فهرست مطالب

دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد - سال شصت و چهارم شماره 2 (پیاپی 176، خرداد و تیر 1400)
  • سال شصت و چهارم شماره 2 (پیاپی 176، خرداد و تیر 1400)
  • تاریخ انتشار: 1400/04/21
  • تعداد عناوین: 39
|
  • مقایسه اثربخشی سبک فرزند پروری طرحواره محور- نیازمحوربا سبک فرزندپروری ذهن آگاهانه برکاهش اضطراب، استرس و افسردگی درزنان تک والد
    علی قاسمی، سید حمید آتش پور*، ایلناز سجادیان صفحه 10
    هدف

    فرزندپروری یک فرایند طبیعی برای والدین است ولی بواسطه سبک دلبستگی وطرحواره های ناسازگاراولیه والدین، ممکنست به شکل مطلوب انجام نشود وموجب استرس، اضطراب وافسردگی درآنان گردد. ازاینرو متناسب با چارچوب نظری هرروش فرزندپروری، سبک های متفاوتی وجوددارد ومتناسب با متغیرهای هرسبک فرزند پروری، اثربخشی متفاوتی وجود دارد. هدف دراین پژوهش، مقایسه اثربخشی سبک فرزندپروری طرحواره محور/ نیاز محور با سبک فرزند پروری ذهن آگاهانه برکاهش استرس ، اضطراب و افسردگی تک والدها بود.

    روش

    روش پژوهش، نیمه آزمایشی باپیش آزمون- پس آزمون وگروه کنترل بود وجامعه آماری1730 نفر ازتک والدها در سال 1396 درشهر اصفهان بودند که پس ازآزمایش مقدماتی بریک گروه ده نفره، اعتبارمحتوی آن تایید شدوسپس 75 نفر به صورت هدفمند و مبتنی برملاکهای ورودوخروج انتخاب شدند وبطور تصادفی درسه گروه (شاهد، آموزش طرحواره محور/ نیازمحور وآموزش ذهن آگاهانه)گمارده شدند.برای سنجش متغیرهای پژوهش،پرسشنامه DASS-42 استفاده شد.دوگروه آزمایش، مطابق پروتکل های آموزشی تحت آموزش قرارگرفتند وگروه شاهد هیچگونه آموزشی دریافت ننمود وداده ها ازطریق واریانس اندازه های تکراری تحلیل شدند.

    یافته ها

    براساس نتایج بدست آمده مشخص شدکه آموزش محتوی سبک فرزندپروری درهردوگروه تاثیر معنی داری برکاهش استرس، افسردگی واضطراب تک والد ها داشته است و این تاثیر درمرحله پیگیری نیز باقی مانده است ودرعین حال اثربخشی بطور معناداری درگروه طرحواره محور/ نیازمحور بیشتر ازگروه ذهن اگاهانه بود.

    نتیجه گیری

    باتوجه به اعتبار معنادارروش فرزند پروری طرحواره محور/ نیاز محور بر کاهش افسردگی ،استرس واضطراب تک والدها، استفاده ازاین روش فرزند پروری به مربیان و والدین و مادران وبخصوص تک والدها پیشنهاد می شود .

    کلیدواژگان: فرزندپروری، طرحواره، ذهن آگاهانه، افسردگی، اضطراب، استرس
  • تاثیر مداخله های آموزش والدین(بر پایه رویکرد ارزیابی رفتار کارکردی)، نوروفیدبک و دارودرمانی بر میزان توجه ،مشکلات رفتاری و سازگاری هیجانی- اجتماعی کودکان اختلال نقص توجه/ بیش فعالی
    محبوبه امیدی نژاد، ژاسنت صلیبی*، هومن نامور صفحه 19
    مقدمه

         رشد کودکان در طول زندگی دارای مراحل مشخصی است .برخی از کودکان بنابر دلایل مختلف قادر به گذراندن موفق این مراحل و تامین انتظارات و تکالیف رشدی خود به روال طبیعی نیستند که همین امر سبب می گردد که در حیطه رفتارهای اجتماعی، هیجانی، تحصیلی با مشکلات حادی مواجه شوند هدف مطالعه حاضرتاثیر مداخله های آموزش مدیریت رفتاری والدین(بر پایه رویکرد ارزیابی رفتار کارکردی(نوروفیدبک و دارودرمانی بر میزان توجه و تمرکز، مشکلات رفتاری و سازگاری هیجانی- اجتماعی کودکان دارای اختلال نارسایی توجه/ فزون جنبشی بود.

    روش  کار

    پژوهش به صورت شبه آزمایشی، در قالب پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. که نمونه ای به تعداد 80 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند و داوطلبانه و به شیوه گمارش  تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه تخصیص داده شدند. برای این افراد از بسته آموزش مدیریت رفتاری والدین، آزمون عملکرد پیوسته رزولد و همکاران (1956)، سازگاری دانش آموزان سینها و سینگ (1993) و سیاهه رفتارکودک آخنباخ در مرحله پیش آزمون و پس آزمون تکمیل شد. در این پژوهش از محاسبات آماره توصیفی و استنباطی تحلیل کوواریانس چند متغیره با استفاده بیست و دومین ویرایش نرم افزارSPSS نسخه 12مورد تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    نتایج بدست آمده نشان داد اثربخشی رویکرد مداخله ای دارودرمانی در مقایسه با آموزش مدیریت رفتاری والدین و نوروفیدبک به ترتیب بر کاهش مشکلات کودکان بیش فعال در سه زمینه مورد پژوهش فوق بیشتر بود. (001/0>P)

    نتیجه گیری

    آموزش مدیریت رفتاری والدین، نوروفیدبک و دارودرمانی در افزایش بهبود آزمودنی های گروه آزمایشی تاثیر جالب توجهی داشت.

    کلیدواژگان: آموزش مدیریت رفتاری والدین، توجه و تمرکز، سازگاری هیجانی اجتماعی، مشکلات رفتاری کودکان
  • لاله نادری، جمشید بنایی بروجنی*، مهدی کارگرفرد، سعید کشاورز صفحات 2642-2652
    مقدمه

    فعالیت ورزشی باعث افزایش مصرف گلوکز می شود و یک شیوه موثر برای کنترل بیماری دیابت ملیتوس می باشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر تمرین تناوبی و تداومی بر فاکتور تمایز رشد 15، عملکرد سلول های بتای پانکراس و مقاومت به انسولین زنان مبتلا به دیابت نوع 2 می باشد.

    روش کار

    45 زن مبتلا به دیابت نوع دو، با میانگین سن 11/3 ±69/38 و قند خون ناشتای 25/1 ±78/9 میلی مول بر لیتر به طور تصادفی به سه گروه تمرین تداومی، تناوبی و کنترل تقسیم شدند. تمرین تداومی شامل دوازده هفته، 3 جلسه در هفته از 50 تا 75 درصد ضربان قلب بیشینه بود. تمرین تناوبی دوازده هفته، 3 جلسه در هفته و از 75 تا 90 درصد ضربان قلب بیشینه ادامه یافت. قبل و بعد از مداخله نمونه گیری انجام گرفت. از آزمون تی وابسته برای مقایسه تغییرات درون گروهی و از تحلیل کواریانس برای مقایسه بین گروهی استفاده شد.

    نتایج

    طبق نتایج آماری در گروه تداومی کاهش معنادار GDF-15 در پس آزمون نسبت به پیش آزمون دیده شد و در گروه تناوبی افزایش GDF-15 مشاهده گردید. در هر دو گروه اختلاف معنادار بین میانگین مقاومت به انسولین در پیش آزمون و پس آزمون نسبت به گروه کنترل وجود داشت. در گروه تداومی و تناوبی اختلاف معنادار بین میانگین عملکرد سلول های بتا در دوره های قبل و بعد نسبت به گروه کنترل وجود داشت(05/0=>P).

    نتیجه گیری

    یک دوره تمرینات تناوبی و تداومی در بهبود عملکرد سلول های بتا،کاهش گلوکز خون و  بهبود مقاومت به انسولین موثر است.

    کلیدواژگان: تمرین تناوبی، تمرین تداومی، فاکتور تمایز رشد 15، سلول های بتای پانکراس، مقاومت به انسولین
  • مجید وطن خواه*، مهرداد ملک شعار صفحات 2654-2665
    مقدمه

    درد بعد از اعمال جراحی یک تجربه ی ناخوشایند است. این فرایند باعث می شود اختلالات فیزیولوژیک در تمام سیستم های بدن بوجود آید. ضد التهاب های غیراستروییدی از جمله داروهای پرکاربرد جهت کنترل درد بعد از عمل می باشند. لذا این مطالعه با هدف مقایسه اثرپیشگیرانه ایبوپروفن وریدی و کتورولاک وریدی در کنترل درد بعد از اعمال جراحی اندام فوقانی انجام شد.

    روش کار

    در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سویه کور 60 بیمار با کلاس بیهوشی I و  II تحت عمل جراحی ارتوپدی اندام فوقانی قرار گرفتند. بیماران به صورت تصادفی به دو گروه ایبوبروفن وریدی و کتورولاک تقسیم شدند. فشار خون سیستول و دیاستول، فشار متوسط شریانی و ضربان قلب قبل از عمل، 1، 10 و 20 دقیقه بعد از عمل ثبت شد. میزان درد قبل از عمل، 6، 12 و 24 ساعت پس از عمل انداره گیری شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21 و با استفاده از آزمون های آماری توصیفی و استنباطی صورت گرفت.

    نتایج

    گروه های ایبوبروفن و کتورولاک از لحاظ جنسیت، سنی، شاخص توده بدنی و کلاس بیهوشی همسان بودند. نتایج آزمون من ویتنی نشان داد که بین گروه های ایبوپروفن و کتورولاک از لحاظ درد در زمان 6 ساعت بعد از عمل تفاوت معنی دار وجود داشت (p<0.05). در 6 ساعت بعد از عمل، میانگین درد در بیماران گروه  ایبوپروفن بالاتر از گروه کتورولاک بوده است. همچنین نتایج آزمون فریدمن نشان داد که روند درد در گروه های کتورولاک و ایبوپروفن معنی دار بود (p<0.05). 

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج حاصل از مطالعه حاضر تزریق 30 میلی گرم کتورلاک داخل وریدی نسبت به 400 میلی گرم ایبوبروفن کاهش درد بیشتری را در طول مطالعه به خصوص در 6 ساعت اول پس از عمل در بین بیماران تحت عمل جراحی ارتوپدی اندام فوقانی داشته است.

    کلیدواژگان: ایبوبروفن وریدی، کتورولاک، درد، ارتوپدی، اندام فوقانی
  • یاسمن عابد، شهنام ابوالقاسمی*، جواد خلعتبری صفحات 2666-2679
    مقدمه

    داشتن یک فرزند معلول می تواند توام باتجربه ی عواطف منفی در والدین ازجمله مادران آن ها شود عاطفه منفی شامل احساس ها و هیجان های منفی مانند گناه، شرم، غمگینی، اضطراب و نگرانی، خشم و تنش و نامیدی است. پژوهش حاضر باهدف اثربخشی درمان تعهد مبتنی بر پذیرش بر امید به زندگی و تحمل پریشانی در مادران کودکان کم توان جسمی - حرکتی انجام گرفت.

    روش کار

    روش پژوهش نیمه آزمایشی با پیش و پس آزمون و پیگیری، با گروه کنترل بود. جامعه آماری، شامل کلیه مادران دارای کودکان کم توان جسمی - حرکتی مراجعه کننده به مدارس کودکان کم توان جسمی - حرکتی در شهر تهران در طی ماه های اردیبهشت تا تیرماه سال 1398 تشکیل داده بودند. روش نمونه گیری به صورت هدفمند (30 زن) انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (n=15) و گواه (n=15) قرار گرفتند. مرحله پیش آزمون، مقیاس امید به زندگی، تحمل پریشانی انجام شد. سپس گروه آزمایش 8 جلسه تحت درمان قرار گرفتند و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکردند و در پایان هر دو گروه تحت پس آزمون و دوره پیگیری (3 ماه) قرار گرفتند. تحلیل داده ها، از روش تحلیل واریانس اندازه گیری تکراری استفاده شد.

     یافته  ها

    نشان دادند بین دو گروه آزمایش و گواه، پس از اجرای درمان تفاوت معناداری وجود دارد. بطوریکه، میانگین نمره امید به زندگی و تحمل پریشانی گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل افزایش یافت(001/0>P).

    نتیجه گیری

    با توجه به یافته ها می توان نتیجه گرفت درمان تعهد مبتنی بر پذیرش بر امید به زندگی و تحمل پریشانی در مادران کودکان کم توان جسمی - حرکتی موثر می باشد.

    کلیدواژگان: امید به زندگی، تحمل پریشانی، درمان تعهد مبتنی بر پذیرش
  • غلامرضا هاشمی تبار*، کوثر اسدالله پور، مهرناز راد صفحات 2681-2691
    مقدمه

    سودوموناس آیروژینوزا پاتوژن فرصت طلب و یکی از عوامل مهم عفونت های بیمارستانی میباشد. بتالاکتامازهای کلاس B که متالوبتالاکتاماز  نامیده می شوند، به دلیل هیدرولیز پنی سلین ها ، سفالوسپورین ها و کرباپنم ها مشکلات عمده ای برای درمان بیماری های عفونی بوجود می آورند. در این مطالعه، حضور ژن های متالوبتالاکتاماز به روش فنوتیپی وفراوانی ژن های blaIMP1,2 و blaVIM1,2 در سویه های ایزوله که ازنمونه های بیمارستانی استان خراسان رضوی جدا شده است مورد بررسی قرار گرفتند.

    مواد و روش

    در مجموع 74 نمونه سودوموناس آیروژینوزا طی سال های 97-1396 از بیمارستان های استان خراسان رضوی جمع آوری گردید و با استفاده از روش های بیوشیمیایی تعیین هویت شدند. دراین سویه ها، تولید متالوبتالاکتامازها به روش  فنوتیپی Combined disk و وجود ژن های blaIMP1,2 و blaVIM1,2 به روش Multiplex PCR مورد بررسی قرار گرفتند.

    یافته ها

    در بین نمونه ها بالاترین میزان عفونت مربوط به نمونه ادرار (45.94%) می باشد. درمجموع 38 نمونه (%51.35) به روش  Combined disk متالوبتالاکتاماز مثبت تشخیص داده شدند. با روش  Multiplex PCR11 نمونه (14.8%) حاوی ژن blaVIM1 ، 3 نمونه (4%) حاوی ژن blaVIM2  و 12 نمونه (16.2%)  حاوی ژن blaIMP2  بوده و هیچ کدام از سویه ها حاوی ژن blaIMP1 نبوده اند.

    بحث و نتیجه گیری

    نظربه افزایش روز افزون مقاومت آنتی بیوتیکی در بیماران ، شناسایی و ردیابی ژن های متالو بتالاکتامازی و انتخاب داروی مناسب، می تواند گامی اساسی در درمان وکنترل عفونت های ناشی از این سویه ها به شمار رود.

    کلیدواژگان: سودوموناس آئروژینوزا، متالو بتالاکتاماز، مقاومت آنتی بیوتیکی
  • ندا جوادی، شیرین کوشکی*، فاطمه گلشنی، آنیتا باغداساریانس صفحات 2692-2702
    مقدمه

    اکثر زنان یکی از علایم سندرم پیش از قاعدگی را تجربه می کنند و این علایم بر کیفیت زندگی و روابط زنان در خانواده، محل کار و اجتماع تاثیر می گذارد. این پژوهش با هدف تعیین تاثیر درمان هیجان مدار فردی و زوجی بر شدت علایم پیش از قاعدگی انجام شد.

    روش

    طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با سه گروه آزمایشی و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی زنان متاهل در شهر تهران تشکیل دادند که از این جامعه تعداد 53 نفر با روش در دسترس به عنوان نمونه آماری انتخاب و در سه گروه (دوگروه آزمایش و یک گروه کنترل) به صورت تصادفی جایگزین شدند. یافته های مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه سندرم پیش از قاعدگی (استینر و همکاران، 2003) در سه نوبت پیش آزمون و پس آزمون و آزمون پیگیری مورد جمع آوری قرار گرفت و با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    یافته های پژوهش نشان داد که میانگین شدت علایم پیش از قاعدگی گروه های درمان هیجان مدار فردی و زوجی نسبت به پیش آزمون کاهش پیدا کرد و نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که تاثیر درمان ها بر کاهش شدت علایم پیش از قاعدگی معنی دار و پایدار است (p≤0/001) و نتایج مقایسه درمان هیجان مدار فردی و زوجی نشان از آن داشت که بین رویکرد های هیجان مدار فردی و زوجی تفاوت معنی داری وجود نداشت.

    نتیجه گیری

    با توجه به اثر بخش بودن رویکرد هیجان مدار فردی و زوجی، این رویکرد می تواند به عنوان یکی از روش های مداخله مورد استفاده مشاوران ازدواج و درمانگران خانواده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: درمان هیجان مدار، زوج درمانی، سندرم پیش از قاعدگی
  • گیتا فقیهی*، فریبا ایرجی، مائده سادات حسینی، مینا صابر، مینو جلوان صفحات 2703-2712
    مقدمه

    آلوپسی آندروژنتیک یکی از شایعترین بیماری های پوست و مو می باشد . محلول موضعی ماینوکسیدیل ازدرمانهای تایید شده ی این نوع آلوپسی می باشد. مطالعات نشان داده که استفاده از محلول موضعی 5 % ماینوکسیدیل در بیماران مبتلا به  آلوپسی آندروژنتیک سبب کاهش ریزش مو، افزایش رضایت بیماران و افزایش رشد مو می شود. تاثیرات درمانی فلوتامید نیز دردرمان آلوپسی مطرح شده است.  مطالعه حاضر به مقایسه اثرات درمانی محلول ماینوکسیدیل 5 % به تنهایی   با  محلول ترکیبی ماینوکسیدیل 5%و  فلوتامید 2% در بیماران مبتلا به آلوپسی آندروژنتیک مراجعه کننده به درمانگاه پوست شهر اصفهان پرداخته است.

    روشکار

    این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی دوسوکور تصادفی سازی شده بود که به عنوان یک مطالعه مقدماتی از تابستان 1397 لغایت تابستان 1398در بیمارستان الزهرا انجام شد. پس از شناسایی بیماران مبتلا به آلوپسی آندروژنتیک خفیف تا متوسط بصورت تصادفی ساده در دسترس به تعداد 40 نفر، آنها به دوگروه مورد و شاهد 20 نفری بصورت تصادفی تقسیم شدند. بیماران در گروه شاهد محلول مینوکسیدیل5 %، 1 سی سی هر محلول معادل 20 قطره را 2 بار در روز دریافت کرده و بیماران گروه مورد محلول ترکیبی فلوتامید 2 % و ماینوکسیدیل 5 % را به همان طریق به مدت 6 ماه دارو مصرف کردند. داده های مورد نیاز براساس چک لیست جمع اوری شد. داده ها پس از جمع آوری در نرم افزار SPSS نسخه 22 و در سطح معناداری 05/0 موردبررسی قرار گرفتند.

    نتایج

    درمتغیرهای جنسیت، سن، ضخامت مو،  در بین دو گروه مورد و شاهد تفاوت معناداری وجود نداشت (P>0.05) بین ضخامت مو در دو گروه مورد و شاهد بعد از مداخله تفاوت معنادار وجود داشت (P<0.05). بین ضخامت مو در دو گروه مورد و شاهد قبل از مداخله تفاوت معنادار وجود نداشت (P>0.05) ولیکن بعد از مداخله تفاوت معنادار وجود داشت (P<0.05). بین ضخامت مو در گروه مورد قبل و بعد از مداخله تفاوت معنادار وجود داشت (P<0.05) ولیکن در گروه شاهد قبل و بعد از مداخله تفاوت معنادار وجود نداشت (P>0.05). بین سایز مو در گروه مورد و شاهد قبل و بعد از مداخله تفاوت معنادار وجود داشت (P<0.05). ولیکن تفاوت میانگین های گروه شاهد قبل و بعد از مداخله تفاوت زیادی را نشان نمی دهد. بین رضایت بیمار و رضایت پزشک در دو گروه مورد و شاهد تفاوت معنادار وجود داشت (P<0.05). بین مدت زمان پذیرش در دو گروه مورد و شاهد تفاوت معنادار وجود نداشت (P>0.05).

    نتیجه گیری

    نتایج این مطالعه افزایش اثر درمانی محلول ترکیبی  فلوتامید وماینوکسیدیل را درمقایسه با محلول ماینوکسیدیل به تنهایی  نشان میدهد .

    کلیدواژگان: محلول ماینوکسیدیل 5%، فلوتامید 2%، آلوپسی آندروژنتیک، بیماری پوست
  • افشین رهبرقاضی*، معرفت سیاه کوهیان صفحات 2713-2722
    مقدمه

    کورکومین دارای نقش محافظتی و درمانی موثری در آنتی اکسیدان است که می تواند نقش مهمی در هنگام فعالیت ورزشی داشته باشد. بنابراین هدف از این پژوهش بررسی تاثیر تمرین شنا و مکمل یاری کورکومین بر شاخص های آنتی اکسیدانی در مردان جوان فعال بود.

    روش کار

    در این پژوهش نیمه تجربی، 40 نفر از مردان جوان با دامنه سنی 20-25 سال به روش تصادفی و هدفمند انتخاب شدند و به چهار گروه تمرین با مصرف کورکومین، تمرین، کورکومین و کنترل تقسیم شدند. کورکومین به شکل خوراکی به میزان 80 میلی گرم نانو میسیل به مدت چهار هفته روزانه توسط گروه ها مصرف شد. تمرینات شنا به مدت چهار هفته و سه روز در هفته به میزان یک ساعت برگزار شد. نمونه های خونی در حالت پایه و پس از اخرین جلسه تمرینی گرفته شد. برای تجزیه و تحلیل آماری داده ها از آزمونهای تی زوجی و واریانس یک طرفه و تعقیبی بونفرونی استفاده شد.

    نتایج

    نتایج نشان داد که آنزیم های SOD، CAT و GPx در گروه تمرین به همراه مصرف کورکومین افزایش یافت(05/0 P≤). علاوه بر این کورکومین توانست میزان آنزیم های SOD و CAT را بهبود بخشد(05/0 P≤). همچنین تفاوتی در گروه های تمرین و کنترل در هر سه آنزیم مشاهده نشد(05/0 P>).

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج حاصل از این مطالعه می توان پیشنهاد کرد برای افزایش تاثیرات تمرینات ورزشی شنا از مکمل یاری کورکومین استفاده کرد تا میزان سطح آنزیم های آنتی اکسیدانی بهبود یابند.

    کلیدواژگان: تمرین شنا، کورکومین، شاخص های آنتی اکسیدانی
  • سوسن درودی، سارا صفار سفلایی، مریم عمادزاده، بهزاد صنوبری، مجید غیور مبرهن، محسن موهبتی * صفحات 2723-2733
    مقدمه

    بیماریهای قلبی عروقی سالانه سبب مرگ و میر بالایی در ایران و جهان می شوند. ازآنجاییکه ریسک فاکتورهای رایج تنها پیشگویی کننده بخشی از بیماری های قلبی عروقی هستند، پیشنهاد شده است فاکتورهایی مانند اکسیداتیو استرس، برخی فلزات، التهاب و هموسیستیین می توانند عوامل بالقوه ای در ایجاد بیماری های قلبی عروقی داشته باشند. از اینرو در این مطالعه سطح سرمی هموسیستیین با شدت درگیری عروق کرونر مورد بررسی قرار گرفته است.

    روش کار

    در این مطالعه مقطعی 347 بیمار مراجعه کننده جهت آتژیوگرافی به بیمارستان قایم و 103 فرد سالم بدون علایم قلبی مورد بررسی قرار گرفتند. افراد در 5 گروه با گرفتگی بیش از 50% در یک، دو و سه رگ از عروق قلبی، افراد نرمال کسانی که آنژیوگرافی آنها نرمال بود و یا درگیری کمتر از 50% داشتند و افراد سالم تقسیم شدند. سطح سرمی هموسیستیین با روش ELISA در پژوهشکده بوعلی اندازه گیری گردید. آنالیز داده های آماری با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21 انجام گرفت.

    نتایج

    میانگین هموسیستیین در گروه های با گرفتگی یک رگ، دو رگ و سه رگ به طور معنی داری بالاتر از دو گروه نرمال و سالم بود (P<0.001). نتایج آنالیز رگرسیون لجستیک نشان دادند افزایش یک واحد هموسیستیین سبب افزایش شانس درگیری عروقی در افراد با درگیری یک رگ، دو رگ و سه رگ به ترتیب 1.461 (1. 326-1. 611), 1.289 (1.125-1.414), 1.235 (1.053-1.273) می شود. که به طور معنی داری بالاتر از گروه های نرمال و سالم بود  (P <0.001).

    نتیجه گیری

     نتایج مطالعه حاضر نشان دادند که افزایش یک واحد غلظت هموسیستیین به عنوان یک ریسک فاکتور مستقل می تواند سبب شیوع بیشتر و همچنین پیشرفت تنگی عروق شود.

    کلیدواژگان: آنژیوگرافی، هموسیستئین، درگیری عروق کرونری
  • محمدحسن آسایش، مسعود محسن الحسینی، فهیمه باهنر* صفحات 2733-2747
    مقدمه

    پزشکان و پرستاران در خط اول مبارزه با  بیماری کووید-19 می باشند. این پژوهش با هدف شناسایی واکنش های رفتاری و مقابله های پزشکان بهبود یافته از بیماری کووید-19 انجام شد.

    روش کار

    در پژوهش حاضر از شیوه پدیدارشناسی استفاده شد. جامعه این پژوهش شامل کلیه پزشکان بهبودیافته از بیماری کووید-19 در بیمارستان شهید صدوقی یزد در بازه زمانی اسفند 98 تا خرداد 99  بود.  نمونه گیری به صورت هدفمند  انتخاب و از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته مورد مطالعه قرار گرفتند و نمونه گیری تا اشباع نظری ادامه پیدا کرد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش کلایزی استفاده شد.

    نتایج

    تجزیه و تحلیل داده ها منجر به شناسایی 2 مضمون اصلی، 8 مضمون فرعی و 30 مفهوم اولیه گردید. مضمون اصلی نخست «واکنش های رفتاری کارآمد» بود. واکنش های رفتاری کارآمد شامل مجموعه واکنش هایی بود که مضمون های فرعی 1- خود مدیریتی، 2- رفتارهای حمایت گرانه، 3- مدیریت روابط، 4- مقابله های کارآمد هیجان محور و 5- مقابله مساله محور را دربر می گرفت. مضمون اصلی دوم «واکنش های رفتاری ناکارآمد» بود. واکنش های رفتاری ناکارآمد شامل مجموعه واکنش هایی بود که مضمون های فرعی 1- رفتارهای اجتنابی، 2- رفتارهای مرضی و 3- تمرد و کاهلی را شامل می شد.

    نتیجه گیری

    در مجموع نتایج این پژوهش نشان داد که تجربه پزشکان مبتلا به کووید-19 دارای پیامدهای سخت و ناگوار و بعضا رشد محوری است که در دو محور اصلی واکنش های رفتاری کارآمد و و واکنش های رفتاری ناکارآمد دسته بندی شد. این مقاله رهیافتی برای ادامه بررسی واکنش های روان شناختی و تدوین پروتکل های مداخلاتی روان شناختی می باشد.

    کلیدواژگان: واکنش های رفتاری، بیماری کووید-19، پزشکان، مطالعه پدیدارشناسی
  • بنت الهدی سباتی*، حسین زارع، سوسن علیزاده فرد، مهدیه رحمانیان صفحات 2748-2764
    مقدمه

    محققان به دنبال یافتن رویکردهای درمانی موثرتر در جهت درمان بیماری های مختلف می باشند. مطالعه حاضر با هدفمقایسه فراتحلیل اثربخشی درمان های موج دوم و سوم بر درد مزمن انجام شد.

    روش کار

    روش پژوهش فراتحلیل می باشد. جامعه موردمطالعه شامل تمامی مقالات علمی پژوهشی چاپ شده در داخل ایران می باشد که در حیطه مداخلات اثربخشی درمان های موج دوم و سوم روان شناختی درد مزمن انجام شده اند. حجم نمونه نیز شامل مقالات علمی پژوهشی می باشند که در فاصله سال های 1380 تا 1398 چاپ شده اند و ازلحاظ روش شناسی شرایط لازم را داشته باشد. ابزار پژوهش عبارت از چک لیست تحلیل محتوا با بررسی میزان اندازه اثر هرکدام از روان درمانی های موج های دوم و سوم می باشد. مقیاس اندازه اثر تفاوت میانگین معیار بود و تحلیل آماری با نرم افزار جامع فراتحلیل انجام شد. 

    نتایج

    نتایج نشان داد که میانگین اندازه اثر کوهن در مطالعات موج دوم 816/1 و در مطالعات موج سوم 181/1 می باشد و 74 درصد موارد، روان درمانی موج دوم و در 65 درصد موارد، روان درمانی موج سوم برشدت درد مزمن تاثیر بسزایی دارد.

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد که روان درمانی موج دوم و سوم بر کاهش شدت درد مزمن در حد بالایی اثرگذار است. اگرچه اثر روان درمانی موج دوم بیشتر می باشد.

    کلیدواژگان: درمان های موج دوم، درمان های موج سوم، درد مزمن
  • فیروزه مجدی، مصطفی بلقان آبادی *، احمد منصوری، مهدی اکبرزاده، محمدرضا خدابخش صفحات 2766-2777
    مقدمه

    با افزایش استفاده از شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی قلدری سایبری هم در جهان مجازی افزایش یافته است. پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش میانجی نشخوار خشم در رابطه کارکردهای خانواده با قلدری سایبری نوجوانان انجام شد.

    روش کار

    روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی از طریق الگویانی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی نوجوانان 15 تا 17 ساله مقطع دوم و سوم متوسطه شهر مشهد بود که در سال تحصیلی 1400-1399 مشغول به تحصیل بودند. بدین منظور 471 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند داده ها از طریق پرسشنامه‌ آنلاین در مدارس ناحیه دو مشهد جمع آوری شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه قلدری سایبری پاتچین و هیندوجا (2016)، کارکرد خانواده اپشتاین و بیشاب (1983) و نشخوار خشم سوخودولوسکی و همکاران (2001) بود. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از معادلات ساختاری در نرم‌افزار Spss نسخه 26 و Smart PLS3 انجام شد.

    نتایج

    نتایج حاصل از معادلات ساختاری نشان داد که مسیرهای مستقیم از مولفه‌های کارکردهای خانواده شامل آمیزش عاطفی، حل مشکل، نقش ها و کنترل به نشخوار خشم، همچنین مسیر مستقیم از نشخوار خشم به قلدری سایبری و کارکرد خانواده به قلدری سایبری معنادار بودند و مسیرهای غیرمستقیم از کارکرد خانواده به قلدری سایبری با میانجیگری نشخوار خشم معنادار نبود.

    نتیجه‌گیری

    بر اساس نتایج این پژوهش کارکرد خانواده و نشخوار خشم می توانند قلدری سایبری در نوجوانان را پیش بینی کنند.

    کلیدواژگان: کارکردهای خانواده، نشخوار خشم، قلدری سایبری، نوجوانان
  • رضا شجاعیان*، مریم عمادزاده، فایزه بندانی صفحات 2778-2784
    مقدمه

    هر واحد خون اهدا شده، سرمایه ای با ارزش در حفظ جان بیماران میباشد و باید از ضایع شدن ومصرف غیر بهینه خون و فرآورده ها خودداری شود. هدف این مطالعه، بررسی چگونگی مصرف خون  در بخش جراحی کودکان وارایه راهکارهایی جهت مصرف بهینه خون با در نظر گرفتن بیماری و بیمار بود.

    روش کار

     مطالعه حاضر از نوع توصیفی و گذشته نگر به مصرف فرآورده های خونی در  بخش جراحی کودکان بیمارستان شیخ و اکیر در دو بازه زمانی قبل و بعد از سیاست جدید مدیریت منابع خونی گردید که بر اساس آن جهت بیماریهای با احتمال بالای خونریزی مثل توراکوتومی یا اعمال عروقی و جراحی تومورها رزرو در خواست شده و در سایر موارد مانند هیپوسپادیاس یا شکاف کام و CAH در صورت سطح هموگلبین کمتر از 10 و یا شرح حال مثبت مسایل انعقادی و کوآگولوپاتی درخواست رزرو خون میشد.

    نتایج

    از مجموع 179 واحد رزرو خون در بیمارستان دکتر شیخ 14 مورد به مصرف رسید که میزان مصرف به رزرو 7.8% بود حال آنکه در بیمارستان اکبر از مجموع 36 واحد خون رزرو شده 5 واحد مصرف شده بودکه میزان مصرف به رزرو 19.4% بود. همچنین مشاهده شد که داشتن CAH احتمال مصرف خونهای رزرو شده را 17.4 برابر و شکاف کام احتمال ان را 3.1 برابر می کند.

    نتیجه گیری

    اعمال تغییر در سیاست رزرو خون مبتنی بر نگاه به هر بیمار و بیماری به طور خاص و خروج از روال روتین میتواند منجر به کاهش قابل توجه رزرو  و هدر رفت فراورده های خونی شود.

    کلیدواژگان: رزرو خون، مصرف خون، سلول فشرده، کودکان
  • فاطمه خزایی، رحیم حمیدی پور *، داود تقوایی، ذبیح پیرانی صفحات 2784-2793
    مقدمه

    تحقیقات نشان داده است که واقعیت درمانی می‎تواند بر بسیاری از مسایل روان شناختی اثرگذار باشد. بنابراین؛ هدف از این مطالعه بررسی تعیین اثربخشی زوج درمانی بومی‎سازی شده مبتنی بر واقعیت درمانی بر تعارضات زناشویی بود.

    روش کار

    روش تحقیق نیمه تجربی با طرح پیش آزمون پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه زوجین مراجعه کننده به مرکز مشاوره پیوند شهر کرمانشاه بود. نمونه آماری شامل20 زوج متعارض پیوند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش وگواه جایگزین شدند. ابزار تحقیق پرسشنامه تعارضات زناشویی تجدید نظر شده- 54 سوالی باقری و همکاران شده بود. از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با نرم افزار SPSS نسخه 25 جهت تجزیه و تحلیل داده‎ها ‎استتفاد گردید.

    نتایج

    نتایج داد ه‎ها ‎نشان داد که که بین مراحل پیش آزمون-پس آزمون و پیش آزمون- پیگیری تفاوت معناداری وجود دارد که بیانگر اثربخشی آموزش مبتنی بر واقعیت درمانی در بهبود تعارض زناشویی زوجین است.

    نتیجه گیری

    به نظر می‎رسد که زوج درمانی بومی‎سازی شده مبتنی بر واقعیت درمانی بر تعارضات زناشویی اثرگذار می‎باشد. توصیه می‎گردد جهت بالا بردن اعتبار بیرونی تحقیق تحقیقات مشابهی با تعداد نمونه بیشتر صورت گیرد.

    کلیدواژگان: زوج درمانی، واقعیت درمانی، تعارضات زناشویی
  • معصومه قدرتی، محمد برجعلی *، حکیمه آقایی صفحات 2794-2806
    مقدمه

     استفاده از برنامه‎ها و مقایسه آن‎ها با هم با توجه به موقعیت‎های فرهنگی قومی‎در بیشتر نقاط دنیا یکی از تحقیقات مد نظر دانشمندان می‎باشد. بنابراین؛ هدف از پژوهش حاضر بررسی مقایسه‎ای اثربخشی برنامه پیشگیری پنسیلوانیا به دو صورت کلاسیک و منطبق شده با معیارهای ایرانی اسلامی ‎بر روابط موضوعی مادران کودکان مبتلا به اختلالات طیف اوتیسم بود.

    روش کار

     بدین منظور از بین  مادران دانش آموزان مبتلا به اختلالات طیف اوتیسم که در مرکز توان بخشی شاهرود دارای پرونده بودند و ابتلاء آنها به اختلال اوتیسم توسط یک روان پزشک شناسایی و ثبت شده بود 45  نفر داوطلب به صورت در دسترس انتخاب شده و به صورت کاملا تصادفی در دو گروه مداخله و یک گروه کنترل جایگزین شدند، به گونه‎ای که هر گروه 15 نفر را شامل شد. مداخلات در پنج جلسه هفتگی دو ساعته صورت گرفت و شرکت کنندگان قبل و بعد از آن  به پرسشنامه روابط موضوعی بل پاسخ دادند. تحلیل داده‎ها با استفاده از روش آماری کووارانس چندمتغیره انجام شد.

    نتایج

     نتایج تحقیق نشان داد که بین اثربخشی این دو روش مداخله بر روابط موضوعی مادران کودکان مبتلا به اختلالات طیف اوتیسم تفاوت معنی داری وجود دارد.

    نتیجه‌گیری:

     به نظر می‎رسد که برنامه پیشگیری پنسیلوانیا بر اساس معیارهای ایرانی اسلامی ‎مقیاس‎های دلبستگی نا ایمن و بی‎کفایتی اجتماعی روابط موضوعی مادران کودکان مبتلا به اختلالات طیف اوتیسم اثرگذار باشد.

    کلیدواژگان: برنامه پیشگیری پنسیلوانیا، معیارهای ایرانی اسلامی، روابط موضوعی، مادران، اوتیسم
  • قاسم خالوئی، سید علی آل یاسین *، حسن حیدری، حسین داوودی صفحات 2807-2825
    مقدمه

    مولتیپل اسکلروز یک بیماری مزمن عصب شناختی است که بررسی روش‌های درمانی آن مورد توجه پژوهشگران حیطه‌های مختلف قرار گرفته است. لذا هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی مداخله آموزشی مبتنی بر رویکرد امید درمانی و رویکرد شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر حمایت اجتماعی ادراک‌شده زنان مبتلا به بیماری ام اس بود.

    روش کار

    پژوهش حاضر نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون و پیگیری سه ماهه با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر متشکل از کلیه زنان دارای بیماری ام اس و عضو انجمن ام اس ایران بود که از این جامعه تعداد 36 نفر به روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس انتخاب شدند. ابزار تحقیق پرسشنامه‌ حمایت اجتماعی ادراک‌شده زیمت و همکاران (1988) بود. پس از آن گروه‌های آزمایش مداخلات شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی و امید درمانی را دریافت کردند و گروه گواه هیچ مداخله‌ای دریافت نکرد. داده‌ها با استفاده از روش تحلیل واریانس مختلط به کمک نرم‌افزار SPSSV19 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    نتایج

    نتایج نشان داد در متغیر حمایت اجتماعی ادراک شده بین سه گروه تفاوت معنی‌داری وجود دارد (05/0>P). گروه‌های مداخله در متغیر حمایت اجتماعی تفاوت معنی‌داری با گروه گواه داشتند. همچنین بین دو گروه امید درمانی و شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی در متغیر حمایت اجتماعی تفاوت معنی‌داری مشاهده شد (05/0>P).

    نتیجه گیری

    بنابراین می‌توان گفت روش‌های امید درمانی و شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر حمایت اجتماعی ادراک شده زنان دارای بیماری مولتیپل اسکلروز اثربخش می باشد.

    کلیدواژگان: حمایت اجتماعی ادراک شده، شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، امید درمانی، مولتیپل اسکلروز، زنان
  • زهره ایران نژاد، رحیم حمیدی پور*، حسن حیدری، حسین داوودی صفحات 2826-2836
    مقدمه

    بی میلی جنسی یکی از شایع ترین اختلالات جنسی در زنان است که زمینه ساز بروز بخش عمده ای از نارضایتی های زناشویی و کاهش صمیمیت بین زوجین می باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش گروهی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر دلبستگی، صمیمیت و رضایت جنسی در زنان مبتلا به بی میلی جنسی انجام شد.

    روش

    روش تحقیق نیمه تجربی جامعه آماری متشکل از تمامی زنان متاهل شهر نجف آباد در سال 1398 بود. تعداد 40 نفر با توجه به معیارهای ورود و خروج، با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و بصورت تصادفی در گروه ها جایگذاری شدند. ابزار به کار رفته در این پژوهش پرسشنامه سبک های دلبستگی کولینز و رید (1996)، پرسشنامه صمیمیت زناشویی تامپسون و واکر (1983) و شاخص عملکرد جنسی زنان روزن و همکاران (2000) بودند. جهت تحلیل نتایح از آزمون تحلیل کواریانس چند متغیره در سطح معناداری (05/0=α) با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 25 انجام شد.

    یافته ها

    نتایج بدست آمده نشان داد که مداخلات آموزش گروهی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد توانسته تاثیر معناداری بر بهبود میانگین صمیمیت زناشویی (001/0>P) و رضایت جنسی (001/0>P) داشته باشد. همچنین این مداخلات بر بهبود میانگین سبک های دلبستگی ایمن (001/0>P)، ناایمن اجتنابی (05/0>P) و ناایمن دوسوگرا (001/0>P) نیز اثربخشی معناداری داشتند.

    نتیجه گیری

    با توجه به اثربخشی معنادار آموزش گروهی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر متغیرهای پژوهش، به نظر میرسد اجرای این روش گروه درمانی در سطوح گسترده جامعه می تواند سلامت روان زنان جامعه را بهبود بخشد.

    کلیدواژگان: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، صمیمیت زناشویی، رضایت جنسی، سبک های دلبستگی
  • زهرا طبیبی *، زینب گل چهره رحیمی، علی مشهدی صفحات 2837-2843
    مقدمه

    بیماری همه گیر کرونا ویروس (کووید-19) تغییراتی در زندگی اجتماعی مردم دنیا به وجود آورده است. اختلال درعادات روزمره و دسترسی به اجتماعات عمومی و سرویس های خدمات بهداشتی و آموزشی از جمله این تغییرات هستند.  هدف از این مقاله بررسی نشانه های کودکان مبتلا به اتیسم، قبل و بعد از قرنطینه بیماری کووید-19 می باشد.

    روش کار

     پژوهش حاضر از نوع پژوهش های علی مقایسه ای از نوع آینده نگر و با هدف بررسی تاثیرات قرنطینه و کناره گیری از اجتماع بر شدت نشانه های اختلال در کودکان مبتلا به اتیسم انجام گرفته است. جامعه آماری تمام کودکان 6 تا 13 ساله مبتلا به اتیسم شهر تهران بود. به این منظور 30 نفر از این کودکان که به عنوان نمونه در دسترس انتخاب شده بودند تحت سنجش با آزمون تشخیصی اتیسم گیلیام (گارز) قرار گرفتند. این آزمون در آستانه قرنطینه عمومی پیش بینی نشده کووید-19 در اوایل اسفند ماه سال 1398 صورت گرفت. بعد از پایان دوران قرنطینه آزمون مذکور مجددا به وسیله والدین این کودکان پاسخ داده شد. داده های به دست آمده با استفاده از روش تحیلی آماری تحلیل واریانس چند متغیری با اندازه گیری مکرر با استفاده از از نرم افزار spss نسخه 25 مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. 

    نتایج

    یافته ها حاکی از تفاوت معنا دار در شدت نشانه های کودکان مبتلا به اتیسم، قبل و بعد ازدوران قرنطینه بود (001/0≥P). 

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد که کاهش روابط اجتماعی، کناره گیری از جامعه و عدم دسترسی کودکان مبتلا به اتیسم به سرویس های آموزشی و توان بخشی می تواند با افزایش نشانه های اختلال در این کودکان رابطه معنادار داشته باشند.

    کلیدواژگان: قرنطینه، کووید-19، نشانه های اختلال اتیسم
  • علی محمودزاده مرقی، فریبا میراسکندری *، محمدصادق فربد صفحات 2845-2854
    مقدمه

    تحولات اجتماعی چند دهه گذشته در سطح جهانی، نظام خانواده را با تغییرات، چالش‌ها و مسایل متعددی روبرو ساخته و کاهش تدریجی رضایتمندی اعضای خانواده، موجب گسستگی روانی - اجتماعی و افزایش مواردی نظیر گرایش به طلاق گردیده است. این پژوهش باهدف بررسی نقش مهارت‌های زندگی، حل تعارض و حل مسئله در پیش‌بینی گرایش به طلاق زنان و مردان متاهل انجام شد.

    روش کار

    جامعه آماری تحقیق، کلیه زوجین شهر کاشان را شامل گردیده که 383 نفر از آن‌ها با استفاده از روش تصادفی خوشه‌ای موردبررسی قرارگرفته و داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS تجزیه‌وتحلیل شدند. ابزارهای مورداستفاده، مقیاس‌های گرایش به طلاق قادرزاده و همکاران (1391)، مقیاس حل تعارض رحیم (1983) و مقیاس مهارت‌های ارتباطی و حل مسئله یارمحمدی واصل و همکاران (1389) بودند.

    نتایج

    یافته‌ها نشان دادند که ارتباط معکوس و معنی‌داری میان برخورداری از مهارت‌های حل مسیله، مقابله با استرس، مهارت‌های ارتباطی، ابراز وجود، خودآگاهی، همدلی، حل تعارض، مهارت‌های جنسی و محبت ورزی با گرایش به طلاق وجود دارد (187/0- =r). تحلیل رگرسیون چندگانه به روش گام‌به‌گام نیز نشان داد که از میان عوامل فقط دو عامل مهارت‌های محبت و تعامل عاطفی و تصمیم‌گیری در پیش‌بینی گرایش به طلاق نقش معناداری دارند (05/0>p).
    نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد که برخورداری از مهارت‌های ارتباطی محبت و تعامل عاطفی و مهارت تصمیم‌گیری با کاهش مسایلی تعارض و تضاد میان زن و شوهر در کاهش میل به طلاق را نقش دارد.

    کلیدواژگان: طلاق، ارتباط، حل تعارض، حل مسئله
  • سمیه قویدل*، سمانه نوذر، نصرت ریاحی نیا صفحات 2855-2871
    زمینه و هدف

    بروسلوز، به عنوان مهم ترین و شایع ترین بیماری مشترک بین انسان و حیوان (زیونوز)، در عرصه نوپدیدی و بازپدیدی بیماری های عفونی، خسارت ها و خطرهای فراوانی به همراه داشته دارد. همواره کنترل و ریشه کنی بیماری فوق، مدنظر متخصصین قرار گرفته و در قالب همکاری های علمی، مقالات و کتاب هایی منتشر شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت شاخص مرکزیت شبکه اجتماعی هم نویسندگی قلمرو مذکور انجام شد.

    روش پژوهش

    این پژوهش از نوع کاربردی است که با استفاده از روش علم سنجی با رویکرد تحلیلی انجام گردید. تمامی انتشارات بروسلوز که در پایگاه WOSCC در بازه زمانی 1901 تا 2019 نمایه شده اند، جامعه آماری این مقاله را در برمی گیرند. به منظور تشخیص کلیدواژه های اصلی از سرعنوان های موضوعی پزشکی (MeSH) و جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار Excel 2016،UCINET 6.528.0.0  وNetdraw  استفاده شد.

    یافته ها

    روند تولید انتشارات قلمرو بورسلوز صعودی و بیشترین تولید در سال 2019 با تعداد 398 مقاله بود. مجله "Journal of Clinical Microbiology " و "Blasco, Jose-Maria" با بالاترین ضریب تاثیر و اچ ایندکس، به ترتیب اثربخش ترین مجله و نویسنده بودند. "FERREIRA, F"، "LETESSON, JJ" به ترتیب در رتبه نخست مرکزیت رتبه، بینابینی قلمرو بروسلوز قرار دارند. 5 نویسنده هم، از مرکزیت نزدیکی یکسان و شانس مشابهی در هم استنادی برخوردار بودند.

    بحث و نتیجه گیری

    همکاری علمی پدیده پیچیده ای است، که اشتراک توانمندی ها و تولید دانش علمی جدید را بهبود می بخشد. بررسی شاخص های شبکه های اجتماعی هم نویسندگی توانست اطلاعات ارزشمندی را درباره افراد مهم و تاثیرگذار شبکه بیماری بروسلوز بیان کند. نتایج تحلیل فوق در امر تصمیم گیری و سیاست گذاری همکاری های علمی و تخصیص بودجه راهنمای متخصصین و مراکز علمی است.

    کلیدواژگان: بروسلوز، بروسلا، علم سنجی، تحلیل شبکه اجتماعی، شاخص مرکزیت
  • زهرا عسگری، حسن ممتاز* صفحات 2872-2881
    سابقه و هدف

    روش های مختلفی نظیر ژنوتایپینگ بر اساس ژنcoa  (coa typing) و روش های مبتنی بر PCR جهت دسته بندی ژنتیکی استافیلوکوکوس اوریوس به کار رفته است. در مطالعه حاضر از ردیابی ژن coa جهت ژنوتایپینگ ایزوله های استافیلوکوکوس اوریوس استفاده شد.

    نتایج

    از 220 نمونه بالینی اخذ شده از شایع ترین عفونت های بیمارستانی در بیماران بستری در بیمارستان های سطح استان چهارمحال و بختیاری، تعداد 92 نمونه (81/41 درصد) آلوده به استافیلوکوکوس اوریوس بودند و در 46 ایزوله ژن کد کننده کواگولازردیابی شد. بر اساس قطعه باندی تکثیر یافته  از تکثیر ژن Coa در ایزوله هایCoa+  جدا شده، چهار ژنوتیپ  IتاIV  از ژن Coa شناخته شد بدین صورت که 29 ایزوله در تیپ  CoaI، 9 ایزوله در ژنوتیپcoaIl ، 3 ایزوله در ژنوتیپ CoaIII و 5 ایزوله در ژنوتیپ   CoaIV  قرار گرفتند. در آزمایش RFLP با استفاده از آنزیم AluI  در ایزوله های متعلق به تیپ CoaI سه قطعه 140،170،210 جفت بازی، در ایزوله های متعلق به تیپ CoaII دو قطعه 450و260 جفت بازی ودر ایزوله های مربوط به تیپ CoaIV سه قطعه 450،170،210 جفت بازی مشاهده شد اما در ایزوله های متعلق به تیپ  CoaIII باندی از هضم آنزیمی یافت نشد.

    نتیجه گیری

    در مجموع PCR-RFLP ژن Coa  یک روش سریع و قابل اعتماد در شناسایی و تیپ بندی مولکولی ایزوله های استاف اریوس بوده و شیوع بالای ژنوتیپ  CoaI در ایزوله های جدا شده از انواع عفونت های بالینی نشانگر این است که این تیپ می تواند منبع بالقوه ای از انتشار استافیلوکوکوس اریوس در جامعه باشد.

    کلیدواژگان: استافیلوکوکوس اورئوس، عفونت های بیمارستانی، ژنوتایپیینگ، ژن coa، استان چهارمحال و بختیاری
  • سید مبین میردیلمی، هدیه علیمی*، افسون فضلی نژاد، مریم عمادزاده، لیلا بیگدلو صفحات 2882-2891
    مقدمه

    کاردیومیوپاتی هایپرتروفیک شایع ترین بیماری ژنتیکی قلب است. این بیماری می تواند با عوارض خطرناکی همراه باشد.هدف از این مطالعه بررسی یافته های اکوکاردیوگرافی در بیماران دچار کاردیومیوپاتی هایپرتروفیک می باشد.

    روش کار

    در این مطالعه 58 مورد از گزارشات اکوکاردیوگرافی بیماران مراجعه کننده به کلینیک اکوکاردیوگرافی بیمارستان قایم از ابتدای سال 1393 تا پایان سال 1397مورد بررسی قرار گرفته است. پس از بررسی و دسته بندی اطلاعات در گزارشات اکوکاردیوگرافی بیماران، این داده ها وارد نرم افزار SPSS نسخه 22 شد و تجزیه و تحلیل آمار ی صورت گرفت و سطح معنی دار، کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد.

    نتایج

    شایع ترین فنوتیپ هایپرتروفی در بیماران فنوتیپ anterolateral (8%/44) بود. در بیماران با انسداد خفیف و همچنین انسداد شدید خروجی بطن چپ، 60% فنوتیپ anterolateral داشتند. از بین بیمارانی که نارسایی دریچه میترال داشتند در %6/69 موارد، علت ایجاد آن حرکت قدامی لتها حین سیستول بود. در این مطالعه %8/21، %6/23 و 20% بیماران به ترتیب بزرگی خفیف، متوسط و شدید دهلیز چپ داشتند. شدت بزرگی دهلیز چپ با میزان اختلال دیاستولیک در بیماران ارتباط معنی داری داشت (P<0.001).  

    نتیجه گیری

    از آنجایی که نوع anterolateral شایعترین فرم درگیری در HCM بشمار آمده و با انسداد راه خروجی بطن چپ و نارسایی میترال بیشتری همراهی دارد لذا روند ارزیابی و فالواپ این فرم از درگیری باید با دقت نظر بیشتری صورت گیرد.

    کلیدواژگان: هایپرتروفیک کاردیومیوپاتی، اکوکاردیوگرافی، بیماری ژنتیکی، هایپرتروفی بطن چپ، کاردیومیوپاتی هایپرتروفیک انسدادی بطن چپ
  • مریم جهاندار*، احمد علیپور صفحات 2892-2902
    مقدمه

    هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان شناختی- رفتاری و آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس  بر تاب آوری و امید به زندگی بیماران مبتلا به ایدز بوده است.

    روش کار

     روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و گروه کنترل بوده است. جامعه آماری پژوهش از میان بیماران مبتلا به ایدز، اچ.آی.وی در سال 1398که به بیمارستان دولتی شریعتی در شهر اصفهان مراجعه کرده اند، که با استفاده از نمونه گیری در دسترس، تعداد 61 نفر به عنوان نمونه، مورد بررسی قرار گرفته اند. سپس بر اساس ملاک های ورود و خروج تعداد45 نفر انتخاب و به شیوه تصادفی به دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل تقسیم شدند. ابزار مورد استفاده برای گردآوری اطلاعات مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون و پرسشنامه امید به زندگی هرث بوده است. داده های پژوهش پس از اجرا توسط آزمودنی های مورد مطالعه، نمره گذاری و تفسیر و به منظور مقایسه میانگین نمرات دو گروه آزمایش و کنترل و اثر نمرات پیش آزمون و سایر متغیر های مداخله گر بر پس آزمون، از تحلیل کوواریانس استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد بین نمرات میانگین تاب آوری در سه گروه درمان شناختی- رفتاری و آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس و کنترل متفاوت بوده است. همچنین بین نمرات میانگین امید به زندگی در سه گروه درمان شناختی- رفتاری و آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس  و کنترل تفاوت معنی داری وجود دارد.

    بحث و نتیجه گیری

    به طور کلی نتایج حاکی از تاثیردرمان شناختی- رفتاری و آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس  بر تاب آوری و امید به زندگی بیماران مبتلا به ایدز می باشد.

    کلیدواژگان: درمان شناختی- رفتاری، آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس، تاب آوری، امید به زندگی، بیماران مبتلا به ایدز
  • علی جنگجو، تورج زندباف*، علیرضا رضاپناه، علی وحیدی راد، سینا نوروزی اصل، اکبر پاکدل صفحات 2904-2909
    زمینه و هدف

    کیستهای ربع فوقانی چپ شکم (LUQ) اغلب به طور اتفاقی کشف می شوند. با توجه به فقدان روش های اختصاصی جهت تشخیص قطعی ضایعات مستعد بدخیمی، مدیریت کیستهای LUQ از اهمیت بسزایی برخوردار است. در این راستا، آگاهی از تشخیص های افتراقی (مانند کیستهای آدرنال و پانکراس)، کاربرد روش های تصویربرداری و اندیکاسیون های جراحی بسیار مهم است.

    معرفی مورد

    بیمارخانمی 56 ساله با سابقه کیست آدرنال چپ که به علت درد  LUQ بعد از غذا خوردن به سرویس جراحی ارجاع شد. سونوگرافی و سی تی اسکن نشان دهنده یک ضایعه کیستیک 120 میلیمتری در آدرنال چپ بود. بیمار کاندید جراحی لاپاراسکوپی شد. در حین جراحی و بر خلاف تشخیص اولیه، یک کیست بزرگ به اندازه حدود 150 میلیمتر با منشاء دم پانکراس و گرفتاری عروق طحالی آشکار گردید که دیستال پانکراتکتومی و اسپلنکتومی انجام شد. بررسی پاتولوژی حاکی از یک نیوپلاسم موسینوس توبولوپاپیلری با دیس پلازی درجه بالا به همراه یک کانون کوچک کارسینوم تمایز نیافته پانکراس به اندازه 5 میلیمتر بود.

    بحث و نتیجه گیری

    روش های تصویربرداری فعلی قادر به تشخیص قطعی منشاء کیستهای بزرگ  LUQ نیستند که این مسئله زمینه ساز بروز خطا در مدیریت ضایعات بدخیم پانکراس یا آدرنال می شود. از این رو چنین به نظر می رسد که استفاده از روش لاپاراسکوپی، علاوه بر مزایای کم تهاجمی مانند درد کمتر، کاهش دوره بستری و بازگشت سریعتر به فعالیت های روزمره، می تواند به تشخیص درست حین جراحی کمک کرده و امکان تصمیم گیری مناسب را برای جراح فراهم سازد.

    کلیدواژگان: کیست LUQ، کیست پانکراس، کیست آدرنال، لاپاراسکوپی
  • ناهید حسن نژاد*، احمد علیپور، نسرین حسینی صفحات 2910-2920
    مقدمه

    پژوهش حاضر با هدف بررسی مقایسه اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر استرس ادراک شده و افسردگی  بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر انجام شد.

    روش کار

    روش پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل 55 نفر از بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر بوده که در طول 6 ماه اول سال 1398 به بیمارستان آیت الله روحانی بابل مراجعه نمودند. که با استفاده از نمونه گیری در دسترس، تعداد36 نفر به عنوان نمونه، مورد بررسی قرار گرفته اند. ، سپس با روش نمونه گیری تصادفی به سه گروه (گروه آزمایش اول ،گروه آزمایش دوم  و  همچنین دریک  گروه کنترل قرارگرفتند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه های استرس ادراک شده و افسردگی بک استفاده شده است. سپس یافته های پژوهش  توسط نرم افزار SPSS نسخه 22 با استفاده از  از تحلیل کوواریانس ارزیابی شدند. (p<0/05).

    یافته ها

    نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد که بین نمرات میانگین استرس ادراک شده و نمرات میانگین افسردگیدر سه گروه شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و کنترل تفاوت معنی داری وجود دارد.

    بحث و نتیجه گیری

    که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر استرس ادراک شده و افسردگی  بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر موثر است.

    کلیدواژگان: درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، استرس ادراک شده، افسردگی، سندرم روده تحریک پذیر
  • معصومه ذکی پور، کبری حاج علیزاده*، محمدرضا صیرفی، مرضیه نیک پرور، صدیقه عابدینی صفحات 2921-2930
    مقدمه و هدف

    بیماران مبتلا به ایسکمی قلبی به دلیل شرایط جسمانی آسیب پذیر و درگیری زیاد با روند درمانی مربوط به بیماری، به تدریج دچار کاهش در پیگیری درمان می شوند. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر مداخله مبتنی بر نظریه تیوری انگیزش محافظت بر تبعیت دارویی در بیماران مبتلا به بیماری ایسکمی قلبی صورت پذیرفت.

    روش کار

    پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل بیماران مبتلا به اسکمیک قلبی بیمارستان پیامبر اعظم(ع) بندرعباس بود که در فاصله زمانی اسفند 1398 تا اردیبهشت 1399 و بیش از یکبار به این مرکز مراجعه نموده بودند. در این پژوهش تعداد 16 بیمار مبتلا به بیماری ایسکمی قلبی با روش نمونه گیری هدفمند و به طور همتاسازی شده انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه های آزمایش و گواه گمارده شدند (هر گروه 8 بیمار). گروه آزمایش مداخله مداخله مبتنی بر نظریه تیوری انگیزش محافظت را در 6 جلسه 90 دقیقه ای در طی یک و نیم ماه دریافت نمودند. پرسشنامه این پژوهش شامل پرسشنامه تبعیت دارویی (موریسکی و همکاران، 2008) بود. داده ها به شیوه تحلیل کوواریانس با استفاده از نرم افزار آماری SPSS23 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد مداخله مبتنی بر نظریه تیوری انگیزش محافظت بر تبعیت دارویی در بیماران مبتلا به بیماری ایسکمی قلبی موثر بوده است (001/0>p). بدین صورت که این مداخله توانسته منجر به افزایش تبعیت دارویی (46/0) این بیماران شود.

    نتیجه گیری

    براساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که مداخله مبتنی بر نظریه تیوری انگیزش محافظت با تکیه بر آموزش تغذیه صحیح، مهارت های مراقبت از خود، افزایش آگاهی و تمرینات ریلکسیشن و تن آرامی می تواند به عنوان یک مداخله کارآمد جهت افزایش تبعیت دارویی در بیماران مبتلا به بیماری ایسکمی قلبی مورد استفاده گیرد.

    کلیدواژگان: بیماری ایسکمی قلبی، تبعیت دارویی، نظریه انگیزش محافظت
  • گوهر سوری، کورش گودرزی *، مهدی روزبهانی صفحات 2932-2943
    مقدمه

    با در نظر گرفتن آمار بالای طلاق و لزوم ازدواج مجدد، وجود ارتباطات بین فردی و درون خانوادگی و تاثیر آن بر عملکرد خانواده هایازدواج مجدد انکارناپذیر است، با توجه به اهمیت موضوع، این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی مداخله مبتنی بر غنی-سازی ارتباطات بر عملکردخانواده در خانواده‌های ازدواج مجدد در شهر خرمآباد انجام شد.

    روش کار

    روش این پژوهش نیمهآزمایشی و طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل و آزمون پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش را تمام خانواده‌های ازدواج مجدد با حداقل یک فرزندخوانده به تعداد 3654 خانواده در سال 1397 در شهر خرم آباد تشکیل دادند که 20 خانواده در دو گروه آزمایش و گواه به صورت تصادفی ساده جایگزین شدند. آزمودنی‌ها پرسشنامه عملکرد خانواده مک مستر را تکمیل کردند. والدین در گروه آزمایش تحت آموزش بسته غنی سازی ارتباطات در 12 جلسه 120 دقیقه‌ای در 5 هفته قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون تحلیل اندازهگیری مکرر در نرم افزار SPSS نسخه 25 انجام گرفت.

    یافته ها

    نتایج نشان دهنده اثر بخش بودن بسته غنیسازی ارتباطات بر بهبود عملکرد خانواده در خانواده‌های ازدواج مجدد بود.

    نتیجه گیری

    استفاده از بسته غنیسازی ارتباطات خانواده‌های ازدواج مجدد می‌تواند به بهبود عملکرد خانواده کمک کند.

    کلیدواژگان: خانواده های ازدواج مجدد، بسته غنی سازی، عملکرد خانواده، غنی سازی ارتباطات
  • فیروزه صدیق، سید عباس حقایق*، اسماعیل موسوی، هادی فرهادی صفحات 2945-2958
    مقدمه و هدف

    اختلال وسواس فکری و عملی می تواند با ایجاد اختلال در پردازش شناختی، روان شناختی و هیجانی مبتلایان، سلامت روانی آنها را با خطر جدی مواجه سازد. بنابراین نیاز است که با بکارگیری روش های درمانی کارآمد، از میزان این اختلال و مشکلات روان شناختی وابسته به آن کاسته شود. بر همین اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان فراتشخیصی یکپارچه بر تحمل ابهام و آمیختگی فکر و عمل در افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری و عملیانجام گرفت.

    مواد و روش ها

    پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل افراد مبتلا اختلال وسواس فکری و عملیمراجعه کننده به مراکز خدمات روان شناسی و مشاوره شهر اصفهان مابین اردیبهشت تا مردادماه سال 1398 بود. در این پژوهش تعداد 30 فرد مبتلا اختلال وسواس فکری و عملیبا روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه های آزمایش و گواه گمارده شدند (در هر گروه 15 نفر). در این بین در گروه گروه آزمایش 3 نفر و در گروه گواه نیز 1 نفر ریزش داشتند. گروه آزمایش مداخله درمان فراتشخیصی یکپارچه (بارلو و همکاران، 2011) را طی دو ماه و نیم در 10 جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. پرسشنامه های مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه تحمل ابهام (مک لین، 1993) و آمیختگی فکر و عمل (شفران و همکاران، 1996) بود. داده های حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که درمان فراتشخیصی یکپارچه بر تحمل ابهام و آمیختگی فکر و عمل در افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری و عملی تاثیر معنادار دارد (p<0/001).

    نتیجه گیری

    یافته های پژوهش حاضر بیانگر آن بودند که درمان فراتشخیصی یکپارچه با بهره گیری از فنونی همانند شناسایی هیجان ها، آموزش آگاهی هیجانی، ارزیابی مجدد شناختی، شناسایی الگوهای اجتناب از هیجان و بررسی رفتارهای ناشی از هیجان می تواند به عنوان یک درمان کارآمد جهت افزایش تحمل ابهام و کاهش آمیختگی فکر و عمل افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری و عملی مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: اختلال وسواس فکری و عملی، آمیختگی فکر و عمل، تحمل ابهام، درمان فراتشخیصی یکپارچه
  • سمیه صفاری بیدهندی، حسن اسدزاده*، نورعلی فرخی، فریبرز درتاج صفحات 2959-2969
    مقدمه و هدف

    دانش آموزان سرمایه های اصلی هر جامعه ای به شمار می روند که قادرند با عملکرد تحصیلی موفق، زمینه را برای پیشرفت جوامع مهیا سازند. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش خودمهربانی بر مدرسه هراسی دانش آموزان دوره متوسطه انجام گرفت.

    روش کار

    پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان دوره متوسطه دوم شهر تهران در سال تحصیلی 99-1398 بود. در این پژوهش تعداد 40 دانش آموز با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند (هر گروه 20 دانش آموز). گروه آزمایش مداخله آموزش خودمهربانی (جرمر، 2009) را طی یک ماه در 7 جلسه 60 دقیقه ای دریافت نمودند. پرسشنامه های مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه مدرسه هراسی بود. داده های حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل کوواریانس با استفاده از نرم افزار SPSS23 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که آموزش خودمهربانی بر مدرسه هراسی دانش آموزان دوره متوسطه تاثیر معنادار دارد (p <0/001). بدین صورت که این مداخله توانسته منجر به کاهش مدرسه هراسی (48/0) دانش آموزان دوره متوسطه شود.

    نتیجه گیری

    یافته های پژوهش حاضر بیانگر آن بودند که آموزش خودمهربانی با بهره گیری از فنونی همانند آشنایی با مفهوم ذهن آگاهی، پذیرش هیجانات، رویارویی با هیجانات، مهارت مسئولیت پذیری فردی و خودآگاهی می تواند به عنوان یک روش کارآمد جهت کاهش مدرسه هراسی دانش آموزان دوره متوسطه مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: آموزش خودمهربانی، دانش آموزان، مدرسه هراسی
  • نسرین سلحشوری، سید حمید آتش پور* صفحات 2970-2982
    مقدمه و هدف

    حفظ کیان خانواده امری است که در جوامع گوناگون به آن اهمیت زیادی داده می شود. بر همین اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش هوش زناشویی بر رضایت و سازگاری زناشویی زوجینانجام گرفت.

    مواد و روش ها

    پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل زوجین 20 تا 45 سال دارای تعارضات زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر اصفهان در سه ماهه زمستان سال 1398 بود. در این پژوهش تعداد 30 زوج 20 تا 45 سال دارای تعارضات زناشویی با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه های آزمایش و گواه گمارده شدند (در هر گروه 15 زوج). پس از شروع مداخله 3 زوج در گروه آزمایش و 2 زوج در گروه گواه از ادامه حضور در پژوهش انصراف دادند. گروه آزمایش مداخله آموزش هوش زناشویی (محقق ساخته) را طی سه ماه در 12 جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. پرسشنامه های مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه پرسشنامه تعارض زناشویی (براتی و ثنایی، 1375)؛ پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ (اولسون، 2006) و پرسشنامه سازگاری زناشویی (اسپینر، 1976) بود. داده های حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر توسط SPSS ویرایش 23 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که آموزش هوش زناشویی بر رضایت و سازگاری زناشویی زوجین تاثیر معنادار دارد (p<0/001). بدین صورت که این آموزش توانسته بود منجر به بهبود رضایت (64/0) و سازگاری زناشویی (68/0) زوجین شود.

    نتیجه گیری

    یافته های پژوهش حاضر بیانگر آن بودند که آموزش هوش زناشویی با بهره گیری از فنونی همانند آموزش همدلی، ابراز هیجان مثبت، صمیمیت، خودآگاهی، انگیزش در رابطه، همدلی، اصلاح مداوم الگوهای احساسی، جنسی، رفتاری و شناختی مشترک و اقدامات اثربخش می تواند به عنوان یک روش کارآمد جهت بهبود رضایت و سازگاری زناشویی زوجین مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: آموزش هوش زناشویی، رضایت زناشویی، سازگاری زناشویی، زوجین
  • صهبا سخاوتی، علی خادمی*، علی شاکر دولق صفحات 2983-2986
    پیش زمینه و هدف

    در سال های اخیر چاقی و اضافه وزن به یک تهدید مهم بهداشت عمومی در سراسر جهان تبدیل شده است. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی روان درمانی مثبت نگر بر باورهای اختلال خوردن، ناگویی هیجانی و کاهش وزن در زنان دارای اضافه وزن انجام شد.

    مواد و روش ها

    طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل و مرحله پیگیری بود. جامعه آماری شامل زنان دارای اضافه وزن مراجعه کننده به کلینیک های تغذیه در شهر ارومیه در سال 1398 بود. آزمودنی ها با استفاده از ملاک های ورود غربال شدند. از بین آ ن ها نمونه ای به حجم 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفره جای گرفتند. برای گروه آزمایش، آموزش روان درمانی مثبت نگر در 8 جلسه 1ساعته براساس دستورالعمل سلیگمن و رشید (2008)  ارایه شد، در حالیکه گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکردند. ابزار پژوهش شامل محاسبه توده بدنی،که با تقسیم وزن (برحسب کیلوگرم) بر مجذور قد (برحسب متر) اندازه گیری شد، مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو  (TAS-20)  و پرسشنامه باورهای اختلال خوردن (EDBQ) بود.

    یافته ها

    نتایج حاکی از تاثیر معنادار روان درمانی مثبت نگر بر کاهش وزن، باورهای اختلال خوردن و ناگویی هیجانی در زنان دارای اضافه وزن بود.

    بحث و نتیجه گیری

    با توجه به نتایج بدست آمده می توان برای کاهش وزن، باورهای اختلال خوردن و ناگویی هیجانی از روان درمانی مثبت نگر استفاده کرد. لذا به درمانگران پیشنهاد می گردد که این مداخله در درمان اضافه وزن و چاقی به کار گرفته شود.

    کلیدواژگان: روان درمانی مثبت نگر، باورهای اختلال خوردن، ناگویی هیجانی، شاخص توده بدنی
  • فریده شهبازی، رضا احمدی*، مریم چرامی، احمد غضنفری صفحات 2988-2998
    مقدمه و هدف

    مشکلات رفتاری همچون خودکنترلی پایین سبب بروز آسیب های ارتباطی و روان شناختی در کودکان می شود. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت های ذهن آگاهی کودک محور بر تعامل والد- کودک و رفتارهای اجتماعی کودکان دارای خودکنترلی پایین انجام گرفت.

    روش کار

    پژوهش حاضر آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کودکان دارای خودکنترلی پایین شهر اصفهان در سال تحصیلی 400-1399 بود. در این پژوهش تعداد 40 کودک با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه های آزمایش و گواه گمارده شدند (هر گروه 20 کودک). گروه آزمایش مداخله مهارت های ذهن آگاهی کودک محور (بوردیک، 1396) را طی دو و نیم ماه در 10 جلسه 75 دقیقه ای دریافت نمودند. در این بین در گروه آزمایش 3 کودک و در گروه گواه گواه نیز 2 کودک ریزش داشتند. پرسشنامه های مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه خودکنترلی کودکان، رابطه والد- کودک و مهارت اجتماعی بود. داده های حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که آموزش مهارت های ذهن آگاهی کودک محور بر تعامل والد- کودک (57/0) و رفتارهای اجتماعی (50/0) کودکان دارای خودکنترلی پایین تاثیر معنادار دارد (001/0<p).

    نتیجه گیری

    بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان چنین نتیجه گرفت که آموزش مهارت های ذهن آگاهی کودک محور با بهره گیری از فنونی همانند افکار، هیجانات و رفتار آگاهانه و بودن در زمان حال می تواند به عنوان یک روش کارآمد جهت بهبود تعامل والد- کودک و رفتارهای اجتماعی کودکان دارای خودکنترلی پایین مورد استفاده گیرد.

    کلیدواژگان: تعامل والد- کودک، خودکنترلی، رفتارهای اجتماعی و مهارت های ذهن آگاهی کودک محور
  • مهناز مروی اصفهانی، سیما عالیزاده* صفحات 2999-3013
    مقدمه 

    انجام انواع تمرین های ورزشی به همراه مصرف مکمل های گیاهی، به عنوان شیوه ای مهم درکنترل و پیشگیری از چاقی توصیه شده است. هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر 8 هفته تمرین ایروبیک موزون با شدت متوسط به همراه مصرف مکمل چای سبز بر برخی شاخص های متابولیکی و ترکیب بدنی زنان چاق بود.

    روش کار

    در این مطالعه نیمه تجربی، 30 زن چاق غیرفعال، به طور هدفمند بر اساس شاخص توده بدن (BMI) انتخاب شدند. سپس به طور تصادفی در سه گروه 10 نفری شامل گروه تمرین ایروبیک موزون به همراه مصرف مکمل چای سبز (BMIمعادل28/2±69/35کیلوگرم/مترمربع)، تمرین ایروبیک موزون (BMIمعادل25/2±18/36کیلوگرم/مترمربع) و کنترل (BMIمعادل02/3±65/34کیلوگرم/مترمربع) تقسیم شدند. پروتکل تمرین ایروبیک موزون به صورت 8 هفته و 3 جلسه در هفته برای هر دو گروه تجربی اجرا شد و گروه مکمل روزانه، کپسول حاوی 500 میلی گرمی چای سبز دریافت کردند. متغیرهای متابولیکی و ترکیب بدنی در مراحل پیش آزمون و پس آزمون اندازه گیری شدند. نتایج با استفاده از آزمون های t همبسته، تحلیل کوواریانس و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح معنی داری 05/0>p استخراج گردید.

    نتایج

    اجرای 8 هفته تمرین ایروبیک موزون با و بدون مصرف مکمل چای سبز، باعث کاهش معنی دار (05/0>p) در وزن و BMI (هر دو به ترتیب 3% و 2%)، دورکمر (به ترتیب 4% و 1%)، سطوح سرمی گلوکز (به ترتیب 7% و 5%)، تری گلیسرید (به ترتیب 11% و 4%) و مالون دی آلدیید MDA (به ترتیب 25% و 9%) شد.

    نتیجه گیری 

    هر چند تمرین ایروبیک موزون موجب بهبود شاخص های سطوح سرمی تری گلیسرید، گلوکز، MDA و ترکیب بدنی زنان چاق شد؛ تمرین ایروبیک موزون به همراه مصرف مکمل چای سبز، تاثیر کاهشی بیشتری بر دور کمر، سطوح سرمی تری گلیسرید و MDA داشت.

    کلیدواژگان: تمرین ایروبیک موزون، مکمل چای سبز، شاخص های متابولیک، ترکیب بدن، چاقی
  • گلناز سیف الله زاده *، محمد برجعلی، حسن احدی، محمد غفاری نژاد صفحات 3014-3033
    مقدمه

    بیماری قلبی عروقی بیماری جدی، مزمن و تهدید کننده حیات در جهان محسوب می شود. به همین دلیل این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمان شناختی رفتاری و مصاحبه انگیزشی بر سازگاری روانی اجتماعی، میزان هورمون کورتیزول و تنظیم شناختی هیجان در بیماران عروق کرونر قلبی طرح ریزی شده است.

    روش کار

    بدین منظور از جامعه زنان 30 تا 50 ساله مبتلا به بیماری قلبی-عروقی مراجعه کننده به مرکز درمانی شهید رجایی شهر تهران تعداد 45 نفر به شیوه ی در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی در گروه های آزمایشی و کنترل (هرگروه 15 نفر) قرار گرفتند. متغیرهای وابسته در دو نوبت پیش آزمون و پس آزمون با استفاده از مقیاس سازگاری روانی اجتماعی ، کیت کورتیزول بزاقی شرکت IBL آلمان و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان مورد اندازه گیری قرار گرفتند.

    نتایج

    تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر نشان داد که هر دو گروه مداخله ی شناختی رفتاری و مصاحبه ی انگیزشی بر بهبود سازگاری روانی اجتماعی، کاهش هورمون کورتیزول در بیماران عروق کرونر قلب و بهبود تنظیم شناختی هیجان نسبت به گروه کنترل در هر دو مرحله ی پس ازمون و پیگیری اثربخشی معناداری داشته اند.

    نتیجه گیری

    هر دو درمان به یک اندازه بر بهبود سازگاری روانی اجتماعی بیماران موثر بوده اند اما مصاحبه ی انگیزشی در کاهش کورتیزول نسبت به درمان شناختی رفتاری موثر تر بود و درمان شناختی رفتاری نسبت به مصاحبه ی انگیزشی در بهبود تنظیم شناختی هیجان اثربخشی معنادارتری داشت.

    کلیدواژگان: کورتیزول، تنظیم شناختی هیجان، درمان شناختی رفتاری، بیماری عروق کرونر قلب
  • عبادالله عباسی، علیرضا رجایی*، محمدحسین بیاضی، حمید جعفریان یسار صفحات 3034-3046
    مقدمه و هدف

    به بیان اکثر روان شناسان و محققان حوزه رفتارشناسی دوره نوجوانی دوره ای حساس و بسیار حیاتی است. هرگونه کوتاهی در تربیت نوجوانان در این دوره، لطمات جبران ناپذیری را به بار خواهد آورد. هدف این مطالعه پیش بینی گرایش نوجوانان به رفتارهای پرخطر بر اساس سبک های فرزندپروری و سبک زندگی سلامت بود.

    روش کار

    روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر قم در سال تحصیلی 99-1398 بود. نمونه این پژوهش شامل تعداد 252 دانش آموز بود که به شیوه تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه خطرپذیری نوجوانان (محمدزاده و احمدی، 1392)، سبک فرزندپروری نوجوانان (نقاشان، 1358) و سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت (واکر و همکاران، 1987) بود. تجزیه و تحلیل داده های حاصل از این پژوهش با استفاده از روش های همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه صورت گرفت.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که بین خطرپذیری نوجوانان با دو بعد سبک فرزندپروری (کنترل، محبت) و سه بعد سبک زندگی (رشد معنوی، مسئولیت پذیری سلامت و ورزش و فعالیت فیزیکی) رابطه معناداری وجود داشته (001≥p) و بین خطرپذیری نوجوانان با سه بعد سبک زندگی (روابط بین فردی، مدیریت استرس و تغذیه)؛ رابطه معناداری وجود ندارد (05/0≤p). همچنین بر اساس ضریب تعیین به دست آمده؛ سبک های فرزندپروری و سبک زندگی سلامت در نوجوانان قادرند به میزان 30 درصد از تغییرات خطرپذیری نوجوانان را تبیین کنند. همچنین بر اساس ضرایب بتای به دست آمده؛ سبک زندگی سلامت تاثیر بیشتری نسبت به سبک فرزندپروری در بروز خطرپذیری نوجوانان دارند.

    نتیجه گیری

    یافته های این مطالعه نشان داد که اثر سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت در نوجوانان بیشتر از سبک فرزندپروری در نوجوانان است. بنابراین برنامه ریزان آموزشی و تربیتی باید به سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت نوجوانان توجه کافی داشته باشند.

    کلیدواژگان: خطرپذیری نوجوانان، سبک فرزندپروری، سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت
  • فرزین امینی، خسرو رمضانی*، علیرضا ماردپور صفحات 3048-3059
    مقدمه

     اختلال نارضایتی جنسیتی به دلیل شرایط اجتماعی جوامع، معمولا برای افراد آسیب‌های روان‌شناختی ایجاد می‌کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش گروهی ذهن‌آگاهی بر اضطراب و افسردگی مبتلایان به اختلال نارضایتی جنسیتی انجام گرفت.

    روش کار

     پژوهش حاضر نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل مردان و زنان مبتلا به اختلال هویت جنسی مراجعه کننده به سازمان بهزیستی شیراز در سال 98-1397 بود. در این پژوهش تعداد 30 فرد با روش نمونه‌گیری غیرتصادفی دردسترس انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه های آزمایش و گواه گمارده شدند (هر گروه 15 نفر). گروه‌ آزمایش مداخله آموزش گروهی ذهن‌آگاهی (8 جلسه) را طی دو ماه دریافت نمودند. پرسشنامه‌های مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه اضطراب (AQ) و پرسشنامه افسردگی (DQ) بود. داده‌ها به شیوه تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    نتایج

     نتایج نشان داد که آموزش گروهی ذهن‌آگاهی بر اضطراب و افسردگی افراد مبتلا به اختلال نارضایتی جنسیتی تاثیر دارد (0001/0>p). چنان که این آموزش گروهی توانسته منجر به کاهش اضطراب (61/0) و افسردگی (49/0)  این افراد شود.

    نتیجه‌ گیری: 

    بر اساس یافته‌های پژوهش حاضر می‌توان چنین نتیجه گرفت که آموزش ذهن‌آگاهی با بهره‌گیری از فنونی همانند افکار، هیجانات و رفتار آگاهانه می‌تواند به عنوان یک روش کارآمد جهت کاهش اضطراب و افسردگی افراد مبتلا به اختلال نارضایتی جنسیتی مورد استفاده گیرد.

  • الهه حق پرست نصرآبادی *، راجیه دوزنده، سمیه جلالی تبار، آیسان سهرابی صفحات 3061-3069

    شرایط کرونا همه ابعاد زندگی را تحت تاثیر قرار داده است که از جمله آنها ارتباط زناشویی است. پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان ارتباط تاب آوری و تعارضات زناشویی زوجین ایرانی در دوران فاصله گذاری اجتماعی شیوع ویروس کرونا در سال 1399 انجام شد. روش کار روش این پژوهش توصیفی و از نمونه طرح‌های همبستگی بود. جامعه پژوهش حاضر زوجین در دوران فاصله گذاری اجتماعی شیوع ویروس کرونا سال 1399 می باشد که با توجه به نوع تحقیق، حجم نمونه آماری 100 نفر که برابر 50 زوج تعیین گردید و با استفاده از روش نمونه گیری خوشه‌ای تصادفی از بین جامعه آماری انتخاب شد. ابزار پژوهش پرسشنامه‌های تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) و تعارضات زناشویی ثنایی ذاکر و براتی (1387) بود. اطلاعات گردآوری شده با بکار‌گیری تحلیل همبستگی پیرسون و رگرسیون همزمان در نرم افزار spss23 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نتایج مطالعه نشان داد تاب‌آوری و مولفه‌های آن با تعارضات زناشویی رابطه منفی دارند، در مجموع هرچه تاب‌آوری و مولفه کنترل بیشتر باشد مقدار تعارضات زناشویی کمتر است. نتیجه گیری با توجه به نتایح بهتر است زوجین در دوران فاصله گذاری اجتماعی شیوع ویروس کرونا با همسر خود منعطف‌تر برخورد نمایند تا کمتر در دام تعارضات زناشویی افتند.

    کلیدواژگان: تاب آوری، تعارضات زناشویی، فاصله گذاری اجتماعی، ویروس کرونا
  • حجت الله میاندهی رودسری، زهره شکیبایی*، علی خلخالی صفحات 3070-3083

    در این پژوهش رابطه بین بهره هوشی با سبک های یادگیری بررسی شد و برای این منظور، راهکارهای شخصی سازی آموزش بوسیله شناسایی ارتباطات ناشناخته و مبهم بین داده های ایجاد شده مورد ارزیابی قرار گرفت. در این پژوهش برای پیدا کردن این ارتباط از یکی از روش های داده کاوی به نام کاوش قوانین انجمنی[1] استفاده شده است. در این پژوهش بوسیله طراحی سایت و پیاده سازی آن در مدارس پایگاه کلان داده ای ایجاد و روابط مبهم میان ویژگیهای جمعیت شناختی نظیر جنسیت، استعداد کاری و بهره هوشی، نتایج و علایق تحصیلی با سبک های یادگیری کشف گردید که در نهایت از این طریق برای شخصی سازی یادگیری دانش آموزان راه کارهایی تبیین گردیده است. نوآوری این روش نسبت به روش های دیگر جنبه دینامیک و پویا بودن آن است. با اجرای سامانه داده پردازی دانش آموزان می توانیم در زمانهای مختلف از ایتدای تحصیل تا انتهای آن بطور کامل فعالیت های دانش آموزان را رصد نمود. در این پژوهش سه ماژول برای نمونه انتخاب شده بود و هدف اثبات کاربست کلان داده ها در یادگیری دانش آموزان بوده است.

    کلیدواژگان: بهره هوشی، سبک یادگیری، نتایج تحصیلی
|
  • Comparison of the effectiveness of schema-based parenting style with need-centered mind-conscious parenting style in reducing stress, anxiety, and depression in single-parent families
    Ali Ghasemi, Seyedhamid Atashpour *, Ilenaz Sajjadian Page 10

    Perpuse: Parenting is a natural process for parents, but due to attachment style and inappropriate parenting patterns, it may not be done properly and may cause stress, anxiety and depression. Therefore, according to the theoretical framework of each parenting method, there are different styles and according to the variables of each parenting style, there is a different effectiveness. The aim of this study was to compare the effectiveness of schema / need-based parenting style with mindful parenting style on reducing stress, anxiety and depression in single parents.

    Method

    The research method was quasi-experimental with pre-test-post-test and control group and the statistical population was 1730 single parents in 1396 in Isfahan city. Three groups (control, schema-based / need-based training and mindfulness training) were assigned. DASS-42 questionnaire was used to measure the research variables. Duplicates were analyzed.

    Results

    Based on the results, it was found that parenting style education in both groups had a significant effect on reducing stress, depression and anxiety of single parents and this effect remained in the follow-up stage. Was.

    Conclusion

    Considering the significant validity of schema / need-based parenting method on reducing depression, stress and anxiety of single parents, the use of this parenting method is recommended to educators, parents and mothers, especially single parents.

    Keywords: Parenting, Schema, Mindfulness, Depression, Anxiety, stress
  • Comparison of the Effects of Parenting Behavioral Management Training (Based on Functional Behavior Assessment Approach), Neurofeedback and Drug Therapy on Attention, and Focus, Behavioral Problems, and Social-Emotional Adjustment in Children with Attention Deficit / Hyperactivity Disorder
    Mahboobeh Omidinejad, Jacenthe Salibi *, Hooman Namvar Page 19
    Introduction

    Children have certain stages of development throughout their lives. Some children, for various reasons, are unable to successfully pass these stages and meet their expectations and developmental tasks in a natural way that results in social, emotional, The purpose of the present study was to investigate the effects of parental behavioral management training interventions (FBA), neurofeedback, and drug therapy on attention and concentration, behavioral problems, and emotional-social adjustment in children with attention deficit / hyperactivitywas disorder.

    Methods

    The study was quasi-experimental with pre-test and post-test with control group. A sample of 80 individuals was randomly assigned into two experimental and control groups by purposeful and voluntary random sampling. For these subjects, the Parent Behavioral Management Training Package, Roswell et al. (1956) Continuous Performance Test, Sinn and Singh's (1993) Student Adaptation and Achenbach Child Behavior Checklist were completed in the pre-test and post-test stages. In this study, descriptive and inferential statistics calculations of multivariate analysis of covariance were analyzed using the twenty-second version of SPSS software version 12.

    Results

    The results showed that the efficacy of the intervention approach was more than the parent and neurofeedback behavioral management training in reducing the problems of overactive children in the three areas under study, respectively. (001/0> P)

    Conclusion

    Behavioral management training of parents, neurofeedback and drug therapy had a significant effect on enhancing the experimental group's improvement.

    Keywords: Parent Behavioral Management Training, Functional Behavior Assessment Approach, Neurofeedback, Drug therapy, Attention, Focus, Social Emotion Adaptation, Child Behavioral Problems
  • Laleh Naderi, Jamshid Banaei Borojeni *, Mehdi Kargarfard, Saied Keshavarz Pages 2642-2652
    Introduction

    Exercise increases glucose intake and is an effective way to control diabetes mellitus. The aim of this study was to investigate the effect of interval and continuous exercise on GDF-15, pancreatic beta cell function and insulin resistance in women with type 2 diabetes.

    Materials and Methods

    45 women with type 2 diabetes with a mean age of 38.69±3.11 and fasting blood sugar of 9.78±1.25 mmol/l were randomly divided into three groups: continuous exercise, interval exercise and control. Continuous exercise consisted of twelve weeks, 3 sessions per week from 50 to 75% of maximum heart rate. Interval exercise continued from 75 to 90% of maximal heart rate. Sampling was performed before and after the intervention. Dependent t-test was used to compare within-group changes and analysis of covariance was used to compare between groups.

    Results

    According to the statistical results, in the continuous group, a significant decrease was seen in the post-test compared to the pre-test, and in the interval group, an increase in the level of GDF-15 was observed. There was a significant difference between the mean insulin resistance in the pre-test and post-test periods in the continuous and interval groups compared to the control group. In the continuous and interval groups, there was a significant difference between the mean performance of beta cells in the pre- and post-period periods compared to the control group (P= 0.05).

    Conclusion

    Performing a period of continuous and interval exercise is effective in improving beta cell function, blood glucose Reduction and improving insulin resistance.

    Keywords: Interval training, Continuous Training, Growth differentiation factor 15, Pancreatic Beta Cells, insulin resistance
  • Majid Vatankhah *, Mehrdad Melekshoar Pages 2654-2665
    Introduction

    Pain after surgery is an unpleasant experience. This process causes physiological disorders in all systems of the body. Nonsteroidal anti-inflammatory drugs (NSAIDs) are among the most widely used drugs to control postoperative pain. Therefore, this study was performed to compare the prophylactic effect of intravenous ibuprofen and intravenous ketorolac in pain control after upper extremity surgery.

    Methods

    In this randomized double-blind clinical trial study, 60 patients with anesthesia class I and II underwent upper limb orthopedic surgery. Patients were randomly divided into intravenous ibuprofen and ketorolac. Systolic and diastolic blood pressure, mean arterial pressure and heart rate before surgery, 1, 10 and 20 minutes postoperatively were recorded. Pain was measured before, 6, 12 and 24 hours after surgery. Data analysis was performed using SPSS software version 21 and using descriptive and inferential statistical tests.

    Results

    Ibuprofen and ketorolac groups were similar in terms of gender, age, BMI and ASA. The results of Mann-Whitney test showed that there was a significant difference between ibuprofen and ketorolac groups in terms of pain at 6 hours postoperatively (p <0.05). At 6 hours postoperatively, the mean pain in patients in the ibuprofen group was higher than in the ketorolac group. Also, the results of Friedman test showed that the pain trend was significant in the ketorolac and ibuprofen groups (p <0.05).

    Conclusion

    Based on the results of the present study, injection of 30 mg intravenous ketorolac had more pain relief than 400 mg ibuprofen during the study, especially in the first 6 hours after surgery among patients undergoing upper limb orthopedic surgery.

    Keywords: Intravenous Ibuprofen, Ketorolac, Pain, Orthopedics, Upper Limb
  • Yaseman Abed, Shahnam Abolghasemi *, Javad Khalatbari Pages 2666-2679
    Introduction

    Having a disabled child can be associated with experiencing negative emotions in the parents, including their mothers. Such negative emotions may include guilt, shame, sadness, anxiety and worry, anger and tension, and despair. The present study was conducted to evaluate the effectiveness of acceptance and commitment therapy on hope and distress tolerance in mothers of children with physical-motor disabilities.

    Methods

    The research method was semi-experimental with pre-test, post-test, and follow-up with a control group. The statistical population was comprised of all mothers of children with physical-motor disabilities who referred to schools for physically disabled children in Tehran during April to July 2019. Purposive sampling was used to select 30 female subjects who were then randomly assigned to the experimental (n = 15) and control groups (n = 15). In the pre-test stage, Adult Hope Scale and Distress Tolerance Scale were administered. Afterwards, the experimental group was treated for 8 sessions while the control group did not receive any intervention. Finally, both groups participated in post-test and follow-up (3 months). Repeated measures analysis of variance was used to analyze the data.

    Findings

    The results showed a significant difference between the experimental and control groups after the treatment. Consequently, the mean score of hope and distress tolerance in the experimental group increased compared to the control group (P <0.001).

    Conclusion

    Based on the findings, it can be concluded that acceptance and commitment therapy is effective in improving hope and distress tolerance in mothers of children with physical-motor disabilities.

    Keywords: Hope, Distress tolerance, Acceptance, commitment therapy
  • Gholam Reza Hashemi Tabar *, Kowsar Assad Allah Poor, Mehrnaz Rad Pages 2681-2691
    Introduction

    Metallo-β-lactamase (MBL) produsing Pseudomonas aeruginosa has emerged as a threat to hospital infection control, due to its multi-drug resistance. Nowadays treatment of this infection is a serious problem due to spreading of antibiotic resistance. In this study, the frequency of blaVIM (1,2) , blaIMP(1,2) genes in P.aeruginosa strains isolated from samples of of health centers in Khorasan Razavi province was investigation by phenotypic and genotypic methods.

    Materials and Methods

    Totally 74samples of P.aeruginosa were collected from Khorasan Razavi's hospitals during the years of 2017-18  and identified by biochemical methods. In these strains, the production of Metallo-β-lactamase was measured by Combined disk method and the presence of blaVIM (1,2) , blaIMP(1,2) gene was investigated by multiplex PCR method.

    Results

    The highest rate of infection is related to urinary culture (45.94%). Totally, 38 samples (51.35%) were diagnosed as MBL by Combined disk method. in Multiplex PCR 11 samples (14.8%) contained blaVIM1 gene, 3 samples (4%) contained blaVIM2 genes. 12 samples (16.2%) contained blaIMP2 genes and None of the strains contain the blaIMP1 gene.

    Conclusion

    The blaVIM1 and blaIMP1 gene has the highest frequency among the samples and The highest rate of infection is related to the urine specimen. Considering the increasing of antibiotic resistance, identifying the type of resistance and selecting the appropriate drug can be a major step in the treatment and control of infections caused by this bacteria.

    Keywords: Metallo-beta-lactamases gens, Pseudomonas aeruginosa, Multidrug resistanc
  • Neda Javadi, Shirin Kooshki *, Fatemeh Golshani, Anita Baghdasarians Pages 2692-2702
    Introduction

    Most women experience one of the symptoms of PMS and these symptoms affect the quality of life and relationships of women in the family, workplace and community. The aim of this study was to investigate the effect of individual and couple Emotion Focused Therapy on the severity of premenstrual symptoms.

    Method

    The research design was quasi-experimental pre-test and post-test with three experimental groups and control group. The statistical population of the study consisted of all married women in Tehran. From this population, 54 people were selected as a statistical sample by the available method and randomly replaced in three groups (two experimental groups and one control group). The required findings were collected using the Premenstrual Syndrome Questionnaire (Steiner et al., 2003) in three rounds: pre-test, post-test and follow-up test, and using repeated measures analysis of variance test Was analyzed.

    Results

    The results showed that the mean severity of premenstrual symptoms in individual and couple Emotion Focused Therapy groups decreased compared to the pretest and the results of repeated measures analysis of variance showed that the effect of therapies on The reduction in the severity of premenstrual symptoms was significant and stable (p≤0.001) and the results of comparing individual and couple Emotion Focused Therapy showed that there was no significant difference between individual and couple Emotion Focused Therapy approaches.

    Conclusion

    Considering the effectiveness of individual and couple Emotion Focused Therapy, this approach can be used as one of the intervention methods by marriage counselors and family therapists.

    Keywords: Emotion Focused Therapy, Couples Therapy, Premenstrual Syndrome
  • Gita Faghihi *, Fariba Iraji, Maedeh Sadat Hoseyni, Mina Saber, Minoo Jelvan Pages 2703-2712
    Introduction

    A special type of alopecia called androgenetic alopecia is one of the most common skin and hair diseases, and topical minoxidil solution is one of the best treatments. Studies have shown that the use of topical 5% minoxidil solution in patients with androgenetic alopecia reduces hair loss, increases patients' satisfaction with recovery and increases hair growth. Also, the therapeutic effects of flutamide in women with hair loss have been shown that flutamide is a very suitable treatment regimen for the treatment of these patients and its low doses are very suitable and have few side effects. Accordingly, the aim of this study was to compare the therapeutic effects of 5% minoxidil solution with the combined solution of minoxidil 5% and flutamide 2% in patients with androgenetic alopecia referring to Isfahan Skin Clinic.

    Methods

    This study was a randomized double-blind clinical trial that was conducted as a preliminary study from the summer of 1397 to the summer of 1398 in Al-Zahra Hospital. After identifying patients with mild to moderate androgenetic alopecia as a simple coincidence available to 40 people, they were randomly divided into two groups of cases and 20 subjects. Patients in the control group received 5% minoxidil solution, 1 cc each 20 drops 2 times a day, and patients in the combined group received 2% flutamide and 5% minoxidil in the same way for 9 months. The required data were collected based on the checklist. After collecting the data in SPSS software, version 22 was examined at a significance level of 0.05.

    Results

    There was no significant difference between gender, age, hair thickness in the two groups of case and control (P>0.05), but there was a significant difference between hair thickness in the two groups of case and control after intervention (P<0.05). There was no significant difference between hair thickness in the case and control groups before the intervention (P>0.05), but there was a significant difference after the intervention (P<0.05). There was a significant difference between hair thickness in the case group before and after the intervention (P<0.05), but there was no significant difference in the control group before and after the intervention (P>0.05). There was a significant difference between hair size in the case and control group before and after the intervention (P<0.05). However, the difference between the mean of the control group before and after the intervention does not show much difference. There was a significant difference between patient satisfaction and physician satisfaction in both case and control groups (P<0.05). There was no significant difference between the time of admission in the two groups of case and control (P>0.05).

    Conclusion

    According to the results of this study and since conducting this study was an introduction to better understanding the therapeutic effects of minoxidil and flutamide in the treatment of androgenetic alopecia and comparing its therapeutic effects in men and women with androgenetic alopecia, so the necessary measures can be taken. He used a combination of these two drug solutions.

    Keywords: 5% minoxidil solution, 2% flutamide, androgenetic alopecia, Skin disease
  • Afshin Rahbarghazi *, Marefat Siahkouhian Pages 2713-2722
    Introduction

    Curcumin has an effective protective and therapeutic role in antioxidants that can play an important role during exercise. Therefore, this study aimed to investigate the effect of swimming training and curcumin supplementation on antioxidant indices inactive young men. 

    Subjects & Methods

    In this quasi-experimental study, 40 young men with an age range of 25-20 years were randomly and purposefully selected and divided into four groups of exercise with curcumin, exercise, curcumin, and control. Curcumin was administered orally at a dose of 80 mg nano-micelles daily for four weeks by the groups. Swimming exercises were held for one week for four weeks and three days a week. Blood samples were taken at baseline after the last training session. Paired t-test, one-way ANOVA, and Bonferroni post hoc tests were used for statistical analysis of data.

    Results

    The results showed that SOD, CAT, and GPx enzymes increased in the exercise group with curcumin (P≤0.05). In addition, curcumin was able to improve the levels of SOD and CAT enzymes (P≤0.05). Also, no difference was observed in the training and control groups in all three enzymes (P> 0.05).

    Conclusion

    According to the results of this study, it can be suggested to use curcumin supplements to increase the effects of swimming exercises to improve the level of antioxidant enzymes.

    Keywords: Swimming training, Curcumin, Antioxidant enzyme
  • Susan Darroudi, Sara Saffar, Emadzadeh Maryam, Behzad Senobari, Majid Ghayour-Mobarhan, Mohsen Mouhebati Pages 2723-2733
    Introduction

    Cardiovascular disease is estimated the cause of 17.3 million deaths annually in the world and 27.4% of deaths in Iran. Since the common risk factors cannot currently predict all causes of cardiovascular disease, researchers have suggested that other factors such as oxidative stress, trace elements, inflammation, and homocysteine may be potential contributors to cardiovascular disease. Therefore, in this study, we assess the association of serum level of homocysteine with the severity of coronary artery involvement.

    Material and Methods

    In this cross-sectional study, 347 patients referred to Ghaem Hospital for angiography and 103 healthy individuals without cardiac symptoms were evaluated. Subjects were divided into five groups with more than 50% stenosis of one (1), two (2), and three (3) arteries, individuals with normal angiography or less than 50% involvement (4), and healthy subjects (5). Serum homocysteine level was measured by ELISA at Bou-ali Research Institute. Statistical data analysis was performed using SPSS software version 21.

    Results

    In this research, 106 healthy people, 91 normal people, and 80, 87, and 89 people with stenosis in one, two, and three arteries, respectively were studied. The mean homocysteine in the groups with stenosis of one, two, and three vessels was significantly higher than the normal and healthy groups (P <0.001). The results of logistic regression analysis showed that increment of one unit of homocysteine raised the chance of vascular involvement in people with one, two, and three-vessel involvement into 1.235 (1. 053-1. 273), 1.289 (1.125-1.414), 1.461 (1.326-1.611), respectively (P <0.001)

    Conclusion

    The results of the present study showed that increase in concentration of homocysteine as an independent risk factor can lead to greater prevalence and progression of vascular stenosis.

    Keywords: Coronary Angiography, Homocysteine, Aortic stenosis
  • Mohammadhasan Asayesh, Masoud Mohsenalhosseini, Fahimeh Bahonar * Pages 2733-2747
    Introduction

    Doctors and nurses are at the forefront of the fight against Covid-19 disease. The aim of this study was to identify behavioral reactions and coping physicians' improvements in Covid-19 disease.

    Methods

    In the present study, the phenomenological method was used. The population of this study included all physicians who recovered from Covid-19 disease in Shahid Sadoughi Hospital in Yazd between March 2020 and June 2020.Sampling was purposefully selected and studied through in-depth semi-structured interviews and sampling continued until theoretical saturation. Colaizzi method was used to analyze the data.

    Results

    Data analysis led to the identification of 2 main themes, 8 sub-themes and 30 basic concepts. The first theme was "Effective Behavioral Reactions." Effective behavioral reactions included a set of reactions that included sub-themes: 1- self-management, 2- supportive behaviors, 3- relationship management, 4- effective emotion-based coping, and 5- problem-based coping. The second major theme was "dysfunctional behavioral reactions." Dysfunctional behavioral reactions included a set of reactions that included sub-themes: 1- avoidance behaviors, 2- pathological behaviors, and 3- rebellion and laziness.

    Conclusion

    Overall, the results of this study showed that the experience of physicians with Covid-19 has severe and adverse consequences and sometimes growth, which were classified into two main axes of efficient behavioral reactions and dysfunctional behavioral reactions. This article is an approach to continue the study of psychological reactions and the development of psychological intervention protocols.

    Keywords: Behavioral reactions, Covid-19 disease, Physicians, phenomenological study
  • Bentolhoda Sobati, Hossein Zara, Susan Alizadehfard, Mahdiyeh Rahmanian Pages 2748-2764
    Introduction

    Researchers seek to find more effective therapeutic approaches to treat various diseases. The aim of this study was to compare meta-analysis of the effectiveness of second and third wave therapies on chronic pain.

    Methods

    The research method is meta-analysis. The study population includes all scientific research articles published in Iran that have been performed in the field of effectiveness of second and third wave psychological treatments for chronic pain. The sample size also includes scientific research articles that have been published between 2001 and 2017 and have the necessary conditions in terms of methodology. The research tool is a content analysis checklist by examining the magnitude of the effect of each of the second and third wave psychotherapies. The effect size scale was the mean difference and the statistical analysis was performed with comprehensive meta-analysis software.

    Results

    The results showed that the average size of Cohen's effect in the second wave studies was 1.816 and in the third wave studies was 1.181 and in 74% of cases, second wave psychotherapy and in 65% of cases, third wave psychotherapy had a significant effect on chronic pain intensity. has it.

    Conclusion

    It seems that the second and third wave psychotherapy has a high effect on reducing the severity of chronic pain. However, the effect of the second wave of psychotherapy is greater.

    Keywords: Second wave therapies, Third wave therapies, Chronic pain
  • Firoozeh Majdi, Mustafa Bolghan-Abadi*, Ahmad Mansouri, Mahdi Akbarzadeh, Mohamad Reza Khodabakhsh Pages 2766-2777
    Introduction

    With the increasing use of social networks and cyberspace, cyber bullying has also increased in the virtual world. The aim of this study was to investigate the mediating role of anger rumination in the relationship between family functions and cyber bullying in adolescents.

    Methods

    The method of the present study was descriptive-correlational through structural equation modeling. The statistical population included all adolescents aged 15 to 17 in the second and third grades of high school in Mashhad who were studying in the academic year 1399-1400. The sample size was 471 people which was done by cluster sampling method and through an online questionnaire in schools of the second district of Mashhad. The research instruments included Patchin and Hindoja (2016) cyber bullying questionnaire, Epstein and Bishab family function (1983) and the rumination of anger of Sokhodolovski et al. (2001). Data analysis was performed using structural equations in Spss26 and Smart PLS3 software.

    Results

    The results of structural equations showed that direct paths from family functioning components including emotional intercourse, problem solving, roles and control to anger rumination, as well as direct path from anger rumination to cyber bullying and family functions to cyber bullying were significant. And indirect paths from family functioning to cyber bullying mediated by rumination were not significant.

    Conclusion

    Based on the results of this study, family functioning and anger rumination can predict cyber bullying in adolescents.

    Keywords: Family functions, Ruminant rumination, Cyber bullying, Adolescents
  • Reza Shojaeian *, Emadzadeh Maryam, Faezeh Bandani Pages 2778-2784
    Introduction

    Each unit of donated blood is a valuable health system resource that may rescue a life so we should try to improve the blood product consumption. In this study we assessed the protocols of packed blood cell reserve and consumption to improve these strategies in Dr. Sheikh and Akbar children’s hospitals.

    Method and Materials

    This is a descriptive retrospective study of blood product consumption during 2015-2016 in two academic hospitals of Dr.Sheikh and Akbar children’s hospitals. All reserved and consumed Packed blood cells were evaluated and compared between two time periods before and after applying new blood product request strategies in pediatric surgery ward.

    Results

    Among 179 reserved packed blood cells in Dr.Sheikh Hospital, only 14 units were consumed  so the consumption/reserve ratio was  7.8% while among 36 reserved packed blood cells in Akbar Hospital , only 5 units were consumed  so the consumption/reserve ratio was 19.4%. CAH surgery and cleft palate increased the packed blood consumption rate as 17.4 and 3.1 times respectively.

    Conclusion

    packed blood cell reserve strategies modifications based on patients’ condition and the type of surgery instead of just a rigid and routine protocol will improve the consumption to reserve rate of blood products.

    Keywords: Blood reservation, Blood consumption, Packed cell, Pediatrics
  • Fatemeh Khazaei, Rahim hamidi poor *, Davod Taghvaei, Zabih Pirani Pages 2784-2793
    Introduction

    Research has shown that reality therapy can affect many psychological issues. Therefore; The aim of this study was to determine the effectiveness of localized couple therapy based on reality therapy on marital conflicts.

    Methods

    The research method was quasi-experimental with pretest-posttest design and follow-up with the control group. The statistical population included all couples referred to Kermanshah Transplant Counseling Center. Statistical sample consisted of 20 conflicting graft pairs that were selected by available sampling method and randomly assigned to experimental and control groups. The research instrument was the revised Marital Conflict Questionnaire - 54 questions by Bagheri et al. Analysis of variance with repeated measures with SPSS software version 25 was used.

    Results

    The results showed that there is a significant difference between the pre-test-post-test, pre-test-follow-up stages, which indicates the effectiveness of reality-based education in improving marital conflict between couples.

    Conclusion

    It seems that localized couple therapy based on reality therapy has an effect on marital conflicts. It is recommended to do similar research with more samples to increase the external credibility of the research.

    Keywords: Couple Therapy, Reality Therapy, Marital Conflicts
  • Masoomeh Ghodrati, Mohammad Hatami *, Hakimeh Aghaei Pages 2794-2806
    Introduction

     Using programs and comparing them with each other according to ethnic cultural situations in most parts of the world is one of the researches considered by scientists. Therefore; the aim of the present study was to compare the effectiveness of the Pennsylvania prevention program in both classical and adapted to Iranian-Islamic criteria on the thematic relationships of mothers of children with autism spectrum disorders.

    Methods

     For this purpose, among the mothers of students with autism spectrum disorders who had a file in Shahroud Rehabilitation Center and their autism was identified and registered by a psychiatrist, 45 volunteers were selected by availability and completely randomly. They were replaced in two intervention groups and one control group, so that each group included 15 people. The interventions were performed in five two-hour weekly sessions and participants answered the Bell Thematic Relationship Questionnaire before and after. Data analysis was performed using multivariate covariance statistical method.

    Results

     The results of the research showed that there is a significant difference between the effectiveness of these two methods of intervention on the thematic relationships of mothers of children with autism spectrum disorders.

    Conclusion

     The Pennsylvania Prevention Program seems to be effective based on Iranian-Islamic criteria for insecure attachment scales and social incompetence Thematic relationships of mothers of children with autism spectrum disorders.

    Keywords: Pennsylvania Prevention Program, Iranian Islamic Standards, Objective Relations, mothers, Autism
  • Ghasem Khaloei, SeyyedAli Aleyasin *, Hassan Heidari, Hosein Davoudi Pages 2807-2825
    Introduction

    Multiple sclerosis is a chronic neurological disease whose treatment methods have been considered by researchers in various fields. Therefore, the aim of this study was to compare the effectiveness of educational intervention based on hope therapy approach and mindfulness-based cognitive therapy approach on perceived social support of women with MS.

    Methods

    The present study was a quasi-experimental with pre-test-post-test design and quarterly follow-up with a control group. The statistical population of the present study consisted of all women with inflammatory bowel disease and a member of the Iranian inflammatory disease association. From this population, 36 people were selected by available non-random sampling method. The research instrument was the Perceived Social Support Questionnaire of Zimet et al. (1988). The experimental groups then received cognitive-therapeutic interventions based on mindfulness and hope therapy, and the control group did not receive any intervention. Data were analyzed using mixed analysis of variance using SPSSV19 software.

    Results

    The results showed that there was a significant difference in the perceived social support variable between the three groups (P <0.05). Intervention groups in the social support variable were significantly different from the control group. Also, there was a significant difference between the two groups of hope therapy and mindfulness-based cognitive therapy in the social support variable (P <0.05)

    Conclusion

    Therefore, it can be said that mindfulness and cognitive therapy methods based on mindfulness are effective on perceived social support of women with multiple sclerosis.

    Keywords: Perceived Social Support, Mindfulness-Based CognitiveTherapy, Hope Therapy, Multiple Sclerosis, Women
  • Zohre Irannezhad, Rahim Hamidipour *, Hassan Heidari, Hosein Davoudi Pages 2826-2836
    Introduction

    Sexual reluctance is one of the most common sexual disorders in women that causes a major part of marital dissatisfaction and reduced intimacy between couples. The aim of this study was to investigate the effectiveness of acceptance and commitment therapy group training on attachment, intimacy and sexual satisfaction in women with sexual reluctance.

    Method

    The statistical population consisted of all married women in Najafabad in 1398. According to inclusion and exclusion criteria, 40 people were selected using available sampling method and randomly assigned to groups. The instruments used in this study were Collins and Reid Attachment Styles Questionnaire, Thompson and Walker Marital Intimacy Questionnaire and Rosen et al.'s Sexual Performance Index. Multivariate analysis of covariance was used to analyze the results at a significant level (α = 0.05).

    Results

    The results showed that group training interventions based on acceptance and commitment could have a significant effect on improving the mean of marital intimacy (P <0.001) and sexual satisfaction (P <0.001). These interventions also had a significant effect on improving the mean of secure attachment styles (P <0.001), avoidant insecurity (P <0.05) and ambivalent insecurity (P <0.001).

    Conclusion

    Considering the significant effectiveness of group therapy training based on acceptance and commitment on research variables, it seems that the implementation of this group therapy method at large levels of society can improve the mental health of women in society.

    Keywords: group training based on acceptance, commitment therapy, Marital Intimacy, Sexual satisfaction, Attachment Styles
  • Zahra Tayebi, Zeynab Gol Chehre Rahimi, Ali Mashhadi Pages 2837-2843
    Introduction

    Coronavirus (Covid-19) has caused changes in the social life of people around the world. These changes include disruption of daily habits and access to public communities and health and education services. The purpose of this article is to investigate the symptoms of children with autism, before and after Quarantine-19 quarantine.

    Methods

    The present study is a prospective comparative causal study aimed at investigating the effects of quarantine and withdrawal from society on the severity of symptoms of the disorder in children with autism. The statistical population was all children aged 6 to 13 years with autism in Tehran. For this purpose, 30 of these children, who were selected as the available sample, were tested with the Gilliam (Garz) Autism Diagnostic Test. This test was performed on the eve of the unforeseen general quarantine of Covid-19 in early March 2017. After the end of the quarantine period, the test was answered again by the parents of these children. The obtained data were analyzed using the statistical analytical method of multivariate analysis of variance with repeated measures using SPSS software version 25.

    Results

    The results showed a significant difference in the severity of symptoms of children with autism before and after quarantine (P≥0.001).

    Conclusion

    It seems that the reduction of social relations, withdrawal from society and lack of access to education and rehabilitation services for children with autism can be significantly related to increasing the symptoms of the disorder in these children.

    Keywords: Symptoms of children with autism before, after Quaid, 19 disease quarantine: A comparative study
  • Ali Mahmoodzadeh Marghi, Fariba Mireskandari *, Mohammad Sadegh Farbod Pages 2845-2854
    Introduction

    Social developments in the past few decades globally, the family system has faced many changes, challenges and gradually reducing the satisfaction of family members, causing psychosocial disruption and increasing cases such as tendency divorced. The aim of this study was to study the role of communication skills, conflict resolution, and problem solving in predicting divorce tendency among married women and men.

    Methods

    The statistical population of the study included all couples in Kashan, 383 of whom were studied using cluster sampling method and data were analyzed using SPSS software. The instruments used were Qaderzadeh et al.'s Divorce Tendency Scales (2012), Rahim Conflict Resolution Scale (1983) and Communication Skills and Problem Solving Scale by Yarmohammadi Vasel et al. (2010).

    Results

    Findings showed that there is an inverse and significant relationship between problem solving skills, coping with stress, communication skills, assertiveness, self-awareness, empathy, conflict resolution, sexual skills and affection with a tendency to divorce (r= -0.187). Multiple regression analysis by stepwise method also showed that among the factors, only two factors, communication skills and love and emotional interaction, and decision making have a significant role in predicting the divorce tendency (p<0.05).

    Conclusion

    It seems that having communication skills of love and emotional interaction and decision-making skill may play a role in reducing the divorce tendency by reducing conflict between spouses.

    Keywords: Divorce, Communication, Conflict Resolution, Problem Solving
  • Somayeh Ghavidel *, Samaneh Nozar, Nosrat Riahinia Pages 2855-2871
    Background and Aim

    Brucellosis, as the most important and most common disease between humans and animals  (Zoonosis), in the field of emergence and recurrence of infectious diseases, has many damages and dangers. The control and eradication of the Brucellosis has always been considered by experts and articles and books have been published in the form of scientific collaborations. The study was to investigate the status of the "Co-authorship Social Network Centrality" in Brucellosis.

    Method

    This research is applied research that was performed using scientometric methods with an analytical approach. All Brucellosis publications indexed on the WOSCC from 1901 to 2020 cover this article's statistical population. MeSH was used to identify keywords were used to analyze the data. Excel 2016, UCINET 6.528.0.0 and Netdraw software were used to analyze the data.

    Results

    The publication trend of Bursellose territory was upward and the highest in 2019 with 398 articles. The "Journal of Clinical Microbiology" and "Blasco, Jose-Maria" were the most influential journals  and authors Impact Factor and h-index. "FERREIRA, F," "LETESSON, JJ" is in the first rank of the Degree of centrality and betweenness centrality of the Brucellosi, respectively. Five authors had the same centrality of closeness and the same chance in all citations.

    Discussion and Conclusion

    Scientific collaboration is a complex phenomenon that improves the sharing of capabilities and new scientific knowledge. Examining coauthored social networks' characteristics could provide valuable information about the essential and influential author in the brucellosis network. Study of Social networking indicators coauthors could provide valuable information about important and influential people in the Brucellosis network. The results of the above analysis are a guide for experts and scientific centers in decision-making and policy-making of scientific collaborations and budget allocation.

    Keywords: Brucellosis, Brucella, Social Network Analysis (SNA), Centrality indicator, Co-authorship
  • Zahra Asgari, Hassan Momtaz * Pages 2872-2881
    Objective & Aim

    Various methods, such as genotyping based on coa gene and PCR-based methods, have been used to genetically classify Staphylococcus aureus. In the present study, coa gene tracking was used for genotyping of Staphylococcus aureus strains.

    Results

    Of the 220 clinical samples obtained from the most common nosocomial infections in hospitalized patients in Chaharmahal and Bakhtiari province, 92 samples (41.81%) were infected with Staphylococcus aureus and were traced in 46 isolates of coagulase encoding gene. Based on a multiplied band of coa gene proliferation isolated in coa+ isolates, four I to IV genotypes were identified from the coa gene, with 29 isolates in the coaI type, 9 isolates in the coaII genotype, 3 isolates in the coaIII genotype, and 5 isolates in the coaIV genotype. In the RFLP test using the AluI enzyme, in the coaI type isolates, there were three 140,170,210 bp fragments, in the coaII type isolates, two 450 and 260 bp fragments, and in the coaIV type isolates, three 450,170 and 210 bp fragments were observed, but in the isolates belonging to coaIII type, no enzyme digestion was found.

    Conclusion

    Overall, the PCR-RFLP coa gene is a rapid and reliable method for the molecular identification and typing of erectile Staphylococcal isolates, and the high prevalence of coaI genotype in strains isolated from various clinical infections indicates that this type could be a potential source of Staphylococcus aureus spread in the community.

    Keywords: Staphylococcus aureus, Nosocomial infections, Genotyping, coa gene, Chaharmahal, Bakhtiari province
  • Seyed Mobin Mirdeilamy, Alimi Hediye *, Afsoon Fazlinezhad, Maryam Emadzadeh, Leila Bigdelu Pages 2882-2891
    Introduction

    Hypertrophic cardiomyopathy is the most common genetic heart disease which is described as the thickening of the heart wall and causes abnormal cardiac load. It can be associated with dangerous complications such as heart failure, atrial fibrillation, myocardial infarction and even sudden death. In this study we investigated echocardiographic findings in Hypertrophic cardiomyopathy patients.

    Methods & Materials

    In the present study echocardiographic records of 58 patients who were referred to echocardiography clinic of Ghaem hospital between March 2014 and March 2018 were analyzed. After investigation and categorizing the data in echocardiographic recordings, these data were analyzed using SPSS software version 22 and significance level was set as p<0.05. Exclusion criteria was included patients with suboptimal echocardiography view.

    Results

    the most common hypertrophy phenotype among the patients was anterolateral phenotype (44.8%). In patients with mild and severe left ventricular outlet tract obstruction, 60% of them had anterolateral phenotype. Among the patients with mitral regurgitation, in 69.6% of them the etiology was systolic anterior movement. In the present study 21.8%, 23.6% and 20% of patients had mild, moderate and severe left atrial enlargement respectively. Left atrial enlargement severity was significantly associated with the degree of diastolic dysfunction. (P<0.001)

    Conclusion

    As the anterolateral phenotype is the most common pattern in patients with hypertrophic cardiomyopathy and associated with more incidence of mitral regurgitation and LV out flow track obstruction, patients with this phenotype need to be evaluated more precisely.

    Keywords: Hypertrophic cardiomyopathy, Echocardiography, Genetic diseases, Left ventricular hypertrophy, Hypertrophic obstructive cardiomyopathy
  • Maryam Jahandar *, Ahmad Alipour Pages 2892-2902
    Introduction

    The aim of this study was to compare the effectiveness of cognitive-behavioral therapy and mindfulness training based on stress reduction on resilience and life expectancy of AIDS patients.

    Methods

    The method of the present study was quasi-experimental with pretest, posttest and control group. The statistical population of the study was among the patients with HIV / AIDS in 1398 who referred to Shariati Government Hospital in Isfahan. Using available sampling, 61 people were studied as a sample. اند. Then, based on the entry and exit criteria, 45 people were selected and randomly divided into two experimental groups and one control group. The instruments used to collect data were the Connor and Davidson Resilience Scale and the Hertz Life expectancy Questionnaire. After the implementation of the research data, the subjects studied, scored and interpreted and in order to compare the mean scores of the two experimental and control groups and the effect of pre-test scores and other intervening variables on post-test, analysis of covariance was used.

    Results

    The results showed that there was a difference between the mean scores of resilience in the three groups of cognitive-behavioral therapy and mindfulness training based on stress reduction and control. There is also a significant difference between the mean scores of life expectancy in the three groups of cognitive-behavioral therapy and mindfulness training based on stress reduction and control.

    Discussion and Conclusion

    In general, the results indicate the effect of cognitive-behavioral therapy and mindfulness training based on stress reduction on resilience and life expectancy of AIDS patients

    Keywords: Cognitive-behavioral therapy, Mindfulness training based on stress reduction, Resilience, Life expectancy, AIDS patients
  • Ali Jangjoo, Tooraj Zandbaf *, Alireza Rezapanah, Ali Vahidirad, Sina Norouzi Asl, Akbar Pakdel Pages 2904-2909
    Background

    Left Upper Quadrant (LUQ) cysts are often discovered by accident. Due to the lack of specific methods for the definitive diagnosis of premalignant lesions, the management of LUQ cysts is of great importance. In this regard, Awareness of differential diagnoses (such as adrenal and pancreatic cysts), the use of imaging techniques, and surgical indications are very important.

    Case presentation

    A 56-year-old woman with a history of the left adrenal cyst was referred to the Department of Surgery for LUQ pain after eating. Abdominal ultrasound and CT scan showed a 120 mm cystic lesion of the left adrenal gland. The patient was a candidate for laparoscopic surgery. During surgery and contrary to the initial diagnosis, a large cyst about 150 mm in the tail of the pancreas was detected by the involvement of the splenic vein and artery. Distal pancreatectomy and splenectomy were performed. Pathological examination revealed a mucinous tubulopapillary neoplasm with high-grade dysplasia along with an undifferentiated pancreatic carcinoma that was as small as 5 mm.

    Discussion and conclusion

    Current imaging techniques are not able to pinpoint the origin of large LUQ cysts, which can lead to errors in the management of malignant lesions of the pancreas or adrenal. Therefore, it seems that the use of the laparoscopic method not only has advantages such as less pain, reduced hospitalization period, and faster return to daily activities but also can help make the correct diagnosis during surgery and allow the surgeon to make the right decision.

    Keywords: LUQ cyst, Pancreatic cyst, Adrenal cyst, Laparoscopy
  • Nahid Hassannezhad *, Ahmad Alipour, Nasrin Hosseini Pages 2910-2920
    Introduction

    The aim of this study was to compare the effectiveness of mindfulness-based cognitive therapy and acceptance and commitment-based therapy on perceived stress and depression in patients with irritable bowel syndrome.

    Methods

    The method of the present study was a quasi-experimental study with a pretest, posttest design with a control group. The statistical population included 55 patients with irritable bowel syndrome who referred to Ayatollah Rouhani Hospital in Babol during the first 6 months of 1398. Using available sampling, 36 people were surveyed as a sample. Then, they were divided into three groups by random sampling method (the first experimental group, the second experimental group and also in a control group. Perceived stress and Beck depression questionnaires were used to collect data. Version 22 was evaluated using analysis of covariance (p <0.05).

    Results

    The results of analysis of covariance showed that there was a significant difference between the mean scores of perceived stress and the mean scores of depression in the three groups of mindfulness-based cognitive therapy and acceptance, commitment and control therapy.

     Discussion and Conclusion

    That mindfulness-based cognitive therapy and acceptance and commitment-based therapy are effective on perceived stress and depression in patients with irritable bowel syndrome.

    Keywords: Mindfulness Based Therapy, Acceptance, commitment based therapy, Perceived stress, Depression, Irritable Bowel Syndrome
  • Masomeh Zakipour, Kobra Hajalizadeh *, Mohammad Reza Sirfi, Marzieh Nikparvar, Sadigheh Abedini Pages 2921-2930
    Introduction and purpose

    The patients with ischemic heart disease gradually stop following their treatment and self-care behaviors due to vulnerable physical conditions and high involvement in the treatment process. Therefore the present study was conducted to investigate the effect of the intervention based on protection theory on the drug complianceof the patients with ischemic heart disease.

    Method

    The present study was quasi-experimental with pretest, posttest and control group design. The statistical population of the present study included the patients with ischemic heart disease at Payamabar-e-A’zam hospital in Bandar Abbas  who came there more than once in the period of March 2019 to May 2020. 16 patients with ischemic heart disease were selected through purposive sampling via paired method and randomly accommodated into experimental and control groups (each group of 8 patients). The experimental group received six ninety-minute sessions of protection motivation theory intervention during one-and-a-half months. The applied questionnaire included drug compliancequestionnaire (Morisky et.al, 2008). The data were analyzed through ANCOVA method via SPSS23 software.

    Findings

    The results of ANCOVA method showed that the intervention based on protection motivation theory has been effective on the drug compliancein the patients with ischemic heart disease (p<0.001) in a way that this type of intervention led to the increase of drug compliance (0.46)in these patients.

    Conclusion

    According to the findings of the present study it can be concluded that the intervention based on protection motivation theory can be used as an efficient intervention to increase drug compliance of the patients with ischemic heart disease with the emphasis on teaching correct nutrition, self-care skills, increasing awareness, and relaxation exercises.

    Keywords: Ischemic Heart Disease, drug compliance, Protection Motivation Theory
  • Gohar souri, Kourosh Goodarzi *, Mehdi Roozbahani Pages 2932-2943
    Introduction

    Given the high rates of divorce and the necessity of remarriage, the existence of interpersonal and intra-family relationships and its impact on remarriage families performance is undeniable. Due to the importance of the subject, this study aimed to investigate the effectiveness of a communication-enrichment-based intervention on family functioning in remarried families in Khorramabad.

    Methods

    This study was conducted as a pretest-posttest and follow-up study with unequal control group. The statistical population of the study consisted of all remarried families with at least one adopted child (3654 families) in Khoramabad city in 2019. Subjects completed the McMaster Family Function Questionnaire. Parents in the experimental group received 12-sessions in 120-minute of 5 weeks of communication enrichment training. Data analysis was performed using repeated measure analysis in SPSS software version 25.

    Results

    The results showed the effectiveness of communication enrichment package on performance improvement in remarried families.

    Conclusion

    According to the findings, it can be concluded that using the enrichment package of remarriage families can improve family functioning.

    Keywords: Remarriage Families, Enrichment Package, Family function, communication enrichment
  • Firizeh Sedigh, Seyed Abbas Haghayegh *, Esmaeil Mousavi, Hadi Farhadi Pages 2945-2958
    Introduction and purpose

    OCD can seriously endanger the patients’ mental health through disturbing their cognitive, psychological and emotional process. Hence, applying efficient therapeutic methods can decrease the degree of this disorder and its related psychological problems. The present study was conducted aiming to investigate the effectiveness of unified transdiagnostic treatment on tolerance of uncertainty and thought-action fusion in the patients with obsessive compulsive disorder (OCD).

    Material and methods

    The present study was quasi-experimental with pretest, posttest, control group design and two-month follow-up stage. The statistical population of the study included the people with OCD who referred to centers of psychology and consultation services in the city of Isfahan from March to July 2020. 30 people with OCD were selected through convenient sampling method and they were randomly accommodated into experimental and control groups (each group of 15). 3 individuals from the experimental group and 1 person were excluded from the study. The experimental group received ten ninety-minute sessions of unified transdiagnostic treatment (Barlo et.al, 2011) during two-and-a-half months. The applied questionnaires in this study included tolerance of uncertainty scale (Mc Leen, 1993) and thought-action fusion scale (Shefran, et.al, 1996). The data from the study were analyzed through repeated measurement ANOVA.

    Findings

    the results showed that unified transdiagnostic treatment has significant effect (p<0.001) on tolerance of uncertainty and thought-action fusion in the patients with obsessive compulsive disorder (OCD). 

    Conclusion

    the findings of the present study showed that the unified transdiagnostic treatment can be used as an efficient therapy to increase tolerance of uncertainty and decrease thought-action fusion in the people with OCD through employing techniques such as recognizing emotions, teaching emotional awareness, cognitive reevaluation, identifying models of emotion prevention and investigating behaviors resulting from emotion.

    Keywords: Obsessive-compulsive disorder, thought-action fusion, tolerance of uncertainty, unified transdiagnostic treatment
  • Somayyeh Saffari Bidhendi, Hasan Asadzadeh *, Nourali Farrokhi, Fareiborz Dortaj Pages 2959-2969
    Introduction and purpose

    The students are considered the main resources in the society and they can pave the way for the development of the societies through successful educational performance. Therefore, the present study was conducted to investigate the efficacy of training self-compassion on high school students’ school phobia.

    Methodology

    The present study was quasi-experimental with pretest, posttest and control group design. The statistical population included secondary high school students in the city of Tehran in academic year 2019-20. 40 students were selected though multi-stage clustered random sampling method and they were randomly accommodated into experimental and control groups (each group 20 students). The experimental group received seven sixty-minute sessions of training intervention of self-compassion (Germer, 2009) during a month. The applied questionnaires in the study were school phobia questionnaire. The data were analyzed through ANCOVA method using SPSS 23 software.

    Findings

    The results showed that training self-compassion has significant effect on high school students’ school phobia (p < 0.001) in a way that this intervention has led to the decrease of high school students’ school phobia.

    Conclusion

    The findings of the study revealed that training self-compassion can be used as an efficient method to decrease high students’ school phobia through employing techniques such as familiarity with the concept of mindfulness, accepting emotions, facing emotions, the skill of personal accountability, and self-awareness.

    Keywords: Training self-compassion, Students, school phobia
  • Nsrin Selahshori, Seyedhamid Atashpour * Pages 2970-2982
    Introduction and purpose

    Supporting the family foundation is a matter of high importance in various societies. Therefore, the present study was conducted aiming to investigate the effectiveness of couple intelligence training on the couples’ marital satisfaction and adjustment.

    Material and methods

    The present study was quasi-experimental with pretest, posttest, and control group design and two-month follow-up stage. The statistical population of the present study included 20 to 45-year-old couples with marital conflict who referred to consultation centers in the city of Isfahan in the first quarter of 2020. Thirty 20 to 45 year-old couples with marital conflicts were selected through purposive sampling method and they were randomly accommodated into experimental and control groups (each group of 15 couples). Three couples from the experimental group and two couples from the control group quitted the study after starting the intervention. The experimental group received twelve ninety-minute sessions of intervention related to couple intelligence training (researcher-made) during three months. The applied questionnaires in this study included marital conflict questionnaire (Barati and Sana’ie, 1997), Enrich’s marital satisfaction questionnaire (Olson, 2006) and marital adjustment questionnaire (Sinner, 1976). The data from the study were analyzed through repeated measurement ANOVA by SPSS version 23.

    Findings

    the results showed that couple intelligence training has significant effect on the couple’s martial satisfaction and adjustment (p<0.001) in a way that this training succeeded in the improvement of the couples’ marital satisfaction (0.64) and adjustment (0.68).

    Conclusion

    The findings of the study revealed that couple intelligence training can be applied as an efficient method to improve the couples’ marital satisfaction and adaption through employing techniques such as training empathy, expressing positive emotion, intimacy, self-awareness, motivation in relationship, empathy, steady modification of common sensational, sexual, behavioral and cognitive  models and effective measures.

    Keywords: Couple intelligence training, Marital satisfaction, marital adaption, Couples
  • Sahba Sekhavati, Ali Khademi *, Ali Shaker Dolagh Pages 2983-2986
    Background and Aim

    In recent years, obesity and overweight have become a major public health threat over the world. This research has aimed at investigating the effectiveness of positive psychotherapy on eating disorder beliefs, Alexithymia and weight loss in overweight women.

    Materials & Methods

    The research design was a semi-experimental pre-test-post-test with a control group and follow-up stage. The statistical population included overweight women referring to nutrition clinics in Urmia in 1398. Subjects were screened using the inclusion criteria. Among them, a sample of 30 people was selected by available sampling method and randomly   divided into two groups of 15 people. For the experimental group, positivist psychotherapy training was provided in 8, 1-hour sessions according to the instructions of Seligman and Rashid (2008), while the control group did not receive any training. The research instruments included body mass index (BMI) which was measured by dividing weight (in kilograms) by height squared (in meters), Toronto Alexithymia Scale ( TAS-20)  and Eating Disorders Beliefs Questionnaire (EDBQ).

    Results

    The results showed that positive psychotherapy has significant impacts on weight loss, eating disorders beliefs and   alexithymia in obese and overweight women.

    Conclusion

    According to the obtained results, positive psychotherapy can be used for weight loss, eating disorders beliefs and Alexithymia. Therefore, it is suggested that this intervention applies for overweight and obesity treatment.

    Keywords: Positive Psychotherapy, Eating Disorder Beliefs, Alexithymia, Body mass index
  • Farideh Shahbazi, Reza Ahmadi *, Maryam Chorami, Ahmad Ghazanfari Pages 2988-2998
    Introduction and purpose

    Behavioral problems such as low self-control cause communicational and psychological damages in the children. Therefore, the present study was conducted to investigate the effectiveness of child-oriented mindfulness skills on the parent-child interaction and the children’s social behaviors with low self-control.

    Methodology

    The present study was experimental with pretest, posttest and control group design. The statistical population of the present study included the children with low self-control in the city of Isfahan in academic year 2020-21. 40 children were selected through multi-stage clustered random sampling method and they were randomly accommodated into experimental and control groups (each group of 20 children). The experimental group received ten seventy-five-minute sessions of intervention regarding child-oriented mindfulness skills (Burdic, 2017) during two-and-a-half months. Three children from the experimental group and two from the control group were omitted from the study. The applied questionnaires in this study included Children's Self-control Questionnaire, Parent child relationship scale or PCRS by and social skills questionnaire. The data from the study were analyzed through ANCOVA method via SPSS23 software.

    Findings

    The results showed that training child-oriented mindfulness skills have significant effect on the parent-child interaction (0.57) and social behaviors (0.50) of the children with low self-control (p<0.001).

    Conclusion

    According to the findings of the present study it can be concluded that training child-oriented mindfulness skills can be employed as an efficient method to improve parent-child interaction and social behaviors of the children with low self-control through employing techniques such as mindful emotions and thoughts and being in the present time.

    Keywords: Parent-child interaction, social behaviors, child-oriented mindfulness skills
  • Mahnaz Marvi-Esfahani, Sima Alizade * Pages 2999-3013
    Introduction

    Exercising with herbal supplements is recommended as an important way to control and prevent obesity. The aim of the study was to evaluate 8 weeks moderate intensity rhythmicaerobic exercise with green tea supplementation on some of metabolic and body composition indices of obese women.

    Materials and Methods

    In the semi-experimental study, 30 inactive obese women, purposefully, based on body mass index (BMI) were randomly divided into 3 groups of 10 people. They were rhythmic aerobic exercise with green tea supplement group (Experimental1, BMI:35.69±2.28 kg/m2), rhythmic aerobic exercise group (Experimental2, BMI:36.18±2.25 kg/m2) and control group (BMI:34.65±3.02 kg/m2). The rhythmic aerobic exercise protocol was performed 8 weeks and 3 sessions per week for both experimental groups. The supplement group received one capsule containing 500 mg of green tea daily. Metabolic and body composition indices were measured in pre-test and post-test stages. Paired t-tests, covariance analysis and bonferroni post hoc test were used for data analysis (p<0.05).

    Results

    Eight weeks of rhythmicaerobic exercise with and without green tea supplement led to significant decrease (p<0.05) in body weight and BMI (both of them respectivly 3%,2%), waist circumference(respectivly 4%,1%), serum glucose(respectively 7%,5%), triglyceride (respectively 11%,4%) and malondialdehyde (MDA) (respectivly 25%,9%).

    Conclusions

    However, rhythmic aerobic exercise improved body composition and serum levels of triglycerides, glucose and MDA in obese women; rhythmic aerobic exercise with green tea supplement had a more significant effect on the waist circumference, serum levels of triglyceride and MDA.

    Keywords: Rhythmic aerobic exercise, Green tea supplement, Metabolic indices, Body composition, Obesity
  • Golnaz Seifollahzadeh, Mohammad Hatami, Hasan Ahadi, Mohammad Ghaffarinejad Pages 3014-3033
    Introduction

    Cardiovascular disease is a serious, chronic and life-threatening disease in the world. Therefore, this study is designed to evaluate the effectiveness of cognitive-behavioral therapy and motivational interviews on social psychological adjustment, cortisol levels and cognitive emotion regulation in coronary heart disease patients.

    Methods

    For this purpose, a community of women aged 30 to 50 with cardiovascular disease referred to Shahid Rajaei Medical Center in Tehran, 45 people were selected in an accessible way and randomly in experimental and control groups (each group 15 People) were placed. The dependent variables were measured twice before and after the test using the Social Psychological Adjustment Scale, the IBL salivary cortisol kit, and the Cognitive Emotion Regulation Questionnaire.

    Results

    Frequent measurement analysis of variance showed that both cognitive-behavioral intervention and motivational interview groups improved psychosocial adjustment, decreased cortisol in patients with coronary heart disease, and improved cognitive emotion regulation compared to the control group in both postoperative stages. Examination and follow-up have been significant.

    Conclusion

    Both treatments were equally effective in improving patients' psychosocial adjustment, but motivational interviews were more effective in reducing cortisol than cognitive-behavioral therapy, and cognitive-behavioral therapy was more effective than motivational interviews in improving cognitive emotion regulation.

    Keywords: Cortisol, cognitive emotion regulation, Cognitive-behavioral therapy, Coronary Heart Disease
  • Ebadollah Abbasi, Alireza Rajaei *, Mohammad Hosin Bayazi, Hamid Jafarian Yasar Pages 3034-3046
    Introduction and purpose

    According to most of the psychologists and researchers in the field of ethology, adolescence is a very sensitive and critical period. Any kind of negligence in educating the adolescents in this period can bring about irrecoverable damages. The purpose of the present study was to predict the adolescents’ tendency to high-risk behaviors according to parenting style and healthy life style.

    Methodology

    The research method was descriptive in correlational type. The statistical population included the secondary high school students in the city of Qom in academic year 2019-20. The research sample included 252 students who were selected through clustered random sampling method. The applied instruments included the adolescents’ risk (Mohammadzade and Ahmadi, 2013), adolescents’ parenting style (Naghashan, 1979) and health promoting life style (Walker et.al, 1987). the data analysis was conducted through Pearson correlation and multiple regression methods.

    Findings

    The results showed that there is a significant relationship between parenting style (control, affection) and three aspects of life style (spiritual growth, health accountability, and exercise and physical activity) and there is no significant relationship between the adolescents’ risk and three aspects of life style (interpersonal relationship, stress management and nutrition). Moreover, according to the calculated coefficient of determination, parenting styles and healthy life style in adolescents can explain 30% of the changes in their risk. Furthermore, according to the calculated Beta coefficient, healthy life style has more effect on the emergence of adolescents’ risk than the parenting style.

    Conclusion

    The findings of the present study showed that the effect of health promoting life style in the adolescents is more than that of the parenting style in them. Therefore, educational and training planners should sufficiently attend to the adolescents’ health promoting life style.

    Keywords: Adolescents’ risk, Parenting style, health promoting life style
  • Farzin Amini, Khosro Ramazani *, Alireza Mardpour Pages 3048-3059
    Introduction

     Gender dysphoria disorder usually causes psychological damages due to social conditions of the societies. The present study was conducted with the aim of investigating the efficacy of training group mindfulness on the anxiety and depression of the people with gender dysphoria disorder.

    Methods

     The present study was quasi-experimental with pretest, posttest, control-group and three-month follow-up stage design. The statistical population of the present study included all men and women with gender dysphoria disorder who referred to the organization of wellbeing in the city of Shiraz in 2018-19. 30 people with sexual dissatisfaction were selected through non-random convenient sampling method and they were randomly accommodated into experimental and control groups (15 people in each group). The experimental group received the intervention of training group mindfulness (eight sessions) during two months. The applied questionnaires in this study included anxiety questionnaire (AQ) and depression questionnaire (DQ). The data were analyzed through repeated measurement ANOVA method.

    Results

     The results showed that training group mindfulness has effect on the anxiety and depression of the people with gender dysphoria disorder (p<0.0001) as this kind of training led to the decrease of anxiety (0.61) and depression (0.49) in these people.

    Conclusion

     According to the findings of the present study it can be concluded that training mindfulness can be used as an efficient method to decrease anxiety and depression in the people with gender dysphoria disorder through employing techniques such as thoughts, emotions and mindful behavior.

    Keywords: Gender dysphoria disorder, Depression, anxiety, training group mindfulness
  • Elahe Haghparast Nasrabadi*, Rajiyeh Dozandeh, Somayyeh Jalalitabar, Aysan Sohrabi Pages 3061-3069
    Introduction

    Coronary conditions affect all aspects of life, including marital relationships. The aim of this study was to determine the relationship between resilience and marital conflicts of Iranian couples during the social distance of the outbreak of coronavirus.

    Method

    The method of this research was descriptive and one of the examples of correlation schemes. The population of the present study is couples during the period of social distancing, the prevalence of coronavirus in 2020. According to the type of research, the statistical sample size of 100 people, which was equal to 50 couples, was selected from the statistical population using random cluster sampling. The research instruments were Connor and Davidson (2003) Resilience Questionnaire and Sanaei Zakir and Barati (2008) Marital Conflicts. The collected data were analyzed using Pearson correlation analysis and simultaneous regression in spss23 software.

    Results

    The results of the study showed that resilience and its components have a negative relationship with marital conflicts. In general, the higher the resilience and control component, the lower the amount of marital conflicts.

    Conclusion

    According to the results, it is better for couples to be more flexible with their spouse during the period of social distance from the outbreak of Corona virus, so that they do not fall into the trap of marital conflicts.

    Keywords: Resilience, Marital conflict, social distance, Corona virus
  • Hojatolah Miandehi Roudsari, Zohreh Shakibaei *, Ali Khalkhali Pages 3070-3083
    Introduction

    In this study, the relationship between IQ and learning styles was investigated and for this purpose, educational personalization strategies were evaluated by identifying unknown and ambiguous relationships between the created data. In this research, to find this relationship, one of the data mining methods called exploratory association rules has been used. In this study, by designing the site and implementing it in schools, a large database was created and ambiguous relationships between demographic characteristics such as gender, aptitude and IQ, academic outcomes and interests with learning styles were discovered. Personalization of student learning has been explained. The innovation of this method compared to other methods is its dynamic aspect. By implementing the student data processing system, we can completely monitor students' activities at different times from the beginning of the study to the end.In this study, three modules were selected for the sample and the aim was to prove the use of big data in students' learning.

    Keywords: IQ, learning style, academic results