فهرست مطالب

نشریه مطالعات روانشناختی نوجوان و جوان
سال دوم شماره 1 (پیاپی 2، بهار و تابستان 1400)

  • تاریخ انتشار: 1400/02/11
  • تعداد عناوین: 37
|
  • کبری دلشاد، عباس عباس پور*، حمید رحیمیان، مصطفی نیکنامی صفحات 1-11
    زمینه و هدف

      مساله‌ای که مورد توجه متخصصان قرار دارد این است که اگر چه کشو‌رها و مدارس از لحاظ بافت ناهمگون هستند و لازم است رهبری در بافت فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی خاص آن مورد بررسی قرار گیرد. پژوهش حاضر با هدف ارایه الگوی تجارب زیسته مدیران مدارس در رابطه با رهبری امور دانش‌آموزان مبتنی بر تجارب زیسته مدیران مدارس متوسطه انجام پذیرفت.

     روش پژوهش: 

    این پژوهش به روش پدیدارشناسی با پارادایم تفسیری به کمک مصاحبه‌های نیمه‌ساختار یافته با مدیران مدارس متوسطه که در رهبری امور دانش‌آموزان دارای تجربه زیسته هستند انجام شده است. تا بتوان از نتایح حاصل از این مصاحبه‌ها به تعریف رهبری امور دانش‌آموزان دست یافت و از این طریق به مدل مفهومی این سازه نایل شد. در این پژوهش که به روش کیفی (پدیدارشناسی) و از روش کاربردی اصلاحی روش ون‌کام توسط موستاکس (1994) انجام شد و مفاهیم و مضامین رهبری امور دانش‌آموزان شناسایی شدند.

     یافته ها: 

    یافته‌ها حاکی از آن است که که این مفاهیم در قالب دو مفهم کلی رهبری بر دل و قلب ذینفعان داخلی و مدیریت جای می‌گیرند. تجارب زیسته مدیران نیز مفاهیم رهبری بر دل و قلب ذینفعان داخلی، رشد همه جانبه و تیم سازی را در بر می‌گیرند. در نهایت، برای اعمال رهبری دو مولفه عمومی و مهم مطرح شد. این مولفه‌ها به صورت مولفه‌های درون مدرسه (این مفهوم شامل رهبری، دانش‎آموزان، معلمین و کادر اجرایی، جو مدرسه و ارتباط و کنش متقابل با ذینفعان داخلی) و بیرون مدرسه (این مفهوم شامل ارتباط موثر با ذینفعان خارجی) در این پژوهش ظهور یافتند. 

    نتیجه گیری: 

    نتایج نشان داد در این پژوهش تجارب زیسته مدیران مشارکت‌کننده در پژوهش بر طبق افق‌های پدیدار شده متشکل است از: رهبری  (شامل:صفات رهبری، اهداف رهبری، شیوه رهبری)، دانش‌آموزان (شامل: برنامه‌های پژوهشی، برنامه‌های آموزشی، برنامه‌های تربیتی)، معلمین و کادر اجرایی (شامل: انتخاب معلمین و کادر، تشویق و نگهداری معلمین و کادر) ، جو مدرسه (شامل: جو باز)، ارتباط و کنش متقابل با ذینفعان داخلی (شامل: ارتباط متقابل رهبر با دانش‌آموز، ارتباط متقابل معلم با دانش‌آموز، ارتباط متقابل رهبر با معلمین و کادر، ارتباط متقابل دانش‌آموز با دانش‌آموز، ارتباط متقابل دانش‌آموز با خانواده) و ارتباط و کنش متقابل با ذینفعان خارجی (شامل: ارتباط موثر رهبر با خانواده‌ها، ارتباط موثر رهبر با اقراد فرادستی د منطقه، ارتباط موثر رهبر با سازمان‌ها و افراد حقیقی و حقوقی، ارتباط موثر رهبر با مدارس دیگر، ارتباط موثر رهبر با دانش‌آموزان فارغ‌التحصیل از مدرسه).

    کلیدواژگان: تجارب زیسته، مدیران مدارس، رهبری امور دانش آموزان
  • معصومه یونسی مله*، مالک میرهاشمی، بهمن کرد، نسرین باقری صفحات 12-23
    زمینه و هدف

    شیوع کووید-19 آثار روان شناختی گوناگونی بر روی مردم جهان داشته است. با وجود رونق فضای مجازی در این دوره، بررسی پست های روان شناختی مردم در این فضا اهمیت خاصی دارد. این تحقیق با هدف تبیین و طبقه بندی پست های روان شناختی در دوران شیوع کووید-19 انجام شد.

    روش پژوهش: 

    روش این مطالعه کیفی از نوع تحلیل محتوای متن قراردادی و جهت دار بود که به روش آنتروپی شانون در بازه زمانی خرداد 1399 تا اسفند 1399 انجام شد. جامعه این مطالعه شامل کلیه پست های روان شناختی در شبکه های اجتماعی درباره کووید-19 در دوران شیوع این ویروس بود. به دلیل ماهیت کیفی این مطالعه بر اساس قاعده اشباع نظری و با توجه به نظر متخصصان این حوزه، 223 پست با مضمون روان شناختی به صورت هدفمند انتخاب و مورد بررسی قرار گرفت. سپس به صورت دستی طبقات و زیرطبقات تحلیل شدند.

    یافته ها: 

    پست های روان شناختی در دوران شیوع کووید-19، در دو طبقه اصلی بهزیستی روان شناختی و آسیب شناسی روانی قابل تقسیم هستند. بهزیستی روان شناختی دارای زیرطبقه های مهارت های زندگی، مثبت نگری، معنا و هدف مندی، حمایت اجتماعی و شکرگزاری و قدردانی است. آسیب شناسی روانی نیز دارای سه زیرطبقه برون سازی و درون سازی مشکلات روانی- رفتاری و مکانیسم های دفاعی است. همچنین هرکدام از زیرطبقه ها دارای زیرطبقه های ردیف دوم می باشند که زیرطبقه ها به واسطه آنها مشخص و متمایز می شوند.

    نتیجه گیری: 

    پست های گوناگون روان شناختی و غیر روان شناختی ارایه شده در دوران شیوع کووید-19 نیاز به مطالعه بیشتری دارند. بر این اساس پیشنهاد می شود در مطالعات آتی پست های روان شناختی با توجه به بیماری های روانی بررسی شوند.

    کلیدواژگان: پست های روان شناختی، فضای مجازی، شیوع کووید-19، تحلیل محتوا، مطالعه کیفی
  • زهرا شفاعت، منصور حقیقتیان*، رضا اسماعیلی صفحات 24-32
    زمینه و هدف

    سطوح تعاملات قبل از ازدواج قویا رضایت زناشویی و تداوم و کیفیت زندگی زناشویی را بعد از ازدواج تحت تاثیر قرار می‏دهد؛ از این رو، پژوهش حاضر به منظور بررسی تاثیر ازدواج بر اساس معیارهای اجتماعی و اقتصادی بر رضایت و کیفیت زندگی زناشویی در میان زنان متاهل شهر تهران است.

    روش پژوهش: 

    پژوهش حاضر از نوع کاربردی است که با ابزار پرسشنامه و به روش پیمایشی انجام گرفته است. جامعه آماری این تحقیق را کلیه زنان متاهل شهر تهران در مناطق 1، 2، 6، 8، 12 تشکیل می دهند و از طریق فرمول کوکران 384 نفر به عنوان جمعیت نمونه محاسبه گردید. پرسشنامه های مورد استفاده در این تحقیق پرسشنامه های استاندارد رضایت زناشویی انریچ و کیفیت زندگی است. تجزیه و تحلیل داده ها در دو بخش توصیفی و استنباطی انجام شد و برای آزمون فرضیه ها از آزمون رگرسیون و نرم افزار SPSS استفاده شد.

    یافته ها: 

    نتایج نشان داد متغیرهای تحصیلات، ارتباط اجتماعی، پایگاه اقتصادی، فرزندپروری و ویژگی شخصیتی همسر بر میزان رضایت و کیفیت زندگی زوجین اثرگذار است.

    نتیجه گیری: 

    در نتیجه باید گفت برای برخوردار بودن از یک زندگی خوب و ایده آل تنها وجود یک شرط کافی نیست و برای اینکه بتوان یک زندگی زناشویی موفق و پایدار و ماندگار داشت باید به مجموعه ای از ویژگی ها به صورت توامان نگاه کرد و مسیولان جامعه نیز باید تا سرحد توان برای از بین بردن عوامل مختل کننده و مشکل زا نظیر فقر، عدم اشتغال، هنجارهای نامناسب اهتمام ورزند.

    کلیدواژگان: کیفیت زندگی زناشویی، رضایت زناشویی، ازدواج، معیارهای اقتصادی، معیارهای اجتماعی
  • زینب شیرازی، محمدعلی چیت ساز*، سیدناصر حجازی صفحات 33-44

    زمینه و هدف:

     پایبندی مذهبی یا مذهبی بودن به درجه باور یا پایبندی به اعتقادات و اعمال یک مذهب نظام مند اطلاق می شود. رضایتمندی از زندگی بیانگر میزان ارضای تمایلات و نیازهای اساسی انسان است؛ این پژوهش به دنبال، بررسی ارتباط بین پایبندی مذهبی و سرمایه ی اجتماعی با رضایت از زندگی است.

    روش پژوهش:

     این پژوهش از نظر هدف یک بررسی کاربردی و یک توصیفی از نوع همبستگی که به صورت پیمایشی انجام شده است. جامعه ی مورد مطالعه شهروندان 18 تا 50 سال شهرستان شهرضا است که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای 384 نفر از شهروندان شهرضا به عنوان نمونه آماری پژوهش انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه ساخته شده توسط پژوهش گر (با اقتباس از پرسشنامه دینداری جان بزرگی (1388)، پرسشنامه سرمایه اجتماعی پانتام (1999) و پرسشنامه کیفیت رضایت و لذت از زندگی اندیکت و همکاران (1993) است. پس از گردآوری داده ها تجزیه و تحلیل آن ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS و Smart PLS انجام گردید و در این رابطه برای آزمون فرضیات از تحلیل رگرسیون و روش مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل آماری داده ها نشان داد بین خرده مقیاس پایبندی مذهبی و رضایت از زندگی رابطه مستقیم معنادار و در سطح متوسط برقرار است (47/0=r، 01/0>P)؛ همچنین بین دوسوگرایی مذهبی و رضایت از زندگی رابطه غیرمستقیم (26/0=r، 01/0>P) و بین ناپایبندی مذهبی و رضایت از زندگی نیز رابطه غیرمستقیم نشان داده شده است (29/0=r، 01/0>P)؛ در آخر، نتایج تحلیل رگرسیونی حاکی از آن است رضایت از زندگی از پایبندی مذهبی (38/0=β؛ 01/0>P) و سرمایه اجتماعی (37/0=β؛ 01/0>P) تاثیر می پذیرد اما میزان تاثیرپذیری از پایبندی مذهبی بسیار ناچیز است و سرمایه اجتماعی رابطه قوی تری با رضایت از زندگی داشته است.

    نتیجه گیری

    بنابراین، راهبردهای خودتنظیمی (شناختی و فراشناختی) و مداخلات چندبعدی انگیزشی-شناختی یک روش موثر در انگیزش تحصیلی دانش آموزان است.

    کلیدواژگان: پایبندی مذهبی، رضایت از زندگی، سرمایه اجتماعی
  • شیوا کریمخانی*، هدیه کوچک خوشنویس صفحات 45-53
    زمینه و هدف

    در سال‏های اخیر اضافه وزن و چاقی در میان بسیاری از جوامع و کشورها شیوع پیدا کرده است. بنابراین، این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر خودتنظیمی هیجانی و شفقت به خود در دختران چاق انجام شد.

    روش پژوهش:

     پژوهش حاضر، شبه‏ آزمایشی با طرح‎های پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی دختران دارای چاقی مراجعه‏کننده به کلینیک مشاوره مهر شهر تهران در سال 1399 بود. تعداد 40 نفر با روش نمونه‏ گیری در دسترس انتخاب و به‏ طور تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر) و کنترل (20 نفر) قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه تنظیم هیجان (گروس و جان، 2003) و پرسشنامه شفقت به خود (نف، 2006) بود. گروه آزمایش 10 جلسه یک ساعته آموزش ذهن آگاهی را 2 بار در هفته دریافت کرد اما گروه کنترل مداخله‏ای ا دریافت نکرد. تحلیل داده‏ها با روش‎های آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و تحلیل کواریانس با SPSS نسخه 26 انجام شد.

    یافته ‏ها:

     نتایج پژوهش نشان داد که آموزش ذهن آگاهی بر افزایش نمره شفقت ورزی نسبت به خود آزمودنی‏ های گروه آزمایش تاثیر مثبت و معناداری داشته است (05/0>P). بین میانگین نمرات تنظیم هیجان افراد دو گروه نیز در مرحله پس ‏آزمون تفاوت معنادار بود (05/0>P).

    نتیجه ‏گیری:

     در مجموع یافته‏های تحقیق نشان داد که آموزش ذهن آگاهی بر بهبود شفقت به خود و تنظیم هیجان دختران مبتلا به چاقی موثر است. محقق پیشنهاد می‏کند برای رسیدن به نتایج قابل اعتمادتر مرحله پیگیری به ‏مدت 3 ماه اجرا گردد.

    کلیدواژگان: ذهن آگاهی، تنظیم هیجان، شفقت به خود، دختران چاق
  • بهناز پیشخور*، ابوالقاسم خوش کنش، علی زاده محمدی، سعید قنبری، مریم بیات صفحات 54-60
    زمینه و هدف

    این پژوهش، با هدف تعیین اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، بر دلبستگی به والدین و همسالان در نوجوانان دختر انجام شد.

    روش پژوهش

     در این پژوهش از طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل همراه با پیگیری دو ماهه استفاده شد. جامعه آماری، کل دانش آموزان مقطع دوم متوسطه شهرستان ساوه (استان مرکزی) که در سال تحصیلی 1396- 1395 مشغول به تحصیل بودند، بود. از بین این دانش آموزان، تعداد 30 نفر (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه کنترل) به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و و کنترل جایگزین شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه دلبستگی به والدین و همسالان (آرمسدن و گرینبرگ، 1987) بود. دانش آموزان گروه آزمایش هشت جلسه آموزش ذهن آگاهی دریافت کردند و گروه کنترل آزمایشی دریافت نکرد.

    یافته ها

    نتایج آزمون تحلیل کوواریانس و اندازه گیری مکرر نشان داد که آموزش ذهن آگاهی به شیوه گروهی بردلبستگی به والدین و همسالان در نوجوانان دختر موثر است و این تاثیر در آزمون پیگیری پایدار بوده است. نتایج پژوهش نشان داد؛ آموزش ذهن آگاهی باعث افزایش مولفه های ارتباط، اعتماد به والدین و همسالان و کاهش بیگانگی از والدین و همسالان در نوجوانان دختر شد.

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد این شیوه مداخله را می توان به عنوان شیوه مستقل یا در کنار سایر مداخلات برای دلسبتگی به والدین و همسالان به کار برد.

    کلیدواژگان: گروه درمانی، ذهن آگاهی، دلبستگی به والدین و همسالان، نوجوانان دختر
  • محمدصادق عطریان، علی زارعی*، فریده اشرف گنجویی صفحات 61-71

    زمینه و هدف:

     برنامه استراتژیک استعدادیابی ورزشکاران می تواند نقش مهمی در بهبود موفقیت های ورزشی داشته باشد. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد و مولفه های عوامل بازدارنده و پیش برنده برنامه استراتژیک استعدادیابی ورزشکاران نوجوان انجام شد.

    روش پژوهش: 

    این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا کیفی بود. جامعه پژوهش صاحب نظران و مدیران فدراسیون بیلیارد، مربیان تیم های ملی و باشگاهی بیلیارد و روسای کمیته استعدادیابی بودند که طبق اصل اشباع نظری تعداد 13 نفر از آن ها با روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که روایی آن با روش مثلث سازی تایید و پایایی آن با روش ضریب توافق بین دو کدگذار 86/0 به دست آمد و داده های حاصل از اجرای آن با روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که برنامه استراتژیک استعدادیابی ورزشکاران نوجوان برای عوامل بازدارنده شامل 42 مولفه در 8 بعد موانع مدیریتی، موانع زمینه ای، موانع پشتیبانی و مالی، موانع سازمانی، موانع رسانه ای، موانع زیرساخت ها، موانع ساختاری و موانع فرهنگی و برای عوامل پیش برنده شامل 14 مولفه در 2 بعد عوامل بستر توسعه و عوامل ظرفیت رشد بود. در نهایت، الگوی عوامل بازدارنده و پیش برنده برنامه استراتژیک استعدادیابی ورزشکاران نوجوان ترسیم شد.

    نتیجه گیری

    نتایج این مطالعه می تواند برای متخصصان و برنامه ریزان استعدادیابی ورزشکاران تلویحات کاربردی داشته باشد و با توجه به عوامل بازدارنده و پیش برنده گام موثری در راستای بهبود استعدادیابی ورزشکاران نوجوان بردارند.

    کلیدواژگان: نوستالژی، نگرش، نیات رفتاری، تماشاگران
  • فهیمه واعظی، رضا اسماعیلی*، اصغر محمدی صفحات 72-82

    زمینه و هدف:

     بروز رفتارهای پرخطر در بین زنان سرپرست خانوار از مسایل و آسیب های اجتماعی است که به یکی از مهم ترین دل نگرانی های بشر تبدیل شده است. پژوهش حاضر با هدف مطالعه جامعه شناختی نقش سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی در تبیین رفتارهای پرخطر در بین زنان سرپرست خانوار شهر کرمان انجام شده است.

    روش پژوهش:

     پژوهش حاضر از نوع پیمایشی است و جامعه ی آماری، شامل کلیه زنان سرپرست خانوار دارای رفتارهای پرخطر شهر کرمان می باشد که از این تعداد، 120 نفر با استفاده از نرم افزار sample power و به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات نیز پرسشنامه محقق ساخته است. همچنین برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزار spss استفاده شده است.

    یافته ها

    یافته های به دست آمده حاکی از آن است که بین سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی و مولفه های آن ها به عنوان متغیرهای مستقل تحقیق با متغیر گرایش به رفتارهای پرخطر همبستگی وجود دارد؛ همچنین نتایج حاصل از تحلیل رگرسیونی پژوهش نشان داد متغیرهای حاضر در مدل، 32 درصد از تغییرات متغیر وابسته رفتارهای پرخطر را تبیین کرده اند.

    نتیجه گیری

    نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد زنان سرپرست خانوار زمانی کمتر به سمت رفتارهای پرخطر گرایش پیدا می کنند که از حمایت اجتماعی خانواده برخوردار باشند؛ بنابراین تقویت حمایت اجتماعی از زنان با هدف افزایش سرمایه اجتماعی باعث کاهش قابل ملاحظه در بروز رفتارهای پرخطر شده و تاثیر مثبتی بر رفتارهای زنان دارد.

    کلیدواژگان: رفتارهای پرخطر، سرمایه اجتماعی، سرمایه فرهنگی، زنان سرپرست خانوار
  • حمیدرضا مولایی، اصغر شریفی*، افسانه صابر گرکانی صفحات 83-95

    زمینه و هدف:

     هدف اصلی پژوهش، شناسایی و اولویت بندی ابعاد و مولفه های مدیریت مدرسه محور در مدارس متوسطه تهران است.

    روش پژوهش:

     این پژوهش از نظر هدف، کاربردی، از نظر نوع داده آمیخته (کیفی-کمی) است، در بخش کیفی بر اساس نظریه داده بنیاد و در بخش کمی پیمایشی مقطعی بود. جامعه آماری در بخش کیفی شامل نخبگان دارای مدرک تحصیلی دکتری و عضو هیات علمی دانشگاه با سابقه حداقل 10 سال و دارای مدارک تحقیقاتی و شرکت در سمینارهای مورد نظر است. حجم نمونه 15 نفر خبره بود که با روش هدفمند و با توجه به اصل اشباع نظری انتخاب شده است. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه سازمان یافته است. جامعه آماری در بخش کمی شامل کلیه مدیران، معاونان و کارشناسان مناطق آموزش و پرورش شهر تهران می باشند که تعداد آن ها در سال تحصیلی 1400-1399 بنا بر آمار آموزش و پرورش 62218 نفر است که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 382 نمونه معرف جامعه از مدیران، معاونان مناطق و معلمان آموزش و پرورش شهر تهران با استفاده از پرسشنامه اشتراوس و کوربین (2003) ارزیابی شدند. برای تحلیل داده ها از روش کدگذاری نظری (باز، محوری و انتخابی) استفاده شده است.

    یافته ها

    نتایج بخش کیفی نشان داد پس از کدگذاری باز و محور مشخص شد که ابعاد و مقوله های مدرسه محوری شامل 1-بعد تصمیم گیری 2- بعد تمرکز زدایی 3- بعد کنترل و نظارت 4- ارزیابی عملکرد 5- بعد سلامت سازمانی 6- بعد درون سازمانی می باشند و با توجه به مبانی نظری و عملی، روابط بین مقوله های شناسایی ترسیم شده و مدل بومی مدرسه محوری نهایتا در 6 محور اصلی و 26 مقوله فرعی ترسیم شده است؛ و نتایج بخش کمی بر اساس تحلیل های صورت گرفته و ارزیابی مشخص شد که این مدل از اعتبار لازم برخوردار است.

    نتیجه گیری

    نتایج نشان داد که به کارگیری و عملیاتی کردن الگوی مذکور می تواند به ارتقای کیفی مدیریت آموزش و پرورش، کمک به سزایی کند.

    کلیدواژگان: الگو، مدیریت مدرسه محور، دانش، داده بنیاد، آموزش و پرورش
  • مریم سبحانی، کبری حاجی علیزاده*، اقبال زارعی، آزیتا امیرفخرایی صفحات 96-107
    زمینه و هدف

    بررسی های متعدد نشان می دهد که هر دو دسته از مشکلات درون سازی و برون سازی شده، در دوران نوجوانی نرخ رشد فزآینده ای دارند؛ لذ پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل رفتار درونی سازی و برونی سازی نوجوانان بر اساس طرحواره های ناسازگار اولیه با نقش میانجی پاسخ های مقابله ای انجام شد.

    روش پژوهش:

     پژوهش حاضر توصیفی و از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه دوم منطقه 3 شهر تهران در سال 1400 بودند. تعداد افراد نمونه 400 دانش آموز بودند که با روش خوشه ای (4 مدرسه) انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل سیاهه اختلالات رفتاری کودک (آخنباخ، 1991)، پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه (یانگ، 2003) و پرسشنامه راهبردهای مقابله ای (لازاروس و فولکمن، 1988) بودند. داده های گردآوری شده با روش مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج تحلیل داده ها نشان داد که مدل از برازش مطلوبی برخوردار است. همچنین طرحواره های ناسازگار اولیه اثر مستقیم بر رفتار درونی سازی داشته است، رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه با رفتار درونی سازی به صورت مستقیم برابر (98/4 = t و 43/0=β) است. طرحواره های ناسازگار اولیه اثر مستقیم بر رفتار برونی سازی داشته است، رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه با رفتار برونی سازی به صورت مستقیم برابر (99/1 = t و 13/0=β) است. در ارتباط با وجود اثر غیرمستقیم طرحواره های ناسازگار اولیه بر رفتار درونی سازی نوجوانان به واسطه راهبردهای مقابله ای با 95 درصد اطمینان مورد تایید بوده است (p<0.05).

    نتیجه گیری

    نتایج نشان داد که فرضیه مطرح شده در ارتباط با وجود اثر غیرمستقیم طرحواره های ناسازگار اولیه بر رفتار برونی سازی نوجوانان به واسطه راهبردهای مقابله ای با 95 درصد اطمینان مورد تایید بوده است (p<0.05).

    کلیدواژگان: رفتار درونی سازی، برونی سازی، طرحواره های ناسازگار اولیه، پاسخ های مقابله ای
  • زهرا خانجانی*، مجتبی صداقتی فرد صفحات 108-116
    زمینه و هدف

     دوره جوانی دوره ای از رشد است که در آن رفتارهای گوناگونی ممکن است سلامت فرد را به خطر بیندازد. رفتارهای جنسی، نقطه عطف رشد بهنجار در این دوره است و رفتارهای پرخطر به طور عمده در همین دوره شروع شده است و تهدیدی جدی برای سلامتی و بهزیستی است؛ لذا هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه بین سازگاری اجتماعی با رفتارهای پرخطر جنسی در دختران دانش آموز دبیرستانی بود.

    روش پژوهش

    این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث گردآوری داده ها توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر را همه دانش آموزان دختر مقطع دبیرستان شهر تهران در سال تحصیلی 98-1397 تشکیل دادند. از طریق روش نمونه گیری تصادفی خوشه‏ای چند مرحله‏ای از بین مناطق چهارگانه تهران (شمال، جنوب، شرق و غرب) از هر منطقه دو مدرسه انتخاب و از بین دانش آموزان این مدارس که 3993 نفر بودند، براساس جدول مورگان 35 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب گردید. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه رفتارهای پر خطر جنسی و پرسشنامه سنجش کارکرد خانواده بود. داده های به دست آمده از طریق روش های آمار توصیفی و روش های آمار استنباطی شامل روش همبستگی و رگرسیون تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج به دست آمده نشان داد که بین سازگاری اجتماعی با رفتارهای پرخطر جنسی رابطه منفی معنادار وجود دارد.

    نتیجه گیری

    وجود همبستگی بین رفتارهای پرخطر جنسی، به متولیان سلامت اجتماعی و نهادهایی چون آموزش و پرورش کمک می کند تا با شناسایی رفتارهایی که با صرف هزینه و زمان کمتر قابل کنترل است، از بروز و ظهور سایر رفتارها در دانش آموزان پیشگیری کنند.

    کلیدواژگان: سازگاری اجتماعی، رفتارهای پر خطر جنسی، دانش آموز
  • فاطمه گل عابدینی، حامد صبوری* صفحات 117-125

    زمینه و هدف :

    اختلال نقص توجه/ بیش فعالی یک اختلال عصبی رشدی و از شایع ترین اختلالات دوران کودکی است که توجه روانشناسان و روانپزشکان و متخصصان بالینی را به خود جلب کرده است؛ لذا پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی نقاشی درمانی بر اختلال نقص توجه- بیش فعالی و اضطراب جدایی دانش آموزان دختر پایه دوم دبستان شهرستان بستک در سال تحصیلی 1400-1399 انجام گرفت.

    روش پژوهش: 

    طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان دختر پایه دوم دبستان شهرستان بستک تشکیل دادند، که درسال تحصیلی 1400-1399 مشغول به تحصیل بودند. گروه نمونه به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و با استفاده از گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش(شامل 20 نفر) و گروه کنترل (شامل 20 نفر) قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس علایم مرضی کودکان (4-CSL) استفاده گردید. پس از اجرای پیش آزمون گروه آزمایش به مدت 10 جلسه 90 دقیقه ای، تحت تاثیر آموزش نقاشی درمانی قرارگرفت، اما گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. پس از جمع آوری پیش آزمون و پس آزمون، داده های به دست آمده با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس و به وسیله نرم افزار آماری (SPSS) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس نشان داد که بین اختلال نقص توجه- بیش فعالی و اضطراب جدایی در دو گروه کنترل و آزمایش در مرحله پس آزمون پس از حذف تاثیر پیش آزمون تفاوت معنادار وجود دارد و  نقاشی درمانی  بر اختلال نقص توجه- بیش فعالی و اضطراب جدایی دانش آموزان دختر پایه دوم تاثیر معناداری دارد.

    نتیجه گیری

    بنابراین، در موقعیت های بالینی و در درمان مشکلات اضطراب جدایی کودکان می توان از نتایج نقاشی درمانی به عنوان درمان غیردارویی سودمند، بهره گرفت.

    کلیدواژگان: نقاشی درمانی، نقص توجه- بیش فعالی، اضطراب جدایی
  • ندا پیریائی، محسن منصوبی فر*، ربابه عطایی فر، مریم بهرامی هیدجی، جاوید پیمانی صفحات 126-140

    زمینه و هدف:

     یکی از عوامل ایجاد کننده اضطراب اجتماعی در نوجوانان نگرانی از تصویر بدنی عنوان شده است.  نگرانی از تصویر بدنی شامل اشتغال فکری شدید و آشفته ساز با نقص جزیی یا تصوری در ظاهر می باشد.

    روش پژوهش: 

    پژوهش حاضر، با هدف اثر بخشی درمان راه حل مدار کوتاه مدت بر نگرانی از تصویر بدنی و اضطراب اجتماعی دانش آموزان انجام شده است. مطالعه حاضر از نوع نیمه آزمایشی که در آن از طرح پیش آزمون  - پس آزمون  با گروه کنترل با سنجش در خط پایه پس از مداخله و پیگیری 3 ماهه با گروه کنترل انجام گرفت. از بین 115 نفر از دانش آموزان که مورد مصاحبه اولیه قرار گرفتند .40 نفر از دانش آموزان مقطع متوسطه دوم که در سال تحصیلی 99-1398 در دبیرستان های استان البرز مشغول به تحصیل بودند انتخاب و به طور تصادفی به گروه آزمایش (درمان راه حل مدار کوتاه مدت) و کنترل(n=20) گماشته شدند. کلیه شرکت کنندگان پرسشنامه دموگرافیک، پرسشنامه نگرانی از تصویر بدنی، پرسشنامه اضطراب اجتماعی کانور را در سه مرحله تکمیل کردند. فرضیه مربوط به اثربخشی مداخله پژوهش با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد.

    یافته ها

    نتایج پژوهش حاضر نشان داد میانگین متغیر های  در مرحله پیش آزمون بین دو گروه تفاوت معنی داری وجود ندارد که نشانگر همگن بودن دو گروه پژوهش در مرحله پیش آزمون است، اما تفاوت بین دو گروه در مراحل پس آزمون و پیگیری تفاوت معنی داری بود که می تواند حاکی از اثربخشی مداخله بر متغیرهای  ذکر شده و نیز پایداری اثربخشی در مرحله پیگیری بوده است. 

    نتیجه گیری

    نتایج این پژوهش نشان داد که درمان مذکور می تواند در کاهش نگرانی از تصویر بدنی و اضطراب اجتماعی دانش آموزان به عنوان مداخلات روانشناسی استفاده شود .

    کلیدواژگان: راه حل مدار، کوتاه مدت، تصویر بدنی، اضطراب اجتماعی
  • لیلا سیدموسوی، فاطمه حمیدی فر*، مهدی شریعتمداری، پرستو خسروی، بهارک شیرزاد کبریا صفحات 142-159

    زمینه و هدف:

     دانشگاه کارآفرین، به محض استقرار، با ایجاد کار و ارزش آفرینی جوانان، موجب تحول یک کشور و تبدیل اقتصاد آن به یک اقتصاد مبتنی بر نوآوری شده و سبب افزایش رقابت پذیری جهانی آن و بهبود کیفیت زندگی جوانان می شود. لذا هدف اصلی این پژوهش بررسی وضعیت شاخص های دانشگاه کارآفرین در دانشگاه آزاد اسلامی، مطالعه موردی شهر تهران بوده است.

    روش پژوهش: 

    این پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی و رویکرد پژوهشی بکاربرده شده نیز، از نوع روش شناسی کمی بود. جامعه آماری پژوهش شامل اعضاء هیات علمی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز بود که طبق فرمول کوکران 283 نفر به صورت نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. محققان برای جمع آوری داده های کمی، پرسشنامه محقق ساخته ای براساس مطالعات نظری و تجربی تدوین نمودند. برای بررسی روایی پرسشنامه، از روش «روایی محتوا» و برای سنجش پایایی آن از آلفای کرونباخ استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار آماری SPSS انجام شده است. برای قضاوت در مورد مطلوبیت سطوح هر یک از فعالیت های شاخص های دانشگاه کارآفرین اعضای هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی تهران، از طیف استاندارد ارزیابی بازرگان و همکاران استفاده شده است.

    یافته ها

    نتایج بدست آمده نشان داد که 13 مولفه شاخص های کارآفرین در وضعیت نسبتا مطلوبی قرار دارند و مشخص می کند که وضعیت کلی شاخص های دانشگاه کارآفرین در دانشگاه تهران درحد نسبتا مطلوب است. براساس آزمون t تک نمونه ای،گرایش پاسخ های ارایه شده متمایل به گزینه های کمتر از متوسط است. بنابراین طبق پژوهش انجام شده، دانشگاه آزاد اسلامی شاخصه های دانشگاه کارآفرین را درحد پایین داراست. با توجه به نتایج به دست آمده از آزمون رتبه ای فریدمن، از بین ابعاد دانشگاه کارآفرین، بعد محیطی -زمینه ای بیشترین و بعد فرآیندی کمترین تاثیر را در توسعه دانشگاه آزاد به عنوان دانشگاه کارآفرین دارد.

    نتیجه گیری

    بنابراین، با توجه به اهمیت بسیار زیاد کارآفرینی در توسعه کشورها و نظام آموزش عالی، پیشنهاد می شود همچون سایر دانشگاه های کشورهای توسعه یافته، در فرآیند ارزیابی دانشگاه های آزاد اسلامی وجود مرکز کارآفرینی با ساختار علمی و منسجم و نیز میزان فعالیت آن به عنوان یکی از معیارهای ارزیابی دانشگاه مورد توجه قرار گیرد.

    کلیدواژگان: دانشگاه کارآفرین، ساختاری، محیطی زمینه ای، فرایندی، رفتاری، توسعه ای، جوانان
  • شیرین یداللهی اردستانی*، نیلوفر شکیب، سارا یوسفی صفحات 160-170
    زمینه و هدف

    اختلال وسواس فکری-عملی، اختلالی جدی است که دیگر فرایندهای روانشناختی و شناختی نوجوانان را نیز با آسیب مواجه می کند. بنابراین این مطالعه با هدف تعیین اثربخشی شناخت درمانی هیجان مدار بر انعطاف پذیری شناختی و نشخوار فکری نوجوانان مبتلا به وسواس فکری عملی انجام شد.

    روش پژوهش: 

    روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس‫آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش کلیه نوجوانان مبتلا به وسواس فکری عملی در شهر تهران در سال 1400 بودند. حجم نمونه پژوهش شامل 30 نفر از نوجوانان مبتلا به وسواس فکری عملی بودند که با روش نمونه‫ گیری دردسترس و با توجه به ملاک های ورود و خروج مطالعه انتخاب شدند. گروه آزمایش مداخله شناخت درمانی هیجان مدار را 10 جلسه 90 دقیقه ای هفتگی دریافت نمود. پرسشنامه های مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه وسواس فکری - عملی (هاجسون و راچمن، 1977)؛ پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی (دنیس و وندروال، 2010)؛ پرسشنامه پاسخ های نشخواری فکری (هوکسما و مارور، 1991) بود. داده ها با تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار spss نسخه 22 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که در پس آزمون بین گروه های آزمایش و گواه از نظر انعطاف پذیری شناختی و نشخوار فکری نوجوانان مبتلا به وسواس فکری عملی تفاوت معنی داری وجود داشت (001/0>P). به عبارت دیگر، مداخله شناخت درمانی هیجان مدار باعث بهبود میزان انعطاف پذیری شناختی و نشخوار فکری نوجوانان مبتلا به وسواس فکری عملی شد.

    نتیجه گیری

    منطبق با یافته های پژوهش حاضر می توان مداخله شناخت درمانی هیجان مدار را به عنوان یک روش کارا جهت افزایش انعطاف پذیری شناختی و نشخوار فکری نوجوانان مبتلا به وسواس فکری عملی پیشنهاد داد.

    کلیدواژگان: شناخت درمانی، هیجان مدار، انعطاف پذیری، نشخوار فکری، وسواس فکری- عملی
  • مهدی پرافکنده حقیقی* صفحات 171-182

    زمینه و هدف:

     این پژوهش با هدف بررسی تاثیر خرد سازمانی بر سرمایه اجتماعی با توجه به نقش میانجی مدیریت دانش دبیران مقطع متوسطه اول شهر تهران انجام شد.

    روش پژوهش:

     پژوهش حاضر برحسب هدف کاربردی، از نظر روش گردآوری داده ها توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه ی دبیران مقطع متوسطه اول شهر تهران بود که تعداد آن ها برابر با 8873 نفر بود. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان و بر اساس نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، 368 نفر معلم برآورد شد. داده ها در دو بخش کتابخانه ای و میدانی گردآوری شد. در بخش میدانی با استفاده از سه پرسشنامه استاندارد خرد سازمانی اشمیت و همکاران (2012)، سرمایه اجتماعی ناهاپیت و گوشال (1998) و مدیریت دانش لاوسون (2003) استفاده شد؛ تجزیه وتحلیل داده ها در دو بخش توصیفی و استنباطی (مدل سازی معادلات ساختاری) انجام پذیرفت.

    یافته ها

    نتایج حاصل از پژوهش نشان دادند که با توجه به نقش میانجی مدیریت دانش، خرد سازمانی بر سرمایه اجتماعی تاثیر دارد.

    نتیجه گیری

    یافته های ضمنی پژوهش نیز نشان داد که خرد سازمانی بر سرمایه اجتماعی تاثیر دارد؛ خرد سازمانی بر مدیریت دانش دبیران تاثیر دارد و علاوه بر این، مدیریت دانش بر سرمایه اجتماعی دبیران مقطع متوسطه اول شهر تهران تاثیر دارد.

    کلیدواژگان: خرد سازمانی، حساسیت اخلاقی، سرمایه اجتماعی، مدیریت دانش
  • محدثه مشعوفی، مینا دولتی خرطومی، سمیه فرامرزی، مهناز جعفری سیار ستاقی، سمیرا منصوری، نگار معمارپور آسیابان* صفحات 183-195
    زمینه و هدف

    بیماری های روانی مزمن، اختلالاتی نامعلوم و مبهم، همراه با دوره های تکرار شونده و نشانه های روانی هستند که عملکرد شخص را به شدت تحت تاثیر قرار می دهند؛ لذا هدف این پژوهش تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و مقایسه آن با درمان شناختی رفتاری بر شیوه های مقابله ای، دشواری در تنظیم هیجان و سلامت روان در سرپرستان بیماران روانی مزمن بود.

    روش

    پژوهش حاضر از نوع آزمایش با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری این پژوهش سرپرستان بیماران روانی مزمن شهر کرج در سال 1400 بودند که از بین آن ها تعداد 30 نفر زن (15 گروه آزمایش و 15 نفر گروه کنترل) به صورت در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های شیوه های مقابله ای بیلینگز و موس، دشواری در تنظیم هیجان گراتز و رویمر و سلامت عمومی GHQ در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون استفاده گردیده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون آمار استنباطی تحلیل کوواریانس چنده متغیره، به کمک نرم افزار spss25 استفاده گردید.

    یافته ها: 

    نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان شناختی رفتاری در متغیرهای راهبرد مسیله مدار، راهبرد هیجان مدار و سلامت عمومی بین دو گروه تحت درمان اختلاف معنی داری وجود نداشت. در متغیر دشواری در تنظیم هیجان بین دو گروه درمانی اختلاف معنی داری وجود داشت و بر اساس میانگین های تعدیل شده میانگین پذیرش و تعهد کمتر از گروه شناختی رفتاری بوده است.

    نتیجه گیری: 

    به نظر می رسد که هر دو رویکرد می تواند نقش مهمی در افزایش سلامت روان و شیوه های مقابله ای و دشواری در تنظیم هیجان در سرپرستان بیماران روانی مزمن داشته باشند.

    کلیدواژگان: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، درمان شناختی رفتاری، شیوه های مقابله ای، دشواری در تنظیم هیجان و سلامت روان
  • هاله حدادپور، سیدابوالقاسم مهری نژاد، *، رسول روشن چسلی، نعمت ستوده اصل صفحات 196-208
    زمینه و هدف

    یکی از اهداف و وظایف مهم آموزش و پرورش ایجاد زمینه ای برای رشد همه جانبه فرد و تربیت انسان های سالم، کارآمد و مسیول برای ایفای نقش در زندگی فردی و اجتماعی است؛ لذا این پژوهش با هدف، علاقه اجتماعی و سرمایه روانشناختی در نوجوانان با نقش واسطه ای باورهای انگیزشی انجام شد.

    روش پژوهش:

     روش پژوهش مقطعی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه (دختر و پسر) در شهر تهران در سال تحصیلی 1400-1399 تشکیل دادند، که از میان آن ها، تعداد 400 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. در این پژوهش از ابزارهای علاقه اجتماعی (سهامی، 2011)، سرمایه روانشناختی (مک گی، 2011)، و باورهای انگیزشی (پینتریچ و همکاران، 1991) استفاده شد که همگی از اعتبار و پایایی قابل قبولی برخوردار بودند. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار SPSS-V23 و Amos-V8.8 استفاده گردید. همچنین به منظور پاسخگویی به فرضیه های پژوهش از مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که مدل از برازش مناسبی برخوردار است.

    یافته ها

    همچنین نتایج نشان داد که اثر مستقیم سرمایه روانشناختی بر علاقه اجتماعی نوجوانان تایید می شود. اثر مستقیم سرمایه روانشناختی بر باورهای انگیزشی نوجوانان تایید می شود. اثر مستقیم باورهای انگیزشی بر علاقه اجتماعی نوجوانان مورد تایید بوده است.

    نتیجه گیری

    همچنین نتایج نشان داد که اثر غیرمستقیم سرمایه روانشناختی بر علاقه اجتماعی نوجوانان به واسطه باورهای انگیزشی مورد تایید بوده است. لذا توجه به متغیرهای مذکور در پیشگیری و طراحی درمان های مناسب تر به پژوهشگران و درمانگران یاری می رساند.

    کلیدواژگان: علاقه اجتماعی، سرمایه روانشناختی، باورهای انگیزشی
  • عبدالطیف کر، فرشته کردستانی*، علی حسینی خواه، یلدا دلگشایی صفحات 209-222

    زمینه و هدف :

    این پژوهش با هدف طراحی و اعتباربخشی الگوی بومی آموزش کارآفرینی در مراکز آموزش فنی و حرفه ای انجام پذیرفت. هدف این پژوهش توسعه ای - کاربردی از نوع پژهش های آمیخته (کیفی - کمی) است.

    روش پژوهش:

     در بخش کیفی از روش تحلیل مضمون برای شناسایی و روش دلفی فازی برای تلخیص شاخص ها استفاده شد و در بخش کمی از روش توصیفی-پیمایشی استفاده شد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل خبرگان (اعضای هیات علمی دانشگاه) در رشته های کارآفرینی، مدیریت آموزشی و مدیریت منابع انسانی، مدیران مراکز فنی و حرفه ای، مدرسان کارآفرینی بودند که با هجده مصاحبه به اشباع نظری رسید و در بخش کمی با فرمول کوکران تعداد 384 نفر از مدیران مراکز، هیات علمی پاره وقت و تمام وقت و مدرسان درس کارآفرینی به عنوان نمونه انتخاب شدند. در بخش کیفی 5 بعد، 16 مولفه و 63 شاخص شناسایی گردید در بخش دوم با روش دلفی فازی در دو راند تعداد شاخص ها از 63 شاخص به 60 شاخص کاهش یافتند. در نهایت با روش Cvr روایی پرسشنامه تایید شد. آلفای کرونباخ با ضریب 0.868 شان از پایایی بالای این پرسشنامه بود.

    یافته ها

    با توجه به نتایج الگوی تحقیق نشان داد که از بین عوامل شناسایی شده بعد آموزشی با ضریب 0.932 بالاترین اهمیت و اولویت را در آموزش کارآفرینی دارد و بعد اقتصادی با ضریب 0.755 کمترین اهمیت و اولویت آخر را از نظر کارکنان و مدرسان مدارس فنی و حرفه ای دارد.

    نتیجه گیری

    بنابراین به این نتیجه می رسیم که کارآفرینی فرایندی نسبتا اکتسابی است همچنین معلمان عنصر کلیدی درترویج و آموزش کارآفرینی محسوب می شوند.

    کلیدواژگان: آموزش کارآفرینی، طراحی الگو، اعتباربخشی
  • رمضان صولتی آناقیزی، شهنام ابوالقاسمی*، عبدالحسن فرهنگی صفحات 223-232
    زمینه و هدف

    روانشناسان علاوه بر  شناسایی آسیب های روانی ناشی از اینترنت بر روی کاربران آن، در پی یافتن راه حل هایی برای رفع و کاهش آن آثار برآمدند و از جهاتی دیگر برای تقویت و مقاوم سازی شخصیت، آموزش و تقویت مهارت های روانی گوناگونی نیز وجود دارد؛ لذا هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش خودتنظیمی هیجانی و شفقت ورزی بر بلوغ عاطفی، ناگویی خلقی در دانش آموزان دارای گرایش به اعتیاد اینترنتی بود.

    روش پژوهش: 

    پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود و جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه اول شهر رشت در سال تحصیلی 1401-1400 بودند. از میان جامعه آماری با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و براساس نمره پرسشنامه ناگویی خلقی (بگبی و همکاران، 1994) و پرسشنامه بلوغ عاطفی (سینها و سینگ، 1990) در پیش آزمون، 45 دانش آموز که دارای ملاک های ورود و خروج بودند نمونه آماری را تشکیل دادند. این 45 نفر به طور تصادفی در 3 گروه 15 نفره (2 گروه آزمایش و یک گروه کنترل) گزینش شدند که برای گروه آزمایشی (A)، آموزش شفقت به خود و برای گروه دوم (گروه آزمایشی B)، آموزش خودتنظیمی هیجانی را دریافت کردند و گروه کنترل (C) در لیست انتظار قرار گرفت. به منظور تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. داده ها به کمک نرم افزار spss-22 تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که آموزش خود تنظیمی هیجانی و آموزش شفقت ورزی به طور معناداری بر بلوغ عاطفی (عدم ثبات عاطفی، بازگشت عاطفی، ناسازگاری اجتماعی، فروپاشی شخصیت و فقدان استقلال)، ناگویی خلقی (دشواری در تشخیص احاساسات، دشواری در توصیف احساسات، تفکر) تاثیر مثبت دارد (05/0(p< ولی بین اثربخشی دو گروه تفاوت معناداری یافت نشد.

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج پژوهش حاضر میتوان گفت که دو شیوه مداخله خودتنظیمی هیجانی و شفقت ورزی می تواند به عنوان گزینه های مداخله ای موثر به منظور بهبود بلوغ عاطفی، ناگویی خلقی در دانش آموزان دارای گرایش به اعتیاد اینترنتی مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: خودتنظیمی هیجانی، شفقت ورزی، بلوغ عاطفی، ناگویی خلقی، اعتیاد اینترنتی
  • زهرا عطاری، تکتم سادات جعفر طباطبایی*، سمانه سادات جعفر طباطبایی، سعید ناصری صفحات 233-242

    زمینه و هدف:

     بیش فعالی معمول ترین اختلال عصب تحولی در کودکان است و شایع ترین تشخیص را در روان پزشکی به خود اختصاص می دهد. این اختلال شامل زیرگروه اختلال نقص توجه-بیش فعالی و نوع مرکب است. اختلالات روانی هم زمان در کودکان مبتلا به بیش-فعالی شیوع نسبتا زیادی دارد. هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی نمایش عروسکی بر رفتارهای درونی سازی و برونی سازی شده در کودکان بیش فعال بود.

    روش پژوهش:

     پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پژوهش پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه همراه با دوره پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش، شامل کلیه دانش آموزان مقطع ابتدایی (پایه اول، دوم و سوم) دارای  اختلال کاستی توجه/ بیش فعالی در سال تحصیلی 1400-1399 بود که به مراکز مشاوره آموزش و پرورش شهر تهران مراجعه نمودند که از بین آن ها، تعداد 30 نفر از کودکان بیش فعال با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (15 نفر) قرار گرفتند. داده ها با استفاده از پرسشنامه کانرز والدین و سیاهه رفتاری کودک آخنباخ-نسخه والدین (آخنباخ،1991) به دست آمد. برنامه آموزش نمایش عروسکی در 10 جلسه 90 دقیقه ای بر روی گروه آزمایش اجرا شد اما گروه گواه در لیست انتظار باقی ماند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و نرم افزار Spss.22 استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که آموزش نمایش عروسکی بر رفتارهای برونی سازی (86/38=F، 001/0=p) و درونی سازی شده (25/15=F، 001/0>p) در کودکان بیش فعال بود.

    نتیجه گیری

    می توان نتیجه گرفت نمایش عروسکی بر رفتارهای درونی سازی و برونی سازی شده در کودکان بیش فعال موثر بود و می توان از این روش در جهت بهبود مشکلات کودکان بیش فعال استفاده کرد.

    کلیدواژگان: نمایش عروسکی، رفتار، بیش فعالی، کودکان
  • فرح جعفری، محمدحسن غنی فر*، قاسم آهی صفحات 243-254

    زمینه و هدف:

     تجارب استرس آور در طول زندگی می تواند موجب بروز مشکلات جسمانی در سنین مختلف شود. هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش ویژگی های  شخصیت بر تنظیم هیجان با میانجی گری امید به زندگی و کنش های شناختی در زنان بود.

    روش پژوهش: 

    پژوهش حاضر از نوع توصیفی - همبستگی است و به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد.  جامعه آماری شامل کلیه زنان مراجعه کننده به سراهای محله شهر تهران بین ماه های اردیبهشت تا خرداد ماه سال 1400 بود. نمونه پژوهش شامل تعداد 384 نفر از زنان مراجعه کننده به سراهای محله شهر تهران بود که با روش نمونه گیری داوطلبانه انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه ویژگی های شخصیتی پنج عاملی نیو (مک کری و کاستا، 1980)، پرسشنامه توانایی های شناختی نجاتی  (1392)، پرسشنامه امید به زندگی (هزاروسی، 1385) و پرسشنامه تنظیم هیجان (گارنفسکی و همکاران، 2001) به دست آمد. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی، ماتریس همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه و مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شد. همچنین کلیه محاسبات آماری با استفاده از نرم افزار Lisrel 8.80 و SPSS.22 انجام گرفت.

    یافته ها

    نتایج نشان داد ضرایب استاندارد و غیراستاندارد مسیر مستقیم مدل فرضی از ویژگی های شخصیت به کنش های شناختی (48/0= β؛ 01/0<p< span=""></p<>)، ویژگی های شخصیت به امید به زندگی (58/0= β؛ 01/0<p< span=""></p<>)، ویژگی های شخصیت به تنظیم هیجان (46/0= β؛ 01/0<p< span=""></p<>)، کنش های شناختی به تنظیم هیجان (47/0= β؛ 01/0<p< span=""></p<>)، امید به زندگی به تنظیم هیجان (26/0= β؛ 01/0<p< span=""></p<>) معنی دار شده است. بررسی شاخص های برازش مدل حاکی از آن است که مدل مورد نظر برازش مطلوبی با داده ها دارد. که امید به زندگی و کنش های  شناختی اثر غیرمستقیم بر تنظیم هیجان داشته است، بنابراین وجود رابطه غیرمستقیم بین متغیرهای پژوهش با 95 درصد اطمینان تایید می شود (05/0>P).

    نتیجه گیری

    می توان نتیجه گرفت مدل ویژگی های شخصیت بر تنظیم هیجان با میانجی گری امید به زندگی و کنش های شناختی در زنان برازش دارد.

    کلیدواژگان: ویژگی های شخصیت، تنظیم هیجان، امید به زندگی، کنش های شناختی
  • مریم عنایتی شبکلایی*، مائده عنایتی شبکلایی صفحات 255-265

    زمینه و هدف:

     اختلال یادگیری یکی از مهم ترین مشکلات در فرایند یادگیری به شمار می رود. هدف از پژوهش حاضر مطالعه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر سازگاری اجتماعی و خودنظم دهی تحصیلی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص است.

    روش پژوهش:

     روش این پژوهش به صورت نیمه آزمایشی با استفاده از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و با مرحله پیگیری بوده است. جامعه آماری پژوهش حاضر را دانش آموزان دختر دارای اختلال یادگیری مقطع متوسطه اول شهرستان ساری تشکیل دادند که به مراکز اختلال یادگیری شهرستان ساری مراجعه کردند. در این پژوهش 60 دانش آموز دارای اختلال یادگیری خاص به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به روش نمونه گیری تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه های خودنظم دهی تحصیلی رایان و کانل، سازگاری اجتماعی بل استفاده شده است. ابتدا پیش آزمون بر روی دو گروه انجام شد سپس گروه آزمایش به مدت 8 جلسه هر مرحله به مدت 120 دقیقه و هفته ای یکبار تحت درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد قرار گرفتند. سپس پس آزمون بر روی هر دو گروه اجرا شد. ضمن بررسی پیش شرط ها از تحلیل کوواریانس و اندازه گیری مکرر برای تحلیل داده ها تحت نرم افزار spss استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج تحقیق نشان داد که تفاوت معنی داری بین نمرات خود نظم دهی تحصیلی و سازگاری اجتماعی دو گروه پس از اعمال آموزش درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد وجود (0/05>P).

    نتیجه گیری

    بنابراین می توان نتیجه گرفت که مدارس با به کارگیری مداخله درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد می توانند باعث افزایش سازگاری اجتماعی و خودتنظیمی یادگیری دانش‎آموزان شوند تا از این طریق دانش آموزان به موفقیت تحصیلی دست یابند.

    کلیدواژگان: سازگاری اجتماعی، خودنظم دهی تحصیلی، پذیرش و تعهد
  • سوسن جهانگیری، علی دلاور*، فریبرز درتاج صفحات 266-273
    زمینه و هدف

    با توجه به پیامدهای روان شناختی رویداد آسیب زا (زلزله) و نیز اختلال در کارکردهای گوناگون ناشی از آن، بدیهی است که شناسایی عواملی که سبب افزایش احتمال ابتلا به مشکلات ناشی از تجربه رویداد آسیب زا می شوند، از اهمیت بالینی، تحصیلی و اجتماعی بالایی برخوردار است. پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش عوامل شخصیتی در پیش بینی علایم اختلال استرس پس از سانحه در افراد مواجهه شده با آسیب انجام گرفت.

    روش پژوهش: 

    روش پژوهش حاضر از نوع طرح های همبستگی و روش مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه ی آماری در این پژوهش شامل تمامی زلزله زدگان زلزله اخیر کرمانشاه بودند که تعداد آنها حدود 21هزار نفر بود. با توجه به جدول مورگان 377 نفر را به صورت نمونه گیر تصادفی ساده انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مقیاس شهروندی اختلال استرس پس از سانحه می سی سی پی (کیان و همکاران، 1988) و مقیاس پردازش هیجانی (باکر و همکاران، 2007) به دست آمد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های انحراف معیار، میانگین، کجی و کشیدگی و مدلسازی معادلات ساختاری با نرم افزار Spss و Amos استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که عوامل سرکوبی هیجانی، تجربه هیجانات ناخوشایند، کنترل هیجان، اجتناب هیجانی و نشانه های هیجانات اثر مثبت بر اختلال استرس پس از سانحه داشته اند، رابطه سرکوبی هیجانی با اختلال استرس پس از سانحه به صورت مستقیم برابر (75/5 = t و 26/0=β)، رابطه تجربه هیجانات ناخوشایند با اختلال استرس پس از سانحه به صورت مستقیم برابر (27/3 = t و 15/0=β)، رابطه کنترل هیجان با اختلال استرس پس از سانحه به صورت مستقیم برابر (24/7 = t و 33/0=β)، رابطه اجتناب هیجانی با اختلال استرس پس از سانحه به صورت مستقیم برابر (99/1 = t و 09/0=β)  و رابطه نشانه های هیجانات با اختلال استرس پس از سانحه به صورت مستقیم برابر (67/3 = t و 17/0=β) است.

    نتیجه گیری

    می توان نتیجه گرفت نتایج آزمون آماری نشان داد شاخص های برازش مدل پژوهش در وضعیت مطلوبی قرار دارد. همچنین مولفه های سازگاری، وظیفه شناسی و گشودگی  اثر منفی بر اختلال استرس پس از سانحه داشته اند و مولفه روان رنجوری  اثر مثبت بر اختلال استرس پس از سانحه داشته است.

    کلیدواژگان: هیجان، اختلال استرس پس از سانحه، زلزله
  • معصومه اسماعیلی*، حمیدرضا ایمانی فر، سامان شهبازی مقدم، فاطمه سادات شفیعی صفحات 274-286

    زمینه و هدف:

     درمانگران بالینی و مشاوران معتقدند که طرحواره ها و نگرش ها نسبت به هیجان ها در کاهش تجربه استرس و نهایتا پیشگیری و بهبود مشکلات خود آسیب رسانی نوجوانان موثر است؛ از این رو، پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش واسطه ای ناگویی خلقی در رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه و رفتارهای خود آسیب رسان در نوجوانان انجام شد.

    روش پژوهش:

     پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه نوجوانان پسر مقطع دوم متوسطه منطقه لوداب تشکیل دادند، که در سال تحصیلی 1399- 1398 مشغول به تحصیلی بودند. از بین جامعه آماری 210 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای تک مرحله ای انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های ناگویی خلقی تورنتو (1986)، طرحواره های ناسازگار یانگ  (2005) و آسیب به خود - سانسون و همکاران (1998)استفاده شد؛ بعد از جمع آوری و استخراج داده ها، نمرات شرکت کنندگان با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون چندگانه و تحلیل مسیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    نتایج مسیرهای رابطه مستقیم پژوهش نشان داد که بین رفتار خود آسیب رسان با طرحواره های محرومیت هیجانی، رهاشدگی/بی ثباتی، بی اعتمادی/بدرفتاری، انزوای اجتماعی/بیگانگی، نقص/شرم، شکست، وابستگی/ بی کفایتی، آسیب پذیری در برابر ضرر و بیماری، گرفتار/خویشتن تحول نیافته، اطاعت، ایثار، بازداری هیجانی، معیارهای سرسختانه، استحقاق/ بزرگ منشی و خویشتن داری/ خود انضباطی همبستگی معناداری وجود دارد؛ همچنین بین رفتار خود آسیب رسان با ناگویی خلقی و خرده مقیاس های دشواری در تشخیص احساسات، دشواری توصیف احساسات و تفکر با جهت گیری خارجی همبستگی مثبت معناداری وجود دارد.

    نتیجه گیری

    نتایج رابطه غیرمستقیم نشان داد که ناگویی خلقی نقش واسطه ای معناداری در رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه و رفتارهای خود آسیب رسان در نوجوانان ایفا می کند.

    کلیدواژگان: طرحواره های ناسازگار اولیه، ناگویی خلقی، رفتارهای خودآسیب رسان، نوجوانان
  • مصطفی فروتن، علیرضا صادقی*، محمود مهر محمدی صفحات 287-303

    زمینه و هدف:

     مکاتب گوناگون فکری، سیاسی، اعتقادی، هنر را به منزله وسیله ای کارآمد جهت توسعه مفاهیم و معارف مختلف در جامعه دانسته و آن را در پرورش نوجوانان به گونه ای متناسب با هدف های خود به کار گرفتند؛ لذا پژوهش حاضر با هدف  طراحی و اعتباریابی الگوی برنامه درسی چندفرهنگی هنر دبیرستان با تاکید بر زیست بوم های ایران انجام شده است.

    روش پژوهش:

     این پژوهش از نوع آمیخته اکتشافی (کیفی-کمی) بود. در پژوهش حاضر جامعه آماری برای بخش کیفی شامل کلیه اسناد مرتبط با موضوع پژوهش بود که 14 سند به روش سیستماتیک داده بنیاد انتخاب شدند و در بخش کمی نیز شامل معلمان هنردبیرستانهای تهران حوزه هنر بود که تعداد 230 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. روش نمونه گیری در این مرحله  نیز از نوع تصادفی خوشه ای بود. ابزار پژوهش در بخش کیفی، جمع آوری داده ها متمرکز بر اسناد پژوهش در حوزه برنامه درسی چندفرهنگی با تاکید بر زیست بوم های ایران بود. در بخش کمی از ابزار پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. روایی و پایایی ابزارها مورد سنجش و تایید قرار گرفت. روش تحلیل داده ها در بخش کیفی کدگذاری نظری برگرفته از روش نظریه پردازی داده بنیاد بود. در بخش کمی، برای پاسخ به سوال های پژوهش از آزمون هایی نظیر همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی تاییدی و آزمون تی تک بهره گرفته شد.

    یافته ها

    نتایج حاصل از تحلیل عاملی نشان داد که مقوله های آموزش نحوه تعامل بین فرهنگها، رشد مهارتهای همکاری و تعامل، آشنایی با فرهنگها و جوامع، اهداف برنامه درسی، محتوای برنامه درسی، فرایند یادگیری، تولید هنری  و نقد هنری از مولفه های محوری و تشکیل دهنده شناسایی شدند.

    نتیجه گیری

    جامعه چند فرهنگی کشور، توجه به نیازها و رشد دانش آموزان و احترام و ارج نهادن به فرهنگ های مختلف به عنوان مقوله های علی یا اثرگذار بر برنامه درسی شناسایی شدند. علاوه بر این، عدالت آموزشی، پرورش مهارت های تفکر، رشد و توسعه فردی، آشنایی با تاریخ فرهنگ و هنر و صلح و همزیستی مسالمت آمیز به عنوان مقوله های پیامدی شناسایی شدند.

    کلیدواژگان: برنامه درسی، چندفرهنگی، هنر، زیست بوم های ایران
  • یعقوب زارع*، علیرضا فرخی، احمد رسا صفحات 304-317

    زمینه و هدف:

     عوامل متعددی  می تواند  بر  پیشرفت و عدم پیشرفت تحصیلی  دانش آموزان تاثیرگذار باشد . که از آن  جمله  می توان به عوامل آموزشی ، خانوادگی  و روانشناختی  اشاره کرد. از میان ویژگی های روانشناختی دانش آموزان می تواند به مواردی همچون خودتعیین گری ، خودکارآمدی و خودپنداره تحصیلی اشاره کرد. در این پژوهش به دنبال بررسی تاثیر خودتعیین گری بر خودپنداره تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی هستیم .

    روش پژوهش :

     پژوهش  حاضر از لحاظ روش اجرا از نوع نیمه تجربی و از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل  و از نظر هدف کاربردی می باشد. جامعه آماری این تحقیق کلیه دانش آموزان پسر مقطع پنجم ابتدایی شهر یاسوج بود. حجم نمونه در این تحقیق 30 نفر (15 نفر گروه ازمایش و 15 نفر گروه کنترل) انتخاب شد. در این پژوهش از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای همراه با تصادفی ساده استفاده شد. آموزش مهارت های خودتعیین گری، طبق بسته آموزشی مبتنی بر اصول و عناصر مدل (فیلد و هافمن، 1994) و تطبیق آن با نمونه دانش آموزی نرمال اجرا شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های خودکارآمدی تحصیلی جینکز و مورگان (1999) پرسشنامه خودپنداره تحصیلی (ASCQ) لیو و وانگ (2005) استفاده گردید.

    یافته ها

    این پژوهش نشان داد که آموزش مهارت های خودتعیین گری بر خود پنداره تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان پسر مقطع پنجم ابتدایی شهر یاسوج تاثیر دارد .  بر این اساس بین میانگین های تعدیل شده نمرات متغیر خودپنداره تحصیلی (تلاش تحصیلی، اعتماد تحصیلی) بر حسب عضویت در گروه های آزمایش و کنترل در مرحله پس آزمون تفاوت معناداری وجود دارد، که تاثیرات آموزش مهارت های خودتعیین گری به بیش 692/0 می رسد. یافته های این پژوهش نشان داد که بین گروه های آزمایش و کنترل در مرحله پس آزمون متغیر تلاش تحصیلی تفاوت معناداری وجود دارد. 

    نتیجه گیری :

     در هر سطح آموزشی، دانش آموزانی که نیازهایشان بهتر ارضا شود، بهتر می توانند خودشان را با کلاس درس و مدرسه تنظیم کرده و تنظیم درونی سازی مطلوبتری در رابطه با مدرسه نشان دهند. همچنین انگیزش درونی بیشتری درمقایسه با دانش آموزانی خواهند داشت که نیازهایشان در مدرسه برآورد نشده است  ؛ بنابراین می توان گفت ادراکی که دانش آموزان از توانمندی و شایستگی خود دارند روی انگیزش و خودکارآمدی تحصیلی آنها تاثیر می گذارد.

    کلیدواژگان: مهارت های خودتعیین گری، خود پنداره تحصیلی، خودکارآمدی تحصیلی
  • لادن بهتوئی، رضا سورانی یانچشمه*، محمدنقی ایمانی گله پردسری، یحیی خونساری، محمدعلی عامری حبیب آبادی صفحات 318-330

    زمینه و هدف :

    گسترش و تغییرات سریع و روزافزون علم و فناوری باعث شکل گیری روش های آموزشی متفاوت نسبت به گذشته شده و هر سازمان آموزشی برای هماهنگ شدن با این تغییرات سریع و رو به رشد، روش های خود را متناسب با این تحولات تغییر داده است. در چنین شرایطی سازمان آموزشی موفق، سازمانی است که دانش روزافزون پیش رفته خود را به روز و جدید کند که این امر مستلزم اجرای روش های جدید مانند آموزش مجازی و به کارگیری آن برای تمامی دروس و دانشجویان مقاطع مختلف به طور مستمر است؛ لذا هدف پژوهش حاضر ارزیابی مولفه های آموزش مجازی در جهت ارتقا کیفیت یادگیری دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی استان تهران بود.

    روش پژوهش:

     پژوهش حاضر بر مبنای هدف از نوع کاربردی و بر مبنای نوع داده های گردآوری شده از نوع آمیخته (کیفی-کمی) بود و جامعه ی آماری شامل کلیه ی صاحب نظران و خبرگان مطلع و مسلط به موضوع پژوهش در حیطه آموزش عالی. برای تعیین نمونه ها و تعیین خبرگان از روش نمونه گیری غیر تصادفی هدفمند استفاده شد جامعه آماری در بخش کمی شامل دانشجویان دانشگاه های آزاد اسلامی استان تهران بودند. برای تعیین نمونه از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای مرحله ای استفاده شد و حجم نمونه با استفاده از روش معادلات ساختاری تعیین شد. برای گردآوری داده ها از دو روش اسنادی و میدانی (مصاحبه های اکتشافی و پرسشنامه محقق ساخته) استفاده شد. روش تحلیل داده ها در بخش کیفی کدگذاری نظری برگرفته از روش نظریه پردازی داده بنیاد بود. در بخش کمی، تجزیه و تحلیل داده ها در دو بخش آمار توصیفی و استنباطی (تحلیل عاملی تاییدی و تی تک نمونه ای) انجام شد.

    یافته ها

    نتایج حاصل از تحلیل عاملی نشان مولفه های آموزش مجازی در جهت ارتقا کیفیت یادگیری دانشجویان شامل قصد استفاده، سودمندی، کارایی و اثربخشی، نقش اساتید و دانشجویان، زیرساخت های لازم، فرهنگ آموزش مجازی، قصد تداوم استفاده، سهولت در آموزش و یادگیری و کاهش هزینه های آموزشی بودند.

    نتیجه گیری

    نتایج نشان داد که با توجه به اختلاف میانگین که مقادیری مثبت هستند، چنین استنباط شد که وضعیت مولفه های شناسایی شده در حالت مطلوب بود.

    کلیدواژگان: کیفیت یادگیری، آموزش مجازی، کارآیی آموزش
  • یحیی سالاری، مریم اسلام پناه*، سوسن لایی، فرانک موسوی صفحات 331-346
    زمینه و هدف

    هدف تحقیق حاضر ارایه مدل پارادایمی عوامل موثر بر هدایت تحصیلی برای توزیع مناسب دانش آموزان در رشته های موجود بوده است.  

    روش پژوهش: 

    این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش مطالعه ای، آمیخته (کیفی-کمی) است. جامعه آماری این تحقیق در قسمت کیفی، کارشناسان آموزش و پرورش شهر کرمانشاه (1400-1399) بود که به شیوه نمونه گیری هدفمند تا اشباع داده ها صورت گرفت و در بخش کمی شامل کلیه مدیران مدارس دوره دوم متوسطه(150 نفر) بود که به شیوه تمام شماری انتخاب شدند.ابزار تحقیق در بخش کمی مشتمل بر پرسشنامه محقق ساخته و در بخش کمی مصاحبه عمیق بود. تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی به شیوه کدگذاری باز، کدگذاری محوری، و کدگذاری انتخابی و در بخش دوم به روش مدل یابی معادلات ساختاری صورت پذیرفت.

    یافته ها

     به طور کلی نتایج تحقیق نشان داد، شرایط علی هدایت تحصیلی مبتنی بر پنج کد محوری آزمون، هدایت تحصیلی، نگرش تحصیلی، انگیزه، و نمره بوده است.شرایط زمینه ای با سه کد محوری (آماده سازی زمینه مشاوره، سازوکارهای زمینه مشاوره، و خدمات مشاوره)، شرایط مداخله ای شامل شش کد محوری (اولیای دانش آموزان، نداشتن برنامه ریزی، کم توجهی مربیان و مشاوران مدرسه، بیکاری فارغ التحصیلان، سوگیری رشته ای،  بی توجهی به رشته های فنی)، شرایط راهبردی شامل سه کد گزینشی راهبرد روان شناختی، راهبرد نظارتی و راهبرد اطلاعاتی بوده است.شرایط پیامدی شامل دو کد محوری کارآیی بیرونی و کارآیی درونی به دست داده شد.

    نتیجه گیری:

     نتایج نیز نشان داد، مدل مورد مطالعه از برازش نسبتا مطلوبی برخوردار بوده است.

    کلیدواژگان: الگوی هدایت تحصیلی، توزیع جمعیت، دانش آموزان، داده بنیاد
  • فریدون دامنی، فاطمه صغری کربلایی هرفته*، ولی مهدی نژاد صفحات 347-357
    زمینه و هدف

    در طول تحصیل، دانش آموز با چالش ها و دشواری های تحصیلی مواجه است؛ بنابراین، لازم است در مواجهه با فرصت ها و چالش های آموزشی با آنها انطباق و سازگاری پیدا کند؛ لذا هدف مطالعه حاضر مقایسه اثربخشی آموزش سرزندگی تحصیلی و معنادرمانی بر خودکارآمدی تحصیلی در دانش آموزان مقطع متوسطه دوم بود.

    روش پژوهش:

     این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر روش اجرا نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش دانش آموزان پایه دوم مقطع متوسطه شهرستان ایرانشهر در سال تحصیلی 98-1399 بودند. از میان آنان 60 دانش آموز با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه مساوی قرار گرفتند. گروه آزمایش سرزندگی تحصیلی در 12 جلسه 70 دقیقه ای و معنادرمانی 10 جلسه 70 دقیقه ای آموزش دیدند و گروه کنترل آموزشی ندید. ابزار پژوهش پرسشنامه های خودکارآمدی تحصیلی جینکز و مورگان (1999) بود؛ داده ها در نرم افزار SPSS-V21 با روش های تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که افزایش میزان خودکارآمدی تحصیلی در گروه آموزش سرزندگی در مقایسه با گروه آموزش معنا درمانی و کنترل از لحاظ آماری معنی دار می باشد درح الی که آموزش معنا درمانی میزان خودکارآمدی تحصیلی را در مقایسه با گروه کنترل به صورت معنی داری افزایش نداده است.

    نتیجه گیری

    بنابراین توصیه می گردد که متخصصان تعلیم و تربیت برای بهبود خودکارآمدی تحصیلی در کنار سایر روش های آموزشی از روش آموزش سرزندگی تحصیلی نیز استفاده نمایند.

    کلیدواژگان: خودکارآمدی تحصیلی، سرزندگی تحصیلی، معنا درمانی
  • سیده زینت هادیان*، زهرا بابایی، سمیه رنجبر، سمیه طالبی صفحات 358-369

    زمینه و هدف :

    مدیریت دانش ابزاری سودمند برای سازمان ها است تا سرمایه خود را توسعه دهند، نوآوری و کارآفرینی را تشویق کنند و عملکرد مطلوب را به حداکثر برسانند؛ لذا این پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه مدیریت دانش و سواد اطلاعاتی با کارآفرینی سازمانی، انجام شد

    روش پژوهش:

     این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی؛ از لحاظ ماهیت، توصیفی و از نظر روش، همبستگی و جامعه آماری، شامل تمامی دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان استان مازندران در سال تحصیلی 01-1400 به تعداد 3600 نفر بود. مطابق با جدول نمونه گیری کرجسی و مورگان، 351 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای بر حسب جنسیت (خانم: 129 نفر و آقا: 222 نفر) انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری، پرسشنامه های استاندارد مدیریت دانش پاتریک و همکاران (2009)، سواد اطلاعاتی سیامک و داور پناه (1388) و کارآفرینی سازمانی هیل (2003) بود.

    یافته ها

    در سطح معنی داری 05/0=، یافته ها نشان داد رابطه مثبت معنی داری بین  مدیریت دانش با کارآفرینی سازمانی وجود دارد. هم چنین، رابطه مثبت معنی داری بین سواد اطلاعاتی با کارآفرینی سازمانی وجود دارد. تحلیل رگرسیونی نشان داد سهم متغیرهای مدیریت دانش و سواد اطلاعاتی در پیش بینی کارآفرینی سازمانی متفاوت است. به طوری که، در مقایسه با مدیریت دانش، سواد اطلاعاتی سهم بالاتری در پیش بینی کارآفرینی سازمانی دارد (05/0=α >P).

    نتیجه گیری

    بنابراین، توجه به رشد و توسعه سواد اطلاعاتی و مدیریت دانش در دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان می تواند به افزایش کارآفرینی سازمانی آنان منتهی شود.

    کلیدواژگان: مدیریت دانش، سواد اطلاعاتی، کارآفرینی سازمانی، دانشجو معلم، دانشگاه فرهنگیان
  • علیرضا نیرومند*، قدسی احقر، لیلا فتحی ورنوسفادرانی صفحات 370-381

    زمینه و هدف:

     انسان برای دستیابی به زندگی ارزشمند و معنا دار باید به خودشکوفایی برسد و خودشکوفایی بالاترین تمایل انسان است که می تواند منجر به رضایت از زندگی شود؛ لذا پژوهش حاضر با هدف طراحی الگو و اعتبار بخشی راهبردهای یادگیری و اثر آن برخود شکوفایی دانش آموزان انجام پذیرفت.

    روش پژوهش: 

    روش پژوهش حاضر برحسب هدف، کاربردی، برحسب زمان اجرای پژوهش، مقطعی؛ برحسب نوع داده، آمیخته (کیفی-کمی) از نوع اکتشافی؛ برحسب روش گردآوری داده ها و یا ماهیت و روش پژوهش، توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری بخش کیفی در این پژوهش شامل خبرگان و اساتید دانشگاه که به روش غیر تصادفی هدفمند انخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی شامل دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه شهر تهران، بودند. برای تعیین حجم نمونه بخش کمی از فرمول کوکران استفاده شد که جهت تعمیم پذیری بیشتر و جلوگیری از افت در نمونه 300 نفر انتخاب شدند. همچنین برای انتخاب نمونه ها از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای استفاده شد. ابزار پژوهش در بخش کیفی مصاحبه های نیمه ساختار یافته بود و در بخش کمی، پرسشنامه محقق ساخته و پرسشنامه خودشکوفایی جونز و کرندل (1986) بود. روایی و پایایی ابزارها مورد سنجش قرار گرفت و به تایید رسید. روش تحلیل داده ها در بخش کیفی کدگذاری نظری برگرفته از روش نظریه پردازی داده بنیاد بود. در بخش کمی با توجه به سوال های پژوهش از روش های آمار توصیفی (درصد، فراوانی، جداول، اشکال و نمودار، میانگین، انحراف معیار، چولگی و کشیدگی) و استنباطی (آزمون هایی نظیرهمبستگی پیرسون، تحلیل عاملی تاییدی، معادلات ساختاری) با استفاده از نرم افزارهای SPSS-v21، Smart Pls-v2 و Lisrel-v8.8 بهره گرفته شد.

    یافته ها

    نتایج حاصل از پژوهش نشان دادند که از میان 47 شاخص (گویه) موجود، 7 مولفه ی اصلی برای راهبردهای یادگیری قابل شناسایی است. بر این اساس، مشخص شد که مولفه های تکرار، بسط دهی، سازماندهی، ارزشیابی، از راهبردهای شناختی و مولفه های راهبرد برنامه ریزی، راهبرد نظارت، راهبرد نظم دهی جزء راهبردهای فراشناختی هستند.

    نتیجه گیری

    نتایج نشان دادند که راهبردهای شناختی و فراشناختی بر خودشکوفایی دانش آموزان تاثیر معناداری دارند. بر این اساس الگویی طراحی شد که از اعتبار مطلوبی برخوردار بود.

    کلیدواژگان: راهبردهای یادگیری، خود شکوفایی، راهبرد فراشناختی، راهبرد شناختی
  • مجید عبادی شرف آبادی*، شهرام رنجدوست، محمد عظیمی صفحات 382-393
    زمینه و هدف

    گفتمان استدلالی در ارتباطات مردمی و فکری نقش مرکزی را ایفا می کند و افراد نیاز دارند در خواندن و تحلیل مباحث توانا شوند لذا هدف اصلی پژوهش، شناسایی مولفه های شکل گیری سواد تحلیلی در نوجوانان و ارایه ی مدل بود. 

    روش پژوهش:

     این پژوهش ازنظر هدف، جزء پژوهش های کاربردی است وروش پژوهش  کیفیاز  نوع، گراند تیوری (نظریه زمینه ای) است. در این پژوهش به مطالعه و اکتشاف نظریات خبرگان پرداخته شده است. جامعه ی آماری این پژوهش تمامی  اساتید و دبیران آموزش متوسطه  در سال 1399 بودند که 30 نفر از آنها که دارای حداقل 15 سال سابقه تدریس و مدرک دکتری در زمینه علوم تربیتی، برنامه ریزی درسی و مدیریت آموزشی بودند  به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از کدگذاری مصاحبه ها و سپس کمی سازی و استفاده از معادلات ساختاری توسط نرم افزار Smart PLS انجام شد.

    یافته ها: 

    نتایج تحقیق نشان داد که در زمینه عوامل علی (برنامه ریزی و مدیریت، هوشمند سازی مدارس، اجتناب از مواجهه با پیامدهای آموزش تک قطبی)، عوامل زمینه ای (زیرساختهای ارتقاء سواد تحلیلی، ابزارها و تکنیک های مطالعه)، عوامل مداخله گر (مدیریت سواد دانش آموزان، مدیریت زمان)، راهبردها و اقدامات (آموزش تفکر انتقادی، ایجاد محیط یادگیرنده و مشارکت فراگیران در ساختار آموزشی، چاپ کتاب) پیامدها (توسعه شایستگی، سواد تحلیلی، تقویت قدرت تحلیل) شناسایی گردیدند.

    نتیجه گیری: 

    سواد تحلیلی چه به تنهایی و چه به عنوان سوادی لازم برای اثربخشی سایر انواع سوادها (ازجمله سواد رسانه ای، اینترنتی و انتقادی) در هزاره سوم اهمیت مضاعفی می تواند داشته باشد.

    کلیدواژگان: سواد تحلیلی، آموزش متوسطه، گراند تئوری، فرآیند شکل گیری
  • خجسته رفیعی نژاد، علی اکبر عجم*، حسین مومنی مهمویی، مهدی زیرک صفحات 394-416

    زمینه و هدف:

     یکی از مهم ترین و جدیدترین دیدگاه های مربوط به یادگیری و نحوه شکل گیری دانش، ساختارگرایی اجتماعی است. هم ساخت دهی سازوکار اصلی ساختن دانش در رویکردهای ساختارگرایی اجتماعی است. این رویکردها نقش مهمی در تحولات آموزشی و روان شناختی داشته و منشا پیدایش روش های آموزشی و یادگیری همچون یادگیری مشارکتی شده است. هدف این پژوهش، شناسایی عوامل موثر بر فرهنگ یادگیری مبتنی بر سازنده گرایی اجتماعی در مدارس شهر بوشهر بود.

    روش پژوهش: 

    در این پژوهش، از روش تحقیق کیفی از نوع داده بنیاد استفاده شد. نمونه گیری به صورت هدفمند و با تکنیک شبکه متخصصان انجام شد که 16 نفر در مصاحبه شرکت کردند. ابزار مورد استفاده مصاحبه ی نیمه ساختارمند بود. برای بررسی روایی مصاحبه ها، از روش روایی محتوایی و روایی صوری توسط 12 نفر از متخصصین استفاده شد؛ تحلیل داده ها بر اساس کدگذاری باز، محوری و انتخابی بود.

    یافته ها

    نتایج پژوهش حاضر نشان داد که مقوله های عوامل فردی، عوامل سازمانی و عوامل آموزشی به عنوان شرایط علی؛ مقوله های عوامل محیط غنی با نشاط و پویا و حمایت به عنوان شرایط زمینه ای؛ مقوله های هماهنگی و انسجام در فرایند آموزشی؛ عاملیت و استقلال افراد به عنوان شرایط مداخله گر؛ مقوله های چگونگی طراحی مناسب برنامه های آموزشی، کیفی گرایی و دوری از چهارچوب های رسمی غیر قابل انعطاف آموزشی و بهبود فعالیت های گروهی و ارتقای مشارکت دانش آموزان در برنامه های آموزشی به عنوان راهبردها؛ و مقوله های اثربخشی آموزشی، تربیت شهروند فرهیخته و تسهیل انطباق پذیری با محیط و دنیای واقعی به عنوان پیامدهای فرهنگ یادگیری مبتنی بر سازنده گرایی اجتماعی در مدارس شناسایی شدند.

    نتیجه گیری

    بر اساس مدل پارادایمی مشخص شد که مسیله فرهنگ یادگیری مبتنی بر سازنده گرایی اجتماعی در مدارس با پنج دسته عوامل در ارتباط است.

    کلیدواژگان: فرهنگ، یادگیری، سازنده گرایی، مدارس
  • محمد جمعه پور، مجید ابراهیم پور*، حسین صاحبدل، حمید طاهری صفحات 418-431

    زمینه و هدف:

     متغیرهایی مانند انگیزش تحصیلی از جمله عواملی هستند که توجه متخصصان آموزش و پرورش و روان شناسان را به خود جلب کرده اند؛ لذا پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی راهبردهای خودتنظیمی (شناختی و فراشناختی) و مداخلات چندبعدی انگیزشی-شناختی بر انگیزش تحصیلی دانش آموزان انجام گرفت.

    روش پژوهش:

     پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه دانش آموزان متوسطه دوره دوم  شهر کاشمر تشکیل دادند؛ و نمونه پژوهش شامل 45  آزمودنی که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده بودند و به طور تصادفی در سه گروه آزمایشی 1 (15 نفر) و آزمایشی 2 (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه  انگیزش تحصیلی والرند  و همکاران (1992) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل آماری داده ها از تحلیل واریانس چند متغیری با اندازه گیری مکرر به کمک نرم افزار SPSS استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که راهبردهای خودتنظیمی (شناختی و فراشناختی) و مداخلات چندبعدی انگیزشی-شناختی بر انگیزش تحصیلی دانش آموزان تاثیر معنی دار دارد (01/0<p). بین میزان اثربخشی راهبردهای خودتنظیمی (شناختی و فراشناختی) و مداخلات چندبعدی انگیزشی-شناختی بر انگیزش تحصیلی دانش آموزان از نظر آماری تفاوت معنادار نیست. در مرحله پیگیری اثربخشی راهبردهای خودتنظیمی (شناختی و فراشناختی) و مداخلات چندبعدی انگیزشی-شناختی بر انگیزش تحصیلی تداوم داشته است.

    نتیجه گیری

    بنابراین، راهبردهای خودتنظیمی (شناختی و فراشناختی) و مداخلات چندبعدی انگیزشی-شناختی یک روش موثر در انگیزش تحصیلی دانش آموزان است.

    کلیدواژگان: راهبردهای خودتنظیمی، انگیزشی-شناختی، انگیزش تحصیلی، فراشناختی
  • عاطفه کریمی، محمدنقی ایمانی*، محمود صفری صفحات 432-448

    زمینه و هدف:

     امروزه در سراسر دنیا، در سازمان های آموزشی به ویژه در مدارس از رویکرد یادگیری پژوهش محور استفاده می شود. با توجه به پیامدهای مثبت آن، هدف این پژوهش شناسایی شیوه یادگیری پژوهش محور در آموزش و پرورش کشور است. به بیان دیگر، پژوهش حاضر با هدف ارایه مدلی برای یادگیری پژوهش محور در آموزش و پرورش کشور انجام شده است.

    روش پژوهش: 

    روش پژوهش از نوع آمیخته اکتشافی (کیفی-کمی) بود. در بخش اول مطالعه، 7 نفر از مدیران عالی آموزش و پرورش، 8 نفر از اساتید هییت علمی و 5 نفر از معلمان برتر از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. گروه دوم از جامعه آماری این پژوهش در بخش کمی کلیه معلمان مقاطع متوسطه دوره دوم شهر تهران بودند که تعداد 585 نفر انتخاب شدند. روش نمونه گیری در بخش کمی، روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای بود. از ابزار مصاحبه و پرسشنامه در این پژوهش استفاده شده است و روایی و پایایی ان مورد بررسی و تایید قرار گرفته است.

    یافته ها

    در شناسایی ابعاد و مولفه های یادگیری پژوهش محور در آموزش و پرورش کشور، 144 شاخص (گویه)، 13 مولفه ی اصلی و 5 سازه اصلی تعیین شدند. سازه ها شامل عوامل تشکیل دهنده، عوامل تاثیرگذار، عوامل اثرپذیر، سازوکارها و زیرساخت ها بود. مولفه های تدریس پژوهش محور، ارتباطات پژوهش محور، تشویق پژوهش محور، به عنوان عوامل تشکیل دهنده، برنامه درسی، معلم، مدیریت، به عنوان عوامل اثرگذار، مهارت حل مساله، تفکر انتقادی، یادگیری مشارکتی، به عنوان عوامل اثرپذیر، تنوع در برنامه درسی و آموزش و خط مشی گذاری آموزشی و پژوهشی، به عنوان سازو کار و زیرساخت های وابسته به مدرسه، زیرساخت های مربوط به اجتماع به عنوان زیرساخت های اجرای مدل شناسایی شدند.

    نتیجه گیری

    تنوع در استفاده از روش های تدریس، استفاده از درس پژوهش به عنوان یک رویکرد ترغیبی، ارایه دانش متنوع و اطلاعات چند بعدی، ایجاد شرایط یادگیری اثربخش و گروهی، توجه به سبک های مختلف یادگیری، موضوعات محیطی و منطقه ای در ارایه موضوع برای پژوهش، به عنوان شاخص های تنوع در برنامه درسی هستند. در مورد زیرساخت های اجرای چنین مدلی نیاز به یکسری عملکردها مانند تجهیز کردن مدارس به امکانات پژوهشی، حمایت مسیولین از پژوهش های دانش آموزی، حمایت معلمان از پژوهش محوربودن کلاس درس، تجهیز فناوری اطلاعات در مدرسه، اختصاص فضاهایی در مدارس به منظور پژوهش های گروهی، است.

    کلیدواژگان: یادگیری پژوهش محور، تدریس پژوهش محور، ارتباطات پژوهش محور، تشویق پژوهش محور آموزش و پرورش
  • لیلا عمرانی، یوسف ادیب*، جهانگیر یاری صفحات 449-465
    زمینه و هدف

    بقاء و کارآمدی نظام های آموزشی به دانش و تخصص های متنوع، توانایی ها و مهارت های منابع انسانی به ویژه معلمان آنها بستگی دارد؛ لذا پژوهش حاضر با هدف ارایه چارچوب عناصر برنامه درسی ریاضی در فرآیند تربیت معلم شایسته و آموزش به دانش آموزان متوسطه دوم انجام شد.

    روش پژوهش:

     روش تحقیق کیفی از نوع پدیدارشناسی بوده و جامعه آماری اساتید و خبرگان برنامه ریزی درسی دانشگاه های تبریز در سال تحصیلی 1401-1400 بودند. حجم نمونه تا اشباع نظری داده ها (15نفر) از اساتید خبره انتخاب وگردآوری داده ها از طریق مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته به روش گلوله برفی انجام گرفت. اعتبار مصاحبه ها از نوع درونی بود و جهت افزایش پایایی، مصاحبه ها در فضای مناسب و با رعایت شرایط مصاحبه و به دور از سوگیری و اعمال نظر شخصی انجام پذیرفت.

    یافته ها

    از تحلیل داده ها بر اساس روش «تحلیل مضمون» حاصل از مصاحبه با خبرگان مورد مطالعه؛ 144کدگذاری طبقه بندی شده در قالب 13 مضمون فرعی و چهار مضمون اصلی 1- اهداف برنامه درسی شامل سه مضمون فرعی: دانش پداگوژیکی منتج از ده کد طبقه بندی شده- یادگیری دیسیپلین ها و موضوعات درسی منتج از ده کد طبقه بندی شده - رشد مهارت های عمومی و تخصصی منتج از سیزده کد طبقه بندی شده 2- محتوای برنامه درسی شامل چهار مضمون فرعی: دانش محتوایی منتج از سیزده کد طبقه بندی شده- دانش پداگوژیکی منتج از دوازده کد طبقه بندی شده- دانش پداگوژیکی محتوا منتج از دوازده کد طبقه بندی شده- دانش پداگوژیکی محتوای فناوری منتج از هفت کد طبقه بندی شده 3- فعالیت های یاددهی-یادگیری شامل سه مضمون فرعی: دانش منتج از چهارده کد طبقه بندی شده- مهارت منتج از پانزده کد طبقه بندی شده- نگرش منتج از ده کد طبقه بندی شده و 4- ویژگی های ارزشیابی شامل سه مضمون فرعی: دانش منتج از ده کد طبقه بندی شده- مهارت منتج از هشت کد طبقه بندی شده- نگرش منتج از ده کد طبقه بندی شده ه بعنوان چارچوب عناصر برنامه درسی ریاضی در فرآیند تربیت معلم شایسته و آموزش به دانش آموزان متوسطه دوم قرار گرفتند.

    بحث و نتیجه گیری

    در نتیجه چهار عنصر شناسایی شده و شاخص های 13گانه تشکیل دهنده آنها عمده ترین عناصر برنامه درسی ریاضی در فرآیند تربیت معلم شایسته و آموزش به دانش آموزان متوسطه دوم می باشند. با عنایت به اینکه دانش آموزان در مدرسه به یادگیری و آموزش دست می یابند، بنابراین یادگیری بهتر دانش آموزان از طریق تربیت معلم شایسته در امر تدریس درس ریاضی با بکارگیری عناصر برنامه درسی امری حیاتی است.

    کلیدواژگان: عناصر برنامه درسی، شایسته محور، معلم، دانش آموزان، آموزش، درس ریاضی
|
  • Kobra Delshad, Abbas Abbaspour *, Hamid Rahimian, Mostafa Niknami Pages 1-11
    Background and Aim

    The issue of interest to experts is that although countries and schools are heterogeneous in terms of context, it is necessary to examine leadership in its specific cultural, economic, political, and social context. The current research was conducted to provide a model of the lived experiences of school principals about the leadership of students' affairs based on the lived experiences of secondary school principals.

    Method

    This research was conducted using the phenomenological method with an interpretative paradigm with the help of semi-structured interviews with secondary school principals who have lived experience in leading students' affairs in order to be able to define the leadership of students' affairs from the results of these interviews, and in this way to achieve the conceptual model of this structure. In this research, which was carried out using the qualitative method (phenomenology) and the modified applied method of the Vancom method by Moustax (1994), the concepts and themes of student affairs leadership were identified.

    Results

    The results showed that these concepts are placed in the hearts of internal stakeholders and management in the form of two general leadership concepts. The lived experiences of managers also include the concepts of leadership in the hearts and minds of internal stakeholders, all-around growth, and team building. Finally, two general and important components were proposed for the implementation of leadership: within the school (this concept includes leadership, students, teachers, and executive staff, school atmosphere, and communication and interaction with internal stakeholders) and outside the school (this concept includes effective communication with external stakeholders).

    Conclusion

    The results showed that in this research, the lived experiences of managers participating in the research, according to the emerging horizons, consist of: Leadership (including: leadership qualities, leadership goals, leadership style); Students (including: research programs, ducational programs, educational programs), teachers and executive staff (including: selection of teachers and staff, encouragement and retention of teachers and staff); school atmosphere (including: open atmosphere); Communication and interaction with internal stakeholders (including: interaction between leader and student, interaction between teacher and student, interaction between leader and teachers and staff, interaction between student and student, interaction between student and family); Communication and interaction with external stakeholders (including: effective communication of the leader with families, effective communication of the leader with regional organizations, effective communication of the leader with organizations and natural and legal persons, effective communication of the leader with other schools, effective communication of the leader with students who graduated from school).

    Keywords: lived experiences, principal, leadership of student affairs
  • Masoumeh Younesy Maleh*, Malek Mirhashemi, Bahman Kord, Nasrin Bagheri Pages 12-23
    Background and Aim

    The outbreak of Covid-19 has had a variety of psychological effects on people around the world. Despite the prosperity of cyberspace in this period, it is important to study the psychological posts of people in this space. This study aimed to explain and classify psychological posts during the outbreak of Covid-19.

    Method

    The method of this qualitative study was contractual and directional text content analysis which was performed by the Shannon entropy method in the period of June 2016 to March 2017. The study population included all psychological posts on social media about the Covid-19 during the outbreak of the virus. Due to the qualitative nature of this study, based on the theoretical saturation rule and according to the opinion of experts in this field, 223 posts with a psychological theme were purposefully selected and examined. Then the classes and subclasses were analyzed manually.

    Results

    Psychological posts during the outbreak of Covid-19 can be divided into two main categories: psychological well-being and psychological pathology. Psychological well-being has subcategories of lifestyles and skills, positivity, meaning and purpose, social support, and gratitude. Psychopathology also has three subcategories: externalization and internalization, psycho-behavioral problems, and defense mechanisms. Moreover, each of the subcategories has second-row subcategories through which the subcategories are identified and distinguished.

    Conclusion

    The various psychological and non-psychological posts presented during the Covid-19 outbreak need further study. Therefore, it is suggested that in future studies, psychological posts be considered about mental illness.

    Keywords: Psychological Posts, Cyberspace, Covid-19 Outbreak, Content Analysis, Qualitative Study
  • Zahra Shafaat, Mansour Haghighatiyan*, Reza Esmaili Pages 24-32
    Background and Aim

    The levels of premarital interactions strongly affect marital satisfaction and the continuity and quality of marital life after marriage; Therefore, the present study aims to investigate the effect of marriage based on social and economic criteria on the satisfaction and quality of married life among married women in Tehran.

    Method

    The present study is an applied research done with a questionnaire and a survey method. The statistical population of this study consists of all married women in Tehran in regions 1, 2, 6, 8, 12, and 384 people were calculated as a sample population through Cochran's formula. Enrich's standard questionnaires of marital satisfaction and quality of life are used in this study. Data analysis was performed in descriptive and inferential, and regression tests and SPSS software were used to test the hypotheses.

    Results

    showed that the variables of education, social relationship, economic status, parenting, and personality traits of the spouse affect the satisfaction and quality of life of couples.

    Conclusion

    As a result, it should be said that just having one condition is not enough to have a good and ideal life, and in order to have a successful, stable, and lasting marital life, one should look at a set of characteristics together and community officials. They should do their best to eliminate disruptive and problematic factors such as poverty, unemployment, and inappropriate norms.

    Keywords: Quality of married life, marital satisfaction, marriage, economic criteria, social criteria
  • Zeynab Shirzai, Mohammadali Chitsaz*, Seyed Naser Hejazi Pages 33-44
    Background and Aim

    Religious adherence or being religious refers to the degree of belief or adherence to the beliefs and practices of a systematic religion. Satisfaction with life indicates the satisfaction of basic human desires and needs. This research seeks to investigate the relationship between religious adherence and social capital with life satisfaction.

    Method

    This research aims to be an applied and descriptive survey of the correlation type. The population under study is the citizens of Shahreza city between 18 and 50 years old, and 384 citizens of Shahreza were selected as the statistical sample of the study by random cluster sampling method. The research tool includes a questionnaire made by the researcher (adapted from the religiosity questionnaire of Jan Bozorgi (2018), the social capital questionnaire of Pantam (1999) and the quality of life satisfaction and enjoyment questionnaire of Endikt et al. (1993)). After collecting the data, they were analyzed using SPSS and Smart PLS statistical software, and in this regard, regression analysis and structural equation modeling were used to test the hypotheses.

    Results

    The results of the statistical analysis of the data showed that there is a significant and moderate direct relationship between the subscale of religious adherence and life satisfaction (r=0.478, p<0.01). Also, there is an indirect relationship between religious ambivalence and life satisfaction (r=0.262, p<0.01) and an indirect relationship has been shown between religious non-commitment and life satisfaction (r=0.298, p<0.01). Finally, the results of the regression analysis indicate that life satisfaction is affected by religious adherence (β=0.038, p<0.01) and social capital (β=0.377, p<0.01), but the degree of influence of religious adherence is very small and capital Social has had a stronger relationship with life satisfaction.

    Conclusion

    Based on the findings, there is a direct and meaningful relationship between the overall score of social capital and life satisfaction. There is a lot of evidence that social capital has a positive effect on various aspects of people's quality of life. Improving the level of social capital can ultimately lead to quality of life and well-being.

    Keywords: Religious adherence, Life satisfaction, Social capital
  • Sh. Karimkhani*, H. Mirzakochak Khoshnevis Pages 45-53
    Background and Aim

    The overweight and obesity have spread among many communities and countries in recent years. Therefore, the present study aimed to examine the effectiveness of mindfulness training on emotion self-regulation and self-compassion in obese girls.

    Methods

    The present study was quasi-experimental and had a pre-test-post-test design with a control group. The statistical population consisted of all obese girls who visited Mehr Counseling Clinic of Tehran in 2020. A total of 40 girls were selected by the convenience sampling method and randomly divided into experimental (n=20) and control (n=20) groups. Research tools included the emotion regulation questionnaire (Gross and John, 2003), and self-compassion scale (Neff, 2006). The experimental group received 10 one-hour sessions of mindfulness training twice a week but the control group did not receive any intervention. Data analysis was performed by ‎descriptive statistics (mean and standard deviation), and analysis of covariance by SPSS 26.

    Results

    The results indicated that mindfulness training had a positive and significant effect on increasing the self-compassion score in participants in the experimental group (P<0.05). There was a significant difference in emotion regulation scores between the two groups in the post-test (P<0.05).

    Conclusion

    The research results indicated that mindfulness training was effective in improving self-compassion and emotion regulation of girls with obesity. The researcher suggests a 3-month follow-up period to achieve reliable results.

    Keywords: Mindfulness, emotion regulation, self-compassion, obese girls
  • B. Pishkhor*, A. Khoshkonesh, A .Zadeh Mohammadi, S. Ghanbari, M .Bayat Pages 54-60
    Background and Purpose

    The present study aimed to examine the effectiveness of mindfulness-based group therapy in improving parent and peer attachment in female adolescents.

    Methods

    The study utilized a pretest-posttest design with a control group and a two-month follow-up. The statistical population consisted of all second-grade high school students in Saveh County (Markazi province) who were studying in the school year of 2016-2017. Among them, 30 students (15 in the experimental group and 15 in the control group) were selected by multi-stage cluster sampling and were randomly assigned to the experimental and control groups. The research tool was the inventory of parent and peer attachment (Armsden and Greenberg, 1987). The students in the experimental group received eight sessions of mindfulness training, but the control group did not receive any experimental training.

    Results

    The results of analysis of covariance, and repeated measures indicated that group mindfulness training was effective in improving parent and peer attachment in female adolescents and the effect was stable in the follow-up test. The research results indicated that mindfulness training increased communication and trust in parents and peers, and reduced alienation from parents and peers in female adolescents.

    Conclusion

    It seems that the intervention can be used as an independent method or in combination with other interventions for parent and peer attachment.

    Keywords: Group therapy, Mindfulness, Parent, peer attachment, Female adolescents
  • Mohammadsadegh Atriyan, Ali Zarei*, Farideh Ashraf Ganjavi Pages 61-71
    Background and Aim

    The strategic plan for the talent identification of athletes can play an important role in improving sports success. Therefore, the current research was carried out with the aim of identifying the dimensions and components of the inhibiting and promoting factors of the strategic plan for the talent identification of adolescent athletes.

    Methods

    This study in terms of purpose was applied and in terms of implementation method was descriptive. The research population was experts and managers of the billiards federation, coaches of national and club billiards teams and heads of the talent identification committee, which according to the principle of theoretical saturation number of 13 people of them were selected as a sample with using the purposive sampling method. The research tool was semi-structured interview, which its validity was confirmed by triangulation method and its reliability by coefficient of agreement between two coders was obtained 0.86, and the data obtained from its implementation were analyzed by open, axial and selective coding method.

    Results

    The results showed that the strategic plan for the talent identification of adolescent athletes for inhibiting factors were included 42 components in 8 dimensions of managerial barriers, contextual barriers, support and financial barriers, organizational barriers, media barriers, infrastructure barriers, structural barriers and cultural barriers, and for promoting factors were included 14 components in 2 dimensions of development platform factors and growth capacity factors. Finally, the pattern of the inhibiting and promoting factors of the strategic plan for the talent identification of adolescent athletes was drawn.

    Conclusion

    The results of this study can have practical implications for the experts and planners of talent identification of athletes and considering the inhibiting and promoting factors take an effective step towards improving the talent identification of adolescent athletes.

    Keywords: Inhibiting factors, Promoting factors, Strategic plan, Talent identification, Adolescent athletes
  • Fahimeh Vaezi, Reza Esamaeili*, Asghar Mohammadi Pages 72-82
    Background and Aim

    The emergence of risky behaviors among female heads of households is one of the social issues and harms that has become one of the most important human concerns. The present study was conducted to sociologically study the role of social capital and cultural capital in explaining high-risk behaviors among female heads of households in Kerman city.

    Method

    The current research is a descriptive correlation study. The statistical population includes all women heads of households with high-risk behaviors in Kerman city, of which 120 people were selected using sample power software and targeted sampling. The tool for collecting information is also a questionnaire made by the researcher. SPSS software was also used to analyze the data.

    Method

    The current research is a descriptive correlation study. The statistical population includes all women heads of households with high-risk behaviors in Kerman city, of which 120 people were selected using sample power software and targeted sampling. The tool for collecting information is also a questionnaire made by the researcher. SPSS software was also used to analyze the data.

    Results

    The findings indicate that there is a correlation between social capital and cultural capital and their components as independent research variables with the variable of a tendency to risky behaviors; Also, the results of the regression analysis of the research showed that the variables in the model had explained 32% of the changes in the dependent variable of high-risk behaviors.

    Conclusion

    The results of the present study show that female heads of the household are less inclined towards risky behaviors when they have the social support of the family. Therefore, strengthening social support for women to increase social capital causes a significant reduction in the occurrence of high-risk behaviors and positively affects women's behaviors.

    Keywords: High risk behaviors, social capital, cultural capital, female-headed households
  • Hamidreza Moulai, Asghar Sharifi*, Afsana Saber Garakani Pages 83-95
    Background and Aim

    The main goal of the research is to identify and prioritize the dimensions and components of school-based management in secondary schools in Tehran.

    Method

    In terms of purpose, this research is applied, in terms of the type of mixed data (qualitative-quantitative), in the qualitative part, it was based on the foundation data theory, and in the quantitative part, it was a cross-sectional survey. The statistical community in the qualitative part includes elites with doctoral degrees and faculty members A university scholar with at least 10 years of experience and has research qualifications and participation in the desired seminars. The sample size was 15 experts who were selected with a purposeful method and according to the principle of theoretical saturation. The data collection tool is a semi-structured interview. The statistical population in the quantitative part includes all managers, assistants and experts of the educational districts of Tehran, whose number in the academic year of 2019-400 is 62,218 according to the education statistics, and using the Cochran formula, there are 382 representative samples of the community of managers. district deputies and teachers of education in Tehran city were evaluated using Strauss and Corbin (2003) questionnaire. The theoretical coding method (open, central and selective) was used to analyze the data.

    Results

    The results of the qualitative part showed that after open and central coding, it was found that the dimensions and categories of the central school include 1- the decision-making dimension, 2- the decentralization dimension, 3- the control and supervision dimension, 4- performance evaluation, 5- the organizational health dimension, 6- the internal organizational dimension, and According to the theoretical and practical bases, the relationships between the identified categories and the indigenous model of the central school are finally drawn in 6 main axes and 26 subcategories. And the results of the quantitative part, based on the analysis of the evaluation, it was determined that this model has the required validity.

    Conclusion

    The results showed that the application and operationalization of the mentioned model can help to improve the quality of education management

    Keywords: Model, school-oriented management, knowledge, data foundation, education
  • Maryam Sobhani, Kobra Haji Alizadeh*, Eghbal Zarei, Azita Amirfakhraei Pages 96-107
    Background and Aim

     The present study was conducted with the aim of designing a model of internalizing and externalizing behavior of adolescents based on the early maladaptive schemas with the mediating role of coping responses.

    Methods

     The research method was descriptive and structural equation modeling. The statistical population of the current study was all the male and female students of the second secondary level in the 3rd district of Tehran in the year 1400. The number of sample people was 400 students who were selected by cluster method (4 schools). The research tools included the list of child behavioral disorders (Achenbach, 1991), the questionnaire of early maladaptive schemas (Yang, 2003) and the questionnaire of coping strategies (Lazarus and Folkman, 1988). The collected data were analyzed by structural equation modeling method.

    Results

      The results of data analysis showed that the model has a good fit. Also, early maladaptive schemas have a direct effect on internalizing behavior, the relationship between primary maladaptive schemas and internalizing behavior is directly equal (t = 4.98 and β = 0.43). Early maladaptive schemas have a direct effect on externalizing behavior, the relationship between early maladaptive schemas and externalizing behavior is directly equal (t = 1.99 and β = 0.13). In connection with the existence of an indirect effect of early maladaptive schemas on the internalizing behavior of adolescents through coping strategies, it has been confirmed with 95% confidence (p<0.05).

    Conclusion

     the results showed that the hypothesis proposed in connection with the existence of an indirect effect of early maladaptive schemas on the externalizing behavior of adolescents through coping strategies was confirmed with 95% confidence (p<0.05).

    Keywords: Internalizing behavior, externalizing, early maladaptive schemas, coping responses
  • Zahra Khanjani, Mojtaba Sedaghatifard Pages 108-116
    Background and Aim

     The present study aimed to examine the relationship between social adjustment and high-risk sexual behavior among female high school students.

    Methods

    The research was applied in terms of purpose and descriptive-correlational in terms of data collection. The statistical population consisted of all female high-school students in Tehran in the school year of 2018-2019. Two schools were selected from the four districts of Tehran (North, South, East, and West) through the multi-stage cluster random sampling method, and 35 out of 3993 students were selected as the samples using the Morgan table. The research tools included the high-risk sexual behavior questionnaire and the family functioning questionnaire. Data were analyzed through descriptive and inferential statistics including correlation and regression methods.

    Results

     The results indicated that there was a significant negative relationship between social adjustment and high-risk sexual behavior.

    Conclusion

    The existence of a correlation between high-risk sexual behaviors helps social health authorities and institutions such as the department of education to identify behaviors that can be controlled with less cost and time, and prevent the occurrence of other behaviors in students.

    Keywords: Social adjustment, High-risk sexual behavior, Student
  • Fatemeh Gholabedini, Hamed Sabori Pages 117-125
    Background and Aim

    Attention deficit hyperactivity disorder (ADHD) is a developmental neurological disorder and a common childhood disorder that has attracted the attention of psychologists, psychiatrists, and clinical specialists; hence, the present study aimed to determine the effectiveness of painting therapy on attention deficit hyperactivity disorder, and separation anxiety in second-grade female students at primary schools of Bastak County in the school year 2020-2021.

    Methods

    The study had a quasi-experimental design with pretest-posttest and a control group. The statistical population of the study consisted of all female second-grade students of Bastak primary schools in the school year 2020-2021. The sample group was selected by the convenience sampling method and divided into two experimental (n=20) and control (n=20) groups using random assignment. The Child Symptom Inventory-4 (CSI-4) was used to collect data. After performing the pre-test, the experimental group received painting therapy for ten 90-minute sessions, but the control group did not receive any intervention. After collecting pre-test and post-test, the data were analyzed using the statistical method of analysis of covariance (ANCOVA) and statistical software (SPSS).

    Results

    The results of analysis of covariance indicated that there was a significant difference between attention deficit hyperactivity disorder and separation anxiety in the control and experimental groups in the post-test after eliminating the pre-test effect, and painting therapy had a significant effect on attention deficit hyperactivity disorder and separation anxiety in female second-grade students.

    Conclusion

    Therefore, the results of painting therapy can be used as a useful non-pharmacological therapy in clinical situations and the treatment of separation anxiety problems in children.

    Keywords: Painting therapy, Attention Deficit Hyperactivity Disorder (ADHD), Separation Anxiety
  • Neda Piryaei, Mohsen Mansobifar*, Robabeh Ataeifar, Maryam Bahrami Hidaji, Javid Peymani Pages 126-140
    Background and purpose

    Body image concern is a cause of social anxiety in adolescents, and it involves an intense and disturbing preoccupation with minor or imagined defects in appearance.

    Research method

    The present research aimed to examine the effectiveness of solution-focused brief therapy (SFBT) in improving body image concerns and social anxiety in students. The study was semi-experimental and had a pretest-posttest design with a control group by measuring the baseline, post-intervention, and a 3-month follow-up with the control group. Forty out of 115 students, who were initially interviewed, were randomly selected from second-grade high schools in Alborz province in the academic year of 2019-2020 and assigned to the experimental group (solution-focused brief therapy) and control group (n=20). All the participants completed the demographic questionnaire, the body image concern questionnaire, and Conner's Social Phobia Inventory in three stages. The hypothesis about the effectiveness of the research intervention was implemented using repeated-measures analysis of variance (ANOVA).

    Findings

    The results indicated that there was no significant difference between the two groups in the mean variables of the pre-test stage, indicating the homogeneity of the two research groups in the pre-test stage, but there was a significant difference between the two groups in the post-test and follow-up stages, indicating the effectiveness of the intervention on the variables and the stability of effectiveness in the follow-up stage.

    Conclusion

    According to the results, the above-mentioned therapy can be used as a psychological intervention to reduce students' body image concerns and social anxiety.

    Keywords: Solution-focused brief therapy (SFBT), Body image, Social anxiety
  • Leila Seyedmousavi, Fatemeh Hamidifar*, Mehdi Shariatmadari, Parsto Khosravi, Baharak Shirzad Kebriya Pages 142-159

    The main purpose of this study was to investigate the status of entrepreneurial university indicators in Islamic Azad University as a case study in Tehran. This research is applied in terms of purpose and quantitative in terms of method. The statistical population of the study includes faculty members of Islamic Azad University, Tehran Branch, among whom 283 were selected by random sampling according to Cochran's formula. In order to collect quantitative data, the researchers developed a researcher-made questionnaire based on theoretical and experimental studies. The "content validity" method was used to evaluate the validity of the questionnaire and also Cronbach's alpha was used to assess its reliability. To judge the desirability of the levels of each of the entrepreneurial university indicators of the faculty members of the Islamic Azad University of Tehran, Standard Spectrum Assessment of Bazargan et al has been used. The results showed that the general situation of entrepreneurial university indicators in the University of Tehran is relatively favorable. Based on the one-sample t-test, the tendency of the presented answers tends to be less than average. Therefore, Islamic Azad University has the characteristics of an entrepreneurial university at a low level. According to the results obtained from Friedman rank test, among the dimensions of the entrepreneurial university, the environmental-contextual dimension has the most and the process dimension has the least impact on the development of the Islamic Azad University as an entrepreneurial university. Therefore, due to the great importance of entrepreneurship in development of countries and higher education systems, it is suggested that, like other universities in developed countries, the existence of an entrepreneurship center with a scientific and coherent structure be considered in the evaluation process of Islamic Azad Universities and also, its activity should be monitored as one of the evaluation criteria of the university.

    Keywords: Entrepreneurial University, Structural, Environmental, Process, Behavioral, Developmental
  • Shirin Yadollahi Ardestani*, Nilofar Shakib, Sara Yousefi Pages 160-170
    Background and purpose

    obsessive-compulsive disorder is a serious disorder that affects other psychological and cognitive processes of adolescents. Therefore, this study was conducted with the aim of determining the effectiveness of emotion-based cognitive therapy on cognitive flexibility and rumination of adolescents suffering from obsessive-compulsive disorder.

    Methods

    The research method was semi-experimental with a pre-test-post-test design and follow-up with a control group The statistics of the research were all adolescents with obsessive compulsive disorder in the city of Tehran in 2021. The sample size of the study included 30 adolescents with obsessive-compulsive disorder who were selected by the available sampling method and according to the inclusion and exclusion criteria of the study. The experimental group received 10 90-minute weekly sessions of emotion-oriented cognitive therapy intervention. The questionnaires used in this research include the obsessive-compulsive questionnaire (Hodgson and Rachman, 1977); Cognitive Flexibility Handbook (Dennis & Vanderwaal, 2010); Questionnaire was rumination responses (Hoeksma and Marver, 1991). The data were analyzed by variance analysis with repeated measurements in spss software version 22.

    Results

    The findings showed that in the post-test there was a significant difference between the experimental and control groups in terms of cognitive flexibility and rumination of adolescents suffering from obsessive-compulsive disorder (P<0.001). In other words, emotion-oriented cognitive therapy intervention improved the cognitive flexibility and rumination of adolescents suffering from obsessive-compulsive disorder.

    Conclusion

    According to the findings of the present study, it is possible to suggest emotion-oriented cognitive therapy intervention as an effective method to increase the cognitive flexibility and rumination of adolescents suffering from obsessive-compulsive disorder.

    Keywords: emotion-oriented, cognitive therapy, flexibility, rumination, obsessive-compulsive
  • Mehdi Pharafkandeh Haghighi* Pages 171-182
    Background and Purpose

      This research was conducted with the aim of investigating the impact of organizational wisdom on social capital with regard to the mediating role of knowledge management of first secondary school teachers in Tehran.

    Method

    The research method was descriptive-correlational in terms of the applied purpose, in terms of the data collection method. The statistical population of the present study included all the teachers of the first secondary level in Tehran, whose number was equal to 8873 people. The sample size was estimated using Morgan's table and based on multi-stage cluster sampling, 368 teachers. The data was collected in two library and field sections. In the field part, three standard questionnaires were used: Schmidt et al.'s (2012), Nahapit and Ghoshal's (1998) social capital, and Lawson's (2003) knowledge management. To measure validity, face, and content and construct validity were used, which showed the validity of the instrument. Data analysis was done in two parts: descriptive and inferential (structural equation modeling).

    Results

    The results of the research showed that according to the mediating role of knowledge management, organizational wisdom has an effect on the social capital of first secondary school teachers in Tehran (P<0.001).

    Conclusion

    The implicit findings of the research also showed that organizational wisdom has an effect on social capital; Organizational wisdom has an effect on teachers' knowledge management, and in addition, knowledge management has an effect on the social capital of first secondary school teachers in Tehran.

    Keywords: organizational wisdom, moral sensitivity, social capital, knowledge management
  • Mohaddese Mashoofi, Mina Dolati-Khoortomi, Somayeh Faramarzi, Mahnaz Jafari Sayarestaqi, Samira Mansouri, Negar Memarpour* Pages 183-195
    Background and purpose

    Chronic mental illnesses are unidentified and vague disorders, along with recurring periods and psychological symptoms that significantly affect individual's performance. Accordingly, this study was aimed to determine the efficacy of acceptance and commitment therapy and comparing it with cognitive behavioral therapy on coping methods, difficulty in emotion regulation and mental health among caretakers of chronic mental patients.

    Methods

    The present study is a test with the pre-test-post-test design and a control group. The statistical population of this study included the caretakers of the chronic mental patients of Karaj in 2021. In this population, 30 were selected (15 people in study groups and 15 people in control groups) by the convenience sampling method and were randomly placed in two study and control groups. The Billings and Mouse coping strategies scale, the difficulties in emotion regulation scale of Gratz and Roemer, 2004, and the general health of GHQ have been used in two pre-test and post-test stages to collect the data. SPSS25 software and inferential statistics test of the multi-variable covariance were used for data analysis.

    Results

    Results indicated that there was no significant difference between therapy based on acceptance and commitment and cognitive behavioral therapy in problem-oriented strategic variables (F = 37.29, p = 0.001), emotion-oriented strategy (F=18.85, P=0.001), and general health (F = 74.78, p = 0.001) among the two groups under treatment. There was a significant difference between the variable of the difficulty of emotion regulation (F=76.55, P=0.001) among the two treatment groups. Therefore, the modified means, the modified average of acceptance and commitment therapy was less than the behavioral cognitive group.

    Conclusion

    It seems that both approaches play an essential role in enhancing mental health and coping strategies and difficulty in emotion regulation among caretakers of chronic mental patients.

    Keywords: Acceptance, Commitment Based Therapy, Cognitive Behavioral Therapy, Coping Strategies, Difficulty in Emotion Regulation, Mental Health
  • Haleh Haddadpour, Seyed Abolghasem Mehri Nejad*, Roshan Chesley Rasool, Nemat Sotoodeh Asl Pages 196-208
    Background and Purpose

    One of the important goals and tasks of education is to create a basis for the all-round development of the individual and to educate healthy, efficient and responsible people to play a role in individual and social life; This study was conducted with the aim of social interest and psychological capital in adolescents with the mediating role of motivational beliefs.

    Methods

    The research method is cross-sectional correlation. The statistical population of this study consisted of all high school students (boys and girls) in Tehran in the academic year 2020-2021, from which 400 people were selected by stepwise cluster sampling. In this study, the tools of social interest (Co., 2011), psychological capital (McGee, 2011), and motivational beliefs (Pintrich et al., 1991) were used, all of which had acceptable validity and reliability. SPSS-V23 and Amos-V8.8 software were used to analyze the data. Structural equation modeling was also used to answer the research hypotheses. Findings showed that the model has a good fit.

    Results

    The results also showed that the direct effect of psychological capital on adolescents' social interest is confirmed. The direct effect of psychological capital on adolescents' motivational beliefs is confirmed. The direct effect of motivational beliefs on adolescents' social interest has been confirmed.

    Conclusion

    The results also showed that the indirect effect of psychological capital on adolescents' social interest was confirmed by motivational beliefs. Therefore, paying attention to the mentioned variables in prevention and designing more appropriate treatments helps researchers and therapists.

    Keywords: social interest, psychologicalcapital, motivational beliefs
  • Abdullatif Kor, Fereshteh Kordestani*, Ali Hosseinikhah, Yalda Delgoshai Pages 209-222
    Background and Purpose

    This research was conducted with the aim of designing and validating the local model of entrepreneurship education in technical and vocational education centers.

    Method

    The purpose of this research is developmental-applied type of mixed studies (qualitative-quantitative). In the qualitative part, the theme analysis method was used to identify and the fuzzy Delphi method was used to summarize the indicators, and in the quantitative part, the descriptive-survey method was used. The statistical population in the qualitative part included experts (university faculty members) in the fields of entrepreneurship, educational management and human resource management, managers of technical and professional centers, entrepreneurship lecturers who reached theoretical saturation with eighteen interviews and in the quantitative part with Cochran's formula. A total of 384 center managers, part-time and full-time academic staff, and entrepreneurship course instructors were selected as samples. In the qualitative part, 5 dimensions, 16 components and 63 indicators were identified. In the second part, the number of indicators was reduced from 63 indicators to 60 indicators in two rounds with the fuzzy Delphi method. Finally, the validity of the questionnaire was confirmed by the Cvr method. Cronbach's alpha with a coefficient of 0.868 was a high reliability of this questionnaire.

    Results

    According to the results of the research model, it showed that among the identified factors, the educational dimension with a coefficient of 0.932 has the highest importance and priority in entrepreneurship education, and the economic dimension with a coefficient of 0.755 is the least important and the last priority from the point of view of the employees and teachers of technical and vocational schools has it.

    Conclusion

    Therefore, we come to the conclusion that entrepreneurship is a relatively acquired process, and teachers are considered a key element in promoting and teaching entrepreneurship.

    Keywords: Entrepreneurship Education, Model Design, Accreditation
  • Ramezan Solati-Anaghizi, Shahnam Abolghasemi*, Abdolhassan Farhangi Pages 223-232
    Background and purpose

    In addition to identifying psychological harm caused by the Internet on its users, psychologists sought to find solutions to eliminate and reduce those effects, and in other ways to strengthen and strengthen the character, training and strengthening various psychological skills. There is also; Therefore, the aim of the present study was to compare the effectiveness of emotional self-regulation training and compassion training on emotional maturity, dyslexia in students with a tendency to internet addiction.

    Research method

    The present research was a semi-experimental study with a pre-test and post-test design with a control group, and the statistical population of this research included all the students of the first secondary level of Rasht city in the academic year of 2001-2001. From among the statistical population, using the purposeful sampling method and based on the score of alexia questionnaire (Begbi et al., 1994) and emotional maturity questionnaire (Sinha and Singh, 1990) in the pre-test, 45 students who met the entry and exit criteria were the statistical sample. formed These 45 people were randomly selected into 3 groups of 15 people (2 experimental groups and one control group) who received self-compassion training for the experimental group (A) and emotional self-regulation training for the second group (experimental group B). and the control group (C) was placed on the waiting list. In order to analyze the research data, multivariate covariance analysis was used. The data were analyzed using spss-22 software.

    Findings

    The results showed that emotional self-regulation training and compassion training significantly affect emotional maturity (emotional instability, emotional relapse, social incompatibility, personality collapse and lack of independence), ataxia (difficulty in recognizing emotions, difficulty in describing emotions, thinking) has a positive effect (p < 0.05), but no significant difference was found between the effectiveness of the two groups.

    Conclusion

    Based on the results of the present study, it can be said that the two methods of intervention, emotional self-regulation and compassion can be effective intervention options in order to improve Emotional maturity, ataxia should be used in students with a tendency to internet addiction.

    Keywords: Emotional self-regulation, compassion, emotional maturity, dyslexia, internet addiction
  • Zahra Attari, Toktam Sadat Jafar Tabatabaee*, Samaneh Sadat Jafar Tabatabaee, Saeed Nasseri Pages 233-242
    Background and purpose

    Hyperactivity is the most common neurodevelopmental disorder in children and is the most common diagnosis in psychiatry. This disorder includes subtypes of attention deficit hyperactivity disorder and mixed type. Concomitant mental disorders are relatively common in children with hyperactivity.

    Methods

    The present study was a quasi-experimental study with a pretest-posttest research design with a control group along with a follow-up period. The statistical population of the study included all elementary school students (first, second and third grade) with attention deficit / hyperactivity disorder in the academic year 2019-20 who referred to education counseling centers in Tehran, among which A total of 30 inactive children were selected using convenience sampling method and randomly assigned to experimental and control groups (n=15). Data were obtained using the Connors Parent Questionnaire and the Achenbach Child Behavior Inventory - Parental Prescription (Achenbach, 1991). The puppet shows training program of Aziziyan et al. (2016) was performed on the experimental group in 10 sessions of 90 minutes, but the control group remained on the waiting list. Repeated measure analysis of variance and Spss.22 software were used to analyze the data.

    Results

    The results showed that the training of hot and cold executive functions on externalized (F=38.86, p=0.001) and internalized (F=15.25, p<0.001) behaviors was hyperactive in children.

    Conclusion

    It can be concluded that puppet shows were effective on internalizing and externalizing behaviors in hyperactive children and this method can be used to improve the problems of hyperactive children.

    Keywords: puppet shows, behavior, hyperactivity, children
  • Farah Jafari, MohammadHassan Ghanifar*, Ghasem Ahi Pages 243-254
    Background and purpose

    Stressful experiences during life can cause physical problems at different ages. The aim of the present study was to investigate the role of personality traits on emotion regulation through the mediation of life expectancy and cognitive actions in women.

    Methods

    The current research is of descriptive-correlation type and was done by structural equation modeling method. The statistical population included all women who referred to the neighborhood centers in Tehran between the months of May and June of 1400. The research sample consisted of 384 women referring to neighborhood centers in Tehran, who were selected by voluntary sampling method. The data were collected using Neo's five-factor personality traits questionnaire (McCree and Costa, 1980), life-saving cognitive abilities questionnaire (2013), life expectancy questionnaire (Hazarusi, 2006) and emotion regulation questionnaire (Garnefski et al., 2001). Obtained. Data were analyzed using correlation coefficient, Pearson correlation matrix, multiple regression and structural equation modeling. Also, all statistical calculations were done using Lisrel 8.80 and SPSS.22 software.

    Results

    The findings showed that the standard and non-standard coefficients of the direct path of the hypothetical model from personality traits to cognitive actions (β=0.48; P<0.01), personality traits to life expectancy (β=0.58; P<0.01), personality traits to emotion regulation (β = 0.46; P<0.01), cognitive actions to emotion regulation (β= 0.47; P< 0.01), life expectancy It has become significant to emotion regulation (β=0.26; P<0.01). Examining the fit indices of the model indicates that the desired model has a good fit with the data. That life expectancy and cognitive actions had an indirect effect on emotion regulation, so the existence of an indirect relationship between research variables is confirmed with 95% confidence (P<0.05).

    Conclusion

    It can be concluded that the model of personality traits on emotion regulation with the mediation of life expectancy and cognitive actions is suitable in women.

    Keywords: personality traits, emotionregulation, life expectancy, cognitive actions
  • Maryam Enayati Shabkolai*, Maedeh Enayati Shabkalai Pages 255-265
    Background and Aim

    The purpose of this study was to study the effectiveness of acceptance and commitment based therapy on social adjustment, academic self-regulation and cognitive flexibility of students with special learning disabilities.

    Methods

    The research method was quasi-experimental using a pre-test-post-test design with a control group and a follow-up stage. The statistical population of the present study consisted of female students with learning disabilities in the first secondary school of Sari city who referred to learning disability centers in Sari city. In this study, 60 students with special learning disabilities were selected by purposive sampling and sampling method. Were randomly assigned to experimental and control groups. In order to collect data, Connell and Ryan questionnaires of academic self-regulation, Bell social adjustment and Dennis and Vanderwall cognitive flexibility were used. First, the pretest was performed on two groups, then the experimental group underwent acceptance and commitment therapy for 8 sessions, each stage for 120 minutes and once a week. Then post-test was performed on both groups. Analysis of covariance and repeated measures were used to analyze the data under SPSS22 software.

    Results

    The results showed that there is a significant difference between the scores of quality of life, academic self-regulation, social adjustment, cognitive flexibility of the two groups after the application of treatment training based on acceptance and commitment.

    Conclusion

    The overall conclusion is that schools by using therapeutic intervention based on acceptance and commitment can increase social adjustment and self-regulation of students' learning to achieve academic success.

    Keywords: Academic self-regulation, Acceptance, commitment, Social adjustment
  • Susan Jahangiri, Ali Delavar*, Fariborz Dortaj Pages 266-273
    Background and purpose

    Considering the psychological consequences of the traumatic event (earthquake) and the disruption in various functions caused by it, it is obvious that identifying the factors that increase the probability of suffering from the problems caused by the experience of the traumatic event is of clinical importance, has a high academic and social status. The present study was conducted with the aim of determining the role of personality factors in predicting the symptoms of post-traumatic stress disorder in people exposed to trauma.

    Methods

    The current research method was the type of correlation designs and structural equation modeling method. The statistical population in this research included all the earthquake victims of the recent Kermanshah earthquake, whose number was about 21,000 people. According to Morgan's table, 377 people were selected as simple random sampling. The data were obtained using the Mississippi PTSD citizenship scale (Kian et al., 1988) and the emotional processing scale (Baker et al., 2007). In order to analyze the data, the indices of standard deviation, mean, skewness and kurtosis were used and structural equations were modeled with Spss and Amos software.

    Results

    The results showed that the factors of emotional suppression, experience of unpleasant emotions, emotional control, emotional avoidance and symptoms of emotions had a positive effect on post-traumatic stress disorder, the relationship between emotional suppression and post-traumatic stress disorder was directly equal (t=5.75, β=0.26), the relationship between experiencing unpleasant emotions and post-traumatic stress disorder is directly equal (t=3.27, β=0.15), the relationship between emotional control and post-traumatic stress disorder Directly equal (t=7.24, β=0.33), the relationship of emotional avoidance with post-traumatic stress disorder is directly equal (t= 1.99, β=0.09) and the relationship of emotional symptoms with Post-traumatic stress disorder is directly equal to (t=3.67, β=0.17).

    Conclusion

    It can be concluded that the results of the statistical test showed that the fit indices of the research model are in a favorable condition. Also, the components of adaptability, conscientiousness and openness have had a negative effect on post-traumatic stress disorder, and the neuroticism component has had a positive effect on post-traumatic stress disorder.

    Keywords: emotion, post-traumatic stress disorder, earthquake
  • Maasomeh Esmaeili*, Saman Shahbazi Moghadam, Fatemeh Sadat Shafiee Pages 274-286
    Background and Purpose

    Clinical therapists and counselors believe that schemas and attitudes towards emotions are effective in reducing the experience of stress and ultimately preventing and improving the problems of self-harm in adolescents; therefore the aim of this study was to determine the mediating role of mood dysphoria in the relationship between necessary maladaptive designs and self-harming behaviors in adolescents.

    Research Method

    The present study was descriptive-correlational. The statistical population of the study consisted of all high school boys in Lodab region, who were studying in the academic year 1399-1398., by cluster sampling in the first stage. Toronto (1986) Mood Dysfunction Questionnaires, Young's maladaptive schemes (YSQ), and Sanson et al. (SHI) were used to collect data. After collecting and extracting the data, the representative companies were analyzed using Pearson correlation coefficient, multiple regression analysis and path analysis.

    Results

    Findings of direct research pathways showed that between self-harming behavior with emotional deprivation schemes, abandonment / instability, mistrust / abuse, social isolation / alienation, disability / shame, failure, dependence / inadequacy, sanctions against harm And there is significant illness, illness / underdevelopment, obedience, self-sacrifice, emotional inhibition, stubborn standards, merit / greatness, and self-control / self-discipline. There is also a positive correlation between self-injurious behavior with mood dysphoria and difficulty subscales in recognizing emotions, difficulty in describing emotions, and thinking with external orientation.

    Conclusion

    The results of indirect relationship also showed that mood dysphoria plays a significant mediating role in the relationship between early maladaptive designs and self-harming behaviors in adolescents.

    Keywords: Early maladaptive schemas, Mood Dysfunction, Self-injurious Behaviors, Adolescents
  • Mostafa Froutan, Alireza Sadeghi*, Mahmoud Mehrmohammadi Pages 287-303
    Background and Purpose

    Various intellectual, political, and religious schools consider art as an efficient tool for the development of various concepts and knowledge in the society and use it in the education of teenagers in a way that suits their goals. The present study was conducted with the aim of designing and validating a multicultural high school art curriculum model with an emphasis on Iranian ecosystems.

    Research Method

    The research method was exploratory mixed (qualitative-quantitative). In the present study, the statistical population for the qualitative section included all documents related to the research topic, of which 14 documents were selected by the systematic data method of the foundation, and in the quantitative section included art teachers of Tehran high schools in the field of art, 230 people were selected as the sample size. The sampling method at this stage was cluster random. The research tool in the qualitative section was data collection focused on research documents in the field of multicultural curriculum with emphasis on Iranian ecosystems. In a small part, a researcher-made questionnaire was used. The validity and reliability of the instruments were evaluated and confirmed. The method of data analysis in the qualitative part of the theoretical coding was taken from the method of data theory of the foundation. In the quantitative part, to answer the research questions, tests such as Pearson correlation, confirmatory factor analysis and t-test were used.

    Results

    The results of factor analysis showed that the categories of education on how to interact between cultures, the development of cooperation and interaction skills, familiarity with cultures and communities, curriculum objectives, curriculum content, learning process, art production and art criticism are central components and formation Donors were identified.

    Conclusion

    the country's multicultural society, attention to the needs and growth of students and respect for different cultures were identified as causal or influential categories of the curriculum. In addition, educational justice, cultivation of thinking skills, personal growth and development, familiarity with the history of culture and art and peace and peaceful coexistence were identified as consequential categories.

    Keywords: Curriculum, Multiculturalism, Art, Ecology of Iran
  • Yaghoob Zare*, Alireza Farrokhi, Ahmad Rasa Pages 304-317
    Background and Purpose

    Numerous factors can affect students' academic achievement and lack of academic achievement. These include educational, family and psychological factors. Among the psychological characteristics of students, such as self-determination, self-efficacy and academic self-concept can be mentioned. In this study, we seek to investigate the effect of self-determination on academic self-concept and academic self-efficacy.

    Methods

    The present study was quasi-experimental in terms of implementation method and pre-test-post-test with control group and is applied in terms of purpose. The statistical population of this study was all male students in the fifth grade of primary school in Yasuj. The sample size in this study was 30 people (15 people in the experimental group and 15 people in the control group). In this study, multi-stage cluster sampling method with simple randomization was used. Self-determination skills training was performed according to the training package based on the principles and elements of the model (Field and Hoffman, 1994) and its adaptation to the normal student sample. The Jenks and Morgan (1999) Academic Self-Efficacy Questionnaire (ASCQ) and Liu and Wang (2005) Academic Self-Concept Questionnaire were used to collect data.

    Results

    Findings of this study showed that self-determination skills training has an effect on academic self-concept and academic self-efficacy of fifth grade male students in Yasuj. Accordingly, there is a significant difference between the adjusted means of the variable scores of academic self-concept (academic effort, academic confidence) in terms of membership in experimental and control groups in the post-test stage, the effects of self-determination skills training reaches more than 0.692.

    Conclusion

    At any educational level, students whose needs are better satisfied can better adjust themselves to the classroom and school and show a more favorable internalization adjustment in relation to school. Also, they will have more internal motivation compared to students whose needs are not met in school; therefore, it can be said that students' perception of their ability and competence affects their academic motivation and self-efficacy.

    Keywords: self-determination skills, academic self-concept, academic self-efficacy
  • Ladan Behtooe, Reza Sourani Yanchashmeh*, Mohammad Naghi Imani Golepardsari, Yahya Khoonsari, MohammadAli Ameri Habibabadi Pages 318-330
    Background and purpose

    The rapid and ever-increasing development and changes of science and technology have led to the formation of different educational methods compared to the past, and every educational organization has changed its methods in accordance with these changes in order to adapt to these rapid and growing changes. In such a situation, a successful educational organization is an organization that updates its ever-increasing knowledge, which requires the implementation of new methods such as virtual education and its application to all courses and students of different levels continuously; Therefore, the aim of the present study was to evaluate the components of virtual education in order to improve the quality of learning of the students of Islamic Azad University of Tehran province.

    Research method:

    The current research was based on the objective of the applied type and based on the type of data collected, it was of a mixed type (qualitative-quantitative) and the statistical community included all experts and experts who are knowledgeable and proficient in the subject of research in the field of higher education. Non-random purposeful sampling method was used to determine the samples and determine the experts. The statistical population included the students of Islamic Azad Universities in Tehran province. The staged cluster random sampling method was used to determine the sample, and the sample size was determined using the structural equation method. Two documentary and field methods (exploratory interviews and researcher-made questionnaire) were used to collect data. The method of data analysis in the qualitative part of theoretical coding was derived from the data theorizing method. In the quantitative part, data analysis was done in two parts of descriptive and inferential statistics (confirmatory factor analysis and sample t-test).

    Results

    The results of the factor analysis show the components of virtual education in order to improve the quality of students' learning, including the intention to use, usefulness, efficiency and effectiveness, the role of professors and students, the necessary infrastructure, the culture of virtual education, the intention to continue using, ease of teaching and learning, and reducing were educational expenses.

    Conclusion

    The results showed that according to the average difference, which are positive values, it was concluded that the condition of the identified components was favorable.

    Keywords: Quality of Learning, Virtual Education, Efficiency of Education
  • Yahya Salari, Maryam Eslampanah*, Susan Laei, Faranak Mosavi Pages 331-346
    Background and Aim

      The aim of the current research was to provide a paradigmatic model of factors affecting academic guidance for the appropriate distribution of students in existing fields.

    Method

    This research is applied in terms of purpose and mixed (qualitative-quantitative) in terms of study method. The statistical population of this research in the qualitative part was education experts of Kermanshah city (2021-2022). The statistical population of this research in the qualitative part was the education experts of Kermanshah city (2021-2022), which was carried out by purposeful sampling until data saturation, and in the quantitative part, it included all the principals of second-year secondary schools (150 people) who They were selected by the whole number method. The research tool in the quantitative part consisted of a researcher-made questionnaire and in-depth interview in the quantitative part. Data analysis was done in the qualitative part by open coding, axial coding, and selective coding, and in the second part by structural equation modeling.

    Results

    In general, the results of the research showed that the causal conditions of academic guidance were based on five core codes, test, academic guidance, academic attitude, motivation and grade. background conditions with three core codes (preparation of the counseling field, counseling mechanisms, and counseling services), intervention conditions including six core codes (parents of students, lack of planning, lack of attention of teachers and school counselors, unemployment of graduates, bias field, neglecting technical fields), the strategic conditions included three selective codes: psychological strategy, supervisory strategy and information strategy; Outcome conditions including two central codes, external efficiency and internal efficiency were obtained.

    Conclusion

    The results showed that the studied model had a relatively favorable fit

    Keywords: Educational guidance model, population distribution, students, foundation data
  • Fereydoon Damani, Fatemeh Soghra Karbalai Herofteh*, Vali Mehdinezhad Pages 347-357
    Background and Aim

    during education, the student faces academic challenges and difficulties; Therefore, it is necessary to adapt and adapt to educational opportunities and challenges; The aim of the present study was to compare the effectiveness of academic buoyancy training and logotherapy on academic self-efficacy in secondary school students.

    Methods

    This study was applied in terms of purpose and semi-experimental in terms of execution method with a pre-test and post-test design with a control group. The research population was the second grade students of secondary school in Iranshahr city in the academic year of 1398-1399. Among them, 60 students were selected by purposeful sampling and randomly divided into three equal groups. The experimental group of academic buoyancy received training in 12 sessions of 70 minutes and logotherapy in 10 sessions of 70 minutes, and the control group did not receive training. The research tool was academic self-efficacy questionnaires (Jinks and Morgan, 1999). Data were analyzed in SPSS-V21 software with multivariate covariance analysis methods.

    Results

    The results showed that the increase in the level of academic self-efficacy in the buoyancy training group is statistically significant compared to the logotherapy and control groups, while the logotherapy training did not significantly increase the level of academic self-efficacy compared to the control group.

    Conclusion

    Therefore, it is recommended that education specialists use the academic buoyancy education method in addition to other educational methods to improve academic self-efficacy.

    Keywords: academic self-efficacy, academic buoyancy, logotherapy
  • Hadiyan Seyedeh Zinat*, Zahra Babai, Somaye Ranjbar, Somaye Talebi Pages 358-369
    Background and Aim

    Knowledge management is a useful tool for organizations to develop their capital, encourage innovation and entrepreneurship, and maximize optimal performance. The aim of this study was to investigate the relationship between knowledge management and information literacy with organizational entrepreneurship.

    Method

    This research is applied in terms of purpose; In terms of nature, descriptive and in terms of method, correlation and statistical population, included all student teachers of Farhangian University of Mazandaran province in the academic year 2021-2022 in the number of 3600 people. According to Krejcie and Morgan sampling table, 351 people were selected by stratified random sampling by gender (female: 129 and male: 222). The measurement tools were standard questionnaires of knowledge management of Patrick et al. (2009), information literacy of Siamak and Davarpanah (2009) andorganizational entrepreneurship of Hill (2003).

    Results

    At the significance level of α = 0.05, the findings showed that there is a significant positive relationship between knowledge management and organizational entrepreneurship. There is also a significant positive relationship between information literacy and organizational entrepreneurship. Regression analysis showed that the contribution of knowledge management and information literacy variables in predicting organizational entrepreneurship is different. Thus, compared to knowledge management, information literacy has a higher share in predicting organizational entrepreneurship (P < α = 0.05).

    Conclusion

    Therefore, paying attention to the growth and development of information literacy and knowledge management in students and teachers of Farhangian University can lead to an increase in their organizational entrepreneurship.

    Keywords: knowledge management, information literacy, organizational entrepreneurship, teacher student, Farhangian University
  • Alireza Niromand*, Ghodsi Ahghar, Leila Fathi Vernosfadrani Pages 370-381
    Background and Aim

    In order to achieve a valuable and meaningful life, a person must achieve self-actualization, and self-actualization is the highest human desire that can lead to life satisfaction. The aim of this study was to design a model and validate learning strategies and its effect on students' Self-actualization.

    Method

    Research method was applied, in terms of purpose, in terms of research time, it was cross-sectional; Depending on the data type, it was mixed (qualitative-quantitative) method; Depending on the method of data collection or the nature and method of research it was descriptive-correlation. The statistical population in this study included experts and university professors (male-female) in 1400 who were selected by purposive non-random method. The second group of the statistical population of this study in a small part included the male students of the second year of high school in Tehran, in 1400. To determine the sample size, a small part of Cochran's formula was used, which was selected for further generalizability and prevention of loss in a sample of 300 people. Multi-stage cluster sampling method was also used to select the samples. The research tool was semi-structured in the qualitative part of the interviews and in the quantitative part was the researcher-made questionnaire and the self-fulfillment questionnaire of Jones and Crandell (1986). The validity and reliability of the instruments were evaluated and confirmed. The method of data analysis in the qualitative part of the theoretical coding was taken from the method of data theory of the foundation. In the quantitative part, according to the research questions, descriptive statistics methods (percentage, frequency, tables, shapes and graphs, mean, standard deviation, skewness and elongation) and inferential (tests such as Pearson correlation, confirmatory factor analysis, equations) Structural) using SPSS-v21, Smart Pls-v2 and Lisrel-v8 software.

    Results

    The results showed that out of 47 available indicators (items), 7 main components can be identified. Accordingly, it was found that the components of iteration strategy, expansion strategy, organizational strategy, evaluation strategy, cognitive strategies and components of planning strategy, monitoring strategy, regulatory strategy are part of metacognitive strategies. Based on this, a model was designed that had a good reputation.

    Conclusion

    The results also showed that cognitive and metacognitive strategies have a significant effect on students' self-fulfillment

    Keywords: Learning Strategies, Pattern, Self-Prosperity, High School Students
  • Majid Ebadi Sharafabad*, Shahram Ranjdoust, Mohammad Azimi Pages 382-393
    Background and Aim

    Argumentative discourse plays a central role in public and intellectual communication, and people need to be able to read and analyze topics, so the main goal of the research was to identify the components of the formation of analytical literacy in teenagers and to present a model.

    Method

    In terms of its purpose, this research is a part of applied research, and the qualitative research method is grand theory. In this research, experts' opinions have been studied and explored. The statistical population of this research was all secondary education professors and teachers in 2019, 30 of whom had at least 15 years of teaching experience and a doctorate degree in the field of educational sciences, curriculum planning, and educational management, were selected through available sampling. Data analysis was done by coding interviews and then quantifying and using structural equations by Smart PLS software.

    Results

    The results of the research showed that in terms of causal factors (planning and management, making schools smarter, avoiding the consequences of unipolar education), background factors (analytical literacy promotion infrastructure, study tools and techniques), intervening factors (literacy management) students, time management), strategies and measures (teaching critical thinking, creating a learning environment and students' participation in the educational structure, publishing books) consequences (developing competence, analytical literacy, strengthening analytical power) were identified.

    Conclusion

    Analytical literacy, either alone or as a necessary literacy for the effectiveness of other types of literacy (including media, internet and critical literacy) can have double importance in the third millennium.

    Keywords: analytical literacy, secondary education, grand theory, formation process
  • Kh .Rafeinejad, A.A. Ajam*, H. Momenimamouei, M. Zirak Pages 394-416
    Background and Aim

    One of the most important and newest viewpoints related to learning and how knowledge is formed is social structuralism. Co-construction is the main mechanism of knowledge construction in social structuralism approaches. These approaches have played an important role in educational and psychological developments and have become the origin of educational and learning methods such as collaborative learning. The purpose of this research was to identify the factors influencing the learning culture based on social constructivism in Bushehr schools.

    Method

    In this research, the qualitative research method of foundation data type was used. Sampling was done purposefully and with the expert network technique, and 16 people participated in the interview. The tool used was a semi-structured interview. To check the validity of the interviews, the method of content validity and face validity was used by 12 experts. Data analysis was based on open, central and selective coding.

    Results

    The results of this research showed that the categories of individual factors, organizational factors and educational factors as causal conditions; The categories of the factors of the environment rich with vitality and dynamic and support as background conditions; categories of coordination and coherence in the educational process; agency and independence of people as intervening conditions; The categories of how to properly design educational programs, qualitative orientation and staying away from inflexible formal educational frameworks and improving group activities and promoting student participation in educational programs as strategies; And the categories of educational effectiveness, educating educated citizens and facilitating adaptability to the environment and the real world were identified as consequences of learning culture based on social constructivism in schools.

    Conclusion

    Based on the paradigm model, it was found that the issue of learning culture based on social constructivism in schools is related to five categories of factors.

    Keywords: Culture, learning, constructivism, schools
  • Mohammad Jomepour, Majid Ebrahimpour*, Hossein Sahebdel, Hamid Taheri Pages 418-431
    Background and Aim

    Variables such as academic motivation are among the factors that have attracted the attention of education specialists and psychologists; Therefore, the current research was conducted with the aim of comparing the effectiveness of self-regulation strategies (cognitive and meta-cognitive) and motivational-cognitive multidimensional interventions on students' academic motivation.

    Method

    The present study was a semi-experimental study with a pre-test and post-test design and a follow-up with a control group. The statistical population of the present study was made up of all secondary school students of the second year of Kashmar city; And the research sample included 45 subjects who were selected by multi-stage cluster sampling method and were randomly divided into three groups: experimental 1 (15 people), experimental 2 (15 people) and control (15 people). Wallerand et al.'s (1992) academic motivation questionnaire was used to collect information. For the statistical analysis of the data, multivariate analysis of variance with repeated measurements was used with the help of SPSS software.

    Results

    The results showed that self-regulation strategies (cognitive and meta-cognitive) and motivational-cognitive multidimensional interventions have a significant effect on students' academic motivation (P<0.01). There is no statistically significant difference between the effectiveness of self-regulation strategies (cognitive and meta-cognitive) and motivational-cognitive multidimensional interventions on students' academic motivation. In the follow-up phase, the effectiveness of self-regulation strategies (cognitive and meta-cognitive) and motivational-cognitive multidimensional interventions on academic motivation has continued.

    Conclusion

    Therefore, self-regulation strategies (cognitive and meta-cognitive) and motivational-cognitive multidimensional interventions are an effective method in students' academic motivation.

    Keywords: Self-regulation strategies, motivational-cognitive, academic motivation, metacognitive
  • Atefe Karimi, MohammadNaghi Imani*, Mahmood Safari Pages 432-448
    Background and Aim

    Today, around the world, research-based learning approach is used in educational organizations, especially in schools. Given the positive consequences that this type of learning, the present study was conducted with the aim of providing a model for research-based learning in the country's education.

    Method

    The research method was exploratory mixed (qualitative-quantitative). In the first part of the study, 7 senior education directors, 8 faculty members and 5 top teachers were selected through purposive sampling. The second group of the statistical population of this study in the quantitative part were all secondary school teachers in Tehran that 585 people were selected. Quantitative sampling method was stepwise cluster sampling. Interview and questionnaire tools have been used in this study and its validity and reliability have been reviewed and confirmed.

    Results

    The results showed that the components of research-based teaching, research-based communication, research-oriented encouragement, as constituent factors, curriculum, teacher, management, as influential factors, problem-solving skills, critical thinking, collaborative learning, as influential factors, Diversity in curriculum and education and educational and research policy-making were identified as school-related mechanisms and infrastructures, community-related infrastructures as model implementation infrastructures.

    Conclusion

    In this study, it was suggested that diversity in the use of teaching methods, the use of research course as a motivational approach, providing diverse knowledge and multidimensional information, creating effective and group learning conditions, attention to different learning styles, attention to environmental and regional issues In presenting the topic for research, as indicators of diversity in the curriculum. Regarding the implementation of such a model, there is a need for a number of functions such as equipping schools with research facilities, support for student research authorities, teachers' support for classroom research, equipping information technology in schools, allocating spaces in schools for group research.

    Keywords: research-based, learning, teaching, communication, education
  • Leila Omrani, Yousef Adib*, Jahangir Yari Pages 449-465
    Background and Aim

    The present article aimed at providing a framework of math curriculum elements in the process of competent teacher training and educating the students in second grade of high schools.

    Method

    The research method was phenomenology qualitative and the statistical society were all professors and experts of curriculum planning in Tabriz universities during 2021-2022. The sample case was selected up to theoretical saturation (15 people) from the expert professors and the data was gathered through semi structural deep interviews in snowball sampling method. The validity of interviews was inner validity and the reliability was increased by applying it in an appropriate space considering the qualification of the interview without any bias and applying personal opinion.

    Results

    Through analyzing the data in “content analysis” method obtained from the interviews with the experts, 144 categorized coding in 133 sub-themes and four basic themes were identified as the elements of math curriculum in the process of competent teachers training and educating the second grade of high school students; 1. Curriculum purposes in three sub-themes of pedagogical knowledge in ten categorized codes- learning disciplines and course subjects resulting of ten categorized codes- general and professional skills development derived from thirteen categorized codes, 2. the content of curriculum in four sub-themes consisted of the content knowledge resulting from thirteen categorized codes- the pedagogical knowledge in twelve categorized codes- the pedagogical content knowledge resulting from twelve categorized codes- the technological pedagogical content knowledge in seven categorized codes, 3. teaching- learning activities in three subthemes: the knowledge resulting from four categorized codes- the skill in fifteen categories codes- the attitude resulting from ten categorized codes and 4. Evaluation features in three sub-themes of the knowledge in ten categorized codes- the skill resulting from eight categorized codes- the attitude in ten categories codes.

    Conclusion

    Hence, these for elements with thirteen indexes are the basic elements of math curriculum in the process of competent teachers training and educating the second grade of high school students. According to this fact that the schools provide a situation through which the students can achieve better learning and education opportunities, therefore, it is vital to create students’ better learning situation through training a competent teacher in math teaching by implementing these curriculum elements.

    Keywords: Curriculum Elements, Competent-based, Teacher, Students, Education, Math Course