فهرست مطالب

روان شناسی افراد استثنایی - پیاپی 41 (بهار 1400)
  • پیاپی 41 (بهار 1400)
  • تاریخ انتشار: 1400/03/12
  • تعداد عناوین: 9
|
  • اسماعیل زارعی زوارکی، علی اکبر کبیری*، یحیی قائدی، علی دلاور، محمدرضا نیلی احمدآبادی صفحات 1-45

    هدف پژوهش حاضر شناسایی مولفه ها و چارچوب مدل آموزشی برای به کارگیری فناوری در برنامه فلسفه برای کودکان برای دانش آموزان بااستعداد و اعتبار یابی درونی آن بود. روش پژوهش آمیخته از نوع اکتشافی بود. در بخش کیفی پژوهش برای به دست آوردن مدل طراحی آموزشی از تحلیل محتوای استقرایی و در بخش کمی برای اعتبار یابی درونی مدل به روش پیمایشی از طریق پرسشنامه ازنظر متخصصان استفاده شد. جامعه آماری در بخش کیفی متخصصین مرتبط با موضوع در رشته های تکنولوژی آموزشی، آموزش و پرورش کودکان استثنایی و فلسفه آموزش وپرورش، اسناد و منابع مکتوب و الکترونیکی و در بخش کمی نیز متخصصین رشته های مذکور بودند. نمونه ها در هر دو گروه به صورت هدفمند انتخاب شدند که در بخش کیفی برای مصاحبه 31 تن از متخصصین و کارشناسان و در بخش کمی 36 نفر از متخصصین در دانشگاه ها و موسسات مختلف کشور بودند. جمع آوری داده ها در بخش کیفی با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته و تحلیل محتوا از اسناد و در بخش کمی با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته صورت گرفت. بر اساس تحلیل محتوای انجام شده، 7 طبقه اصلی به دست آمد. همچنین 39 زیر مولفه برای طبقه های اصلی استخراج گردید. پس از استخراج کدها، مولفه ها و زیر مولفه ها در قالب مدل ارایه شدند. نتایج حاصله از اعتبار یابی درونی بر اساس نظر متخصصان نشان داده شده است که مدل آموزشی ارایه شده از اعتبار درونی مطلوبی برخوردار است و اثربخشی لازم را برای آموزش به دانش آموزان بااستعداد دارد.

    کلیدواژگان: مدل آموزشی، فناوری، فلسفه برای کودکان، کودکان بااستعداد
  • فرشته عموزاده*، حسن غرایاق زندی، منوچهر مرادی سبزوار، رضا رستمی، علی مقدم زاده صفحات 47-75

    هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی تحریک جریان مستقیم فراجمجمه ای بر انعطاف پذیری شناختی دانش آموزان بیش فعال ورزشکار است. در این پژوهش از بین 79 دانش آموز ورزشکار مبتلابه اختلال بیش فعالی تعداد 30 دانش آموز به شکل تصادفی انتخاب شده و بر اساس سن و جنس و نتایج پیش آزمون که به وسیله آزمون دسته بندی کارت های ویسکانسین انجام شد، به دو گروه 15 نفری کنترل و آزمایش تقسیم شدند. تمامی آزمودنی ها در دو گروه، دو نوع مختلف تحریک آند تک موضعی و ساختگی بر روی ناحیه (F3) همراه با تحریک کاتد در ناحیه (SO) با شدت جریان 1 میلی آمپر و به مدت 15 دقیقه طی ده جلسه دریافت کردند سپس هر گروه به طور مجدد موردبررسی قرار گرفت. پس از یک ماه یک آزمون پیگیری مطابق با پس آزمون و با استفاده از آزمون دسته بندی کارت های ویسکانسین صورت گرفت و از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری برای آزمون فرض- آماری استفاده شد (05/0≥p). نتایج به دست آمده با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره نشان داد که اعمال تحریک جریان مستقیم فرا جمجمه ای به روش آنودال تک موضعی بر بهبود انعطاف پذیری شناختی دانش آموز با اختلال بیش فعالی اثربخش بود و منجر به تفاوت معنادار بین دو گروه آزمایشی و کنترل شده است. یافته های به دست آمده حاکی از این است که پروتکل اعمال تحریک جریان مستقیم فرا جمجمه ای به روش آنودال، توانایی بهبود انعطاف پذیری شناختی دانش آموزان ورزشکار دارای اختلال بیش فعالی دارد.

    کلیدواژگان: تحریک جریان مستقیم فرا جمجمه ای، انعطاف پذیری شناختی، بیش فعالی، نقص توجه
  • عاطفه حیرت*، شهره شریف زاده صفحات 77-97

    پژوهش حاضر با هدف اثربخشی تحلیل رفتار متقابل بر آشفتگی روان شناختی و امید به زندگی مادران دارای فرزند اختلال طیف اوتیسم انجام شده است؛ روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل و آزمایش بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه مادران دارای فرزند اوتیسم ساکن شهر اصفهان در سال 1399 بودند که از بین آن ها به شیوه نمونه گیری هدفمند تعداد 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند؛ ابتدا پرسشنامه های آشفتگی روان شناختی کسلر (2002) و امیدواری اشنایدر (1991) بر روی هر دو گروه آزمایش و کنترل اجرا شد سپس گروه آزمایش تحت 10جلسه درمان گروهی مبتنی بر تحلیل روابط متقابل به مدت هر جلسه 60 دقیقه قرار گرفتند. مجددا پس ازمون بر روی دو گروه ازمایش و کنترل اجرا شد. به علت شیوع ویروس کرونا آموزش بصورت مجازی انجام شد. بعد از اعمال متغیر مستقل در 10 جلسه 60 دقیقه ای بر گروه آزمایش، هر دو گروه به طور مجدد به وسیله همان آزمونها مورد ارزیابی قرار گرفتند؛ تحلیل یافته ها با استفاده از نرم افزار spss و روش تحلیل کوواریانس صورت گرفت. نتایج نشان داد تحلیل رفتار متقابل بر امید به زندگی مادران دارای فرزند اوتیسم موثر بوده است (p<0/05)؛ اما بر آشفتگی روان شناختی تاثیری نداشته است (P>0/05). با توجه به نتیجه پژوهش حاضر پیشنهاد می شود روش تحلیل روابط متقابل را به عنوان ابزاری حمایتی و موثر جهت افزایش امید به زندگی مادران دارای فرزندان اوتیسم استفاده شود.

    کلیدواژگان: تحلیل رفتار متقابل، آشفتگی روان شناختی، امید به زندگی، اوتیسم
  • محسن سیاوشی، نورعلی فرخی*، کوروش گودرزی، مهدی روزبهانی صفحات 99-129
    هدف

    این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی درمان به کمک حیوان خانگی وبازی درمانی برمولفه های اختلالات رفتاری کودکان دبستانی انجام شد.

    روش

    پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت نیمه آزمایشی با طرح سه گروهی با پیش آزمون پس آزمون بود. جامعه آماری در این پژوهش عبارت بود از کلیه دانش آموزان پسر دبستانی مراجعه کننده به هسته مشاوره آموزش و پرورش و مرکز مشاوره ماهان شهرستان ملایر که تشخیص اختلال رفتاری داشتند. اعضای نمونه در این پژوهش در قالب گروه کنترل و دو گروه آزمایش هرکدام به تعداد 15 نفر از میان افراد دارای ملاک های ورود به این پژوهش به روش تصادفی جایگزین شدند. برای ارزیابی اختلالات رفتاری آزمودنی ها از پرسشنامه راتر (مقیاس معلم) استفاده شد. جلسات درمان به کمک حیوان خانگی برای گروه آزمایش1 بر اساس محتوای پیشنهادی پاریش-پلاس (2016) و فاین (2015) در ده جلسه ارایه شد. محتوای جلسات بازی درمانی برای گروه آزمایش2 بر اساس بازی های پیشنهادی کداسن و شفر (2010) در ده جلسه ارایه شدند. برای آزمون فرضیه ها از تحلیل واریانس چندمتغیره استفاده شد.

    یافته ها:

     نتایج نشان داد تاثیر درمان به کمک حیوان خانگی بر مولفه های اختلالات رفتاری معنی دار نبود. همچنین نتایج نشان داد تاثیر بازی درمانی بر مولفه های اختلالات رفتاری معنی دار بوده است. نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی نشان داد که دو روش درمانی در همه مولفه ها تفاوت معنی داری با هم نداشتند.

    نتیجه گیری:

     با توجه به یافته های پژوهش، به نظر می رسد بازی درمانی و درمان به کمک حیوان خانگی، در کاهش اختلالات رفتاری کودکان دبستانی، نقش مهمی داشته اند.

    کلیدواژگان: اختلالات رفتاری، درمان به کمک حیوان خانگی، بازی درمانی
  • کاوه شفیعیان، سالار فرامرزی* صفحات 131-168

    این پژوهش با هدف بررسی تجربه زیسته ی والدین دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص در دوران کرونا انجام گرفت. روش پژوهش پدیدارشناسی و از نوع تجربه زیسته بود. به این منظور از بین والدین دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص در سال تحصیلی 99-1398 که به دلیل پاندمی کرونا و تعطیلی مدارس، فرزندان آن ها دوران قرنطینه ی خانگی را سپری می کردند، والدین 20 دانش آموز به صورت هدفمند انتخاب و در پژوهش شرکت داده شدند. برای جمع آوری اطلاعات از مصاحبه ی نیمه ساختاریافته استفاده شد و داده های جمع آوری شده با روش کلایزی مقوله بندی و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که تجربیات زیسته ی والدین دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص در دوران کرونا شامل 6 مقوله اصلی؛ مشکلات روان شناختی کودک، مشکلات رفتاری کودک، مشکلات شناختی کودک، مشکلات تحصیلی کودک، مشکلات مربوط به والدگری و مهارت های نادرست کودک می باشد. از این یافته ها نتیجه گیری شده است که ضعف مهارت های والدین دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص در زمینه هایی که ذکرشده است، می تواند مشکلات این دانش آموزان و والدینشان در دوران قرنطینه ی خانگی را چندین برابر کند. درنتیجه لازم است که دوره های آموزشی مناسب در این زمینه ها برای والدین دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص تدارک دیده و برگزار شود.

    کلیدواژگان: اختلال یادگیری خاص، تجربه ی زیسته ی والدین، دوران کرونا، ابعاد روانی-اجتماعی، قرنطینه ی خانگی
  • سکینه پورطالب*، باقر غباری بناب، سوگند قاسم زاده، حامد بابکری صفحات 169-193

    هدف پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی برنامه ی بخشایشگری در کاهش مشکلات خشم و ارتقای مدیریت خشم نوجوانان مقیم کانون اصلاح و تربیت تهران انجام شد. این پژوهش یک مطالعه ی نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل بود. در این پژوهش 30 نوجوان با مشکلات رفتاری مقیم کانون اصلاح و تربیت به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. آزمودنی ها به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش طی 16 جلسه ی 120 دقیقه ای در جلسات آموزش بخشایشگری شرکت کردند، درحالی که به گروه کنترل آموزشی داده نشد. ابزار جمع آوری داده ها در این پژوهش پرسشنامه ی خشم صفت - حالت اسپیلبرگر STAXI-2 بود و اطلاعات به دست آمده با روش کوواریانس تک متغیره و با استفاده از نسخه ی 23 نرم افزار SPSS تحلیل شد. یافته ها نشان داد که آموزش برنامه ی بخشایشگری اثر معنی داری بر مهارت کنترل خشم نوجوانان با مشکلات رفتاری دارد (p<0/05). لذا آموزش این برنامه با نتایج مثبت و موثری بر کنترل و مدیریت خشم گروه آزمایش همراه بوده و توجه به برنامه های بخشایشگری در کاهش مشکلات رفتاری نوجوانان ضروری است و اهمیت ویژه ای دارد.

    کلیدواژگان: بخشایشگری، برنامه ی آموزشی، خشم، نوجوان
  • مهرزاد رمضانلو، خدیجه ابوالمعالی الحسینی*، فریبرز باقری، سمیه رباط میلی صفحات 195-243

    پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش مهارت مدیریت استرس- هیجان بر کیفیت زندگی و تنظیم شناختی هیجان مادران کودکان با اختلال طیف اتیسم انجام شد.این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون-پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل حدود 3500 مادر دارای کودکان با اختلال طیف اتیسم مراجعه کننده به انجمن اتیسم ایران در شهر تهران بود که از بین آنها 30 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) تقسیم شدند. از پرسشنامه های تنظیم شناختی هیجانی گارنفسکی (2001) و کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت (1991) برای گردآوری داده ها و از تحلیل واریانس آمیخته چند متغیری با رعایت پیش فرضها برای تحلیل داده ها استفاده شد. برنامه ارتقایی مادران (رمضانلو، 1399) در 7 جلسه دوساعته برای گروه آزمایش اجرا شد. نتایج نشان داد که نمرات راهبردهای منفی تنظیم هیجان در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل کاهش اما در راهبردهای مثبت تنظیم هیجان و کیفیت زندگی در مولفه های (سلامت روانی و روابط اجتماعی) به طور معنادار افزایش یافته است (P<0.01) در مرحله پیگیری نیز ماندگاری اثر دیده شد. با توجه به موثر بودن برنامه ارتقایی مادران (مدیریت استرس- هیجان) در بهبود کیفیت زندگی و استفاده از راهبردهای موثر تنظیم شناختی هیجان مادران کودکان با اختلال طیف اتیسم، از این بسته می توان به عنوان یک مداخله روانشناختی استفاده کرد.

    کلیدواژگان: مهارت مدیریت استرس-هیجان، کیفیت زندگی، تنظیم شناختی هیجان، مادران، کودک با اختلال طیف اتیسم
  • معصومه حسین پور، زهره رئیسی*، یوسف گرجی، اکرم دهقانی صفحات 245-272

    پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش کارکردهای اجرایی بر تعامل مادر- کودک و مشکلات خواب کودکان مبتلا به اختلال کم توجهی و بیش فعالی انجام گرفت. پژوهش حاضر آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کودکان پسر مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش فعالی شهر اصفهان در سال تحصیلی 99-1398 بود. در این پژوهش تعداد 30 کودک کودکان مبتلا به اختلال کم توجهی و بیش فعالی با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه های آزمایش و گواه گمارده شدند (هر گروه 15 کودک). گروه آزمایش مداخله کارکردهای اجرایی (فیشر و همکاران، 2005) را طی یک ماه در 8 جلسه 75 دقیقه ای دریافت نمودند. . در این بین در گروه آزمایش 3 نفر و در گروه گواه گواه نیز 2 نفر ریزش داشتند. پرسشنامه های مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه اختلال کم توجهی و بیش فعالی (ADHDQ) و پرسشنامه تعمال مادر- کودک (PCRS) و پرسشنامه عادات خواب کودک (CSHQ) بود. داده ها به شیوه تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که آموزش کارکردهای اجرایی بر تعامل مادر- کودک و مشکلات خواب کودکان مبتلا به اختلال کم توجهی و بیش فعالی تاثیر معنادار دارد (001/0<p). بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان چنین نتیجه گرفت که آموزش کارکردهای اجرایی با بهره گیری از آموزش سازماندهی، افزایش تمرکز و دقت، تقویت حافظه کاری و بازداری پاسخ می تواند به عنوان یک روش کارآمد جهت افزایش تعامل مادر- کودک و کاهش مشکلات خواب کودکان مبتلا به اختلال کم توجهی و بیش فعالی مورد استفاده گیرد.

    کلیدواژگان: اختلال کم توجهی و بیش فعالی، آموزش کارکردهای اجرایی، تعامل مادر- کودک، مشکلات خواب
  • علیرضا سنگانی*، نگین خوش وقت، علیرضا همایونی صفحات 273-300

    اختلال یادگیری، تحت تاثیر بسیاری از متغیرهای ارتباطی و معطوف به پردازش های حسی در کودکان قرار دارد، بنابراین هدف این پژوهش تعیین نقش واسطه ای الگو های پردازش حسی در رابطه بین شیوه های فرزندپروری با اختلال یادگیری در کودکان بود. روش پژوهش همبستگی مبتنی بر مدل یابی از نوع تحلیل مسیر بود و جامعه پژوهش شامل تمامی کودکان با اختلال یادگیری 7 تا 10 ساله در شهر تهران بودند، که با استفاده از روش کلاین (2010) تعداد 437 کودک به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و مادران کودکان، پرسشنامه اختلال یادگیری کلورادو ویلکات و همکاران (2011)، پروفایل حسی دان (1999) و پرسشنامه شیوه های فرزندپروری باومریند (1973) را تکمیل کردند و ارزیابی مدل با استفاده از روش تحلیل مسیر انجام شد. یافته ها نشان داد که الگوهای پردازش حسی در رابطه بین شیوه های فرزندپروری با اختلال یادگیری در کودکان نقشی واسطه ای دارد و به طور کلی الگوهای پردازش حسی و شیوه های فرزندپروری توان پیش بینی (70/0=R2) از متغیر اختلال یادگیری را داشتند، این یافته ها حاکی از آن است که ایجاد اختلال یادگیری بسیار تحت تاثیر مستقیم شیوه های فرزندپروری والدین می باشد و الگو های پردازش حسی اثری غیرمستقیم بر اختلال یادگیری دارند که می تواند تلویحات کاربردی بسیاری را به درمان گران در جهت بهبود اختلال یادگیری کودکان ارایه دهد.

    کلیدواژگان: الگوهای پردازش حسی، شیوه های فرزندپروری والدین، اختلال یادگیری، کودکان
|
  • Esmael Zarraii Zavaraki, Aliakbar Kabiri *, Yahya Hgaedi, Ali Delavar, Mohammadreza Nili Ahmadabadi Pages 1-45

    The aim of this study was to identify the components and framework of the educational model for the use of technology in philosophy program for children for gifted students and its internal validation. The research method was heuristic. In order to obtain the educational design model, inductive content analysis was used in the qualitative part of the research, and in the quantitative part, survey method was used to validate the model internally through a questionnaire by experts. The sample population of the study in the qualitative part were related specialists in the fields of educational technology, special education and philosophy of education, written and electronic documents and resources, and in the quantitative part were the specialists of the mentioned fields. The samples were purposefully selected in both groups, and in the qualitative part 31 specialists and experts were selected for the interview and in the quantitative part 36 specialists from different universities and institutes of the country. Data were collected in the qualitative part using semi-structured interviews and content analysis of documents and in the quantitative part using a questionnaire made by the researcher. After conducting content analysis, 7 main categories were obtained. Also, 39 sub-components were extracted for the main categories. After extracting the codes, the components and sub-components were presented in the form of a model. The results of internal validation based on the opinion of experts have shown that the presented educational model has a good internal validity and has the necessary effectiveness to educate talented students.

    Keywords: Educational Model, Technology, philosophy for children, Talented Children
  • Fereshteh Amouzadeh *, Hassan Gharayagh Zandy, Manuchehr Moradisabzevar, Reza Rostami, Ali Moghadamzadeh Pages 47-75

    The prime objective of the current study was to comparative the impact of Transcranial Direct Current Stmulation (tDCS) on the Cognitive flexibility of hyperactive student-athletes. In this study, amongst the79 children diagnosed with ADHD, 30 students were randomly selected and divided into two groups of 15 people, control and experimental, based on age, sex and pre-test results performed by the wisconsin card sorting test (WCST) . All subjects in the two groups received two different types of single-position and dummy anode stimulation on the area (F3) with cathode excitation in the area (SO) with a current of 1 mA for 15 minutes for ten sessions (p≤0.05) and after ten sessions, each group was re-examined. After one month, a follow-up test was performed according to the post-test with using the wisconsin card sorting test (WCST) and multivariate analysis of covariance was used to test statistical hypotheses. (p≤0.05). The results obtained by multivariate analysis of covariance revealed that applying single-session anodal tDCS influenced Cognitive flexibility of hyperactive student-athletes, and it led to a significant difference between the experimental and sham groups. The findings of the study indicated that the protocol of applying single-session anodal tDCS has the ability to improve the cognitive flexibility of hyperactive student-athletes.

    Keywords: tDCS, Cognitive flexibility, ADHD
  • Atefeh Heyrat *, Shohre Sharifzade Pages 77-97

    The present study aimed to evaluate the effectiveness of interaction behavioral analysis on psychological distress and life expectancy of mothers with autistic children; The research method was quasi-experimental with pre-test design, post-test with control and experimental groups. The statistical population of this study was all mothers with children with autism living in Isfahan in 2020, from which 30 people were selected by purposive sampling and randomly assigned to experimental and control groups; First, Kessler (2002) and Snyder (1991) psychological distress questionnaires were administered to both experimental and control groups. Then, the experimental group underwent 10 sessions of group therapy based on interaction analysis for each session of 60 minutes. The experiment was performed again on the experimental and control groups. Due to the prevalence of coronavirus, training was done virtually.After applying the independent variable in 10 sessions of 60 minutes on the experimental group, Both groups were re-evaluated with the same questionnaires. Findings were analyzed using SPSS software and analysis of covariance. The results showed that the analysis of interaction behavior was effective on the life expectancy of mothers with autistic children (p <0.05); But it had no effect on psychological disturbance (P> 0.05). According to the results of the present study, it is suggested to use the reciprocal relationship analysis method as a supportive and effective tool to increase the life expectancy of mothers with children with autism.

    Keywords: Interaction Behavior Analysis, Psychological distress, Life Expectancy.Autism
  • Mohsen Siavashi, NoorAli Farrokhi *, Kourosh Goodarzi, . Mehdi Roozbahani Pages 99-129
    Objective

    The present study aimed is Comparison of the Effectiveness of Animal-Assisted Therapy and play therapy In reducing Primary school children Components of behavioral disorders.

    Method

    To investigate research assumptions, in semi-experimental formatting, 45 student were selected through Randomly sampling, and placed randomly in the Animal-Assisted Therapy (15 student), play therapy (15 student) and control group (15 student). All three groups in a pre-test, post-test were assessed by Rutter behavioral disorders scale. The experiment groups was exposed to 10 sessions Animal-Assisted Therapy and play therapy, the control groups was not exposed to any intervention. The data were analyzed by Multivariate analysis of variance and post hoc test (Bonferoni).

    Results

    The results showed that effect of Animal-Assisted Therapy was not significant on the components of behavioral disorders. The results also showed that the effect of play therapy on the components of behavioral disorders was significant. The results of Bonferroni post hoc test showed that the two treatments were not significantly different in all components.

    Conclusion

    According to the research findings, It seams Assisted Therapy and play therapy Have played an important role In reducing Primary school children behavioral disorders.

    Keywords: Animal-Assisted Therapy, play therapy, Behavioral disorders
  • Kaveh Shafieyan, Salar Faramarzi * Pages 131-168

    This study aimed to investigate the lived experience of parents of students with specific learning disabilities (SLD), during the Corona pandemic. The research method was phenomenological, of lived experience type. For this purpose, among the parents of students with specific learning disabilities in the academic year 2019-2020, whose children were under house quarantine due to the Corona pandemic and school closures, the parents of 20 students were purposefully selected and participated in the study. Semi-structured interviews were conducted to collect data, and the data were categorized and analyzed by Colaizzi’s method. The results showed that the lived experiences of parents of students with specific learning disabilities during the Corona pandemic included six main categories: (1) Child psychological problems, (2) Child behavioral problems, (3) Child cognitive problems, (4) Child educational problems, (5) Parenting problems, and (6) Child improper skills. It can be concluded that the poor skills of the parents of students with specific learning disabilities in the mentioned areas can increase the problems of these students and their parents during the home quarantine. Therefore, appropriate training courses in these areas need to be provided for parents of students with specific learning disabilities.

    Keywords: specific Learning Disorder(SLD), Parents’ Lived Experience, Corona pandemic, Psychosocial Dimensions, Home Quarantine
  • Sakine Pourtaleb *, Bagher Ghobari Bonab, Sogand Gasemzadeh, Hamed Babakri Pages 169-193

    Objective The present study was conducted to investigate the effectiveness of the forgiveness program in reducing anger problems and promoting anger management in adolescents residing in Tehran Correctional Center. This study was a quasi-experimental study with pretest-posttest design and control group. In this study, 30 adolescents with behavioral problems residing in the correctional center were selected by available sampling method. Subjects were randomly divided into experimental and control groups. The experimental group participated in 16 sessions of 120-minute forgiveness training sessions, while the control group was not trained. The data collection tool in this study was the STAXI-2 Spielberger Anger-Trait Anger Questionnaire and the obtained data were analyzed by univariate covariance method using SPSS software version 23. Findings showed that forgiveness program training has a significant effect on anger management skills of adolescents with behavioral problems (p <0.05). Therefore, teaching this program is associated with positive and effective results on controlling and managing the anger of the experimental group, and paying attention to forgiveness programs in reducing adolescent behavioral problems is necessary and of particular importance.

    Keywords: Forgiveness, Curriculum, anger, adolescent
  • Mehrzad Ramezanloo, Khadijeh Abolmaali Alhosseini *, Fariborz Bagheri, Somayeh Robatmili Pages 195-243

    The aim of this study was to determine the effectiveness of stress-emotion management skills training on quality of life and cognitive emotion regulation of mothers of children with autism spectrum disorder. This study was an experimental study with a pretest-posttest-follow-up plan with a control group. The statistical Society was all mothers of children (a both 3500 cases) with autism spectrum disorder in Iran Autism Association in Tehran, from which 30 people were selected by purposive sampling and randomly divided into experimental and control groups (15 cases in each group). Garnefski Cognitive Emotional Regulation(2001) and Quality of Life (WHOQOL-BREF)(1991) Questionnaires were used to collect data. Mixed multivariate analysis of variance was used to analyze the data with respect to defaults. The mothers' promotion program (ramezanlo, 1399) was implemented in 7 two-hour sessions for the experimental group. The results showed that the scores of negative emotion regulation strategies decreased in the experimental group compared to the control group, but in positive emotion regulation strategies and quality of life in the components (mental health and social relationships) increased significantly (P <0.01).,in the follow up step lasting effect was seen. Due to the effectiveness of mothers' promotion program (stress-emotion management), improving the quality of life and using effective strategies to regulate the emotions of mothers of autistic children, this package can be used as a psychological intervention.

    Keywords: stress-emotion management skills, Quality of life, cognitive emotion regulation, mothers, child with autism spectrum disorder
  • Masomrh Hosein Pour, Zohreh Reisi *, Yousef Gorji, Akram Dehnashi Pages 245-272

    The present study was conducted to investigate the efficacy of training executive functions on the mother-child interaction and sleep problems of the children with ADHD. The present study was quasi-experimental with pretest, posttest, control group and two-month follow-up period design. The statistical population of the present study included the boys with ADHD in the city of Isfahan in the academic year 2019-20. 30 children with ADHD were selected through multi-stage clustered sampling method and they were randomly accommodated into experimental and control groups (each group of 15 children). The experimental group received eight seventy-five-minute executive function interventions. 3 children from the experimental group and 2 children from the control group were dropped from the study. The applied questionnaires in this study included ADHD questionnaire, mother-child interaction questionnaire and child sleep habit questionnaire. The data from the study were analyzed through repeated measurement ANOVA via SPSS23 software. The results showed that training executive functions has significant effect on the mother-child interaction and sleep problems of the children with ADHD (p<0.001). According to the findings of the present study it can be concluded that training executive functions can be applied as an efficient method to increase the mother-child interaction and decrease sleep problems of the children with ADHD through employing training organization, increasing concentration and carefulness, reinforcing working memory and avoiding response.

    Keywords: ADHD, training executive functions, Mother-child interaction, sleep problems
  • Alireza Sangani *, Negin Khoshvaght, Alireza Homayouni Pages 273-300

    Learning disorder is affected by many communication variables and focuses on sensory processing in children; therefore, the purpose of this study was to determine the mediating role of sensory processing patterns in the relationship between parental parenting styles and Learning Disorder in children. The method of research was correlation based on modeling, a type of path analysis. The study population included all children with learning disorder 7 to 10 years old in Tehran, That using Klein's method (2010), 437 children were selected by available sampling method. And the children's mothers responded to, Colorado Willcutt et al. Learning Disorder Questionnaire (2011), Dunn's Sensory Profile (1999) and Baumrind's parental parenting styles (1973). And evaluation of the model was done using the path analysis method. The findings showed that sensory processing patterns have a mediating role in the relationship between parental parenting styles and Learning Disorder in children. In general, sensory processing patterns and parental parenting styles had predictive power (R2 = 0.70) of learning disorder variable. These findings show that learning disorder is strongly influenced by parental parenting styles. And sensory processing patterns have an indirect impact on learning disorder that can provide many practical implications for therapists to improve children's learning disorder.

    Keywords: sensory processing patterns, parental parenting styles, Learning disorder, children