فهرست مطالب

  • سال دوم شماره 2 (پیاپی 3، پاییز و زمستان 1400)
  • تاریخ انتشار: 1400/10/11
  • تعداد عناوین: 13
|
  • شیوا کریمخانی *، هدیه کوچک خوشنویس صفحات 1-10
    زمینه و هدف

    در سال‏های اخیر اضافه وزن و چاقی در میان بسیاری از جوامع و کشورها شیوع پیدا کرده است. بنابراین، این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر خودتنظیمی هیجانی و شفقت به خود در دختران چاق انجام شد. 

    روش پژوهش:

     پژوهش حاضر، شبه‏ آزمایشی با طرح‎های پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی دختران دارای چاقی مراجعه‏کننده به کلینیک مشاوره مهر شهر تهران در سال 1399 بود. تعداد 40 نفر با روش نمونه‏گیری در دسترس انتخاب و به‏ طور تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر) و کنترل (20 نفر) قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه تنظیم هیجان (گروس و جان، 2003) و پرسشنامه شفقت به خود (نف، 2006) بود. گروه آزمایش 10 جلسه یک ساعته آموزش ذهن آگاهی را 2 بار در هفته دریافت کرد اما گروه کنترل مداخله‏ای ا دریافت نکرد. تحلیل داده‏ها با روش‎های آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و تحلیل کواریانس با SPSS نسخه 26 انجام شد.

    یافته ‏ها:

    نتایج پژوهش نشان داد که آموزش ذهن آگاهی بر افزایش نمره شفقت ورزی نسبت به خود آزمودنی‏ های گروه آزمایش تاثیر مثبت و معناداری داشته است (05/0>P). بین میانگین نمرات تنظیم هیجان افراد دو گروه نیز در مرحله پس‏آزمون تفاوت معنادار بود (05/0>P).

    نتیجه ‏گیری:

    در مجموع یافته‏های تحقیق نشان داد که آموزش ذهن آگاهی بر بهبود شفقت به خود و تنظیم هیجان دختران مبتلا به چاقی موثر است. محقق پیشنهاد می‏کند برای رسیدن به نتایج قابل اعتمادتر مرحله پیگیری به ‏مدت 3 ماه اجرا گردد.

    کلیدواژگان: ذهن آگاهی، تنظیم هیجان، شفقت به خود، دختران چاق
  • میترا عطایی کچویی، محمدرضا فلسفی نژاد *، آناهیتا خدابخشی کولایی صفحات 11-31

    هدف از پژوهش حاضر مطالعه چالش های نوجوانان کم توان ذهنی در کسب مهارت های خودتوانمندی بود. پژوهش حاضر کیفی و از نوع داده بنیاد بود. جمع آوری اطلاعات پژوهش از طریق مصاحبه عمیق و نمیه ساختار یافته انجام شد و مشارکت کنندگان این پژوهش، متخصصان و دست اندرکاران شاغل در مراکز آموزشی و نگهداری نوجوانان کم توان ذهنی بودند که از طریق نمونه گیری مبتنی بر هدف و با روش گلوله برفی در سال 1398 از شهر تهران انتخاب شدند. داده گیری با مصاحبه با 15 متخصص و دست اندرکار به اشباع رسید و اطلاعات پژوهش با روش استرواس و کوربین تحلیل شدند. نتایج بررسی ها نشان داد که چالش های کسب مهارت های خودتوانمند در نوجوانان کم توان ذهنی را می توان در چهار کد گزینشی اصلی که شامل کد خانواده، فرد، اجتماع و آموزش طبقه بندی کرد. هر کد گزینشی اصلی خود نیز کدهای محوری داشتند. کد گزینشی خانواده شامل سه کد محوری ناآگاهی والدین، انگ اجتماعی و محدودیت های، اقتصادی، اجتماعی و خانوادگی؛ کد گزینشی فرد نیز خود شامل سه کد محوری سوء رفتار/آزاردیدگی، احساس بی کفایتی و ناخودکارآمدی؛ کد گزینشی اجتماع شامل سه کد محوری حمایت ناکافی تخصصی و رفاهی، عدم ضمانت اجرایی قوانین و نبود مشاغل مرتبط و کد گزینشی آموزش نیز شامل دو کد محوری مشکلات آموزشی و کمبود مربیان خبره بود. با توجه به نتایج به دست آمده، عدم آگاهی و اطلاعات بسیار کم باعث چالش های کسب مهارت خود توانمندی در نوجوانان شده است؛ آگاهی از مشکلات و چالش هایی این نوجوانان میتواند اطلاعات مناسبی را برای کسب مهارت های خودتوانمندی آن ها در اختیار متخصصان و دست اندرکاران و مسیولین بهزیستی کشور قرار دهد.

    کلیدواژگان: مهارت، خودتوانمندی، کم توان ذهنی
  • بهناز پیشخور*، ابوالقاسم خوش کنش، علی زاده محمدی، سعید قنبری، مریم بیات صفحات 32-37
    زمینه و هدف

     امروزه نقش تنظیم هیجان در بیماری های روانی و توانمندی های یادگیری و عملکردی دانش آموزان نوجوان تایید شده است و مبنای مهمی در ظهور اختلال های عاطفی و رفتاری در طی نوجوانی است. از این رو، این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان دختر انجام شد.

    روش پژوهش

     در این پژوهش از طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل همراه با پیگیری دو ماهه استفاده شد و جامعه آماری، کل دانش آموزان مقطع دوم متوسطه شهرستان ساوه (استان مرکزی) در سال تحصیلی 1396- 1395 مشغول به تحصیل بودند. از بین این دانش آموزان، تعداد 30 نفر (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه کنترل) به روش نمونه برداری خوشه ای انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان توسط گرانفسکی، کرایج و اسپنهاون (2001) بود. دانش آموزان گروه آزمایش هشت جلسه آموزش ذهن آگاهی دریافت کردند و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکردند.

    یافته ها

    نتایج حاصل از آزمون های تحلیل کوواریانس و اندازه گیری مکرر نشان داد که گروه درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان دختر موثر است و این تاثیر در آزمون پیگیری پایدار بوده است.

    نتیجه گیری

    نتایج پژوهش نشان داد درمان ذهن آگاهی باعث افزایش تنظیم مثبت شناختی هیجانی و کاهش تنظیم منفی شناختی هیجانی شد؛ براساس یافته های پژوهش به مشاوران و روانشناسان پیشنهاد می شود از گروه درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی به عنوان روش کارآمد برای افزایش تنظیم هیجانی مثبت در نوجوانان دختر استفاده کنند.

    کلیدواژگان: گروه درمانی، ذهن آگاهی، تنظیم شناختی هیجان، نوجوانان دختر
  • لیلا جامعی*، محمدرضا زربخش بحری صفحات 38-51
    زمینه و هدف

     پژوهش های زیادی درباره ارتباط سبک های فرزندپروری و عزت نفس انجام شده است، اما نقش کمالگرایی به عنوان میانجی در پیش بینی عزت نفس مورد غفلت واقع شده است؛ لذا هدف پژوهش حاضر تعیین نقش میانجی کمالگرایی در پیش بینی عزت نفس بر اساس سبک های فرزندپروری در دانشجویان دختر انجام شد.

    روش پژوهش

    پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری دانشجویان دختر دانشگاه آزاد تنکابن بود که 123 دانشجوی دختر دانشگاه به روش در دسترس انتخاب و به پرسشنامه های سبک فرزندپروری بامیرند (1972) و پرسشنامه عزت نفس کوپر اسمیت (1967) و پرسشنامه کمال گرایی هیل (2004) پاسخ دادند. و برای تحلیل داده ها از رویکرد معادلات ساختاری با نرم افزارهای SPSS26 و PLS3 استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد، مدل ساختاری شیوه های والدگری ادراک شده با عزت نفس از طریق میانجیگری کمال گرایی در دانشجویان برازش داشت. نتایج نشان داد تمامی مسیرها به غیر از مسیرهای آزادمنشانه و مستبدانه به عزت نفس و مسیر مقتدرانه به کمالگرایی منفی در دانشجویان معنادار بودند. همچنین اثر غیرمستقیم سبک های فرزند پروری آزادمنشانه و مستبدانه بر عزت نفس از طریق کمالگرایی منفی به ترتیب برابر 223/0- و 207/0- ، اثر غیر مستقیم سبک های فرزندپروری آزادمنشانه، مستبدانه و مقتدرانه بر عزت نفس از طریق کمالگرایی مثبت به ترتیب برابر 205/0- ، 204/0- و 261/0 به دست آمد که از لحاظ آماری معنادار بودند.

    نتیجه گیری

    با توجه به یافته های پژوهش می توان از طریق کمالگرایی و سبک های فرزندپروری عزت نفس فرد را پیش بینی کرد.

    کلیدواژگان: سبک های فرزندپروری، عزت نفس، کمال گرایی
  • نازنین یوسفی صفحات 52-59
    زمینه و هدف

    خانواده همواره به عنوان مهم ترین سیستم انسانی مورد توجه بوده است و الگوهای ارتباطی که والدین با نوجوانان در محیط های اجتماعی برقرار میکنند می تواند در علاقه اجتماعی نقش مهمی داشته باشد. این پژوهش با هدف تعیین نقش علاقه اجتماعی در پیش بینی الگوهای ارتباطی دختران نوجوان انجام شد.

    روش پژوهش

    پژوهش حاضر از نوع توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان شهر رشت در سال تحصیلی 99-1400 بود که 101 دانش آمواز مقطع دوره اول متوسطه به روش تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش نیز پرسشنامه علاقه اجتماعی کودکان علیزاده و همکارن (1394) و پرسشنامه الگوهای ارتباطی کریستنسن و سالاوی (1984) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با روش رگرسیون چند متغیره با استفاده از نرم افزار spss نسخه 21 محاسبه شد.

    یافته ‏ها

     یافته های پژوهش نشان داد که بین الگوهای ارتباطی با احساس برابری/ احساس برتری رابطه مثبت و معنی داری در سطح اطمینان 01/0 وجود دارد و مسیولیت پذیری انجام تکالیف، ارتباط با مردم و همدلی، جرات و اطمینان و علاقه اجتماعی می توانند درسطح اطمینان 01/0 الگوهای ارتباطی را پیش بینی کنند. همچنین در این بین متغیر ارتباط با مردم و همدلی به عنوان قوی ترین پیش بینی کننده الگوهای ارتباطی تعیین شد.

    نتیجه ‏گیری

    می توان اینگونه نتیجه گیری کرد که الگوهای ارتباطی موثر از جمله ارتباط و همدلی بین والدین با دانش آموزان می تواند در بهبود علاقه اجتماعی آنان نقش مهمی داشته باشد.

    کلیدواژگان: مسئولیت پذیری، همدلی، علاقه اجتماعی، الگوهای ارتباطی
  • اثربخشی آموزش خردورزی بر تغییر نگرش نسبت به روابط با جنس مکمل در دانش آموزان مقطع متوسطه
    منصوره سجاد، یوسف گرجی* صفحات 54-70

    هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش خردورزی بر تغییر نگرش نسبت به روابط با جنس مکمل در مقطع متوسطه دوم شهر اصفهان بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم ناحیه 5 شهر اصفهان در سال تحصیلی 97-96 بودند که با استفاده روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای از بین مدارس متوسطه ناحیه 5 به صورت تصادفی دو مدرسه انتخاب و از بین دانش آموزان متوسطه دوم پرسشنامه نگرش به روابط با جنس مخالف جهت غربالگری بر روی دانش آموزان انجام شد، دانش آموزانی که نمره بالایی در این پرسشنامه کسب کرده بودند 40 دانش آموز انتخاب و به دو گروه آزمایش (20 نفر) و گروه گواه (20 نفر) به صورت تصادفی جایگزین شدند. آموزش به گروه آزمایش به صورت هفتگی و در 8 جلسه 90 دقیقه ای ارایه شد و گروه گواه هیچ آموزشی را در این مدت دریافت نکرد. پس از پایان آموزش هر دو گروه آزمایش و گواه به پرسشنامه مذکور پاسخ داده و پس از گذشت یک ماه مجددا مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که مداخله گروهی آموزش خردورزی در شرکت کنندگان گروه آزمایشی به نسبت گروه کنترل تاثیر بیشتری بر نگرش نسبت به رابطه با جنس مخالف (84/19=F، 000/0=P) و مولفه رفتاری نگرش نسبت به رابطه با جنس مخالف (34/14=F، 001/0=P)، مولفه شناختی نگرش نسبت به رابطه با جنس مخالف (74/12=F، 001/0=P) و مولفه هیجانی نگرش نسبت به رابطه با جنس مخالف (60/14=F، 001/0=P) داشته و نتایج حاصله در مرحله پیگیری بازگشت نداشته و اثر مداخله پایدار مانده است. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که با فراهم کردن زمینه های آموزش خردورزی و تفکر معقولانه می توان به نگرش مثبتی نسبت به رابطه با جنس مخالف دست یافت.

    کلیدواژگان: خردورزی، نگرش، جنس مکمل، دانش آموزان دختر
  • جواد فرشباف زیوری، عباس بخشی پور رودسری صفحات 60-69
    زمینه و هدف

    پژوهش حاضر با هدف ارزیابی روابط ساختاری جزم اندیشی(دگماتیسم)، سبک های هویت، تعهد و ایمان مذهبی با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. فرض بر این است که افرادی که از نظر سبک شناختی، جزم اندیش اند به احتمال بالاتری سبک هویت هنجاری اختیار می کنند، تعهد زیادی به باور هایشان دارند و در نتیجه نسبت به ایمان مذهبی پذیرا تر هستند.

    روش پژوهش

     پژوهش حاضر از نوع توصیفی همبستگی است. به این منظور 160 نفر از جوانان 20 تا 35 ساله از شهر تبریز با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های مقیاس بازنگری شده ی دگماتیسم روکیچ ، نسخه پنجم پرسشنامه سبک هویت برزونسکی و پرسشنامه ی قدرت ایمان مذهبی سانتا کلارا، پاسخ دادند. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی، تحلیل عاملی تاییدی و مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. همچنین برای طبقه بندی، تحلیل و پردازش داده ها، نرم افزار های آماری SPSS-ver.25 و SPSS Amos-ver.24 مورد استفاده قرار گرفت.

    یافته ها

    ارزیابی مدلی که براساس فرضیه ترسیم شده بود، نشان داد که مدل فرضی با مدل اندازه گیری برازش دارد (94/0=CFI، 95/0=GFI، 89/0=NFI، 081/0=RMSEA). همبستگی متغیر های پژوهش به صورت متناظر با مدل نیز معنی دارند (در سطح معنی داری 05/0>p).

    نتیجه گیری

    یافته های پژوهش علاوه بر حمایت از مدل فرضی، نشان می دهند جزم اندیشی به عنوان یک سبک شناختی چگونه در تشکیل هویت افراد و سنخ باور های آن ها تاثیر گذار است.

    کلیدواژگان: ایمان مذهبی، تعهد، دگماتیسم، سبک شناختی، سبک هویت
  • زهرا تنها*، معصومه مومنی مفرد، معصومه نصیری زاده صفحات 70-77

    زمینه و هدف:

     ایران کشوری با آثار فرهنگی و هنری ارزشمندی بوده که شاهنامه فردوسی یکی از این موارد است. متاسفانه به رغم وجود چنین گنجینه ارزشمندی و بهره برداری هایی که می توان از آن به خصوص در امر آموزش انجام داد، استفاده های محدودی از آن به عمل آمده است. بر این اساس، این مطالعه در پی بررسی تاثیر برگزاری دوره های شاهنامه خوانی بر پرخاشگری، مهارت اجتماعی و هویت ملی دانش آموزان بوده است.

    روش پژوهش:  

     این مطالعه بر اساس هدف کاربردی و از نظر نوع پژوهش در حوزه مطالعات نیمه آزمایشی قرار دارد. جامعه آماری این مطالعه را کلیه دانش آموزان پایه چهارم مدارس دخترانه شهر خرم آباد تشکیل داده اند. نمونه گیری در این مطالعه با استفاده از روش در دسترس انجام گرفت. بر این اساس، پس از انجام مذاکرات اولیه و اخذ مجوز از والدین دانش آموزان، در نهایت تعداد 30 نفر از جامعه آماری معرفی شده به عنوان نمونه پژوهش تعیین گردیدند. سنجش پرخاشگری با استفاده از پرسش نامه آرنولد اچ باس و پری (1992)، سنجش مهارت اجتماعی با بهره گیری از پرسش نامه گرشام و الیوت (1990) و همچنین، سنجش هویت ملی با تکیه بر پرسش نامه باتمانی (1384) انجام گرفت. تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده در این مطالعه با توجه به نرمال نبودن داده های حاصله با استفاده از آزمون ویلکاکسون انجام شد.

    یافته ‏ها:

      یافته های این مطالعه نشان داد که میانگین پرخاشگری دانش آموزان پس از برگزاری دوره شاهنامه خوانی به صورت معنی داری (با سطح معنی داری 0/00) به میزان 827/0 کاهش یافته است. تحلیل توصیفی داده ها نشان می دهد که میانگین مهارت اجتماعی و هویت ملی به ترتیب به میزان 0/648و 0/758 در سطح معنی داری 0/002 و 0/001 افزایش یافته است.

    نتیجه‏ گیری: 

     نتایج این مطالعه آماره Z بالاتر از 96/1 را برای هر یک از متغیرها نشان می دهد که تفاوت معنادار میانگین ها را قبل و بعد از دوره شاهنامه خوانی نشان می دهد. بر این اساس می توان بیان داشت که دوره های شاهنامه خوانی می تواند اثرات مثبتی در جنبه های روانشناختی کودکان بر جای گذارد

    کلیدواژگان: شاهنامه خوانی، پرخاشگری، مهارت اجتماعی، هویت ملی
  • سید مهدی حسینی، سعیده سعادتمند*، فهیمه مومن صفحات 78-88

    زمینه و هدف:

      تصویر بدن نماینده تصوری است که فرد از بدن خود دارد و مهم ترین بخش تصور فرد از خود است؛ زیرا ظاهر فیزیکی فرد، اولین ویژگی است که در برخورد افراد با فرد دیگر، مورد قضاوت قرار می گیرند؛ لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ی بین تصویر بدن و شکوفایی در دانش آموزان دختر انجام شد.

    روش پژوهش: 

      این پژوهش از نوع توصیفی و همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل  تمامی دانش آموزان دختر 11 تا 13 ساله مدارس شهرستان کوار  بوده که در سال تحصیلی  1400- 1399 مشغول تحصیل بودند؛ که از میان آن ها بر اساس جدول مورگان و با استفاده روش نمونه گیری در دسترس تعداد 250 نفر دانش آموز دختر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده های پژوهش از پرسش نامه تصویر بدنی (کش و پروزینسکی، 1985) و پرسشنامه شکوفایی (سلیمانی و همکاران، 1394) استفاده شده است. داده ها با استفاده روش ضریب همبستگی پیرسون و روش رگرسیون چند متغیره با استفاده از نرم افزار spss تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ‏ها: 

     در بررسی رابطه بین ابعاد شکوفایی  و  ابعاد تصویر بدن نشان دادند که بین رضایت از قسمت های مختلف بدن و رضایت از وزن با تمامی مولفه های شکوفایی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد؛ اما بین رضایت از وزن تنها با مولفه روابط و شکوفایی کل رابطه معنادار وجود دارد.

    نتیجه ‏گیری:  

     نشان داد تصویر بدنی، به عنوان عنصری که فرد به صورت مثبت یا منفی درباره ی بدن خود دارند بر زندگی روانی و نگرش های وی تاثیر می گذارد که منجر به پذیرش ارزش فرد و باور به تحول مثبت اجتماعی او  می شود.

    کلیدواژگان: تصویر بدنی، شکوفایی، دانش آموزان
  • روزبه شیرویه*، بهنود خرسند نوبهار صفحات 89-100
    زمینه و هدف

    نوجوانان بیش از هر گروه دیگری درگیر دامنه وسیعی از رفتارهای پرخطر می شوند که می تواند بهای گزافی را برای آنها، خانواده و جامعه همراه داشته باشد. رفتارهای پرخطر رفتارهای بالقوه مخربی هستند که افراد به طور ارادی و یا بدون اطلاع از پیامدهای نامطلوب فردی و اجتماعی، مرتکب آن می شوند. به عبارت دیگر، رفتارهای پرخطر رفتارهایی هستند که سلامت و بهزیستی افراد را در معرض خطر قرار می دهند. رفتارهای پرخطر طیفی از رفتارها را در بر می گیرد. هدف اصلی این پژوهش اثربخشی درمان متمرکز بر هیجان بر سه گانه تاریک شخصیت، رفتارهای پرخطر جنسی و سیستم های فعال ساز/ بازداری رفتاری (BAS/BIS) در نوجوانان مراجعه کننده به مراکز DIC شهر تهران بود.

    روش پژوهش:

     روش این پژوهش نیمه تجربی و طرح مورداستفاده نیز پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل نوجوانان مراجعه کننده به مراکز کاهش آسیب گذری و سرپناه شبانه شهر تهران در 6 ماه دوم سال 1399 بودند که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) گمارده شدند. ابزارهای اندازه گیری پرسشنامه کوتاه صفات تاریک شخصیت (جانسون و وبستر، 2010)، پرسشنامه رفتارهای پرخطر جنسی (زارعی و همکاران، 1389) و مقیاس سیستم های بازداری/ فعال ساز رفتاری (کارور و وایت، 1994) بودند، همچنین برنامه درمانی متمرکز بر هیجان به مدت 8 جلسه 90دقیقه ای بر روی گروه آزمایش اجرا شد.

    یافته ها: 

    نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیری نشان داد که درمان متمرکز بر هیجان بر کاهش نشانه های سه گانه تاریک شخصیت، رفتارهای پرخطر جنسی و سیستم های فعال ساز/ بازداری رفتاری تاثیر داشته است.

    نتیجه گیری

    حساسیت بالای افراد در BAS، جستجوی سرگرمی و پاسخ به پاداش با افزایش احتمال وقوع رفتارهای پرخطر در آنها همراه است؛ از این رو درمان متمرکز بر هیجان بر رفتارهای پرخطر و سیستم های فعال ساز/ بازداری رفتاری  موثر است.

    کلیدواژگان: بازداری رفتاری، سه گانه تاریک شخصیت، فعال ساز رفتاری، رفتارهای پرخطر جنسی، درمان متمرکز بر هیجان
  • اثربخشی آموزش مهارت های مثبت اندیشی و خوش بینی با رویکرد شناختی- رفتاری برکاهش افسردگی و ارتقاء کیفیت زندگی دانش آموزان
    لیلا شهبازی، مهدی خوروش* صفحات 96-100

    هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مهارت های مثبت اندیشی و خوش بینی با رویکرد شناختی-رفتاری بر کیفیت زندگی و افسردگی نوجوانان بود. پژوهش حاضر نیمه تجربی با گروه آزمایش و گواه و طرح پیش آزمون و پس آزمون بود. جامعه آماری دانش آموزان مقطع متوسطه منطقه 3 شهر اصفهان بود.  دانش آموزانی که نمره بیشتری در مقیاس افسردگی و نمره کمتری در کیفیت زندگی به دست آورده بودند با توجه به ملاک های ورود نمونه ای به حجم 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. افراد گروه آزمایش، مداخله های 6 جلسه ای را به صورت گروهی دریافت و افراد گروه گواه در لیست انتظار قرار گرفتند. هر دو گروه قبل و بعد از آزمایش، مقیاس کیفیت زندگی ویر و شربون و افسردگی بک را پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده از تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج نشان داد که آموزش مهارت های مثبت اندیشی و خوش بینی با رویکرد شناختی-رفتاری میزان افسردگی را به طور معناداری کاهش داده است؛ همچنین آموزش مهارت های مثبت اندیشی و خوش بینی با رویکرد شناختی-رفتاری میزان کیفیت زندگی  را نیز به طور معناداری در نمره کل و همچنین در ابعاد سلامت عمومی، عملکرد جسمانی، محدودیت ایفای نقش به دلیل جسمانی، محدودیت ایفای نقش به دلیل عاطفی، درد بدنی، عملکرد اجتماعی، خستگی یا نشاط و سلامت روانی افزایش داده است. بر اساس یافته ها می توان نتیجه گیری کرد که آموزش مثبت نگری شناختی-رفتاری و خوش بینی کیفیت زندگی را ارتقا و منجر به کاهش افسردگی در دانش آموزان می شود.

    کلیدواژگان: مثبت نگری شناختی-رفتاری، کیفیت زندگی، افسردگی
  • تدوین و اعتباریابی برنامه آموزش فرزند پروری نوجوانان با توجه به آسیبهای فضای مجازی
    زهرا کربلائی حسین شالباف، غزال زند کریمی*، معصومه فرزانی، کوثر دهدست صفحات 101-120
    زمینه و هدف

    دنیای امروز با شتاب به سمت دیجیتالی شدن پیش می رود و در این میان هر لحظه بر تعداد کاربران افزوده می شود. فضای مجازی در کنار فوایدی که دارد آسیب هایی را نیز به ارمغان می آورد. هدف از پژوهش حاضر، تدوین و اعتباریابی برنامه آموزش فرزند پروری نوجوانان با توجه به آسیبهای فضای مجازی بود تا بدین وسیله بتواند کمکی به سلامت روان نوجوانان و جامعه و کاهش آسیب های ناشی از فضای مجازی نماید.

    روش پژوهش:

     پژوهش حاضر کیفی از نوع نظریه زمینه ای بوده و داده های پژوهش با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختار یافته و عمیق با والدینی که واجد ملاک های ورود به پژوهش بودند، با اعتبار یابی به روش دلفی بدست آمد.

    یافته ها:

     سپس کد های باز، محوری و نظری مناسب استخراج گردید و مبتنی بر آن ها مدل مفهومی در زمینه آسیب ها و راهبرد های ناشی از فضای مجازی طراحی شد. نهایتا و بر اساس مدل مفهومی، برنامه آموزش فرزندپروری نوجوانان در فضای مجازی تدوین گردید. با توجه به اینکه سبک فرزندپروری در موقعیتهای اجتماعی مختلف از جمله موقعیت مجازی، دستخوش تغییر می شود، یافته ها نشان دادند، والدین به دلیل وجود آسیبهای ویژه ای، از سبک فرزندپروری مقتدر خارج می شوند.

    نتیجه گیری:

     نتایج پژوهش حاکی از آن است که در صورتی که والدین و نوجوانان، آموزش ها و آگاه سازی های لازم و به هنگام را دریافت کنند، از بروز بسیاری از آسیبها و تعارضات میان آنها و همینطور آسیب های ناشی از فضای مجازی برای نوجوانان و خانواده هایشان پیشگیری خواهد شد.

    کلیدواژگان: برنامه آموزشی، فرزندپروری، فضای مجازی، موقعیت اجتماعی، نوجوانان
  • اثر بخشی مثبت نگری با تاکید بر آیات قرآن بر تنظیم شناختی هیجان و درماندگی روانشناختی دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه
    سید مصطفی محمودی، حامد صبوری* صفحات 156-170

    پژوهش حاضر با هدف اصلی تعیین اثربخشی مثبت نگری با تاکید بر آیات قرآن بر تنظیم شناختی هیجان و درماندگی روانشناختی دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه شهرستان یاسوج انجام پذیرفت. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل (گمارش تصادفی) بود. جامعه ی آماری پژوهش را کلیه ی دانش آموزان پسر دوره متوسطه دوم شهرستان یاسوج تشکیل دادند، که در سال تحصیلی 1398- 1399 مشغول به تحصیلی بودند. از بین جامعه آماری 30 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و با استفاده از گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش (شامل 15 نفر) و گروه کنترل (شامل 15 نفر) قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس تنظیم هیجانی گارنفسکی و همکاران (2001) و درماندگی روانشناختی (DASS- 21) استفاده گردید. پس از اجرای پیش آزمون  گروه آزمایش به مدت 10 جلسه 90 دقیقه ای، تحت تاثیر آموزش مثبت نگری با تاکید بر آیات قرآن به شیوه گروهی قرارگرفت، اما گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. پس از جمع آوری پرسشنامه ها، داده های به دست آمده با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس و به وسیله نرم افزار آماری (SPSS) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس حاکی از آن بود که بین دو گروه آزمایش و کنترل پس از اجرای آموزش مثبت نگری با تاکید بر آیات قرآن تفاوت معناداری وجود دارد (p<0/01). همچنین یافته های پژوهش نشان داد که آموزش مثبت نگری با تاکید بر آیات قرآن بر افزایش و بهبود مولفه های تنظیم شناختی هیجان و کاهش افسردگی، استرس و اضطراب دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه تاثیر معناداری دارد (p<0/01).

    کلیدواژگان: مثبت نگری، آیات قرآن، تنظیم شناختی هیجان، درماندگی روانشناختی
|
  • Sh .Karimkhani *, H .Mirzakochak Khoshnevis Pages 1-10
    Background and Aim

    The overweight and obesity have spread among many communities and countries in recent years. Therefore, the present study aimed to examine the effectiveness of mindfulness training on emotion self-regulation and self-compassion in obese girls.

    Methods

    The present study was quasi-experimental and had a pre-test-post-test design with a control group. The statistical population consisted of all obese girls who visited Mehr Counseling Clinic of Tehran in 2020. A total of 40 girls were selected by the convenience sampling method and randomly divided into experimental (n=20) and control (n=20) groups. Research tools included the emotion regulation questionnaire (Gross and John, 2003), and self-compassion scale (Neff, 2006). The experimental group received 10 one-hour sessions of mindfulness training twice a week but the control group did not receive any intervention. Data analysis was performed by ‎descriptive statistics (mean and standard deviation), and analysis of covariance by SPSS 26.

    Results

    The results indicated that mindfulness training had a positive and significant effect on increasing the self-compassion score in participants in the experimental group (P<0.05). There was a significant difference in emotion regulation scores between the two groups in the post-test (P<0.05).

    Conclusion

    The research results indicated that mindfulness training was effective in improving self-compassion and emotion regulation of girls with obesity. The researcher suggests a 3-month follow-up period to achieve reliable results.

    Keywords: Mindfulness, emotion regulation, self-compassion, obese girls
  • M. Ataei Kachoei, M.R .Falsafinejad *, A .Khodabakhshi Kolaei Pages 11-31

    The purpose of this study was to study the challenges of mentally retarded adolescents in acquiring self-empowerment skills. The present study was a qualitative and data type of foundation. The research data were collected through in-depth and semi-structured interviews. The participants of this study were professionals and practitioners working in educational and retention centers of mentally retarded adolescents who were recruited through purposeful sampling through snowball method in 1989. The city of Tehran was selected. Data were saturated by interviewing 15 experts and the research data were analyzed by Strauss and Corbin method. The results showed that the challenges of acquiring self-directed skills in adolescents with mental retardation can be classified into four main selective codes including family, individual, community, and educational codes. Each of their original selective codes also had axial codes. Family selection code includes three core codes of parental ignorance, social stigma and restrictions, economic, social and family; individual code also includes three core codes of abuse / abuse, inadequacy, and inefficiency; community selection code includes three core codes of inadequate professional support And welfare, lack of enforcement of laws and the absence of related jobs, and selective education code also included two core codes of educational problems and a lack of expert educators. According to the results, lack of awareness and information has led to challenges in adolescents 'self-empowerment skills; awareness of these adolescents' problems and challenges can provide good information for their self-empowerment skills to professionals and practitioners. Country.

    Keywords: Skill, Self-Empowerment, Mental Disability
  • B .Pishkhor*, A. Khoshkonesh, A. Zadeh Mohammadi, S. Ghanbari, M. Bayat Pages 32-37
    Background and Aim

    Today, the role of emotion regulation in mental illness and learning and functional abilities of adolescent students has been confirmed and is an important basis for the emergence of emotional and behavioral disorders during adolescence. Therefore, this study aimed to determine the effectiveness of mindfulness-based group therapy on cognitive emotion regulation in female adolescents.

    Methods

    In this study, a pre-test-post-test design with a control group was used along with a two-month follow-up. Among these students, 30 (15 in the experimental group and 15 in the control group) were selected by cluster sampling and randomly assigned to the experimental and control groups. The instrument used in this study was the Cognitive Emotion Regulation Questionnaire by Granfski, Craig and Spenhaun (2001). The students in the experimental group received eight sessions of mind-awareness training and the control group did not receive any intervention.

    Results

    The results of analysis of covariance and repeated measures showed that mindfulness-based group therapy is effective on cognitive emotion regulation in female adolescents and this effect has been stable in the follow-up test.

    Conclusion

    The results showed that mindfulness therapy increased positive cognitive-emotional regulation and decreased negative cognitive-emotional regulation; Based on the research findings, counselors and psychologists are recommended to use mindfulness-based group therapy as an effective method to increase positive emotional regulation in female adolescents.

    Keywords: Group therapy, mindfulness, cognitive emotion regulation, female adolescents
  • Leila Jamei*, Mohamadreza Zarbakhsh Bahri Pages 38-51
    Background and Aim

      Numerous studies have been conducted on the relationship between parenting styles and self-esteem, while the role of perfectionism has been overlooked as a mediator in predicting self-esteem. Thus, this study aimed at determining the mediatory role of perfectionism in the prediction of self-esteem among female students based on parenting styles.

    Methods

     The present study was the type of descriptive-correlational studies, and the statistical population included the female students of the Azad University of Tonekabon. The sample was composed of 123 female students of the university that were selected by the convenience sampling method. They have responded to the parenting style questionnaire of Baumrind (1972), Coopersmith's (1967) Self-Esteem Inventory, and the perfectionism inventory scale of Hill (2004). The structural equation modeling with SPSS26 and PLS3 software was used to analyze the data.

    Results

    The findings indicated that the structural model of perceived parenting styles along with self-esteem was fitted through the mediation of perfectionism among students. The results stated that all paths were significant except permissive and authoritative paths to self-esteem and the authoritarian path to negative perfectionism. Furthermore, the indirect effect of permissive and authoritative styles of parenting on self-esteem through negative perfectionism, respectively, was -0.223 and -0.207, respectively. And the indirect effect of permissive, authoritative, and authoritarian parenting styles on self-esteem through positive perfectionism was -0.205, -0.204, and 0.261, respectively. The results were statistically significant.

    Conclusion

    According to the findings of the research, it can be concluded that the individual's self-esteem can be predicted through perfectionism and parenting styles.

    Keywords: parenting styles, self-esteem, perfectionism
  • Nazanin Yousefi Pages 52-59
    Background and Aim

    The family has always been considered as the most important human system and the patterns of communication that parents establish with Youth in social settings can play an important role in social interest. The aim of this study was to determine the role of social interest in predicting communication patterns of adolescent girls patterns.

    Methods

    The present study was a descriptive correlational study. The statistical population included students in Rasht in the academic year 2020, the sample was 101 students from the first year of high school were selected by multi-stage random sampling method. The research instruments were Alizadeh et al.'s Children of Social Interest Questionnaire (2015) and Christensen and Salavi (1984) Communication Patterns Questionnaire. Data analysis was calculated by multivariate regression method using SPSS software version 21.

    Results

    The findings showed that there is a positive and significant relationship between communication patterns with feelings of equality / feeling of superiority at the level of 0.01 and responsibility for homework, communication with people and empathy, courage and confidence and social interest. They can predict communication patterns at a confidence level of 0.01. Also, the variable of communication with people and empathy was determined as the strongest predictor of communication patterns.

    Conclusion

    It can be concluded that effective communication patterns such as communication and empathy between parents and students can play an important role in improving their social interest.

    Keywords: responsibility, empathy, social interest, communication patterns
  • The Effectiveness of Wisdom Education on Changing the Attitude of Relationships with Sex in Secondary Secondary School Students
    M .Sajad, Y .Ghorji* Pages 54-70

    The purpose of the present study was to investigate the effectiveness of wisdom education on changing the attitude of female students toward opposite set relations in high school students in Isfahan. The statistical population of this study was all second-grade female students in district 5 of Isfahan city in the academic year of 96-97. Using randomized sampling, five district high schools were randomly selected from two schools and selected from second grade high school students. After the implementation of the questionnaire on Attitude toward Relations with the opposite sex, the students who scored the highest score in this questionnaire, 40 students were selected and randomly assigned to two experimental groups (20) and a control group (20). Then the training was conducted to the experimental group weekly and in 8 sessions of 90 minutes, and the control group did not receive any training during this period. After the training, both the experimental and the control groups responded to the questionnaire and re-evaluated after one month. The results of repeated measures of variance analysis showed that group intervention in wisdom training in experimental group participants had a significant effect on the attitude toward the opposite sex (F = 19.84, P = 0.001), and subscales of behavioral attitudes Relationship with the opposite sex (F = 14.34, P = 0.001), cognitive attitudes toward the opposite sex (F= 12.74, P = 0.001) and emotional attitudes toward the opposite sex (F = 14.60, P = 0.001), and the results are not returned in the follow-up phase and the effect of the intervention remains stable. The results of this study showed that by providing the ground for wisdom education and reasonable thinking, a positive attitude toward the relationship with the opposite sex can be achieved.

    Keywords: rationale, attitude, complementary sex, high school students
  • Javad Farshbaf-Zivari, Abbas Bakhshipour Roudsari Pages 60-69
    Background and Aim

    Present research intends to evaluate structural equations among dogmatism, identity styles, commitment and religious faith using Structural Equation Modeling (SEM). Hypothesis indicates that individuals who are dogmatic considering their cognitive style, are more likely to have normative identity style, more committed to their beliefs and more prepared to accept religious faith.

    Methods

    This research is descriptive-correlative type. 160 young people from Tabriz, Iran participated and they had the age of 20 to 35 years old. Mentioned group responded to Rokeach’s Dogmatism scale, fifth version of Identity Style Inventory (ISI-5) and The Santa Clara Strength of Religious Faith Questionnaire (SCSORF). Data analysis administered using Exploratory Factor Analysis, Confirmatory Factor Analysis and Structural Equation Modeling. In addition, in order to categorize, analyze and compute data SPSS ver.25 and SPSS Amos ver.24 applications were used.

    Results

    Assessment of the model based on hypothesis clarified that it’s fitting according to model fit scores (CFI=0.94, GFI=0.95, NFI=0.89, RMSEA=0.081). Also, correlations between variables were in the same direction with predicted model (p<0.05).

    Conclusion

    Generally, present article concluded there is a strong relationship between dogmatism-related cognitive style and identity style formation which leads to high levels of commitment and tendency to religious belief and faith.

    Keywords: cognitive style, commitment, dogmatism, identity style, religious faith
  • Zahra Tanha*, Masoome Momeni Mofrad, Masoome Nasirizade Pages 70-77
    Background and Aim

    Iran is a country with valuable cultural and artistic works and Ferdowsi Shahnameh is one of them. Unfortunately, despite the existence of such a valuable treasure and the exploits that can be made of it, especially in education, it has been used to a limited extent. Accordingly, this study sought to investigate the effect of holding Shahnameh reading courses on aggression, social skills and national identity of students.

    Methods

     This study is based on the applied purpose and in terms of the type of research in the field of quasi-experimental studies. The statistical population of this study consists of all fourth-grade students of girls' schools in Khorramabad. Sampling in this study was performed using the available non-probability method. Accordingly, after conducting initial discussions and obtaining permission from the students' parents, finally 30 people from the statistical community were identified as the research sample. The data required in this study were collected using a questionnaire based on a 5-point Likert scale. Aggression was assessed using the AGQ questionnaire with 30 questions, social skills were assessed using the Gersham and Elliott (1990) questionnaire with 29 items, and national identity was assessed based on the Batman questionnaire (2005) with 12 items. The data collected in this study were analyzed due to the non-normality of the obtained data using Wilcoxon test.

    Results

      Findings of this study showed that the average aggression of students after holding the Shahnameh reading course decreased significantly (with a significant level of 0.000) to 0.827. Descriptive analysis of the data shows that the average of social skills and national identity increased by 0.648 and 0.758, respectively, at the significant level of 0.002 and 0.001.

    Conclusion

      The results of this study show a Z statistic above 1.96 for each of the variables, which shows a significant difference between the means before and after the Shahnameh reading period.

    Keywords: Shahnameh reading, violence, social skill, National identity
  • Seyed Mahdi Hosseini, Saeedeh Saadatmand*, Fahimeh Momen Pages 78-88
    Background and Aim

    Body image represents how one perceives his/her body and acts as the most important part of an individual’s image of oneself. It is because a person's physical appearance is the first feature that is judged by people when they encounter each other. The aim of this study was to investigate the relationship between flourishing and body image in female students.

    Methods

     This research is descriptive and correlational. The statistical population of the present study included all 11- to 13-year-old female students in Kavar schools who were studying in 2020. From among them, based on Morgan table and using the available sampling method, 250 female students were selected as the sample. In order to collect research data, the body image questionnaire (Kesh and Prozinsky, 1985) and the flourishing questionnaire (Soleimani et al., 2015) were used. Data were analyzed using Pearson correlation coefficient method and SPSS software.

    Results

    There is a positive and significant relationship with flourishing. But there is a significant relationship between weight satisfaction only with the component of the relationship and overall prosperity.

    Conclusion

       The results showed that body image, as an element that a person has a positive or negative about their body, affects his mental life and attitudes, which leads to accepting the value of the person and believing in his positive social development.

    Keywords: Body image, Flourishing, Students
  • Roozbeh Shirooyeh*, Behnood Khorsand Nobahar Pages 89-100

    More than any other group, adolescents engage in a wide range of risky behaviors that can be costly for them, their families, and their communities. High-risk behaviors are potentially destructive behaviors that individuals commit intentionally or unaware of adverse individual and social consequences. In other words, high-risk behaviors are behaviors that endanger people's health and well-being. High-risk behaviors include a range of behaviors. The main purpose of this study was the effectiveness of emotion-focused therapy on the dark triangle of personality, high-risk sexual behaviors and behavioral activation / inhibitory systems (BAS / BIS) in adolescents referred to DIC centers in Tehran. The research method was quasi-experimental and the design used was pre-test post-test with a control group. The statistical population of the study included adolescents referring to vulnerability reduction centers and night shelters in Tehran in the second 6 months of 1399. Using the available sampling method, 30 people were selected and randomly divided into experimental and control groups Each group (15 people) were assigned. The measuring instruments were the Short Dark Traits of Personality Questionnaire (Johnson and Webster, 2010), the High-Risk Sexual Behaviors Questionnaire (Zarei et al., 2010) and the Inhibition / Behavioral Activation System Scale (Carver and White, 1994). Emotion-focused therapy was performed on the experimental group for 8 sessions of 90 minutes. The results of multivariate analysis of covariance showed that emotion-focused therapy had an effect on reducing the three dark symptoms of personality disorder, high-risk sexual behaviors, and behavioral activation / inhibition systems.

    Keywords: Behavioral inhibition, Dark personality triad, Behavioral activator, High-risk sexual behaviors, Emotion-focused therapy
  • The Effectiveness of Training Positive Thinking and Optimism Based on Congnotive Behavioral Skills Aproach on Reducing Depression and Quality of Life Among Secondary School Students
    L. Shahbazi, M .Khorvash* Pages 96-100

    The purpose of this study was to investigate the effectiveness of teaching positive attitude and optimism with cognitive-behavioral approach to quality of life and depression among adolescents. This quasi-experimental study was conducted with the experimental and control group and the pre-test and post-test design. The statistical population of the 3rd grade high school students was in Isfahan. Students who had more scores in depression scores and lower quality of life scores were selected according to the entrance criteria for a sample size of 30 and randomly assigned to two experimental and control groups. The experimental group received 6 sessions of intervention in a group and control subjects were placed on the waiting list. Both groups responded to the quality of life of Vier and Sergun and Beck Depression before and after the experiment. To analyze the data, covariance analysis was used. The results showed that education of positive attitude and optimism skills with cognitive-behavioral approach significantly decreased depression. Also, teaching positive attitudes and optimism with cognitive-behavioral approach had a significant effect on quality of life in overall score as well as in general health dimensions , Physical function, role limitation due to physical, role limitation due to emotional, physical pain, social function, fatigue or vitality and mental health. Based on the findings, it can be concluded that positive cognitive-behavioral education and optimism improve quality of life and lead to depression in students.

    Keywords: Cognitive Behavioral Positive, Quality of Life, Depression
  • Codification and Validation of Adolescents Parenting Program According with Cyberspace Pathologies
    Pages 101-120
    Background and Aim

    Today's world is rapidly moving towards digitalization, and in the meantime, the number of users is increasing every moment. Cyberspace, in addition to its benefits, also has its disadvantages. The purpose of this study was to develop and validate a program for educating adolescents according with cyberspace pathologies in order to help the mental health of adolescents and society as well as to reduce the harm caused by cyberspace.

    Methods

    The present study is a qualitative theory grounded and the research data were obtained using semi-structured and in-depth interviews with parents who met the entry criteria regarding Delphi’s validation method. Reseults: Then the appropriate open, axial and theoretical codes were extracted and a conceptual model in the field of pathologies and strategies caused by cyberspace was designed based on them. Finally, the conceptual model of parenting education program in cyberspace was developed. Due to the fact that parenting style changes in different social situations, including virtual situation, the findings showed that parents leave the authoritative parenting style due to special pathologies.

    Conclusion

    The results of the study indicate that if parents and adolescents receive the necessary and timely education and information, many pathologies and conflicts between parents and children, as well as injuries caused by cyberspace for adolescents and their families will be prevented

    Keywords: Adolescents, Cyberspace, Educational program, Parenting, Social situation
  • the effect of positive thinking with emphasis on Quran verses on cognitive regulations and psychological helplessness among male high-school students
    S.M .Mahmoudi, H. Sabori* Pages 156-170

    This study aims to determine the effect of positive thinking with emphasis on Quran verses on cognitive regulations and psychological helplessness among male high-school students of Yasouj city. This study is half experimental and has pretest and posttest and also has a control group (random sampling). Statistical society includes all male students of Yasouj city, who study in year 1398-1399. 30 students were chosen by multi-stage cluster random sampling and were divided in 2 groups including experiment and control groups (each group consists of 15 randomly selected students). To collect data, we used Garnofsky emotional regulation and psychological helplessness scale. After carrying pretests, the experiment group participates in ten sessions, each session lasts 90 minutes. They are taught  positive thinking with emphasis on Quran verses. The control group doesn't receive any intervention. After collecting questionnaires, the collected data were analysed by analysis of covariance and spss statistical software. After teaching positive thinking with emphasis on Quran verses, results of covariance analysis showed that there were significant differences between experiment and control groups. Findings showed that teaching positive thinking with emphasis on Quran verses has a significant effect on increasing and improving cognitive regulation of emotion and reducing depression, stress and anxiety of male high-school students.

    Keywords: positive thinking, Quran verses, cognitive regulation of emotions, psychological helplessness