فهرست مطالب

پژوهش های نهج البلاغه - سال بیستم شماره 3 (پیاپی 70، پاییز 1400)
  • سال بیستم شماره 3 (پیاپی 70، پاییز 1400)
  • تاریخ انتشار: 1401/02/04
  • تعداد عناوین: 11
|
  • سید جمال الدین دین پرور صفحات 7-10
  • محمد کفاشان*، مرضیه اخلاقی، مصطفی دلشاد تهرانی صفحات 11-40

    "اخلاق" جمع کلمه خلق، به ویژگی های نفسانی انسان گفته می شود و "پرسشگری" به معنی پرسیدن که ریشه در تفکر انسان دارد و در مقوله اخلاق تفکر ذیل اخلاق کاربردی مطرح می شود؛ از منظر امام علی علیه السلام پرسشگری یکی از شاخص های نشان دهنده میزان در صحنه بودن مردم و احساس مسیولیت آنها نسبت به مسایل جامعه است؛ علیرغم اهمیت تاثیر شاخص پرسشگری در پیشرفت جامعه، چگونگی رعایت ضوابط اخلاقی در فرآیند پرسشگری، تعیین کننده نقش سازنده یا مخرب پرسشگری در آن جامعه است؛ درکلام امام علی علیه السلام اخلاق پرسشگری، به معنی رعایت ضوابط اخلاقی در فرآیند پرسشگری، بعنوان شرط لازم برای سعادتمندی، رشد و پیشرفت جامعه است. پرسشگری اخلاق محور دارای پیشینه طولانی در متون و منابع دینی و اسلامی است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی جایگاه پرسشگری اخلاق محور و روش تحقیق آن از نوع تحلیل محتوای کیفی و نمونه مورد پژوهش گفتار امام علی علیه السلام شامل: سخنرانی ها، خطبه ها، نامه ها و سخنان قصار آن حضرت است که از نهج البلاغه و دیگر منابع مرتبط با آن حضرت استخراج شده است. نتایج حاصل از تحلیل محتوای کیفی متون بررسی شده نشان داد که مدل پرسشگری اخلاق محور از دیدگاه امام علی علیه السلام مبتنی بر سه موضوع اصلی: (1) ویژگی های پرسش (شامل پرسش های اکتشافی و پرسش های هدفمند و همچنین توجه به کمیت و کیفیت پرسش)؛ (2) ویژگی های پرسشگر و پاسخ دهنده (ویژگی های پرسشگر شامل اهل فهم، دانا، فرصت شناس و شجاع؛ و ویژگی پاسخ دهنده شامل اهل ذکر، مشتاق پاسخگویی و پرسشگری)؛ (3) نتایج و پیامدهای پرسشگری (شامل دانش ورزی، کسب معرفت، روشنگری، آگاهی و پیشرفت) است.

    کلیدواژگان: پرسشگری، اخلاق تفکر، الگوهای پرسشگری، گفتار امام علیj، نهج البلاغه
  • حیدر سهرابی* صفحات 41-67
    زمینه و هدف

    نظارت بر عملکرد مسیولان حکومتی از ابزارهای مهم سلامت و پیشرفت جامعه است. این موضوع در قالب های مختلفی همچون نامه ها، خطبه ها و سخنان حکیمانه امیرمومنان علی علیه السلام در نهج البلاغه و برخی کتاب های دیگر گردآوری شده است. در این تحقیق نظارت بر مسیولان حکومت اسلامی را در نهج البلاغه بررسی می کنیم.

    روش

    مقاله حاضر با رویکرد کیفی و به روش ساختاری- تفسیری تدوین شد. در این راستا اطلاعات اولیه با بهره گیری از اسناد معتبری چون نهج البلاغه استخراج گردید و سپس مفاهیم مرتبط با نظارت بر امور مسیولان حکومتی در قالب روش تحلیل محتوا، استخراج و استنباط شده است.

    یافته ها

    یافته های تحقیق نشان می دهد که در سیره مدیریتی امیرمومنان علی علیه السلام انتصاب مدیران اصلح در پست های کلیدی و نظارت آشکار بر فعالیت مسیولان از اصول مهم نظارت بر فعالیت مسیولان حکومتی است. تحقق این مهم منوط به انتخاب ناظران متعهد و امانت داری است که مصالح جامعه اسلامی را در نظر بگیرند. نظارت مستقیم حاکم و برخورد قاطع با مسیولان متخلف نقشی مهم در حرکت صحیح سیستم حکومتی دارد.

    نتایج

    نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که: نظارت بر عملکرد مسیولان حکومتی در صیانت فردی و اجتماعی آنان نقش مهمی دارد. توجه به مواردی از قبیل خودنظارتی، شناخت درست مسیولیت ها و ارایه بازخورد نظارت به مسیولان در بهبود عملکرد آنان موثر است. بر اساس نتایج تحقیق، اقدام های پیشگیرانه در انتصاب مسیولان و انتخاب افراد صالح مهم ترین مولفه است.

    کلیدواژگان: نظارت، عملکرد، مسئولان حکومتی، نهج البلاغه، امیرمومنان علی علیه السلام
  • علی اوسط خانجانی* صفحات 69-88

    نهج البلاغه دومین میراث مکتوب و منبع معرفتی در منظومه ی آموزه های اسلامی است. این اثر فاخر افزون بر کارکرد ایدیولوژیک که به درون مایه های حکمی آن مربوط می شود، به دلیل شکوهمندی تعبیر، کارکرد ادبی نیز دارد. ویژگی اخیر نتیجه ی مولفه هایی چند از جمله کاربرد افعال مزید برای افاده ی معانی مناسب با مقتضای حال می باشد که به لحاظ فراوانی و بسامد بیش از چهار هزار بار در ابواب مشهور و معانی متنوع به کاررفته است. زیرا فعل به عنوان رکن اصلی و بنیادین در ساختار زبان عربی با انتقال از شکل مجرد به ابواب مزید، که فرایند آن به تفصیل در دانش صرف تبیین شده است، واجد معانی جدید و موجب توسعه قلمرو معنی می گردد. مقاله پیشارو با عنوان «بررسی معانی کاربردی افعال مزید (باب های تفاعل، تفعل ، افتعال و استفعال) در نهج البلاغه» پژوهشی نظری است که  به روش تحلیلی -توصیفی نمونه هایی از افعال مزید به کاررفته در این کتاب را  با بهره گیری ازمنابع لغوی و شروح نهج البلاغه از نظر معانی کاربردی مورد بررسی قرارداده است .پژوهشگر از رهگذر پردازش داده ها به این نتیجه رسیده است که افعال مزید به کار رفته در نهج البلاغه کاملا مطابق با مقتضای حال و تامین کننده اهداف خطبه ها ، نامه ها وکلمات قصار بوده، به روشنی بر ظرفیت زبان عربی در تولید معانی جدید و متنوع از مصدر واحد و توسعه قلمرو معنی دلالت دارد.

    کلیدواژگان: نهج البلاغه، افعال مزید، معانی کاربردی، تفاعل، تفعل، افتعال، استفعال
  • وحیدرضا حلوائیها* صفحات 89-110

    عدالت مفهومی است تعاملی. اما نگاه رایج در ادبیات عدالت سازمانی، نگرشی تک بعدی است، که زیردستان همواره در جایگاه ادراک کننده و فرادستان در جایگاه عامل بوده اند. طبق بیان امام علی علیه السلام در نهج البلاغه امکان نقض حق فرادستان توسط زیردستان و در نتیجه ادراک بی عدالتی در آنها نیز وجود دارد. تلاش داریم در پژوهشی کیفی، با استفاده از تحلیل منطقی، متکی بر مبانی هرمنوتیک نسبی گرا، به تبیین این ادراک و خاصیت چرخشی نهفته در مفهوم عدالت، که در خطبه 216 بدان اشاره شده بپردازیم. با انتخاب خطبه، به عنوان متن و امتزاج آن با تیوری های مدیریتی به عنوان افق مفسر، به تفسیر متن همت گماشته شد. با بازگشت دایم به متن اصلی و تطبیق برداشت ها با دو شرح ابن میثم و ابن ابی الحدید تلاش شد از تفسیر به رای جلوگیری و روایی افزایش یابد. یافته ها نشان می دهد، ادراک عدالت فرادستان سازه ای است که تاکنون در ادبیات عدالت سازمانی مغفول مانده، علاوه بر آن، ادراک عدالت، مفهومی است چرخشی، از ادراک و رفتار بین زیردستان و فرادستان، که با تاثیری که بر ناظرین دارد جو سازمان را نیز متاثر می سازد و آغازگر این جو در درون سازمان ها فرادستان و ادراکات آنهاست، بنابراین بهترین نقطه مداخله برای مدیریت این چرخه (بر خلاف گرایش جاری که بر مدیریت رفتار فرادستان و ادراک زیردستان متمرکز بوده) ادراکات فرادستان در این خصوص است، که با لحاظ کردن معیارهایی در مرحله، گزینش، آموزش، ارتقاء مدیران و نیز کنترل های سازمانی می توان این چرخه را در جهت مثبت و ارتقاء مفهوم عدالت در سازمان مدیریت کرد.

    کلیدواژگان: نهج البلاغه، عدالت سازمانی، ادراک عدالت در فرادستان، خاصیت چرخشی، جو عدالت، هرمنوتیک نسبی گرا
  • طاهره نوری، مهدی مطیع*، محمد مرادی صفحات 111-142
    یکی از اصطلاحات مهم در فهم معارف قرآنی «تاویل» است. در روایات نبوی، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم خود را به عنوان «صاحب تنزیل» و امام علی علیه السلام را به عنوان «صاحب تاویل» معرفی کرده اند. با توجه به اختلافاتی که در مورد معنای این واژه و دامنه آن در بین صاحب نظران وجود دارد، تحلیل سخنان امام علی علیه السلام در این راستا ضروری به نظر می رسد. بنابر این ضرورت، در پژوهش حاضر به واکاوی واژه تاویل، آگاهان به تاویل و مبانی تاویل به روش توصیفی تحلیلی در نهج البلاغه پرداخته شده و این نتیجه حاصل شد که تاویل همواره به عنوان یک مشترک معنوی و دربردارنده معانی مختلف بوده و هست. مصداق کامل آگاهان به تاویل، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت شریف ایشان هستند ولی سایر مومنین نیز، بسته به شرایطی می توانند، مصداق راسخان در علم و به تبع آن آگاه به تاویل باشند. در تحلیل مبانی تاویل پذیری قرآن کریم در نهج البلاغه مشخص شد، برخلاف نظر عده ای که مخالف تاویل قرآن هستند، قرآن کریم دارای تاویل است و گریزی از آن نیست؛ زیرا قرآن کریم صامت است، بطن دارد، دارای متشابهات و وجوه گوناگون است، بنابراین به موولانی نیاز دارد تا به تاویل قرآن کریم دست یابند.
    کلیدواژگان: تاویل، نهج البلاغه، آگاهان به تاویل، تاویل پذیری قرآن
  • علی اکبر ذاکری* صفحات 143-165
    بسیاری امیرالمومنین علی علیه السلام را در عزل تمام کارگزاران عثمان بویژه معاویه قاطع دانسته و از شیوه عزل آنان سخن نگفته اند. مقاله این نکته را ثابت می کند که حضرت به جهاتی حداقل چهار تن از کارگزاران عثمان را ابقا کردند و بر این نظراست اعزام عماره بن شهاب به کوفه از گزارش های سیف تمیمی و بی اعتبار است. امام دو شیوه کلی عزل، در باره بقیه کارگزاران اعمال کرد. مقاله با روش توصیفی تحلیلی و با شیوه اسنادی به تبیین شیوه عزل کارگزاران عثمان پرداخته و با تحلیل نامه 75 نهج البلاغه بر این نظر است که حضرت بهترین شیوه را برای عزل معاویه در سه مرحله پی گرفت تا مشکل حاکم شام را بدون خون ریزی حل کند. این معاویه بود که به نامه حضرت و سفیر ایشان پاسخ نداده و با تحریک طلحه و زبیر و بعد اعلام جنگ به سفیر امام، به  مخالفت با رهبر مسلمین پرداخت و هر گونه همکاری را با خلیفه مسلمین رد کرد.
    کلیدواژگان: عزل کارگزاران عثمان، اصلاح اداری، معاویه، ابوموسی اشعری. نامه 75 نهج البلاغه
  • محمد رضائی*، فائزه بالائی صفحات 167-187

    یکی از مسایل مهم در حوزه توحید نظری، مساله ی رابطه ی صفات ثبوتی حقیقی با ذات الهی است. امیرالمومنین علیه السلام، در خطبه نخست نهج البلاغه، کمال اخلاص را نفی صفات از ذات الهی می داند. در تبیین این روایت، تفسیرهای متعددی صورت گرفته است. مقاله حاضر با روش توصیفی- تحلیلی در صدد پاسخ به این سوالات است که در تبیین رابطه ی ذات و صفات الهی چه نظراتی وجود دارد؟ کدام نظر با خطبه نخست نهج البلاغه انطباق بیشتری دارد؟ دیدگاه عارفان مسلمان در این زمینه چیست؟ و بر اساس خطبه ی مزبور، شاخص های عرفانی توحید صفاتی کدام است؟ یافته های پژوهش نشان داد که در این خصوص، سه دیدگاه عمده مطرح است: زیادت صفات بر ذات (دیدگاه اشاعره)، نیابت ذات الهی از صفات (دیدگاه معتزله) و عینیت صفات با ذات الهی (دیدگاه امامیه و فیلسوفان). همچنین به دست آمد که عارفان، در حوزه هستی شناسی قایل به مراتب وجود هستند. در مرتبه ی نخست یعنی ذات غیب الغیوب، هیچ صفت و تعینی وجود ندارد و این، همان مرتبه نفی صفات است. ولی در مرتبه ی بعد که مرتبه ی ظهور تجلیات و تعینات است،  ذات الهی با اسماء و صفات الهی عینیت دارد. عارفان، اسماء الهی را از سنخ امور وجودی و دارای حقیقت می دانند، بنابراین از نظر ایشان، دیدگاه کسانی که قایل به اعتبارات عقلی یا معانی سلبی برای اسماء هستند، مردود است.

    کلیدواژگان: توحید صفاتی، نهج البلاغه، نفی صفات، عینیت صفات، عارفان
  • علی فلاح، اعظم اعتمادی فرد*، ابوالقاسم عاصی مذنب صفحات 189-207

    انسان موجودی اجتماعی است. شاکله اجتماع از روابط فردی شکل می گیرد که این روابط، آداب خاصی را می طلبد تا تعامل مفید و موثری بین افراد جامعه برقرار شود. یکی از مهمترین این آداب در رشد فرهنگ اجتماعی آدمی، مهارت گفت و گو است. لازمه این مهارت آشنایی با مولفه ها وآسیب های آن است که با بررسی و کنکاش در متون دینی به ویژه نهج البلاغه، می توان به آن دست یافت. مقاله حاضر با هدف شناخت مولفه ها و آسیب های مهارت گفت و گو بر پایه حکمت های نهج البلاغه، می کوشد با ساختاری توصیفی- تحلیلی، برخی مستندات و مصادیق این مهارت و آسیب های آن را، به روش کتابخانه ای از نهج البلاغه استنباط و تبیین و تحلیل نماید. یافته های پژوهشی حاکی از آن است که مهارت گفت و گو، زمانی به بالاترین سطح تاثیر خود می رسد که سنجیده سخن بگوییم، به موقع سکوت کنیم، مخاطب و موقعیت خود را درک کنیم، جمله های ما فصیح و بلیغ باشد، در صورت نیاز با پرسش، از معلومات، تجربه و مشورت دیگران بهره مند شویم و راز داری را  لازمه گفت و گوی سالم بدانیم. در این میان پرحرفی، دروغ گویی، چاپلوسی، ادعا داشتن، جدال و بدگمانی می تواند آسیب جدی در مسیر گفت و گوی اثر بخش باشد. بنابراین اصل حاکم بر تمام مولفه ها و اساس دور بودن از آسیب های گفت و گو که از حکمت های نهج البلاغه به عنوان الگو و شاخص، قابل استنباط است، کنترل آگاهانه زبان است.

    کلیدواژگان: مهارت گفت وگو، مولفه ها، آسیب ها، نهج البلاغه، حکمت ها
  • فرهاد کاروان*، طاهره حق طلب صفحات 211-226

    این پژوهش با هدف بررسی نماد و پرداخت تصویری از معانی آن بر اساس فرهنگ نهج البلاغه  و نیز بررسی تطبیقی آن با نظریه نمادسازی هنری انجام شد. روش این پژوهش در چارچوب رویکرد کیفی انجام شده است. جهت جمع آوری داده ها از طریق نمونه گیری هدفمند از نهج البلاغه، تعدادی از خطبه ها، نامه ها و حکمت های آن انتخاب شدند. برای رسیدن به این منظور، منابع پژوهشی مورد تحلیل قرار گرفتند. از آنجایی که این پژوهش بدنبال پاسخگویی به دو سوال اساسی مبنی بر این که تصویر سازی در نهج البلاغه به چه شیوه ای است؟ و تصویر در نهج البلاغه از نظر ویژگی ها و مولفه های آن چگونه  بیان می شود؟ لذا نتایج نشان داد که نهج البلاغه توانسته است نماد را با تصویر در قالب های مختلف پردازش کند، و نیز تصویر را درقالب کلام بپروراند و به مخاطب برساند. همچنین مولفه های اصلی تصویر در نهج البلاغه در شش مولفه بیان شد و بر اساس ملاک های عینی و ذهنی مطابق نظریه پردازان روان فیزیکی نیز قابل تبیین بود. یافته ها نشان می دهد که تصویرسازی کلامی امام علی علیه السلام می تواند بسیاری از حقایق دینی و معارف توحیدی را در قالب محسوس و عینی به نمایش در بیاورد و بازنمایی خوبی از حقایق باشد. با توجه به موارد بررسی شده می توان گفت نهج البلاغه به خوبی توانسته است رسالت هنری خود را انجام دهد و مفاهیم، باورها و اعتقادات دینی را در قالب هنر تصویری به اذهان برساند.

    کلیدواژگان: امام علی(ع)، نهج البلاغه، نماد، نماد هنری
  • صفحات 227-237
|
  • Pages 7-10
  • Mohamad Kaffashan *, Marziye Akhlaghi, Mostafa Delashd Tehrani Pages 11-40

    Ethics refers to the carnal characteristics of man, and questioning is rooted in human thought and is discussed as ethics of thinking under applied ethics. According to Imam Ali (AS), questioning is one of the indicators which represents that people are attentive and feel responsible for society's problems. In Imam Ali's words, the ethics of questioning means observing the ethical rules in the questioning process as a necessary condition for society's prosperity, growth, and development. Despite the importance of the questioning index in the development of society, the way of observing ethical standards in the questioning process determines the constructive or destructive role of questioning in that society. Ethical questioning has a long history in religious and Islamic texts and sources. The purpose of this study is to investigate the status of ethics-based questioning through a qualitative content analysis of Imam Ali's speech, including lectures, sermons, letters, and short speeches extracted from Nahj al-Balaghah and other related sources. The results of the qualitative content analysis showed that the ethics-questioning model, according to Imam Ali (AS), has three main issues: (1) characteristics of question (being exploratory and purposeful and paying attention to the quantity and quality); (2) the characteristics of the questioner (being wise, knowledgeable, opportunism and brave) and the characteristics of the respondent ( being attentive, eager to question and answer); (3) the results and consequences of inquiry (knowledge acquisition, enlightenment, awareness, and progress).

    Keywords: questioning, ethics of thinking, questioning patterns, the speech of Imam Ali, Nahj al-Balaghah
  • Heydar Sohrabi * Pages 41-67

    Monitoring the performance of government officials is an essential tool for the health and development of society. This subject has been collected in various formats such as letters, sermons, and wise sayings of Amir al-Mu'minin Ali (AS) in Nahj al-Balaghah and other books. In this study, we investigate the supervision of Islamic government officials in Nahj al-Balaghah. The present article was conducted with a qualitative approach and a structural-interpretive method. In this regard, the initial information was extracted using valid documents such as Nahj al-Balaghah. The author used content analysis to extract and infer the concepts related to monitoring the affairs of government officials. The research findings show that in the managerial life of Amir al-Mu'minin Ali (AS), the appointment of good managers in critical positions and their unlimited monitoring is one of the principles of monitoring the activities of government officials. The realization of this vital issue depends on the selection of committed and trustworthy observers who consider the interests of the Islamic society. Direct monitoring and taking decisive action against violating officials play an essential role in the proper functioning of the government system. This study showed that monitoring the performance of government officials has a vital role in their personal and social protection. Paying attention to self-monitoring, recognizing responsibilities, and providing feedback to officials can effectively improve their performance. According to the research results, preventive measures are the most important component in appointing officials and selecting competent individuals.

    Keywords: Supervision, performance, government officials, Nahj al-Balaghah, Amir al-Mu'minin Imam Ali (AS)
  • Ali Osat Khanjani * Pages 69-88

    Nahj al-Balaghah is the second written inheritance and source of knowledge in Islamic teachings. In addition to its ideological function, which is related to its theological themes, due to its rich interpretation, this magnificent work has a literary function. This feature is the result of numerous components, including the use of additional verbs to express appropriate meanings based on the context, which has been used more than four thousand times in various meanings. As it is known, verb is the main and fundamental element in the structure of the Arabic language and through its transition from singular to additional verbs leads to the development of new meanings. The present article is a theoretical research that uses descriptive analytic methods to provide examples of additional verbs (tafaʔala, tafaʔala, ifteʔal, isfteʔal) used in Nahj al-Balaghah. It also uses its lexical sources and explanations in terms of practical meanings. Based on the data analysis, the author has concluded that the additional verbs used in Nahj al-Balaghah are fully in line with the current contexts of sermons, letters, and quotes and fulfill their purposes. These verbs clearly indicate the Arabic language's capacity to produce new and diverse meanings from a single infinitive verb to its meaning expansion.

    Keywords: Nahj ul-Balaghah, Mazid Verbs, Applied Meanings, The Circumstances
  • VAHIDREZA HALVAEIHA * Pages 89-110

    Justice is an interactive concept. In most cases, organizational justice has a one-dimensional view in which superiors have always been in a perceptual position and subordinates in an acting class. According to Imam Ali (AS) in Nahj al-Balaghah, there is a possibility of violating the rights of superiors by subordinates as a result of perceived injustice. The present article, based on the principles of relativism hermeneutics and logical analysis, tries to explain the rotational nature of justice mentioned in Sermon 216. The text was interpreted by selecting this sermon and combining it with management theories as interpreter horizons. Due to the qualitative nature of this research, a comparative approach was taken between the original text and adaptations of two commentaries, Ibn Maysam and Ibn Abi'l-Hadid, to prevent eisegesis and increase the validity. Findings show that the perception of justice of superiors is a structure that has been neglected in organizational justice. In addition, the perception of justice is a rotational perception and behavior between subordinates and superiors, which has an effect on observers. This perception affects the organization's atmosphere, and the initiators of this atmosphere within organizations are the subordinates and their perceptions. Therefore, the best intervention to manage this cycle (contrary to the current trend, which focuses on managing superiors' behavior and subordinates' perceptions) is superiors' perceptions. The consideration of some criteria in the stages, such as selection, training, promotion of managers, and organizational controls, can lead this rotation to a positive direction and promote the concept of justice in the organization.

    Keywords: Nahj al-Balaghah, Organizational Justice, perception of justice in the superior, rotational property, atmosphere of justice, relativism hermeneutics
  • Tahereh Noori, Mahdi Motia *, Mohamad Moradi Pages 111-142
    Interpretation is one of the significant terms in comprehending the instructions of the Qur'an. In the prophetic narrations, the prophet Muhammad (SAW) has introduced himself as the "owner of Tanzil " and Imam Ali (AS) as the "owner of taʾwīl". Due to the differences between the meaning of this word and its scope among experts, the analysis of Imam Ali's words seems necessary. Therefore, in the present study, researchers studied the word interpretation (taʾwīl) and its basis through a descriptive-analytic method in Nahj al-Balaghah. Based on the findings, interpretation has always been a spiritual concept and included various meanings. The perfect example of those who know the interpretation are Muhammad (SAW) and the Ahl al-Bayt, and other believers, depending on the circumstances, are the ones who adhere to knowledge are aware of interpretation. In the analysis of the principles of interpretability of the Quran in Nahj al-Balaghah, it was found that, contrary to the opinion of some who oppose Quran's taʾwīl, without any doubt, this holy book has taʾwīl. Since Quran is silent, it has inner aspects and various similarities and differences. Thus, it needs interpreters who define the taʾwīl of the Quran.
    Keywords: interpretation, Nahj al-Balaghah, interpreters, interpretability of Qur'an
  • Ali Akbar Zakeri * Pages 143-165
    Many considered Amir al-Mu'minin Ali (AS) decisive in dismissing all the agents of Ottoman, particularly Mu'awiyah but did not talk about the methods of dismissing them. The article proves that the Imam retained at least five of Ottoman's agents. It also claims that sending of Amarat ibn Shahab to Kufa was one of Saif Tamimi's invalid reports. The Imam dismissed other agents through two general methods. The article uses a descriptive-analytic and a documentary method to explain the method of dismissing the Ottoman agents. Through analyzing the 75th letter of Nahj al-Balaghah, this article indicated that Imam followed the best method to dismiss Mu'awiyah in three stages and solved the problem of the ruler of Levant without bloodshed. It was Mu'awiyah who did not respond to the letter of the Imam and his ambassador, and by inciting Talha and Zubair and then declaring war opposed the Amir al-Mu'minin and rejected any cooperation with him.
    Keywords: Dismissal of Ottoman agents, Administrative reform, Mu'awiyah, Abu Musa al-Ash'ari, Letter 75 of Nahj al-Balaghah
  • Mohammad Rezaei *, Faeze Balaei Pages 167-187

    One of the significant issues in theoretical monotheism is expressing the relationship between accurate positive attributes and the divine essence. In this regard, there are three main views: the abundance of attributes on the essence (Ash'arite approach), the representation of the divine essence of attributes (Mu'tazilite approach), and the objectivity of attributes with the divine essence (Imamiyya and philosophers' approach). In the first sermon of Nahj al-Balaghah, Amir al-Mu'minin Ali (AS) considers the perfection of sincerity as the denial of attributes from the divine essence. Numerous interpretations have been made to explain this narration. The present article uses a descriptive-analytic method to analyze the views of Muslim mystics and study the relationship between divine names, attributes, and essence based on the first sermon of Nahj al-Balaghah. Based on the research findings, it was revealed that mystics in the field of ontology believe that there is no adjective and determination in the first stage, that is, the essence of the unseen, and in the second stage, manifestations and appointments appear. The first stage is the same as the denial of attributes, and the second stage is when the divine names and attributes are manifested and determined. This level is the objectivity of the divine essence with the divine names and attributes. Mystics consider the divine names to be existential and truthful, so the view of those who believe in rational validity or negative meanings for the names is rejected by them.

    Keywords: monotheism of attributes, Nahj al-Balaghah, the negation of attributes, the objectivity of attributes, mystics
  • Ali Fallah, Azam Etemadifard *, Aboalghasem Asi Moznab Pages 189-207

    Human being is a social species. Individual relationships shape the structure of society. These relationships require particular etiquette to establish a valuable and effective interaction between people. One of the most important of these etiquettes in the development of social culture is communication skill. This skill requires familiarity with its components and issues, which can be achieved by studying religious texts, especially Nahj al-Balaghah. This article aims to identify the components and issues of communication skills based on the wisdom of Nahj al-Balaghah. It uses a descriptive-analytic and a library method to deduce and explain instances of this skill and its issues in Nahj al-Balaghah. Research findings indicated that communication skill might reach its highest level of effectiveness in these cases; in the case of speaking thoughtfully, remaining silent in time, understanding the audience and situation, making eloquent sentences, asking a question if needed, using the information and experience, and advising others, and observing confidentiality. In the meantime, talkativeness, lying, flattery, arguing, and suspicion can seriously damage practical communication. Therefore, what can be deduced from the wisdom of Nahj al-Balaghah as a model and indicator is that the principle that governs all the components and the basis of being away from communication issues is the conscious control of the tongue.

    Keywords: Communication skills, components, Issues, Nahj al-Balaghah, Wisdoms
  • Farhad Karvan *, Tahereh Haghtalab Pages 211-226

    This study was conducted to compare the symbol and its meanings based on Nahj al-Balaghah and the theory of artistic symbolism. In this qualitative study, data were selected through purposive sampling. Then, some sermons, letters, and wisdom of Nahj al-Balaghah were analyzed. This research pursued to answer two fundamental questions. One is how illustration is realized in Nahj al-Balaghah? And how image is expressed in Nahj al-Balaghah in terms of its features and components? Therefore, the results showed that Nahj al-Balaghah processed the symbol with the image in diverse formats. In some cases, it included the image within the words and then represented to the audiences. Also, the main components of the image in Nahj al-Balaghah were six that could be explained based on psycho-physical theorists' objective and subjective criteria. According to the findings, the verbal illustration of Imam Ali (AS) can display many religious truths and monotheistic teachings in a tangible and objective form and be a good representation of the realities. In other words, to fulfill its artistic mission, Nahj al-Balaghah has ideally been able to convey religious concepts, beliefs and convictions in the form of visual art.

    Keywords: Imam Ali (AS), Nahj al-Balaghah, Symbol, artistic symbol
  • Pages 227-237