فهرست مطالب

  • پیاپی 50 (بهار 1400)
  • تاریخ انتشار: 1400/03/17
  • تعداد عناوین: 8
|
  • یعقوب یوسفوند*، محمد مهدی ملکی کرم آباد صفحات 5-30

    چگونگی تامین امنیت و مقابله با تهدیدات و مخاطرات محیط پیرامونی، یکی از موضوعاتی است که در صدر اولویت تصمیم گیری و سیاست گذاری دفاعی امنیتی دولت ها قرار دارد. دراین بین، باتوجه به گسترش تهدیدات نرم، توجه به ابعاد مختلف قدرت نرم در کنار قدرت سخت، در پیگیری سیاست های دفاعی و امنیتی ضرورت پیدا می کند. کشورهایی که از ظرفیت های قدرت نرم در سیاست گذاری های دفاعی خود درست استفاده نمایند، پیروزی های قابل توجهی را در حوزه دفاع و امنیت بدون صرف هزینه های گزاف نظامی، به ارمغان خواهند آورد. ازاین رو، در این پژوهش تلاش شده است الگویی از چگونگی ارتقای ظرفیت های قدرت نرم در سیاست گذاری دفاعی ج.ا.ایران ارایه شود. برای این کار، به شیوه میدانی (مصاحبه) داده ها و اطلاعات جمع آوری و با استفاده از روش گرانددتیوری (داده بنیاد)، تجزیه وتحلیل کیفی داده ها انجام گرفته است. جامعه آماری این تحقیق شامل تعداد 22 نفر از استادان، صاحب نظران، پژوهشگران و کارشناسان حوزه پژوهش است که با استفاده از روش تعیین نمونه گیری زنجیره ای انتخاب شده اند. نتایج حاصله حاکی از آن است که ارتقای ظرفیت های قدرت نرم در سیاست گذاری دفاعی ج.ا.ایران، آثار و پیامدهای موفقیت آمیز و مثبتی را هم در حوزه تدوین و هم در حوزه اجرای سیاست های دفاعی و همچنین پیامدهای مثبتی را در سطح ملی و سطح بین المللی برای جمهوری اسلامی ایران درپی دارد.

    کلیدواژگان: سیاست گذاری دفاعی، قدرت نرم، سیاست دفاعی، راهبرد دفاعی
  • فریبرز ارغوانی پیرسلامی*، مظفر حسنوند، محسن شکری صفحات 31-60
    تروریسم به عنوان پدیده ای اجتناب ناپذیر، کنشگران رسمی و غیررسمی سیستم بین الملل را به شکل مستقیم و غیرمستقیم درگیر خود کرده است و به تدریج گستره جغرافیایی اقدامات تروریستی بیشتر شده است. این مقاله با بررسی توان پاسخ دهی نظریه های مطرح در عرصه سیاست بین الملل نسبت به تحول مفهومی تروریسم، به دنبال ارایه پاسخ به این پرسش است که مهم ترین مشخصه های تحول نظری از تروریسم کلاسیک به مدرن کدامند؟ برهمین اساس با بیان اینکه، نظریات مطرح در عرصه سیاست بین الملل، نتوانسته تروریسم نوین را به خوبی تحلیل کنند، این فرضیه را مورد ارزیابی قرار داده است که براساس نگاهی سیستمی و چندسطحی باید گفت که به دنبال فرایند جهانی شدن و تغییر در نظام بین الملل، گسست و تحول نظری در مفهوم تروریسم نوین نسبت به نوع کلاسیک ایجاد شده است. برهمین اساس، مهم ترین مولفه های گسست و تحول نظری تروریسم کلاسیک به تروریسم نوین عبارتند از: افزایش تهدیدات، عمومیت یافتن و موسع شدن، تغییر در ماهیت و کارکرد، اهمیت یافتن تروریسم سازمانی، شبکه ای و سایبری، گستردگی جغرافیایی تروریسم بین المللی و تغییر در واکنش کنشگران نسبت به تروریسم بین المللی. این پژوهش از نوع نظری است و روش پژوهش، تبیینی و شیوه گردآوری داده ها مبتنی بر منابع کتابخانه ای و اینترنتی است.
    کلیدواژگان: تروریسم کلاسیک، تروریسم نوین، تئوری، جهانی شدن، سیاست بین الملل
  • مهدی محمدی*، محمد مهدی نجفی علمی صفحات 61-94

    پولشویی، یکی از مسایل مهم تعامل ایران و گروه ویژه اقدام مالی (FATF) است و این مسئله و تعامل با گروه ویژه، برای سا ل های متمادی به علت اهمیت پولشویی در اقتصاد، همچنان در سیاست خارجی ایران مطرح می باشد. درهمین راستا یکی از نکات÷ اصلی در این تعامل، نظام تولید، نگهداری و تبادل اطلاعات در گروه ویژه اقدام مالی است، به گونه ای که مشخص شود چه اطلاعاتی، چگونه، و توسط چه کسانی و با چه خصوصیاتی باید تولید، نگهداری و تبادل شود. این مسئله بلندمدت بوده و در شرایط مختلف سیاسی و اقتصادی نیز همواره می تواند مدنظر قرار گیرد. بنابراین در این تحقیق بعد از شناخت ساختار تولید و تبادل اطلاعات  گروه ویژه اقدام مالی، با استفاده از اصول اسلامی و با استفاده از روش تحلیل محتوا همراه با اجتهاد فقهی در ارتباط با مسئله اطلاعات، درنهایت به استخراج و طراحی الگوی ایرانی اسلامی تولید، نگهداری و تبادل اطلاعات در ارتباط با پولشویی پرداخته می شود. این تحقیق در نوع خود یک موضوع کاملاجدید بوده و دارای سابقه نمی باشد.

    کلیدواژگان: گروه ویژه اقدام مالی (FATF)، ایران، نظام تولید، نگهداری و تبادل اطلاعات، شفافیت، اصول اسلامی
  • سید یحیی علوی*، محسن جودکی صفحات 95-125

    استفاده از سلاح تحریم روند تصاعدی داشته و به سیاست محوری امریکا در مهار و مقابله با کشورهای مستقل تبدیل شده است. هم زمان با توسعه تحریم های یکجانبه امریکا، تحرک و اقدامات گروه ویژه اقدام مالی (فاتف) به عنوان مقابله با پولشویی و تامین مالی تروریسم در نظام بین الملل افزایش یافته است. گرچه هم زمانی تحرکات این دو نهاد معنی دار است، اما روابط کارکردی این دو نهاد بر یکدیگر و تاثیر آن بر کشورهای تحت تحریم، شناخته شده نیست و کمتر مورد توجه پژوهشگران بوده است. درخصوص ایران که هدف شدیدترین تحریم های امریکاست، پیوستن به فاتف چه عواقب و فواید محتملی درپی دارد؟ این سوال مهمی است که پاسخ به آن ضرورت و نیازمندی مسیولان کشور در اتخاذ نحوه مواجهه را می طلبد. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی به بررسی اسناد مرتبط پرداخته و تلاش می کند به این سوال پاسخ دهد. نتایج نشان می دهد گروه ویژه اقدام مالی گرچه در ظاهر یک نهاد بین الدولی است، اما تحت نفوذ امریکاست و سیاست های آن از چهار طریق موجب کارآمدسازی و تدقیق تحریم ها می شود. برنامه اقدام این گروه درخصوص ایران از شش جهت نادرست و از دو مسیر زیر تکمیل کننده و تقویت کننده تحریم های امریکاست: الحاق به کنوانسیون ها موجب محدودسازی رفتار ایران در دور زدن تحریم ها و حمایت از محور مقاومت می شود که تخطی از آن، رژیم جدیدی از تحریم ها ذیل شورای امنیت سازمان ملل را به دنبال دارد. بانک ها و اشخاص حقوقی ملزم به اعمال تحریم ها و قطع ارتباط با اشخاص تحریمی در داخل ایران می شوند و مسیر خود تحریمی نهادهای انقلابی را در داخل کشور به دنبال دارد. بنابراین، الحاق به فاتف نه تنها تسهیل کننده تحریم نیست، بلکه موجب خودتحریمی نهادهای دفاعی و حافظ امنیت ملی کشور و باعث تقویت اثرگذاری تحریم های اولیه و ثانویه امریکاست. لذا تصویب و اجرای کامل برنامه اقدام فاتف، تعهدی یک طرفه، مضر و بدون فایده است که تنها اجماع جهانی مقابله با جمهوری اسلامی را ازمنظر مالی و اقتصادی بیش از پیش فراهم خواهد کرد.

    کلیدواژگان: تحریم یکجانبه امریکا، ایران، گروه ویژه اقدام مالی، FATF
  • رهبر طالعی حور* صفحات 127-151
    روابط جمهوری اسلامی ایران و امریکا در طول دهه های گذشته یکی از پیچیده ترین و درعین حال حساس ترین روابط دو کشور در نظام بین الملل بوده است. الگوی رفتاری این دو کشور درقبال همدیگر مبتنی بر تعارض و تخاصم بوده که با انعقاد توافق برجام، انتظار می رفت این مدل می تواند الگویی برای حل وفصل مسالمت آمیز سایر موضوعات اختلافی دیگر ما بین امریکا و ایران مورد استفاده قرار گیرد، اما برخلاف تصور برخی تحلیل گران، امریکا به صورت یکجانبه از توافق خارج شد و نشان داد که الگوی رفتاری تعارضی آن کشور درقبال ایران کماکان ادامه داشته و تعدیلی در الگوی رفتاری صورت نگرفته است. بنابراین، این مقاله با استفاده از نظریه هژمونی نیوگرامشیسم و مبتنی بر روش توصیفی - تحلیلی و با استفاده از منابع اینترنتی و کتابخانه ای درصدد پاسخ به این سوال است که سیاست های امریکا درقبال جمهوری اسلامی ایران براساس نظریه نیوگرامشی چگونه قابل تبیین است؟ در پاسخ به این سوال فرضیه ای به این صورت طرح می شود که سیاست های امریکا درقبال جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر نظریه نیوگرامشی ها شامل؛ ایده سازی علیه ایران با هدف مشروعیت زدایی از آن؛ دیپلماسی اجبار و همچنین مشروعیت بخشی فشار علیه ایران ازطریق نهادهای بین المللی بوده است.
    کلیدواژگان: جمهوری اسلامی ایران، امریکا، نئوگرامشی، هژمون
  • ابومحمد عسگرخانی، مهدی پادروند*، داریوش هوشمند ننه کران صفحات 153-173
    برگزاری همه پرسی استقلال طلبی اقلیم کردستان عراق در سال 2017 باعث شد که موجی از واکنش های منطقه ای و فرامنطقه ای را دربرداشته باشد. واکنش های منطقه ای همان گونه که مشخص بود واکنش دولت ایران، ترکیه و سوریه و همچنین مهم ترین واکنش های فرامنطقه ای شامل روسیه و کشورهای غربی بود. این پژوهش که به روش توصیفی-تحلیلی با هدف بررسی راهبرد سیاست خارجی روسیه به عنوان یک کشور فرامنطقه ای انجام شده و اطلاعات مربوطه را از مقالات و کتب به دست آورده است، سوال اصلی بدین گونه مطرح می شود که راهبرد سیاست خارجی روسیه درقبال همه پرسی اقلیم کردستان عراق چگونه بود؟ فرضیه پژوهش که با استفاده از معادله هزینه فایده و رویکرد ابزاری تاکتیکی انجام شده است، بیان می دارد مسکو در زمان همه پرسی استقلال طلبی اقلیم کردستان عراق هر چند به طور واضح و شفاف موضع گیری نکرد، اما درعمل با این اقدام مخالف بود که مهم ترین محور آن درقالب دلایل مخالفت با همه پرسی به صورت کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت، ایتلاف و همکاری با ایران و ترکیه، تقویت دولت مرکزی عراق و رایزنی با منطقه خودمختار اقلیم کردستان عراق به منظور به تعویق انداختن همه پرسی تضعیف حاکمیت ملی و توسعه افراط گرایی، به خطرافتادن نقش ثبات ساز روسیه در منطقه و دخالت بیشتر امریکا، ایجاد معضلات امنیتی در مرزهای ایران به عنوان مهم ترین هم پیمان مسکو و ساقط کردن هرگونه فعالیت  تجزیه طلبانه چه در داخل و چه در خارج از مرزهای خود بود.
    کلیدواژگان: سیاست خارجی روسیه، همه پرسی استقلال طلبی اقلیم کردستان عراق، امنیت جمهوری اسلامی ایران، معادله هزینه فایده، رویکرد ابزاری تاکتیکی
  • محمدرضا فراتی*، افشین زرگر، میر ابراهیم صدیق صفحات 175-201

    دولت ملت سازی، روندی است که در آن یک کشور تلاش می کند ازطریق انباشت قدرت و توسعه ظرفیت نهادی، خودمختاری، حاکمیت و استقلال خود را کسب و حفظ کند. چنین هدفی با دستیابی به اشباع سرزمینی، همبستگی ملی و ثبات سیاسی میسر می شود. این روند به دلایلی در اکثر کشورهای غرب آسیا به صورت موفقیت آمیزی طی نشده و دولت و ملت بر هم منطبق نیستند. از مهم ترین این دلایل می توان به ساختگی بودن این کشورها و سربرآوردن آنها از قراردادهای بعد از جنگ جهانی اول اشاره کرد که این امر مشکلات و چالش های زیادی برای این کشورها به وجود آورده است. دراین راستا این سوال مطرح می شود که روند دولت ملت سازی در کشورهای غرب آسیا با چه چالش هایی روبه رو بوده است؟ فرضیه این است که چالش های داخلی و خارجی مختلفی مانند وجود شکاف های قومی، مذهبی و نژادی، عدم شکل گیری و تثبیت هویت ملی، عدم استقرار ساختارهای دموکراتیک و نیز عدم حل اختلافات سرزمینی با کشورهای همسایه و مداخله خارجی برای این کشورها به وجود آمده است. همچنین هیچ طرح و مدل فراگیری برای پیشبرد فرایند دولت ملت سازی و برون رفت از مشکلات و بحران های این منطقه وجود ندارد. در این مقاله سعی شده است یک طرح تحلیلی کلی جهت تبیین فرایند و چالش های پیش روی روند دولت ملت سازی در این منطقه ارایه شود. در این مسیر مقاله حاضر از نوع توصیفی تبیینی بوده که به صورت اسنادی و با روش کتابخانه ای اطلاعات و داده ها جمع آوری شده است.

    کلیدواژگان: غرب آسیا، دولت ملت سازی، ثبات سیاسی، دموکراسی توافقی
  • حسن علیزاده شیلسر*، عسکر جلالیان صفحات 203-230
    نظام حقوق بین الملل مجموعه ای مرکب از هنجارها، آیین ها و رژیم های حقوقی است که تعامل و کنش متقابل میان اجزا را برآورده ساخته و آنها را درقالبی منسجم گرد می آورد. هم زمان که با یک نظام عام حقوق بین الملل مواجهیم، وجود چندین زیرنظام در این گستره نظام مند، امکان پذیر است. مقاله حاضر درپی پاسخ به این پرسش است که جایگاه رژیم های امنیتی بین المللی در نظام حقوق بین الملل چیست. هدف از پژوهش حاضر نیز تبیین جایگاه نهادی رژیم های امنیتی بین المللی در نظام حقوقی حاکم بر نظام حقوق بین الملل است. در این پژوهش با استفاده از رویکرد نهادگرایی در رهیافت «حقوق بین الملل و روابط بین الملل» و از رهگذر تحلیل سیستمی حقوق بین الملل، به تعریف ساختار نظام حقوقی بین المللی پرداخته و انواع کنش متقابل بازیگران در این نظام بیان می شود. براساس این پژوهش نتیجه گرفته می شود که نهادهای بین المللی این امکان را به دولت هایی که در تعاملات راهبردی، نتایج مطلوبی به دست نیاورده اند، می دهد که با ایجاد توازنی نو، نتایج خود را بهبود بخشند. برای آنکه چنان توازنی باثبات باشد، نهاد باید انتظارات مشترکی از رفتار ایجاد کند. پشتیبانی و تضمین چنین انتظاراتی، تنها ازطریق نظریه رژیم ها که همچون پلی میان حقوق بین الملل و روابط بین الملل عمل می کند، میسر خواهد بود.
    کلیدواژگان: رژیم های امنیتی بین المللی، نهادگرایی، حقوق بین الملل و روابط بین الملل
|
  • Yaghoob Yousefvand *, MOHAMMAD MEHDI MALEKI Pages 5-30

    Ways of ensuring security and confronting environmental threats and dangers involves top priorities of government’s decision-making and policymaking. In the meantime, due to the upgrading of soft threats, it is necessary to consider various dimensions of soft power, along with hard power, in pursuing defense and security policies. Countries which make good use of their soft power capacities in their defense policies achieve significant successes in their defense and security without suffering from excessive military costs. Hence, this study is intended to make an attempt to design a model for improving the capacity of soft power in the defense policy of the Islamic Republic of Iran. To do this, the data was collected by survey method (interviews), and qualitative data analysis (grand theory method) was used for data analysis. The statistical population of this study consists of 22 professors, experts, and researchers in the field of this research selected by chain sampling method. The results indicated that the enhancement of soft power capacities in Iranian defense policy can bring about both positive and successful effects and implications in the formulation and implementation of defense policies. It can also result in positive outcomes at national and international levels for the Islamic Republic of Iran.

    Keywords: Defense policy making, soft power, defense policy, defense strategy
  • Fariborz Arghavani Pirsalami *, Mozafar Hasanvand, Mohsen Shokri Pages 31-60
    As an inevitable phenomenon, terrorism has directly and indirectly engaged the formal and informal actors of the international system, and has gradually expanded the geographical scope of terrorist acts. This research is intended to assess the capability of the theories of international politics to respond to the conceptual transformation of terrorism, and to try to provide an answer to this question: “What are the most important features of the theoretical transformation of classical terrorism to modern terrorism?” With this in mind, due to the fact that theories in the field of international politics have not been able to analyze modern terrorism well, we tried to test the hypothesis that, there is a theoretical rupture in the concept of modern terrorism compared to the classical type following the process of globalization and change in the system International on the basis of systemic and multilevel views. Accordingly, the most important components of the theoretical transformation and of classical terrorism compared to modern terrorism are: increase of threats, generalization and expansion, change in the nature and function, importance of organizational, networking and cyber terrorism, geographical spread of international terrorism and change in activists' reaction to international terrorism. This is a theoretical research following explanatory method whose data are collected on the basis of library and internet resources.
    Keywords: Classic Terrorism, Modern Terrorism, Theory, Globalization, International Politics
  • Mahdi Mohammadi *, Mahdi Najafielmi Pages 61-94

    Money laundering has brough about an essential challenge in the interaction between Iran and the Financial Action Task Force (FATF).  The challenge in the interaction with the FATF has involved an issue in Iran's foreign policy for many years due to the importance of money laundering in economy. Actually, an essential point in this interaction relates to the system of production, keeping, and exchange of information in the Financial Action Task Force in order to identify what information, how, and by whom, and with what features about money exchange should be produced, maintained and exchanged. This has covered a long-term discussion and can always be considered in various political and economic situations. Indeed, considering Islamic principles through content analysis method with jurisprudential Ijtihad in relation to the issue of information, and having recognized the structure of production and information exchange of the Financial Action Task Force, this research tries to identify and design the Iranian-Islamic model of production and keeping information on money laundering. This is a completely innovative research with no history.

    Keywords: Financial Action Task Force (FATF), Iran, Production System, information keeping, exchange, Transparency, Islamic Principles
  • Yahya Alavi *, Mohsen Joodaki Pages 95-125

    Employing sanctions has increased now, and has become a dominant US policy in containment and confrontation with independent countries. Along with imposing the unilateral US sanctions, the activities and measures of the Financial Action Task Force (FATF) to combat money laundering and terrorist financing in the international system have increased. Although the simultaneousness procedures of these two institutions are significantly obvious, the functional relationship between them and their effects on the countries under sanctions are not known and has not been considered by researchers sufficiently. What are the possible consequences and benefits of joining FATF for Iran, the most significant target of the US sanctions? This is an essential question requiring an answer by the country's officials while adopting how to make a deal. This descriptive-analytical research is intended to review the relevant documents to answer this question. The results revealed that FATF, although appearing as an international entity, is under US influence, and its policies make sanctions more effective in four ways. The group's action plan regarding Iran is incorrect in six respects. It and justifies and reinforces US sanctions in two ways: 1) Joining to the conventions restricts Iran's activities in circumventing sanctions and supporting the Axis of Resistance, and the violation of these conventions leads to new regime of sanctions under the UN Security Council. 2) The banks and legal entities are required to impose sanctions and cut ties with sanctioned individuals inside Iran, and a type of self-sanctioning approach follows revolutionary institutions within the country. Therefore, joining FATF does help ease the load of sanctions; rather, it leads to self-sanctions against defense institutions and the support of national security, and reinforces the effectiveness of US primary and secondary sanctions. Consequently, the ratification and full implementation of the FATF is a unilateral, harmful and useless commitment, which only helps the global consensus confront the Islamic Republic financially and economically mush easily.

    Keywords: Unilateral US sanctions, Iran, Financial Action Task Force (FATF)
  • Rahbar Taleihur * Pages 127-151
    Over the past decades, the relationship between the Islamic Republic of Iran and the United States have been one of the most complex, and concurrently, the most sensitive, relationship between the two countries in the international system. The pattern of behavior towards each other has been based on conflict and antagonism. However, it was supposed that the “Joint Comprehensive Plan of Action (JCPOA) agreement could be referred to as a model for peaceful settlement of other disputes between the US and Iran. Yet, contrary to expectations of some analysts, the United States unilaterally withdrew from the agreement, indicating that its pattern of conflict with Iran would continue, and that no change in its behavior had taken place. Accordingly, on the basis of Neo-Gramscian Theory, this descriptive-analytical method using online and library resources, tries to answer the question of how US policies towards the Islamic Republic of Iran can be explained. A hypothesis is put forward in response to the question emphasizing that US policies toward the Islamic Republic of Iran based on the theory of Neo-Gramscian theory, includes the theorization against Iran aiming at delegitimization, coercive diplomacy, and the justification of putting in pressure on Iran though international institutions.
    Keywords: Islamic republic of Iran, America, Neo-Gramscian, hegemony
  • Abomohamad Asgarkhani, Mahdi Padervand *, Dariush Hoshmand Nanekaran Pages 153-173
    Holding of a referendum on the independence of the Iraqi State of Kurdistan in 2017 provoked a wave of regional and trans-regional reactions. Regional reactions, obviously, were from the governments of Iran, Turkey and Syria. The most important trans-regional reactions including Russia and Western countries. This descriptive-analytical research aims at assessing Russia’s foreign policy strategy as a trans-regional country, as well as collecting relevant data from articles and books. The main question of the research involves Russia's foreign policy strategy towards the independence referendum in the state of Kurdistan of Iraq. Based on the cost-benefit equation and the instrumental-tactical approach, the research hypothesizes that although Moscow did not take a clear position during the referendum on the independence of the Iraqi Kurdish state, Russia opposed the issue in practice. Th the main concern of Russia for opposing the referendum regarded short-term, medium-term and long-term concerns. Alliances and cooperation with Iran and Turkey, and strengthening the Iraqi central government, included the reasons why Russia consulted the Iraqi Kurdistan Autonomous Region to postpone the referendum. Other concerns regarded the weakening of national sovereignty, development of extremists, jeopardizing Russia's stabilizing role in the region, and further US interventions in the region, creating security problems on Iran's borders as Moscow's most important ally, and abolishing any separatist activity both inside and outside the borders.
    Keywords: Russian foreign policy, referendum on the independence of the Iraqi state of Kurdistan, security of the Islamic Republic of Iran, cost-benefit equation, instrumental-tactical approach
  • Mohammad Reza Forati *, Afshin Zargar, MIREBRAHIM SEDDIGH Pages 175-201

    Nation-state establishment is a process wherein a country makes an attempt to gain and maintain its autonomy, sovereignty, and independence through the development of its power and institutional capacity. Such a goal can be achieved by gaining territorial saturation, national solidarity and political stability. This process has not reached a successful condition in most West Asian countries, and the governments and for some reasons, the nations do not match properly. An essential reason for these cases relates to the improper creation of these countries and their emergence from Post-World War I treaties, resulting in so many problems and challenges for these countries. The question arising here relates to the problems and challenges that nation-state building process has caused in West Asian countries. The hypothesis of this research involves the fact that various internal and external challenges such as ethnic, religious and racial variations, lack of a stable structure and solidarity of national identity, lack of democratic structures and having no resolution for territorial disputes with neighboring countries, and foreign intervention in the affaires of these countries have caused these problems. Moreover, no inclusive plan and model has been presented to accomplish the process of state-nation building and solving the problems and crises in the region. This research is aimed at providing a general analytical model for explaining the process and the challenges facing the nation-state building process in the region. This is a descriptive-explanatory research whose data are collected by reviewing the documents through library technique.

    Keywords: West of Asia, nation-state establishment, political stability, consensus democracy
  • Hassan Alizadeh Shilesar *, Askar Jalalian Pages 203-230
    The international legal system is a set of norms, rituals, and legal regimes that facilitate interaction among the components of the institute and bring them together in an integrated arrangement. As much as we are involved in a general system of international law, it will be possible to have several subsystems in this systematic domain. This research is aimed at answering the question of what the position of international security regimes are in the international legal system. The purpose of this study is to explain the institutional position of international security regimes in the legal system governing the international legal system. Employing institutional method in the approach of international law and international relations, and through a systematic analysis of international law, the researchers have defined the structure of the international legal system and have expressed the types of interaction among actors of this system. The results of the research indicated that international institutions allow governments which have not achieved satisfactory results in strategic interactions, to improve better achievements by creating a new balance. For such a balance to stand stable, the community must create the expected shared behavior. Supporting and ensuring such expectations can only be possible through the regime theory acting like a bridge between international law and international relations.
    Keywords: International security regimes, Institutionalism, international law, international relations