فهرست مطالب

مطالعات جغرافیایی مناطق خشک - پیاپی 45 (پاییز 1400)
  • پیاپی 45 (پاییز 1400)
  • تاریخ انتشار: 1400/11/14
  • تعداد عناوین: 6
|
  • آرزو نصرتی، جعفر معصوم پور سماکوش*، حسن دوالفقاری، امین الله قهرمانی صفحات 1-13

    رطوبت و تغییر پذیری زمانی و مکانی آن می تواند باعث تغییر در بارش هر ناحیه شود؛ ازاین رو درک انتقال رطوبت برای فهم رفتار بارش بسیار مهم است. با هدف بررسی ارتباط بین بارش روزانه ی ایران و مقدار انتقال بخار آب جوی و محاسبه ی انتگرال شار قایم رطوبت (IVT) و مقدار بخار آب جو (IWV)، داده های مولفه های رطوبت ویژه (q)، باد مداری (u) و نصف النهاری (v) برای یک دوره ی 31 ساله (2018-1988) در محدوده ی ایران و با دقت مکانی 1*1 درجه از مرکز پیش بینی های اروپایی میان مدت جو (ECMWF) اخذ شد. از آماره ی ضریب تعیین (R2) نیز برای ارایه ی ارتباط بین بارش و مولفه های رطوبت جوی استفاده شد. نتایج نشان داد که از مجموع 9443 روز بارشی بارش روزانه ی ایران ارتباط بیش تری با مقدار بخار آب جوی را دارا بوده و بیش ترین ارتباط در دو قسمت غرب و شرق ایران به شکل پهنه ای نسبتا وسیع مشاهده می شود. در بین مولفه ی شار رطوبت مداری و نصف النهاری و نیز بارش روزانه ی ایران، بیش ترین ارتباط را با مولفه ی نصف النهاری آن دارد که دراین بین، سهم نیمه ی غربی ایران بیش تر از سایر نقاط است. مولفه های تاثیرگذار شار رطوبت در سطح 700 هکتوپاسکال، بیش ترین ارتباط را با بارش های روزانه ی ایران دارد. نتایج فصلی نشان داد که از نظر مقدار و گستره، روابط بین بارش و مقدار و انتقال بارش در فصل زمستان قوی تر از سایر فصول بوده و مولفه ی نصف النهاری نیز بیش ترین نقش را در انتقال رطوبت این فصل بازی می کند و در واقع، حدود 55٪ از تغییرات بارش زمستانه در غرب و جنوب غرب ایران (با بیشینه ی شهرکرد و یاسوج) توسط این مولفه توصیف می شود؛ ازاین رو می توان استنباط کرد که مولفه های شار رطوبت می توانند به عنوان یک متغیر پیش بینی کننده در بارش روزانه ی غرب ایران به کار روند؛ چراکه حدود 50 درصد تغییرات بارش روزانه ی این مناطق به واسطه ی این متغیرها توصیف می شود.

    کلیدواژگان: انتقال بخار آب، ضریب تعیین، مولفه ی باد نصف النهاری، بارش روزانه، ایران
  • سعید حسین آبادی*، محمد یاپنگ غراوی صفحات 14-35

    هدف اصلی این پژوهش، سنجش وضعیت زیست پذیری اجتماعی در شهر قاین و مدل سازی ساختاری تفسیری مولفه های زیست پذیری اجتماعی است. این تحقیق، جزو تحقیقات پیمایشی است و ابزار اصلی گردآوری داده ها، پرسشنامه است. جامعه ی آماری پژوهش، شهروندان بالای 15 سال شهر قاین و نمونه ی مورد بررسی 360 نفر است که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای سنجش وضعیت شاخص های زیست پذیری اجتماعی از روش T تک نمونه ای استفاده شد. در بخش دیگر تحقیق با بهره گیری از روش مد ل سازی ساختاری تفسیری (ISM) روابط درونی مولفه های زیست پذیری اجتماعی مشخص و به صورت یکپارچه تحلیل شد. برای انجام تحلیل ساختاری-تفسیری از نظر متخصصان مرتبط با موضوع که به شیوه ی نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند، استفاده گردید. نتایج تحقیق نشان داد که طبق تحلیل T تک نمونه ای، میانگین شاخص های امنیت و تعلق مکانی، بالاتر از حد متوسط؛ شاخص آگاهی و آموزش در حد متوسط؛ و شاخص های تعاملات اجتماعی، اعتماد، همبستگی و مشارکت اجتماعی در حد پایینی قرار دارند. درمجموع، میانگین زیست پذیری اجتماعی نیز در این شهر در حد متوسط ارزیابی می شود. همچنین نتایج حاصل از مدل ساختاری تفسیری زیست پذیری اجتماعی 4 سطح از مولفه ها را نشان داد. در بین این مولفه ها، حس تعلق مکانی و همبستگی اجتماعی، اساسی ترین مولفه های موثر بر زیست پذیری اجتماعی شهری است که باید در سطح اول بر آن ها تاکید شود. به عبارتی دیگر، هرگونه اقدام برای ایجاد زیست پذیری اجتماعی، مستلزم زمینه سازی برای ارتقاء این مولفه هاست.

    کلیدواژگان: زیست پذیری شهری، زیست پذیری اجتماعی، مدل سازی ساختاری تفسیری، شهر قاین
  • محمود آروین، احمد پوراحمد*، کرامت الله زیاری، سعید زنگنه شهرکی صفحات 36-57

    پراکنده رویی شهری به عنوان یک الگوی نامعتبر و ناکارآمد در نظر گرفته می شود که سکونتگاه های انسانی و فعالیت های اقتصادی را در حومه ی شهر پراکنده می کند. جنبه های منفی پراکنده رویی شهری، جامعه ی مدیریت زمین را برای یافتن راه حل های پایدار برای این پدیده برانگیخت. یکی از این راهکارها، ایده ی شکل گیری شهرهای فشرده است. هدف پژوهش، شناسایی و بررسی محرک های بهره گیری از شهر فشرده در شهر اهواز است. پژوهش از نظر هدف، کاربردی، از نظر روش، توصیفی-تحلیلی است. جامعه ی آماری شامل 10 نفر از مدیران شهری و پژوهشگران شهر اهواز هستند. از تکنیک ANP به عنوان ابزاری برای اولویت بندی محرک ها استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که محرک افزایش جمعیت، بالاترین امتیاز را به دست آورده است. در بررسی ابعاد اصلی، بعد اجتماعی بالاترین وزن را کسب کرده است و بعدازآن ابعاد کالبدی-فضایی، محیطی و اقتصادی قرار گرفته اند. نتایج حاکی از این است که محرک ها و عوامل زیادی در ابعاد اجتماعی، کالبدی، محیطی، اقتصادی در ضرورت بهره گیری از شهر فشرده برای مقابله با پراکنده رویی و تحقق پایداری در شهر اهواز وجود دارد و این نتایج در جهت گیری اقدامات برنامه ریزی شهری و نگرش های مدیران شهری می تواند تاثیرگذار باشد.

    کلیدواژگان: توسعه ی پایدار شهری، شهر فشرده، پراکنده رویی، محرک، اهواز
  • محمدرضا دربان آستانه، حمید شایان*، علی اکبر عنابستانی، حمدالله سجاسی قیداری صفحات 58-77

    امروزه نوآوری اهمیت روزافزونی در توسعه و کارآفرینی جهان دارد و عامل مهمی در تولید ثروت و درآمد خصوصا در کشورهای توسعه یافته محسوب می شود. نوآوری، نیروی محرکه ی کارآفرینی و عامل ایجاد اشتغال مولد، بهره وری منابع انسانی، رفاه اجتماعی و توسعه است. هدف از این پژوهش، تحلیل میزان اثرگذاری عوامل موثر بر نوآوری در فرآیند کارآفرینی شهرستان فاروج است تا با شناخت و تقویت عوامل اثرگذار گامی در مسیر توسعه ی مناطق روستایی برداشته شود. برای رسیدن به هدف تحقیق، از روش تحقیق ترکیبی (توصیفی-تحلیلی) استفاده شده است. جامعه ی آماری، کلیه ی کارآفرینان و افراد نمونه و موفق در روستاهای شهرستان است که طی 10 سال به عنوان باغدار و کشاورز نمونه بوده اند و به تعداد 63 نفر به صورت تمام شماری انتخاب شده اند. روایی ابزار پژوهش با بهره گیری از نظرات کارشناسان و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ (898/0=α) تایید شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی از نرم افزار spss و متناسب با مقیاس متغیرها از آزمون های خی دو، فریدمن، همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج آمارهای توصیفی پژوهش مشخص می کنند که شاخص ویژگی های فردی با آماره ی 3.37 و شاخص فرهنگی و قانون گذاری با آماره ی 3.29 بالاترین میانگین را به عنوان شاخص های ساختاری نوآوری روستایی دارد. نتایج آزمون فریدمن به منظور مقایسه ی میزان تاثیر و اولویت بندی هر یک از شاخص های موثر در نوآوری نشان می دهد که ویژگی های فردی (با میانگین رتبه ای 5.86) بالاترین اولویت و شاخص خارجی، کم ترین اولویت را دارد. با توجه به نتایج همبستگی پیرسون مشخص شد بین شاخص های فردی، آموزش و پژوهش، اقتصادی و زیرساختی با سطح کارآفرینی آن ها رابطه ی مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین بر اساس نتایج حاصل از تحلیل مسیر شاخص فردی با ضریب تاثیر 0.334 و در مرتبه ی بعد شاخص آموزش و پژوهش با ضریب تاثیر 0.238 و شاخص اقتصادی با ضریب تاثیر 0.131 بیش ترین تاثیر را بر شکل گیری کارآفرینی روستایی  دارند.

    کلیدواژگان: عوامل ساختاری، ویژگی های فردی، نوآوری، کارآفرینی روستایی، شهرستان فاروج
  • مصطفی دستورانی* صفحات 78-90

    آسیب پذیری سرزمین یکی از چالش های مهم جهانی به عنوان مورد عینی تخریب اکوسیستم های خشک، نیمه خشک و نیمه مرطوب است که در اثر فرآیندهای طبیعی و فعالیت های انسانی ایجاد می گردد. بااین حال به منظور ارزیابی میزان آسیب پذیری سرزمین، نیازمند شناخت دقیق از درجه ی تحمل اکوسیستم ها و استفاده از نظام های دانش بومی نسبت به شرایط بیرونی لازم است. پژوهش حاضر بر اساس الگوریتم شاخص ترکیبی IDI جهت ارزیابی شدت آسیب پذیری خراسان رضوی در یک دوره ی 16 ساله (2016-2001) استفاده شد. بدین منظور دو شاخص وضعیت پوشش گیاهی (VCI) (MOD13Q1) و وضعیت دمایی (TCI) (MOD11A2) بر اساس روش دلفی و با توجه به قابلیت دسترسی به این شاخص ها بر اساس داده های ماهواره ای و در دوره ی زمانی موردنظر انتخاب شدند. سپس تصاویر از محصولات سنجنده ی مودیس تهیه و نرمال سازی و شاخص ها در محدوده ی صفر و یک بی مقیاس شدند و برای ارزیابی اوزان از روش سلسه مراتبی در نرم افزار EDRISI استفاده شد. همچنین برای صحت سنجی مدل، از 250 نقطه برداشت زمینی و با استفاده از ضریب کاپا وضعیت پوشش گیاهی تعیین گردید. سپس با استفاده از مدل ترکیبی IDI و اجرای مدل، منطقه در پنج کلاس آسیب پذیری خیلی کم (15.0-0)، آسیب ذیری کم (3.0-15.0)، آسیب پذیری متوسط (5.0-3.0)، آسیب پذیری زیاد (7.0-5.0) و آسیب پذیری خیلی زیاد (1-7.0) طبقه بندی شد. نتایج نشان داد که بیش ترین آسیب پذیری سرزمین در سال 2001 با بیش از 50 درصد مساحت استان در کلاس متوسط و در سال 2016 بیش ترین آسیب پذیری در دو کلاس متوسط و زیاد با نسبت مساوی 44 درصد را دربر می گیرند. دقت کلی مدل برای مدل ترکیبی IDI 6.78 درصد و ضریب کاپای 7.0 محاسبه گردید.

    کلیدواژگان: مدل ترکیبی IDI، آسیب پذیری سرزمین، سنجنده ی مودیس، خراسان رضوی
  • سید حجت موسوی، صدیقه کیانی سلمی*، فاطمه ستایش صفحات 91-108

    بهره برداری بهینه و اصولی از منابع طبیعی سرزمین و سامان دهی کاربری اراضی بر اساس توان طبیعی (اکولوژیکی) آن، نقش مهمی در مدیریت و جلوگیری از تخریب محیط در راستای توسعه ی پایدار دارد. در این تحقیق تلاش شده است تا از طریق به کارگیری سیستم اطلاعات جغرافیایی و ارزیابی توان اکولوژیک، مناطق مناسب برای توسعه ی گردشگری در محدوده ی گردشگری مجتمع پتاس خور و بیابانک شناسایی شوند و درنهایت برآورد ظرفیت پذیرش واقعی گردشگر در منطقه ارزیابی گردد. برای دستیابی به هدف پژوهش، از سیستم اطلاعات جغرافیایی و تکنیک روی هم گذاری لایه ها به عنوان ابزاری مناسب برای ارزیابی سرزمین و قابلیت سنجی سایت ها استفاده گردید. بدین منظور، ابتدا داده های پارامترهای شیب، جهت شیب، رده ی خاک، سنگ بستر، پوشش گیاهی، دما، ساعات آفتابی، محدودیت ها و دسترسی تهیه گردید و با رعایت اصول و شرایط مدل مزبور و همچنین اعمال آستانه های آن، نقشه های مناطق مناسب از منظر هر پارامتر ترسیم شد. سپس با تلفیق نقشه های مناطق مستعد، مبادرت به تهیه ی نقشه ی نهایی توسعه ی تفرج گسترده ی اکوتوریسم گردید. بر اساس نتایج حاصل از تحقیق، منطقه ی موردمطالعه از قابلیت اکولوژیکی لازم برای گسترش توریسم طبیعی برخوردار است؛ به گونه ای که پهنه های بسیار مناسب و دارای قابلیت برای توسعه ی گردشگری 1764 کیلومتر فراهم است. 3316 کیلومتر از وسعت منطقه، پهنه هایی است که به لحاظ قابلیت توسعه ی گردشگری در وضعیت مناسبی قرار دارند. قابلیت متوسط توسعه ی گردشگری در 20 درصد از وسعت منطقه برقرار است. همچنین 2260 کیلومتر با قابلیت نامناسب و 1403 کیلومتر فاقد قابلیت برای توسعه ی گردشگری بوده است. نتایج حاصل از محاسبه ی ظرفیت پذیرش واقعی گردشگری در منطقه ، حاکی از قابلیت پذیرش 8894 گردشگر در محدوده ی موردمطالعه است.

    کلیدواژگان: اکوتوریسم، ارزیابی توان اکولوژیکی، تفرج گسترده، مجتمع پتاس خور و بیابانک
|
  • Arezo Nosrati, Jafar Masoompour Samakosh*, Hasan Zolfaghari, Aminallah Ghahramani Pages 1-13
    Introduction

    Because the occurrence of precipitation is directly related to the humidity in the atmosphere or precipitation systems, the study of humidity in the form of precipitable water and the transfer of water vapor is considered in atmospheric studies. Convergence Moisture flux is effective on precipitation, so its effect is much greater in the warmer months, especially in the lower atmosphere, than in the colder months of the year (Darand and Pajhoh, 2019a). Examination of convergence moisture flux in consecutive and inclusive precipitation events in Iran shows that the core of maximum precipitation in the Zagros highlands in southwestern Iran has the most concurrence with the convergence of mid-atmosphere moisture flux (775-700 hPa) (Darand and Pajhoh, 2019b). In some studies, the calculation of moisture flux is used as a tool to identify the phenomena of long and narrow filaments rich in large amounts of moisture called atmospheric river, which has a great impact on heavy rainfall. Esfandiari and Lashkari (2021), by identifying atmospheric rivers and their impact on heavy rainfall in Iran, showed that an average of 11 heavy rainfall per year in the cold season is related to atmospheric rivers. They are on average 20 to 50 percent effective in heavy rainfall each month.

    Materials and Methods

    This study received gridded data on precipitation and humidity flux components including specific humidity (q), wind zonal (u), and meridian (v) from the ECMWF database and applied the equation precipitable water (1) and moisture flux (2) and other related equations (3 to 11), which shows the transfer and supply of moisture as bellow: (1)   (2)   (3) qu (4) qv (5) qu+qv (6) IWV+u925+v925 (7) IWV+u850+v850 (8) IWV+u700+v700 (9) IWV+uv925 (10) IWV+uv850 (11) IWV+uv700 That IWV is Total Water vapor in atmospheric column or precipitable water, IVT: Vertical integral of water vapor transfer or moisture flux. q: Specific humidity in kg / kg, u and v: zonal meridian wind components in m/s, respectively, g: is gravity acceleration and dp: is the pressure difference between two adjacent pressure levels. After calculating the above equations, their relationship and correlation with gridded and surface precipitation in Iran were obtained through the coefficient of determination R2 (12): (12) .

    Discussion and Results

    Compared to water vapor transfer (IVT), daily rainfall in Iran is more related to the amount of water vapor (IWV).  The most correlation between the amount of water vapor and daily rainfall in Iran is observed in the western and eastern parts of Iran. In contrast, the most correlation between daily rainfall and IVT is observed in the west and southwest of Iran. Among the moisture zonal and meridional flux components, Iran's daily rainfall is most related to its meridional component which probably indicates the transfer of moisture from southern and tropical offerings to Iran. The highest correlation between daily rainfall and meridional moisture flux component is observed in western and southwestern Iran. In the relationship between daily precipitation and moisture transfer components in the lower and middle levels of the atmosphere, it was found that the level of 700 hPa has the highest correlation in the moisture transfer of precipitation in Iran. This relationship is more in the west and southwest of Iran than in other places. From the sum of zonal and meridional wind components and the amount of water vapor at 925 hPa and its relationship with daily rainfall, it was found that unlike the other two levels (700 and 850hpa), the strongest relationship is observed in the east (South Khorasan) and then southwest of Iran. In addition, this relationship is stronger in the East-West section than in other sections. The highest correlation is between seasonal precipitation and moisture flux and the amount of water vapor in winter. The highest correlation is related to the western, southwestern regions with most of Shahrekord and Yasuj (about 55%), and parts of the east (South Khorasan). It can be said that in winter, in terms of quantity and extent, there is a greater relationship between the parameters of moisture transfer and precipitation. And it shows the amount of humidity in winter more than in other seasons. These results can also be seen in relation to winter precipitation and the amount of water vapor.

    Conclusions 

    To investigate the amount of water vapor transfer as a predictor variable for daily rainfall in Iran, The coefficient of determination R2 was used for the relationship between water vapor components and daily precipitation in Iran. According to the results of Ralph et al. (2004), the relationship between moisture flux and precipitation is well seen in all annual maps. The zonal component alone is effective in transferring moisture from some of the rainfall in the southwest of the country (Yasuj and Shahrekord), while the meridional component of wind with specific humidity has a more effective relationship with daily rainfall in Iran. Similar to the results of Karimi and Farajzadeh (2011), Barati et al. (2014), and Darand and Pajooh (2019), the relationship between daily rainfall and moisture components at the levels of 700, 850, and 925 was found that the level of 700 hPa has a stronger relationship than the two another level. The maximum relationship between precipitation and moisture flux is located in southwestern Iran and the effect of zonal and meridional wind components on the moisture flux of this region is significant. The highest correlation between seasonal rainfall in Iran and the amount and transfer of water vapor is related to winter, which is consistent with the results of Lavres and Villarini (2014) in Europe. Finally, it can be said that the use of zonal and meridional moisture flux components can show the variability of precipitation. And be used as an indicator and predictor variable in precipitation in the study of daily precipitation in Iran.

    Keywords: Water vapor transfer, determination coefficient, meridional wind component, daily precipitation, Iran
  • Saeed Hossein Abadi*, Mohammad Yapang Gharavi Pages 14-35
    Introduction

    In the current century, known as the century of cities, a significant part of the world's population lives in cities and the trend of increasing urbanization continues. In such circumstances, the important question is to what extent cities are suitable places for human life. Hence, the concept of urban livability and livable city has become one of the most widely used concepts in urban studies. A livable city is a city that provides suitable living conditions from various economic, social and environmental dimensions. A neighborhood or city is socially livable when it provides a sense of security, sense of belonging and place identity, social interactions, participation, social cohesion, and etc. Addressing livability indicators can be a criterion for the sustainability of cities, their success and a guide for urban planning and management. The main purpose of this study is to assess the situation of social livability in Qaen city and Interpretative structural modeling (ISM) of social livability components. Qaen city with a population of about 43,000 people (according to the 2016 census), is the second city in South Khorasan province located in east of Iran.

    Materials and methods

    This study is an applied research in terms of purpose and descriptive-analytical in terms of approach. The field method has been used to measure the social livability status. The collection of data tool is a questionnaire. The statistical population of the study is the population over 15 years old in Qaen city and the sample size is 360 people using Cochran's method. Components of social livability in this study include social trust, social participation, cohesion, social interaction, place attachment, feeling of security, social norms, education and public awareness. One-sample t-test was used to analyze and measure the status of these components, and interpretative structural modeling (ISM) was used for modelling of these components. For structural-interpretive modeling, the opinions of 20 experts were collected by a questionnaire.

    Discussion and Results

    A one-sample t-test was used to analyze the mean of each component of social livability. Considering that in the design of the questionnaire items, the 5 Likert spectrum including very low (with code 1), low (code 2), medium (code 3), high (code 4) and very high (code 5) has been used; in this test, the mean of the variables was compared with the mean (3), which is test value. The results of one-sample t-test showed that mean of components of security and place attachment in Qaen city are above test value (3). In fact, this city can be considered a city with high security and place attachment. In contrast, the components of social interaction, trust, cohesion, participation and social norms have mean below test value .Low levels of trust, cohesion and social participation could be considered as barriers to the development and livability of the city. Especially that, according to the results of this study, citizens' trust in urban management is low and this can be an obstacle for citizens to participate with urban management in urban development projects. The findings of this study also indicate that the component of education and awareness is at a moderate level.The interpretative structural modeling (ISM) indicated that the research model consists of 4 levels. The most effective is the fourth level, which includes two factors of social cohesion and sense of place attachment. This level directly affects the third level factors, namely social interactions and public awareness.  Third level also directly affects on the second level, which includes the observance of social norms in the community and social trust, and also the second level factor has a direct effect on the components of the first level, which is social participation and individual and social security.The results of MICMAC analysis of the identified components showed that components of social interaction, education and public awareness are in the autonomous cluster; these components have weak influence and dependence.
    In the dependent cluster, the components are social participation, personal and social security, which have weak influence but high dependence and effectiveness. In the linkage cluster is social trust. Finally, the key cluster includes the components of a place attachment, cohesion, and social norms. These components have high driving power and low dependence; and these components are needed first to create social livability.

    Conclusion

    According to this study, in general, the level of social livability in the city of Qaen is assessed as moderate level. Among the eight components of social livability, the two components have a higher than average mean: sense of security and place attachment. Awareness and education are moderate, and the components of participation, interaction, norms, and social cohesion are low.
    The results of the interpretive structural modeling of social livability of this city showed that among these components, sense of place attachment and social cohesion are the most basic components affecting on urban social livability that should be emphasized at the first level.

    Keywords: Urbran livability, Social livability, Interpretive structural modeling, Qaen city
  • Mahmood Arvin, Ahmad Pourahmad*, Keramatullah Ziyari, Saeed Zangenh Shahraki Pages 36-57

    The compact city as a tool to limit energy consumption and urban sprawl is a key element in the sustainable city debate. The purpose of this research is Identify and investigate the drivers to use the compact city in Ahvaz city. The present research is applied in terms of purpose and in terms of descriptive-analytical method. The statistical population includes 10 city managers and researchers in Ahvaz. The ANP technique has been used as a tool to prioritize the drivers. The results show that the population growth driver has earned the highest rating and then respectively located low building density in the city, increased migration, long distances from services and commercial centers, need for housing, More spatial disintegration, internal deterioration, hot weather, the presence of vacant lands, decreased security due to vacant lands, reduced surveillance and increased crime in suburban areas, pollution due to improper location of heavy polluting industries in urban areas, pollution caused by private cars, inadequate water and sewage services in law-density neighborhoods and suburbs, Increased surface runoff due to expansion of impermeable areas, loss of palms and agricultural lands, cost of construction for the owner, inadequate service of the bus organization in the suburbs, increasing energy costs, high cost of facilities and infrastructure, increasing travel costs, increasing flood vulnerability due to construction along the river, youth population and desire for urban life, young households 'demand for housing, low-income households' desire to live in apartments, the tendency of owners and peddlers to increase the number of floors, inadequate service of taxi drivers in low-density neighborhoods and suburbs, suitable slope for construction, inadequate service of cultural centers in low-density neighborhoods and suburbs.

    Keywords: urban sustainable development, compact city, urban sprawl, driver, Ahvaz
  • Mohammad Reza Darban Astaneh, Hamid Shayan*, Ali Akbar Anabestani, Hamdollah Sojassi Gheydari Pages 58-77
    Aims

    The process of entrepreneurship and creativity, which is the basis of change and transformation, plays a very fundamental and determining role in this field. So, in recent years, the only effective solution in the field of employment and rural economy of the country is the prosperity of en.trepreneurship from the path of innovation. Therefore, the purpose of this study is to identify the factors affecting innovation and its impact on the entrepreneurship process in Farouj County, in order to take a step towards the development of rural areas.

    Method

    The statistical population included all entrepreneurs and successful individuals in the villages of the city who were 63 farmers as gardeners and farmers. The validity of the research tool was confirmed by expertschr('39') opinions and its reliability was confirmed by Cronbachchr('39')s alpha coefficient (α = 0.898).

    Results

    The descriptive statistics of the research indicate that the individual characteristics index with 3.37 and the cultural and legislative index with the 3.29 statistic have the highest mean as structural indicators of rural innovation. According to Pearson correlation results, there is a positive and significant relationship between individual indicators, education and research, economic and infrastructural with their entrepreneurial level. Based on the results of the path analysis, the individual index with a coefficient of influence of 0.334 and then the education and research index with a coefficient of 0.238 and finally economic index with a coefficient of 0.131 have the most impact on the formation of rural entrepreneurship

    Keywords: Structural Factors, Innovation, Rural Entrepreneurship, Farouj County
  • Mostafa Dastorani* Pages 78-90

    Land vulnerability one of the major global challenges as an objective case of degradation of arid, semi-arid and semi-humid ecosystems caused by natural processes and human activities. However, in order to assess the vulnerability of the land, it is necessary to know exactly the degree of tolerance of ecosystems and the use of indigenous knowledge systems to external conditions.The present study was based on the IDI hybrid index algorithm to assess the severity of Khorasan Razavi vulnerability over a 16-year period (2001-2016). For this purpose, two indicators of vegetation status (VCI) (MOD13Q1) and temperature status (TCI) (MOD11A2) based on the opinion of experts, and according to the availability of these indicators, based on satellite data and in The desired time period was selected. Then, the images of Modis sensor products were prepared and normalized, and the indices were scaled in the range of zero and one, and the hierarchical method in EDRISI software was used to evaluate the weights. Using 250 ground harvest points, the accuracy of the model was determined using kappa coefficient for vegetation status. Then, using IDI combination model and implementation of the model, the area has very low vulnerability (0-15 . 0), low vulnerability (0.3-0.3), medium vulnerability (3.5-3.0) 0), high vulnerability (0.5-0.7) and very high vulnerability (1-7 . 0). The results showed that the highest vulnerability in 2001 with more than 50 percent of the province's average in the middle class and in 2016, the highest vulnerability in the two medium and high classes is approximately equal to the proportion of 44 percent. The overall accuracy of the model for the IDI combination model was 78.6% and the Kappa coefficient was 0.7.

    Keywords: IDI Integrated model, vulnerability, arid, semi arid regions, Khorasan Razavi
  • Seyed Hojat Mousavi, Sedigheh Kiani Salmi*, Fatemeh Setayesh Pages 91-108
    Introduction

    A huge influx of tourists on weekends from overcrowded metropolitan cities unable to provide tourists with the leisure needs of parks and natural areas to take advantage of the tourism potential of planners has led planners to capacity-building tourism development and location. Because the expansion of tourism has been accompanied by environmental and ecological incompatibilities. The capacity to find suitable places in this type of tourism is considered not only as a means of promoting the socio-economic levels of indigenous peoples, but also because of its conservation practices as a management strategy experienced in the fields of natural resources, its conservation and protection. Provides.  It can be said that optimal and principled utilization of land natural resources and land use regulation based on its (ecological) natural ability play an important role in managing and preventing environmental degradation in the direction of sustainable development. In this study, it has been attempted to identify suitable areas for tourism development within the Potas Khor and Biobank Complex by applying GIS and ECO assessment. Finally, estimate the actual tourist reception capacity in the area.

    Materials and Methods

    This research is a kind of applied research and spatial-comparative analysis.
    Combining library studies, ground data and climatic statistics for meteorological stations and field surveys were used to collect the data. Data analysis and final evaluation of the environmental potential of the area in terms of identifying potential areas of extensive recreation based on the ecological model of tourism development. To achieve the purpose of the study, GIS and Layer Overlay technique were used as a suitable tool for land evaluation and site feasibility. For this purpose, first, the data of slope parameters, slope direction, soil grade, bedrock, vegetation, temperature, sunshine hours, constraints and accessibility were obtained. Appropriate areas were plotted from the perspective of each parameter. Then, by integrating the maps of the prone areas, the final development plan of the ecotourism was developed. In addition, tourism reception capacity has been evaluated and measured in two dimensions, physical and effective reception capacity.

    Discussion and Results

    In order to achieve sustainable development, it is necessary to describe and evaluate the state of the environment and resources prior to any planning. The importance of land evaluation is that if the land does not have the potential ecologically appropriate for a particular land use, the implementation of that plan will not only improve the condition of the area but will also result in greater environmental degradation. Since tourism is closely related to the environment, assessing the environmental potential in this area, if properly implemented, will modify plans and prevent failure in the development of the tourism industry, as well as unpredictable environmental degradation. Reduces and prevents it. To this end, it is inevitable to conduct preparatory studies in any type of land use, including ecotourism. One of the most important stages of ecotourism preparation is determining the ecological potential of the land for tourism development. Evaluating the ecological potential of tourism development involves predicting or measuring the quality of land for the establishment and expansion of recreational land uses and determining its management needs. In addition, tolerable capacity is one of the methods used to estimate the amount of permitted activity in tourism areas. In other words, the concept of Sustainable Capacity was used as one of the methods of control and monitoring of destination land in order to optimize and adjust the threshold of acceptable environmental changes in the host areas. The capacity of the board at the ecosystem level is the level or extent at which a process or environmental variable within a given ecosystem can be changed without the structure and function of that ecosystem going beyond acceptable limits. Therefore, in this study tourism reception capacity has been evaluated and measured in two dimensions of physical and effective reception capacity. Physical reception capacity is the maximum number of visitors who can be physically present at a given location and time. Actual board capacity is the maximum number of visitors to a resort that, given the limiting factors resulting from the specific conditions of that location and the impact of these factors on the physical board capacity, are permitted to visit that place.

    Conclusions

    Based on the results of the study, the study area has ecological potential for natural tourism development, so that the zones are very suitable and capable of tourism development of 1764 km. 3316 km of the area are zones that are in good condition for tourism development. The average tourism development capability is 20% of the area. Also 2260 km with poor capability and 1403 km with no capability for tourism development. The results of calculating the actual tourism reception capacity in the region indicate the acceptability of 8894 tourists in the study area.

    Keywords: Ecotourism, Assessment of ecological ability, Widespread promenade, Potash Khor, Biobank Complex