فهرست مطالب

  • سال هشتم شماره 4 (پیاپی 18، زمستان 1400)
  • تاریخ انتشار: 1401/01/09
  • تعداد عناوین: 8
|
  • سلیمان احمدی، پوراندخت افشاری*، تکتم معصومیان حسینی، امین حبیبی صفحات 1-10
    مقدمه

    دانشجویان قبل از مواجهه با بیماران واقعی مهارت های ضروری را تحت نظر استادان فرا گرفته تا مطمین شوند هنگام کار روی بیمار واقعی به او ضرری نمی رسانند. هدف از این کار، تعیین دیدگاه دانشجویان در خصوص بازخورد و اثر آن بر یادگیری ایشان در مرکز مهارت های بالینی است.

    روش ها

    این پژوهش مطالعه ای توصیفی بود که طی 27 نفر دانشجوی مامایی ترم دوم در مطالعه شرکت کردند. برای تهیه پرسشنامه در یک مطالعه کیفی انجام شد و بر اساس تم ها و ساب تم های حاصل از آن مطالعه، پرسشنامه ای با 22 سوال و در چهار بخش تنظیم و پس از تعیین CVR و CVI دیدگاه دانشجویان مورد سنجش قرار گرفت.

    یافته ها

    اغلب دانشجویان (8/69 درصد) احساس خود را از ورود به مرکز مثبت عنوان کرده بودند، 8/77 درصد آموخته های خود در  CSCرا متوسط و بالاتر تلقی کردند. 7/66 درصد مولاژهای کهنه و با کیفیت پایین را مهم ترین مشکل  CSCقلمداد می کردند. هم چنین اکثریت آنان معتقد بودند بازخورد به یادگیری کمک کرده و زمان ارایه این بازخورد را در خلوت می دانستند.

    نتیجه گیری

    احساس دانشجویان در ورود به مرکز مهارت های بالینی مجموعا احساس مثبت و حتی اشتیاق بوده است. برخی کمبودها و برخوردهای نامناسب در مرکز می تواند بر علاقه و حتی انگیزه آنها اثرگذار باشد اما دیدگاه ایشان نسبت به دریافت بازخورد در مرکز مثبت بود. با بازخورد سازنده تر، انتظار می رود دانشجویان انگیزه بیشتری برای انجام کار بهتر داشته باشند.

    کلیدواژگان: بازخورد، دانشجویان مامایی، مهارت های بالینی
  • سعیده دریازاده، مریم یاوری*، محمدرضا شریف، محمدجواد آزادچهر، مریم جعفری، زهره خادمیان صفحات 11-20
    مقدمه

    آموزش بالینی از مقاطع حساس آموزش پزشکی می باشد که در شکل دهی توانمندی های حرفه ای فراگیران نقش عمده ای دارد و فرصتی برای به کارگیری دانش نظری دانشجویان به صورت عملی فراهم می کند. راند بالینی به عنوان بارزترین نوع آموزش بالینی است که به موازات فرآیندهای تشخیصی، درمان و مراقبت از بیمار در بخش های بیمارستان های آموزشی انجام می گیرد. این مطالعه با هدف ارزشیابی وضعیت راند بالینی در بیمارستان شهید بهشتی کاشان انجام شد.

    روش ها

    این پژوهش به صورت توصیفی - تحلیلی در سال 1398، در دو مرحله انجام شد. ابتدا بر اساس استانداردهای آموزش بالینی تدوین شده توسط وزارت بهداشت، پرسشنامه راند بالینی با مقیاس لیکرت 5 درجه، تدوین شد. روایی صوری و محتوا و پایایی پرسشنامه تایید گردید.(955/0r=) در مرحله بعدی با استفاده از این ابزار، وضعیت راند بالینی از دیدگاه اساتید، پزشکان، دستیاران، کارورزان و کارآموزان یک بیمارستان آموزشی در گروه های آموزشی مختلف، ارزشیابی شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (آزمون تی) تحلیل شدند.(05/0≤P-Value).

    یافته ها

    شرکت کنندگان شامل 302 نفر بودند. وضعیت راند بالینی از دیدگاه آنها بالاتر از حد متوسط قرار داشت. پاسخ های مشارکت کنندگان به وضعیت آموزشی راند بالینی بر گزینه های بسیار مطلوب و مطلوب متمرکز بود. میانگین وضعیت راند بالینی از دیدگاه گروه های داخلی، اطفال، زنان، عفونی و روانپزشکی، به طور معناداری بالاتر از حد متوسط قرار داشت. (001/0<P-Value).

    نتیجه گیری

    وضعیت راند بالینی در مجموع، مطلوب گزارش شد. به ن ظر می رسد آگاهی اساتید از استانداردهای آموزشی در عرصه راند بالینی در ارتقای کیفیت آن و در نهایت بهبود صلاحیت بالینی فراگیران و ارایه خدمات درمانی، موثر است.

    کلیدواژگان: راند آموزشی، آموزش پزشکی، دانشجویان پزشکی، صلاحیت بالینی، آموزش مبتنی بر توانمندی
  • محمدرضا عبدالملکی، داریوش رخ افروز* صفحات 21-29
    مقدمه

    آموزش مبتنی بر پیامد نقشی کلیدی در توسعه آموزش پزشکی دارد و بر توانمندسازی دانشجویان مطابق با نیازهای روز جامعه تاکید دارد. هدف از این مطالعه، تعیین اجزاء و روش های اجرایی نیازسنجی آموزشی مبتنی بر پیامد است.

    روش ها

    مقاله حاضر یک مطالعه مروری است که از طریق جستجوی سیستماتیک در بانک های اطلاعاتی معتبر علمی داخلی و خارجی با کلیدواژه های، Assessment models، Needs assessment،needs assessment techniques ،Competency Based Education، Competency based curriculum به تنهایی و یا ترکیب با واژه های Curriculum، Education و Development نگارش گردیده است. با توجه به این که زمینه مورد پژوهش دانشگاه علوم پزشکی بود، لذا در فرآیند جستجو به زمینه "Medical Education" و "Medical School" هم توجه گردید.

    یافته ها

    170 محتوای مستند تا سال 2021 شامل مقاله، کتاب و صفحات وب، انتخاب و بررسی شد و از این تعداد، 11 مقاله مرتبط با موضوع مورد استفاده قرار گرفت. با استفاده از منابع مورد بررسی اجزاء نیازسنجی در آموزش پزشکی با تاکید بر آموزش مبتنی بر پیامد تعیین شد. در مرحله بعد روش های اجرایی نیازسنجی آموزشی در آموزش علوم پزشکی از متون ذکرشده استخراج گردید و در قالب دو جدول اصلی ارایه شد.

    نتیجه گیری

    اجرای هر پروژه نیازسنجی ناگزیر به پیروی از یک مدل مشخص هست. استخراج اجزاء اصلی نیازسنجی آموزشی متناسب با نیازها و انتظارات جامعه تحت پوشش به عنوان گامی مهم و کمک کننده در طراحی مدل های کارآمد نیازسنجی، منجر به دست یابی هرچه بیشتر به صلاحیت ها و توانمندی های حرفه ای مورد نظر جامعه می شود.

    کلیدواژگان: نیازسنجی آموزشی، آموزش پزشکی، آموزش مبتنی بر پیامد.پیامد
  • فرشته معمری، عباس خاکپور، محسن نظرزاده زارع* صفحات 30-39
    مقدمه

    امروزه به کارگیری آموزش مجازی در طی پاندمی کرونا، به یک ضرورت اصلی در نظام های آموزشی تبدیل شده است، به همین دلیل بخش بزرگی از جامعه پزشکی به ویژه دانشگاه های علوم پزشکی از این آموزش برای ادامه فرآیند آموزشی خود در طی این بحران استفاده می کنند. بر این اساس، هدف اصلی پژوهش حاضر شناسایی چالش ها و فرصت های آموزش مجازی با توجه به تجربه زیسته اعضای هیات علمی و دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی دزفول در طی پاندمی کرونا بود.

    روش ها

    این پژوهش با استفاده از رویکرد کیفی از نوع پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. بر این اساس، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند از نوع ملاکی تعداد 20 دانشجو و 15 عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی دزفول با در نظر گرفتن اشباع در یافته ها انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده برای گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. برای تجزیه و تحلیل مصاحبه ها از روش تحلیل محتوای هفت مرحله ای کلایزی و جهت بررسی اعتبار یافته ها از دو روش بازبینی توسط مشارکت کنندگان و بازبینی توسط همکاران استفاده شد.

    یافته ها

    تجزیه و تحلیل مصاحبه ها نشان داد که از منظر دانشجویان و اعضای هیات علمی شرکت کننده در پژوهش، چالش های آموزش مجازی در سه مقوله اصلی شامل: چالش های فنی، چالش های ارتباطی و چالش های محتوایی طبقه بندی شدند. همچنین از منظر این دو گروه، فرصت های آموزش مجازی نیز در قالب یک مقوله اصلی شامل تسهیل در آموزش طبقه بندی شد.

    نتیجه گیری

    برگزاری هرچه بهتر آموزش مجازی نیازمند توجه جدی مدیران و متصدیان دانشگاه علوم پزشکی دزفول نسبت به رفع چالش های احصاء شده پیرامون آموزش مجازی و متعاقب آن فراهم کردن زیرساخت های فناوری لازم است.

    کلیدواژگان: آموزش پزشکی، آموزش مجازی، پاندمی کرونا
  • نسیبه سالاری، سودابه احمدی دره سیما، مطهره پیله ورزاده، فوزیه رفعتی، اکبر مهرعلیزاده، ندا دستیار* صفحات 40-48
    مقدمه

    فاصله بین دانش نظری با عملکرد بالینی همواره یکی از چالش هاس آموزش در رشته های مختلف علوم پزشکی بوده است. هدف از این مطالعه تبیین عوامل تاثیرگذار بر ایجاد فاصله بین دانش نظری با عملکرد بالینی از دیدگاه دانشجویان به منظور اراده راهکارهای  است.

    روش ها

    این مطالعه توصیفی - مقطعی در زمستان سال 1399 بر روی 330 نفر از دانشجویان پزشکی، پرستاری، مامایی، اتاق عمل و هوشبری دانشگاه علوم پزشکی جیرفت انجام شد. افراد به صورت سرشماری وارد مطالعه شدند و داده ها با کمک پرسشنامه بررسی راهکارهای کاهش شکاف بین دانش نظری با عملکرد بالینی، جمع آوری و از طریق مشخصه های آماری میانگین و انحراف معیار و در سطح استنباطی از طریق آزمون های تی، ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    درحیطه های بررسی شده، عوامل مربوط به دانشجو، عوامل مربوط به برنامه ریزی آموزشی و عوامل مربوط به استاد و مربی به ترتیب رتبه های اول تا سوم را از دیدگاه دانشجویان کسب کردند که از بین عوامل مربوط به استاد و مربی، عامل تجربه بالینی اساتید و مربیان با میانگین 90/0±50/2، از بین عوامل مربوط به دانشجو، عامل داشتن علاقه به رشته تحصیلی با میانگین نمره 88/0±87/2 و در میان عوامل مربوط به برنامه ریزی آموزشی نیز مشخص بودن برنامه درسی بالینی با میانگین 92/0±47/2 به عنوان مهم ترین و اصلی ترین عوامل موثر بر کاهش دانش نظری و عملی توسط دانشجویان معرفی شدند،

    نتیجه گیری

    عوامل متعددی در حوزه آموزش علوم پزشکی در کاهش فاصله بین دانش نظری با عملکرد بالینی تاثیرگذار هستند. مسلما رفع این موارد به آسانی صورت نخواهد پذیرفت اما توجه به عوامل بیش همبسته و زمینه ساز به ویژه از دیدگاه ذی نفعان ااصلی آموزش می تواند در برنامه ریزی موثر در این خصوص کمک کند.

    کلیدواژگان: فاصله، دانش نظری، عملکرد بالینی، دانشجویان، آموزش پزشکی
  • شهین توحیدی*، حسین کریمی مونقی، آرزو شایان، زهرا خلیلی، حسن احمدی نیا صفحات 49-56
    سابقه و هدف

    آموزش عالی نقش ارزنده ای در پیشرفت جوامع دارد و دانشجویان مهمترین مخاطبان در آموزش عالی هستند بررسی رضایت دانشجویان باعث انطباق ساختار دانشگاه بر اساس نیازسنجی دانشجویان می شود. مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان رضایت دانشجویان پرستاری از  روش تدریس کلاس وارونه در کاراموزی انجام شد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه مقطعی در سال 1396 با شرکت 40  دانشجوی پرستاری با نمونه گیری در دسترس در دانشکده پرستاری مامایی همدان انجام شد. ابزار مطالعه فرم اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه پژوهشگر ساخته رضایت از روش تدریس در کاراموزی بود. اجرای کلاس وارونه در کاراموزی شامل تهیه مواد آموزشی توسط مدرس و ایجاد فرصت مطالعه در منزل و پرسش و پاسخ در کلاس حضوری بود. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS ویرایش 16 و آزمون های آماری توصیفی تحلیل شد.

    یافته ها

    میانگین رضایت دانشجویان از روش تدریس به روش کلاس وارونه (71/1±56/35 Min ±SD:)  با حداقل نمره 30 و حداکثر نمره 38 بود. 100 درصد دانشجویان اعلام کردند اضطراب کمتری را در کلاس وارونه نسبت به روش تدریس معمول در کاراموزی تجربه کرده اند.100 درصد دانشجویان روش کلاس وارونه را به روش تدریس معمول ترجیح می دادند.
     

    نتیجه گیری

    مشارکت دانشجویان در یادگیری باعث افزایش رضایت از روش تدریس می شود. پیشنهاد می شود روش کلاس وارونه بیش از پیش در کاراموزی استفاده شود.

    کلیدواژگان: کلاس وارونه، کاراموزی، روش تدریس، دانشجوی پرستاری
  • نادر عالیشان کرمی، زهرا اعتمادی، میلاد پوزش، علی رفان، محسن آزاد، مهربان شاهی* صفحات 57-66
    مقدمه

    اهدای به موقع اعضای قابل پیوند بیماران مرگ مغزی، منبع اصلی تامین عضو بیماران منتظر پیوند می باشد. آموزش کادر درمانی دخیل در مدیریت بیماران مرگ مغزی اولویت اصلی انجمن اهدای عضو ایرانیان است. این پژوهش اثربخشی دوره آموزشی"اهدای اعضای پیوندی افراد مرگ مغزی در استان هرمزگان" بر دانش، نگرش و عملکرد (KAP) کادر درمانی را تعیین می نماید.

    روش ها

    این مطالعه ی نیمه تجربی (پیش آزمون - پس آزمون تک گروهی) در پاییز سال 1397 در بندرعباس انجام شد. شغل تمامی شرکت کنندگان (117 نفر) مرتبط با فرآیند مدیریت بیماران مرگ مغزی بود. KAP کلیه ی افراد با استفاده از پرسشنامه ی محقق ساخته در سه مرحله (قبل از شروع دوره، بلافاصله پس از اتمام دوره و دو ماه بعد از اتمام دوره) سنجش شد. از آزمون های پارامتری تی مستقل (مقایسه ی دو گروهی)، repeated measurement (مقایسه ی سه مرحله ی KAP) وpost-hoc analysis (مقایسه ی دو به دوی مراحل) استفاده شد. 

    یافته ها

    85 نفر (6/72 درصد) پرسشنامه های هر سه مرحله را تکمیل نمودند. 67 درصد زن، 3/75 درصد متاهل و 2/88 درصد با تحصیلات کارشناسی بودند. میانگین سن 71/7±95/36 بود. KAP در مرحله ی دوم و سوم نسبت به مرحله ی اول افزایش معنی داری داشت. KAP هر دو جنس به طور معنی داری افزایش یافت، ولی بین دو جنس معنی دار نبود. بر خلاف مقاطع ارشد و بالاتر، KAP افراد کارشناسی افزایش یافت،

    نتیجه گیری

    دوره برگزار شده اثربخش بود. معنی دار بودن KAP در ارزیابی مرحله ی سوم (دو ماه پس از مرحله ی دوم) نسبت به مرحله ی اول و عدم تفاوت معنی دار مرحله ی سوم با مرحله ی دوم نشان می دهد شرکت کنندگان بسیار از دوره ی آموزشی فراهم آوری اعضای پیوندی بهره برده اند.

    کلیدواژگان: اهدا عضو، مرگ مغزی، پیوند اعضا، آگاهی، نگرش، عملکرد
  • زهرا تصدیقی، خیرالنساء رمضان زاده*، نرجس اکبری، رضا ذستجردی، غلامرضا شریف زاده صفحات 67-75
    مقدمه

    سلامت روانی یکی از ابعاد مهم سلامت است و از محورهای ارزیابی سلامت در جوامع مختلف به حساب می آید. لذا جهت هرگونه اقدام موثر در گام اول بایستی وضعیت موجود را به درستی پایش نمود، پژوهش حاضر با هدف بررسی و مقایسه میزان استرس، افسردگی و هوش هیجانی بین دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بیرجند انجام شد.

    روش ها

    در این مطالعه توصیفی - تحلیلی، جمعیت مورد مطالعه، کلیه دانشجویان مقاطع مختلف دکترای حرفه ای و کارشناسی محصل در دانشگاه علوم پزشکی بیرجند در سال تحصیلی 1396-97 بود. 389 نفر به روش نمونه گیری طبقه بندی تصادفی شده سهمی انتخاب شدند. برای ارزیابی هوش هیجانی از پرسش نامه استاندارد شوت SSEIT-33 برای ارزیابی افسردگی از پرسش نامه افسردگی بک و برای ارزیابی استرس از پرسش نامه Dass 21 استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 18 صورت گرفت.

    یافته ها

    شیوع افسردگی برابر با 4/49 درصد بود، که از این بین 9/21 درصد افراد دارای سطح خفیفی از افسردگی، 8/9 درصد از افراد دارای سطح متوسطی از افسردگی، 7/17 درصد از دانشجویان دارای سطح شدیدی از افسردگی مبتلا بودند. بین میانگین نمره هوش هیجانی و نمره استرس و افسردگی، رابطه معناداری مشاهده نشد (05/0>P-Value). ولی بین هوش هیجانی و سطح تحصیلی دانشجویان رابطه معنادار وجود دارد (05/0<P-Value).

    نتیجه گیری

    با توجه به شیوع گزارش شده افسردگی در بین دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بیرجند، این میزان از نظر عدد بسیار بالا بوده که بایستی در خصوص آینده جوانان و خصوصا دانشجویان رشته های علوم پزشکی نگران بود و تصمیمات و امکانات مناسب جهت کاهش میزان شیوع افسردگی توسط مسیولین مربوط اتخاذ گردد.

    کلیدواژگان: افسردگی، هوش هیجانی، استرس، دانشگاه علوم پزشکی بیرجند
|
  • Soleyman Ahmadi, Poorandokht Afshari*, Toktam Masomian Hosseni, Amin Habibi Pages 1-10
    Introduction

    Clinical education is specifically significant in nursing and midwifery schools. For optimal education, it is essential that students receive feedback from instructors before encountering patients to prevent harm in actual settings. This study aimed to determine midwifery students' viewpoint about feedback and its impact on learning in Clinical Skills Centers (CSCs).

    Methods

    This was a descriptive study whose participants took part through census sampling (n=32). Considering the inclusion criteria, 27 students were eligible, who participated after filling out written informed consents. The first phase of the study was qualitative, using content analysis approach to explain midwifery students' viewpoints in CSCs. Using elicitation method, and considering CVR and CVI, a questionnaire was prepared containing 22 items in four sections.

    Results

    The majority of the students (69.8%) had a positive view about learning in CSCs, 77.8% felt they had a moderate to high level of knowledge about CSC, and 88.9% believed that they should review their learnings before starting a new session in CSC. They mostly believed that the old and poor quality models are the most important problems they encountered (66.7%.). Students alleged that getting feedback from lecturers improves learning, but they preferred to receive it privately.

    Conclusion

    Although satisfied with clinical skills centers, shortcomings and inappropriate behaviors can affect students’ interest and motivation. Students feel positive about receiving feedback in CSC, since receiving productive feedback enhances motivation and optimizes learning.

    Keywords: Feedback, Midwifery Students, Clinical Skills
  • Saeideh Daryazadeh, Maryam Yavari, Mohammad Reza Sharif, Mohammad Javad Azadchahraryam Jafari, Zohreh Khademian Pages 11-20
  • Mohammadreza Abdolmaleki, Dariush Rokhafroz* Pages 21-29

    Outcome-based education has a key role in the development of medical education and emphasizes on empowering students according to the needs of society. The purpose of this study is to determine the components and implementation methods of educational needs assessment based on outcome.

    Methods

    The present article is a review study through systematic search in valid domestic and foreign scientific databases with keywords, Assessment models, Needs assessment, needs assessment techniques, Competency Based Education, Competency based curriculum alone or in combination with the words Curriculum, Education and Development has been written.

    Results

    170 documentary contents up to 2021, including articles, books and web pages, were selected and reviewed, of which 11 related articles were used. Using the studied resources, the components of needs assessment in medical education with emphasis on outcome-based education were determined. In the next step, the educational methods of educational needs assessment in medical education were extracted from the mentioned texts and presented in the form of two main tables.

    Conclusion

    For any needs assessment project, it is necessary to follow a specific model. Extracting the main components of educational needs assessment in accordance with the needs of the covered community as an important and helpful step in designing needs assessment models, leads to achieving more and more professional competencies and competencies desired by the community.

    Keywords: Educational Needs Assessment, Medical Education, Outcome Based Education
  • Freshteh Moameri, Abbas Khakpour, Mohsen Nazarzadeh Zare* Pages 30-39
    Introduction

    Nowadays applying virtual education has become a main necessity during the Corona pandemic. For this reason, a large part of the medical community, especially medical universities, is using virtual education to continue their educational process during this crisis. Thus, the main purpose of this study is to identify the challenges and opportunities of virtual education based on the lived experience of faculty members and students of Dezful University of Medical Sciences during the Corona pandemic.

    Methods

    The study was conducted using a qualitative approach by descriptive phenomenology. So, using the purposive sampling method by criterion method, 20 students and 15 faculty members of Dezful University of Medical Sciences were selected by considering the saturation of the findings. The tool used for data collection was a semi-structured interview. To analyze the interviews, the Colaizzi seven-step content analysis method was used, and to evaluate the credibility of the findings, two methods by member checking and peer checking were used.

    Results

    The analysis of the interviews showed that from the perspective of students and faculty members participating in the study, virtual education challenges were classified into three main categories; technical challenges, communication challenges, and content challenges. As well, from the perspective of two groups, the virtual education opportunities were classified into one main category including facilitation in education.

    Conclusion

    Holding to better virtual education requires the serious attention of managers and directors of the Dezful University of Medical Sciences to address the challenges of virtual education and provide the needed technology infrastructure

    Keywords: Medical Education, Virtual Education, Corona Pandemic
  • Nasibeh Salari, Sudabeh Ahmadidarrehsima, Motahareh Pilevarzadeh, Foozieh Rafati, Akbar Mehralizadeh, Neda Dastyar* Pages 40-48
    Introduction

    The mismatch between theoretical training and clinical practice leads to a decline in the quality of clinical service. This study aimed to investigate the strategies which reduce the gap between theoretical knowledge and clinical practice from the viewpoint of students.

    Methods

    This Descriptive - cross - sectional study was performed in winter 2021 on 330 medical, nursing, midwifery, operating room and anesthesia students of Jiroft University of Medical Sciences. The participants were selected through census sampling and the data were collected using a questionnaire with the focus on the gap between theoretical knowledge and clinical practice. The data were analyzed using statistical measures such as mean and standard deviation, along with t-tests and Pearson correlation coefficient at the inferential level.

    Results

    In the areas under study, factors related to the students, educational planning and the instructors were ranked first to third respectively. Among the factors related to professors and instructors, “clinical experience of professors and instructors” (mean 2.50± 0.90), among the factors related to the students, “interest in the field of study” (mean 2.87 ± 0.88) and among the factors related to planning, “the specificity of the clinical curriculum” (mean 2.47± 0.92), were introduced as the most significant factors affecting the reduction of theoretical and practical knowledge of students.

    Conclusion

    Numerous factors are effective in reducing the gap between theoretical and practical knowledge in medical education. Therefore, it is recommended that these factors be considered by education officials to educate medical students in the most optimal way.

    Keywords: Gap, Theoretical Knowledge, Clinical Practice, Students, Jiroft University of Medical Sciences
  • Shahin Tohidi*, Hossein Karimimoonaghi, Arezoo Shayan, Zahra Khalili, Hassan Ahmadinia Pages 49-56
    Background

    Higher education has a valuable role to play in the development of societies, and students are the most important audience in higher education. The aim of this study was to determine the level of satisfaction of nursing students with the inverted class teaching method in internships.

    materials and methods

    This cross-sectional study was conducted in 2017 with the participation of 40 nursing students with available sampling and census in Hamedan Midwifery Nursing School. The instrument of study was the demographic information form and the researcher-made questionnaire of satisfaction with the internship teaching method. The implementation of the Flipped class in the internship included the preparation of educational materials by the teacher and the creation of an opportunity to study at home and questions and answers in class. Data were analyzed using SPSS software version 16 and descriptive statistical tests.

    Results

    The means student satisfaction with the Flipped class teaching method (35.1 ± 5.61 Min. SD) was with a minimum score of 30 and a maximum score of 38. 100% of students reported experiencing less anxiety in the Flipped class than the usual internship teaching method.100% of students preferred the Flipped class teaching method to the usual teaching method.

    Conclusion

    Student participation in learning increases satisfaction with the teaching method. It is suggested that the inverted class method be used more in internship.

    Keywords: Flipped class, internship, teaching method, nursing student
  • Nader Alishan Karami, Zahra Etemadi, Milad Poozesh, Ali Rofan, Mohsen Azad, Mehraban Shahi* Pages 57-66
    Introduction

    Timely donation of transplantable organs of brain dead patients is the main source for supplying organs needed by patients waiting for a transplant. Training healthcare staff involved in managing brain dead patients is a major priority of the Iranian Society of Organ Donation. This study determined the effectiveness of the training course of organ donation following brain death on the Knowledge, Attitude, and Practice (KAP) of healthcare staff in Hormozgan.

    Methods

    This quasi-experimental (single group pre-post test) study was conducted in Bandar Abbas in autumn of 2018. Totally, 117 staff involved in managing brain dead patients participated in the study. KAP was assessed by a researcher-made questionnaire in three stages: before and after training, and 2 months later. We used t-independent parametric tests for two-group comparison, repeated measurement for a three-step comparison of KAP, and post-hoc analysis for pairwise comparison of the stages

    Results

    Eighty-five participants (72.6%) returned the questionnaires in all the stages. They included 67% female, 75.3% married, and 88.2% with bachelor degrees. The mean age was 36.95±7.71 years old. KAP assessed in the 2nd and 3rd stages were significantly higher than the 1st stage. The KAP of men and women improved but not significantly. KAP of participants with bachelor degrees improved significantly, but not for those with higher degrees.

    Conclusion

    The assessment in the three stages proved that the training course effectively improved KAP of the participants

    Keywords: Organ Donation, Brain Death, Organ Transplantation, Health Knowledge, Attitudes, Practice
  • Zahra Tasdighi, Khaironnesa Ramazanzade, Narjes Akbari *, Reza Dastjerdi, Gholamreza Sharifzadeh Pages 67-75
    Introduction

    Mental health is one of the important dimensions of health and it is considered as one of the areas of health assessment in different societies. For any effective action in the first step, properly monitor the current situation. Therefore, the present study was conducted to Study and compare the stress, depression and emotional intelligence between students Birjand University of Medical Sciences.

    Methods

    In this descriptive-analytical study, the population of our study was all students of different degrees of doctoral and undergraduate students at Birjand University of Medical Sciences. The school year was 1396-97. Sampling was done randomly. In this study, Beck depression questionnaire was used to assess the emotional intelligence. The standard questionnaire for SSEIT-33 was used to assess depression. The Dass 21 questionnaire was used to assess the stress. Data analysis was done using SPSS 18 software.

    Results

    In the current study, the incidence of depression was 49.4% of which 21.9% had a mild depression, 9.8% had a moderate level of depression, and 17.7% of students had severe depression. In the present study, there was no significant difference between mean score of stress and depression with the students' level (P> 0.05). There was a significant difference between the mean score of intelligence and the students' level (P <0.05).

    Conclusion

    Regarding the prevalence of depression among students of Birjand University of Medical Sciences, this rate is very high, which should be worried about the future of young people, especially medical students, and appropriate decisions and facilities to reduce the incidence of depression by relevant authorities.

    Keywords: Depression, Emotional Intelligence, Stress, Medical Student