فهرست مطالب

  • سال سوم شماره 4 (پیاپی 10، زمستان 1400)
  • تاریخ انتشار: 1401/01/07
  • تعداد عناوین: 8
|
  • زهرا صباحی، مرضیه حیدری* صفحات 1-18

    این مطالعه با هدف تبیین و رتبه بندی عوامل موثر بر کیفیت یادگیری آنلاین دانش آموزان در ایام بیماری کرونا انجام شده است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی می باشد و جامعه ی آماری کلیه دانش آموزان شهرستان سرچهان (600نفر) می باشد. جهت انتخاب حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران نمونه 234 نفری به شیوه تصادفی طبقه ای انتخاب گردید. جهت اندازه-گیری متغیرهای پژوهش از پرسشنامه استاندارد المیلای وهمکاران(2020) استفاده گردید. پایایی پرسشنامه به وسیله ضریب آلفای کرونباخ و پایایی مرکب و روایی آن توسط روایی سازه و محتوایی مورد بررسی و تایید قرار گرفت. با استفاده از تکنیک مدل سازی معادلات ساختاری فرضیه های تحقیق مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و با استفاده از تکنیک سلسه مراتبی به وزدن دهی و رتبه بندی عوامل پرداخته شد. نتایج تحقیق بیانگر آن بود که پشتیبانی اجرایی رابطه منفی و معناداری با کیفیت یادگیری الکترونیک دارد. همچنین محتوای دوره، طراحی دوره، حمایت اجتماعی، پشتیبانی فنی، ویژگی های مربی و ویژگی های یادگیرنده رابطه مثبت و معناداری با کیفیت یادگیری الکترونیک دارد. نتایج رتبه بندی عوامل از طریق تکنیک فرآیند تحلیل سلسله مراتبی نشان داد متغیر طراحی دوره در بالاترین اولویت بوده و پس از آن پشتیبانی اجرایی، ویژگی های یادگیرنده و طراحی دوره در اولویت های دوم تا چهارم قرار دارند. متغیرهای حمایت اجتماعی و ویژگی های مربی در پایین ترین اولویت قرار داشته اند.

    کلیدواژگان: کیفیت یادگیری الکترونیک، پشتیبانی اجرایی، محتوای دوره، طراحی دوره، حمایت اجتماعی
  • نجف اصغرنژاد*، سالار حق دوست صفحات 19-36

    هدف از انجام این تحقیق، بررسی رابطه بین سواد دیجیتال و مدیریت دانش با توانمندسازی معلمان شهر دهدشت بود. تحقیق ازنظر ماهیت، توصیفی(غیرآزمایشی) از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق شامل همه معلمان شهرستان کهگیلویه به تعداد 2200 در سال 1398 بود. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی و مورگان(1970) انجام شد و تعداد 327 نفر از معلمان مقطع متوسطه اول شهر دهدشت به عنوان نمونه آماری به روش تصادفی طبقه ای از معلمان مقطع متوسطه اول شهر دهدشت انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های استاندارد سواد دیجیتالی توحیدی اصل(1391)، مدیریت دانش نیومن و کنراد(1999) و اسپریتزر(1995) استفاده شد. داده ها با آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی تجزیه و تحلیل شدند. یافته نشان داد ضریب همبستگی به دست آمده در سطح اطمینان(05/0p<) بین سواد دیجیتال و توانمندسازی (6/35%=r)، بین مدیریت دانش و توانمندسازی (2/54%=r) مثبت و معنادار بودند. نتایج تحلیل رگرسیونی نشان داد که مدل استفاده شده برای پیش‏بینی توانمندسازی معلمان شهر دهدشت معناداراست و این مدل توان تبیین رابطه بین متغیرها را دارد. متغیرهای مدیریت دانش و سواد دیجیتال، به ترتیب با ضرایب بتای 2/29% و 4/12%، توان پیش بینی توانمندسازی معلمان شهر ده دشت را داشتند. بر اساس ضریب بتا، به ازای یک واحد استاندارد افزایش خرده مقیاس‏های یافتن اطلاعات و مدیریت اطلاعات و ارتباطات، دانش آفرینی، حفظ(جذب) دانش و انتقال دانش به ترتیب 21% ، و 5/48% ، 7/22% ، 6/57% و 3/61% واحد استاندارد باعث افزایش توانمندسازی معلمان شهر دهدشت می گردد. بر این اساس، نتیجه گیری می شود که برای توانمندسازی معلمان، توجه به مدیریت دانش(توانمندی و به روز بودن مدیر) و ارتقای سواد دیجیتالی معلمان، ضروری است.

    کلیدواژگان: سواد دیجیتال، مدیریت دانش، توانمند سازی، معلمان
  • حسینعلی میر، ناصر ناستی زایی* صفحات 37-58

    در یک جو مسموم معلمان اهمال کاری بیشتری خواهند داشت و ممکن است برای توجیه آن از راهبردهای مدیریت تصویرپردازی استفاده کنند. این پژوهش با هدف بررسی تاثیر جو مسموم سازمانی بر مدیریت تصویرپردازی با نقش میانجی اهمال کاری انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی-همبستگی بود. 223 نفر از معلمان شهر هامون (واقع در استان سیستان و بلوچستان) در سال تحصیلی 1401-1400 به شیوه نمونه گیری تصادفی- طبقه ای (بر حسب جنسیت) از طریق سه پرسشنامه جو مسموم سازمانی، مدیریت تصویرپردازی و اهمال کاری سازمانی مورد مطالعه قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری با کمک نرم افزارهای SPSS21 و Smart PLS استفاده شد. بر اساس یافته ها اثر مستقیم جو مسموم سازمانی بر مدیریت تصویرپردازی و اهمال کاری، اثر مستقیم جو مسموم سازمانی بر اهمال کاری و اثر مستقیم اهمال کاری بر مدیریت تصویرپردازی مثبت و معنادار بود. همچنین اثر غیر مستقیم جو مسموم سازمانی بر مدیریت تصویرپردازی با نقش میانجی اهمال کاری مثبت و معنادار بود. بنابراین می توان نتیجه گیری کرد که در جو مسموم معلمان دیگر شور و نشاط اولیه را ندارند و اهمال کاری را به گونه های متفاوتی از جمله معطل کردن مراجعان، تاخیر در انجام تکلیف و اتلاف وقت بروز می دهند. چنین اعمالی فرد را وادار می کند که برای موجه جلوه دادن عادت های مورد نظر به راهبردهای مدیریت تصویرپردازی روی بیاورد.

    کلیدواژگان: سازمان سمی، جو مسموم سازمانی، مدیریت تصویرپردازی، اهمال کاری
  • اسدالله علیرضایی*، محمد امامی کورنده، اسما عباسقلی زاده، زهرا یزدانی کچوئی صفحات 59-80

    هدف تحقیق حاضر مدل سازی ساختاری تاثیر سرپرستی توهین آمیز بر رفتار شهروندی سازمانی در مراکز آموزش فنی و حرفه ای استان کرمان می باشد.این تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری این تحقیق عبارت است از کلیه کارکنان در مراکز آموزش فنی و حرفه ای استان کرمان که تعداد آن ها در سال 1400 به 207 نفر بالغ گردیده است. به دلیل محدودیت جامعه آماری تمامی اعضای آن به عنوان نمونه انتخاب و به صورت سرشماری مورد مطالعه قرار گرفته است.برای گردآوری اطلاعات از دو پرسشنامه استاندارد استفاده شد. روایی محتوایی پرسشنامه ها براساس نظر خبرگان، و روایی سازه آن با روش تحلیل عاملی تاییدی بررسی شد. پایایی آن ها نیز با محاسبه، پایایی ترکیبی ضریب آلفای کرونباخ تایید شد. داده های جمع آوری شده با روش مدل سازی معادلات ساختاری با نرم افزار لیزرل تجزیه و تحلیل شد.یافته های تحقیق حاکی از آن است که به طور کلی سرپرستی توهین آمیز بر رفتار شهروندی سازمانی تاثیر معکوس و معناداری دارد. با افزایش رفتار های توهین آمیز سرپرست ،کارکنان روحیه خود را از دست می دهند در نتیجه انگیزه آنها پایین می آید و در نتیجه رفتار شهروندی سازمانی کاهش می یابد.

    کلیدواژگان: سرپرستی توهین آمیز، تهاجم فعال، تهاجم منفعلانه، رفتار شهروندی سازمانی
  • عادله رشوندی، هایده عاشوری* صفحات 81-102

    هدف تحقیق حاضر، سنجش رابطه سواد اطلاعاتی و کیفیت تدریس معلمان با بهزیستی تحصیلی با نقش تعدیلگر راهبردهای مطالعه دانش آموزان مدارس دخترانه مقطع متوسطه اول تنکابن است.روش تحقیق به لحاظ ماهیت، توصیفی-همبستگی و از حیث هدف کاربردی بود. جامعه آماری تحقیق را دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول شهرستان تنکابن به تعداد 2571 نفر و معلمان مدارس دخترانه مقطع متوسطه اول شهرستان تنکابن به تعداد322 نفر تشکیل دادند. حجم نمونه تحقیق برای دانش آموزان به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای 193 نفر و برای معلمان به روش نمونه گیری تصادفی ساده 175 نفر بدست آمد.جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد کیفیت تدریس کریاکدز و همکاران(2000)با پایایی(0.79)، بهزسیتی تحصیلی پیترنین و همکاران(2014)با پایایی(0.82)،سواد اطلاعاتی یزدانی(1391)با پایایی(0.86)و راهبردهای مطالعه و هاراکویچ و همکاران (2000)با پایایی(0.77) استفاده گردید که روایی آنها توسط استاد راهنما و صاحبنظران دانشگاهی مورد تایید قرار گرفت و پایایی آنها نیز از طریق آزمون ضریب آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفت.به منظور تحلیل داده ها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار آماری Lisrel و نیز نرم افزار آماریSpss استفاده شد.یافته های تحقیق نشان داد بین سواد اطلاعاتی معلمان با بهزیستی تحصیلی دانش آموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.بین کیفیت تدریس معلمان با بهزیستی تحصیلی دانش آموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بین سواد اطلاعاتی معلمان با بهزیستی تحصیلی دانش آموزان با نقش تعدیلگر راهبردهای مطالعه رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بین کیفیت تدریس معلمان با بهزیستی تحصیلی دانش آموزان با نقش تعدیلگر راهبردهای مطالعه رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. نتایج تحقیق حاکی از این امر است که راهبردهای مطالعه در رابطه بین سواد اطلاعاتی و کیفیت تدریس معلمان با بهزیستی تحصیلی دانش آموزان نقش تعدیلگر داشته است.

    کلیدواژگان: سواد اطلاعاتی، کیفیت تدریس، بهزیستی تحصیلی، راهبردهای مطالعه
  • علی دماوندیان، پیمان اکبری* صفحات 103-118

    هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی سرمایه اجتماعی در تاثیرگذاری سیستم شیوه های مدیریت منابع انسانی دانش بنیان بر اشتراک گذاری دانش می باشد. روش پژوهش به لحاظ ماهیت توصیفی-همبستگی و از حیث هدف کاربردی است. جامعه آماری پژوهش را کارکنان دانشگاه پیام نور مرکز یزد به تعداد 187 نفر تشکیل دادند که از این تعداد، تعداد 124 نفر بر اساس جدول کرجسی و مورگان و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای به عنوان حجم نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‎ها شامل پرسشنامه‎های شیوه های مدیریت منابع انسانی دانش بنیان لپاک و اسنل (2002)، سرمایه اجتماعی پوتنام (1999) و اشتراک گذاری دانش کانلی و همکاران (2012) بود. به منظور تحلیل داده ها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار آماری Lisrel و نیز نرم افزار آماری Spss استفاده شد. یافته‎های پژوهش نشان داد که شیوه های مدیریت منابع انسانی دانش بنیان بر اشتراک گذاری دانش تاثیر مثبت و معناداری دارند و مولفه سرمایه اجتماعی بیشترین قدرت تاثیر را بر اشتراک گذاری دانش داشته است. نتایج تحقیق نشان داد که سرمایه اجتماعی در تاثیرگذاری سیستم شیوه های مدیریت منابع انسانی دانش بنیان بر اشتراک گذاری دانش بطور فزاینده ای نقش میانجی داشته است.

    کلیدواژگان: سرمایه اجتماعی، شیوه های مدیریت منابع انسانی، دانش بنیان، اشتراک گذاری دانش
  • ام البنین رمجی، ایرج شاکری نیا* صفحات 119-140

    هدف تحقیق حاضر، مقایسه افشای هیجانی، تحمل آشفتگی و سبک زندگی میان دانش آموزان مدارس پسرانه تیزهوش و عادی شهرستان تنکابن است.روش تحقیق به لحاظ ماهیت، توصیفی-همبستگی و از حیث هدف کاربردی بود. جامعه آماری تحقیق را دانش آموزان پایه های های هفتم،هشتم و نهم مدارس پسرانه تیز هوش و عادی شهرستان تنکابن به تعداد 525 نفر تشکیل دادند. تعداد120 نفر(60 نفر از دانش آموزان مدارس عادی و 60 نفر از دانش آموزان مدارس تیزهوش) به عنوان حجم نمونه و به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند.جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد خود افشایی هیجانی اسنل(2001) با پایایی(0.84)، تحمل پریشانی هیجانی سیمونز و گاهر(2005) با پایایی(0.78) و سبک زندگی لعلی و همکاران(2012)با پایایی(0.86) استفاده گردید که روایی آنها توسط صاحبنظران دانشگاهی مورد تایید قرار گرفت و پایایی آنها نیز از طریق آزمون ضریب آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفت.به منظور تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس یک و چندمتغیره توسط نرم افزار Spss نسخه 22 استفاده شد.یافته های تحقیق نشان داد سطح معناداری بدست آمده برای متغیرهای افشای هیجانی، تحمل آشفتگی و سبک زندگی کمتر از 05/0 می باشد.بنابرین تفاوت معناداری بین نمرات دو گروه دانش آموز تیزهوش و عادی وجود دارد. نتایج تحقیق حاکی از این امر است که میان افشای هیجانی، تحمل آشفتگی و سبک زندگی دانش آموزان مدارس پسرانه تیزهوش و عادی شهرستان تنکابن تفاوت معنی داری وجود دارد.

    کلیدواژگان: افشای هیجانی، تحمل آشفتگی، سبک زندگی، تیزهوش
  • محمد ایزدیان شیجانی، میترا صدوقی * صفحات 141-164

    هدف تحقیق حاضر، تدوین الگوی رضایت شغلی بر اساس توانمندسازی شغلی و شایستگی حرفه‌ای است. روش تحقیق به لحاظ ماهیت، توصیفی-همبستگی و از حیث هدف کاربردی بود. جامعه آماری تحقیق را معلمان مدارس متوسطه شهر رشت به تعداد 837 نفر تشکیل دادند. تعداد 263 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. جهت گردآوری داده‌ها از پرسشنامه‌های رضایت شغلی مینه سوتا، شایستگی حرفه‌ای ملایی نژاد (1391) و توانمندسازی شغلی اسپریتزر (1995) استفاده گردید که روایی آنها توسط صاحبنظران دانشگاهی و پایایی آنها نیز از طریق آزمون ضریب آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفت. به منظور تحلیل داده‌ها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار آماری Lisrel و نیز نرم افزار آماری Spss استفاده شد. یافته‌های تحقیق نشان داد میان شایستگی حرفه‌ای معلمان با توانمندسازی و رضایت شغلی آنها رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. میان توانمندسازی شغلی معلمان با رضایت شغلی آنها رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. توانمندسازی شغلی در رابطه میان شایستگی حرفه‌ای معلمان با رضایت شغلی آنها نقش میانجی دارد. نتایج تحقیق حاکی از این امر است که مولفه شایستگی شناختی بیشترین قدرت رابطه را با توانمندسازی و رضایت شغلی داشته است.

    کلیدواژگان: رضایت شغلی، توانمندسازی شغلی، شایستگی، شایستگی حرفه ای
|
  • Zahra Sabahi, Marzieh Heydari * Pages 1-18

    The aim of this study was to explain and rank the factors affecting the quality of online learning of students in Sarchahan city during coronary heart disease using structural equation technique and hierarchical analysis process technique. The purpose of this research is applied, its research method is descriptive and correlational and the statistical population of this research consists of students in Sarchahan city, whose number is about 600 people. To select the sample size using Cochran's formula, a sample of 234 people was selected by stratified random sampling method. The standard questionnaire of Elumalai et al. (2020) was used to measure the factors. The reliability of the questionnaire was evaluated by Cronbach's alpha coefficient and its composite reliability and validity were evaluated by construct and content validity. The research hypotheses were analyzed using the structural equation modeling technique and the factors were weighed and ranked using the hierarchical technique. The results showed that executive support has a negative and significant relationship with the quality of e-learning. Course content, course design, social support, technical support, instructor characteristics and learner characteristics also have a positive and significant relationship with the quality of e-learning. Also, the results of ranking factors through the technique of hierarchical analysis process showed that the course design variable is in the highest priority, followed by executive support and learner characteristics and course design in the second to fourth priorities. Social support variables and coaching characteristics are the lowest priority.

    Keywords: e-learning quality, executive support, course content, Course Design, Social Support
  • Najaf Asgharneghad *, Salar Haghdoust Pages 19-36

    The purpose of this study was to investigate the relationship between digital literacy and knowledge management with empowerment of teachers in Dehdasht. The research was descriptive (non-experimental) in nature. The statistical population of the study included all teachers in Kohgiluyeh, 2200 in 1398. The sample size was based on Krejcie and Morgan (1970) table and 327 teachers of Kohgiluyeh city were selected as a statistical sample by simple random method. Data were used using standard digital literacy questionnaires by Tohidi Asl (2012), standard knowledge management questionnaire by Newman and Conrad (1999) and Spritzer empowerment questionnaire (1995). Findings showed that the correlation coefficient obtained at the level of confidence (p <0.05) between digital literacy and empowerment (r = 35.6), between knowledge management and empowerment (r = 54.2%) were positive and significant. The results of regression analysis showed that the model used to predict teacher empowerment of teachers in Dehdasht is significant and this model has the ability to explain the relationship between variables. The variables of knowledge management and digital literacy, with beta coefficients of 29.2% and 12.4%, respectively, were able to predict the empowerment of teachers in Dehdasht. Based on the beta coefficient, for one standard unit, increasing the subscales of information retrieval and information and communication management, knowledge creation, knowledge retention (absorption) and knowledge transfer, respectively 21%, and 48.5%, 22.7%, respectively. 57.6% and 61.3% of the standard unit increase the empowerment of teachers in Dehdasht. Based on this, it is concluded that in order to empower teachers, it is necessary to pay attention to knowledge management (ability and up-to-dateness of the principal) and to promote teachers' digital literacy.

    Keywords: Digital literacy, Knowledge management, Empowerment, Teachers
  • Hosein Ali Mir, Naser Nastiezaie * Pages 37-58

    In a toxic climate, teachers are more procrastinating and may use imaging management strategies to justify it. The purpose of this study was to investigate of the effect of toxic organizational climate on impression management with mediating role of procrastination. This study was an applied and correlation research method based on structural equation modeling. 223 Teachers of Hamoon city (Sistan and Baluchestan Province) in the academic year 2021-2022 were studied by stratified random sampling method. To collect information, three questionnaires were used: toxic organizational climate, impression management and organizational procrastination. Structural equation modeling with the help of Smart PLS software was used to analyze the data. Results showed the direct effect of toxic organizational climate on impression management and procrastination, and direct effect of organizational procrastination on impression was positive and significant. The indirect effect of toxic organizational climate on impression management was also significant with the mediator role of organizational procrastination. Thus in a toxic climate, teachers no longer have the initial enthusiasm and they show procrastination in different ways such as customer delays, delay in homework and wasted time. Such actions force actions force the individual to resort to impression management strategies to justify the habits.

    Keywords: Toxic organization, Toxic Climate, Impression Management, procrastination
  • Asadollah Alirezaei *, Mohammad Emami, Asma Abbasgholizadeh, Zahra Yazdani Kachoei Pages 59-80

    The purpose of this study is structural modeling of the effect of offensive supervision on organizational citizenship behavior in technical and vocational training centers in Kerman province. This research is applied in terms of purpose and correlational in nature and method. The statistical population of this research includes all employees in technical and vocational training centers in Kerman province, whose number has increased to 207 in 1400. Due to the limited statistical population, all its members were selected as a sample and studied by census. Two standard questionnaires were used to collect information. The content validity of the questionnaires was assessed based on the opinion of experts, and the construct validity was assessed by confirmatory factor analysis. Their reliability was also confirmed by calculating the combined reliability of Cronbach's alpha coefficient. The collected data were analyzed by structural equation modeling with LISREL software. The research findings indicate that in general, offensive supervision has an inverse and significant effect on organizational citizenship behavior. As the supervisor's abusive behaviors increase, employees lose their morale, as a result of which their motivation decreases and as a result, organizational citizenship behavior decreases.

    Keywords: Abusive Supervision, Active Invasion, Passive Invasion, organizational citizenship behavior
  • Adeleh Rashvandi, Haideh Ashouri * Pages 81-102

    The aim of the present study was to assess the relationship between information literacy and teacher teaching quality with academic well-being with a modifying role in the study strategies of Tonekabon junior high school girls. The research method was descriptive-correlational in nature and applied in terms of purpose. The statistical population of the study consisted of 2571 female junior high school students in Tonekabon and 322 female teachers in Tonekabon junior high school. The sample size of the study was 193 for students by cluster random sampling method and 175 for teachers by simple random sampling method. , Piternin et al. (2014) with reliability (0.82), Yazdani (2012) with information reliability (0.86) and study strategies and Harakovich et al. (2000) with reliability (0.77) were used. Academic experts were confirmed and their reliability was confirmed by Cronbach's alpha coefficient test. In order to analyze the data, structural equation technique was used using Lisrel statistical software and Spss statistical software. The research findings showed. There is a positive and significant relationship between teachers 'information literacy and students' academic well-being. There is a positive and significant relationship between teachers 'teaching quality and students' academic well-being. There is a positive and significant relationship between teachers 'information literacy and students' academic well-being with the moderating role of study strategies. There is a positive and significant relationship between the quality of teachers 'teaching and students' academic well-being with the moderating role of study strategies. The results indicate that study strategies have a moderating role in the relationship between information literacy and the quality of teachers 'teaching with students' academic well-being.

    Keywords: Information Literacy, Teaching Quality, academic well-being, study strategies
  • Ali Damavandian, Peyman Akbari * Pages 103-118

    The purpose of this study is to investigate the mediating role of social capital in the impact of knowledge-based human resource management practices on knowledge sharing. The research method is descriptive-correlational in nature and applied in terms of purpose. The statistical population of the study consisted of 187 employees of Payame Noor University of Central Yazd, of which 124 people were selected based on Krejcie and Morgan table and stratified random sampling as the sample size. Data collection tools included questionnaires on human resource management practices of Lapak and Snell (2002), Putnam Social Capital (1999) and knowledge sharing of Conley et al. (2012). In order to analyze the data, the structural equation technique was used using Lisrel statistical software and Spss statistical software. Findings showed that knowledge-based human resource management practices have a positive and significant effect on knowledge sharing and the social capital component has the greatest impact on knowledge sharing. The results showed that social capital has played an increasingly mediating role in influencing the knowledge-based human resource management practices system on knowledge sharing.

    Keywords: Social Capital, Human Resource Management Practices, knowledge bases, knowledge sharing
  • Omolbanin Ramaji, Iraj Shakerinia * Pages 119-140

    The aim of the present study was to compare emotional disclosure, disturbance tolerance and lifestyle among students of gifted and normal boys' schools in Tonekabon city. The research method was descriptive-correlational in nature and applied in terms of purpose. The statistical population of the study consisted of 525 students of seventh, eighth and ninth grades of high-intelligence and normal boys' schools in Tonekabon city. A total of 120 people (60 ordinary school students and 60 gifted school students) were selected as the sample size by simple random sampling method. To collect data from standard Snell (2001) emotional self-disclosure questionnaires with reliability (0.84), Simmons and Gahr (2005) emotional distress tolerance with reliability (0.78) and Lali et al. (2012) lifestyle with reliability (0.86) were used, whose validity was confirmed by academic experts and their reliability was confirmed by Cronbach's alpha coefficient test was confirmed. In order to analyze the data, one and multivariate analysis of variance test was used by Spss software version 22. The findings showed a significant level obtained for the variables of emotional disclosure, tolerance of confusion and less lifestyle. It is 0.05. Therefore, there is a significant difference between the scores of the two groups of gifted and normal students. The results show that there is a significant difference between emotional disclosure, tolerance of turmoil and lifestyle of gifted and normal boys' school students in Tonekabon.

    Keywords: Emotional disclosure, Lifestyle, tolerance of turmoil, Intelligent
  • Mohamad Izadian Sheyjani, Mitra Sadoughi * Pages 141-164

    The purpose of this study is to develop a job satisfaction model based on job empowerment and professional competence. The research method was descriptive-correlative in nature, and applicable in terms of purpose. The statistical population of the study consisted of 837 high school teachers in Rasht. 263 people were selected as a statistical sample by simple random sampling. The Minnesota Job Satisfaction, Job Competence Questionnaire of Mollainejad (2012), and Job Empowerment Questionnaire of Spritzer (1995) were used to collect data. Their validity was confirmed by academic experts, and their reliability was confirmed by Cronbach's alpha coefficient test. In order to analyze the data, the structural equation technique was used with Lisrel statistical software and SPSS statistical software. The findings showed that there is a positive and significant relationship between teachers' professional competence with their empowerment and job satisfaction. Teachers' job empowerment has a positive and significant relationship with their job satisfaction. Job empowerment has a mediating role in the relationship between teachers' professional competence and their job satisfaction. The research results indicate that the cognitive competency component has the greatest power in relation to empowerment and job satisfaction.

    Keywords: Job satisfaction, job empowerment, professional competence, Cognitive competence