فهرست مطالب

اقتصاد باثبات - سال دوم شماره 4 (زمستان 1400)

نشریه اقتصاد باثبات
سال دوم شماره 4 (زمستان 1400)

  • تاریخ انتشار: 1400/12/04
  • تعداد عناوین: 6
|
  • حسام الدین قاسمی، عباس عرب مازار* صفحات 1-28
    اقتصاد ایران جزو اقتصادهای با تاب آوری پایین و آسیب پذیری بالا ارزیابی می شود. تاب آوری اقتصادی به توان مقابله با شوک های مختلف اقتصادی و میزان بازیابی پس از بروز بحران ها اشاره دارد. تاب آوری اقتصادی که به معنی تحمل اثر شوک ها و بازیابی سریع از شوک اقتصادی و بازگشت به کارکرد قبل از بحران می باشد، می تواند به تحقق مقاوم سازی اقتصاد کمک نمایند. در ادبیات مقاومت اقتصادی، مفهوم تاب آوری اقتصادی به عنوان معیاری فراگیر در ادبیات ثبات سازی اقتصادی مطرح شده است. از آنجا که بازارهای مختلف به طرق گوناگون با این بخش در ارتباط هستند، در صورت بروز بحران و یا شوک بیرونی و بی ثباتی در این بخش، سایر بخش ها نیز متاثر می شوند؛ که لزوم توجه بیش از پیش به ثبات این بخش و در درجه بالاتر، افزایش تاب آوری آن مشخص می گردد. هدف از این مقاله بررسی میزان تاثیر سیاست های مالی، پولی و ارزی موثر بر تاب آوری بخش بودجه دولت اقتصاد ایران است. بدین منظور یک الگوی اقتصادسنجی کلان برای اقتصاد ایران طراحی شده است. متغیرهای سیاستی مورد استفاده شامل نرخ ذخیره قانونی، بدهی سیستم بانکی به بانک مرکزی، بودجه عمرانی دولت، درآمدهای نفتی دولت، نرخ سود سپرده و نرخ ارز رسمی می باشد و با اعمال سناریوهای مختلف به شناسایی سیاست های مناسب در جهت افزایش شاخص تاب آوری بخش بودجه دولت پرداخته شد. اجرای سناریوی ترکیبی برای شاخص تاب آوری بخش بودجه دولت، 61/53 درصد افزایش میانگین را نشان می دهد. نتایج نشان داد که با استفاده از ترکیب سیاست های اقتصادی می توان در صورت بروز شوک، از کاهش شدید شاخص تاب آوری بخش بودجه دولت جلوگیری نمود.
    کلیدواژگان: تاب آوری بودجه دولت، آسیب پذیری، شاخص تاب آوری، الگوی اقتصادسنجی کلان
  • مهدیه مرادی زاده، محمدباقر شیرمهنجی، محمدجواد نوراحمدی* صفحات 29-54

    نابرابری درآمد یک مسئله مهم اقتصادی است که بسیاری از کشورهای جهان با آن مواجه هستند. در چند دهه اخیر به دلیل روند افزایشی نابرابری درآمد و آثار نامطلوب آن بر اقتصاد هر کشور، این مسئله و عوامل موثر بر آن مورد توجه محققان و سیاست گذاران اقتصادی قرار گرفته است. با توجه به اهمیت این موضوع در این مقاله به بررسی تاثیر تورم بر نابرابری درآمد در 66 کشور در حال توسعه از جمله ایران طی دوره زمانی 1995-2018 پرداخته شده است. برای بررسی موضوع از مدل پانل دیتای پویا و روش گشتاورهای تعمیم یافته (GMM) استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که یک رابطه غیرخطی U شکل میان تورم کل و نابرابری درآمد وجود دارد، به این صورت که با شروع از تورم صفر، نابرابری درآمد حداکثر تا آستانه تورم کل (که در این مطالعه حدود 07/12 حاصل شده است) کاهش می یابد و بعد از رسیدن به آستانه تورم، با افزایش تورم نابرابری درآمد نیز افزایش می یابد؛ بنابراین میان تورم کل و نابرابری درآمد، ارتباط غیرخطی وجود دارد. همچنین درباره ی اجزای تورم، نتایج مدل بیان کننده رابطه غیرخطی U شکل میان تورم پیش بینی شده و نابرابری درآمد است، اما تورم پیش بینی نشده رابطه معناداری با نابرابری درآمد ندارد. نتایج نشان می دهد که افزایش تولید ناخالص داخلی سرانه و شهرنشینی، نابرابری درآمد را کاهش می دهد و افزایش آن ها سبب بهبود وضعیت توزیع درآمد می شود، اما افزایش آزادی تجارت بین المللی در کشورهای مورد مطالعه باعث بدتر شدن وضعیت نابرابری درآمد می شود. میان متغیر بیکاری و نابرابری درآمد رابطه معناداری یافت نشد.

    کلیدواژگان: تورم، نابرابری درآمد، ضریب جینی، مدل پانل پویا
  • میثم نسرین دوست، مهتاب مهرجو ایرانی، محمدعلی فلاحی* صفحات 55-86

    از مقدار انرژی ورودی به هر سیستمی، بخشی به عنوان پسماند به محیط برگردانده می شود. به همین دلیل برای پایدار بودن فرآیندها، تمرکز بر ساز و کاری که ورودی (های) سیستم را به خروجی (ها) نسبت می دهد، اهمیت دارد. در تعریف توسعه پایدار این سازوکار، اقتصاد است. سوال تحقیق حاضر این است که روند تغییرات کارایی مصرف انرژی و محیطزیست در صنایع اقتصاد ایران چگونه است؟ ضرورت پاسخ به این سوال، اخذ نتایجی است که بتواند راهنمای سیاستگذاری و ارایه توصیه های سیاستی باشد. برای این منظور، اطلاعات مصرف انواع مختلف حامل های انرژی و پسماندهای تولید (به تفکیک انواع آلودگی) به همراه ارزش ستانده، برای23 صنعت (کدهای آیسیک دو رقمی) طی دوره 1388 تا 1395 مورد استفاده واقع خواهد شد. این اطلاعات، برای محاسبه شاخص بهره وری مالم کوییست (MI) به کار گرفته شد. نتیجه محسابات شاخص MI نشان داد که بهبود کارایی کل در سال های اخیر کاهش یافته است. اگر هم معدود بهبودی رخ داده است به دلیل تغییرات ساختاری صنایع بوده است و نه به خاطر افزایش کارایی فنی آن ها. با این حال، صنعت نساجی مثال خوبی است که در آن بهبود کارایی کل ناشی از پیشرفت کارایی فنی رخ داده است. همچنین از شش صنعت مهم، دو صنعت بزرگ ("مواد غذایی" و "فلزات اساسی") تقریبا هیچ بهبود کلی از هیچ نوعی نداشته اند. بنابراین، توصیه می شود که تمرکز سیاستگذاران بر بهبود کارایی دو صنعت اخیر باشد. همچنین پیشنهاد می گردد که تمرکز سیاستگذاران از بهبودهای فنی به تغییرات ساختاری معطوف باشد.

    کلیدواژگان: توسعه پایدار، مصرف انرژی، انتشار آلودگی، تغییرات اقلیمی، اقتصاد بوم شناسی
  • فاطمه صادق پور، مهدی زاهدغروی*، رضا معبودی صفحات 87-113
    بررسی رابطه بین رشد اقتصادی و شکاف تولید ناخالص داخلی حقیقی با بیکاری، در ادبیات اقتصادی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. در این پژوهش برای بررسی رابطه علیت بین رشد اقتصادی (با و بدون بخش نفت) و بیکاری و رشد شکاف تولید (با و بدون بخش نفت) و بیکاری برای اقتصاد ایران در دوره زمانی 1396:4-1346:1 از رویکرد تبدیل موجک پیوسته استفاده شده است. رویکرد موجک پیوسته با بررسی و تحلیل پویایی روابط علی بین متغیرها در زمان ها و مقیاس های مختلف، روش قدرتمندی برای بررسی روابط علی بین متغیرها در گذر زمان است. نتایج مدل اول، نشان داد که رشد اقتصادی (با بخش نفت) و بیکاری در افق های زمانی هم فاز نبوده و تنها در بازه زمانی 1375:3-1369:3 در کوتاه مدت هم فاز بوده اند. نتایج مدل دوم، نشان داد که رشد شکاف تولید (با بخش نفت) و بیکاری در افق های زمانی هم فاز نبوده و فقط در بازه زمانی کوتاه مدت 1391:1-1389:1 هم فاز بوده اند. نتایج مدل سوم، نشان داد که رشد اقتصادی (بدون بخش نفت) و بیکاری در همه ی افق های زمانی هم فاز نبوده اند. نتایج مدل چهارم، نشان داد که رشد شکاف تولید (بدون بخش نفت) و بیکاری در کوتاه مدت در بازه های زمانی مختلف دارای نوسانات هم فاز و غیر هم فاز بوده و در میان مدت رابطه ای بین این دو متغیر مشاهد نشد و در بلندمدت هم فاز نبوده اند.
    کلیدواژگان: رشد اقتصادی، شکاف تولید ناخالص داخلی، بیکاری، تبدیل موجک پیوسته، ایران
  • سعید عیسی زاده*، مریم مظهری آوا صفحات 114-135

    به طورکلی تلقی نمودن آموزش به عنوان نوعی سرمایهگذاری و گسترش و توسعه نظامهای آموزشی و رشد فزاینده سهم آموزش از تولید ناخالص ملی و بودجه کشور ، توجه اقتصاددانان را معطوف ساخته است. هدف از این پژوهش ارزیابی نرخ بازده خصوصی مقاطع تحصیلی در ایران با استفاده از مدل تعمیم یافته مینسر است . با به کارگیری تابع دریافتی مینسر، میزان تاثیر تحصیلات در مقاطع مختلف بر درآمد شاغلان با استفاده از آمارهای بودجه-خانوار در سال 1398 بررسی شد. جهت برآورد الگوی مورد نظر از مدل رگرسیونی حداقل مربعات معمولی (OLS) استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان داد که تحصیلات در مقطع دیپلم، کارشناسی و تحصیلات تکمیلی بر درآمد حاصل از شغل افراد تاثیر مثبت دارد و میزان این تاثیرگذاری برای هر سال تحصیل اضافی حدود 1/8 درصد است و میزان تاثیر تجربه کاری بر دریافتی افراد 1/4 درصد را نشان می دهد. این امر فارغ از سایر انگیزه های ورود به این دوره ها، از نظر فردی توجیه پذیری اقتصادی این مقاطع را نشان می دهد. همچنین با وارد نمودن متغیرهای مجازی وضعیت ; جنسیت، بخش شغلی و تاهل افراد بعنوان متغیرهای کنترلی در مدل ، اثر این متغیرها بر دریافتی افراد معنادار بوده و نتایج حاصل شده نشان میدهد که درآمد مردان به میزان 7/51 درصد بیشتر از زنان است، افراد شاغل در بخش های دولتی 3/32 درصد بیشتر از سایر افراد در بخش های خصوصی درآمد دارند و درآخر افراد متاهل به نسبت افراد مجرد به میزان 6/41 درصد از دریافتی بالاتری برخوردار هستند.

    کلیدواژگان: تابع مینسر، آموزش، سرمایه انسانی، نرخ بازدهی، تجربه کاری
  • رضا شمس اللهی، مهدی زاهدغروی*، حمید آسایش صفحات 135-154

    نابرابری توزیع درآمد یکی از مهم ترین مسایل جامعه بشری است که از زمان آدام اسمیت و با پیدایش علم اقتصاد مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفته است. یکی از مهم ترین وظایف اقتصادی دولت ها، کاهش نابرابری توزیع درآمد به شمار می آید. دولت ها می توانند مشکل نابرابری توزیع درآمد را با به کارگیری روش های نظری و عملی در جامعه کاهش دهند. یکی از راهکارهای کاهش نابرابری توزیع درآمد در جامعه مخارج آموزشی دولت است. هدف این پژوهش بررسی اثر بلندمدت بین نابرابری توزیع درآمد و مخارج آموزشی دولت در اقتصاد ایران با بهره گیری از روش الگوی خود رگرسیونی با وقفه های گسترده (ARDL) طی دوره 1398- 1366 است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که با افزایش یک درصد در تولید ناخالص داخلی (GDP)، نسبت مخارج آموزشی دولت به تولید ناخالص داخلی (GDP) 79/3 درصد افزایش پیدا کرده است و با افزایش یک واحد در شاخص نابرابرای توزیع درآمد (ضریب جینی)، نسبت مخارج آموزشی دولت به تولید ناخالص داخلی (GDP) درصد افزایش پیدا کرده است. این نتیجه می تواند شاهدی از صدق تیوری رای دهنده میانه ملتزر و ریچارد (1981) در بخش مخارج آموزشی دولت در ایران باشد. به این مفهوم که احتمالا به دلیل فشارهای سیاسی که برای توزیع مجدد درآمد بر دولت وارد شده است، با افزایش نابرابری توزیع درآمد، مخارج آموزشی دولت افزایش یافته است.

    کلیدواژگان: نابرابری توزیع درآمد، مخارج آموزشی دولت، الگوی خودرگرسیونی با وقفه های گسترده
|
  • Hesameddin Ghasemi, Abbas Arabmazar * Pages 1-28
    Iran’s economy is among the economies with low resilience and high vulnerability. Economic resilience refers to the ability to cope with various economic shocks and the extent of recovery after a crisis. Economic Resilience which means enduring the effects of shocks and recovering quickly from economic shocks and returning to pre-crisis functioning, can help make the economy more resilient. Because different markets are related to this sector in various ways, in the event of a crisis or external shock and instability in this sector other sectors are affected as well; making the need to pay more attention to the stability of the sector and, to a greater degree, its resilience apparent. The purpose of this article is to investigate the effect of fiscal, monetary and exchange rate policies affecting the resilience of Iran's government budget sector. For this purpose, a macro econometric model was designed for the Iran’s economic. The policy variables used are legal reserve rate, banking system debt to the central bank, government construction budget, government oil revenue, deposit interest rate and official exchange rate and identified appropriate policies to increase the resilience index of the government budget sector by applying different scenarios. As well as the implementation of the combined scenario for the government budget sector resilience index shows a 53.61% increase in the average. The results showed that in the event of a shock, it is possible to prevent a sharp decline in the resilience index of the government budget sector by using a combination of economic policies.
    Keywords: government budget Resilience, Vulnerability, Resilience Index, Macro-econometric Model
  • Mahdiyeh Moradizadeh, MohammadBagher Shirmehenji, MohammadJavad Nourahmadi * Pages 29-54

    Income inequality is an important economic issue that many countries around the world face. In recent decades, due to the increasing trend of income inequality and its adverse effects on the economy of each country, this issue and the factors affecting it have been considered by researchers and economic policymakers. Given the importance of this issue, this article examines the impact of inflation on income inequality in 66 developing countries, including Iran during the period 1995-2018. Dynamic panel data model and generalized method of moments (GMM) have been used to investigate the issue. The results show that there is a nonlinear U-shaped relationship between total inflation and income inequality; That means, when inflation starts to rise from zero, income inequality decreases to the threshold of total inflation (the threshold of total inflation In this study, about 12/07 has been obtained.), And after reaching the inflation threshold with increasing inflation, income inequality also increases. Therefore, there is a nonlinear U-shaped relationship between total inflation and income inequality. Regarding the relationship between the components of inflation and income inequality, the results of the model show a U-shaped nonlinear relationship between projected inflation and income inequality, but unforeseen inflation has no significant relationship with income inequality. The results also show that increasing per capita GDP and urbanization improves income inequality and increasing them will improve the situation of income inequality, but increasing international trade freedom in the countries studied worsens the situation of income inequality. No significant relationship was found between unemployment and income inequality.

    Keywords: Inflation, Income inequality, Gini coefficient, Dynamic Panel Data
  • Maysam Nasrindoost, Mahtab Mehrjouirani, MohammadAli Falahi * Pages 55-86

    From any amount of energy input to each system is returned to the environment as waste. For this reason, for processes to be sustainable, it is important to focus on the mechanism that assigns the system input (s) to the output (s). This mechanism is economics, in the definition of sustainable development. What is the trend of changes in energy and environment efficiencies in Iran's economy industries? The answer to this question, as a question of present paper, is Necessary to conclusions that can guide policy recommendations. For this purpose, the energy consumption data from different types of carriers and pollutions (by types of pollution) along with the output value, will be used for 23 industries (two-digit ISIC codes) during the period 2009 to 2016 This information was used to calculate the Malmquist Productivity Index (MI).The results of the MI index show that the overall performance improvement has slowed down in recent years. Although there has been little improvement, it has been due to structural changes in the industry, not to an increase in their technical efficiency. However, the textile industry is a good example where overall performance improvements have occurred due to advances in technical efficiency. Also, from the six major industries, two major industries ("food" and "base metals") have seen almost no overall improvement of any kind. Therefore, it is recommended that policymakers focus on improving the efficiency of two mentioned industries. It is also suggested that policymakers focus from technical improvements to structural changes.

    Keywords: sustainable development, Energy consumption, Pollution Emission, climate change, Ecological Economics
  • Fatemeh Sadeghpour, Mehdi Zahedgharavi *, Reza Maaboudi Pages 87-113
    The study of the relationship between economic growth and the gap between real GDP and unemployment has a special place in the economic literature. In this study to investigate the causal relationship between economic growth (with and without oil sector) and unemployment and growth of production gap (with and without oil sector) and unemployment for the Iranian economy in the period 1396: 1346-4: 1 from the wavelet approach Used continuously. The continuous wavelet approach by examining and analyzing the dynamics of causal relationships between variables at different times and scales is a powerful method for examining causal relationships between variables over time. The results of the first model showed that economic growth (with the oil sector) and unemployment were not in the same time phase and were only in the short term in the period 1375: 139: 3-1369: 3. The results of the second model showed that the growth of the production gap (with the oil sector) and unemployment were not in the same time phase and were only in the short period of 2012: 1-189-2011: 1. The results of the third model showed that economic growth (excluding the oil sector) and unemployment were not parallel in all time horizons. The results of the fourth model showed that the growth of the production gap (excluding the oil sector) and unemployment in the short run in different time periods have both phase and non-phase fluctuations and in the medium term the relationship between these two variables Were not observed and were not in the long run.
    Keywords: Economic Growth, GDP gap, Unemployment, continuous wavelet transform, Iran
  • Saeid Eisazadeh *, Maryam Mazhari Ava Pages 114-135

    In the recent decades, global tendency towards the knowledge-based economy, has become human capital and effective labor to one of the major factors of economic growth and has led to increasing willingness of governments and individuals to invest in higher education. generally, considering education as an investment and development of educational systems on the one hand and increasing the share of education in gdp and the national budget on the other hand, has attracted the attention of economists and planners to evaluate the effectiveness of investment in education. the purpose of this study was to evaluate the private rate of return of educational institutions in iran using the generalized mincer model and by using the mincer income function, the effect of education at different levels on employee income was investigated using household-budget statistics in 2019. ordinary least squares regression model (OLS) has been used to estimate the desired pattern.the results showed that education in diploma, bachelor and postgraduate degrees has a positive effect on income from employment that the rate of this impact for each year of additional education is about 8/1 percent and the effect of work experience on people's income shows 4/1 percent. this, apart from other incentives to enter these sections, shows the economic justification of these sections from an individual point of view. also, with the inclusion of virtual variables of gender, job and marital status of individuals in the model according to the coefficients obtained in the regression model, the effect of these variables on the income of individuals has been a significant effect and these results were obtained: men earn more than women, people working in the public sector earn 32.3% more than other people in the private sector and finally married people earn 41.6% more than single people.

    Keywords: Mincer function, Education, human capital, Output rate, Work experience
  • Reza Shamsolahi, Mahdi Zahedgharavi *, Hamid Asayesh Pages 135-154

    Income distribution is one of the most important issues in humans Inequality society that has been considered by economists since the time of Adam smith And with the advent of economics. One of the most important economics tasks is to control the inequality of income distribution. Governments can reduce the problem of income inequality by using theoretical and practical methods in society. Expenditures in the Iranian economy using the method of Autoregerssive Distributed Lag (ARDL) during the period 1987-2019. The research results indicate that with %1 increase in GDP government education expenditures increase in GDP to %3/79. With the increase of an unequal unit for income distribution (Gini coefficient) the ratio of government education expenditures to gross domestic product GDP increases by %8.58 per cent. This result could be evidence of the Validity of the theory between Milters And Richard (1981) in government education Spending. In the sense that possibly due to the political pressures on the government to redistribute revenue government education spending has increased as income inequality has increased. With the increase of one unit of human Capital (literacy rate) government education expenditures in gross national product GDP %14 percentage decrease. As the number of students increases by one million, the ratio of government education expenditures to gross domestic product (GDP) increases by % 6/75 Per cent. With a one percent increase in the Democracy Index, government education expenditures increase by 0.11 percent of gross domestic product (GDP). With the increase of one unit of human capital (literacy rate), government education expenditures in gross domestic product (GDP) 0/014 The percentage decreases.

    Keywords: income distribution inequality, government education expenditures, - Auto regressive Distributed Log