فهرست مطالب

معماری و شهرسازی آرمان شهر - پیاپی 36 (پاییز 1400)
  • پیاپی 36 (پاییز 1400)
  • تاریخ انتشار: 1400/10/13
  • تعداد عناوین: 16
|
  • حسن اکبری*، فاطمه سادات حسینی نژاد صفحات 1-14

    طراحی ساختمان های سازگار با اقلیم و بهره مند از انرژی خورشیدی باعث کاهش مصرف سوخت های فسیلی می شود. هدف این پژوهش، تعیین مناسب ترین نسبت ابعادی و جهت گیری ساختمان ها برای دریافت تابش بهینه خورشید در شهرهای اردبیل، رشت، کرمان و بوشهر می باشد که به ترتیب در اقلیم سرد، معتدل، گرم- خشک و گرم- مرطوب قرار دارند. در این تحقیق فرم های مربع و مستطیل با راستای شمالی- جنوبی و شرقی- غربی مورد بررسی قرار گرفت. تمامی فرم های مورد مطالعه دارای مساحت و ارتفاع یکسان و راستای رو به جنوب می باشند. نسبت های ابعادی فرم مستطیل1/2: 1 تا 1:3 (با فاصله 2/ 0) و جهت گیری نسبت های بهینه مورد مطالعه 105 تا 180 درجه (با فاصله 15 درجه) جنوب شرقی و جنوب غربی می باشد. میزان انرژی مستقیم دریافتی سطوح قایم ساختمان ها با استفاده از روش محاسباتی «قانون کسینوس» برای ماه های مختلف و در 24 جهت جغرافیایی به تفکیک دوره های سرد و گرم سال محاسبه و پردازش شد. نتایج نشان داد که بیشترین مقدار انرژی دریافتی سطوح قایم در دوره سرد و گرم، به ترتیب مربوط به فرم مستطیل با جهت شرقی- غربی و شمالی- جنوبی می باشد. نتایج تحقیق نشان می دهد که فرم مناسب ساختمان ها در شهرهای مورد مطالعه مستطیل با جهت شرقی- غربی است. مناسب ترین نسبت ابعادی برای فرم مستطیل شرقی- غربی در اردبیل 2/ 1:1 ، در رشت 4/ 1:1 و در شهرهای کرمان و بوشهر 6/ 1:1 است. بهترین جهت گیری برای نسبت های تعیین شده در اردبیل 165 درجه جنوب شرقی و در شهرهای رشت، کرمان و بوشهر 180 درجه جنوب می باشد.

    کلیدواژگان: نسبت ابعادی، جهتگیری ساختمان، سطوح قائم، عملکرد انرژی خورشیدی
  • سارا حافظی*، پیونیک سیمونی صفحات 15-28

    طراحی پلان باز به عنوان میراث معماری مدرن همچنان رایج است. با گسترش امکانات دیجیتال و نقش مهم آن در زندگی روزمره، استفاده از این امکانات نیز در طراحی فضاها بیشتر مشاهده می شود. اما آنچه امروزه بسیار مهم است طراحی مبتنی بر کاربر است. نیاز است در طراحی، به کاربر کودک و نیاز های وی به دلیل نقش مهم این دوره در شکل گیری شخصیت فرد توجه داشت. این پژوهش به بررسی تناسب میان ویژگی های ذکر شده، در طراحی برای کودکان می پردازد. پس از مطالعات در شاخه های روانشناسی کودک و روانشناسی محیط، مشخص شد که تعامل و خاطره دو متغیر مهم دوران کودکی هستند. همبستگی این دو با نوع پلان (باز یا تقسیم شده) در دو مرحله آزمایش با حضور دو کودک در هر مرحله سنجیده شد. همبستگی این متغیرها با طراحی با استفاده از امکانات دیجیتال نیز به همین صورت مورد آزمایش قرار گرفت. با بررسی و ارزیابی داده ها مشخص شد که میان طراحی پلان تقسیم شده با تعامل در کودکان و همچنین خاطره ی فعالیت در ذهن آن ها همبستگی مثبت وجود دارد که به نظر می رسد به دلیل مقیاس متناسب تر و برانگیختن کنجکاوی در کودکان باشد. در بررسی تناسب میان محیط دارای امکانات دیجیتال، و خاطره ی فعالیت و تعامل در کودکان نیز همبستگی مثبت به دست آمد. البته امکانات دیجیتال پدیده ای تازه است و نسل های جدیدتر به شکلی متفاوت با نسل پیشین با آن خو گرفته اند. بنابراین ممکن است همبستگی مثبت به دست آمده به دلیل همین رابطه ی کودک با امکانات دیجیتال باشد و برای به دست آمدن نتایج دقیق تر لازم است با درنظر گرفتن عوامل کنترل شده ی بیشتر انجام پذیرد.

    کلیدواژگان: کودک، پلان باز، امکانات دیجیتال، تعامل، خاطره
  • مطالعات تطبیقی مفهوم “قلب نورانی” به عنوان مفهوم هویت ساز در معماری معاصر ایران و ترکیه
    شادی خسروی، ارسلان طهماسبی*، احمد خوشنویس صفحات 29-50

    حل مساله بحران هویت در معماری نیازمند مطالعات گسترده در زمینه مفاهیم هویت ساز در معماری سنتی است. هدف از این پژوهش مطالعه نظریه مفهوم «قلب نورانی» به عنوان نمودی از اصل شفافیت جهت هویت بخشی به آثار معماری معاصر ایران است. به منظور اثبات این امر به دلیل تشابهات تاریخی و مذهبی دو کشور ایران و ترکیه به مطالعه تطبیقی معماری آن ها پرداخته شده است. پس از بررسی پیشینه تاریخی دو کشور و تاثیرات آن بر معماری به تدوین نظریه مفهوم «قلب نورانی» پرداخته و مطالعه و بررسی این مفهوم در معماری بیش از نه دهه این دو کشور نشان داد که حضور یا عدم حضور مفهوم «قلب نورانی» در آثار معماری آنها می تواند در هویت معماری موثر باشد. در این پژوهش از روش ترکیبی کیفی -کمی (طرح زاویه بندی) و سپس مطالعات تطبیقی استفاده شده است. در ابتدا به کمک مطالعات کتابخانه ای و اسنادی (روش تحقیق تاریخی تفسیری) به بررسی مفهوم «قلب نورانی» به عنوان مفهومی هویت ساز در معماری ایران و ترکیه پرداخته شد و سپس به بررسی شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دوران معاصر هر دو کشور و تحولات معماری این دوران و بررسی میدانی بناهای شاخص پایتخت دو کشور پرداخته که بررس یهای کمی نتایج به دست آمده، نشان می دهد که معماری هر دو کشور در هر دهه براساس شرایط جامعه و نحوه رویکرد معماران شاهد افت و خیزهایی در هویت معماری بوده و آن جا که معماران در آثار خود آگاهانه به دنبال بیان مفهوم هویت ساز «قلب نورانی» در سیرت بناها بوده، در کالبد آثار نیز این امر تجلی یافته، هویت معماری سنتی احیای گشته است.

    کلیدواژگان: قلب نورانی، مهرپرستی، حکمت اشراقی، مفاهیم هویت ساز، معماری معاصر ایران و ترکیه
  • مژگان رئوف رحیمی*، شادی عزیزی، مهرداد جاویدی نژاد، امیر صادقی صفحات 51-63

    هدف از اجرای این پژوهش بررسی اثربخشی بازی های آموزشی در دروس طراحی معماری در مقطع تحصیلی کارشناسی،بر میزان ادراک ذهنی و ارتقا فرایند یادگیری است. دانشکده های معماری به طور مشخص از کارگاه ها به مثابه ابزار اصلیآموزش استفاده می کنند. از نظر مفهومی، کارگاه فرایند یادگیری از طریق عمل است، که در آن دانشجویان در معرض حلدسته ای از مسئله های طراحی قرار می گیرند. از این رو یافتن را ه حل های نوین آموزشی در آتلیه ها مد نظر قرار دارد کهبتواند موجب ارتقا فرایند یادگیری باشد. پژوهش حاضر کاربردی و از جنبه گردآوری داده ها، توصیفی- تحلیلی است کهبه شیوه ی آزمایشی و با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری این پژوهش دانشجویانطرح دو کارشناسی معماری نیمسال اول تحصیلی 99 - 98 دانشگاه آزاد اسلامی واحد پرند بودند که 60 نفر از آن ها بهصورت تصادفی برای شرکت در این پژوهش انتخاب شدند و در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. گروه مداخله بهشیوه بازی وار؛ و گروه کنترل به شیوه ی متداول دانشکده های معماری آموزش دیدند. جهت گردآوری داده ها از آزموناستروپ استفاده شد که روایی محتوایی آن توسط خبرگان تایید و براساس روش ضریب همبستگی پیرسون پایایی زماندر آزمون استروپ و ضریب کودر ریچاردسون برای پایایی پاسخ غلط در آزمون بررسی شد و هر دو بخش در حد مناسبو قابل قبول (7/ α<0) به دست آمد. داده هایی که از آزمون جمع آوری شدند در قالب جداول آماری سازماندهی و برایآنالیز آماری داده های بدست آمده، از نرم افزار SPSS.22 استفاده شد. از آنجا که سرعت عملکرد مغز و دقت دانشجویانگروه مداخله در پایان پژوهش نسبت به گروه کنترل تفاوت قابل ملاحظه ای داشت می توان نتیجه گرفت بازی های جدیدر دروس اصلی رشته معماری، در افزایش ادراک و ارتقا یادگیری دانشجویان موثر بوده است، لذا این پژوهش استفاده ازاین شیو ه را در دروس طراحی معماری پیشنهاد می کند.

    کلیدواژگان: طراحی معماری، بازی های جدی، آموزش، یادگیری، آزمون استروپ
  • رویا زمانی، علی اکبری* صفحات 64-78

    آنچه در برنامه ریزی توسعه شهرک های حومه ای مهاجرپذیر شهرهای صنعتی حایز اهمیت است؛ آن که ابعاد جامعه شناختی، روان شناختی و فرهنگی شهر باید همزمان و متناسب با توسعه ابعاد فیزیکی و کالبدی آن، رشد کند تا مکان زیستی پاسخده به همه ابعاد وجودی انسان ها به مثابه شهروندان خلق شود. در این پژوهش، تلاش شده است تا به ابتنای نظریه حق به شهر، مکان بهینه برای ایجاد فضای باز عمومی شهری، متناسب با نیازهای جامعه هدف، در شهرک مهاجران اراک تحلیل و پیشنهاد گردد. بدین منظور، به اتکای رویکرد تحقیق کیفی و بهره مندی از طرح تحقیق استنتاج قیاسی- تطبیقی، نخست چارچوب نظری تحقیق و مولفه های حق به شهر از مطالعات کتابخانه ای حاصل شد و سپس با توزیع پرسش نامه در میان ساکنان شهرک و نخبگان دانشگاهی، معیارها و زیرمعیارهای احصاشده، به روش تحلیل سلسله مراتبی وزن دهی شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد از میان گزینه های موردبررسی که از پژوهش های میدانی انتخاب شده بودند، سایت الف با وزن نهایی 333 .0 مناسب ترین مکان ارزیابی شد. در میان معیارها، نفوذپذیری سایت با وزن 375 .0 و در میان زیرمعیارها، شبکه معابر و دسترسی به سایت بیشترین تاثیر را داشته است. در معیار هویت و سرزندگی، مشخصهحضورپذیری فضا با وزن 257 .0، در معیار خوانایی، مولفه امکان راهیابی با وزن 290 .0 و در معیار پویایی و سازگاری، مشخصه تداوم زندگی ساکنان محلات از گذشته تا حال با وزن 360 .0 بیشترین نقش را داشته است. بر این اساس پیشنهاد می گردد در طرح توسعه شهرک نوساز مهاجران اراک، فضاهای باز عمومی به مثابه یکی از ارکان اصلی طرح پرداخته شود. همچنین یکتاسازی و یگانه بودن، طراحی منحربه فرد، نشانه ها و نمادهای خاص برگرفته از فرهنگ زمینه از مهم ترین اصول طراحی این فضاها در راستای هویت بخشی به این گونه بافتهاست چراکه ساکنان در اظهارات خود هویتمندی و تشخص فضاهای عمومی و مسکونی را به مثابه نوعی محله گرایی در ذهنیت تاریخی شان مد نظر داشته اند.

    کلیدواژگان: فضای عمومی شهری، امنیت و فضای شهری، حق به شهر، معماری مجتمع های مسکونی، شهرک مهاجران اراک
  • افسانه مدرسی رفعت، حسین سلطان زاده*، مهرداد متین صفحات 79-97

    عوامل متعددی در دوران معاصر باعث ایجاد تحولات و دگرگونی های اساسی در معماری ایران شد که می توان به طورکلی به زمینه های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و... اشاره نمود. در نتیجه تحولات معماری، دگرگونی ها و تغییرات ظاهری و بعضا ساختاری در شکل گیری بناهای عمومی ازجمله دانشگاه ها صورت می پذیرد که بازتاب شرایط فرهنگی دوران خود می باشند. شناسایی و ارزیابی شاخصه های سنت و مدرنیسم در معماری دانشگاه های تهران، از آن جهت که در راستای وضوح بیشتر بخشی از تاریخ معماری معاصر ایران خواهد شد، از اهمیت برخوردار است. این پژوهش باهدف شناسایی و ارزیابی شاخصه های سنت و مدرنیسم در معماری دانشکده های شهر تهران سعی دارد به این سوال پاسخ دهد که هریک از این شاخصه ها به چه میزان در نمود سنت یا مدرنیسم تاثیرگذار بوده اند و از روش تحقیق ترکیبی لانه به لانه برای نیل به این هدف استفاده می شود که از دو شیوه مصاحبه و پرسشنامه هم زمان بهره می برد؛ ابتدا شاخصه های سنت و مدرنیسم از مفاهیم، استخراج و سپس جدول کدینگ تدوین می گردد، سپس مصاحبه هایی تنظیم می شود که بر اساس این مصاحبه ها متغیرهای مورداستفاده سنت و مدرنیسم در بناها مطرح و سپس برای راستی آزمایی از پرسشنامه بهره گرفته می شود. یافته های کیفی و کمی به ترتیب با نرم افزارهای Atlas ti و SPSS استخراج می گردند. نتایج حاکی از آن است که از بین شاخصه های سنت و مدرنیسم، تعداد 22 مورد در این بناها مورداستفاده قرارگرفته و شاخصه های سنت، تعداد کمتری را نسبت به شاخصه های مدرنیسم به خود اختصاص می دهد و نیز مشخص گردید از میان شاخصه های سنت، بیشترین میزان آن، بهره وری از آجر در نما، تقارن تک محوری و کمترین آن سلسله مراتب و توالی فضایی و استفاده محدود از رویکرد شکلی-کالبدی است؛ از میان شاخصه های مدرنیسم، فاقد تزیینات بودن و همچنین سادگی و خلوص احجام، دارای بیشترین سهم و میزان و کمترین آن، مربوط به مقید نبودن به هندسه و تبعیت فرم از عملکرد می باشد.

    کلیدواژگان: سنت، مدرنیسم، دانشگاه های تهران
  • فربد مرتضوی*، محمدحسین محمودی ساری، بهنود برمایه ور صفحات 98-112

    برای مصرف بهینه انرژی به ویژه در ساختمان های غیرصنعتی، لازم است تا سیستم های سرمایشی و گرمایشی به دقت و با هوشمندی انتخاب شوند. به این منظور، نیاز به سیستمی برای کمک به تصمیم گیری درست و در کوتاه ترین زمان برای مدیران پروژه ها که اغلب دارای نگرشی مدیریتی هستند و ممکن است در زمینه های خاص مهندسی از دانش و تخصص کمتری بهره مند باشند، کاملا محسوس است. از این جهت، پژوهش پیش رو در نظر دارد تا زمینه مناسبی برای این امر ایجاد نموده و مدلی پشتیبان برای تسهیل تصمیم سازی در خصوص انتخاب سیستم های سرمایشی و گرمایشی برای ساختمان های غیرصنعتی ارایه نماید. در این پژوهش کاربردی، پس از مطالعات کتابخانه ای در خصوص ادبیات موضوع تحقیق، سیستم های متداول و معیارهای انتخاب از طریق بررسی اسناد و گزارش ها و نیز انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با گروهی از خبرگان تعیین و وزن دهی شدند. سپس، با استفاده از نرم افزار اکسل، مدل پایه ارایه و در ادامه محتویات مدل با بهره گیری از ظرفیت های روش دلفی تدقیق و درنهایت مدل طی مراحل و گام های مشخصی توسعهیافت. این مدل، با درنظر گرفتن معیارها و ریزمعیارها (اقتصادی: هزینه اولیه، هزینه بهره برداری و هزینه تعمیر و نگهداری؛ فنی: نیاز به تخصص نصب، کیفیت بازدهی و راندمان و متوسط عمر مفید نیاز به تخصص تعمیرات؛ معماری: فضای نصب، استقلال سیستم و فضای لازم برای تعمیر و پایداری: آلودگی زیست محیطی، متوسط مصرف آب و انرژی و دوام)، دوره ها (ساخت، بهره برداری و تعمیر و نگهداری) و شرایط پروژه در قالب ویژگی های اصلی نظیر اقلیم (توان سرمایش و گرمایش)، کلاس کیفیت (سطح هزینه) و متراژ (خصوصی و عمومی بودن پروژه) و نیز با امتیازدهی به سیستم های معرفی شده عمل می کند. درواقع، این سیستم پشتیبان تصمیم می تواند در شرایط گوناگون پروژه های متفاوت مورد استفاده قرار گیرد و گزینه مناسب و بهینه را در پایان فرآیند ارایه نماید.

    کلیدواژگان: مدل پشتیبان تصمیم، سیستم های سرمایشی و گرمایشی، انرژی، ساختمان های غیرصنعتی و تاسیسات مکانیکی
  • شیرین نوری وند، لیدا بلیلان اصل*، داریوش ستارزاده، مازیار آصفی صفحات 113-131

    شبیه سازی ابزار بسیار مهمی است که سال های متمادی در زمینه های مختلف توسط رایانه و بدون آن بکار گرفته شده است. این پارادایم «طراحی مبتنی برشبیه سازی» نامیده می شود. این پارادایم شامل فرایندی است که در آن شبیه سازی، ابزار اصلی ارزیابی و بررسی است. هدف از این مطالعه کاهش مصرف انرژی یک ساختمان اداری در اقلیم سرد تبریز با استفاده از ابزار شبیه سازی و بهینه سازی عملکرد انرژی ساختمان در سه مرحله اصلی تکاملی عملکرد انرژی ساختمان یعنی: 1) مرحله طراحی، 2) مرحله ساخت و ساز و 3) مرحله بهره برداری است. دلیل انتخاب این روش افزایش اهمیت مراحل بیان شده بدلیل تغییرات اقلیمی ناشی از گرمایش زمین است. بدین منظور، ابتدا منابع کتابخانه ای و متون مرتبط بررسی و سپس مدل پایه شبیه سازی شد. پس از شبیه سازی مدل پایه، مصرف انرژی کل آن تحلیل شد و 9 آلترناتیو از سه گونه نمای دوپوسته (چند طبقه ای، دالانی و پنجره جعبه ای) با سه عمق حفره مختلف (6. 0 متر، 7. 0 متر و 8. 0 متر) به عنوان راه حل بهینه سازی طراحی به نمای جنوبی افزوده شد. برای دستیابی به بار گرمایش کمتر، میزان انتقال حرارتی دیوارها و سق فها با استفاده از مصالح عایق کاهش یافت. در نهایت، روشنایی، پنجره ها، دمای تنظیم داخلی، تهویه طبیعی و سایبان به عنوان عوامل مرتبط با بهره برداری به طور خودکار تنظیم شدند. بر این اساس، نتایج بهینه سازی با مدل پایه برای انتخاب مدل بهینه مقایسه شدند. این مطالعه نشان داد که بهینه سازی در سه مرحله با افزودن نمای دو پوسته چند طبقه ای با عمق حفره 8. 0 متر و دریچه هایی به ابعاد 2. 23* 4. 0 متر موجب کاهش 6. 55 درصدی مصرف انرژی نسبت به مدل پایه می شود. همچنین با کاهش رسانایی حرارتی به عنوان عامل مرتبط با ساخت، بار گرمایش در دیوارها تا 38 درصد و در سقف ها تا 77 درصد کاهش می یابد. نتیجه می شود که آلترناتیوهای بهینه شده نمای دوپوسته گونه چند طبقه ای به دلیل بار گرمایش و مصرف گاز کمتر، بهترین کارآیی را دراقلیم سرد دارند.

    کلیدواژگان: عملکرد ساختمان، شبیه سازی، بهینه سازی، نمای دو پوسته، تغییر اقلیم
  • علیرضا بهادری، محمدرضا پورجعفر*، احسان رنجبر صفحات 132-146

    سلامت روان خصوصا بهزیستی روانشناختی مفهومی است که چگونگی تفکر، احساس و عملکرد انسان را در مواجهه با موقعیت های مختلف زندگی نشان داده که به درک شخص از خود و محیط زندگی اش بستگی دارد. حال اگر این محیط، فضایی شهری باشد موضوع پیچیده تر می شود. فضاهای شهری از مولفه هایی مانند عوامل طبیعی و عوامل انسان ساخت تشکیل شده که عوامل طبیعی بیشترین نقش را در ارتقا کیفیت فضاهای شهری ایفا می نمایند. شناخت ویژگی ها، خصوصیات و تاثیرات آن بر انسان، راهی برای خلق محیط ها و فضاهای مثبت شهری است که باعث افزایش سلامت روان و بهزیستی روا نشناختی ساکنان می شود. روش شناسی تحقیق حاضر با توجه به هدف کلی مقاله،کمی است. لذا، از نظر نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی و پیمایشی و از نظر نوع تحلیل، همبستگی می باشد. هدف کلی مقاله، شناسایی رابطه عوامل طبیعی فضاهای همگانی و شاخص بهزیستی روا نشناختی افراد و تبیین معناداری یا عدم معناداری آن ها در فضاهای مختلف عمومی شهر تهران است. بنابراین، عوامل طبیعی با تمرکز بر دو مولفه کلی تماس با طبیعت و مولفه های خاص محیط با شاخص های خاص خود، برای سنجش رابطه با بهزیستی روانشناختی بررسی و تعیین گردید. سپس، با استفاده از آن شاخص ها و همچنین مقیاس ریف، پرسش نامه ای در راستای ارتباط این مولفه ها با بهزیستی روانشناختی تنظیم و در اختیار 700 نفر شرکت کننده در هفت فضای همگانی شهر تهران قرارگرفت. برای بررسی روایی و پایایی پرسش نامه از تحلیل عاملی و آلفای کرونباخ استفاده شده است. برای بررسی تاثیرات مولفه های طبیعی فضای شهری در کلان شهر تهران بر بهزیستی روانشناختی و تعیین رابطه آن ها از همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که بین عوامل طبیعی فضاهای شهری و بهزیستی رابطه مثبت و معنا داری وجود دارد. همچنین، شاخص های طبیعی فضای شهری به طور کلی 10 درصد از واریانس بهزیستی روانشناختی را پیش بینی می کنند. بدین معنی که با افزایش مولفه های طبیعی فضای شهری، بهزیستی روانشناختی افراد بهبود می یابد. در ضمن یافته ها نشان داد تماس با طبیعت بیشترین تاثیر را بر بهزیستی روانشناختی مردم تهران دارد.

    کلیدواژگان: روان شناسی مثبت، بهزیستی روان شناختی، سلامت روان، فضاهای عمومی شهری، مولفه های طبیعی
  • علیرضا صیاد* صفحات 147-160

    در مطالعات فیلم سال های اخیر، ارتباط میان سینما و فرهنگ فضایی و بصری مدرنیته شهری مورد توجه نظریه پردازان قرار گرفته است. این نظریه پردازان معتقدند که به منظور درک فرهنگ سینمایی به مثابه بخشی از فرهنگ شهری و زندگی اجتماعی مدرن، باید تغییرات و دگرگونی های فضایی و بصری کلانشهری، به مثابه گهواره ظهور، رشد و گسترش سینما را مطالعه و بررسی کرد. در این مباحث، بر پیوندها و شباهت های میان تجربه نظاره گری سینمایی و تجربه ادراک فضاها و منظرهای کلانشهری تاکید می شود. پژوهش حاضر که با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای صورت گرفته است، با بهره گیری از رویکردی میان رشته ای می کوشد این نکته را آشکار سازد که تماشای منظرهای تماشایی و جلوه های سطحی زندگی شهری مدرن به وجود آورنده لذت زیبایی شناسانه نوینی بود که اساس و بنیان لذت تجربه نظاره گری سینمایی را نیز شکل می داد. پژوهش حاضر می کوشد آیین سینما رفتن را در بطن دیگر فعالیت های زندگی روزمره مدرن، و در ارتباط با مشخصه های نوظهور زندگی کلانشهری مورد بررسی قرار دهد. از این رو، خصوصا مشخصه های فضایی- بصری کلانشهر برلین مدرن در دوره وایمار مورد تمرکز قرار می گیرد. نزد بسیاری از نظریه پردازان، گستره شهری برلین دوره وایمار به مثابه یکی از درخشان ترین تبلورهای مدرنیته شهری در نظر گرفته می شود. در این راستا، مقاله از آرای زیگفرید کراکایر، نظریه پرداز مرتبط با مکتب فرانکفورت، به منظور تبیین مشخصه های تجربه شهری برلین مدرن و ارتباط آن با تجربه سینمایی بهره می گیرد. در بخش انتهایی مقاله، اثر شبه مستند والتر روتمان، برلین: سمفونی یک شهر بزرگ (1927) به عنوان نمونه موردی مباحث مطرح شده مورد مطالعه قرار می گیرد.

    کلیدواژگان: معماری و شهرسازی مدرن، تبلیغات شهری، زیگفرید کراکائر، والتر روتمان، برلین: سمفونی یک شهر بزرگ
  • سهیل قشلاق پور، ملیحه باباخانی* صفحات 161-175

    امنیت و کاهش فرصت های جرم به تلاش فراگیر جهانی تبدیل شده، به طوری که تحقق آن از طریق طراحی یکی ازرویکردهای مناسب برای تحقق شهری ایمن و از مفاهیم مهم در حوزه برنامه ریزی و طراحی شهری می باشد. این رویکردتلاش بر آن دارد تا با برنامه ریزی و طراحی هوشمندانه فضای ساخته شده، از وقوع جرایم در محیط های شهری بکاهد.مسکن مهر یکی از سیاست های دهه های اخیر در ایران می باشد که با هدف تامین مسکن اقشار کم درآمد شکل گرفتهولی نتوانسته نیازها و دغدغه های ساکنین خود را رفع کند. بحث نبود امنیت و وقوع جرم یکی از مهمترین مسایل حالحاضر این عرصه های شهری می باشد. مسکن مهر شهرستان نظرآباد از این موضع مستثنی نبوده و طبق گزارش ها یکیاز ویژگی های این مجموعه عدم احساس امنیت میان ساکنان و بعضا وقوع جرم در فضاهای شهری آن می باشد. این مقالهبا هدف تحلیل و ارزیابی دیدگاه ساکنان مسکن مهر شهرستان نظرآباد از موضع امنیت و وقوع جرم در فضاهای شهریشکل گرفته است. بدین منظور مولفه های رویکرد CPTED مبتنی بر ادبیات نظری استخراج و در قالب پرسشنامه درمیان 220 نفر از ساکنان شهرک مهر به صورت تصادفی توزیع و نتایج حاصل مورد تحلیل عاملی و رگرسیونی قرار گرفت.پنج عامل نظارت طبیعی مردم در محیط شهری، همبستگی در اجتماع محلی، طراحی انسان محور، خدمت رسانی، و ارتقاءهویتمندی به ترتیب از عوامل تاثیرگذار بر بهبود امنیت در این شهرک هستند که می توان با برنامه ریزی و طراحی جهتتقویت شاخصه های هر یک از این عوامل، موجب ارتقاء امنیت ادراکی ساکنان شهرک مهر نظرآباد شد. ایجاد فعالیت هایجاذب جمعیت در فضاهای شهری، ایجاد فعالیت های تجاری و شبانه روزی در امتداد مسیرهای اصلی، ایجاد بستری برایمشارکت اعضای محلی با بنگاه های اجتماعی و بکارگیری راهکارهای طراحی برای ایجاد تنوع و تماییز میان ساختمان هایشهری از جمله اقدامات پیشنهادی و با اولویت بالا جهت ارتقاء امنیت در این شهرک است.

    کلیدواژگان: امنیت، پیشگیری جرم از طریق طراحی محیطی، تحلیل عامل اکتشافی، رگرسیون چندمتغیره، مسکن مهر
  • نجما اسمعیل پور*، فاطمه اسمعیل پور، علیرضا مرادیان صفحات 176-188

    محققان حوزه شهرسازی تاکید دارند توزیع منافع حاصل از اجرای سیاست های شهری باید به صورت عادلانه توزیع شود، اما گاه مناطق شهر سهم عادلانه ای منافع نمی برند. بعلاوه، هزینه کرد نامتناسب درآمدهای هر منطقه در رابطه با درآمدهای اکتسابی از ساکنین، بعضا موجب بازتولید فضاهای نامتباین در شهر می شود. هدف پژوهش، تحلیل توزیع فضایی کاربری های عمومی مناطق پنج گانه شهر اراک و تعیین رابطه میان نحوه توزیع کاربری های خدماتی با درآمدهای اکتسابی شهرداری از محل جرایم و تخلفات ساختمانی از ساکنین در هر منطقه است. روش پژوهش توصیفی و همبستگی است و برای تجزیه و تحلیل ها از تکنیک psi، ضرایب کندال، tau-c و گاما استفاده شده است. داده های کاربری ها از نقشه GIS شهر و مقادیر درآمد شهرداری ها به روش کتابخانه ای به دست آمده است. بنابر یافته ها عدالت فضایی در توزیع خدمات شهری در سطح مناطق پنجگانه شهر اراک وجود ندارد. ساکنین منطقه یک در بهترین وضعیت برخورداری و اهالی منطقه 5 در بدترین وضعیت از این حیث قرار دارند. رابطه میان رتبه درآمدهای شهرداری از محل تخلفات ساختمانی در مناطق مختلف شهر با میزان سرانه کاربری های عمومی با توجه مقدار 4. 0- بدست آمده، معکوس اما با شدت متوسطاست. پس، کسب درآمدهای بیشتر از محل تخلفات ساختمانی در هر منطقه لزوما با تخصیص کاربری های عمومی بیشتر همراه نیست. چنان که، منطقه 2 با بالاترین درآمد، پایین ترین سرانه کاربری های خدماتی را داراست و به واسطه ارزش بالای زمین، مکررا » با بازتولید فضاهای متباین روبروست. لذا، توصیه می شود شهرداری، به عنوان مهمترین نهاد در برنامه ریزی و اجرای سیاست های تامین و توزیع منابع ثروت جامعه، به تامین خدمات عمومی و ایجاد عدالت فضایی در هر منطقه متناسب با درآمد اکتسابی از آن منطقه، مبادرت کند. در این راستا اصلاح قوانین به نحوی که تخصیص بودجه شهرداری های مناطق متناسب با کسب درآمدهای آن ها پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: رتبه بندی، مناطق شهری، توزیع کاربری های خدماتی، درآمد شهرداری، شهر اراک
  • حامد بنی عامریان*، علیرضا عندلیب، لعلا جهانشاهلو صفحات 189-203

    مفاهیم توسعه شهری و جاماندگی بافت های تاریخی از فرایند توسعه، پدیده هایی متناظر در کشورهای توسعه نیافته ویا در حال توسعه هستند که به طور عموم به دلیل رشد صرفا فیزیکی آن هم از نوع خطی روی می دهند. در این رابطه،پژوهش حاضر با هدف شناخت روند صحیح توسعه فضایی شهر کرمانشاه به عنوان مطالعه موردی تحقیق به تحلیلجریان های غیراصولی توسعه بر محله تاریخی فیض آباد و متعاقبا شناسایی عوامل منفی موثر بر ایجاد فرسودگی و افزایشابعاد آن در این محله پرداخته است. از منظر روش شناسی تحقیق، این پژوهش با تمرکز بر راهبرد موردکاوی و به صورتتوصیفی- تحلیلی انجام شده و در نهایت به منظور تدقیق و تایید فرضیه تحقیق مبنی بر این که روند رشد فیزیکی شهر دربازه های تاریخی مختلف، منجر به جاماندگی بافت تاریخی از فرایند توسعه گردیده و پیوند اجتماعی-کالبدی محله مذکوررا با کل شهر مخدوش کرده است با نظرسنجی از خبرگان مسلط بر بافت، در قالب یک درخت تصمیم گیری، امتیازدهی وتثبیت شده است. بدین طریق که با وزن دهی و امتیازدهی آیتم های استخراج شده از چهارچوب نظری تحقیق به تدقیقاولویت مولفه های مدل مفهومی پژوهش منتج شد و از این طریق امکان رتبه بندی پیامدهای منفی توسعه را در ارتباط بافرسودگی بافت تاریخی مورد مطالعه میسر ساخت. نتایج حاصل از این پژوهش گویای این است که افزایش اندازه شهردر دوره های تاریخی، هیچ تناسب و سنخیتی با رشد جمعیت نداشته و به ویژه بر اثر سیاست های ناصحیح در خصوصواگذاری زمین پس از انقلاب اسلامی، فرسودگی محله فیض آباد افزایش یافته و معضلاتی نظیر عدم تعادل بخشی به شهر،شکل گیری عرصه های وسیع در رقابت با بافت مرکزی، افزایش هزینه های نگهداری و سکونت گاه های غیررسمی پدید آمدهاست. لازم به ذکر است که نتایج کاربردی پژوهش به صورت رتبه بندی مولفه ها و خروجی درخت تصمیم گیری در قالبپیشنهاداتی برای طرح های آتی مرمت محله تاریخی فیض آباد ارایه شد.

    کلیدواژگان: توسعه شهری، فرسودگی، بافت تاریخی، محله فیض آباد کرمانشاه
  • مهدیه دلشاد، منوچهر طبیبیان*، سید محسن حبیبی صفحات 204-223

    اهمیت شهرها به عنوان شکل غالب سکونتگاه های انسانی روشن است، از طرف دیگر میزان آسیب پذیری شهرها با وجودبلایای طبیعی اتفاق افتاده در سال های اخیر کشور رو به افزایش است. اکنون ما در زمانی قرار داریم که بازسازی هایعمده بعد از چندین زلزله بزرگ را در پیش روی می بینیم. لذا انجام این بازسازی ها به گونه ای که شهرها در برابر زلزلهاحتمالی در آینده تاب آور باشند نیازمند یک جمع بندی از مهم ترین شاخص های مورد توجه می باشد. در این نوشتار مابا بررسی بافت مرکزی شهر رشت که شامل بازار سنتی شهر، مجموعه تاریخی شهرداری، پیاده راه فرهنگی اعلم الهدی وسبز ه میدان می باشد، به دنبال پاسخ این پرسش ها هستیم که 1. تاب آوری فضایی به چه معناست؟ 2. شاخص های مهمبرنامه ریزی فضایی-کالبدی تاب آور در برابر زلزله کدامند؟ 3. درجه اهمیت این شاخص ها چگونه است؟ و در این میانمهمترین نکات وابسته به پاسخ این پرسش ها بررسی می گردد. در این مقاله با انتخاب چهار دسته شاخص، 20 معیار و35 زیرمعیار تاب آوری کالبدی در برابر زلزله و استفاده از مدل ترکیبی منطق Fuzzy و AHP میزان اهمیت شاخص هاو ترتیب اولویت معیارها و زیر معیارها مشخص می گردد. نتایج تحقیق نشان می دهد از بین چهار دسته شاخص عمدهتاب آوری کالبدی بافت مرکزی شهر رشت وضعیت فضاهای باز رتبه اول، از بین معیارهای مطرح شده، معیار ایمن سازیشبکه های زیرساختی شهر در برابر بلایای طبیعی بالاترین امتیاز و در میان زیر معیارهای بررسی شده نیز فاصله تانزدیکترین فضای باز بالاترین رتبه را به دست آورده است.

    کلیدواژگان: برنامه ریزی، تاب آوری، فضا، کالبد، زلزله
  • عباس شیعه*، سیده زهرا حسینی، روژین روفی، زهرا معارف وند صفحات 224-239

    دستیابی به توسعه ی شهری دانش بنیان، نیازمند اتخاذ راهبردهایی در سطح برنامه ریزی شهری می باشد. در این میانراهبردهای توسعه فضایی دانش بنیان محرک توسعه ای برای شهرهایی که تولید دانش را به عنوان هدف اصلی خود قرارداده اند، تلقی می شوند. نیروهای دانش بنیان نیز به عنوان منابع اصلی و مهم در این توسعه فضایی به شمار می روند. منطقهشش شهرداری تهران با در برداشتن سازمان های تحقیق و توسعه و دانشگاه ها، محل تمرکز نیروهای دانش بنیان می باشد.از این رو بررسی نیازهای اجتماعی محیطی این نیروها در خوشه های دانش بنیان موجود در این منطقه، هدف اصلی اینمقاله می باشد. برای دستیابی به این هدف فرآیند مقاله به دو بخش اصلی تقسیم شده است؛ قسمت نخست با مرور متوننظری این رویکرد، به مولفه های ضروری برای جذب و نگهداری نیروهای دانش بنیان اشاره دارد. در قسمت بعدی پس ازمشخص کردن پراکنش نیروها و فعالیت های دانش بنیان به عنوان منابع اصلی و مهم در خوشه های دانش بنیان، در سطحمنطقه شش شهرداری تهران با استفاده از ابزار GIS، به بررسی نیازهای نیروهای دانش بنیان در خوشه های دانش بنیانمشخص شده، از طریق پرسشنامه پرداخته است. این بررسی از روش نمونه گیری هدفمند با جامعه آماری 30 نفر، 17سوال مرتبط با چهار معیار موثر بیان شده در ادبیات نظری، انجام شده است. بر پایه یافته های حاصل از پرسشنامه کهدر آن به بررسی نیازهای نیروهای دانش بنیان به عنوان محرک اصلی و تعیین کننده در حوزه های دانش بنیان، پرداختهشده است، وضعیت فعلی مولفه های کیفیت زندگی، برابری اجتماعی و کیفیت مکانی به عنوان معیارهای مهم در جذبنیروهای دانش بنیان، در خوشه تمرکز جمعیت-فعالیت شناسایی شده در سطح منطقه شش شهرداری تهران با وضعیتمطلوب فاصله دارد. این در حالی است که وضعیت معیار تنوع شهری در این حوزه ها مطلوب بوده است. لذا برنامه ریزیدر جهت ارتقاء عملکرد اجتماعی-محیطی وضعیت نیروهای دانش بنیان در این حوزه ها ضروری بوده و مقاله حاضر درپایان به ارایه پیشنهاداتی در این زمینه می پردازد.

    کلیدواژگان: شهر دانش بنیان، نیروهای دانش، خوشه های دانش، حوزه های دانش، برنامه ریزی شهری راهبردی تهران
  • محمدمهدی عزیزی*، محمد مرادی صفحات 240-255

    به دنبال تحولات ایجادشده در اثر رشد شتابان شهرنشینی، از جمله ضرورت ها در رسیدن به عدالت فضایی و توسعه شهری پایدار می توان توجه به تامین مسکن مناسب برای اقشار متنوع جامعه دانست. عدم توجه به عدالت فضایی درفرایند برنامه ریزی مسکن، می تواند بروز مشکلات فراوان، از جمله نارضایتی شهروندان و ناکارآمدی برنامه ها را در پی داشته باشد. شهر اسلامشهر به عنوان یکی از شهرهای مهم استان تهران، امروزه با مشکلاتی در زمینه های عدالت درحوزه مسکن مواجه است که موجب کاهش زیست پذیری آن شده است. هدف پژوهش حاضر، ارزیابی عدالت فضایی درقلمرو مسکن در شهر اسلامشهر و ارایه راهبردهایی برای ارتقای آن می باشد. روش پژوهش از نوع تحلیلی و بهره گیری ازروش های کمی است. تحلیل اطلاعات با استفاده از آزمون تی تست، رتبه بندی مناطق بر اساس مدل تاپسیس و تکنیکتحلیل سوات برای ارایه راهبردها استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهند که اکثریت شاخص های عدالت فضایی مسکن در مناطق اسلامشهر پایین تر از سطح متوسط قرار دارند. بر اساس نتایج مدل تاپسیس، منطقه 1 اسلامشهرمطلوب ترین منطقه از نظر برخورداری از عدالت مسکن است. در این منطقه، معابر و مسیرهای پیاده از کیفیت مناسبی برخوردار بوده و از نظر دسترسی به خدمات شهری وضعیت مطلوب تری دارد. نامطلوب ترین وضعیت در بین مناطق مربوطبه منطقه 4 می باشد که از جمله مهمترین دلایل آن می توان به قدمت بالای ابنیه، سهم بالای بناهای مخروبه، شبکهمعابر نامناسب، فقدان دسترسی به حمل و نقل عمومی، و کمبود فضای سبز اشاره کرد. سایر یافته های پژوهش عبارتنداز: ضرورت به کارگیری راهبرد انطباقی برای تامین خدمات سکونت در مقیاس های عملکردی، راهبرد اقتضایی برای ایجاداختلاط کاربری ها به منظورایجاد محیط سرزنده، راهبرد تدافعی برای ساماندهی نظام کاربری ها و راهبرد تهاجمی برای تقویت مشارکت مردمی.

    کلیدواژگان: مسکن، توسعه شهری پایدار، عدالت فضایی، مناطق شهر اسلامشهر
|
  • Hassan Akbari *, Fatemeh Sadat Hosseini Nezhad Pages 1-14

    The design of climate compatible buildings that use solar energy efficiently causes to reducefossil fuels’ consumption. The aim of this research is to determine the most appropriate aspectratio and orientation of the buildings for receiving optimal solar radiation in the cities of Ardabil,Rasht, Kerman and Bushehr with cold, temperate, hot-dry and hot-humid climates, respectively. Inthis research, the square and rectangular forms with North-South and East-West orientation werestudied. All of the studied forms had the same floor area and elevation with orientation to the South.The aspect ratios of the rectangle form were 1:1.2 to 1:3 (by step 0.2), and the orientation of thestudied optimum aspect ratios were 180º to 105º (by step 15º) SE and SW. The amount of directenergy received by vertical surfaces of buildings is calculated and processed, using the “Law ofCosines” computational method, for different months and in 24 geographic directions, in terms ofthe cold and hot periods of the year. The maximum amount of energy received by vertical surfaces incold and hot periods is related to the rectangular form with East-West and North-South orientation,respectively. The results of the research show that the appropriate form of the buildings in studiedcities is the rectangle with East-West orientation. The most suitable aspect ratio for EW rectanglularform is 1:1.2 in Ardabil, 1:1.4 in Rasht and 1:1.6 in Kerman and Bushehr cities. The best orientationsfor the determined aspect ratios in Ardabil is 165º SE and in Rasht, Kerman and Bushehr cities is180º South.

    Keywords: Aspect ratio, Building Orientation, vertical surfaces, Solar energy, Law of Cosines
  • Sara Hafezi *, Punik Simoni Pages 15-28

    Nowadays designing open plans, as a legacy of modern architecture, is still common. With the everyday expansion of digital appliances and their importance in daily life, the usage of this facilities can also be observed in spacial designs. But what is crucial today is user-based design. Minding childhoods considerable part in developing one’s personality, it is required to pay special attention to children and their needs as main users of the design. This research addresses the correlation of common features mentioned, in design for child users. After studying the fields of children's psychology and environmental psychology, it was revealed that interaction and memory are important variables in childhood. The correlation of these variables with the type of plan (open or divided) was measured in two stages of experiment with two children in each stage. Using digital features, the correlation of these variables with the design was also tested. In evaluating both experiments, variables such as the level and type of interaction, children’s interaction with the environment and space, and the activity, as well as recollection and recalling the details about the activity, space and level of pleasance were included as factors. After analyzing the data it was found that there was a positive correlation between the divided plan design and and interaction in children as well as the memory of the activity, which seems to be due to a more appropriate scale and also stimulation of curiosity in children. Positive corrections were also found between the environment with digital facilities, memory of the activity and the children's interactions. However digital devices and facilities are a new phenomenon, and younger generations are accustomed to it in a different manner than the previous. Therefore, the positive correlation may be due to the relationship of recent generation of children with digital appliances.

    Keywords: Child, Open Plan, Digital Appliances, Interaction, Memory
  • Comparative Studies of the Concept of "Illuminated Heart" as an Identity-Creating Notion in Contemporary Architecture of Iran and Turkey
    Shadi Khosravi, Arsalan Tahmasebi *, Ahmad Khoshnevis Pages 29-50

    The researching of contemporary architecture shows that in the recent period, due to modernization in the structure of society, a gap has been created between traditional and contemporary architecture.Resolving the identity crisis problem in architecture requires extensive studies on Identity-Creating Notion in native architecture. For this purpose, in this study, principles have been studied such as the "Illuminated heart" as an expression of transparency in Iranian architecture. The results show that if it is possible to comprehend the meaning of these concepts properly in appearance and exterior we can give the works a native identity.In the meantime, the study of the neighboring country of Turkey, which has historical similarities in terms of traditional architecture as well as modernization in the community as well as Iran, and its way of dealing with this issue in comparative analysis of architectural studies can provide better results.In this study, with more than nine decades of architectural study, this question is answered whether the presence or absence of "Illuminated heart" in contemporary architectural works can be a sign of the identity of native architecture over the past hundred years?In this research, with the help of library studies, the study of the "Illuminated heart" as the concept of identification in the architecture of Iran and Turkey was studied, and after quantitative studies and data analysis methods, considering the conditions of the contemporary era, the results have been obtained that the results indicate that in contemporary buildings in every decade, based on the conditions of the society, and the way of the presence of architects and their approach, The decline has been in the architectural identity.And where architects deliberately sought to express the concepts of the identity in their works, they could be seen in the restoration of native identity in architecture.

    Keywords: Illuminated Heart, Mithraism, illumination philosophy, identity-creating notions, Contemporary Architecture of Iran, Turkey
  • Mozhgan Raouf Rahimi *, Shadi Azizi, Mehrdad Javidinejad, Amir Sadeghi Pages 51-63

    The purpose of this study is to investigate the effectiveness of educational games in the main courses of architecture (architectural design) in undergraduate studies, on the level of mental perception and promotion of the learning process.Architectural colleges specifically use workshops as the main teaching tool. Conceptually, the workshop is a process of learning through practice, in which students are exposed to solving a series of design problems. Therefore, finding new educational solutions in studios is considered that can improve the process of learning.The current research is applied in terms of purpose, descriptive in terms of data collection and descriptive-analytical in terms of data collection, which was conducted experimentally with pre-test-post-test design with control group. The statistical population of this study was students of two architectural designs of the first semester of the 99-98 academic year of the Islamic Azad University, Parand Branch, sixty of whom were randomly selected to participate in this study and were tested and controlled in two groups of thirty. The case group was trained in a playful way. Strop test was used to collect data, the content validity of which was confirmed by experts . The reliability of time and error were examined and both sections were obtained at the appropriate and acceptable level . Data collected from the test were organized in the form of statistical tables and SPSS.22 software was used for statistical analysis of the obtained data.Since the speed of brain function and accuracy of the students in the case group at the end of the study was significantly different from the control group it can be concluded that serious games in the main courses of architecture have been effective in increasing the perception and promotion of learning , so this study suggests using this method in architectural design courses.

    Keywords: : Architectural Design, serious games, Education, Learning, Strop Test (Effect)
  • Roya Zamani, Ali Akbari * Pages 64-78

    One of the most important issues in strategically planning the development of immigrant suburban settlements in industrial cities is that the sociological, psychological and cultural dimensions of the city grow naturally at the same time as the physical development of the city grows to become a living place responsive to all aspects of human existence as citizens. In this study, based on the theory of right to the city, it is attempted to analyze and propose the optimal place for constituting a public urban open space, tailored to the needs of the target community, in the Arak Mohajeran town. Based on a qualitative research approach and intentionally using a comparative-deductive inference research design, the theoretical framework and the principal components of the right to the city were first obtained from library studies. The qualities of public domain can be classified into four components: physical, functional, social and semantic. Then, by distributing the structured questionnaire among the residents of the town and the academic elite, the criteria and sub-criteria were weighted using analysis hierarchical process (AHP). The results showed that among the selected options from field research, site A with ultimate weight of 0.333 was considered the most suitable site. Among the criteria, site permeability was weighted 0.375, and among the sub-criteria, network traffic and site access had the most impact. In the criterion of identity and vitality, the presence of space with a weight of 0.257 was the most important factor. In the criterion of readability, accessibility with a weight of 0.290 and in the criterion of dynamics and adaptability, continuity of neighborhood residents from past to present with a weight of 0.360 has the most impact and so it shows that residents have given greater importance to maintaining social structure in terms of accessibility and sense of place attachment.

    Keywords: urban public space, Security, Urban Space, Right to the city, Architecture of Residential Complexes, Arak Immigrant Town
  • Afsaneh Modaresi Rafat, Hossein Soltanzadeh *, Mehrdad Matin Pages 79-97

    In the modern era, numerous political, cultural, social, economic, etc. factors caused fundamental alterations in Iranian architecture. As a result of architectural developments, changes in appearance, and sometimes structures of public buildings, including universities, are happening which mirror the cultural conditions of their time. So, identifying and examining the criteria of modernism and tradition in the architecture of Tehran’s universities with the aim of shedding more light on the history of contemporary Iranian architecture are of great importance. Accordingly, this study aims to examine and identify the criteria of tradition and modernism used in faculties to answer the question of "To what extent have each of these criteria been effective in the manifestation of tradition or modernism?" To this end, a combined nest-to-nest methodology is used, which simultaneously utilizes interview and questionnaire. First, the criteria of tradition and modernism are extracted from the concepts, and then the coding table is formed. Next, interviews are arranged according to which the variables used by tradition and modernism in the buildings are presented. The questionnaire is then used for verification. The qualitative and quantitative findings are extracted using two Atlas.ti and SPSS software, respectively. These results indicate that 22 criteria of tradition and modernism have been used in these buildings, most of which were the criteria of modernism. It is found that the most evocative factors of tradition are “use of bricks in facades” and “uniaxial symmetry” and the least evocative ones are “spatial hierarchy”, “spatial organization”, and “limited use of form-physical elements”. Also, in modernism, “lack of ornaments” as well as “simplicity and purity of volumes” are the most evocative factors and “not being tied to geometry” and “form follows function” are the least evocative ones.

    Keywords: Tradition, modernism, Universities of Tehran
  • Farbod Mortazavi *, Mohammad Hossein Mahmoudi Sari, Behnod Barmayehvar Pages 98-112

    Energy and its consumption is one of the most concerning issues during recent decades. Construction with having 40% share of all of the energy consumption and with producing 35% of greenhouse gases, is one of the most noted industries in this matter. Researches with LCA approach, have shown that 10-20% of these consumed energies are embodied energies, hence 80-90% of energy usage in construction is for operation period of the buildings. Heating and cooling includes 60-70% of this operational energy usage of the construction.Though, failing to manage of this part of energy usage would cause a great failure not only in sustainable development and optimization of energy consumption, but also in environmental pollution, operational costs and facilities depreciation. Selecting a suitable heating and cooling system in the smart way is a key factor to reach the proper balance between needs satisfaction and energy consumption.This research is going to found a proper foundation for decision making through developing a DSS for facilitating the process of decision making about selecting the most suitable heating and cooling systems for non-industrial buildings. In this proposed model, the emphasis is on general conditions (e.g. heating and cooling systems technical specifications, notifications of the experts, etc.) as well as special situations of the building and project (e.g. climate, project size and quality level, values of the client, notices of design team, etc.) therefor it would fit the best for both general and special conditions and suits all the stackholders with best heating and cooling system solutions.

    Keywords: DSS, Decision Support Model, Heating Systems, Cooling systems, HVAC
  • Shirin Nourivand, Lida Balilan Asl *, Dariush Sattarzadeh, Maziar Asefi Pages 113-131

    Simulation is a very important tool which has been used for several years in several fields (with computer and non-computer systems). This paradigm is called “Simulation-Based Design” or SBD. It is the process in which simulation is the primary means of evaluation and verification. As a result of the rising awareness of environmental issues and the increase in the cost of energy, building professionals increasingly have to consider the sustainability and energy performance of their designs by using building energy performance simulation and optimisation (BEPSO)tools. Despite of the number of countries that use simulation tools in architectural design, BEPSO has not yet been implemented in Iran widely. This paper provides an overview on this subject, aiming at clarifying computer simulation and BEPSO tools and outlining potential challenges and obstacles in them. In Addition, the BEPSO results of an office building in Tabriz are presented to show the role of simulation in three main stages of building energy performance evolution namely: 1) design stage, 2) construction stage and 3) operation stage. The simulation results show that, in general, the factors that result in the most significant reduction in energy consumption, by up to 50%, are as follows: 1) the implementation of double skin façade with a 0.6 cm cavity space in the south facade as a design solution, 2) lowering u-value of external walls and flat roofs as construction factor, 3) automatic control of lighting, using light sensors, window, indoor set-point temperature, natural ventilation and shading as operation factors.

    Keywords: Building Performance, Simulation-Based, Design, Optimisation
  • Alireza Bahadori, Mohammad Reza Pourjafar *, Ehsan Ranjbar Pages 132-146

    Mental health, especially psychological well-being is a concept that illustrates how one thinks, feels and acts in the face of different situations in life. That depends on one's understanding of oneself and one's own environment. Now if this environment is urban space , The subject becomes more complex. Urban spaces consist of components such as natural and man-made factors that Natural factors play the greatest role in improving the quality of urban spaces. Understanding their characteristics and effects on humans is a way to create positive urban environments and spaces. That increases the mental health and psychological well-being of the residents. The overall purpose of this article is to identify the relationship between natural factors of public spaces and the psychological well-being of individuals and explaining their meaning or not is meaningful in different public spaces.Therefore, natural factors, with their own characteristics, were assessed and measured to assess the relationship with psychological well-being. Then, using those indices as well as the Reef scale, a questionnaire was designed to correlate these components with psychological well-being and was presented to 700 participants in seven public spaces of Tehran.Factor analysis and Cronbach's alpha were used to assess the validity and reliability of the questionnaire. Pearson correlation and multiple regression analysis were used to investigate the effects of natural components in Tehran area on psychological well-being and to determine their relationship. Findings indicate that there is a positive and significant relationship between natural factors of urban spaces and well-being. natural indicators generally predict 10% of the variance in psychological well-being. That is, by increasing the natural components of urban space, people's well-being improves. The findings also showed that contact with nature has the greatest impact on the psychological well-being of the people of Tehran.

    Keywords: Positive psychology, psychological well-being, Mental health, Natural components
  • Alireza Sayyad * Pages 147-160

    The present study, using descriptive-analytical method and using library resources, applying an interdisciplinary approach, seeks to make it clear that viewing spectacular views and surface effects of modern urban life has created a new aesthetic pleasure that formed to the pleasure of cinematic spectatorship experience. The study examines the ritual of attending to cinema in relation to other features of metropolitan life - such as modern architecture and urban planning, urban neon lights, advertising posters and billboards, rituals of window shopping. Hence, the research especially focuses on the spatial-visual features of the modern metropolis of Berlin in the Weimar period. The urban sphere of Weimar Berlin was, according to many theorists, one of the most brilliant crystallizations of urban modernity. In this regard, the paper particularly draws on the observations of Siegfried Kracauer, the theorist associated with the Frankfurt School. Considering the fact that in the issues related to urban modernization and the characteristics of the modern metropolis, the characteristics of the Berlin metropolis in the Weimar period are focused in this research, then in the final part Berlin: Symphony of a Metropolis (1927), by Walter Ruttmann is used as a case study of the topics covered in the article, and the representation of the urban experience in the images and scenes of this film will be analyzed. Many of the metaphorical issues raised in this work can be clearly traced in this work as one of the most brilliant films of the "urban genre" of the Weimar period. Examining the scenes of this film, especially the images of the fifth screen of the film, which focuses on the charms of Berlin's nightlife, it was found that Rothman's conscious work often refers to the cinematic quality of the modern city and this aspect of the metropolitan experience Is emphasized.

    Keywords: Modern Architecture, Urban Development, urban advertising, Siegfried Krakauer, Walter Ruttmann, Berlin: Symphony of a Metropolis
  • Soheil Gheshlaghpoor, Maliheh Babakhani * Pages 161-175

    Security and reducing crime opportunities and diminishing criminal incentives have become a global commitment. Security by designing an appropriate approach to the realization of a safe urban environment by employing appropriate and purposeful design of the human environment that it tries to reduce the occurrence of urban environments by planning and designing efficiently. Mehr Housing is one of the policies of the last decade in Iran that has been formed to provide low-income housing but, despite being newly constructed, has failed to address the needs and concerns of its residents And crime is one of the most important debates in these urban arenas right now. In this article, Mehr Housing of Nazarabad has been analyzed and evaluated from the viewpoint of residents and finally design and planning strategies for crime prevention have been presented. The CPTED components based on the theoretical literature of this area were extracted and distributed to 220 residents of Mehr Township through a questionnaire And analyzed by factor and regression. The results of this analysis show that the seven factors of people's natural supervision in the urban environment, solidarity in the local community, anthropogenic design, collection management and maintenance, servicing, tailoring and promotion of identity are factors influencing the improvement of security in this town from the perspective of residents And the first three factors have the most influence and correlation with this category. Therefore, planning and designing to enhance each of these factors can enhance residents' perceptual security. Creating population-absorbing activities in urban spaces, creating commercial and 24 hours activities, holding cultural-religious ceremonies and creating urban spaces for gathering residents are high priority in this residential town.

    Keywords: Security, CPTED, Mehr housing, exploratory factor analysis, Multivariate Regression
  • Esmailpoor Najma *, Fatemah Esmaeilpoor, Alireza Moradian Pages 176-188

    Although urban planning researchers emphasize that the distribution of benefits from the implementation of urban policies should be distributed fairly, in some cases not only some areas of the city do not receive a fair share, but also spend the income of each region relative to its income. The area is disproportionate.The purpose of this study is to analyze the spatial distribution of public uses in the five districts of Arak to determine the relationship between the distribution of service uses and the municipality's revenue earned from construction crimes in each area. The research method is descriptive and correlational. The PSI technique was used to rank, the Kendall tau-c coefficient and gamma coefficient were used to determine the correlation. data are obtained from GIS data and library method. According to findings There is no spatial justice in the distribution of urban services in the five districts of Arak. District1are in the best condition and District5are in the worst condition. The relationship between the rank of regions in terms of per capita public uses with the revenues earned from construction violations in each region is -0.4,which is a significant, inverse and moderate intensity relationship.Therefore, the municipality must prevent construction violations; Then, as the most important institution in planning and implementing policies for providing and distributing resources of wealth and opportunity in society, to provide public services in each region in proportion to the income earned by the residents of that region, to provide services in each region. It is suggested that the laws be amended so that the budget allocation of the municipalities in the region is commensurate with their income. In this regard, it is necessary to change the laws to allow local governments to spend some of the revenues of the regions in proportion to the service deficit.

    Keywords: Urban Areas Ranking, Service Usage Distribution, Municipal Income, Arak
  • Hamed Baniamerian *, Alireza Andalib, Laala Jahanshahlou Pages 189-203

    The concepts of urban development and backwardness of the old and historical contexts from the development process are the corresponding phenomena in non-developed or developing countries, which generally resulted from linear and horizontal only physical growth, instead of considering the inner potentialities of cities. The current research pursues the objective of understanding the correct procedure of spatial development of a city, especially Kermanshah as the case study and analyzing the irregular developmental trends of the Feizabad neighborhood, as well as identifying effective factors in creating and increasing the dimensions of weariness in this area. From the methodological point of view, this research has been done by focusing on a case study strategy and a descriptive-analytical method. Finally, it has been validated by a survey of experts to precise the research proposition theory. This was done by designing and distributing a researcher-made questionnaire among experts in the field of architecture and Urbanism with a high familiarity with the old context of Kermanshah. In this way, by weighing and scoring the items extracted from the theoretical framework of the research, the priority of the components of the research conceptual model was achieved, and thus it was possible to rank the negative consequences of the development concerning the weariness of the studied historical context. The results show that the increase in the size of the city in different historical periods has had no relevance to population growth. Especially, due to incorrect policies regarding the transfer of land after the Islamic Revolution, the deterioration of the Feizabad neighborhood has increased. Then, the problems such as lack of Balancing the city has led to the formation of competition between new large areas and the central contexts increasing maintenance costs and informal settlements.

    Keywords: Urban Development, weariness, Historical context, Feizabad neighborhood of Kermanshah
  • Mahdiyeh Delshad, Manouchehr Tabibian *, Seyed Mohsen Habibi Pages 204-223

    There is no doubt that the cities are the most predominant human settlements to the eyes of the citizen, on the other hand, in recent years, scale of human settlement is facing increasingly natural disasters. Including its significant destruction after major earthquakes events. Having said that in this research, I am trying to provide a set of the most important indicators that could make cities resilient against possible earthquake in future. In these studies we are looking at the old center of the city of Rasht including traditional city market, the cultural path of the Alam-Al-Hoda, historical collection of Rasht municipality and square branch. Our aims are to answer to the following questions 1- what does the spatial resilience mean. 2- What are the most significant indicators in resilience spatial- physical planning in order to combat the impact of earthquake and its consequent damages? 3. What is the importance of these indicators? And further to examine the most important data related to the answer of the questions above. In this paper, we have selected four categories of indicators, 20 criterion and 35 sub-criteria of physical resilience against earthquake and by using AHP and Fuzzy hybrid logic model determines the importance of indicators and the order of priority of criteria and sub-criteria. The results show that among the four main categories of physical resilience indexes of central city of Rasht, the finding indicates that open spaces stand atop, among the criteria raised, the criterion of securing the infrastructure of the city against natural disasters was the highest and among the sub-criteria. The distance to the nearest open space is also the highest.

    Keywords: planning, Resilience, Space, Physical structure, earthquake
  • Abbas Shieh *, Zahra Hosseini, Rojin Raofi, Zahra Maarefvand Pages 224-239

    Knowledge clusters are central places of knowledge production and knowledge-based workers are the driving force in regional economic growth. The following paper will look at District6, Tehran and its path towards a knowledge-based development. This study investigates the concept of knowledge-based development and its related spatial features. The paper provides an in-depth discussion on the concepts such as knowledge precincts, knowledge clusters, knowledge workers. This paper discusses the critical connections between knowledge workers and knowledge clusters in District 6 of Tehran. Data collected from websites, directories, governmental policy documents and knowledge workers interviews have enabled us to analyze the spatial situation of knowledge-based workers in District6, Tehran. The paper introduces social and environmental essentials for attracting and retaining knowledge workers in District6, Tehran to facilitate their participation in the knowledge-based development process. Our assessment particularly focuses on examining knowledge workers working in the main knowledge clusters of this District 6 regarding their satisfaction in terms of quality of life, urban diversity, social equity and quality of place.Knowledge clusters are central places of knowledge production and knowledge-based workers are the driving force in regional economic growth. The following paper will look at District6, Tehran and its path towards a knowledge-based development. This study investigates the concept of knowledge-based development and its related spatial features. The paper provides an in-depth discussion on the concepts such as knowledge precincts, knowledge clusters, knowledge workers. This paper discusses the critical connections between knowledge workers and knowledge clusters in District 6 of Tehran. Data collected from websites, directories, governmental policy documents and knowledge workers interviews have enabled us to analyze the spatial situation of knowledge-based workers in District6, Tehran.

    Keywords: Knowledge-based city, knowledge workers, Knowledge clusters, Knowledge precinct, Strategic urban planning of Tehran
  • Mohammad Mehdi Azizi *, Mohammad Moradi Pages 240-255

    Following the vast urban expansion created by the growth of urbanization, paying attention to housing needs, housing quality and access to affordable housing for all has become one of the crucial issues in the area of urban planning. The human life platform is on the path to achieve spatial justice and sustainable urban development, which has led to many problems, including citizens’ dissatisfaction and the consequent abandonment of neighborhoods and cities. Eslamshahr, as one of the important urban centers in Tehran province, today faces various problems such as areas of inequality in housing, which has reduced its viability. The purpose of this research is to investigate and evaluate the spatial equality in the housing domain in this city in order to provide strategies for its promotion. The research method is mainy-analytical. Bases on this, 382 residents of Eslamshahr were randomly selected to complete the questionnaires. Data analysis was performed using T-test in SPSS software and six district of the city were ranked based on TOPSIS model. Finally, the SWOT analysis technique was used to provide strategies for promoting spatial justice in the housing area of Eslamshahr. The research findings show that most of the indicators of housing equality in Eslamshahr are lower than the average level. District 1 with TOPSIS score of 0.910 and District 4 with TOPSIS score of 0.105 have the lowest rank in Eslamshahr housing areas have their own. In addition, the adaptive strategy of providing residential services at different performance scales (W11O8), the contingency strategy of mixing areas to create a lively environment (S4T7), the defensive strategy of organizing user systems especially at night to increase visibility (W8T5) and Strengthening public participation (S2O6) as one of the most important strategies for promoting justice in the housing sector is another finding of the present study.

    Keywords: Housing, spatial equity, sustainable development, Eslamshahr Urban Districts