فهرست مطالب

مدیریت بر آموزش سازمان ها - سال دهم شماره 2 (تابستان 1400)
  • سال دهم شماره 2 (تابستان 1400)
  • تاریخ انتشار: 1400/06/16
  • تعداد عناوین: 7
|
  • سعیده علی محمدی، مسلم صالحی*، عبادالله احمدی، مژگان امیریان زاده صفحات 13-50

    هدف اصلی این پژوهش تدوین و ارزیابی مدل رهبری اخلاقی در سازمان آموزش و پرورش استان فارس بوده است. روش پژوهش به لحاظ هدف رویکرد آمیخته و با بهره گیری از روش اکتشافی متوالی از نوع ابزار سازی و به لحاظ نحوه گردآوری اطلاعات، آمیخته بود. در بخش کیفی از روش تحلیل مضمون  و در بخش کمی از روش توصیفی و پیمایشی استفاده گردید. جامعه آماری در بخش کیفی شامل کارشناسان که دارای تخصص و تجربه و سابقه کار بالا در اداره کل آموزش و پرورش استان فارس به تعداد  25  نفر بودند و در بخش کمی شامل کلیه کارشناسان اداره کل آموزش و پرورش استان فارس بودند. نمونه گیری با استفاده از رویکرد هدفمند و با به کارگیری ملاک اشباع نظری ادامه یافت. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی پژوهش مصاحبه نیمه ساختارمند و در بخش کمی  پژوهش پرسشنامه محقق ساخته بود. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل عاملی از طریق نرم افزارهای اس پی اس اس 26 و  اسمارت پی ال اس 6 انجام شد. روایی پرسشنامه به روش روایی محتوایی و جرح و تعدیل توسط متخصصین صورت گرفت. پایایی پرسشنامه از طریق آلفای کرونباخ به مقدار0/99 به دست آمد، سپس برازش مدل مذکور مورد بررسی و تایید قرار گرفت. یافته ها، براساس شبکه مضامین رهبری اخلاقی، سازمان آموزش و پرورش فارس در بخش کیفی شامل 4  مضمون فراگیر  و 13 حیطه دانشی، خود مراقبه ای، آگاهی های اخلاقی، ذاتی، نظارتی، هدایت گری، ارتباطی، تسهیم قدرت، مردم سالاری، استعدادپروری، هستی شناختی، معرفت شناختی، ارزش شناختی (مضامین سازمان دهنده) و هر یک نیز دارای مولفه های گوناگون (مضامین پایه) بودند که 249  مضامین پایه را درباره  رهبری اخلاقی کشف نمود. یافته های بخش کمی نتایج بخش کیفی را تایید کردند.

    کلیدواژگان: رهبری اخلاقی، رویکرد ترکیبی، سازمان آموزش و پرورش
  • اسماعیل ابراهیمی دوشتور، روح الله مهدیون*، محسن رفیعی، محمد رزاقی صفحات 51-78

    هدف پژوهش حاضر، شناسایی تجارب زیسته اعضای کانون صنفی معلمان استان آذربایجان شرقی از چالش ها و مشکلات صنفی معلمان بود. ماهیت این پژوهش، کیفی از نوع پدیدارشناسی توصیفی مبتنی بر تجارب زیسته اعضای کانون صنفی معلمان بود. جامعه آماری پژوهش، شامل کلیه اعضای کانون صنفی معلمان استان آذربایجان شرقی بود، که  12 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و با لحاظ اشباع نظری از بین معلمان که دارای تجربه فعالیت صنفی بودند، دعوت به همکاری شدند. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه های نیمه ساختار یافته استفاده شد. جهت تایید روایی و دقت پژوهش، معتبر بودن، اطمینان پذیری و قابلیت تایید داده ها مورد بررسی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش کلایزی انجام شد. یافته های پژوهش درمجموع، دارای دو بعد کلی : 1- فعالیت های کانون صنفی معلمان (شامل: 5 تم اصلی: بهبود معیشت معلمان، تعامل و چانه زنی فرهنگی- سیاسی، اصلاح مشکلات نظام آموزشی، ارتقاء هویت حرفه ای معلمان، سازماندهی و مدیریت اعتراضات، و 2- مشکلات و چالش های کانون صنفی معلمان (شامل 3 تم اصلی: مشکلات و موانع حکومتی،مشکلات درون صنفی فعالان، مشکلات مرتبط با معلمان) بود. نتایج نشان داد که معلمان سعی دارند با تشکیل صنف های مدنی و غیرسیاسی مطالبات خود را بر دولت عرضه داشته و فشار لازم را ایجاد نماید. در این میان اصلی ترین این تشکل ها که فاقد هر گونه وابستگی به دولت و سیاست است، کانون صنفی مستقل معلمان است که در راستای احقاق حقوق و مطالبات معلمان فعالیت می کند.

    کلیدواژگان: تجربه زیسته، کانون صنفی معلمان، استان آذربایجان شرقی
  • خدایار ابیلی، ابراهیم مزاری* صفحات 79-108

    پژوهش حاضر با هدف ارایه مدل خودتوسعه ای عصب-شناختی رهبران و با تاکید بر رهبران دانشگاهی انجام شده است. در این پژوهش از رویکرد کیفی و روش فراترکیب سندلوسکی و باروسو استفاده شده است. جامعه پژوهش حاضر را کلیه اسناد علمی-فنی یافته شده به تعداد حدود 1700 سند علمی-فنی تشکیل داده که در 4 پایگاه علمی داخلی و 11 پایگاه علمی خارجی مورد جستجو قرار گرفتند. از مجموع این اسناد، پس از گزینش موضوعی و محتوایی، نهایتا 63 سند علمی-فنی از آن ها برگزیده و تحلیل شد. در پژوهش حاضر، از روش کدگذاری برای تحلیل یافته ها استفاده شد. به منظور تامین اطمینان پذیری از روش ساخت یافته برای ثبت، نوشتن و تفسیر یافته ها و برای تامین باورپذیری پژوهش از روش تثلیث داده ای استفاده شده است. یافته ها حاکی از شناسایی پنج بعد کلیدی بوده است. بعد اول، بستر عصب شناختی، شامل ابعاد تخصصی، فرهنگی، کالبدی و فناورانه است. بعد دوم، راهبردهای عصبی (EEG, SST, PET, FMRI, TMS, OT, CTS, Neuro feedback) است که براساس تکنولوژی های عصبی به توسعه رهبران کمک می کند. بعد سوم، راهبردهای شناختی (ترسیم نقشه شناختی، کاربست سیستم ای شناختی-رفتاری، تحلیل زمان پاسخ، تفکر انتقادی، شبکه سازی مفهومی و گسترش معنایی) است که با به کارگیری روش های کلاسیک شناختی به تشخیص و توسعه می پردازد. بعد چهارم، شایستگی های عصبی (خودآگاهی، خودکنترلی، خودیادگیری، خودنظم دهی، خودانگیزشی، خودسازگاری، خودبهبودی و خودتشویقی عصبی) است که انتظار می رود در مغز افراد رشد یابد. نهایتا" بعد پنجم، شایستگی های شناختی (خودشناسی، خودانتقادی، خودتصمیم گیری، خودآموزی، خودارزیابی، خودادراکی، خودرهبری و خودگفتگویی شناختی) است که در ذهن افراد توسعه می یابد. بدین صورت، با ایجاد یک بستر عصب-شناختی و سپس به کارگیری راهبردهای عصب-شناختی، شایستگی های عصب-شناختی در رهبران دانشگاهی توسعه خواهد یافت.

    کلیدواژگان: رهبران دانشگاهی، علوم شناختی، علوم اعصاب
  • فاطمه صغری سینا*، حسن محمدی چلمردی، سیده علیا عمادیان صفحات 109-130

    هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین سازمان یادگیرنده و یادگیری سازمانی با نقش میانجی توانمندسازی کارکنان آموزش و پرورش شرق استان مازندران می باشد. روش پژوهش از نوع هدف کاربردی و از نظر اجرا توصیفی-همبستگی بوده است. جامعه - آماری پژوهش شامل تمام کارکنان آموزش و پرورش شرق استان مازندران به تعداد 147 نفر میباشد، که حجم نمونه بعلت کم بودن جامعه آماری همه جامعه به روش سر شماری انتخاب گردید. ابزارهای سنجش شامل پرسشنامه های استاندارد سازمان یادگیرنده، یادگیری سازمانی و توانمندسازی بود که برای روایی آنها از تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. ضریب پایایی پرسشنامه ها از طریق ضریب آلفای کرونباخ برای سازمان یادگیرنده 95 / 0 ،یادگیری سازمانی 94 / 0 ، توانمندسازی 91 / 0 برآورد شد. داده ها با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری و نرم افزار SPSS و PLS تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که رابطه معناداری بین سازمان یادگیرنده با یادگیری سازمانی و توانمندسازی کارکنان وجود دارد. همچنین بین یادگیری سازمانی و توانمندسازی کارکنان رابطه وجود دارد. علاوه بر این، متغیر توانمندسازی در رابطه بین سازمان یادگیرنده و یادگیری سازمانی کارکنان نقش میانجی دارد.

    کلیدواژگان: سازمان یادگیرنده، یادگیری سازمانی، توانمندسازی، مازندران
  • جواد احمدی اقدم، ابوالفضل قاسم زاده*، روح الله مهدیون صفحات 131-158

    هدف پژوهش حاضر بررسی نقش انگیزش یادگیری و یادگیری حرفه ای بر اجتماع یادگیری حرفه ای معلمان ابتدایی است. روش تحقیق از نوع همبستگی، مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه معلمان ابتدایی شهرستان بناب به تعداد 528 نفر بودند که تعداد 214 نفر به روش نمونه گیری طبقه ای نسبی انتخاب شدند. اطلاعات مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه های: انگیزش یادگیری تارنو، یادگیری حرفه ای بارون و کنی و اجتماع یادگیری حرفه ای الیور و هیپ بدست آمدند. یافته ها نشان می دهند که بین متغیر انگیزش یادگیری و اجتماع یادگیری حرفه ای رابطه مستقیم و معناداری وجود ندارد اما بین متغیرهای انگیزش یادگیری و یادگیری حرفه ای رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد. همچنین بین متغیرهای یادگیری حرفه ای و اجتماع یادگیری حرفه ای رابطه مثبت و معناداری دیده شد، پس متغیر انگیزش یادگیری بواسطه نقش میانجی یادگیری حرفه ای با اجتماع یادگیری حرفه ای رابطه غیرمستقیم و معناداری دارد، بنابراین می توان گفت که معلمانی که انگیزش کافی برای یادگیری و ارتقا سطح دانش و آگاهی خود دارند، از طریق کسب دانش محتوایی، سبک های یادگیری، راهبرد های تدریس و مجموعه جدیدی از ارزش ها و تفاوت های فردی که از طریق همکاری و مشارکت با سایر همکاران بدست می آورند؛ منجر به ایجاد اجتماعات یادگیری حرفه ای بین خود و سایر همکاران می شوند که نهایتا باعث بهبود یادگیری دانش آموزان و افزایش بازدهی آموزشی می گردند.

    کلیدواژگان: انگیزش یادگیری، یادگیری حرفه ای، اجتماع یادگیری حرفه ای
  • اعظم رجایی، محمدعلی نادی*، غلامرضا منشئی صفحات 159-186

    هدف این پژوهش، شناسایی مولفه های انگیزشی-دلبستگی به مدرسه برای دانش آموزان پایه دهم بود که می تواند به جریان افزایش انگیزش و دلبستگی دانش آموزان کمک کند. روش پژوهش، کیفی با استفاده از روش تحلیل مضمون با رویکرد قیاسی با استناد از رویکرد آتراید -استرلینگ مولفه های انگیزشی-دلبستگی به مدرسه طراحی شد. جامعه آماری کلیه اسناد، متون (101 کتاب، مقالات علمی و پایان نامه آنلاین و ثبت شده در پایگاه های اطلاعات علمی الکترونیک) بود. پس از مطالعه، انتخاب و کدگذاری متون مقالات مرتبط با انگیزشی-دلبستگی به مدرسه، تعداد 7 مضمون سازمان دهنده شناسایی و از این مضامین 28 مضمون پایه استخراج گردید. به منظور اعتبارسنجی آماری از طریق تایید خبرگان، شاخص اعتبار محتوا (CVI) 92/0 به دست آمد. برای سنجش پایایی از ضریب هولستی 85٪ بهره گرفته شد که نشان دهنده قابلیت اطمینان مطلوب بود. با شناخت و شناسایی مولفه های انگیزشی-دلبستگی به مدرسه، امکان تدوین بسته های آموزشی متناسب برای دوره های مختلف تحصیلی فراهم می شود و می توان معلمان و دانش آموزان را در رابطه با مولفه های مذکور، توانمند نمود.

    کلیدواژگان: انگیزشی-دلبستگی به مدرسه، انگیزش تحصیلی، تعلق به مدرسه
  • سکینه جعفری* صفحات 187-223

    هدف پژوهش حاضر تدوین و رواسنجی مدل مدیریت مدرسه محور بر اساس سند تحول بنیادین بود که با رویکرد ترکیبی آمیخته اکتشافی انجام شده است که در بخش کیفی روش تحلیل مضمون و در بخش کمی تحلیل عامل اکتشافی و تاییدی استفاده شد. جامعه آماری بخش کیفی، اسناد، متخصصان حوزه مدیریت مدرسه محور و مدیران مدارس با تجربه عملی بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند از نوع نظری 20 نفر به عنوان مشارکت کننده انتخاب شدند. داده ها با بهره گیری از تحلیل محتوای کیفی از اسناد و ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شد. نتیجه تحلیل داده ها در بخش کیفی منجر به شناسایی 121 مضمون پایه در زمینه مدیریت مدرسه محور گردید که در قالب 6 مضمون فراگیر و 16 مضمون سازمان دهنده ، سازمان دهی شدند. در بخش کمی مدیران، معاونان و معلمان مدارس استان سمنان (9000 نفر) جامعه آماری را تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای تعداد 267 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. در این بخش برای گردآوری داده ها از پرسشنامه تدوین شده برگرفته از داده های کیفی پژوهش استفاده شد و برای سنجش روایی پرسشنامه از تحلیل عامل اکتشافی و تاییدی و برای محاسبه پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. تحلیل عامل اکتشافی و تاییدی نشان داد که 16 مضمون سازمان دهنده استخراج شده دارای بار عاملی کافی جهت سنجش ابزار اندازه گیری مدیریت مدرسه محور است. نتایج نشان داد که این پرسشنامه به لحاظ کمی از روایی و پایایی لازم برخوردار است و در نتیجه مقیاس نهایی با 6 زیرنظام و 121 نشانگر مورد تایید قرار گرفت و ابزاری جهت سنجش مدیریت مدرسه محور بر اساس سند تحول بنیادین معرفی شد.

    کلیدواژگان: مدیریت، مدرسه محوری، سند تحول بنیادین، مدیر، معلم
|
  • Saeideh Alimohammadi, Moslem Salehi*, Ebadollah Ahmadi, Mojgan Amirianzadeh Pages 13-50

    The main purpose of this study was to develop and evaluate a model of moral leadership in the Education Organization of Fars Province. The research method was mixed in terms of purpose and using a sequential exploratory method of instrumentation and in terms of data collection. In the qualitative part, the content analysis method was used and in the quantitative part, the descriptive and survey method was used. The statistical population in the qualitative section included experts with high expertise, experience and work experience in the General Directorate of Education of Fars Province, and in the quantitative part included all the experts of the General Directorate of Education of Fars Province. Sampling was continued using a targeted approach using the theoretical saturation criterion. The data collection tool was a semi-structured interview in the qualitative part of the research and a researcher-made questionnaire in the quantitative part of the research. Data analysis was performed using factor analysis method through SPSS 26 and Smart PLS 6 software. The validity of the questionnaire was done by content validity and injury and adjustment by experts. The reliability of the questionnaire was 0.99 through Cronbachchr(chr('39')39chr('39'))s alpha and then the fit of the model was examined and confirmed.

    Findings

    Based on the Network of Ethical Leadership Themes, Fars Education Organization in the qualitative section includes 4 comprehensive themes and 13 areas of knowledge, self-meditation, ethical, intrinsic, supervisory, guidance, communication, power sharing, people Dominance, aptitude, ontology, epistemology, cognition (organizing themes) and each had different components (basic themes) that discovered 249 basic themes about moral leadership. Quantities of the quantitative section confirmed the results of the qualitative section.

    Keywords: Ethical Leadership, Mixed Approach, Education Organization
  • Esmail Ebrahimi Doushtoor, Rouhollah Mahdiuon*, Mohsen Rafiee, Mohammad Razzaghi Pages 51-78

    The purpose of the present study was to identify the lived experiences of the members of the East Azarbaijan Teachers chr('39')Union of the challenges and problems of the teacherschr('39') union. The nature of this research was a qualitative descriptive phenomenology based on the lived experiences of the members of the teacherschr('39') union. The statistical population of the study included all members of the East Azarbaijan Teacherschr('39') Union, where 12 people were invited to participate using purposive sampling method and in terms of theoretical saturation among teachers who had experience in union activities. Semi-structured interviews were used to collect data. To confirm the validity and accuracy of the research, the validity, reliability and verifiability of the data were examined. Data were analyzed using Klaizi method. . In general, the research findings included two general dimensions: 1- activities of Teacherschr('39') Union (including 5 main themes:  improving teachers , Cultural-political interaction and bargaining , Correcting the problems of the educational system ,Improving the professional identity of teachers , Organizing and managing protests), 2- problems and challenges of Teacherschr('39') Union( including 3 main themes: government problems and obstacles, Problems within the union of activists , Problems related to teachers). The results showed that teachers are trying to present their demands to the government and create the necessary pressure by forming civil and non-political classes. Among these, the most important of these organizations, which has no affiliation with the government and politics, is the Independent Teacherschr('39') Union, which works to fulfill the rights and demands of teachers.

    Keywords: Lived Experience, Teachers :union:, East Azarbaijan
  • Khodayar Abili, Ebrahim Mazari* Pages 79-108

    The aim of this study was to provide a neuro-cognitive self-development model of leaders with emphasis on academic leaders.   In this research, a qualitative approach and a meta-synthesis method (Sandelowski & Barroso) has been used. The population in this study consists of 1700 scientific-technical documents searched in 4 domestic and 11 foreign scientific databases. Following thematic and content selection from these documents, 63 documents were finally selected and analyzed. In addition, coding method was used to analyze the findings. In order to ensure the dependability of the structured method for recording, writing and interpretation, and to ensure the credibility of the research, the data trinity method has been used. The findings identified five key dimensions. The first dimension is neurological context with specialized, cultural, physical and technological dimensions. The second dimension is neural strategies (EEG, SST, PET, FMRI, TMS, OT, CTS, Neuro feedback) based on neural technologies. The third dimension is the cognitive strategies (cognitive mapping, application of cognitive-behavioral systems, response time analysis, critical thinking, conceptual net-working and semantic expansion) which through using classical cognitive methods, involves in diagnosis and development. The fourth dimension is the neurological competencies (self-awareness, self-control, self-learning, self-regulation, self-motivation, self-adaptation, self-improvement, and neural self-reward) which are expected to grow in the brain. Finally, the fifth dimension is the cognitive competencies (self-knowledge, self-criticism, self-decision making, self-education, self-evaluation, self-perception, self-leadership, and cognitive self-talk) which develop in peoplechr(chr('39')39chr('39'))s mind. Thus, neuro-cognitive competencies will be developed in academic leaders through creating a neuro-cognitive context and then applying neurocognitive strategies, neurocognitive competencies in academic leaders will be developed.

    Keywords: Academic leaders, cognitive sciences, neuroscience
  • Fatemeh Soghra Sina*, Hasan Mohammadi Chalmardi, Seyedeh Olia Emadian Pages 109-130

    The purpose of this study is to investigate the relationship between learning organization and organizational learning with the mediating role of empowerment of education staff in the east of Mazandaran province. The research method was applied purpose and descriptive-correlational. The statistical population of the study includes all education staff in the east of Mazandaran province, numbering 147 people. The sample size was selected by census method due to the small statistical population of the whole society. Assessment tools included standard questionnaires of the Learning Organization (2002), Peter Singh (2001), Spritzer and Mishra (1987) Organizational Learning, which were validated by confirmatory factor analysis. The reliability coefficient of the questionnaires through Cronbachchr(chr('39')39chr('39'))s alpha coefficient for learning organization was 0.95, organizational learning was 0.94 and empowerment was 0.91. Data were analyzed using structural equation modeling and SPSS and PLS software. The results showed that there is a significant relationship between learning organization and organizational learning and employee empowerment. There is also a relationship between organizational learning and employee empowerment. In addition, the empowerment variable has a mediating role in the relationship between the learning organization and the organizational learning of employees. Keywords: Learning Organization, Organizational Learning, Empowerment, Mazandaran.

    Keywords: Learning Organization, Organizational Learning, Empowerment, Mazandaran
  • Javad Ahmadi Aghdam, Abolfazl Ghasemzadeh Alishahi*, Rouhollah Mahdiuon Pages 131-158

    The present study aims to investigate the role of learning motivation and professional learning on professional learning community of primary school teachers. The research method is correlational and is specifically based on structural equation modeling. The statistical population of the study included all primary school teachers in Bonab city with 528 people, of whom 214 people were selected by stratified sampling method. The required information was obtained using questionnaires: Tarnochr(chr('39')39chr('39'))s learning motivation, Baron and Kennychr(chr('39')39chr('39'))s professional learning and Oliver, Hip & lickchr(chr('39')39chr('39'))s professional learning community. Findings show that there is no direct and significant relationship between learning motivation and professional learning community variables, but there is a direct and significant relationship between learning motivation and professional learning variables. Also, a positive and significant relationship was seen between the variables of professional learning and professional learning community, so the variable of learning motivation has an indirect and significant relationship with the professional learning community due to the mediating role of professional learning.  Therefore, it can be argued that teachers who are motivated enough to learn and improve their knowledge and awareness can help create professional learning communities between themselves and other colleagues through the acquisition of content knowledge, learning styles, teaching strategies, and a new set of individual values ​​and differences gained via cooperation and collaboration with other colleagues, which ultimately improve student learning and increase educational efficiency.

    Keywords: learning motivation, professional learning, professional learning community
  • Azam Rajaei, Mohamad Ali Nadi*, Gholamreza Manshaee Pages 159-186

    The purpose of this study was to identify the components of motivation-attachment to schoolin Tenth Grade Students that can help increase the motivation and attachment of students. The research method was qualitatively designed using the method of content analysis with a deductive approach based on the Attride-Stirling approach of motivational components-school attachment. Statistical community of all documents, texts (101 sources including books, scientific articles and online dissertations and registered in electronic scientific databases). After studying, selecting and coding the texts of articles related to motivation-attachment to school, 7 organizing themes were identified and 28 basic themes were extracted from these themes. For statistical validation through expert verification, the content validity index (CVI) was 0.92. A holistic coefficient of %85 was used to measure reliability, which indicated good reliability. By recognizing and identifying the components of motivation-attachment to school, it is possible to develop appropriate educational packages for different educational courses and teachers and students can be empowered in relation to the mentioned components.

    Keywords: Motivational-school attachment, Academic motivation, School belonging
  • Sakineh Jafari* Pages 187-223

    The aim of this study was to develop and validate a school-based management model based on the fundamental reform document which has been done with an exploratory mixed approach that in the qualitative part, the content analysis method was used, and in the quantitative part, confirmatory factor analysis were used. The statistical population of the qualitative part included documents, school-based management specialists and school principals with practical experience that theoretical purposive sampling method has been utilized. Data was collected using qualitative content analysis of documents and semi-structured interviews with 20 school-based management specialists and school principals with practical experience. The result of data analysis in the qualitative part led to the identification of 121 basic themes in the field of school-based management which were organized in the form of six global themes and 16 organizing themes. In quantitative part, principals, deputies and teachers of schools in Semnan province formed the statistical population that 267 people were selected as the sample through stratified random sampling method. In this part, in order to collect data, a questionnaire based on qualitative research data was used and to assess the validity and reliability of the questionnaire, confirmatory factor analysis and Cronbach’s alpha coefficient were used, respectively. Confirmatory factor analysis showed that 16 extracted organizing themes have sufficient factor load to measure school-based management measurement tool. The results indicated that this questionnaire has the necessary validity and reliability in terms of quantity. As a result, the final scale was approved with six subsystems and 121 markers and was introduced as a tool to measure school-based management based on the fundamental reform document.

    Keywords: management, school-based, fundamental reform document, rincipal, teacher