فهرست مطالب

  • پیاپی 43 (بهار 1400)
  • تاریخ انتشار: 1400/09/16
  • تعداد عناوین: 6
|
  • محمدابراهیم رمضانی*، کیومرث خداپناه صفحات 1-18

    سازگاری با خشک سالی بنا به ماهیت پیچیده ی این پدیده، وابسته به عوامل متعدد اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی، زیرساختی و مدیریتی است و فرآیند توسعه ی روستاهای واقع در شرایط خشک سالی نیز وابسته به عوامل متعددی است که ناشی از شرایط خشک سالی است. خشک شدن دریاچه ی ارومیه هم ضرورت و اهمیت سازگاری سکونتگاه های روستایی را با شرایط فعلی این دریاچه اجتناب ناپذیر کرده است، لذا پژوهش حاضر با هدف اصلی شناسایی مولفه های کلیدی توسعه ی روستایی در سطح روستاهای حوضه ی آبریز دریاچه ی ارومیه صورت گرفته است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی-اکتشافی و مبتنی بر اصول آینده پژوهشی است. نتایج یافته های پژوهش نشان داد که از مجموع 67 متغیر موثر بر مدیریت روستایی مبتنی بر خشک سالی دریاچه ی ارومیه، 9 عامل به عنوان پیشران کلیدی محسوب می شوند که عبارت اند از؛ کشت محصولات مقاوم به خشک سالی، آموزش و مهارت افزایی روستاییان، کنترل فرسایش خاک، توجه به تنوع معیشتی روستاییان، اجرای طرح های آبخیزداری، استفاده از سیستم آبیاری بارانی و قطره ایی، جلب مشارکت روستاییان در اجرای طرح های احیای دریاچه ی ارومیه، بیمه ی محصولات کشاورزی و دامی در برابر حوادث و مقابله با ریزگردها. در نهایت با توجه یافته های پژوهش پیشنهاد می شود با اتخاذ رویکرد جامع اجتماعی، فنی و کشاورزی اقدام به تسهیل سازگاری روستاییان و سکونتگاه های آن ها با شرایط خشکی دریاچه ی ارومیه نمود.

    کلیدواژگان: خشک سالی، سازگاری، توسعه ی روستایی، پیشران کلیدی، دریاچه ی ارومیه
  • مجتبی جنت رستمی، محمد رحیمی*، حسن کابلی صفحات 19-40

    یکی از عوامل موثر بر روند تغییرات پدیده ی گردوغبار، نوسانات پارامتر های اقلیمی و به تبع آن، خشک سالی است. تحقیق حاضر با هدف بررسی روند تغییرات شاخص تجربی طوفان گردوغبار (DSI) و رابطه ی آن با شاخص های خشک سالی بارندگی استانداردشده (SPI) و شاخص بارش-تبخیر و تعرق استانداردشده (SPEI) در دامنه ی جنوبی البرز صورت گرفت. پس از اخذ کدهای هواشناسی، شاخص تجربی طوفان گردوغبار (DSI) فصلی-سالیانه، ده ساله محاسبه و پهنه بندی گردید. سپس SPI و SPEI ماهانه ی ایستگاه های با دوره ی آماری سی ساله، محاسبه و استانداردسازی شد. روند تغییرات زمانی DSI را با استفاده از روش های آماری کندال و پیت بررسی کردیم و درنهایت همبستگی آن با شاخص های خشک سالی هواشناسی به روش پیرسون انجام گردید. نتایج نشان داد که از غرب به شرق، بر شدت گردوغبار افزوده شده و در فصل بهار با حداکثر شدت قابل مشاهده است. تغییرات سالیانه ی DSI (2008-2017) شکل نامنظمی از خود نشان داده و دارای روند نیست؛ به طوری که در سال 2008 شدت گردوغبار بالا بوده و در سال بعد کاهش محسوسی داشته و مشابه آن در 2016 و 2017 مشاهده گردید. همچنین روند تغییرات زمانی DSI نشان داد که ایستگاه های غربی و مرکزی دارای روند معنی دار بوده و هرچه به سمت شرق می رویم، تغییرات زمانی نامنظم تر و فاقد روند معنی دار است. از طرفی همبستگی معنی داری بین شاخص DSI و SPI وجود نداشته و بین شاخص های DSI و SPEI به جز قسمت غربی منطقه، یک رابطه ی منفی وجود داشته است که در برخی از ایستگاه ها با شدت بالا به صورت ارتباط معنی دار بوده و با استاندارسازی، این ارتباط نیز مشهودتر می گردد. به طورکلی، لحاظ نمودن بارندگی به همراه درجه حرارت و تبخیر-عرق، همبستگی بهتری با شاخص گردوغبار نشان داده که نتایج این تحقیق می تواند در بحث پایش و برنامه های بیابان زدایی و جلوگیری از گسترش بیابان و نیز آمادگی در برابر طوفان های گردوغبار مفید واقع شود.

    کلیدواژگان: روند، گردوغبار، همبستگی، خشک سالی، البرز
  • حسین اسمعیلی*، سعید نگهبان صفحات 41-61

    تغییرات بدون برنامه و غیراصولی کاربری اراضی و پوشش زمین از چالش های اساسی و مهم بسیاری از کشورها و مناطق مختلف کره ی زمین محسوب می شود که به نوبه ی خود تاثیرات مخربی را بر روی منابع طبیعی بر جای می گذارد؛ بنابراین بررسی تغییرات کاربری اراضی از نقش اساسی و مهمی جهت مطالعات زیست محیطی برخوردار است. پژوهش حاضر با هدف آشکارسازی و پیش بینی تغییرات کاربری اراضی دشت داراب با استفاده از مدل زنجیره ی مارکوف و سلول های خودکار یاCA - Markov  با کمک سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و تکنیک سنجش ازدور (RS) انجام شد. بدین صورت که ابتدا با استفاده از تصاویر ماهواره ی لندست و بر اساس روش حداکثر درست نمایی، نقشه های طبقه بندی مربوط به سه دوره ی زمانی مختلف شامل 1378-1368، 1388-1378 و 1398-1388 در هفت کلاس متفاوت تهیه شد. سپس با استفاده از دو نقشه ی سال های 1368 و 1388 به عنوان نقشه های پایه و پیشرو و با ترکیب مدل زنجیره ی مارکوف و سلول های خودکار نقشه ی پیش بینی مربوط به سال 1398 تولید شد. در گام بعد، نقشه ی پیش بینی شده سال 1398 با نقشه ی واقعی مربوط به همان سال بر اساس میزان پارامترهای توافق و عدم توافق مورد ارزیابی قرار گرفت. درنهایت، پس از اطمینان از دقت مدل پیش بینی، نقشه ی کاربری اراضی مربوط به سال های 1368 و 1398 وارد مدل شده و نقشه ی کاربری اراضی برای 10 سال آینده؛ یعنی سال 1408 پیش بینی گردید. مطابق با نقشه ی تولیدشده، انواع کاربری ها تغییرات و تبدیلات چشم گیری خواهند داشت؛ به طوری که از مساحت زمین های زراعی به میزان 4/419 هکتار، از مساحت کوه ها 8/8529 هکتار، از مساحت کاربری مراتع 9/4287 هکتار و درنهایت از مساحت منابع آب 88/270 هکتار کاسته خواهد شد. از سوی دیگر، به مساحت زمین های بایر به میزان 6/11113 هکتار، به کاربری باغی 31/1926 هکتار و به کاربری مسکونی 08/459 هکتار افزوده خواهد شد.

    کلیدواژگان: تغییرات کاربری اراضی، زنجیره ی مارکوف، سلول های خودکار، سنجش ازدور (RS)، دشت داراب
  • مهدی جوانشیری*، مسلم نامدارزاده، سیروس نبیونی صفحات 62-87

    آینده پژوهی در برنامه ریزی آمایش سرزمین با تاکید بر عوامل کلیدی، پیشران ها و فقدان قطعیت های توسعه ی مناطق در فضای برنامه ریزی به برنامه ریز اجازه می دهد در فرآیند تصمیم گیری پیرامون مسایلی با پیچیدگی های زیاد و عدم قطعیت های بالا، با تمرکز بر پیشران های کلیدی به حل مسایل مبهم و دیریاب فایق آید؛ و با در اختیار داشتن این پیشران ها به عنوان اهرم کنترل، به نگاشت و مدیریت آیند ه ی مطلوب بپردازد. در پژوهش حاضر تلاش شده است تا با مشارکت مدیران استانی و خبرگان دانشگاهی، مهم ترین پیشران های تاثیرگذار بر تحقق پذیری آمایش استان خراسان رضوی شناسایی شود. فرآیند حاکم بر این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و نوع روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است. ماهیت داده ها کیفی بوده و روش گردآوری داده ها و اطلاعات به صورت کتابخانه ای، اسنادی و پیمایشی (مصاحبه) است. با بررسی منابع علمی، 107 عامل موثر بر تحقق پذیری طرح های آمایش سرزمین شناسایی شد که در 10 بعد دسته بندی شدند که از دو گروه و درمجموع 29 نفر شامل مدیران سازمان های مرتبط با فرآیند آمایش سرزمین در استان و متخصصان دانشگاهی طی پرسشنامه ی حضوری و آنلاین درخواست شد که مقایسه ی زوجی میان عوامل تاثیرگذار صورت پذیرد. تجزیه وتحلیل داده ها مبتنی بر تکنیک های آینده پژوهی ازجمله پویش محیطی، تحلیل ساختاری و تحلیل تاثیر متقابل است. نتایج نشان داد در بخش عوامل اصلی عدم تحقق پذیری طرح های آمایش سرزمین، عوامل «اقتصادی»، «مهاجرت و حاشیه نشینی» بیش ترین تاثیرگذاری را داشته و در بین عوامل فرعی نیز عوامل «محدودیت منابع، موقعیت مرزی استان و جامعیت نداشتن شناخت تمام قلمرو موردمطالعه» و نیز «کمبود اطلاعات، ضعف مراکز تهیه ی طرح های آمایشی و حضور کم رنگ مراکز دانشگاهی» جزء سه پیشران مهم اول است و متغیر «مشارکت اندک مردم در اجرای طرح های عمرانی و کلان اقتصادی (سرمایه ی بخش خصوصی)»، «اقتصاد متکی بر نفت و ساختار اقتصاد رانتی» و «ناهماهنگی بین سازمان های متولی و نبود یک نهاد قانونی برای مدیریت سرزمین» در رتبه های بعدی قرار دارند.

    کلیدواژگان: آمایش سرزمین، آینده نگاری، پیشران ها، عوامل اقتصادی، نرم افزار میک مک، خراسان رضوی
  • علی شهیدی، زهرا زراعتکار*، سعیده محمدی گیوشاد صفحات 88-102

    با توجه به بالا بودن سهم مصرف آب در بخش کشاورزی، لزوم استفاده ی بهینه از منابع آب در این بخش اجتناب ناپذیر است؛ لذا هدف از این تحقیق، بررسی راهکارهای آموزشی-ترویجی مدیریت مصرف بهینه ی آب برای مقابله با خشک سالی در منطقه ی مرزی درح شهرستان سربیشه در سال زراعی 1399-1398 بوده و جامعه ی آماری تحقیق، کشاورزان فعال و پیشرو بخش درح شهرستان سربیشه است. در این تحقیق از آمار توصیفی جهت تجزیه وتحلیل اطلاعات استفاده شد. به منظور بررسی تاثیر چهار متغیر اصلی پرسشنامه بر مدیریت مصرف بهینه ی آب از مدل یابی معادلات ساختاری استفاده گردید. با بررسی مقدار بار عاملی اثر متغیرهای پرسشنامه بر مدیریت مصرف بهینه ی آب نشان داد که در بین این متغیر ها، متغیر ترویج در زمینه ی مدیریت مصرف بهینه ی آب با میانگین 96/3، بیش ترین و اثربخشی مشارکت کشاورزان در زمینه ی مدیریت مصرف بهینه ی آب با میانگین 61/3، کم ترین نقش را ایفا می کند. نتایج اولویت بندی متغیرهای تحقیق نشان می دهد از همکاری شمار بیش تری از محققان، مروجان و کارشناسان تخصصی در زمینه ی شیوه های مدیریت آب کشاورزی، مشارکت بیش تر کشاورزان در برنامه ریزی آب و مدیریت سیلاب در راستای سیراب کردن سفره های زیرزمینی و تدارک آب برای مصارف کشاورزی و ذخیره ی آب سطحی خروجی از مرز مشترک با افغانستان استفاده گردد.

    کلیدواژگان: راهکارهای آموزشی-ترویجی، خشک سالی، مدیریت مصرف بهینه ی آب، مروجان، مشارکت
  • ابوذر وفایی* صفحات 103-124

    امروزه مطالعه و بررسی شاخص های توسعه ی پایدار در ابعاد مختلف می تواند معیار مناسبی هم برای تعیین جایگاه نواحی و مناطق به لحاظ توزیع فضایی و مکانی مناسب امکانات و هم عاملی در جهت رفع مشکلات برای دستیابی به رفاه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی ساکنین شهری باشد. با این رویکرد، هدف پژوهش، تحلیل و تعیین سطوح پایداری نواحی و مناطق شهری کاشان به لحاظ برخورداری از شاخص های توسعه ی پایدار در معیارهای 9 گانه است تا از این طریق، ضمن نشان دادن سطح کیفیت زندگی ساکنین، امکانات، کمبودها و نیز درجه ی پایداری نواحی و مناطق، شناسایی شده و در ادامه به ارایه ی برنامه ها و راهبردهایی جهت کاهش کمبودها و محرومیت نواحی و مناطق پرداخته شود. نوع پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه ی انجام، توصیفی-تحلیلی است و تلاش بر آن است با در نظر گرفتن شاخص های تلفیقی توسعه ی پایدار و با رویکرد ترکیبی از مدل های تصمیم گیری چندمعیاره همچون TOPSIS, DEMATEL, ANP  به این پرسش پاسخ داده شود که الگوی توسعه ی فضایی-مکانی در سطح نواحی و مناطق شهر کاشان چگونه است؟ نتایج پژوهش نشان می دهد الگوی توسعه ی فضایی-مکانی در سطح نواحی و مناطق شهر کاشان در کلیه ی شاخص های انتخابی با قرار گرفتن در سه سطح برخوردار، نیمه برخوردار و فرو برخوردار نامتعادل است و نواحی و مناطق از امکانات و خدمات یکسان برخوردار نیستند و در این زمینه می بایست از منابع، توان ها و سرمایه های محیطی، اجتماعی، اقتصادی و اراضی با قابلیت شهر جهت رفع کمبودهای فضایی موردنیاز مناطق و نواحی به نسبت شاخص های پایداری استفاده نمود.

    کلیدواژگان: توسعه ی فضایی-مکانی، پایداری شهری، کاشان، مدل های ترکیبی تصمیم گیری چندمعیاره
|
  • Mohammad Ebrahim Ramazani*, Kyumars Khodapanah Pages 1-18

    Compliance with the drought, due to the complex nature of the phenomenon, depends on a variety of social, economic, environmental, infrastructure and management factors, and the development process of villages located in drought conditions also depends on several factors that are caused by drought conditions. The drying of Lake Urmia has also made the necessity and importance of adapting rural settlements to the present conditions of this lake inevitable. The present research is carried out with the main purpose of forecasting rural-based rural drought management in the villages of Lake Urmia watershed. The research is applied-exploratory and based on the principles of future research. The results of the research showed that of the total of 67 variables affecting rural drought management based on Urmia Lake, 9 factors are considered to be the key driver: cultivating drought-resistant products, education and skills of villagers, Soil erosion control, attention to livelihoods diversity of villagers, implementation of drainage plans, use of sprinkler irrigation system and drainage, attracting villagers participation in implementation of Urmia lake restoration projects, insurance of agricultural products and livestock against accidents and coping with micro-organisms . Finally, with consideration of research findings, it is suggested that by adopting comprehensive social, technical and agricultural approaches, facilitating the adaptation of villages with drought conditions in Urmia Lake.

    Keywords: drought, adaptability, rural development, Key factors, Lake Urmia
  • Mpjtaba Jannat Rostami, Mohammad Rahimi*, Sayyed Hassan Kaboli Pages 19-40

    One of the Factors affecting on the trend of changes in dust phenomenon, is the fluctuations of climatic parameters and consequently drought. The purpose of this study was to investigate the trend of changes in Dust Index (DSI) and its relationship with drought indices (SPI and SPEI) in the southern range of Alborz. After of receiving the meteorological codes, seasonally-annually ten years DSI was calculated and zoned. Then standardized monthly DSI, SPI and SPEI stations with thirty-year period and assessment DSI temporal changes trends, using of Man Kendall and Petit statistical methods and finally, its correlation with SPI and SPEI was performed by Pearson method. The results showed that from west to east, increased the intensity of the dust and in spring was observed with maximum intensity. Annual changes of The DSI (2017-2008) are irregular and do not have a trend, as in 2008, the intensity of dust high and the next year sensible a decline, similar to 2016 and 2017 seen. Also the trend of DSI time changes showed that the west and central stations had a significant trend and as we move eastward the temporal changes were irregular and without significant trend. On the other hand, there was no significant correlation between DSI and SPI indices and there was a negative relationship between DSI and SPEI except for the western part of the region which in some stations is high-intensity, this significant relationship, and with standardization, this relationship becomes even more evident. In general, considering precipitation with temperature and evapotranspiration has shown a better correlation with the dust index, as well as changes in socioeconomic factors as an influential factor on dust should be discussed and examined.

    Keywords: Trend, Dust, Correlation, Drought, Alborz
  • Hossein Esmaeili*, Saeed Negahban Pages 41-61

    unprincipled changes in land use are major challenges for many countries and different regions of the world, which in turn have devastating effects on natural resources, Therefore, the study of land-use changes has a fundamental and important role for environmental studies. The purpose of this study is to detect and predicting of land use/ land cover (LULC) changes in Darab plain through the Markov chain model and Cellular Automata or CA-Markov using the Geographic Information System (GIS) and technique Remote Sensing (RS). Thus, first, using Landsat satellite images and based on the maximum likelihood method, classification maps related to three different periods, including 1989 - 1999, 1999 - 2009, and 2009 - 2019 were prepared in seven different classes. Then, using two maps of 1989 and 2009 as basic and leading maps and combining the Markov chain model and automatic cells, a forecast map related to 2019 was produced. In the next step, the projected map of  2019 with the real map of the same year was evaluated based on the amount of agreement and disagreement parameters. Finally, after ensuring the accuracy of the forecast model, the land use map related to the years 1989 and 2019 entered the model and the land use map for the next 10 years, ie 1408, was predicted. According to the produced map, the types of Landuse will have significant changes and transformations, so that from the area of agricultural lands 419.4 hectares, from the area of mountains 8529.8 hectares, from the area of pastures 4287.9 hectares and finally from The area of water resources will be reduced by 270.88 hectares. On the other hand, the area of barren lands will be increased by 11113.6 hectares, garden use by 1926/31 hectares, and residential use by 459.08 hectares.

    Keywords: Land Use, Land Cover (LULC) Changes, Markov chain, Cellular Automata, Remote Sensing (RS), Darab plain
  • Mahdi Javanshiri*, Muslim Namdarzadeh, Sirus Nabiuni Pages 62-87

    Futurism in land use planning with emphasis on key factors, drivers and lack of certainty of regional development in the planning space, allows the planner in the decision-making process on issues of high complexity and high uncertainty, focusing on Overcome key drivers to solve vague and elusive problems; And with these propellants as control levers, to map and manage the desired future. In the present study, with the participation of provincial administrators and university experts, an attempt has been made to identify the most important drivers affecting the feasibility of planning in Khorasan Razavi province. The process governing this research is descriptive-analytical in terms of purpose, application and type of research method. The nature of the data is qualitative and the method of collecting data and information is library, documentary and survey (interview). By examining scientific sources, 107 factors affecting the feasibility of land use planning projects were identified, which were classified into 10 dimensions; The two groups and a total of 29 people, including managers of organizations related to the Land use planning process in the province and university experts were asked in a face-to-face and online questionnaire to make a pairwise comparison between the influential factors. Data analysis is based on futures research techniques such as environmental scanning, structural analysis and interaction analysis. The results showed that in the main factors of non-feasibility of land management plans, "economic" and "migration and marginalization" factors had the most impact, and among the sub-factors, "resource constraints, border location and lack of comprehensive knowledge of the entire study area" and "Lack of information, weakness of planning centers and low attendance of university centers" are among the first three important drivers and the variable "low participation of people in the implementation of development and macroeconomic projects (private capital)", "oil-based economy and rent economy structure" "And" inconsistency between the responsible organizations and the lack of a legal unit for land management "are in the next ranks.

    Keywords: Land use planning, Futurism, Key Drivers, Economic Factors, Mikmak, Khorasan Razavi
  • Ali Shahidi, Zahra Zeraatkar*, Saeede Mohammadi Givshad Pages 88-102

    The Agricultural Sector has the highest share in creating the water crisis in Iran; therefore managing optimal use of water resources is inevitable. The purpose of this study is to investigate educational- extension strategies for optimal water consumption management to deal with drought in Dorroh section. This research was conducted by survey method and the data were collected using a questionnaire. The statistical population of the study was one of the progressive farmers in Doroh area. In this study, two methods of descriptive and inferential statistics were used to analyze the data. In order to evaluate the effect of the four main components of the questionnaire on optimal water consumption management, structural equations modeling was used. Examination of the factor loading effect of the components of the questionnaire on optimal consumption management showed that among these components, the extension component in the field of optimal water consumption management with an average of 3.96 and the effectiveness of farmers' participation in the field of optimal water consumption management with an average of 3.61 Plays the least role. By prioritizing the research items by farmers, it is suggested that more researchers, promoters and experts in the field of agricultural water management methods cooperate, more farmers participate in water planning and flood management in order to irrigate the table. Groundwater and water supply to be used for agriculture and surface water storage from the common border with Afghanistan.

    Keywords: Educational- extension strategies, drough, optimal water consumption managemen, Promoters, Participation
  • Aboozar Vafaei* Pages 103-124

    Nowadays, studying and surveying the indicators of sustainable development in different dimensions can be an appropriate criterion to determine the status of areas and regions in terms of locative and spatial distribution of proper facilities as well as a factor to resolve the problems in order to achieve economic, social, cultural and environmental prosperity of urban residents. 

    Aims

    With this approach, the present research aims to analyze and determine the sustainability levels of the regions and urban areas of Kashan in terms of sustainable development indicators in the nine criteria.  While demonstrating the level of quality of life of the inhabitants, the facilities and deficiencies and degree of stability of the areas and regions identified, the research is to provide programs and strategies to reduce deficiencies and deprivation in areas and regions. 

    Methodology

    Regarding the purpose, the type of research is applied and in terms of the method of administration, it is descriptive-analytical. Taking into account the integrated indicators of sustainable development and with the combined approach of multi-criteria decision-making models such as DEMATEL, ANP and TOPSIS, the researcher attempts to answer this question; “How is the locative and spatial development pattern in the levels of the areas and regions of Kashan?”

    Conclusion

    The results of the research display that the locative-spatial development pattern throughout the areas and regions of Kashan is unbalanced in all selected indicators in three levels of benefited, semi-benefited and less-benefited ones; the areas and regions do not benefit the same conveniences and services. Regarding these issues, the resources, aptitudes, social, economic and environmental capitals and urban capable lands should be applied to eliminate the spatial shortages required in the regions and areas in proportion to sustainability indicators.

    Keywords: Locative, Spatial Development, Urban Sustainability, Kashan, Multi-Criteria Decision-Making Combination Models