فهرست مطالب

  • Volume:4 Issue: 4, Autumn 2021
  • تاریخ انتشار: 1401/01/14
  • تعداد عناوین: 6
|
  • آسیه افتخاری* صفحات 9-16
    هدف

    انزجاراز پاتوژن به عنوان یک سازگاری روانشناختی در پاسخ به جلوگیری از ارگانیسم های عامل بیماری تکامل یافته است. اخیرا ، روانشناسان اجتماعی تکاملی وجود یک سیستم ایمنی رفتاری را پیشنهاد داده اند که برای جلوگیری از عوامل بیماری زا به عنوان یک سازگاری روانشناختی تکامل یافته است. با این حال ، محققان ادعا می کنند که مفهوم سیستم ایمنی رفتاری همان اجتناب از عوامل بیماری زا نیست. بنابراین ، در این مطالعه ، این مسئله بررسی می شود که آیا سیستم ایمنی رفتاری همان سیستم اجتناب از پاتوژن است یا معنای وسیع تری دارد.

    روش

    با استفاده از کلمات کلیدی پایگاه داده Google Scholar مانند اجتناب از بیماری ، انزجار از عوامل بیماری زا ، سیستم ایمنی رفتاری جستجو شد. PubMed برای سیستم ایمنی رفتاری ، سیستم ادراک بیش از حد علایم مورد بررسی قرار گرفت. از تمام بازه های زمانی برای این مطالعه مروری استفاده شد و بیش از دویست سند با توجه به معیارهای بررسی و استخراج شد.

    یافته ها

    یافته ها نشان می دهد که سه مکانیسم اصلی در سیستم ایمنی رفتاری دخیل هستند. این سیستم ها شامل سیستم های عاطفی ، شناختی و رفتاری هستند.

    نتیجه گیری

    تحقیقات در مورد ارتباطات فیزیولوژیکی با تجربیات عاطفی نشان می دهد که انزجار در پاسخ به محرکهای مرتبط با پاتوژن برانگیخته می شود و با الگوهای منحصر به فرد فعالیت سیستم عصبی خودمختار و فعالیت عصبی همراه است. اما اطلاعات کمی در مورد ارتباطات عملکردی بین ساختارهای آناتومیکی ، فرایندهای عصبی شیمیایی و پدیده های مختلف شناختی و رفتاری که مظاهر سیستم ایمنی رفتاری هستند ، وجود دارد و مطالعات بیشتری در این زمینه مورد نیاز است.

    کلیدواژگان: سیستم ایمنی، اجتناب، انزجار
  • لنسی دسوزا، مجتبی عقیلی*، زینب نصیری، آرزو اصغری صفحات 17-26
    هدف

    از پژوهش حاضر تعیین میزان اثر بخشی ذهن آگاهی بر کاهش ولع مصرف مواد و سطح استرس و کورتیزول در مردان معتاد به شیشه شهر مشهد صورت گرفت.

    روش

    نوع پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه می باشد. جامعه آماری شامل کلیه ی مردان معتاد به شیشه مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد افق راه سبز مشهد می باشد. که از میان آنها 30 نفر به روش نمونه گیری تصادفی در دسترس به عنوان نمونه و جهت آزمون فرضیه ای پژوهش انتخاب شدند و پرسشنامه اضطراب بک BAI و پرسشنامه ولع مصرف مواد سوموزا و همکاران را تکمیل نمودند و مورد آزمایش ادرار جهت اندازه گیری کورتیزول قرار گرفتند. از میان این 30 نفر به شکل تصادفی 15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه کنترل گماشته شدند. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه تحت درمان ذهن آگاهی قرار گرفت در حالی که گروه کنترل هیچ درمانی دریافت نکرد. برای بررسی فرضیه های پژوهش از تحلیل کوواریانس جند متغیری استفاده شد. نتایج نشان داد که این درمان به صورت معنی داری ولع مصرف و سطح استرس و کورتیزول را کاهش داده است. این یافته ها نشان می دهد که درمان مبتنی بر ذهن آگاهی می تواند در کاهش ولع مصرف مواد و میزان استرس و سطح کورتیزول افراد مبتلا به سوء مصرف مواد مفید باشد.

    کلیدواژگان: ذهن آگاهی، استرس، معتاد، کورتیزول، ولع مصرف
  • زهرا قاسمی*، شهرام واحدی، سید محمود طباطبایی، مرضیه علیوندی وفا صفحات 27-46

    چاقی یکی از عوامل خطر برای ابتلا به بیماری های مختلف و همچنین مرگ و میر می باشد و زنان بیش از مردان به آن مبتلا هستند. این مطالعه با هدف طراحی و بررسی اثربخشی مداخله اقتصادزیست انرژی بر شفقت به خود، خودکارآمدی و کاهش وزن زنان مبتلا به چاقی مفرط انجام شد. روش پژوهش حاضر، طرح نیمه تجربی با پیش آزمون، پس آزمون و گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش افراد مبتلا به چاقی مراجعه کننده به مراکز مشاوره روانشناختی و کلینیک های تغذیه شهر تهران در فصل بهار و تابستان سال 1398 بود. تعداد 50نفر زن مبتلا به چاقی با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل به صورت تصادفی گماشته شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های شفقت به خود نف وپرسشنامه خودکارآمدی شرر و همکاران استفاده شد. وزن و شاخص توده بدنی شرکت کنندگان محاسبه و براساس دستورالعمل پروتکل اقتصاد زیست انرژی دانشگاه انرژی پزشکی کالیفرنیا آمریکا، بسته آموزشی اختصاصی برای چاقی طراحی شد و گروه آزمایشی به مدت 8 هفته تحت آموزش با این پروتکل قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با آزمون تحلیل کواریانس، درنرم افزار SPSS نسخه 24 انجام گرفت. نتایج یافته ها حاکی از اثربخشی روش اقتصاد زیست انرژی بر متغیرهای شفقت به خود وخودکارآمدی بود (01/0> P). با این توصیف می توان گفت، برای جلوگیری از اثرات مخرب چاقی و عوارض آن، می توان از مداخلات موثری همچون اقتصاد زیست انرژی به منظور بالا بردن سلامت زایی و خویش مراقبتی افراد مبتلا به چاقی بهره گرفت.

    کلیدواژگان: اقتصاد زیست انرژی، چاقی، شفقت به خود، خودکارآمدی، کاهش وزن
  • فاطمه علوی اصیل، خدیجه ابوالمعالی الحسینی*، سیمین بشردوست صفحات 47-58
    هدف

    یکی از نیازهای اساسی انسان که در توسعه پایدار نقشی حیاتی دارد سلامت است. در عصر دیجیتال، اعتیاد به اینترنت یک تهدید برای سلامت روان محسوب می شود. هدف پژوهش حاضر رواسازی پرسشنامه انگیزه ورود و ادامه درمان اعتیاد به اینترنت دانشجویان دانشگاه های شهر تهران در سال 1398 بود.

    روش

    شرکت کنندگان 324 دانشجویان مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه های دولتی شهر تهران بودند که به روش تصادفی خوشه ای یک مرحله ای انتخاب شدند. همه شرکت کنندگان پرسشنامه انگیزه ورود و ادامه درمان یوربانسکی و ویلد(2012)، پرسشنامه آمادگی برای تغییر و انگیزه درمان میلر و تونیگان (1996) و پرسشنامه اعتیاد به اینترنت یانگ را تکمیل کردند. قبل از شروع کار از شرکت کنندگان رضایتنامه کتبی دریافت شد.

    یافته ها

    داده ها با مدل تحلیل عاملی تاییدی تحلیل شد. تحلیل عاملی تاییدی داده ها نشان داد ساختار سه عاملی انگیزه درمان شناخته شده، درونی و بیرونی از برازش مطلوبی برخوردار است و سنجش روایی مقیاس به روش روایی صوری و محتوایی تایید شد. شواهد روایی همگرا از رابطه مثبت بین خرده مقیاس های انگیزه درمان شناخته شده، درونی و بیرونی با خرده مقیاس های بازشناسی، گام برداری و دوسوگرایی پرسشنامه آمادگی برای تغییر و انگیزه درمان به دست آمد. روایی واگرا از رابطه منفی بین خرده مقیاس های انگیزه درمان شناخته شده، درونی و بیرونی با اعتیاد اینترنت یانگ به دست آمد. پایایی آزمون به روش آلفای کرونباخ برای کل مقیاس(95/0) و برای هرکدام از خرده مقیاس ها شامل انگیزه شناخته شده (94/0)، انگیزه درونی (89/0) و انگیزه بیرونی (86/0) به دست آمد.

    نتیجه گیری

    نتایج نشانگر آن بود که نسخه فارسی مقیاس انگیزه ورود به درمان در جامعه دانشجویی از ویژگی های روان سنجی قابل قبولی برخورار است و می توان از آن به عنوان ابزاری معتبر در پژوهش های روان شناختی استفاده کرد.

    کلیدواژگان: سلامت، اعتیاد به اینترنت، تحلیل عاملی تاییدی، درمان، پرسشنامه انگیزه ورود و ادامه درمان
  • منصور فتحی*، مریم عباسی، مریم خاک رنگین صفحات 59-66
    مقدمه

    اگرچه زنان مبتلا به اچ آی وی با مشکلات متعددی مواجه هستند اما پژوهش های انجام گرفته در ایران در این زمینه محدود است. این پژوهش به دنبال درک و فهم مسایل و چالش های زنان مبتلا به اچ آی وی است.

    روش

    روش مطالعه تحلیل محتوای کیفی است و مشارکت کنندگان در تحقیق زنان مبتلا به اچ آی وی استفاده کننده از خدمات درمان و کاهش آسیب در تهران هستند. تعداد مشارکت کنندگان 17 نفر است که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. تکنیک گردآوری اطلاعات، مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته و روش تحلیل اطلاعات، تماتیک است. با استفاده از تحلیل تماتیک، داده های این مطالعه کدگذاری و تفسیر شدند.

    یافته ها

    6 درون مایه ی اصلی از مصاحبه ها به دست آمد که عبارتند : "طرد اجتماعی "، " داغ اجتماعی"، " انزوای اجتماعی"، "مشکلات روانی "، "کمبود منابع و امکانات"، و "مشکلات درمان".

    نتیجه گیری

    یافته های این مطالعه نشان می دهد که زنان مبتلا به اچ آی وی با چالش های زیادی در حوزه فردی و اجتماعی مواجه هستند. مشکلات جسمی تنها بخشی از مشکلات این افراد است. این بیماری چالش های زیادی به خصوص از نظر اجتماعی برای مبتلایان به همراه دارد. نتایج این مطالعه می تواند در حوزه سیاست گذاری و ارایه برنامه های حمایتی و خدمات اجتماعی جهت مبتلایان به اچ آی وی و خانواده های آنان مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: اچ ای وی، زنان، چالش ها و داغ ننگ
  • فرزانه حاجی زاده*، فرناز کشاورزی ارشدی، فریبا حسنی، میترا صفا صفحات 67-76
    زمینه

    زنان مبتلا بهHIV به دنبال بیماری احساسات و هیجانات منفی متعددی را تجربه می کنند. با توجه به اهمیت این هیجانات و تاثیر نیرومند آن بر افزایش سلامت روان زنان مبتلا به HIV و همچنین با توجه به کمبود پژوهش در این زمینه پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر ذهن آگاهی و نشخوار فکری در زنان مبتلا به HIV انجام شد.

    روش

    پژوهش حاضر شبه آزمایشی، از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل است. 60 نفر زن مبتلا بهHIV با گمارش تصادفی در گروه های آزمایش و گروه گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش، نه جلسه 90 دقیقه ای اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت را هفته ای یکبار دریافت کرد. ابزار اندازگیری، شامل پرسشنامه 5 عاملی ذهن آگاهی (بایر) FFMQ و پرسشنامه نشخوار فکری RRQ (ترانپل و کمپل) بود، که توسط گروه نمونه در دو مرحله قبل و بعد از از مداخله جمع آوری شد.

    یافته ها

    نتایج تحلیل کواریانس نشان داد، که درمان متمرکز بر شفقت در افزایش ذهن آگاهی در مولفه های (مشاهده، عدم قضاوت، عدم واکنش درونی)(P<0.05) در گروه آزمایش، در مقایسه با گروه کنترل در مرحله پس آزمون موثر می باشد. در مولفه های (توصیف و عمل توام با آگاهی) و در نشخوار فکری بین دو گروه آزمایش و کنترل تفاوتی معناداری مشاهده نشد.

    نتایج

    به نظر می رسد درمان متمرکز بر شفقت در افزایش برخی از مولفه های ذهن آگاهی زنان مبتلا بهHIV موثر است. بنابراین درمان متمرکز بر شفقت برای افزایش سلامت روان زنان مبتلا بهHIV پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: اثربخشی درمان متمرکز برشفقت بر ذهن آگاهی و نشخوار فکری در زنان مبتلا به HIV
|
  • Asie Eftekhari * Pages 9-16
    Objective

    Pathogen disgust has evolved as a psychological adaptation in response to the avoidance of disease-causing organisms. Recently, evolutionary social psychologists have proposed the existence of a behavioral immune system that has evolved to avoid pathogens as a psychological adaptation. However, researchers claim that the concept of a behavioral immune system is not the same as pathogen avoidance. Therefore, in this study, the aim is to investigate whether the behavioral immune system is the same as the pathogen avoidance system or has a broader meaning.

    Method

    using Google Scholar database keywords such as disease avoidance, pathogen disgust, the behavioral immune system were searched. PubMed for the behavioral immune system, system over perception disease cues, and disease over perception bias was investigated. All-time periods were used for this review study and more than two hundred documents were reviewed and extracted according to the criteria.

    Results

    The findings show that there are three main mechanisms involved in the behavioral immune system. This system includes the emotional, cognitive, and behavioral mechanisms. Therefore the results showed that the behavioral immune system has a broader meaning than the pathogen avoidance system.

    Conclusion

    Research on physiological correlations with emotional experiences shows that disgust is evoked in response to pathogen-related stimuli and is associated with unique patterns of autonomic nervous system and neural activity. However little is known about the functional connections between anatomical structures, neurochemical processes, and various cognitive and behavioral phenomena that are the manifestations of the behavioral immune system, and more studies are needed in this area.

    Keywords: Behavioral immune system, Avoidance, pathogen, Disgust
  • Lancy Dsouza, Mojtabga Aghili *, Zeynab Nasiri, Arezou Asghari Pages 17-26
    Objective

    Drug addiction is one of the four worldwide crises of the third millennium, at the forefront of risks and societal ills, and one of the most severe challenges confronting today's societies, particularly ours. The purpose of this research was to assess the efficacy of mindfulness on drug craving, stress, and cortisol levels in Mashhad-based males who used crystal meth.

    Method

    Pre- and post-tests with a control group were the sort of quasi-experimental study used. The statistical population comprised all males who used crystal meth, which was sent to the Ofogh Rah-e Sabz addiction treatment clinics in Mashhad, from which 30 participants were randomly assigned to the experimental and control groups using accessible sampling methods (15 people in each group). They answered the Holmes and Rahe stress questionnaire in addition to the Somoza et al. cravings questionnaire. And their urine was examined to determine cortisol levels. The experimental group got eight sessions of mindfulness treatment, whereas the control group received no treatment. Multivariate analysis of covariance was used to examine the research data.

    Results

    The findings indicated that mindfulness lowered cravings and stress while increasing cortisol levels (p<0/001).

    Conclusion

    According to the results, mindfulness-based interventions may be utilized with medical therapy for methamphetamine addicts.

    Keywords: Mindfulness, stress, Addiction, Cortisol, Cravings
  • Zahra Ghassemi *, Shahram Vahedi, Seyed Mahmoud Tabatabaei, Marizyeh Alivandi Vafa Pages 27-46
    Objective

    Obesity is one of the risk factors for various diseases as well as mortality and women suffer from it more than men. Therefore, this study was conducted to design and evaluate the effectiveness of bioenergy economy intervention on self-compassion, self-efficacy and weight loss in women with obesity.

    Methods

    The method of the present study is a quasi-experimental design with pre-test, post-test and control groups. The statistical population of the study included obese people referring to psychological counseling centers and nutrition clinics in Tehran in the spring and summer of 2019. Fifty obese women were selected by convenient sampling method and randomly assigned to intervention and control groups. The Self-compassion scales of Neff and self-efficacy questionnaires of Scherer et al. were used to collect data. The weight and body mass index of participants were also calculated. Based on instructions of the bioenergy economy protocol of the American University of Medical Energy, a special training package for obesity was designed and the intervention group was trained with this protocol in 8 sessions of 120 minutes for 8 weeks. Data analysis was performed by analysis of covariance by SPSS software version 24.

    Results

    The results showed the effectiveness of bioenergy economy on self-compassion and self-efficacy (P<0.01).

    Conclusion

    With this description, it can be claimed that effective interventions such as bioenergy economy can be used to increase the health and self-care of people with obesity to prevent the destructive effects of obesity and its complications.

    Keywords: Bioenergy Economy, obesity, Self-compassion, Self-efficacy, Lose weight
  • Fatemeh Alavi Asil, Khadije Abolmaali Alhoseyni *, Simin Bashar Doust Pages 47-58
    Introduction

    One of the basic human needs that plays a vital role in sustainable development is mental health. In the digital age, Internet addiction is a threat to mental health. So this study aimed at validating the treatment entry questionnaire for Tehran University students in 2019.

    Method

    Participants were 324 undergraduate and postgraduate students of state universities in Tehran, who were selected through one-step cluster random sampling. All participants completed the Urbanoski and Wild’s (2012) Treatment Entry Questionnaire, the Miler and Tonigan (1996) Change Readiness and Treatment Eagerness Scale, and the Young Internet Addiction Questionnaire.

    Results

    Data were analyzed using the confirmatory factor analysis model. Confirmatory factor analysis of the data showed that the three-factor structure of the identified, intrinsic, and extrinsic treatment motivation has a good fit, and the validity of the scale was confirmed by face and content validity. Convergent validity evidence confirmed the positive relationship between identified, intrinsic, and extrinsic treatment motivation with subscales of recognition, taking the step, and ambivalence of the Readiness for Change and Treatment Motivation scale. Cronbach's alpha test was used to assess the reliability of the whole scale (0.95) and each subscale of identified motivation (0.94), intrinsic motivation (0.89), and extrinsic motivation (0.86).

    Conclusion

    The results showed that the Persian version of the treatment entry scale for the student population has acceptable psychometric properties and can be used as a valid tool in psychological research.

    Keywords: Mental Health, Internet Addiction, Confirmatory Factor Analysis, validation, therapy, Treatment Entry Questionnaire
  • Mansour Fathi *, Maryam Abbasi, Maryam Khakrangin Pages 59-66
    Objective

    Although HIV-infected women in Iran face many problems, researches in this area are limited. This research aims to understand and deeply comprehend the issues and challenges of HIV-infected women.

    Method

    Qualitative content analysis was used in this study and participants in the research of HIV-infected women were using three supportive health centers in Tehran. 17 participants were selected through purposive sampling method. The data collection technique is a semi-structured in-depth interview. Thematic data were coded and interpreted using thematic analysis.

    Results

    6 categories of interview analysis were: "social exclusion", "job problems", "social phobia caused by stigma", "mental problems", "treatment problems" and “coping mechanisms”.

    Conclusion

    The findings of this study indicate that HIV-infected women face many challenges in the individual and social field for the social reunion and to reduce their problems, besides individual empowerment, structural and social interventions are also essential. The results of this study can be used in the field of policy-making, the presentation of supportive programs, social services for HIV-infected women and their families.

    Keywords: HIV, women. challenges, stigma
  • Farzane Hajizadeh *, Farnaz Keshavarzi Arshadi, Fariba Hassani., Mitra Safa Pages 67-76
    Objective

    Women with human immunodeficiency virus (HIV) experience negative emotions. Considering the importance of these emotions and their significant impact on mental health of women with HIV, and also considering the gap of information in this regard, this study aimed to assess the effect of compassion-focused therapy on mindfulness and rumination in women with HIV.

    Method

    This was a quasi-experimental study with pre-test and post-test phases, and a control group. Sixty women with HIV were selected and randomly assigned to the experimental and control groups. The experimental group received nine 90-min sessions of compassion-focused therapy, held once a week. The instruments used included the Five-Facet Mindfulness Questionnaire (FFMQ) and the Rumination-Reflection Questionnaire (RRQ). The questionnaires were filled-out by patients in both the experimental and control groups in two stages before and after the intervention.

    Results

    According to the analysis of covariance (ANCOVA), compassion-focused therapy significantly increased the mindfulness dimensions (observing, non-judging, non-reactivity to inner experience) in the experimental group, compared with the control group at post-test (P<0.05). No significant difference was observed between the experimental and control groups in terms of rumination-reflection.

    Conclusion

    It appears that compassion-focused therapy would be effective in increasing the mindfulness dimensions in women with HIV.

    Keywords: : compassion-focused therapy, Mindfulness, rumination, human immunodeficiency virus