فهرست مطالب

نشریه جغرافیا و توسعه فضای شهری
سال هشتم شماره 2 (پیاپی 15، پاییز و زمستان 1400)

  • تاریخ انتشار: 1401/01/15
  • تعداد عناوین: 12
|
  • آرش قهرمان، احمدرضا اصغرپور ماسوله*، امیدعلی خوارزمی، محسن نوغانی، حسین اکبری صفحات 1-19

    این پژوهش با استفاده از تکنیک تحلیل تشخیصی درصدد  شناسایی الگوهای تمایز بخش انتخاب محل اقامت گردشگران در شهر مشهد است. روش پژوهش پیمایشی و ابزار مورد استفاده برای جمع آوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بوده است. جامعه آماری تحقیق، گردشگران و زایران بومی شهر مشهد در فصل زمستان سال 1396 است. یافته های تحقیق نشان داد که انتخاب محل اقامت گردشگران مشهدی به شیوه غیرنهادی (68 درصد) و بر اساس تصمیم جمعی (88 درصد) صورت می گیرد. بررسی عوامل تمایزگذار در انتخاب محل اقامت نیز نشان داد که اگرچه پایگاه اجتماعی گردشگران در انتخاب محل اقامت نقش دارد، اما تنها عامل تعیین کننده نیست؛ بلکه ارزش های اقامتی گردشگران و نظام ترجیحات آنان در سفر و انگیزه سفر نیز در انتخاب محل اقامت گردشگران در شهر مشهد تاثیرگذار است.

    کلیدواژگان: ارزش های اقامتی، اقامت، انگیزه سفر، تحلیل تمایزی. گردشگری، مشهد
  • پویا جودی*، سمانه حبیبی، سروش مختاری صفحات 21-37

    ساختارهای شهری همواره متحمل دگرگونی های دایمی بوده و متاثر از عوامل درونی و بیرونی، رشد و انقباض را در جمعیت خود تجربه کرده اند. برنامه ریزی برای شهرهای درحال انقباض دیگر تحت پیش گزاره های رشد شهری معنادار نیست و نیازمند تغییر به پارادایم دیگری است. از این رو چالش شهرهای در حال انقباض، پتانسیل ایجاد زمینه تغییر در فرهنگ برنامه ریزی را نیز دارا می باشند. انقباض شهری به عنوان پدیده ای که به لحاظ تجربی انگاشت پردازی شده، ناشی از میان کنش محرک های متغیر انقباض در سطوح مختلف فضایی است که به کاهش جمعیت در مقیاس محلی منجر گشته و ممکن است با افت اقتصادی و تغییرات جمعیتی نیز همراه باشد. هدف این پژوهش شناسایی و بررسی عوامل و محرکه های تاثیرگذار بر انقباض شهری در حال رخداد در منطقه 8 کلانشهر تبریز و نیز بررسی پیامدها و اثرات ناشی از این پدیده بر برنامه ریزی می باشد که منجر به عدم توانایی منطقه در جذب و نگهداشت جمعیت شده است. بدین ترتیب در راستای دستیابی به هدف پژوهش از روش تحقیق ترکیبی متوالی اکتشافی بهره گرفته شده است. نتایج تحلیل حاکی از آن است که پدیده انقباض شهری ناشی از مولفه هایی است که در بستر برنامه ریزی ساختار فضایی بررسی شده و متناسب با شرایط و ویژگی های هر محیط، تعیین می گردد. در منطقه مورد مطالعه نیز عوامل و محرکه های کاهش جمعیت شناسایی شده به ترتیب در ابعاد کالبدی، اجتماعی، اقتصادی، آلودگی محیطی و منظر شهری بیش ترین میزان اثرگذاری بر رخداد این پدیده را دارا می باشند.

    کلیدواژگان: انقباض شهری، فرهنگ برنامه ریزی، ساختار فضایی، کلان شهر تبریز
  • امیرحسین خادمی، محمداجزاء شکوهی*، احمد پوراحمد، محمدرحیم رهنما صفحات 39-63

    در طی سالیان گذشته و با افزایش مشکلات مرتبط با حمل ونقل در شهر تهران، توجه به رویکرد «توسعه ی حمل ونقل محور»، در کانون توجه برنامه ریزان شهری این کلان شهر قرار گرفته است. بدین منظور، این تحقیق با هدف بررسی میزان اهمیت مقوله ی «حمل ونقل» در راستای محوریت قراردادن آن در روند توسعه کالبدی منطقه 12 و همچنین بررسی اصول توسعه پایدار منطقه موردمطالعه با محوریت حمل ونقل شهری، به انجام رسید. جهت دستیابی به اهداف این تحقیق از روش پیمایشی و رویکرد آینده پژوهی استفاده گردید. در این راستا، اقدام به مطالعه ی کتابخانه ای و پرسش گری از مدیران و صاحب نظران منطقه ی مورد مطالعه به تعداد 30 نفر، شد. پرسشنامه ها در قالب «جدول اثرات متقابل» طرح گردیده و با نرم افزار میک مک تحلیل شده اند. نتایج بخش اول تحقیق نشان داد که مسایل مرتبط با حمل و نقل دارای میزان تاثیرگذاری بالاتری نسبت به سایر چالش های کالبدی منطقه موردمطالعه بوده و منطقی است تا توسعه ی آتی منطقه را با محوریت حمل ونقل پیگیری نمود. نتایج بخش دوم تحقیق در زمینه ی اصول «توسعه ی مبتنی بر حمل ونقل» در منطقه ی مورد مطالعه نیز منجر به شناخت 12 نیروی اصلی تاثیرگذار گردیده که تعدادی از آن ها همچون توجه به «تراکم» و یا «تنوع» با اصول مطروحه در توسعه ی حمل ونقل محور تفاوت اساسی دارند.

    کلیدواژگان: توسعه ی پایدار، توسعه ی حمل ونقل محور، چالش های آتی، منطقه ی 12 تهران
  • اسماعیل کلاته رحمانی*، کوروش افضلی، جواد معین الدینی صفحات 65-80

    یکی از پر کاربردترین روش های تحقیق در میان روش های کیفی، روش نظریه داده بنیاد بوده که دارای رویکردهای مختلف روش شناسی است. هدف این مقاله بررسی رویکردهای مختلف نظریه داده بنیاد و بیان شباهت ها، تفاوت ها ،ویژگی ها و ابعاد هر کدام از آنها، به منظور شفافیت هرچه بیشتر در استفاده از این روش در برنامه ریزی شهری است. در این مقاله با مروری نظام مند، به بررسی پژوهش های چاپ شده در سال 2020 میلادی به زبان انگلیسی در زمینه استفاده از نظریه داده بنیاد در برنامه ریزی شهری، اقدام شده است. از این رو ، "برنامه ریزی شهری به اضافه نظریه داده بنیاد" به عنوان کلیدواژه ای برای جستجو تعیین شد. در مجموع 116 پژوهش شناسایی شد که از این میان 12 پژوهش مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های این تحقیق نشان می دهد که در بررسی پژوهش های انتخاب شده، 4 رویکرد اصلی از نظریه داده بنیاد و ویژگی های مرتبط با هر کدام با عناوین رویکرد نظریه داده بنیاد اولیه ، گلاسرین، استراووسین و رویکرد نظریه داده بنیاد برساختی شناسایی شد، که از سمت پژوهشگران مورد استفاده قرار گرفته است. نتیجه تحقیق نشان داد که برنامه ریزان شهری در استفاده از نظریه داده بنیاد نیازمند توجه بیشتر به رعایت نمونه گیری نظری، اشباع نظری، نوشتن یادداشت های تحلیلی هستند. همچنین آگاهی از تفاوت های رویکردهای مختلف نظریه داده بنیاد از جمله بنیان فلسفی و تاکیدات نظری به ارایه نتایج بهتر در استفاده از نظریه داده بنیاد منجر می شود.

    کلیدواژگان: مرور نظام مند، تحقیقات کیفی، نظریه داده بنیاد، رویکردهای نظریه داده بنیاد، برنامه ریزی شهری
  • فرزانه دهقانی گیشی*، داریوش مرادی صفحات 81-101

    افزایش مجتمع های مسکونی انبوه، افزون بر پاسخ به نیاز فعلی مسکن، مشکلی برای نوسازی در آینده ی شهرها می باشد. فرسودگی، افت زیست پذیری یک مجموعه مسکونی آپارتمانی (همچون محله بهار در جنوب شهر اصفهان) و اختلافات مالکیتی  ناشی از آن، تهدیدهایی برای ورود سرمایه گذاران به منظور نوسازی می باشد. در این مقاله با هدف به کارگیری ظرفیت های رهیافت مشارکت عمومی-خصوصی به منظور ارتقاء زیست پذیری در مجموعه مسکونی انبوه محله بهار برپایه سودآوری برای بخش خصوصی، پشتیبانی بخش عمومی از ارزش ها و منافع بخش خصوصی، ایجاد فضای رقابتی و بیشینه نمودن منافع مشترک بخش های عمومی و خصوصی، یک پژوهش کاربردی دوگانه توصیفی-تحلیلی در دستورکار قرار گرفته است. با انجام تحلیل هایی چون تحلیل ذینفعان برپایه ماتریس قدرت-منفعت، تحلیل متون مدون و تحلیل نظرات ذینفعان کلیدی، گزینه های چهارگانه ساخت وساز در زمینه سرمایه گذاری برای ارتقاء زیست پذیری در مجتمع های انبوه مسکن در محله بهار اصفهان برپایه رهیافت مشارکت عمومی-خصوصی طراحی و با تحلیل ارزش خالص فعلی و تحلیل نرخ بازده داخلی میزان سودآوری هر یک از گزینه های پیشنهادی محاسبه شده است. یافته های برآمده از تحلیل تمایل توسعه گران بخش مسکن، برای اختیار هر یک از گزینه های سودآور برای ارتقاء زیست پذیری نشان می دهند تشکیل تعاونی (همکاری گروهی)، ارایه مستندات توسط هیات مدیره مجتمع های مسکونی انبوه (شفافیت)، اعطای تراکم بیشتر از تراکم پیشنهادی از سوی کمیسیون ماده 5 (ارزش افزوده)، خروج همه مالکان از پروژه و خرید کلیه واحدهای مسکونی از مالکان مهم ترین شرایط سرمایه گذار بخش خصوصی برای ورود به فرایند مشارکت با بخش عمومی در راستای ارتقاء زیست پذیری مجتمع های مسکونی در محله بهار هستند. 

    کلیدواژگان: رهیافت مشارکت عمومی-خصوصی، زیست پذیری، مسکن انبوه، شهر اصفهان، محله بهار
  • سارا رمضانی*، احمد شاهیوندی صفحات 103-122

    بحران ایمنی معابر شهری و هزینه های ناشی از حوادث رانندگی یکی از چالش های مهم توسعه کشورهاست. در میان کاربران جاده ای، عابران پیاده از آسیب پذیرترین گروه ها شناخته می شوند. تقاطع های کنترل نشده به عنوان محل هایی با نرخ بالای تصادف عابران هستند. سه راه تهران پارس یکی از مهم ترین تقاطع های شرق شهر تهران بوده که حدود نیمی از تصادفات در آن، خسارتی است و عدد قابل توجهی از مصدومیت های عابران پیاده در آن اتفاق می افتد. روند رو به افزایش تعداد تصادفات در محدوده تقاطع، لزوم توجه به آن را بیش ازپیش نمایان می سازد. پژوهش پیش رو ضمن بررسی وضعیت این تقاطع، به تعیین مهم ترین شاخص های موثر در ایمنی افراد در آن می پردازد و ازلحاظ روش، در دسته پژوهش های توصیفی-تحلیلی و درعین حال کاربردی قرار دارد. داده های پژوهش در چارچوب مطالعات کتابخانه ای، مشاهدات میدانی و طرح پرسشنامه (جامعه آماری شامل ساکنین منطقه و کاربران فضا با حجم نمونه 333 نفر) گردآوری و مقایسه وضعیت میانگین و انحراف معیار متغیرهای مورد پرسش با وضعیت ایده آل صورت گرفت. همچنین از مدل معادلات ساختاری برای سنجش نحوه ارتباط عوامل موثر بر ایمنی افراد استفاده شد. میزان اعمال قانون و نظارت (4/3) بیشترین میانگین را از نگاه افراد داراست. بررسی بارهای عاملی مدل حاصل در عوامل موثر بر ایمنی گروه های آسیب پذیر این تقاطع بر ابعاد انسانی (97/0)، کالبدی (96/0) مدیریتی (95/0) و تجهیزات مسیر (908/0) نشان از معناداری این روابط و نقش پررنگ شاخص های معیار انسانی است. ارتباطات موجود میان متغیرهای بیرونی و درونی، معیار کالبدی و متغیر ترکیب کاربری اراضی (بار عاملی 71/0) بیشترین همبستگی را نشان می دهد که انتظار آن می رود در اقدامات پیشنهادی مبنای برنامه ریزی در این تقاطع قرارگیرد.

    کلیدواژگان: ایمنی، گروه های آسیب پذیر، تقاطع، سه راه تهران پارس
  • خدیجه صالحی ابر، پرویز محمدزاده*، داود بهبودی صفحات 123-141
    در سال 2004 شبکه شهر های خلاق یونسکو با هدف کمک به بازیابی پتانسیل های اقتصادی، اجتماعی و خلاق صنایع فرهنگی معرفی شد. در حال حاضر 246 شهر از سراسر جهان در یکی از هفت زمینه موسیقی، ادبیات، سینما، صنایع دستی و هنرهای مردمی، طراحی، هنرهای رسانه ای و خوراک شناسی عضو شبکه مزبور هستند. در مطالعه حاضر ضمن بررسی پتانسیل تبریز برای شهر خلاق شدن، زمینه خلاق آن نیز شناسایی می شود. در این راستا با مطالعه خلاصه ارایه شده توسط یونسکو برای هر یک از شهرهای خلاق ثبت شده در یونسکو و شاخص های شهر خلاق معرفی شده توسط یونسکو، نه شاخص شهر خلاق شناسایی شده و با استفاده از بررسی اسناد داده های مورد نیاز برای تبریز جمع آوری می شود. نتایج بررسی شاخص های شناسایی شده و میزان تاپسیس محاسبه شده حاکی از آن است که زمینه صنایع دستی و هنرهای مردمی از لحاظ شاخص های ذخایر فرهنگی، حمایت مالی، صادرات، زیرساخت های هنری و زیرساخت های آموزش نسبت به سایر زمینه ها در وضعیت مطلوب تری قرار گرفته است. در مجموع بر اساس نتایج این تحقیق تبریز در زمینه صنایع دستی و هنرهای مردمی دارای بیشترین پتاسیل برای معرفی به عنوان شهر خلاق می باشد. از این روی تمرکز اغلب راهبردها و برنامه ها برای دستیابی به شهر خلاق در زمینه مزبور بایستی در راستای تقویت رویدادهای فرهنگی و دانش آموختگان باشد. از جمله می توان با افزایش برگزاری نمایشگاه ها و بازارچه های موقت و تکمیل پروژه های موزه فرش و شهر صنایع دستی، ضمن شناساندن صنایع دستی، به ترغیب مردم به سمت آموزش و جذب دانشجو و هنرآموز نیز شد.
    کلیدواژگان: شهر خلاق، شاخص های شهر خلاق، مدل تاپسیس، تبریز
  • فروغ خزاعی نژاد*، سکینه بیگی، عاطفه وثوقی گلیان صفحات 143-159

    شهر زیست پذیر از مفاهیم نوین و موثر در نظام های کنونی شهری است که به واسطه نقش مهم و اساسی که در تحول اندیشه ها و آرمان های جامعه معاصر دارد، جایگاهی بایسته پیدا کرده است. نظر به اهمیت ارتقاء و بهبود شرایط زیست در بخش مرکزی شهرها از یک سو و تاکید بر مباحث کیفی به جای توجه صرف به کمیت، هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش میانجی گرانه هویت در ارتباط بین زیست پذیری بخش مرکزی شهر بجنورد با برخی شاخص های منتخب و کلیدی این مفهوم است. برای دستیابی به این هدف، مبانی نظری تحقیق با استفاده از مطالعه کتابخانه ای و اطلاعات مورد نیاز برای تحلیل با استفاده از ابزار پرسشنامه از 384 نفر از ساکنان بخش مرکزی شهر جمع آوری شد. به فراخور نیاز تحقیق از نرم افزارهای SPSS و  Smart PLSبرای آماده سازی و پردازش داده ها استفاده شده است. یافته های پژوهش بیان کننده معنادار بودن نقش مهم و اثرگذار متغیر هویت و حس تعلق به مکان به عنوان میانجی بر سایر شاخص های مورد مطالعه این پژوهش؛ یعنی مشارکت اجتماعی، امنیت و آموزش در میزان زیست پذیری بخش مرکزی شهر بجنورد است. بنابراین، متغیر هویت و حس تعلق به مکان نه تنها عوامل موثر در زیست پذیری یک مکان هستند، بلکه در میزان تاثیرگذاری سایر عوامل و متغیرها نیز نقشی قابل توجه دارند، که این مساله بر اهمیت متغیر هویت و حس تعلق به مکان در مطالعات زیست پذیری می افزاید. لذا توجه ویژه به این مفاهیم نقشی اساسی در بهبود زیست پذیری شهری خواهد داشت.

    کلیدواژگان: زیست پذیری، متغیر میانجی، هویت و حس تعلق به مکان
  • نرگس صالح نیا، محمدعلی مقصودپور* صفحات 161-177

    ادبیات «جغرافیای اقتصادی جدید» به عنوان نظریه ای در مورد ظهور تجمعات بزرگ که بر افزایش بازده به مقیاس و هزینه های حمل و نقل تکیه دارد، توسعه یافته است. این مقاله با هدف بررسی چگونگی اثرگذاری صرفه های ناشی از محلی شدن و همچنین صرفه های ناشی از شهرنشینی بر رشد اقتصادی صنایع غذایی و آشامیدنی ایران در دوره زمانی 1397-1390 انجام گرفته است. جامعه آماری تحقیق شامل 31 استان کشور بوده و از داده های پانل پویا و روش گشتاورهای تعمیم یافته (GMM) برای تخمین مدل استفاده شده است. برای سنجش صرفه های ناشی از تجمع بنگاه ها، شاخص تمرکز هرفیندال- هیرشمن(HHI) و برای سنجش صرفه های ناشی از شهرنشینی شاخص نخست شهری انتخاب شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که صرفه های شهرنشینی اثر مثبت بر رشد اقتصادی صنایع غذایی و آشامیدنی داشته است اما ضریب متغیر آن (با ضریب 61/0) از نظر آماری معنی دار نشده است. در حالی که صرفه های ناشی از تجمع بنگاه ها اثر مثبت معنی داری (با ضریب 44/0) بر رشد اقتصادی صنایع مذکور دارد و این بدان معناست که تجمع بنگاه ها در نزدیکی یکدیگر به گونه ای بوده که توانسته است برای آن ها صرفه ایجاد نماید. نتایج به دست آمده نشان می دهد که با انتخاب صحیح و ایجاد و توسعه خوشه ها در حوزه های صنعتی، می تواند از طریق افزایش همکاری و مبادله اطلاعات، تاثیر چشمگیری بر توسعه اقتصادی آن حوزه داشت. لذا به کارگیری سیاست های شهرک های صنعتی و خوشه ای شدن و اجتناب از سیاست های تمرکززدایی بنگاه هایی که فعالیت مشابه دارند توصیه می گردد.

    کلیدواژگان: شاخص تمرکز بنگاه ها، صرفه های شهرنشینی، صرفه های محلی شدن، صنایع غذایی و آشامیدنی
  • مسعود توپچی خسروشاهی، آرش ثقفی اصل*، داریوش ستارزاده، حسن ستاری ساربانقلی صفحات 179-196

    فضای عمومی شهری یک مرحله از زندگی عمومی است که حس مکان، حس اجتماعی و ارتباطات مردم را ارتقاء می دهد و فرصت جمع شدن و لذت تجربه با دیگران را ایجاد می کند. بنابراین ضروری است تا با ارزیابی کیفیت فضاهای عمومی شهری و شناسایی نقاط ضعف آنها، به برنامه ریزی و طراحی مناسب این فضاها اقدام نمود. در این راستا، هدف از تحقیق حاضر ارزیابی کیفیت این فضاها در شهر تبریز بر مبنای دیدگاه کرمونا و شناسایی نقاط ضعف برنامه ریزی فضاهای عمومی می باشد تا راهکارهای اجرایی قابل قبولی برای ارتقاء این فضاها ارایه داد. روش تحقیق در پژوهش حاضر آمیخته (ترکیبی از رویکردهای کمی-کیفی) می باشد که به منظور گردآوری اطلاعات از تکنیک های مشاهده و فیش برداری و پرسشگری از مدیران، مسیولان و کارشناسان مسایل شهری و همچنین نخبگان دانشگاهی استفاده شده است. قابل ذکر است با توجه به مشخص نبودن حجم جامعه ی آماری، از فرمول کوهن[1] در سطح اطمینان 95 درصد برای تعیین حجم نمونه استفاده شده و حجم نمونه ی آماری 200 نفر برآورد گردیده است. همچنین به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات تحقیق از مدل حداقل مجذورات جزیی در نرم افزار Warp-PLS استفاده شده است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که با بررسی 9 متغیر مورد تاکید کرمونا در ارزیابی کیفیت فضاهای عمومی، این فضاها در شهر تبریز از نظر 4 متغیر سازگاری، نفوذپذیری، گوناگونی و خوانایی و هویت مکان در وضعیت نسبتا مطلوب و از منظر 5 متغیر انعطاف پذیری، سرزندگی (پویایی)، تناسبات بصری، پایداری و کارایی در وضعیت نامطلوبی می باشند. [1]. Cohen

    کلیدواژگان: فضای شهری، فضای عمومی، کرمونا، شهر تبریز
  • نازنین دهناد، باقر کریمی*، جمال الدین مهدی نژاد صفحات 197-217

    آسایش حرارتی در محیط زیست یک عامل حیاتی است که بر سلامت و رفاه ساکنین تاثیر گزار است. آسایش حرارتی به میزان زیادی تحت تاثیر اثرات ترکیبی پارامترهای مختلف است و فرم بلوک های شهری تاثیر قابل توجهی بر مقدار تابش و الگوهای جریان و سرعت باد می گذارند. در این پژوهش به سنجش تاثیر فرم و ارتفاع بلوک های مسکونی بر آسایش حرارتی فضاهایی باز پرداخته است. روش تحقیق پژوهش به شیوه کمی، و از روش توصیفی و استنباطی از نوع پیمایشی، و روش نمونه گیری تصادفی و به منظور انتخاب حجم نمونه از نمونه گیری احتمالی کنترل شده استفاده شده است. چهار بلوک مسکونی با الگوهای متداول در شهر شیراز در سه حالت کوتاه مرتبه، میان مرتبه و بلند مرتبه انتخاب و شبیه سازی گردید. و به بررسی نتایج منتج از شبیه سازی به تحلیل داده ها و سنجش آنها با استفاده از نرم افزار ENVI-met در سال 1399 پرداخته شده است؛ سپس با استفاده از داده های اقلیمی در نرم افزار RayMan، دمای معادل فیزیولوژیکی به دست آمد و در پنج نقطه مدل های شبیه سازی شده، نسبت فرم و ارتفاع مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. سپس نتایج با توجه به نرم افزار SPSS22 آماره ها در دو سطح توصیفی و استنباطی بیان شده است، و با استفاده از آزمون فریدمن رتبه بندی نقاط بحرانی براساس فرم ها بر حسب سه ارتفاع مطرح شده مشخص گردید و میزان معناداری و ارتباط بین انواع فرم های (ترکیبی، مجموعه، خطی، محیطی) برحسب انواع ارتفاع (بلندمرتبه، میان مرتبه و کوتاه مرتبه) با استفاده از آزمون کروکسکال والیس مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها نشان داد که بین انواع فرم و ارتفاع تفاوت معناداری وجود دارد و این ارتباط در ساختمان های میان مرتبه در فرم مجموعه ای و محیطی نتیجه مطلوب تری را داشته است. نهایتا هر دو فاکتور فرم و ارتفاع ارتباط مهمی با پارامترهای موثر در آسایش حرارتی فضای باز مجتمع های مسکونی دارند و نقش به سزایی در تعدیل دما محیط و امکان بهره روی متفاوتی را برای ساکنین بوجود می آورند.

    کلیدواژگان: آسایش حرارتی فضاهای باز، Envi-met، بلوک های مسکونی، دمای معادل فیزیولوژیکی، ریمن
  • کرامت الله زیاری، علی حسینی*، علی گودرزی صفحات 219-240

    شهر در فرآیند طبیعی رشد خود به دلیل ماهیت اجتماعی که دارد به مرور، کارایی خود را در ارتباط با شرایط جدید از دست می دهد. بافت ناکارآمد، معضلی است که اکثر شهرها، به خصوص شهرهای تاریخی و با قدمت با آن مواجه هستند. یکی از مشکلات اصلی که بافت ناکارآمد برای شهر ایجاد می کند، مشکلات مربوط به مسکن است. بازآفرینی شهری به عنوان رویکردی کارا در مقابله با فرسودگی شهری، می تواند راه حلی مناسب برای تغییر و بهبود وضعیت شهر و زندگی ساکنان آن باشد. هدف این تحقیق تحلیل سیاست های کالبدی و اقتصادی بازآفرینی شهری مسکن مبنا در بافت های فرسوده شهری محله جفره ماهینی شهر بوشهر است. داده های آماری مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه گردآوری شده و جامعه آماری شامل شهروندان ساکن در محله جفره ماهینی شهر بوشهر و حجم نمونه 340 نفر می باشد. برای تحلیل در این پژوهش از آزمون های تی تک نمونه ای، تحلیل عاملی تاییدی و معادلات ساختاری استفاده شده است. در این پژوهش، شاخص های مسکن در ابعاد کلی سیاست بازآفرینی شهری یعنی اقتصادی و کالبدی شامل کمی اقتصادی، کیفی اقتصادی، مالی اقتصادی، کمی کالبدی، کیفی کالبدی و مالی کالبدی تحلیل می شوند. بارهای عاملی بدست آمده برای تمامی شاخص ها در هر دو سیاست در حالت تخمین بالاتر از استاندارد بود که به معنای قابل قبولی است و همچنین در شرایط تخمین معناداری نیز وضعیت قابل قبول بود. پس از اجرای آزمون های مرتبط مشخص شد، در مدل بازآفرینی شهری مسکن مبنا در محله جفره ماهینی، وضعیت کلی هر دو سیاست و همچنین وضعیت کلی مدل، در شرایط نامطلوب قرار دارد.

    کلیدواژگان: بازآفرینی شهری مسکن مبنا، مسکن، بافت فرسوده، محله جفره ماهینی، شهر بوشهر
|
  • Arash Ghahreman, Ahmad Reza Asgharpour *, Omid Ali Kharazmi, Mohsen Noghani, Hosein Akbari Pages 1-19

    Given the large number of tourists and pilgrims having different accommodation interests, different formal and informal accommodation centers have been established in Mashhad in the last decade. The tourists who use the accommodation facilities have the greatest influence on the economy of destinations. The cost of accommodation is mainly the first concern among the traveling expenses of tourists in Mashhad. This shows the significance of economic issues of tourism. Using diagnostic analysis technique, this study tried to identify the differentiating patterns of tourists regarding accommodation in Mashhad. This survey used a research-made questionnaire to collect data. The population was tourists and native pilgrims of Mashhad in early 2019. Results showed that choosing the place of accommodation for tourists in Mashhad is non-institutional (68%) and based on collective decisions (88%). Exploring differentiating factors of choosing a place of accommodation showed that tourists’ social status plays an important role in choosing a place of accommodation though it is not the only determining factor. In addition to the issues, the tourists’ values regarding accommodation and their preference system regarding travel, and travel motivations influence tourists’ choosing accommodation in Mashhad. The results showed that choosing the accommodation has not only an economic implication but implies a social meaning as well. Accommodation is influenced by economic status of tourists and is affected by their social status and life styles. Most of tourists of Mashhad are of the lower middle class. Therefore, the tourism managers and accommodation planners of Mashhad should mainly focus on the pragmatic than the symbolic dimension of tourism when deciding on the development of accommodation centers.

    Keywords: Residence Values, Accommodation, Travel Motivation, Differential Analysis, Tourism, Mashhad
  • Pouya Joodi *, Samaneh Habibi, Suroush Mokhtari Pages 21-37

    Urban structures have always been undergoing constant transformations. They are affected by external impacts as well as internal factors, experiencing population growth and shrinkage in the city. Planning for shrinking cities does not work under the preconditions of urban growth, but requires a shift to a somewhat different paradigm. The challenge of shrinking cities has the potential to trigger change in planning cultures. Urban shrinkage has been conceptualized as an empirical phenomenon resulting from the interplay of changing drivers of shrinkage at different spatial levels that produce a decline in population at the local scale and may be related to the economic decline and demographic changes. This study aimed to investigate and identify the effective factors on urban shrinkage in District 8 of Tabriz metropolis and also argues for the impacts and consequences of this phenomenon on planning which led to the inability of the region to absorb and preserve population. In order to achieve the goal of this research, a sequential exploratory mixed method was used. The analysis showed that the phenomenon of urban shrinkage is caused by factors considered in the context of spatial structure planning. In the studied area, identified factors and driving forces in physical, social, economic, environmental pollution and urban landscape have the most impact on this phenomenon.

    Keywords: Urban Shrinkage, Planning Culture, Spatial Structure, Tabriz Metropolis
  • Amirhossein Khademi, Mohammadajza Sokouhi * Pages 39-63

    With the increase of structural issues in Tehran, more attention has been drawn to the issue of transport over the last few years in order to solve the related problems. With this in mind, a transit-oriented development approach has been widely considered. By focusing on the detailed guidelines of this approach implemented in a number of cities, the current study explores the importance of transport, prioritizes it as the main element in structural development of Tehran’s District 12, and focuses on sustainable development of urban transport principles in the area under study. For this purpose, the study attempts to review the principles and foundations of this approach while taking spatial differences into account. The study utilizes a quantitative methodology with elements of futures research. Thus, desk research was conducted, and interviews with 30 directors and theoreticians on the aforementioned area were performed. The results of the first part of the study showed that transportation-related issues would have a higher impact than other physical challenges in the study area and it is logical to pursue the future development of the region with a focus on transportation. The results of the second part of the research on the principles of transportation-oriented development in the study area have also led to the identification of 12 main influential forces such as attention to density or diversity. In fact, they are fundamentally different from the principles proposed in the transportation-oriented development.

    Keywords: Sustainable development, future challenges, Urban Transport, Transportation-oriented Development, District 12 of Tehran
  • Esmaeil Kalateh Rahmani *, Korosh Afzali, Javad Moinaddini Pages 65-80

    One of the most widely used research methods among qualitative methods is the grounded theory (GT) method, which has different methodological approaches. The purpose of this article is to examine the different approaches of GT and show the similarities, differences, features and dimensions of each of the grounded theory approaches to offer clearer details on using this method in urban planning. In this article, with a systematic review the research published over the last year (i.e. 2020) in English in the field of using GT in urban planning was examined. Hence, "urban planning + grounded theory" was chosen as the keyword for the search. A total of 116 studies were identified as such from which 12 studies were reviewed. The findings of this study showed that in the review of selected research, four main approaches of GT and related features were identified with the titles of original GT approach, Glaserian, Straussian and structural grounded theory approach. The results showed that urban planners in using the GT need to pay more attention to theoretical sampling, theoretical saturation, and writing analytical notes. In addition, being aware of the differences between different GT approaches, including philosophical foundation and theoretical emphasis, leads to better results in using grounded theory.

    Keywords: systematic review, qualitative research, Grounded theory, Grounded Theory Approaches, Urban planning
  • Farzaneh Dehghani *, Daryoush Moradi Pages 81-101

    The increase in mass housing complexes meets the current housing needs but creates many problems for renewing cities in future. The threats of investers for renovation are city wornout, declining viability of an apartment complexs such as Bahar neighborhood in the south of Isfahan, and the property disputes. This descriptive-analytical study was done with the aim of using all the capacities of the public-private cooperation approach to improve the viability of Bahar neighborhood complex regarding being profitabile for the private sector, having the support of public sector for the values and interests of private sector, making a competitive ground, and maximizing the common interests of public and private sectors.  By analyses such as stakeholder analysis using power-benefit matrix, the analysis of compiled texts and perspectives of key stakeholders, the four construction options regarding investment for improving the livability in mass residential complexes in Bahar neighborhood of Isfahan based on public-private cooperation approach were done and using Net Present Value (NPV) and Internal Rate of Return (IRR), the profitability of all proposed options were calculated. The results of the analysis of the tendency of the developers of housing sector to have any profitable options for improving the viability showed that the formation of cooperative groups (group cooperations), providing documents by the managing board of mass housing complexes (transparency), giving more construction space than what Commission of Article 5 allows (added value), withdrawal of all property owners from the project and bying all residential units from the owners are the most significant conditions of investors of private sector for cooperating with the public sector for improving the viability of residential complexes in Bahar neighborhood.

    Keywords: Public-Private Cooperation, Sustainability, mass housing, Isfahan, Bahar neighborhood
  • Sara Ramezani *, Ahmad Shahivandi Pages 103-122

    The crisis of urban road safety is one of the major development challenges of countries. Of road users, pedestrians are known as one of the most vulnerable groups. Uncontrolled intersections are places with high pedestrian accident rates. Tehranpars intersection is one of the most important intersections in the east of Tehran, where a significant number of pedestrian injuries occur. The increasing trend of the number of accidents in the intersection area since 2014 shows the need to pay attention to this issue. In this article, while examining the existing condition, the most important indicators in the safety of individuals are determined. The method used in this study is descriptive-analytical and it is practical research. The research data were collected in the framework of library studies, field observations, and a questionnaire design (statistical population including residents and space users with a sample size of 333 people). The mean and standard deviation of the statistical population response to the questionnaire variables are compared with the ideal situation. The structural equation model is also used to measure the relationship between factors affecting the safety of individuals. Law enforcement (3.4) had the highest average from the point of view of individuals. The investigation of the factor loads of the model on human dimensions (0.97), physical (0.96) management (0.95), and path equipment (0.908) showed the significance of these relationships and the prominent role of human standard indicators. The relationships between external and internal variables, physical criteria and land use variable (factor load = 0.71) showed the highest correlation, which is expected to be the basis for planning in this intersection in the proposed measures.

    Keywords: safety, Vulnerable groups, Intersection, Tehranpars Intersection
  • Khadijeh Salehi Abar, Parviz Mohammadzadeh *, Davud Behbudi Pages 123-141
    In 2004, the UNESCO Creative Cities Network was introduced to help restore the economic, social and creative potential of the cultural industries. Currently, 246 cities from around the world are members of the network in one of seven fields: music, literature, cinema, handicrafts and folk arts, design, media arts and gastronomy. In the present study, using the UNESCO creative city indexes and the summary of a report provided by UNESCO for each of the creative cities, nine indexes of creative city were identified. Then, in order to study the potential of Tabriz to be introduced as a creative city and to identify its creative context, the data on the indexes were collected for Tabriz using a review of the documents. The results of the study of indexes and the calculation of TOPSIS indicate that the field of handicrafts and folk arts in terms of indexes of cultural resources, financial support, exports, artistic infrastructure and education infrastructure is in a better position than other fields. According to the results of this study, the field of handicrafts and folk arts has the greatest potential to be introduced as a creative city. Therefore, in order to achieve the creative city of Tabriz in this field, most strategies and programs should focus on strengthening cultural events and graduates.  For example, by increasing the holding of temporary exhibitions and bazaars and completing the projects of the Carpet Museum and the City of Handicrafts, it is possible not only to introduce handicrafts but also to encourage people to educate and attract students and apprentices.
    Keywords: Creative city, Characteristics of Creative City, Tapsis Model, Tabriz
  • Khazaee Nezhad *, Sakine Beigi, Atefe Vosoughi Gelyan Pages 143-159

    The livable city is one of the new and effective concepts in the current urban systems that has found a significant place due to its important and fundamental role in the evolution of the ideas and ideals of the contemporary society. Due to the importance of improving living conditions in the central part of cities on one hand and the importance of quality instead of sole focusing on quantity on the other hand, the purpose of the present work is to examine the mediating role of identity in the relationship between the livability of the central part of Bojnourd and some of its key and selected indicators. The theoretical foundations of this study were collected using a library study and the required data for analysis were collected using a questionnaire completed by 384 residents of the central part of the city. To meet the goals of the study, SPSS and Smart PLS software were used to prepare and process the data. The findings of the study indicate the significant role of the variable of identity and sense of belonging as a mediator on other indicators studied in this study, namely social participation, security and education in the viability of the central part of Bojnourd. Therefore, the variables of identity and sense of place belonging are not only an effective factors on the livability of a place but also they play a significant role in the impact of other factors and variables, which adds to the importance of the identity and sense of place belonging in livability studies. Thus, giving special attention to these concepts has a crucial role in improving urban livability.

    Keywords: Livability, identity, sense of place belonging, mediator variable
  • Narges Salehnia, Mohammadali Maghsoudpour * Pages 161-177

    The ‘new economic geography’ literature has been developed as a theory of the emergence of large agglomerations that rely on increased returns to scale and transportation costs. This article attempted to investigate how the savings caused by localization and also the savings caused by urbanization on the economic growth of Iran's food and beverage industries in the period 2013-2019. The statistical population of the study included 31 provinces of the country and dynamic panel data and generalized torque method (GMM) was used to estimate the model. The Herfindahl-Hirschman Concentration Index (HHI) was selected to measure the savings from corporate aggregation, and the first urban index was selected to measure the savings from urbanization. The results indicated that urban savings had a positive effect on the economic growth of food and beverage industries; however, its variable coefficient (with a coefficient of 0.61) was not statistically significant. The economies of localization had a significant positive effect (with a coefficient of 0.44) on the economic growth of these industries, which means that the concentration of firms close to each other would save them. The results also show that by choosing the right and creating and developing clusters in industrial areas, it is possible to have a significant impact on the economic development of that area by increasing cooperation and exchange of information. Therefore, it is recommended to apply centralization policies and avoid decentralization policies for firms with similar activities.

    Keywords: economies of localization, economies of urbanization, firmes concentration index, food, drink industries
  • Masoud Topchi Khosroshahi, Arash Saghafi Asl *, Daryoosh Sattarzade, Hassan Sattari Sarbangholi Pages 179-196

    Urban public space is a stage of public life which promotes sense of place, sense of community and people communication and creates opportunities to get together and enjoy the experience with others. Therefore, it is necessary to evaluate the quality of urban public spaces, to identify their weaknesses, to plan and design them properly. In this regard, the purpose of this study is to evaluate the quality of these spaces in the city of Tabriz from the perspective of Carmona and identify weaknesses in the planning of public spaces in order to provide acceptable practical solutions for improving these spaces. The research method in the present study is of mixed method (a combination of quantitative-qualitative approaches). To collect the data, the method of observation and filing techniques along with interviews with managers, officials and experts on urban issues as well as academic elites were used. It is noteworthy that Cohen's formula at 95% confidence level was used to determine the sample size due to the uncertainty of the statistical population size, and the statistical sample size was estimated to be 200 individuals. To analyze the data, the partial least squares model in Warp-PLS software was used. Based on the study of 9 variables emphasized by Cremona in evaluating the quality of public spaces, the findings of the study indicate that the spaces in the city of Tabriz are in a favorable situation in terms of the 4 variables of variability of compatibility, permeability, diversity and readability, and location identity; however, these spaces are in an unfavorable situation in terms of the 5 variables of flexibility, vivacity (dynamics), visual proportions, stability and efficiency.

    Keywords: Urban space, public space, Carmona, Tabriz
  • Nazanin Dehnad, Bagher Karimi *, Jamal-E-Din Mahdi Nejad Pages 197-217

    Thermal comfort of environment is one of the most crucial factors that influence the health and well-being of residents of cities. Thermal comfort itself is affected by a combination of the effects of different parameters and the form of urban blocks affects greatly the amount of radiation, the patterns of flow, and wind speed. This study assesses the effect of the form and height of residential blocks on the thermal comfort of open spaces. This quantitative study uses the descriptive and inferential survey methods, and applied random and controlled probability sampling to select the sample size. Four residential blocks of Shiraz having common patterns of short-level, medium-level and high-level were selected and simulated. The results of the simulation were analyzed and assessed using ENVI-met software in 2020. Then, using climatic data in RayMan software, the physiological equivalent temperature was obtained. Then, in five points of the simulated models, the ratio of form and height were analyzed. Using SPSS22, descriptive and inferential statistics were presented, and using Friedman test, the critical points were classified according to the forms of above-mentioned heights. Then, the significance and relevance between the different form types (complex, set, linear, and peripheral) in terms of different height types (high, medium, and short) were examined using Kruskal–Wallis test. The results showed that there is a significant between different form types and height types and this relationship has had a more favorable result in intermediate buildings of complex and environmental forms. Finally, the study showed that both form and height have a significant relationship with the effective parameters in the outdoor thermal comfort of residential complexes. The factors play an important role in moderating the temperature and providing the possibility of better productivity for residents.

    Keywords: : Residential Blocks, Outdoor Thermal Comfort, Height, Form, Physiological Equivalent Temperature, Envi-met
  • Keramatollah Ziari, Ali Hosseini *, Ali Goodarzi Pages 219-240

    In the process of growth, cities gradually lose their effectiveness in relation to new conditions due to their social nature. Urban blight is a dilemma that most cities, especially historic and ancient cities, grapple with it. One of the main problems that the blighted texture create for the cities is housing problems. Urban regeneration as an effective approach against urban blight can be a good solution to change and improve the situation of the city and the quality of the living conditions of its inhabitants. The purpose of this study is to analyze the physical and economic policies of urban regeneration in blighted texture based on housing in Jofreh Mahini neighborhood of Bushehr. The required statistical data were collected using a questionnaire. To analyze the data, one-sample t-tests, confirmatory factor analysis, and structural equations were used. In this study, housing indicators were divided into three general dimensions: quantitative, qualitative, and financial. These three dimensions were studied in two policies of urban regeneration, namely economic policy and physical policy. The factor loads obtained for all indicators in both policies in the standard estimate were above standard, which was acceptable. The situation was acceptable in terms of significant estimation as well. After performing the relevant tests, it was also found that the general situation of both policies and also the general situation of the model were in unfavorable conditions in the model of urban regeneration of housing based in the Jofreh Mahini neighborhood.

    Keywords: Housing-led Urban Regeneration, Housing, Urban Blight, Jofreh Mahini neighborhood, Bushehr