فهرست مطالب

Journal of adolescent and youth psychological studies
Volume:2 Issue: 2, 2021

  • تاریخ انتشار: 1400/07/09
  • تعداد عناوین: 38
|
  • الهام شریعتی، لادن سلیمی*، وحید فلاح صفحات 1-10
    زمینه و هدف

    پرورش افراد برای دنیای کار توسط آموزش عالی بایستی به گونه ای صورت پذیرد که نظام آموزش عالی شایستگی های لازم را در آنها در زمینه های عمومی و تخصصی ایجاد نماید و این محقق نخواهد شد مگر آنکه برنامه های درسی به گونه ای طراحی شده باشند که این شایستگی ها را در دانش آموختگان ایجاد و تقویت نماید. موک ها به عنوان انقلابی برای فرصت تجدیدنظر در آموزش و یادگیری در عصر اطلاعات شناخته شده اند. دوره های آزاد آنلاین توجه بسیاری از موسسات آموزش عالی را در سراسر دنیا به خود جلب کرده اند. موک ها به موازات چالش ها و تهدیداتی که برای آموزش عالی دارند، همچنین دارای امتیازات و فرصت هایی نیز برای آموزش عالی هستند. این چالش ها و فرصت ها بر ضرورت و امکان سنجی برنامه درسی مبتنی بر موک در آموزش عالی دلالت دارند و نیز بر کلیه اجزای این نوع برنامه درسی تاثیر می گذارند. با مدیریت صحیح این چالش ها و نیز بسترسازی مناسب در جهت استفاده بهینه از فرصت ها، می توان از ظرفیت موک ها در برنامه درسی بهره کامل را گرفت و به کارآمدی و اثربخشی آموزش عالی افزود. این تحقیق با هدف بررسی تاثیر برنامه درسی مبتنی بر موک در توسعه شایستگی های حرفه ای دانشجویان (مطالعه موردی: دانشگاه آزاد اسلامی استان گلستان) انجام شده است.

    روش پژوهش:

     پژوهش حاضر حاضر از نوع کمی و کیفی و از نظر هدف پژوهشی کاربردی و به لحاظ زمان مقطعی که به روش آمیخته اکتشافی (کمی و کیفی) انجام شد. جامعه آماری این تحقیق شامل دانشجویان دانشگاه آزاد استان گلستان در سال 1400 به تعداد 375 نفر می باشد. برای گردآوری داده ها از دو ابزار خویش و مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای انجام رواسازی پرسشنامه از تحلیل عاملی تاییدی و جهت تعیین پایایی از شاخص آلفای کرونباخ استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که برنامه درسی مبتنی بر موک توانسته است 54 درصد از واریانس شایستگی های حرفه ای دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی را پیش بینی کنند.  همچنین برنامه درسی مبتنی بر موک با مقدار t برابر 001/19 و ضریب رگرسیونی 737/0 می تواند به طور مثبت و معناداری بر شایستگی های حرفه ای دانشجویان موثر باشد و عناصر برنامه درسی مبتنی بر موک توانسته اند 60 درصد از واریانس شایستگی های حرفه ای دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی را پیش بینی کنند.

    نتیجه گیری

    یافته های این پژوهش اهداف، روش های یاددهی- یادگیری و ارزشیابی برنامه درسی مبتنی بر موک بر شایستگی های حرفه ای تاثیر مثیت و معناداری دارد. در حالی که بین محتوا برنامه درسی مبتنی بر موک بر شایستگی های حرفه ای دانشجویان تاثیر معناداری ندارد. همچنین ارزشیابی برنامه درسی مبتنی بر موک قدرت پیش بینی کنندگی بیشتری برای شایستگی های حرفه ای دانشجویان را دارد.

    کلیدواژگان: برنامه درسی مبتنی بر موک، شایستگی های حرفه ای، دانشجویان
  • میترا عطایی کچویی، محمدرضا فلسفی نژاد *، آناهیتا خدابخشی کولایی صفحات 11-31

    هدف از پژوهش حاضر مطالعه چالش های نوجوانان کم توان ذهنی در کسب مهارت های خودتوانمندی بود. پژوهش حاضر کیفی و از نوع داده بنیاد بود. جمع آوری اطلاعات پژوهش از طریق مصاحبه عمیق و نمیه ساختار یافته انجام شد و مشارکت کنندگان این پژوهش، متخصصان و دست اندرکاران شاغل در مراکز آموزشی و نگهداری نوجوانان کم توان ذهنی بودند که از طریق نمونه گیری مبتنی بر هدف و با روش گلوله برفی در سال 1398 از شهر تهران انتخاب شدند. داده گیری با مصاحبه با 15 متخصص و دست اندرکار به اشباع رسید و اطلاعات پژوهش با روش استرواس و کوربین تحلیل شدند. نتایج بررسی ها نشان داد که چالش های کسب مهارت های خودتوانمند در نوجوانان کم توان ذهنی را می توان در چهار کد گزینشی اصلی که شامل کد خانواده، فرد، اجتماع و آموزش طبقه بندی کرد. هر کد گزینشی اصلی خود نیز کدهای محوری داشتند. کد گزینشی خانواده شامل سه کد محوری ناآگاهی والدین، انگ اجتماعی و محدودیت های، اقتصادی، اجتماعی و خانوادگی؛ کد گزینشی فرد نیز خود شامل سه کد محوری سوء رفتار/آزاردیدگی، احساس بی کفایتی و ناخودکارآمدی؛ کد گزینشی اجتماع شامل سه کد محوری حمایت ناکافی تخصصی و رفاهی، عدم ضمانت اجرایی قوانین و نبود مشاغل مرتبط و کد گزینشی آموزش نیز شامل دو کد محوری مشکلات آموزشی و کمبود مربیان خبره بود. با توجه به نتایج به دست آمده، عدم آگاهی و اطلاعات بسیار کم باعث چالش های کسب مهارت خود توانمندی در نوجوانان شده است؛ آگاهی از مشکلات و چالش هایی این نوجوانان میتواند اطلاعات مناسبی را برای کسب مهارت های خودتوانمندی آن ها در اختیار متخصصان و دست اندرکاران و مسیولین بهزیستی کشور قرار دهد.

    کلیدواژگان: مهارت، خودتوانمندی، کم توان ذهنی
  • مهدی محمودی، شهرام رنجدوست*، محمد عظیمی صفحات 32-37

    زمینه و هدف:

     پژوهش ها حاکی از آنند که اختلالات یادگیری شیوع بالایی دارد و از طرف دیگر استفاده از رویکرد مدیریت کلاسی معیوب در کلاس تمامی گروه های سنی، همبودی جدی با اختلالات دیگر دارد؛ هدف این پژوهش اعتباریابی الگوی بهینه برنامه مدیریت کلاسی اثر بخش برای نوجوانان دچار اختلال یادگیری و دیرآموز بود.

    روش پژوهش: 

    این پژوهش دارای دو روش بود؛ ابتدا با استفاده از روش پیمایشی به اعتباریابی الگوی مدیریت کلاسی و سپس با استفاده از روش شبه آزمایشی و طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل به تعیین اثربخشی الگوی مدیریت کلاسی پرداخته شد. جامعه آماری شامل معلمان (40 معلم با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند) و دانش آموزان (58 دانش آموز با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس) نوجوان منطقه یک شهر ارومیه بود. روش تحلیل مرحله اول آزمون تی تک نمونه و مرحله دوم کواریانس بود که با نرم افزار استفاده شد.

    یافته ها

    یافته های مرحله اول نشان داد که الگوی پیشنهادی مدیریت کلاسی برای نوجوانان دچار اختلال یادگیری و دیرآموز از نظر متخصصان دارای اعتبار است و یافته های مرحله دوم نیز نشان داد که استفاده از الگوی پیشنهادی به طور معنی داری عملکرد تحصیلی گروه آزمایش را افزایش داد (005/0≥p).

    نتیجه گیری

    با توجه به اعتبار الگوی پیشنهادی از نظر متخصصان و همچنین اثربخشی استفاده از این الگو در مدیریت کلاسی، پیشنهاد می شود الگوی پیشنهادی در مدیریت کلاسی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری مورد استفاده قرار بگیرد.

    کلیدواژگان: مدیریت کلاسی اثربخش، دانش آموزان عادی، دانش آموز اختلال یادگیری و دیرآموز
  • لیلا جامعی*، محمدرضا زربخش بحری صفحات 38-51
    زمینه و هدف

     پژوهش های زیادی درباره ارتباط سبک های فرزندپروری و عزت نفس انجام شده است، اما نقش کمالگرایی به عنوان میانجی در پیش بینی عزت نفس مورد غفلت واقع شده است؛ لذا هدف پژوهش حاضر تعیین نقش میانجی کمالگرایی در پیش بینی عزت نفس بر اساس سبک های فرزندپروری در دانشجویان دختر انجام شد.

    روش پژوهش

    پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری دانشجویان دختر دانشگاه آزاد تنکابن بود که 123 دانشجوی دختر دانشگاه به روش در دسترس انتخاب و به پرسشنامه های سبک فرزندپروری بامیرند (1972) و پرسشنامه عزت نفس کوپر اسمیت (1967) و پرسشنامه کمال گرایی هیل (2004) پاسخ دادند. و برای تحلیل داده ها از رویکرد معادلات ساختاری با نرم افزارهای SPSS26 و PLS3 استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد، مدل ساختاری شیوه های والدگری ادراک شده با عزت نفس از طریق میانجیگری کمال گرایی در دانشجویان برازش داشت. نتایج نشان داد تمامی مسیرها به غیر از مسیرهای آزادمنشانه و مستبدانه به عزت نفس و مسیر مقتدرانه به کمالگرایی منفی در دانشجویان معنادار بودند. همچنین اثر غیرمستقیم سبک های فرزند پروری آزادمنشانه و مستبدانه بر عزت نفس از طریق کمالگرایی منفی به ترتیب برابر 223/0- و 207/0- ، اثر غیر مستقیم سبک های فرزندپروری آزادمنشانه، مستبدانه و مقتدرانه بر عزت نفس از طریق کمالگرایی مثبت به ترتیب برابر 205/0- ، 204/0- و 261/0 به دست آمد که از لحاظ آماری معنادار بودند.

    نتیجه گیری

    با توجه به یافته های پژوهش می توان از طریق کمالگرایی و سبک های فرزندپروری عزت نفس فرد را پیش بینی کرد.

    کلیدواژگان: سبک های فرزندپروری، عزت نفس، کمال گرایی
  • نازنین یوسفی صفحات 52-59
    زمینه و هدف

    خانواده همواره به عنوان مهم ترین سیستم انسانی مورد توجه بوده است و الگوهای ارتباطی که والدین با نوجوانان در محیط های اجتماعی برقرار میکنند می تواند در علاقه اجتماعی نقش مهمی داشته باشد. این پژوهش با هدف تعیین نقش علاقه اجتماعی در پیش بینی الگوهای ارتباطی دختران نوجوان انجام شد.

    روش پژوهش

    پژوهش حاضر از نوع توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان شهر رشت در سال تحصیلی 99-1400 بود که 101 دانش آمواز مقطع دوره اول متوسطه به روش تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش نیز پرسشنامه علاقه اجتماعی کودکان علیزاده و همکارن (1394) و پرسشنامه الگوهای ارتباطی کریستنسن و سالاوی (1984) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با روش رگرسیون چند متغیره با استفاده از نرم افزار spss نسخه 21 محاسبه شد.

    یافته ‏ها

     یافته های پژوهش نشان داد که بین الگوهای ارتباطی با احساس برابری/ احساس برتری رابطه مثبت و معنی داری در سطح اطمینان 01/0 وجود دارد و مسیولیت پذیری انجام تکالیف، ارتباط با مردم و همدلی، جرات و اطمینان و علاقه اجتماعی می توانند درسطح اطمینان 01/0 الگوهای ارتباطی را پیش بینی کنند. همچنین در این بین متغیر ارتباط با مردم و همدلی به عنوان قوی ترین پیش بینی کننده الگوهای ارتباطی تعیین شد.

    نتیجه ‏گیری

    می توان اینگونه نتیجه گیری کرد که الگوهای ارتباطی موثر از جمله ارتباط و همدلی بین والدین با دانش آموزان می تواند در بهبود علاقه اجتماعی آنان نقش مهمی داشته باشد.

    کلیدواژگان: مسئولیت پذیری، همدلی، علاقه اجتماعی، الگوهای ارتباطی
  • جواد فرشباف زیوری، عباس بخشی پور رودسری صفحات 60-69
    زمینه و هدف

    پژوهش حاضر با هدف ارزیابی روابط ساختاری جزم اندیشی(دگماتیسم)، سبک های هویت، تعهد و ایمان مذهبی با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. فرض بر این است که افرادی که از نظر سبک شناختی، جزم اندیش اند به احتمال بالاتری سبک هویت هنجاری اختیار می کنند، تعهد زیادی به باور هایشان دارند و در نتیجه نسبت به ایمان مذهبی پذیرا تر هستند.

    روش پژوهش

     پژوهش حاضر از نوع توصیفی همبستگی است. به این منظور 160 نفر از جوانان 20 تا 35 ساله از شهر تبریز با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های مقیاس بازنگری شده ی دگماتیسم روکیچ ، نسخه پنجم پرسشنامه سبک هویت برزونسکی و پرسشنامه ی قدرت ایمان مذهبی سانتا کلارا، پاسخ دادند. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی، تحلیل عاملی تاییدی و مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. همچنین برای طبقه بندی، تحلیل و پردازش داده ها، نرم افزار های آماری SPSS-ver.25 و SPSS Amos-ver.24 مورد استفاده قرار گرفت.

    یافته ها

    ارزیابی مدلی که براساس فرضیه ترسیم شده بود، نشان داد که مدل فرضی با مدل اندازه گیری برازش دارد (94/0=CFI، 95/0=GFI، 89/0=NFI، 081/0=RMSEA). همبستگی متغیر های پژوهش به صورت متناظر با مدل نیز معنی دارند (در سطح معنی داری 05/0>p).

    نتیجه گیری

    یافته های پژوهش علاوه بر حمایت از مدل فرضی، نشان می دهند جزم اندیشی به عنوان یک سبک شناختی چگونه در تشکیل هویت افراد و سنخ باور های آن ها تاثیر گذار است.

    کلیدواژگان: ایمان مذهبی، تعهد، دگماتیسم، سبک شناختی، سبک هویت
  • زهرا تنها*، معصومه مومنی مفرد، معصومه نصیری زاده صفحات 70-77

    زمینه و هدف:

     ایران کشوری با آثار فرهنگی و هنری ارزشمندی بوده که شاهنامه فردوسی یکی از این موارد است. متاسفانه به رغم وجود چنین گنجینه ارزشمندی و بهره برداری هایی که می توان از آن به خصوص در امر آموزش انجام داد، استفاده های محدودی از آن به عمل آمده است. بر این اساس، این مطالعه در پی بررسی تاثیر برگزاری دوره های شاهنامه خوانی بر پرخاشگری، مهارت اجتماعی و هویت ملی دانش آموزان بوده است.

    روش پژوهش:  

     این مطالعه بر اساس هدف کاربردی و از نظر نوع پژوهش در حوزه مطالعات نیمه آزمایشی قرار دارد. جامعه آماری این مطالعه را کلیه دانش آموزان پایه چهارم مدارس دخترانه شهر خرم آباد تشکیل داده اند. نمونه گیری در این مطالعه با استفاده از روش در دسترس انجام گرفت. بر این اساس، پس از انجام مذاکرات اولیه و اخذ مجوز از والدین دانش آموزان، در نهایت تعداد 30 نفر از جامعه آماری معرفی شده به عنوان نمونه پژوهش تعیین گردیدند. سنجش پرخاشگری با استفاده از پرسش نامه آرنولد اچ باس و پری (1992)، سنجش مهارت اجتماعی با بهره گیری از پرسش نامه گرشام و الیوت (1990) و همچنین، سنجش هویت ملی با تکیه بر پرسش نامه باتمانی (1384) انجام گرفت. تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده در این مطالعه با توجه به نرمال نبودن داده های حاصله با استفاده از آزمون ویلکاکسون انجام شد.

    یافته ‏ها:

      یافته های این مطالعه نشان داد که میانگین پرخاشگری دانش آموزان پس از برگزاری دوره شاهنامه خوانی به صورت معنی داری (با سطح معنی داری 0/00) به میزان 827/0 کاهش یافته است. تحلیل توصیفی داده ها نشان می دهد که میانگین مهارت اجتماعی و هویت ملی به ترتیب به میزان 0/648و 0/758 در سطح معنی داری 0/002 و 0/001 افزایش یافته است.

    نتیجه‏ گیری: 

     نتایج این مطالعه آماره Z بالاتر از 96/1 را برای هر یک از متغیرها نشان می دهد که تفاوت معنادار میانگین ها را قبل و بعد از دوره شاهنامه خوانی نشان می دهد. بر این اساس می توان بیان داشت که دوره های شاهنامه خوانی می تواند اثرات مثبتی در جنبه های روانشناختی کودکان بر جای گذارد

    کلیدواژگان: شاهنامه خوانی، پرخاشگری، مهارت اجتماعی، هویت ملی
  • سید مهدی حسینی، سعیده سعادتمند*، فهیمه مومن صفحات 78-88

    زمینه و هدف:

      تصویر بدن نماینده تصوری است که فرد از بدن خود دارد و مهم ترین بخش تصور فرد از خود است؛ زیرا ظاهر فیزیکی فرد، اولین ویژگی است که در برخورد افراد با فرد دیگر، مورد قضاوت قرار می گیرند؛ لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ی بین تصویر بدن و شکوفایی در دانش آموزان دختر انجام شد.

    روش پژوهش: 

      این پژوهش از نوع توصیفی و همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل  تمامی دانش آموزان دختر 11 تا 13 ساله مدارس شهرستان کوار  بوده که در سال تحصیلی  1400- 1399 مشغول تحصیل بودند؛ که از میان آن ها بر اساس جدول مورگان و با استفاده روش نمونه گیری در دسترس تعداد 250 نفر دانش آموز دختر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده های پژوهش از پرسش نامه تصویر بدنی (کش و پروزینسکی، 1985) و پرسشنامه شکوفایی (سلیمانی و همکاران، 1394) استفاده شده است. داده ها با استفاده روش ضریب همبستگی پیرسون و روش رگرسیون چند متغیره با استفاده از نرم افزار spss تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ‏ها: 

     در بررسی رابطه بین ابعاد شکوفایی  و  ابعاد تصویر بدن نشان دادند که بین رضایت از قسمت های مختلف بدن و رضایت از وزن با تمامی مولفه های شکوفایی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد؛ اما بین رضایت از وزن تنها با مولفه روابط و شکوفایی کل رابطه معنادار وجود دارد.

    نتیجه ‏گیری:  

     نشان داد تصویر بدنی، به عنوان عنصری که فرد به صورت مثبت یا منفی درباره ی بدن خود دارند بر زندگی روانی و نگرش های وی تاثیر می گذارد که منجر به پذیرش ارزش فرد و باور به تحول مثبت اجتماعی او  می شود.

    کلیدواژگان: تصویر بدنی، شکوفایی، دانش آموزان
  • روزبه شیرویه*، بهنود خرسند نوبهار صفحات 89-100
    زمینه و هدف

    نوجوانان بیش از هر گروه دیگری درگیر دامنه وسیعی از رفتارهای پرخطر می شوند که می تواند بهای گزافی را برای آنها، خانواده و جامعه همراه داشته باشد. رفتارهای پرخطر رفتارهای بالقوه مخربی هستند که افراد به طور ارادی و یا بدون اطلاع از پیامدهای نامطلوب فردی و اجتماعی، مرتکب آن می شوند. به عبارت دیگر، رفتارهای پرخطر رفتارهایی هستند که سلامت و بهزیستی افراد را در معرض خطر قرار می دهند. رفتارهای پرخطر طیفی از رفتارها را در بر می گیرد. هدف اصلی این پژوهش اثربخشی درمان متمرکز بر هیجان بر سه گانه تاریک شخصیت، رفتارهای پرخطر جنسی و سیستم های فعال ساز/ بازداری رفتاری (BAS/BIS) در نوجوانان مراجعه کننده به مراکز DIC شهر تهران بود.

    روش پژوهش:

     روش این پژوهش نیمه تجربی و طرح مورداستفاده نیز پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل نوجوانان مراجعه کننده به مراکز کاهش آسیب گذری و سرپناه شبانه شهر تهران در 6 ماه دوم سال 1399 بودند که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) گمارده شدند. ابزارهای اندازه گیری پرسشنامه کوتاه صفات تاریک شخصیت (جانسون و وبستر، 2010)، پرسشنامه رفتارهای پرخطر جنسی (زارعی و همکاران، 1389) و مقیاس سیستم های بازداری/ فعال ساز رفتاری (کارور و وایت، 1994) بودند، همچنین برنامه درمانی متمرکز بر هیجان به مدت 8 جلسه 90دقیقه ای بر روی گروه آزمایش اجرا شد.

    یافته ها: 

    نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیری نشان داد که درمان متمرکز بر هیجان بر کاهش نشانه های سه گانه تاریک شخصیت، رفتارهای پرخطر جنسی و سیستم های فعال ساز/ بازداری رفتاری تاثیر داشته است.

    نتیجه گیری

    حساسیت بالای افراد در BAS، جستجوی سرگرمی و پاسخ به پاداش با افزایش احتمال وقوع رفتارهای پرخطر در آنها همراه است؛ از این رو درمان متمرکز بر هیجان بر رفتارهای پرخطر و سیستم های فعال ساز/ بازداری رفتاری  موثر است.

    کلیدواژگان: بازداری رفتاری، سه گانه تاریک شخصیت، فعال ساز رفتاری، رفتارهای پرخطر جنسی، درمان متمرکز بر هیجان
  • لیلا شهبازی، مهدی خوروش* صفحات 101-114

    هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مهارت های مثبت اندیشی و خوش بینی با رویکرد شناختی-رفتاری بر کیفیت زندگی و افسردگی نوجوانان بود. پژوهش حاضر نیمه تجربی با گروه آزمایش و گواه و طرح پیش آزمون و پس آزمون بود. جامعه آماری دانش آموزان مقطع متوسطه منطقه 3 شهر اصفهان بود.  دانش آموزانی که نمره بیشتری در مقیاس افسردگی و نمره کمتری در کیفیت زندگی به دست آورده بودند با توجه به ملاک های ورود نمونه ای به حجم 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. افراد گروه آزمایش، مداخله های 6 جلسه ای را به صورت گروهی دریافت و افراد گروه گواه در لیست انتظار قرار گرفتند. هر دو گروه قبل و بعد از آزمایش، مقیاس کیفیت زندگی ویر و شربون و افسردگی بک را پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده از تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج نشان داد که آموزش مهارت های مثبت اندیشی و خوش بینی با رویکرد شناختی-رفتاری میزان افسردگی را به طور معناداری کاهش داده است؛ همچنین آموزش مهارت های مثبت اندیشی و خوش بینی با رویکرد شناختی-رفتاری میزان کیفیت زندگی  را نیز به طور معناداری در نمره کل و همچنین در ابعاد سلامت عمومی، عملکرد جسمانی، محدودیت ایفای نقش به دلیل جسمانی، محدودیت ایفای نقش به دلیل عاطفی، درد بدنی، عملکرد اجتماعی، خستگی یا نشاط و سلامت روانی افزایش داده است. بر اساس یافته ها می توان نتیجه گیری کرد که آموزش مثبت نگری شناختی-رفتاری و خوش بینی کیفیت زندگی را ارتقا و منجر به کاهش افسردگی در دانش آموزان می شود.

    کلیدواژگان: مثبت نگری شناختی-رفتاری، کیفیت زندگی، افسردگی
  • منصور درخشنده، مهدی بهادران، عطا معتقد، گلاب معتقد، ولی محمد تافته، اکبر ولایتی، فرهاد نامجو صفحات 115-126
    زمینه و هدف

    اختلال نقص توجه/ بیش فعالی یکی از شایع ترین مشکلات رفتاری کودکان در سراسر جهان است که بر زندگی مبتلایان، والدین و جامعه تاثیر می گذارد. ویژگی اصلی این اختلال، الگوی پایدار نبود توجه و یا بیش فعالی و تکانشگری است که در مقایسه با افرادی که در همان سطح از رشد قرار دارند، علایم فراوان تر و شدیدتری دارند.

    روش پژوهش

     هدف از پژوهش حاضر تعیین تفاوت کارکردهای اجرایی و کمک طلبی در دانش آموران مبتلا به اختلال نقص توجه/ بیش فعالی و دانش آموزان عادی بود. پژوهش حاضر توصیفی و از نوع علی-مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان (دختر و پسر) پایه های چهارم تا ششم دوره ابتدایی شهر یاسوج در سال تحصیلی 99 – 1398 تشکیل دادند. از بین جامعه آماری 50 نفر از دانش آموز عادی به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای و 50 نفر از دانش آموز مبتلا به اختلال نقص توجه/ بیش فعالی به روش هدفمند (مبتنی بر هدف) انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های کمک طلبی تحصیلی ریان و پینتریچ (1997) و کارکردهای اجرایی بریف(2000) استفاده شد. بعد از جمع آوری و استخراج داده ها، نمرات شرکت کنندگان با استفاده از تحلیل واریانس (تک متغیره و چند متغیره) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    نتایج تحلیل واریانس چند متغیره نشان داد که بین کارکردهای اجرایی و کمک طلبی تحصیلی در دانش آموزان مبتلا به اختلال نقص توجه/ بیش فعالی و دانش آموزان عادی تفاوت معنادار وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد بین مولفه های کارکردهای اجرایی (تنظیم رفتار، فراشناختی)، مولفه های کمک طلبی تحصیلی (پذیرش کمک و اجتناب از کمک طلبی) بین دو گروه دانش آموزان مبتلا به اختلال نقص توجه/ بیش فعالی و دانش آموزان عادی تفاوت معناداری وجود دارد.

    نتیجه گیری

    کودکانی که از اختلال نقص توجه/ بیش فعالی رنج می برند، در مقایسه با کودکان بهنجار اختلال بیشتری در کارکردهای اجرایی دارند و از رفتارهای کمک طلبی برای حل مسایل کمتر سود می برند. بنابراین لازم است مداخله ها و آموزش های روانشناختی در جهت بهبود و اصالح مشکلات این دانش آموزان لحاظ شود.

    کلیدواژگان: کمک طلبی تحصیلی، کارکردهای اجرایی، اختلال نقص توجه، بیش فعالی
  • زهرا شیروانی، سهیل معظمی گودرزی، ذوالفقار آبیار صفحات 127-139
    زمینه و هدف

    بازی جزیی از زندگی انسان از بدو تولد تا زمان مرگ است. انسان از نظر فیزیولوژیک نیاز به جنبش و حرکت دارد و بازی جزء مهم این جنبش و حرکت است.انسان برای رشد ذهنی و اجتماعی خود نیاز به تفکر دارد و بازی خمیرمایه تفکر است؛ لذا هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی بازی درمانی بر مهارت های شناختی اجتماعی و شغلی دانش آموزان معلول حسی حرکتی در شهر یاسوج بود.

    روش پژوهش

    این پژوهش نیمه آزمایشی است. برای رسیدن به این هدف، از جامعه آماری که شامل دانش آموزان معلول، حسی حرکتی شهر یاسوج در سال تحصیلی1400 که مشغول به تحصیل بودند استفاده شد. طرح تحقیقی به صورت تجربی، پیش آزمون- پس آزمون با یک گروه کنترل و یک گروه آزمایش است که حجم نمونه بالغ بر30 نفر دانش آموزان معلول حسی حرکتی (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه کنترل) با استفاده از شیوه نمونه گیری در دسترس است. اعضای گروه آزمایش در طول 12 جلسه هفتگی مورد بازی درمانی قرار گرفتند، و از تست پیشرفته ادراکی- بینایی، فراستیگ، آزمون نقاشی آدمک گودانیاف، مقیاس بالیدگی واینلند برای جمع آوری دادها استفاده شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات در دو سطح توصیفی و استنباطی انجام شد. سپس از تحلیل کوواریانس، آزمون t و داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS-22 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته‌ها

    نتایج آمار توصیفی و نمرات هر یک از مهارت ها (شناختی، اجتماعی) در این مطالعه گویای بهبود وضعیت گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل بود(≤ 0/05 p). همچنین نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد بازی درمانی موجب بهبود معنادار میانگین نمرات مهارت های شناختی و اجتماعی در گروه کنترل نسبت به گروه آزمایش شد . ≤ 0/05 p.

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج، به نظر می رسد که بازی درمانی می تواند موجب تقویت مهارتهای شناختی اجتماعی دانش آموزان معلول حسی- حرکتی گردد. لذا، به متخصصان کودکان استثنایی و همچنین مددکاران پیشنهاد می شود که از بازی درمانی به عنوان یک روش مداخله در درمان این افراد استفاده کنند.

    کلیدواژگان: بازی درمانی، مهارت های شناختی، اجتماعی، دانش آموزان، معلول حسی حرکتی
  • مهدی قزلسفلو*، مهدی رستمی، فاطمه ممشلی صفحات 140-151
    زمینه و هدف

    مشکلات یادگیری واقعیتهای غیر قابل انکاری هستند که در تمام جوامع و فرهنگها به چشم میخورند. هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش برنامه والدگری به شیوه رفتاری بر بهبود رابطه والد- فرزندی مادران دارای کودکان اختلال یادگیری، بود.

    روش پژوهش: 

    پژوهش حاضر نیمه تجربی با گروه آزمایش و گواه و طرح پیش آزمون، پس آزمون بود. جامعه آماری، مادران دارای کودکان اختلال یادگیری 7 تا 10 سال مراجعه کننده به مرکز مشاوره آموزش و پرورش مینودشت بود که به صورت هدفمند 20دانش آموز انتخاب و با استفاده از روش جایگزینی تصادفی در دو گروه 10 نفری (10نفر گروه آزمایش و 10 نفر گروه گواه)  قرار گرفتند. سپس مقیاس رابطه والد-کودک(پیانتا،1994) از شرکت کنندگان، زیر نظر پژوهشگر برای هر دو گروه آزمایش و کنترل انجام شد. پس از آن مادران گروه آزمایش در معرض 8  جلسه برنامه والد گری به شیوه رفتاری  به صورت گروهی(جلسات روان- آموزشی) قرار گرفته و در پایان جلسات مجددا مقیاس مذکور توسط مادران هر دو گروه اجرا شد. برای تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده از روش های آمار توصیفی و تحلیل واریانس چند متغیری استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که آموزش برنامه والدگری به شیوه رفتاری به مادران میزان رابطه والد-کودک  را نیز به طور معناداری افزایش داده است (001/0=p).

    نتیجه گیری

    بر اساس یافته ها می توان نتیجه گیری کرد که آموزش برنامه والدگری به شیوه رفتاری به مادران، رابطه والد-کودک را در دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ارتقاء می دهد.

    زمینه و هدف

    مشکلات یادگیری واقعیتهای غیر قابل انکاری هستند که در تمام جوامع و فرهنگها به چشم میخورند. هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی  آموزش برنامه والدگری به شیوه رفتاری بربهبود رابطه والد- فرزندی والدین دارای اختلال یادگیری بود. روش پژوهش: پژوهش حاضر نیمه تجربی با گروه آزمایش و گواه و طرح پیش آزمون، پس آزمون بود. جامعه آماری، مادران دارای کودکان اختلال یادگیری 7 تا 10 سال مراجعه کننده به مرکز مشاوره آموزش و پرورش مینودشت بود که به صورت هدفمند 20دانش آموز انتخاب و با استفاده از روش جایگزینی تصادفی در دو گروه 10 نفری (10نفر گروه آزمایش و 10 نفر گروه گواه)  قرار گرفتند. سپس مقیاس رابطه والد-کودک(پیانتا،1994) از شرکت کنندگان، زیر نظر پژوهشگر برای هر دو گروه آزمایش و کنترل انجام شد. پس از آن مادران گروه آزمایش در معرض 10  جلسه برنامه والد گری به شیوه رفتاری  به صورت گروهی(جلسات روان- آموزشی) قرار گرفته و در پایان جلسات مجددا مقیاس مذکور توسط مادران هر دو گروه اجرا شد. برای تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده از روش های آمار توصیفی و تحلیل واریانس چند متغیری استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که آموزش برنامه والدگری به شیوه رفتاری به مادران میزان رابطه والد-کودک  را نیز به طور معناداری افزایش داده است (001/0=p).

    نتیجه گیری

    بر اساس یافته ها می توان نتیجه گیری کرد که آموزش برنامه والدگری به شیوه رفتاری به مادران، رابطه والد-کودک را در دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ارتقا می دهد.

    کلیدواژگان: برنامه والدگری، رابطه والد، فرزندی، اختلال یادگیری
  • رامین کریمی، بهرام میرزاییان*، قدرت الله عباسی صفحات 152-163
    زمینه و هدف

     سرطان به عنوان یکی از مهم ترین مشکلات بهداشتی در سراسر جهان شناخته می شود و اگر شیوع آن به همین نحو افزایش یابد، بنا بر تخمین سازمان ملل از هر 5 نفر یک نفر حتما به یکی از اشکال سرطان مبتلا می گردد. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی روان درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر شادمانی درونی و کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان پستان انجام شد.

    روش پژوهش: 

    روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان جوان 20 تا 45 سال مبتلا به سرطان پستان که با توجه به معاینات بالینی و آزمایشگاهی توسط متخصص، تشخیص قطعی بیماری سرطان پستان دریافت کردند، بود. از این بین تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش (روان درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد) و گواه به صورت تصادفی جایگزین شدند (15 نفر در هر گروه). سپس گروه آزمایش در 10جلسه 90 دقیقه ای (هفته ای یک جلسه) با روش های روان درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد براساس پروتکل هیز و همکاران (2004) تحت درمان قرار گرفتند و گروه لیست انتظار تا پایان پیگیری تحت هیچ گونه مداخله ای قرار نگرفت. داده ها با کمک پرسشنامه های شادمانی درونی آرگایل (2001)، پرسشنامه کیفیت زندگی (SF-36) جمع آوری و از طریق آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و با استفاده از نرم افزار SPSS-22 تحلیل شد.

    یافته ها

    نتایج پژوهش نشان داد که روان درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر شادمانی درونی (001/0>P) و کیفیت زندگی (001/0>P) زنان مبتلا به سرطان پستان اثربخش است.

    نتیجه گیری

    در نتیجه، متخصصان سلامت می توانند از روان درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد در کنار سایر روش های درمانی برای بهبود شادمانی درونی و کیفیت زندگی گروه های آسیب پذیر از جمله مبتلایان به سرطان پستان استفاده کنند.

    کلیدواژگان: پذیرش و تعهد، شادمانی درونی، کیفیت زندگی، سرطان پستان
  • شاهین شهیدی، رمضان حسن زاده*، بهرام میرزاییان صفحات 164-173
    زمینه و هدف

     پسوریازیس از بیماری های مزمن و شایع پوستی است که تقریبا 2 درصد افراد جامعه را درگیر می کند. تاثیر این بیماری روی کیفیت زندگی بیماران حتی در حالاتی که سطح بسیار اندکی از بدن درگیر می باشد، بسیار زیاد است. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد  بر سرسختی روان شناختی و تحمل پریشانی در بیماران مبتلا به پسوریازیس انجام شد.

    روش پژوهش: 

    روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری یک ماهه با گروه گواه است. جامعه آماری متشکل از کلیه بیماران زن مراجعه کننده به کلینیک های پوست و موی شهرستان بروجرد در سال 1400 که تشخیص قطعی بیماری پسوریازیس دریافت کرده اند. از این بین تعداد 30 نفر بیمار مبتلا به پسوریازیس که میزان افسردگی آنها بالاتر از نقطه برش بود به روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایشی (درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد) و گروه گواه به صورت تصادفی ساده جایگزین شدند (15 نفر در هر گروه). سپس درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد  براساس پروتکل حسن زاده (1399) در 8 جلسه 90 دقیقه ای در گروه آزمایش انجام شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه سرسختی روان شناختی لانگ و گولت (2003)، تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005) و افسردگی بک (1996) جمع آوری شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-22 و از طریق آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شد.

    یافته ها

    نتایج پژوهش نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد  بر سرسختی روان شناختی (001/0>p) و تحمل پریشانی (001/0>p) بیماران مبتلا به پسوریازیس اثربخش است.

    نتیجه گیری

    می توان نتیجه گرفت درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد  بر سرسختی روان شناختی وتحمل پریشانی در بیماران مبتلا به پسوریازیس موثر بود و می توان از این درمان در جهت کاهش اثرات سوء بیماری بر زندگی بیماران و انجام اقدامات حمایتی بهره برد.

    کلیدواژگان: درمان پذیرش و تعهد، سرسختی روان شناختی، تحمل پریشانی، پسوریازیس
  • مریم عاشری، پروانه قدسی*، مسعود قاسمی صفحات 174-187
    زمینه و هدف

    به نظر می رسد که منشاء اصلی اعتیاد به گوشی های هوشمند در نوجوانان و جوانان، استرس های محیطی همچون مدرسه و  خانواده می باشد؛ لذا پژوهش حاضر با هدف، سبک های مدیریتی گوشی های هوشمند و اعتیاد به گوشی های هوشمند: نقش واسطه ای کارکردهای اجرایی گرم در دانش آموزان انجام شد.

    روش پژوهش: 

    پژوهش حاضر مقطعی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان مدارس عادی دختر و پسر 15 تا 18 ساله ساکن شهر تهران در سال 1399-1400 تشکیل دادند، که از میان آن ها، تعداد 722 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در این پژوهش از ابزارهای وابستگی به تلفن همراه (بیانچی و فیلیپس، 2005)، سبک های مدیریت گوشی های هوشمند (هسیه و همکاران، 2019) و کارکردهای اجرایی (بالستر جرارد و همکاران، 2000) استفاده شد که همگی از اعتبار و پایایی قابل قبولی برخوردار بودند. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار SPSS-V24 و Amos-V8.8 استفاده گردید. همچنین به منظور پاسخگویی به فرضیه های پژوهش از مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج پژوهش نشان داد که مدل از برازش مناسبی برخوردار است. همچنین نتایج نشان داد مسیر استاندارد مستقیم مدیریت گوشی های هوشمند بر اعتیاد به گوشی های هوشمند غیرمستقیم و معنی دار است (05/0=P).

    نتیجه گیری:

     نتایج نشان داد اثر استاندارد مستقیم مدیریت گوشی های هوشمند بر اعتیاد به گوشی معنی دار بوده و اثر استاندارد غیرمستقیم مدیریت گوشی هوشمند بر اعتیاد به گوشی با نقش میانجیگری کارکردهای اجرایی گرم معنی دار است. لذا توجه به متغیرهای مذکور در پیشگیری و طراحی درمان های مناسب تر به پژوهشگران و درمانگران یاری می رساند.

    کلیدواژگان: سبک های مدیریتی، گوشی های هوشمند، اعتیاد، کارکردهای اجرایی گرم
  • فاطمه میرحسینی، محمود شیرازی*، فاطمه صغری کربلایی هرفته صفحات 188-198
    زمینه و هدف

    هدف از پژوهش حاضر آموزش تیوری انتخاب برافزایش سلامت روان و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان دختر دبیرستانی بود.

    روش پژوهش: 

    طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. نمونه شامل 40 دانش آموزان دختر دبیرستانی که به صورت تصادفی انتخاب شدند. آموزش تیوری انتخاب به مدت 12 جلسه 120 دقیقه ای روی گروه آزمایش اجرا شد و پس از اتمام جلسات پس آزمون اجرا شد. از پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ) و خود کارآمدی تحصیلی مورگان برای جمع آوری اطلاعات استفاده شد.

    یافته ها: 

    نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش تیوری انتخاب برافزایش سلامت روان و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان دختر دبیرستانی موثر بوده است.

    نتیجه گیری

    بنابراین با توجه به موثر بودن آموزش تیوری انتخاب بر ارتقای سلامت روان و خودکارآمدی تحصیلی به دست اندرکاران آموزش وپرورش توصیه می شود برنامه آموزش تیوری انتخاب به منظور بهبود حال دانش آموزان به کار ببریم.

    کلیدواژگان: تئوری انتخاب، سلامت روان، خودکارآمدی تحصیلی، دانش آموزان
  • سیده زهرا هدایی نیا، جاوید پیمانی*، زهره رافضی، فاطمه محمدی شیرمحله، پریسا پیوندی صفحات 199-211
    زمینه و هدف

    در سال های اخیر شناسایی عواملی که در حفظ و ایجاد رفتارهای خوردن ناسالم موثرند، به کانونی برای انجام تحقیقات بیشتر تبدیل شده است؛ لذا این پژوهش با هدف، تبیین رفتار خوردن بر اساس کارکردهای اجرایی و نقش میانجیگری تنظیم هیجانی انجام شد.

    روش پژوهش: 

    رروش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان و مردان بین 30 تا 40 سال شهر تهران در سال 1400 بودند که از میان آن ها 190 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تصادفی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. در این پژوهش از ابزارهای رفتار خوردن (داچ، 1986)، کارکردهای اجرایی (نجاتی، 2013) و تنظیم شناختی هیجانی (گارنفسکی و کرایج، 2006) استفاده شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار Amos-V8.8 استفاده گردید. به منظور تحلیل داده های پژوهش از روش مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد.

    یافته ها

    یافته های پژوهش نشان داد که مدل پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است. نتایج نشان داد که کارکردهای اجرایی عصبی شناختی به صورت منفی و معنادار رفتار خوردن را پیش بینی می کند. همچنین نتایج نشان داد که کارکردهای اجرایی عصبی شناختی رفتارخوردن را با میانجی گری تنظیم شناختی هیجانی به صورت مثبت و معنادار پیش بینی می کند.  

    نتیجه گیری

    بنابراین کارکردهای اجرایی و تنظیم هیجانی، نقش مهمی در پیش بینی رفتارهای خوردن افراد دارای اضافه وزن و چاقی ایفا می کند که در برنامه های پیشگیری و درمانی لازم است مد نظر قرار گیرند.

    کلیدواژگان: تنظیم هیجانی، رفتار خوردن، کارکردهای اجرایی
  • بهنوش رادپور، معصومه بهبودی*، فریده دوکانه ای فرد صفحات 212-225

    زمینه و هدف:

     رضایت از رابطه جنسی یکی از عوامل مهم رضایت از زندگی زناشویی است و کسانی که رضایت جنسی بیشتری دارند به طور قابل ملاحظه ای کیفیت زندگی بهتری را نسبت به آن هایی که رضایت جنسی ندارند گزارش می دهند؛ لذا هدف پژوهش حاضر تعیین مقایسه اثربخشی غنی سازی زندگی  (PAIRS) و برنامه پیشگیری  و بهبود رابطه (PREP) بر رضایت جنسی زوج های جوان بود.

    روش پژوهش: 

     پژوهش حاضر نیمه آزمایشی (پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه و پیگیری یک ماهه) است؛ جامعه آماری این پژوهش شامل  زوجین مراجعه کننده به مراکز بینا، سلام زندگی، امامت و  شکرانه در شرق تهران بود که از میان زوجین مراجعه کننده در بازه زمانی اردیبهشت و خرداد 1400 پس از غربالگری به وسیله پرسشنامه رضایت جنسی لارسون و همکاران (1998) 35 زوج حاضر به همکاری و شرکت در پژوهش شدند و به شیوه هدفمند 30 زوج ار بین آن ها انتخاب و به صورت تصادفی به سه گروه که دو گروه آزمایشی و یک گروه گواه است گمارش شدند. در این پژوهش 10 زوج (20 نفر) در گروه آموزش غنی سازی زندگی (PAIRS)؛ 10 زوج (20 نفر) در گروه برنامه پیشگیری و بهبود رابطه PREP و 10 زوج (20 نفر) در گروه گواه به صورت تصادفی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از واریانس اندازه های مکرر تحلیل شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد مداخله غنی سازی زندگی  (PAIRS) و برنامه پیشگیری  و بهبود رابطه (PREP) بر رضایت جنسی (73/67=F، 001/0=P) موثر است؛ این تاثیر در محله پیگیری پایدار بود.

    نتیجه گیری

    نتایج نشان داد که مشاوره گروهی به زوجین به روش غنی سازی ازدواج (PAIRS) و برنامه پیشگیری و بهبود رابطه (PREP)، هر دو بر رضایت جنسی زناشویی موثر اند. بر پایه یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که غنی سازی ازدواج (PAIRS) و برنامه پیشگیری و بهبود رابطه (PREP) روشی فراخور برای بهبود رضایت زناشویی است.

    کلیدواژگان: غنی سازی ازدواج، برنامه پیشگیری و بهبود رابطه، رضایت جنسی
  • ندا محسنی، محمدعلی حسینی*، نادرقلی قورچیان صفحات 226-237

    زمینه و هدف:

     عوامل مدرسه ای همچون کارکنان آن که شامل معلم، مدیر، ناظم، مربی پرورشی، متصدی امور دفتری و حتی خدمتگزار و... در مدرسه می شود، می توانند بر کودک و نوجوان تاثیراتی بر جای بگذارند؛ لذا هدف این پژوهش بررسی ارایه مدل ارتقاء تعامل مدرسه و خانواده در پیشگیری از سوء رفتارهای اجتماعی نوجوانان (از دیدگاه معلمان و مدیران مدارس شهر تهران) می باشد.

    روش پژوهش: 

    تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و ازنظر ماهیت و شیوه جمع آوری اطلاعات، توصیفی - پیمایشی؛ و به طور مشخص مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری می باشد. داده های تحقیق با استفاده از پرسشنامه ساخته محقق استفاده گردیده است. جامعه آماری پژوهش کلیه مدیران و معلمان مدارس متوسطه منطقه پنج شهر تهران می باشد. برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شد. با توجه به جامعه آماری و طبق فرمول کوکران تعداد 346 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. روش نمونه گیری به روش تصادفی خوشه ای یک مرحله ای و تصادفی ساده بود.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که جهت تبیین داده ها و بررسی برازش مدل از مقدار  R2برای متغیرهای پنهان درون زا، همچنین مقدار تغییرپذیری شاخص های یک سازه ی درون زا از معیار red استفاده گردید و مقدار بدست آمده برابر با 450/0 بوده است. جهت برازش مدل کلی از روش معیار GoF استفاده شد، مقدار بدست آمده برابر با 57/0 بوده که نشان از برازش قوی مدل می باشد.

    نتیجه گیری

    نتایج نشان داد هنگامی که والدین در آموزش فرزندشان شرکت کنند، نگرش ها، رفتارها و وضعیت تحصیلی دانش آموزان تقویت می گردد و باعث دور شدن نوجوانان از رفتارهای نابهنجار اجتماعی می شود. با توجه به این نتایج به سازمان آموزش و پرورش پیشنهاد می شود با تخصیص بودجه و منابع کافی جهت فعالیت های نوجوانان در مدرسه اقدام نموده و تلاش نماید تا در مدارس با ایجاد کلاس های جانبی و فضای آموزشی خوب بتوانند در تعامل بیشتر خانواده ها و نوجوانان با مدرسه کمک نمایند.

    کلیدواژگان: تعامل مدرسه و خانواده، سوء رفتارهای اجتماعی، تعامل معلم، تعامل مدیر
  • معصومه سرهنگی، سید داوود حسینی نسب*، امیر پناه علی صفحات 238-251
    زمینه و هدف

    وجود کودک کم توان ذهنی در خانواده، همه اعضای خانواده به ویژه مادر را متحمل فشارهای روانی قرار می دهد. تحقیق حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش مهارت های زندگی و معنادرمانی بر مهارتهای ارتباطی و استرس والدگری مادران کودکان کم توان ذهنی انجام شد.

    روش پژوهش: 

    روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری، کلیه مادران کودکان کم توان ذهنی مدارس استثنایی شهر ارومیه در سالتحصیلی 1400-1399 بودند که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس60 نفر به عنوان نمونه جهت اجرای پژوهش انتخاب و  به صورت دو گروه آزمایش (40 نفر) و یک گروه کنترل (20 نفر) گمارده شدند. جهت سنجش مهارتهای ارتباطی از پرسشنامه ماتسون (1983) و جهت سنجش استرس والدگری مادران از پرسشنامه آبیدین (1983) استفاده شد.

    یافته ها: 

    آموزش مهارت های زندگی در افزایش مهارت های ارتباطی و همچنین کاهش استرس والدگری و خرده مقیاس های آن اثربخش بود (0/05> p). همچنین آموزش معنادرمانی در افزایش مهارت های ارتباطی و همچنین کاهش استرس والدگری و خرده مقیاس های آن اثربخش بود (0/05> p).

    نتیجه گیری

    می توان از دو روش مداخله ای آموزش مهارت های زندگی و معنادرمانی در افزایش مهارت های ارتباطی و همچنین کاهش استرس والدگری مادران کودکان کم توان ذهنی در جهت بهینه سازی سلامت روان آنها استفاده نمود.

    کلیدواژگان: مهارت های ارتباطی، استرس والدگری، مهارت های زندگی، معنادرمانی، کم توان ذهنی
  • حجت الله مرادی پردنجانی، مصطفی نیکنام*، علی تقی پور ظهیر، پریوش جعفری صفحات 252-273
    زمینه و هدف

    هدف این پژوهش پرورش کارآفرینی در دانش آموزان مدارس ابتدایی است و به دنبال آن است تا مدلی برای پرورش کارآفرینی در دوره ابتدایی ارایه دهد.

    روش پژوهش: 

    جامعه آماری آن را افراد خبره در حوزه کارآفرینی و کلیه مدیران مدارس ابتدایی و کارشناسان حوزه معاونت ابتدایی اداره آموزش و پرورش استان چهار محال و بختیاری و همچنین اساتید کارآفرینی دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران (684=N) تشکیل می دهد. حجم نمونه در بخش کیفی 10 نفر و در بخش کمی 297 نفر برآورد و به ترتیب با روش نمونه گیری هدفمند و نمونه گیری طبقه ای نمونه گیری شدند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختمند و پرسش نامه محقق ساخته بود که روایی آن از طریق اجرای آزمایشی و قضاوت خبرگان و محاسبه میانگین واریانس استخراج شده تایید و پایایی آن نیز از طریق آلفای کرونباخ برای کل پرسش نامه 84/0 به دست آمد. برای تحلیل داده ها در بخش کیفی از کدگذاری باز و محوری و در بخش کمی از تحلیل عاملی اکتشافی، تحلیل عاملی تاییدی و t تک نمونه ای استفاده شد.

    یافته ها: 

    نتایج به دست آمده به شناسایی 6 بعد و 41 شاخص منجر شد که نامگذاری آنها ترتیب زیر بود: بعد فردی، بعد اجتماعی، بعد اقتصادی، بعد ساختاری، بعد رفتاری، بعد محیطی. علاوه بر این از طریق این مدل 9 روش؛ 7 زیرساخت و 7 الزام نیز برای پرورش دانش آموزان کارآفرین در مقطع ابتدایی شناسایی شد.

    نتیجه گیری

    نتایج دیگر نشان داد که وضعیت موجود ابعاد، شاخص ها، روش ها، زیرساخت ها و الزامات پرورش دانش آموزآن کارآفرین پایین تر از حد متوسط جامعه است و نهایتا مدلی 6 بخشی شامل فلسفه و اهداف، مبانی نظری، ابعاد و شاخص ها، زیرساخت ها و الزامات و سازوکارهای اجرایی در جهت پرورش دانش آموزان کارآفرین مقطع ابتدایی ارایه گردید که درجه تناسب آن با اطمینان 95 درصد از نظر متخصصین مورد تایید قرار گرفت.

    کلیدواژگان: پرورش، کارآفرینی، دانش آموز، مدارس ابتدائی
  • اشرف السادات فاطمی، مصطفی عسکریان*، علی اکبر خسروی بابادی صفحات 274-289
    زمینه و هدف

    تحقیق حاضر با هدف ارایه الگوی مدیریت دانش در دانشگاه فرهنگیان صورت گرفت.

    روش پژوهش:

     این تحقیق از روش آمیخته اکتشافی سود جسته است و به لحاظ هدف کاربردی است و در دو بخش کیفی و کمی اجرا شده است. در بخش کیفی بر اساس نظریه داده بنیاد و در بخش کمی به صورت پیمایشی انجام یافته است. جامعه آماری تحقیق در بخش کیفی، شامل 10 نفر از خبرگان جوان دانشگاه فرهنگیان در امر مدیریت دانش بودند و همچنین در بخش کمی با تکیه بر فرمول کوکران 266 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. در این تحقیق با تکیه بر تکنیک فراترکیب و در ادامه تکنیک دلفی، گویه های تحقیق استخراج شد. بررسی ها نشان داد الگوی مدیریت دانش دارای 3 بعد فرایندهای مدیریت دانش، زیرساخت های مدیریت دانش و بهبود فرایندهای کسب وکار است. در این راستا 72 گویه در 13مولفه خلق دانش، اشتراک دانش، به کارگیری دانش، فرهنگ، تقویت کننده های دانش، محیط، چشم انداز مدیریت دانش، کارکنان، فناوری اطلاعات، مدیریت و رهبری، پاسخگویی و انعطاف پذیری، توسعه علم و نوآوری و رونق اقتصادی جای گرفتند. سپس با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی به برازش مدل پرداخته شد.

    یافته ها

    بررسی ها نشان داد مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است. همچنین زیرساخت های مدیریت دانش تاثیر مثبت و معناداری بر فرایندهای مدیریت دانش و فرایندهای مدیریت دانش تاثیر مثبت و معناداری بر بهبود فرایندهای کاری دارد.

    نتیجه گیری

    نتایج نشان داد از میان ابعاد تحقیق، بهبود فرایندهای کسب وکار در اولویت اول قرار گرفت. همچنین از میان گویه ها به کارگیری دانش، رونق اقتصادی و توسعه علم و نوآوری به ترتیب در رتبه های اول تا سوم قرار گرفتند

    کلیدواژگان: دانش، مدیریت دانش، دانشگاه فرهنگیان، خبرگان جوان
  • آرینا پورکمالی، اکبر محمدی*، سارا حقیقت صفحات 290-298

    زمینه و هدف :

    رویکرد چند حسی فرنالد در تلاش است تا مهارت های پایه ای خواندن و نوشتن را از طریق انگیزه های شنیداری، دیداری، جنبشی و لامسه رشد دهد و طی آن با تمرکز بر توجه دیداری، شنیداری و تلفظ صحیح به آگاهی واج شناسی فراگیر کمک کند؛ لذا هدف از پژوهش حاضر تاثیر آموزش بر اساس رویکرد چند حسی فرنالد بر بهبود حافظه بینایی و روان خوانی دانش اموزان دارای اختلال یادگیری بود.

    روش پژوهش: 

    این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از منظر روش، در دسته پژوهش های نیمه آزمایشی (پیش آزمون، پس آزمون با گروه آزمایش و گواه و  جایگذاری تصادفی) بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر مقطع ششم دارای اختلال یادگیری شهر سمنان بوده که در سال تحصیلی 1397-1398 در مدارس این شهر مشغول به تحصیل بودند. از جامعه پژوهش  14 نفر (هر گروه 7 نفر) به صورت هدفمند و بر اساس ملاک های ورود به عنوان شرکت کننده انتخاب شدند و به شیوه تصافی در دو گروه گواه و آزمایش جایگذاری شدند. گروه آزمایش در 10 جلسه آموزشی بر اساس رویکرد چند حسی فرنالد شرکت کرده و در این مدت گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. داده های پژوهش با استفاده از مقیاس مشکلات یادگیری کلورادو ویلکات و همکاران (2011) و آزمون تشخیص سطح خواندن عزیزیان (1397) و تکالیف بلوک های کرسی گرداوری شد. داده ها در دو مرحله پیش و پس آزمون با استفاده از آزمون آنالیز کوواریانس تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج پژوهش نشان داد جلسات آموزش بر اساس رویکرد چندحسی فرنالد توانسته است در متغیر مشکلات خواندن (P<0.05) افزایش معناداری ایجاد کرده و بهبود معناداری در متغیر حافظه بینایی نداشته است.

    نتیجه گیری

    یافته های پژوهش حاضر بر کارایی رویکرد چند حسی در بهبود وضعیت تحصیلی دانش آموزان دارای اختلالات یادگیری تاکید داشت.

    کلیدواژگان: رویکرد چندحسی فرنالد، روان خوانی، حافظه بینایی، اختلال یادگیری
  • محمد طالبی، حسین دهقان*، فیض الله نوروزی صفحات 299-312

    زمینه و هدف :

    ظهور فن آوری و رسانه های جمعی در خانواده هاو روابط اجتماعی و ارزش های آن تاثیر گذاشته و منجرب به تغییراتی در رفتارو تعاملات اعضای خانواده شده است. به عنوان  رسانه های جمعی مهمترین فن آوری های تاثیر گذار بر دنیای ما هستند شبکه های اجتماعی و اینترنت به گونه ای نفوذ کرده است که نمی توان زندگی بدون آن را تصور کرد و با تاثیرگذاری بر شکل تعاملات افراد، تغییرات مثبت و منفی بر انسجام درون خانوادگی کاربران گذاشته است. با نظر به مباحث فوق پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی بر انسجام درون خانوادگی شهروندن شهر تهران انجام شده است.

    روش پژوهش:

     پژوهش حاضر بر اساس نوع داده های جمع آوری و تحلیل شده، پژوهشی کمی است و از لحاظ نوع برخورد با مساله مورد بررسی و ورود به آن مطالعه ای میدانی است. تکنیک مورد استفاده در این پژوهش، پیمایش است. جامعه آماری برابر با 2915543 نفر، حجم نمونه 375 نفر، شیوه نمونه گیری ترکیبی از روش نمونه گیری تصادفی ساده و خوشه ای می باشد؛ میانگین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی 1 ساعت و 36 دقیقه در شبانه روز بوده است.

    یافته ها

    نتایج آزمون فرضیات بیانگر این است که فرضیات مبنی بر تاثیر میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی در انسجام درون خانوادگی در حالت کلی و ابعاد کمی و کیفی آن تایید شده است و این تاثیر به صورت مستقیم و مثبت بوده است. میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی به ترتیب توانایی پیش بینی تغییرات متغیر انسجام درون خانوادگی را در حالت کلی به میزان9%، بعد کمی 9%، بعد کیفی 27% دارا می باشند.

    نتیجه گیری

    نتایچ کلی نشان داد که میزان استفاده از شبکه های اجتماعی باعث تغییرات در سطح انسجام درون خانوادگی کاربران شهر تهران شده است.

    کلیدواژگان: رسانه های نوین، شبکه های اجتماعی مجازی، انسجام درون خانوادگی
  • سیده مریم موسوی، سعید مرادی*، لیلا شریفیان صفحات 313-325

    زمینه و هدف :

    رهبری تحول گرا نقش مهمی در ایجاد یک چشم انداز پویا و فعال دارد. در نتیجه، هدف این پژوهش ارایه مدل سبک رهبری تحول گرا برای مدیران آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی بود.

    روش پژوهش:

     این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا کمی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش مدیران آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی استان تهران در سال تحصیلی 1401-1400 به تعداد 135 نفر بودند. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 102 نفر محاسبه که این تعداد با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای با توجه به حجم مناطق انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته سبک رهبری تحول گرا (141 گویه ای) بود که که شاخص های روانسنجی آنها مناسب ارزیابی شد. داده ها با روش های تحلیل عاملی اکتشافی و مدل یابی معادلات ساختاری  تحلیل شدند.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که سبک رهبری تحول گرا دارای 22 مولفه در 8 بعد شامل شبکه روابط، ویژگی های رهبر، آماده سازی منابع، بررسی وضعیت، محرک های تغییر، مدیریت در زمان تغییر، تشکیل تیم و حمایت ذینفعان و اقدامات تغییر بود که بار عاملی و میانگین واریانس استخراج شده همه آنها بالاتر از 50/0 و پایایی همه آنها بالاتر از 80/0 محاسبه شد. همچنین، مدل سبک رهبری تحول گرا برای مدیران آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی براش مناسبی داشت و سبک رهبری تحول گرا بر هر 8 بعد و هر یک از ابعاد هشت گانه بر مولفه های مربوط به خود اثر معناداری داشتند (05/0>P).

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج این مطالعه، برنامه ریزی برای تحقق سبک رهبری تحول گرا در مدیران آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی برای بهبود عملکرد و اثربخشی سازمانی ضروری است.

    کلیدواژگان: سبک رهبری، رهبری تحول گرا، مدیران آموزشی
  • مریم محسنی، حسن میرزاحسینی*، مجید ضرغام حاجبی صفحات 326-336
    زمینه و هدف

    هیجان یک سازه تحولی است که تاثیرات آن بر تصمیم گیری و سایر متغیرها، مورد توجه روانشناسان شناختی قرار گرفته است؛ روانشناسان معتقدند هیجان ها همراه با افزایش سن کودک رشد می یابند، به عبارتی کودکان در سنین مختلف از رشد هیجانی متفاوتی برخوردارند. این پژوهش با هدف بررسی تنظیم هیجان در میان کودکان چهار تا شش ساله با تمرکز بر تفاوت های رشدی و جنسیتی ایشان صورت گرفت.

    روش پژوهش: 

    پژوهش جاری تحقیقی علی-مقایسه ای است که به بررسی تفاوت های گروه های چهار تا شش سال و تفاوت پسرها و دختران از نظر تنظیم هیجان پرداخت. به این منظور با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 30کودک (5 پسر و 5 دختر از هر گروه سنی) در شهر قم، مورد بررسی قرار گرفتند. بازی های " راز نگهداری" و " هدیه ناامیدکننده"  به ترتیب بازی های مرتبط با سنجش تنظیم هیجان مثبت و تنظیم هیجان منفی کودکان  کارلسون و وانگ (2007) بوده اند. به منظور تحلیل نتایج از نرم افزار  SPSS27 استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان دادکه تفاوت معناداری بین گروه های سنی فوق از نظر توانایی تنظیم هیجان مثبت و منفی وجود دارد. کودکان شش ساله به طور معناداری سطوح بالاتری از تنظیم هیجان مثبت و تنظیم هیجان منفی نسبت به کودکان چهار و پنج ساله دارند، هم چنین کودکان پنج ساله نیز به طور معناداری از توانایی تنظیم هیجان مثبت و تنظیم هیجان منفی بیشتری در مقایسه با کودکان چهارساله برخوردارند؛ هم چنین یافته ها نشان داد که توانایی تنظیم هیجان دختران به طور معناداری برای هر دو نوع هیجان مثبت و هیجان منفی، از پسران بالاتر بوده است (001/0>P).

    نتیجه گیری

    براساس یافته های پژوهش، با رشد کودکان در بازه چهار تا شش سالگی، توانایی ایشان در تنظیم هیجان بهبود می یابد. این موضوع برای هر دو نوع تنظیم هیجان مثبت و تنظیم هیجان منفی مورد تایید قرار گرفت. هم چنین مشخص شد که دختران توان تنظیم هیجان بالاتری برای هیجان های مثبت و منفی از خود نشان داده اند.

    کلیدواژگان: هیجان، تنظیم هیجان مثبت، تنظیم هیجان منفی، تفاوتهای رشدی
  • الهه گرایلی مشک آبادی، شعبان حیدری*، محمدکاظم فخری صفحات 337-348
    زمینه و هدف

    اهمال کاری تحصیلی گاهی صدمات جبران پذیری را برای دانش آموزان و دانشجویان به وجود می آورد و از جمله نتایجی که اهمال کاری دارد اضطراب، روان رنجوری، انگیزش ناکافی، عملکرد تحصیل پایین، خودارزیابی ضعیف می باشد. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش شناختی رفتاری و آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اهمال کاری تحصیلی در دانش آموزان خود آسیب رسان دوره دوم متوسطه انجام شد.

    روش پژوهش: 

    طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه و پیگیری بود. جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان پسر خود آسیب رسان مقطع متوسطه دوم مدارس ناحیه یک شهر ساری می باشند که در سال تحصیلی 1400-1401 مشغول به تحصیل بودند؛ در این پژوهش از بین دانش آموزان پسر خود آسیب رسان مقطع دوم متوسطه با توجه به ملاک های ورود و خروج تعداد 45 نفر به بعنوان نمونه انتخاب می شوند. افراد مورد مطالعه به روش نمونه گیری هدفمند بعنوان نمونه انتخاب می شوند و به روش تصادفی ساده 45 نفر در گروه ها (15 نفر گروه گواه و 15 نفر گروه آزمایش اول و 15 نفر در گروه آزمایش دوم) قرار می گیرند. ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه اهمالکاری تحصیلی سواری (1391) و پرسشنامه خود آسیب رسانی کلونسکی و گلن (2011) بود. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-21 و آزمون های آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و تحلیل واریانس دو عاملی تحلیل شد.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد آموزش شناختی رفتاری و آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اهمالکاری تحصیلی دانش آموزان خود آسیب رسان تاثیر دارد (001/0>P) و میزان اثربخشی آموزش شناختی رفتاری و آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد بر متغیرهای مورد مطالعه یکسان است.

    نتیجه گیری

    می توان نتیجه گرفت آموزش شناختی رفتاری و آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اهمال کاری تحصیلی در دانش آموزان خود آسیب رسان دوره دوم متوسطه موثر است و می توان از هر دو روش جهت کاهش اهمالکاری تحصیلی دانش آموزان بهره برد.

    کلیدواژگان: درمان شناختی رفتاری، درمان پذیرش و تعهد، اهمال کاری تحصیلی
  • زهرا صاحبدل، سید ابوالقاسم مهری نژاد*، ابوالقاسم عیسی مراد، رسول روشن چسلی صفحات 349-364
    زمینه و هدف

    رشد عواطف و احساس ها با گذشت زمان شکل می گیرد و زمینه های سرشتی فرد را نمایان می سازد. پس از آن محیط زندگی، شیوه تربیتی و الگوهایی که در پیرامون وی وجود دارند، بیشترین نقش را در رسیدن فرد به بلوغ عاطفی و درک عواطف دیگران که در شایستگی اخلاقی محقق می شود، ایفا می کند؛ لذا این پژوهش با هدف، نقش واسطه ای تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین بلوغ عاطفی و تمایزیافتگی خود با الگوهای ارتباطی خانواده در جوانان انجام شد.

    روش پژوهش: 

    روش پژوهش مقطعی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانشجویان (دختر و پسر) دانشگاه های آزاد شهر تهران در سال تحصیلی 1400-1399 تشکیل دادند، که از میان آن ها، تعداد 400 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. در این پژوهش از ابزارهای الگوهای ارتباطی خانواده (فیتزپاتریک و ریچ، 1990)، بلوغ عاطفی (سینگ و بهارگاوا، 1991)، تمایزیافتگی خود (اسکورن و فریدلندر، 1998) و تنظیم شناختی هیجانی (گارنفسکی و کرایج، 2006) استفاده شد که همگی از اعتبار و پایایی قابل قبولی برخوردار بودند. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار SPSS-V23  و Amos-V8.8 استفاده گردید؛ همچنین به منظور پاسخگویی به فرضیه های پژوهش از مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد.

    یافته ها

    یافته های پژوهش نشان داد که مدل از برازش مناسبی برخوردار است. همچنین نتایج نشان داد بلوغ عاطفی اثر مستقیم معنادار بر الگوی ارتباطی خانواده داشته است. تمایزیافتگی اثر مستقیم مثبت معنادار بر الگوی ارتباطی خانواده داشته است. شایستگی اخلاقی اثر مستقیم مثبت بر تنظیم شناختی هیجان مثبت داشته است. بلوغ عاطفی اثر مستقیم مثبت بر تنظیم شناختی هیجان مثبت و اثر مستقیم منفی بر تنظیم شناختی هیجان منفی داشته است. تمایزیافتگی بر تنظیم شناختی هیجان مثبت اثر مستقیم معنادارداشته است. همچنین تمایزیافتگی بر تنظیم شناختی هیجان منفی اثر مستقیم منفی معنادار داشته است. تنظیم شناختی هیجان مثبت اثر مستقیم بر الگوی ارتباطی خانواده داشته است. همچنین تنظیم شناختی هیجان منفی اثر مستقیم منفی بر الگوی ارتباطی خانواده داشته است. بلوغ عاطفی اثر غیر مستقیم بر الگوی ارتباطی خانواده به واسطه تنظیم هیجان منفی داشته است. تمایزیافتگی اثر غیر مستقیم بر الگوی ارتباطی خانواده به واسطه تنظیم هیجان مثبت و منفی داشته است.

    نتیجه گیری

      یاتفته های پژوهش نشان داد که توجه به متغیرهای مذکور در پیشگیری و طراحی درمان های مناسب تر به پژوهشگران و درمانگران یاری می رساند.

    کلیدواژگان: تنظیم شناختی هیجان، بلوغ عاطفی، تمایزیافتگی خود، الگوهای ارتباطی خانواده
  • مسعود محمدی نائینی، شهرام رنجدوست*، داود طهماسب زاده شیخلار صفحات 365-376

    زمینه  و هدف:

     با توجه به اهمیت روش های تدریس و ارزشیابی در برنامه درسی، پژوهش حاضر با هدف شناسایی مولفه های موثر در اجرای روش های تدریس و ارزشیابی برنامه درسی ریاضی دوره ابتدایی انجام شد.

    روش پژوهش:

     این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا کیفی بود. جامعه پژوهش معلمان خبره در زمینه برنامه درسی ریاضی دوره ابتدایی شهر تهران در سال تحصیلی 401-1400 بودند که 16 نفر از آنها طبق اصل اشباع نظری با روش های نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که روایی صوری آن با نظر خبرگان تایید و پایایی آن با روش ضریب کاپای کوهن 86/0 به دست آمد. داده ها با روش تحلیل مضمون در نرم افزار MAXQDA تحلیل شدند.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که در الگوی مولفه های موثر در اجرای برنامه درسی ریاضی دوره ابتدایی برای روش های تدریس 14 مضمون پایه در 4 مضمون سازمان دهنده شامل تکنولوژی آموزشی، ایجاد انگیزه، روش تدریس مناسب و توجه به تفاوت های فردی و برای روش های ارزشیابی 19 مضمون پایه در 4 مضمون سازمان دهنده شامل ارزشیابی معلم محور و دانش آموزمحور، صلاحیت و تسلط دانش آموزان، منطقی بودن ارزشیابی و ارزشیابی مبتنی بر شواهد شناسایی شد. در نهایت، الگوی مولفه های موثر در اجرای روش های تدریس و ارزشیابی برنامه درسی ریاضی دوره ابتدایی ترسیم شد.

    نتیجه گیری

    طبق نتایج این مطالعه و با توجه به مولفه های موثر در اجرای روش های تدریس و ارزشیابی برنامه درسی ریاضی دوره ابتدایی، نیاز است که متخصصان و برنامه ریزان درسی از راهکارهای متناسب با مولفه های شناسایی شده برای بهبود وضعیت نظام آموزشی به ویژه در زمینه روش های تدریس و ارزشیابی استفاده نمایند.

    کلیدواژگان: روش های تدریس، روش های ارزشیابی، برنامه درسی، ریاضی، دوره ابتدایی
  • لعیا قنبری، علیرضا پیرخائفی*، اکبر محمدی صفحات 377-390

    زمینه  و هدف:

     کودکان فاقد سطوح بالای مهارت های زندگی، نه تنها تعامل موفقیت آمیزی با همسالان خود ندارند، بلکه رفتارهای مشکل دار درونی سازی شده و رفتارهای مشکل دار برونی سازی شده را بیشتر تجربه می کنند؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر یادگیری مفهومی و رفتارهای همدلانه کودکان انجام شد.

    روش پژوهش:

     روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش را کلیه مادران کودکان 9 تا 11 ساله شهر تهران در سال 1400 تشکیل دادند که از بین آنها، 40 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای مرحله ای انتخاب و به طور تصادفی در یک گروه آزمایش (هر گروه 20 نفر) و یک گروه کنترل (20 نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش مهارت های زندگی 12 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش قرار گرفتند و گروه کنترل در لیست انتظار ماندند. ابزارهای مورد استفاده در پژوهش حاضر شامل پرسشنامه یادگیری مفهومی مک درموت (1999) و همدلی کودکان آیوینگ و همکاران (2009) بود. داده ها با استفاده از تجزیه و تحلیل کوواریانس ارزیابی شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد آموزش مهارت های زندگی بر یادگیری مفهومی کودکان تاثیر دارد (05/0>P). همچنین نتایج نشان داد که آموزش مهارت های زندگی باعث افزایش رفتارهای همدلانه در کودکان شده است

    نتیجه گیری

    بنابراین با توجه به تاثیر آموزش مهارتهای زندگی در افزایش یادگیری مفهومی و رفتارهای همدلانه کودکان، پرداختن به کارکردها و نقش مهارتهای زندگی در کنار کارکردهای شناختی کودکان در هر نظام آموزشی ضرورت دارد.

    کلیدواژگان: مهارت های زندگی، یادگیری مفهومی، رفتارهای همدلانه
  • لیلا صلب صیادی، محمدعلی مجلل چوبقلو*، زرین دانشور هریس، صادق ملکی آوارسین صفحات 391-403

    زمینه  و هدف:

     پژوهش طراحی اجرا و ارزشیابی از مولفه های بهبود کیفیت در فعالیت ها و محتوای برنامه های درسی است که راز اثر بخشی برنامه درسی اهمیت دادن به آن هاست؛ هدف پژوهش حاضر ارزشیابی و اعتبارسنجی برنامه درسی ریاضی آمیخته با هنر در دوره ابتدایی بوده است.

     روش پژوهش:

     پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش پژوهش تحلیل محتوای کیفی بوده است که مضامین با کدگذاری متون مصاحبه با خبرگان به دست آمده است جامعه آماری، خبرگان برنامه درسی و معلمان مجرب دوره ابتدایی استان آذربایجان شرقی بودند. نمونه آماری به تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد تجزیه و تحلیل داده ها با روش تحلیل مضمون انجام گرفت.

    یافته ها

    نتایج حاصل نشان داد که عنصر ارزشیابی در برنامه درسی آمیخه با هنر، از ویژگی هایی همچون میزان رضایت دانش آموز از محیط آموزش و روش آموزش برخوردار است و برای بهبود یادگیری بازخورد فوری ارایه شود. در ضمن، کارپوشه، آزمون عملکردی، مشاهده، گفتمان، باز پاسخ، پروژه ای، ابزارهای ارزشیابی می باشند. ارزشیابی آغازین، تکوینی و پایانی، هدف آزاد، خودارزیابی و ارزشیابی گروهی انواع مناسب ارزشیابی در برنامه درسی تلفیقی ریاضی با هنر هستند. در نهایت، برای اعتبارسنجی مضامین حاصل از روش برآورد روایی محتوایی بر اساس جدول لاوشه و نیز والتز و باسل استفاده شد و همه کدهای تشکیل دهنده مضامین تایید گردید.

    نتیجه گیری

    می توان با مد نظر قرار دادن ویژگی های هنر در ارزشیابی درس ریاضی، اضطراب امتحان را در دانش آموزان به حداقل رساند.

    کلیدواژگان: برنامه درسی آمیخته، ارزشیابی، ابتدایی
  • سارا محمودی، علی محمد مزیدی شرف آبادی*، حسین اسلامی صفحات 404-426

    زمینه  و هدف:

     مشخص است که شبکه های اجتماعی مجازی مانند هر نوع ابداع و دستاورد دیگر بشری با انگیزه تامین رفاه و نیل به کمال جوامع انسانی شکل گرفته، اما در جریان اجرای آن به دلیل برخی کج فکری ها و استفاده های نادرست از این ابزار منجر به وقوع آسیب های جسمی و روانی و اجتماعی برای نسل بشر شده است. چنین آسیب هایی ممکن است به حدی فراگیر شوند که منافع و سودمندی های فضای مجازی و شبکه های اجتماعی مجازی را نیز زیر سوال ببرند. از این رو، شناخت این آسیب های اجتماعی و ارایه راهکارهای جهت استفاده مناسب از این شبکه های اجتماعی مجازی حایز اهمیت بوده و نتایج حاصل از آن می تواند بستر مناسبی را برای بهره گیری بهتر از این شبکه ها و کاهش نگرانی های درباره کاربران نوجوان که قشر مهم و اساسی در جوامع هستند را فراهم نماید. این پژوهش با هدف بررسی آسیب های اجتماعی نوجوانان در شبکه های اجتماعی مجازی انجام شده است.

    روش پژوهش: 

    این پژوهش با استفاده از رویکرد کیفی و روش نظریه زمینه ای و با استفاده از نمونه گیری نظری و هدفمند 10 نفر از متخصصان حوزه رسانه انتخاب و مورد مصاحبه قرار گرفتند. فرایند نمونه گیری نظری تا اشباع داده ها ادامه یافت. اطلاعات گردآوری شده با استفاده از کدگذاری باز، محوری و گزینشی مورد تحلیل قرارگرفتند و یافته ها در قالب (یک مقوله هسته) مدل پارادایمی ارایه شدند.

    یافته ها

    نتایج تحلیل مضامین سه مقوله اصلی بمباران اطلاعاتی، آشفتگی ذهنی و اعتیاد اینترنتی را نشان داد که بمباران اطلاعاتی دارای دو مقوله فرعی حجم اطلاعات و کیفیت اطلاعات، آشفتگی ذهنی دارای دو مقوله فرعی وابستگی ذهنی و مشکلات روانی و اعتیاد اینترنتی نیز دو مقوله فرعی استفاده زیاد از اینترنت و دشواری قطع استفاده از اینترنت شناسایی شد.

    نتیجه گیری

    نتایج پژوهش نشان داد آسیب های ناشی از فضای مجازی در روح و روان نوجوانان باعث اختلال در عملکرد آنان می شود که راهبردها و استراتژی هایی لازم است اتخاذ شود تا با کنترل و مدیریت آسیب های اجتماعی نوجوانان در شبکه های اجتماعی مجازی، آسیب پذیری نوجوانان را کاهش داده و به حداقل برسانند.

    کلیدواژگان: شبکه های اجتماعی مجازی، نوجوانان، آسیب های اجتماعی، فضای مجازی
  • مسلم هادلی، جاوید پیمانی*، منصوره تجویدی، محمود حیدری، علیرضا پیرخائفی صفحات 427-438
    زمینه  و هدف

    بیماری مالتیپل اسکلروزیس (MS) شایع ترین بیماری خود ایمنی مرتبط با التهاب سیستم عصبی مرکزی انسان است که اثرات منفی زیادی بر شاخص های عصبی و کارکردهای اجرایی مغز دارد. یکی از رویکردهای درمانی که برای حل مشکلات مزمن و سختی مانند ام اس طراحی شده، طرحواره درمانی است و هدف این پژوهش بررسی اثر طرحواره درمانی بر شاخص های عصبی بیماران مبتلا به ام اس است.

    روش پژوهش: 

    این پژوهش از نوع شبه آزمایشی بود و در قالب طرح پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری با گروه گواه انجام شد. جامعه آماری این پژوهش عبارت بود از کلیه افراد مبتلا به بیماری ام اس در تهران که در پاییز سال 1400 شمسی به یکی از مراکز درمانی شهر تهران مراجعه کرده اند. از میان این جامعه 30 نفر به صورت در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگذاری شدند. گروه آزمایش 8 جلسه تحت طرحواره درمانی قرار گرفت و پیش و پس از مداخله هر دو گروه توسط دستگاه الکتروآنسفالوگرافی مورد سنجش شاخص های عصبی قرار گرفتند.

    یافته ها: 

    نتایج تحلیل واریانس آمیخته نشان داد طرحواره درمانی به طور معناداری شاخص F3 (F=5.88, P<0.05)، شاخص F4 (F=6.44, P<0.05) و شاخص CZ را بهبود بخشید (F=13.04, P<0.001).  

    نتیجه گیری: 

    این نتایج حاکی از این است که اصلاح طرحواره های ناسازگار باعث بهبود معنادار شاخص های عصبی بیماران مبتلا به ام اس می گردد.

    کلیدواژگان: مالتیپل اسکلروزیس (MS)، طرحواره درمانی، شاخص های عصبی
  • فرزانه مقبل باعرض، رضا قربان جهرمی*، فریبرز درتاج رابری صفحات 439-456

    زمینه و هدف:

     پژوهش با هدف ارایه مدل توانایی تحصیلی زودهنگام کودکان پیش دبستانی بر اساس شیوه های فرزندپروری والدین با نقش میانجی هوش هیجانی انجام شد.

    روش پژوهش:

     این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی با تکیه بر تحلیل مسیر بود. جامعه آماری را کودکان دختر و پسر پیش دبستانی شهر تهران و والدین آن ها در سال 99-1400 تشکیل دادند که از میان آن ها، تعداد 413 نفر (231 دختر و 182 پسر) با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. در این پژوهش از ابزار های توانایی تحصیلی زود هنگام، سبک های فرزند پروری هوش هیجانی و مقیاس کمال گرایی، استفاده شد؛ که همگی از اعتبار و روایی قابل قبولی برخوردار بودند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای Spss-21 و LISREL-8.8 استفاده گردید.

    یافته ها

    نتایج تحلیل مسیر نشان داد که مدل پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است. یافته ها بیانگر آن بود که هر سه شیوه فرزندپروری والدین بر هوش هیجانی و همچنین بر توانایی تحصیلی زودهنگام کودکان پیش دبستانی دارای اثر مستقیم و معنادار است؛ همچنین اثر مستقیم و معنادار هوش هیجانی بر توانایی تحصیلی زودهنگام کودکان پیش دبستانی تایید شد.

    نتیجه گیری

    این نتایج لزوم توجه بیشتر دست اندرکاران آموزش و پرورش، مدارس و به تبع آن والدین، به مقوله شیوه فرزندپروری کارآمد و هوش هیجانی متناسب با دوره تحصیلی کودکان برای بهبود توانایی تحصیلی آنان را گوشزد می کند.

    کلیدواژگان: توانایی تحصیلی، شیوه های فرزندپروری، هوش هیجانی، کودکان پیش دبستانی
  • سیدعلی اصغر سیدابراهیمی* صفحات 457-470
    زمینه و هدف

    هدف پژوهش حاضر ارزیابی تاثیر خصوصیات شخصیتی و سبک های هویتی و مدل پنج عاملی شخصیت بر رضایت از زندگی و خود کارآمدی دانشجویان در مواجهه با اختلالات روانی است.

    روش پژوهش:

     این پژوهش بر اساس معیار هدف در گروه پژوهش های کاربردی می باشد، اصلی ترین ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش 5 پرسشنامه استاندارد بوده،جامعه آماری این پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه آزاد کاشان می باشد.حجم نمونه در این پژوهش با استفاده از نرم افزار نمونه گیری Spss Sample Power برابر با 212 نفر و شیوه نمونه گیری در این پژوهش نمونه گیری در دسترس می باشد. ابزا تجزیه وتحلیل اطلاعات پرسشنامه ای این پژوهش نرم افزار آماری SPSS و AMOS می باشد. به منظور تعیین وجود یا عدم وجود تاثیر بین متغیرها و برآورد و تعمیم نتایج به دست آمده از حجم نمونه به جامعه آماری از مدل رگرسیونی ساده با متغیر پنهان جهت ارزیابی فرضیه های پژوهش استفاده گردیده است.

    یافته ها:

     با توجه به یافته های این پژوهش ویژگی های شخصیتی تاثیر معناداری بر رضایت از زندگی داشته است و 42 درصد واریانس متغیر وابسته (رضایت از زندگی) توسط متغیر مستقل (ویژگی های شخصیتی) تبیین شده است. سبک های هویتی تاثیر معناداری بر رضایت از زندگی داشته است و 63 درصد واریانس متغیر وابسته (رضایت از زندگی) توسط متغیر مستقل (سبک های هویتی) تبیین شده است. پنج عامل شخصیت تاثیر معناداری بر رضایت از زندگی داشته است و 70 درصد واریانس متغیر وابسته (رضایت از زندگی) توسط متغیر مستقل (پنج عامل شخصیت) تبیین شده است. ویژگی های شخصیتی تاثیر معناداری بر خودکارآمدی داشته است و 49 درصد واریانس متغیر وابسته (خودکارآمدی) توسط متغیر مستقل (ویژگی های شخصیتی) تبیین شده است. سبک های هویتی تاثیر معناداری بر خودکارآمدی داشته است و 74 درصد واریانس متغیر وابسته (خودکارآمدی) توسط متغیر مستقل (سبک های هویتی) تبیین شده است.پنج عامل شخصیت تاثیر معناداری بر خودکارآمدی داشته است و 55 درصد واریانس متغیر وابسته (خودکارآمدی) توسط متغیر مستقل (پنج عامل شخصیت) تبیین شده است.

    نتیجه گیری:

     یافته های این پژوهش اطلاعات مفیدی را در تاثیر خصوصیات شخصیتی و سبک های هویتی و مدل پنج عاملی شخصیت بر رضایت از زندگی و خود کارآمدی دانشجویان دانشگاه آزاد کاشان در مواجهه با اختلالات روانی فراهم می کند. می توان رضایت از زندگی را بر اساس ویژگی های شخصیتی،سبک های هویتی و پنج عامل شخصیت در جامعه آماری پیش بینی نمود.همچنین می توان خودکارآمدی را بر اساس ویژگی های شخصیتی،سبک های هویتی و  پنج عامل شخصیت در جامعه آماری پیش بینی نمود.

    کلیدواژگان: اختلالات روانی، شخصیت، سبک های هویتی، رضایت از زندگی، خود کارآمدی
  • سیده بدری السادات حسینی، مهدی دوایی*، نجمه وکیلی، معصومه صمدی صفحات 471-482
    زمینه و هدف

    توجه به اخلاق و اخلاق معلمی، امروزه تبدیل به یکی از موضوعات پذیرفته شده در مدارس و مراکز آموزشی و یکی از موضوعات جالب و قابل توجه برای محققین است که تحت عناوین مختلفی مانند اخلاق کار، اخلاق حرفه ای، و... به آن پرداخته شود؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف شناسایی و ارزیابی عوامل موثر بر تربیت اخلاق معلمی با تاکید بر آموزه های اسلام در معلمان دوره دوم مقطع متوسطه شهر تهران انجام پذیرفت.

    روش پژوهش: 

    پژوهش مذکور از نظر هدف بنیادی- کاربردی، از نظر داده های اطلاعاتی، از نوع آمیخته و از نظر نحوه اجراء، داده بنیاد در بخش کیفی و توصیفی پیمایشی در بخش کمی بود. شرکت کنندگان در بخش کیفی پژوهش، خبرگان آموزش و پرورش بود. برای تعیین نمونه ها از روش نمونه گیری غیر تصادفی هدفمند استفاده شد که 20 نفر با استفاده از اصل اشباع به عنوان حجم نمونه، در نظر گرفته شد. در بخش کمی نیز جامعه آماری، شامل تمامی معلمان دوره دوم مقطع متوسطه شهر تهران بود. برای تعیین حجم نمونه بخش کمی از فرمول کوکران استفاده شد و تعداد 300 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. روش نمونه گیری در این پژوهش تصادفی خوشه ای بود. در بخش کیفی پژوهش حاضر از مصاحبه های نیمه ساختمند استفاده شد. به منظور گردآوری داده ها در بخش کمی، از روش های کتابخانه ای (شامل کتاب ها، پایگاه های معتبر علمی و پایان نامه های دانشگاهی) و میدانی(پرسشنامه محقق ساخته) استفاده شد. روایی و پایایی ابزار مورد بررسی و تاثیر قرار گرفت. روش تحلیل داده ها در بخش کیفی کدگذاری نظری برگرفته از روش نظریه پردازی داده بنیاد بود. در بخش کمی از آزمون تی تک نمونه ای بهره گرفته شد.

    یافته ها

    نتایج پژوهش حاضر نشان دادند که ابعاد تربیت اخلاق معلمی با تاکید بر آموزه های اسلام در معلمان دوره دوم مقطع متوسطه شهر تهران، شامل تربیت شناختی، تربیت عاطفی، تربیت رفتاری است. همچنین، ابعاد موثر بر تربیت اخلاق معلمی با تاکید بر آموزه های اسلام در معلمان دوره دوم مقطع متوسطه شامل، ارزش ها و هنجارهای اخلاقی جامعه، سیاست گذاری و برنامه ریزی در نظام آموزشی، معلم و برنامه درسی است.

    نتیجه گیری

    بسترها و موانع پیاده سازی تربیت اخلاق معلمی با تاکید بر آموزه های اسلام در معلمان دوره دوم مقطع متوسطه شهر تهران شامل ابعاد محیطی، اجتماعی، آموزشی، حمایت، برنامه ریزی در نظام آموزشی و آگاهی معلمان معرفی شدند.

    کلیدواژگان: آموزه های اسلام، تربیت، اخلاق، معلم
  • گلریز محمدی لپوندانی، احمد کربلایی محمد میگونی*، سعید ملیحی الذاکرینی، مریم کلهرنیا گل کار صفحات 483-495
    زمینه و هدف

    بیماری های قلبی- عروقی، علت عمدهی ناتوانی و مرگ در کشورهای مختلف جهان بوده و با وجود ابداع روش های مختلف درمانی، هنوز شیوع بالایی دارد. اگرچه مهم ترین عوامل روان شناختی در ایجاد و پیشرفت بیماری های قلبی مورد مناقشه است اما، پژوهش های مختلف نشان می دهد که عوامل روان شناختی به طور معناداری در پیدایش بیماری های قلبی-عروقی نقش دارد. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی گروهی با طرحواره درمانی گروهی بر کژتنظیمی هیجانی در زنان مبتلا به بیماری کرونر قلبی انجام شد.

    روش پژوهش:

     این پژوهش شبه آزمایشی با استفاده از طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل زنان مبتلا به بیماری کرونر قلبی مراجعه‍کننده به بیمارستان آزادی شهر تهران در سال 99-1398 بودند، که تعداد 45 نفر به عنوان نمونه آماری به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل (15 نفر برای هر گروه) جایگزین شدند. ابزار اندازه گیری پژوهش شامل مقیاس کژتنظیمی هیجانی (گراتز و رومر، 2004)، بود. پس از اتمام هشت جلسه رفتاردرمانی دیالکتیکی گروهی و هشت جلسه طرحواره درمانی گروهی در گروه‍های آزمایشی، مجددا پرسشنامه‍های مذکور بلافاصله و پس از سه ماه به ترتیب به عنوان پس آزمون و پیگیری در گروه‍ها تکمیل شد. نتایج با استفاده از روش‍های آماری توصیفی و استنباطی (آزمون تحلیل واریانس با اندازه‍گیری مکرر) در نرم‍افزار  مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    . نتایج حاصل از تحلیل واریانس با اندازه‍گیری مکرر نشان داد که هر دو درمان بر کژتنظیمی هیجانی در زنان مبتلا به بیماری کرونر قلبی از مرحله پیش‍آزمون، به پس‍آزمون و پیگیری موثر بودند (001/0=P)؛ نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی نیز نشان داد که رفتاردرمانی دیالکتیکی گروهی نسبت به طرحواره درمانی گروهی تاثیر بیشتری در کاهش کژتنظیمی هیجانی در زنان مبتلا به بیماری کرونر قلبی از مرحله پیش‍آزمون، به پس‍آزمون و پیگیری دارد (001/0=P).

    نتیجه گیری

    آموزش استفاده از رفتاردرمانی دیالکتیکی گروهی به عنوان یک روش مداخله ای موثر در کاهش کژتنظیمی هیجانی در زنان مبتلا به بیماری کرونر قلبی توصیه می‍شود.

    کلیدواژگان: رفتاردرمانی دیالکتیکی، طرحواره درمانی، کژتنظیمی هیجانی، بیماری کرونر قلبی
|
  • Elham Shariati, Ladan Salimi*, Vahid Fallah Pages 1-10
    Background and Aim

    Cultivating people for the world of work through higher education should be done in such a way that the higher education system creates the necessary competencies in them in general and specialized fields, and this will not be achieved unless the curricula are designed in such a way that this Create and strengthen competencies in graduates. These challenges and opportunities indicate the necessity and feasibility of the Mock-based curriculum in higher education and also affect all components of this type of curriculum. With the correct management of these challenges and the proper foundation for the optimal use of opportunities, it is possible to take full advantage of the capacity of MOCs in the curriculum and increase the efficiency and effectiveness of higher education. This research has been conducted with the aim of investigating the effect of MOQ-based curriculum in the development of students' professional competencies (Case Study: Islamic Azad University of Golestan Province).

    Method

    The current research method is quantitative and qualitative and in terms of practical research purpose and in terms of cross-sectional time, it was carried out using a mixed exploratory method (quantitative and qualitative). The statistical population of this research includes 375 students of Azad University of Golestan province in 1400. To collect data, two tools and semi-structured interview were used. Confirmatory factor analysis was used to validate the questionnaire and Cronbach's alpha index was used to determine reliability.

    Results

    The findings of the research showed that the mock-based curriculum was able to predict 54% of the variance of the professional competencies of Islamic Azad University students. Also, the mock-based curriculum with a t value of 19.001 and a regression coefficient of 0.737 can positively and significantly affect students' professional competencies, and the elements of the mock-based curriculum have been able to account for 60% of the variance of professional competencies. Students of Islamic Azad University, predict.

    Conclusion

    The goals, teaching-learning methods and evaluation of the mock-based curriculum have a significant and significant effect on professional competencies. While the content of the Mock-based curriculum has no significant effect on students' professional competencies. Also, evaluation of the curriculum based on Mock has more predictive power for students' professional competencies.

    Keywords: Mock based curriculum, professional qualifications, students
  • M. Ataei Kachoei, M.R .Falsafinejad *, A .Khodabakhshi Kolaei Pages 11-31

    The purpose of this study was to study the challenges of mentally retarded adolescents in acquiring self-empowerment skills. The present study was a qualitative and data type of foundation. The research data were collected through in-depth and semi-structured interviews. The participants of this study were professionals and practitioners working in educational and retention centers of mentally retarded adolescents who were recruited through purposeful sampling through snowball method in 1989. The city of Tehran was selected. Data were saturated by interviewing 15 experts and the research data were analyzed by Strauss and Corbin method. The results showed that the challenges of acquiring self-directed skills in adolescents with mental retardation can be classified into four main selective codes including family, individual, community, and educational codes. Each of their original selective codes also had axial codes. Family selection code includes three core codes of parental ignorance, social stigma and restrictions, economic, social and family; individual code also includes three core codes of abuse / abuse, inadequacy, and inefficiency; community selection code includes three core codes of inadequate professional support And welfare, lack of enforcement of laws and the absence of related jobs, and selective education code also included two core codes of educational problems and a lack of expert educators. According to the results, lack of awareness and information has led to challenges in adolescents 'self-empowerment skills; awareness of these adolescents' problems and challenges can provide good information for their self-empowerment skills to professionals and practitioners. Country.

    Keywords: Skill, Self-Empowerment, Mental Disability
  • Mehdi Mahmoudi, Shahram Ranjdoust*, Mohamad Azimi Pages 32-37
    Background and Aim

    research indicates that learning disorders are highly prevalent and on the other hand, using a defective classroom management approach in the classroom of all age groups has a serious coexistence with other disorders. The aim of this study was to validate the optimal model of an effective classroom management program for teenagers with learning disabilities and late learners.

    Method

    This research had two methods; First, using a survey method to validate the classroom management model, and then using a pseudo-experimental method and a pre-test-post-test design with a control group, the effectiveness of the classroom management model was determined. The statistical population included teachers and teenage students of one district of Urmia city. The analysis method of the first stage was one-sample t-test and the second stage was covariance, which was used with SPSS software.

    Results

    The findings of the first stage showed that the proposed model of classroom management for adolescents with learning disabilities and late learners is valid from the point of view of experts, and the findings of the second stage also showed that the use of the proposed model significantly improves academic performance; test group increased (p≥0.005).

    Conclusion

    Considering the validity of the proposed model from the point of view of experts and also the effectiveness of using this model in classroom management, it is suggested that the proposed model be used in the classroom management of students with learning disabilities.

    Keywords: effective classroom management, normal students, students with learning disabilities, late learners
  • Leila Jamei*, Mohamadreza Zarbakhsh Bahri Pages 38-51
    Background and Aim

      Numerous studies have been conducted on the relationship between parenting styles and self-esteem, while the role of perfectionism has been overlooked as a mediator in predicting self-esteem. Thus, this study aimed at determining the mediatory role of perfectionism in the prediction of self-esteem among female students based on parenting styles.

    Methods

     The present study was the type of descriptive-correlational studies, and the statistical population included the female students of the Azad University of Tonekabon. The sample was composed of 123 female students of the university that were selected by the convenience sampling method. They have responded to the parenting style questionnaire of Baumrind (1972), Coopersmith's (1967) Self-Esteem Inventory, and the perfectionism inventory scale of Hill (2004). The structural equation modeling with SPSS26 and PLS3 software was used to analyze the data.

    Results

    The findings indicated that the structural model of perceived parenting styles along with self-esteem was fitted through the mediation of perfectionism among students. The results stated that all paths were significant except permissive and authoritative paths to self-esteem and the authoritarian path to negative perfectionism. Furthermore, the indirect effect of permissive and authoritative styles of parenting on self-esteem through negative perfectionism, respectively, was -0.223 and -0.207, respectively. And the indirect effect of permissive, authoritative, and authoritarian parenting styles on self-esteem through positive perfectionism was -0.205, -0.204, and 0.261, respectively. The results were statistically significant.

    Conclusion

    According to the findings of the research, it can be concluded that the individual's self-esteem can be predicted through perfectionism and parenting styles.

    Keywords: parenting styles, self-esteem, perfectionism
  • Nazanin Yousefi Pages 52-59
    Background and Aim

    The family has always been considered as the most important human system and the patterns of communication that parents establish with Youth in social settings can play an important role in social interest. The aim of this study was to determine the role of social interest in predicting communication patterns of adolescent girls patterns.

    Methods

    The present study was a descriptive correlational study. The statistical population included students in Rasht in the academic year 2020, the sample was 101 students from the first year of high school were selected by multi-stage random sampling method. The research instruments were Alizadeh et al.'s Children of Social Interest Questionnaire (2015) and Christensen and Salavi (1984) Communication Patterns Questionnaire. Data analysis was calculated by multivariate regression method using SPSS software version 21.

    Results

    The findings showed that there is a positive and significant relationship between communication patterns with feelings of equality / feeling of superiority at the level of 0.01 and responsibility for homework, communication with people and empathy, courage and confidence and social interest. They can predict communication patterns at a confidence level of 0.01. Also, the variable of communication with people and empathy was determined as the strongest predictor of communication patterns.

    Conclusion

    It can be concluded that effective communication patterns such as communication and empathy between parents and students can play an important role in improving their social interest.

    Keywords: responsibility, empathy, social interest, communication patterns
  • Javad Farshbaf-Zivari, Abbas Bakhshipour Roudsari Pages 60-69
    Background and Aim

    Present research intends to evaluate structural equations among dogmatism, identity styles, commitment and religious faith using Structural Equation Modeling (SEM). Hypothesis indicates that individuals who are dogmatic considering their cognitive style, are more likely to have normative identity style, more committed to their beliefs and more prepared to accept religious faith.

    Methods

    This research is descriptive-correlative type. 160 young people from Tabriz, Iran participated and they had the age of 20 to 35 years old. Mentioned group responded to Rokeach’s Dogmatism scale, fifth version of Identity Style Inventory (ISI-5) and The Santa Clara Strength of Religious Faith Questionnaire (SCSORF). Data analysis administered using Exploratory Factor Analysis, Confirmatory Factor Analysis and Structural Equation Modeling. In addition, in order to categorize, analyze and compute data SPSS ver.25 and SPSS Amos ver.24 applications were used.

    Results

    Assessment of the model based on hypothesis clarified that it’s fitting according to model fit scores (CFI=0.94, GFI=0.95, NFI=0.89, RMSEA=0.081). Also, correlations between variables were in the same direction with predicted model (p<0.05).

    Conclusion

    Generally, present article concluded there is a strong relationship between dogmatism-related cognitive style and identity style formation which leads to high levels of commitment and tendency to religious belief and faith.

    Keywords: cognitive style, commitment, dogmatism, identity style, religious faith
  • Zahra Tanha*, Masoome Momeni Mofrad, Masoome Nasirizade Pages 70-77
    Background and Aim

    Iran is a country with valuable cultural and artistic works and Ferdowsi Shahnameh is one of them. Unfortunately, despite the existence of such a valuable treasure and the exploits that can be made of it, especially in education, it has been used to a limited extent. Accordingly, this study sought to investigate the effect of holding Shahnameh reading courses on aggression, social skills and national identity of students.

    Methods

     This study is based on the applied purpose and in terms of the type of research in the field of quasi-experimental studies. The statistical population of this study consists of all fourth-grade students of girls' schools in Khorramabad. Sampling in this study was performed using the available non-probability method. Accordingly, after conducting initial discussions and obtaining permission from the students' parents, finally 30 people from the statistical community were identified as the research sample. The data required in this study were collected using a questionnaire based on a 5-point Likert scale. Aggression was assessed using the AGQ questionnaire with 30 questions, social skills were assessed using the Gersham and Elliott (1990) questionnaire with 29 items, and national identity was assessed based on the Batman questionnaire (2005) with 12 items. The data collected in this study were analyzed due to the non-normality of the obtained data using Wilcoxon test.

    Results

      Findings of this study showed that the average aggression of students after holding the Shahnameh reading course decreased significantly (with a significant level of 0.000) to 0.827. Descriptive analysis of the data shows that the average of social skills and national identity increased by 0.648 and 0.758, respectively, at the significant level of 0.002 and 0.001.

    Conclusion

      The results of this study show a Z statistic above 1.96 for each of the variables, which shows a significant difference between the means before and after the Shahnameh reading period.

    Keywords: Shahnameh reading, violence, social skill, National identity
  • Seyed Mahdi Hosseini, Saeedeh Saadatmand*, Fahimeh Momen Pages 78-88
    Background and Aim

    Body image represents how one perceives his/her body and acts as the most important part of an individual’s image of oneself. It is because a person's physical appearance is the first feature that is judged by people when they encounter each other. The aim of this study was to investigate the relationship between flourishing and body image in female students.

    Methods

     This research is descriptive and correlational. The statistical population of the present study included all 11- to 13-year-old female students in Kavar schools who were studying in 2020. From among them, based on Morgan table and using the available sampling method, 250 female students were selected as the sample. In order to collect research data, the body image questionnaire (Kesh and Prozinsky, 1985) and the flourishing questionnaire (Soleimani et al., 2015) were used. Data were analyzed using Pearson correlation coefficient method and SPSS software.

    Results

    There is a positive and significant relationship with flourishing. But there is a significant relationship between weight satisfaction only with the component of the relationship and overall prosperity.

    Conclusion

       The results showed that body image, as an element that a person has a positive or negative about their body, affects his mental life and attitudes, which leads to accepting the value of the person and believing in his positive social development.

    Keywords: Body image, Flourishing, Students
  • Roozbeh Shirooyeh*, Behnood Khorsand Nobahar Pages 89-100

    More than any other group, adolescents engage in a wide range of risky behaviors that can be costly for them, their families, and their communities. High-risk behaviors are potentially destructive behaviors that individuals commit intentionally or unaware of adverse individual and social consequences. In other words, high-risk behaviors are behaviors that endanger people's health and well-being. High-risk behaviors include a range of behaviors. The main purpose of this study was the effectiveness of emotion-focused therapy on the dark triangle of personality, high-risk sexual behaviors and behavioral activation / inhibitory systems (BAS / BIS) in adolescents referred to DIC centers in Tehran. The research method was quasi-experimental and the design used was pre-test post-test with a control group. The statistical population of the study included adolescents referring to vulnerability reduction centers and night shelters in Tehran in the second 6 months of 1399. Using the available sampling method, 30 people were selected and randomly divided into experimental and control groups Each group (15 people) were assigned. The measuring instruments were the Short Dark Traits of Personality Questionnaire (Johnson and Webster, 2010), the High-Risk Sexual Behaviors Questionnaire (Zarei et al., 2010) and the Inhibition / Behavioral Activation System Scale (Carver and White, 1994). Emotion-focused therapy was performed on the experimental group for 8 sessions of 90 minutes. The results of multivariate analysis of covariance showed that emotion-focused therapy had an effect on reducing the three dark symptoms of personality disorder, high-risk sexual behaviors, and behavioral activation / inhibition systems.

    Keywords: Behavioral inhibition, Dark personality triad, Behavioral activator, High-risk sexual behaviors, Emotion-focused therapy
  • L. Shahbazi, M .Khorvash* Pages 101-114

    The purpose of this study was to investigate the effectiveness of teaching positive attitude and optimism with cognitive-behavioral approach to quality of life and depression among adolescents. This quasi-experimental study was conducted with the experimental and control group and the pre-test and post-test design. The statistical population of the 3rd grade high school students was in Isfahan. Students who had more scores in depression scores and lower quality of life scores were selected according to the entrance criteria for a sample size of 30 and randomly assigned to two experimental and control groups. The experimental group received 6 sessions of intervention in a group and control subjects were placed on the waiting list. Both groups responded to the quality of life of Vier and Sergun and Beck Depression before and after the experiment. To analyze the data, covariance analysis was used. The results showed that education of positive attitude and optimism skills with cognitive-behavioral approach significantly decreased depression. Also, teaching positive attitudes and optimism with cognitive-behavioral approach had a significant effect on quality of life in overall score as well as in general health dimensions , Physical function, role limitation due to physical, role limitation due to emotional, physical pain, social function, fatigue or vitality and mental health. Based on the findings, it can be concluded that positive cognitive-behavioral education and optimism improve quality of life and lead to depression in students.

    Keywords: Cognitive Behavioral Positive, Quality of Life, Depression
  • M. Derakhshandeh, M. Bahadoran, A .Motaghed, Gh .Motaghed, V.M. Tafteh, A .Velayati, F. Namjoo Pages 115-126
    Background and Aim

    Attention deficit hyperactivity disorder (ADHD) is a common behavioral problem in children worldwide and affects the lives of patients, parents, and society. The main feature of this disorder is a stable attention deficit hyperactivity disorder and impulsivity model in people who have more frequent and severe symptoms compared to people who are at the same level of growth. The present study aimed to determine the difference between executive functions and help-seeking in students with attention deficit hyperactivity disorder (ADHD) and normal students.

    Methods

    The present study was a descriptive and causal-comparative study and its statistical population consisted of all students (girls and boys) in the fourth to sixth grades of the elementary school in Yasuj in the academic year 2019-2020. Among the statistical population, 50 normal students were selected using the multistage cluster sampling method, and 50 students were selected with attention deficit hyperactivity disorder using the purposive method. Data were collected using the academic help-seeking scale by Ryan and Pintrich (1997), and the Behavior Rating Inventory of Executive Function (BRIEF) (2000). After collecting and extracting data, participants' scores were analyzed using analysis of variance (univariate and multivariate).

    Results

    The results of multivariate analysis of variance indicated that there was a significant difference between executive functions and academic help-seeking in students with attention deficit hyperactivity disorder and normal students. The results also indicated that there was a significant difference between the two groups of students with attention deficit hyperactivity disorder and normal students in terms of components of executive functions (behavior regulation, metacognition), and components of academic help-seeking (accepting help and avoiding help-seeking).

    Conclusion

    Children who suffer from attention deficit hyperactivity disorder have more executive dysfunctions than normal children and benefit from help-seeking behaviors to solve fewer problems. Therefore, it is necessary to consider psychological interventions and training to improve and solve the problems of these students.

    Keywords: Academic help-seeking, Executive functions, Attention deficit hyperactivity disorder
  • Zahra Shirvani, Soheil Moazami goudarzi, Zolfaghar Abyar Pages 127-139
    Background and Aim

    Game is a part of human life from birth to death. Physiologically, humans need movement and play is an important part of this movement. Humans need to think for their mental and social development, and play is the leaven of thinking. The aim of this study was the effectiveness of play therapy on social and cognitive skills of students with sensory-motor disabilities in Yasuj. To achieve this goal, a statistical population including students with disabilities, motor and sensory motor skills of Yasuj in the academic year 2021 who were studying was used.

    Methods

    The research design is experimental, pre-test post-test with a control group and an experimental group. The sample size is up to 30 students with motor-sensory disabilities (15 in the experimental group and 15 in the control group) using the available sampling method. Experimental group members underwent play therapy during 12 weekly sessions, and advanced perceptual-visual test, Frostig, Godanoff dummy painting test, and Wineland maturity scale were used to collect data. Data analysis was performed at both descriptive and inferential levels. Then, analysis of covariance, t-test and data were analyzed using SPSS-22 software.

    Results

    The results of descriptive statistics and scores of each skill (cognitive, social) in this study showed an improvement in the condition of the experimental group compared to the control group (p≤0.05). Also, the results of analysis of covariance showed that play therapy significantly improved the mean scores of cognitive and social skills in the control group compared to the experimental group (p≤0.05).

    Conclusion

    According to the results, it seems that play therapy can strengthen the social cognitive skills of students with sensory-motor disabilities. Therefore, exceptional pediatricians as well as caregivers are recommended to use play therapy as an intervention method in the treatment of these people.

    Keywords: Play Therapy, Cognitive-Social Skills, Students, Sensory Motor Disability
  • M .Ghezelseflo*, M .Rostami, F .Mamashli Pages 140-151
    Background and Aim

    Learning problems are undeniable facts that can be seen in all societies and cultures. The purpose of this study was to determine the effectiveness of behavioral parenting program training on improving the parent-child relationship of mothers with children with learning disabilities.

    Methods

    The current research was semi-experimental with experimental and control groups and a pre-test and post-test design. The statistical population consisted of mothers with children with learning disabilities aged 7 to 10 years who referred to the Minodasht Education Counseling Center. 20 students were selected purposefully and using the random replacement method in two groups of 10 people (10 people in the experimental group and 10 people in the control group) were placed. Parent-child relationship questionnaire will be conducted under the supervision of the researcher for both experimental and control groups. Subsequently, the mothers of the experimental group were exposed to 8 sessions of behavioral education in a group (psycho-educational sessions), and at the end of the sessions, the questionnaires were repeatedly performed by the mothers of both groups. For analyzing the obtained data, descriptive statistics and repeated measures variance analysis were used.

    Results

    The results showed that behavioral skills training to mothers significantly increased the level parent-child relationship (P=0/001).  

    Conclusion

    Based on the findings, it can be concluded that teaching parenting program in a behavioral way to mothers improves the parent-child relationship in students with learning disabilities.

    Keywords: Parenting program, Parent-child relationship, learning disorder
  • Ramin Karimi, Bahram Mirzaian*, Ghodratollah Abbasi Pages 152-163
    Background and Purpose

    Cancer is known as one of the most important health problems around the world, and if its prevalence increases in this way, according to the United Nations estimate, one out of every five people will definitely get one of the forms of cancer. The present study was conducted with the aim of determining the effectiveness of psychotherapy based on acceptance and commitment on the inner happiness and quality of life of women with breast cancer.

    Methods

    The research method was semi-experimental with a pre-test-post-test design and follow-up with the control group. The statistical population included all young women 20 to 45 years old with breast cancer who received a definite diagnosis of breast cancer according to clinical and laboratory examinations by a specialist. Among them, 30 people were selected by available sampling method and randomly replaced in two experimental groups (psychotherapy based on acceptance and commitment) and control (15 people in each group). Then the experimental group was treated in 10 sessions of 90 minutes (one session per week) with psychotherapy methods based on acceptance and commitment based on the protocol of Hayes et al. (2004) and the waiting list group was not subjected to any intervention until the end of the follow-up. The data were collected with the help of Argyle's (2001) inner happiness questionnaires, quality of life questionnaire (SF-36) and were analyzed through analysis of variance with repeated measures and using SPSS-22 software.

    Results

    The results of the research showed that psychotherapy based on acceptance and commitment is effective on the inner happiness (P<0.001) and quality of life (P<0.001) of women with breast cancer.

    Conclusion

    As a result, health professionals can use psychotherapy based on acceptance and commitment along with other treatment methods to improve the inner happiness and quality of life of vulnerable groups, including breast cancer patients.

    Keywords: psychotherapy based on acceptance, commitment, inner happiness, quality of life, women with breast cancer
  • Shahin Shahidi, Ramazan Hassanzadeh*, Bahram Mirzaian Pages 164-173
    Background and Purpose

    Psoriasis is a chronic and common skin disease that affects approximately 2% of the population. The impact of this disease on the quality of life of patients is very high even in cases where a very small level of the body is involved. The aim of this study was to evaluate the effectiveness of acceptance and commitment therapy on psychological hardiness and distress tolerance in patients with psoriasis.

    Methods

    The present research method is quasi-experimental with pre-test-post-test design and one-month follow-up with a control group. The statistical population consists of all female patients who referred to the skin and hair clinics of Boroujerd in 2022 who received a definitive diagnosis of psoriasis. Among them, 30 patients with psoriasis whose depression rate was higher than the cut-off point were selected by non-random sampling method and alternated in experimental group (acceptance and commitment therapy) and control group. (15 people in each group). Acceptance and commitment therapy was performed according to the Protocol (Hassanzadeh, 2020) in 8 sessions of 90 minutes in the experimental group. Data were collected using the Lang and Golett (2003) Psychological Hardiness Questionnaire, Simmons and Gaher (2005) and Beck (1996) Depression Inventory. Data were analyzed using SPSS-22 software and repeated measures analysis of variance.

    Results

    The results showed that acceptance and commitment therapy is effective on psychological hardiness (p<0.001) and distress tolerance (p<0.001) in patients with psoriasis.

    Conclusion

    It can be concluded that acceptance and commitment therapy was effective on psychological hardiness and distress tolerance in patients with psoriasis and this treatment can be used to reduce the adverse effects of the disease on patients' lives and take supportive measures.

    Keywords: acceptance, commitment therapy, psychological hardiness, distress tolerance, psoriasis
  • M .Asheri, P .Ghodsi*, M. Ghassemi Pages 174-187
    Background and purpose

    It seems that the main source of smartphone addiction in teenagers and young adults is environmental stress such as school and family; The present study was conducted with the aim of smartphone management styles and smartphone addiction: the mediating role of hot executive functions in students.

    Methods

    The research method is cross-sectional correlation. The statistical population of this study consisted of all students of normal schools for boys and girls aged 15 to 18 years living in Tehran in 1399-1400, from which 722 people were selected by available sampling method. In this study, mobile dependency tools (Bianchi and Phillips, 2005), smartphone management styles (Hsieh et al., 2019) and executive functions (Balster Gerrard et al., 2000) were used, all of which have valid credibility and reliability, they were accepted. SPSS-V24 and Amos-V8.8 software were used to analyze the data.

    Results

    Structural equation modeling was also used to answer the research hypotheses. Findings showed that the model has a good fit. The results also showed that the direct standard path of smartphone management on smartphone addiction is indirect and significant (P=0.05).

    Conclusion

    The results showed that the effect of direct standard of smartphone management on phone addiction is significant and the effect of indirect standard of smartphone management on phone addiction with the mediating role of hot executive functions is significant. Therefore, paying attention to the mentioned variables in prevention and designing more appropriate therapies will help researchers and therapists.

    Keywords: smartphone, management styles, addiction, hot executive functions
  • Fatemeh Mirhoseini, Mahmoud Shirazi*, Fatemeh Soghra Karbalaei Herafteh Pages 188-198
    Background and purpose

    The purpose of this study was to teach choice theory to increase mental health and academic self-efficacy of female high school students.

    Research method

    It was a semi-experimental research design of pre-test-post-test and follow-up type with a control group. The sample includes 40 female high school students who were randomly selected. Selection theory training was conducted on the experimental group for 12 sessions of 120 minutes, and a post-test was conducted after the sessions. GHQ and Morgan's academic self-efficacy questionnaire were used to collect data.

    Findings

    The results of covariance analysis showed that choice theory training was effective in increasing the mental health and academic self-efficacy of female high school students.

    Conclusion

    Therefore, according to The effectiveness of choice theory training on improving mental health and academic self-efficacy, it is recommended to educators to use the choice theory training program in order to improve the condition of students.

    Keywords: Choice theory, mental health, academic self-efficacy, students
  • Seyede Zahra Hodaei Nia, Javid Peymani*, Zoreh Rafezi, Fatemeh Mohammadishirmahale, Parisa Peyvandi Pages 199-211
    Aim

    This research aims to explain of eating behavior based on executive function and the mediating role of emotional regulation was performed.

    Method

    The method of the current research was a descriptive correlation type. The statistical population of the research was all men and women between 30 and 40 years of age in Tehran in 1400, of which 190 people were selected as the research sample using a random multi-stage cluster sampling method method. In this research, the tools of eating behavior (Dutch, 1986), executive functions (Najati, 2013) and cognitive emotional regulation (Garnefsky and Kraij, 2006) were used. Amos-V8.8 software was used to analyze the data. In order to analyze the research data, structural equation modeling method was used.

    Findings

    The research findings showed that the research model has a good fit. The results showed that neurocognitive executive functions negatively and significantly predict eating behavior. Also, the results showed that neurocognitive executive functions positively and significantly predict eating behavior through the mediation of emotional cognitive regulation.

    Conclusion

    Therefore, executive functions and emotional regulation play an important role in predicting the eating behaviors of overweight and obese people, which should be considered in prevention and treatment programs.

    Keywords: emotional regulation, eating behavior, executive functions
  • Behnoush Radpor, Maasuomeh Behboodi*, Farideh Dokanehi Fard Pages 212-225
    Background and Purpose

    Sexual satisfaction is an important factor of marital life satisfaction, and those with higher sexual satisfaction have a significantly better quality of life than those without sexual satisfaction. The present research aimed to compare the effectiveness of marriage enrichment (PAIRS) and the Prevention and Relationship Enhancement Program (PREP) in improving the sexual satisfaction of young couples.

    Research Method

    The research was semi-experimental (pretest-posttest with a control group and a one-month follow-up). The statistical population consisted of couples who visited Bina, Salam Zendegi, Emamat, and Shokraneh centers in the east of Tehran. Among the couples, who visited the centers from May to June 2021, 35 couples agreed to cooperate and participate in the research after screening using the sexual satisfaction questionnaire (LSSQ) by Larson et al. (1998), and 30 couples were selected by the purposive method and were randomly assigned to three groups, two experimental groups, and one control group. In the research, 10 couples (n=20) were assigned to the marriage enrichment (PAIRS) group, 10 couples (n=20) to the Prevention and Relationship Enhancement Program (PREP) group, and 10 couples (n=20) to the control group. Data were analyzed using the repeated-measures analysis of variance (ANOVA).

    Results

    According to the results, marriage enrichment intervention (PAIRS) and the Prevention and Relationship Enhancement Program (PREP) were effective in improving sexual satisfaction (F=67.73, P=0.001), and the effect was stable in the follow-up stage.

    Conclusion

    Group counseling for couples using the marriage enrichment method (PAIRS) and the Prevention and Relationship Enhancement Program (PREP) were both effective in improving marital sexual satisfaction. Based on the research findings, marriage enrichment (PAIRS) and the Prevention and Relationship Enhancement Program (PREP) were effective ways to improve marital satisfaction.

    Keywords: Marriage enrichment, The Prevention, Relationship Enhancement Program (PREP), Sexual satisfaction
  • Neda Mohseni, MohamadAli Hoseini*, Nadergholi Ghorchian Pages 226-237
    Background and purpose

    School factors such as its staff, which include teachers, administrators, supervisors, educational coaches, office managers and even servants, etc. in the school, can leave an impact on children and teenagers; Therefore, the purpose of this research is to investigate and present the model of improving the interaction between school and family in preventing the misbehavior of social teenagers (from the point of view of teachers and administrators of schools in Tehran).

    Research method:

    the current research is applied in terms of purpose and descriptive-survey in terms of the nature and method of collecting information; And it is specifically based on structural equation modeling. The research data has been used using a questionnaire made by the researcher. The statistical population of the research is all principals and teachers of secondary schools in Panj city of Tehran. Cochran's formula was used to determine the sample size. According to the statistical population and according to Cochran's formula, 346 people were selected as a sample. The sampling method was a one-stage cluster random method and simple random.

    Findings

    The results showed that in order to explain the data and check the fit of the model, the value of R2 for endogenous latent variables, as well as the variability value of the indicators of an endogenous structure, was used from the red criterion, and the obtained value was equal to 0.450. To fit the overall model, the GoF criterion method was used, the value obtained was equal to 0.57, which shows the strong fit of the model.

    Conclusion

    The results showed that when parents participate in their child's education, the students' attitudes, behaviors and academic status are strengthened and it makes teenagers stay away from abnormal social behaviors. According to these results, it is suggested to the education organization to allocate enough funds and resources for the activities of teenagers in the school and try to help in the interaction of families and teenagers with the school by creating additional classes and a good educational environment. .

    Keywords: School, family interaction, social misbehavior, teacher interaction, manager interaction
  • Masomeh Sarhangi, Seyed Davoud Hosseini Nasab*, Amir Panahali Pages 238-251
    Background and purpose

    The presence of a mentally retarded child in the family puts all family members, especially the mother, under psychological pressure. The present research was conducted with the aim of comparing the effectiveness of life skills training and meaning therapy on communication skills and parenting stress of mothers of intellectually disabled children.

    Methods

    The research method was a semi-experimental type with a pre-test-post-test design with a control group. The statistical population was all the mothers of children with mental disabilities in the exceptional schools of Urmia city in the academic year of 2019-2019. Using the available sampling method, 60 people were selected as a sample for the research and divided into two experimental groups (40 people) and a control group. (20 people) were appointed. Matson's questionnaire was used to measure communication skills and Abidin's questionnaire was used to measure mothers' parenting stress.

    Findings

    Life skills training was effective in increasing communication skills and reducing parenting stress and its sub-scales (p>0.05). Also, meaning therapy training was effective in increasing communication skills and reducing parenting stress and its sub-scales (p>0.05).

    Conclusion

    two intervention methods of life skills training and meaning therapy can be used to increase communication skills and also reduce parenting stress of mothers of intellectually disabled children in order to optimize their mental health.

    Keywords: communication skills, parenting stress, life skills, meaning therapy, intellectual disability
  • Hojat Allah Moradi Pordanjani, Mustafa Niknami*, Ali Taghi Pourzahir, Parivash Jafari Pages 252-273
    Background and Purpose

      The aim of this study was to provide a Model for Education of Entrepreneur Students in Elementary.

    Metod: 

    The statistical population in the qualitative section includes experts in the field of entrepreneurship and in the small part of the managers and experts of the Chaharmahal and Bakhtiari province and entrepreneurship faculty of the Faculty of Entrepreneurship of Tehran University in 1397 (N = 684).Sample size in the qualitative section was estimated based on the data saturation principle (10 people) and in the quantitative section 297 people were estimated based on Cochran formula. A qualitative sampling was used to select the sample in the qualitative section and in the quantitative section a stratified sampling was used. The data collection tool was a qualitative, semi-structured interview and a researcher-made questionnaire in the quantitative section. The face validity of the questionnaire was verified through trial and content validity through expert judgment and convergent validity through the calculation of the mean of the variance extracted. The reliability of the questionnaire was obtained through Cronbach's alpha for the whole questionnaire of 0.84. To analyze the data in the qualitative section, open and axial coding and in the quantitative part of the AVE, AVE, Kolmogorov-Smirnov, exploratory factor analysis, confirmatory factor analysis and t-tests were used.

    Results

    The results obtained to identify 6 dimensions and 41 indicators led to the naming of the following: individual, social, economic, structural, behavioral, and environmental. In addition, 9 methods, 7 infrastructure and 7 requirements were also identified for the development of entrepreneurial students through this model.

    Conclusion

    Other results showed that the current status of the dimensions, indicators and methods, infrastructure and requirements for the education of the student is lower than the average of the society. 21 The executive mechanism was also developed to educate entrepreneurial students in the elementary degree agreed upon by a sample of research. Model 6 includes a philosophy and objectives of the model, theoretical foundations, dimensions and indicators, infrastructures and requirements, and the implementation mechanism for raising entrepreneurship in the elementary school, and its degree of appropriateness was 95 percent confirmed by experts.

    Keywords: Education, Entrepreneur Student, Primary School
  • Ashraf Al-Sadat Fatemi, Mostafa Askarian*, AliAkbar Khosravi Babadi Pages 274-289
    Background and Purpose

      The present research was conducted with the aim of presenting a model of knowledge management in Farhangian University.

    Methods

    This research has benefited from the exploratory mixed method and is practical in terms of its purpose and has been implemented in two qualitative and quantitative parts. The statistical population of the research in the qualitative part included 10 experts from Farhangian University in the field of knowledge management, and in the quantitative part, 266 people were selected as a sample based on Cochran's formula. In this research, research items were extracted by relying on metacomposite technique followed by Delphi technique. Investigations showed that the knowledge management model has 3 dimensions of knowledge management processes, knowledge management infrastructure and business process improvement. In this regard, 72 items were placed in 13 components of knowledge creation, knowledge sharing, knowledge application, culture, knowledge enhancers, environment, knowledge management perspective, employees, information technology, management and leadership, accountability and flexibility, development of science and innovation, and economic prosperity. Then, the model was fitted using confirmatory factor analysis.

    Results

    The studies showed that the research model has a good fit. Also, knowledge management infrastructures have a positive and significant effect on knowledge management processes and knowledge management processes have a positive and significant effect on improving work processes.

    Conclusion

    The results showed that among the dimensions of the research, the improvement of business processes was given the first priority. Also, among the subjects, application of knowledge, economic prosperity, and development of science and innovation were ranked first to third, respectively

    Keywords: Knowledge, Knowledge Management, Farhangian University
  • Arina Pourkamali, Akbar Mohammadi*, Sara Haghighat Pages 290-298
    Background and purpose

    Fernald's multi-sensory approach is trying to develop the basic skills of reading and writing through auditory, visual, kinetic and tactile motivations, and during it, by focusing on visual, auditory attention and correct pronunciation, it contributes to comprehensive phonological awareness; Therefore, the aim of this research was the effect of education based on Fernald's multisensory approach on improving visual memory and fluency of students with learning disabilities. Research

    method

    This research was in the category of semi-experimental research (pre-test, post-test with experimental and control group and random placement) in terms of practical purpose and method. The statistical population included 6th grade male students with learning disabilities in Semnan who were studying in the schools of this city in the academic year of 2017-2018. 14 people from the research community (7 people in each group) were selected as participants in a targeted manner and based on the entry criteria, and were placed in two control and experimental groups. The experimental group participated in 10 training sessions based on Fernald's multi-sensory approach, and during this time, the control group did not receive any intervention. The data of the research was collected using the Colorado learning problems scale of Willcott et al. The data were analyzed in two stages, pre-test and post-test, using analysis of covariance test.

    Results

    The results of the research showed that training sessions based on Fernald's multisensory approach have been able to significantly increase the variable of reading problems (P<0.05) and there was no significant improvement in the variable of visual memory.

    Conclusion

    The findings of the present study emphasized the effectiveness of the multi-sensory approach in improving the academic status of students with learning disabilities.

    Keywords: Fernald's multisensory approach, psychic reading, visual memory, learning disorder
  • Mohammad Talebi, Hossein Dehqan*, Faizollah Nouroozi Pages 299-312
    Background and Purpose

    The emergence of technology and mass media has affected families, social relations, and its values and has led to changes in the behavior and interactions of family members. As mass media are the most important technologies affecting our world, social networks and the Internet have penetrated in a way that it is impossible to imagine life without them, and they have made positive and negative changes to the family cohesion of users by affecting the form of interactions between people. According to the above topics, the present study aimed to investigate the effect of using virtual social networks on the family cohesion of the citizens of Tehran.

    Methods

    Based on the type of collected and analyzed data, the present research was quantitative, and had a field type in terms of the method of facing with problems. The research technique had a survey. The statistical population was equal to 2915543, the sample size was 375, and the sampling method was a combination of simple and cluster random sampling. The mean use of social networks was 1 hour and 36 minutes per day.

    Results

    The results of the hypothesis test indicated that the hypotheses about the effect of the virtual social networks on intra-family cohesion and its quantitative and qualitative dimensions were confirmed and the effect was direct and positive. The rate of using virtual social networks could predict changes in the family cohesion variable by 9%, the quantitative dimension by 9%, and the qualitative dimension by 27%.

    Conclusion

    The general results indicated that the rate of using social networks caused changes in the level of family cohesion in Tehran users.

    Keywords: Modern media, Virtual social networks, Family cohesion
  • Seyyedeh Maryam Mousavi, Saeed Moradi*, Leyla Sharifian Pages 313-325
    Background and Aim

    Transformational leadership plays an important role in creating a dynamic and active vision. As a result, the aim of this research was presenting a transformational leadership style model for educational managers of Islamic Azad University.

    Methods

    This study in terms of purpose was applied and in terms of implementation method quantitative from type of correlation. The research population was educational managers of Islamic Azad University of Tehran province in the academic years of 2021-22 with number of 135 people. The sample size was calculated based on Cochran's formula 102 people, which this number according to the size of the regions were selected by stratified random sampling. The research tool was a researcher-made questionnaire of transformational leadership style (141 items) whose psychometric indicators were evaluated as suitable. Data were analyzed by exploratory factor analysis and structural equation modeling methods in SPSS-26 and AMOS-23 software.

    Results

    The findings showed that the transformational leadership style had 22 components in 8 dimensions were include of relationship networks, leader characteristics, resource preparation, situation analysis, change drivers, management during change, team formation and stakeholder support and change actions, which factor loading and average variance extracted from all of them was higher than 0.50 and the reliability of all of them was calculated higher than 0.80. Also, the transformational leadership style model for educational managers of Islamic Azad University had a good fit and the transformational leadership style had a significant effect on all 8 dimensions and each of the eight dimensions had a significant effect on its related components (P<0.05).

    Conclusion

    According to the results of this study, planning to realize the transformational leadership style in educational managers of Islamic Azad University is necessary to improve organizational performance and effectiveness.

    Keywords: Leadership style, Transformational leadership, Educational managers
  • Maryam Mohseni, Hasan Mirzahosseini*, Majid Zargham Hajebi Pages 326-336
    Background and purpose

    Emotion is a developmental construct whose effects on decision-making and other variables have been the focus of cognitive psychologists; Psychologists believe that emotions grow with the age of the child, in other words, children at different ages have different emotional development. This research was conducted with the aim of investigating emotion regulation among four- to six-year-old children, focusing on their developmental and gender differences.

    Methods

    The current research is a causal-comparative research that investigated the differences between four to six-year-old groups and the difference between boys and girls in terms of emotion regulation. For this purpose, using the available sampling method, 30 children (5 boys and 5 girls from each age group) were examined in Qom city. The games "keeping a secret" and "disappointing gift" were respectively games related to the measurement of positive emotion regulation and negative emotion regulation of children by Carlson and Wang (2007). In order to analyze the results, SPSS27 software was used.

    Results

    Results revealed that motion regulation level for four, five and six year old children is significantly different. Six-year old have significantly higher levels of both positive and negative emotion regulation. Positive and negative emotion regulation ability of five-year-old children is significantly higher than four year old. Moreover, results suggested that girls are significantly more capable of emotion regulation for both positive and negative emotions than boys (P<0.001).

    Conclusions

    According to the findings, for children aging 4 to 6year, the emotion regulation capability promotes as they grow. This is true for both positive and negative emotions. Children’s gender also impacts children’s emotion regulation: girls have higher levels of emotion regulation for positive and negative emotions.

    Keywords: Emotion regulation, Positive emotion regulation, Negative emotion Regulation, Developmental differences
  • Elahe Graily Moshkabadi, Shaban Heydari*, Mohammadkazem Fakhri Pages 337-348
    Background and Purpose

    Academic procrastination sometimes causes compensable damage to students and among the results of procrastination are anxiety, neuroticism, insufficient motivation, low academic performance, poor self-evaluation. The present study was conducted with the aim of comparing the effectiveness of cognitive behavioral thrapy and acceptance and commitment therapy on academic procrastination in self-injuring second year high school students.

    Methods

    The research design was a semi-experimental pre-test-post-test type with control and follow-up groups. The statistical population of this research is the self-injuring male students of the second secondary level of schools in district one of Sari city, who were studying in the academic year 2021-22; In this research, 45 students are selected as a sample among the self-injuring male students of the second secondary level according to the entry and exit criteria. The people under study are selected as a sample using the purposeful sampling method and 45 people are placed in groups (15 people in the control group and 15 people in the first experiment group and 15 people in the second experiment group) by a simple random method. The data collection tool included the academic procrastination questionnaire of Sawari (2011) and the self-harm questionnaire of Klonsky and Glenn (2011). Data were analyzed using SPSS-21 software and statistical tests of analysis of variance with repeated measurements and two-factor analysis of variance.

    Results

    The findings showed that cognitive behavioral training and training based on acceptance and commitment have an effect on academic procrastination of self-harming students (P<0.001) and the effectiveness of cognitive behavioral training and training based on acceptance and commitment on the studied variables are the same.

    Conclusion

    It can be concluded that cognitive-behavioral training and education based on acceptance and commitment are effective on academic procrastination in self-harming students of the second year of high school, and both methods can be used to reduce academic procrastination.

    Keywords: cognitive behavioral therapy, acceptance, commitment therapy, academic procrastination
  • Zahra Sahebdel, Seyed Abolghasem Mehri Nejad *, Abolghasem Isamorad, Rasool Roshan Chesley Pages 349-364
    Background and Purpose

    The development of emotions and feelings is formed with the passage of time and reveals the background of a person's nature. After that, the living environment, the way of education and the models that exist around him play the biggest role in a person's reaching emotional maturity and understanding the emotions of others, which is realized in moral competence. The aim of this study was to mediate the cognitive regulation of emotion in the relationship between emotional maturity and self-differentiation with family communication patterns in young people .

    Methods

    The research method is cross -sectional correlation. The statistical population of this study consisted of all students (boys and girls) of Tehran Azad University in the academic year 1399 - 1400, from which 400 people were selected by stepwise cluster sampling. In this study, the tools of family communication patterns (Fitzpatrick and Rich, 1990), emotional maturity (Singh and Bahargawa, 1991), self-differentiation (Skorn and Friedlander, 1998) and emotional cognitive regulation (Garnfski and Craig, 2006) were all used. They had acceptable credibility and reliability .

    Results

    Findings showed that the model has a good fit. The results also showed that emotional maturity had a significant direct effect on family communication pattern. Differentiation has had a significant direct positive effect on family communication pattern. Moral competence has a direct positive effect on the cognitive regulation of positive emotions. Emotional maturity has a direct positive effect on cognitive regulation of positive emotion and a direct negative effect on cognitive regulation of negative emotion. Differentiation has a direct direct effect on cognitive regulation of positive emotion. Differentiation also had a significant direct negative effect on cognitive regulation of negative emotion. Cognitive regulation of positive emotion has a direct effect on family communication pattern. Cognitive regulation of negative emotion also had a direct negative effect on family communication pattern. Emotional maturity has an indirect effect on family communication pattern through negative emotion regulation. Differentiation has had an indirect effect on family communication pattern by regulating positive and negative emotions.

    Conclusion

    Therefore, paying attention to the mentioned variables in prevention and designing more appropriate treatments helps researchers and therapists.

    Keywords: Cognitive emotionregulation, Emotionalmaturity, Self-differentiation, Family communicationpatterns
  • Masoud Mohammadi Naini, Shahram Ranjdoost*, Davood Tahmasabzadeh Sheikhlar Pages 365-376
    Background and Purpose

    Considering the importance of teaching and evaluation methods in the curriculum, the present research was conducted to identify the effective components in implementing the teaching and evaluation methods of the elementary school math curriculum.

    Methods

    Regarding purpose, this study was applied research, and the implementation method was qualitative. The study population was expert teachers in the elementary school math curriculum field of Tehran city in the 2021-22 academic year. Of these, 16 individuals were selected according to the theoretical saturation principle with purposeful and snowball sampling methods. The research tool was a semi-structured interview, the opinion of experts confirmed its face validity, and its reliability was obtained at 0.86 using Cohen's Kappa coefficient method. Data were analyzed by thematic analysis method in MAXQDA software.

    Results

    The findings showed that in the pattern of effective components in the implementation of teaching and evaluation methods of elementary school math curriculum, for teaching methods were identified 14 basic themes in 4 organizing themes, including educational technology, motivation building, appropriate teaching method, and paying attention to individual differences and for evaluation methods were identified 19 basic themes in 4 organizing themes including teacher-centered and student-centered evaluation, competence and mastery of students, the rationality of evaluation, and evidence-based evaluation. Finally, the pattern of effective components in implementing teaching and evaluation methods of elementary school math curriculum was drawn.

    Conclusion

    According to the results of this study and the effective components in implementing teaching and evaluation methods of elementary school math curriculum, there is a need for experts and lesson planners to use appropriate solutions to the identified components improving the educational system condition, especially in the region of teaching and evaluation methods.

    Keywords: Teaching methods, Evaluation methods, Curriculum, Math, Elementary school
  • Laya Ghanbari, Alireza Pirkhaefi*, Akbar Mohammadi Pages 377-390
    Background and Aim

    Children lacking high levels of life skills not only do not interact successfully with their peers, but also experience more internalizing problem behaviors and externalizing problem behaviors. The present study was conducted with the aim of the effectiveness of life skills training on conceptual learning and empathic behaviors of children.

    Methods

    The research method is semi-experimental with a pre-test-post-test design with a control group. The statistical population of the research was formed by all the mothers of 9-11-year-old children in Tehran in the year 1400, from among them, 40 people were selected by staged cluster random sampling and randomly divided into one experimental group (20 people in each group) and one group Control (20 people) were assigned. The life skills test group received 12 sessions of 90 minutes and the control group remained on the waiting list. The tools used in the current research included the conceptual learning questionnaire (McDermott, 1999) and children's empathy (Auyeung et al., 2009). Data were evaluated using analysis of covariance.

    Results

    The results showed that teaching life skills has an effect on children's conceptual learning (P<0.05). Also, the results showed that teaching life skills increased empathic behaviors in children (P<0.05).

    Conclusion

    Therefore, considering the impact of life skills training in increasing children's conceptual learning and empathetic behaviors, it is necessary to address the functions and role of life skills along with children's cognitive functions in every educational system.

    Keywords: teaching life skills, conceptual learning, empathic behavior
  • Leila Solab Sayadi, MohammadAli Majallal Choobqlu*, Zarrin Daneshvar Haris, Sadegh Maleki Avarsin Pages 391-403
    Background and Aim

    research, design, implementation and evaluation are among the components of quality improvement in curriculum activities and content, which is the secret of curriculum effectiveness. The purpose of the present study was to evaluate and validate the mathematics curriculum mixed with art in the elementary school.

    Methods

    In terms of purpose, the current research is applied and in terms of research method, it is qualitative content analysis, and the themes are obtained by coding the texts of interviews with experts. The statistical population was curriculum experts and experienced primary school teachers of East Azerbaijan province. A statistical sample of 30 people was selected by purposive sampling. A semi-structured interview was used to collect the data, and data analysis was done by thematic analysis method.

    Results

    The results showed that the evaluation element in the art curriculum has characteristics such as: the level of student satisfaction with the teaching environment and teaching method, and immediate feedback should be provided to improve learning. In addition, workbook, functional test, observation, discourse, open answer, project, are evaluation tools. Initial, formative, and final evaluation, free goal, self-evaluation, and group evaluation are the appropriate types of evaluation in the integrated math and art curriculum. Finally, to validate the resulting themes, the content validity estimation method was used based on the Lausche table, as well as Waltz and Basel, and all the codes constituting the themes were confirmed.

    Conclusion

    Exam anxiety can be minimized in students by considering the features of art in the evaluation of math lessons.

    Keywords: mixed curriculum, mathematics, art, evaluation, elementary
  • Sarah Mahmoudi, Ali Mohammad Mazidi Sharafabadi*, Hossein Islami Pages 404-426
    Background and Aim

    It is clear that virtual social networks, like any other human innovation and achievement, were formed with the motive of providing welfare and achieving the perfection of human societies, but in the course of its implementation, due to some biases and misuses. Incorrect use of this tool has led to physical, psychological and social harm to the human race. Such damages may become widespread to the extent that they question the benefits and benefits of virtual space and virtual social networks. Therefore, it is essential to recognize these social harms and provide solutions for the proper use of these virtual social networks. In this regard, the results can provide a suitable platform for better use of these networks and reduce concerns about To provide young users who are an important and basic stratum in societies. This research was conducted with the aim of investigating the social harms of teenagers in virtual social networks.

    Method

    In the current study, ten media experts were selected and interviewed using theoretical and purposive sampling using the qualitative approach and grounded theory method. The theoretical sampling process continued until data saturation. The collected data were analyzed using open, axial and selective coding, and the findings were presented using a paradigmatic model (a core category).

    Results

    The results of the analysis of the themes of the three main categories of information bombardment, mental confusion and Internet addiction showed that information bombardment has two sub-categories of information volume and quality of information, mental confusion has two sub-categories of mental dependence and mental problems, and internet addiction also has two sub-categories: excessive use of the Internet, and the difficulty of stopping the use of the Internet.

    Conclusion

    The results showed that the damage caused by the virtual space in the psyche of teenagers causes disruption in their performance. It is necessary to adopt strategies and strategies to control and manage the social damage of teenagers in the networks. Virtual social networks reduce and minimize the vulnerability of teenagers.

    Keywords: Virtual social networks, teenagers, social harm, virtual space
  • Moslem Hadeli, Javid Peimani*, Mansooreh Tajvidi, Mahmood Heidari, Alireza Pirkhaefi Pages 427-438
    Background and Aim

    Multiple Sclerosis (MS) is the most common autoimmune disease associated with inflammation of the human central nervous system, which has many negative effects on neurological indicators and executive functions of the brain. One of the therapeutic approaches designed to solve chronic and difficult problems such as MS is schema therapy, and the purpose of this research is to investigate the effect of schema therapy on neurological indicators of MS patients.

    Method

    This research was a quasi-experimental type and was conducted in the form of a pre-test-post-test-follow-up design with a control group. The statistical population of this research consisted of all people with MS in Tehran who visited one of the medical centers in Tehran in the fall of 1400 AD. Among this population, 30 people were selected as available and randomly placed in two experimental and control groups. The experimental group underwent schema therapy for 8 sessions, and before and after the intervention, both groups were measured by electroencephalography device.

    Results

    The results of mixed variance analysis showed that schema therapy significantly improved F3 index (F=5.88, P<0.05), F4 index (F=6.44, P<0.05) and CZ index (F=13.04, P<0.001).

    Conclusion

    These results indicate that the modification of incompatible schemas significantly improves the neurological indicators of MS patients.

    Keywords: Multiple sclerosis (MS), schema therapy, neurological indicators
  • Farzaneh Moghbel Baerz, Reza Ghorban Jahromi*, Fariborz Dortaj Raberi Pages 439-456
    Background and Aim

    The aim of this study was to present a model of early academic ability of preschool children based on parenting styles with a mediating role of emotional intelligence.

    Method

    The research method was descriptive and in terms of statistical analysis, and correlation, based on path analysis. The statistical population of this study consisted of all mothers and preschool children of boys and girls in Tehran in 1400-99, from which 350 people (175 girls and 175 boys) were selected by multi-stage cluster sampling. In this study, the tools of early academic ability (Wright and et al., 1997), parenting styles (Bamrind, 1997) and emotional intelligence (Bradbury and Graves, 2005) were used, all of which had acceptable validity. Spss-V23 and LISREL-8.8 software were used to analyze the data.

    Results

    The results of the path analysis showed that the research model has a good fit. The findings indicated that all three parenting methods of parents have a direct and significant effect on emotional intelligence and also on the early academic ability of preschool children. Also, the direct and significant effect of emotional intelligence on the early academic ability of preschool children is confirmed.

    Conclusion

    These results alert the need for more attention of education stakeholders, schools and consequently parents, to the category of efficient parenting style and emotional intelligence appropriate to the educational period of children to improve their academic ability.

    Keywords: academic ability, parenting styles, emotional intelligence, preschool children
  • Seyed AliAsghar Seyedebrahimi* Pages 457-470
    Background and Aim

    This research was conducted to evaluate the effect of personality traits and identity styles and the five-factor model of personality on life satisfaction and self-efficacy in the face of mental disorders.

    Method

    This research is an applied and correlational study. The main tool for collecting information in this research is five standard questionnaires. The statistical population includes students of the university of Kashan. The sample size in this research is equal to 212 people using Spss Sample power sampling software, and the sampling method in this research is available sampling. The statistical software SPSS and AMOS are used to analyze the questionnaire data of this research. In order to determine the presence or absence of influence between the variables and to estimate and generalize the results obtained from the sample size to the statistical population, a simple regression model with a hidden variable has been used to evaluate the research hypotheses.

    Results

    According to this research's findings, personality traits significantly affect life satisfaction, and 42% of the dependent variable (satisfaction with life) variance is explained by the independent variable (personality traits). Identity styles significantly affected life satisfaction, and 63% of the dependent variable (life satisfaction) variance was explained by the independent variable (identity styles). Five personality factors significantly affected life satisfaction, and 70% of the dependent variable (life satisfaction) variance was explained by the independent variable (five personality factors). Personality traits significantly affect self-efficacy, and 49% of the dependent variable (self-efficacy) variance is explained by the independent variable (personality traits). Identity styles significantly affect self-efficacy, and 74% of the dependent variable (self-efficacy) variance is explained by the independent variable (identity styles). Five personality factors significantly affected self-efficacy, and 55% of the dependent variable (self-efficacy) variance was explained by the independent variable (five personality factors).

    Conclusion

    The findings of this research provide valuable information on the effect of personality traits and identity styles and the five-factor model of personality on life satisfaction and self-efficacy of people in the face of mental disorders; life satisfaction can be determined based on personality traits; identity styles and five predicted the personality factor in the statistical population. It is also possible to predict self-efficacy based on the statistical population's personality traits, identity styles, and five personality factors.

    Keywords: mental disorders, personality, identity styles, life satisfaction, self-efficacy
  • Seyedah Badri Sadat Hosseini, Mehdi Davaee*, Najmeh Vakili, Masoumeh Samadi Pages 471-482
    Background and Aim

    Paying attention to ethics and teacher's ethics has become one of the subjects accepted in schools and educational centers and one of the interesting and significant subjects for researchers to be addressed under different titles such as work ethics, professional ethics, etc. The current research was conducted with the aim of identifying and evaluating the effective factors on the education of teacher ethics with an emphasis on the teachings of Islam in the second year secondary school teachers in Tehran.

    Method

    In terms of fundamental-applied purpose, in terms of information data, the mentioned research was of a mixed type and in terms of execution, the foundation data was in the qualitative part and descriptive survey in the quantitative part. The participants in the qualitative part of the research were education experts. To determine the samples, a non-random sampling method was used, and 20 people were considered as the sample size using the principle of saturation. In the quantitative part, the statistical population included all teachers of the second year of high school in Tehran. Cochran's formula was used to determine the sample size of the quantitative part and 300 people were selected as the research sample. The sampling method in this research was cluster random. Semi-structured interviews were used in the qualitative part of this research. In order to collect data in the quantitative part, library methods (including books, authoritative scientific databases and university theses) and field methods (questionnaire created by the researcher) were used. The validity and reliability of the tool were investigated and influenced. The method of data analysis in the qualitative part of the theoretical coding was derived from the data theorizing method. In the quantitative part, a sample t-tech test was used.

    Results

    The results of the present study showed that the dimensions of teacher ethics training with emphasis on Islamic teachings in second year secondary school teachers in Tehran include cognitive training, emotional training, and behavioral training. Also, the effective aspects of teacher ethics training with emphasis on Islamic teachings in second year secondary school teachers in Tehran include values and moral norms of society, policy making and planning in educational system, teacher and curriculum.

    Conclusion

    Foundations and obstacles for the implementation of teacher ethics training with emphasis on the teachings of Islam in second year secondary school teachers in Tehran including environmental, social, educational, support, planning in the educational system and teachers' awareness were introduced.

    Keywords: teachings of Islam, education, ethics, teacher
  • Golriz Mohammadi Lapvandani, Ahmad Karbalaei Mohammad Migooni*, Saied Malihialzackerini, Maryam Kalhornia Golkar Pages 483-495
    Background and Aim

    Cardiovascular diseases are the main cause of disability and death in different countries of the world and despite the invention of various treatment methods they still have a high prevalence. Although the most important psychological factors in the development and progression of heart diseases are disputed, various researches show that psychological factors play a significant role in the development of cardiovascular diseases. The present study was conducted with the aim of comparing the effectiveness of group dialectical behavior therapy with group schema therapy on emotional dysregulation in women with coronary heart disease.

    Method

    This was a quasi-experimental study using a pre-test-post-test design with a control group. The statistical population included women with coronary heart disease referred to Azadi Hospital in Tehran in 2018-2019, 45 of whom were selected as a statistical sample by available sampling and divided into two experimental groups and one control group (15 people for each group) were replaced. The measuring tool of the research included emotional dysregulation scale (Gratz and Romer, 2004). After completing eight sessions of group dialectical behavior therapy and eight sessions of group schema therapy in the experimental groups, the mentioned questionnaires were completed again immediately and after three months, respectively, as a post-test and follow-up in the groups. The results were analyzed using descriptive and inferential statistical methods (variance analysis test with repeated measurements) in SPSS.23 software.

    Results

    The results of analysis of variance with repeated measurements showed that both treatments were effective on emotional dysregulation in women with coronary heart disease from the pre-test, post-test and follow-up stage (p=0.001); The results of Bonferroni's post hoc test also showed that group dialectical behavior therapy has a greater effect than group schema therapy in reducing emotional dysregulation in women with coronary heart disease from pre-test to post-test and follow-up (p=0.001).

    Conclusion

    training in the use of group dialectical behavior therapy is recommended as an effective intervention method in reducing emotional dysregulation in women with coronary heart disease.

    Keywords: dialectical behavior therapy, schema therapy, emotional dysregulation, coronary heart disease