فهرست مطالب

مطالعات بین المللی - سال هجدهم شماره 2 (پیاپی 70، پاییز 1400)
  • سال هجدهم شماره 2 (پیاپی 70، پاییز 1400)
  • تاریخ انتشار: 1400/09/22
  • تعداد عناوین: 12
|
  • ستار عزیزی* صفحات 7-22

    گروه طالبان که در معرفی حکومت خود از عنوان «امارت اسلامی افغانستان» استفاده می کند، پس از تصرف کابل، رسما اعضای حکومت موقت خود را معرفی کرد و از سازمان ملل متحد تقاضا کرد تا نماینده آن کشور در سازمان پذیرش شود. در دوره اول حکمرانی طالبان (از سال 1996 تا 2001)، با وجود اعمال حاکمیت موثر آنها بر بخش زیادی از افغانستان، حکومت مذکور از سوی سازمان ملل متحد شناسایی نشد. علی رغم خروج نام این گروه از فهرست گروه های ترویستی شورای امنیت در سال 2011، کماکان نام بسیاری از مقامات عالی رتبه گروه طالبان، در فهرست کمیته تحریمهای شورای امنیت قرار دارد. شورا نیز در قطعنامه 2513 (2020) تاکید کرده بود که از اعاده حکومت امارت اسلامی افغانستان استقبال نمی کند و آن را به رسمیت نمی شناسد اما در قطعنامه شماره 2593 (2021) که پس از تصرف کابل توسط طالبان صادر شده است، شورا به موضوع عدم شناسایی امارت اسلامی افغانستان اشاره نکرده است. سوال اصلی پژوهش آن است که «آیا امارت اسلامی افغانستان توسط جامعه بین المللی و سازمان ملل متحد شناسایی خواهد شد یا خیر؟». روش بررسی این پژوهش، تحلیلی -توصیفی می باشد و شیوه گردآوری اطلاعات،کتابخانه ای است. نتیجه این پژوهش نشان می دهد که امارت اسلامی افغانستان، تا زمان اثبات همکاری با دیگر دولت ها در مبارزه با گروه های تروریستی نظیر داعش و نیز رعایت هنجارهایی مانند حفظ حقوق بشر و زنان و تشکیل حکومتی فراگیر، از سوی جامعه بین المللی بویژه دول غربی شناسایی نخواهد شد.

    کلیدواژگان: امارت اسلامی افغانستان، طالبان، شناسایی حکومت، حاکمیت موثر، مشروعیت دموکراتیک
  • مهدی آقاجانلو* صفحات 23-45
    اگر چه مطابق اسناد بین المللی حق برسلامت همواره تعهدی ملی محسوب شده و فاقدالزامات بین المللی است، ولی خطر روزافزون بیماری های فراگیر می تواند موجب اثرگذاری فرامرزی عدم تحقق مناسب حق مذکور شود. دغدغه ای که موجب تبدیل خطر شیوع همه گیری به تهدیدی جهانی می شود. در چنین چشم اندازی، آیا دامنه تاثیر فرامرزی همه گیری ها خواهد توانست سبب ارتقای تعهدات حق برسلامت به سطح بین المللی شود؟ برای پاسخ به این پرسش، با بررسی فرآیند توسعه تعهدات بین المللی کشورها، ذیل صلاحیت شورای امنیت سازمان ملل متحد، نخست با روشی توصیفی تفسیر امنیتی از تحقق نیافتن مناسب حق برسلامت ارایه خواهیم داد. سپس با تحلیل آماری درخصوص قربانیان ابولا و کرونا، درپی اثبات مفروض افزایش سطح نیازعینی به تفسیر جدی تر از تعهدات بین المللی خواهیم پرداخت. درمجموع، با آن که مشکل تفاوت نگرش ها و رقابت میان قدرت های جهانی همچنان وجود دارد، اما تشدید ابعاد مختلف خطر همه گیری ها درسطح بین المللی، جامعه جهانی را ناگزیر به پذیرش تعهدات جدی تر دراین حوزه خواهد نمود.
    کلیدواژگان: حقوق بشر، سلامت جهانی، تعهدات بین المللی، امنیت جمعی
  • رشید رکابیان*، مهرداد عله پور صفحات 47-64

    روابط راهبردی جمهوری اسلامی ایران و سوریه علی رغم فرازوفرودهای کم سابقه ای که طی سالیان اخیر تجربه کرده است، نمونه ای تام و تمام از پایدارترین، راهبردی ترین و ناگسستنی ترین روابط دوجانبه در محیط امنیتی غرب آسیا تلقی می گردد که در فضای پسابحران به منظور تحکیم دستاوردهای به دست آمده نیازمند نقش آفرینی، مدیریت و مهندسی ویژه تر نسبت به قبل است. بر همین اساس هدف پژوهش حاضر ناظر بر آن است که با توجه به نقش آفرینی تهران در تحولات اخیر سوریه و حمایت حداکثری از دولت تحت رهبری بشار اسد، مهم ترین عوامل موثر بر کنشگری موثر ایران در سوریه پسا بحران شامل چه مواردی می باشد. متاثر از هدف مورد اشاره، نگارندگان پژوهش حاضر با تاسی از کتب، مقالات و منابع اینترنتی درجه اول و با روشی توصیفی تحلیلی استنتاجی کوشیده اند تا به چرایی این پرسش راهبردی پاسخ گویند که الزامات رفتاری جمهوری اسلامی ایران برای مدیریت سوریه پسابحران چگونه ارزیابی می گردد؟ نتیجه حاصل از آزمودن پرسش اصلی پژوهش حکایت از آن دارد که از نگاه تهران، سوریه به عنوان بزرگ ترین کشور کوچک جهان از مزایای ویژه ای در حوزه راهبردی غرب آسیا برخوردار است: این کشور راهبردی به مثابه دروازه ای به سوی جهان عرب است که نه تنها از آن می توان برای ایجاد توازن قدرت در برابر ایالات متحده و اسراییل استفاده کرد، بلکه یک پل ارتباطی مهم برای دسترسی به حزب الله لبنان است. در همین رابطه ضروری می نماید که در فضای پساتحولات، رویکرد راهبردی جمهوری اسلامی ایران بر اساس واقعیت های منطقه ای ترتیب بندی گردد.

    کلیدواژگان: مدیریت بحران، مکتب استنفورد، رویکرد راهبردی، سوریه، جمهوری اسلامی ایران
  • امیر محمودی*، ولی الله نوری، مهدی عبدالمالکی صفحات 65-82

    به واسطه اهمیتی که محیط زیست طی سالیان گذشته یافته و در نسل سوم حقوق بشر قرار گرفته است، می توان دریافت که چرا حفاظت از آن در مخاصمات مسلحانه اهمیتی مضاعف و شایان دارد. مسلم است که مخاصمات مسلحانه می توانند خسارات جبران ناشدنی را به محیط زیست وارد نمایند خواه این خسارات به صورت تخریب ارادی و با استناد به ضرورت نظامی و عدم تفکیک باشد و خواه به صورت غیر ارادی و ناشی از خسارت جنبی و تبعی حملات نظامی. بنابراین پرسش اصلی این است که جایگاه اصل تناسب در حفاظت از محیط زیست و در پیوند با اصول تفکیک و ضرورت کجا است؟ این نوشتار با رویکردی توصیفی- تحلیلی به دنبال این هدف است که رابطه اصول سه گانه تفکیک، ضرورت و تناسب را که از اصول اساسی حقوق بشر دوستانه بین المللی هستند در رابطه با تخریب محیط زیست در هنگامه مخاصمات مسلحانه بسنجد، بر این اساس نتیجه کلی و نهایی مقاله این است که به هنگام تلاقی اصول تفکیک و ضرورت، اصل ثالثی به عنوان ستنز وارد می شود که به دنبال کمتر کردن خسارات ناشی از اقدامات نظامی است، نقض این اصل، یکی از شروط ارتکاب جنایت جنگی تخریب محیط زیست است و آن اصل، اصل تناسب است. از آنجا که اصول تفکیک و ضرورت به هنگام حمله به محیط زیست می توانند در تقابل با یکدیگر قرار گیرند و این اصل ضرورت است که در نهایت بر اصل تفکیک چیره می شود، بنابراین حضور اصل تناسب می تواند این تقابل را متعادل نماید.

    کلیدواژگان: مخاصمات مسلحانه بین المللی، محیط زیست، اصل تفکیک، اصل ضرورت، اصل تناسب، جنایت جنگی
  • پوریا ابراهیم زاده، امیرحسین ملکی زاده* صفحات 83-100
    با مرور حوادث به وقوع پیوسته در نبردهای بین المللی همچون جنگ جهانی دوم متوجه می شویم که رهبران کشورهای دارای ناوگان نظامی پیشرفته هیچ ابایی از کشتار غیرنظامیان و نقض اصل تفکیک ندارند. در این میان ایالات متحده آمریکا پای را فراتر گذاشته و با ابداع مولفاتی همچون دفاع پیش دستانه بدعت جدیدی در مقابل ماده 51 منشور ملل متحد پدید آورده است. ذیل مولفه اخیر، آمریکا و پیروان دکترین نظامی این کشور همچون اسراییل به جای انتظار برای دریافت ضربه نخست از جانب دشمن، صرف کشف تهدید قریب الوقوع از سوی دشمن را جواز توسل به زور علیه او دانستند. پرسش کلی تحقیق حاضر آن است که توسل به دفاع پیش دستانه در نزد حقوق بین الملل تا چه اندازه مقبول است و به لحاظ حقوقی و نظامی رهبران در توسل به این راهبرد جهت حفاظت از غیرنظامیان در برابر تهدیدات قریب الوقوع دشمن آنگاه که تهدیدگر هیچ ابایی از عملی کردن تهدیداتش ندارد چه مواردی را می بایست مد نظر قرار دهند؟ فرضیه تحقیق آن است که توسل دفاع پیش دستانه مقبول حقوق بین الملل نیست لیکن توسل بدان جهت حفاظت از غیرنظامیان معقول به نظر می رسد. نویسندگان با استفاده از روش تحلیلی-توصیفی به این نتیجه رسیدند که علیرغم عقلانی بودن استفاده از دفاع پیش دستانه در برابر تهدیدات قریب الوقوع معطوف به غیرنظامیان، توسل به راهبرد اخیر به طور خودسرانه نزد حقوق بین الملل معاصر مقبول واقع نمی شود.
    کلیدواژگان: دفاع پیش دستانه، دفاع پیش گیرانه، شورای امنیت، تهدید قریب الوقوع، غیرنظامیان
  • محمدرضا شفاعت، سید جواد امام جمعه زاده*، حسین مسعودنیا صفحات 101-119

    تروریسم یکی از تهدیدات بزرگ دنیا در قرن بیست و یکم است که با استفاده از روش های متنوع، همچون اقدامات مسلحانه، تبلیغات کاذب رسانه ای و نفوذ در عقاید و ارزش های جامعه می تواند؛ باعث اخلال در نظم و امنیت جامعه مورد نظر شود. جریان تروریستی داعش، یکی از مهمترین دغدغه های جهانی و تهدید بزرگ منطقه ای، به خصوص در کشور عراق است. علی رغم شکست این گروه در عراق، اما هیچگاه نمی توان از ظهور مجدد این گروه تروریستی غافل شد. باید در نظر داشت با وجود بحران های مختلف اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در عراق، ممکن است به مانند گذشته زمینه و فرصت برای ظهور دوباره این گروه تروریستی فراهم شود. لذا سوال اصلی این مقاله این است که: «آیا علی رغم نابودی داعش، امکان ظهور مجدد آن در کشور عراق وجود دارد؟» هدف این پژوهش نیز «شناخت و بررسی مهمترین عوامل زمینه ساز ظهور مجدد داعش، در بستر بحران های سیاسی، امنیتی، اقتصادی و اجتماعی عراق است.» در این پژوهش از روش تحقیق توصیفی _تحلیلی استفاده شده است و نتیجه کلی پژوهش نشان می دهد؛ ادامه ی بحران های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و امنیتی در عراق، می توانند زمینه ی ظهور مجدد داعش را در این کشور فراهم آورند.

    کلیدواژگان: داعش، تروریسم، نظم، ثبات، امنیت، عراق
  • عرفان زندی، امیر ساجدی* صفحات 121-141
    یکی از ملزومات توسعه، اقتصاد است. شاخص های توسعه اقتصادی مشخص می کنند که کشورها در چه جایگاهی قرار دارند. اما آنچه که نقش تاثیرگذاری در توسعه اقتصادی کشورها دارد جهت گیری های سیاست خارجی دولت ها و اهدافی است که دولت ها در سیاست خارجی دنبال می کنند. مقاله حاضر درصدد پاسخ به این پرسش است که آینده سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران چه تاثیری بر وضعیت اقتصادی کشور در ناحیه خاورمیانه با توجه به سند چشم انداز دارد؟ در پاسخ می توان فرض کرد آینده سیاست خارجی ج.ا.ا. تاثیر مستقیمی بر جایگاه اقتصادی کشور در ناحیه دارد. به همین منظور سه شاخص کلان اقتصادی مانند رشد اقتصادی، نرخ تورم و میزان جذب سرمایه گذاری خارجی مورد بررسی قرار گرفت؛ یافته های پژوهش نشان می دهد وضعیت اقتصادی ایران با توجه به سه شاخص مهم ذکرشده در مقایسه با سایر کشورهای خاورمیانه در طی سال های گذشته بهبودی نداشته و در چهار سال باقی مانده تا اجرای کامل این سند فاصله زیادی با اهداف پیش بینی شده در ناحیه دارد. این پژوهش باهدف شناسایی جایگاه اقتصادی ایران در خاورمیانه بر آن است تا با بهره گیری از روش مقایسه ای - تحلیلی و از رهگذر مقایسه تطبیقی به برنامه های توسعه اقتصادی ایران با توجه به سند چشم انداز 1404 نسبت به دیگر کشورهای خاورمیانه در سه شاخص ذکرشده بپردازد.
    کلیدواژگان: سندچشم انداز، توسعه اقتصادی، سیاست خارجی، شاخص های اقتصادی، اقتصاد سیاسی
  • علی دلدار، محمود جلالی*، لیلا رئیسی صفحات 143-162
    سلب مالکیت غیرمستقیم یکی از مسایل مهم، پرمناقشه و بحث انگیز در حقوق سرمایه گذاری خارجی است. از چالش های مهم سلب مالکیت، انتساب فعل یا ترک فعل منجر به سلب مالکیت به دولت است که، در هاله ای از ابهام قرار دارد. سوال اساسی مقاله این است که، چه فعل یا ترک فعلی منجر به سلب مالکیت غیرمستقیم از اموال می شود؟ در صورت احراز محرومیت سرمایه گذار از سرمایه در سرمایه گذاری های در قالب قرارداد آیا سلب مالکیت محقق می شود؟ پژوهش حاضر با روش تحلیلی و توصیفی با استفاده از منابع کتابخانه ای به این نتیجه رسیده که قبلا، شدت و ضعف محرومیت اساسی سرمایه گذار از حقوق مالکانه، و میزان منفعت اساسی دولت-میزبان با تفاسیر متنوع و تشتت آراء داوری همراه بوده که هر محرومیتی را اساسی تلقی نکرده و هر منفعتی را ضروری تشخیص نداده اند؛ اما امروزه، در صورت تعارض بین منفعت دولت میزبان و سرمایه گذار این امر به آرامی اما قاطعانه در حال چرخش بسوی سرمایه-گذاری هایی با رویکردی نو است که دولت را به عنوان حاکم مطلق به رسمیت شناخته است. هدف پژوهش پیش رو رسیدن به این مقصود است که: تمایز بین سرمایه گذاری از طریق معاهده و قرارداد را در سلب مالکیت بررسی کند. نقش ارگان ها و نهادهای سرمایه-گذاری و همچنین سازمان های زیست محیطی رادر سلب مالکیت بررسی، و تلاش جهت جلوگیری از بوجود آمدن مسئولیت داخلی و بین المللی دولت ها و ایجاد هماهنگی بین دولت و نهادهای دولتی است.
    کلیدواژگان: سرمایه گذاری خارجی، منفعت اساسی، محرومیت اساسی، سلب مالکیت، انتساب عمل به دولت
  • گلاره رستگارنیا، افشین زرگر*، فخرالدین سلطانی صفحات 163-181
    در قرن بیست و یکم سیاست بین الملل به دنبال تغییر در ساختار، کنشگران و رویه ها دستخوش تحول قرار گرفته است. سیر چنین تغییراتی ضمن به نمایش گذاشتن درهم آمیختگی سیاست بین الملل و فضای ماورای جو، قابلیت نظریه های روابط بین الملل را در شرایطی به چالش دعوت می کند که تاثیر تحولات سیاست بین الملل بر پیکره جملگی آن ها نقش بسته است. این مقاله متکی به رویکردی کیفی و روش تحقیق نظری-کاربردی در پی پاسخ به این پرسش است که نظریه های روابط بین الملل در برخورد با سیاست بین الملل متحول شده متاثر از فناوری های فضایی چه وضعیتی دارند؟ یافته های پژوهش پس از پرداختن به استراتژی کلان فضایی و رویکرد نظریه های دسته بندی شده در قالب الف) کلاسیک: نوواقع گرایی و نولیبرالیسم، ب)تلفیقی: سازه انگاری و پست مدرنیسم و ج) نوین: پست مدرنیسم و محیط زیست گرایی بیان گر دیدگاه های متفاوت و گاه متضاد یک دیگر است. بررسی نظریه های منتخب در برخورد با سیاست بین الملل متحول شده ناشی از حضور و فعالیت در فضای ماورای جو بیانگر لزوم تقویت، اصلاح و تعدیل و یا حتی ناکامی آن هاست و تاکیدی است بر ارایه الگوی نظری نوینی که طیفی از بازیگران را در مرکز توجه خود قرار دهد، ساختارهای مادی و غیرمادی را در کنار هم دربرگیرد و فرایندهای ناشی از مجازی شدن واقعیت را مورد توجه قرار دهد که تحولات سیاست بین الملل در قرن بیست و یکم و متاثر از فضای ماورای جو را شکل می دهند.
    کلیدواژگان: فضای ماورای جو، سیاست بین الملل، استراتژی کلان فضایی، نظریه های کلاسیک، نظیریه‎ های تلفیقی، نظریه های نوین
  • محمد سهراب بیگی، محمدرضا باقرزاده*، یوسف قلی پور کنعانی صفحات 183-204

    تحقق اهداف حقوق بین الملل محیط زیست درجهان امروز با سازکارهایی که به منظور پیشگیری ازتخریب وآلودگی زیست محیطی طراحی شده است میسر می شود. در این رابطه یکی از رویکردهای مهم و اثرگذار، بکارگیری مدیریت یکپارچه ناب است که با تاکید بر استانداردهای بین المللی نه تنها می تواند بسترساز تحقق توسعه پایدار و در ادامه حفظ محیط زیست در کشورها به شمار رود. در این مقاله، تلاش نویسندگان ارایه مدل در راستای دستیابی به توسعه پایدار درسطح بین المللی با تاکید بر بعد زیست محیطی با طراحی مدل مدیریت یکپارچه ناب می باشد. روش تحقیق مقاله کنونی از نوع کیفی (گرندد تیوری) و جامعه آماری تحقیق شامل 80 نفر از نخبگان و خبرگان صنایع استان قزوین می باشد. روش نمونه گیری از نوع گلوله برفی بوده است و یافته های مقاله نشان گر این موضوع بوده است که روند دستیابی به توسعه پایدار در سطح بین المللی دارای چهار بعد کلان می باشد: بعد برنامه، بعد اجرا، بعد کنترل و بعد اصلاح. ابعاد مذکور در نهایت مبتنی بر پنج محور اصلی مدیریت یکپارچه ناب، عوامل زمینه ای، عوامل مداخله گر، پیامدها و راهبردهای بهبود مستمر می باشند. یافته های تحقیق در نهایت ازسوی نخبگان صنایع استان قزوین اعتبارسنجی و مورد تایید واقع شدند.

    کلیدواژگان: مدیریت یکپارچه، بین المللی سازی، مدیریت زیست محیطی، توسعه پایدار
  • مینا قدرتی راد*، علی پورقصاب امیری، احمدرضا بهنیافر صفحات 205-222
    این مقاله به نقش شرکت های فراملی در توسعه اقتصادی و بهبود روابط بین المللی کشورها بر اساس حقوق بشر می پردازد. امروزه،افزایش نقش شرکت های فراملی و قدرت اقتصادی آنها باعث شده است که این شرکت ها فعالیت های خود را در سراسر جهان گسترش دهند و به یکی از مهم ترین نگرانی ها در سطح ملی و بین المللی تبدیل شوند. در سال های اخیر، جهان شاهد نوع جدید و روبه رشد سرمایه گذاری مستقیم خارجی ناشی از کشورهای درحال توسعه بوده است. با ورود به عرصه بین الملل، فعالیت شرکت های فراملی لزوما به توسعه در جهان، به ویژه کشورهای درحال توسعه منجر نمی شود اما روابط آنها با کشورهای پیشرفته و تاثیر تعامل آنها با شرکت های فراملی، زمینه را برای روند توسعه در چنین کشورهایی فراهم می سازد. با توجه به این ویژگی ها و ضمن تبیین این مفاهیم، این سوال اساسی مطرح می شود که تاثیر فعالیت شرکت های فراملی در جهت بهبود روابط بین الملل و توسعه اقتصادی کشورها چیست و چه چالش هایی پیش رو دارد؟ در این مقاله، با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، نقش شرکت های فراملی در پیشبرد توسعه اقتصادی و حقوقی در روابط دوجانبه و چندجانبه بین کشورها و تاثیرات آن در کشورهای درحال توسعه با توجه به استانداردهای بین المللی حقوق بشر بررسی می شود. هدف این مقاله درک موقعیت بنیادی شرکت های فراملی در سطح ملی و بین المللی و بررسی تاثیرات آنها است. به نظر می رسد کشورهای درحال توسعه برای دستیابی به جدیدترین فناوری ها و بهبود وضعیت اقتصادی، نیاز به تعامل با شرکت های فراملی دارند.
    کلیدواژگان: شرکت های فراملی، توسعه اقتصادی، حقوق بشر، جهانی شدن، سرمایه گذاری خارجی
  • مرتضی رفیعی بصیری، مهدی جاودانی مقدم*، داود کیانی صفحات 223-243

    حاکمیت، عنصر بنیادین و قوام‏ بخش در شکل‏گیری و استمرار دولت‏های مدرن در روابط بین‏الملل به حساب می‏آید. این مفهوم، با گذشت زمان، با تحول ماهوی مواجه شده به گونه‏ای که در دوره معاصر، حاکمیت مطلق به حاکمیت نسبی و توام با مسوولیت تبدیل شده است. در این چارچوب، مفهوم اولیه و رایج مداخله و ارتباط آن با حاکمیت در حقوق بین‏الملل نیز با تغییرات جدیدی مواجه شده چنان‏چه با تفسیر مضیق از حاکمیت، مفاهیمی مانند مداخله بشردوستانه و دکترین مسوولیت حمایت، مورد تاکید قرار گرفته‏اند. در این میان، بحران‏هایی نظیر بحران لیبی، سوریه، یمن و... با تعارض منافع متکثر قدرت‏های منطقه‏ای و فرا‏منطقه‏ای، پارادوکس حاکمیت و مداخله در حقوق بین الملل نوین را نمایان‏تر ساخته است. این مقاله تلاش نموده تا به بررسی این سوال بپردازد که حقوق بین‏الملل معاصر چگونه به پارادوکس نسبت حاکمیت و مداخله، واکنش نشان داده است؟ از این رو، هدف از انجام این پژوهش که از روش توصیفی- تحلیلی و استفاده از اسناد کتابخانه ای و اینترنتی بهره گرفته است، بررسی رویکرد و قواعد حقوق بین الملل کنونی در رابطه میان حاکمیت و مداخله است. یافته‏های این پژوهش نشان می‏دهد که در پرتو ارتباطات بین المللی و شکل گیری وجدان دسته جمعی بشری و تزاید مسئولیت کشورها بویژه تحت تاثیر وجدان جهانی سایبری، نسبت حاکمیت و مداخله در حقوق بین الملل نوین در راستای تقویت گفتمان تحدید حاکمیت به سود مداخله و تقویت گزاره حاکمیت توام با مسوولیت دولت‏ها و هم‏راستا با منافع قدرت‏های بزرگ سوق داده شده است.

    کلیدواژگان: حاکمیت، مداخله، حقوق بین الملل، حقوق بشر دوستانه بین المللی، مخاصمات مسلحانهف وجدان دسته جمعی بشری، مسوولیت بین المللی
|
  • Sattar Azizi * Pages 7-22

    The Taliban, which uses the term "Islamic Emirate of Afghanistan" to describe its government, formally introduced members of its interim government after occupying Kabul and asked the United Nations to accept its representation in the organization. During the first period of Taliban rule (from 1996 to 2001), despite their effective rule over much of Afghanistan, the government was not recognized by the United Nations. Despite the group's removal from the Security Council's list of terrorist groups in 2011, the names of many high-ranking Taliban officials remain on the Security Council's sanctions committee list. The council also stated in Resolution 2513 (2020) that it does not welcome the recognition of the government of the Islamic Emirate of Afghanistan and does not recognize it. The Islamic Emirate of Afghanistan has not been mentioned. The main question of the research is "Will the Islamic Emirate of Afghanistan be recognized by the international community or not?" The method of this research is analytical-descriptive and the method of collecting information is library. The results of this study show that the Islamic Emirate of Afghanistan will not be recognized by the international community until it proves its cooperation with other governments in the fight against terrorist groups such as ISIS and the observance of norms such as the protection of human and women's rights and the formation of an inclusive government.

    Keywords: Islamic Emirate of Afghanistan, Taliban, Recognition of Governments, effective governance, Democratic Governance
  • Mahdi Aghajanloo * Pages 23-45
    Although, according to international instruments, the right to health has always been a national obligation and lacks international requirements, the growing risk of communicable diseases can have a transboundary impact on the inadequate realization of this right. A concern that might make a pandemic outbreak a global threat. Thus, will the transnational impact of pandemics enhance the level of health obligations from national to international? To answer this question, by examining the developing process of countries’ international obligations, under the authority of the United Nations Security Council, we will first assess the security interpretation of inadequate realization of the right to health. Then, by comparing the statistics of Ebola and corona victims, we will try to prove the need for a more objective need for a serious interpretation of international obligations. In conclusion, although there are differences in attitudes and rivalries between world powers, the escalation of the various dimensions of pandemics at an international level will force the international community to accept more serious commitments in this area.
    Keywords: Human Right, Global Health, International Obligations, Collective Security
  • Rashid Rekabian *, Mahrdad Alepour Pages 47-64

    The strategic relationship between the Islamic Republic of Iran and Syria, despite the few ups and downs it has experienced in recent years, is considered to be the perfect example of the most stable, strategic and inseparable bilateral relationship in the West Asian security environment in the post-crisis environment. In order to consolidate the achievements, more special planning, management and engineering are needed than before. Accordingly, the purpose of this study is to consider what are the most important factors affecting Iran's effective action in post-crisis Syria, given Tehran's role in recent developments in Syria and maximum support for the government led by Bashar al-Assad. Influenced by this goal, the authors of the present study have tried to answer the strategic question of how to assess the behavioral requirements of the Islamic Republic of Iran for the management of post-crisis Syria by relying on books, articles and Internet resources primarily and in a descriptive-analytical-inferential manner. Is it going? The result of testing the main research question suggests that from Tehran's point of view, Syria, as the world's largest small country, has special advantages in the strategic area of ​​Western Asia: It is a strategic country as a gateway to the Arab world that can not only be used to balance power against the United States and Israel, Rather, it is an important bridge to reach Hezbollah in Lebanon. In this regard, it is necessary that in the post-transformation environment, the strategic approach of the Islamic Republic of Iran be organized based on regional realities.

    Keywords: crisis management, Stanford School, Strategic Approach, Syria, Islamic Republic of Iran
  • Amir Mahmoodi *, Valiollah Noori, Mahdi Abdulmaleki Pages 65-82

    The increased importance of the environment over the past years and its incorporation among the third-generation human rights justify the considerable need to protect it during armed conflicts. Obviously, such conflicts can cause irreparable damage to the environment, occurring either as intentional destruction based on Military Necessity and non-distinction, or as non-intentional destruction resulting from the collateral damage of military attacks. The main research question is: “What is the position of the Principle of Proportionality in environmental protection in connection with the Distinction and Military Necessity principles?” Using a descriptive-analytical approach, this paper sought to assess the relationship of IHL’s three principles of Distinction, Military Necessity and Proportionality with environmental destruction during armed conflicts. It concluded that when the Distinction and Military Necessity principles intersect, a third principle called “synthesis” comes in, seeking to reduce the damage of military operation. Violation of this principle is one of the conditions for committing the war crime of environmental destruction, i.e. the Principle of Proportionality. Since the Distinction and Military Necessity principles can be in conflict with each other during environmental attacks, resulting in the conquest of the Principle of Military Necessity, the presence of the Principle of Proportionality can balance this conflict.

    Keywords: International Armed Conflicts, Environment, Principle of Distinction, principle of necessity, Principle of Proportionality, War Crime
  • Pouria Ebrahimzadeh, Amir Hossein Molkizadeh * Pages 83-100
    Reviewing the events that took place in international wars such as World War II, we find that the leaders of countries with advanced military fleets do not hesitate to kill civilians and violate the principle of segregation. The United States has gone further and has made new alterations to article 51 of the Charter by creating new norms, such as the preemptive defense. Based on these norms, the US and the other countries that follow its military doctrine have allowed themselves to resort to force against their enemies, simply on the premise of detecting imminent threats from them, without being attacked first. The main question of the current study is to what extent is the preemptive defense acceptable in international law, and what legal and military measures should countries take when protecting civilians against imminent threats of enemies when the threatening party does not hesitate to realize their threats. The research hypothesis is that resorting to preemptive defense is not acceptable in international law; however, doing it when protecting civilians seems rational. Using a descriptive-analytical method, the authors have concluded that despite being rational, resorting arbitrarily to preemptive defense against imminent threats to protect civilians is not acceptable in current international law.
    Keywords: preemptive defense, preventive defense, Security Council, Immediate threat, Civilians
  • Mohammadreza Shafaat, Seyed Javad Emamjomehzadeh *, Hosein Masoudnia Pages 101-119

    Terrorism is one of the great threats to the world in the 21st century, which can be exploited through a variety of methods, such as armed action, false media propaganda, and influencing the beliefs and values of society; disrupting the order and security of the community. The terrorist current of ISIS is one of the most important global concerns and a major regional threat, especially in Iraq. Despite the defeat of this group in Iraq, the re-emergence of this terrorist group can never be ignored. It should be borne in mind that despite various social, political and economic crises in Iraq, the ground and opportunity for the re-emergence of this terrorist group may be provided as in the past. Therefore, the main question of this article is: "Is it possible for ISIS to reappear in Iraq, despite its destruction?" The purpose of this study is to "identify and study the most important factors underlying the re-emergence of ISIS in the context of political, security, economic and social crises in Iraq." In this research, descriptive-analytical research method has been used and the general result of the research shows; The continuation of various political, social, economic and security crises in Iraq could pave the way for the re-emergence of ISIS in this country.

    Keywords: ISIS, terrorism, discipline, Stability, Security, Iraq
  • Erfan Zandi, Amir Sajedi * Pages 121-141
    One of the requirements of development is the economy. Indicators of economic development are determining by the position of countries. Foreign policy pursues the orientations and the goals of governments. The present article seeks to answer the question of what are effects of the future of the foreign policy of the Islamic Republic of Iran on the economic situation of the country in the Middle East, with regards to the outlook document of 1404. In response, it can be assumed that the future of foreign policy of the Islamic Republic of Iran has a direct impact on the Iranian economic position in the region. For this purpose, three macroeconomic indicators such as economic growth, inflation rate and foreign investment attraction were examined in this research. Findings of the research show that Iran's economic situation has not been improved as compared to other Middle East states in recent years and is far away from its full implementation. The aim of this study is to identify Iran's economic position in the Middle East by using a comparative-analytical method and through comparative comparison to Iran's economic development plans according to the outlook 1404 document compared to other countries of the region.
    Keywords: Outlook Document, Economic Development, Foreign Policy, Economic indicators, Political Economy
  • Ali Deldar, Mahmoud Jalali *, Leila Raisi Pages 143-162
    Indirect expropriation is one of the most important issues, controversial and disputable in foreign investment law. One of the major challenges of expropriation is assignment act or omission to expropriation the government, which is in an aura of ambiguity. Fundamental question of the article is what act or omission lead to indirect expropriation of property? If the investor is deprived of capital in investments in the form of contracts will expropriation be realized? The present study, by applying analytical and descriptive methods and using library sources, has concluded that previously, the severity and weakness of the investor's basic deprivation of property rights and the amount of the host government's main benefit have been accompanied by various interpretations and arbitrary judgments which has not considered any deprivation and benefits fundamental and necessary; But today, in case of conflict between the interests of the host government and the investor, this is slowly but decisively spinning towards investments with a new approach in a way that recognizes the government as the absolute ruler consider this right as a starting point in investments. On the other hand, any deprivation is not attributable to the government. But expropriation is inherently a government act. The purpose of the research is the creation of domestic and international responsibility of governments and coordination between government and institutions. To achieve this goal, the distinction between investment through check the treaty and the contract in expropriation. The role of investment bodies and institutions, as well as environmental organizations, in expropriation is examined, and efforts are made to prevent the emergence of domestic and international responsibility of governments and to establish coordination between the government and government institutions.
    Keywords: Foreign Investment, Fundamental benefit, Fundamental deprivation, Expropriation, Assignment of action to the government
  • Gelare Rastegarnia, Afshin Zargar *, Fakhreddin Soltany Pages 163-181
    In the 21st century, international politics has evolved following changes in the structure, actors and procedures. such changes reflect the compound of international politics and new phenomena such as outer space. Furthermore, it challenges theories of international relations ability to explain, describe and predict in a situation where the impact of international politics changes has played a role in the bodies of all of them, and each of them has experienced the emergence, decline or evolution during the first space activities in the early space age and the innovative changes in space technologies and the continuation of activities in the new space age. This article relies on a qualitative approach and theoretical-applied method, seeks to answer this question, what is the status of theories of international relations in dealing with evolving international politics influenced by space technologies? The study of selected theories in dealing with the evolving international politics resulting from their presence and activity in outer space indicates the need to strengthen, modify, or even their failure and an emphasis on the presentation of a new theoretical model that focuses on a range of actors, including material and immaterial structures and consider the processes of virtualization of reality that shape international political developments in the 21st century.
  • Mohammad Sohrab Beigi, Mohammad Reza Bagherzadeh *, Yousof Gholipour-Kanani Pages 183-204

    The goals of international environmental law in today's world are made possible by mechanisms designed to prevent environmental degradation and pollution. In this regard, one of the important and effective approaches is the use of lean integrated management, which by emphasizing international standards can be the basis for achieving sustainable development and further environmental protection in countries. In this paper, the authors try to present a model in order to achieve sustainable development at the international level by emphasizing the environmental dimension by designing a pure integrated management model. The research method of the current article is qualitative and the statistical population of the research includes 80 elites and industry experts of Qazvin province. The sampling method was snowball and the findings of the article indicate that the process of achieving sustainable development at the international level has four major dimensions: program dimension, implementation dimension, control dimension and correction dimension. These dimensions are ultimately based on the five main axes of lean integrated management, contextual factors, intervening factors, consequences and strategies for continuous improvement. The research findings were finally validated and approved by the industrial elite of Qazvin province.

    Keywords: Integrated Management, Internationalization, Environmental management, sustainable development
  • Mina Ghodrati Rad *, Ali Porghassab Amiri, Ahmadreza Behniafar Pages 205-222
    This article deals with the role of transnational corporations (TNCs) in economic development and improving the international relations of countries based on human rights. Today, the increasing role of transnational corporations and their economic power has caused these corporations to expand their activities around the world and become one of the major concerns at the national and international levels. In recent years, the world has witnessed a new and growing type of foreign direct investment originating from developing countries. By entering the international arena, transnational corporations' activities do not necessarily lead to development in the world, especially developed and developing countries, but their interactions and relationships with developed countries and the way they interact with transnational corporations, provide the ground for the process of development taking place in such countries. Given these characteristics and while explaining these concepts, the key question arises that what are the effects of the activities of transnational companies in order to improve international relations and economic development of countries and what are the challenges ahead? In this article using descriptive-analytical method, the role of transnational corporations in furthering the economic and legal development in the bilateral and multilateral relations among countries and its effects in developing countries are examined in the light of international human rights standards. The purpose of this article is to understand the fundamental position of transnational companies at the national and international levels and to study their effects. It seems that developing countries need to interact with transnational corporations to access the latest technologies and improve the economic situation.
    Keywords: transnational corporations, Economic Development, Human rights, globalization, Foreign Investment
  • Morteza Rafiei Basiri, Mahdi Javdani Moqaddam *, Davood Kiani Pages 223-243

    Sovereignty is a fundamental and consolidating element in the formation and continuation of modern nation-states in international relations. This concept, over time, has undergone a substantial transformation in such a way that in the contemporary period, absolute sovereignty has become a relative sovereignty with responsibility. In this context, the original and common concept of intervention and its relationship with sovereignty in international law has also undergone new changes. So, by a narrow interpretation of sovereignty, some concepts such as Humanitarian Intervention and the Response to Protect doctrine (R2P) have appeared in international law. Meanwhile, crises in some states such as Libya, Syria, Yemen, etc., with the confrontation of multiple regional and supra-regional powers interests, the paradox of sovereignty and intervention in new international law has become more apparent. Hence, this article attempts to examine the question of how contemporary international law has responded to the paradox of sovereignty and intervention. Therefore, the purpose of this study, which are presented in a descriptive-analytical manner using library and Internet documents is to examine the approach and rules of current international law in the relationship between sovereignty and intervention. The findings of this study show that in the light of international communications and the formation of collective human conscience and increasing responsibility of states, especially under the influence of global cyber conscience, the restriction of sovereignty in favor of intervention has been strengthened and joint sovereignty among nation-states and transnational actors in line with the interests of the great powers has been appeared.

    Keywords: Sovereignty, intervention, International Law, International Humanitarian Law, Armed Conflict, Collective Human Conscience, international responsibility