فهرست مطالب

  • سال چهل و پنجم شماره 3 (پیاپی 179، پاییز 1400)
  • تاریخ انتشار: 1400/12/08
  • تعداد عناوین: 15
|
  • فریبا بلوچ، مهدی محمدی*، گیلدا اسد افروز صفحات 1-5
    سابقه و هدف

    حالت تهوع یکی از مهم ترین مشکلات هنگام اعمال دندان پزشکی است که درمان را در بیماران مشکل و ناممکن می کند. در مقال ه های مختلف به روش های متنوع غیر دارویی، دارویی و همچنین به رو شهای گیاهی اشاره شده است. یکی دیگر از روش های گیاهی برای غلبه بر رفلکس تهوع، استفاده از  عصاره سنجد است که تاثیر آن بر رفلکس تهوع در مقاله های کمی ذکر شده است، بنابراین به دلیل خلا اطلاعاتی، این تحقیق با هدف تعیین تاثیر قرص مکیدنی عصاره سنجد بر رفلکس تهوع انجام شد.

    روش مطالعه

    این تحقیق به صورت کار آزمایی بالینی روی 45 بیمار انجام شد. گروه مورد تجربی 2 قرص عصاره سنجد را مکیده وگروه شاهدکه مداخله ای روی آ نها انجام نمی شد وگروه پلاسبو تجربی 1 که به آن ها قرص مکیدنی شبی هسازی شده بدون عصاره که ازنظر رنگ و اندازه و شکل مشابه نمونه اصلی است داده شد. شرط  اساسی برای ورود به مطالعه، داشتن رفلکس تهوع فرد و نیز رضایت وی برای شرکت در مطالعه بود. ساخت قرص به صورت آزمایشگاهی انجام شد. سپس میزان تهوع را روی بیماران تصادفی با تحریک کام نرم بررسی کرده و بیمار میزان آن را روی خط کش Glascow scale نشان داد. مطالعه روی بیماران با رفلکس تهوع بالای 10 انجام شد که قرص ها را به مدت چهار دقیقه مکیدند و بلافاصله دوباره با تحریک توسط آبسلانگ میزان تهوع را روی خط کش توسط بیمار اندازه گرفتیم.

    یافته ها

    میزان رفلکس تهوع پیش از مداخله و در زیرگروه خفیف، در گروه شاهد 6/ 10 ، در گروه پلاسبو 8/ 10 و مورد 8/ 10 بود و همی نطور در زیر گروه متوسط به ترتیب 2/ 15 ، 8/ 14 ، 4/ 15 بود. سرانجام در زیر گروه شدید به ترتیب 6/ 17 ، 18 ، 4/ 17 بود که اختلاف ناچیزی داشتند و این از لحاظ آماری معنادار نبود (0.09<p).

    نتیجه گیری

    به نظر میرسد که سنجد سبب کاهش رفلکس تهوع می شود. این مطالعه به استفاده وسیع تر و توجه بیشتر به پژوه شهای این حیطه پیشنهاد کرده و همچنین توصیه میشود تحقیق های تکمیلی درباره آثار ماده موثره عصاره سنجد انجام شود.</p).

    کلیدواژگان: رفلکس تهوع، عصاره، دندان پزشکی بالینی
  • فریبا بلوچ، مهدی محمدی*، شهرام بهبودی صفحات 6-10
    سابقه و هدف

    با توجه به شایع بودن تغییررنگ در اثر استفاده محلول های ضد عفونی کننده، این تحقیق در خصوص تاثیر دو محلول ضد عفونی کننده Desomed و دکونکس + 53 بر میزان تغییر رنگ راهنمای دندان Vitapan انجام شد.

    روش مطالعه

    این تحقیق تجربی-آزمایشگاهی روی 30 نمونه راهنمای رنگ دندان A2  انجام شد. در گروه مورد، 10 نمونه در هریک از محلو لها غوطه ور شدند و 10 نمونه به عنوان شاهد در آب مقطر نگه داری شد. فرایند انتخاب رنگ سه بار در روز و پنج روز در هفته توسط پزشک انجام شد. نمون ه ها برای اندازه گیری رنگ آماده شد. سپس شاخص با دستگاه اسپکتوفتومتر vident اندازه گیری و با آزمون کرسکال وایلس و من- یو- ویتنی شاخص های l,a,b اندازه گیری و ΔE آ نها تعیین شدند.

    یافته ها

    میزان تغییر شاخص های رنگ نشان داد که میزان ΔE ضدعفونی با دکونکس 53 + برابر با 55 / 0 ± 23/ 1 و ضدعفونی با دزومد برابر با 3/ 1± 69 / 3 بود که میزان ΔE دزومد 2 برابر دکونکس 53 + بود و آزمون نشان داد تغییر رنگ ناشی از دزومد نسبت به دکونکس بیشتر بوده که به لحاظ آماری معنادار بود (0/001 >p).

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد که محلول ضدعفونی کننده دزومد تغییر رنگ بیشتری نسبت به دکونکس 53 + ایجاد میکند.

    کلیدواژگان: مواد ضدعفونی کننده، تغییر رنگ، شید گاید
  • طیبه حاتمی پیرغیبی، خسرو چهری*، رامین عبیری، اسحق کریمی صفحات 11-17
    سابقه و هدف

    گیاهان دارویی عوامل دارویی نوید بخشی هستند. عوامل ضدمیکروبی استخراج شده از گیاهان، ترکیب هایی هستند که میکروارگانیسمها را میکشند یا مانع رشد آنها می شوند. هدف اصلی از انجام این مطالعه، بررسی اثر عصاره آبی-الکلی گیاهان رزماری، نعناع فلفلی و آویشن شیرازی روی تشکیل بیوفیلم باکتری سودوموناس آیروژینوزا بود.

    مواد و روش ها

    این مطالعه به صورت تجربی انجام شد. پس از عصاره گیری گیاهان مورد مطالعه، به روش نشر در آگار به بررسی اثر این عصاره ها بر سودوموناس آیروژینوزا پرداخته و نتایج به دست آمده با چهار دیسک آنتی بیوتیکی کانامایسین، ایمی پنم، پنی سیلین و سفالکسین مقایسه شد. سپس حداقل غلظت بازدارندگی و حداقل غلظت کشندگی را برای هر عصاره گیاهی به طور جداگانه اندازه گیری شد. تاثیر این عصاره ها بر مهار تشکیل بیوفیلم به کمک رنگ آمیزی با کریستال ویوله1درصد واستیک اسید 30 درصد سنجش شد. تمام آزمون ها سه بار تکرار شدند و آنالیز های آماری با استفاده از نرم افزار SPSS ورژن 16 انجام شد.

    یافته ها

    بر اساس نتایج به دست آمده مشخص شد که هر سه گیاه در غلظت 3 میلی گرم بر میلی لیتر دارای خاصیت ضد باکتریایی بودند. قطر هاله عدم رشد برای عصاره رزماری 91 ، برای آویشن شیرازی 51 و برای نعناع فلفلی 11 میلی متر بود. حداقل غلظت بازدارندگی برای گیاه رزماری 57 / 0 میل یگرم بر میلی لیتر و برای آویشن شیرازی و نعناع فلفلی 5/ 1میلی گرم بر میلی لیتر بود. همچنین نتایج نشان داد که گیاه رزماری در غلظت 3 و 1/ 5 میلی گرم بر میلی لیتر به ترتیب سبب مهار و کاهش تشکیل بیوفیلم شد. اما گیاه آویشن شیرازی و نعناع فلفلی در غلظت 3 میل یگرم بر میلی لیتر فقط سبب کاهش تشکیل بیوفیلم شدند.

    نتیجه گیری

    به نظر می رسدکه با توجه به یافته های بدست آمده از این مطالعه می توان نتیجه گرفت که عصاره الکلی گیاه رزماری با غلظت 3 و 5/ 1 میلی گرم بر میلی لیتر، توانایی بالایی برای مهار توانایی تشکیل بیوفیلم توسط باکتری سودوموناس آیروژینوزا دارد.

    کلیدواژگان: گیاهان دارویی، بیوفیلم، سودوموناس ائروژینوز
  • مرضیه رادکانی، مریم طهرانی پور*، جینا خیاط زاده صفحات 18-24
    سابقه و هدف

    باروری به توانایی زوج ها برای بچه دار شدن گفته می شود. هورمون های جنسی از گنادها ترشح و یکی از عوامل مهم دخیل در فرآیند تولید مثل محسوب می شوند. ریحان (Ocimum basilicom L.) گیاهی معطر یک ساله ازخانواده نعناعیان، دارای فعالیت ضد باکتریایی، ضد تشنج، کاهنده قند و چربی خون، بهبود پاسخ ایمنی، خاصیت آنتی اکسیدانی و ضد افسردگی است. بنابراین هدف از این مطالعه، بررسی اثر عصاره هیدروالکلی برگ ریحان بر هورمون های جنسی(استرادیول، پروژسترون، پرولاکتین) در رت است که درسال  95 در دانشگاه آزاد مشهد انجام شد.

    روش بررسی

    در این مطالعه تجربی، 24 رت ماده نژاد ویستار با وزن تقریبی 230 -200 گرم به طور تصادفی به چهار گروه شاهد و تیمار با عصاره هیدروالکلی گیاه ریحان (mg/kg500 ،100،250) تقسیم شدند. عصاره به روش گاواژ در هفت روز متوالی به رت های ماده خورانده شد و پس از آن هر رت ماده در مجاور یک رت نر در قفسه های جداگانه برای جفت گیری قرار گرفتند. رت های جفت گیری کرده با مشاهده پلاک واژینال به عنوان نمونه مثبت در نظر گرفته شدند. برای بررسی میزان تغییرهای هورمون های جنسی (استروژن، پروژسترون و پرولاکتین) در سه مرحله (قبل از تیمار، بعد از تیمار و بارداری) عمل خون گیری از سینوس چشمی رت ها انجام و به آزمایشگاه ارسال شد. آنالیز داده های کمی با استفاده از نرم افزارminitab  و با آزمون هایANOVA  و post hos در سطح معناداری 05/0 P<انجام شد.

    یافته ها: 

    عصاره هیدروالکلی برگ گیاه ریحان سبز، هورمون استرادیول و پروژسترون را در مرحله قبل از بارداری و همچنین هورمون پرولاکتین را در دو مرحله قبل از بارداری و بارداری افزایش داد (p100=0.005) و (p250=0) و (p500=0.003). میزان هورمون استرادیول در گروه های تجربی mg/kg 250 و 100  (p250=0.041) (p100=0.033) و همچنین سطح هورمون پروژسترون با دوز mg/kg 250 در بارداری کاهش یافت (p250=0.0).

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد که استفاده از عصاره هیدروالکلی ریحان تاثیر وابسته به دوز در سطح هورمون های جنسی دارد.

    کلیدواژگان: گیاه ریحان سبز(ocimum basilicum L.)، عصاره هیدروالکلی، استرادیول، پروژسترون، پرولاکتین
  • نیلوفر رستگار مقدم قائمی، مریم طهرانی پور*، خدیجه نژاد شاهرخ ابادی صفحات 25-30
    زمینه و هدف

    دیابت نوع 1 یا دیابت قندی وابسته به انسولین به دلیل نبود ترشح انسولین ناشی از تخریب سلول های بتا پانکراسی ایجاد می شود. جنس perovskia-L متعلق به تیره  نعناعیان با نام فارسی برازمبل دارای آثار فارماکولوژیکی مانند ضد درد، ضد التهاب، درمان عفونت و... است. این مطالعه برای بررسی اثر عصاره گیاه برازمبل بر میزان قند خون و فاکتورهای بیوشیمیایی خون در رت های دیابتی نر انجام شد.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه تجربی از 60 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار باوزن 250 - 200 گرم که به طور تصادفی در 10 گروه 6 تایی شامل : کنترل، سالم دریافت کننده گلی بن گلامید، سالم تحت تیمار با 150 و 300 و 600 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن عصاره گیاه برازمبل، شاهد دیابتی (هیپرگلیسمی)، کنترل مثبت (هیپرگلیسمی تحت درمان با داروی گلی بن گلامید)، هیپرگلیسمی تحت درمان  با 150 و 300 و 600 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن عصاره گیاه برازمبل، تقسیم شدند. پس از 14 روز گاواژ نمونه ها، از حیوان ها نمونه های خونی گرفته و فاکتورهای بیوشیمیایی خون مانند گلوکز، انسولین، تری گلیسیرید، کلسترول وکلسترول- LDL سنجش شد.

    یافته ها:

     نتایج  نشان داد که عصاره هیدروالکلی برازمبل میانگین گلوکز در گروه دیابتی را از 11±234   به 5 ± 140 در گروه های دیابتی تحت درمان و میانگین کلسترول را از 2±114 به 5±80 ومیانگین تری گلیسرید را از 3± 114 به 14± 70 و LDL را از 2 ±82  به 5 ± 44 کاهش داد. عصاره هیدروالکلی برازمبل به طور معناداری سبب مهار افزایش سطح گلوکز p<0.001 ، تری گلیسیرید p<0.001،کلسترول p<0.001 شده است و کاهش چشمگیری در سطح LDL در موش های دیابتی تحت درمان در مقایسه با حیوان های دیابتی بدون درمان مشاهده شد.

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد که عصاره هیدروالکلی برازمبل دارای اثر کنترلی بر قند خون و تعدیل کنندگی بر فاکتورهای بیوشیمیایی خون در حیوان های دیابتی بوده و به احتمال در درمان دیابت موثر خواهد بود.

    کلیدواژگان: دیابت، برازمبل، کلسترول، قند خون، تری گلیسیرید، LDL، انسولین
  • معصومه صدیقی، جبار بشیری*، علیرضا نورآذر، حمداله هادی صفحات 31-37
    سابقه و هدف

    با توجه به بروز بیماری های مختلف در اثر التهاب، امروزه یافتن راه حل برای التهاب‎های ناشی از عوامل مختلف بسیار مهم است؛ بنابراین هدف تحقیق حاضر بررسی تاثیر هشت هفته تمرین استقامتی و مکمل دهی روغن زیتون بر میزان فاکتورهای CD22 و TLR4 در رت های ویستار نر چاق بود.

    مواد و روش ها: 

    در پژوهش تجربی، 40 سر رت نژاد ویستار با دامنه سنی دو ماهه از انستیتو پاستور کرج خریداری و به چهار گروه (هر گروه 10 سر) کنترل همراه با رژیم پرچرب بدون مداخله، گروه فقط تمرین استقامتی و گروه فقط مکمل زیتون و گروه مکمل زیتون به همراه تمرین استقامتی تقسیم شدند. حیوان های گروه های تمرین به مدت دو ماه برنامه تمرین استقامتی (شدت 80درصد اکسیژن مصرفی بیشینه) را انجام دادند. در گروه مکمل روغن زیتون، یک گرم روغن زیتون به ازای هر کیلوگرم وزن بدن روزانه از طریق گاواژ دهانی به آن ها خورانده شد. برای بررسی میزان TLR4 و CD22 سرمی از روش الایزا استفاده شد و در نهایت برای بررسی طبیعی بودن توزیع نمونه ها از آزمون شاپیروویلک و برای مقایسه بین گروهی از آزمون آنالیز واریانس دوراهه و تک راهه در سطح معنا داری p< 0.05 استفاده شد.

    یافته ها: 

    نتایج حاصله نشان داد دو ماه تمرین استقامتی به تنهایی تاثیر معنا داری بر التهاب (P=0/09) TLR4، CD22) (P=0.16)) رت های ویستار نر چاق نداشت. با این وجود مصرف روغن زیتون به تنهایی سبب کاهش معنا دار میزان TLR4 (P=0.009) و CD22 (P=0.008) شد، درحالی که دو ماه تمرین استقامتی به همراه مصرف روغن بر میزان  TLR4 (P=0.09) و CD22 (P=0.10) تاثیری نداشت.

    نتیجه گیری: 

    به نظر می رسد مصرف روغن زیتون تا حدودی می تواند التهاب ناشی از چاقی را کاهش دهد. هر چند برای آشکار شدن کامل به تحقیق های بیشتری در این زمینه نیاز هست.

    کلیدواژگان: تمرین استقامتی، مکمل روغن زیتون، CD22، TLR4، رت های ویستار
  • احمد کاظمی پور، فضل الله میردریکوند*، کورش امرایی صفحات 38-43
    سابقه و هدف

    سرطان کولورکتال از شایع ترین بیماری های مزمن و دومین دلیل شایع مرگ ناشی از سرطان در دنیاست که با مشکلات و عوارض جسمانی و روان شناختی بسیاری همراه است. بنابراین هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی درمان فراتشخیصی یکپارچه بر پریشانی روان شناختی و باورهای فراهیجانی بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال همایند با استرس بود.

    مواد و روش ها: 

    طرح پژوهش از نوع آزمایشی به صورت پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. نمونه این پژوهش شامل 30 نفر از بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال همایند با استرس بوده که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. گروه آزمایش، درمان فراتشخیصی یکپارچه را در هشت جلسه هفتگی دریافت کرد و گروه گواه هیچ گونه درمانی دریافت نکرد. هر دو گروه در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماهه سنجیده شدند. ابزارهای سنجش در این پژوهش عبارت بودند از پرسشنامه استرس- اضطراب- افسردگی و مقیاس فراهیجان ها. داده ها با استفاده از نسخه 21 نرم افزار  SPSSو آزمون یومن ویتنی تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها:

     مقایسه متغیرهای پریشانی روان شناختی [P<0/001, Z=-3/268]، باورهای فراهیجانی مثبت [P<0/001, Z=-3/432] و باورهای فراهیجانی منفی [P<0/001, Z=-3/156] در بین دو گروه آزمایش و گواه در سه بار اندازه گیری پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری معنادار است.

    نتیجه گیری: 

     به نظر می رسد که درمان فراتشخیصی یکپارچه می تواند بر کاهش پریشانی روان شناختی و بهبود باورهای فراهیجانی بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال همایند با استرس موثر باشد.

    کلیدواژگان: درمان فراتشخیصی یکپارچه، پریشانی روان شناختی، باورهای فراهیجانی، سرطان کولورکتال
  • مریم سادات شیر خورشیدی، زهرا طهماسبی فرد*، فرزانه تفویضی صفحات 44-49
    سابقه و هدف

    سرطان پستان شایع ترین سرطان در زنان بوده و در 32درصد از موارد سرطان زنان دیده می شود. پلی مورفیسم های برخی از ژن ها، از عوامل دخیل در بسیاری از بیماری ها مثل سرطان پستان معرفی شده اند. آنزیم  COMT یکی از آنزیم های دخیل در متابولیسم استروژن است که با تغییر اسید آمینه والین به متیونین، کاهش سه تا چهار برابری در فعالیت داشته و می تواند در خطر بروز سرطان پستان دخیل باشد. هدف از این مطالعه، بررسی ارتباط پلی مورفیسم Val158Met از ژن COMT با سرطان پستان گروهی از زنان ایرانی بود.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه موردی-شاهدی، 96 بیمار مبتلا به سرطان پستان و 96 فرد سالم زیر نظر پزشک متخصص انتخاب شدند. DNA گلبول های سفید آن ها، به روش نمک اشباع استخراج شد و ژنوتایپ افراد مطالعه شده با تکنیک RFLP -PCR تعیین شد. داده های به دست آمده با آزمون های آماری کای دو و رگرسیون لوجستیک بررسی شدند.

    یافته ها: 

    دو گروه از نظر میانگین سنی و متغیر مصرف سیگار رابطه آماری معناداری نداشتند. با رگرسیون لوجستیک مشخص شد که ژنوتایپ موتانت AA بین دو گروه مطالعه شده رابطه آماری معناداری داشت. بررسی مدل های ژنتیکی غالب و مغلوب هم مشخص کرد که این پلی مورفیسم با خطر ابتلا به سرطان پستان مرتبط است و به ترتیب 1/3 و 8/2 برابر شانس ابتلا به سرطان پستان را در مقایسه با افراد شاهد افزایش می داد. حاملان آلل A به میزان 3 برابر شانس بیشتر برای مبتلا شدن به سرطان پستان داشتند.

    نتیجه گیری:

     به نظر می رسد این پلی مورفیسم با خطر ابتلا به سرطان پستان در زنان ایرانی مرتبط است و می توان حضور آلل A را به عنوان یکی از عوامل افزایش دهنده خطر ابتلا به سرطان پستان در نظرگرفت.

    کلیدواژگان: سرطان پستان، پلی مورفیسم، ژن COMT، RFLP
  • حمیدرضا دانش پرور، محمد جعفری جبلی، ناصر ولایی، نسرین اصفهانی زاده* صفحات 50-55
    سابقه و هدف

    با توجه به بررسی مطالعه های انجام شده روی شکایت بیماران از درمان های دندان پزشکی، با توجه به اینکه شکایت بیماران از درمان های ایمپلنت دندانی کمتر انجام شده است، این تحقیق براساس شکایت بیماران از درمان ایمپلنت و عوارض ناشی از آن در سال های 1395- 1397 انجام شد.

    مواد و روش ها: 

    این تحقیق به روش توصیفی و با مراجعه به اداره کمیسیون های پزشکی قانونی تهران و دریافت مجوز مربوطه انجام شد. پرونده تمامی دندان پزشکانی که در سال های 1395-1397 به اداره کمیسیون های پزشکی قانونی تهران ارجاع شده بود، بررسی شد. از بین آن ها پرونده های مربوط به شکایت بیماران از درمان  ایمپلنت جدا شد. در این پرونده ها عوامل مرتبط از جمله سن وجنس بیمار، دلیل شکایت و خصوصیات دندان پزشک مورد شکایت از نظر جنس، سن و تخصص بررسی و ثبت شد. رای کمیسیون پزشکی به صورت تبریه یا قصور مشخص و شیوع هر کدام از این دو رای در نمونه ها تعیین و میزان واقعی آن برآورد شد و سپس نقش عوامل مرتبط با آزمون کای دو قضاوت آماری شد.

    یافته ها:

     از کل شاکیان دندان پزشکی در این سال ها (1395-1397)،حدود 30 درصد از پرونده ها مربوط به شکایت از درمان ایمپلنت بود به طوری که 58 درصد ناشی از جایگزینی نامناسب ایمپلنت، 29 درصد ناشی از آسیب به بافت های اطراف ایمپلنت، 6 درصد مربوط به اخذ هزینه های بالا و 7 درصد شامل سایر موارد بود. در این پرونده ها، شاکیان به تفکیک 50 درصد مرد و 50 درصد زن و دندان پزشکان به تفکیک 91 درصد مرد و 9 درصد زن بودند. رای کمیسیون پزشکی قانونی در 45 درصد موارد تبریه و 55 درصد رای قصور بود.

    نتیجه گیری:

     به نظر می رسد، میزان قصور دندان پزشکی در  درمان ایمپلنت بالا بوده و به خصوص میزان قصور برای دندان پزشکان فاقد تخصص بیشتر دیده می شود. نتایج این تحقیق اقدام های لازم برای کاهش این مشکل را توصیه می کند.

    کلیدواژگان: ایمپلنت، شکایات، سازمان پزشکی قانونی، استان تهران
  • میترا رحیمی، حسین ملت دوست، پیمان عرفان طلب اوینی، آرزو چوهدری* صفحات 56-59
    زمینه و هدف

    مصرف اپیوم از دلایل عمده مسمومیت با سرب در ایران است. این مطالعه برای بررسی سطح خونی سرب در مصرف کنندگان اپیوم خوراکی و استنشاقی انجام شده است.

    روش مطالعه

    این مطالعه گذشته نگر در یک سال 1396-1395،روی 200 فرد مصرف کننده اپیوم مراجعه کننده به مرکز مسمومیت های بیمارستان لقمان حکیم انجام شده است. اطلاعات دموگرافیک بیماران، نوع مصرف اپیوم (خوراکی یا استنشاقی)، سطح خونی سرب و نتایج درمان ثبت و بررسی شد. برای انجام آزمون های تحلیلی آماری از   independent t-testو one way   ANOVA و correlation coefficient با استفاده از نرم افزار spss ویرایش 18 بهره بردیم.

    یافته ها:

     در این مطالعه 97درصد مراجعه کنندگان مصرف کننده نوع خوراکی اپیوم بودند. میانگین (انحراف معیار) سطح خونی سرب در مصرف کنندگان اپیوم خوراکی (29/34) ppm  86/108و در مصرف کنندگان نوع استنشاقی (44/11) ppm 33/107 گزارش شد. بین سطح خونی سرب و سن بیماران همبستگی خطی معنادار وجود داشت (2/0 P= 002/0 .(r بین جنسیت، روش استفاده اپیوم، پیامد بیمار و سطح سرمی سرب اختلاف معنادار آماری مشاهده نشد.
    05/0).

    نتیجه گیری:

     با توجه به نتایج این مطالعه که میانگین سطح خونی سرب در مصرف کنندگان تریاک استنشاقی  و خوراکی به هم نزدیک است، همچنین درک اذهان عمومی مبنی بر بی خطر بودن مصرف استنشاقی اپیوم، پیشنهاد می شود برنامه هایی برای افزایش آگاهی مردم از زیان های مصرف استنشاقی علاوه بر مصرف خوراکی، توسط متولیان و ارایه دهندگان خدمات بهداشتی طرح ریزی شود. همچنین مطالعه با تعداد بیشتری بیمار مصرف کننده اپیوم استنشاقی انجام شود تا بتوان آزمون مناسب آماری برای مقایسه سطح خونی سرب در دو گروه انجام داد.

    کلیدواژگان: مسمومیت، اپیوم(خوراکی، استنشاقی)، سطح خونی سرب
  • رها غلامی، سعیده زمردی*، سعید عبدی صفحات 60-66
    سابقه و هدف

    سوءهاضمه از اختلال های گوارشی شایع، ناتوان کننده و پرهزینه است. اطلاعات اندکی در خصوص نقش مدیریت استرس بر درمان علایم سوءهاضمه در دسترس است. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی مدیریت استرس بر تنظیم شناختی هیجان و سلامت عمومی بیماران مبتلا به سوءهاضمه بود.

    روش بررسی

    در این پژوهش از طرح تجربی از نوع پیش ‏آزمون-پس ‏آزمون با گروه کنترل استفاده شد. با استفاده از نمونه‏گیری تصادفی ساده از بین بیماران مبتلا به سوءهاضمه مراجعه کننده به کلینیک های گوارشی شهر تهران در سال 1398 تعداد 30 نفر انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش ‏تحت آموزش مدیریت استرس قرار گرفت، اما گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه تنظیم شناختی هیجانی گرانفسکی و کرایج و سلامت عمومی گلدبرگ و هیلر بود. پایایی ابزار در این مطالعه به ترتیب 70/0 در تنظیم شناختی هیجان  و 81/0 در پرسش نامه سلامت عمومی بود. در آنالیز داده ها از روش توصیفی و استنباطی استفاده شد. با توجه به اینکه تحت آزمون شاپیرو-ویلک فرض نرمال بودن توزیع داده ها تایید نشده است، داده‏ها با استفاده از روش ناپارامتری (آزمون یومن ویتنی و ویلکاکسون زوجی)  در سطح معناداری 05/0 در نرم افزار SPSS22 تجزیه و تحلیل شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد در بررسی ابعاد سلامت روان  نشانه های جسمانی (001/0=P) اضطراب و بی خوابی (034/0=P)، اختلال در کارکرد اجتماعی (005/0=P) ، علایم افسردگی (028/0=P) درابعاد تنظیم شناختی هم در بعد دیدگاه گیری (001/0>P)، تمرکز دوباره مثبت (001/0>P)؛ ارزیابی دوباره مثبت (001/0>P)، پذیرش (001/0>P)،  تمرکز دوباره بر برنامه ریزی (001/0>P)، سرزنش خود (001/0>P)، سرزنش دیگران (001/0>P)، نشخوارگری و فاجعه نمایی (001/0>P)  پس از درمان بین گروه آزمایش و گروه کنترل تفاوت وجود داشت. همچنین در سطح معناداری 05/0 در گروه آزمایش  بهبود در وضعیت سلامت و تنظیم هیجان پس از مداخله نسبت به پیش از مداخله مشاهده شد.

    نتیجه گیری

    مدیریت استرس مدل درمانی قابل اعتمادی برای بهبود تنظیم شناختی هیجان و سلامت عمومی در بیماران سوءهاضمه است.

    کلیدواژگان: مدیریت استرس، تنظیم شناختی هیجان، سلامت عمومی، سوءهاضمه
  • سید حسین حسینی مهر*، مهرداد عنبریان صفحات 67-71
    سابقه و هدف

    مطالعه های پیشین بیان کرده اند که خستگی عضلات شانه به طور مستقیم بر نحوه حرکت کتف و بازو تاثیر می گذارد. از این رو کینماتیک مفصل شانه به طور وسیع به عضلات اطراف آن بستگی دارد. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر خستگی برخی از عضلات کمربند شانه ای بعد از یک جلسه تمرین مقاومتی و یک جلسه تمرین والیبال بر پوزیشن استراحت کتف و نسبت ریتم اسکاپولوهومرال در بازیکنان والیبال است.

    مواد و روش ها:

     در یک مطالعه تجربی تعداد 30 بازیکن والیبال مرد به صورت تصادفی به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای انجام پروتکل خستگی از یک جلسه تمرین مقاومتی (سرشانه با هالتر از جلو، لت پول، سرشانه از پشت با هالتر، پرس سرشانه و بارفیکس) و یک جلسه تمرین والیبال استفاده شد. از دو اینکلینومتر برای اندازه گیری ابداکشن شانه و میزان چرخش بالایی کتف در پوزیشن استراحت کتف، 45، 90 و135 درجه ابداکشن شانه در سطح فرونتال استفاده شد. آزمودنی ها ابداکشن بازو را با دست برتر در سطح فرونتال انجام می دادند. ریتم اسکاپولوهومرال از تقسیم میزان ابداکشن گلنوهومرال بر چرخش بالایی کتف از پوزیشن استراحت کتف تا 45 ، 90  ، 135 ، از 45 تا 90 و از 90 تا 135 درجه ابداکشن شانه در سطح فرونتال محاسبه شد. درجلسه نخست، ابتدا آزمون های مربوط به اندازه گیری کینماتیک کتف انجام می شد و سپس به صورت تصادفی یکی از پروتکل های خستگی اجرا می شد و در نهایت دوباره اندازه گیری های کینماتیک کتف انجام می شد. در جلسه دوم، پروتکل دیگر خستگی انجام می شد. از آزمون تی همبسته برای تعیین اختلاف معنادار بین پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. سطح معناداری برای تمامی آزمون ها کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد.

    یافته ها:

     نتایج این مطالعه نشان داد که خستگی عضلات کمربند شانه ای بعد از یک جلسه تمرین والیبال تاثیر معناداری بر پوزیشن استراحت کتف و نسبت ریتم اسکاپولوهومرال بازیکنان والیبال ندارد (14/0= p) همچنین بعد از اعمال پروتکل خستگی با تمرین های مقاومتی، تفاوت معناداری در میزان چرخش بالایی و پایینی کتف در پوزیشن استراحت کتف وجود نداشت اما نسبت ریتم اسکاپولوهومرال در 135 درجه ابداکشن شانه افزایش یافت (03/0= p).

    نتیجه گیری:

     به نظر می رسد خستگی بیش از حد عضلات کمربند شانه ای می تواند سبب بر هم خوردن نسبت ریتم اسکاپولوهومرال و در پی آن اختلال های شانه شود.

    کلیدواژگان: خستگی، عضلات کمربند شانه ای، ریتم اسکاپولوهومرال، پوزیشن استراحت کتف
  • امیرشهرام یوسفی کاشی* صفحات 72-77
    سابقه وهدف

    سرطان پستان، شایع ترین سرطان احشایی درزنان ایرانی با بروز سالانه 13400 موردجدید است. تعدادی از مطالعه ها گزارش کرده اند بیماری سرطان پستان با بیان P53در ارتباط است و بیماران دارای این فاکتور، پیش آگهی و پیامد بالینی متفاوتی دارند. هدف مطالعه فعلی ارزیابی و مقایسه عوامل پیش آگهی و نتایج بالینی در زنان ایرانی مبتلا به سرطان پستان با بیان P53است.

     روش مطالعه :

    دریک مطالعه طولی،801 بیمارمبتلا به سرطان پستان که بین سال های 2003 تا2017 به مرکز تحقیقات سرطان ارجاع وسپس پیگیری شدند، از دیتا سنتر مرکزاستخراج شده و سپس به دو گروه تقسیم شدند: بیماران با بیان (مثبت)p53 با300بیمار و بیماران بدون بیان (منفی)p53 با501بیمار. سپس نتایج بالینی و عوامل پیش آگهی برای این دوگروه ارزیابی و مقایسه شدند.

    یافته ها: 

    بیماران با فاکتورمثبت و منفی P53، 37.5و62.5درصد بامیانگین سنی 44.2سال (انحراف معیار=9.4)و 47.7 سال (انحراف معیار=9و10) از تمام نمونه ها را تشکیل دادند (p<0.0001). موارد بیشتری از مراحل پیشرفته و درگیری غدد لنفاوی، مثبت بودن تهاجم لنفاوی عروقی و وضعیت قبل از یایسگی،درجه های بیشتری ازمنفی بودن گیرنده استروژن و مثبت بودن HER2 در بیماران با فاکتورمثبت P53در مقایسه با بیماران با فاکتورمنفیP53بود (به ترتیب 0.0162, p=0.0047, p=0.0296, p=0.0339, p=0.0374,p=0.0494p). دربیماران با فاکتورمثبت و منفی P53، دوره عاری از بیماری در پنج سال به ترتیب 81 و86.4درصد (p=0.0413) و بقای کلی پنج ساله به ترتیب 70و76.8درصد (p=0.0323) بود.

    نتیجه گیری: 

    به نظر می رسد که بیماران بدون بیان P53، پیامد بالینی بهتر و عوامل پیش آگهی مطلوب تری نسبت به بیماران با بیانp53دارند.

    کلیدواژگان: بیان P53، سرطان پستان، ایران، نتایج بالیینی
  • هدی رادمنش، مریم طهرانی پور*، نسترن امین طاهری صفحات 78-85
    زمینه و هدف

    آنژیوژنز گامی اساسی در انتقال تومور ها از حالت خفته به بدخیم است. استفاده از بعضی فاکتورهای مهارکننده آنژیوژنزی می تواند برای درمان سرطان موثر باشد. بعضی از تغییرهای رخ داده در سلول های سرطانی می تواند با استفاده از عصاره های گیاهی، بهبود یافته و درمان شود. گیاه مریم گلی آذربایجانی متعلق به خانواده نعناست. گونه های سالویا در طب سنتی ایران و در برخی دیگر از کشور ها علیه عفونت های مختلف، درمان بیماری های التهابی و سرطان به کار می رفته است. هدف از این مطالعه تعیین آثار ضد توموری عصاره الکلی مریم گلی آذربایجانی بر مدل سرطان کولورکتال26CT زیر جلدی در موش   Balb/cاست.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه تجربی ابتدا سلول های 26CT به پهلوی راست 18 سر موش Balb/c  برای القای کارسینومای کولون تزریق شد. زمانی که اندازه تومور به (50 ± 350) میلی مترمکعب رسید، 18 سر موش به طور اتفاقی به 3 گروه تقسیم شدند (هر گروه شامل 6 موش) این گروه ها شامل گروه کنترل، عصاره های الکلی به تفکیک هر یک با دوز 50 و 100 میلی گرم بر کیلو گرم، تجویز شد. گروه حاوی عصاره های الکلی گیاه مریم گلی آذربایجانی روزانه به مدت 14 روز تزریق شدند. برای پیگیری آثار درمانی، پارامترهای میزان توقف در رشد تومور،تغییرهای حجم نسبی و زمان دوبرابر شدن حجم تومورها ارزیابی شدند. پس از کشتن حیوان ها در پایان روز چهاردهم، تومورها برای بررسی های بافت شناسی، اتوپسی شدند. داده ها با استفاده از جدول های توزیع فراوانی، میانگین و انحراف معیار توصیف شد. نرمالیتی متغیرهای کمی با استفاده از روش کولموگراف اسمیرنوف (K-S test) و برای تعیین اختلاف معناداری بین گروه های مختلف از آزمون من ویتنی توسط نرم افزار آماری (SPSS V.16) آزمون شد و نمودارها با استفاده از نرم افزار Excele 2007 رسم شد.

    یافته ها

    عصاره الکلی گیاه Salvia atropatana میانگین حجم نسبی تومور را در گروه درمانی با دوز mg/kg 50 در مقایسه با گروه کنترل از 36±1468    به 34 ± 900 و میانگین حجم نسبی تومور را در دوز mg/kg 100 از 36±1468  به 78±492 کاهش داد. همچنین عصاره الکلی با دوز 100 میلی گرم بر کیلوگرم بیشترین تاثیر را داشته است. به طوری که در روز چهاردهم درمان کاهش معناداری در میانگین حجم تومورها نسبت به گروه کنترل درگروه درمانی دریافت کننده عصاره الکلی با دوز mg/kg50 (01/0<p) و در گروه درمانی دریافت کننده عصاره الکلی با دوز mg/kg100 (001/0<p) مشاهده شد.

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد که عصاره الکلی گیاه Salvia atropatana ، فعالیت آنتی آنژیوژنز و آثار مهارکنندگی قابل توجهی علیه رشد تومور نشان دادند.

    کلیدواژگان: مریم گلی، سلول های CT26، آنژیوژنز، رشد تومور، عصاره الکلی
  • شراره صانعی سیستانی*، آزاده تردست صفحات 86-91
    سابقه و هدف

    ناهنجاری های مادرزادی از جمله علل اصلی سقط جنین بوده که برخی از آن ها پیش از تولد، قابل تشخیص است. این ناهنجاری ها به وسیله روش های ساده ای همچون سونوگرافی و نیز روش هایی مانند آزمون های غربالگری که به سهولت در دسترس هستند، پیش از تولد شناسایی شده و در صورت امکان می توان با روش هایی مانند سقط جنین، از تولد یک نوزاد با چنین ناهنجاری هایی پیشگیری کرد. هدف این مطالعه، سنجش میزان عوارض احتمالی در دو روش CVS و آمنیوسنتز در مادران با شک به آنومالی های کروموزومی یا تالاسمی بود.

    مواد و روش ها: 

    این پژوهش، یک مطالعه از نوع توصیفی - مقطعی بوده و در آن تمامی مادران مشکوک به داشتن جنین دچار ناهنجاری کروموزومی و یا تالاسمی مراجعه کننده به بیمارستان علی بن ابیطالب زاهدان، از مهر 1394 تا مهر 1395 (در مجموع 150 مادر که به گروه آمنیوسنتر به تعداد 100 نفر با میانگین سن حاملگی 15 هفته و چهار روز و گروه CVS به تعداد 50 نفر با میانگین سن حاملگی 13 هفته و یک روز، تقسیم شده بودند)، بررسی شدند. این پروسیجرها از سوی یک متخصص رادیولوژی انجام شدند. قبل از انجام پروسیجر، مادر تحت سونوگرافی قرار گرفت تا صرف نظر از تعیین سن، تعیین وضعیت جفت و مایع آمنیوتیک، سلامت جنین نیز ارزیابی شود. پس از انجام پروسیجر نیز هر بیمار برای مدت 14 روز تحت نظر قرار گرفت تا در صورت بروز عوارضی نظیر خونریزی واژینال، نشت مایع آمنیوتیک، سقط جنین، PROM و کوریوآمنیوتیت، اقدام های لازم انجام شود. اطلاعات به دست آمده از این مطالعه، در نهایت نتایج وارد نرم افزار SPSS 18 شد و توسط آزمون های آماری T و فیشر آنالیز شد.

    یافته ها:

     در مطالعه  انجام شده، تنها دو عارضه یعنی نشت مایع آمنیوتیک و خونریزی واژینال در کل جمعیت 150 مادر مطالعه شده دیده شد. میزان بروز خونریزی واژینال در گروه  CVSدو مورد (4درصد) و در گروه آمنیوسنتز یک مورد (1درصد) بود که 465/0 = P value را به خود اختصاص می داد. همچنین عارضه نشت مایع آمنیوتیک نیز در گروه CVS یک مورد (2درصد) و در گروه آمنیوسنتز دو مورد (2درصد) بود که 465/0 = P value را به خود اختصاص می داد. در این مطالعه هیچ موردی از سقط جنین، PROM و کوریوآمنیوتیت مشاهده نشده است.

    نتیجه گیری: 

    نتایج حاصل از این مطالعه نشان می دهد که عوارض وابسته به پروسیجر در آمنیوسنتز تفاوت چشم گیری با CVS ندارد و از این رو می توان از هر دو روش بالا برای تشخیص پیش از تولد در حاملگی های با خطر بالا استفاده کرد.

    کلیدواژگان: آمنیوسنتز، نمونه برداری پرزهای جنینی (CVS)، سقط جنین
|
  • Fariba Balouch, Mehdi Mohammadi*, Gilda Asad Afrooz Pages 1-5
    Background and Aims

    Gag is a common complication during dental surgeries that can make the treatment problematic or even impossible. Previous studies have suggested various non-medicated interventions, such as distracting the patient, behavior therapy, hypnosis, acupuncture, and some  medications such as application of sedatives like Nitrox ide 30%, Midazolam, and oral Metobenzamid as well as herbal substances, such as date extract  and ginger. Using elaeagnus angustifolia extract for removing Gag reflex is another method which has received very little attention in literature. Thus, we made an attempt to examine the effect of elaeagnus angustifolia extract suck pills on gag reflex in the Dentistry Faculty in 2015.

    Materials and Methods

    A clinical trial was performed on 45 patients. Case group (Experimental 2) sucked the elaeagnus angustifolia extract tablet and control group received no intervention and placebo group (Experiment 1) was given a simulated non-extractable drink tablet similar in color and size to those of the original sample. The main condition for inclusion in the study was reflex of nausea and their consent to participate in the study. The tablet was manufactured ex vivo and then examined for nausea in random patients with mild stimulation of the palate with patients showing the appropriate level of feeling on a Glascow scale ruler. The patients with level 10 of nausea sucked the pill for 4 minutes and then we immediately stimulated them using abselang to measure the nausea on the patient's ruler.

    Results

    The pre-intervention and mild subtype of nausea reflex were 10.6 in the control group, 10.8 in the placebo group, and 10.8 in the case group and 15.2, 14.8, and 15.4 in the mean group, respectively. Finally, in the severe subgroup, the values obtained were 17.6, 18, and 17.4, respectively, with insignificant differences (P <0.09).

    Conclusion

    It seems that elaeagnus angustifolia extract can reduce Gag reflex. However, we suggest that more extensive studies be carried out in this area.

    Keywords: Nausea reflex, Extract, Clinical dentistry
  • Fariba Balouch, Mehdi Mohammadi*, Shahram Behboudi Pages 6-10
    Background

    Considering the prevalence of color changing of shade guides resulting from the use of disinfectants, the aim of the present study was to evaluate the effect of two disinfectants Desomed and Deconnex +53 on Vitapan shade guide.

    Methods and materials:

    The present experimental–in vitro study was conducted on a total of 30 A2 shade tabs. In the case group, 10 samples were merged in each of disinfectants and 10 sample were placed into distilled water as control group. Color selecting process was performed for 5 days, 3 times a day, by dentist. After 480 repeated cycles of this procedure, according to CIELab system, primary color of 10 samples were measured using Konica Minolta spectrophotometer as the control group. Also, color indices were measured making using of Vident spectrophotometer in the CIELAB system.  Statistical analyses were performed running Two-way ANOVA.

    Results

    The rate of color change indices showed that the color changing (ΔE) indices for Deconex+53 and Desomed were 1.23∓0.55 and 3.69∓1.3, respectively. Thus, the ΔE of Desomed was twice more than that of Deconex +53. Our results revealed that the discoloration of Desomed was statically significant and higher than that of Deconex (p<0.001).

    Conclusions

    It can be concluded that Desomed has more color changes compared with Deconex in similar conditions.

    Keywords: Disinfectants, Discoloration, Shade Guide
  • Tayebeh Hatami Pirghibi, Khosrow Chehri*, Ramin Abiri, Isaac Karimi Pages 11-17

    Backgrond:

     Medicinal plants are promising therapeutic agents. Antimicrobial agents from plants are compounds that kill microorganisms or stop their  growth. The aim of the present study was to determine the effect of hydro-alcoholic extract of Rosmarinus officinalis, Zataria multiflora, and Mentha iperita on biofilm formation of Pseudomonas aeruginosa bacterium.

    Materials and Methods

    For the purpose of the present experimental study, extracts of these plants were prepared and their effects on P. aeruginosa growth were assessed using disk diffusion technique and the results were compared with disk diffusion results of kanamycin, imipenem, penicillin, and  cephalexin. Then,the Minimum Inhibitory Concentration (MIC) and the Minimum Bactericidal Concentration (MBC) of extracts were determined separately. The effect of these extracts on biofilm formation was assessed via staining with crystal violet %1 and acetic acid %30. All tests were repeated three times and statistical analyses were performed using SPSS, v. 16.

    Results

    We found that all three plant extracts at the concentration of 3 mg/ml had antimicrobial properties.The diameter of inhibition halos of extracts of R. officinalis, Z. multiflora, and M. piperita were 15 ,19, and 11 mm, respectively. The minimum inhibitory concentration of R. officinalis was 75/0 mg/ml and the minimum inhibitory concentration of Z. multiflora and M. piperita 5/1 mg/ml. Also, the results showed that R. officinalis reduces and inhibits Biofilm formation at concentrations of 5/1 and 3 mg/ml, respectively. But, Z. multiflora and M. piperita only reduced biofilm formation at concentration of 3 mg/ml.

    Conclusion

    It can be concluded that the alcoholic extract of R. officinalis with a concentration of 3 and 1.5 mg/ml is a potent inhibitor against P. aeruginosa biofilm formation.

    Keywords: Medicinal plants, Biofilm, Pseudomonas aeruginosa
  • Marziyeh Radkani, Maryam Tehranipour*, Jina Khayatzadeh Pages 18-24

    Backgrond:

     Fertility refers to a couple›s ability to have children. Sex hormones are secreted by the gonads and are one of the important factors involved in the reproductive process. Basil (Ocimum basilicom L.) is an annual aromatic plant of the mint family, has antibacterial, anticonvulsant, hypoglycemic, hypoallergenic, improved immune response, antioxidant and anti-depressant properties. Therefore, the aim of this study was to investigate the effect of  hydroalcoholic extract of basil leaves on sex hormones (estradiol, progesterone, prolactin) in rats, which was performed at Mashhad Azad University in 2016.

    Materials and Methods

    This experimental study was performed on 24 female Wistar rats weighing approximately 230-200 g were randomly divided into four groups and were treated with extract of basil (100,250, and 500 mg / kg, respectively).Extract was fed by using gavage method to the rats in 7 consecutive days and then every female rats were placed inside the separated cages for mating. Mated rats were considered as positive samples by observing vaginal plaque To evaluate the changes in sex hormones (estrogen, progesterone and prolactin), blood samples were obtained from orbital sinus in three stages and were sent to the laboratory. Quantitative data were analyzed by using ANOVA, T-Test,Post hos and minitab softwares at significance  level of P <0.05. 

    Findings

    The hydroalcoholic extract of green basil leaves increased the hormone estradiol and progesterone in the prepregnancy stage and also the prolactin hormone in the two stages before pregnancy and pregnancy (p100 = 0.005), (p250 = 0) and (p500 = 0.003). Estradiol decreased in the experimental groups of 250 and 100 mg / kg (p250 = 0.041) (p100 = 0.033) and also the level of progesterone at a dose of 250 mg / kg in pregnancy (p250 = 0.0).

    Conclusion

    The use of basil hydroalcoholic extract seems to have a dose-dependent effect on sex hormone levels.

    Keywords: Sex determination, Ocimum basilicum L, Hydroalcoholic Extract, estradiol, progesterone, prolactin
  • Niloofar Rastegar Moghadam Ghaemi, Maryam Tehranipour*, Khadijeh Shahrokhabadi Pages 25-30
    Background and Aims

    Type 1 diabetes or insulin-dependent diabetes mellitus is due to a lack of insulin secretion caused by the destruction of beta-pancreatic cells. The genus Perovskia-L belongs to the Persian mint family, with pharmacological effects, such as analgesic, anti-inflammatory, treatment of infection, and so on. The aim of the present study was to evaluate the effect of extract of Bromelaceae on blood glucose and biochemical factors in male diabetic rats.

    Materials and Methods

    In the experimental study, 60 male Wistar rats weighing 250-200 g were randomly divided into 10 groups of 6 rats each:  control, healthy receiving glibenclamide, healthy treated with 300 ,150 and 600 mg / kg. Body extracts of diabetic rats, diabetic control (hyperglycemia), positive control (hyperglycemia treated with glibenclamide), hyperglycemia treated with 300 ,150, and 600 mg / kg body weight of extract were divided  into two groups. After 14 days of gavage, blood samples were taken from the animals and biochemical factors, such as glucose, insulin, triglyceride, cholesterol, and LDL-cholesterol, were measured. 

    Results

    The results showed that the hydroalcoholic extract of Bromzebal reduced the mean glucose in the diabetic group from 11 ± 234 to 5± 140 in the treated diabetic groups, the mean cholesterol reduced from 2 ±114 to 5 ±80, and the mean triglyceride from 3 ± 114 to 14 ± 70. Also, LDL reduced from 2± 82 to 5±44. Moreover, hydroalcoholic extract of Bromzebal significantly inhibited increased glucose levels (p<0.001), triglycerides (p<0.001), and cholesterol (p<0.001), and a significant decrease was observed in LDL levels in treated diabetic mice as compared with untreated diabetic animals.

    Conclusion

    It seems that hydroalcoholic extract of Precambrian has a controlling effect on blood sugar and modulates blood biochemical factors in  diabetic animals and is likely to be effective in
    the treatment of diabetes.

    Keywords: Diabetes, Provskia abrotanoides, Cholesterol, Blood glucose, Triglyceride, LDL, Insulin
  • Masoume Sedighi, Jabbar Bashiri*, Alireza Nourazar, Hamdollah Hadi Pages 31-37
    Background and Aim

    Nowadays, considering the occurrence of various diseases as a result of inflammation, finding a solution for inflammations caused by various factors is very important. Therefore, the aim of the present study was to investigate the effect of eight weeks of endurance training and complementation on the levels of CD22 and TRL4 in obese wistar rats.

    Materials and Methods

    In an experimental study, 40 Wistar rats of two-month age range, were purchased from Pasteur Institute of Karaj and divided into four groups (each group including 10 animals) of high-fat diet without intervention, endurance training group, only olive supplement, and the olive supplement group with endurance training. Animals in the training groups underwent a two-month endurance training program (80% maximal oxygen consumption). Also, in the olive oil supplement group, one gram of olive oil per kg body weight was fed daily through oral gavage. ELISA method was used to evaluate serum TLR4 and CD22 levels, Shapiro-Wilk test was used to evaluate the normal distribution of samples, and one-way and two-way ANOVA were run for the purpose of between groups comparisons (p<0.05).

    Results

    The results showed that two months of endurance training alone do not have a significant effect on inflammation )TLR4 (P=0.09), CD22(P=0.16)) in obese male Wistar rats. However, consumption of olive oil alone significantly reduced TLR4 (P = 0.009) and CD22 (P = 0.008). This is while two months of endurance training with oil consumption had no significant effect on TLR4 (P = 0.09) and CD22 (P = 0.10).

    Conclusion

    It seems that consumption of olive oil can reduce obesity-induced inflammation (TLR4) to some extent. However, further research is needed to fully reveal this.

    Keywords: Endurance Training, Olive Oil Supplement, CD22, TRL4, Wistar Rats
  • Ahmad Kazemipour, Fazlolah Mirderikvand*, Kourosh Amraei Pages 38-43
    Background

    Colorectal cancer is one of the most common chronic diseases and the second most common cause of deaths from cancer in the world, which is associated with many physical and psychological complications. The aim of the present study was to evaluate the effectiveness of unified transdiagnostic treatment on psychological distress and meta-emotion beliefs in colorectal cancer patients comorbid with stress.

    Materials & Methods

    In the present experimental study with pretest, posttest, follow-up design, and a control group, 30 members of colorectal cancer patients comorbid with stress were selected using convenience sampling method. The experimental group received 8 unified transdiagnostic treatment sessions weekly while the control group received no treatment. Both groups were assessed in three phases: pretest, posttest, and a two-month follow-up. The assessment tools consisted of stress-anxiety-depression and meta-emotion scale. The obtained data were analyzed in SPSS running Mann-Whitney U test.

    Results

    Comparison of psychological distress [P <0.001, Z = -3 / 268], positive meta-emotion beliefs [P<0.001, Z= -3 / 432], and negative meta-emotion beliefs [P<0.001, Z= - 156.3] between the experimental and control groups revealed significant differences among pre-test, post-test, and follow-up.

    Conclusion

    It seems that unified transdiagnostic treatment can be effective in reducing psychological distress and improving the meta-emotion beliefs in colorectal cancer patients comorbid with stress.

    Keywords: Unified Transdiagnostic Treatment, Psychological Distress, Meta-Emotion Beliefs, Colorectal Cancer
  • Maryam Sadat Shirkhorshidi, Zahra Tahmasebi Fard*, Farzaneh Tafvizi Pages 44-49
    Background

    Breast Cancer (BC) is the most common cancer in women. Polymorphisms of some genes have been implicated in many diseases such as breast cancer. COMT involved in estrogen metabolism reduces activity by three to four times by altering valine amino acid to methionine and may be at risk for breast cancer. The aim of the present study was to investigate the association between Val158Met polymorphism of COMT gene and BC in a group of Iranian women. 

    Materials and Methods

    In the current case-control study, 96 patients and 96 healthy individuals were selected. The DNA of their white blood cells was extracted using salt saturation method and the genotypes of the participants were determined via RFLP-PCR. The data were analyzed using chi-square and logistic regression  tests. 

    Results

    There was no statistically significant relationship between mean age and cigarette smoking. The AA mutant genotype had a statistically significant relationship between the two groups. Examination of dominant and recessive genetic models also revealed that this polymorphism is associated with a high risk of BC and increases the risk of breast cancer by 3.1 and 2.8, respectively, compared with the control group. Also, carriers of allele A were 3 times more likely to develop BC. 

    Conclusion

    This polymorphism appears to be related to the risk of breast cancer in Iranian women and the presence of the A allele may be considered as one of the  risk factors for breast cancer

    Keywords: Breast cancer, Polymorphism, COMT gene, Restriction Fragment Length Polymorphisms
  • Hamidreza Daneshparvar, Mohammad Jafary Jebely, Naser Valaii, Nasrin Esfahanizadeh* Pages 50-55
    Background and aim

    According to the study of patient's complaints about dental treatments and the fact that patients' complaints have been less about dental implant treatment, this study aimed to investigate the dental complaints in implants treatment and related factors during 2016-2018. 

    Materials and methods

    Following a descriptive method, the relevant permissions were obtained after referring to the Forensic Medical Commission of Tehran. The files of all the dentists were evaluated during 2016 until 2018. Then, the files related to the complaints about tooth implantation services were separated. The patient relevant factors were evaluated and documented such as age, gender, and the reason of complaint, as well as dentist related factors including age and gender. Afterwards, the judgements of the commission were determined including exoneration or obvious negligence and the frequency of each judgement in the samples. The real judgement frequency (CI) was estimated and the roles of relevant factors were statically determined using the Chi Square Test.

    Results

    Amongst all dental services complainers, one-third (30%) of the files were related to the tooth implantation services during 2016-2018, that included inappropriate implant installation (58%), damage to the implant surrounding tissue (29%), high service costs (6%), and other problems (7%). Also, the complainers were 50% women and 50% men and the dentists were 9% women and 91% men. Moreover, the judgements of Forensic Medical Commission were exoneration in 45% of the cases and negligence (55%) in the remaining cases.

    Conclusion

    This rate of failure in implant services was high, especially for non-specialized dentists. The results of the present study suggest taking necessary actions to reduce the problem.

    Keywords: Implant, Complaint, Forensic medical organization, Tehran province
  • Mitra Rahimi, Hossein Mellatdoost, Peyman Erfantalabevini, Arezoo Chouhdari* Pages 56-59
    Background and Aim

    Opium use is a common cause of lead intoxication in Iran. The present study was conducted to determine the blood lead levels in oral and  inhaled consumption of opium. 

    Materials and Methods

    A retrospective study was carried out between 1396-1395 on 200 patients with lead intoxication in Loghman-Hakim Hospital. We recorded and evaluated the patients' demographic information, type of opioid (oral or inhalable), blood lead levels, and treatment outcomes. For statistical analysis, independent t-test, one-way ANOVA, and correlation coefficient were performed using SPSS software, version 18. 

    Results

    Based on the obtained results, %97 of the patients were oral opium users. The mean (standard deviation) of blood lead levels in oral opium users was 34.29 ( 108.86) ppm and in inhaled type, 11.44(33.37) ppm. A significant correlation was found between the blood lead levels and age of the patients (r = 0.002, p=0.2). There was no significant statistical difference between the sexes, the method of opium use, the outcome of the patient, and the serum level of lead (p >0.05).

    Conclusion

    Based on our results, the mean blood lead levels in inhaled and oral opium consumption are close to each other. Also, considering the public perception about the safety of inhalant use opium, it is suggested that to increase public awareness of the harms of inhaled use, in addition to oral consumption, educational prorams be planed by administrators and health care providers. Also, studies with more inhaled opium users should be carried out to statistically compare blood levels of lead in two groups of oral and inhaled consumptions.

    Keywords: intoxication, opium(oral, inhaled), blood lead levels
  • Raha Gholami, Saeedeh Zomorody*, Saeed Abdi Pages 60-66

    Backgrond:

    Dyspepsia and digestive disorders are common, debilitating, and costly. Moreover, little information is available about the role of stress management in the treatment of dyspepsia. The purpose of the present study was to investigate the effectiveness of stress management on cognitive emotion regulation and general health of patients with dyspepsia.

    Materials and Methods

    We conducted an experimental study with pre-test and post-test as well as control group. Using random sampling method, 30 patients with dyspepsia were selected from among those referred to digestive Clinics in Tehran city in 2019 and were assigned to experimental and control groups (15 in each group). The experimental group received stress management trainings, but the control group did not receive any intervention. The research instruments were cognitive emotion regulation questionnaire of Garnefski and Kraaij and general health questionnaire of Goldberg and Hillier. The reliability indices for the cognitive emotion regulation and the general health questionnaire were 0.70 and 0.81, respectively. As the hypothesis of normality of the data was not confirmed by Shapiro-Wilk test, non-parametric (U-Mann-Whitney and paired Wilcoxon test) methods were used for data analysis in SPSS, version 22. The significance level was set at 0.05. 

    Results

    The results showed that in the study of mental health, dimensions of physical symptoms (P=0.001), anxiety and insomnia (P=0.034), social dysfunction (P=0.005), depressive symptoms (P=0.028), and in the dimensions of cognitive regulation, in putting into perspective (P<0.001), positive refocusing (P<0.001), positive reassessment (P<0.001), acceptance (P<0.001), refocus on planning (P<0.001), self-blame (P<0.001), blame others (P<0.001), focus on thought/rumination, and catastrophizing (P<0.001), there was a significant difference between the experimental group and the control group after the treatment. Also, at the significance level of 0.05, in the experimental group, significant improvements in health status and emotion regulation were observed after the intervention.

    Conclusion

    Stress management is a reliable model for improving cognitive emotion regulation and general health of patients with dyspepsia.

    Keywords: Stress management, Cognitive emotion regulation, General health, Dyspepsia
  • Seyed Hossein Hosseinimehr*, Mehrdad Anbarian Pages 67-71
    Background and Aims

    Previous studies have shown that shoulder muscle fatigue has direct effectson scapula and humerus motions. Hence, kinematics of the shoulder joint depends largely on the muscles around it. The purpose of the present study was to investigate the effect of some shoulder girdle muscles fatigue after a  resistance training session and a volleyball training session on scapular resting position and scapulohumeral rhythm ratio in volleyball players.

    Materials and Methods

    In a experimental study, a total of 30 male volleyball players were randomly selected. The fatigue protocol consisted of a resistance training session (front and back barbell shoulder press, wide grip lat pull-down, machine shoulder press, and chin up) and a volleyball training session. Two inclinometers were used to measure humeral abduction and scapular up or dawn ward rotation in scapular resting position, °90 ,°45, and °135 shoulder abduction in frontal plane. The  articipants performed humeral abduction with dominant shoulder in frontal plane.Scapulohumeral rhythm ratio was calculated from division humeral abduction to upward rotation of the scapula from scapular resting position to °90 ,°45, and °135 from °45 to °90 and from °90 to °135 humeral abduction in frontal plane. In the first session, scapular kinematic measurements were performed and then one of the fatigue protocols were performed randomly and finally scapular kinematic measurements were performed again. On the second session, other fatigue protocols were performed. Paired sample t-test was used to determine the difference between pretest and posttest.The level of significance was set at α< 0.05.

    Results

    The results showed that shoulder girdle muscles fatigue after a volleyball training session has no significant effect on scapular resting position and scapulohumeral rhythm ratio (p=0.14). Also, it was found that shoulder girdle muscles fatigue after a resistance training session has no significant effect on scapular resting position but it has a significant effect on scapulohumeral rhythm ratio in °135 shoulder abduction (p=0.03).

    Conclusion

    It seems that excessive shoulder girdle muscles fatigue can result in scapulohumeral rhythm ratio dysfunction and shoulder disorders.

    Keywords: Fatigue, Shoulder girdle muscles, Scapulohumeral rhythm, Scapular resting position
  • AmirShahram Yousefi Kashi* Pages 72-77
    Background

    Breast cancer (BC) is the most common visceral cancer among Iranian women with 13400 new cases annually. A few studies have reported that BC patients with p53 expression had different prognosis and clinical outcome. The aim of the present study was to evaluate and compare clinical outcome and prognostic factors in Iranian breast cancer patients with p53 expression.

    Methods and materials:

     In a longitudinal study, 801 BC patients who had referred to and were followed by Cancer Research Center, from 2003 to 2017, were divided into two groups: 300 patients with p53 expression (positive) and 501 patients without p53 expression (negative). Then, clinical outcome and prognostic factors for these two gr oups were evaluated and compared. 

    Results

    The patients with positive and negative p53 represented %37.5 and %62.5 of the cases with the mean ages of 44.2 years (SD=9.4) and 47.7 years (SD=10.9), respectively (p<0.0001). There were more advanced stage and lymph node involvement, more positive lymphovascular invasion and Premenopausal status, higher degrees of negative estrogen receptor (ER) status, and positive human epidermal receptor 2 (HER2) expression in patients with positive p53 in comparison to those with negative p53 (p=0.0162, p=0.0047, p=0.0296, p=0.0339, p=0.0374, and p=0.0494, respectively). In patients with positive and negative p53, five years disease free survival were %81 and 86.4 %, (p=0.0413) and five years overall survival wer e %70 and 76.8 %, respectively (p=0.0323). 

    Conclusions

    Our study showed better clinical outcomes and favorable prognostic factors in patients without p53 expression compared with those with p53 expression.

    Keywords: P53 expression, Breast cancer, Iran, Clinical outcome
  • Hoda Radmanesh, Maryam Tehranipour*, Nastaran Amintaheri Pages 78-85
    Background and Objective

    Angiogenesis is an essential step in transmitting tumors from dormant to malignant. The use of some angiogenesis inhibitors can be effective in treating cancer. Some changes in cancer cells can be treated with plant extracts. Azerbaijanis belong to the mint family. Salvia species have been used in traditional Iranian medicine and in some other countries against various infections, inflammatory diseases, and cancer. The aim of the present study was to determine the anti-tumor effects of Maryam Goli Azerbaijani extract on colorectal 26 CT subcutaneous cancer in Balb / c mice.

    Materials and Methods

    In the current experimental study, 26 CT cells were injected to the right side of 18 Balb / c mice to induce colon carcinoma. When the size of the tumor became (50 ± 350) mm cubic meters, 18 mice were randomly divided into 3 groups, each group consisting of 6 mice: controls and alcoholic extracts were injected with 50 and 100 mg/kg. The group containing the aqueous extracts of the Azerbaijani Sage herb was injected on a daily basis for 14 days. To monitor the therapeutic effects, the parameters of the stopping rate in the growth of the tumor, the relative volume changes, and the doubling of tumor volume were evaluated. After sacrificing the animals at the end the 14th day, tumors were dissected for histological study. Data were analyzed using frequency distribution, mean, and standard deviation tables. The normality of quantitative variables was examined using the Kolmograph-Smirnov method (KS test) and to determine the difference between different groups, I-Whitney test was run in SPSS, v.16. Also, the graphs were plotted using Excele 2007.

    Results

    Alcoholic extract Salvia atropatana reduced average relative size of tumors in the treatment group dose 50 mg/kg  fom 1468 ± 78 to 900 ± 34 and the average relative size of the tumor at a dose of 100 mg/kg from 1468 ± 78 to 492 ± 78 compared with the control group. Also, alcoholic extract with a dose of 100 mg / kg had the greatest effect. On the 14th day of treatment, there was a significant decrease in the mean tumor volume compared with the control group in the therapeutic group receiving alcohol extract with a dose of 50 mg / kg (P <0.01) and in the treatment group receiving the alcohol extract with a dose of 100 mg/kg (P<0.001).

    Conclusion

    It seems that the alcoholic extract of Salvia atropatana has an anti-angiogenesis activity and a significant inhibitory effect on tumor growth.

    Keywords: salvia atropatana, Cells CT26, Angiogenesis Tumor growth, Alcoholic extract
  • Sharareh Sanei Sistani*, Azade Tardast Pages 86-91
    Background and Aim

    Congenital anomalies are among the leading causes of miscarriage, some of which can be diagnosed before birth. These abnormalities can be detected via simple methods, such as ultrasound as well as screening tests that are easily available before birth, and if possible, using methods such as abortion that can prevent births with such abnormalities. The aim of the present study was to measure the possible complications of both CVS and amniocentesis in mothers with suspected chromosomal or thalassemia anomalies.

    Materials and Methods

      A descriptive-cross sectional study was conducted on all mothers suspected of having a fetus with chromosomal or thalassemia abnormalities referred to Ali Ibn Abitaleb Hospital in Zahedan between October 2015 and October 2016. Totally, 150 mothers were divided into amniocentesis group (n= 100) with a mean pregnancy age of 15 weeks and 4 days and CVS group (n= 50) with a mean pregnancy age of 13 weeks and one day. The procedures were performed by a radiologist. Before conducting the procedure, the mother underwent an ultrasound to assess the health of the fetus, regardless of age, placental abruption, and amniotic fluid. After the operation, each patient was monitored for 14 days to take action if complications, such as vaginal bleeding, amniotic fluid leakage, miscarriage, PROM, and chorioamniovititis, occured. The data obtained was finally entered into SPSS, v. 18, and analyzed using T- and Fisher statistical tests.

    Results

    Only two complications, i.e. amniotic fluid leakage and vaginal bleeding, were observed in a total population of 150 mothers. The incidence of vaginal bleeding in the CVS group was two (4%) and in the amniocentesis group one (1%) (P= 0.465). Also, the complication of amniotic fluid leakage was one case (2%) in CVS group and two cases (2%) in amniocentesis group, which accounted for P-value = 0.632. No cases of abortion, PROM, and chorioamnionit were observed.

    Conclusion

    The results of the present study showed that the complications of this method in amniocentesis are not significantly different from those of CVS; therefore, both methods can be used to diagnose prenatal pregnancy in high-risk pregnancies.

    Keywords: Amniocentesis, Chorionic Villus Sampling (CVS), Fetal loss