فهرست مطالب

پژوهش پرستاری ایران - پیاپی 71 (خرداد و تیر 1400)
  • پیاپی 71 (خرداد و تیر 1400)
  • تاریخ انتشار: 1400/05/16
  • تعداد عناوین: 9
|
  • علیرضا آرمان، زهرا روددهقان*، علیرضا نیکبخت نصرآبادی، حمیدرضا داوری، حمید حقانی، محمدرضا بالادستیان صفحات 1-9
    مقدمه

    اتصال چست تیوب منجر به عوارضی از جمله درد و اضطراب میشود که میتواند باعث ناراحتی بیمار شود. با توجه به هزینه کم و سهولت بیشتر میتوان از تکنیکهای غیر دارویی در این راستا استفاده کرد

    روش

    این مطالعه یک کارآزمایی بالینی با تخصیص غیر تصادفی بود که شامل 41 نفر در گروه کنترل و 40 نفر در گروه مداخله بود. معیار های ورود شامل داشتن 2 چست تیوب، سن بالای 18 سال عدم دریافت داروهای مخدر قبل از مداخله، داروهای ضد اضطراب، نبود سابقه قبلی سرطان و یا چست تیوب و عدم اعتیاد بود. پس از جراحی تا زمان خروج چست تیوب، درد و اضطراب بیماران در هر دو گروه به طور روزانه با استفاده از مقیاس عددی دیداری درد و اضطراب ثبت شد. مداخلات تمرینات تنفسی شامل فیزیوتراپی قفسه سینه و تنفس لب غنچه ای و مداخلات تمرینات حرکتی شامل حرکات اندام فوقانی بود ، و هرروز ابتدا اطلاعات نمره درد و اضطراب بیمار ثبت میشد سپس  این تمرینات انجام میگرفت. در این مطالعه هیچ گونه کورسازی انجام نشده است. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 16 و آزمون های آمار استنباطی شامل کای 2 و آزمون T تحلیل شد.

    یافته ها

    دو گروه از نظر مشخصات جمعیت شناختی همگن بودند. یک تفاوت معنادار بین میانگین نمرات درد (05/0>P) و اضطراب (05/0>P) در بین دو گروه مداخله و کنترل بعد از انجام مداخلات مشاهده شد به صورتی که میانگین نمرات درد و اضطراب پس از انجام مداخلات در گروه مداخله کمتر بود.

    بحث و نتیجه گیری

    از آن جایی که انجام همزمان تمرینات تنفسی و حرکتی اثری مثبت بر درد، اضطراب داشت و نتایج این پژوهش می تواند گام مهمی جهت کاهش عوارض ریوی بعد از جراحی سرطان ریه بیماران باشد. لذا توصیه می شود پرستاران با به کارگیری این روش ها از عوارض شایع چست تیوب کاهش دهند. همچنین با توجه به موثر بودن مداخلات ضرورت یاددهی این گونه تکنیک ها در آموزش پرستاری نیز حس می شود.

    کلیدواژگان: تمرینات تنفسی، تمرینات حرکتی، درد، اضطراب، چست تیوب، سرطان ریه
  • کاتوشا مهین فر، افسانه صدوقی اصل*، انوشیروان کاظم نژاد صفحات 11-22
    مقدمه

    سرطان پستان شایع ترین سرطان زنان در همه جوامع است. ماستکتومی به عنوان درمان اولیه موجب تغییر در کیفیت زندگی می شود. خودمراقبتی نقش مهمی در ارتقای رفتارهای سلامتی دارد.  این مطالعه با هدف تعیین تاثیر  برنامه خود مراقبتی بر کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان پستان ماستکتومی شده انجام شد.

    روش کار

     این مطالعه نیمه تجربی با طرح قبل و بعد و گروه کنترل در میان زنان ماستکتومی شده مراجعه کننده به بیمارستان امام خمینی در سال 1399 انجام شد. 60 بیمار مبتلا به سرطان پستان ماستکتومی شده (30 نفر در گروه مداخله و 30 نفر در گروه کنترل) به روش دردسترس انتخاب و با استفاده از بلوکی چهارتایی در دو گروه مداخله و کنترل تخصیص تصادفی یافتند. داده ها به شیوه خودگزارشی و با استفاده از پرسشنامه  دموگرافیک، پرسشنامه  اختصاصی کیفیت زندگی، قبل و سه ماه پس از پایان مداخله جمع آوری شد مداخله شامل 6 جلسه 60-45 دقیقه ای آموزش خود مراقبتی مجازی(همزمان و غیرهمزمان) برای گروه مداخله برگزار شد. گروه کنترل آموزش های معمول محیط پژوهش را دریافت کردند. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از نرم افزار SPSS Ver.22  انجام و از روش های آمار استنباطی آزمون های کلموگروف اسمیرنوف، دقیق فیشر،تی مستقل و کای دو، تی زوجی و من ویتنی و ویلکاکسون استفاده گردید.

    یافته ها

    نتایج آزمون تی مستقل نشان داد نمره کیفیت زندگی قبل از مداخله در بین دو گروه آزمون و کنترل معنا دار نبوده (p=0.009) ولی بعد از مداخله تفاوت معنادار شد (p<0.001). انجام مداخله باعث افزایش 80/21 درصدی در کیفیت زندگی در گروه مداخله شد، اما این تغییرات کاهش 06/10- درصدی در کیفیت زندگی در گروه کنترل را نشان داد.

    بحث و نتیجه گیری

    آموزش برنامه خود مراقبتی در زنان مبتلا به سرطان پستان ماستکتومی شده می تواند موجب افزایش و بهبود کیفیت زندگی در آنان شود، لذا توصیه می شود در برنامه های مراقبتی و آموزشی گروه هدف در مراکز بستری و سرپایی و جامعه به خودمراقبتی توجه و تاکید بیشتری شود تا بیماران با انجام آن از پیامدهای خودمراقبتی بهره مند شوند.

    کلیدواژگان: سرطان، سرطان پستان، ماستکتومی، کیفیت زندگی، خودمراقبتی
  • مرضیه شالیکاری*، بهرام میرزائیان، هادی پرهون، کمال پرهون صفحات 23-37
    مقدمه

    اختلال دوره افسردگی با علایم ناکافی یکی از مهم ترین پیش بینی کننده های اختلال افسردگی اساسی است؛ ازاین رو، پژوهش حاضر باهدف تاثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی برکیفیت زندگی،  فعال سازی رفتاری و  تنظیم شناختی هیجان زنان دارای اختلال افسردگی با علایم ناکافی انجام شد.

    روش کار :

      پژوهش حاضر در قالب یک طرح نیمه آزمایشی پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و پیگیری انجام شد. از بین زنان دارای اختلال افسردگی با علایم ناکافی مراجعه کننده به کلینیک های روان درمانی شهرستان بابلسر با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس32 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه تخصیص یافتند. گروه آزمایش 8 جلسه مداخله شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی دریافت کردند، این در حالی بود که گروه گاه مداخله خاصی دریافت نکرد. مقیاس کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت، مقیاس فعال سازی رفتاری برای افسردگی (کانتر و همکاران، 2007) و پرسشنامه راهبردهای تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و کراجی، 2007)  در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری 45 روزه برای دو گروه اجرا و یافته های به دست آمده با استفاده از آزمون تحلیل واریانس آمیخته درون- بین گروهی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها: 

    یافته ها نشان داد که بین دو گروه آزمایش و کنترل در مولفه های کیفیت زندگی، فعال سازی رفتاری  و تنظیم شناختی هیجان، در مرحله پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری وجود دارد، بدین معنا که گروه آزمایش که مداخله شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی دریافت کردند در مرحله پس آزمون در مولفه های کیفت زندگی، فعال سازی رفتاری و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان نسبت به گروه گواه وضعیت بهتری داشتند   و تغییرات ایجاد شده در مرحله پیگیری نیز پایدار بوده است.

    نتیجه گیری:

     نتایج پژوهش حاضر حاکی از تاثیر مثبت شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر مولفه های کیفیت زندگی، فعال سازی رفتاری و تنظیم شناختی هیجان  زنان دارای اختلال افسردگی با علایم ناکافی بود. ازاین رو،  توجه به یافته های به دست آمده می تواند در جهت پیشگیری از تبدیل این بیماری به اختلال مزمن افسردگی اساسی مورد توجه تیم سلامت روان این افراد قرار گیرد.

    کلیدواژگان: شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، اختلال افسردگی با علائم ناکافی، کیفیت زندگی، فعال سازی رفتاری، تنظیم شناختی هیجان
  • نجمه چراغی سیف آباد، پروین احتشام زاده*، پرویز عسکری، رضا جوهری فرد صفحات 38-48
    مقدمه

    وجود تعارض در روابط زوجی یک مسئله رایج می باشد و مداخلات درمانی گسترده ای برای کاهش آن ها و افزایش سازگاری زناشویی پیشنهاد شده است. هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی ذهنیت مدار و زوج درمانی هیجان مدار بر سازگاری زناشویی در زوجین دارای تعارض زناشویی بود.

    روش کار

    روش پژوهش حاضر آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زوجین دارای تعارض زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره اهواز در سال 1398 بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند تعداد 45 زوج انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل (هر گروه 15زوج) قرار گرفتند. به منظور گردآوری اطلاعات از پرسشنامه سازگاری زناشویی اسپانیر (1986) استفاده شد. گروه های آزمایشی تحت طرحواره درمانی ذهنیت مدار (12 جلسه 120 دقیقه ای) و زوج درمانی هیجان مدار (14 جلسه 90 دقیقه ای) قرار گرفتند؛ اما گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند. داده ها به روش تحلیل کوواریانس در نرم افزار SPSS-19 تحلیل شدند.

    یافته ها

    روند تغییرات در گروه های مداخله نسبت به گروه کنترل در مراحل سنجش در متغیرهای سازگاری زناشویی (001/0=P، 011/6=F) به طور معنا دار متفاوت بوده است (05/0≥P) و حدود 22% درصد از تفاوت های مشاهده در متغیر سازگاری زناشویی ناشی از عضویت گروهی (مداخله ها) می باشد. جهت مقایسه این تغییرات در روند زمان از آزمون تبعی بن فرونی استفاده شد. تغییرات بین پیش آزمون با پس آزمون، پیش آزمون با پیگیری و پس آزمون با پیگیری فقط در گروه های مداخله معنی دار بود (05/0≥P). همچنین آزمون تبعی بن فرونی جهت مقایسه زوجی گروه ها، گویای این است که بین گروه های آزمایش با یکدیگر تفاوت معنی داری وجود ندارد (05/0<P)؛ اما بین هر یک از گروه های آزمایش با گروه کنترل تفاوت معنی دار وجود دارد (05/0≥P).

    نتیجه گیری

    نتایج حاکی از تاثیر طرحواره درمانی ذهنیت مدار و زوج درمانی هیجان مدار بر افزایش سازگاری زناشویی در زوجین دارای تعارض زناشویی اثربخش بود. بنابراین، توصیه می گردد که درمانگران و مشاوران خانواده برای افزایش سازگاری زناشویی و کاهش تعارض زناشویی در کنار سایر مداخلات درمانی از این درمان ها استفاده کنند.

    کلیدواژگان: طرحواره درمانی ذهنیت مدار، زوج درمانی هیجان مدار، سازگاری زناشویی و تعارض زناشویی
  • فهیمه علی کرمی، ناهید رژه*، مجیده هروی کریموی، سید داوود تدریسی، محمد پرورش مسعود صفحات 49-58
    مقدمه

    تفسیر نتایج آزمایش گازهای خون، از نیازهای اساسی آموزشی پرستاران بخش های مراقبت ویژه است. ضرورت بهره گیری از روش های نوین آموزشی برای ارتقا دانش پرستاران با ماندگاری طولانی مدت، مهم تلقی می شود. با توجه به اهمیت استفاده از فناوری در آموزش پرستاری و ضرورت تفسیر آزمایش گازهای خون شریانی، این مطالعه با هدف بررسی تاثیر آموزش تفسیر گازهای خون شریانی از طریق تلفن همراه  بر دانش پرستاران بخش های مراقبت ویژه  انجام شد.

    روش کار

    این پژوهش از نوع نیمه تجربی می باشدکه بر روی 114پرستار شاغل در بخش های مراقبت ویژه سه بیمارستان آموزشی دانشگاه علوم پزشکی قم انجام شد. بیمارستان ها به صورت تصادفی در دوگروه آزمون (اپلیکیشن آموزشی در تلفن همراه، سخنرانی) و کنترل تخصیص یافتند. محتوای آموزشی در گروه ها یکسان بود. درگروه اپلیکیشن آموزشی در تلفن همراه محتوای آموزشی بصورت نرم افزار در محیط اندروید طراحی شد. برنامه بر روی تلفن همراه پرستاران شاغل در بخش های مراقبت ویژه نصب، و از آنها خواسته شد در طول روز از آن استفاده نمایند. در گروه سخنرانی همان محتوا در دو جلسه به صورت حضوری ارایه شد. گروه کنترل آموزش خاصی در این زمینه درطی این مدت نداشت. ابزار مطالعه، پرسشنامه محقق ساخته که شامل دو بخش اطلاعات جمعیت شناختی و آزمون بررسی میزان دانش در زمینه تفسیر گازهای خون بود. پرسشنامه ها در گروه ها قبل و 4 هفته پس از اتمام مداخله آموزشی تکمیل گردید. داده ها با آزمون های آماری توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزار 21 SPSS تحلیل شدند.

    یافته ها

    میانگین سنی افراد12/91+2/28  سال و میانگین سابقه کاردر بخش های ویژه  89/0+ 66/1 سال بودند. درهردو گروه بعداز مداخله نمره کسب شده از آزمون تفسیر گازهای خون افزایش یافته بود. تفاوت میانگین نمره آزمون گروه اپلیکیشن آموزشی در تلفن همراه (46/77) و سخنرانی (79/73) نسبت به گروه کنترل (57/54) از نظر آماری معنی دار بود (001/0=P).به عبارت دیگر، آموزش تفسیر گازهای خون با استفاده از اپلیکیشن آموزشی در تلفن همراه، بطور قابل توجهی بر دانش پرستاران تاثیر داشته است.

    نتیجه گیری

    با در نظر گرفتن نتایج حاصل از این تحقیق که نشانه تاثیر مثبت آموزش تفسیر گازهای خون با شیوه یادگیری از طریق اپلیکیشن آموزشی در تلفن همراه بر میزان دانش پرستاران بود، می توان از این روش به عنوان روشی جایگزین یا مکمل جهت آموزش موارد خاص مانند تفسیر گازهای خون در پرستاری استفاده نمود.

    کلیدواژگان: اپلیکیشن آموزشی، تلفن همراه، گازهای خون شریانی، بخش مراقبت های ویژه، پرستاران
  • شادی پاک اندیش، آدیس کراسکیان*، فرهاد جمهری صفحات 59-68
    مقدمه

    نظر به نقش چاقی در سلامت روان شناختی و اهمیت تنظیم هیجانی در این بیماران، لزوم توجه به کاربرد درمان شناختی- رفتاری در زنان مبتلابه چاقی مغفول مانده است.. لذا هدف مطالعه حاضر تعیین اثربخشی درمان شناختی- رفتاری در تنظیم هیجان و سلامت روان شناختی زنان مبتلا به چاقی بود.

    روش کار

    پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان مبتلابه چاقی مراجعه کننده به مرکز درمان چاقی بیمارستان رسول اکرم (ص) شهر تهران در سال 1398 بودند؛ که از جامعه پژوهش از بین افراد واجد شرایط که داوطلب همکاری بودند، تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. ابزار پژوهش مقیاس تنظیم هیجانی گراس و جان (2003) و مقیاس کوتاه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (2000) بودند. گروه آزمایش در هشت جلسه برنامه درمانی شناختی-رفتاری میچل و همکاران (2007) شرکت کردند، اما گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد و در لیست انتظار درمان قرار گرفتند. داده ها با آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره و نرم افزار SPSS-24 تحلیل شدند.

    یافته ها:

     نتایج نشان داد که در پس آزمون پس از تعدیل نمرات پس آزمون بر روی نمرات پیش آزمون میانگین نمرات ارزیابی مجدد و سلامت روان گروه آزمایش نسبت به گروه گواه به طور معنی داری افزایش داشت، اما میانگین نمره سرکوبی کاهش داشت (001/0>p).

    نتیجه گیری: 

    بر اساس نتایج پژوهش، از درمان شناختی- رفتاری گروهی به عنوان درمان مکمل در کنار سایر روش های درمانی برای بهبود تنظیم هیجان و سلامت روان شناختی زنان مبتلابه چاقی استفاده شود.

    کلیدواژگان: درمان شناختی- رفتاری، تنظیم هیجان، سلامت روان شناختی، چاقی
  • نسرین نوروزی، محمد محمدی پور*، حسین مهدیان صفحات 60-68
    مقدمه

    پژوهش حاضر با هدف، رابطه جهت گیری هدف و اهمال کاری تحصیلی با فرسودگی تحصیلی با تاکید بر نقش میانجی خودتنظیمی تحصیلی در دانشجویان پرستاری انجام گرفت.

    روش کار

    روش پژوهش همبستگی با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی بجنورد در سال تحصیلی 99-1398 که از میان آن ها تعداد 303 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از: پرسشنامه فرسودگی تحصیلی مسلش و جکسون (1981)، مقیاس اهمال کاری تحصیلی سولومون و راثبلوم (1984)، پرسشنامه راهبردهای انگیزش برای یادگیری (MSLQ) پینتریچ و دی گروت (1990) و پرسشنامه سنجش جهت گیری های هدفی الیوت و مک گرگور (2001) که همگی از اعتبار و پایایی قابل قبولی برخوردار بودند. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار Amos-24 استفاده گردید.

    نتایج

    نتایج نشان داد تمام شاخص های مدل تدوین شده تحقیق، در دامنه مطلوب قرار دارند. در حالت کلی شاخص های برازش در دامنه های موردقبول می باشند. همچنین رابطه بین جهت گیری هدف و اهمال کاری تحصیلی با فرسودگی تحصیلی معنی دار نمی باشد اما بین خودتنظیمی تحصیلی و فرسودگی تحصیلی رابطه معنی داری برقرار است. همچنین خودتنظیمی تحصیلی نقش میانجی بین جهت گیری هدف و فرسودگی تحصیلی ایفا می کند اما خودتنظیمی تحصیلی نقش میانجی بین اهمال کاری تحصیلی و فرسودگی تحصیلی ایفا نمی کند.

    نتیجه گیری: 

    مسیولین دانشگاه های علوم پزشکی موضوع فرسودگی تحصیلی دانشجویان را به طورجدی موردتوجه قرار دهند و برنامه ریزی های مناسبی را در قالب برنامه های بلندمدت برای کاهش آن تدارک ببینند.

    کلیدواژگان: کلیدواژه ها: خودتنظیمی تحصیلی، اهمال کاری، جهت گیری هدف، فرسودگی تحصیلی
  • شقایق عینکی، عباس صادقی* صفحات 69-78
    مقدمه

    افسردگی از مشکلات رایج در سالمندان می باشد که می تواند تحت تاثیر متغیرهای مختلفی قرار گیرد. این تحقیق با هدف بررسی رابطه ادراک طردشدگی و نشانگان افسردگی با نقش میانجی طرحواره های هیجانی در سالمندان شهر رشت انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه، توصیفی- مقطعی بود که در جامعه آماری سالمندان مقیم سراهای سالمندان شهر رشت در سال 1399 انجام شد. نمونه مورد نظر به تعداد 218 نفر از یک مرکز دولتی و پنج مرکز غیردولتی به شیوه تصادفی خوشه ای انجام شد. ابزارهای این تحقیق شامل پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی، مقیاس افسردگی سالمندان، مقیاس ادراک طردشدگی  و مقیاس طرحواره های هیجانی بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای آماری SPSS-24، Amos-24 و R-4,0,2  استفاده شده است.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که ادراک طرد شدگی و طرحواره های هیجانی به طور مستقیم با نشانگان افسردگی در سالمندان رابطه دارند (05/0>P). همچنین ارداک طردشدگی با طرحواره های هیجانی سالمندان رابطه دارد (05/0>P). همچنین نتایج نشان داد که متغیر ادراک طردشدگی با میانجی گیر طرحواره های هیجانی با افسردگی سالمندان رابطه معنادار دارد (05/0>P، 47/7=Z). 

    نتیجه گیری

    ادراک طردشدگی و طرحواره های هیجانی از عوامل موثر بر افسردگی سالمندان مقیم سراهای سالمندان شهر رشت بود. پیشنهاد می شود که روانشناسان و سایر حرف یاورانه جهت کاهش افسردگی در سالمندان به مداخلات درمانی مناسب جهت کاهش ادراک طردشدگی و تعدیل طرحواره های هیجانی توجه داشته باشند.

    کلیدواژگان: طردشدگی، افسردگی، طرحواره های هیجانی، سالمندان
  • امین فتاح اهری، مسعود فلاحی خشکناب*، ابوالفضل ره گوی، سمانه حسین زاده صفحات 89-97
    مقدمه

    صلاحیت بالینی به عنوان استفاده از دانش، مهارت، توانایی، رفتار و ویژگی هایی جهت انجام موفق وظایف مهم کاری در حیطه پرستاری بهداشت روانی در نظر گرفته شده است.علیرغم آموزش هایی که پرستاران را برای تشخیص و مداخله در جهت ارتقای سلامت روان و کاهش خطرات بیماری های روانپزشکی آماده می کند، اکثر پرستاران در حال حاضر آمادگی محدودی در ارایه مراقبت های روان پرستاری دارند. لذا این مطالعه با هدف بررسی صلاحیت های بالینی روان پرستاری در پرستاران شاغل در بیمارستان روان پزشکی رازی وابسته به دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی از دیدگاه خود و سرپرستاران در سال 1398 انجام شد.

    روش ها

    این مطالعه، یک تحقیق توصیفی مقطعی می باشد. نمونه های پژوهش شامل 173 پرستار شاغل در بیمارستان روانپزشکی رازی وابسته به دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی بودند که بعد از اخذ رضایت نامه آگاهانه کتبی به روش تمام شماری وارد مطالعه شدند. تعداد سرپرستاران نیز 25 نفر بودند که چکلیست ها را برای پرستاران زیرمجموعه خود پر کردند. برای گردآوری داده ها از ابزار زیر استفاده شد: 1.پرسشنامه دموگرافیک، 2.پرسشنامه خودارزیابی صلاحیت های بالینی روان پرستاران و 3.چک لیست صلاحیت های بالینی روان پرستاران. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS  نسخه 22 تجزیه و تحلیل شد.

    یافته ها

    نمره کل برای خودارزیابی صلاحیت ها 62/148 و نمره کل برای ارزیابی سرپرستاران برابر با 9/118 بود. به این معنی که پرستاران صلاحیت بالینی خود را در سطح عالی و سرپرستاران صلاحیت بالینی آن ها را در سطح خوب ارزیابی کردند. هیچ کدام از متغیرهای مستقل با متغیرهای وابسته(خودارزیابی صلاحیت های بالینی و ارزیابی صلاحیت های بالینی توسط سرپرستار) ارتباط معناداری نداشتند.

    نتیجه گیری

    در کل می توان نتیجه گرفت که صلاحیت بالینی روان پرستاران از دیدگاه خود و سرپرستارانشان مطلوب بوده است. ارایه یک الگو و برنامه عملکردی برای ارزیابی صلاحیت بالینی می تواند به مدیران پرستاری و سرپرستاران کمک کند تا کارکنان بالینی خود را در ارتباط با سطح مهارت های بالینی خود تحت پایش قرار دهند. چرا که پرستاران برای عملکرد بالینی مطلوب نیاز به صلاحیت بالینی در همه ابعاد مهارتی دارند. به طوری که مدیران و سرپرستاران بایستی بر میزان صلاحیت بالینی کارکنان پرستاری خود اشراف کامل داشته باشند و کارکنان دارای شایستگی بالا را شناسایی و تشویق کنند و از حیطه هایی که پرستاران در آنان دچار ضعف و نارسایی هستند مطلع بوده و سعی در تقویت نقاط ضعف آنان داشته باشند.

    کلیدواژگان: روان پرستاری، صلاحیت بالینی
|
  • Alireza Arman, Alireza Nikbakht Nasrabadi, HamidReza Davari, Hamid Haghani, Mohammadreza Baladastian Pages 1-9
    Background

     Chest tube installation leads to several complications including pain and anxiety which in this case can become serious and affect the quality of life. Since non-pharmacological interventions can be used instead of drugs.

    Methods

    This study is designed as a non-randomized clinical trial with control group. A total number of 81 were divided into 41 as intervention group and 40 as control group with convenient sampling method. Pain and anxiety lead from having chest tube were measured once daily in both control and intervention groups. Interventions including chest physiotherapy, pursed-lip breathing and upper limb exercises were performed after sampling in control group was finished. Sampling was done within total time of almost 7 months. Data gathering tools were visual analog scale (VAS) for pain and anxiety. Data were analyzed using SPSS v.16.

    Results

    There was a significant difference between mean scores of pain (P<0.05) and anxiety (P<0.05) among intervention and control group after performing interventions which were lower in the intervention group.

    Conclusion

    Since performing concurrent respiratory workout and mobility exercises had a positive effect on reducing pain and anxiety in post-operative lung cancer surgery patients with chest tube, results can be used to reduce these complications in those patients.

    Keywords: Pain, Anxiety, Respiratory workout, Mobility exercises, Chest tube, Lung cancer
  • Katusha Mahinfar, Afsaneh Sadooghiasl*, Anoshirvan Kazemnejad Pages 11-22
    Introduction

    Breast cancer is the most common cancer in women. Mastectomy as a primary treatment changes the quality of life. Self-care plays an important role in promoting health behaviors. The aim of this study was to determine the effect of self-care program on quality of life in women with Breast Cancer having mastectomy.

    Methods

    This semi-experimental study was performed with before and after design and control group among women with Breast Cancer having mastectomy referred to Imam Khomeini Hospital in 2020. Sixty patients with inclusion criteria (30 in the intervention group and 30 in the control group) were selected by convenience sampling method and randomly assigned to the intervention and control groups using a quadruple block. Data were collected by self-report method using demographic questionnaire, specific quality of life questionnaire, before and three months after the intervention. The intervention included 6 sessions of 45-60 minutes of virtual self-care training (simultaneous and asynchronous) for the intervention group. The control group received the usual training of the research environment. Statistical analysis was performed using SPSS Ver.22 software and inferential statistical methods of Kolmogorov-Smirnov, Fisher exact test, independent t-test and chi-square, paired t-test, Mann-Whitney and Wilcoxon tests were used.

    Results

    The results of independent t-test showed that the quality of life score before the intervention was not significant between the experimental and control groups (p = 0.009) but after the intervention there was a significant difference (p <0.001). The intervention caused a 21.80% increase in quality of life in the intervention group, but these changes showed a decrease of -10.06% in the quality of life in the control group.
    Discussion and

    Conclusion

    Self-care program training in women with Breast Cancer having mastectomy can increase and improve their quality of life. it is highly recommended to focus on the self-care in the care and training programs of the target group in inpatient and outpatient centers and community.

    Keywords: Cancer, Breast Cancer, Mastectomy, Quality of Life, Self-Care
  • Marzieh Shalikari*, Bahram Mirzaian, Hadi Parhoon, Kamal Parhoon Pages 23-37
    Background

    insufficient depressive symptom disorder is a main predictor of Major Depression Disorder. Therefore, the aim of this study was investigation of effect of Mindfulness Based Cognitive Therapy (MBCT) on quality of life, behavioral activation and cognitive emotion regulation in women afflicted insufficient depressive symptom disorder.

    Methods

    this study was Quasi-experimental pretest-posttest and follow-up design that performed in 32 women with insufficient depressive symptom disorder were selected by convenience sampling and randomly assigned to experimental and control groups. The experimental group received MBCT therapy over 8 session and he control group did not receive any psychological treatment. The Behavioral Activation for Depression Scale (BADS), Quality of Life – the short Form- (WHO-QOL-BREF) and cognitive emotion regulation Questionnaire (CERQ) were used to collect the data in the pre-test, post-test and f follow-up. The data were analyzing by the statistical test of mixed variance analysis.

    Results

    data revealed MBCT significantly improved the all components of quality of life, behavioral activation and cognitive emotion regulation. and the changes made during the follow-up phase were also stable.

    Conclusion

    The results of this study revealed the effectiveness of Mindfulness Based Cognitive Therapy (MBCT) on quality of life, behavioral activation and cognitive emotion regulation of women with insufficient depressive symptom disorder. In this way, mental health professionals can prevent the onset of major depressive disorder by on time screening, diagnosis and treatment of insufficient depressive symptom disorder.

    Keywords: mindfulness Based Cognitive Therapy (MBCT), insufficient depressive symptom disorder, quality of life, behavioral activation, cognitive emotion regulation
  • Najmeh Cheraghi Seyf Abad, Parvin Ehtesham Zadeh*, Parviz Asgari, Reza Johari Fard Pages 38-48
    Introduction

    Conflict in marital relationships is a common problem and extensive therapeutic interventions have been suggested to reduce them and increase marital adjustment. The purpose of this study was to the comparison of the effectiveness of schema mode therapy and emotionally focused couple therapy on marital adjustment in couples with marital conflict.

    Methods

    This experimental study was conducted with a pretest-posttest design with control group. The statistical population of this study included all couples with marital conflict who refer to Ahvaz counseling centers in year 2019, using a purposive sampling method, 45 couple were selected and randomly assigned to two experimental groups and one control group (each group of 15 couples). To collect data marital adjustment of Spanir (1986) questionnaire were used. The experimental groups underwent individual schema mode therapy training (12 sessions 120 minutes) and emotionally focused couple therapy training (14 sessions 90 minutes), but the control group received no training. Data were analyzed by analysis of Covariance Analysis in SPSS-19 software.

    Results

    The changes in the intervention groups compared to the control group in assessment steps was significantly different (P≤0.05) in marital adjustment (F = 6.011, P = 0.001) and about 22% of the observed differences in the marital adjustment variable are due to group membership (interventions). Benfroni subordinate test was used to compare these changes over time. Changes between pretest with posttest, pretest with follow-up and posttest with follow-up were significant only in the intervention groups (P≤0.05). Also, Benfroni subordinate test for pairwise comparison of groups showed that there is no significant difference between the experimental groups(p>0.05); But there is a significant difference between each of the experimental groups with the control group (P≤0.05).

    Results

    The results showed that both schema mode therapy and emotionally focused couple therapy were effective to increasing marital adjustment in couples with marital conflict (p<0.05) and the results showed that there was significant difference in favor of emotionally focused couple therapy between the effectiveness of schema mode therapy and emotionally focused couple therapy on increasing marital adjustment in couples with marital conflict (p<0.05).

    Conclusions

    The results indicate that both schema mode therapy and emotionally focused couple therapy were effective in increasing marital adjustment in couples with marital conflict. Therefore, it is recommended that therapists and family counselors use these therapies along with other therapeutic interventions to increase marital adjustment and reduce marital conflict.

    Keywords: schema mode therapy training, emotionally focused couple therapy training, marital adjustment, marital conflict
  • Fahimeh Alikarami, Nahid Rejeh*, Majideh Heravi Karimooi, Seyed Davood Tadrisi, Mohammad Parvaresh Masoud Pages 49-58
    Background

    Arterial blood gas interpretation is necessary to train nurses in intensive care units. The need to use modern educational methods to improve the knowledge of nurses with long-term durability is considered important. Regarding the importance of using technology in nursing education and the necessity of interpretation of arterial blood gas testing, this study was conducted to investigate the effect of arterial blood gas interpretation training on mobile phones on the knowledge of intensive care unit nurses.

    Methods

    This quasi-experimental study were performed on 114 critical care units nurses of three teaching hospital affiliated to Qom University of Medical Sciences.The hospitals were randomized in three groups (application smartphone, lecture) and controls were allocated. Lecture group content and application smartphone packages was the same content. In the educational application group on mobile phones, educational content was designed as software in the Android environment. The app was installed on the mobile phones of nurses working in the intensive care unit, and they were asked to use it during the day. In the lecture group, the same content was presented in person in two sessions. The control group did not have any special training in this field during this period. The study tool was a questionnaire that included demographic data and researcher-made scale on the interpretation of blood gases. The questionnaires were completed before and 4 weeks after the training in groups. Data were analyzed by using SPSS software 21 and descriptive and inferential statistical tests.

    Results

    The mean age of the samples was 28.91 ± 2. 12 and 1.66 ± 0.89 years of professional experience in intensive care unit. In two groups, after the intervention, the score obtained from the blood gas interpretation test was increased The difference between the mean test scores of the educational application group in mobile phone (77.46) and lecture (73.79) compared to the control group (54.57) was statistically significant (p <0.001). In other words, using application smartphone had significantly more effect on nurseschr learning. In other words, using application smartphone had significantly more effect on nurseschr  learning.

    Conclusion

    Considering the results of this study indicating the positive effect of application smartphone learning on nurseschr knowledge, Therefore, it is recommended as an alternative method or use other training supplements for teaching special cases such as blood gases interpretation in nursing.

    Keywords: Arterial Blood Gas, Education, Intensive Care Unit, Nurses, Smartphone application-based learning
  • Shadi Pak Andish, Adis Kraskian*, Farhad Jamhari Pages 59-68
    Introduction

    Due to the role of obesity in mental health and the importance of emotional regulation in these patients, the need to pay attention to the use of cognitive-behavioral therapy in women with obesity has been neglected. The aim of this study was to determine the effectiveness of cognitive-behavioral therapy in regulating emotion and mental health of obese women.

    Methods

    The present study was a quasi-experimental pretest, posttest with a control group. The statistical population included all obese women who referred to the obesity treatment center of Rasoul Akram Hospital in Tehran in 2019; From the research community, among the eligible individuals who volunteered for cooperation, 30 people were selected by purposive sampling and randomly assigned to experimental and control groups. Data collection tools included the Gross and John Emotion Regulation Scale (2003) and the WHO Quality of Life Short Scale (2000). The experimental group participated in eight sessions of cognitive-behavioral therapy program Mitchell et al. (2007), but the control group did not receive any intervention and were placed on a waiting list for treatment. Data were analyzed by multivariate analysis of covariance and SPSS-24 software.

    Results

    The results showed that in the post-test, after adjusting the post-test scores on the pre-test scores, the mean scores of reassessment and mental health of the experimental group increased significantly compared to the control group, but the mean repression score decreased (p <0.001).

    Conclusion

    Based on the results of this study, group cognitive-behavioral therapy should be used as a complementary therapy along with other treatment methods to improve emotion regulation and psychological health of obese women.

    Keywords: Cognitive-Behavioral, Emotion, Mental Health, Obesity
  • Nasrin Norouzi, Mohammad Mohammadipour*, Hossein Mehdian Pages 60-68
    Introduction

    The purpose of this study was to the relationship between goal orientation and academic procrastination with academic burnout with emphasis on the mediating role of academic self-regulation in nursing students.

    Methods

    The research method is correlation using structural equation modeling. The statistical population of the study consisted of all nursing students of Bojnourd University of Medical Sciences in the academic year 98-99, out of which 303 students were selected by stage cluster sampling. Research instruments included: Maslash & Jackson (1981) Burnout Questionnaire, Solomon & Rathblom (1984) Academic Procrastination Scale, Pintrich & De Groot (MSLQ) Learning Inventory Questionnaire (1990) and Orientation Assessment Questionnaire Targets by Elliott and McGregor (2001), all of which had acceptable validity and reliability. In order to analyze the data from the software Amos-24 was used.

    Results

    The results showed that all indicators of the research model are in the desired range. In general, fit indices are in acceptable ranges. Also, the relationship between goal orientation and academic procrastination with academic burnout is not significant, but there is a significant relationship between academic self-regulation and academic burnout. Academic self-regulation also mediates between goal orientation and academic burnout, but academic self-regulation does not mediate between academic procrastination and academic burnout.

    Conclusion

    The officials of medical universities should pay serious attention to the issue of studentschr academic burnout and prepare appropriate plans in the form of long-term plans to reduce it.

    Keywords: academic self-regulation, procrastination, goal orientation, academic burnout
  • Shaghayegh Eynaki, Abbas Sadeghi* Pages 69-78
    Introduction

    Depression is a common problem in the elderly that can be affected by various variables. The aim of this study was to investigate the relationship between the rejection perception and depression syndrome with the mediating role of emotional schemas in the elderly in Rasht.

    Methods

    This descriptive cross-sectional study was conducted in the statistical population of the elderly living in nursing homes in Rasht in 2020 year.  The sample consisted of 218 people from one government center and five non-government centers by cluster random sampling. The instruments of this study included demographic information questionnaire, Geriatric Depression Scale (GDS), Perceived Rejection Scale (PRS) and Emotional Schemas Scale (ESS). In order to analyze the data SPSS-24, Amos-24 and R-4,0,2 statistical software were used.

    Results

    The results showed that the rejection perception and emotional schemas are directly related to depression symptoms in the elderly (P <0.05). rejection perception is also related to emotional schemas of the elderly (P <0.05). The results also showed that the variable of rejection perception with mediating the variable of emotional schemas has a significant relationship on depression in the elderly (Z = 7.47, P <0.05).

    Conclusions

    rejection perception and emotional schemas were among the factors affecting depression in the elderly living in nursing homes in Rasht. It is suggested that psychologists and other helpers to reduce depression in the elderly pay attention to appropriate therapeutic interventions to reduce the rejection perception and modify emotional schemas.

    Keywords: Rejection, Depression, Emotional Schemas, Elderly
  • Amin Fattah Ahari, Masoud Fallahi Khoshknab*, Abolfazl Rahgoi, Samaneh Hosseinzadeh Pages 89-97
    Introduction

    Clinical competence is considered as the use of knowledge, skills, abilities, behaviors and characteristics to successfully perform important work tasks in the field of mental health nursing. Despite training that prepares nurses for diagnosis and intervention to promote mental health and reduce the risk of psychiatric illness, most nurses are currently limited in their willingness to provide psychiatric care.Therefore, the aim of this study was to Evaluation of psychiatric nursing clinical competencies in nurses working in Razi Psychiatric Hospital affiliated to the University of Social Welfare and Rehabilitation Sciences from the Viewpoints of themselves and their head-nurses in 2019.

    Methods

    This study is a descriptive cross-sectional research. The sample consisted of 173 nurses working in Razi Psychiatric Hospital affiliated to the University of Social Welfare and Rehabilitation Sciences. After obtaining written informed consent, they were enrolled in the study. The number of head-nurses was 25, who filled out the checklists for their subordinate nurses. The following tools were used to collect data: 1. Demographic Questionnaire, 2. Psychiatric nurses clinical competencies self-assessment questionnaire, and 3. Checklist of clinical competencies of psychiatric nurses. Data were analyzed using SPSS software version 22.                                                                                                                                                 

    Results

    The total score for self-assessment of competencies was 148.62 and the total score for evaluation of nurses was 118.9. This means that the nurses rated their clinical competence at an excellent level and the head nurses rated their clinical competence at a good level. None of the independent variables had a significant relationship with the dependent variables (self-assessment of clinical competencies and evaluation of clinical competencies by the head nurse).

    Conclusion

    In general, it can be concluded that the clinical competence of psychiatric nurses was desirable from the perspective of themselves and their supervisors. Providing a model and performance plan for assessing clinical competency can help nursing managers and head nurses monitor their clinical staff in relation to their level of clinical skills. Because nurses need clinical competence in all aspects for optimal clinical performance. So that managers and supervisors should have full control over the clinical competence of their nursing staff and identify and encourage highly qualified staff and be aware of the areas in which nurses suffer from weakness and inadequacy and try to strengthen weaknesses.
    Keywords: Psychiatric Nursing, Clinical Competence

    Keywords: Psychiatric Nursing, Clinical Competence