فهرست مطالب

  • سال دوم شماره 1 (پیاپی 2، بهار و تابستان 1400)
  • تاریخ انتشار: 1400/03/11
  • تعداد عناوین: 12
|
  • سید مهدی طباطبایی فر* صفحات 1-11
    زمینه و هدف

     امروزه ازدواج جوانان به یکی از چالش های اصلی جامعه ایرانی مبدل شده است؛ جوانان به دلایل مختلفی از مبادرت به ازدواج دوری می کنند و پدیده تاخیر در سن ازدواج به عنوان یک مسئله نمود پیدا کرده است؛ لذا هدف این پژوهش تعیین اثربخشی طرحواره درمانی بر ترس از ازدواج در پسران مجرد بود.

    روش پژوهش

    مطالعه حاضر نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود؛ انتخاب نمونه به صورت هدفمند از بین پسران مجرد بالای 35 سال شهر تهران بود که با فراخوان عمومی جهت شرکت در پژوهش، 28 پسر مجرد به پرسشنامه ترس از ازدواج سمیعی، یوسفی و نشاط دوست (1392) پاسخ دادند که از بین آن ها 24 پسر انتخاب و در دو گروه آزمایشی طرحواره درمانی (12 پسر) و گروه گواه (12 پسر) به صورت تصادفی جایگزین شدند. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت مداخله طرحواره درمانی یانگ، کلوسکو و ویشار (2003) قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ مداخله ای را دریافت نکردند. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس بررسی شد.

    یافته ها

    نتایج حاکی از تاثیر مداخله طرحواره درمانی بر ترس از ازدواج (10/11 =F، 003/0 =P) بود.

    نتیجه گیری

    نتایج پژوهش شواهدی را پیشنهاد می کند که آموزش طرحواره درمانی برای کاهش ترس از ازدواج نگرش روش مناسبی است.

    کلیدواژگان: ترس از ازدواج، طرحواره درمان، مجردی
  • بهنام نظام زاده، صدرالله طیبی، مرجان مالکی رستم آبادی، حمیدرضا اکبری، فرهاد نامجو* صفحات 12-23
    زمینه و هدف

     بزهکاری نوجوانان از مشکلات اساسی بسیاری از جوامع است که به علت آسیب ها و خسارت هایی که در زندگی قربانیان و بزهکاران و در مقیاس وسیع تر، جامعه بر جای می گذارد، سبب ایجاد نگرانی فراوان از سوی نهادهای مختلف شده است؛ لذا این پژوهش با هدف پیش بینی گرایش به رفتارهای پرخطر بر اساس درماندگی روان شناختی و تحمل پریشانی در نوجوانان بزهکار انجام شد.

    روش پژوهش

    طرح پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه نوجوانان بزهکار کانون اصلاح و تربیت شهر شیراز در سال 1400 تشکیل دادند. از بین جامعه آماری 100 نفر از نوجوانان بزهکار به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های خطرپذیری نوجوانان (ARQ)، درماندگی روان شناختی DASS- 21 و تحمل پریشانی (DTS) استفاده شد. بعد از جمع آوری و استخراج داده ها، نمرات شرکت کنندگان با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که بین درماندگی روان شناختی با رفتارهای پرخطر در نوجوانان بزهکار همبستگی مثبت معناداری وجود دارد (01/0=P). بین تحمل پریشانی با گرایش به رفتارهای پرخطر در نوجوانان بزهکار همبستگی منفی معناداری وجود دارد (01/0=P). همچنین نتایج نشان داد که درماندگی روان شناختی با ضریب بتای 14/0 و تحمل پریشانی با ضریب بتای 17/0-، قادر به پیش بینی رفتارهای پرخطر در نوجوانان می باشند (01/0=P).

    نتیجه گیری

    بنابراین با توجه به یافته ها می توان گفت درماندگی روان شناختی و تحمل پریشانی پیش بینی کننده گرایش به رفتارهای پرخطر در نوجوانان بزهکار هستند.

    کلیدواژگان: رفتارهای پرخطر، تحمل پریشانی، درماندگی روانشناختی، نوجوانان بزهکار
  • تاثیر سوگ والدین متاثر از کووید 19 بر سلامت روان کودکان و نوجوانان شهر تهران (مطالعه موردی)
    مجید بشکوه*، صدیقه شهاب زاده صفحات 24-32
    زمینه و هدف

     در وضیعت پرمخاطره فعلی، شناسایی کودکان و نوجوانان مستعد اختلالات روان شناختی در سطوح مختلف جامعه که سلامت روان آن ها به خاطر سوگ والدین به خطر افتاده امری ضروری بوده تا با راهکارها و تکنیک های مناسب روان شناختی بتوان سلامت روان آنان را حفظ نمود؛ لذا هدف این پژوهش تاثیر سوگ والدین متاثر از کووید 19 بر سلامت روان کودکان و نوجوانان شهر تهران (مطالعه موردی) بود.

    روش پژوهش

     نوع این تحقیق از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر نحوه جمع آوری داده ها، توصیفی- پیمایشی و جامعه آماری پژوهش حاضر والدین و کودکان و نوجوانان شهر تهران در شش ماهه اول سال 1399 بودند. حجم نمونه پژوهش 50 نفر که به روش داوطلبانه انتخاب شدند. ابزار پژوهش حاضر پرسشنامه های سوگ هوگان (2001) و سلامت روانی هیل و گلدبرگ (1972) بود. داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل رگرسیون و با استفاده از نرم افزار 23 SPSS مورد تحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که سوگ والدین متاثر از کووید 19 و هر یک از مولفه های آن یعنی ناامیدی، رفتار وحشت زدگی، سرزنش و خشم، کناره گیری، درهم ریختگی و رشد شخصی کودکان و نوجوانان تاثیر معنی داری دارد بنابراین، می توان گفت که هر یک از ابعاد سوگ والدین یعنی درهم ریختگی، رشد شخصی، سرزنش و خشم، رفتار وحشت زدگی، کناره گیری و ناامیدی به ترتیب بهترین پیش بینی کننده متغیر وابسته (ملاک) یعنی سلامت روان کودکان و نوجوانان محسوب می شوند.

    نتیجه گیری

    در وضیعت پرمخاطره فعلی، شناسایی کودکان و نوجوانان مستعد اختلالات روان شناختی در سطوح مختلف جامعه که سلامت روان آن ها به خاطر سوگ والدین به خطر افتاده امری ضروری بوده تا با راهکارها و تکنیک های مناسب روان شناختی بتوان سلامت روان آنان را حفظ نمود

    کلیدواژگان: سوگ والدین، کووید 19، سلامت روان، کودکان و نوجوانان
  • لیلا بیات* صفحات 33-44
    زمینه و هدف

    یکی از روش های درمانی برگرفته از موج سوم روان درمانی که درباره آن پژوهش های اندکی انجام شده شفقت درمانی است؛ از این رو، هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت درمانی بر سلامت روان و انسجام درونی اعضای جوان تیم های سفیران حمایت روانی سازمان جوانان جمعیت هلال احمر شهر تهران در سال 1398 بود.

    روش پژوهش

    پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه اعضای جوان تیم های سفیران حمایت روانی سازمان جوانان جمعیت هلال احمر شهر تهران بودند که با روش نمونه گیری در دسترس و هدفمند انتخاب و در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار داده شدند. گروه آزمایش 8 جلسه تحت آموزش مبتنی بر شفقت قرار گرفتند و گروه کنترل در طول این مدت در انتظار درمان ماندند. روش جمع آوری داده ها بر اساس پرسشنامه استاندارد سلامت روان (گلدبرگ، 1972) و پرسشنامه استاندارد حس انسجام (آنتونسکی، 1987) انجام گرفت. پایایی پرسشنامه با استفاده از روش آلفای کرونباخ محاسبه شد که مقدار آن برای پرسشنامه سلامت روانی 81/0 و پرسش نامه حس انسجام بالای 72/0 به دست آمد. همین طور از روایی محتوا به منظور آزمون روایی پرسشنامه استفاده شد، که برای این منظور پرسشنامه ها به تایید متخصصین مربوطه رسید. تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسشنامه ها از طریق نرم افزار SPSS19 در دو بخش توصیفی و استنباطی (تحلیل کوواریانس) انجام پذیرفت.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که شفقت درمانی بر "اضطراب و بی خوابی"، "نارساکنش وری اجتماعی" و "افسردگی" جوانان موثر است، در حالی که از نظر "نشانه های جسمی" تفاوتی بین گروه ها وجود نداشت. همچنین نتایج نشان داد درمان مبتنی بر شفقت انسجام درونی جوانان را افزایش داده است.

    نتیجه گیری

    درمان مبتنی بر شفقت به عنوان شیوه درمانی جدید، احتمالا گزینه مداخله ای مناسبی در جهت افزایش انسجام درونی و سلامت روان محسوب می شود.

    کلیدواژگان: سلامت روان، انسجام درونی، شفقت درمانی
  • مریم خدیر زارع، احمد سهرابی* صفحات 45-53
    زمینه و هدف

     مفهوم بندی های اولیه از اضطراب بیان می کنند که شناخت های ناسازگار موجب ایجاد و حفظ اختلالات اضطرابی می شوند. به طوری که افراد مضطرب در پردازش اطلاعات سوگیری نشان می دهند آن ها ترجیحا به محرک های تهدید آمیز توجه کرده و ابهام هیجانی را در جهت تهدیدآمیز تفسیر می کنند؛ لذا پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش ذهن آگاهی_ تعدیل سوگیری توجه برکاهش علایم اضطراب انجام شده است.

    روش پژوهش

     روش تحقیق فعلی از نوع نیمه آزمایشی- طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل دو گروه آزمایش و کنترل از دانشجویان دانشگاه کردستان بود؛ بدین جهت تعداد 31 نفر به صورت نمونه گیری در دسترس از طریق فراخوان انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تخصیص یافتند. قبل و بعد از اجرای مداخله از آزمودنی ها آزمون اضطراب بک و آزمون اضطراب حالت - صفت اسپیلبرگر گرفته همچنین آزمایه ی پروب دات اجرا گردید.

    یافته ها

    تجزیه و تحلیل یافته ها با استفاده از تحلیل واریانس تک متغیری اندازه گیری مکرر حاکی از تاثیر معنادار مداخله بوده و نشان داد که درمان ترکیبی اصلاح سوگیری شناختی با آموزش ذهن آگاهی منجر به کاهش نمرات اضطراب (بک،حالت،صفت) و همچنین کاهش سوگیری توجه به سمت تهدید می شود.

    نتیجه گیری

    نتایج نشان داد که ذهن آگاهی_ تعدیل سوگیری توجه به کار گرفته شده در این مطالعه از کارایی لازم برای کاهش اضطراب اجتماعی برخوردارند؛ بنا براین می توان گفت این درمان موثر است.

    کلیدواژگان: اضطراب، سوگیری توجه، ذهن آگاهی
  • بهناز پیشخور*، ابوالقاسم خوش کنش، علی زاده محمدی، سعید قنبری، مریم بیات صفحات 54-60
    زمینه و هدف

    این پژوهش، با هدف تعیین اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، بر دلبستگی به والدین و همسالان در نوجوانان دختر انجام شد.

    روش پژوهش

     در این پژوهش از طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل همراه با پیگیری دو ماهه استفاده شد. جامعه آماری، کل دانش آموزان مقطع دوم متوسطه شهرستان ساوه (استان مرکزی) که در سال تحصیلی 1396- 1395 مشغول به تحصیل بودند، بود. از بین این دانش آموزان، تعداد 30 نفر (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه کنترل) به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و و کنترل جایگزین شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه دلبستگی به والدین و همسالان (آرمسدن و گرینبرگ، 1987) بود. دانش آموزان گروه آزمایش هشت جلسه آموزش ذهن آگاهی دریافت کردند و گروه کنترل آزمایشی دریافت نکرد.

    یافته ها

    نتایج آزمون تحلیل کوواریانس و اندازه گیری مکرر نشان داد که آموزش ذهن آگاهی به شیوه گروهی بردلبستگی به والدین و همسالان در نوجوانان دختر موثر است و این تاثیر در آزمون پیگیری پایدار بوده است. نتایج پژوهش نشان داد؛ آموزش ذهن آگاهی باعث افزایش مولفه های ارتباط، اعتماد به والدین و همسالان و کاهش بیگانگی از والدین و همسالان در نوجوانان دختر شد.

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد این شیوه مداخله را می توان به عنوان شیوه مستقل یا در کنار سایر مداخلات برای دلسبتگی به والدین و همسالان به کار برد.

    کلیدواژگان: گروه درمانی، ذهن آگاهی، دلبستگی به والدین و همسالان، نوجوانان دختر
  • فاطمه حدادیان*، مریم طهرانی زاده، مهسان پاکدل صفحات 61-71
    زمینه و هدف

     مطالعات نشان می دهند بین ویژگی های خانوادگی و روانی افراد با نوع استفاده از اینترنت رابطه وجود دارد. به همین منظور هدف از این پژوهش بررسی نقش ویژگی های خانوادگی، سلامت روان و راهبردهای تنظیم هیجان در پیش بینی اعتیاد به اینترنت است.

    روش پژوهش

     پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است و جامعه آماری دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی بود که 375 دانشجو (195 زن و 180 مرد) به روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب شدند. متغیرهای مذکور به ترتیب توسط ابزارهای زیر مورد بررسی قرار گرفتند: مقیاس ساختار خانواده (FACES-III)، آزمون سلامت عمومی (12-GHQ)، پرسشنامه تنظیم هیجان شناختی (CERQ) و مقیاس کاربرد مشکل زا از اینترنت (GPIUS). کاربرد مشکل زا از اینترنت شامل زیر مقیاس های تنظیم خلق، بهره وری اجتماعی، کاربرد اجباری، وقت مضاعف، نشانگان انزوا، آسودگی بین فردی است.

    یافته ها

    در این تحقیق بررسی نتایج ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند گانه نشان داد که: همبستگی خانواده، خرده مقیاس های تنظیم خلق، بهره وری اجتماعی، کاربرد اجباری، وقت مضاعف و نشانگان انزوا را پیش بینی نمود. اضطراب/ افسردگی، خرده مقیاس های تنظیم خلق، بهره وری اجتماعی، وقت مضاعف، کاربرد اجباری، نشانگان انزوا را پیش بینی نمود. بعلاوه ناکنش وری اجتماعی خرده مقیاس کارکرد اجتماعی را پیش بینی نمود. راهبرد فاجعه اندیشی خرده مقیاس های تنظیم خلق، بهره وری اجتماعی، کاربرد اجباری و نشانگان انزوا را پیش بینی نمود. راهبرد سرزنش خود، خرده مقیاس وقت مضاعف را پیش بینی نمودند.

    نتیجه گیری

    در مجموع می توان نتیجه گرفت که کاربرد مشکل زا از اینترنت به نحو معناداری تحت تاثیر ویژگی های خانوادگی و روان شناختی قرار دارند.

    کلیدواژگان: اینترنت، اعتیاد، ساختار خانواده، روانشناختی
  • فاطمه پورنصیر*، شیوا کریمخانی صفحات 72-82
    زمینه و هدف

     یکی از فنون روان درمانی نسبتا نو ظهور حساسیت زدایی با حرکات چشم و پردازش مجدد است که طی آن، بیمار در حین این که تصویری از تجربه آسیب زا را در ذهن خود نگاه داشته است، بر روی حرکات جانبی انگشت بالینگر تمرکز می کند؛ لذا این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی حساسیت زدایی از طریق حرکت چشم و پردازش مجدد بر اختلال اضطراب فراگیر در دانش آموزان انجام شد.

    روش پژوهش

    پژوهش از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان مشغول به تحصیل در سال 1398 شهر تهران در مقطع متوسطه دوم بود. با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای نمونه ای به حجم 24 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارش شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه متغیرهای جمعیت شناختی و اختلال اضطراب فراگیر-فرم کوتاه استفاده شد. اطلاعات به دست آمده با 22-SPSS و روش های آمار توصیفی و تحلیل کوواریانس چندمتغیری (MANCOVA) تحلیل شد.

    یافته ها

    نتایج پژوهش نشان داد که تفاوت معنی داری بین گروه های آزمایش و کنترل در کاهش اختلال اضطراب فراگیر و مولفه های آن وجود دارد (05/0>P).

    نتیجه گیری

    نتایج پژوهش نشان داد که درمان حساسیت زدایی از طریق حرکات چشم و پردازش مجدد در بهبود اختلال اضطراب فراگیر در دانش آموزان موثر است؛ بنابراین نتیجه می گیریم درمان حساسیت زدایی از طریق حرکات چشم و پردازش مجدد برای بهبود این دسته از اختلالات موثر است.

    کلیدواژگان: حساسیت زدایی، حرکت چشم و پردازش مجدد، اختلال اضطراب فراگیر
  • زهرا سادات گلی*، لیلا سادات میرصفی فرد، فهیمه اخباری صفحات 83-95
    زمینه و هدف

    اضطراب اجتماعی با متغیرهای مختلفی مانند ذهن آگاهی ارتباط دارد. با توجه به اثر بخشی کاهش استرس مبتنی بر برنامه ذهن آگاهی در گستره مشکلات بالینی و بهبود علایم روانشناختی و کیفیت زندگی افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی، و اهمیت پرداختن به متغیر یاد شده در زندگی این افراد، پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر بهبود ذهن آگاهی و ابراز وجود در دانشجویان مبتلا به اضطراب اجتماعی انجام گردید.

    روش پژوهش

     این پژوهش یک طرح نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل می باشد. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه دانشجویان دختر دانشگاه آزاد کاشان بودند و تعداد 30 نفر از آن هایی که با توجه به اجرای پرسشنامه هراس اجتماعی کانور (2000) مبتلا به اضطراب اجتماعی بودند به روش نمونه گیری دردسترس هدفمند انتخاب و با گزینش تصادفی 15 نفر به عنوان گروه آزمایش و 15 نفر به عنوان گروه کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش تحت اجرای 8 جلسه آموزش برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه ی ذهن آگاهی فرایبورگ (2006)،پرسشنامه ابراز وجود گمبریل و ریجی (1975) بود که در دو مرحله قبل از اجرای پژوهش و بعد از اتمام جلسات اجرا شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس و نرم افزار spss22 استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج تحلیل های آماری نشان داد که میزان ذهن آگاهی (0/05P<. و 7/40F=) و ابراز وجود (0/05P<. و 12/558F=) دانشجویان افزایش قابل قبولی از نظر آماری داشته است.

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج می توان گفت آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی منجر به افزایش و بهبود ذهن آگاهی و ابراز وجود دانشجویان مبتلا به اضطراب اجتماعی می شود.

    کلیدواژگان: ذهن آگاهی، ابراز وجود، اضطراب اجتماعی
  • کیانا کاروان بروجردی، سعیده زمردی*، طهمورث آقاجانی هشچین صفحات 96-107
    مقدمه

    هدف این مقاله بررسی اثربخشی آموزش مدیریت خشم بر هوش هیجانی و هویت یابی در نوجوانان بود.

    روش

    طرح پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر شیوه اجرا نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون با گروه کنترل بود. به این منظور 30 نفر از جامعه آماری دانش آموزان در مقطع متوسطه اول به روش نمونه گیری در دسترس با جایگزینی تصادفی انتخاب شدند و 15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه کنترل جایگزین شدند ابزار گردآوری شامل پرسشنامه هوش هیجانی بار-آن (EQi) و پرسشنامه هویت یابی بنیون و آدامز بود. گروه آزمایش به مدت 12 جلسه هر هفته دو جلسه تحت آموزش مدیریت خشم قرار گرفتند و بر روی گروه کنترل هیچ مداخله ای صورت نگرفت. تحلیل داده های به وسیله ی آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره انجام شده است.

    یافته ها

    نتایج پژوهش نشان داد که بین دو گروه آزمایش و کنترل در مرحله ی پس آزمون در مولفه ی هوش هیجانی تفاوت معناداری وجود ندارد (06/0=F و 80/0<P) ولی بین دو گروه آزمایش و کنترل در متغیر هویت یابی تفاوت معناداری دیده شد. (88/4=F و 03/0<P).

    نتیجه گیری

    نتیجه تحقیق نشان داد آموزش مدیریت خشم بر هوش هیجانی تاثیر معناداری نداشت و همچنین آموزش مدیریت خشم بر هویت یابی تاثیر معناداری داشته است. ازاین رو پیشنهاد می شود برنامه های آموزش مدیریت خشم در مدارس برگزار شود تا دانش آموزان بتوانند به هویت مطلوب دست پیدا کنند.

    کلیدواژگان: آموزش مدیریت خشم، هوش هیجانی، هویت یابی، نوجوان
  • زهرا خانجانی*، مجتبی صداقتی فرد صفحات 108-116
    زمینه و هدف

     دوره جوانی دوره ای از رشد است که در آن رفتارهای گوناگونی ممکن است سلامت فرد را به خطر بیندازد. رفتارهای جنسی، نقطه عطف رشد بهنجار در این دوره است و رفتارهای پرخطر به طور عمده در همین دوره شروع شده است و تهدیدی جدی برای سلامتی و بهزیستی است؛ لذا هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه بین سازگاری اجتماعی با رفتارهای پرخطر جنسی در دختران دانش آموز دبیرستانی بود.

    روش پژوهش

    این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث گردآوری داده ها توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر را همه دانش آموزان دختر مقطع دبیرستان شهر تهران در سال تحصیلی 98-1397 تشکیل دادند. از طریق روش نمونه گیری تصادفی خوشه‏ای چند مرحله‏ای از بین مناطق چهارگانه تهران (شمال، جنوب، شرق و غرب) از هر منطقه دو مدرسه انتخاب و از بین دانش آموزان این مدارس که 3993 نفر بودند، براساس جدول مورگان 35 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب گردید. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه رفتارهای پر خطر جنسی و پرسشنامه سنجش کارکرد خانواده بود. داده های به دست آمده از طریق روش های آمار توصیفی و روش های آمار استنباطی شامل روش همبستگی و رگرسیون تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج به دست آمده نشان داد که بین سازگاری اجتماعی با رفتارهای پرخطر جنسی رابطه منفی معنادار وجود دارد.

    نتیجه گیری

    وجود همبستگی بین رفتارهای پرخطر جنسی، به متولیان سلامت اجتماعی و نهادهایی چون آموزش و پرورش کمک می کند تا با شناسایی رفتارهایی که با صرف هزینه و زمان کمتر قابل کنترل است، از بروز و ظهور سایر رفتارها در دانش آموزان پیشگیری کنند.

    کلیدواژگان: سازگاری اجتماعی، رفتارهای پر خطر جنسی، دانش آموز
  • حامد صبوری*، فاطمه گل عابدینی صفحات 117-125
    زمینه و هدف

     اختلال نقص توجه/ بیش فعالی یک اختلال عصبی رشدی و از شایع ترین اختلالات دوران کودکی است که توجه روانشناسان و روانپزشکان و متخصصان بالینی را به خود جلب کرده است؛ لذا پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی نقاشی درمانی بر اختلال نقص توجه- بیش فعالی و اضطراب جدایی دانش آموزان دختر پایه دوم دبستان شهرستان بستک در سال تحصیلی 1400-1399 انجام گرفت.

    روش پژوهش

     طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان دختر پایه دوم دبستان شهرستان بستک تشکیل دادند، که درسال تحصیلی 1400-1399 مشغول به تحصیل بودند. گروه نمونه به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و با استفاده از گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش (شامل 20 نفر) و گروه کنترل (شامل 20 نفر) قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس علایم مرضی کودکان (4-CSL) استفاده گردید. پس از اجرای پیش آزمون گروه آزمایش به مدت 10 جلسه 90 دقیقه ای، تحت تاثیر آموزش نقاشی درمانی قرارگرفت، اما گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. پس از جمع آوری پیش آزمون و پس آزمون، داده های به دست آمده با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس و به وسیله نرم افزار آماری (SPSS) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس نشان داد که بین اختلال نقص توجه- بیش فعالی و اضطراب جدایی در دو گروه کنترل و آزمایش در مرحله پس آزمون پس از حذف تاثیر پیش آزمون تفاوت معنادار وجود دارد و نقاشی درمانی بر اختلال نقص توجه- بیش فعالی و اضطراب جدایی دانش آموزان دختر پایه دوم تاثیر معناداری دارد.

    نتیجه گیری

    بنابراین، در موقعیت های بالینی و در درمان مشکلات اضطراب جدایی کودکان می توان از نتایج نقاشی درمانی به عنوان درمان غیردارویی سودمند، بهره گرفت.

    کلیدواژگان: نقاشی درمانی، نقص توجه- بیش فعالی، اضطراب جدایی
|
  • S.M .Tabatabaeifar* Pages 1-11
    Background and Aim

    Youth marriage has become one of the main challenges of Iranian society nowadays. Young people avoid getting married for various reasons, and the phenomenon of delay in marriage age has become a problem. Accordingly, this study aimed to determine the effectiveness of schema therapy on the fear of marriage among single boys.

    Methods

    The present research was a quasi-experimental study with pre-test and post-test with the control group. The sample was purposefully selected from single boys over 35 years old in Tehran. According to a public call to participate in the study, 28 single boys answered the questionnaire of fear of marriage Samiei, Yousefi, and Neshat Doost (2013). Among these participants, 24 boys were selected and randomly replaced in two schematic therapy groups, including the study group (12 boys) and the control group (12 boys). The study group received eight 90-minute sessions of Young, Klosko, and Weishaar's (2003) schema therapy intervention, and the control group did not receive any intervention. The data were analyzed using the analysis of covariance.

    Results

    The findings indicated the effect of schema therapy intervention on fear of marriage (F = 11.10, P = 0.003).

    Conclusion

    The results of this study indicate evidence that schema therapy training is a suitable method to reduce fear of marriage.

    Keywords: Fear of marriage, Schema Therapy, Delay in Marriage
  • B. Nezamzadeh, S. Tayebi, M. Malekirostamabadi, H.R.Akbari, F. Namjoo* Pages 12-23
    Background and Aim

     Adolescent delinquency is a major problem of many societies, causing great concern of various institutions due to damages and losses on the lives of victims and delinquents and society on a larger scale. Therefore, the present study aimed to predict the tendency to high-risk behaviors based on psychological helplessness and distress tolerance in delinquent adolescents.

    Method

    The present study had a descriptive and correlational design, and its statistical population consisted of all delinquent adolescents at the juvenile detention center of Shiraz in 2021. Among the statistical population, 100 delinquent adolescents were studied and selected by purposive sampling. The Adolescent Risk-Taking Questionnaire (ARQ), The Depression, Anxiety and Stress Scale- 21 Items (DASS-21), and Distress Tolerance Scale (DTS) were used to collect data. After collecting and extracting data, participants' scores were analyzed using Pearson correlation coefficient, and multiple regression analysis.

    Results

    The results indicated a significant positive correlation between psychological helplessness and high-risk behaviors in delinquent adolescents (P=0.01). There was a significant negative correlation between distress tolerance and tendency to high-risk behavior in delinquent adolescents (P=0.01). The results also indicated that psychological distress with a beta coefficient of 0.14 and distress tolerance with a beta coefficient of -0.17 could predict high-risk behavior in adolescents (P=0.01).

    Conclusion

    Psychological helplessness and distress tolerance could predict the tendency to high-risk behavior in delinquent adolescents

    Keywords: High-risk behavior, Distress tolerance, Psychological helplessness, Delinquent adolescents
  • The effect of mourning for parents affected by Covid 19 on the mental health of children and adolescents in Tehran (Case study)
    M. Bashkoh*, S. Shahabzadeh Pages 24-32
    Background and Aim

    In the current high-risk situation, it is essential to identify children and adolescents prone to psychological disorders at different classes of society with mental health endangered by parental grief to maintain their mental health using appropriate psychological strategies and techniques. Therefore, the present study aimed to examine the effect of Parental grief due to COVID-19 on the mental health of children and adolescents in Tehran (case study).

    Methods

    The research was applied in terms of purpose, and descriptive survey in terms of data collection. Its statistical population consisted of parents, children, and adolescents in Tehran in the spring and summer of 2020. The sample size of the study was equal to 50 people who were selected voluntarily. The research tools included the Hogan Grief Reaction Checklist (HGRC) (2001), and Goldberg-Hill Mental Health Questionnaire (1972). Data were analyzed by regression analysis and SPSS23.

    Results

    The results indicated that parental grief due to COVID-19 and each of its components, namely frustration, panic behavior, blame and anger, isolation, confusion, and personal growth of children and adolescents had significant effects. Therefore, each dimension of Parental grief, namely confusion, personal growth, blame and anger, panic behavior, isolation, and frustration were respectively the best predictors of the dependent variable (criterion), namely the mental health of children and adolescents.

    Conclusion

    In the current high-risk situation, it is essential to identify children and adolescents prone to psychological disorders at different classes of society with mental health endangered by Parental grief to maintain their mental health using appropriate psychological strategies and techniques.

    Keywords: Mourning Parents, Covid 19, Mental Health, Children, Adolescents
  • Pages 33-44
    Background and Purpose

    Compassion therapy is a treatment method derived from the third wave of psychotherapy about which little research has been conducted; hence, the present study aimed to examine the effectiveness of compassion-based therapy in improving mental health and internal coherence of young members of teams of psychological support messengers of the Red Crescent Youth Organization in Tehran in 2019.

    Methods

    The present research was a quasi-experimental study with a pretest-posttest design and a control group. The statistical population consisted of all young members of the teams of messengers of psychological support of the Red Crescent Youth Organization of Tehran and they were selected by the convenience sampling method and were classified into experimental (n=15) and control (n=15) groups. The experimental group received 8 sessions of compassion-based training and the control group waited for treatment during this period. The data collection method was based on the standard mental health questionnaire (Goldberg, 1972), and the Sense of Coherence Scale (Antonovsky, 1987). The reliability of the questionnaire was calculated using Cronbach's alpha method, and its value was 0.81 for the mental health questionnaire and above 0.72 for the Sense of Coherence Scale. Content validity was also used to test the validity of the questionnaire so that the questionnaires were approved by relevant experts. The analysis of data obtained from the questionnaires was performed via SPSS19 in descriptive and inferential sections (analysis of covariance).

    Results

    The results indicated that compassion therapy was effective on "anxiety and insomnia", "social dysfunction", and "depression" of young people, while there was not any difference between the groups in terms of "physical symptoms". The results also indicated that compassion-based therapy increased the internal coherence of young people.

    Conclusion

    Compassion-based therapy as a new treatment is probably a good intervention option to increase internal coherence and mental health.

    Keywords: Mental health, inner cohesion, compassion therapy
  • M. Khadiri Zareh, A. Sohrabi* Pages 45-53
    Background and Purpose

    Early conceptualizations of anxiety indicate that maladaptive cognitions cause and maintain anxiety disorders so that anxious people show bias in processing information, prefer to pay attention to threatening stimuli, and interpret emotional ambiguity in a threatening direction. Therefore, the present study aimed to examine the effectiveness of mindfulness training-attention bias modification in reducing anxiety symptoms.

    Methods

    The current research method was quasi-experimental with a pretest-posttest design, and a control group. The statistical population consisted of experimental and control groups of students at the University of Kurdistan; hence, 31 students were selected by convenience sampling through recall and randomly assigned to experimental and control groups. Before and after the intervention, the participants responded to the Beck Anxiety Inventory (BAI) and the Spielberger state-trait anxiety inventory, as well as the dot-probe test.

    Results

    The analysis of results using the repeated measures univariate analysis of variance (ANOVA) indicated a significant effect of the intervention and showed that the combined treatment of cognitive bias modification with mindfulness training reduced anxiety scores (beck, state, trait), and also reduced attention bias towards the threat.

    Conclusion

    The results indicated that mindfulness- attention bias modification in the present study had the necessary efficiency to reduce social anxiety; hence, the therapy was effective.

    Keywords: Anxiety, attention bias, mindfulness
  • B. Pishkhor*, A. Khoshkonesh, A .Zadeh Mohammadi, S. Ghanbari, M .Bayat Pages 54-60
    Background and Purpose

    The present study aimed to examine the effectiveness of mindfulness-based group therapy in improving parent and peer attachment in female adolescents.

    Methods

    The study utilized a pretest-posttest design with a control group and a two-month follow-up. The statistical population consisted of all second-grade high school students in Saveh County (Markazi province) who were studying in the school year of 2016-2017. Among them, 30 students (15 in the experimental group and 15 in the control group) were selected by multi-stage cluster sampling and were randomly assigned to the experimental and control groups. The research tool was the inventory of parent and peer attachment (Armsden and Greenberg, 1987). The students in the experimental group received eight sessions of mindfulness training, but the control group did not receive any experimental training.

    Results

    The results of analysis of covariance, and repeated measures indicated that group mindfulness training was effective in improving parent and peer attachment in female adolescents and the effect was stable in the follow-up test. The research results indicated that mindfulness training increased communication and trust in parents and peers, and reduced alienation from parents and peers in female adolescents.

    Conclusion

    It seems that the intervention can be used as an independent method or in combination with other interventions for parent and peer attachment.

    Keywords: Group therapy, Mindfulness, Parent, peer attachment, Female adolescents
  • F .Hadadian*, M. Tehranizadeh, M. Pakdel Pages 61-71
    Background and Purpose

    Studies indicate that there is a relationship between family and psychological characteristics of individuals with the type of Internet use. Therefore, the present study aimed to investigate the role of family characteristics, mental health, and emotion regulation strategies in predicting Internet addiction.

    Methods

    The present study was descriptive-correlational and its statistical population consisted of students at Shahid Beheshti University. It selected 375 students (195 females and 180 males) by stratified random sampling. The variables were examined by the following tools respectively: The Family Adaptability and Cohesion Evaluation Scale III (FACES-III), The General Health Questionnaire-12 (GHQ-12), Cognitive Emotion Regulation Questionnaire (CERQ), and the Generalized Problematic Internet Use Scale (GPIUS). The problematic Internet use includes subscales, namely mood regulation, social productivity, forced use, double time, isolation syndrome, and interpersonal comfort.

    Results

    The results of the Pearson correlation coefficient and multiple regression indicated that family cohesion predicted mood regulation, social productivity, forced use, double time, and isolation syndrome. Anxiety/depression predicted mood regulation, social productivity, double time, forced use, and isolation syndrome. Furthermore, social dysfunction predicted social functioning. The catastrophizing strategy predicted mood regulation, social productivity, forced use, and isolation syndrome. The self-blame strategy predicted double time.

    Conclusion

    The problematic Internet use was significantly affected by family and psychological characteristics.

    Keywords: Internet, Addiction, Family structure, Psychological
  • F. Pournasir*, Shiva Karimkhani Pages 72-82
    Background and Purpose

    The Eye Movement Desensitization and Reprocessing (EMDR) is a relatively emerging psychotherapy technique during which the patient focuses on the lateral movements of the clinician's fingers while keeping an image of the traumatic experience in the mind. Therefore, the present study aimed to evaluate the effectiveness of Eye Movement Desensitization and Reprocessing (EMDR) in improving generalized anxiety disorder in students.

    Methods

    The present quasi-experimental study had a pretest-posttest design with a control group. The statistical population consisted of all students studying in the second-grade secondary school of Tehran in 2019. Using the multi-stage cluster random sampling method, a sample of 24 individuals was selected and they were randomly assigned to experimental and control groups. The demographic variables questionnaire and general anxiety disorder-short form were used to collect data. The data were analyzed by SPSS-22, descriptive statistics, and multivariate analysis of covariance (MANCOVA).

    Results

    The results indicated that there was a significant difference between experimental and control groups in reducing generalized anxiety disorder and its components (P<0.05).

    Conclusion

    The Eye Movement Desensitization and Reprocessing (EMDR) was effective in improving generalized anxiety disorder in students; hence, it was effective in improving such disorders.

    Keywords: Desensitization, eye movement, reprocessing, generalized anxiety disorder
  • Zahra Sadat گلی*, Leila Al-Sadat Mirsyfi Fard, Fahimeh Akhbari Pages 83-95
    Background and Aim

    Social anxiety is associated with various variables such as mindfulness. Given the effectiveness of the mindfulness-based stress reduction program in improving clinical problems, psychological symptoms, and quality of life of people with social anxiety, and the importance of addressing this variable in their lives, the present study aimed to examine the effectiveness of the mindfulness-based stress reduction program in improving mindfulness and assertiveness in students with social anxiety.

    Methods

    The research was a quasi-experimental pretest-posttest design with a control group. The statistical population consisted of all female students of Islamic Azad University of Kashan and 30 of them, who were suffering from social anxiety according to the social phobia inventory (SPI) by Conveyor (2000), were selected by the purposive sampling method, and 15 individuals were randomly assigned to the experimental group and 15 to the control group. The experimental group underwent 8 sessions of mindfulness-based stress reduction program training. The research tools included the Freiburg Mindfulness Inventory (2006), and the Gambrill and Richey Assertion Inventory (1975) which were implemented at two stages of before the research and after the sessions. The analysis of covariance and SPSS22 were used to analyze data.

    Results

    The results of statistical analyses indicated that the level of mindfulness (P<0.05, and F=7.401) and assertiveness (P<0.05 and F=12.586) of the students had a statistically acceptable increase.

    Conclusion

    According to the results, mindfulness-based stress reduction training increased and improved mindfulness and assertiveness in students with social anxiety.

    Keywords: Mindfulness, Assertiveness, Social Anxiety
  • K .Karevan Brojerdi, S. Zomorodi*, T .Aghajani Hashchin Pages 96-107
    Background &  Aims

    Adolescence is one of the most important periods of life and the period of transition from childhood to adulthood. Anger management in adolescents can improve the identification process and also have an impact on adolescent emotional intelligence.

    Materials & Methods

    the purpose of this paper was to investigate the effectiveness of anger management training on emotional intelligence and identification in adolescents. The research plan was applied in terms of practical purpose and semi-experimental in terms of implementation method with pre-test-post-test design with control group. To this end, 30 students from the statistical population of the first secondary school were selected by random sampling available and 15 were substituted in the experimental group and 15 in the control group. The collection tools included the Bar-An Emotional Intelligence Intelligence Questionnaire (EQi). And Bennon and Adams' questionnaire was found. The experimental group received 12 sessions of anger management training for 12 sessions per week, and no intervention was performed on the control group. Data analysis was performed by multivariate analysis of covariance.

    Results

    The results showed that there was no significant difference between the experimental and control groups in the posttest stage in the emotional intelligence component (F = 0.06 and P <0.80), but there was a significant difference between the two experimental and control groups in the identification variable. (F = 4.88 and P <0.03)

    Conclusion

     The results of the study showed that anger management training did not have a significant effect on emotional intelligence and also anger management training had a significant effect on identification. It is therefore recommended that anger management training programs be held in schools so that students can achieve the desired identity.

    Keywords: Anger Management Training, Emotional Intelligence, Identification, Adolescence
  • Pages 108-116
    Background and Aim

     The present study aimed to examine the relationship between social adjustment and high-risk sexual behavior among female high school students.

    Methods

    The research was applied in terms of purpose and descriptive-correlational in terms of data collection. The statistical population consisted of all female high-school students in Tehran in the school year of 2018-2019. Two schools were selected from the four districts of Tehran (North, South, East, and West) through the multi-stage cluster random sampling method, and 35 out of 3993 students were selected as the samples using the Morgan table. The research tools included the high-risk sexual behavior questionnaire and the family functioning questionnaire. Data were analyzed through descriptive and inferential statistics including correlation and regression methods.

    Results

     The results indicated that there was a significant negative relationship between social adjustment and high-risk sexual behavior.

    Conclusion

    The existence of a correlation between high-risk sexual behaviors helps social health authorities and institutions such as the department of education to identify behaviors that can be controlled with less cost and time, and prevent the occurrence of other behaviors in students.

    Keywords: Social adjustment, High-risk sexual behavior, Student
  • Pages 117-125
    Background and Aim

    Attention deficit hyperactivity disorder (ADHD) is a developmental neurological disorder and a common childhood disorder that has attracted the attention of psychologists, psychiatrists, and clinical specialists; hence, the present study aimed to determine the effectiveness of painting therapy on attention deficit hyperactivity disorder, and separation anxiety in second-grade female students at primary schools of Bastak County in the school year 2020-2021.

    Methods

    The study had a quasi-experimental design with pretest-posttest and a control group. The statistical population of the study consisted of all female second-grade students of Bastak primary schools in the school year 2020-2021. The sample group was selected by the convenience sampling method and divided into two experimental (n=20) and control (n=20) groups using random assignment. The Child Symptom Inventory-4 (CSI-4) was used to collect data. After performing the pre-test, the experimental group received painting therapy for ten 90-minute sessions, but the control group did not receive any intervention. After collecting pre-test and post-test, the data were analyzed using the statistical method of analysis of covariance (ANCOVA) and statistical software (SPSS).

    Results

    The results of analysis of covariance indicated that there was a significant difference between attention deficit hyperactivity disorder and separation anxiety in the control and experimental groups in the post-test after eliminating the pre-test effect, and painting therapy had a significant effect on attention deficit hyperactivity disorder and separation anxiety in female second-grade students.

    Conclusion

    Therefore, the results of painting therapy can be used as a useful non-pharmacological therapy in clinical situations and the treatment of separation anxiety problems in children.

    Keywords: Painting therapy, Attention Deficit Hyperactivity Disorder (ADHD), Separation Anxiety