فهرست مطالب

  • سال پنجم شماره 1 (پیاپی 16، بهار 1400)
  • تاریخ انتشار: 1400/06/10
  • تعداد عناوین: 25
|
  • فهیمه کاظمی*، خسرو ابراهیم صفحات 1-8
    زمینه و هدف

    ماسلین، عامل مترشحه از عضله اسکلتی و تنظیم کننده قوی متابولیسم گلوکز است که به فعالیت ورزشی پاسخ می دهد. بنابراین، ممکن است ماسلین ناشی از فعالیت ورزشی به بیماری زایی دیابت کمک کند. هدف مطالعه حاضر ارزیابی اثر ماسلین، مایوکاین ناشی از فعالیت ورزشی بر هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c) موش های مبتلا به هایپرلیپیدمی و دیابت نوع یک بود.

    روش ها

    تعداد 21 سر موش بزرگ آزمایشگاهی (رت) نر نژاد ویستار به سه گروه 7تایی تقسیم شدند: غیردیابتی، دیابتی و دیابتی تمرین. دیابت نوع یک با تزریق استرپتوزوتوسین (55 میلی گرم بر کیلوگرم) القاء شد. پس از آشناسازی، موش های گروه دیابتی تمرین، به مدت 4 هفته (5 روز متوالی در هفته) بر روی تردمیل جوندگان به طور فزاینده دویدند. پس از دوره 4 هفته، گلوکز، انسولین و ماسلین سرم (با کیت الایزا)، و پروفایل لیپیدی (کلسترول تام، تری گلیسیرید، کلسترول- لیپوپروتیین با چگالی پایین و کلسترول- لیپوپروتیین با چگالی بالا) اندازه گیری و هموگلوبین گلیکوزیله تعیین شد. داده ها با آزمون آماری تحلیل واریانس دوطرفه تجزیه و تحلیل شد.

    یافته ها

    افزایش ماسلین سرم موش های دیابتی مبتلا به هایپرلیپیدمی نسبت به موش های غیردیابتی باعث افزایش HbA1c شد (0/05 > p ). پس از 4 هفته تمرین ورزشی همراستا با کاهش ماسلین سرم در موش های دیابتی مبتلا به هایپرلیپیدمی، HbA1c کاهش یافت (0/05 > p )، به گونه ای که کاهش گلوکز و انسولین سرم در موش های دیابتی با بهبود پروفایل لیپیدی و در نتیجه کاهش HbA1c همراه بود (0/05 > p ).

    نتیجه گیری

    چهار هفته تمرین هوازی با تنظیم ماسلین گردش خون، پروفایل لیپیدی و HbA1c را در موش های مبتلا به دیابت نوع یک بهبود داد. بنابراین، ماسلین، مایوکاین ناشی از فعالیت ورزشی می تواند HbA1c موش های مبتلا به هایپرلیپیدمی و دیابت نوع یک را کاهش دهد.

    کلیدواژگان: پروفایل لیپیدی، تمرین هوازی، دیابت نوع یک، ماسلین، مایوکاین، هموگلوبین گلیکوزیله
  • جواد ریاحی، بهروز عبدلی، عباس حق پرست* صفحات 9-24

    این تفکر که توانایی انتقال حافظه کسب شده از طریق مکانیسم های غیرتحصیلی و غیرژنتیکی به نسل بعد وجود دارد، پس از ارایه شدن توسط لامارک مورد توجه عموم قرارگرفت. به طور گسترده پذیرفته شده است که تجربیات والدین اثرات قوی بر عملکردهای فیزیولوژیکی، متابولیکی و سلولی موجودات زنده داشته، که این اثرات از طریق اصلاحات اپی ژنتیک در میان نسل ها منتقل می شوند. اصلاحات اپی ژنتیک که مستعد تغییر در برابر شرایط محیطی هستند و به فرزندان منتقل می شوند شامل متیلاسیون DNA، اصلاح هیستون و RNAهای کدگذاری نشده کوچک هستند. درحال حاضر یکی از جذاب ترین موضوعات مورد بحث در زمینه انتقال اپی ژنتیک، انتقال فنوتیپ های حافظه و قابلیت های یادگیری و حافظه است. به ارث بردن ویژگی های اپی ژنتیک امکان انتقال اطلاعات سازگار و یا ناسازگار با محیط اجدادی را به فرزندانشان فراهم می کنند. نتایج مطالعات نشان می دهد که قرارگرفتن والدین در معرض محرک های محیطی پیش از لقاح منجر به تغییر در ظرفیت های شناختی فرزندانشان خواهد شد. جالب تر آنکه یادگیری تکالیف شناختی والدین منجر به بهبود فرآیند یادگیری در فرزندان شده و فرآیند تحکیم حافظه را تسهیل می نماید. سه فرآیند اپی ژنتیک عمده درگیر در یادگیری و تحکیم حافظه شامل متیلاسیون DNA، متیلاسیون هیستون و استیلاسیون هیستون است. این فرآیندها ویژگی های ژنوم یا تعاملات بین ژنوم و هسته هیستون را ویرایش کرده و تغییرات ساختاری را در کروماتین القاء می کنند و منجر به تغییرات رونویسی ژن های مختلف تاثیرگذار بر شکل گیری حافظه می شوند. انتقال این اصلاحات ایجاد شده در کروماتین از والدین به فرزندان منجر به تسهیل روند یادگیری و تحکیم حافظه فرزندان می شود.

    کلیدواژگان: انتقال بین نسلی، اصلاحات اپی ژنتیک، فنوتیپ های شناختی، حافظه، یادگیری
  • داریوش طاهری*، لطف الله خواجه پور، سید منصور سیدنژاد صفحات 25-33
    زمینه و هدف

    برگ های مریم گلی و ریزوم های اویارسلام دارای طیف وسیعی از اثرات بیولوژیکی از جمله تشکیل حافظه می باشند. با توجه به اهمیت گیاهان دارویی، در مطالعه حاضر اثر توام مقادیر بی اثر عصاره های برگ مریم گلی و ریزوم اویارسلام بر بهبود بازیابی حافظه تخریب شده ناشی از استرس مورد ارزیابی قرار گرفت.

    روش ها

    موش های کوچک آزمایشگاهی نر بالغ در دو گروه کنترل و تحت درمان عصاره ی هیدروالکلی ریزوم گیاه اویارسلام و برگ مریم گلی به مدت 7 و 21 روز متوالی در مقادیر بی اثر به تنهایی و توام به صورت گاواژ دریافت کردند. تمامی حیوانات استرس حاد پیش از آزمون دریافت کردند. حافظه توسط دستگاه شاتل باکس ارزیابی شد.

    یافته ها

    استرس حاد به طور معنی دار سبب تخریب حافظه در گروه های گاواژ شده گردید. گاواژ 7 و 21 روز  عصاره های مریم گلی و اویارسلام به تنهایی نتوانستند سبب بهبود حافظه گردند در حالی که به صورت توام، اثر تخریبی استرس حاد بر فراخوانی حافظه را بهبود بخشیدند. اثر بهبود حافظه در تجویز 21 روزه دو عصاره بیشتر از اثر تجویز 7 روزه بود.

    نتیجه گیری

    تجویز توام عصاره ی هیدروالکلی برگ گیاه مریم گلی و ریزوم اویارسلام به موش های سوری، اثرات تخریبی استرس حاد بر حافظه اجتنابی را به صورت وابسته به زمان مصرف کاهش می دهد.

    کلیدواژگان: استرس، حافظه اجتنابی غیرفعال، ریزوم اویارسلام، مریم گلی
  • فاطمه رحمتی دهکردی، بهزاد گرمابی، سعید سمنانیان، حسین عزیزی* صفحات 34-43

    بسیاری از موجودات زنده دارای نوسانات ریتمیک در عملکردهای فیزیولوژیک و رفتاری خود می باشند که تحت عنوان ریتم‎های سیرکادین شناخته می شوند. هسته فوق کیاسمایی هیپوتالاموس ضربان ساز مرکزی است که این ریتم ها را با چرخه نور/تاریکی محیط هماهنگ می کند. عامل اصلی در تنظیم ریتم های شبانه روزی خانواده ای از ژن ها است که در اصطلاح به آن ها ژن های ساعت می گویند. ژن های ساعت در مناطق مربوط به اعتیاد از جمله ناحیه تگمنتوم شکمی، هسته اکومبنس و قشر پیش پیشانی بیان می شوند. بنابراین، به نظر می رسد که این مناطق نیز تحت کنترل ریتم سیرکادین هستند. اعتیاد به مواد اوپیوییدی یک بیماری جسمی و روانی مزمن است که هم چنان تهدید بزرگی برای جوامع در سراسر جهان محسوب می شود. تحقیقات نشان داده اند بسیاری از فاکتورهای دخیل در اعتیاد به اوپیوییدها از جمله اورکسین، دوپامین و سروتونین تحت تنظیم ریتم‎ سیرکادین می‎باشند. بر همین اساس در این مقاله مروری قصد داریم به طور مختصر به بررسی عوامل مرتبط با ریتم های سیرکادین و اعتیاد به مواد اوپیوییدی بپردازیم.

    کلیدواژگان: اعتیاد، اوپیوئیدها، ریتم های سیرکادین ​​​​​​​
  • بهار خشکرودیان، محمد سیاح*، حمید غلامی پور بدیع صفحات 44-52
    زمینه و هدف

    رایج ترین اشکال بتا آمیلویید در مرحله اولیه بیماری آلزایمر اولیگومرهای بتاآمیلویید هستند که برای سلول های عصبی بسیار سمی هستند و می توانند عملکرد سیناپسی و حافظه را مختل کنند. از طرفی توانایی آن ها برای فعال کردن میکروگلیا ها بحث برانگیز است. لیگاندهای قوی و ضعیف گیرنده های شبه تول (TLR) می توانند میکروگلیاها را در ایجاد پروفایل سایتوکاینی و کموکاینی متفاوتی تحریک نمایند. در این مطالعه میزان بیان سیتوکاین اینترلوکین-6 و کموکاین پروتئین القاء شده با اینترفرون گاما- 10  (IP-10) از رده سلولی میکروگلیایی BV-2 در حضور و عدم حضور بتاآمیلویید مورد بررسی قرار گرفت.

    روش ها

    سلول های رده BV-2 در پلیت 24 خانه تحت درمان با دوزهای مختلف (0/1، 1 و 10 میکروگرم) مونوفسفوریل لیپید آ (MPL) و لیپوپلی ساکارید (LPS) به عنوان لیگاند گیرنده TLR4 و پم-3-سیس به عنوان لیگاند گیرنده TLR2 به مدت 24 ساعت قرار گرفتند. سپس محیط رویی جمع گردید و سلول ها با محیط حاوی یک میکرومول اولیگومر بتا آمیلویید به مدت 24 ساعت انکوبه شدند. بیان اینترلوکین-6 و IP-10 به روش الایزا در محیط رویی در شرایط حضور و عدم حضور بتاآمیلویید اندازه گیری شد.

    یافته ها

    مطالعه ما نشان داد که هر سه لیگاند در دوز 10 میکروگرم/میکرولیتر باعث ترشح معنی دار اینترلوکین-6 شدند و MPL در تمام دوزها دارای کمترین اثر بر ترشح اینترلوکین-6 از سلول هایBV-2  میکروگلیا بود. از طرفی پیش درمان سلول هایBV-2  با MPL به عنوان یک لیگاند ضعیف TLR4 باعث آزاد سازی مقدار قابل توجه کموکاین IP-10 از سلولهای BV-2 قبل از مواجه با بتاآمیلویید شد.

    نتیجه گیری

    می توان گفت با سوق دادن میکروگلیا ها برای ایجاد پروفایل پیش التهابی کمتر و ترشح کموکاینی بیشتر و احتمالا افزایش قدرت فاگوسیتوزی این سلول ها بتوان از رسوب بتا آمیلویید و در نهایت از پیشرفت بیماری آلزایمر جلوگیری کرد.

    کلیدواژگان: بتاآمیلوئید، بیماری آلزایمر، گیرنده شبه تول، مونوفسفوریل لیپید آ، میکروگلیا ​​​​​​​
  • زهرا عزیزی*، سمیرا چوپانی، ناهید مجلسی صفحات 53-61
    زمینه و هدف

    مطالعات اخیر نشان داده اند گیاه Cinnamomum zeylanicum دارای فعالیت آنتی اکسیدانی، ضدالتهاب، مهار تجمع بتا آمیلویید (Aβ) و پروتئین تاو می باشد. بنابراین به نظر می رسد این گیاه بتواند عملکرد ادراکی را در مدل آلزایمر موش صحرایی بهبود بخشد. بدین منظور اثر دوزهای مختلف عصاره آبی این گیاه بر نقص یادگیری فضایی ناشی از Aβ25-35 در هیپوکامپ موش های صحرایی با استفاده از ماز آبی موریس مورد بررسی قرار گرفت.

    روش ها

    موش ها تحت عمل جراحی استریوتاکسی قرار گرفته و تزریق دوطرفهAβ25-35  در هیپوکامپ آن ها انجام گردید. یک هفته بعد، عصاره سینامون در دوزهای مختلف (5، 10 و 20 میلی گرم بر کیلوگرم) هر روز نیم ساعت قبل از آزمون ماز آبی موریس به صورت داخل صفاقی تزریق گردید. حیوانات 5 روز تحت آزمایش قرار گرفتند: 4 روز اول آزمایش به منظور بررسی یادگیری فضایی از سکوی پنهان و در روز پنجم جهت بررسی توانایی حسی، حرکتی و انگیزشی از سکوی آشکار استفاده شد.

    یافته ها

    در گروه Aβ، مدت زمان لازم برای یافتن سکو، مسافت طی شده و زاویه جهت گیری در مقایسه با گروه کنترل بیشتر و در صد ورود به ربع دایره هدف کمتر بوده است. عصاره سینامون توانست اثر Aβ را به طور معنی داری کاهش دهد.

    نتیجه گیری

    نتایج نشان دهنده اختلال یادگیری در نتیجه تجویز داخل هیپوکامپ Aβ25-35 و تاثیر سینامون در کاهش سمیت Aβ و در نتیجه بهبود یادگیری می باشند. در مجموع، این مطالعه کارآیی عصاره سینامون را در مقابله با اثرات  Aβ تایید می کند.

    کلیدواژگان: بتاآمیلوئید، بیماری آلزایمر، سینامون، ماز آبی موریس
  • مجید غلامی هنگران*، جانیک سندرا مانی، جول جانسون، مانی نایکر، آسیه احمدی دستگردی صفحات 62-78

    ترکیبات فیتوژنیک یک منبع با ارزش از ترکیبات موثر با خواص بیولوژیک متنوع هستند که برخی از آن ها خواص ضدویروسی دارند. اصلاح ساختار شیمیایی این ترکیبات با شبیه سازی های رایانه ای قدرت و اثر بخشی آن ها را افزایش می دهد. با توجه به تنوع زیاد گیاهان، یافتن ترکیب گیاهی موثر علیه کروناویروس به "یافتن سوزن در انبار کاه" شبیه است لذا بهره گیری از مطالعات گذشته در خصوص کروناویروس در حیوانات می تواند در یافتن ترکیبات فیتوژنیک موثر علیه SARS-CoV 2 کمک کننده باشد. در این مطالعه، با جستجوی کلیدواژه های مرتبط با درمان های گیاهی ضدکروناویروس در پایگاه پاب مد، 28 مقاله مرتبط با درمان های گیاهی ضدکروناویروسی در حیوانات گزینش و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. مرور مطالعات قبلی نشان می دهد برخی از ترکیبات کلیدی شامل کورکومین، هسپریدین، آرتمیزین، سیلوسترول، سینیول (اکالیپتول)، آلستوتید، لکتین هایی مانند گریفیتسین، GNA (آگلوتینین گل برفی)، لیکورین و پلی فنولیک ها از جمله کویرستین، اثرات نویدبخشی برای درمان کروناویروس ها در حیوانات نشان داده اند. قبل از انجام آزمایشات بالینی روی انسان، آزمایشات برون تن و درون تن برای تعیین سطح ایمنی و بی خطر بودن و همچنین تعیین سطح درمانی برای هر ترکیب مورد نیاز است. مطالعات اولیه می تواند روی ترکیباتی متمرکز باشد که قبلا برای مصارف دارویی توسط سازمان های ذیربط تایید شده اند. امید است محققان با استفاده از اطلاعات ارایه شده، در فرآیند تولید عوامل درمانی ایمن و کارآمد ضد کروناویروس از مشتقات ترکیبات طبیعی بهره گیری نمایند.

    کلیدواژگان: درمان، فیتوژنیک، کووید 19، کروناویروس حیوانات ​​​​​​​
  • مریم السادات صدیقی پور، سیامک بهشتی* صفحات 78-88
    زمینه و هدف

    مورفین برخی از اثرات خود را از طریق اتصالات منفذدار انجام می دهد. در این مطالعه، اثر بسته شدن سیناپس های الکتریکی شکنج دندانه ای بر یادگیری وابسته به وضعیت مورفین بررسی شد.

    روش ها

    موش های بزرگ آزمایشگاهی (rat) نر با وزن 200-250 گرم استفاده شدند. روش یادگیری اجتنابی غیرفعال برای ارزیابی حافظه استفاده شد. توسط جراحی استریوتاکسی دو کانول تزریق در شکنج دندانه ای کار گذاشته شد. در آزمایشی حیوانات پس از آموزش، دوزهای مختلف مورفین را دریافت کردند و 24 ساعت بعد بازخوانی حافظه ارزیابی شد. در آزمایش دیگر حیوانات پس از آموزش، مورفین (7/5 میلی گرم بر کیلوگرم) را دریافت کردند. یک روز بعد، 30 دقیقه قبل از آزمون دوزهای مختلف مورفین تزریق شد. در آزمایش دیگر در روز آزمون، حیوانات کینین (100 میکرومول، 1 میلی مول و 10 میلی مول) را در شکنج دندانه ای دریافت کرده و 40 دقیقه بعد مورد آزمون قرار گرفتند. در آخرین آزمایش به حیوانات پس از آموزش، مورفین (7/5 میلی گرم بر کیلوگرم) تزریق شد. سپس در روز آزمون، دوزهای مختلف کینین در شکنج دندانه ای و  دقیقه بعد مورفین (7/5 میلی گرم بر کیلوگرم) تزریق شد.

    یافته ها

    تزریق مورفین پس از آموزش به صورت وابسته به دوز بازخوانی حافظه را تخریب کرد. همچنین مورفین حافظه وابسته به وضعیت ایجاد کرد. بسته شدن سیناپس های الکتریکی در شکنج دندانه ای از ایجاد حافظه وابسته به وضعیت مورفین جلوگیری نکرد.

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد که بسته شدن سیناپس های الکتریکی ناحیه شکنج دندانه ای در بازخوانی حافظه القاشده توسط مورفین در روز آزمون تاثیری ندارد.

    کلیدواژگان: سیناپس الکتریکی، شکنج دندانه ای، مورفین، یادگیری وابسته به وضعیت
  • محسن جعفری* صفحات 88-96

    اپیویید های درونزا با تاثیر بر گیرنده های اختصاصی خود مسیول بروز اعمال متنوع فیزیولوژیک هستند. مصرف حاد اپیوییدها عوارض جدی بدنبال ندارد، ولی مصرف مزمن آن ها علیرغم بروز تحمل به برخی اثرات همچون یبوست، تهوع و خشکی دهان، با اعتیاد و برخی اختلالات مغزی همراه است. از طرفی توقف مصرف مزمن این مواد نیز علاوه بر بروز سندرم قطع مصرف با علایمی همچون تعریق، اضطراب، تهوع، درد عضلانی، بی خوابی، اسهال، تشویش و گرگرفتگی، موجب برطرف شدن وابستگی روانی به اپیوییدها نمی گردد. امروزه عقیده بر این است که فعالیت های ورزشی با تحریک و ترشح اپیویید های درونزا موجب احساس سرخوشی و نشاط شده و از این طریق در پیشگیری و درمان اعتیاد موثر است. یکی از مهمترین اپیوییدهای درونزا بتااندورفین است. بتااندورفین یک نوروپپتید درون زا با خواص تخدیری است که در سیستم عصبی مرکزی و محیطی یافت می شود. علیرغم تحقیقات گسترده در زمینه تاثیر فعالیت بدنی بر بتااندورفین، شناخت کامل تاثیر انواع فعالیت های ورزشی بر بتااندورفین و سایر اپیویید های درونزا نیازمند تحقیقات بیشتری است. در این مقاله اثرات حاد و مزمن فعالیت های ورزشی بر بتااندورفین مرور شده است. تاکنون بخوبی مشخص شده که تمرینات حاد و مزمن ورزشی باعث افزایش سطح بتااندورفین می شوند. مکانیزم یا مکانیزم های تاثیر تمرینات حاد بر افزایش سطح بتااندورفین تاحدودی متفاوت از مکانیزم (های) تاثیر تمرینات مزمن ورزشی بر افزایش سطح بتااندورفین می باشند.

    کلیدواژگان: اپیوئید، اعتیاد، بتااندورفین، فعالیت بدنی
  • اکرم مزارعی زاده، صادق عبدالهی*، فخر سادات هاشمی، روح الله ارشادی صفحات 97-106
    زمینه و هدف

    چاقی به برخی از بیماری های مزمن منجر می شود. آدیپونکتین یک آدیپوکاین مترشح از بافت چربی است و فیبروبلاست21 نیز آثار ضددیابتی دارد. از سوی دیگر خارخاسک یک گیاه با خواص ضد التهابی و آنتی اکسیدانی است. هدف تحقیق حاضر بررسی تاثیر تمرین تناوبی شدید و مصرف مکمل خارخاسک بر فاکتور رشد فیبروبلاست 21 و آدیپونکتین در زنان چاق بود.

    روش ها

    در یک مطالعه نیمه تجربی40 زن چاق به طور تصادفی در چهار گروه 10 نفره شامل تمرین تناوبی شدید + دارونما، مکمل خارخاسک، تمرین تناوبی شدید + مکمل خارخاسک و کنترل تقسیم شدند. برنامه تمرینی به مدت 8 هفته اجرا شد. تمرینات شامل7 تکرار20 ثانیه ای با شدت 85 تا 100% ضربان قلب ذخیره بود. مکمل خارخاسک 500 میلی گرم دو بار در روز در طی برنامه تمرینی مصرف شد.

    یافته ها

    تمرین تناوبی و مکمل خارخاسک موجب افزایش سطح سرمی  فیبروبلاست 21 و آدیپونکتین در داوطلبان گردید. اختلاف میانگین فیبروبلاست 21 بین پیش و پس آزمون در گروه های تمرین تناوبی شدید + دارونما (0/007 <p )، خارخاسک (0/003 <p ) و تمرین + خارخاسک (0/007 <p ) معنادار بود. اختلاف میانگین آدیپونکتین بین پیش و پس آزمون در گروه تمرین تناوبی شدید + دارونما (0/003 <p )، مکمل خارخاسک (0/002 <p ) و تمرین تناوبی شدید + مکمل خارخاسک (0/0001 <p ) معنادار بود. در مقایسه بین گروهی تاثیر گروه تمرین تناوبی شدید + خارخاسک در افزایش سطح سرمی  فیبروبلاست 21 و آدیپونکتین به صورت فاحشی بیشتر از سایر گروه ها بود.

    نتیجه گیری

    تمرین تناوبی شدید همراه با مصرف مکمل خارخاسک موجب افزایش سطوح فیبروبلاست 21 و آدیپونکتین در زنان چاق شده و تاثیر مثبتی در بهبود وضعیت چاقی این افراد دارد.

    کلیدواژگان: آنتی اکسیدان، اضافه وزن، التهاب، تمرین ورزشی، خارخاسک
  • صادق عبدالهی*، زهرا نورالهی، معصومه سپهری راد، حدیث مهرشاد صفحات 107-115
    زمینه و هدف

    شیوع ابتلا به اختلالات متابولیکی مانند چاقی و سندروم متابولیک با افزایش سن گسترش یافته است. رزیستین و ویسفاتین آدیپوکین هایی هستند که در تنظیم متابولیک و فرایندهای فیزیولوژیکی نقش دارند. همچنین فعالیت ورزشی بعنوان یک روش غیردارویی موثر بر سلامتی شناخته شده است. هدف تحقیق حاضر بررسی تاثیر 8 هفته  تمرین مقاومتی با وزن بدن بر سطوح سرمی رزیستین و ویسفاتین در زنان سالمند مبتلا به سندرم متابولیک بود.

    روش ها

    در یک مطالعه نیمه تجربی 18 زن سالمند دارای سندرم متابولیک بطور تصادفی در دو گروه تمرین مقاومتی با وزن بدن (9 نفر) و کنترل (9 نفر) تقسیم شدند. برنامه تمرینی مقاومتی شامل 12حرکت بود و به مدت 8 هفته و هر هفته سه جلسه اجرا شد. جهت تجزیه و تحلیل آماری از آزمون تی همبسته استفاده شد.

    یافته ها

    در زنان سالمند دارای سندرم متابولک تمرین مقاومتی با وزن بدن موجب کاهش 7/34 درصدی سطوح سرمی رزیستین (0/004 p =) در مقایسه با مقادیر پیش آزمون شد. همچنین تمرین مقاومتی با وزن بدن موجب کاهش 26/1 درصدی سطوح ویسفاتین (0/024 p =) شد. در آزمودنی های گروه کنترل در هیچ کدام از شاخص ها تفاوت معناداری یافت نشد.

    نتیجه گیری

    هشت هفته تمرین مقاومتی با وزن بدن باعث کاهش رزیستین و ویسفاتین سرم در زنان سالمند مبتلا به سندرم متابولیک شد. پیشنهاد می گردد استفاده از تمرینات مقاومتی جهت بهبود وضعیت سلامتی سالمندان مورد توجه قرار گیرد.

    کلیدواژگان: التهاب، چاقی، سالمندی، فعالیت ورزشی، کاهش وزن
  • فاطمه خانی، نرگس حسین مردی، علی پورمتعبد، حسین عزیزی* صفحات 116-126

    اعتیاد پدیده ای است که بر جنبه های مختلف زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی تاثیر گذاشته و ناهنجار ی های زیادی را موجب می‏ گردد. در جوامع کنونی نگرانی اصلی افزایش سوء مصرف مواد مخدر در میان نوجوان ها است. این سوء مصرف در نوجوانان به دلیل عدم آگاهی از عواقب مصرف این مواد همراه با افزایش در دسترس بودن آن ها صورت گرفته است. اطلاعات زیادی در مورد اثرات طولانی مدت مصرف مواد در دوره نوجوانی وجود ندارد. بر اساس شواهد اپیدمیولوژیک انسانی نوجوانان دارای سوء مصرف دارو به احتمال بیشتری در بزرگسالی دچار اعتیاد می‍شوند. اگرچه مکانیسم‍های درگیر به طور کامل شناخته شده نیستند ولی می توان گفت تفاوت های فیزیولوژیکی و رفتاری که در نوجوانان نسبت به بزرگسالان وجود دارد، عاملی برای شروع مصرف مواد مخدر در این دوره می باشد. مصرف مواد در دوره نوجوانی می تواند اثرات ماندگاری در طول زندگی داشته باشد. مطالعات حیوانی نشان داده اند مواجهه با موادی چون الکل، نیکوتین، اوپیوییدها، کانابینوییدها، کوکایین و مت آمفتامین می توانند اثرات ماندگار عصبی و رفتاری داشته باشند؛ به ویژه این اثرات پایدار در مناطقی از مغز که در دوره نوجوانی در حال تکامل هستند، بیشتر دیده می شود. در این مقاله، ما یافته های مربوط به تغییرات طولانی مدت ناشی از سوء مصرف مواد مخدر در دوره نوجوانی بر کارکردهای شناختی را در طی دوره بزرگسالی بحث خواهیم کرد.

    کلیدواژگان: اعتیاد، کارکردهای شناختی، نوجوانی، یادگیری و حافظه
  • شکوفه ابوالقاسم پور، نگار پناهی*، حسن گیلانپور، مرتضی زنده دل، علیرضا جهاندیده صفحات 127-134
    زمینه و هدف

    مسیرهای مختلف شیمیایی عصبی در تنظیم مصرف غذا در پستانداران و پرندگان نقش دارند. ‏نوسی سپتین/ اورفانین اف کیوN/OFQ    در سیستم عصبی مرکزی در کنترل تغذیه دخالت دارد و پس از تجویز، اخذ غذا را افزایش می دهد. از طرفی اکسید نیتریکNO) ‎) اخذ غذا در پرندگان را کاهش می دهد. مطالعه حاضر به منظور بررسی اثرات مرکزی N/OFQ‏ و تعامل آن با سیستم نیترارژیک بر اخذ غذا در جوجه های نوزاد صورت گرفته است.

    روش ها

     تعداد 72 جوجه ی نر نژاد گوشتی راس 308 در دو آزمایش و در هر آزمایش در چهار گروه شامل یک گروه کنترل و 3 گروه تیمار دسته بندی شدند (12 جوجه 5 روزه). در تمام آزمایشات، پرندگان پس از 3 ساعت محرومیت از غذا (FD3) ‎ با تزریق داخل مغزی-بطنی‏ (ICV) ‎محلول رقیق کننده یا ‏محلول دارویی را دریافت کردند. سپس به پرندگان اجازه دسترسی بدون محدودیت به غذا و آب شیرین داده شد. مصرف غذا (گرم) بر اساس درصد وزن بدن (%BW) ‎ اندازه گیری شد. در آزمایش اول، تزریق داخل بطنی ال-آرژینین (پیش ساز ‏NO، 400 نانومول)، ‏ N/OFQ (16 نانومول) و ال-آرژینین به همراه N/OFQ تزریق شد. در ‏آزمایش دوم، ‏L-NAME‏ (مهارکننده سنتزNO ، 200 نانومول)، N/OFQ (16 نانومول) و ‏L-NAME‏ + N/OFQ تزریق شد.‏

    یافته ها

    تزریق N/OFQ سبب افزایش اخذ غذا در مقایسه با گروه کنترل شد (0/05 > p). تزریق هم زمان N/OFQ ‏و ال-آرژینین موجب افزایش پرخوری ناشی از‏ N/OFQ ‏شد (0/05 > p). تزریق هم زمان نوسی سپتین و L-NAME موجب کاهش پرخوری ناشی از‏ N/OFQ ‏گردید (0/05 > p).

    نتیجه گیری

     با توجه به نتایج احتمالا پرخوری ناشی از ‏ N/OFQ‏از طریق نیتریک اکساید در جوجه نوزاد FD3‎ میانجی گری می شود.

    کلیدواژگان: اخذ غذا، ال-آرژینین، مرغ گوشتی
  • فاطمه عباس زاده، معصومه جرجانی* صفحات 135-149

    آسیب نخاعی یک بیماری عصبی ناتوان کننده است که علیرغم پیشرفت ‏های بالینی اخیر در روش‏های تشخیص، میزان بقاء و رفاه بیماران مبتلا به آسیب هنوز در حیطه درمان اختلالات عصبی و عملکردی این بیماران چالش‏ های جدی وجود دارد. این کندی پیشرفت عمدتا ناشی از پیچیدگی فیزیوپاتولوژی آسیب نخاعی و تغییرات گسترده و متعدد بیوشیمیایی و فیزیولوژیکی است که در نخاع آسیب دیده رخ می دهد. به همین دلیل در چند دهه اخیر تلاش‏های قابل توجهی توسط پژوهشگران برای شناسایی پاتوفیزیولوژی آسیب نخاعی و کشف مکانیسم‏های سلولی و مولکولی تخریب و ترمیم بافت در نخاع آسیب دیده انجام شده است. در انجام این تحقیقات، از مدل‏های حیوانی مختلفی برای ایجاد آسیب اولیه و ثانویه آسیب نخاعی و مطالعه روند پیشرفت آن استفاده شده است. در این مقاله، ابتدا مروری بر پیشرفت‏های اخیر در درک فیزیوپاتولوژی آسیب نخاعی خواهیم داشت. سپس به ارایه مدل‏های حیوانی موجود که برای شناسایی مکانیسم‏های آسیب نخاعی و ایجاد استراتژی‏های درمانی برای این بیماری استفاده شده است، پرداخته می شود.

    کلیدواژگان: آسیب نخاعی، فیزیوپاتولوژی، مدل های حیوانی
  • نصور احمدی*، بهروز عبدلی، محمد سیاح، مریم گودینی، فاطمه حافظی صفحات 150-159
    زمینه و هدف

    هدف از این تحقیق تعیین تاثیر فعالیت هوازی و ویتامین E بر حافظه فضایی و میزان بیان پروتیین کرب در بافت هیپوکامپ موش های صحرایی دارای کم خوابی مزمن بود.

    روش ها

    تعداد 56 موش صحرایی نر بالغ از نژاد آلبینو-ویستار به طور تصادفی در گروه ها قرار گرفتند. کم خوابی مزمن از طریق 18 ساعت محرومیت از خواب به مدت 4 هفته اعمال شد. فعالیت هوازی شامل 4 هفته دویدن بر روی تردمیل بود. ویتامین E به صورت محلول در روغن کنجد از طریق گاواژ به موش ها خورانده شد. در پایان هفته چهارم، آزمون ماز آبی موریس برای سنجش یادگیری و حافظه فضایی انجام شد. برای اندازه گیری میزان بیان پروتیین کرب در هیپوکامپ از تکنیک وسترن بلات استفاده شد. برای آنالیز داده های مربوط به اکتساب در ماز آبی موریس، از آزمون آنالیز واریانس مرکب (3 × 5) و برای آنالیز داده های مربوط به کاوش در ماز آبی موریس و میزان بیان پروتیین کرب از آنالیز واریانس یک سویه استفاده شد. از آزمون های تعقیبی بونفرونی و توکی به ترتیب برای مقایسه های درون گروهی و بین گروهی استفاده شد.

    یافته ها

    کم خوابی مزمن تاثیر مخرب معنی داری بر عملکرد حافظه در مرحله اکتساب و آزمون کاوش و همچنین بیان کرب داشت (0/05 ˂ p). ویتامین E تاثیر معنی داری بر حافظه فضایی و بیان پروتیین کرب در موش های با کم خوابی مزمن نداشت. فعالیت هوازی با تاثیر معنی داری که بر عملکرد حافظه در مرحله اکتساب و آزمون کاوش و بیان پروتیین کرب موش های با کم خوابی مزمن داشت (0/05˂ p)، باعث جبران اثرات مخرب کم خوابی شد. همراه شدن ویتامین E با فعالیت هوازی بر میزان بیان پروتیین کرب موش های با کم خوابی مزمن تاثیر معنی داری داشت (05/0 >  p) اما در آزمون رفتاری تاثیری بیشتر از فعالیت هوازی نشان نداد (0/05 < p).

    نتیجه گیری

    یک دوره فعالیت هوازی تاثیر مخرب کم خوابی بر یادگیری و حافظه فضایی در موش ها را جلوگیری می‏ کند. تجویز ویتامین E به تنهایی تاثیری بر اختلال حافظه و یادگیری ناشی از کم خوابی ندارد و اثرات مفید فعالیت ورزشی را نیز افزایش نمی دهد.

    کلیدواژگان: تردمیل، خواب، ورزش، ویتامین E، یادگیری
  • محدثه ابوحسینی طبری*، گودرز صادقی هشجین صفحات 160-167
    زمینه و هدف

    لینالول یک ترکیب منوترپنوییدی و جزء اصلی اسانس برخی گیاهان معطر از جمله اسطوخودوس می باشد. اثرات ضداضطراب و آرامبخش این ترکیب پیشتر گزارش شده است. در این مطالعه اثرات تجویز سیستمیک لینالول و مکانیسم احتمالی تاثیر آن بر خواب القاء شده با پنتوباربیتال در موش سوری مورد بررسی قرار گرفته است.

    روش ها

     در مرحله اول این مطالعه، 24 سر موش سوری در 4 گروه مجزا لینالول را در دوزهای 10، 50 و 100  میلی گرم بر کیلوگرم شصت دقیقه پیش از تجویز پنتوباربیتال دریافت نمودند. بر مبنای نتایج، 50 میلی گرم بر کیلوگرم به عنوان دوز موثر لینالول تعیین گردید. در مرحله دوم، برای تعیین مکانیسم دخیل در اثر خواب آوری لینالول از تجویز داروهای دیازپام به عنوان آگونیست گیرنده های بنزودیازپینی، فلومازنیل به عنوان آنتاگونیست گیرنده های بنزودیازپینی و وی 100635 به عنوان آنتاگونیست گیرنده های سروتونینی استفاده شد.

    یافته ها

     مطالعه حاضر نشان داد که لینالول به ویژه در دوز 50 میلی گرم بر کیلوگرم  به صورت معنی دار و وابسته به دوز خواب القاء شده با پنتوباربیتال را ازطریق افزایش مدت زمان خواب و کاهش طول مدت به خواب رفتن تحت تاثیر قرار می دهد. تجویز همزمان دیازپام اثرات سینرژیستی نشان داد، منجر به تسریع به خواب رفتن و افزایش زمان خواب القاء شده با پنتوباربیتال شد، درحالیکه تجویز فلومازنیل منجر به معکوس شدن این اثرات شد. تجویز همزمان وی 100635 تاثیری بر اثرات افزایشی لینالول بر خواب القاء شده با پنتوباربیتال نشان نداد.

    نتیجه گیری

    لینالول احتمالا از طریق تقویت مسیرگابایرژیک خواب القاء شده با پنتوباربیتال را افزایش می دهد.

    کلیدواژگان: بنزودیازپین، خواب، سروتونین، فلومازنیل، مونوترپن
  • مهدی مردان پور فریمان، مرتضی بهنام رسولی بهنام رسولی*، ناصر مهدوی شهری صفحات 168-176
    زمینه و هدف

    آلودگی نوری موجب تغییرات ساختاری و عملکردی در بسیاری از اندام ها به ویژه اندام های دارای فعالیت چرخه ای می شود. تحقیقات در زمینه تاثیر نور مصنوعی و آلودگی نوری بر چرخه جنسی و میزان باروری جنس مونث محدود است. در این مطالعه، اثرات آلودگی نوری بر چرخه جنسی و ویژگی ساختاری-هورمونی غدد تیرویید و فوق کلیه در موش صحرایی ماده بررسی شده است.

    روش ها

    21 سر موش صحرایی ماده با چرخه جنسی منظم به سه گروه کنترل (12ساعت روشنایی/12 ساعت تاریکی)، تجربی1 (16ساعت روشنایی/ 8 ساعت تاریکی) و تجربی2 (20 ساعت روشنایی/4 ساعت تاریکی) تقسیم شدند. موش ها به مدت 47 روز در معرض نور قرار گرفتند و به طور روزانه بررسی سیتولوژیکی اسمیر واژینال انجام شد. سپس موش ها در معرض جنس نر قرار داده شدند. بعد از مشاهده پلاک واژنی و تایید حاملگی، موش های باردار تا روز 19 بارداری در شرایط نوری قرار داده شدند. در این روز تحت بیهوشی عمیق از موش ها خون گیری شد و سطوح سرمی هورمون های 4T، هورمون محرک تیرویید و کورتیزول اندازه گیری گردید. سپس غدد تیرویید و فوق کلیه آن ها را جدا نموده و مورد بررسی مورفولوژیک قرار گرفتند.

    یافته ها

     در گروه های تجربی 1 و 2 چرخه جنسی بی نظم شد و تقریبا در اغلب موش ها در مرحله استروس باقی ماند. درگروه های تجربی در مقایسه با گروه کنترل، اندازه فولیکول های تیروییدی کاهش و میانگین سطح هورمون 4T به طور معنا داری افزایش یافت (0/05 > p). میزان سرمی هورمون محرک تیرویید و کورتیزول تغییری نشان نداد اما ضخامت ناحیه فاسیکوله در غده فوق کلیه به طور معناداری افزایش یافت (0/05 > p).

    نتیجه گیری

     غدد تیرویید و فوق کلیه موش صحرایی به آلودگی نوری حساس بوده و عملکرد آن ها دستخوش تغییر می گردد.

    کلیدواژگان: آلودگی نوری، چرخه جنسی، غده تیروئید، غده فوق کلیه، موش صحرایی
  • سارا جوشی، خدیجه اسماعیل پور*، وحید شیبانی* صفحات 177-185
    زمینه و هدف

    نتایج مطالعات پیشین نشان می دهند که جدایی از مادر  (Maternal Separation)در اوایل زندگی ممکن است منجر به نقص های شناختی شود. یکی از عوامل تعدیل کننده استرس، محیط غنی شده است که فرصت های بهتری را برای کاوش کردن در محیط فراهم می کند. از طرف دیگر، نوروپپتید اکسی توسین باعث کاهش اثرات استرس بر مغز می شود. هدف از این مطالعه، بررسی اثرات محیط غنی شده و اکسی توسین داخل بینی بر یادگیری و حافظه اجتنابی در موش های صحرایی است که جدایی از مادر را تجربه کرده اند.

    روش ها

     حیوانات در هشت گروه مورد مطالعه قرارگرفتند؛ کنترل، کنترل + محیط غنی شده، جدایی از مادر، جدایی از مادر+ محیط غنی شده، کنترل + سالین، کنترل + اکسی توسین، جدایی از مادر+ سالین، جدایی از مادر + اکسی توسین. در گروه جدایی از مادر، موش های نوزاد از روز 1 تا 21 پس از تولد روزانه به مدت 180 دقیقه جدایی از مادر را تجربه کردند. سپس از روز 22-34 پس از تولد در محیط غنی شده قرارگرفتند و/یا اکسی توسین (2 میکروگرم
    بر میکرولیتر) را به صورت داخل بینی دریافت کردند و در دوره نوجوانی مورد سنجش آزمون یادگیری و حافظه اجتنابی به وسیله دستگاه شاتل باکس  (Shuttle box) قرارگرفتند.

    یافته ها

    موش های جداشده از مادر تعداد شوک بیشتری در مقایسه با موش های کنترل دریافت کردند. هم چنین در گروه جدایی از مادر، تاخیر زمانی ورود به محفظه تاریک کاهش یافت. محیط غنی شده و اکسی توسین هر یک توانستند این نقص های ناشی از جدایی از مادر را بهبود ببخشند.

    نتیجه گیری

     محیط غنی شده و اکسی توسین احتمالا می توانند بهبوددهنده نقص های شناختی ناشی از استرس باشند.

    کلیدواژگان: اکسی توسین، جدایی از مادر، محیط غنی شده، یادگیری و حافظه اجتنابی
  • محمدرضا مرادپوریان*، امین قنبریانی گندم بانی صفحات 186-195
    زمینه و هدف

    سیستم آنتی اکسیدانی بدن که وظیفه مقابله با اثرات مخرب رادیکال های آزاد را دارد، می تواند تحت تاثیر عوامل مختلفی از جمله فعالیت ورزشی قرار گیرد. سیاه دانه یک گیاه ضدالتهاب و آنتی اکسیدان است. هدف تحقیق حاضر بررسی تاثیرکوتاه مدت تمرین هوازی شدید و مکمل یاری سیاه دانه بر سطوح سرمی مالون دی آلدیید و سوپراکسیددیسموتاز مردان جوان بود.

    روش ها

     در یک مطالعه نیمه تجربی 28 مرد جوان به طور تصادفی در چهار گروه 7 نفره شامل تمرین هوازی + دارونما، مکمل سیاه دانه، تمرین هوازی و مکمل سیاه دانه و کنترل تقسیم شدند. برنامه تمرینی شامل یک هفته و سه جلسه در هفته پروتکل تمرین هوازی بروس بود.

    یافته ها

    سطوح سرمی مالون دی آلدیید در گروه تمرین + دارونما (0/01<p)، تمرین + مکمل سیاه دانه (0/05<p) و مکمل سیاه دانه (0/05<p) بین پیش و پس آزمون با تغییرات معنادار همراه بود. بین گروه تمرین + دارونما با دو گروه تمرین + مکمل (0/001<p) و مکمل (0/001<p)  تفاوت معنادار وجود داشت. همچنین تغییرات سوپراکسیددیسموتاز در سه گروه تمرین + دارونما (0/05 <p)، تمرین + مکمل سیاه دانه (0/05 <p)  و مکمل سیاه دانه (0/05 <p) در مقایسه با پیش آزمون معنادار بود. در دو گروه تمرین + مکمل سیاه دانه (0/001<p) و مکمل سیاه دانه (0/001<p) سطوح سوپر اکسید دیسموتاز نسبت به گروه تمرین + دارونما با افزایش معنادار بیشتری همراه بود.

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد به دنبال تمرین هوازی شدید سیستم آنتی اکسیدانی تضعیف می شود و استفاده از مکمل های آنتی اکسیدان همچون سیاه دانه می تواند دفاع آنتی اکسیدانی را در مقابل استرس اکسیداتیو ناشی از تمرین شدید تقویت کند و در نهایت موجب افزایش آنزیم های آنتی اکسیدانی و کاهش رادیکال های آزاد شود.

    کلیدواژگان: استرس اکسیداتیو، پروتکل بروس، سیاه دانه، سیستم دفاع آنتی اکسیدانی
  • نسترن افسرده، امیر شجاعی، سید جواد میرنجفی زاده، محمدحسین پورغلامی* صفحات 196-206

    گلیوبلاستوما مولتی فرم بدخیم ترین و تهاجمی ترین تومور مغزی اولیه در بزرگسالان است. این بیماری پیش آگهی ضعیفی دارد و طول عمر افراد بعد از تشخیص، به 14 تا 16 ماه می رسد. بسته به محل تومور در مغز، طیف گسترده ای از علایم و نشانه ها همراه با این بیماری بروز می کند که یکی از شایع ترین آن ها بروز تشنج های مکرر است. با وجود شیوع بالای تشنج ناشی از تومور، هنوز مکانیسم های دخیل در بروز آن به طورکامل شناسایی نشده اند. مطالعات اولیه نشان داده اند که میانجی های عصبی گلوتامات و گابا در ایجاد آن نقش دارند. افزایش سطح خارج سلولی گلوتامات به دلیل تغییر در بیان ترانسپورترهای غشایی همچنین تبدیل شدن گابا به یک میانجی با عملکرد تحریکی در ایجاد این شرایط موثر هستند. عواملی از جمله پاتوفیزیولوژی پیچیده این بیماری و تشنج های ناشی از آن، وجود تداخلات دارویی، ایجاد مقاومت به درمان و عود مجدد تومور سبب شده اند که کنترل و درمان گلیوبلاستوما به یک چالش بزرگ تبدیل شود. در این مقاله ابتدا علایم بالینی رایج در این بیماری مرور می شود. سپس به تشنج ناشی از گلیوبلاستوما و مکانیسم های احتمالی دخیل در ایجاد آن پرداخته و در انتها درمان های رایج در گلیوبلاستوما و تشنج ناشی از آن به اختصار شرح داده می شود.

    کلیدواژگان: تشنج، گابا، گلوتامات، گلیوبلاستوما مولتی فرم
  • زهرا عزیزی*، سمیرا چوپانی، ناهید مجلسی صفحات 207-213
    زمینه و هدف

    بیماری آلزایمر شایعترین بیماری نورودژنراتیو است که ژنتیک در ایجاد آن نقش دارد. یکی از ژن های مطرح به عنوان ریسک فاکتور، سیستاتین ث)CST3) می باشد. پروتیین این ژن با اتصال به بتاآمیلویید محلول و ممانعت از تجمع و تشکیل پلاک های آمیلوییدی، نوعی عامل بازدارنده در برابر سمیت القاشده توسط بتاآمیلویید می باشد. همچنین کاهش ترشح CST3 با پلی مورفیسم rs1064039 در ژن این پروتیین مرتبط است. در این مطالعه، ارتباط بین پلی مرفیسم CST3 و بیماری آلزایمر با شروع دیررس در بیماران ایرانی بررسی شد.

    روش ها

     برای تعیین ارتباط احتمالی پلی مورفیسم rs1064039 در ژن CST3 با بیماری آلزایمر با شروع دیررس، ما یک مطالعه مورد شاهدی شامل یک گروه با 160 بیمار مبتلا به بیماری آلزایمر و 167 فرد کنترل در همان محدوده سنی انجام دادیم. پس از خونگیری، DNA استخراج و ژنوتیپ هر فرد با استفاده از تکنیک PCR-RFLP تعیین شد. فراوانی آلل ها در گروه های سالم و بیمار با آزمون آماری χ2 (مجذور کای) مقایسه شد.

    یافته ها

     در گروه بیماران فراوانی هوموزیگوت های G/G کمتر و فراوانی ژنوتیپ G/A بیشتر از گروه کنترل بود (0/05<p).

    نتیجه گیری

     به نظر می رسد که پلی مرفیسم rs1064039 در ژن CST3 می تواند با بروز بیماری آلزایمر با شروع دیررس در جمعیت ایرانی مرتبط باشد. باتوجه به حداقل سطح معنی داری ژنوتیپ G/A، به نظر می رسد این پلی مورفیسم تاثیرات جزیی در پیشرفت بیماری آلزایمر داشته و یا احتمالا با سایر عوامل خطرساز تداخل دارد.

    کلیدواژگان: بیماری آلزایمر، پلی مورفیسم، ریسک فاکتور، سیستاتین C (CST3)
  • مرتضی ابراهیم زاده، کمال عزیزبیگی*، خالید محمد زاده سلامت، سامان پاشایی صفحات 214-222
    زمینه و هدف

    پژوهش های پیشین تاثیر مثبت تمرین هوازی و کورکومین بر متغیرهای مختلف در شرایط دیابت را نشان داده اند. ترکیب این دو مداخلات، ممکن است اثر هم افزایی بر متغیرهای فوق داشته باشد. پژوهش حاضر به بررسی اثر مستقل و ترکیبی تمرین هوازی و مکمل کورکومین بر بیان ژن SIRT1 عضله قلبی و غلظت رزیستین پلاسمایی موش های صحرایی دیابتی می پردازد.

    روش ها

    40 سر موش صحرایی نر به طور مساوی به گروه های کنترل سالم، کنترل دیابتی، تمرین دیابتی، کورکومین دیابتی و تمرین + کورکومین دیابتی تقسیم شدند. تمرین هوازی (پنج جلسه/هفته، هر جلسه 30 دقیقه با سرعت 22 متر/دقیقه، شیب: 5%) و مکمل دهی (30 میلی گرم/کیلوگرم وزن بدن، سه روز/هفته) به مدت هشت هفته انجام شد. 48 ساعت پس از دریافت آخرین مداخله، موش ها قربانی شدند.

    یافته ها

     دیابت باعث کاهش بیان ژن SIRT1 قلبی و افزایش غلظت غلظت رزیستین پلاسمایی شد (0/001= p ). تمرین باعث افزایش بیان SIRT1(0/044= p ) و کاهش غلظت رزیستین (0/001= p ) در موش های دیابتی شد. کورکومین نیز باعث افزایش بیان SIRT1 (0/048= p ) و کاهش غلظت رزیستین (0/001= p ) در موش های دیابتی شد. ترکیب تمرین و مکمل نسبت به تمرین تنها/مکمل تنها اثر معنی دار و بیشتری در افزایش بیان ژن SIRT1 و کاهش غلظت پلاسمایی رزیستین داشت (0/05 <p ).

    نتیجه گیری

     در موش های صحرایی دیابتی، انجام تمرین هوازی همراه با مصرف توام کورکومین نسبت به استفاده از هر یک به تنهایی، اثرات مفید فاحش تری بر بیان ژن SIRT1 عضله قلبی و غلظت پلاسمایی رزیستین دارد.

    کلیدواژگان: تمرین هوازی، دیابت، رزیستین، کورکومین، SIRT1
  • امیر عرفان پرست*، اسماعیل تمدن فرد، سینا تمدن فرد، یاسین اسماعیلو، راضیه دانشیار، درسا رئیسیان صفحات 223-232
    زمینه و هدف

    اگرچه اثرات ضددردی ویتامین ث در برخی از مطالعات گزارش شده است، ولی اثرات ضددردی مرکزی آن و مکانیسم های درگیر تاکنون بررسی نشده است. در این مطالعه، اثرات مرکزی ویتامین ث در آزمون درد فرمالینی کف پایی بررسی شد. برای پی بردن به مکانیسم اثر احتمالی این ویتامین، از نالوکسون (آنتاگونیست اپیوییدی) و AM251 (آنتاگونیست گیرنده های نوع 1 کانابینوییدی) استفاده شد.

    روش ها

    برای تزریق داروها، در موش های صحرایی بیهوش شده با کتامین و گزیلازین در بطن چهارم مغز کانول راهنما قرار داده شد. درد فرمالینی با تزریق زیرجلدی فرمالین (2/5٪ و به حجم 50 میکرولیتر) در کف پای حیوان ایجاد شد و  مدت زمان لیسیدن و گازگرفتن پنجه پا به عنوان شاخص درد، برای مدت یک ساعت ثبت گردید.

    یافته ها

     یک درد دومرحله ای مشخص (مرحله اول: دقایق صفر تا 5 و مرحله دوم: دقایق 15 تا 50) به دنبال تزریق کف پایی فرمالین ایجاد شد. تزریق داخل بطنی مغزی ویتامین ث موجب کاهش معنی دار (0/05 > p) هر دو مرحله اول و دوم درد شد. تزریق نالوکسون و AM251 به تنهایی اثر معنی داری بر شدت درد نگذاشت، اما پیش تزریق آن ها از کاهش درد ایجاد شده توسط ویتامین ث جلوگیری کرد. همه درمان های ذکرشده در بالا فعالیت حرکتی را تغییر ندادند.

    نتیجه گیری

    ویتامین ث احتمالا با اثر بر مراکز مغزی پردازش کننده درد موجب کاهش درد نوروژنیک و التهابی می شود و در این عملکرد مغزی، گیرنده های اپیوییدی و کانابینوییدی ممکن است دخالت داشته باشند.

    کلیدواژگان: بطن چهارم، درد فرمالینی، گیرنده های اپیوئیدی، گیرنده های کانابینوئیدی، ویتامین ث
  • ستایش یاسمی خیابانی، سمیرا چوپانی، جلال بابایی*، مجید گل کار، محمد سیاح* صفحات 233-238
    زمینه و هدف

    استخراج DNA ژنومی توکسوپلاسما گوندی از مغز موش صحرایی به دلیل میزان ناچیز آلودگی و چربی زیاد مغز چالش برانگیز است. واکنش کمی زنجیره ای پلیمراز در زمان واقعی (RT-qPCR) علیرغم تشخیص مقادیر ناچیز ژن هنوز با نتایج منفی-کاذب همراه است. ما با تغییر روش استخراج DNA از بافت مغز موش توانستیم تعداد موارد منفی-کاذب آلودگی به توکسوپلاسما گوندی را کاهش دهیم.

    روش ها

    از مغز یازده موش (نر ویستار) آلوده به سوش تهران انگل توکسوپلاسما (در هفته هشتم آلودگی) و سه موش غیر آلوده استفاده شد. جهت تخلیص DNA بجای 20 میلی گرم مغز (روش معمولی) کل مغز استفاده شد. میزان آنزیم پروتییناز کا دو برابر و مدت انکوباسیون شش برابر روش معمول شد. سپس میزان DNA نمونه ها با روش RT-qPCR اندازه گیری شد.

    یافته ها و نتیجه گیری

    با روش رایج از یازده موش آلوده فقط سه موش مثبت شدند در حالی که با بهینه سازی تخلیص DNA، نه موش مثبت تشخیص داده شدند.

    کلیدواژگان: تخلیص DNA، واکنش کمی زنجیره ای پلیمراز، REP-529
  • محمود اله دادی سلمانی*، معصومه صرفی صفحات 239-252

    اورکسین یا هیپوکرتین نوروپپتیدی است که در نورون های هیپوتالاموس جانبی تولید می شود. این نورون ها انشعابات خود را به سرتاسر مغز ارسال می کنند و در هر منطقه با توجه به فعالیت اصلی ناحیه، نقش تعدیل کنندگی اعمال می کنند. دو نقش اولیه کشف شده اورکسین شامل دخالت در فرایندهای خواب و رفتار غذا خوردن است. یکی از نقش های مهم اورکسین، تنظیم سیستم های زیست-عصب شناختی مرتبط با پاسخ استرسی است. پایانه نورون های اورکسینی و گیرنده های آن در نواحی مختلف مغزی مرتبط با حافظه از جمله هیپوکامپ قرار گرفته اند. استرس به عنوان یک چالش هومیوستاتیک منجر به بدعملکردی فرایندهای یادگیری و حافظه می شود. اورکسین در بروز علایم رفتاری و فیزیولوژیک استرس با تشدید فعالیت هسته مجاور بطنی هیپوتالاموس و افزایش ترشح هورمون آزادکننده کورتیکوتروپین اثر می گذارد که آن هم به نوبه خود عملکرد نورون های اورکسینی را تقویت می کند. این فعالسازی دوطرفه، نوعی مکانیسم بازخورد مثبت و شکلی از حافظه استرسی را در مدار خود بوجود می آورد. مطالعات بیشتر برای فهم بهتر عملکرد اورکسین در سیستم عصبی مرکزی و محیطی ضروری است و این یافته ها می تواند کمک ارزشمندی برای درمان بیماری ها به عنوان مثال بیماری های اضطرابی باشد. در این مقاله به مرور یافته های مطالعات اخیر در رابطه با اورکسین و نقش آن در سیستم استرس می پردازیم.

    کلیدواژگان: استرس، اورکسین، محور هیپوتالاموس- هیپوفیز- آدرنال، مناطق مغزی
|
  • Fahimeh Kazemi*, Khosro Ebrahim Pages 1-8
    Background and aims

    Musclin is a factor secreted by skeletal muscle and a potent regulator of glucose metabolism that responds to exercise. Therefore, exercise-induced musclin may contribute to the pathogenesis of diabetes. The aim of the present study was to evaluate the effects of musclin, exercise-induced myokine on glycosylated hemoglobin (HbA1c) of hyperlipidemic rats with type 1 diabetes.

    Methods

    Twenty-one male Wistar rats were divided into 3 groups of 7 rats per each: non-diabetic, diabetic and training diabetic. Type 1 diabetes was induced by injection of streptozotocin (55 mg/kg). After familiarization, training diabetic rats ran increasingly on a rodent treadmill for 4 weeks (5 consecutive days per week). After the 4-week period, serum glucose, insulin and musclin (using Elisa kit), and lipid profile (total cholesterol, triglyceride, low-density lipoprotein cholesterol and high-density lipoprotein cholesterol) were measured and HbA1c was determined. Data were analyzed by two-way analysis of variance.

    Results

    Increased serum musclin in hyperlipidemic diabetic rats increased HbA1c compared to non-diabetic rats
    (p < 0.05). After 4 weeks of exercise training, HbA1c decreased along with a decrease in serum musclin in hyperlipidemic diabetic rats (p < 0.05), so that a decrease in serum glucose and insulin in diabetic rats was associated with a improvement in lipid profile resulting in a decrease in HbA1c (p < 0.05).

    Conclusion

    Four weeks of aerobic training by regulating circulating musclin improved lipid profile and HbA1c in type 1 diabetes. Hence, musclin, exercise-induced myokine could decrease HbA1c in hyperlipidemic rats with type 1 diabetes.

    Keywords: Lipid profile, Aerobic training, Type 1 diabetes, Musclin, Myokine, Glycosylated haemoglobin
  • Javad Riyahi, Behrouz Abdoli, Abbas Haghparast* Pages 9-24

    The notion that non-genetic and non-cultural mechanisms can transmit the memory of exposure to diverse environmental conditions to subsequent generations has excited considerable interest and has brought the Lamarck’s idea back into the limelight. It is widely accepted that the environmental experiences of parents have strong effects on the physiological, metabolic, and cellular functions of living organisms, which are transmitted through epigenetic modifications to the next generations. The epigenetic modifications prone to change in environmental conditions and transmitted to next generations include DNA methylation, histone modification, and small non-coding RNAs. Currently, one of the most exciting topics in the field of epigenetic transmission is the transfer of memory phenotypes and learning and memory capabilities. Inheriting epigenetic traits allows living organisms to transmit compatible or incompatible information with the ancestral environment to their offspring. Studies showed that exposure to environmental stimuli by parents before fertilization would lead to changes in their childrenchr('39')s cognitive capacities. Interestingly, learning cognitive tasks in parents improved the learning and facilitated memory consolidation in offspring. The methylation DNA, histone methylation and histone acetylation are three major epigenetic processes involved in the regulation of learning and memory consolidation. These processes modify genome features or interactions between the genome and the histone nucleus, and then induce structural changes in chromatin, leading to transcriptional changes in various genes that affect memory formation. The transfer of these chromatin modifications from parents to offspring facilitates the offspring learning process and memory consolidation.

    Keywords: Intergenerational transfer, Epigenetic modifications, Cognitive phenotypes, Memory, Learning
  • Dariush Taheri*, Lotfollah Khajehpour, Mansour Seyyednejad Pages 25-33
    Background and aims

    Salvia officinalis leaves and Cyperus rotundus rhizomes have a wide range of biological effects such as memory formation. Given to importance of herbal plants, in the present study we investigated effect of concomitant administration of ineffective doses of the extracts of Salvia officinalis leaves and Cyperus rotundus rhizomes on memory impairment induced by stress.

    Methods

    Adult male mice in two control and treatment groups received ineffective doses of the extracts of Salvia officinalis leaves and Cyperus rotundus rhizomes alone and together by gavage, for 7 or 21 days. Then animals received acute stress. Passive avoidance memory was evaluated by shuttle-box apparatus.

    Results

    Acute stress significantly impaired memory. Neither Salvia officinalis extract nor Cyperus rotundus extract could improve memory alone. However, concurrent administration of the extracts improved destructive effect of acute stress on memory recall. Memory improving effect of the 21-days administration was significantly more than the effect of the 7-days administration.

    Conclusion

    Concurrent administration of the extracts of Salvia officinalis and Cyperus rotundus improves destructive effects of acute stress on passive avoidance memory in a time dependent manner.

    Keywords: Stress, Passive avoidance memory, Cyperus rotundus rhizomes, Salvia officinalis
  • Fatemeh Rahmati-Dehkordi, Behzad Garmabi, Saeed Semnanian, Hossein Azizi* Pages 34-43

    Many organisms have rhythmic fluctuations in their physiological and behavioral functions, Known as circadian rhythms. Suprachiasmatic nucleus (SCN) of the hypothalamus is the central pacemaker, which synchronized these rhythms to the environmental light/dark cycle. The main factor in the regulation of circadian rhythms is the family of genes called clock genes. In addition to the suprachiasmatic nucleus, these genes are expressed in many areas of the body as well as different areas of the brain. The clock genes are expressed in addiction-related areas including the ventral tegmental area, the nucleus accumbens and the prefrontal cortex. Thus, it seems that these areas are also under the control of the circadian rhythm. Opioid addiction is a chronic physical and mental illness that remains a great threat to communities around the world. Investigations have been shown that many factors involved in opioid addiction such as orexin, dopamine, and serotonin, are regulated by circadian rhythms. Accordingly, in this review article, we will describe briefly some factors associated with circadian rhythms and opioid addiction.

    Keywords: Addiction, Opioids, Circadian rhythms
  • Bahar Khoshkroodian, Mohammad Sayyah*, Hamid Gholami Pourbadie Pages 44-52
    Background and aims

    Soluble amyloid beta (Aβ) oligomers are the most common forms of Aβ in early stage of Alzheimer disease (AD). They are highly toxic to the neurons, but their capability to activate microglia remains controversial. Synaptic function and memory performance are disrupted by soluble form of Aβ. Full and partial toll like receptor (TLR) ligands can stimulate microglia to produce different cytokine and chemokine profiles. This study was designed to investigate the expression of interlukin-6 (IL-6) as a cytokine and protein 10 interferon gamma (IP-10) as a chemokine from BV-2 microglia cell line in the presence and absence of Aβ.

    Methods

    The BV-2 cell line was cultured in a 24-well plate, treated for 24 h with different doses (0.1, 1, 10 µg) of Monophosphoryl lipid A (MPL), Lipopolysaccharide (LPS) as TLR4 ligands, and Pam3cys as a TLR2 ligand. Then supernatant was collected and cells were incubated with 1µM Aβ oligomer for 24 h. IL-6 and IP-10 expression was measured by ELISA in the supernatant before and after Aβ treatment.

    Results

    LPS and Pam3cys 10µg/µl induced a robust release of IL-6 from BV-2 microglia cells. However, MPL at all doses had a lowest effect on secretion of IL-6 from BV-2 microglia cells. On the other hand, pretreatment of BV-2 cells with MPL as a partial TLR4 ligand caused release of significant amount of IP-10 chemokine from BV-2 cells.

    Conclusion

    It can be said that priming microglia to produce less pro-inflammatory cytokines while showing higher chemokine or phagocytic activity leads to decrease in Aβ deposition and might prevent AD progression.

    Keywords: Beta amyloid, Alzheimer’s disease, Toll-like receptor, Monophosphoryl lipid A, Microglia
  • Zahra Azizi*, Samira Choopani, Nahid Majlessi Pages 53-61
    Background and aims

    Recent studies have shown Cinnamomum zeylanicum antioxidant/anti-inflammatory activities, and inhibition of tau accumulation and Amyloid beta (Aβ)   aggregation. Therefore, it seems that this plant can improve cognition in rat model of Alzheimer’s disease (AD). For this purpose, the ability of an aqueous extract of cinnamon in attenuating Aβ-induced learning impairment was evaluated in a rat model of AD.

    Methods

    Aβ-protein fragment 25-35 was injected into the CA1 region of rats’ hippocampus and the effect of different doses of cinnamon extract (5, 10, or 20 mg/kg) on cognitive function was assessed in the Morris water maze. Animals were subjected to 5 days of training; 4 days with the invisible platform to test spatial learning and the 5th day with the visible platform to test motivation and sensorimotor coordination.

    Results

    The results showed an significant increase in escape latency, traveled distance, orientation angle and decrease in target quadrant entries in Aβ-received rats. Cinnamon extract was able to significantly reduce the effect of Aβ.

    Conclusion

    The results indicates learning and memory impairment in Aβ25-35 groups. These impairments were reversed by administration of Cinnamomum zeylanicum extract. Our results suggest that cinnamon may be a valuable agent for alleviating symptoms of Aβ.

    Keywords: Amyloid beta, Alzheimer's disease, Cinnamon, Morris water maze
  • Majid Gholami-Ahangaran*, Janice Sandra Mani, Joel Johnson, Mani Naiker, Asiye Ahmadi-Dastgerdi Pages 62-78

    Phytogenic compounds are a valuable and powerful source of effective compounds with diverse biological properties that some of which have good antiviral properties. Modifying the chemical structure of these compounds with computer-based simulations may increase their strength or effectiveness. Due to the great variety of plants, finding an effective plant compound against coronavirus is practically similar to "finding a needle in a haystack". So, considering previous studies on coronaviruses in animals can help in finding of effective plants and phytogenic compounds against SARS-CoV 2. In this study, 28 articles related to anti-coronavirus herbal treatments in animals were selected and analyzed by searching for keywords related to anti-coronavirus herbal treatments in PubMed database. Previous studies have shown that some of the key compounds have shown promising effects in the treatment of coronaviruses including curcumin, hesperidin, artemisinin, silosterol, cineole (eucalyptol), alstotide, lectins such as griffithsin, GNA (Galanthus nivalis agglutinin), lycorine and polyphenolics e.g. quercetin. Before conducting clinical trials in humans, in vitro and in vivo tests are needed to determine the level of immunity, safety, and therapeutic level for each compound. Preliminary studies may focus on compounds that have already been approved for pharmaceutical use or have been identified as safe compound. Researchers may use natural derivatives to produce safe and effective anti-coronavirus agents using the information presented in this review.

    Keywords: Treatment, Phytogenic, Covid 19, Animal coronavirus
  • Maryamalsadat Sedighipour, Siamak Beheshti* Pages 78-88
    Background and aims

    Morphine exerts some of its effects via gap junctions. In this study, the effect of blocking the electrical synapses of the dentate gyrus was evaluated on morphine state-dependent learning.

    Methods

    Male rats weighing 200-250g were used. The passive avoidance task was used to evaluate memory. Two guide cannulas were implanted in the dentate gyrus, stereotaxically. In an experiment, animals received different doses of morphine, post-training and 24 hours later memory retrieval was evaluated. In another experiment, animals received morphine (7.5 mg/kg), post-training. One day later, 30 min before the test, different doses of morphine was injected. In another experiment, animals received quinine (100µM, 1mM and 10mM) in the test day and 40 min later memory retrieval was evaluated. In the last experiment, animals were injected with morphine (7.5 mg/kg), post-training. In the test day, different doses of quinine and 10 min later morphine (7.5 mg/kg) were injected.

    Results

    Post-training injection of morphine (0.5, 2.5, 5, 7.5 mg/kg) impaired memory retrieval dose-dependently. Also, morphine induced a state-dependent memory. Blocking the electrical synapses of the dentate gyrus did not prevent the development of morphine state-dependent memory.

    Conclusion

    It seems that closing of the electrical synapses of the dentate gyrus does not affect memory retrieval induced by morphine on the test day.

    Keywords: Electrical synapse, Dentate gyrus, Morphine, State-dependent learning
  • Mohsen Jafari* Pages 88-96

    Endogenous opioids are responsible for diverse physiologic actions through activation of specific receptors. Acute consumption of opioids has no serious complication. Chronic use of opioids though is accompanied by tolerance to some effects (such as constipation, nausea and dry mouth), it leads to addiction and brain dysfunction. On the other hand, stopping the chronic use of opioids causes withdrawal signs (including sweating, anxiety, nausea, muscular pain, insomnia, diarrhea, agitation and hot flush) without get rid of psychological dependence. It is well known that exercise activities (EAs) are associated with euphoria and delight through activation and release of endogenous opioids. Therefore, EAs can be effective in prevention and treatment of addiction. Beta-endorphin is one the most important endogenous opioids. It is an endogen neuropeptide with narcotic properties that is found in central and peripheral nervous system. Despite numerous studies on the effects of EAs on beta-endorphin, understanding impact of the different types of EAs on beta-endorphin and other endogen opioids requires further studies. In this article acute and chronic effects of EAs on beta-endorphin are reviewed. It is well accepted that acute and chronic EAs increase beta-endorphin level. Mechanism(s) responsible for rising beta-endorphin after acute and chronic EAs are somewhat different.

    Keywords: Opioid, Addiction, Beta-Endorphin, Physical Activity
  • Akram Mazareizadeh, Sadegh Abdollahi*, Fakhr Sadat Hashemi, Ruhollah Ershadi Pages 97-106
    Background and Aim

    Obesity leads to some chronic diseases. Adiponectin is an adipokine secreted by adipose tissue. Fibroblast 21 has anti-diabetic effects. On the other hand, Tribulus terrestris is a plant with anti-inflammatory and antioxidant activities. The aim of this study was to investigate the effect of intensity interval training (IIT) and consumption of T. terrestris supplement on fibroblast growth factor 21 and adiponectin in obese women.

    Methods

    In a quasi-experimental study, 40 obese women were randomly divided into four groups of 10 including IIT + placebo, T. terrestris supplement, IIT + T. terrestris supplement, and control. The training program was implemented for 8 weeks. The exercises were consisted of 7 repetitions of 20 seconds with an intensity of 85 to 100% of the stored heart rate. T. terrestris supplement was taken 500 mg twice per day for the training period.

    Results

    IIT + T. terrestris increased serum levels of fibroblast 21 and adiponectin in volunteers. The difference between pre- and post-test fibroblast 21level was significant in IIT + placebo (p < 0.007), T. terrestris (p < 0.003), and IIT + T. terrestris (p < 0.0001) groups. The difference between pre- and post-test adiponectin level was also significant in IIT + placebo (p < 0.003), T. terrestris (p < 0.002) and IIT + T. terrestris (p < 0.0001). The IIT + T. terrestris group showed the most positive effect on increase of fibroblast growth factor 21 and adiponectin levels among the groups.

    Conclusion

    IIT along with consumption of T. terrestris supplement increases fibroblast growth factor 21 and adiponectin levels in obese women, and improves the obesity condition in these people.

    Keywords: Antioxidant, Overweight, Inflammation, Exercise, Tribulus terrestris
  • Sadegh Abdollahi*, Zahra Noorollahi, Masoumeh Sepehri Rad, Hadis Mehrshad Pages 107-115
    Background and Aim

    The prevalence of metabolic disorders such as obesity and metabolic syndrome has increased with age. Resistin and visfatin are adipokines involved in metabolic regulation and physiological processes. Exercise is also known as a non-pharmacological method affecting health. The aim of this study was to evaluate the effect of 8 weeks circular resistance training on serum levels of resistin and visfatin in elderly women with metabolic syndrome.

    Methods

    In a quasi-experimental study, 18 elderly women with metabolic syndrome were randomly divided into two groups: resistance training with body weight (n = 9) and control (n = 9). The resistance training program with body weight consisted of 12 movements and was performed for 8 weeks and three sessions per week. Statistical analysis was performed using paired t-test.

    Results

    In elderly women with metabolic syndrome, resistance training with body weight reduced serum levels of resistin by 34.7% (p = 0.004) compared to pre-test values ​​. The resistance training with body weight also reduced visfatin levels by 26.1% (p = 0.024). No significant difference was found in any of the indicators in the control group..

    Conclusion

    Eight weeks of resistance training reduced serum resistin and visfatin in elderly women with metabolic syndrome. The resistance training is suggested to be considered as a health improving factor in the elderly.

    Keywords: Inflammation, Obesity, Aging, Exercise, Weight loss
  • Fatemeh Khani, Narges Hosseinmardi, Ali Pourmotabbed, Hossein Azizi* Pages 116-126

    Addiction is a phenomenon that affects various aspects of individual, family and social life and causes many abnormalities. In today's society, the main concern is the increase in drug abuse among adolescents. Substance abuse has occurred in adolescents due to lack of awareness of the consequences of using these substances along with increasing their availability. There is not much information about the long-term effects of substance abuse during adolescence. According to human epidemiological evidence, adolescents with drug abuse are more likely to become addicted during adulthood. Although the mechanisms involved are not fully understood, it can be argued that physiological and behavioral differences between adolescents and adults are factors in initiating drug abuse during this period. Substance use during adolescence can have lasting effects throughout life. Animal studies have shown that exposure to substances such as alcohol, nicotine, opioids, cannabinoids, cocaine and methamphetamine can have lasting neurological and behavioral effects; In particular, these lasting effects are more common in areas of the brain that are developing during adolescence. In this article, we will discuss the findings of long-term changes due to drug abuse in adolescence on cognitive function during adulthood.

    Keywords: Addiction, Cognitive functions, Adolescence, Learning, memory
  • Shokoufe Abolghasempour, Negar Panahi*, Hasan Gilanpour, Morteza Zendedel, Alireza Jahandideh Pages 127-134
    Background and Aim

    Various neurochemical pathways participate in regulating food intake in mammals and birds. The nociceptin/orphanin FQ ‎(N/OFQ) ‎is involved in the central nervous system and increass food intake. Nitric oxide (NO) is a hypophagic agent in birds. ‎The present study aimed to investigate the central nociceptin/orphanin FQ (N/OFQ) effects and its interaction with nitrergic systems on feeding behavior in neonatal chickens.

    Methods

    Seventy-two neonatal male broiler-type (Ross 308) chickens were divided randomly into two experimental groups. Each experiment had a control group and three treatment groups (n = 12). In all experiments, 3-hour food-deprived (FD3) birds received intracerebroventricular (ICV) ‎injections either diluent (control) or drug solution. Then the birds had ad libitum access to the ‎food and fresh water, and then cumulative food intake (g) was measured based on the ‎percentage of the body. In the first experiment, chickens received ICV injection of L-arginine (NO precursor, 400 nmol), N/‎OFQ (16 nmol), and L-arginine with N/OFQ. L-NAME (NO ‎synthase inhibitor, 200 nmol), N/OFQ (16 nmol), and L-NAME + N/‎OFQ were injected in the second experiment.‎

    Results

    ICV injection of N/OFQ significantly increased food intake (p < 0.05). Injection of the N/OFQ + L-arginine significantly attenuated the hyperphagic effect induced by N/OFQ in neonatal broilers (p < 0.05). Conversely, injection of the N/OFQ + L-NAME significantly decreased the hyperphagic effect induced by N/OFQ (p < 0.05).

    Conclusion

    Our findings suggest that the hyperphagic effect of central N/OFQ ‎ in FD3 neonatal layer-type ‎chicken is probably mediated by nitric oxide.‎

    Keywords: Food Intake, L-arginine, Broiler Chicken
  • Fatemeh Abbaszadeh, Masoumeh Jorjani* Pages 135-149

    Spinal cord injury is a debilitating neurological disease. Despite recent clinical advances in diagnostic methods and survival of patients, there are still challenges in the treatment of patients with SCI. This lack of appropriate treatment is mainly due to the complexity of physiopathology and the various biochemical changes in spinal cord injury. In recent decades, remarkable studies have been reported to identify the physiopathology of spinal cord injury and to discover the cellular and molecular mechanisms of tissue destruction and repair in the damaged spinal cord.  Various animal models have been used to study the primary and secondary phases of spinal cord injury and its progression. In this review, we discuss recent advances in understanding the physiopathology of spinal cord injury. We also describe the SCI animal models to define the mechanisms of spinal damage and the treatment strategies.

    Keywords: Spinal cord injury, Pathophysiology, Animal models
  • Nassour Ahmadi*, Behrouz Abdoli, Mohammad Sayyah, Maryam Godini, Fatemeh Hafezi Pages 150-159
    Background and Aim

    The aim of this study was to determine the effect of aerobic activity and vitamin E on spatial memory and CREB protein expression in the hippocampal tissue of young rats with chronic sleep restriction.

    Methods

    Fifty-six healthy adult male Albino-Wistar rats were randomly assigned into the groups. Chronic sleep restriction was applied through 18 hours of sleep deprivation for 4 weeks. Aerobic activity included 4 weeks of running on a treadmill. Vitamin E dissolved in sesame oil was fed to rats by gavage. At the end of the fourth week, the Morris Water Maze test was performed to measure spatial learning and memory. Western blotting technique was used to measure the expression of CREB protein in the hippocampus. Mixed analysis of variance (5 × 3) was used to analyze the data related to acquisition in the Morris Water Maze and one-way analysis of variance was used to analyze the data related to the probe of the Morris Water Maze and the expression of CREB protein. Bonferroni and Tukey post hoc tests were used for within- and between-group comparisons, respectively.

    Results

    Chronic sleep restriction significantly impaired memory function during the acquisition phase and probe test as well as CREB expression (p < 0.05). Vitamin E had no significant effect on spatial memory and CREB protein expression in rats with chronic insomnia. Aerobic activity prevented the deleterious effects of chronic sleep restriction on memory function during the acquisition phase, probe test and the CREB protein expression (p < 0.05). Finally, vitamin E along with aerobic activity had a significant effect on the expression of CREB protein in chronic sleep restricted rats (p < 0.05) but in the behavioral test showed no greater effect than aerobic activity (p > 0.05).

    Conclusion

    It seems that a period of aerobic activity prevents the deleterious effect of sleep restriction on learning and memory impairment in rats. Vitamin E alone had no effect on memory impairment in sleep-deprived rats. Moreover, it did not increase the positive effects of aerobic activity on the memory impairment of the sleep-deprived rats.‎

    Keywords: Treadmill, Sleep, Exercise, Vitamin E, Learning
  • Mohaddeseh Abouhosseini Tabari *, Goudarz Sadeghi Hashjin Pages 160-167
    Background and Aim

    Linalool is a monoterpenoid compound that is a major component of the essential oils of some aromatic plants, including lavender. The anxiolytic and sedative effects of this compound have been previously reported. In this study, the effect of systemic administration of linalool and its possible mechanism of action on pentobarbital-induced sleep in mice was investigated.

    Methods

    In the first phase of this study, twenty-four mice in 4 separate groups received linalool at the doses of 10, 50 and 100 mg/kg sixty minutes before pentobarbital administration. Based on the results of the first phase of the study, 50 mg/kg was determined as the effective dose of linalool. In the next step, for determination of the involved mechanism in linalool hypnotic activity, diazepam as a GABA benzodiazepine receptor agonist, flumazenil a GABA benzodiazepine receptor antagonist, and WAY100635 a serotonin receptor antagonist were used.

    Results

    Linalool, especially at the dose of 50 mg/kg, significantly and dose-dependently affected pentobarbital-induced sleep by increasing sleep time and decreasing sleep latency. Co-administration of diazepam with linalool showed synergistic effects and increased sleep time; however, by flumazenil administration these effects were reversed. Administration of WAY100635 did not cause any effect on the increasing effect of linalool on pentobarbital-induced sleep.

    Conclusion

    Linalool may possibly be effective on pentobarbital-induced sleep through the GABAergic pathway.

    Keywords: Benzodiazepines, Sleep, Serotonin, Flumazenil, Monoterpene
  • Mahdi Mardanpour Fariman, Morteza Behnam Rassouli*, Naser Mahdavi Shahri Pages 168-176
    Background and Aim

    Light pollution causes structural and functional changes of many organs, especially those with cyclic activity. Research on the effects of artificial light and light pollution on the sexual cycle and fertility of females is limited. In this study, the effects of light pollution on the sexual cycle and the structural-hormonal characteristics of the thyroid and adrenal glands of female rats are investigated.

    Methods

    Twenty one female rats with regular sexual cycle were divided into three groups as control (12 h light/12 h dark cycle), experimental 1 (16 h light/8 h dark cycle) and experimental 2 (20 h light/4 h dark cycle). Animals were exposed to light for 47 days and vaginal smear was examined daily. Then, the animals were mated with male rats. Pregnancy was confirmed by observing the vaginal plaque of pregnancy. The pregnant animals were kept in the light/dark cycle conditions until the 19th day of pregnancy. On the 19th day of pregnancy, rats were bled under deep anesthesia and serum levels of T4, thyroid stimulating hormone and cortisol were measured. Then, thyroid and adrenal glands were dissected out and morphologically examined.

    Results

    In experimental groups 1 and 2, the sexual cycle became irregular and remained in the estrus stage in almost all rats. Compared with the control group, size of thyroid follicles decreased and the mean level of T4 hormone increased significantly (p < 0.05) in the experimental groups. Serum levels of thyroid-stimulating hormone and cortisol did not change, but the thickness of the fascicle area in the adrenal gland increased significantly (p < 0.05). 

    Conclusion

    The thyroid and adrenal glands of rats are sensitive to light pollution and their function is altered.‎

    Keywords: Light pollution, Sexual cycle, Thyroid gland, Adrenal gland, Rat
  • Sara Joushi, Khadijeh Esmaeilpour, Vahid Sheibani* Pages 177-185
    Background and Aim

    Studies suggest that early-life maternal sepration (MS) could induce cognitive impairments. One of the stress-modulating factors is enriched environment (EE), which provides more opportunities to explore the environment. Moreover, studies have been shown that oxytocin (OT) reduces stress effects on the rat brain. The aim of this study wass to evaluate EE and OT effects on passive avoidance learning and memory in maternally separated rats.

    Methods

    Eight groups were evaluated during this experiments; CTRL, CTRL + EE, MS, MS + EE, CTRL + saline, CTRL + OT, MS + saline, MS + OT. In MS group, rat pups were separated from their dam for 180 min/day from post natal day (PND) 1-21. From PND 22-34 rats experienced EE and/or received intranasal OT )2 µg/µl(. At adolescence, passive avoidance learning and memory of rats were evaluated in the shuttle box.

    Results

    MS rats received more foot shocks compared to the CTRL rats. Moreover, in comparison to CTRL animals, the latency to enter the dark chamber decreased in MS rats. EE and OT could improve these MS-induced impairments.

    Conclusion

     Obtained results showed that EE and OT could improve stress-induced cognitive impairments.‎

    Keywords: Oxytocin, Maternal Separation, Enriched Environment, Passive avoidance learning, memory
  • Mohammadreza Moradpourian*, Amin Ghanbariani Gandombani Pages 186-195
    Background and Aim

    The body's antioxidant system, which is responsible for counteracting the damaging effects of free radicals, can be affected by various factors, including exercise. Nigella sativa is an anti-inflammatory and antioxidant plant. The aim of this study was to evaluate the short-term effect of intense aerobic exercise and supplementation of Nigella sativa on serum malondialdehyde and superoxide dismutase levels of young men.

    Methods

    In a quasi-experimental study, 28 young men were randomly divided into four groups of 7 including aerobic exercise + placebo, Nigella sativa supplement, aerobic exercise and Nigella sativa supplement and control. The Bruce aerobic exercise protocol for one-week, and 3 times/week was performed.

    Results

    The serum malondialdehyde level between pretest and posttest in the exercise + placebo (p < 0.01), exercise + Nigella sativa supplement (p < 0.05) and Nigella sativa supplement (p < 0.05) was significant. There was a significant difference between the exercise + placebo group and the two other groups including exercise + supplement (p <0.001) and supplement (p < 0.001) groups. The serum superoxide dismutase between pretest and posttest in the exercise + placebo groups (p <0.05), exercise + Nigella sativa supplement (p < 0.05) and Nigella sativa supplement (p < 0.05), was significant. Compared to the exercise + placebo group, superoxide dismutase was significantly increased in the exercise + Nigella sativa (p < 0.001) and Nigella sativa (p < 0.001) groups.

    Conclusion

    It seems that after intense aerobic exercise, the antioxidant system is weakened and the use of antioxidant supplements such as Nigella sativa can strengthen the antioxidant defense against oxidative stress caused by intense exercise and ultimately increase antioxidant enzymes and decrease free radicals.‎

    Keywords: Oxidative stress, Bruce protocol, Nigella sativa, Antioxidant defense syste
  • Nastaran Afsordeh, Amir Shojaei, Javad Mirnajafi-Zadeh, MohammadHossein Pourgholami* Pages 196-206

    Glioblastoma multiforme is the most malignant and invasive primary brain tumor in adults. The disease has a poor prognosis with a survival rate of 14-16 months post diagnosis. Depending on the tumor location in the brain, a wide range of signs and symptoms may appear in the patient. One of the most common of which is recurrent hard to control seizures. Despite the high prevalence of tumor-induced seizures, the mechanisms involved in its occurrence are yet to be fully identified. However, it has been shown that glutamate and GABA are probably the major contributing factors. Increasing extracellular glutamate levels due to changes in the expression of ion transporters and the conversion of GABA to a stimulatory mediator are some of the mechanisms involved in the development of these seizures. In addition, factors such as the complex pathophysiology of the disease, its associated-seizures, drug interactions, resistance to treatment and tumor recurrence have made glioblastoma management a major challenge. In this article, the common clinical symptoms of this disease and in particular tumor-associated seizures are reviewed. The mechanisms thought to be responsible for the development of the tumor-induced seizures are then discussed.

    Keywords: Seizure, GABA, Glutamate, Glioblastoma multiforme
  • Zahra Azizi*, Samira Choopani, Nahid Majlessi Pages 207-213
    Background and Aim

    Alzheimer's disease (AD) is the most common age-associated neurodegenerative disease with involvement of genetic factors. Recent studies have shown that the protein cystatin C binds soluble Aβ and inhibits Aβ oligomerization and amyloidogenesis, protecting the brain against amyloid-induced toxicity. Moreover, a decreased cystatin C secretion is associated with a polymorphism found in the cystatin C gene. In this study the association between rs1064039 polymorphism and late-onset AD was investigated.

    Methods

    We conducted a case-control study including a clinically well-defined group of 160 late-onset AD patients and 167 age-matched controls. The polymorphism was determined by polymerase chain reaction-restriction fragment length polymorphisms (PCR-PFLP) assay. The allele frequency was analyzed by Chi-square test.

    Results

    In the group of patients, the frequency of G/G homozygotes was lower, and the frequency of G/A genotype was higher than the corresponding control group (p <0.05).

    Conclusion

    The results obtained from our study demonstrate an association between rs1064039 polymorphism in CST3 gene and late-onset AD in an Iranian population. Given the minimal significance level of the G/A genotype, this polymorphism seems to have minor effects on the progression of Alzheimer's disease or possibly interfere with other risk factors.

    Keywords: Alzheimer's disease, Cystatin C (CST3), Polymorphism, Risk factor
  • Morteza Ebrahimzadeh, Kamal Azizbeigi*, Khalid Mohammadzadeh Salamat, Saman Pashaei Pages 214-222
    Background and Aim

    Previous studies have shown the positive effect of aerobic exercise and curcumin on various variables in diabetes. Combination of these interventions may have an additive effect on these variables. The present study investigates the independent and combined effect of aerobic exercise and curcumin supplementation on cardiac SIRT1 gene expression and plasma resistin concentration in diabetic rats.

    Methods

    Forty male rats were equally divided into healthy control, diabetic control, diabetic exercise, diabetic curcumin, and diabetic curcumin+exercise. Aerobic exercise (five sessions/week, each session 30 minutes at a speed of 22 meters/minute, slope: five percent) and supplementation (30 mg/kg body weight, three days/week) were performed for eight weeks. Rats were sacrificed 48 hours after receiving the last intervention.

    Results

    Diabetes decreased the expression of cardiac SIRT1 gene (p=0.001) and increased plasma resistin concentration (p =0.001). Exercise increased the expression of SIRT1 gene (p= 0.044) and decreased the resistance of resistin (p = 0.001) in diabetic rats. Curcumin also increased SIRT1 gene expression (p=0.048) and decreased resistin concentration (p=0.001) in diabetic rats. Compared to exercise or supplementation, combination of exercise and supplementation had more significant effect on increasing the expression of SIRT1 gene and decreasing the plasma concentration of resistin (p < 0.05).

    Conclusion

    In diabetic rats, aerobic exercise combined with curcumin has more pronounced beneficial effects on myocardial SIRT1 gene expression and plasma resistin concentrations from each alone.

    Keywords: Aerobic exercise, Diabetes, Resistin, Curcumin, SIRT1
  • Amir Erfanparast*, Esmaeal Tamaddonfard, Sina Tamaddonfard, Yasin Esmaeilou, Raziyeh Daneshyar, Dorsa Raissian Pages 223-232
    Background and Aim

    Although the analgesic effect of vitamin C was reported in several studies, its supra-spinal analgesia and the involved mechanisms have not been investigated yet. In this study, central effect of vitamin C in formalin-induced pain was investigated. Naloxone (an opioid receptor antagonist) and AM251 (a CB1 receptor antagonist) were used to clarify the possible mechanism of this vitamin.

    Methods

    In ketamine-xylazine anesthetized rats, one stainless-steel guide cannula was implanted into the fourth ventricle of the brain. The formalin test was induced by intra-plantar injection of formalin (50 mL, 2.5%), and the time spent licking and biting of the injected paw was recorded for 1 h.

    Results

    A marked biphasic (first phase: 0–5 min and second phase: 15–50 min) pain response was induced after formalin injection. Intra-fourth ventricle injection of vitamin C significantly (p < 0.05) decreased both phases of pain. Naloxone and AM251 had no effect on the pain intensity. However, the analgesic effect of vitamin C was inhibited by pretreatments  with  naloxone and AM251. All the above-mentioned treatments did not alter locomotor activity of the animals.

    Conclusion

    These results showed that vitamin C suppresses formalin-induced neurogenic and inflammatory pains in rats through central modulatory mechanisms. Opioid and cannabinoid receptors play a role in the analgesic effects of vitamin C.

    Keywords: ‎Cannabinoid receptors, Formalin pain, Fourth ventricle, Vitamin C, Opioid receptor
  • Setayesh Yasami Khiabani, Samira Choopani, Jalal Babaie, Majid Golkar, Mohammad Sayyah* Pages 233-238
    Background and Aim

    Extraction of Toxoplasma gondii genomic DNA from rat brain is challenging due to low level of contamination and high fat content. Quantitative real-time polymerase chain reaction (RT-qPCR) is associated with false negative results despite detecting small amounts of the gene. By changing method of DNA extraction, we could decrease number of false negative results.

    Methods

    Brains of eleven male Wistar rats infected with Tehran strain of Toxoplasma parasite (with 8 weeks of parasite infection) and three uninfected rats were isolated. The whole brain was used to purify DNA instead of 20 mg brain in the conventional method. Amount of protein kinase was doubled and the incubation period increased to 6 times. Then DNA of the samples was measured by RT-qPCR.

    Results and Conclusion

    Only three of the eleven infected rats were infection positive by the conventional method, while nine mice were positive by the optimizing method.

    Keywords: DNA extraction, RT-qPCR, REP-529
  • Mahmoud Elahdadi Salmani, Masoumeh Sarfi Pages 239-252

    Orexin or Hypocretin is a neuropeptide, produced in the lateral hypothalamic neurons. The neurons send their projections throughout the brain and apply region-specific modulatory functions. Two discovered primary functions of orexin are the involvement of orexin in food intake and sleep regulation. The regulation of neurobiological mechanisms involved in the stress response is one of the most important orexin functions. Orexin terminals and receptors are distributed in many memory and stress-related areas such as the hippocampus. Stress, as a homeostatic challenge, leads to the malfunction of learning and memory processes. Orexin affects the behavioral and physiologic signs of stress by enhancing the activity of the paraventricular nucleus and secretion of corticotropin-releasing hormone, which in turn reinforces the function of orexin neurons, as a reciprocal circuitry. This mutual activation establishes a kind of positive feedback mechanism and a form of stress memory in the circuitry. Further studies are necessary for a better understanding of central and peripheral orexin functions and these results may help treat diseases especially anxiety disorders. We will review the recent findings regarding orexin and its role in stress response.

    Keywords: Stress, Orexin, HPA axis, Brain regions