فهرست مطالب

مسائل کاربردی تعلیم و تربیت اسلامی - سال ششم شماره 18 (بهار 1400)
  • سال ششم شماره 18 (بهار 1400)
  • تاریخ انتشار: 1400/04/23
  • تعداد عناوین: 6
|
  • زینب اشرفی سلطان احمدی، جواد کیهان*، صادق ملکی آوارسین، جهانگیر یاری صفحات 7-30
    هدف

    هدف اصلی تحقیق حاضر، طراحی الگوی مطلوب برنامه درسی تربیت دینی در دوره پیش دبستانی بوده است.

    روش

    پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی است که به روش کیفی و با استفاده از سنتزپژوهی انجام گرفته است. جامعه ی آماری را کلیه پژوهش های داخل کشور مرتبط با موضوع در فاصله زمانی 1379 تا 1399 و 1999 تا 2019 تشکیل می دهد که از بین آنها 49 پژوهش (38 مورد داخلی و 11 مورد خارجی) به عنوان نمونه به شیوه ی هدفمند انتخاب و با استفاده از الگوی شش مرحله ای روبرتس مورد بررسی قرار گرفتند.

    یافته ها

    یافته مهم تحقیق، ارایه الگوی پیشنهادی برنامه درسی تربیت دینی برای دوره پیش دبستانی است که متشکل از عناصر دهگانه مبتنی بر رویکرد اکر می باشد.

    نتیجه گیری

    در تربیت دینی کودکان پیش دبستانی، باید با رویکردی کل نگری، همه ابعاد وجودی نوآموز مورد توجه قرار گیرد. هدف غایی، شکوفایی فطرت کودک و زندگی پاک است، که از طریق اهداف میانی و رفتاری نوآموز دست یافتنی می باشد. محتوای آموزشی باید مبتنی بر آموزه های دینی و اهداف آموزشی بوده و از طریق فعالیت های تدریس- یادگیری متناسب با علایق و نیازهای رشدی کودکان توسط مربی دارای صلاحیت های اخلاقی- اعتقادی و حرفه ای در اختیار متربی قرار گیرد. نقش مربی عمدتا باید الگویی و هدایت گری باشد و شکوفایی فطرت دینی را در کودکان تسریع کند. مواد آموزشی باید متنوع و به صورت بسته آموزشی انتخاب شود. فضای آموزشی باید دارای امکانات بازی، شاد و با نشاط، محرک حس کنجکاوی کودکان باشد. ارزشیابی باید فرایندی و با استفاده از ابزارهای متنوع مانند مشاهده رفتار، پوشه کار و نظر اولیاء صورت گیرد.

    کلیدواژگان: تربیت دینی، دوره پیش دبستان، سنتزپژوهی، برنامه درسی
  • نسرین پاکوفته، صادق نصری*، بیتا نصرالهی، نورعلی فرخی صفحات 31-52
    هدف

    پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه والد فرزندی با هویت دینی در دانشجویان با نقش تعدیل کننده جنسیت انجام شد.

    روش

    طرح پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمام دانشجویان دانشگاه های تهران (68800 دانشجو) در سال 98-1397 بود که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای 400 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در پژوهش حاضر پرسشنامه هویت دینی سلگی، دلاور و برجعلی(1394)، پرسشنامه روابط والد فرزندی Fine, Moreland & Schwebel(1983) بود. جهت تحلیل داده ها از روش رگرسیون سلسله مراتبی و آزمونZ استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار  SPSS-25انجام شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که میانگین نمرات زنان در روابط با پدر و روابط با مادر بالاتر از مردان بوده و بین هویت دینی با روابط با پدر و روابط با مادر همبستگی معناداری وجود دارد. متغیرهای پیش بین همراه با اثر تعاملی جنسیت با روابط والدفرزندی 12 درصد واریانس هویت دینی را تبیین می کنند. در روابط والد فرزندی با هویت دینی ، جنسیت مرد نقش تعدیل کننده بیشتری داشته است.

    نتیجه گیری

    بنابراین به نظر می رسد جنسیت می تواند رابطه روابط والدفرزندی با هویت دینی را تحت تاثیر قرار دهد.  .

    کلیدواژگان: روابط والد فرزندی، هویت دینی، دانشجویان، جنسیت
  • شیوا فلاحی سرشت*، کامران یزانبخش، پرویز فداکارگلبو صفحات 53-72
    هدف

    هدف از پژوهش حاضر تبیین نگرش والدین نسبت به فرزند معلول براساس باور مذهبی و حمایت اجتماعی با نقش واسطه ای رضایت زناشویی بود.

    روش

    پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی مقطعی از نوع همبستگی است. برای انجام پژوهش 200 نفر از والدین دانش آموزان افراد معلول در سطح شهرستان تبریز که در مدارس و مراکز نگهداری معلولین بودند به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامه های نگرش والدین، رضایت زناشویی، حمایت اجتماعی و باورمذهبی را تکمیل نمودند. جهت تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS-25 و نرم افزار AMOS-18 استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج ضریب همبستگی نشان داد از بین عوامل ذکر شده بین نگرش مثبت والدین نسبت به فرزند معلول و باور مذهبی بالاترین میزان همبستگی (59/0) وجود دارد. نتایج تحلیل مسیر نشان داد بزرگ ترین ضریب مسیر مربوط به تاتیر نگرش والدین از طریق باورمذهبی (38/0) بود و بعد از آن به ترتیب رضایت زناشویی و حمایت اجتماعی (20/0) تاثیرگذار بودند.

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج پژوهش می توان گفت که باورمذهبی قوی افراد جامعه و رضایت زناشویی در بین زوجین و حمایت اجتماعی توسط اطرافیان باعث نگرش مثبت والدین نسبت به فرزند معلول و پذیرش بهتر آن ها خواهد گردید.

    کلیدواژگان: نگرش والدین، فرزند معلول، باور مذهبی، حمایت اجتماعی، رضایت زناشویی
  • لیلا ذهبیون، نرگس سعیدیان*، نرگس کشتی آرای صفحات 73-98
    هدف

    هدف پژوهش حاضر اعتباریابی مدل مدیریت استعداد معلمان ابتدایی ایران و تعیین برازش آن بود .

    روش

    روش این پژوهش ترکیبی ار نوع اکتشافی است که درسال تحصیلی 99-1398 انجام شده است. در بخش کیفی روش پژوهش تحلیل مضمون قیاسی بود، 5 مضمون فراگیر جذب و شناسایی، انتخاب، بکارگیری، توسعه و نگهداشت استخراج، سپس با توجه به مضامین فراگیر، 10 مضمون سازمان دهنده شناسایی افراد نخبه، ایجاد انگیزه جهت جذب نخبگان، تناسب فرد با شغل، شایسته گزینی، بهره گیری همه جانبه از قابلیتهای افراد، فراهم سازی شرایط اجرا، دانش افزایی فردی، ارتقای مهارت های شغلی و حرفه ای، تعالی و رفاه معلمان، و عجین سازی افراد با شغل معلمی و 40 مضمون پایه استخراج شدند. پس از تایید روایی و پایایی مضامین با استفاده از نظرات صاحبنظران و متخصصان علوم تربیتی، در بخش کمی پژوهش از روش توصیفی پیمایشی جهت تدوین پرسشنامه استفاده شد. جامعه پژوهش در بخش کمی مدیران و معاونان مدارس ابتدایی و کارشناسان ادارات آموزش و پرورش (کارشناس آموزش ابتدایی، ارتقاء منابع انسانی، امور اداری، و کارشناس پردیس های فرهنگیان، در ادارات آموزش و پرورش) بودند و نمونه براساس جدول کوهن و همکاران به تعداد 377 نفر با روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. پس از تایید روایی پرسشنامه و پایایی بدست آمده 74/0 با استفاده از آلفای کرونباخ، جهت اعتباریابی مدل پژوهش از روش مدل سازی معادلات ساختاری کوواریانس محور استفاده گردید.

    یافته ها

     همه مضامین با بار عاملی بالا مورد تایید قرار گرفتند که نشان دهنده روایی و اعتبار بالای مدل بود .

    نتیجه گیری

     اجرای این مدل می تواند تحقق اهداف آموزش و پرورش را در یافتن، جذب و نگهداشت افراد نخبه و تاثیرگذار، تسهیل نماید.

    کلیدواژگان: مدیریت استعداد، معلمان ابتدایی، تعلیم و تربیت، سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، جمهوری اسلامی ایران
  • سمیه غلامی*، محمد حسینی صفحات 99-122
    هدف

    هدف تحقیق حاضر شناسایی نحوه پاسخ گویی والدین به سوالات دینی کودکان است.

    روش

     برای رسیدن به این هدف از روش پدیدارشناسی استفاده شد. جامعه آماری شامل کلیه والدین دارای فرزند مقطع ابتدایی شهر بندرلنگه بود. تعداد نمونه 35 نفر از این جامعه بود که با روش هدفمند با توجه به حد اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها نیز مصاحبه های نیمه سازمان یافته و عمیق بود. مصاحبه ها ثبت شده، سپس به صورت کتبی پیاده گشته و به روش هفت مرحله ای کلایزی مورد تجزیه و تحیل قرار گرفت.

    یافته ها

     نتایج گویای آن است که 3 مضمون اصلی همراه با مضامین فرعی وجود دارد. سوالات کودکان حول مسایلی چون سوال در مورد خداوند، مرگ، جهان آخرت، پیامبر، دین اسلام، خلقت جهان، اعمال عبادی و بلایای طبیعی است. بسیاری از والدین روش های نادرستی چون پاسخ های نامناسب با  رشد شناختی،  رشد زبان و درک مفاهیم به کار می برند. علاوه بر سطح نامناسب رشد شناختی، سرکوب سوالات، پاسخ های کلیشه ای، پاسخ ندادن، موکول کردن پاسخ ها به بعد  نیز مورد استفاده والدین قرار می گیرد. تعدادی نیز روش های صحیح پاسخگویی به سوالات دینی  از قبیل استفاده از تمثیل، پاسخ دادن، استفاده از دانش ملموس کودک برای پاسخ دهی، استفاده از بازی، ارایه پاسخ های صحیح منطبق با متون دینی، دنبال کردن پاسخ های بهتر به کار می برند.

    نتیجه گیری

     با توجه به یافته های پژوهش مبنی بر فقدان آگاهی لازم در خصوص رشد شناختی و روش های آموزشی، در خصوص آگاهی بخشی به والدین در مورد چگونگی پاسخ به سوالات کودکان متناسب با اصولی چون داریست سازی شناختی باید توسط نهادهای ذی ربط برنامه ریزی صورت گیرد.

    کلیدواژگان: تجربه زیسته، سوالات دینی، پاسخ دهی، والدین و کودکان
  • محمدتقی مبشری*، محمود صفری، مهدیه اسفینی فراهانی صفحات 123-137
    هدف

    هدف این پژوهش، بررسی تاثیر حفظ موضوعی قرآن کریم بر خودتنظیمی دانش آموزان بود.

    روش

    روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی است. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر پایه هفتم شهرستان فراهان بود که در سال تحصیلی 1399-1400 مشغول به تحصیل هستند. از بین مدارس متوسطه اول دخترانه یک مدرسه و از بین کلاس های پایه هفتم آن دو کلاس به صورت تصادفی انتخاب شدند. تعداد دانش آموزان هر دو کلاس مجموعا 30 نفر بودند و این دو کلاس به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. بدین منظور طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل مورد استفاده قرار گرفت. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه خودتنظیمی بوفارد استفاده گردید. پس از تایید روایی صوری و محتوایی پرسشنامه، پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ 85/0 محاسبه شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس و ضریب اتا استفاده گردید.

    یافته ها

    نتایج تحقیق نشان داد که حفظ موضوعی قرآن کریم 8/34 درصد از میزان خودتنظیمی دانش آموزان را ارتقاء می دهد.

     نتیجه گیری

    در نتیجه می توان گفت به برکت حفظ آیات الهی و انس با قرآن کریم، می توان میزان خودتنظیمی دانش آموزان را بهبود بخشید.

    کلیدواژگان: قرآن، حفظ موضوعی، خودتنظیمی، دانش آموزان دختر
|
  • Zeinab Ashrafi Soltanahmadi, Javad Keyhan*, Sadegh Maleki Avarsin, Jahangir Yari Pages 7-30
    Objective

    The main purpose of this study was to design an optimal model for the religious education curriculum at a preschool.

    Method

    In terms of objective, the present study is an applied one that has been done by qualitative method and through research synthesis.
    The statistical population consisted of all the domestic research related to the subject matter in the period of 1379 (SH) to 1399 (SH) and 1999 to 2019, and from among them,  55 (including 41 domestic and 14 foreign) studies as the samples were selected purposefully, and analyzed through the Roberts six-step model.

    Findings

    The main finding of this study was to make a proposal for the religious education curriculum at a preschool. The proposal consisted of 10 elements based on the Akker’s approach.

    Conclusion

    In the religious education of preschool children, all the aspects of a young learner’s existence must be considered with a holistic approach. The ultimate goal is flourishing the nature and good life of a child, and it can be achieved through the intermediate and behavioral goals of a young learner. The educational content should be based on religious teachings and educational objectives, and it should be provided for a learner through a teaching-learning activity appropriate to the interests and developmental needs of the children by an educator with moral, religious and professional competencies. The educator should mainly play a model and guidance role, and accelerate the flourishing of religious nature in children. The instructional materials should be varied, and selected as a package. An instructional space should have happy liviely facilities for play, and stimulate children’s curiosity. Evaluation should be a process and carried out using various tools such as behavior observation, workbook and parental opinion.

    Keywords: religious education, peschool, research synthesis, curriculum
  • Nasrin Pakoofteh, Sadegh Nasri*, Biita Nasrolahii, Norali Farokhi Pages 31-52

    The aim of this study was to investigate relation between parental-child relationships and religious identities in students with a gender-moderator role. The present research was a descriptive-correlational study. The statistical population of the study included all students of Tehran universities (68800 students) in 1397-98 that 400 people were selected as a sample using multi-stage cluster sampling method. The tools used in the present study were the National and Social Identity Questionnaire of Solgi et al. (2015), the parent-child relationship questionnaire of Farndi Fine et al. (1983). Hierarchical regression and Z test were used to analyze the data. Data analysis was performed using SPSS-25 software. The results showed that the mean scores of women in relations with father and relations with mother were higher than men and there was a significant correlation between religious identities with relations with father and relations with mother.Predictive variables along with the interaction effect of gender with parent-child relationships explain  12% of the variance of religious identity. In the parent-child relationship with  religious identities, the male gender has played a more moderating role. Thus, it seems that gender can affect the relationship between parent-child relationshipsand religious identities.

    Keywords: parent-child relationship, religious identity, gender & student
  • Shiva Falahi*, Kamran Yazdanbakhsh, Parviz Fadakar Pages 53-72
    Objective

    This study aimed to explain the parents’ attitude towards their children with disabilities based on religious belief and social support through the mediating role of marital satisfaction.

    Method

    This was a descriptive cross-sectional study. The statistical population included 200 parents of the students in the schools and care centers for the students with disabilities in Tabriz. The parents were selected through the available sampling method. They completed the questionnaires on parental attitude, marital satisfaction, social support, and religious belief. The software of SPSS-25 and AMOS-18 was used to analyze the data.

    Findings

    The findings of the correlation coefficient showed that there was the highest correlation (0.59) between the positive parents’ attitude towards the children with disabilities and religious belief. Furthermore, the findings of path analysis showed that the highest path coefficient was related to the effect of parents’ attitudes through religious belief (0.38), as well as marital satisfaction, and social support (0.20) respectively.

    Conclusion

    According to these findings, the strong religious belief of people in the society and marital satisfaction and social support will cause the parents to have positive attitudes towards their children and accept them better.

    Keywords: parents’ attitude, children with disabilities, religious belief, social support, marital satisfaction
  • Leila Zahabion, Narges Saeedian*, Narges Keshti Aray Pages 73-98
    Objective

    The present study aimed to validate the talent management model of elementary school teachers in Iran, and determine its fitness.

    Method

    The study was done by a combined exploratory method in the academic year 2019-2020. In the qualitative phase of the study, the research method was deductive content analysis, in which 5 comprehensive themes of identification, recruitment, selection, employment, development and maintenance were extracted, and then according to the comprehensive themes, 10 organizing themes: identifying elite people, motivating to recruit elites, fitting a person to a job, electing qualified people, fully utilizing the capabilities of people, providing performance conditions, increasing individual knowledge, improving job and professional skills, teachers’ excellence and well-being, and integrating people with the job of a teacher, and 40 basic themes were extracted. After confirmation of the validity and reliability, through the opinions of experts and specialists in educational sciences, in the quantitative part of the study, a descriptive-survey method was used to developing a questionnaire. The statistical population consisted of a small number of elementary school principals, deputies, and experts from education departments: experts of the elementary education, human resource promotion, administrative affairs, in education departments and the experts at the Farhangian universities. The sample size was 377 people who were selected based on the table of Cohen et al. by multi-stage random sampling method. After confirmation of the validity of the questionnaire and the obtained reliability (0.74), through Cronbach’s alpha, the modeling method of covariance-based structural equations was used to validate the research model.

    Findings

    All themes with high factor loading were confirmed, which indicated that the validity and reliability of the model was high.

    Conclusion

    The implementation of this model can facilitate the realization of the goals of education in finding, recruiting and maintaining elite and effective people.

    Keywords: talent management, elementary school teachers, education, Fundamental Reform Document of Education in the Islamic Republic of Iran
  • Somayeh Gholami*, Mohammad Hosseini Pages 99-122
    Objective

    This study aimed to identify how parents can answer to their children’s religious questions.

    Method

    To achieve this objective, the phenomenological method was used. The statistical population included all parents with primary school children in Bandar Lengeh. The sample size was 35 people, and they were selected by purposive method according to the theoretical saturation limit. Data collection tools were also semi-organized and in-depth interviews. The interviews were recorded, transcribed, and analyzed through the seven-step Colaizzi method.

    Findings

    The findings showed that there were 3 main themes along with some sub-themes. Children’s questions revolved around the questions about Allah, death, the Hereafter, the Prophet, Islam, the creation of the world, acts of worship, and natural disasters. Many parents used some incorrect methods such as inappropriate responses to cognitive development, language development, and comprehension. Furthermore, suppressing of children’s questions, presenting stereotyped answers, not answering their questions, postponing answers were used by parents, but some parents used the correct methods for answering religious questions, such as using allegory, answering, using the child’s tangible knowledge to answer, using games, providing correct answers in accordance with religious sources, and searching for better answers.

    Conclusion

    According to these findings that parents lack the necessary knowledge about cognitive development and educational methods, the institutions involved in education need to plan to teach the parents about answering children’s questions in accordance with principles such as cognitive scaffolding.

    Keywords: lived experience, religious questions, responsiveness, parents, children
  • Mohamadtaghi Mobasheri*, Mahmood Safari Pages 123-137
    Objective

    This study aimed to investigate the effect of thematic memorization of the Qur’an on the students’ self-regulation.

    Method

    The research method was quasi-experimental. The statistical population included all the seventh grade junior high school female students in Farahan, Markazi province, Iran, who were studying in the academic year 2020-2021. From among the junior female high schools, and from among the seventh grade classes, one school and two classes respectively were selected randomly. There were 30 students in the both classes which were randomly divided into the experimental and control groups. For this purpose, a pretest-posttest design with a control group was used. The Beaufort’s self-regulation questionnaire was used to collect the data of the study. After confirming the face and content validity of the questionnaire, its reliability was calculated through Cronbach’s alpha coefficient of 0.85. The analysis of covariance and ETA coefficient were used to analyze the data.

    Findings

    The findings showed that thematic memorization of the Holy Qur’an promoted 34.8% of students’ self-regulation.

    Conclusion

    Therefore, it can be said that the level of students’ self-regulation can be improved thanks to the memorization of Divine verses and familiarity with the Holy Qur’an.

    Keywords: the Qur’an, thematic memorization, self-regulation, girls students