فهرست مطالب

  • سال بیست و هفتم شماره 4 (پیاپی 92، زمستان 1400)
  • تاریخ انتشار: 1401/01/24
  • تعداد عناوین: 8
|
  • فهیمه ثابتی، معصومه صفرخانلو، رضا عباس زاده، شیما حقانی، محبوبه علی اکبری* صفحات 348-360
    زمینه و هدف

    مراقبت از کودکان مبتلا به بیماری مادرزادی قلب برای والدین بسیار چالش برانگیز است و مادران این کودکان کیفیت زندگی پایینی دارند. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر اجرای طرح ترخیص بر کیفیت زندگی مادران کودکان مبتلا به بیماری مادرزادی قلب تحت عمل جراحی انجام گرفته است.

    روش بررسی

    در این مطالعه نیمه تجربی 72 مادر کودک مبتلا به بیماری مادرزادی قلب مراجعه کننده به مرکز قلب و عروق شهید رجایی تهران در سال 1398 به روش نمونه گیری مستمر و تخصیص غیرتصادفی در گروه مداخله و کنترل (36 نفر در هر گروه) وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه جمعیت شناختی و کیفیت زندگی SF-36 بود که قبل و 2 ماه بعد از مداخله تکمیل شد. مداخله طی 6 جلسه سی دقیقه ای آموزش در زمان پذیرش، حین بستری و ترخیص در بخش اجرا شد و پیگیری تا 2 ماه بعد از ترخیص ادامه یافت. داده ها در نرم افزار SPSS نسخه 20 و آزمون های آماری کای دو، تی مستقل و آزمون دقیق فیشر تحلیل شد.

    یافته ها

     میانگین نمره کیفیت زندگی قبل از مداخله در گروه آزمون 35/19±93/58 و کنترل 78/16±93/64 بود که تفاوت معنادار بین گروه ها وجود نداشت (165/0=p). دو ماه پس از مداخله میانگین کیفیت زندگی در گروه آزمون 81/17±44/73 و کنترل 49/16±67/73 بود که بین گروه ها تفاوت معنادار آماری وجود نداشت (956/0=p).

    نتیجه گیری

     اجرای طرح ترخیص طراحی شده سبب بهبود کیفیت زندگی مادران نشد. پیشنهاد می شود در اجرای طرح ترخیص علاوه بر آموزش مراقبت صحیح از کودک مبتلا، حمایت روانی از مادران نیز به عمل آید.

    کلیدواژگان: بیماری مادرزادی قلب، طرح ترخیص، کیفیت زندگی، مادر
  • مونس یوسفی، اعظم ملکی*، شهلا فرضی پور، سعیده زنوزیان صفحات 361-373
    زمینه و هدف

    سلامت نوزادان و کودکان به عنوان آینده سازان کشور از اهمیت بسیار ویژه ای برخوردار است. امروزه مزایای مهم شیردهی برای کودکان، مادران و جامعه به طور گسترده ای شناخته شده است. با توجه به اهمیت خودکارآمدی در شروع و تداوم شیردهی مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر مشاوره شیردهی با رویکرد معنوی بر خودکارآمدی شیردهی زنان نخست زا انجام گرفته است.

    روش بررسی

    در این مطالعه کارآزمایی تصادفی شده شاهددار 60 نفر از زنان نخست زای مراجعه کننده به کلاس های آمادگی برای زایمان بیمارستان علوی، مراکز خدمات جامع سلامت آزادگان، سینا و دکتر حضرتی شهر اردبیل در سال 1398 به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و با استفاده از روش بلوک های چهار تایی به دو گروه مداخله و کنترل تخصیص یافتند. گروه کنترل مراقبت معمول و گروه مداخله 8 جلسه مشاوره شیردهی با رویکرد معنوی دریافت کردند. داده ها با استفاده از پرسشنامه خودکارآمدی شیردهی Dennis جمع آوری و در نرم افزار SPSS نسخه 16 و با استفاده از آمار توصیفی، آزمون کای دو، تی مستقل در سطح اطمینان 95% تجزیه و تحلیل شد.

    یافته ها

    براساس نتایج مطالعه حاضر میانگین نمره خودکارآمدی شیردهی در گروه مداخله و کنترل به ترتیب قبل از مداخله 83/5±48/27 و 44/4±23/28 (575/0=p)، بلافاصله بعد از مداخله 14/10±83/39 و 62/3±33/25 (001/0<P)، یک ماه بعد از مداخله 00/13±45/42 و 23/6±43/23 (001/0<P) بوده و حاکی از تفاوت معنادار بین دو گروه، بعد از مداخله است.

    نتیجه گیری

    استفاده از رویکرد معنوی در مشاوره شیردهی در بهبود خودکارآمدی شیردهی زنان نخست زا موثر بوده است. به نظر می رسد ادغام محتوای معنوی در بسته خدمات پس از زایمان با محوریت شیردهی اقدام مناسبی است که می تواند مورد توجه برنامه ریزان در این حوزه قرار گیرد.

    کلیدواژگان: خودکارآمدی، شیردهی، معنوی، سلامت زنان، ایران
  • شیما سادات آقاحسینی* صفحات 374-386
    زمینه و هدف

    بیماری نوظهور کووید-19 به یک بحران سلامت در جهان تبدیل شده و بر ابعاد مختلف زندگی انسان ها تاثیر گذاشته است. درک و آگاهی از آن چه بیماران مبتلا به این بیماری تجربه می کنند به منظور مراقبت صحیح و جامع از آنان ضروری است. تحقیق حاضر با هدف شناخت تجارب زیسته بیماران بهبود یافته مبتلا به کووید-19 انجام گرفته است.

    روش بررسی

    مطالعه حاضر مبتنی بر رویکرد کیفی و از نوع پدیدارشناسی تفسیری است که در سال 1400 انجام گرفت. بدین منظور 13 بیمار بهبود یافته مبتلا به کووید-19 به روش مبتنی بر هدف براساس معیارهای ورود انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از مصاحبه های عمیق و نیمه ساختارمند استفاده شد. متن مصاحبه ها ضبط و پس از نوشته شدن، با رویکرد هرمنیوتیک به روش Van Manen و براساس موثق بودن داده های کیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    از تحلیل داده ها چهار درون مایه اصلی شامل: «ترس از مرگ قریب الوقوع»، «زندگی در حصار»، «دغدغه های خانوادگی» و «رنج محدودیت» به دست آمد.

    نتیجه گیری

    تجربیات بیماران از ابتلا به بیماری کووید-19 نشان داد که این بیماری روی ابعاد جسمانی، روانی، اقتصادی، خانوادگی و اجتماعی افراد تاثیر می گذارد. لذا درک چالش ها، تجربه ها و دغدغه های بیماران پیرامون ابتلا به این بیماری، می تواند به تصمیم گیران اجرایی، کارکنان مراقبت های درمانی و بهداشتی و متخصصان بهداشت روان نسبت به درک و آگاهی جامع از پیامدهای آن، کمک کند.

    کلیدواژگان: پدیدارشناسی تفسیری، کووید-19، مطالعه کیفی
  • بیتا کوشکی، حسین ابراهیمی، سیده سولماز طالبی، نسرین فدائی اقدم، محبوبه خواجه* صفحات 387-400
    زمینه و هدف

    درد در هنگام دسترسی به عروق بخش جدایی ناپذیری از زندگی بیماران همودیالیزی است. هدف از مطالعه حاضر تعیین تاثیر کاربرد زنجبیل موضعی بر درد ناشی از ورود سوزن به فیستول بیماران همودیالیزی است.

    روش بررسی

    در این کارآزمایی بالینی 100 بیمار همودیالیزی به صورت متوالی از دو بیمارستان شاهرود در سال 1398 انتخاب و با روش تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تخصیص داده شدند. برای گروه مداخله، 20 دقیقه قبل از ورود سوزن به فیستول شریانی وریدی از پماد زنجبیل و برای گروه کنترل از مراقبت معمول استفاده شد. درد بیماران پس از ورود سوزن، با ابزار عددی نمره دهی درد ارزیابی شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 18 و آزمون های آماری کای دو، فیشر و تی مستقل آنالیز شد.

    یافته ها

    تفاوت آماری معناداری بین میانگین و انحراف استاندارد نمره درد در گروه کنترل (26/1±46/8) و مداخله (29/1±08/5) وجود داشت (001/0>p). به علاوه، اکثر افراد گروه مداخله درد متوسط و بیشتر افراد گروه کنترل درد شدید را تجربه نمودند.

    نتیجه گیری

     با توجه به نتایج پژوهش می توان گفت که به نظر می رسد استفاده از زنجبیل موضعی که ارزان و تقریبا فاقد عارضه جانبی است، بر کاهش شدت درد هنگام ورود سوزن به فیستول شریانی وریدی بیماران همودیالیزی موثر بوده و استفاده از آن در بخش های همودیالیز توصیه می شود.

    کلیدواژگان: همودیالیز، فیستول شریانی وریدی، درد، زنجبیل
  • مصطفی روشن زاده، مجید شیرانی، علی تاج آبادی، مینا شیروانی، سمیه محمدی* صفحات 401-415
    زمینه و هدف

    تغییرات شاخص های همودینامیک می تواند حاکی از وضعیت سلامتی افراد باشد و اقدامات درمانی، باعث تغییراتی در شاخص های همودینامیک شده و بر روند درمان بیماران تاثیر می گذارد. روش های مختلف انحراف فکر می تواند تاثیرات متفاوتی بگذارد. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر روش انحراف فکر دیداری (تماشای فیلم) و شنیداری (شنیدن موسیقی) بر شاخص های همودینامیک بیماران تحت سنگ شکنی برون اندامی صورت گرفته است.

    روش بررسی

    مطالعه نیمه تجربی حاضر با طرح سه گروهی قبل و بعد در مورد 90 بیمار تحت سنگ شکنی برون اندامی در واحد سنگ شکنی بیمارستان آیت الله کاشانی دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد در سال 1396 انجام گرفته است. بیماران با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و در سه گروه تخصیص تصادفی یافتند. مداخله شامل روش انحراف فکر دیداری و شنیداری بود. داده ها قبل و بعد از مداخله توسط پرسشنامه ویژگی های فردی و بیماری، دستگاه فشارخون جیوه ای و پالس اکسی متری که کالیبره شده بودند، جمع آوری و در نرم افزار آماری SPSS نسخه 16 و با استفاده از آمارهای توصیفی (میانگین و انحراف معیار و درصد و فراوانی) و تحلیلی (زوج، آزمون تی، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

    آزمون آنالیز واریانس نشان داد که میانگین متغیرهای فشارخون سیستول، دیاستول، نبض و درصد اشباع اکسیژن در گروه های شنیداری، دیداری و کنترل قبل از مداخله تفاوت معنادار نداشته است (05/0<p). همچنین میانگین این متغیرها در گروه های شنیداری، دیداری و کنترل بعد از مداخله نیز تفاوت معناداری نداشته است (05/0<p). آزمون تی زوج نیز نشان داد که میانگین نبض (133/0=p)، فشارخون سیستولیک (159/0=p) و دیاستولیک (413/0=p) و درصد اشباع اکسیژن (083/0=p) بیماران بعد از مداخله نسبت به قبل از مداخله برحسب گروه های مختلف معنادار نبوده است.

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج به دست آمده، موسیقی و تماشای فیلم بر شاخص های همودینامیک بیماران تحت سنگ شکنی تاثیر معناداری نداشته است. در این زمینه با توجه به کمبود مطالعات تاییدکننده، انجام مطالعات بیش تر در مورد بیماران سنگ شکنی بایستی مدنظر قرار بگیرد.

    کلیدواژگان: انحراف فکر، موسیقی، تماشای فیلم، سنگ شکنی برون اندامی، بیماران کلیوی
  • سودابه لطفی پلنگی، فاطمه غفاری، زهرا فتوکیان*، علی ذبیحی صفحات 416-430
    زمینه و هدف

    فعالیت های پرستاری ارتقای سلامت در سالمندان مبتلا به COPD در ساختارهای بهداشتی- درمانی متفاوت است و بررسی در این زمینه می تواند به شناخت شکاف دانشی موجود کمک نماید. مطالعه حاضر با هدف تعیین فعالیت های پرستاری ارتقا دهنده سلامت در سالمندان مبتلا به COPD انجام گرفته است.

    روش بررسی

    این مطالعه توصیفی- مقطعی در سال 1399 انجام یافت. 180 پرستار شاغل در بیمارستان های آموزشی وابسته به دانشگاه های علوم پزشکی مازندران و بابل در مطالعه شرکت کردند. نمونه گیری به روش در دسترس انجام گرفت. ابزارهای جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه مشخصات فردی و حرفه ای و پرسشنامه محقق ساخته فعالیت های پرستاری ارتقا دهنده سلامت برای سالمندان مبتلا به COPD بود. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 18 و آزمون های تی تست، آنوا و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شد.

    یافته ها

    میانگین سنی پرستاران شرکت کننده در مطالعه 05/8±58/34 سال بود. 4/84% نمونه ها زن و 6/70% متاهل بودند. میانگین و انحراف معیار نمره فعالیت های پرستاری ارتقا دهنده سلامت 90/37±10/197 محاسبه شد. در بین ابعاد مربوط به فعالیت های ارتقا دهنده سلامت، کم ترین فراوانی مربوط به ابعاد «ترک سیگار/مواد مخدر» (4/34%) و «خودتوانمندسازی» (8/32%) بود. بین فعالیت های ارتقا دهنده سلامت با محل اشتغال (034/0=p)، سن (001/0<P)، جنس (022/0=p) و وضعیت تاهل پرستاران (014/0=p) ارتباط معناداری مشاهده شد.

    نتیجه گیری

    فعالیت های ارتقا دهنده سلامت برای سالمندان مبتلا به COPD، بالاتر از سطح متوسط بوده است. با این حال نیاز است برنامه های آموزش ضمن خدمت و کنفرانس های داخل بخشی به منظور ارتقای صلاحیت حرفه ای پرستاران به ویژه در بعد رفتارهای مشاوره ای و ترک سیگار صورت گیرد.

    کلیدواژگان: فعالیت های پرستاری ارتقا دهنده سلامت، بیماری مزمن انسدادی ریه، سالمند، مراقبت پرستاری
  • سیده آزاده موسی پور، نسرین الهی*، نورالله طاهری، محمدحسین حقیقی زاده، علی احسان پور صفحات 431-445
    زمینه و هدف

    خودمراقبتی و خودمدیریتی به عنوان دو راهکار موثر در کنترل درد و کیفیت زندگی نقش موثری داشته اند، لذا با توجه به ویژگی ها و ابعاد این دو مقوله، این مطالعه با هدف مقایسه تاثیر خودمدیریتی درد با خودمراقبتی بر ماهیت درد و کیفیت زندگی مبتلایان به بیماری سلول داسی شکل انجام گرفته است.

    روش بررسی

    در این مطالعه کارآزمایی بالینی، تعداد 75 بیمار مبتلا به بیماری سلول داسی شکل مراجعه کننده به درمانگاه تالاسمی بیمارستان بقایی 2 اهواز و بیمارستان شهید بهشتی آبادان در سال 1397، انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه 25 نفره خودمراقبتی، خودمدیریتی درد و کنترل قرار گرفتند. دو گروه مداخله به گروه های 5 نفره تقسیم و در طی 4 جلسه و به مدت سه ماه آموزش های اختصاصی را دریافت نمودند. ماهیت درد و کیفیت زندگی بیماران، با استفاده از پرسشنامه کیفیت زندگی و پرسشنامه درد McGill، 4 نوبت (قبل از مداخله، یک ماه، دو ماه و سه ماه بعد از مداخله) مورد سنجش قرار گرفت. تحلیل داده ها در نرم افزار SPSS نسخه 22 انجام گرفت.

    یافته ها

     نتایج نشان داد که برنامه خودمدیریتی درد و خودمراقبتی بر بهبود کیفیت زندگی و میزان درد بیماران داسی شکل موثر بوده است. اما بین دو گروه مداخله تفاوت آماری معناداری در ماهیت درد و کیفیت زندگی بیماران مشاهده نشد.

    نتیجه گیری

     خودمراقبتی و خودمدیریتی درد هر دو اثر مشابهی بر کاهش درد بیماران و بهبود کیفیت زندگی آن ها دارند.

    کلیدواژگان: خودمراقبتی، خودمدیریتی درد، سلول داسی شکل، کیفیت زندگی، ماهیت درد
  • سعیده عزیزی مهکویه، آرزو راستی*، عاطفه اسدپور اصل، سهیل رحیمی، محمدرضا کردباقری صفحات 446-458
    زمینه و هدف

    بیماری نوظهور کرونا، دارای عوارض روان شناختی متعددی از جمله اضطراب است. هدف مطالعه حاضر تعیین تاثیر آگاهی بخشی چهره به چهره بر میزان اضطراب مبتلایان به ویروس کووید-19 است.

    روش بررسی

    در این مطالعه تعداد 90 نفر از بیماران مبتلا به ویروس کووید-19 بستری در بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1399 به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل (هر گروه 45 نفر) قرار گرفتند. پرسشنامه های اطلاعات فردی و بیماری و اضطراب DASS21 قبل از مداخله توسط هر دو گروه تکمیل شد. آگاهی بخشی به صورت چهره به چهره طی دو جلسه 30 دقیقه ای و به فاصله 24 ساعت در گروه مداخله انجام گرفت و مجددا پرسشنامه DASS-21 روز بعد از اتمام جلسه دوم توسط بیماران تکمیل شد. گروه کنترل اطلاعات معمول بخش را دریافت و پرسشنامه را مجددا تکمیل کردند. تجزیه و تحلیل داده ها در نرم افزار SPSS نسخه 21 و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی انجام گرفت.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که قبل از مداخله بین میانگین نمرات اضطراب بیماران دو گروه مداخله (20/9±71/12) و کنترل (08/7±71/14) تفاوت آماری معناداری مشاهده نشده است (05/0>P) اما در میانگین نمرات گروه مداخله (64/5±68/5) و گروه کنترل (19/6±75/12) پس از مداخله، تفاوت معناداری مشاهده شد (05/0˂P).

    نتیجه گیری

    این مطالعه نشان داد که آگاهی بخشی چهره به چهره می تواند موجب کاهش اضطراب بیماران مبتلا به ویروس کووید-19 شود و قابل استفاده در مراکز درمانی است.

    کلیدواژگان: کووید-19، آگاهی بخشی، اضطراب
|
  • Fahimeh Sabeti, Masomeh Safarkhanlo, Reza Abaszadeh, Shima Haghani, Mahboobe Aliakbari* Pages 348-360
    Background & Aim

    Caring for children with congenital heart disease is very challenging for their parents, and the mothers of these children have a low quality of life. The aim of this study was to evaluate the effect of discharge planning on quality of life among mothers of children with congenital heart disease undergoing surgery.

    Methods & Materials

     In this quasi-experimental study, 72 mothers of children with congenital heart disease referred to Shahid Rajaie Cardiovascular center in Tehran in 2019 were included in the study using the continuous sampling method and non-randomly allocated to experimental or control groups (36 in each group). Data collection tool included demographic questions and the SF-36 questionnaire, which was completed before and two months after the intervention. The intervention was performed in six thirty-minute training sessions at the time of admission, during hospitalization and discharge. The training follow-up continued for two months after discharge. Data was analyzed by the SPSS software version 20 using Chi-Square test, independent t-test and Fisher's exact test.

    Results

    The mean score of quality of life before the intervention was 58.93±19.35 in the experimental group and 64.93±16.78 in the control group, and there was no significant difference between groups (P=0.165). Two months after the intervention, the mean score of quality of life was 73.44±17.81 in the experimental group and 73.67±16.49 in the control group, and there was no statistically significant difference between groups (P=0.956).

    Conclusion

    The discharge planning did not improve the mothers’ quality of life. It is suggested that in addition to educating about proper care of the child, psychological support be provided for mothers while implementing discharge planning.
    Clinical trial registry: IRCT20180501039489N3

    Keywords: congenital heart disease, discharge planning, quality of life, mother
  • Munes Yousefi, Azam Maleki*, Shahla Farzipour, Saeedeh Zenoozian Pages 361-373
    Background & Aim

    The health of newborns and infants as the future makers of the country is of special importance. Today, the main benefits of breastfeeding for children, mothers and society have widely been recognized. Given the importance of self-efficacy in initiating and continuing breastfeeding, the present study was conducted to determine the effect of breastfeeding counseling with a spiritual approach on breastfeeding self-efficacy in primiparous women.

    Methods & Materials

    In this randomized controlled trial study, 60 primiparous women referring to the childbirth preparation classes at Alavi Hospital, Azadegan Comprehensive Health Service Centers, Sina and Dr. Hazrati in Ardabil in 2019 were selected through the convenience sampling method and assigned to intervention or control groups using quadruple block method. The control group received routine care and the intervention group received eight sessions of breastfeeding counseling with a spiritual approach. Data was collected using the Dennis Lactation Self-efficacy Questionnaire and analyzed through the SPSS software version 16 using descriptive statistics, chi-square test and independent t-test at 95% confidence level.

    Results

    The mean scores of breastfeeding self-efficacy for the intervention and control groups were 27.48±5.83 and 28.23±4.44 (P=0.575) before the intervention, 39.83±10.14 and 25.33±3.62 (P<0.001) immediately after the intervention, 42.45±13.00 and 23.43±6.23 (P<0.001) one month after the intervention. There was a significant difference between the two groups after the intervention.

    Conclusion

    Employing spiritual approach in breastfeeding counseling was effective in improving the breastfeeding self-efficacy of primiparous women. The integration of spiritual content into the package of postpartum services with a focus on breastfeeding appears to be an appropriate measure that can be considered by planners in this area.

    Keywords: efficacy, breastfeeding, spiritual, women's health, Iran
  • Shima Sadat Aghahosseini* Pages 374-386
    Background & Aim

    Covid-19 is an emerging disease that has become a health crisis in the world and affected various aspects of human’s life. Understanding the experience of patients with this disease is essential for proper and comprehensive care. The aim of this study was to explore the lived experiences of patients recovered from Covid-19.

    Methods & Materials

     The present study was a qualitative study with an interpretive phenomenological approach that was conducted in 2021. For this purpose, 13 patients recovered from Covid-19 were selected using the purposive sampling method based on the inclusion criteria. In-depth, semi-structured interviews were used to collect the data. The interviews were recorded. Having transcribed the interviews, the transcripts were analyzed by a hermeneutic approach using the Van Manen method.

    Results

    Data analysis revealed four main themes: "fear of imminent death", "living in a fence", "family worries", and "the limitations suffering".

    Conclusion

    Patients’ experiences of being infected with Covid-19 showed that the disease affected the physical, psychological, economic, social and family dimensions of individuals. Therefore, understanding the challenges, experiences and concerns of patients about the disease, can help executive decision-makers, healthcare providers and mental health professionals to comprehensively understand the consequences of the disease.

    Keywords: hermeneutic phenomenology, Covid-19, qualitative study
  • Bita Koushki, Hossein Ebrahimi, Seyedeh Solmaz Talebi, Nasrin Fadaee Aghdam, Mahboobeh Khajeh* Pages 387-400
    Background & Aim

    Pain during vascular access is an integral part of the life of hemodialysis patients. The aim of this study was to determine the effect of topical ginger on pain following needle insertion into the arteriovenous fistula in hemodialysis patients.

    Methods & Materials

     In this clinical trial, 100 hemodialysis patients were selected from two hospitals in Shahroud in 2019 and were randomly assigned to intervention or control groups. For the intervention group, ginger ointment was used 20 minutes before needle insertion into the arteriovenous fistula. The control group only received routine care. Patients' pain after needle insertion was assessed using the Numerical Pain Rating Scale. Data was analyzed using the SPSS software version 18 and Chi-square, Fisher, and independent t-tests.

    Results

    There was a statistically significant difference in the mean and standard deviation of pain scores between the control (8.46±1.26) and intervention (5.08±1.29) groups (P<0.001). While most people in the intervention group experienced moderate pain, most people in the control group had severe pain.

    Conclusion

    According to the results of the study, the use of topical ginger, which is cheap with almost no side effects, can reduce the severity of pain following needle insertion into the arteriovenous fistula in hemodialysis patients, and its use in hemodialysis wards is recommended.

    Keywords: hemodialysis, arteriovenous fistula, pain, ginger
  • Mostafa Roshanzadeh, Majid Shirani, Ali Tajabadi, Mina Shirvani, Somayeh Mohammadi* Pages 401-415
    Background & Aim

    Changes in hemodynamic parameters can indicate the health status of individuals, and treatment measures cause changes in hemodynamic parameters, and affect the treatment process of patients. Different ways of distraction can have different effects. The aim of this study was to determine the effect of music distraction and movie-watching on hemodynamic parameters of patients undergoing extracorporeal lithotripsy.

    Methods & Materials

     A quasi-experimental study with a three-group, before and after design was performed on 90 patients undergoing extracorporeal lithotripsy in the lithotripsy unit of Ayatollah Kashani hospital affiliated to Shahrekord University of Medical Sciences in 2018. Patients were selected using the convenience sampling method and randomly allocated into three groups. The intervention included visual and auditory distraction. Data was collected before and after the intervention using demographic characteristics questionnaire, calibrated mercury blood pressure monitor, and pulse oximeter. Descriptive statistical tests (mean and standard deviation, percentage, frequency) and inferential tests (paired t-test, Pearson correlation coefficient and analysis of variance) through the SPSS software version 16 were used to analyze the data.

    Results

    Analysis of variance showed that the mean scores of systolic and diastolic blood pressure, pulse rate and oxygen saturation in the auditory, visual and control groups were not significantly different before the intervention (P>0.05). Also, the mean scores of these variables in auditory, visual and control groups were not significantly different after the intervention (P>0.05). Paired t-test also showed the mean scores of pulse rate (P=0.133), systolic (P=0.159) and diastolic blood pressure (P=0.413), and oxygen saturation (P=0.083) did not have significant differences after the intervention compared to before the intervention between the groups.

    Conclusion

    According to the results, music and movie-watching did not have a significant effect on hemodynamic parameters of patients undergoing lithotripsy. Due to the lack of confirmatory studies, further research is needed on lithotripsy patients.

    Keywords: deviation of thought, music, watching movies, extracorporeal lithotripsy, kidney patients
  • Soodabeh Lotfi Palangy, Fatemeh Ghaffari, Zahra Fotokian*, Ali Zabihi Pages 416-430
    Background & Aim

    Health promotion nursing activities for the elderly with COPD is different in various health care structures, and research in this area can help to identify the existing knowledge gap. The aim of this study was to determine health promotion nursing activities for the elderly with COPD.

    Methods & Materials

     This descriptive, cross-sectional study was conducted in 2020. A total of 180 nurses working in teaching hospitals affiliated to Mazandaran University of Medical Sciences were selected using the convenience sampling method. Data collection tools included a demographic questionnaire and a researcher-made questionnaire on health promotion nursing activities for the elderly with COPD. The data was analyzed through the SPSS software version 18 using t-test, ANOVA and multivariate regression.

    Results

    The mean age of nurses was 34.58±8.05 years, 84.4% were female and 70.6% were married. The mean score of health promotion nursing activities was 197.10±37.90. Among the dimensions related to health promotion activities, “drugs/smoking cessation” (34.4%) and “self-empowerment” (32.8%) had the lowest frequency. There was a significant relationship between health promotion nursing activities with the work place (P=0.034), age (P<0.001), gender (P=0.022) and marital status (P=0.014).

    Conclusion

    The health promotion nursing activities for the elderly with COPD was above moderate levels. In-service training programs and internal conferences are needed especially in the area of ​​counseling behaviors and smoking cessation in order to improve the professional competency of nurses.

    Keywords: health promotion, chronic obstructive pulmonary disease, elderly, nursing care
  • Seyyedeh Azadeh Moosapour, Nasrin Elahi*, Noorollah Tahery, MohammadHosein Haghighizadeh, Ali Ehsanpour Pages 431-445
    Background & Aim

    Self-care and self-management, as two effective strategies play an effective role in controlling pain and quality of life. Therefore, considering the characteristics and dimensions of these two concepts, this study aimed to compare the effect of self-care education and pain self-management on the nature of pain and quality of life in patients with sickle cell disease.

    Methods & Materials

     In this clinical trial study, 75 patients with sickle cell disease, referred to the thalassemia clinic of Baqaei hospital 2 in Ahvaz and Shahid Beheshti hospital in Abadan, were selected and randomly divided into three groups of 25 people (self-care, pain self-management and control groups). The two intervention groups (self-care and pain self-management) were divided into groups of five people, and received specific training during four sessions for three months. The nature of pain and quality of life of patients were assessed four times (before the intervention, one month, two months and three months after the intervention) using the McGill Pain Questionnaire and Quality of Life Questionnaire. The SPSS software version 22 was used to analyze the data.

    Results

    The results showed that pain self-management and self-care programs were effective in improving the quality of life and pain of patients with sickle cell. However, there was no statistically significant difference between the two intervention groups in the nature of pain and quality of life.

    Conclusion

    Self-care and pain self-management have similar effects on reducing patients’ pain and improving their quality of life.

    Keywords: self-care, self-management, sickle cell, quality of life, pain
  • Saeideh Azizi Mahkooyeh, Arezoo Rasti*, Atefeh Asadpur Asl, Soheil Rahimi, Mohammadreza Kordbagheri Pages 446-458
    Background & Aim

    COVID-19 as an emerging disease has many psychological effects, including anxiety. The purpose of this study was to investigate the effect of face-to-face awareness training on anxiety of patients with COVID-19.

    Methods & Materials

     In this study, 90 hospitalized patients in the hospitals affiliated to Tehran University of Medical Sciences in 2020 were selected using the convenience sampling method and randomly divided into two groups of intervention and control (45 people in each group). The DASS-21 anxiety and demographic information questionnaire were completed by both groups before the intervention. The face to face awareness sessions were provided during two 30-minute sessions at 24-hour intervals for the intervention group and the DASS-21 questionnaire was completed again by the patients one day after the second session. The control group received the routine information of the ward and completed the questionnaire again. The SPSS software version 21 was used for the data analysis by descriptive and inferential statistics.

    Results

    The results showed that before the intervention, there was no statistically significant difference (P>0.05) in the mean anxiety scores between the intervention (12.71±9.20) and control (14.71±7.08) groups. But after the intervention, a significant difference was observed in the mean scores between the intervention (5.68±5.64) and control (12.75±6.19) groups (P˂0.05).

    Conclusion

    This study revealed that face-to-face awareness training can reduce anxiety in patients with COVID-19 and can be used in medical centers.

    Keywords: COVID-19, awareness, anxiety