فهرست مطالب

خانواده درمانی کاربردی - سال سوم شماره 1 (پیاپی 10، بهار 1401)
  • سال سوم شماره 1 (پیاپی 10، بهار 1401)
  • تاریخ انتشار: 1401/02/10
  • تعداد عناوین: 30
|
  • سارا نجاتی فر، علی آقازیارتی*، احمد عابدی صفحات 1-20
    هدف
    پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش تحلیل رفتار متقابل بر استرس والدگری مادران و پذیرش والدینی کودکان تیزهوش پرخاشگر انجام شد.
    روش
    روش پژوهش حاضر شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کودکان پسر تیزهوش پرخاشگر 12-8 سال در شهر تهران در سال 1400 بود که 30 کودک با روش نمونه گیری غیر تصادفی هدفمند انتخاب شدند و مادران آن ها در گروه های آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش، مداخله تحلیل رفتار متقابل را طی 8 جلسه 120 دقیقه ای دریافت کردند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه استرس والدگری (آبیدین 1990) و پرسشنامه طرد- پذیرش والدین (رونر 2007) استفاده شد. داده های با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیره تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که مداخله تحلیل رفتار متقابل در کاهش استرس والدگری مادران و افزایش پذیرش والدینی کودکان تیزهوش پرخاشگر تاثیر داشته است. همچنین نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که میزان تاثیر آموزش تحلیل رفتار متقابل بر استرس والدگری (33/10=F) و پذیرش والدینی (50/34=F) معنادار بوده است (05/0>P).نتیجه گیری: بر اساس یافته های حاصل از این پژوهش می توان گفت آموزش تحلیل رفتار متقابل از طریق شناخت ارزش های وجودی و بهبود ارتباطات بین فردی منجر به کاهش استرس والدگری و افزایش پذیرش والدینی کودکان تیزهوش پرخاشگر می شود.
    کلیدواژگان: تحلیل رفتار متقابل، استرس والدگری، پذیرش والدینی، کودکان تیزهوش پرخاشگر
  • مقایسه اثر بخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) و درمان شناختی -رفتاری(CBT) برمکان کنترل سلامت، باورهای غیر منطقی سلامت و پیروی از درمان در مردان و زنان مبتلا به دیابت II
    راحله گلستانی، جواد خلعتبری*، محمد ناصحی، شهره قربان شیرودی صفحه 2
    هدف

    هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان شناختی -رفتاری بر مکان کنترل سلامت، باورهای غیر منطقی سلامت و پیروی از درمان در افراد مبتلا به دیابت II بود.

    روش پژوهش

    این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پییگیری همراه با گروه های آزمایش و گواه بود. جامعه آماری در این پژوهش مردان و زنان دارای تشخیص اختلال دیابت نوع IIمراجعه کننده به درمانگاه امام حسین شهرستان ساری بود که طی یک فراخوان عمومی (درمانگاه امام حسین واقع در ساری)، مردان و زنانی حایز شرایط شرکت در پژوهش به صورت در دسترس 45 نفر انتخاب و سپس به صورت تصادفی در سه گروه درمان شناختی -رفتاری (15 نفر)، درمان پذیرش و تعهد (15 نفر) و گروه گواه (15 نفر) جایگزین شدند. گروه درمان شناختی رفتاری پروتکل درمانی فری (2005) را در دوازده جلسه و گروه درمان پذیرش مبتنی بر تعهد پروتکل هیز (2004) را در هشت جلسه دریافت کردند. هر سه گروه در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با پرسشنامه های باورهای منطقی سلامت توسط کریستنسن و همکاران (1999)، چندوجهی کانون کنترل سلامت والستون و والستون (1982) و پرسشنامه پیروی از درمان مدانلو (1392) ارزیابی شدند. داده های جمع آوری شده با استفاده از واریانس اندازه های مکرر تحلیل شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که درمان شناختی-رفتاری و درمان پذیرش و تعهد به شیوه گروهی بر باورهای غیرمنطقی سلامت (043/0=P و 497/3=F)، کنترل بیرونی (022/0=P و 342/4=F)، کنترل درونی (023/0=P و 236/5=F) و پیروی از درمان (001/0=P و 606/12=F) در مرحله پس آزمون تاثیر دارد و این تاثیر در مرحله پیگیری پایدار گزارش شد.

    نتیجه گیری

    هر دو روش درمانی می توانند باورهای غیرمنطقی سلامت، کنترل درونی و بیرونی و پیروی از درمان را بهبود بخشند؛ اما درمان پذیرش و تعهد دارای تاثیر بیشتری بر متغیرهای پژوهش بود.

    کلیدواژگان: کنترل سلامت، باورهای غیرمنطقی، پیروی از درمان، پذیرش و تعهد، شناختی -رفتاری
  • اثربخشی آموزش مدل چهار عاملی ذهن آگاهی و خود دلسوزی بر رضایت از زندگی و تاب آوری زنان سالمند
    جهان سادات اسدی بیجانیه، مجتبی امیری مجد*، محمد قمری، قربان فتحی اقدم صفحه 4
    هدف

    با توجه به افزایش جمعیت سالمندان ، مسایل سلامت و کیفیت زندگی این گروه سنی وخیم تر از هر سنی دیگر است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مدل 4 عاملی ذهن آگاهی و خود دلسوزی بر رضایت از زندگی و تاب آوری زنان سالمند بود.

    روش پژوهش

    روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل و پیگیری بود. جامعه آماری شامل 473 از زنان سالمندی بود که در سال 1399 در آسایشگاه های سالمندان گیلان ساکن بودند. نمونه ای با حجم 45 نفر به شیوه هدفمند و با توجه به معیار های ورود و خروج انتخاب شد و به طور تصادفی در سه گروه 15 نفری به ترتیب گروه آزمایشی ذهن آگاهی، گروه آزمایشی خود دلسوزی و گروه کنترل دسته بندی شدند. برای گروه آزمایشی اول 8 جلسه 2 ساعتی آموزش ذهن اگاهی بر اساس بسته کابات-زین و برای گروه آزمایشی دوم 8 جلسه 2 ساعتی آموزش خود دلسوزی بر اساس بسته گیلبرت، اجرا گردید(هر هفته یک جلسه) و در گروه کنترل مداخله ای انجام نشد. شرکت کنندگان در مرحله پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری با استفاده از پرسشنامه های رضایت از زندگی دینر و همکاران، و تاب آوری کونور و دیوید سون، مورد بررسی قرار گرفتند. برای تحلیل نتایج از روش تحلیل کوواریانس استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد مدل 4 عاملی ذهن آگاهی و خود دلسوزی باعث بهبود رضایت از زندگی و تاب آوری زنان سالمند گردید (05/0 > p)، و این تاثیر در مرحله پیگیری ماندگار بود(05/0 > p).

    نتیجه گیری

    بنا براین می توان از این مداخله به عنوان بخشی از مداخلات درمانی به طور موثر در مراکز سالمندان استفاده نمود.

    کلیدواژگان: ذهن آگاهی، خود دلسوزی، رضایت از زندگی، تاب آوری، سالمند
  • تدوین مدل دلزدگی زناشویی بر اساس سبک های دلبستگی در افراد متاهل: با نقش واسطه ای تمایز یافتگی
    مهران اسعدی*، تقی پورابراهیم، نورعلی فرخی، مهدی دوایی صفحه 5
    هدف

    پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل دلزدگی زناشویی بر اساس سبک های دلبستگی در افراد متاهل : با نقش واسطه ای تمایز یافتگی انجام پذیرفت.

    روش پژوهش

    پژوهش به لحاظ هدف کاربردی طرح پژوهش توصیفی واز نوع همبستگی مدل یابی بود. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل تمام زنان و مردان متاهل جوان بین 20-35 ساله مراجعه کننده به کلینیک های روانشناسی و مشاوره در سطح شهر تهران بود با استفاده از روش نمونه گیریدر دسترس 480 نفر(289 نفر زن، 191 نفر مرد) به عنوان نمونه انتخاب شدند، برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های مقیاس دلزدگی زناشویی پاینر(1996)، پرسشنامه تمایزیافتگی اسکورن و فریدلندر(1998)، پرسشنامه سبک دلبستگی بزرگ سالان کولینز و رید در سال (1990) استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد بین تمایز یافتگی با دلزدگی زناشویی رابطه ی منفی و معناداری برقرار است و چون بین سبک های دلبستگی نیز با تمایزیافتگی رابطه برقرار است، بنابراین تمایزیافتگی در رابطه ی سبک های دلبستگی با دلزدگی زناشویی نقش واسطه گری دارد البته تمایزیافتگی تنها برای رابطه ی سبک اجتنابی با دلزدگی نقش واسطه گری دارد زیرا با دو سبک دیگر رابطه ی معناداری ندارد. همچنین مدل مفهومی پژوهش بین تمایز یافتگی و دلزدگی زناشویی رابطه منفی و معنادار وجود داشت و تمایزیافتگی در رابطه با سبک های دلبستگی ناایمن (دوسوگر/اجتنابی) رابطه منفی دارد و از طرفی با سبک دلبستگی نا ایمن رابطه مثبت و معنی دار دارد و در ارتباط بین سبک دلبستگی اجتنابی و دلزدگی زناشویی نقش میانجی داشت(p<0/05) .

    نتیجه گیری

    با توجه به رابطه سبک های دلبستگی و دلزدگی زناشویی همچنین با توجه به نقش واسطه ای تمایزیافتگی در رابطه سبک های دلبستگی و دلزدگی زناشویی نتیجه گیری می شود توجه به این دو متغیر در مداخلات پیش از ازدواج و زوجی مشاوران و روانشناسان حوزه خانواده در پیشگیری از اسیب های رابطه زوجین موثر است.

    کلیدواژگان: دلزدگی زناشویی، سبک های دلبستگی، تمایز یافتگی
  • رابطه نقش جنسیتی با بی‎ثباتی ازدواج: نقش تعدیل کنندگی جهت‎گیری در رابطه جنسی در مردان
    پریسا زمانیان*، علی زاده محمدی، لیلی پناغی صفحه 7
    هدف

    هدف این پژوهش تعیین نقش تعدیل کنندگی جهت گیری در رابطه جنسی مردان، با بی ثباتی ازدواج بود.

    روش پژوهش

    پژوهش حاضر از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش مردان ساکن شهر تهران بودند که حداقل یک سال از زندگی مشترکشان گذشته بود. به این ترتیب، 150 نفر به روش نمونه گیری در دسترس از نقاط مختلف شهر تهران با مراجعه به مکان های عمومی و با توزیع پرسشنامه در فضای مجازی انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری در این پژوهش شامل پرسشنامه های بی ثباتی ازدواج بوث و همکاران (1983)، نقش های جنسیتی بم (1974) و جهت گیری در رابطه جنسی هاگز و اسنل (1990) بودند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که جهت گیری در رابطه جنسی، نقش تعدیل کنندگی در رابطه نقش های جنسیتی با بی ثباتی ازدواج دارد. بالا بودن جهت‎گیری مشارکتی در رابطه جنسی، کاهش بی‎ ثباتی ازدواج را به همراه دارد. جهت ‎گیری مبادله‎ای در رابطه جنسی، بالا بودن آن سبب افزایش بی‎ثباتی ازدواج در مردان می شود. همچنین در جهت‎ گیری توقع در رابطه جنسی، بالا رفتن آن افزایش بی ثباتی ازدواج در مردان را به همراه دارد (01/0=P).

    نتیجه گیری

    نتایج پژوهش نشان داد در مردانی که جهت‎گیری توقع، مبادله‎ای و توقع در رابطه جنسی بالا بوده، افزایش نقش‎های جنسیتی باعث کاهش بی‎ثباتی می شود؛ اما در مردانی که جهت‎گیری مشارکتی و مبادله‎ای پایین بوده، افزایش نقش‎های جنسیتی تغییری در میزان بی‎ثباتی ازدواج ندارد.

    کلیدواژگان: بی ثباتی ازدواج، نقش های جنسیتی، جهت‎گیری در رابطه جنسی
  • اعتبار یابی الگوی تحقق و بالندگی عشق و نقش آن در تربیت عاطفی جوانان
    نادره بحری، محمدرضا سرمدی*، محسن ایمانی نائینی صفحه 9
    هدف

    هدف این پژوهش اعتبار سنجی الگویی برای تحقق و بالندگی عشق و نقش آن در تربیت عاطفی از منظر فیلسوفان اگزیستانسیالیسم و نقد آن بر مبنای آرای اندیشمندان مسلمان برای سند تحول در نظام آموزش و پرورش بود.

    روش پژوهش

    روش این پژوهش، آمیخته است که در بخش اول با استفاده از سندکاوی به استخراج عامل ها و فاکتورهای مرتبط با موضوع تحقیق در آثار فیلسوفان اگزیستانسیالیسم پرداخته و در مرحله بعدی با استفاده از روش دلفی ، با 10 نفر از خبرگان عرصه تربیتی دانشگاه پیام نور تهران مصاحبه به عمل آمد و نظرات آن ها در خصوص شاخص های استخراج شده در طراحی و اعتبار سنجی الگوی تحقق و بالندگی عشق و نقش آن در تربیت عاطفی از منظر فلسفه اگزیستانسیالیسم و اندیشمندان مسلمان گردآوری شد.

    یافته ها

    بر اساس مدل استخراج شده، عوامل عشق مسیحی (الهی)، وظیفه محوری، نفی عشق طبیعی، نفی خودپرستی، عشق به دیگری.، عشق الهی، وحدت وجودی، آگاهی،نادیده گرفتن ظواهر اغفال کننده، بیرون آمدن از خود، عشق به نمود خدا در دیگری در قالب پرسشنامه و در چندین مرحله مورد ارزیابی خبرگان قرار گرفت. نتایج تحلیل فازی نشان داد که؛ با توجه به آنکه اختلاف میانگین ها بیش از 0.2 است، یک بار دیگر مراحل توزیع پرسشنامه و میانگین نظرات خبرگان محاسبه می شود از آنجایی که اختلاف میانگین پرسشنامه سوم و چهارم به زیر 0.2 رسیده است.

    نتیجه گیری

    می توان نتیجه گرفت که اجماع خوبی بین نظر خبرگان وجود دارد و نتایج چهار مرحله انجام فرآیند دلفی فازی اطمینان دقت و صحت نتایج را به اثبات می رساند.

    کلیدواژگان: عشق، تربیت عاطفی، سند تحول، فلسفه اگزیستانسیالیسم، اندیشمندان مسلمان
  • پیش بینی درماندگی روان شناختی بر اساس طرحواره ناسازگار اولیه و راهبردهای مقابله ای در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی
    پریسا خطیبی، پریسا مقراضی* صفحه 10
    هدف

    این پژوهش با هدف پیش بینی درماندگی روان شناختی بر اساس طرحواره ناسازگار اولیه و راهبردهای مقابله ای در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی انجام شد.

    روش پژوهش

    پژوهش حاضر به لحاظ روش توصیفی، از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه کلیه زنان درگیر با مساله خیانت زناشویی همسر (مرد) مراجعه کننده به مراکز مشاوره منطقه 5 شهر تهران در سال 1400 بودند. به روش نمونه گیری در دسترس 210 نفر انتخاب شدند. ابزارگردآوری داده ها شامل پرسشنامه خیانت زناشویی ینیسری و کوکدمیر (2006)، پرسشنامه درماندگی روان شناختی لویبوند و لویبوند (1995)، پرسشنامه راهبرد‎های مقابله‎ای لازاروس فولکمن (2001) و پرسشنامه طرح واره ناسازگار اولیه یانگ (2000) بود. تجزیه و تحلیل آماری با کمک ضریب همبستگی پیرسون و روش رگرسیون چندگانه انجام شد.

    یافته ها

    نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که براساس طرحواره ناسازگار اولیه و راهبردهای مقابله ای می توان درماندگی روان شناختی را در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی پیش بینی نمود.

    نتیجه گیری

    بررسی این متغیرهای پیش بین در مشاوره های پیش از ازدواج و خانواده برای شناسایی افراد در معرض خطر لازم است.

    کلیدواژگان: درماندگی روان شناختی، طرحواره ناسازگار اولیه، راهبردهای مقابله ای
  • تدوین بسته آموزشی تربیت جنسی کودکان از تولد تا 5 سالگی ویژه والدین و تعیین اثربخشی آن بر دانش و نگرش و عملکرد والدین نسبت به پیشگیری از سواستفاده جنسی و احساس کفایت والدگری آنها در دو گروه مادران عادی و تنها (والد-مادر)
    سوده مرتضایی فر، صغری ابراهیمی قوام*، فریبرز درتاج، اسماعیل سعدی پور، نورعلی فرخی صفحه 11
    هدف

    هدف این پژوهش، طراحی یک بسته آموزشی تربیت جنسی ویژه مادران و تاثیر آن بر دانش و نگرش و عملکرد نسبت به سواستفاده جنسی و احساس کفایت والدگری در گروه مادران عادی و تنها بود.

    روش پژوهش

    این پژوهش، از جهت تدوین یک بسته آموزشی جدید، پژوهشی بنیادی و از جهت کاربست آن در آموزش والدین، پژوهشی کاربردی است. در طراحی بسته از روش کیفی و در بررسی اثربخشی بسته بر دانش، نگرش و عملکرد و احساس کفایت والدگری، از روش کمی استفادده میشود. جامعه آماری پژوهش برای والدین دو گروه، به دلیل عدم حضور پدران و عدم امکان آموزش به آنها، مادران جهت پژوهش انتخاب شدند. مادران کودکان عادی شامل مادران مراجعه کننده به مهد کودک ها و مراکز نگهداری شهر تهران و برای کودکان تک والد (والد-مادر)جامعه آماری مادران شاهد دارای کودکان پیش از دبستان هستند. ابتدا به منظور استخراج تمام مولفه های مهم و کاربردی در زمینه آموزش تربیت جنسی منابع و پژوهش های انجام گرفته مرتبط با موضوع طی ده سال اخیر (2010 تا 2020) انتخاب و بررسی شد. سپس به منظور تایید مولفه های مهم و کاربردی به دست آمده از منابع کتبی، پرسشنامه دلفی برای متخصصان وصاحب نظران به حوزه تعلیم و تربیت کودک، در رشته روانشناسی و علوم تربیتی که تخصص در حوزه تربیت جنسی و سو استفاده جنسی داشتند، و به روش در دسترس و گلوله برفی انتخاب شدند ،ارسال شد. به منظور اجرای بسته طراحی شده، ابتدا از بین مهدکودک های عادی و شاهد شهر تهران ، مادران دارای کودک زیر 5 سال با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب می شوند، تعداد نمونه، برای هر گروه مادران کودکان عادی و تک والد، 60 نفر بود که بصورت تصادفی انتخاب شده (حمعا 120نفر) و در دو گروه کنترل و آزمایش اول و دوم، (هر گروه 30 نفر) قرار گرفتند.

    کلیدواژگان: تربیت جنسی، دانش، آزار جنسی، احساس کفایت والدگری
  • اثربخشی آموزش صمیمیت با رویکرد اسلامی بر انعطاف پذیری شناختی و معنای زندگی زوجین در مرحله عقد
    ستاره محنایی*، فرزاد پورغلامی، فاطمه شهبازی، محبوبه موجی، رضا فراشبندی صفحه 12
    هدف

    هدف این پژوهش تعیین اثربخشی آموزش صمیمیت با رویکرد اسلامی بر انعطاف پذیری شناختی و معنای زندگی زوجین در مرحله عقد بود.

    روش پژوهش

    این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه و مرحله پیگیری بود؛ جامعه آماری پژوهش 612 زوج در مرحله عقد مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر بوشهر در سال 1399 بود که از میان آن ها تعداد 16 زوج به روش داوطلبانه انتخاب و پس از همتاسازی آزمودنی ها، ملاک های ورود و خروج به صورت تصادفی بین دو گروه آزمایشی (8 زوج=16 زن و شوهر) و گواه (8 زوج=16 زن و شوهر) گمارش شدند. گروه آزمایش پس از اجرای پیش آزمون به مدت هشت جلسه 90 دقیقه ای به صورت هفتگی آموزش صمیمت با رویکرد اسلامی زارعی محمودآبادی و همکاران (1397) را دریافت کردند و گروه گواه هیچ گونه آموزشی دریافت نکردند. ابزار پژوهش حاضر پرسشنامه های معنای زندگی استگر و همکاران (2006) و انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال (2010) بود. داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس اندازه های مکرر مورد تحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

    نتایج حاکی از تاثیر آموزش صمیمیت با رویکرد اسلامی بر نمره معنای زندگی (86/8=F، 006/0 =P)، نمره وجود معنا در زندگی (42/9=F، 004/0 =P)، جستجو برای یافتن معنا (27/4=F، 047/0 =P)، نمره انعطاف پذیری شناختی (79/7=F، 009/0 =P)، بر نمره ادراک (51/8=F، 007/0 =P)، نمره ادراک کنترل پذیری (02/6=F، 021/0 =P) و نمره ادراک توجیه رفتار (61/8=F، 006/0 =P) و پایداری این تاثیر در مرحله پیگیری بود.

    نتیجه گیری

    نتایج کلی این پژوهش بیانگر اثربخشی آموزش صمیمیت با رویکرد اسلامی بر زوجین در مرحله عقد است که در نهایت منجر به افزایش انعطاف پذیری شناختی و معنای زندگی زوجین می شود که این مساله می بایست به طور مداوم جزء برنامه های اصلی مراکز مشاوره قرار بگیرد

    کلیدواژگان: صمیمیت با رویکرد اسلامی، انعطاف پذیری شناختی، معنای زندگی، دوران عقد
  • مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تحمل پریشانی هیجانی، کژکاری عملکرد جنسی و سرمایه روانشناختی در بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس
    عباس نظری، سارا ساعدی*، منصور عبدی صفحه 14
    هدف

    پژوهش حاضر باهدف مقایسه اثربخشی طرح واره درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تحمل پریشانی هیجانی، کژکاری عملکرد جنسی و سرمایه روانشناختی در بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس انجام شد.

    روش پژوهش

    این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون با دو گروه آزمایش و یک گروه گواه است. جامعه آماری شامل کلیه جمعیت بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس استان مرکزی در سال 1400 بودند که براساس هماهنگی های بعمل آمده با انجمن ام اس شهر اراک تعداد کلیه آنان 1200 نفره می باشد، در این مطالعه، نمونه های آماری به صورت دردسترس به تعداد 45 نفر انتخاب و سپس به صورت گمارش تصادفی به 3 گروه 15نفری شامل گروه های طرحوره درمانی (15 نفر)، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر)به صورت تصادفی جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش شاملپرسشنامه تحمل پریشانی هیجانی (DTS)، پرسشنامه کژکاری عملکرد جنسی (2000) و پرسشنامه سرمایه روان شناختی (1999) بودند و طرحواره درمانی براساس پروتکل 12 جلسه ای و درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش بر اساس پروتکل 8 جلسه ای ایفرت و فورسایت تنظیم شدند. درنهایت از تحلیل کوواریانس چندمتغیره و تک متغیره با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 جهت تحلیل داده ها استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که بین اثر طرح واره درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تحمل پریشانی هیجانی، کژکاری عملکرد جنسی و سرمایه روان-شناختی در بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس تفاوت معناداری وجود دارد. بنابراین می توان گفت که بین سه گروه در نمرات پس آزمون بعد از تعدیل نمرات پیش آزمون تفاوت معنی داری وجود دارد.

    نتیجه گیری

    نتایج تایید نشان داد که طرحواره درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تحمل پریشانی هیجانی، کژکاری عملکرد جنسی و سرمایه روانشناختی در میان بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس از پایداری مناسبی برخوردار بوده است.

    کلیدواژگان: طرحواره درمانی، پذیرش و تعهد، تحمل پریشانی، کژکاری عملکرد جنسی، سرمایه روانشناختی
  • مقایسه اثربخشی شناخت ‏درمانی مبتنی بر ذهن ‏آگاهی و درمان فراشناختی بر کاهش افکار وسواسی بیماران اضطرابی در راستای خانواده درمانی
    نفیسه جاویدنیا، سید ابوالقاسم مهری نژاد*، آمنه معاضدیان صفحه 15
    هدف

    پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی مداخله های شناخت‏درمانی مبتنی بر ذهن‏آگاهی و فراشناخت برکاهش افکار وسواسی بیماران اضطرابی انجام گرفت.

    روش

    روش این پژوهش، نیمه تجربی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه است. جامعه آماری پژوهش، بیماران مراجعه کننده به بیمارستان معتمدی و مرکز مشاوره روشنا سمنان در سال 1398 است که از آنان نمونه ای شامل 36 نفر انتخاب گردید و به طور تصادفی در سه گروه 12 نفری شامل دو گروه آزمایش و یک گروه گواه جایگزین شدند. در ابتدا پرسشنامه افکار وسواسیOBQ،گروه مطالعه شناخت اختلال وسواس فکری - عملی (2003) ، در هر سه گروه توزیع و پاسخها به عنوان نمرات پیشآزمون ثبت شد. سپس اعضای گروه‏های آزمایش اول، بر اساس پروتکل سیگال، ویلیامز و تیزدل (2002)، تحت مداخله‏ی"شناخت‏درمانی مبتنی بر ذهن‏آگاهی" و اعضای گروه‏های آزمایش دوم، بر اساس روش درمان فراشناختی ولز (2008)، تحت مداخله‏ی "درمان فراشناختی" قرار گرفته و نهایتا برای افراد گروه‏های گواه، هیچ مداخله‏ای انجام نپذیرفت. داده های بدست آمده با استفاده از روش تحلیل کواریانس چند متغیره با نرم ا فزار SPSS-22 تحلیل گردید.

    یافته ها و نتایج

    نتایج تحقیق نشان دهنده تاثیر گذاری(P<0.01) هر دو رویکرد شناخت‏درمانی مبتنی بر ذهن‏آگاهی و درمان فراشناختی بر کاهش افکار وسواسی بیماران اضطرابی است. بعلاوه نتایج نشان داد که بین اثربخشی مداخله شناخت‏درمانی مبتنی بر ذهن‏آگاهی و درمان فراشناختی بر کاهش افکار وسواسی بیماران اضطرابی تفاوت معناداری (P>0.05)وجود ندارد.

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج تحقیق میتوان نتیجه گرفت که هر دو رویکرد شناخت‏درمانی مبتنی بر ذهن‏آگاهی و درمان فراشناختی بر کاهش افکار وسواسی بیماران اضطرابی تفاوتی با یکدیگرنداشته و میتوانند اثر بخش باشند.

    کلیدواژگان: ذهن ‏آگاهی، مراقبه، شناخت ‏درمانی مبتنی بر ذهن ‏آگاهی، درمان فراشناختی، افکار وسواسی
  • مقایسه تاثیر درمان هیجان مدار فردی و زوجی بر شیوه های مقابله با تغییرات پس از قاعدگی در زنان دچار اختلال پیش از قاعدگی
    ندا جوادی، شیرین کوشکی*، فاطمه گلشنی، آنیتا باغداساریانس صفحه 16

    شیوع زیاد سندرم پیش از قاعدگی در جامعه و تاثیرات آن بر روی کارکرد فردی و اجتماعی مبتلایان، و با توجه به نقش مهم فردی و اجتماعی زنان درجامعه، این پژوهش با هدف تعیین تاثیر درمان هیجان مدار فردی و زوجی بر شیوه های مقابله با تغییرات پس از قاعدگی انجام شد. طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس-آزمون با سه گروه آزمایشی و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی زنان متاهل در شهر تهران تشکیل دادند که از این جامعه تعداد 53 نفر با روش در دسترس به عنوان نمونه آماری انتخاب و در سه گروه (دوگروه آزمایش و یک گروه کنترل) به صورت تصادفی جایگزین شدند. یافته های مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه شیوه های مقابله با تغییرات پیش از قاعدگی(رید و همکاران،2014) در سه نوبت پیش آزمون و پس آزمون و آزمون پیگیری مورد جمع آوری قرار گرفت و با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که درمان های هیجان مدار فردی و زوج درمانی هیجان مدار درگروه های آزمایش درمراحل پس آزمون نسبت به گروه کنترل موجب افزایش راهبردهای مقابله ای با تغییرات پیش از قاعدگی شده است و این افزایش در طول زمان پایدار بوده است. همچنین نتایج نشان داد بین اثربخشی درمان های هیجان مدار فردی و زوج درمانی هیجان مدار بر مولفه های راهبردهای مقابله ای تفاوت معنادار وجود دارد به طوری که زوج درمانی بر افزایش "مولفه حمایت اجتماعی و برقراری روابط" نسبت به درمان فردی تاثیر بیشتری داشته و از طرف دیگر درمان هیجان مدار فردی بر مولفه های "مراقبت از خود" و "اجتناب ازآسیب" نسبت به زوج درمانی اثربخشی بیشتری داشته است.

    کلیدواژگان: درمان هیجان مدار، زوج درمانی، شیوه های مقابله با تغییرات پس از قاعدگی
  • مدل پیش بینی هم وابستگی زنان دارای همسر معتاد بر اساس تمایزیافتگی خود با نقش میانجی تنظیم شناختی هیجانی
    اعظم کریمی حارث آبادی، فاطمه محمدی شیرمحله *، زهره رافضی، مرضیه غلامی توران پشتی، پریسا پیوندی صفحه 18
    هدف

    این پژوهش با هدف، ارایه مدل پیش‌بینی هم‌وابستگی زنان دارای همسر معتاد بر اساس تمایزیافتگی خود با نقش میانجی تنظیم شناختی هیجان انجام شد.

    روش پژوهش

    پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری این پژوهش را کلیه زنان دارای همسر معتاد به مواد مخدر مراجعه کننده به مراکز مشاوره، خانه‌های بهداشت و کمپ‌های ترک اعتیاد و جلسات نارانان شهر تهران در سال 1400 بودند که از میان آن‌ها 188 نفر با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای مرحله‌ای به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. در این پژوهش از ابزارهای هم‌وابستگی (اسپن و فیشر، 1990)، تمایزیافتگی خود (اسکورن و فریدلندر، 1998) و تنظیم شناختی هیجانی (گارنفسکی و کرایج، 2006) استفاده شد. به منظور تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نرم‌افزارAmos-V8.8 استفاده گردید. همچنین به‌منظور تحلیل داده‌های پژوهش از روش مدل‌یابی معادلات ساختاری استفاده شد.

    یافته‌ها

    نتایج پژوهش نشان داد که مدل پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است. همچنین نتایج نشان داد تمایزیافتگی رابطه‌ی منفی معناداری با هم وابستگی (01/0>P)و رابطه‌ی مثبت معناداری با راهبردهای انطباقی تنظیم شناختی هیجان داشته است (01/0>P). همچنین راهبردهای انطباقی تنظیم شناختی رابطه‌ی منفی معناداری با هم وابستگی (01/0>P) داشت اما راهبردهای غیرانطباقی تنظیم شناختی هیجان رابطه‌ی مثبت معناداری با هم‌وابستگی (01/0>P) داشت. همچنین نقش میانجی تنظیم شناختی هیجان در رابطه‌ی بین تمایزیافتگی خود و هم وابستگی (181/0-= β؛ 01/0=P) تایید شد.

    نتیجه گیری

    بنابراین با توجه به نتایج، می‌توان بیان کرد که تمایز یافتگی خود با اثرگذاری بر راهبردهای تنظیم هیجان نقش مهمی در کاهش هم وابستگی زنان دارای همسر معتاد ایفا می‌کند.

    کلیدواژگان: هم وابستگی، تمایزیافتگی خود، تنظیم شناختی هیجان، اعتیاد
  • طاهره حاج حسینی، حسن میرزاحسینی*، مجید ضرغام حاجبی صفحات 21-36
    هدف
    هدف پژوهش تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر ذهنی سازی در مقایسه با درمان مبتنی بر عاطفه هراسی بر کاهش علایم افسردگی زنان طیف شخصیت مرزی بود.
    روش
    این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری در این پژوهش 120 نفر از زنان دارای علایم طیف شخصیت مرزی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر قم در بازه مرداد ماه تا مهر ماه 1399 بود که پس از غربالگری با پرسشنامه افسردگی گلدنبرگ (1971) و مصاحبه براساس معیار های DSM-5 60 زن به صورت هدفمند انتخاب و در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه (هر گروه 20 زن) به صورت تصادفی گمارش شدند. گروه آزمایش اول درمان مبتنی بر ذهنی سازی بتمن و فوناگی (2016) و گروه آزمایش دوم درمان مبتنی بر عاطفه هراسی مک کالو (2003) را در هشت جلسه 90 دقیقه ای، هفته ای یک جلسه دریافت کردند و گروه گواه در لیست انتظار قرار گرفت. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه های مکرر تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج حاکی از تاثیر مداخله درمان مداخله مبتنی بر ذهنی سازی (41/18=F، 001/0 =P) با اندازه اثر 36/0 و درمان مبتنی بر عاطفه هراسی (35/20=F، 001/0 =P) با اندازه اثر 38/0 بر افسردگی زنان و پایداری این تاثیر در مرحله پیگیری بود.
    نتیجه گیری
    بنابراین می توان نتیجه گرفت که از درمان عاطفه هراسی در کنار دارو درمانی می توان برای بیماران مبتلا به افسردگی استفاده کرد.
    کلیدواژگان: افسردگی، درمان ذهنی سازی، درمان عاطفه هراسی
  • فرزانه آب روشن، شاهرخ مکوند حسینی*، نعمت ستوده اصل، پرویز صباحی صفحات 37-55
    هدف
    پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی رفتار درمانی عقلانی هیجانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، بر رفتارهای خودمراقبتی (رفتارهای تغذیه ای، فعالیت بدنی، کنترل قند خون، مراقبت از پا و تبعیت دارویی بیماران) در افراد مبتلا به دیابت نوع دوم انجام شد. روش پژوهش: این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با دو گروه آزمایش و یک گروه گواه و پیگیری است. جامعه آماری پژوهش را کلیه بیماران مبتلا به دیابت نوع دوم زن دارای پرونده در کلینیک پارسیان اسلام شهر در سال 1398 تشکیل دادند که از بین آن ها، 45 نفر به روش نمونه گیری در دسترس و هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (هر گروه 15 نفر) و یک گروه کنترل (15 نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش درمان پذیرش و تعهد 8 جلسه 60 دقیقه ای و گروه رفتار درمانی عقلانی هیجانی 8 جلسه 60 دقیقه ای تحت آموزش قرار گرفتند و گروه کنترل در لیست انتظار ماندند. ابزار مورد استفاده در پژوهش حاضر شامل پرسشنامه رفتارهای خودمراقبتی دیابتی (توبرت و گلاسکو، 1994) بود که در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون مورد استفاده قرار گرفت. داده ها با استفاده از واریانس اندازه های مکرر تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو مداخله به کار رفته در این پژوهش می توانند به طور معناداری رفتارهای خودمراقبتی (رفتارهای تغذیه ای، فعالیت بدنی، کنترل قند خون، مراقبت از پا و تبعیت دارویی بیماران) در بیماران مبتلا به دیابت نوع دوم را بهبود بخشیدند (05/0p<)، با این تفاوت که مداخله مبتنی بر درمان پذیرش و تعهد دارای تاثیر بیشتری بر رفتارهای خودمراقبتی در بیماران مبتلا به دیابت نوع دوم داشت. به علاوه درمرحله پس آزمون-پیگیری تفاوت معنی دار مشاهده نشد (05/0p<) بیانگر پایداری تغییرات مداخله است. نتیجه گیری: بر اساس نتایج این پژوهش، درمان پذیرش و تعهد و رفتار درمانی عقلانی هیجانی، مداخلات موثری در افزایش رفتارهای خودمراقبتی بیماران مبتلا به دیابت داشتند
    کلیدواژگان: خودمراقبتی، پذیرش و تعهد، رفتاردرمانی، عقلانی هیجانی، دیابت
  • راحیل توسلی زاده، سعیده السادات حسینی*، حسن امیری، مختار عارفی صفحات 56-72
    هدف
    هدف این پژوهش تعیین مدل اختلالات یادگیری بر اساس ارتباط با والدین و کمال گرایی بود. روش پژوهش: روش این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ روش گردآوری اطلاعات توصیفی- پیمایشی از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه پنجم و ششم ابتدایی مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 1400-1399 شهر کرمانشاه بود که نمونه آماری پژوهش، 270 دانش آموز دختر همراه با والدین شان به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به پرسشنامه های مشکلات یادگیری ویلکات و همکاران (2011)، پرسشنامه کیفیت روابط والد، کودک فاین و همکاران (1983) و پرسشنامه چندگانه کمال گرایی هویت و فلت (1991) پاسخ دادند. یافت ها: نتایج پژوهش نشان داد بین عاطفه مثبت، همانند سازی با والدین، اعتماد، خشم، کمال گرایی خودمدار، کمال گرایی دیگر مدار و کمال گرایی جامعه مدار با اختلال یادگیری همبستگی معناداری (05/0=P) دارد؛ همچنین ضریب همبستگی چندگانه بین کمال گرایی و کیفیت رابطه والد-کودک با اختلال یادگیری برابر با 462/0 = R است و ضریب تعیین برابر 213/0= R2 است که 21.3 درصد از واریانس اختلال یادگیری از طریق کمال گرایی و کیفیت رابطه والد کودک قابل تبیین است. نتیجه گیری: در نهایت این نتیجه حاصل شده است که ارتباط با والدین در پیش بینی اختلالات یادگیری و همچنین کمال گرایی در پیش بینی اختلالات یادگیری سهم دارد.
    کلیدواژگان: اختلالات یادگیری، ارتباط با والدین، کمال گرایی
  • اکرم صادقی دهکردی، زهرا یوسفی*، هاجر ترکان صفحات 73-88
    هدف
     هدف مطالعه ی حاضر کشف مولفه های تربیتی زنان موفق است. این مطالعه با روش کیفی و به روش تحلیل مضمون (کلارک و بروان، 2006) انجام شد.
    روش
    روش نمونه گیری هدفمند از نوع متجانس 20بود به این ترتیب که 13 نفر از زنان موفق بر اساس ملاک های ورود و خروج انتخاب شدند و مورد مصاحبه قرار گرفتند. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. یافته ها: داده-های گردآوری شده به کمک تحلیل مضمون  مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. پنج مقوله اصلی را نشان داد که عبارت بودند از سبک زندگی خانواده (با خرده مقولات محل سکونت، تفریحات، ارتباطات، تغذیه، الگوی خواب و پوشاک)، تجارب همشیرها (با خرده مقولات تجارب شاد و تجارب ناشاد همشیرها)، ویژگی های والدین (با خرده مقولات ویژگی های الگومند و  ویژگی های الگومند،  محورهای تربیتی والدین (با خرده مقولات (تاکیدات تربیتی و روش های تربیتی) و سبک همسالان (با خرده مقولات وضعیت روانی همسالان، وضعیت مادی همسالان و وضعیت اجتماعی همسالان). نتیجه گیری: با توجه به این نتایج می توان گفت در مسیر تربیتی زنان موفق مولفه هایی رخ داده که به آن ها کمک کرده است تا در جهت موفقیت حرکت کنند.
    کلیدواژگان: سبک فرزندپروری، مولفه های تربیتی زنان موفق، تحلیل مضمون
  • سیما لطف نژاد افشار، رضا خاکپور*، فریده دوکانه ای فرد صفحات 89-109
    هدف
    هدف این پژوهش، ارایه مدل ساختاری پیش بینی بهزیستی روان شناختی بر اساس عملکرد خانواده، خوش بینی و تاب آوری با میانجیگری کفایت اجتماعی بود. روش پژوهش: این پژوهش توصیفی با روش همبستگی با مدل معادلات ساختاری بود که از جامعه دانشجویان پردیس علامه طباطبایی ارومیه (ویژه خواهران) و پردیس شهید رجایی ارومیه (ویژه برادران) با روش نمونه گیری در دسترس، 250 نفر انتخاب شدند. در این پژوهش از پرسشنامه های بهزیستی روان شناختی ریف، 1989، عملکرد خانواده مک مستر اپستاین و همکاران، 1950؛ خوش بینی (جهت گیری زندگی) شی یر و کارور 1985؛ تاب آوری کونور و دیویدسون (2003) و کفایت اجتماعی فلنر (1990) استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد بین تاب آوری و بهزیستی روان شناختی مثبت (01/0>p، 240/0=β). ضریب مسیر کل بین خوش بینی و بهزیستی روان شناختی مثبت و در سطح 01/0 معنادار است (01/0>p، 317/0=β). همچنین ضریب مسیر کل عملکرد خانواده و بهزیستی روان شناختی منفی (01/0>p، 225/0-=β). ضریب مسیر بین کفایت اجتماعی و بهزیستی روان شناختی مثبت و در سطح 01/0 معنادار است (01/0>p، 225/0=β). ضریب مسیر غیرمستقیم بین تاب آوری (01/0>p، 089/0=β) و خوش بینی (01/0>p، 094/0=β) و بهزیستی روان شناختی مثبت و ضریب مسیر غیرمستقیم بین عملکرد خانواده و بهزیستی روان شناختی (01/0>p، 110/0-=β) منفی و در سطح 01/0 معنادار است.
    نتایج
    نتایج نشان داد تاب آوری و خوش بینی به صورت مثبت و معنادار و عملکرد خانواده به صورت منفی و معنادار بهزیستی روان شناختی را پیش بینی می کند و کفایت اجتماعی به صورت مثبت و معنادار رابطه بین تاب آوری و خوش بینی و به صورت منفی و معنادار رابطه بین عملکرد خانواده و بهزیستی روان شناختی را میانجیگری می کند.
    کلیدواژگان: بهزیستی روانشناختی، عملکرد خانواده، خوش بینی، تاب آوری، کفایت اجتماعی
  • زکیه نصیری، نازنین هنرپروران*، فاطمه جوادزاده شهشهانی، سیامک سامانی صفحات 110-135
    هدف
    پژوهش حاضر با هدف واکاوی علل زمینه ای و آشکار ساز در خیانت زناشویی انجام شد. روش پژوهش: مطالعه حاضر با رویکرد کیفی مبتنی بر نظریه زمینه ای و تکنیک مصاحبه های نیمه ساختار یافته و مسئله محور، به بررسی و شناخت فرآیند بروز رابطه فرازناشویی پرداخته است. تعداد 12 زن و 15 مرد که تجربه خیانت زناشویی و تمایل به همکاری با پژوهشگر را داشتند با شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. این افراد با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاری به صورت عمیق مورد بررسی قرار گرفتند؛ برای تبیین و تحلیل داده ها از رویکرد داده بنیاد استفاده شد.
    یافته ها
    بعد از تحلیل داده ها، از مصاحبه با زنان و تحلیل آن در کدگذاری باز 100 کد اولیه، 14 کد محوری و 3 کد اصلی استخراج شد هیجان خواهی، اعتماد به نفس پایین، خودانگاره منفی و شور و هیجان سرکوب شده در کد اصلی علل درون فردی؛ برآورده نشدن نیازهای عاطفی، ناهمسویی خواسته ها و اهداف، عدم توجه به مرزبندی ها، اختلافات زناشویی، انتقام از همسر و عدم جذابیت همسر در کد اصلی علل تعارضات زناشویی و کنجکاوی در تجارب جنسی، تجارب جنسی قبل از ازدواج و ناکامی جنسی در کد اصلی علل جنسی طبقه بندی شدند. تحلیل محتوای مصاحبه با مردان و تحلیل آن در کدگذاری باز 76 کد اولیه، 13 کد محوری و 3 کد اصلی استخراج شد که دلایل خیانت زناشویی مردان را می توان در علل عاطفی (تعارضات زناشویی، وجود بحران های زندگی، از دست رفتن خود، به اشتراک نهادن احساسات و افکار) علل جنسی (کسب طراوت و شادمانی به خاطر ازدواج کسالت بار، داشتن تجربیات جنسی جدید، عدم مراقبت همسر از بدن خود و هیجان خواهی) و علل بیرونی (قدرت، داشتن فرصت برای رابطه فرازناشویی، دریافت تقویت و حمایت از جانب دوستان، محق بودن و بازداری زدایی شدن به خاطر مصرف مواد) دسته بندی کرد.
    کلیدواژگان: خیانت زناشویی، زنان و مردان، عوامل زمینه ای، عوامل آشکارساز
  • امیرحسام خواجه، هادی فرهادی*، اصغر آقایی صفحات 136-160

    هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی بسته تلفیقی زوج درمانی هیجان مدار و شفقت درمانی بر کیفیت زندگی زناشویی و ابعاد دلبستگی زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر اصفهان بود. پژوهش حاضر از نوع طرح آزمایشی تک موردی است که در سال 1398 انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش کلیه زوج های مراجعه کننده به مراکز و کلینیک های روان شناسی شهر اصفهان است. نمونه گیری از میان کلیه زوج هایی که به دلیل مشکلات زناشویی به مراکز و کلینیک های شهر اصفهان در زمستان 1398 مراجعه می نمایند با توجه به ملاک های ورود و خروج به صورت در دسترس 3 زوج انتخاب شدند. پس از نمونه گیری اولیه 3 زوج در گروه تلفیقی زوج درمانی هیجان مدار و شفقت درمانی قرار گرفتند. از پرسشنامه کیفیت زندگی (روابط) زناشویی(فلچر، سیمپسون و توماس،2000) و پرسشنامه دلبستگی کالینز و رید (1990) برای جمع آوری داده ها استفاده شد. گروه آزمودنی ها هر هفته یک جلسه و به مدت 12 جلسه، تحت آموزش تلفیقی زوج درمانی هیجان مدار و شفقت درمانی قرار گرفتند. داده ها به روش ترسیم دیداری، شاخص تغییر پایا و فرمول درصد بهبود تحلیل شدند. تحلیل داده ها اثربخشی درمان در زوج هایی که تحت مداخله بسته تلفیقی زوج درمانی هیجان مدار و شفقت درمانی بودند را نشان داد که درواقع اجرای درمان تلفیقی زوج درمانی هیجان مدار و شفقت درمانی باعث ارتقا کیفیت زندگی زناشویی و ابعاد دل بستگی شده است(p<0.05). با توجه به یافته های پژوهش می توان از این رویکرد در جهت بهبود روابط و کاهش میزان طلاق در جامعه استفاده کرد.

    کلیدواژگان: زوج درمانی هیجان مدار، شفقت درمانی، کیفیت زندگی زناشویی، دلبستگی، زوجین
  • مهدی طباطبایی فر *، الهام آرام نیا، سجاد اسلامیان صفحات 161-176
    هدف

    هدف پژوهش حاضر تدوین بسته آموزشی بومی کارت‌های ذهنیت طرحواره‌ای و تعیین اثربخشی آن بر تعارض زناشویی بود.

    روش

    پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه کنترل و پیگیری دو ماهه بود؛ و جامعه آماری پژوهش حاضر 32 زوج مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره بهراز، آرام، زندگی عاقلانه در شش ماهه اول سال 1399 بود که پس از غربالگری با پرسشنامه راهبردهای حل تعارض اشتراوس (1979) 18 زوجی که شرایط شرکت در پژوهش را داشتند به شیوه در دسترس انتخاب و در گروه‌ آزمایش (8 زوج) و گروه گواه (8 زوج) به صورت تصادفی جایگزین شدند. گروه آزمایش به مدت دوازده جلسه 90 دقیقه‌ای به صورت زوجی تحت مداخله بسته تدوین شده کارت‌های ذهنیت طرحواره‌ای قرار گرفتند و گروه گواه هیچ مداخله‌ای را دریافت نکردند. داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس مختلط اندازه‌های مکرر تجزیه و تحلیل شد.

    یافته‌ها

     نتایج حاکی از تاثیر مداخله بسته آموزشی بومی کارت‌های ذهینت طرحواره‌ای بر نمره کل تعارض زناشویی (52/14 =F، 001/0 =P)، بعدکلامی (31/26 =F، 001/0 =P)، بعد غفلت (73/41 =F، 001/0 =P)، بعد صداقت (08/47 =F، 001/0 =P)، بعد خاتمه دادن (85/40 =F، 001/0 =P) و بعد بدرفتاری (74/12 =F، 001/0 =P) و پایداری این تاثیر در مرحله پیگیری بود.

    نتیجه‌گیری

    نتایج پژوهش شواهدی را پیشنهاد می‌کند که بسته آموزشی تدوین شده فلش کارت‌های ذهنیت طرحواره‌ای علاوه بر داشتن روایی، بر کاهش تعارضات زناشویی در همسران دچار تعارض زناشویی روش مناسبی است.

    کلیدواژگان: ذهنیت طرحواره ای، تعارض زناشویی، زوج های متعارض
  • مژگان جلالوند، شکوه نوابی نژاد *، حمیدرضا رضازاده بهادران، علی اکبر خسروی بابادی صفحات 177-206
    هدف

    پژوهش حاضر با هدف مدل یابی معادلات ساختاری طلاق عاطفی براساس طرح واره های ناسازگاراولیه، همدلی عاطفی با میانجی گری تنظیم هیجان درزنان متاهل تهران بود.

    روش

    پژوهش توصیفی، همبستگی و جامعه آماری زنان متاهل تهرانی بود که با روش نمونه گیری در دسترس، 200 زن متاهل ساکن تهران به عنوان حجم نمونه از مراکز مشاوره دوستان و مشاوران انجمن حمایت از حقوق کودکان بصورت آنلاین (به دلیل وجود ویروس کرونا) انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه طلاق عاطفی گاتمن(1999)، طرحواره های ناسازگاراولیه یانگ (1998)، همدلی عاطفی اپستین و مهرابیان (1972) و تنظیم هیجان گراس و جان (2003) بود. کلیه تحلیل ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS26 و AMOS24 صورت گرفت. جهت تحلیل روابط واسطه ای نیزازروش بوت استرپ در برنامه MACRO پریچروهایز(2008) استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج حاصل از اثر مستقیم نشان داد که طرحواره بریدگی و طرد (343/0=β)، گوش بزنگی بیش از حد و بازداری (294/0=β)، بر طلاق عاطفی اثر مثبت و معنادار دارد، و همدلی عاطفی (345/0- =β) بر طلاق عاطفی اثر منفی و معناداردارد. هم چنین اثرغیرمستقیم طرحواره های بریدگی و طرد (0320/0=β)، خودگردانی و عملکرد مختل(0447/0=β)، جهت مندی (0509/0=β)، گوش به زنگی بیش از حد و بازداری (0628/0=β)، محدودیت های مختل(1252/0=β)، و همدلی عاطفی (0140/0- =β) بر طلاق عاطفی از طریق تنظیم هیجان معنادار بود. نتایج نشان داد که تنظیم هیجان به عنوان یک متغیرمیانجی توانست رابطه بین طرحواره های ناسازگاراولیه و همدلی عاطفی را تبیین نماید.

    نتیجه گیری

    از آنجا که یافته های این پژوهش حاکی ازروابط قدرتمند و معنادارمتغیرهای پژوهش با طلاق عاطفی بود پیشنهاد می شود که از طرق مختلف ازجمله رسانه های ارتباط جمعی، روزانه ساعاتی جهت آموزش مهارت های زندگی، راهبردهای کارآمد و مثبت تنظیم هیجان ونوآوری های لازم جهت اصلاح طرحواره های ناسازگار اولیه در نظرگرفته شود و روانشناسانی جهت بحث و بررسی در این زمینه به کار گرفته شوند.

    کلیدواژگان: تنظیم هیجان، طرح واره های ناسازگاراولیه، طلاق عاطفی، همدلی عاطفی
  • بهاره بیات، بنت الهدی توکلی*، نازیلا قنادی برادران صفحات 207-222
    هدف

    پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مدیریت استرس به شیوه درمان شناختی رفتاری بر نشخوار فکری و پریشانی روانشناختی در زنان مواجه شده با خیانت همسر شهر تهران در سال 1400 انجام شد.

    روش پژوهش

    این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و مرحله پیگیری بود و جامعه آماری را 94 زن مواجه شده با خیانت همسر که به مراکز مشاوره منطقه 11 شهر تهران مراجعه نموده بودندتشکیل دادند که پس از غربالگری، 40 زن واجد شرایط به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در گروه آزمایش (هر گروه 20 نفر) و گروه گواه (20 نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش درمان مدیریت استرس به شیوه شناختی رفتاری آنتونی و همکاران (2009) را به مدت ده جلسه 90 دقیقه ای دریافت کردند و گروه گواه در حالت انتظار قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه نشخوار فکری نولن هوکسما و مارو، (1991) و پریشانی روانشناختی لاویبوند (1995) بودند. تجزیه وتحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسشنامه از طریق نرم افزار spss24 و با استفاده از واریانس اندازه های مکرر تحلیل شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که درمان مدیریت استرس به شیوه درمان شناختی رفتاری بر کاهش نشخوار فکری (54/7=F، 001/0=P) وکاهش پریشانی روانشناختی (85/09=F، 001/0=P) در زنان مواجه شده با خیانت همسر موثر است؛ و این تاثیر در مرحله پیگیری پایدار است.

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج این پژوهش، درمان مدیریت استرس به شیوه درمان شناختی رفتاری، مداخله موثری در کاهش نشخوار فکری و پریشانی روانشناختی در زنان مواجه شده با خیانت همسر است.

    کلیدواژگان: نشخوار فکری، پریشانی روانشناختی، مدیریت استرس، شناختی رفتاری، خیانت زناشویی
  • مهری ازندریانی، غلامرضا خویی نژاد*، حسین اکبری امرغان صفحات 223-242
    هدف

    هدف این پژوهش تعیین اثربخشی درمان هیجان محور در مقایسه با درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر خودتنظیمی هیجانی، بهزیستی روانشناختی و تاب آوری زوجین بود.

    روش پژوهش

    این پژوهش از نوع نیمه تجربی و کاربردی است که با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و پیگیری سه ماهه انجام شد؛ جامعه آماری در پژوهش حاضر، تمامی زوجین دارای ناسازگاری زناشویی ساکن شهر قم-منطقه 4 بود که در بازه زمانی 6 ماهه دوم سال 1399 به مراکز مشاوره و روان درمانی در این منطقه از شهر قم مراجعه نموده ‏اند. روش نمونه گیری بصورت در دسترس بود که پس از تعیین و جای گزینی تصادفی گروه‏های آزمایش و گواه درمان هیجان محور جانسون (2012) برای گروه آزمایش اول و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد هیز و استروسال (2010) برای گروه آزمایش دوم به صورت هشت جلسه یک ساعته اجرا شد. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه دشواری تنظیم هیجان (گرتز و رومر/2004)، پرسشنامه بهزیستی روان‏شناختی- فرم کوتاه (ریف/2002) بود که در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل شد. داده ها با استفاده از واریانس اندازه های مکرر تجزیه و تحلیل شد.

    یافته ها

    نتایج حاکی از تاثیر مداخله هیجان مدار و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر خودتنظیمی هیجانی (90/10 =F، 009/0 =P) و بهزیستی روان شناختی (10/31 =F، 001/0 =P) و پایداری این تاثیر در مرحله پیگیری بود. نتایج آزمون تعقیبی توکی نشان داد که تفاوت بین دو روش زوج درمانی معنادار نیست (31/0= P).

    نتیجه گیری

    نتایج پژوهش شواهدی را پیشنهاد می کند که مداخله زوج درمانی هیجان مدار و درمان پذیرش و تعهد برای بهبود و افزایش خودتنظیمی هیجانی و بهزیستی روان شناختی روش مناسبی است.

    کلیدواژگان: درمان هیجان محور، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، خودتنظیمی هیجانی، بهزیستی روانشناختی
  • صفورا کیوانلو، محمد نریمانی *، سجاد بشرپور صفحات 243-262
    هدف

    هداف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر طرحواره درمانی هیجانی بر دشواری تنظیم هیجان در مادران کودکان کم توان ذهنی بود.

    روش پژوهش

    طرح این پژوهش آزمایشی از نوع پیش‎آزمون- پس‎آزمون با گروه گواه و مرحله پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش کلیه مادران دارای کودک کم‎توان ذهنی کمتر از پانزده سال شهرستان اردبیل در بهار سال 1399 بود. برای نمونه‌گیری با مراجعه به اداره بهزیستی شهر اردبیل از بین مراکز توانبخشی و مدارس استثنایی به روش نمونه‌گیری خوشه‎ای چند مرحله، چهار مرکز و مدرسه انتخاب شد و تعداد 40 نفر از مادران کودکان مبتلا به اختلال کم‎توان ذهنی را به روش نمونه‎گیری تصادفی ساده انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. به‌منظور سنجش متغیر‎های پژوهش از مقیاس دشواری تنظیم هیجان گرتز و رومر (2004) استفاده شد. گروه آزمایش طی 10 جلسه، در معرض طرحواره‌درمانی هیجانی لیهی و همکاران (2015) به صورت گروهی قرار گرفتند و اعضای گروه گواه هیچ مداخله‎ای دریافت نکردند. تحلیل نتایج با استفاده از روش آماری واریانس اندازه مکرر صورت گرفت.

    یافته ها

    نتایج نشان داد اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر طرحواره‎های هیجانی بر دشواری تنظیم هیجان (115.75=F ؛ 0.001>P) معنی‌دار است و این تاثیر در مرحله پیگیری پایدار بود.

    نتیجه گیری

    نتایج بدست آمده نشان داد گروه درمانی مبتنی بر طرحواره درمانی هیجانی می‎تواند در کاهش دشواری تنظیم هیجان موثر واقع شود.

    کلیدواژگان: طرحواره درمانی هیجانی، دشواری تنظیم هیجان، کم توانی ذهنی
  • الهام پاک طینتان، محبوبه چین آوه*، صمد فریدونی صفحات 263-284
    هدف

    هدف از پژوهش حاضر اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد با نگاهی بر شفقت درمانی در تنظیم شناختی هیجان و شادکامی بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی بود.

    روش

    روش پژوهش از نوع مطالعات نیمه آزمایشی است که به صورت پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و مرحله ی پیگیری سه ماهه مداخله درمانی بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس از بین بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی شهرستان جم، سیراف، کنگان، عسلویه و شهرک های پردیس و شهرک نفت جم در سال 1399 انتخاب و به صورت تصادفی در یک گروه 8 نفره آزمایش و یک گروه 8 نفره کنترل گمارده شدند. پس از اجرای پیش آزمون گروه های آزمایش به مدت 8 جلسه (جلسات 90 دقیقه در 8 هفته متوالی) در معرض گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد با نگاهی بر شفقت درمانی قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل؛ پرسشنامه های تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و همکاران و شادکامی آکسفورد بود. داده ها با استفاده از روش آماری نتایج تحلیل واریانس با رویکرد اندازه گیری مکرر و با استفاده از نرم افزار 25 SPSS مورد تحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد با نگاهی بر شفقت موجب افزایش تنظیم شناختی هیجان سازگار و شادکامی در گروه آزمایش گردیده است، بنابراین می توان گفت؛ این درمان در بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی در پس آزمون بیشتر موثر واقع شده است.

    نتیجه گیری

    نتایج کلی این پژوهش بیانگر تاثیر گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد با نگاهی بر شفقت درمانی بر بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی می باشد که در نهایت منجر به افزایش تنظیم شناختی هیجان های مثبت و شادکامی می گردد

    کلیدواژگان: پذیرش و تعهد، شفقت درمانی، تنظیم شناختی هیجان مثبت، شادکامی
  • مریم اینانلو، سیمین بشردوست*، خدیجه ابوالمعالی الحسینی صفحات 285-310
    هدف

    هدف این پژوهش بررسی ارایه الگوی پیش بینی اعتیاد به بازی های آنلاین بر اساس ویژگی های شخصیتی هگزاکو و رابطه والد-فرزند با میانجی گری تکانشگری بود.

    روش پژوهش

    این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر را دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 1400-1399 به تعداد 125110 نفر دختر بود. حجم نمونه 400 نفر از این‏ افراد بر اساس دیدگاه کلاین(2016) و به شیوه نمونه‏گیری غیرتصادفی در دسترس(شیوه آنلاین) انتخاب و به سیاهه اعتیاد به بازی‏های آنلاین(OGAI) وانگ و چانگ(2002)، سیاهه شخصیت هگزاکو(24-BHI) دی ورایز(2013)، سیاهه کیفیت رابطه والد-فرزندی (PCRI) فاین و همکاران(1983) و مقیاس تکانشگری بارات(BIS) پاتون و همکاران(1995) پاسخ دادند. سپس الگوی پیشنهادی از طریق مدل معادلات ساختاری با استفاده از SPSS و AMOS نسخه 24 تحلیل شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد مسیرهای مستقیم ویژگی های شخصیتی(صداقت-فروتنی، هیجان پذیری، برونگرایی، توافق و باز بودن نسبت به تجربه)، رابطه مادر-فرزندی و تکانشگری بر اعتیاد به بازی های آنلاین معنادار شدند. مسیر مستقیم وظیفه شناسی و رابطه پدر-فرزندی بر اعتیاد به بازی های آنلاین معنادار نبودند. همچنین اثرات غیرمستقیم ویژگی های شخصیتی هگزاکو و رابطه والد-فرزند از طریق نقش میانجی تکانشگری بر اعتیاد به بازی های آنلاین معنادار بود.

    نتیجه گیری

    مدل ساختاری اصلاح شده پژوهش برازش مطلوب و قابل قبول با داده های پژوهشی داشت و این گام مهمی در جهت شناخت عوامل موثر بر اعتیاد به بازی های آنلاین در دانش آموزان می باشد.

    کلیدواژگان: اعتیاد به بازی های آنلاین، ویژگی های شخصیتی هگزاکو، رابطه والد-فرزند، تکانشگری
  • ناهید اصل، فریده دوکانه ای فرد *، پانته آ جهانگیر صفحات 311-338
    هدف

    هدف پژوهش حاضر ارایه مدلی برای پیش بینی طلاق عاطفی بر اساس سبک های دلبستگی، صفات شخصیت و خودکارآمدی شغلی با میانجیگری حمایت اجتماعی ادراک شده در زنان متاهل شاغل بود.

    روش پژوهش

    روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و تبیینی با رویکرد مدل ساختاری بود. از جامعه زنان متاهل شاغل در شهرداری تهران با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای 400 نفر انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده‌ها پرسشنامه طلاق عاطفی گاتمن، دلبستگی کولینز و رید(1996)، ویژگی های شخصیتی NEO-FFI، خودکارآمدی شغلی (ریگز و نایت، 1994) و پرسشنامه حمایت اجتماعی ادراک شده (MSPSS) مورد استفاده قرار گرفت.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که بزرگترین بار عاملی متعلق به نشانگر پی آمدهای فردی (882/0=β) و کوچکترین بار عاملی متعلق به نشانگر باورهای فرد (675/0=β) خودکارآمدی شغلی است. بدین ترتیب با توجه به این که بارهای عاملی همه نشانگرها بالاتر از 32/0 بود، می توان گفت همه آنها از توان لازم برای اندازه گیری متغیرهای مکنون پژوهش حاضر برخوردارند.

    نتیجه گیری

    نتایج نشان داد که با توجه به نتایج به دست آمده حمایت اجتماعی ادراک شده می تواند بین طلاق عاطفی، سبک های دلبستگی، صفات شخصیت و خودکارآمدی شغلی در زنان متاهل شاغل نقش میانجی داشته باشد.

    کلیدواژگان: طلاق عاطفی، سبک های دلبستگی، صفات شخصیت، خودکارآمدی شغلی، حمایت اجتماعی
  • بدرالسادات طباطبایی پور، فرشید خسروپور *، سعیده زنوزیان صفحات 339-362
    هدف

    این پژوهش با هدف، ارایه مدل ساختاری رابطه سبک های دفاعی در اختلالات شخصیت خوشه B با نقش میانجی تنظیم شناختی هیجانی انجام شد.

    روش پژوهش

    این پژوهش مقطعی از نوع همبستگی و جامعه آماری این پژوهش را دختران و پسران جوان دانشجوی دانشگاه‌های آزاد شهر تهران در سال 1399 تشکیل دادند، که از میان آن‌ها، تعداد 395 نفر با روش نمونه‌گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. در این پژوهش از ابزارهای چند محوری بالینی میلون (1994)، تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و کرایج (2006) و سبک های دفاعی اندرز و همکاران (1993) استفاده شد که همگی از اعتبار و پایایی قابل قبولی برخوردار بودند. به‌منظور پاسخگویی به فرضیه‌های پژوهش از مدل‌یابی معادلات ساختاری استفاده شد.

    یافته‌ها

    نتایج پژوهش نشان داد که مدل از برازش مناسبی برخوردار است. همچنین نتایج نشان داد که سبک های دفاعی رشد یافته اثر مستقیم منفی معنادار بر اختلالات شخصیت خوشه b داشته است. سبک های دفاعی رشد یافته اثر مستقیم مثبت بر تنظیم شناختی هیجان مثبت و اثر مستقیم منفی بر تنظیم شناختی هیجان منفی داشته است. تنظیم شناختی هیجان مثبت اثر مستقیم منفی بر اختلالات شخصیت خوشه b داشته است. همچنین تنظیم شناختی هیجان منفی اثر مستقیم مثبت بر اختلالات شخصیت خوشه b داشته است. سبک های دفاعی رشد یافته اثر غیر مستقیم بر اختلالات شخصیت خوشه b به واسطه تنظیم هیجان مثبت و منفی داشته است.

    نتیجه گیری

    توجه به متغیرهای مذکور در پیشگیری و طراحی درمان‌های مناسب‌تر به پژوهشگران و درمانگران یاری می‌رساند.

    کلیدواژگان: سبک های دفاعی، اختلالات شخصیت خوشه B، تنظیم شناختی هیجان
  • فرزانه شیرعلی نژاد، مسعود قاسمی *، سوزان امامی پور صفحات 363-384
    هدف

    هدف پژوهش حاضر تعیین مقایسه اثربخشی آموزش سنتی، الکترونیکی و ترکیبی بر بار شناختی دختران نوجوان تیزهوش بود.

    روش پژوهش

    این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون –پس‌آزمون و پیگیری همراه با گروه گواه بود؛ جامعه آماری این پژوهش را کلیه‌ی دختران نوجوان تیزهوش دوره دوم متوسطه ناحیه یک شهر کرمان بود که از بین به 2500 نفر 60 نوجوان دختر تیزهوش در رده سنی 18 سال به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب و در چهار گروه آزمایش آموزش سنتی، الکترونیکی، ترکیبی و گواه (هر گروه 15 نفر) به صورت تصادفی کاربندی شدند. برای اجرای این پژوهش در آغاز دوره‌ی ارزشیابی بار شناختی بر مبنای آموزش سنتی، الکترونیکی و ترکیبی طراحی و سپس بر روی دانش آموزان گروه‌های آزمایشی اجرا شد. گروه گواه نیز همین ارزشیابی را در مرحله‌ پیش‌آزمون به شکل متداول سپری کرد. به منظور ارزیابی اثربخشی این سه روش آموزشی از پرسشنامه بار شناختی پاس وون مرینبویر (1994) استفاده شد. داده ها با استفاده از واریانس اندازه های مکرر تحلیل شد.

    یافته ها

    نتایج پژوهش نشان داد که هر سه آموزش بر بار شناختی (82/111=F، 001/0=P) موثر بود؛ همچنین نتایج نشان داد که میزان رضایت فراگیران از رویکرد ترکیبی به ‌طور معناداری بیش از دو گروه دیگر است (05/0<01/0= P).

    نتیجهگیری

    آموزش نوجوانان به‌ویژه تیزهوشان باید به شیوه چندرسانه‌ای و فناوری‌های نوین صورت گیرد و در آن به اصول پردازش و اثرات بار شناختی در جهت کاهش بار شناختی بیرونی، حفظ بار شناختی مطلوب و مدیریت بار شناختی درونی در جهت حداکثر کارایی دانش آموزان در زمینه پیشرفت تحصیلی توجه ویژه شود.

    کلیدواژگان: سنتی، الکترونیکی، ترکیبی، بار شناختی، نوجوانان تیزهوش
|
  • Sara Nejatifar, Ali Aghaziarati *, Ahmmad Abedi Pages 1-20
    Aim
    The present study was conducted to investigate the effectiveness transactional analysis training on parenting stress of mothers and parental acceptance of aggressive gifted children.
    Methods
    The present study was quasi-experimental with pre-test, post-test, and a control group. The statistical population of this study included aggressive gifted boys aged 8-12 years in Tehran in 2021. Thirty children were selected by purposive non-random sampling and their mothers assigned into experimental (n =15) and control (n =15) groups. The experimental group received transactional analysis intervention in eight 120- minute sessions. The data were collected by the Parenting Stress (Abidin 1990) and the parental acceptance- rejection questionnaire (Rohnner 2007). Data were analyzed using repeated measures variance.
    Results
    The results showed that the transactional analysis had an effect on reducing maternal parenting stress and increasing parental acceptance of aggressive gifted children. Also, the results of analysis of covariance showed that the effect of interaction behavior analysis training on parenting stress (F = 10.33) and parental acceptance (F = 34.50) was significant (P <0.05).
    Conclusion
    According to the findings of this study, it can be stated that transactional analysis training by recognizing existential values and improving interpersonal communication leads to reducing parenting stress and increasing parental acceptance of gifted aggressive children.
    Keywords: Transactional Analysis, Parenting stress, Parental Acceptance, Gifted Aggressive Children
  • Comparison of the effectiveness of acceptance and commitment based therapy (ACT) and cognitive-behavioral therapy (CBT) on health control, irrational health beliefs and adherence to treatment in men and women with type II diabetes
    Raheleh Golestani, Javad Khalatbari *, Mohammad Nasehi, Shohreh Ghorban Shirodi Page 2
    Aim

    The aim of this study was to compare the effectiveness of acceptance and commitment based therapy and cognitive-behavioral therapy on the place of health control, irrational health beliefs and adherence to treatment in people with type II diabetes.

    Methods

    This quasi-experimental study was a pre-test, post-test and follow-up design with experimental and control groups. The statistical population in this study was men and women with a diagnosis of type II diabetes referred to Imam Hossein Clinic in Sari. During a public call (Imam Hossein Clinic located in Sari), men and women eligible to participate in the study were available to 45 people. They were selected and then randomly assigned to three groups of cognitive-behavioral therapy (n = 15), acceptance and commitment therapy (n = 15) and control group (n = 15). The cognitive-behavioral therapy group received the Free (2005) treatment protocol in twelve sessions and the Hayes (2004) protocol commitment acceptance therapy group received eight sessions. All three groups were evaluated in three stages of pre-test, post-test and follow-up with the Healthy Rational Beliefs Questionnaire by Christensen et al. (1999), the Multistage Center of the Walton and Walton Health Control Center (1982) and the Madanloo Treatment Adherence Questionnaire (2013). The collected data were analyzed using repeated measures variance.

    Results

    The results showed that cognitive-behavioral therapy and group acceptance and commitment therapy on irrational health beliefs (P = 0.043 and F = 3.497), external control (P = 0.022 and F = 4.342). ), Internal control (P = 0.023 and F = 5.236) and treatment adherence (P = 0.001 and F = 12.606) have an effect in the post-test phase and this effect was reported in the stable follow-up phase.

    Keywords: Health control, Irrational Beliefs, Adherence to treatment, acceptance, commitment, Cognitive-behavioral
  • Effectiveness of the four- factor Model of Mindfulness and Self-Compassion training on Life satisfaction and Resilience of Elderly Women.
    Jahansadat Asadi Bijaniyeh, Mojtaba Amirimajd *, Mohammad Gha, Ari, Ghorban Fathiaghdam Page 4
    Aim

    Due to the increasing elderly population, issues related to the health and life quality of ageing group are worse than any other age group. The purpose of the study was survey of Effectiveness of the Four -Factor Model of Mindfulness and Self-Compassion training on Life Satisfaction and Resilience of Elderly Women.

    Materials and Methods

    method was semi-experimental with pre-test, post-test design with control and follow-up groups. The statistical population consisted of 473 elderly women who were residents in Guilan province in nursing homes in 2020. A sample of 45 individuals were selected by purposeful sampling method according to inclusion and exclusion creteria and were randomly divided into three groups, respectively Mindfulness Experimental Group (15 participants), Self-Compassion (15 participants) and Control Group (15 participants). For first experimental group, 8 sessions of Kabat – zinn's mindfulness training and for the other experimental group, 8 sessions of Gilbert's self-compassion training were performed (one session in a week and 2 Hours per-session). There was no intervention in the control group. Participants were evaluated in three groups at pre-test, post-test and follow-up stages using Diner et al's Life Satisfaction Questionnaire. And Conner & David Son's Resilience Questionnaire. uni-variate Analysis of variance was used to analyze the data.

    Results

    The results showed that the 4-factor model of mindfulness and self-compassion improved the life satisfaction and resilience of older women in the post-test (p <0.05), and this effect was permanent in the follow-up phase (p <0.05).

    Conclusion

    Therefore, this intervention can be used effectively as part of therapeutic interventions in nursing homes.

    Keywords: Mindfulness, Self - Compassion, life satisfaction, Resilience, Elderly
  • Providing a Model for Marital Burnout based on attachment styles in married people: Differentiation with mediating role
    Mehran Asadi *, Taghi Pourebrahim, Norali Farokhi, Mehdi Davaee Page 5
    Aim

    The aim of this study was to develop a model of marital boredom based on attachment styles in married people: with a mediating role of differentiation.

    Methods

    In terms of the applied purpose of the research, the research design was descriptive and the type of correlation was modeling. The statistical population of the present study included all young married men and women between the ages of 20-35 who referred to psychology and counseling clinics in Tehran using the sampling method available to 480 people (289 females, 191 males) as a sample were chosen. Data were collected using the Pinner Marital Boredom Scale (1996), the Scorne and Friedlander (1998) Differentiation Questionnaire, and the Collins and Reed Adult Attachment Style Questionnaire (1990).

    Results

    The results showed that there was a significant negative relationship between marital differentiation and boredom, Also, differentiation has a negative relationship with insecure attachment styles (ambiguous / avoidant) and on the other hand has a positive and significant relationship with insecure attachment style and has a mediating role in the relationship between avoidant attachment style and marital boredom.

    Conclusion

    Considering the relationship between attachment styles and marital boredom and also considering the mediating role of differentiation in the relationship between marital attachment and boredom styles, it is concluded that paying attention to these two variables in premarital interventions and couples counselors and family psychologists in preventing Injuries to a couple's relationship are effective

    Keywords: Marital Burnout, Attachment Styles, differentiation
  • The relationship between gender role and marital instability: The role of moderating sexual orientation in men
    Parisa Zamanian *, Ali Zadehmohamadi, Leili Panaghi Page 7

    The aim of this study was to determine the moderating role of orientation in men's sexual relationship with marital instability. The method of the present study is correlational. The statistical population of the study was men living in Tehran who had lived together for at least one year. Thus, 150 people were selected by available sampling method from different parts of Tehran by referring to public places and distributing a questionnaire in cyberspace. Measurement tools in this study included MII Marriage Instability Questionnaire, BSRI Gender Maps and SRS Sexual Orientation. The results showed that sexual orientation has a moderating role in the relationship between gender roles and marital instability. High levels of participatory sexual orientation reduce marital instability. The high exchange rate of sexual intercourse increases the instability of marriage in men. Also, in the direction of expectation in sexual intercourse, its increase leads to an increase in marital instability in men. In men with high expectations of exchange, exchange, and expectation in sex, increased gender roles reduce instability; But in men with low participatory and exchange orientations, increased gender roles do not change the degree of marital instability.

    Keywords: marital instability, gender maps, sexual orientation
  • Designing and validating the pattern of realization and growth of love and its role in the emotional education of young people
    Nadereh Bahri, Mohammadreaza Sarmadi *, Mohsen Imani Naeini Page 9

    The purpose of this study is to validate a model for the realization and growth of love and its role in emotional education from the perspective of existentialist philosophers and its critique based on the views of Muslim thinkers for the document of change in the education system. The method of this research is mixed. In the first part, using document mining, factors and factors related to the subject of research are extracted in the works of existentialist philosophers. Interviews were conducted and their views on the indicators extracted in the design and validation of the model of realization and maturity of love and its role in emotional education from the perspective of existentialism philosophy and Muslim thinkers were collected. According to the extracted model, the factors of Christian (divine) love, pivotal task, negation of natural love, negation of selfishness, love of another., Divine love, existential unity, consciousness, ignoring deceptive appearances, coming out of oneself, love of God In another, it was evaluated by experts in the form of a questionnaire in several stages. The results of fuzzy analysis showed that; Considering that the difference between the means is more than 0.2, once again the distribution stages of the questionnaire and the average of the experts' opinions are calculated. And the results of 4 stages of fuzzy Delphi process prove the accuracy of the results.

    Keywords: love, emotional education, Transformation Document, Philosophy of Existentialism, muslim thinkers
  • Predicting psychological helplessness based on initial maladaptive schemas and coping strategies in women affected by marital infidelity
    Parisa Khatibi, Parisa Meghrazi * Page 10
    Aim

    The aim of this study was to predict psychological helplessness based on initial maladaptive schemas and coping strategies in women affected by marital infidelity. Research

    method

    The present study is descriptive-correlational in terms of method. The statistical population included all women involved in the issue of marital infidelity (spouse) who referred to counseling centers in District 5 of Tehran in 1400. 210 people were selected by convenience sampling method. Data collection tools included the Yeniseri and Kokdemir (2006) Marital Infidelity Questionnaire, the Loibond & Loibund (1995) Psychological Assistance Questionnaire, Lazarus Folkman (2001), and Young's Early maladaptive Schema Questionnaire (2000). Statistical analysis was performed using Pearson correlation coefficient and multiple regression method.

    Results

    The results of the study showed that based on the initial maladaptive schema and coping strategies, psychological helplessness in women affected by marital infidelity can be predicted.

    Conclusion

    The study of these predictor variables in premarital and family counseling is necessary to identify people at risk.

    Keywords: Psychological helplessness, early maladaptive schema, coping strategies
  • Development of a sexual education package for children from birth to 5 years old, especially for parents, and determining its effectiveness on parents' knowledge, attitude and practice towards preventing sexual abuse and their sense of parenting adequacy in two groups of normal and single mothers (parent-mother)
    Soudeh Mortezaei Far, Soghra Ebrahimi Qavam Also Known As *, Fariborz Dortaj, Esmaeil Sadipour, Norali Farokhi Page 11

    The purpose of this study was to design an educational package for sex education for mothers and its effect on knowledge, attitude and practice towards sexual abuse and the feeling of parenting adequacy in the group of normal and single mothers. This research is a fundamental research in terms of compiling a new educational package and an applied research in terms of its application in parent education. Qualitative method is used in package design and quantitative method is used in evaluating the effectiveness depending on the knowledge, attitude and practice and feeling of parenting adequacy. The statistical population of the study for the parents of the two groups, due to the absence of fathers and the impossibility of educating them, mothers were selected for the study. Mothers of normal children, including mothers who refer to kindergartens and care centers in Tehran, and for single-parent children (parent-mother), the statistical population of control mothers have preschool children. First, in order to extract all the important and practical components in the field of sex education, resources and research related to the subject during the last ten years (2010 to 2020) were selected and reviewed. Then, in order to confirm the important and practical components obtained from written sources, the Delphi questionnaire for specialists and experts in the field of child education, in the field of psychology and educational sciences who specialized in the field of sexual education and sexual abuse, and by method Available and snowballs were selected, sent. In order to implement the designed package, first, among normal and control kindergartens in Tehran, mothers with children under 5 years old are selected by available sampling method. The number of samples for each group of mothers of normal children and single parents was 60 people.

    Keywords: Sex Education, Knowledge, sexual harassment, feeling of parenting adequacy
  • Effectiveness of intimacy education with an Islamic approach on cognitive flexibility and the meaning of couples living in the contractor referred to Bushehr city counseling centers
    Setareh Mohannaee *, Farzad Pourgholami, Fatemeh Shahbazi, Mahbobeh Moji, Reza Farashbandi Page 12

    The purpose of this study was to investigate the effectiveness of intimacy education with an Islamic approach on cognitive flexibility and the meaning of couples living in the stage of the marriage referring to Bushehr city counseling centers in 1399. The present study was a quasi-experimental design with pre-test and post-test design with control group and the statistical population of the present study. 1225 couples were referred to the counseling centers of Bushehr city, among which 15 couples were voluntary selected and after matching subjects, Entry and exit criteria were randomly assigned between two experimental and control groups. The experimental group received training after the pre-test for 8 sessions of 90 minutes (each week of a meeting); But the control group did not receive any training after pre-test. The instrument of this research was the meaning of life questionnaire (2006) and cognitive flexibility of Denis and Vandrol (2010). Data were analyzed using covariance analysis and SPSS 24 software. The findings showed that education of intimacy with an Islamic approach increased each of the components of life meaning, meaning in life and search for meaning in the subjects in the experimental group compared to the control group. Also, the training of intimacy with the Islamic approach increased each of the components of cognitive flexibility, ie perception, perception of controllability and perception of behavioral behavior in the experimental group compared with the control group.

    Keywords: Education of intimacy with an Islamic approach, cognitive flexibility, Meaning of life
  • The effectiveness of schema therapy and acceptance and commitment based therapy on tolerance of emotional distress, sexual dysfunction and psychological capital in patients with multiple sclerosis
    Abbas Nazari, Sara Saedi *, Mansour Abdi Page 14

    The aim of this study was to compare the effectiveness of schema therapy and acceptance and commitment based therapy on tolerance of emotional distress, sexual dysfunction and psychological capital in patients with multiple sclerosis. The research method is quasi-experimental with pre-test-post-test design with two experimental groups and one control group. The statistical population included the entire population of patients with multiple sclerosis in Markazi province in 2021, which according to the coordination made with the Arak MS Association, the total number of them is 1200 people.In this study, available statistical samples were selected for 45 people and then randomly assigned to 3 groups of 15 people including the scheme of therapy (15 people), acceptance and commitment therapy (15 people) and the group. Controls (n = 15) were randomly replaced. The research instruments included Emotional Distress Tolerance Questionnaire (DTS), Sexual Function Dysfunction Questionnaire (2000) and Psychological Capital Questionnaire (1999). Efert and Forsyth were set up. Finally, multivariate and univariate analysis of covariance was used using SPSS software version 22 to analyze the data. The results showed that there was a significant difference between the effect of schema therapy and acceptance and commitment-based therapy on tolerance of emotional distress, sexual dysfunction and psychological capital in patients with multiple sclerosis. Therefore, it can be said that there is a significant difference between the three groups in the post-test scores after adjusting the pre-test scores and Also, the results showed that the schema of therapy and treatment based on acceptance and commitment to tolerance of emotional distress, sexual dysfunction and psychological capital among patients with multiple sclerosis has a good stability.

    Keywords: Schema therapy, acceptance, commitment, emotional distress tolerance, Sexual dysfunction, psychological capital
  • Comparison of the effectiveness of mindfulness-based cognitive therapy and metacognitive therapy on reducing obsessive thoughts in anxious patients in the direction of family therapy
    Nafiseh Javid Nia, Seyedabolghasem Mehrinejad *, Ameneh Moazedian Page 15
    Objective

    This study aims to compare the effectiveness of cognitive therapy based on mindfulness and metacognition on reducing obsessive thoughts in anxiety patients.

    Method

    The research method is quasi-experimental with a pretest-posttest design with a control group.The statistical population consisted of all patients referred to Motamedi Hospital and Roshna Semnan Counseling Center in 2019, from which a sample of 36 persen was selected and randomly assigned to three groups of 12 persen, including two experimental and a control group.At first, the OBQ questionnaire of the study group on obsessive-compulsive disorder (2003) was distributed in all three groups and the answers were recorded as pre-test scores.The members of the first experimental group were treated with "mindfulness-based cognitive therapy" based on the protocol of Seagal, Williams and Tizdell (2002). Members of the second experimental group underwent "metacognitive therapy" based on the method of metacognitive therapy of Wales (2008). No intervention was performed for control group. Finally, the obtained data were analyzed using multivariate analysis of covariance(MANCOVA) with SPSS-22 statistical software.

    Findings and Results

    The results show the effectiveness of both mindfulness-based cognitive therapy and metacognitive therapy approaches in reducing obsessive-compulsive disorder in anxious patients (P <0.01). In addition, the results shwos that there was no istatistical significant difference (P> 0.05) between the effectiveness of mindfulness-based cognitive therapy intervention and metacognitive therapy on reducing obsessive thoughts in anxiety patients.

    Conclusion

    According to this study, it can be concluded that both cognitive therapy-based approaches to mindfulness and metacognitive therapy on reducing obsessive thoughts in anxiety patients are not different from each other and can be effective.

    Keywords: Mindfulness, meditation, Mindfulness-based cognitive therapy, Metacognitive therapy, Obsessive thoughts
  • Comparison of the effect of individual and couple emotion focoused therapy on coping with postmenstrual changes in women with premenstrual disorder
    Neda Javadi, Shirin Kooshki *, Fatemeh Gholshani, Anita Baghsasariyans Page 16

    Prevalence of premenstrual syndrome in society and its effects on individual and social functioning of patients, and considering the important individual and social role of women in society, this study aims to determine the effect of individual and couple emotional therapy on coping methods. Postmenstrual changes were performed. The research design was quasi-experimental pre-test and post-test with three experimental groups and control group. The statistical population of the study consisted of all married women in Tehran. From this population, 53 people were selected as a statistical sample by the available method and were randomly replaced in three groups (two experimental groups and one control group). The required findings were collected using a questionnaire on coping with premenstrual changes (Reid et al., 2014) in three rounds: pre-test, post-test and follow-up test, and using size analysis of variance test. ‌Repeated capture was analyzed. Findings showed that individual emotion-oriented therapies and couple-emotion-oriented therapies in the experimental groups in the post-test stages compared to the control group increased coping strategies with premenstrual changes and this increase was stable over time. The results also showed that there is a significant difference between the effectiveness of individual emotion-oriented therapies and emotion-oriented couple therapy on the components of coping strategies. "Self-care" and "avoidance of harm" have been more effective than couple therapy.

    Keywords: Emotional therapy, Couple Therapy, Postmenopausal coping strategies
  • Presenting a Model of Co-Dependency in Women with Addicted Spouses based on their Self-Differentiation with the Mediating Role of Emotional Cognitive Regulation
    Azam Karimi Haresabadi, Fatemeh Mohammadi Shirmahaleh *, Zohreh Rafezi, Marzieh Gholami Turan Poshti, Parisa Peyvandi Page 18

    The aim of this study was to present a model of co-dependency in women with addicted spouses based on their differentiation with the mediating role of emotional cognitive regulation. The research method is cross-sectional correlation. The statistical population of this study consisted of all women with drug-addicted wives who referred to counseling centers, health centers and addiction treatment camps and meetings in Tehran in 1400, of which 188 people by cluster sampling they were selected in stages. In this study, tools of co-dependency (Span & Fisher, 1990), self-differentiation (Skorn and Friedlander, 1998) and cognitive-emotional regulation (Garnfsky and Craig, 2006) were used. Amos-V8.8 software were used to analyze the data. Structural equation modeling was also used to answer the research hypotheses. Findings showed that the model has a good fit. The results also showed that self-differentiation had a significant direct negative effect on co-dependency (P <0.01). Self-differentiation had a direct positive effect on adaptive cognitive emotion regulation strategies (P <0.01). Adaptive strategies for cognitive emotion regulation have a direct and negative effect on co-dependency (P <0.01). The results showed that non-adaptive cognitive emotion regulation strategies had a direct and positive effect on co-dependency (P <0.01). Self-differentiation also had an indirect effect on codependency through cognitive emotion regulation (β = -0.181; P = 0.01). Structural equation modeling fit indices confirmed the overall research model and the direct and indirect effects between the research variables were confirmed. Therefore, according to the results, it can be said that co-dependency is an important variable in predicting self-differentiation and cognitive regulation of emotion.

    Keywords: co-dependency, self-differentiation, cognitive emotion regulation, addiction
  • Tahereh Hajmohamad Hosini, Hasan Mirzahoseini *, Majid Zarghamhajebi Pages 21-36
    Aim
    The present study aimed to determine the effectiveness of Mentalization-based therapy (MBT) in comparison with Affect Phobia Therapy (APT) in reducing depressive symptoms in women with borderline personality disorders.
    Methods
    The study had a quasi-experimental method with a pretest-posttest design and follow-up with a control group. The statistical population consisted of 120 women with borderline personality disorder symptoms who visited counseling centers in Qom from August and October 2020. After screening with the Goldberg Depression Questionnaire (1971) and interviews according to DSM-5 criteria, 60 women were selected by purposive sampling and were randomly assigned to two experimental groups and a control group (20 per group). The first experimental group received mentalization-based therapy by Batman and Funagi (2016), and the second experimental group received affect phobia therapy by McCullough in eight 90-minute sessions, one session per week, and the control group was placed on a waiting list. Data were analyzed using repeated-measures analysis of variance (ANOVA).
    Results
    The results indicated the effects of mentalization-based therapy intervention (F=18.41, P=0.001) with an effect size of 0.36, and affect phobia therapy intervention (F=20.35, P=0.001) with an effect size of 0.38 on women's depression, and the stability of the effects at the follow-up stage.
    Conclusion
    The affect phobia therapy along with medication can be used for patients with depression.
    Keywords: depression, Mentalization-based therapy (MBT), Affect Phobia Therapy (APT)
  • Farzaneh Abroshan, Shahrokh Makvand Hosseini *, Nemat Sotedehasl, Parviz Sabahi Pages 37-55
    Aim
    The present study aimed to compare the effectiveness of rational emotive behavior therapy (REBT), and acceptance and commitment therapy (ACT) in improving self-care behaviors (nutritional behaviors, physical activity, blood sugar control, foot care, and medication adherence) in people with type 2 diabetes.
    Methods
    The study was quasi-experimental with a pretest-posttest design, two experimental groups, a control group, and the follow-up stage. The statistical population consisted of all female patients with type 2 diabetes with a record in Parsian Clinic in Eslamshahr in 2019. Among them, 45 women were selected using the convenience sampling method and were randomly assigned to two experimental groups (15 per group), and a control group (n=15). The experimental group received acceptance and commitment therapy by Hayes et al. (2004), and the rational emotive behavior therapy (REBT) by Ellis (1999) in eight 60-minute sessions, and the control group was placed on a waiting list. The research tool included the diabetes self-care behavior questionnaire (Tubert and Glasgow, 1994) that was used at three stages, pre-test, post-test, and follow-up. Data were analyzed using repeated-measures analysis of variance.
    Results
    Both interventions could significantly improve self-care behaviors (nutritional behaviors, physical activity, blood sugar control, foot care, and medication adherence) in patients with type 2 diabetes (P<0.05), but the acceptance and commitment therapy intervention had a greater effect on self-care behaviors in patients with type 2 diabetes. Furthermore, there was not any significant difference at the posttest follow-up stage (p<0.05), indicating the stability of intervention changes.
    Conclusion
    Based on the results, acceptance and commitment therapy, and rational emotive behavior therapy (REBT) had effective interventions in increasing self-care behaviors in patients with diabetes.
    Keywords: Self-Care, Acceptance, Commitment Therapy (ACT), rational emotive behavior therapy (REBT), Diabetes
  • Rahil Tavasoli, Saeedeh Hosseini *, Hassan Amiri, Mokhtar Arefi Pages 56-72
    Aim
    The present study aimed to determine the learning disorder model based on the relationship with parents and perfectionism.
    Methods
    The research was applied in terms of purpose and had descriptive survey and correlational type in terms of data collection method, and its statistical population consisted of all fifth and sixth-grade female students in Kermanshah in the academic year of 2020-2021. Furthermore, 270 female students and their parents were selected as statistical samples using the convenience sampling method and they answered the learning disability questionnaire by Wilcott et al. (2011), the parent-child relationship quality questionnaire by Fine et al. (1983), and the Multidimensional Perfectionism Scale by Hewitt and Flett (1991).
    Results
    There were significant correlations (P=0.05) between positive affect, identification with parents, trust, anger, self-oriented perfectionism, other-oriented perfectionism, and society-oriented perfectionism with learning disorders (P=0.05). Furthermore, the multiple correlation coefficient between perfectionism and the quality of the parent-child relationship with learning disorder was equal to R=0.462, and the coefficient of determination was equal to R2=0.213. Moreover, 21.3% of the variance of learning disorders could be explained by perfectionism and the quality of the child-parent relationship.
    Conclusion
    The relationship with parents and also perfectionism contributed to the prediction of learning disorders.
    Keywords: Learning Disorder, Relationship with parents, perfectionism
  • Akram Sadeghidehkordi, Zahra Yousefi *, Hajar Torkan Pages 73-88
    Aim
    The purpose of this study is to explore the educational components of successful women.
    Methods
    This study was performed by qualitative method and content analysis method (Clark and Brown, 2006). The purposive sampling method was heterogeneous 20 so that 11 successful women were selected based on entry and exit criteria and interviewed. The research tool was a semi-structured interview.
    Results
    The collected data were analyzed using content analysis method (Clark and Brown, 2006). The five main categories were family lifestyle (with subcategories of residence, recreation, communication, nutrition, sleep patterns and clothing), experiences of siblings (with subcategories of happy experiences and unhappy experiences of siblings), characteristics of parents (with the subcategories of model features and model characteristics, parental educational axes (with subcategories educational emphases and educational methods) and peer style (with subcategories of peers' mental status, peers' material status and peers' social status).
    Conclusion
    According to these results, it can be said that in the educational path of successful women, components have occurred that have helped them to move towards success.
    Keywords: educational components, successful women, content analysis
  • Sima Lotfnejadafshar, Reza Khakpour *, Farideh Dokaneei Fard Pages 89-109
    Aim
    Objective
    This study was conducted to provide a structural model of psychological well-being prediction based on family functioning, optimism, and resilience mediated by social adequacy.
    Methods
    This was a descriptive correlational study with structural equation modeling (SEM). The statistical population included students of Allameh Tabatabaei Campus in Urmia (for sisters) and Shahid Rajaei Campus in Urmia (for brothers) from which 250 people were selected as the sample by convenient sampling method. The study tools were Ryff's (1989) Psychological Well-Being Scales (PWB), McMaster's (1950) Family Assessment Device (FAD), Scheier and Carver's (1985) Life Orientation Test (LOT), Connor-Davidson (2003) Resilience scale (CD-RISC), and Flanner et al.'s (1990) Social Adequacy Scale.
    Results
    The findings suggested that there was a positive relationship between resilience and psychological well-being (p <0.01, β = 0.240). The total path coefficient between optimism and psychological well-being was positive and significant at the level of 0.01 (p <0.01, β = 0.317). Besides, the total path coefficient between family functioning and psychological well-being was negative (p <0.01, β = -0.225). The path coefficient between social adequacy and psychological well-being was positive and significant at the level of 0.01 (p <0.01, β = 0.225). Indirect path coefficient between resilience (p <0.01, β = 0.089), optimism (p <0.01, β = 0.094), and psychological well-being was positive, and indirect path coefficient between family functioning and psychological well-being (p <0.01, β = -0.101) was negative and significant at the level of 0.01.
    Conclusion
    According to the results, resilience and optimism predicted psychological well-being positively and significantly, family functioning predicted psychological well-being negatively and significantly, and social adequacy mediated the relationship between resilience and optimism positively and significantly and the relationship between family functioning and psychological well-being positively and significantly.
    Keywords: Psychological Well-Being, Family functioning, optimism, Resilience, social adequacy
  • Zakieye Nasiri, Nazanin Hounarparvaran *, Fatemeh Javadzadehshahshahani, Siamak Samani Pages 110-135
    Aim
    This study was conducted to investigate the precipitating and exhibiting factors of marital infidelity.
    Methods
    This was a qualitative study based on grounded theory and semi-structured and problem-oriented interviews and investigated the process of emergence of marital infidelity. For this purpose, 12 women and 15 men who experienced marital infidelity and were willing to cooperate with the researcher were selected as the sample by purposive sampling. The subjects were examined in depth using semi-structured interviews. Data were analyzed using grounded theory.
    Results
    After analyzing the data obtained from interviews with women and analyzing them through open coding, 100 initial codes, 14 axial codes, and 3 main codes were extracted. In this way, sensation-seeking, low self-esteem, negative self-image, and suppressed excitement were classified as the initial codes, intrapersonal causes, non-satisfaction of emotional needs, inconsistency of desires and goals, lack of attention to boundaries, marital disputes, revenge on the spouse, and lack of attractiveness of the spouse were classified as the axial codes, and marital conflicts, curiosity about sexual experiences, premarital sexual experiences, and sexual failure were classified as the main codes. 76 initial codes, 13 axial codes, and 3 main codes were extracted as a result of content analysis on interviews with men in open coding. Causes of male infidelity were categorized as emotional causes (marital conflicts, life crises, loss of self, and sharing feelings and thoughts), sexual causes (lack of freshness and happiness due to a boring marriage, gaining new sexual experiences, lack of wife care of her body, and sensation-seeking), and external causes (power, having the opportunity to commit marital infidelity, receiving support from friends, rightfulness, and disinhibition due to substance abuse).
    Conclusion
    The results indicated that men and women involved in this relationship initiated marital infidelity against this phenomenon. The consequences of these strategies were disclosure, divorce, concealment, and the discontinuity of married life.
    Keywords: marital infidelity, Women, Men, precipitating factors, exhibiting factors
  • Amir Hesam Khajeh, Hadi Farhadi *, Asghar Aghayei Pages 136-160

    The aim of this study was to investigate the effectiveness of an integrated package of emotion-based couple therapy and compassion therapy on the quality of marital life and the dimensions of attachment of couples referring to counseling centers in Isfahan. The present study is a one-case experimental design that was conducted in 1398. The statistical population of the study is all couples referring to psychological centers and clinics in Isfahan. Sampling from among all couples who refer to the centers and clinics of Isfahan in the winter of 1398 due to marital problems, according to the entry and exit criteria, 3 couples were selected as available. After initial sampling, 3 couples were placed in the combined group of emotion-focused therapy and compassion therapy. The Marital Quality of Life Questionnaire (Fletcher, Simpson and Thomas, 2000) and the Collins and Reed Attachment Questionnaire (1990) were used to collect data. The group of subjects underwent a combination of emotion-oriented couple therapy and compassion therapy once a week for 12 sessions. Data were analyzed by visual mapping, stable change index and percentage improvement formula. Data analysis showed the effectiveness of treatment in couples who underwent the combined package of emotion-focused couple therapy and compassionate therapy. According to the research findings, this approach can be used to improve relationships and reduce the rate of divorce in society.

    Keywords: Emotion-Based Couples Therapy, compassion therapy, Marital Quality of Life, Attachment, Couples
  • Seyed Mahdi Tabatabaeifar*, Elham Aramnia, Sajad. Eslamiyan Pages 161-176
    Aim

    The present study aimed to develop a native training package of schema mode cards and determine its effectiveness in improving marital conflict.

    Methods

    The present study was semi-experimental with a pretest-posttest design and two-month control and follow-up, and its statistical population consisted of 32 couples who visited Behraz Counseling Center, Aram Counseling Center, with a wise life in the first six months of 2020. After screening with the Marital Conflict Scale by Straus (1979), 18 eligible couples were selected using the convenience method and were randomly assigned to the experimental group (8 couples) and the control group (8 couples). The experimental group was intervened by the schema mode cards for twelve 90-minute sessions, and the control group did not receive any intervention. Data were analyzed using repeated-measures analysis of variance.

    Results

    The results indicated the impact of native schema mode card intervention on the total score of marital conflict (F=14.52, p=0.001), verbal dimension (F=26.31, p=0.001), neglect (F=41.73, P=0.001), honesty (F=47.08, P=0.001), and termination (F=40.85, p=0.001), and misbehavior (F=12.74, P=0.001), and the stability of this effect at the follow-up stage.

    Conclusion

    The research results suggest that the developed training package of schema modes flashcards has validity and also decreases marital conflicts in spouses.

    Keywords: Schema modes, Marital conflict, Conflict couples
  • Mousgan Jalalvand, Shokouh Navabi Nejad *, Hamid Reza Rezazadeh Bahadoran, Ali Akbar Khosravi Babadi Pages 177-206
    Objective

    The aim of this study was to model the structural equations of emotional divorce based on early maladaptive schemas, emotional empathy mediated by emotion regulation in married women in Tehran.

    Method

    The study was a descriptive, correlational and statistical study of married women in Tehran. Using available sampling method, 200 married women living in Tehran were selected as a sample of friends and counselors of the Association for the Protection of Children's Rights online due to coronavirus. .The research instruments were Guttman (1999) Emotional Divorce Questionnaire, Young's maladaptive schemas (1998), Epstein and Mehrabian (1972) emotional empathy, and Gross and John (2003) emotion regulation. All analyzes were performed using SPSS26 and AMOS24 software. Bootstrap method was also used to analyze the intermediate relationships in MACRO Precruheiz (2008).

    Results

    The results of the direct effect showed that the schema of disconnection and rejection(β=0.343), Overvigilance and inhibition (β=0.294),has a positive and significant effect on emotional divorce, and emotional empathy (β= -0.345), has a negative and significant effect on emotional divorce. Also, the indirect effects of disconnection and rejection schemas (β=0.0320), Impaired Autonomy and performance(β=0.0447), Directedness (β= 0.0509), Overvigilance and inhibition (β=0.0628), impaired limits (β= 0.1252), and emotional empathy (β= -0.0140), on emotional divorce through emotion regulation were significant. The results showed that emotion regulation as a mediating variable could explain the relationship between maladaptive schema and emotional empathy.

    Conclusion

    Since the findings of this study indicate strong and significant relationships between research variables and emotional divorce, it is suggested that through various means including mass media, daily hours to teach life skills, effective and positive strategies for emotion regulation and innovations to modify the schema. Initial incompatibilities should be considered and psychologists should be employed to discuss this issue.

    Keywords: emotion regulation, primary maladaptive schemas, emotional divorce, emotional empathy
  • Bahareh Bayat, Bent Al-Huda Tavakoli *, Nazila Ghanadibaradaran Pages 207-222

    The aim of this study was to investigate the effectiveness of stress management through cognitive-behavioral therapy on rumination and psychological distress in women faced with infidelity in Tehran in 1400. The method of the present study is quasi-experimental and a pre-test-post-test design with a control group was used to collect data. The statistical population of the study consisted of all women faced with infidelity who referred to counseling centers in District 11 of Tehran, from which 40 people were selected by available sampling method and randomly in the experimental group (20 people in each group) and control. (20 people) were appointed. The experimental group was trained in cognitive-behavioral stress management therapy for 10 sessions of 90 minutes and the control group remained on the waiting list. The instruments used in the present study included the rumination questionnaire (Nolen Hoxma and Murrow, 1991) and psychological distress (Lavibund, 1995) which were used in two stages of pre-test and post-test. The analysis of the information obtained from the questionnaire was performed through spss24 software in two descriptive and inferential sections (analysis of covariance). Findings showed that stress management treatment with cognitive-behavioral therapy has reduced rumination in women faced with infidelity. The results also showed that stress management treatment with cognitive-behavioral therapy has reduced psychological distress in women faced with infidelity. According to the results of this study, stress management treatment with cognitive-behavioral therapy is an effective intervention in reducing rumination and psychological distress in women faced with infidelity.

    Keywords: Rumination, Psychological distress, Stress Management, Cognitive-behavioral, infidelity
  • Mehri Azandaryani, Gholamreza Khoyinejad *, Hosein Akbariamarghan Pages 223-242

    In the present study, the effectiveness of emotion-based therapy and therapy based on acceptance and commitment on emotional self-regulation, psychological well-being and resilience of couples is to be compared. This is a quasi-experimental and applied research that was conducted with a pre-test-post-test design with a control group and 3-month follow-up; And after randomly identifying the experimental and control groups (2 experimental groups and the control group), emotion-based therapy and acceptance-commitment therapy, each in 8 sessions and each session for 1 hour (60 minutes). E) It was applied on the experimental groups and one week after the end of the treatment sessions, the experimental and control groups underwent post-test. The statistical population in the present study was all couples with marital incompatibility living in Qom-District 4 who referred to counseling and psychotherapy centers in this area of Qom during the second 6 months of 1399. Sampling method is available in two experimental groups and one control group. Data collection tools were emotion regulation difficulty questionnaire (Gertz and Roemer / 2004), psychological well-being questionnaire - short form (Reef / 2002), resilience questionnaire (Connor and Davidson / 2003). Finally, it is concluded that self-regulation of emotion of couples participating in emotion-based therapy and therapy based on acceptance and commitment is significantly different from the control group. It is significant and the resilience of couples participating in emotion-based therapy and therapy based on acceptance and commitment is significantly different from the control group.

    Keywords: Emotion-based Therapy, Acceptance, Commitment Therapy, Emotional Self-Regulation, Psychological Well-Being
  • Safura Keyvanlo, Mohammad Nariman*, Sajjad Basharpoor Pages 243-262
    Aim

    The aim of this study was to determine the effectiveness of group therapy based on emotional schema therapy on the difficulty of emotion regulation in mothers of mentally retarded children.

    Methods

    The design of this experimental study was pretest-posttest with a control group. The statistical population of the study was all mothers with mentally retarded children under the age of 15 in Ardabil in the spring of 1399. For sampling, referring to the Welfare Office of Ardabil, 4 centers and schools were selected from rehabilitation centers and exceptional schools by multi-stage cluster sampling method, and 40 mothers of children with mental disabilities were selected by sampling method. Simple random sampling was selected and divided into experimental and control groups. Emotion Regulation Difficulty Scale (DERS) was used to measure the research variables. The experimental group was exposed to group emotional therapy schema for 10 sessions and the members of the control group did not receive any intervention. Data were analyzed using repeated-measures analysis of variance.

    Results

    The results were analyzed using multivariate analysis of covariance. The results showed that the effectiveness of group therapy based on emotional schemas on the difficulty of emotion regulation (F = 115.57, P <0.0001) was significant.

    Conclusion

    The results showed that group therapy based on emotional schema therapy can be effective in reducing the difficulty of emotion regulation.

    Keywords: Emotional schema therapy, Emotion regulation difficulty, Mental retardation
  • Elham Paktinat, Mahbobeh Chinaveh *, Samad Fereydoni Pages 263-284
    Purpose

    Expanded with the aim of reducing unpleasant components. The aim of this study was the effectiveness of group therapy based on acceptance and commitment with a view to compassion therapy in cognitive regulation of emotion and happiness in patients with major depressive disorder.

    Method

    The research method is a quasi-experimental study that was a pre-test-post-test with a control group and a three-month follow-up phase of treatment intervention using the available sampling method among patients with major depressive disorder in Jam, Siraf, and Kangan. , Assaluyeh and Pardis and Naft Jam towns were selected in 1399 and randomly assigned to an 8-member experimental group and an 8-member control group. After performing the pre-test, the experimental groups were exposed to acceptance and commitment group therapy based on compassion therapy for 8 sessions (90 minute sessions in 8 consecutive weeks). Research tools include; Cognitive emotion regulation questionnaires were Garnfsky et al. And Oxford Happiness. Data were analyzed using statistical method of analysis of variance with repeated measures approach and SPSS 25 software.

    Findings

    The findings showed that acceptance and commitment group therapy with a view to compassion increased cognitive regulation of adaptive emotion and happiness in the experimental group, so it can be said; This treatment has been more effective in patients with major depressive disorder after the test.

    Conclusion

    The overall results of this study indicate the effect of group therapy based on acceptance and commitment with a view on compassion therapy in patients with major depressive disorder, which ultimately leads to increased cognitive regulation of positive emotions and happiness, which should be continuous. Be part of the main programs of counseling centers so that patients with major depressive disorder can attend meetings to reduce the rate of maladaptive behaviors by planning objective and behavioral goals.

    Keywords: acceptance, commitment, compassion therapy, cognitive regulation of positive emotions, Happiness
  • Maryam Inanloo, Simin Bashardoust *, Khadijeh Abolmaali Alhosseini Pages 285-310

    The purpose of this study was to modeling structural modeling structural prediction of online games addiction based on HEXACO personality and parent-child relationships with role mediator impulsivity. The descriptive- correlation method was used. The statistical population consists of all statistical population of the present study was female students of high school in Tehran city in year academic 1399-1400 to 125110 people. In this study, according to convenience sampling method (online method), 400 female students by formula Kline (2016) were selected as samples and they were asked to online game addiction inventory (OGAI) of Whang and Chang (2002), 24-item brief HEXACO inventory (24-BHI) of De Vries (2013), parent-child relationship inventory (PCRI) of Fine and et al (1983) and Barratt impulsivity scale (BIS) of Patton and et al (1995). Then the proposed model was analyzed through structural equation modeling using SPSS and AMOS-24 software. The results showed that direct paths HEXACO personality (neuroticism, extraversion, openness to experience and agreeableness), mother-child relationships and impulsivity on online games addiction were significant. Also, direct paths conscientiousness and father-child relationships on online games addiction were not significant. The indirect HEXACO personality and parent-child relationships with online games addiction through mediating role impulsivity were significant. The structural model of research was fit and satisfactory with research data and is an important step in identifying the factors that are effective in online games addiction in students.

    Keywords: online games addiction, HEXACO personality, parent-child relationships, Impulsivity
  • nahid asl, Farideh Dokaneei Fard *, pantea Jahangir Pages 311-338
    Aim

    The aim of this study was to present a model for predicting emotional divorce based on attachment styles, personality traits and job self-efficacy mediated by perceived social support in employed married women. 

    Methods

    The method of this research was descriptive-correlational and explanatory with a structural model approach. 400 people were selected from the community of married women working in Tehran Municipality by cluster random sampling method. Guttman Emotional Divorce Questionnaire (2008), Collins and Reed Attachment Questionnaire (1996), NEO-FFI Personality Traits (1985), Job Self-Efficacy Riggs & Knight (1994) and Perceived Social Support Questionnaire (1988) were used to collect data. 

    Results

     The results showed that the highest factor load belongs to the indicator of individual consequences (β = 0.882) and the smallest factor load belongs to the indicator of individual beliefs (β = 0.675) job self-efficacy. Thus, considering that the factor loads of all indicators were higher than 0.32, it can be said that all of them have the necessary power to measure the latent variables of the present study. 

    Conclusion

     The results showed that according to the obtained results, perceived social support can play a mediating role between emotional divorce, attachment styles, personality traits and job self-efficacy in married working women.

    Keywords: Emotional divorce, attachment styles, personality traits, job self-efficacy, perceived social support
  • Badrosadat Tababaeipour, Farshid Khosropour *, Saeedeh Zenoozian Pages 339-362
    Aim

    The aim of this study was conducted with the aim of presenting a structural model of the relationship between defense styles in cluster B personality disorders and the mediating role of emotional cognitive regulation.

    Methods

    The research method is cross-sectional correlation. The statistical population of this study consisted of all male and female students of Tehran Azad University in 1399, from which 395 people were selected by multi-stage cluster sampling. In this study, Millon clinical multivariate tools, cognitive emotion regulation (Garnowski and Craig, 2006), defense styles (Anders et al., 1993) were used, all of which had acceptable validity and reliability. Structural equation modeling was used to answer the research hypotheses.

    Results

    Findings showed that the model has a good fit. The results also showed that the developed defensive styles had a significant direct negative effect on b-cluster personality disorders. Developed defense styles have a direct positive effect on cognitive regulation of positive emotion and a direct negative effect on cognitive regulation of negative emotion. Cognitive regulation of positive emotion has a direct negative effect on personality disorders of cluster b. Cognitive regulation of negative emotion also had a direct positive effect on personality disorders of cluster b. Developed defense styles have had an indirect effect on cluster b personality disorders by regulating positive and negative emotions.

    Conclusion

    Therefore, paying attention to the mentioned variables in prevention and designing more appropriate treatments helps researchers and therapists.

    Keywords: Defensive Styles, Cluster B Personality Disorders, Cognitive Emotion Regulation
  • farzaneh shiralinejad, Masoud Ghasemi *, Susan Emamipour Pages 363-384
    Aim

    The aim of this study was to determine the comparison of the effectiveness of traditional, electronic and combined education on the cognitive burden of gifted adolescent girls.

    Methods

    This was a quasi-experimental study with pre-test-post-test design and follow-up with a control group; The statistical population of this study was all gifted adolescent girls in the second year of high school in district one of Kerman city. Witnesses (15 people in each group) were randomly applied. To conduct this research, at the beginning of the cognitive load assessment course, it was designed based on traditional, electronic and combined education and then performed on experimental group students. The control group also underwent the same evaluation in the pre-test stage. In order to evaluate the effectiveness of these three educational methods, the pass von Wren Marinbower questionnaire (1994) was used. Data were analyzed using repeated measures variance.

    Results

    The results showed that all three trainings were effective on cognitive load (F = 111.82, P = 0.001); The results also showed that the level of students' satisfaction with the combined approach is significantly higher than the other two groups (P = 0.01 <0.05).

    Conclusion

    Teaching adolescents, especially the gifted, should be done in a multimedia way and with new technologies, in which the principles of processing and effects of cognitive load in order to reduce external cognitive load, maintain optimal cognitive load and manage internal cognitive load in order to maximize students' progress. Special attention should be paid to education.

    Keywords: Traditional, electronic, hybrid, cognitive load, gifted teens