، سید محمدباقر نبوی، زهرا بصیر صفحات 107-118

    در این تحقیق تعداد 10 عدد ماهی شیربت با شرایط زیست سنجی مشابه از هر جنس در فصول زمستان و تابستان سال 1395  صید گردیدند. سپس نمونه هایی به طول 5/0 سانتی متر از نواحی قدامی، میانی و خلفی روده تهیه و در محلول بوین قرار داده شدند. در ادامه از نمونه ها به روش استاندارد و معمول تهیه مقاطع بافتی شامل آبگیری با الکل، شفاف سازی با گزیلل و پارافینه شدن برش هایی به ضخامت 6-4 میکرون صورت گرفت و رنگ آمیزی هماتوکسیلین-ایوزین و پریودیک اسید شیف بر آنها انجام گردید. برای تعیین فعالیت آنزیم‏های گوارشی در ابتدا عصاره آنزیمی خام تهیه شد. سپس مراحل معمول اندازه گیری آنزیم ها همانند هموژیناسیون، سانتریفیوژ انجام گرفتند و در نهایت به دستگاه اتوآنالایزر منتقل شد و نتایج به دست آمده برحسب میکرومول بر ‏‏میلی‏گرم پروتئین بیان شدند. نتایج مشاهدات بافت شناسی روده نشان از وجود چهار طبقه مخاط، زیر مخاط، عضلانی و سروزی بوده است. نتایج مقایسه میانگین فعالیت آنزیم‏های گوارشی بین گروه ها نشان داد که در میزان فعالیت آنزیم آمیلاز در تمام نواحی مختلف روده بین ماهی های نر و ماده در فصل سرد و گرم تفاوت معنی‏داری وجود ندارد (05/0≥p). فعالیت آنزیم آلکالین فسفاتاز در تمام نواحی روده در ماهی های ماده افزایش معنی داری نسبت به ماهی های نر به ویژه در فصل سرد نشان داد (05/0≤p). همچنین در میزان فعالیت آنزیم لیپاز در تمام نواحی مختلف روده بین ماهی های نر و ماده و در هر دو فصل تفاوت معنی داری مشاهده نشد (05/0≥p).

    کلیدواژگان: هیستومورفولوژی، آنزیم های گوارشی، روده، ماهی شیربت
  • میرحامد سید حسنی*، میرمسعود سجادی، بهرام فلاحتکار، ایوب یوسفی، علی حلاجیان، علی حسین پور زلتی، محمود محسنی، رضا قرباتی واقعی صفحات 119-134

    به منظور کاهش سهم پودر ماهی در جیره غذایی فیل ماهی، ترکیبی از پروتئین های گیاهی و جانوری شامل پودر ضایعات مرغ، گلوتن ذرت، گلوتن گندم، پودر سویای فرآوری شده، پودر ضایعات مرغ، پودر گوشت و استخوان و پودر خون ساخته شد که از لحاظ ترکیب شیمیایی حاوی پروتئین، چربی، کربوهیدرات و ماده خشک) و پروفایل آمینواسید مشابه پودر ماهی بود و در سطوح جایگزینی 20، 40، 60 و 80 درصد (MPP20، MPP40، MPP60 و MPP80) جایگزین پودر ماهی (FM) در جیره هایی با سطوح یکسان پروتئین (44 درصد) و انرژی (18 مگاژول/کیلوگرم) گردید. در مطالعه حاضر، 150 عدد  فیل ماهی در 5 تیمار (هر تیمار دارای سه تکرار) با میانگین وزن 5/6±167 گرم در یک طرح بلوک تصادفی در 15وان فایبرگلاس نیم تنی، بدون دارا بودن اختلاف معنی دار آماری توزیع (05/0<p) و از جیره‏های مزبور تا حد سیری تغذیه شدند و شاخص های رشد، ترکیب لاشه، شاخص هپاتوسوماتیک و احشایی در آنها مورد مطالعه قرار گرفتند. در پایان دوره تغذیه نتایج حاکی از آن بود که شاخص های رشد از جیره های مختلف غذایی تاثیر نپذیرفته است و اختلاف معنی داری در شاخص های وزن نهایی، طول نهایی، ضریب چاقی، افزایش وزن، درصد افزایش وزن، ضریب رشد ویژه، رشد روزانه، ضریب تبدیل و کارایی غذا و نسبت بازده پروتئین مشاهده نشد (05/0<p).  اما میزان پروتئین و چربی لاشه ماهیان تغذیه شده با جیرهMPP60  و MPP80 به ترتیب  در مقایسه با ماهیان تغذیه شده با جیره حاوی پودر ماهی به طور معنی داری کاهش و افزایش یافتند (05/0>p). در این بررسی اختلاف معنی داری در شاخص هپاتوسوماتیک و احشایی ماهیان تغذیه شده با جیره حاوی پودر ماهی و ماهیان سایر تیمارها مشاهده نشد (05/0<p). به نظر می رسد که جایگزینی 80 درصد از مخلوط پروتئین های حیوانی و گیاهی به جای پودر ماهی بدون تاثیر منفی بر شاخص های رشد، شاخص هپاتوسوماتیک و احشایی در فیل ماهی در حال رشد، وجود دارد.

    کلیدواژگان: فیل ماهی، ترکیب پروتئین حیوانی و گیاهی، شاخص های رشد، شاخص های هپاتوسوماتیک و احشایی
  • سعیده بامری، کامران رضایی توابع*، غلامرضا رفیعی، زهرا امینی خویی صفحات 135-147

    این تحقیق با هدف تعیین اثرات عصاره اتانولی گیاه سالیکورنیا (Salicornia persica) بر شاخص های رشد، ترکیبات لاشه و آنزیم های آنتی اکسیدانی میگوی های جوان پاسفید غربی انجام گردید. تیمارهای آزمایشی شامل غلظت های صفر (شاهد)، 1، 3 و 5 گرم عصاره اتانولی سالیکورنیا به ازای هر کیلوگرم جیره پایه بود. هر تیمار دارای 3 تکرار و در هر مخزن 50 قطعه میگوی جوان 1 گرمی پاسفید غربی ذخیره سازی شد. میگوهای جوان 3 بار در روز به میزان 5 درصد وزن بدن به مدت 45 روز غذادهی شدند و هر دو هفته یک بار زیست سنجی انجام شد و در پایان دوره آزمایش علاوه بر توزین کل میگوها در هر مخزن و به دست آوردن میانگین هر میگو 5 قطعه میگو نیز به صورت تصادفی انتخاب و زیست سنجی شدند و شاخص های رشد، آنالیز ترکیبات وزن خشک کل لاشه و همچنین درصد پروتئین در وزن تر فیله و آنزیم های آنتی اکسیدانی آنها اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که بهترین عملکرد رشد در جیره حاوی 5 گرم عصاره اتانول مشاهده شد (05/0>p) که میزان افزایش وزن بدن 112 درصد بیشتر از تیمار شاهد بود. همچنین بر اساس نتایج، پروتئین وزن تر فیله (60%)، آنزیم سوپراکسیداز دیسموتاز (18%)، آنزیم گلوتاتیون پرکسیداز (150%) در تیمار 5 گرمی عصاره اتانولی گیاه سالیگورنیا در میگوها نسبت به تیمار شاهد بالاتر بود. نتایج این مطالعه نشان داد که استفاده از عصاره گیاه سالیکورنیا تاثیر مثبتی بر رشد، ترکیبات لاشه و آنزیم های آنتی اکسیدانی دارد و استفاده از عصاره گیاه سالیکورنیا به میزان 5 گرم در هر کیلوگرم غذا در مراکز پرورش میگوی پاسفید غربی توصیه می شود.

    کلیدواژگان: آنتی اکسیدان، آنزیم سوپراکسید دیسموتاز، پست لارو، کیفیت لاشه، مالون دی آلدهید
  • سید محمدصادق هاشمی*، فلورا محمدی زاده، امیرهوشنگ بحری، محمود حافظیه، رضا قربانی واقعی صفحات 149-158

    با توجه به اثرات فراوان نوکلیوتید خوراکی نظیر افزایش سیستم ایمنی، کاهش استرس، مقاومت در برابر بیماری ها، رشد بهتر و بازماندگی بیشتر، مطالعه حاضر به منظور بررسی تاثیر مکمل نوکلیوتید (آسکوژن) جیره غذایی بر شاخص های خونی و ترکیبات لاشه تاسماهی سیبری (Acipenser baerii) انگشت قد انجام شد. آسکوژن دارای سطوح بهینه RNA و نوکلیوتید می باشد. بدین منظور، 450 قطعه تاسماهی سیبری (24/10 ± 77/39 گرمی) در 15 مخزن 300 لیتری توزیع شدند. ماهیان با 5 تیمار غذایی در سطوح مختلف نوکلیوتید: شامل تیمار شاهد (g/kg 0)، تیمار 1 (g/kg 2/0)، تیمار 2 (g/kg 4/0)، تیمار 3 (g/kg 6/0) و تیمار 4 (g/kg 8/0) در 3 تکرار به مدت 63 روز تغذیه شدند. غذادهی ماهیان در حدود 3 درصد وزن بدن در 4 وعده انجام شد. در انتهای دوره، مشخص گردید ماهیان تغذیه شده با تیمارهای محتوی 6/0 و 8/0 گرم مکمل نوکلیوتید بر کیلوگرم جیره از نظر شاخص های خونی و تیمار 8/0 گرم مکمل نوکلیوتید بر کیلوگرم جیره از نظر ترکیب لاشه از عملکرد مناسب تری نسبت به سایر تیمارها برخوردار بودند. به طور کلی، تیمارهای 3 (g/kg 6/0) و 4 (g/kg 8/0) به ویژه تیمار 4 (g/kg 8/0) دارای بیشترین تاثیر مثبت بودند و نوکلیوتید توانست تاثیر مثبت خود را در ماهیان القاء نماید و باعث بهبود شرایط و افزایش کارایی شود.

    کلیدواژگان: مکمل نوکلئوتید (آسکوژن)، تاسماهی سیبری، شاخص های خونی، ترکیبات لاشه
  • محمد شیخ اسدی*، سید جلیل ذریه زهرا، لاله یزدانپناه گوهرریزی، امیر ستاری، مریم میربخش صفحات 159-174

    این تحقیق به منظور بررسی آسیب شناسی و تغییرات برخی شاخص های خونی ماهی قزل آلای رنگین کمان داخلی و فرانسوی پس از رویارویی با باکتری آیروموناس هیدروفیلا انجام شده است. برای این کار تیماربندی در 8 تیمار و هر تیمار با  3 تکرار (هر تکرار حاوی 10 عدد بچه ماهی قزل آلای رنگین کمان با میانگین وزنی 36/0±16 گرم) انجام شد. دو تیمار به عنوان شاهد منفی (شامل بچه ماهیان گونه های داخلی و فرانسوی بدون تزریق باکتری)، دو تیمار به عنوان شاهد مثبت (شامل بچه ماهیان گونه های داخلی و فرانسوی با تزریق سرم فیزیولوژی)، دو تیمار شامل بچه ماهیان گونه های داخلی که با مقدار CFU/ml 106 و 108 باکتری آیروموناس هیدروفیلا و دو تیمار شامل بچه ماهیان نژاد فرانسوی که با مقدار CFU/ml 106 و 108 باکتری آیروموناس هیدروفیلا به روش درون صفاقی مورد تزریق قرار گرفتند بودند. پس از گذشت 20 روز، برای تعیین مقادیر برخی شاخص های خون شناسی از 6 عدد از ماهی های هر تیمار خون گیری به عمل آمد و پس از آن جهت بررسی آسیب شناسی، بافت های کلیه، کبد و طحال ماهی ها در محلول فرمالین 10 درصد فیکس گردیدند. نتایج تحقیق حاضر نشان داد که میزان هماتوکریت، هموگلوبین و تعداد گلبول های قرمز خون به طور معنی داری در تیمارهای آلوده به آیروموناس هیدروفیلا در مقایسه با گروه های شاهد کاهش و تعداد گلبول های سفید و نوتروفیل ها افزایش معنی داری یافت. ضایعاتی چون دژنراسیون خفیف سلول های کبدی و به هم خوردن نظم بافتی و واکویولاسیون سیتوپلاسمی شدید سلول های کبدی و عوارضی نظیر دژنراسیون و نکروز لوله های کلیوی و پرخونی، ادم و از دست رفتن سلول های دفاعی پالپ طحال، از مهم ترین تغییرات بافتی مشاهده شده در تیمارهای آزمایشی در مقایسه با شاهد بود. بیشترین درصد بازماندگی در گروه شاهد بچه ماهیان داخلی بدون تزریق باکتری و تزریق شده با سرم فیزیولوژی مشاهده شد. با توجه به قابلیت بیشتر مقاومت گونه های داخلی در کنار تدابیر مدیریتی که توانسته میزان بازماندگی را افزایش دهد، اصلاح و بهبود شرایط محیطی و از بین بردن عوامل استرس زا نیز در صورت امکان در کاهش ضایعات ناشی از بیماری می تواند موثر باشد.

    کلیدواژگان: آئروموناس هیدروفیلا، آسیب شناسی، قزل آلای رنگین کمان، هماتولوژی
  • محمود حافظیه*، علیرضا نکویی فرد، فریدون محبی، مسعود صیدگر، داوود چراغی، محمد خضری، حسن اکبری صفحات 175-185

    در این مطالعه، تالاب میقان اراک به منظور ارزیابی میزان سیست و زی توده آرتمیا و ارتباط آنها با اکسیژن محلول، دما، pH، عمق، شفافیت ، شوری و میزان فیتوپلانکتون های آب بررسی شد. بدین منظور، نمونه برداری به صورت ماهانه از اسفند 1397 و طی سال 1398 از 18 ایستگاه در تالاب میقان صورت گرفت. میزان کل سیست و زیتوده آرتمیا موجود در تالاب به ترتیب 875/28 و 673/23 تن تعیین گردید. همچنین ترکیب گونه ای، تراکم و زیتوده فیتوپلانکتون ها نیز بررسی شد. نتایج نشان داد که حداکثر میزان سیست با 1076 عدد و زی توده آرتمیا با 11/457 عدد در لیتر آب تالاب میقان اراک در آذرماه مشاهده شد. مابین تعداد سیست و میزان زی توده با دمای آب، pH، تراکم فیتوپلانکتونی رابطه معکوس و در مقابل با اکسیژن محلول و میزان شوری رابطه مثبت و معنی دار مشاهده گردید. در مجموع، نتایج نشان دهنده امکان برداشت سیست (405/5 تن طبق روش حفظ 22 سیست در لیتر آب یا 8875/2 تن طبق روش 10٪ قابل برداشت) در مهر، آذر، بهمن و اسفند بود که بهترین ماه برای بهره برداری آذر ماه بدست آمد. امکان برداشت زی توده نیز برابر با 469/9 تن با لحاظ 3/4 تن زیتوده مورد نیاز تغذیه پرندگان اصلی (فلامینگو و تنجه) بود که  با توجه به وضعیت عمق صفحه سی شی فقط درآذرماه امکان برداشت اقتصادی پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: ارزیابی ذخایر، آرتمیا بکرزا، تالاب میقان، مدیریت پایدار
  • نیلوفر دیلمی، الهام معظمیان*، محمد سعید فریدونی، پریا اکبری صفحات 187-192

    تحقیق حاضر به منظور بررسی اثر پروبیوتیک انتروکوکوس فکالیس (NBRC 100480) در جیره غذایی، بر عملکرد رشد، شاخص های خونی  و فعالیت آنزیم های گوارشی ماهی قزل آلای رنگین کمان ((Oncorhynchus mykiss به مدت 8 هفته انجام گرفت. در این مطالعه، تعداد 240 قطعه ماهی قزل آلای رنگین کمان با میانگین وزنی 2/1 ± 12گرم در یک طرح کاملا تصادفی به 4 تیمار آزمایشی و 3 تکرار (با تعداد 20 عدد در هر تکرار) دسته بندی شدند. تیمار ها عبارت بودند از تیمار آزمایشی شاهد (بدون استفاده پروبیوتیک) و تیمار های آزمایشی به ترتیب حاوی 108×3، 108× 5 و 108 × 8 واحد تشکیل کلنی پروبیوتیک بر گرم غذا بود. نتایج  نشان داد که بیشترین وزن نهایی و کمترین ضریب تبدیل غذایی در تیمار حاوی108× 5 واحد تشکیل کلنی پروبیوتیک بر گرم غذا مشاهده شد و  اختلاف معنی‌داری با گروه شاهد و سایر تیمارها نشان داد (05/0>P). بیشترین فعالیت آنزیم پروتیاز، تعداد گلبول قرمز، هموگلوبین و هماتوکریت در تیمار حاوی 108× 5 و 108 × 8 واحد تشکیل کلنی پروبیوتیک بر گرم غذا مشاهده شد (05/0>P). به ‌طورکلی می ‌توان نتیجه گرفت که استفاده از108× 5 واحد تشکیل کلنی پروبیوتیک بر گرم غذا  سویه انتروکوکوس فکالیس در جیره غذایی می ‌تواند منجر به  بهبود رشد، شاخص های خونی و فعالیت آنزیم پروتیاز ماهی قزل آلای رنگین کمان شود

    کلیدواژگان: پروبیوتیک، انتروکوکوس فکالیس، شاخص های رشد، قزل آلای رنگین کمان، فعالیت آنزیم های گوارشی
|
  • MohammadAmin Orangi, Abdolvahed Rahmani*, Alireza Mohaddesi, Naser Koosej Pages 1-12

    This study was performed to measure the amounts of heavy metals lead, nickel, zinc, iron and copper in tissue of Liza klunzingeri fishes of islands (Qeshm, Hengam and Hormoz) in Hormozgan province during summer to winter 2019. After biometry muscle tissues of 180 samples should be omitted were isolated and frizzed. Then the samples were prepared by acid digestion method and the amount of heavy metals was measured by using a flame atomic absorption device (700Contr AA model). The results should be omitted showed that the highest mean concentrations of studied metals (lead: 0.082 ± 0.009, nickel: 0.646± 0.07, zinc: 31.97±1.33 and copper: 0.881 ± 0.03 micrograms per gram)  were in Qeshm Island and the highest mean heavy metal concentration of iron (19.30± 0.75 Micrograms per gram) was in Hormoz Island and the lowest mean concentration of heavy metals (lead: 0.036 ±0.007, nickel: 0.348 ± 0.05, zinc: 15.13 ±1.06, copper: 0.657± 0.04 and iron: 12.13 ±0.4 Micrograms per gram)  were observed in Hengam Island. The concentrations of metals in the analyzed samples were lower than the international standards of the FAO, the WHO, the FDA, the Australian National Institutes of Health (NHMRC) and the UK Food and Drug Administration (UKMAFF) and statistically significant differences were observed. Also, the level of potential risk and risk index for non-cancerous diseases in adults and children in the muscle tissue of barley fish were less than 1. Therefore, according to the results of this study, the current use of this species of fish for human consumption will not pose a problem from the perspective of health and public health.

    Keywords: Liza klunzingeri, Heavy metals, Atomic absorption device, Persian Gulf
  • Shahrzad Barimani, Masoud Hedayatifard*, Ali Motamedzadegan, Abbas Bozorgnia Pages 13-23

    The aim of this study was to identify and compare the mineral micronutrients compositions, color and genetic structure differences between the wild and farmed Caspian Sea Beluga (Huso huso) sturgeon caviar, which plays an important role to caviar market transparency to prove farmed caviar quality and nutritional values and wild and farmed Beluga caviar genetic identification. Mineral micronutrients were measured by atomic absorption, spectrophotometric and flame atomic emission spectroscopy methods, color by colorimeter and genetic differences by PCR sequencing method. Results showed that, wild samples contained higher amounts of calcium, magnesium, phosphorus and potassium than farmed ones (P<0.05), while, iron, copper and zinc were higher in farmed samples (P<0.05). Sodium content had no significant differences between wild and farmed samples, 4239.43±2.72 and 4237.21±2.18 (µg/g wet weight) respectively (P>0.05). L value in wild sample was 28.29 and in farmed one was 46%, a value was 1.34 and 2.66% and b value was 10.72 and 16.27% respectively (P<0.05), ΔE (color differences) was 15.21 between two samples. Genetic structure had no significant differences between two samples. In conclusion, it can be said that, there was significant differences in mineral micronutrients contents and color but genetic structure did not show any significant differences between two samples.

    Keywords: Beluga sturgeon, Caviar, Color, Genetic differences, Mineral micronutrients
  • MohammadAli Afraei Bandpei*, Gholamreza Salarvand, Hassan Nasrolahzade Saravi, Matin Shakori, Mehdi Naderi, Abolghasem Roohi, Reza Daryanabard, Fariba Vahedi, Iraj Rajabi Pages 25-36

    This study was carried out in line with the Caspian Sea Central Plateau Water Transmission Program in the southern shores of the Caspian Sea and Goharbaran region in 2013-2014. Sampling was carried out monthly at 8 stations at depths of 5, 10 and 15 meters in 2 transects. The purpose of this study was to investigate the relationships between some physico-chemical parameters of water and TOM (total organic matter), distribution, abundance and biomass of different species of Amphipoda in half-lines, depths, stations and seasons. Overall, one species of Niphargoides caspius from the Gammaridae and four species of Stenogammarus similis, Stenogammaus macrorus, Stenogammarus carausuii and Stenogammarus compenus of Pontogammaridae were identified. A total of 15118 individuals of the benthic organisms were counted, in which, S. compresus and N. caspius with 68 and 2 percentages, respectively. Overall, the mean (± standard error) density and biomass of benthic organisms during the period were 128±14.08 ind.m-2 and 0.15±0.01 g.m-2, respectively. According to Spearman test, density of S. carausuii, S. macrorus and S. similis was significantly correlated with sedimentation (sand) (p<0.01). Multivariate cluster analysis based on Spearmanchr('39')s correlation coefficient on the relationship between density and biomass of different species of Amphipoda with some environmental parameters, grain size and total organic matter (TOM) of bed sediments showed that the members of this group belonged to a sand bed and dissolved oxygen are more strongly correlated in which could be due to ecological origin of Amphipoda groups.

    Keywords: Density, Biomass, Amphipoda, Goharbaran, Caspian Sea
  • Seyed Ghasem Ghorbanzadeh Zaferani*, Farhad Hoseani Tayefeh, Seyedeh Bahareh Azimi, Mehdi Gandomkar, Mehdi Gholamalifard, JALIL BADAMFIROOZ Pages 37-52

    In this study, surficial sediments along 9 stations (from Bilqan to Dizin and Varangeh_e Rood) were collected seasonally along 2017-2018 and water quality was assessed using enrichment index (EF) and Pollution load index (PLI).The percentages of sand, silt, clay in the sediment samples were determined (78, 17 and 5 respectively). The mean of Al, As, Cu, Fe, Ni, Pb, Cr, Zn, V, TP and TN in the sediment samples were 7.35±1.99%, 8.0±1.2 ppm, 41.0±30.2ppm, 3.56±0.53% , 24.33±4.87 ppm, 5.9-13.6 ppm and 21.8-28.8 ppm, 15.9±5.99 ppm, 36.08±11.45 ppm , 68.08±08.6 ppm, 88.9±23.3 ppm, 0.1±0.05% and 0.42±0.07% respectively. Based on cluster analysis, Asara and Shahrestanak (group1); Pool-e Khab and Gachsar(group2), Bilqhan, Varangh_e Rood, Hassankader and Dizin (group3); and Pool_e Choobi (group4) categorized into separate groups. In general, the concentration of nutrients and heavy metals in the stations did not exceed the PEL and SEL. The enrichment index for both chromium (0.2) and iron (0.8) showed a degree of non-enrichment at all stations. Other metals showed a low degree of enrichment and have low enrichment levels and, in terms of arsenic concentration, EF have been moderate to severe (4.9±1.1). According to the PLI index (1.35-1.9), all stations were more than one, so it can be concluded that all of them were polluted.

    Keywords: EF, Heavy metals, Karaj River, Nutrients, Sediment
  • H. Kanani, S.R. Javadian Pages 53-63

    In this study, the effect of different salinity levels with salt of Lake Urmia was investigated on growth performance, body composition and some serum biochemical parameters of juveniles Caspian Kutum (Rutilus kutum). Fish with initial average weight of 1.05 ± 0.05g (±SD) were fed for 8 weeks in rearing tank. Juveniles Caspian Kutum were divided into four groups and treated with following preparation: control group salinity 0 ppt (fresh water), first treatment (salinity 5 ppt), second treatment (10 ppt) and third treatment (15 ppt). The results showed that the highest weight gain was observed in treatment 1 (p<0.05). Also, the Condition factor had significant differences between control and treatment 1 with other treatments (p<0.05). Survival was not affected by different salinity (p> 0.05). There was no significant difference in blood cholesterol levels between the experimental treatments, but there was a significant difference in hematocrit and glucose parameters (p<0.05). Body composition analysis showed that the experimental treatments had a significant effect on protein and fat levels but the moisture and ash levels were not affected by the experimental treatments. Generally, salinity level of 5 to 10 ppt of Urmia Lake salt had positive effect on growth, survival and blood parameters of juveniles Caspian kutum.

    Keywords: Rutilus kutum, Urmia Lake salt, Growth performance, Blood parameters
  • Mojtaba Naderi*, Parviz Zare Pages 65-82

    Ghost crabs are the largest invertebrates on sandy beaches around the world. The one of type of ghost crabs is Ocypode rotundata which is distributed on sandy beaches of Persian Gulf and Oman Sea. The aim of this study was discrimination of O. rotundata population using 33 morphometric characteristics selected of carapace, walking legs, abdomen, major chela by principle component analysis (PCA) in software of R. For this purpose, samples were collected at low tide by excavating (20-150 cm) in four zones of south and south western of Qeshm Island (Sakoo naft, Souza, Salakh, Kani). According to results, there were differences between individuals of some population in terms of investigated morphometric characteristics. On the other hand, most of the population showed overlapping which could not be separated together completely. Among the obtained morphological index traits are third walking leg length, body height, abdomen length, first part of abdomen width, fifth part of abdomen width, chela and merus length which can be reason for variety between individuals.

    Keywords: Morphometric, Ghost crab, Principle component, Qeshm Island
  • Seyed Pezhman Hosseini Shekarabi, Shahroz Shahrokni, Kavos Nazari, Mehdi Shamsaie Mehrgan*, Saeed Toutounchi Mashhour Pages 83-92

    This study was conducted to evaluate the effect of different levels of dwarf elder extract on growth performance, survival rate and immune parameters of common carp. For this purpose, fish with an average weight of 15.1±0.3 g were distributed in 12 fiberglass veniero with 30 fish density and fed for 56 days with different levels of dwarf elder extract including 0 (control), 2.5, 5, and 10 g per kg of feed. Based on the growth results, final weight (32.7±0.7 g), weight gain (17.5±0.5 g), increased body weight (115.4±1.9 %), specific growth rate (0.98 ±0.04 %/day), feed conversion ratio (2.31 ±0.05), condition factor (1.47±0.04), and protein efficiency ratio (1.03±0.08) in 10 g of dwarf elder extract/kg diet were significantly different from other treatments (p<0.05). Results of this study showed that there was a significant difference in survival rate among 10 g/kg extract/kg of feed treatment with other experimental treatments, especially control treatment (p<0.05). Results showed that there was a significant difference in the amount of lysozyme activity (46.2±1.7 IU/ml), alternative complement pathway hemolytic activity (66.0±5.8 mg/dl) and serum IgM (38.1±0.5 mg/dl) among 10 g/kg extract/kg of feed treatment with other experimental treatments, especially control treatment (p<0.05). In general, effect of dwarf elder extract, especially at 10 g/kg of diet, on the growth parameters, survival rate and immune parameters of common carp fry was evaluated positively.

    Keywords: Danewort extract, Cyprinus carpio, Growth, Survival rate, Immune parameters
  • Asieh Makhlough, Hassan Nasrollahzadeh Saravi*, Abolghasem Roohi, AbbassAli Aghaei Moghadam, Alireza Kayhan Sani Pages 93-105

    In the last two decades, the Caspian Sea has faced various ecological events, such as harmful algal blooms and increasing in the trophic level. It is necessary to conduct monitoring studies in this water body, because of applying the Caspian Sea for fisheries activities. The objectives of the present paper are the study of algal bloom potential and trophic level in the Iranian coastal of southern Caspian Sea up to 30m depth, during the year of 2018-2019 as well as the comparison of the obtained results to the condition in previous years. Boundary lines for the beginning of blooms (annual median+5%) based on the chlorophyll-a concentration, abundance, and biomass of phytoplankton were obtained 2.02 (mg/m3), 176 (million cells/m3), and 312 (mg/m3), respectively. The lowest percent frequency of bloom (13%) was recorded in spring and summer based on the chlorophyll-a, abundance, and biomass of phytoplankton, respectively. According to calculations based on the accumulation of the aforementioned parameters, water has excellent quality (oligotrophic state) in summer and moderate quality (mesotrophic state) in other seasons. An interannual study of trophic states showed oligotrophic, mesotrophic, oligo-mesotrophic, and mesotrophic level in 1996-97, 2009-10, 2013-2014, and 2018-2019, respectively. The highest seasonal abundance of species (187 cells/ml) was recorded in Pseudonitzschia seriata. This species is considering a serious ecologic problem and decreasing water quality in the winter season. The bloom potential of Pseudonitzschia seriata was obtained in the “medium density” group. It should be noted that the increasing trend of inter-annual trophic levels is the alarm of environmental health and show the ability of the ecosystem to thrive the harmful algal blooms. The environmental alarm is more emphasized in the central region (with a history of macroscopic toxic algal blooms) because the water quality in the central area (medium quality) was lower than in the eastern and western areas.

    Keywords: Potentioal algae bloom, Trophic level, Water quality, Caspian Sea, Iran
  • Rahim Abdi* Pages 107-118

    For this study 10 Arabibarbus grypus were caught with the same biometric conditions of each sex for two seasons. Then, 0.5 cm long specimen were taken from the anterior, middle and posterior regions of the intestine and placed in Boenchr('39')s solution. Subsequently, routine histological procedure was done and 4-6 µm section, stained with Haematoxylin-Eosin and periodic acid–Schiff. To determine the activity of digestive enzymes, raw enzyme extract was first prepared. The usual steps for measuring enzymes, such as homogenization, centrifugation, and finally were transferred to the autoanalyzer, and results obtained in terms of micromole per milligram of protein were expressed. The results of histological observations indicated that there were four layer of mucusa, submucosa, muscularis, and serousa, like other bony fish. The results of comparing the average activity of digestive enzymes between groups showed that the activity of amylase enzyme in all different regions of the intestine between male and female fish in cold and hot season was not significantly difference (p≥0.05). The activity of the alkaline phosphatase in all areas of the intestine in female increased significantly compared to male fish, especially in the cold season (p≤0.05). Also, there was no significant difference in the activity of lipase enzyme in all different areas of the intestine between male and female in both seasons (p≥0.05). Based on the results of this study, it was found that each part of the intestinal tissue has a structure appropriate to the active digestive enzymes in that area, which has differences and similarities with other species that have been addressed.

    Keywords: Histomorphology, Digestive enzymes, Intestine, Arabibarbus grypus
  • Mirhamed Sayedhassani*, MirMasoud Sajjadi, Bahram Falahatkar, Ayoub Yousefi, Ali Halajian, Ali Hossienpour Zelti, Mahmoud Mohseni, Reza Ghorbani Vaghie Pages 119-134

    A mixture of vegetable and animal proteins (corn gluten, wheat gluten, processed soy flour, poultry by product, meat and bone meal and blood meal) that are chemically similar (protein, fat, carbohydrate and dry matter) and similar to amino acid profiles compred fish meal were replaced fish meal in diets with identical levels of protein (44%), energy (18 MJ /kg) at levels of  20, 40, 60 and 80% (MPP20, MPP40, MPP60 and MPP80). Juvenile Huso huso with average weight of 167± 6.5 g were fed diets to saturation and their growth indices, carcass composition, hepatosomic and visceral indexes were studied. The final weight, final length, condition factor, weight gain, body weight precent, specific growth rate, daily growth, feed conversion ratio and protein efficiency ratio were not affectrd with diets (p>0.05). Carcass protein of fish fed MPP60 and MPP80 were significantly decreased compared to fish fed diet based on fish meal, while fish carcass fat increased significantly in these fish (p<0.05). There was no significant difference in hepatosomatic and visceral index in fish fed diets based on fish meal (p>0.05). The results of this experiment showed that it is possible to replace 80% of a mixture of animal and vegetable proteins with fish meal without adversely affecting growth indices, hepatosomal and visceral index  of  Huso huso in growth rate period.

    Keywords: Huso huso, Animal, plant protein mix, Growth, Body composition, Hepatosomatic, Visceral index
  • Saeedeh Bameri, Kamran Rezaei Tavabe*, Gholamreza Rafiee, Zahra Amini Khoei Pages 135-147

    The main objective of the current study was to investigate the effects of ethanolic extract of the Salicornia plant on growth indices, body composition and immunity of the western white leg shrimp juveniles. Experimental treatments consisted of 0 (control), 1, 3 and 5 grams of ethanolic salicornia extract per kg of base diet. Each treatment consisted of triplicates containing 50 juveniles at each tank. Shrimp were fed 3 times daily about 5% of body weight for 45 days experimental period. At the end of the experiment period, 5 shrimp from each tank were randomly selected and growth parameters, body composition analysis and immunity indices were measured. The results showed that there was a significant difference in each of the measured growth indices between the control and other treatments and the best performance was observed in the diet containing 5 grams of ethanolic extract (p<0.05). Body compositions and immunity indices results showed that the best performance was related to 5 g ethanol treatment and had a significant difference with other treatments (p<0.05). The output of the current research revealed that the usage of the Salicornia extract has positive effects on growth, body composition and immunity of the western white leg shrimp. Therefore, usage of salicornia extract of 5 g/Kg is recommended in the shrimp farms.

    Keywords: Antioxidant, Superoxide dismutase enzyme, Postlarvae, Carcass quality, Malondialdehyde
  • Seyed MohammadSadegh Hashemi*, Flora Mohammadizadeh, AmirHoushang Bahri, Mahmoud Hafezieh, Reza Ghorbani Vagheei Pages 149-158

    Due to the many effects of dietary nucleotide such as increasing the immune system, reducing stress, disease resistance, better growth and longer survival, the present study was designed and performed to investigate the effect of dietary nucleotide supplementation (ascogen) on hematological parameters and carcass composition of Siberian sturgeon (Acipenser baerii). Ascogen has optimal levels of RNA and nucleotides. In this regard, 450 fish (39.77 ± 10.24 g) were distributed in 15 tanks (300 liters). Fish were fed with 5 nucleotide treatments including control treatment (0 g/kg), treatment 1 (0.2 g/kg), treatment 2 (0.4 g/kg), treatment 3 (0.6 g/kg) and treatment 4 (0.8 g/kg) was selected in 3 replications for 63 days. Fish were fed about 3% of body weight in 4 meals. At the end of the period, it was determined that the fish were fed with treatments 3 (0.6 g/kg) and 4 (0.8 g/kg) in terms of hematological indices and treatment 4 (0.8 g/kg) in terms of carcass composition had better performance than other treatments. Therefore, treatments 3 (0.6 g/kg) and 4 (0.8 g/kg), especially treatment 4 (0.8 g/kg) had the most positive effect and nucleotides were able to induce their positive effects in fish and improved conditions and increased efficiency.

    Keywords: Nucleotide supplement (Ascogen), Siberian sturgeon, Hematological indices, Body composition
  • Mohammad Sheikhasadi*, Jalil Zorriehzahra, Laleh Yazdanpanah, Amir Sattari, Maryam Mirbakhsh Pages 159-174

    This research was carried in order to study of pathology and changes of some hematology indicators of indigenous and French Rainbow trout fish after following with Aeromonas hydrophila. For this research, treatments were performed in eight treatments and each treatment with three replications (each replicate containing 10 rainbow trout fish with an average weight 16±0.36 g). two treatments as a negative control (including of indigenous and French fish without bacterial injection), Two treatments as a positive control (including of indigenous and French fish with serum physiology injection), two treatments including indigenous fish with 106 and 108 CFU/ml Aeromonas hydrophila bacteria and two treatments including French fish, which were injected with 106 and 108 CFU/ml of Aeromonas hydrophila by intra-peritoneal method. After 20 days, to determine the values of some hemotology parameters including counts of white blood cells (WBC), red blood cells (RBC), hemoglobin, hematocrit, and MCV, MCH and MCHC indices, blood samples were taken from 6 fish of each treatment, and then, in order to study of pathology of the tissues of the kidney, liver and spleen, fishes were fixed in 10% formalin solution. The present study, the results showed that the hematocrit, hemoglobin and counts of red blood cells decreased significantly in the treatments of infected with bacterial infection of Aeromonas hydrophila compared with the control groups, and the number of white blood cells and neutrophils increased significantly. Lesions such as mild degeneration lesions in liver cells and tissue texture and severe cytoplasmic vacuating of liver cells and complications such as degeneration and necrosis of renal tubules and hyperemia, edema and lose of spleen pulmonary defence cells, the most important changes in tissue pathology were in experimental treatments compared to control. The highest survival rate was observed in indigenous Rainbow trout control group without bacterial injection and with serum physiology injection. Due to the greater capability of internal race resistance along with management measures that have been able to increase survival rates, improvement of environmental conditions and elimination of stressors can be effective in reducing Aeromonas lesions.

    Keywords: Aeromonas hydrophila, Pathology, Oncorhynchus mykiss, Hematology
  • Mahmoud Hafezieh*, Alireza Nakoifard, Fereydon Mohebi, Massod Seidgar, Davood Cheraghi, Mohammad Khezri, Hassan Akbari Pages 175-185

    In this study, Meyghan Wetland in Arak City (Central Iran) was evaluated to estimate the cyst and biomass stocks of Artemia and their relationship with various factors, abiotic such as WT, DO, pH, water depth, salinity and transparency and numbers of phytoplankton as biotic factors. For this purpose, monthly sampling was performed during 2019 from 18 stations in Mighan Wetland. The amount of cyst (28.875 t), and biomass (23.673 t) artemia in the water of Mighan wetland were determined. The density and type of phytoplankton were also measured. The results showed that the maximum amount of cyst and biomass was observed in December, 1076 and 457.11 per liter respectively. Inverse relationship between cyst and biomass with water temperature, pH, and phytoplankton density and in contrast a positive and significant relationship was observed with dissolved oxygen and salinity. In general, the results showed the possibility of cyst harvesting (5.405 tons according to the method of preserving 22 cysts per liter of water or 2.8875 tons according to the method of 10% harvesting possibility) in October, December, February and March, which the best month for exploitation was in December. The possibility of biomass harvesting (9.469 tons after calculation of 4.3 tons of biomass needed for feeding Felamingo and Shelduck) was also recommended only in December based on the depth of the Secchi disc.

    Keywords: Stock assessment, Artemia parthenogenitica, Meyghan Wetland, Sustainable management
  • Deilami N, Moazamian E*, Fereidouni M.S, Akbary P Pages 187-192

    The present study was conducted to evaluate the effect of supplementation of Enterococcus foecalis “subspecies NBRC 100480 on the growth performance, blood parameters and digestive enzymes activity of rainbow trout (Oncorhynchus mykiss) for 8 weeks. The experiment was conducted in a completely randomized design with 240 of rainbow trout with average weight of 12±1.20 g in 4 treatments and 3 replicates (n=20 in each replicate) and included: control group without using of supplementation of probiotic and another groups the amounts of this probiotic supplement were 3×108 , 5×108 , 8×108 CFU/g feed. The results showed that the highest final weight and the lowest FCR were observed in treatments containing 5×10 8 CFU/g feed and showed significant difference with control and another treatment (p<0.05). The highest protease enzyme activity, RBC, Hb and Htc were observed in treatments containing 5×108 and 8×108 CFU/g feed (p<0.05). Overall we concluded that the using of 5×108 CFU /g feed of E. foecalis in the diet could improve growth, blood parameters and protease enzyme activity of rainbow trout.

    Keywords: Probiotic, Entercoccus foecalis, Growth parameters, rainbow trout, Digestiveenzymes activity