فهرست مطالب

  • پیاپی 38 (زمستان 1400)
  • تاریخ انتشار: 1400/10/19
  • تعداد عناوین: 8
|
  • بابک عالمی*، فائزه تفرشی، صدیقه کمالی زارچی صفحات 5-24

    تاب آوری یک فضای معماری، توانایی و ظرفیت مقابله با پیامدها و صدمات ناشی از وقوع یک حادثه است که سبب می شود بازگشت به شرایط عادی پس از حادثه، تسهیل و از ایجاد بحران جلوگیری شود. یکی از وجوه مهم تاب آوری، وجه کالبدی است که به معنای توانایی پایداری ساختار بنا درمقابل تغییرات، حوادث و سپری شدن زمان و میزان پاسخ گویی ساختار به نیازهای حال و آینده است. بافت تاریخی کاشان یکی از بافت های شهری باارزش از منظر کالبدی، فرهنگی و اجتماعی است. دراین میان بازار سنتی کاشان به لحاظ این که مکان اصلی تبادلات فرهنگی و اقتصادی شهر است، اهمیت زیادی دارد. زلزله خیزبودن منطقه کاشان، اهمیت بررسی موضوع تاب آوری کالبدی در این بازار را نشان می دهد. بنابراین سوال پژوهش این است که مولفه هایی تاب آوری بازار تاریخی چه هستند؟ از سوی دیگر، عملکرد بازار به عنوان شریان تجاری شهر و جمعیتی که پیوسته در آن درحال جابه جایی است و قرارگیری بازار در مرکز شهر، ضرورت پرداختن به مولفه های فضای باز و راه های ارتباطی در این محدوده را پررنگ تر می سازد. بنابراین پرسش بعدی این است که فضاهای باز و نظام دسترسی چه کیفیتی در این ساختاردارند و ارزیابی این بخش از بازار از منظر تاب آوری چیست؟ در این مقاله، برای بررسی مولفه های اثرگذاربر تاب آوری کالبدی، نمونه ی پژوهشی، با روش اسنادی و با استفاده از شیوه توصیفی و تحلیلی و همچنین به روش کیفی مورد شناسایی و بررسی قرارگرفته است. در بررسی تاب آوری کالبدی، باتوجه به نقش پراهمیت فضاهای باز و نظام دسترسی در نمونه ی پژوهشی، به کمک پیمایش میدانی و تحلیل وضعیت موجود، همچنین مصاحبه با استفاده کنندگان از بازار تاریخی از طریق پرسشنامه، مولفه های اثرگذار در تاب آوری کالبدی مورد ارزیابی قرارگرفت و عوامل موثر بر پایداری ساختار فضایی بازار و دوام و پایایی آن شناسایی و استخراج شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که فضاهای باز بازار، به دلیل گستردگی و داشتن سلسله مراتب دسترسی در کل بازار، از تراکم و توزیع مناسبی برخودارند ولی در دو راسته مسگرها و درب زنجیر، طول راه خروج، بیش از حد استاندارد است. ارزیابی مولفه های موثر تاب آوری نشان می دهد که مسجد سلطانی، کاروانسرای میرپنج، آقا و مسجد میر عماد، دارای فضای باز با مساحت مناسب، جداره های سالم  و پایدار، فعال و با ارتباط مستقیم با شریان های شهری برای استفاده پس از سانحه مناسب هستند. راسته ها و تیمچه ها به عنوان فضای دسترسی با مشکل ریزش ناشی از آسیب سقف در هنگام زلزله، تناسبات نامناسب گذر و عناصر الحاقی و در نتیجه مسدودشدن روبرو هستند که این موضوع سبب کاهش تاب آوری مجموعه است اما ساختار ارگانیک بازار و وجود تویزه های باربر در سقف ها نکات مثبت در ایجاد ایمنی در فضای راسته ها می باشد.

    کلیدواژگان: تاب آوری کالبدی، بازار کاشان، زلزله، فضاهای باز، مسیرهای دسترسی
  • رضا اسدی، آتوسا مدیری*، علی اکبر قلی زاده، فرهاد حسینعلی صفحات 25-44

    نظریه «ادوار زندگی» مهم ترین ابزار برای درک صحیح از ویژگی های مسکن و خانوارها است که رفتار خانوارها در سطح شهر را منعکس می کند. در این نظریه، خانوارها براساس ویژگی هایی نظیر بعد خانوار، تعداد فرزندان محصل، وضعیت اشتغال سرپرست، دهک درآمد و... تعریف می شوند و در نتیجه هر خانوار اولویت های متفاوتی در انتخاب مسکن دارد. هدف این پژوهش تحلیل ویژگی های موثر خانوارها بر انتخاب مسکن است که در دو بخش واحد مسکونی و کیفیت دسترسی به خدمات تدوین شد. به منظور سنجش متغیرها، شهر تهران به عنوان نمونه موردی انتخاب شد و داده های پژوهش از طرح هزینه-درآمد مرکز آمار و برداشت کاربری طرح تفصیلی شهر تهران اخذ شده است. در ابتدا و با استفاده از روش مولتی نامینال تک متغیره و تحلیل خوشه ای، از میان دو گروه ویژگی های «واحد مسکونی» و «کیفیت دسترسی به خدمات»، ویژگی های موثر در مدل انتخاب مسکن شناسایی شدند، متغیرهای موثر در انتخاب «واحد مسکونی» شامل متراژ زیربنا، نوع اسکلت بنا و متغیرهای موثر در «دسترسی به خدمات» شامل دسترسی به خدمات آموزشی و سیستم حمل ونقل عمومی بودند که در مجموع 6 حالت برای انتخاب واحد مسکونی و 8 حالت برای دسترسی به خدمات ایجاد شد. سپس ارتباط میان ویژگی خانوار و انتخاب مسکن با استفاده از روش رگرسیونی مولتی نامینال چند متغیره در نرم افزار R اجرا شد. تحلیل نتایج مشخص کرد، (1) واحدهای مسکونی با متراژ 60-90 مترمربع برای خانوارهای دارای محصل بیشترین جذابیت را دارد، هرچند در پیشینه پژوهش، رابطه میان محصلان و متراژ واحد مسکونی اثبات شده است لیکن در این پژوهش مساحت مشخصی برای خانوارهای دارای محصل مشخص شده است و در سایر متراژ زیربناها، این رابطه وجود ندارد. (2) با افزایش دهک درآمدی تمایل خانوارها به سکونت در نزدیکی فضاهای آموزشی و فاصله گرفتن از سیستم حمل ونقل عمومی بیشتر می شود. (3) خانوارهای با وضعیت اشتغال سرپرست در گروه کارگر غیرساده در مقایسه با خانوارها با سرپرست کارگرساده، تمایل بیشتری به انتخاب سکونت در نزدیکی به سیستم حمل ونقل عمومی دارند که نشان دهنده ی اختلاف استطاعت مالی این دو گروه خانوار است. نتیجه ی مهم دیگر در گروه متغیرهای «محل سکونت» و «ویژگی خانوار» آن است که تنها متغیرهای مرتبط با شغل و درآمد در انتخاب محل سکونت موثر است و سایر ویژگی های اجتماعی و جمعیتی خانوارها رابطه ی معناداری با محل سکونت خانوار ندارد که خود می تواند بازتابی از شرایط سکونت، نداشتن هویت و پرستیژ محله های شهر، جدایی گزینی اجتماعی در شهر تهران، سیاست گذاری های نادرست در حوزه کالای عمومی و شرایط نامناسب توزیع مسکن در این شهر است.

    کلیدواژگان: نظریه ادوار زندگی، انتخاب گسسته، رگرسیون لجستیک چند جمله ای، انتخاب مسکن، شهر تهران، تسهیلات شهری
  • فرنوش مینوئی، منوچهر فروتن، محمدمهدی سروش*، آزاده آقالطیفی صفحات 45-58

    زندگی پر اضطراب و کمبود آرامش در جامعه معاصر، مشکلی جدی برای زندگی انسان ها است. پژوهش های روان شناسی محیطی نشان داده اند که محیط های کالبدی و معماری نقش مهمی در این بین دارند و از آنجا که خانه یکی از مهم ترین محیط هاست، تلاش دارند راهکارهایی پیشنهاد دهند. این پژوهش تلاش دارد به شناسایی عواملی که نقش موثری بر ایجاد آرامش در آپارتمان های شهری دارند بپردازد. این پژوهش برای شناخت عوامل تاثیرگذار بر آرامش انسان، رویکردی کیفی اتخاذ نموده و تلاش می کند تا با ایجاد ارتباط میان مفاهیم مرتبط در حوزه آرامش و محیط کالبدی معماری آپارتمان ها، به نوعی از نظریه با صورت بندی «فرآیند علی» نزدیک گردد و ساز و کار مفهوم آرامش محیطی را تبیین نماید. یافتن این مفاهیم به کمک انجام مصاحبه ها و نیز کنکاش در متون مرتبط و تحلیل کیفی محتوای آنها به کمک روش «نظریه زمینه ای» ممکن گردیده است. پس از کشف مفاهیم، چگونگی ارتباط آنها با یکدیگر بر مبنای تحلیل کیفی داده ها شناخته شده و با ایجاد ارتباط منطقی میان این مفاهیم، مدل زمینه-مبنای آرامش در خانه های آپارتمانی معاصر ارومیه ارایه می گردد. مطابق نتایج این پژوهش، شرایط موثر بر شکل گیری پدیده اصلی «سکونت در خانه»، تابع شرایط علی، زمینه ای و تعاملی از قبیل امنیت فیزیکی، امنیت روانی، امنیت اجتماعی، انسجام اجتماعی، راحتی، خلوت، آسایش کالبدی، امنیت شنیداری، دلبستگی به مکان، غنای حسی، ارتباط با طبیعت، پیامدهایی چون آرامش کالبدی (آسایش)، آرامش اجتماعی، آرامش روانی و آرامش معنوی را به دنبال خواهد داشت. این پژوهش می تواند به عنوان یک پژوهش پایه، مبنایی برای انجام پژوهش های کاربردی به منظور اراءه راهکارهایی برای ارتقای آرامش در آپارتمان در حوزه های مختلف و از جمله معماری و شهرسازی باشد.

    کلیدواژگان: خانه آپارتمانی معاصر، ارومیه، آرامش محیطی، مدل زمینه-مبنا، فرآیند علی، نظریه زمینه ای
  • محیا بختیاری منش، آزاده خاکی قصر* صفحات 59-80

    در درمان بالینی اتاق های بستری بیماران مبتلا به سرطان، استانداردهای کمی فراهم می شود اما به کیفیت اتاق های بستری به عنوان محیط کالبدی مد نظر بیماران که به افزایش امیدبخشی کمک می کنند، کمتر توجه می شود. در این راستا هدف از پژوهش حاضر تبیین وجوه و حدود کیفیت اتاق بستری مطلوب از نگاه بیماران بومی مبتلا به سرطان است. روش تحقیق از نوع تحلیل محتوا و بر مطالعات کتابخانه ای، مشاهدات میدانی، مصاحبه و بازخوردهای 31 بیمار (78% اهل روستاها و شهرستانهای کرمانشاه و 22% اهل شهر کرمانشاه) از پرسشنامه های تصویری تا اشباع نظری در دو بیمارستان کرمانشاه استوار است. یافته ها حاکی از آن است که وجوه جسمانی، روانی، معنوی، اخلاقی-حقوقی و اجتماعی-محلی در مطلوبیت اتاق های بستری موثرند و انتظار بیماران بومی بر وجه درون فرهنگی (محلی) با تاکید بر حفظ قلمرو و ایجاد حس تعلق برای استقرار در اتاق ها متمرکز است. در نزد جامعه آماری حدودی همچون "خودمانی بودن"، "راحتی مشابه خانه"، "ارتباط بیشتر با طبیعت" و "تعریف قلمروها بر اساس عرف محلی" مطرح است. همچنین"امید بخش بودن"،"مناسب برای حضور همراهان" و "تناسب با تعداد بیماران" از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند. با توجه به مطالعه انجام شده به نظر می رسد هر چه بیماران مبتلا به سرطان به ویژگی های محلی-اجتماعی خود متصل تر باشند، بعد پنجم که ناظر بر وجه محلی اتاق بستری آنان است در طراحی چنین فضاهایی نیاز به تقویت بیشتری دارد. لذا برای مطلوبیت اتاق بستری در نزد بیماران بومی بایستی بر وجه محلی نیز بسیار توجه گردد. به بیان دیگر، در جوامع محلی تر، نقش مولفه پنجم پر رنگ تر می شود در حالیکه در جوامع کمتر محلی، شاید این مولفه بتواند در چهار وجه دیگر جذب شود. لذا لازم است اتاق های بستری بیماران بومی مبتلا به سرطان در بیمارستان های استانهای کشور، با کیفیات سکونتی مردم بومی آنان نسبت داشته باشد تا آنها کمتر احساس غریبگی با محیط جدید که مکمل درمان و احیاگر می تواند باشد داشته باشند و امکان امیدبخشی و یا کاهش استرس در آنان بهبود یابد. در این راستا پیشنهاد بر آن است که طراحان با رجوع به فرهنگ زمینه، در تنظیم قلمروها و تقویت حس تعلق، محلی تر بیندیشند تا در تحقق نقش مکمل درمان بالینی اتاق های بستری گام های موثرتری بردارند.

    کلیدواژگان: بیماران بومی، سرطان، حس تعلق، قلمرو بیمار، اتاق بستری، بیمارستان محلی
  • شرمین علیا، فرح حبیب*، آزاده شاهچراغی صفحات 81-94

    دوران انسان خردگرای مدرن که انسان سرچشمه ی تمام ارزش ها و طبیعت منبعی پایان ناپذیر در جهت توسعه ی صنعت و برآوردن نیازهای وی بود، بحران های زیست محیطی بوجود آمد. در مواجه با این بحران ریشه های فکری تلفیق طبیعت-تکنولوژی و مفاهیم پایداری مطرح گردید؛ معماری که به ابزاری برای رفع نیازهای مادی تنزل یافته بود، معماران را به فکر ابداع رویکردی در معماری انداخت که کمترین زیان ممکن را برای کره زمین داشته باشد. مطالعه ی راهبردهای طبیعت و کسب دانش جامع از کاربرد این راهبردها در معماری برای توسعه ی فضای سازگار با محیط زیست می تواند از تمرین و آموزش طراحی بدست آید. از این رو در این پژوهش اثربخشی آموزش راهبردهای برگرفته از طبیعت بر فرآیند طراحی معماری زیست مبنا با هدف پایداری و تحول در فرآیند طراحی معماری زیست مبنا انجام گردید. پس از مطالعه در حوزه ی معماری زیست مبنا با هدف توسعه ی پایداری، با بهره گیری از راهبردهای برگرفته از طبیعت و گزینش راهبردها (اصول هانوفر، بیومیمیکری، اکولوژیک) به تدوین روش پیمایش در جامعه ی هدف و نمونه گیری از دانشجویان به بررسی و تحلیل میزان تمرکز بر سطح درک و بکارگیری راهبردها، نوع انتخاب و تمرکز دانشجویان بر مفاهیم و همچنین سطح نتایج حاصله پرداخته شد. این مطالعه نشان می دهد راهبردهای برگرفته از طبیعت دامنه ی راه حل های طراحی دانشجویان را گسترده تر می کند؛ چالش های شناختی طراحی برگرفته از طبیعت شامل چالش هایی نظیر مدل های نادرست ذهنی، شناسایی و استخراج اصول راهبردها و کاربست مناسب الگوهای مستخرج، تمرکز و استفاده از ویژگی ها و اصول در فرآیند طراحی و حل مسیله، نادیده گرفتن و یا ناشناس ماندن برخی جنبه های موثر برای توسعه ی فضای سازگار با محیط زیست می باشد. انتظار می رود در آینده ابزار و روش های طراحی برگرفته از طبیعت طراحان را تشویق به توسعه ی کانسپت بر پایه ی منابع بیولوژیکی نماید، که شامل انگیزه و نگرش های گوناگون با اصول پایه ای مشترک، ارایه دهنده ی راه حل های بدیع، ترکیب ساختارهای دسته بندی شده ی اطلاعات و همچنین چکیده ای از داده های بیولوژیکی باشند.

    کلیدواژگان: راهبردهای طبیعت، فرآیند طراحی معماری، اصول هانوفر، بیومیمیکری، اکولوژیک، معماری زیست مبنا
  • حمیدرضا رمضانی، نسیم خانلو*، حسین سلطان زاده صفحات 95-108

    توسعه میان افزا یا توسعه از درون درحقیقت نوعی از توسعه است که برخلاف سایر سیاست های توسعه شهری، در بستر شهر موجود و با حضور ساکنان و شهروندان و واحدهای همسایگی صورت می پذیرد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل موثر بر تحقق پذیری توسعه میان افزا، به روش پیمایشی درسه زمینه کیفیت فضا، مشارکت ساکنان و سرمایه گذاری عاملان انجام گرفته است. حوزه پژوهش محله سنگلج در منطقه 12 شهرتهران بوده و جامعه آماری آن شامل سه گروه ساکنان، افرادگذری و صاحبان سرمایه بود. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران برآورد شد که به شیوه نمونه گیری طبقه ای به روش تصادفی دردسترس انتخاب شده اند. ابزارگردآوری اطلاعات شامل3 پرسشنامه محقق ساخته (ساکنان، صاحبان سرمایه و افرادگذری) است. داده ها با روش های تحلیل عاملی اکتشافی، رگرسیون چندمتغیره و به شیوه مقایسه دودویی ساعتی، مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد؛ از میان عوامل کیفیت فضا، مشارکت و سرمایه گذاری، کیفیت فضا مهمترین عامل در توسعه میان افزا در بافت های فرسوده شناسایی شد. همچنین از میان عوامل موثر برکیفیت فضا، پویایی فضا، از میان عوامل موثر بر مشارکت ساکنان، روابط همسایگی، و از میان عوامل موثر بر سرمایه گذاری خصوصی، تسهیلات صدور پروانه ساخت و وام ساخت مسکن بافت های فرسوده، بیشترین تاثیر را دارد.

    کلیدواژگان: توسعه میان افزا، مشارکت ساکنان، کیفیت فضای شهری، سرمایه گذاری عاملان، محله سنگلج تهران
  • امیرحسین فهیمی، حمید ماجدی*، حسین ذبیحی صفحات 109-122

    هدف اصلی این نوشتار، نحوه استخراج الگو های ریخت شناسانه ای است که سالیان متمادی جواب خود را در پیوند با یکدیگر و با کل شهر پس داده اند و مادامیکه هویت شهر را شکل داده اند، غریب افتاده اند. از این رو توسعه های میان افزا و پروژه های مداخله در بافت های تاریخی، نیازمند اصولی هستند که نه بر اساس ضوابط مجرد که برخاسته از ویژگی های فرم مآبانه و مکان محور باشد. تحقیق مذبور به دنبال کاربست چهارچوبی است تبارشناسانه، که بتواند مسئله استخراج الگو ها و گونه های فرم شهری به صورت طبقه بندی شده و سیستمی را پوشش دهد. ساختار سه ردیفه پژوهش در ابتدا شامل یک نقشه تبارشناسانه از بافت تاریخی بر اساس نقشه های دارالسلطنه و دارالخلافه ناصری تا پیش از اقدامات مدرنیستی بوده و مرحله دوم بررسی الگوهای ساخت در یاخته های معماری با استفاده از تیپومورفولوژی ارتباط میان فضاهای ساخته شده و فضای باز است. در آخر نیز الگوی ارتباطی فضاهای باز در سلسله مراتب مراکز گذر گاهی برداشت شده است که در نتیجه ریخت های شهری در ابعاد و مقیاس های مختلف با استفاده از طبقه بندی داده های تحلیلی برآمده از مطالعه ای تبارشناسانه در مورد گونه های فرم شهری، قابل تجزیه و کالبد شکافی شده و آماده استخراج اصول فرم محور بر اساس مشخصه های هویت کالبدی و محلی می شود.

    کلیدواژگان: ضوابط فرم محور، تیپومورفولوژی فرم شهری، ریخت شناسی، توسعه میان افزا، الگوی بافت
  • رضا خالقی، زهره داودپور*، رضا نصراصفهانی صفحات 123-139

    امروزه تحقق پذیری خدمات شهری یکی از ضروریات مهم زندگی شهری و طرح های توسعه شهری به حساب می آید. این در حالی است که استفاده از روش های سنتی تامین زمین خدمات شهری باعث گردیده که بسیاری از اراضی اختصاص یافته به کاربری خدمات عمومی محقق نشده و مشکلاتی را برای شهروندان و مدیران شهری بوجود آورد و به همین دلیل برخی از نواحی شهرها فاقد خدمات لازم جهت زیست مناسب می باشد. از جمله این روش ها می توان به برنامه انتقال حق توسعه که مبتنی بر احترام به حقوق مالکیت بوده اشاره کرد. این پژوهش با به کارگیری زمینه ها و مبانی نظری موضوع به مطالعه امکان سنجی استفاده از روش انتقال حق توسعه برای افزایش تحقق پذیری خدمات شهری در شهر کرج (مناطق 1 و 2 شهری) پرداخته و با استفاده از فرآیند تحلیل شبکه جهت اولویت بندی شاخص ها و از نرم افزار ArcGIS برای تحلیل فضایی استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که محلات عظیمیه 3، عظیمیه 2، عظیمیه 1، عظیمیه 5 و عظیمیه 4 از منطقه 1 دارای ظرفیت خیلی زیاد جهت دریافت حق توسعه و محلات دانشکده و شاه عباسی و مرادآباد حوزه عمومی دارای ظرفیت خیلی زیاد جهت ارسال حق توسعه هستند. در نهایت با توجه به مواجه این روش با چالش های حقوقی، مالی و مدیریتی پیشنهاد گردید. برای رفع این چالش ها بسترسازی، سازوکارها و الزاماتی از قبیل پیش بینی در طرح های توسعه شهری، ایجاد تشکیلات اجرایی در بدنه شهرداری ها به نام دفتر نظام انتقال حقوق توسعه، تعیین بسته های تشویقی از سوی شهرداری ها به منظور ایجاد انگیزه مشارکت و بازنگری در قوانین و مقررات مربوط به حقوق مالکانه به منظور افزایش ضریب اطمینان در کارآمدی روش انتقال حقوق توسعه انجام بگیرد.

    کلیدواژگان: خدمات شهری، انتقال حق توسعه، کاربری زمین، مناطق 1 و 2 شهرکرج
|
  • Babak Alami*, Faezeh Tafreshi, Sedigheh Kamali Zarchi Pages 5-24
    Introduction

    The resilience of an architectural space is the ability to deal with damages caused by an accident, which helps to return to a normal condition after the accident. One of the important aspects of resilience is the physical aspect, which means the ability of a building to withstand changes, events, and the passage of time, and the response of the building to current and future needs. One of the important aspects of resilience is the physical aspect, which means the building’s ability to withstand changes, events, and the passage of time and the response of the building to current and future needs. The seismicity of the Kashan region shows the importance of studying the issue of physical resilience in this bazaar. So, the question is, what are the resilient components of the historical Bazaar of Kashan? On the other hand, the function of the bazaar as a commercial artery of the city and the population in which it is constantly moving, and the location of the bazaar in the city center, highlights the need to address the components of open space and communication routes in this area. The next question is what is the quality of open spaces and access routes in the bazaar and how does it work from the perspective of resilience?

    Methodology

    To investigate the components affecting Physical resilience, the research sample, has been identified and studied by descriptive, analytical, and qualitative methods.

    Results

    In the study of physical resilience, due to the important role of open spaces and communication network in the research sample, with the help of field survey and analysis of the current situation, also, interviewing users of the historical Bazar through a questionnaire, the effective components in physical resilience were evaluated. The effect on the stability of the bazaar of Kashan and its durability and reliability were identified and determined.

    Conclusion

    The results show that open spaces of Bazaar, due to the extent and hierarchy of access in the whole Bazaar, have a good density and distribution but in both Bazaar of Mesgarha and Darb-e-Zanjir, the length of the exit is more than standard. Evaluation of effective resilience components shows that Soltani Mosque, Mir-Panj Caravanserai, Agha Mosque, and Mir-Emad Mosque have open space with the suitable area, healthy and stable walls, are active and with direct connection with urban arteries are suitable for post-traumatic use. the way between two series of shops and Other indoor spaces such as Amin-Al-Dole Timche and other similar places as an access space face the problem of falling due to roof damage during an earthquake, improper passage ratios, and additional elements, resulting in way blockage, so This reduces the resilience of Bazaar, but the organic structure of it and the presence of load-bearing fixtures on the ceilings are positive points in creating safety in this places.

    Keywords: Physical resilience, bazaar of Kashan, earthquake, open space, Access routes
  • Reza Asadi, Atosa Modiri*, Aliakbar Gholizadeh, Farhad Hoseinali Pages 25-44
    Introduction

    The "life cycle" theory is the most important tool for understanding the relationship among characteristics of housing and households, which reflects the behavior of households in the city. The theory, households are defined based on characteristics such as household size, number of students, employment status, income, age of household, etc. Every household, based on what are their characters, has different priorities in housing choice. The purpose of this study is to analyze that characteristics of households are effective on housing choice, which was developed in two parts: quality of housing unit and access to urban facilities.

    Methodology

    To measure the variables, the city of Tehran was selected as a case study and the research data were obtained from two sources; the data for households characters was obtained from the households expenditure-income survey which w implemented annually by the National Statistics Center and the locations of urban facilities were gained by urban development plan of Tehran.By using a univariate multi-nominal method and cluster analysis, effective characteristics in the housing selection model were identified from the two groups of characteristics of quality of "housing unit" and "access to urban facilities", effective variables in selecting "housing unit" are, area of hous unit, the type of structure building, variables in "access to urban facilities" included access to educational services and public transportation system, which created a total of 6 options for selecting residential units and 8 options for accessing urban facilities. Then, the relationship between household characteristics and housing selection was performed using the multivariate regression method in R software.

    Results

    The analysis of the model revealed that residential units with an area of ​​60-90 square meters are the most attractive ones for households with students. Also, increasing the income decile of households, the tendency of households to live near educational spaces and distance from the public transportation system increases. Households with the employment status of a caregiver in a non-simple working group are more inclined to choose to live in houses close to the public transportation system than households with a caregiver, which indicates the difference in financial capacity between the two groups of households.

    Conclusion

    The relationship between students and the area of ​​residential units has been proven in research background, but in this study, a specific range for the unit area(60-90 square meters) is proved for households with students. However, the relationship was not proved in other areas of housing characters such as the situation of access to urban facilities.Another important conclusion has occurred in the relation between the group of variables "residence" and "household characteristics". Only the variables related to job and income are effective in choosing a place of residence and other social and demographic characteristics of households do not have a significant relationship with the household location that can be reflected in living conditions, lack of identity and prestige in the city's neighborhoods, social segregation in Tehran, incorrect policies in the field of public goods and inappropriate housing distribution conditions in this city.

  • Farnoush Minoei, Manouchehr Forotan, MohammadMehdi Sourosh*, Azadeh Aghalatifi Pages 45-58
    Introduction

    Stressful life and lack of tranquility in modern society, have been serious problems for human life. Environmental psychology has shown that physical and architectural environments play an important role in this, and since the home is one of the most important environments, they try to offer solutions. This study tries to identify the factors that play an effective role in creating comfort in urban apartments.

    Methodology

    The research method based on Saunders's model is the epistemological paradigm. A qualitative approach has been taken to recognize the influencing features on human tranquility in contemporary apartment houses and attempts to make logical connections between related concepts, approaches the theory by forming a “causal process” and determines the mechanism of the concept of environmental tranquility and “contextual theory” have assisted in identifying these concepts. After discovering the concepts, qualitative data analysis was used to find their relationship with each other and by creating a logical relationship between the concepts, the propositions that shape the pattern of tranquility causal process in Urmia contemporary apartment houses are presented. After discovering the concepts, how they relate to each other is known based on qualitative analysis of data and by creating a logical relationship between these concepts, a paradigm model of tranquility in contemporary apartment houses in Urmia is presented.

    Results

    According to the results of this study, the conditions affecting the formation of the main phenomenon of "living at home" are subject to causal, contextual, and interactive conditions such as physical security, mental security, social security, social cohesion, comfort, solitude, physical comfort, auditory security, attachment to the place, sensory richness, connection with nature, consequences will be followed by physical tranquility (comfort), social tranquility, psychological tranquility, and spiritual tranquility.

    Conclusion

    Therefore, physical security, mental security, social security, social cohesion, comfort, privacy, physical comfort, auditory security, attachment to place, sensory richness, communication with nature, as interactive conditions and providing solutions such as creating climate comfort, physical security (safety and Building strength), flexibility, permeability (spatial opening), territory, diversity (materials and spaces), natural landscape (natural landscape, natural pleasant sound), personalization (possibility of personal interests), welfare, functionality, and space (Appropriate dimensions of space), physical order (order in the arrangement of space, furniture, etc.), beauty and renovation, to enrich these qualities in 4 areas: spiritual, psychological, social and physical, can lead to the creation or promotion of the concept of tranquility in Residents become cured. Also, the absence or diminution of any of these factors can deprive or weaken the tranquility of residents. The results of this study lead designers to achieve physical solutions to create comfort and achieve principles for creating tranquil homes, in which case one can hope to create apartments that bring comfort to their residents and the comfort of the human being in the home. The ultimate goal is to settle down, it helps. As base research, this study can be used as a basis for more practical research to provide solutions to promote tranquility at apartments in various fields, including architecture and urban planning.

    Keywords: : Contemporary apartment house, Urmia, Environmental tranquility, Paradigm model, Causal process, Contextual theory
  • Mahya Bakhtiari Manesh, Azadeh Khaki Ghasr* Pages 59-80
    Introduction

    During clinical treatment in hospital rooms for cancer patients, few standards for recovery are provided. Attention to emotional qualities such as qualities of hospital rooms, which of course are not unrelated to quantities, helps to increase the hope for these patients but unfortunately, less attention has been paid to such aspects.

    Methodology

    The research is qualitative content analysis based on library studies, field observations and structured interviews with native patients until theoretical saturation. In this case study, image-based questionnaires were asked from 31 patients (78% from villages and cities of Kermanshah and 22% from Kermanshah) in two hospitals of Kermanshah. Theoretical framework based on five aspects of physical, psychological, moral-legal, semantic and social-local development of desired hospital room for cancer patients.

    Results

    According to library studies, five aspects of physical, psychological, spiritual, moral-legal and social-local are effective in hospital rooms. On the other hand, according to field studies, in addition to medical facilities in hospital rooms, the expectation of native patients is focused on the intracultural (local) aspect with emphasis on preserving patients' territory and creating a sense of belonging to be placed in inpatient rooms. In terms of the clarity of these two concepts, in the statistical community, such terms as " being familiar and not being a stranger ", "similar comfort at home", "more communication with the outside, including nature" and "definition of patients' territories based on local custom" as There are qualities. In addition, "being hopeful and uplifting", "suitable for the presence of companions" and "fit the space with the number of patients" are of particular importance. According to the study, it seems that the more cancer patients are connected to their local-social characteristics, the fifth dimension, which observes the local aspect of their hospital room, needs to be strengthened in designing such spaces. Therefore, for the desirability of the hospital room for native patients, much attention should be paid to the local aspect. In other words, in more local communities, the role of the fifth component becomes more colorful, while in less local communities, this component may be absorbed in four other ways. Therefore, it is necessary for the hospital rooms of native cancer patients in the hospitals of the provinces of the country to be related to the residential qualities of their native people so that they feel less alienated from the new environment that can complement treatment and resuscitation and hope to reduce stress.

    Conclusion

    In order to provide the quantitative and qualitative aspects of the desirable hospital room for native cancer patients, there should be more focus on the fifth aspect, the social-cultural-local aspect. It refers to social sustainability of the patients which designers should consider. It references to the culture background. Thinking more locally in regulating domains and strengthening the connectedness so that the patients can take the path of fulfilling the emotional and restorative role beside clinical therapies with the goal of giving more hope to cancer patients.

    Keywords: Native patient, Cancer, connectedness, Patient's territory, Hospital room, Regional hospital
  • Shermin Olia, Farah Habib*, Azadeh Shahcheraghi Pages 81-94
    Introduction

    At a time when modern rational man saw himself as the source of all values ​​and saw nature as an inexhaustible source of raw materials for the development of industry and the satisfaction of his needs, architecture became a tool for meeting the physical and material needs of man. The spread of this thinking led to many problems, including environmental crises; In order to improve this crisis, new intellectual roots were formed based on the combination of nature and technology, and the concepts of sustainability were introduced in scientific circles, and consequently the architecture of the time was influenced and forced architects to invent an approach in architecture that minimizes damage. To have for the planet.

    Methodology

    Studying different strategies of nature and gaining comprehensive knowledge of the application of these strategies in architecture for the development of environmentally friendly space can be obtained from practice and design training. Therefore, in this study, the effectiveness of teaching strategies derived from nature on the process of  bioarchitecture design with the aim of sustainability and change in the process of bioarchitecture design was done. After studying in the field of bioarchitecture with the aim of developing sustainability by using strategies derived from nature and selecting strategies (The Hannover Principles, Biomimicry, Ecological design) to develop a survey method in the target community and sampling students of humanities, nature, architecture of Islamic Azad University by conducting researcher-made tests to analyze ffocusing on the level of understanding and application of strategies, the type of selection and focus of students on concepts, as well as the level of results obtained.

    Results

    This study shows: Strategies derived from nature expand the range of student design solutions; A full description of the cognitive challenges of nature-based design includes problems and challenges such as retrieval, incorrect mental models, focusing on and using inappropriate features and aspects, and ignoring similarities.

    Conclusion

    In the future, nature-based design tools and methods are expected to encourage designers to develop concepts based on biological resources, which include a variety of motivations and attitudes with common ground principles, providing innovative solutions, combining categorized information structures, and data.

    Keywords: Nature-based strategies, Architectural design process, The Hannover Principles, Biomimicry, Ecological design, Bioarchitecture
  • Hamidreza Ramezani, Nasim Khanlo*, Hosein Soltanzadeh Pages 95-108
    Introduction

    Considering the challenges of the growing cities, today, the focus is put rather on the development of the existing neighborhoods through infill development. Infill development is indeed a type of development that, in contrast to other urban development policies, is made on the existing urban infrastructure and in the presence of the citizens and neighboring units. Sangelaj neighborhood, as a part of the historical body of Tehran city, is a worn-out urban texture (urban decay texture). The emergence of different problems in this field, such as reduced quality of life and human development indices, lack of full enjoyment of services and dwelling (house) among resident families, …, has attracted the attention toward the use of the infill development by reviving the existing capacities of the neighborhood as a worn-out texture. The present study is aimed to identify the factors affecting the realization of infill development in three dimensions of space quality, residents' contribution, and investment of stakeholders in this neighborhood.

    Methodology

    The present applied study was conducted using the analytical-descriptive correlational method. The study was conducted in Sangelaj neighborhood in District-12 of Tehran city. The study population included 3 groups: residents, capital owners, and passing people (strangers). The sample size was estimated as 378 individuals for residents, 83 individuals for capital owners, and 384 individuals for passing people, who were selected by stratified sampling from all three groups using the randomized convenience sampling method. Data collection was performed using 3 researcher-made questionnaires (for residents, capital owners, and passing people). Then, the collected data were analyzed using exploratory factor analysis, regression, AHP, and clocklike binary comparison methods.

    Results

    Among all factors (i.e. space quality, contribution, and investment), space quality was identified as the most important factor in infill development. Among the factors affecting the space quality, space dynamism with a coefficient of 0.830, security with a coefficient of 0.349, and sports spaces and facilities with a coefficient of 0.136 affected the space quality in this neighborhood. Among the factors affecting the residents' contribution, neighboring relationships with a coefficient of 0.709 was the most important factor that was directly related to the residents' contribution. Next to it, trust in the government, interaction with neighborhood council, tendency for living in the neighborhood after reconstruction, and economic profit were the factors that were placed on the next ranks, respectively. Furthermore, among the factors affecting private investment, license issuance loan with a coefficient of 0.568 was the most important factor that was directly related to the tendency for investment. Also, house construction loan and incentive density were the other factors that were placed on the next ranks, respectively.

    Conclusion

    Based on the obtained results, for improving the urban regions, it is necessary to adopt the infill development approach in order to improve regions with low attractiveness for reconstruction and low tendency for construction (in terms of space quality, residents' contribution, and house construction loans).

  • Amirhosein Fahimi, Hamid Majedi*, Hosein Zabihi Pages 109-122
    Introduction

    The emergence of form-based codes (FBCs), along with the familiar and near-universal rejection of conventional zoning, is a complex story, and more interesting than might first be supposed. The Codes Study generally does not track developer-driven form-based codes. The socio-economic context of form-based codes has shown positive FBC impacts on physical and environmental well-being What form-based codes try to, is notifying morphological features for keeping the identity of urban fabrics along the ages. This mission is important especially for valuable fabrics of contemporary cities. Nowadays these fabrics are causing damage in front of losing their identity, more than every other time. The problem is to find the method of getting morphological patterns that are integrated and the whole of the city. But they changed to an inappropriate thing. Therefore infill and renovation development in historical fabrics especially, need to follow the principles according to form features and place against solid and unimaginable codes. 

    Methodologies

    This article aims to design the genealogical method that is able to cover the problem of deriving the urban patterns and typo-morphologies to a systematic and categorized style in form-based codes logic. The structure of this research has been made in three levels. First of all, it has provided a genealogical map from historical fabric based on Ghajar era’s maps before modernistic actions and surgery the city fabric. Then surveying the patterns at architectural units with the usage of typo-morphological relation between built spaces and open space. At last, it has taken the access link pattern for open spaces at the hierarchy of centers and squares. 

    Result

     The outcome of this essay is to concentrate on the study of form bares two utilitarian tools. First, a typo-morphological matrix that shows the relation between mass and space for each parcel with its pass. For illustrating the relation of mass and space it is used two species of matrices are. It is seen in matric type one patterns of mass and space and matrix type two hierarchical accessibility between mass and space. Second, a graph of structural relations that presents the way of distribution of nodes and squares in contrast to dynamic passes and roots. In addition to presenting the schematic position of nodes, it guides the logic of the relations that these nodes have with the lower or upper level of other nodes.

    Conclusion

    Eventually urban morphs be able to decompose and autopsy in different dimensions and scales with categorizing analytical data that come from the genealogical study about typologies of urban form and lead to deriving form-based codes and principles based on features of place identity. The Codes Study also tracks major initiatives and guidelines that may assist in the formulation of form-based codes.

    Keywords: form-based codes, typo-morphology of urban forms, infill developments
  • Reza Khaleghi, Zohreh Davodpor*, Reza Nasr Esfahani Pages 123-139
    Introduction

    Today, the method of distribution, provision and realization of urban services is one of the important necessities of urban life and urban development plans. However, the use of traditional methods of providing land for urban services has led to the fact that many lands allocated for public services have not been realized and have created problems for citizens and city managers, and therefore some areas of cities lack the necessary services to Biology is appropriate. Therefore, this issue leaves no choice but to resort to new methods in front of planners and city managers; these include the development of a right to development, which is based on respect for property rights. This study, using the fields and theoretical foundations of the subject, studies the feasibility of using the method of transferring the right to development to increase the feasibility of urban services in Karaj (areas No.1 and No.2 of the city) and seeks to answer the question that the requirements and What are the conditions for using this approach and which parts of districts No.1 and No.2 of Karaj are suitable for this model.

    Methodology

    To answer these questions, A Analytical Network Process is used to prioritize the indicators and ArcGIS software is used for spatial analysis. According to the pattern of transfer of development rights, the neighborhoods located in districts No.1 and No.2 of Karaj city were divided into areas for receiving and transferring development rights.

    Results

    The results showed that in the receiving areas, occurrence in the high compression zone in the comprehensive plan with a weight of 0.22 is in the first place, high land price with a weight of 0.16 is in the second place, high price in the residential unit with a weight of 0.15 is in the third place. In the areas of sending the parameter, the lack of government funding for land ownership with a weight of 0.34 is in the first priority, the high service levels proposed by urban development projects with a weight of 0.24 are also in the second priority. Azimiyeh 4 from District 1 has a very large capacity to receive development fees and the faculties of the faculty and Shah Abbasi and Moradab public areas have a very large capacity to send development fees.

    Conclusion

    Finally considering this method faces legal, financial and managerial challenges, Suggested to solve these challenges, Providing mechanisms and requirements such as prediction in urban development plans, Establishment the Office of the Transfer of Development Rights in the municipalities, Provide incentive packages By municipalities in order to creating motivate participation, And review the laws and regulations related to property rights in order to increase the efficiency of the method of transferring the right to development.

    Keywords: : Urban Services, Transfer Development Rights (TD R), Land Use, District No.1, No.2 of Karaj