فهرست مطالب

تحقیقات سلامت در جامعه - سال هفتم شماره 3 (پاییز 1400)
  • سال هفتم شماره 3 (پاییز 1400)
  • تاریخ انتشار: 1400/11/13
  • تعداد عناوین: 8
|
  • عبدالعلی خمری، محسن دهقانی قناتغستانی*، حسین کمانی، ابراهیم علیجانی صفحات 1-13
    مقدمه و هدف

    تحقیقات اپیدمیولوژیکی ارتباط بین آلودگی هوا را با افزایش مرگ ومیر ناشی از عوارض قلبی عروقی نشان می دهد. بین بروز عوارض قلبی عروقی و افزایش سطح پروتیین واکنشی C (hs-CRP) ارتباط وجود دارد. مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط بین غلظت ذرات معلق (PM10) و پروتیین واکنشی C روی جوانان سالم شهر زاهدان انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه طولی از بهمن 1397 تا مهر 1398 انجام شد. سنجش غلظت ذرات معلق (PM10) به روش محیطی هر 6 روز یک بار و در تمام روزهای گردوغباری انجام شد. همچنین در شرایط مختلف آلودگی هوا، میزان پروتیین واکنشی C در نمونه های خونی 40 داوطلب در سنین 18 تا 30 سال اندازه گیری شد. ارتباط بین متغییرها با استفاده از آزمون آماری تی بررسی شد.

    یافته ها

    حداقل، میانگین و حداکثر غلظت ذرات معلق (PM10) به ترتیب 9/8 ± 30/75، 183/44 ± 187/5 و 936/38 ± 2366/75 میکروگرم در مترمکعب بود. کمترین میزان در بهمن و بیشترین در مرداد بود. حداقل، میانگین و حداکثر غلظت پروتیین واکنشی C به ترتیب 96/ ± 12/، 69/1 ± 88/3 و 39/2 ± 95/9 میکروگرم در میلی لیتر بود. سطوح پروتیین واکنشی C پلاسما در شرایط آلودگی هوا به طور معناداری بیشتر از شرایط نرمال بود. (0/05<p).

    نتیجه گیری

    بین وضعیت گرد وغبار و پروتیین واکنشی C رابطه مستقیمی وجود داشت. با توجه به تشدید بیماری های قلبی عروقی و تنفسی در مواقعی که غلظت ذرات معلق بیش از حد استاندارد است، توجه به برنامه های بهداشتی و مراقبت های فردی ضروری است.

    کلیدواژگان: آلودگی هوا، بیماری های قلبی عروقی، پروتئین واکنشی C، ذرات معلق، شهر زاهدان
  • مهرنوش فهیمی، محمدرضا صیرفی*، شیدا سوداگر صفحات 14-25
    مقدمه و هدف

    همودیالیز به عنوان شایع ترین روش درمان جایگزین کلیه در بیماران کلیوی، منجر به انواع مشکلات فیزیکی و روانشناختی می شود. لذا هدف پژوهش حاضر، مدل یابی معادلات ساختاری پیروی از درمان بر اساس ویژگی های شخصیتی با میانجی گری منبع کنترل سلامت در بیماران تحت همودیالیز بود.

    روش کار

    روش پژوهش حاضر توصیفی و طرح پژوهش همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش تمامی بیماران کلیوی مزمن تحت همودیالیز شهر تهران در سال 1397 بودند که از بین آن ها، 200 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مقیاس پیروی از درمان ، پرسشنامه شخصیت نیو ، و پرسشنامه منبع کنترل سلامت جمع آوری شد. جهت تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر و به کمک نرم-افزارهای SPSS.22 و AMOS.22 استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد روان رنجورخویی (0/029=p)، گشودگی (0/031=p)، وظیفه شناسی (0/003=p)، منبع کنترل افراد موثر (0/003=p) و منبع کنترل درونی (0/039=p) دارای اثر مستقیم بر پیروی از درمان بود. همچنین نتایج نشان داد منبع کنترل سلامت در رابطه بین ویژگی های شخصیتی و پیروی از درمان نقش میانجی ایفا می کند.

    نتیجه گیری

    می توان نتیجه گرفت که منبع کنترل سلامت در بین بیماران تحت همودیالیز رابطه بین روان رنجورخویی، وظیفه شناسی و برونگرایی و پیروی از درمان را میانجی گری می کند.

    کلیدواژگان: پیروی از درمان، منبع کنترل سلامت، ویژگی شخصیتی، همودیالیز
  • محمود محمدیان، مهدی قربانیان، الهام رحمان زاده، جمشید یزدانی چراتی، اسماعیل بابانژاد، سپیده کمالی* صفحات 26-41
    مقدمه و هدف

    آمونیاک گازی بی رنگ با بویی تند و خورنده است که باعث ایجاد آسیب های جدی برای سلامت انسان و محیط زیست می شود. آمونیاک در داروسازی، دباغی و صنایع مرتبط با نقره کاری آینه ها و همچنین تولید مواد منفجره نظامی کاربرد دارد. هدف از انجام این مطالعه، بررسی کارایی جاذب ارزان قیمت حاصل از پوست گردو در جذب سطحی آمونیاک از آب و پارامتر های موثر بر آن است.

    روش کار

    در این مطالعه که از نوع نیمه تجربی مداخله ای بود، از زغال پوست گردو استفاده شد و اثر متغیرهای دمای کربونیزاسیون، pH، غلظت آمونیاک، دز جاذب و زمان تماس در جذب سطحی آمونیاک از محیط آبی بررسی شد. اندازه گیری غلظت آمونیاک با دستگاه اسپکتروفتومتر در طول موج 640 نانومتر انجام شد؛ به طوری که بیش از 712 نمونه برای انجام این مطالعه تحلیل شد.

    یافته ها

    در این مطالعه بیشترین کارایی حذف آمونیاک از محیط آبی در pH بهینه 8، دمای کربونیزاسیون 850 درجه سانتی گراد و دز جاذب 20 گرم بر لیتر حاصل شد. با توجه به ظرفیت جذب به دست آمده، غلظت بهینه برای حذف آمونیاک 60 میلی گرم بر لیتر در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد آزمایش ها از ایزوترم فروندلیچ (0/9949=²R) پیروی می کند. همچنین مطالعات سینتیکی همبستگی بیشتری با معادله درجه یک داشت.

    نتیجه گیری

    بر مبنای نتایج حاصل از این مطالعه می توان اظهار داشت جاذب حاصل از پوست گردو به عنوان یک جاذب طبیعی قادر به حذف نسبتا مطلوب آمونیاک از محیط های آبی است و به دلیل توانایی جذب زیاد برای سایر آلاینده های زیست محیطی نیز پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: آمونیاک، پوست گردو، جذب سطحی، کربن فعال، محیط آبی
  • روح الله دانشی، فریبا حافظی*، رضوان همایی صفحات 42-52
    مقدمه و هدف

    بیماری ویتیلیگو یکی از شایع ترین اختلالات رنگ دانه ای محسوب می شود. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اختلال بدشکلی بدن و نشخوار ذهنی در افراد مبتلا به بیماری پوستی ویتیلیگو (لک و پیسی) بود.

    روش کار

    پژوهش حاضر، آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمام افراد مبتلا به بیماری پوستی ویتیلیگو (لک و پیسی) مراجعه کننده به متخصصان پوست درکلینیک های پوست و زیبایی شهر اهواز در سال 1398 بودند. از میان آن ها، 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. به منظور گردآوری اطلاعات از پرسش نامه های اختلال بدشکلی بدن لیتلتون، آکسوم و پوری (2005) و نشخوار ذهنی نولن، هوکسما و مارو (1991) استفاده شد. گروه آزمایشی تحت درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) (10 جلسه 90 دقیقه ای) قرار گرفتند؛ اما گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 تجزیه وتحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر کاهش اختلال بدشکلی بدن (0/001>P) و نشخوار ذهنی (0/001> P) افراد مبتلا به بیماری پوستی ویتیلیگو (لک و پیسی) اثربخش بود و این نتیجه تا مرحله پیگیری تدوام داشت.

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج به دست آمده می توان از درمان پذیرش و تعهد به منظور کاهش اختلال بدشکلی بدن و نشخوار ذهنی افراد مبتلا به بیماری پوستی ویتیلیگو (لک و پیسی) بهره برد و از این راه به کاهش تنش در آن ها کمک کرد.

    کلیدواژگان: اختلال بدشکلی بدن، درمان پذیرش و تعهد، نشخوار ذهنی
  • سیده محدثه رضائی، سید محمود موسوی نژاد*، الهه ایوبی، علی طیرانی راد صفحات 53-64
    مقدمه و هدف

    ناباروری یک مشکل چندوجهی است که ممکن است باعث ایجاد اختلالات اساسی با عواقب عاطفی، اجتماعی و روانی ازجمله کاهش کیفیت رابطه زناشویی شود؛ بنابراین، هدف مطالعه حاضر بررسی نقش احساس شکست در کیفیت رابطه زناشویی زنان نابارور با میانجی تجارب معنوی بود.

    روش کار

    پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش شامل تمامی زنان نابارور مراجعه کننده به مرکز ناباروری رویش شهر بیرجند در بهار 1399 بودند که از جامعه هدف 120 نفر واجد شرایط به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. شرکت کنندگان به مقیاس احساس شکست (گیلبرت و آلن، 1998)، تجارب معنوی (اندروود و ترسی، 2002) و کیفیت رابطه زناشویی (راست و همکاران، 1986) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 و نرم افزار PLS نسخه 3 تحلیل شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد اثر احساس شکست بر تجارب معنوی منفی و معنادار (0/01>p، 0/663- =β)، اثر احساس شکست بر کیفیت رابطه زناشویی مثبت و معنا دار (0/01>p، 0/679=β) و اثر تجارب معنوی بر کیفیت رابطه زناشویی منفی و معنا دار بود (0/01>p، 0/537- =β). همچنین مسیر غیرمستقیم بین احساس شکست با کیفیت رابطه زناشویی از طریق تجارب معنوی معنادار بود (0/01>p، 0/356=β). در مجموع شاخص 0/443= GOF نشان دهنده برازش کلی مدل پژوهش بود.

    نتیجه گیری

    نتایج این مطالعه نشان داد در مشاوره با زنان نابارور باید نقش عوامل مثبت و محافظت کننده مانند تجارب معنوی مدنظر قرار گیرد و حمایت مناسبی در تعریف شکست از ایشان انجام شود تا زمینه بهبود و ارتقای کیفیت رابطه زناشویی زنان نابارور فراهم شود.

    کلیدواژگان: زناشویی، شکست، معنویت، کیفیت، نابارور
  • سید بابک میرمبینی، حبیب الله نادری*، عبدالحکیم تیرگری، سهیلا هاشمی صفحات 65-77
    مقدمه و هدف

    با بررسی بروز و شیوع اختلال های هیجانی در گستره عمر می توان مشاهده کرد که این معضلات روانی اغلب در دامنه سنی نوجوانی اتفاق می افتد. این مطالعه با هدف تعیین روابط ساختاری بین سبک های دل بستگی، هویت و اختلال های هیجانی در نوجوانان با میانجیگری مکانیسم های دفاعی انجام شد.

    روش کار

    پژوهش حاضر نوعی از مطالعات همبستگی با طرح معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه دوم شهرستان ساری بودند که در سال تحصیلی 99-1398 تحصیل می کردند. نمونه مطالعه شامل 163 دانش آموز بودند که از طریق نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. داده های پژوهش با استفاده از پرسش نامه مکانیسم های دفاعی اندروز و همکاران (1993)، پرسش نامه گسترش یافته عینی پایگاه هویت بینیون و آدامز (1986)، مقیاس اضطراب (بک و همکاران، 1990) و افسردگی (بک و همکاران، 1961) و همچنین سبک های دل بستگی بشارت (1388) جمع آوری شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نسخه 25 نرم افزار SPSS/ AMOS و با استفاده از روش معادلات ساختاری تجزیه وتحلیل شد.

    یافته ها

    یافته های حاصل از تحلیل معادلات ساختاری نشان داد سبک های دل بستگی (0/23-=β) و مکانیسم های دفاعی (0/75=β) اثر مستقیمی بر اختلال های هیجانی دارد و سبک های دل بستگی با میانجیگری مکانیسم دفاعی به طور غیرمستقیم اختلال های هیجانی را تحت تاثیر قرار می دهد (0/39-=β). همچنین اغلب شاخص های مرتبط با برازش مدل نیز در دامنه مطلوبی قرار داشتند (0/7=RMSEA ؛ 0/95=GFI).

    نتیجه گیری

    در مجموع ارتباط و اثر سبک های دل بستگی و مکانیسم های دفاعی بر اختلال های هیجانی نشانگر آن است که مکانیسم های دفاعی رشد یافته می تواند به عنوان ضربه گیری بین سبک های دل بستگی آسیب زا با اختلال های هیجانی در نوجوانان مورد توجه قرار گیرد.

    کلیدواژگان: اختلال های هیجانی، دلبستگی، مکانیسم های دفاعی، هویت
  • مهران ملکی روشتی، زهرا نقوی کنجین*، جمشید یزدانی چراتی، سیاوش اعتمادی نژاد صفحات 78-88
    مقدمه و هدف

    نگرش سنتی نسبت به ایمنی محیط های کاری و روش های متداول ارزیابی ریسک در صنایع پرخطر با پیچیدگی فنی- اجتماعی و آسیب پذیری زیاد کارآمد و اثرگذار نیست؛ چراکه باعث تحمیل هزینه و خسارات در سیستم می شود. در این راستا، پژوهش حاضر به بررسی نقاط قوت و ضعف نگرش ایمنی سنتی در محیط های کاری صنایع پرخطر می پردازد.

    روش کار

    در مطالعه حاضر، مقالات و مجلات پایگاه های اینترنتی معتبر خارجی شامل PubMed, Web of Sciences, Scopus, Google Scholar و پایگاه های اینترنتی فارسی شامل SID, Civilica, Magiran تا سال 2020 بررسی شد. کلیدواژه های استفاده شده برای این جست وجو عبارت بودند از: اصطلاح Tradition و کلمات کلیدی Safety, Workplace, Risk, Industry و Accident. در مجموع 53 مقاله استخراج شد که پس از غربالگری آن ها از نظر محتوایی و موضوعی و حذف مقالات غیرمرتبط، متن کامل 28 مقاله مرتبط دریافت و جزیی تر بررسی شد.

    یافته ها

    در نگرش سنتی به ایمنی محیط کار موضوعاتی چون خطای انسانی و اعمال ناایمن، نقص و خرابی اجزای یک سیستم و آموزش ناکافی به کارکنان به عنوان علل ریشه ای حوادث شناخته می شدند، اما امروزه در بسیاری از مطالعات تاکید شده است که علل بروز حوادث به خصوص در صنایع پرخطر را باید در عوامل تکنولوژیکی، سازمانی، انسانی (تغییرپذیری وظایف روزمره) و ترکیب مجموعه ای از رخدادهای نوظهور کاوش کرد.

    نتیجه گیری

    ضعف در کشف ریسک های پنهان یا نوظهور، اثربخشی ناکافی در رسیدگی به پیچیدگی های فنی فرایند های کاری، عدم درک تعاملات غیرخطی و قطعی بودن علل بروز حادثه از محدودیت های نگرش سنتی به ایمنی محیط های کاری در صنایع پرخطر است.

    کلیدواژگان: ایمنی محیط کار، ارزیابی ریسک، صنایع پرخطر، حوادث شغلی
  • مهدی خوبدل، حسین دهقان*، سید حسن نیکوکار*، محمد مرادی صفحات 89-114
    مقدمه و هدف

    سوسری ها به علت سازگاری زیاد و تولیدمثل سریع باعث فساد مواد غذایی، انتقال مکانیکی پاتوژن ها، اضطراب روانی و واکنش های آلرژیک تنفسی در انسان می شوند. هدف از نگارش این مقاله، معرفی روش های اصولی و کارآمد برای مدیریت صحیح کنترل سوسری ها در اماکن انسانی و ارایه میزان کارایی این روش هاست.

    روش کار

    برای نگارش این مقاله، ابتدا با استفاده از کلیدواژه های کنترل سوسری آلمانی، کنترل سوسری نوار قهوه ای، مدیریت تلفیقی سوسری ها، کنترل آفات شهری، طعمه جاذب مسموم و مقاومت سوسری ها، مقالات مربوطه از پایگاه های Google Scholar، ScienceDirect، Scopus، Pub Med، Web of Science، Medline و SID استخراج و بررسی اولیه شدند. درنهایت با حذف مقالات تکراری و غیرکاربردی، 66 مقاله منتشرشده بین سال های 1977 تا 2021 انتخاب و از آن ها در تشریح اهداف این مطالعه استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج منتشرشده از مقالات در سال های اخیر، بهترین رویکرد را در کنترل سوسری ها، اجرای برنامه های مبتنی بر استراتژی کنترل تلفیقی سوسری ها بیان کرده اند. در این استراتژی، ارتقای سطح آگاهی کارکنان و نیروهای خدماتی با استفاده از تجهیزات کمک آموزشی و برگزاری دوره های آموزشی تاثیر قابل توجهی در پیشگیری از آلودگی به سوسری ها دارد. در بین روش های کنترل، استفاده از فرمولاسیون هایی با کمترین سمیت، کارایی قابل توجهی را در کنترل سوسری ها از خود نشان داده است. در این میان، کاربرد طعمه جاذب مسموم به ویژه به صورت ژل توانست در کمتر از یک هفته جمعیت سوسری ها را به صفر برساند. از مزایای این فرمولاسیون، استفاده هدفمند از حشره کش ها، کاهش مقاومت به حشره کش ها و به حداقل رسیدن آلودگی محیط و مخاطرات ناشی از بقایای حشره کش هاست که در استراتژی کنترل تلفیقی مورد توجه قرار گرفته است.

    نتیجه گیری

    برنامه های مبتنی بر کنترل تلفیقی سوسری ها در قالب «هرم تاکتیک های مدیریت تلفیقی» بهترین کارایی را در کنترل آلودگی به سوسری ها در اماکن انسانی ارایه می دهد.

    کلیدواژگان: پیشگیری، سوسری آلمانی، کنترل، طعمه مسموم، مدیریت آفات
|
  • Abdolali Khammari, Mohsen Dahghani Ghnataghestani*, Hossein Kamani, Ebrahim Alijani Pages 1-13
    Introduction and purpose

    Epidemiological research pointed to an association between air pollution and increased mortality from cardiovascular complications. There is a relationship between the incidence of cardiovascular complications and increased levels of C-reactive protein (hs-CRP). The present study aimed to determine the relationship between particulate matter concentration (PM10) and C-reactive protein in healthy youth in Zahedan.

    Methods

    This longitudinal study was performed from February 2016 to October 2017. The concentration of suspended particles (PM10) was measured by the environmental method once every 6 days and on all dusty days. Moreover, in different conditions of air pollution, the amount of C-reactive protein in the blood samples of 40 volunteers aged 18-30 years was measured by enzyme-linked immunosorbent assay. The relationship between biomarkers and different air pollution conditions was investigated using a t-test.

    Results

    The minimum, mean, and maximum concentrations of suspended particles (PM10) were reported as 30.75±9.8, 187.5±183.44, 2366.75±936.38 micrograms per cubic meter, respectively. The lowest rate is in February and the highest in August. Moreover, the minimum, mean, and maximum concentrations of C-reactive protein were obtained at 12±.96, 3.88±1.69, 9.95±2.39 μg/ml, respectively. Plasma C-reactive protein levels in air pollution conditions were significantly higher than those obtained in normal conditions (P<0.05).

    Conclusion

    As evidenced by the obtained results, there was a direct relationship between the dust storm and C-reactive protein. Since cardiovascular and respiratory diseases are exacerbated when the concentration of particulate matter is above the standard, health programs and individual care need to receive assiduous attention.

    Keywords: Air pollution, Cardiovascular diseases, C-reactive protein, Particulate matter (PM10), Zahedan
  • Mehrnoosh Fahimi, Mohammad Reza Seirafi*, Sheida Sodagar Pages 14-25
    Introduction and purpose

    Hemodialysis, as the most common renal replacement therapy in renal patients, leads to a variety of physical and psychological problems. Therefore, the aim of this study was to determine structural equation modeling of adherence to treatment based on personality traits mediated by locus of control in hemodialysis patients.

    Methods

    The research method was descriptive and correlation research design was structural equation model. The statistical population of this study was all chronic kidney patients undergoing hemodialysis in Tehran in 2018, among whom 200 patients were selected by available sampling method. Data were collected using adherence to treatment scale, neo-personality questionnaire, and health locus of control questionnaire. To analyze the research data, correlation coefficient-Pearson and path analysis and SPSS.22 and AMOS.22 softwares were used.

    Results

    The results showed that neuroticism (p=0.029), openness (p=0.031), conscientiousness (p=0.003), significant other locus of control (p=0.003) and internal locus of control (P=0.039) had a direct effect on adherence to treatment. The results also showed that the source of health control plays a mediating role in the relationship between personality traits and adherence to treatment.

    Conclusion

    It can be concluded that the locus of control among patients undergoing hemodialysis mediates the relationship between neuroticism, conscientiousness and extraversion and adherence to treatment.

    Keywords: Adherence to treatment, Hemodialysis, Locus of control, Personality traits
  • Mahmud Mohammadyan, Mahdi Ghorbanian, Elham Rahmanzadeh, Jamshid Yazdani Charati, Esmael Babanejad, Sepideh Kamali* Pages 26-41
    Introduction and Objectives

    Ammonia is a colorless gas with a pungent and corrosive odor that can cause serious damages to human health and the environment. Ammonia is used in the industries of pharmacology, tanning, and silvering mirrors and the production of military explosives. This study aimed to investigate the efficiency of inexpensive adsorbent obtained from the walnut shell in the surface absorption of ammonia from water and the parameters affecting it.

    Materials and Methods

    In this quasi-experimental interventional study, charcoal of walnut shell was used and the effects of carbonization temperature, pH, ammonia concentration, adsorbent dose, and contact time on the adsorption of ammonia from the aqueous medium were investigated. Ammonia concentration was measured by a spectrophotometer at 640 nm. More than 712 samples were analyzed for this study.

    Results

    In this study, the highest efficiency of ammonia removal from an aqueous medium was obtained at optimal pH 8, carbonization temperature of 850°C, and adsorbent dose of 20 g/l. According to the obtained adsorption capacity, the optimal concentration for ammonia removal was considered 60 mg/l. The results showed that the experiments followed the Freundlich isotherm (R²=0.9949). Kinetic studies also indicated a higher correlation with the first-order equation.

    Conclusions

    Based on the results of this study, it can be stated that the adsorbent obtained from the walnut shell, as a natural adsorbent, is able to remove a relatively desirable amount of ammonia from aqueous medium and is recommended for other environmental pollutants due to its high adsorption capacity.

    Keywords: Activated carbon, Adsorption, Ammonia, Aqueous medium, Walnut shell
  • Rohallah Daneshi, Fariba Hafezi*, Rezvan Homaei Pages 42-52
    Introduction and purpose

    Vitiligo is the most common depigmenting skin disorder. The present study aimed to evaluate the effectiveness of acceptance and commitment therapy on body dysmorphic disorder and rumination in people with vitiligo.

    Methods

    This applied research was conducted based on a Pre-test/Post-test/ follow-up design with the control group. The statistical population of the study included all patients with vitiligo referred to dermatologists in dermatology and cosmetic clinics in Ahvaz in 2019. Among them, 30 patients were selected by purposeful sampling method and assigned to two groups of cased and control. In order to collect data, the following questionnaires were used: Body Dysmorphic Disorder of Littleton, Aksom and Puri (2005), as well as Rumination of Nolen, Hoxma and Marv (1991). The experimental group received acceptance and commitment therapy (ACT) (10 90-minute sessions), while the control group did not receive any intervention. Data were analyzed in SPSS software (version 22) using repeated measure analysis of variance using.

    Results

    The results pointed out that the ACT was effective in the reduction of body dysmorphic disorder (P<0.001) and rumination (P<0.001) in people with vitiligo, and this result continued until the follow-up phase.

    Conclusion

    As evidenced by the obtained results, the ACT can be used to reduce body dysmorphic disorder, rumination, and tensions in people with vitiligo.

    Keywords: Acceptance, commitment therapy, Body dysmorphic disorder, Rumination
  • Seyedeh Mohadeseh Rezaei, Seyed Mahmood Mosavinezhad*, Elaheh Ayoobi, Ali Tayaranirad Pages 53-64
    Introduction and purpose

    Infertility is a multifaceted problem that can cause major disorders with emotional, social, and psychological consequences, such as reduced quality of marital relationship. Therefore, this study aimed to investigate the role of defeat sense in the quality of marital relationships among infertile women with the mediating role of spiritual experiences.

    Methods

    This descriptive-correlational study was conducted based on a structural equation modeling method. The statistical population included all infertile females referring to the Royesh Infertility Center, Birjand, Iran, in spring 2020. The samples (n=120) were selected using the convenience sampling method. The participants completed the questionnaires, including the Defeat Scale (Gilbert and Allen, 1998), Daily Spiritual Experience Scale (Underwood and Teresi, 2002), and the Golombok Rust Inventory of Marital State (Rust et al., 1986). The collected data were analyzed in SPSS software (version 22) and PLS software (version 3).

    Results

    The results showed that the defeat sense had a negative and significant effect on spiritual experiences (β=-0.663; P<0.01) and a positive and significant effect on the quality of marital relationship (β=0.679; P<0.01). It was also revealed that the effect of spiritual experiences on the quality of marital relationships was negative and significant (β=-0.537; P<0.01). The indirect path between defeat sense and the quality of marital relationship was significant through the mediating role of spiritual experiences (β=0.356; P<0.01). The index of goodness of fit= 0.443 indicated the general fitness of the study model.

    Conclusion

    Based on the findings, in counseling infertile women, it is necessary to consider the role of positive and protective factors, such as spiritual experiences and appropriate support be provided in defining the defeat to improve the quality of the marital relationship among infertile women.

    Keywords: Defeat, Infertile, Marital, Quality, Spiritual
  • Seyed Babak Mirmabini, Habibolah Naderi*, Abdolhakim Tirgari, Soheila Hashemi Pages 65-77
    Introduction and Objectives

    Adolescence is a crucial period for many mental disorders, particularly emotional disorders. This study aimed to explore the structural relationships between attachment styles and adolescents' emotional disorders considering the mediating role of defense mechanisms and identity styles.

    Materials and Methods

    The present study was conducted based on a correlational design and was carried out using structural equation modeling. The statistical population included all high school students in Sari (Mazandaran Province, Iran) studying in the 2019-20 academic year. The study sample included 163 students chosen through a multistage cluster sampling method. The data were collected using the Defense Style Questionnaire (Andrews et al.1993), the Extended Objective Measure of Ego Identity Status-2 (Bennion and Adams, 1986), the Beck Anxiety Inventory (Beck et al., 1990), the Beck Depression Inventory (Beck et al., 1961), and Adult Attachment Inventory (Besharat, 2009). The collected data were analyzed using SPSS/AMOS software (version 25) applying the Structural equation modeling method.

    Results

    The findings showed that attachment styles (β=-0.23) and defense mechanisms (β=0.75) directly affected emotional disorders. Furthermore, attachment styles indirectly affected emotional disorders via mediating role of defense mechanisms (β=-0.39). Examination of the indicators of model quality also showed that most of the model fit indicators were in the desired range (RMSEA=0.7; GFI=0.95).

    Conclusions

    In general, mature defense mechanisms, as a protective factor, can mediate the relationship between insecure attachment styles and emotional disorders in adolescents, whereas identity styles cannot. In general, the relationship and effect of attachment styles and defense mechanisms on emotional disorders indicate that developed defense mechanisms can be considered an anti-shock between traumatic attachment styles and emotional disorders in adolescents

    Keywords: Attachment, Defense mechanisms, Emotional disorders, Identity
  • Mehran Maleki Roveshti, Zahra Naghavi Konjin*, Jamshid Yazdani Charati, Siavash Etemadinezhad Pages 78-88
    Introduction and purpose

    The traditional attitudes toward workplace safety and the common risk analysis methods alone cannot be effective in high-risk industries that are accompanied by socio-technical complexity and high vulnerability since they cause costs and damages in the system. The present study aimed to examine the strengths and weaknesses of traditional safety attitudes in workplaces of high-risk industries.

    Methods

    This study searched the foreign databases of Pubmed, Web of Sciences, Scopus, and Google Scholar, as well as Persian web databases, such as SID, Civilica, and Magiran up to 2020. The keywords used for this search included the term "Tradition" and the keywords of "Safety, Workplace, Risk, Industry, and Accident". A total of 53 articles were extracted. After screening the articles in terms of content and subject matter and deleting irrelevant articles, the full texts of 28 related articles were examined in more detail.

    Results

    In the traditional approach to workplace safety, issues, such as human error and unsafe practices, defects in system components, and inadequate staff training were identified as the root causes of accidents. However, today, many studies have emphasized that the causes of accidents, especially in high-risk industries, should be explored in technological, organizational, and human factors (variability of daily tasks), as well as the combination of a set of emerging events.

    Conclusion

    Weaknesses to detect hidden and/or emerging risks, inadequate effectiveness in dealing with technical complexities-work processes, lack of understanding of nonlinear interactions, and the certainty of causes of the accident include the limitations of the traditional approach to workplace safety in high-risk industries

    Keywords: High-risk industrial, Occupational accident, Risk assessment, Workplace safety
  • Mehdi Khoobdel, Hossein Dehghan, Seyed Hassan Nikookar*, Mohammad Moradi Pages 89-114
    Introduction and Objectives

    Cockroaches cause food spoilage, mechanical transmission of pathogens, psychological anxiety, and allergic respiratory reactions in humans due to their high adaptation and rapid reproduction. This study aimed to introduce principled and efficient methods for the proper management of cockroach control in human dowelling and present the efficiency of these methods.

    Materials and Methods

    A detailed search was carried out on PubMed, Web of Science, Google Scholar, ScienceDirect, Scopus, Medline, and Scientific Information Database databases. The search process was performed using the following keywords: "German cockroach management", "Brown-banded cockroach management", "Integrated pest management", "Urban pest control", "Attractive toxic bait", and "Cockroach resistance". Afterward, duplicate and non-efficient articles were removed and, finally, 66 articles published within 1977-2021 were selected to describe the objectives of this study.

    Results

    Based on the results of published articles in recent years, the best approach to cockroach control is the implementation of programs based on an integrated cockroach control strategy. In this strategy, raising the awareness level of personnel and service forces through training aids and holding training courses has a significant impact on the prevention of cockroach infestation. Among the control methods, the use of formulations with the least toxicity has shown significant efficiency in the control of cockroaches. The use of poisonous sorbent bait, especially in the form of gel, could reduce the cockroach population to zero in less than a week. One of the advantages of this formulation is the targeted use of insecticides, reduction of resistance to insecticides, and minimization of environmental pollution and hazards caused by insecticide residues, which has been considered in the integrated control strategy.

    Conclusions

    Integrated cockroach control-based programs in the form of an "integrated management tactics pyramid" can provide the best performance in controlling cockroach infestation in human habitats.

    Keywords: Control, German cockroach, Pest management, Prevention, Toxic bait