فهرست مطالب

  • پیاپی 3 (بهار و تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1400/04/27
  • تعداد عناوین: 7
|
  • محمد مهدی اسماعیلی، میثم عباسی فیروزجاه* صفحات 1-28

    انقلاب اسلامی، با ایجاد گسست بنیادین میان پیوند استبداد و استعمار، استقلال، آزادی، تکیه بر شعار نه شرقی و نه غربی، اطمینان به خود، باور به ظرفیت ها و نیروهای داخلی و نفی وابستگی به بیگانگان را به عنوان راهبرد اساسی کشور در دوران پساانقلابی مطرح کرد؛ آیت الله خامنه ای نیز از این راهبرد تحت عنوان نظریه «استحکام ساخت درونی قدرت» نام می برند. در این نظریه، ساخت درونی قدرت به معنای ساخت و بنای توانمندی بر مبنای ظرفیت ها و قابلیت های داخلی در ابعاد مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، علمی و فناوری بدون «وابستگی» به قدرت بیرونی است. بر اساس این رویکرد، استحکام ساخت درونی قدرت، توان برخورد جوامع با چالش های آسیب پذیر است که منبع آن، اقتدار درونی و تحکیم ساخت داخلی قدرت در عرصه های مختلف است. سوال اصلی مقاله حاضر این است که زمینه های تاریخی و فکری تکوین نظریه ساخت درونی قدرت چیست و چه نسبتی میان این نظریه و قدرت سیاسی وجود دارد؟ به نظر می رسد عواملی نظیر شرایط تاریخی ایران که پیشینه هجوم بیگانگان و وابستگی به آنان را تجربه کرده بود، درک ماهیت روابط بین الملل بر مبنای نظام سلطه، برجسته کردن نصوص قرآنی ناظر به مفهوم استقلال و اقتدار درونی، زمینه های لازم را برای طرح نظریه ساخت درونی قدرت فراهم می سازد. علاوه بر این، آیت الله خامنه ای بر درهم تنیدگی نظریه استحکام ساخت درونی قدرت و قدرت سیاسی تاکید دارند؛ به طوری که بدون در نظر گرفتن ایده ساخت درونی قدرت، پایه های قدرت سیاسی لرزان می شود و از سوی دیگر، بدون قدرت سیاسی برآمده از گفتمان انقلاب اسلامی، این نظریه نیز امکان تحقق و عینیت بخشی پیدا نمی کند.

    کلیدواژگان: آیت الله خامنه ای، استحکام ساخت قدرت، استقلال، قدرت درونی، قدرت سیاسی، وابستگی
  • سید مجید امامی، سید زکریا محمودی رجا*، محمدحسین نیکزاد صفحات 29-56

    تبارشناسی فرهنگ سیاسی ایران پیش از انقلاب، حاکی از نهادینه شدن فرهنگ سیاسی تبعی و پذیرش اقتدار سیاسی «بالا به پایین» در بین اکثریت جامعه بود. با نهادینه شدن «الگوواره مردم سالاری دینی» در ایران، مقوله آتش بهاختیار بودن، بنا بر وضعیت فرهنگی، سیاسی و اجتماعی کشور، متاثر از مبانی دینی «امر به معروف و نهی از منکر» و تحقق مطلوب تر حقوق و مسئولیت های شهروندان از سوی رهبر انقلاب مطرح شد. برخی جریانات و گروه های معاند با سوءاستفاده از عنوان آتش به اختیار و بدون توجه به محتوا و اهداف آن، کوشیدند در فضای مجازی و نوشتاری افکار عمومی جامعه را نسبت به آن مغشوش کنند. محققان در پژوهش حاضر درصدد هستند با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از آثار و بیانات آیت الله خامنه ای به این سوالات پاسخ دهند که شاخصه ها و مولفه های فرهنگ مشارکتی و تعاملات اجتماعی مطلوب در جهان بینی، اندیشه و کنش ایشان کدام اند؟ و نسبت و جایگاه مقوله آتش به اختیار در حاکمیت فرهنگ مسئولیت پذیری و نظارتی اقشار مختلف جامعه چگونه است؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که رهبر انقلاب در دوره پساانقلاب، راهبرد آتش به اختیار را در تکمله تاکتیک های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و مشارکتی شهروندان به خصوص جوانان مطرح کردند. کار فرهنگی خودجوش و تمیز، شکوفایی ظرفیت فرهنگی، اعتمادزایی، تقویت روابط متقابل دولت و ملت، اصلاح نواقص و اختلالات بوروکراتیک در کشور ازجمله شاخصه های این تاکتیک اند.

    کلیدواژگان: آیت الله خامنه ای، مردم سالاری، اعتماد، مشارکت فرهنگی، آتش به اختیار، نظریه مردم سالاری دینی
  • فرهاد سهامی* صفحات 57-75

    حمله آمریکا به عراق در سال 2003 باعث گردید تا ایران که قبل از آن به صورت بالقوه عراق را دشمن ژیوپلتیک خود تلقی می کرد، نگرانی اش از روی کار آمدن یک دولت تهدیدگر در عراق دوچندان شود، حضور نیروهای آمریکایی نیز به این نگرانی ها دامن می زد. با این حال شرایط در عراق پس از اشغال به گونه ای رقم خورد تا ایران به عنوان یک بازیگر خارجی اصلی در این کشور به ایفای نقش بپردازد. پس از این اشغال، نسلی از دولتمردان در این کشور روی کار آمدند که روابط نزدیکی با جمهوری اسلامی ایران برقرار کردند. این روابط متاثر از انگاره های مذهبی رهبران دو کشور بود که باعث شد این روابط کاملا متفاوت از قبل و در سطح گسترده ای دنبال گردد. با این تفاسیر هدف اصلی این مقاله بررسی چگونگی شکل گیری این روابط در سطح دو کشور ایران و عراق است. با توجه به آنچه گفته شد، سوال اصلی این مقاله عبارت از این است که این روابط چگونه پدید آمد و عوامل موثر بر شکل گیری این گونه روابط چه بوده است؟ فرضیه این مقاله بر این است که انگاره های مذهبی و ذهنی در شکل گیری این روابط و به وجود آمدن همگرایی بین این کشورها موثر بوده است. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از رهیافت سازه انگاری درصدد است تا به تبیین این موضوع بپردازد.

    کلیدواژگان: اشغال عراق، سیاست خارجی، ایران، ایدئولوژی، سازه انگاری
  • اکبر غفوری، محمدجواد فتحی*، ایوب نیکونهاد صفحات 76-102

    تهاجم ایتلاف عربی-غربی با محوریت عربستان سعودی صحنه ی یمن را به یکی از پیچیده ترین بحران های منطقه ی غرب آسیا تبدیل کرده است. فرجام نهایی بحران یمن علاوه بر اینکه در ترسیم نظم امنیتی در آینده ی  منطقه غرب آسیا تاثیر به سزایی می گذارد، جایگاه این کشور را  در معادلات آینده ی منطقه مشخص خواهد ساخت. مشخصه اصلی این بحران تعدد کنشگران دخیل و تعارض مطالبات ذی نفعان است. با توجه به جایگاه استراتژیک و راهبردی یمن در سیاست منطقه و جهان و در اختیار داشتن تنگه باب المندب، هر کدام از بازیگران در تلاش هستند تا جهت تحولات یمن را به سمت و سوی سناریوهای مطلوب خود سوق دهند. در واقع هر کدام از بازیگران تاثیرگذار در یمن بر اساس منافع و ارزش های خود، وضعیتی را مطلوب قلمداد کرده که همان می تواند برای کنشگر مقابل یک سناریوی نامطلوب و تهدیدکننده خوانش شود. پژوهش پیش روی درصدد پاسخ به این سوالات است که عدم قطعیت های اصلی بحران یمن کدامند؟ و  با توجه به عدم قطعیت های بحران یمن، چه سناریوهایی را می توان برای جایگاه این کشور در آینده ی معادلات منطقه ی غرب آسیا متصور بود؟ جهت پاسخگویی به این پرسش، از روش سناریو نویسی و رویکرد عدم قطعیت های بحرانی بهره گرفته شده است. پس از شناسایی عدم قطعیت ها بر اساس نظرات خبرگان، از برهم کنش آن ها، چهار سناریوی انزوای یمن در معادلات منطقه ای، اتحاد با جبهه شرقی-اسلامی (ارتقای جایگاه یمن در معادلات منطقه ای)، اتحاد با جبهه سلفی-غربی (یمن ضعیف شده و تحت قیمومیت) و یمن قدرتمند (مستقل از مداخله کنشگران منطقه ای و فرا منطقه ای) ارایه شده است.

    کلیدواژگان: غرب آسیا، یمن، ایران، عربستان، سناریونویسی، عدم قطعیت بحرانی
  • میثم قهرمان* صفحات 103-133

    از زوایا و منظرهای مختلفی می توان به موضوع صلح میان رژیم صهیونیستی و امارات متحده عربی نگریست. از منظر تحلیل انتقادی گفتمان بخشی از ماجرا در زبان یا گفتمان رخ می دهد و فهم آن مستلزم بررسی و تحلیل «قدرت در گفتمان» است و بخش دیگری از ماجرا واقعیت غیرگفتمانی را دربر می گیرد و برای فهم آن بررسی ابعاد و مولفه های «قدرت پشت گفتمان» ضروری است؛ چنین بررسی ای در سطح تبیین یا کنش اجتماعی صورت می گیرد. در این پژوهش، مولفه ها و ابعاد قدرت پشت گفتمانی رژیم صهیونیستی در پیشبرد «گفتمان صلح» بررسی شده است. یافته های پژوهش نشان می دهند که علاوه بر لابی های یهود و تاثیر آن بر سیاست خارجی آمریکا در منطقه خاورمیانه، وابستگی امارات به فناوری ها و تولیدات اسراییلی (که بخشی از این وابستگی ها محصول پروژه ی ایران هراسی آمریکا و اسراییل است)، شرکت های دولتی و همچنین شرکت های پیشرفته به ظاهر خصوصی اسراییلی را به یکی از مهم ترین قدرت های پشت گفتمانی رژیم صهیونیستی در پیشبرد گفتمان صلح بدل کرده، به طوری که امارات در طی سالیان اخیر قراردادهای همکاری متعددی را در زمینه های مختلفی نظیر نظامی، سایبری، جاسوسی و اطلاعاتی، بهداشتی، کشاورزی، امنیت آبی و غذایی با آن ها منعقد کرده است.

    کلیدواژگان: قدرت پشت گفتمان، کنش اجتماعی، پیمان ابراهیم (آبراهام)، رژیم صهیونیستی، امارات متحده ی عربی
  • ابراهیم متقی، سهراب انعامی علمداری* صفحات 134-154

    سال های 2011 میلادی به بعد را می توان سال هایی پیچیده و در عین حال مهمی برای سیاست خارجی ایران در منطقه خاورمیانه تلقی کرد؛ دورانی که نظم جهانی دچار دگردیسی های عمده ای شده و منطقه خاورمیانه به مثابه یک زیرسیستم از وضعیت و فرایندهای جهانی تحت عنوان «آشوب» تاثیر پذیرفته است. از این رو، خاورمیانه که برای سال ها دچار بحران و بی نظمی مدام بود، به سمت یک اشوب و بی ثباتی امنیتی حرکت کرد. مولفه ها و نشانه های آشوب امنیتی در خاورمیانه را می توان بحران های مزمن، چرخه های بحران امنیتی، تداخل بحران، ابهام امنیتی، گسترش افراط گرایی و تروریسم و ظهور دولت های شکننده دانست. در این قالب، الگوی رفتار منطقه ای ایران برای حفظ و پیگیری منافع ملی و نیز رویارویی با بحران ها و تضادهای منطقه ای از اهمیت بالایی برخوردار خواهد بود. این پژوهش به این سوال اصلی پاسخ خواهد داد که سیاست خارجی ایران در دوران آشوب امنیتی خاورمیانه واجد چه ویژگی ها، مولفه ها و راهبردهایی است؟ فرضیه اصلی نیز عبارت از این است که در وضعیت آشوب و در شرایطی که تهدید و ابهام امنیتی افزایش یافته، جمهوری اسلامی ایران از طریق ساز وکارهای راهبردی، ارتباطی-دیپلماتیک و دولت قوی به مدیریت چنین روندی می پردازد. این پژوهش تلاش می کند که با روش توصیفی-تحلیلی، نخست مولفه های آشوب امنیتی را بررسی کرده و سپس راهبردهای سیاست خارجی و ابزارهای سیاسی-امنیتی ایران در دوران اشوب امنیتی خاورمیانه را تبیین کند.

    کلیدواژگان: ایران، خاورمیانه، آشوب امنیتی، سیاست خارجی
  • مسعود نیلی، رضا بخشی آنی*، سید مهدی برکچیان صفحات 155-182

    در این مقاله، با اتخاذ رویکردی توصیفی- تحلیلی و ارایه یک الگوی نظری استدلال شده است که کیفیت نهادهای اقتصادی از جهت تاریخی تحت تاثیر ویژگی های نهادهای سیاسی قرار دارند. نهادهای سیاسی را می توان متشکل از دو مولفه کلیدی انتقال قدرت و توزیع قدرت دانست. سپس با تکیه بر مشاهدات تاریخی نشان داده می شود که در ایران دوره پهلوی، به علت تمرکز قدرت سیاسی در شخص شاه، نهادهای اقتصادی با هدف کسب رانت اقتصادی تاسیس می شدند. تمرکز بالای قدرت شاه سبب شده تا هیچ گونه رقابت سیاسی بر سر کارآمدی و پاسخ گویی شکل نگرفته و حجم مداخلات وی در جزیی ترین مسایل اقتصادی و سیاسی مانند خریدهای نظامی، اعطای مجوز بانک، مالکیت بنگاه های بزرگ اقتصادی و صنعتی گسترده شود. بنابراین حقوق مالکیت فعالان اقتصادی مستقل از قدرت شاه مورد حمایت قانونی از سوی نهادهای اقتصادی قرار نگرفته و حمایت یا نقض حقوق مالکیت به صورت سلیقه ای بر اساس نظر شاه اعمال می شده است. اما در عمان، قطر و سایر پادشاهی های حاشیه خلیج فارس، توزیع قدرت بین اعضا خاندان حاکم، سبب شکل گیری نهادهای اقتصادی کارآمد و مستقل از نظام سیاسی شده است؛ چراکه قدرت پادشاه برای سلب حقوق مالکیت سایر اعضا خاندان محدود شده و قادر هستند تا بنگاه های اقتصادی خصوصی را با هدف کسب منافع اقتصادی تاسیس کنند. در نهایت، استفاده از تحلیل آماری، نتایج بدست آمده از مشاهدات تاریخی مبنی بر اثر کلیدی "مولفه توزیع قدرت" بر شکل گیری نهادهای اقتصادی کارآمد را مورد تایید قرار می دهد.

    کلیدواژگان: نهادهای سیاسی، نهادهای اقتصادی، نظام سیاسی، دموکراسی، دیکتاتوری، انتقال قدرت، توزیع قدرت
|
  • Mohammad Mehdi Esmaeli, Meysam Abbasi Firozjah * Pages 1-28

    The Islamic Revolution, by creating a fundamental hiatus on the link between tyranny and colonialism, considered issues such as independence, freedom, relying on neither East nor West slogan, self-confidence, belief in internal capacities and forces, and denial of dependence on foreigners as the country's basic strategies in the post-revolutionary era. Ayatollah Khamenei refers to this strategy as the "strength of the internal construction of power." In this theory, the internal construction of power means empowerment based on internal capacities and capabilities in various political, cultural, social, economic, scientific and technological dimensions without "dependence" on external power. In other words, the strength of the internal construction of power is the ability of societies to deal with vulnerable challenges which its source is the internal authority and the strengthening of the internal construction of power in various fields. Accordingly, the main question of the present article is formulated as follows: Accordingly, the main question of the present article is formulated as follows: What are the historical and intellectual backgrounds of the genesisof the theory of internal construction of power and what is the relationship between this theory and political power? Apparently factors such as the historical situation in Iran (invasion of foreign countries and dependence on them), understanding the nature of international relations based on the system of domination, highlighting the Qur'anic texts that imply the concept of independence and internal authority, be factors which provide the necessary grounds to genesisthe theory of the internal construction of power. In addition, Ayatollah Khamenei emphasizes the entanglement of the theory of the strength of the internal construction of power and political power; So that, On one hand, Without considering the idea of the internal construction of power, the foundations of political power will be shaken, and on the other hand, without the political power derived from the discourse of the Islamic Revolution, this theory will not be able to be realized and given objectivity.

    Keywords: Ayatollah Khamenei, the strength of the structure of power, Independence, The internal power, Political Power, dependence
  • Sayyed Majid Emami, Zakaria Mahmodi *, MOHAMMADHOSAIN NICZAD Pages 29-56

    The genealogy of pre-revolutionary Iranian political culture implies the institutionalization of subordinate political culture and the acceptance of "top-down" political authority among the majority of society. With the institutionalization of the "model of religious democracy" in Iran,the concept of fire at will, according to the cultural, political and social situation of the country and influenced by the religious principle of "Enjoining to Good [Ma’ruf] and Forbidding from Evil [Munkar]" and also with the aim of better fulfillment of citizens' rights and responsibilities, was introduced by the Supreme Leader of the Revolution. Some dissident currents and groups, by abusing the title of 'fire at will' and regardless of its content and purposes, tried to confuse, by publishing their content, especially in cyberspace, the public opinion about it. Researchers in the present study try to answer the questions, using the descriptive-analytical method and referring to the works and statements of Ayatollah Khamenei: What are the characteristics and components of participatory culture and desirable social interactions in Ayatollah Khamenei's worldview, and his thought and action? Also, what is the relationship and position of the concept of fire at will in the rule of culture of responsibility and supervision of different sections of society? The findings of the study indicate that the Supreme Leader of the Revolution in the post-revolutionary period, proposed a strategy of fire at will in complementing the cultural, political, social and participatory tactics of citizens, especially the youth. Some characteristics of this tactic are as follows: spontaneous and perfect cultural work, flourishing of cultural capacity, building trust, strengthening the mutual relations between the government and the nation, correcting the shortcomings and bureaucratic disorders in the country.

    Keywords: Ayatollah Khamenei, Democracy, The trust, Cultural participation, Fire at will, Theory of religious democracy
  • Farhad Sahami * Pages 57-75

    Iran, which before the US invasion of Iraq in 2003 potentially considered Iraq as its geopolitical enemy, was doubled its concern for the possibility of emergence of a threatening government in Iraq after the US invasion; It should be noted that the presence of American troops also raised these concerns. However, the situation in Iraq after the occupation was such that Iran could play a major foreign actor in the country. After the occupation, a generation of rulers came to power in this country who established close relations with the Islamic Republic of Iran. These relations were influenced by the religious ideas of the leaders of the two countries, which caused these relations to be pursued on a large scale and completely different than before.With these interpretations, the main purpose of this article is to examine how these relations between Iran and Iraq were formed.Given what has been said, the main question of this article is how these relationships emerged and What were the influencing factors of the formation of such relationships? The hypothesis of this article is that religious and mental ideas have been effective in shaping these relations and converging between these countries. The present article tries to explain this issue with a descriptive-analytical method and using a constructivist approach.

    Keywords: Occupation of Iraq, Foreign Policy, Iran, Ideology, constructivism
  • Akbar Gafoori, Mohammadjavad Fathi *, Ayoub Nikoonahad Pages 76-102

    The invasion of the Arab-Western coalition (centered on Saudi Arabia) has made the Yemeni scene one of the most complex crises in the West Asian region. The final outcome of the Yemeni crisis, while having a significant impact on shaping the security order in the future of the West Asian region, will also determine the country's position in the future equations of the region. The main feature of this crisis is the multiplicity of actors involved and the conflict of stakeholders' demands.With due attention to the strategic position of Yemen in regional and world politics and the possession of the Bab el-Mandeb Strait, each of the actors is trying to steer Yemen in the direction of its desired scenarios. In fact, each of the influential actors in Yemen, based on their interests and values, considers a favorable situation (scenario) for Yemen, while this scenario can be considered for the other actor an unfavorable and threatening scenario. The present study seeks to answer the questions: What are the main uncertainties of the Yemeni crisis? And with regards to the uncertainties of the Yemeni crisis, what scenarios can be imagined for the Yemen's position in the future equations of the West Asian region? To answer this question, the scenario building method and the critical uncertainty approach have been used.Havingidentified the uncertainties based on the opinions of experts, from their interaction, four scenarios, which are the isolation of Yemen in the regional equations, the alliance with the Eastern-Islamic Front (enhancing Yemen's position in the regional equations), the alliance with the Salafi-Western Front (weakened and trusteeshipYemen) and strong Yemen (independent of the intervention of regional and supra-regional actors) have been presented.

    Keywords: West Asia, Yemen, Saudi Arabia, scenario building, Critical Uncertainty
  • Meisam Ghahreman * Pages 103-133

    The issue of peace between the Zionist entity and the United Arab Emirates can be viewed from different angles and perspectives. From the point of view of Critical discourse analysis (CDA), part of the story takes place in language or discourse. Therefore, the study and analysis of "power in discourse" is necessary to understand it. Another part of the Adventure involves non-discourse reality, and to understand it we need to examine the dimensions and components of the "power behind discourse"; This study is done at the level of explanation or social practice. In this article, the components and dimensions of the power behind discourse of Zionist entity in advancing the "peace discourse" have been investigated. The findings show that in addition to Jewish lobbies and US foreign policy in the Middle East, the UAE's dependence on Israeli technology and products (part of which is the product of the US-Israel Irano-phobia project) has made Israeli state-owned companies as well as Israeli advanced companies, that are seemingly private, as one of the most important "powers behind discourse" of Zionist entity in advancing the peace discourse, so that in recent years, the UAE has signed a number of cooperation agreements with them in various fields such as military, cyber, espionage and intelligence, health, agriculture, water and food security.

    Keywords: : power behind discourse, social practice, Abraham Accords, Zionist entity, United Arab Emirates
  • Ebrahim Mottaghi, SOHRAB Enami Alamdari * Pages 134-154

    The years 2011 onwards should be considered as complex and important years for Iran's foreign policy in the Middle East; It is the time when the world order has undergone major transformations and the Middle East region, as a subsystem, has been affected by the global situation and processes that can be called the "chaos" situation. Hence, the Middle East, which had been in crisis and disorder for years, be headed for a security turmoil and instability. The components and signs of the security turmoil in the Middle East can be considered as chronic crises, cycles of security crisis, crisis interference, security ambiguity, the spread of extremism and terrorism, and the emergence of fragile states. In this context, the pattern of regional behavior of Iran will be of great importance for maintaining and pursuing national interests as well as dealing with regional crises and conflicts. This study will answer the main question: What are the characteristics, components and strategies of Iran's foreign policy during the Middle East security turmoil? The main hypothesis is that in a situation of turmoil and in a situation where security threats and ambiguities have increased, the Islamic Republic of Iran manages such a process through a strong government and strategic, communication-diplomatic mechanisms. First of all, this study tries to use a descriptive-analytical method to examine the components of the security turmoil and then to explain Iran's foreign policy strategies and political-security tools during the Middle East security turmoil.

    Keywords: Iran, Middle East, security chaos, Foreign Policy
  • Masud Nili, Reza Bakhshiani *, S. Mahdi Barakchian Pages 155-182

    The main question of this study is: Why is the economic performance of some dictatorships such as Middle East monarchies, better than that of some democracies such as Latin American republics? In this paper, by adopting a descriptive-analytical approach and using historical observations, it has been argued that economic institutions historically influenced by political institutions. Political institutions form the two key components of any political regime, including power transition and power distribution. In this paper, based on historical observations, we show that the concentration of power on the Shah in Pahlavi Iran has led to rentseeking policies. The high concentration of the Shah's power prevented any political competition over efficiency and accountability, and had expanded his interference in the economic and political issues, such as military purchases, bank licensing, and ownership of large economic and industrial enterprises. Therefore, the property rights of economic activists independent of the Shah's power were not legally protected by economic institutions, and the protection or violation of property rights was exercised arbitrarily by the Shah. In contrast, the distribution of power among the ruling group in dictatorships such as Oman, Qatar and other family monarchies in Middle East led to the formation of efficient economic institutions. Because the king's power to deprive other members’ property is limited, and they are able to set up private enterprises to gain benefits. Finally, statistical analysis confirms the results obtained from historical observations and indicate that distribution of power has major role on the formation of economic institutions.

    Keywords: Political institutions, Economic institutions, political system, Democracy, dictatorship, Power Transfer, Power distribution