فهرست مطالب

جامعه شناسی سیاسی جهان اسلام - پیاپی 19 (پاییز و زمستان 1400)
  • پیاپی 19 (پاییز و زمستان 1400)
  • تاریخ انتشار: 1401/02/15
  • تعداد عناوین: 12
|
  • یحیی فوزی*، نصرالله نخعی زرندی صفحات 1-28
    با وجود شکست خلافت اسلامی و پایان آن در عراق و سوریه هنوز زمینه ها، عوامل و نیروهای که در روند شکل گیری این گروه نقش موثری داشته اند به قوت خود باقی مانده و می توانند ادامه روند فعلی نابودی داعش را تغییر دهند. هدف این مقاله آینده پژوهی داعش در عراق و سوریه است. این پژوهش سعی دارد بر اساس روش سناریو نویسی جمیز دیتور و نیز روش تحلیل تاثیر بر روند و با استفاده از روش اکتشافی و جمع آوری داده ها به شکل اسنادی و کتابخانه ای، عوامل تاثیرگذار موثر در روند شکل گیری داعش در عراق و سوریه را شناسایی نماید و با استخراج عوامل منازعات فرقه ای، رقابت های منطقه ای و قدرت مرکزی عراق و سوریه به عنوان پیشران ، سناریوهای آینده داعش در عراق و سوریه را بازنویسی نماید. یافته های پژوهش نشان می دهد که بهترین حالت ممکن آینده داعش ادامه روند فعلی و رشد مدوام این روند تا نابودی کامل داعش می باشد که از طریق همگرایی سیاسی و مذهبی و کاهش شکاف های اجتماعی در دو سطح داخلی عراق و سوریه و بین کشورهای منطقه به دست می آید، به طوری که هرچه این همگرایی افزایش پیدا کند قدرت حکومت های مرکزی در عراق و سوریه بیشتر و باعث تقویت سناریو نابودی داعش می گردد که سناریوی مطلوب برای امنیت ملی ایران است. در مقابل هر چه این همگرایی کمتر و به سمت افزایش شکاف سیاسی و مذهبی در دو سطح داخلی عراق و سوریه و تنش و درگیری و یا حتی جنگ بین کشورهای منطقه کشیده شود روند مبارزه با داعش با فروپاشی مواجهه گردیده و باعث تقویت سناریوی بدترین حالت ممکن، شکل گیری مجدد داعش می شود که بدترین سناریو برای امنیت ملی ایران است.
    کلیدواژگان: داعش، سناریو، منازعات فرقه ای، رقابت های منطقه ای، قدرت حکومت مرکزی
  • محمد مهربان هلان*، سعید حاجی ناصری صفحات 11-138
    پس از سقوط صدام در سال 2003، فضای سیاسی- اجتماعی جدیدی در عراق شکل گرفت که در آن، بازیگرانی که پیش ازاین امکان کنشگری از آن ها سلب شده بود توانستند در فرایند شکل گیری دولت جدید نقش آفرینی کنند. درحالی که ایالات متحده و بازیگران همسو با آن تلاش می کردند فرایند صورت بندی دولت جدید را بر اساس رویکرد «دولت سازی از بالا» مدیریت کنند مرجعیت شیعی به عنوان یکی از مهم ترین و موثرترین بازیگران سیاسی- اجتماعی عراق، از طریق کنشگری فعال خود این فرایند را در مسیر رویکرد «دولت سازی از پایین» قرارداد. ازآنجاکه در دوران جدید، بازتعریف جایگاه «مرجع» و کنشگری فعال آن، از فشارهای بافتاری و مطالبات فزاینده اجتماعی تاثیر پذیرفته است؛ این مقاله برای فهم چگونگی اثرگذاری نهاد مرجعیت بر صورت بندی دولت، ضمن تبیین فشارهای بافتاری، جایگاه «مرجع» به عنوان «کنشگر راهبردی» و «مرجعیت» به عنوان «نهاد غیررسمی» در عرصه سیاسی- اجتماعی عراق را بررسی کرده است. برای پاسخ به سوال تحقیق، از منابع کتابخانه ای برای جمع آوری داده ها و از روش توصیفی- تحلیلی برای تحلیل یافته ها بهره گرفته شده است. مقاله حاضر با استفاده از ادبیات نهادگرایی و تعریف دولت به عنوان نهاد رسمی و مرجعیت به مثابه نهاد غیررسمی، درصدد تبیین چگونگی اثرگذاری نهاد غیررسمی بر صورت بندی نهاد رسمی است.
    کلیدواژگان: عراق، مرجعیت دینی، نهاد غیررسمی، کنشگر راهبردی، دولت سازی از پائین
  • امید قادرزاده*، زمناکو علی محمد صفحات 29-54
    نظم سیاسی در اقلیم کردستان عراق با احزاب سیاسی گره خورده است. در این پژوهش بر آن بوده ایم تا نظم سیاسی حاکم بر اقلیم کردستان عراق را به میانجی نظریه تحلیل گفتمان لکلایو و موفه مورد واکاوی قرار دهیم. ایده ی اساسی بر این اصل استوار بود که نظم سیاسی در اقلیم کردستان به گونه ای گفتمانی سوژه های سیاسی را برساخت می کند. مهم ترین بازیگران این میدان گفتمانی احزاب سیاسی هستند که هرکدام نوعی از نظم سیاسی و گفتمان سیاسی مختص به خود را دارند. در این راستا به واکاوی گفتمان چهار حزب اصلی پرداختیم. داده های مورد بررسی شامل اساسنامه های احزاب، سخنرانی ها و نقل قول های رهبران احزاب بوده است که به مدد روش تحلیل گفتمان لکلایو و موفه مورد تحلیل قرار گرفته اند. تحلیل داده ها ما را به چهار گفتمان سیاسی رساند که شامل گفتمان استقلال کردستان (حزب دموکرات کردستان)، گفتمان کردستان دموکراتیک (اتحادیه ی میهنی کردستان)، گفتمان کردستان قانون مند (جنبش تغییر) و گفتمان ملی- مذهبی (اتحاد اسلامی کردستان) می باشند.
    کلیدواژگان: اقلیم کردستان عراق، نظم سیاسی، تحلیل گفتمان، احزاب کردستانی
  • اعظم مقدس* صفحات 55-82
    هدف این مقاله مطالعه زمینه ها و علل بازگشت طالبان به قدرت سیاسی در افغانستان و در پی آن، تغییر نظم سیاسی شکننده و نیم بندی است که پس از 2001 در افغانستان حاکم شده بود. اگرچه کودتاهای نظامی، شورش های خشونت بار، مداخله خارجی و جنگ شهری، تجربه پرتکرار این کشور از دهه 1970 بوده است؛ اما پیشروی های چشمگیر طالبان و تصرف گسترده شهرها، بندرها تجاری و مناطق مهم افغانستان، سقوط فرمانداری ها و کشیده شدن دامنه جنگ به شهرها و درنهایت سقوط کابل به دست آن ها، دوره تازه ای از بی ثباتی سیاسی امنیتی و موجی از نگرانی در خصوص آینده سیاسی افغانستان برای بازیگران داخلی و خارجی ایجاد کرده است. در این راستا، پرسش اصلی این پژوهش بر چرایی بازگشت و قدرت یابی مجدد طالبان در صحنه سیاسی افغانستان متمرکز بوده که در چارچوب رویکرد سطح تحلیل، در سه سطح ملی، منطقه ای و بین المللی و از طریق مطالعه اسنادی و رجوع به متون و منابع موجود بررسی شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد ناکارآمدی، بحران مشروعیت و شکنندگی دولت از یک سو و ظرفیت های داخلی طالبان از سوی دیگر در سطح ملی، تغییر استراتژی و عملکرد همسایگانی مثل پاکستان، هند و ایران در سطح منطقه ای و ایالات متحده و ناتو، روسیه و چین در سطح بین المللی، در قدرت یابی دوباره طالبان در افغانستان، نقش تعیین کننده داشته اند.
    کلیدواژگان: افغانستان، طالبان، دولت شکننده، بازیگران منطقه ای، ایالات متحده آمریکا
  • ایوب نیکونهاد*، ملیحه رمضانی صفحات 83-110
    باوجود اینکه در شرایط کنونی، منطقه غرب آسیا یکی از کانون های اصلی بحران در سطح سیاست جهانی شناخته می شود، اما به واسطه وجود بسترهای مناسب جهت گسترش اندیشه های افراط گرایی اسلامی در مناطقی نظیر آسیای مرکزی، این مسئله را محتمل می سازد که در آینده و در مقیاس وسیع این منطقه به یکی از کانون های بحران تبدیل گردد. پژوهش حاضر در پی پاسخ به این سوالات است که بسترهای اصلی گسترش افراط گرایی و رادیکالیسم اسلامی در منطقه آسیای مرکزی کدم اند؟ چه سناریوهایی را می توان برای گسترش فعالیت های گروه‏های افراطی در منطقه آسیای مرکزی برشمرد؟ با توجه به موقعیت ژیوپلیتیکی این کشورها و نزدیکی به مرزهای جمهوری اسلامی ایران چه راهبردهایی را می توان برای مقابله با رشد افراط گرایی در این منطقه و جلوگیری از خطرات رشد آن، بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران در دستور کار قرار داد؟ ابزار پاسخگویی به پرسش ها تلفیق دو روش تحلیل لایه های علی و سناریونویسی خواهد بود. یافته های پژوهش حاکی از آن است که با توجه به هم جواری سرزمینی میان منطقه آسیای مرکزی با شمال افغانستان، عدم توسعه سیاسی و سرکوب مخالفان، ناکارآمدی سیستم اقتصادی، بیکاری و فقر، مداخله کشورهای فرا منطقه ای، همچنین وجود دره فرغانه به عنوان نقطه اتصال و پیوند افراط گرایی در میان کشورهای منطقه، رشد رادیکالیسم اسلامی و شباهت آن با اندیشه تکفیری- جهادی در سپهر آینده منطقه آن را به یکی از سناریوهای با قطعیت و احتمال وقوع بالا مبدل ساخته است. قرابت جغرافیایی ایران با آسیای مرکزی موجب می شود که تهدید تا درون سرزمین ایران نیز امتداد پیدا کند. لذا شناسایی زمینه های فعالیت و سنجش میزان خطرات مترتب بر امنیت ملی با اهداف پیش نگری و چاره اندیشی عملیاتی جهت مهار این پدیده ی خطرناک از زمره مواردی است که اهمیت این پژوهش را دوچندان می سازد.
    کلیدواژگان: آسیای مرکزی، افراط گرایی مذهبی، سناریونویسی، تحلیل لایه های علی، جمهوری اسلامی ایران
  • محمدرضا مجیدی، علی شمس آبادی* صفحات 139-164

    اعتراضات اکتبر 2019 عراق و تحولات نخبگانی پس از آن را می توان به عنوان نقطه عطفی در تاریخ پر تنش این کشور به ویژه در دوره پسا-صدام توصیف نمود. جریان مذکور در واقع سرآغاز روندی از ناآرامی های اجتماعی شده که عرصه جغرافیایی آن به بیش از 10 استان از 19 استان این کشور رسید. در این پژوهش بر آن هستیم با بررسی وضعیت شاخص های جامعه پذیری سیاسی در عراق، تبیینی جامعه شناختی از چگونگی و چرایی بروز اعتراضات موسوم به «انقلاب تشرین» ارایه دهیم. طی این روند، ضمن مطالعه منابع کتابخانه ای و رسانه ای، با روشی توصیفی-تبیینی به این پرسش اصلی پاسخ می دهیم: «فرایند جامعه پذیری در عراق، چگونه از طریق شکل دهی به فرهنگ سیاسی این کشور، باعث بروز خیزش اکتبر 2019 شد؟». جهت رسیدن به پاسخ درست، شاخص های جامعه پذیری سیاسی در حوزه های گروه همسالان، خانواده (خشونت علیه زنان و سلوک والدین)، مراکز آموزشی (سطح سواد در سطح ابتدایی و دانشگاهی)، برخورد با حکومت (میزان کارآمدی نهادهای دولتی در حوزه های خدمات رسانی، مالی- اقتصادی و امنیتی) و رسانه (ضریب نفوذ رسانه های سمعی، بصری و اجتماعی در میان مردم عراق و محتوای برخی شبکه های پر مخاطب) مورد بررسی قرار گرفته و در پایان ریشه های فروکش کردن اعتراضات و عدم اقبال عمومی جدی به آن در کنار عوامل تمایل معترضان به خشونت تبیین شده است.

    کلیدواژگان: جامعه پذیری سیاسی، مشروعیت کارآمدی، عراق، اعتراضات اکتبر 2019، اعتراض مدنی
  • سجاد رفیعیان*، حمید هوشنگی صفحات 165-196

    جامعه عربستان سعودی از گذشته تاکنون جامعه ای چندپاره و طایفه ای بوده و اختلافات فراوانی میان قبایل و گروه های موجود در عربستان منجر به بروز شکاف هایی در میان طبقات جامعه سعودی شده است. علی رغم آغاز فرآیند دولت- ملت سازی در دوره ملک عبدالعزیز از طریق سرکوب تمایلات قبیله ای، از میزان این شکاف ها کاسته نشده و آثار و تبعات زیادی بر جامعه سعودی داشته است. ازآنجایی که گروه های مختلفی در جامعه عربستان از توزیع برابر قدرت کنار گذاشته شده اند، محرومیت از مشارکت در مسایل سیاسی و مطالبات در جهت برابری در توانمندی های اقتصادی موجب پدید آمدن توقع فزاینده برای حضور در جامعه و قدرت خواهد شد. از سوی دیگر به دلیل وجود جامعه بسته و هرمی در عربستان، شاه خود را ملزم به پاسخگویی به مردم نمی داند و همین مسئله یعنی پاسخگو نبودن پادشاه نسبت به زندگی مردم موجب خواهد شد تا انباشت اعتراضات و فشارهای اجتماعی تبدیل به نتایج خشونت بار در جامعه سعودی گردد.  بنابراین سوال اصلی این پژوهش آن است که مهم ترین تاثیر سیاست های محمد بن سلمان بر شکاف های اجتماعی جامعه عربستان سعودی چیست؟ در پژوهش حاضر با استفاده از شیوه توصیفی تحلیلی، ضمن دسته بندی برجسته ترین شکاف های جامعه سعودی، با بهره گیری از نظریه محرومیت- تهاجم، رابطه میان شکاف های اساسی و اقدامات خشونت بار سیاسی بررسی گردید. نتایج تحقیق نشان می دهد با اصلاحات بن سلمان در راستای سند چشم انداز 2030، رشد شکاف های اجتماعی- اقتصادی در جامعه سعودی افزایش یافته و تقویت این شکاف ها در بستر توسعه محرومیت در میان طبقات جامعه خطر اقدامات خشونت بار سیاسی را افزایش داده است.

    کلیدواژگان: عربستان سعودی، شکاف اجتماعی، محمد بن سلمان، چشم انداز 2030، خشونت سیاسی
  • هاجر صادقیان، حسین مسعودنیا*، حمید نساج، محمودرضا رهبرقاضی صفحات 197-228

    برخورداری از حمایت و تداوم رضایت افراد جامعه نسبت به سیاست های داخلی و خارجی از نشانه های یک نظام سیاسی کارآمد است. جوانان به عنوان بزرگ ترین گروه جمعیتی به لحاظ ویژگی های خاص دوران جوانی نقش و اهمیت خاصی برای ثبات سیاسی یک جامعه و پویایی و نشاط آن دارند. بررسی موضوع رضایتمندی سیاسی جوانان از این نظر که این قشر همواره در تحولات سیاسی کشور ایران صاحب تاثیر بوده است، تحقیق را به شناخت و فهم رضایتمندی سیاسی جامعه ایرانی نزدیک خواهد کرد. از جمله عوامل موثر بر رضایتمندی جوانان که در نظریات مختلف از جمله نظریه محرومیت نسبی تد رابرت گر مطرح شده، میزان احساس محرومیت نسبی در جوانان یک جامعه است. هدف از انجام این پژوهش سنجش میزان تاثیر احساس محرومیت نسبی بر رضایتمندی سیاسی جوانان شهر اصفهان بوده است. این مطالعه به روش پیمایشی و توصیفی انجام شده و نمونه مورد مطالعه شامل 395 نفر از جوانان 18 تا 35 ساله شهر اصفهان بوده است که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از ابزار پرسشنامه استفاده شده و اعتبار آن به روش صوری - محتوایی و پایایی آن به کمک آماره آلفای کرونباخ سنجیده شده است. تحلیل داده ها نیز با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS صورت گرفت. فرضیه اصلی تحقیق این گونه بیان شده که با افزایش احساس محرومیت نسبی در بین جوانان رضایتمندی سیاسی آنها کاهش می یابد». یافته های تجربی حاکی از تایید فرضیه اصلی تحقیق در جامعه آماری است، همچنین  احساس محرومیت نسبی با رضایتمندی سیاسی همبستگی معکوس و نسبتا قوی دارد.

    کلیدواژگان: رضایتمندی سیاسی، احساس محرومیت نسبی، نابرابری، جوانان، شهر اصفهان
  • آرش بیدالله خانی* صفحات 229-252
    اندیشه سکولاریسم در جهان عرب مبانی، ساخت بندی، نظریه پردازان، واکنش ها و کارکردهای متفاوتی داشته است. پژوهش حاضر با گونه شناسی اندیشه سکولاریسم در بین اندیشمندان جهان عرب، بافت و مبانی این گونه شناسی را از طریق تجزیه وتحلیل اندیشه پنج اندیشمند و فیلسوف نواندیش معاصر جهان عرب از مغرب و مشرق جهان عربی بررسی می کند. سوال اساسی پژوهش حاضر این است که سنخ شناسی تفکر اندیشمندان مشهور سکولاریسم در جهان عرب چه ساختی دارد؟ در پاسخ به پرسش پژوهش، مقاله تفکر این اندیشمندان در رابطه با سکولاریسم را بر  مبنای مواجهه سنت و مدرنیته، برآمده از دو ساخت درون گرایی یا بومی گرایی واکنش گرا و برون گرایی غرب گرا در جهان عرب می داند. جریان اندیشگی درون گرای واکنشی ، عامل اصلی مشکلات جهان عرب را دوری از سنت های اصیل اسلامی می داند و سکولاریسم و ارزش های غربی را باعث اضمحلال جهان عرب می داند.پاسخ این جریان نوعی رادیکالیسم اسلامی - اندیشه ای جزم اندیشانه در زندگی سیاسی و اجتماعی در جهان عرب است. جریان دوم با گزینش حمایت حداکثری از سکولاریسم ضد دین ؛ غرب گرا است و حذف و طرد دین و سنت های اسلامی را از جریان اندیشه ورزی وزندگی سیاسی و اجتماعی ازجمله اهداف اساسی خود می داند. برخی از اندیشمندان نیز، راهی میانه را برگزیده اند. روش مقاله حاضر مبتنی بر تحلیل کیفی متون اصلی پنج اندیشمند و فیلسوف موردنظر در جهان عرب ازجمله المسیری، الجندی، عابد جابری، نصر حامد ابوزید و ناصیف نصار است.
    کلیدواژگان: سکولاریسم، سنت، مدرنیته، جهان عرب، اندیشه
  • مجید بزرگمهری*، وحید مولایی، حاکم قاسمی صفحات 253-282
    هنجارسازی بر اساس تحولات روز حقوق بشری، گام مهمی در راستای تحقق حقوق زنان در کشورهای اسلامی بوده است. ارزیابی سه شاخصه نظام توسعه در جهان امروز در بحث حقوق زنان شامل توسعه جنسیتی، مقابله با نابرابری جنسیتی و مقابله با شکاف یا فاصله جنسیتی، محورهای اصلی تبیین کننده همسویی و ارتقاء حقوق زنان در کشورها و اعضای سازمان همکاری اسلامی است. سازمان همکاری اسلامی تلاش نموده است تا درک خود از حقوق زنان را بر مبنای شریعت اسلامی، عرف و معاهدات بین المللی در چارچوب سند تاسیس سازمان، اعلامیه «اوآگادوگو»، سال 2005 و برنامه عمل سازمان در خصوص ارتقاء حقوق زنان و اسناد متعدد دیگر ارایه دهد. هدف اصلی مقاله آگاهی از فرایند تحول حقوق زنان در جهان اسلام و شناخت مواضع و عملکرد سازمان همکاری اسلامی در این زمینه است. با استناد به اسناد سازمان همکاری اسلامی، حقوق زنان در جهان اسلام با توجه به سه شاخصه توسعه حقوق زنان، در دو دهه اخیر چه تغییرات و تحولاتی را پشت سر گذاشته است؟ روش این مطالعه متکی بر رویکرد توصیفی تحلیلی و تحلیل محتوای اسناد بوده است. داده ها از اسناد درجه یک سازمان همکاری اسلامی و گزارش های مستند این سازمان استخراج و مبنای تحلیل ها قرار گرفته است.
    کلیدواژگان: سازمان همکاری اسلامی، حقوق زنان، توسعه پایدار، جهان اسلام
  • لقمان قنبری، سید شمس الدین صادقی*، قدرت احمدیان صفحات 283-308

    امروزه پویش های جهانی شدن نه تنها ساحت عینی زندگی اجتماعی جوامع، بلکه ساحت نظری و روش شناختی علوم اجتماعی در تحلیل و تبیین پدیده های اجتماعی را نیز متحول کرده است؛ به عبارت دیگر پویایی های رایج در جهانی شدن، مقیاس های قدیمی تحلیل پدیده ها در درون قلمرو علوم اجتماعی را بی اعتبار ساخته است. در این راستا، اتخاذ چشم انداز روش شناسانه جدید، برای مطالعه پدیده ها و موضوعات اجتماعی از اهمیت حیاتی برخوردار شده است؛ بنابراین سوال اصلی پژوهش این است که در عصر جهانی شدن، اهمیت و ضرورت کاربست «جهان-محلی گرایی روش شناختی» در تحلیل پدیده های اجتماعی و سیاسی چیست؟ فرضیه متناسب با سوال پژوهش این است که «جهان - محلی گرایی روش شناختی» فراتر از ملی گرایی روش شناختی و جهان گرایی روش شناختی، ابزارهای تفسیری و تحلیلی جدیدی برای فهم پدیده های اجتماعی در اختیار دانش پژوهان سیاسی و اجتماعی قرار می دهد. یافته های پژوهش نشان می دهند که در چارچوب جهان- محلی گرایی روش شناختی، این امکان و فرصت به وجود خواهد آمد تا دو پدیده جهانی و محلی را هم زمان و در یک رابطه دیالکتیکی با هم مورد بررسی و تبیین قرار دهیم. در این تحقیق، جهان محلی - گرایی روش شناختی به عنوان متغیر مستقل و فهم پدیده های اجتماعی به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شده است.

    کلیدواژگان: جامعه شناسی جهانی شدن، علوم اجتماعی، ملی گرایی روش شناختی، جهان گرایی روش شناختی، جهان - محلی گرایی روش شناختی
  • عبدالکریم صادق دوست، نوذر شفیعی*، رحمت حاجی مینه صفحات 308-335
    منطقه خلیج فارس، یکی از حساس ترین و بحران زا ترین مناطق جهان است. در منطقه ای با این مشخصه، کشور عمان توانسته است در حفظ ثبات آن نقش ایفا کند. سوال این پژوهش آن است که چه عواملی بر سیاست خارجی عمان در ایجاد ثبات در منطقه خلیج فارس تاثیرگذار بوده است؟ فرضیه این پژوهش آن است که عوامل ژیوپلیتیک، عوامل اقتصادی، نقش سلطان قابوس، ثبات داخلی و مذهب، بر جهت گیری سیاست خارجی این کشور در شکل اتخاذ سیاست بی طرفی مثبت تاثیرگذار بوده و این مهم به نوبه خود، باعث نقش آفرینی عمان در ایجاد ثبات در منطقه خلیج فارس شده است. در این تحقیق از روش توصیفی- تحلیلی و در گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه ای بهره گرفته شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که کشور عمان در دهه های اخیر، با درک اهمیت حفظ ثبات در منطقه، همواره در تلاش بوده است که از گسترش هرگونه تنش و بحران در این منطقه، با استفاده از ابزار های دیپلماتیک، جلوگیری کند. این کشور، علیرغم فقدان ابزار های مادی قدرت، توانسته است از توان دیپلماتیک و جلب اعتماد دیگر بازیگران منطقه و طرف های درگیر در بحران، درزمینه ایجاد ثبات در منطقه خلیج فارس ایفای نقش نماید.
    کلیدواژگان: بی طرفی مثبت، ثبات، خلیج فارس، سیاست خارجی، کشور عمان
|
  • Yahya Fozi *, Nasrollah Nakhaei Zarandi Pages 1-28
    The purpose of this research is the future of ISIL research in Iraq and Syria. The present article tries to use the exploration method and data collection in the form of documents and based on the method of James Dittor scriptwriting and the method of impact analysis. Identify the influential factors influencing the formation of ISIL in Iraq and Syria, and by extracting the factors of sectarian strife, regional rivalries, and the central power of Iraq and Syria as drivers, the future scenarios of ISIL in Rewrite Iraq and Syria. Findings show that the best possible future for ISIL is to continue the current trend and the continuous growth of this trend until the complete destruction of this group, which will occur through political and religious convergence in the two internal levels of Iraq and Syria and between countries in the region. The more this convergence increases, the greater the power of the central governments in Iraq and Syria, and reinforces the scenario of the destruction of ISIS, which is a favorable scenario for Iran's national security. On the other hand, the less this convergence leads to the widening of the political and religious divide at the internal levels of Iraq and Syria and the tension, conflict or even war between the countries in the region, the anti-ISIL process will collapse and reinforce the worst-case scenario. The re-formation of ISIS is the worst case scenario for Iran's national security.
    Keywords: ISIS, scenario, sectarian strife, regional rivalries, central government power
  • Mohammad Mehraban Helan *, SAEED Haji Naseri Pages 11-138
    After the fall of Saddam in 2003, a new socio-political climate emerged in Iraq in which actors who had previously been barred from acting were able to play a role in the process of forming a new state.While the United States and its allies sought to manage the process of forming a new state based on the "top-down state-building" approach, the Shiite "Marja'", as one of the most important and influential socio-political actors in Iraq, through its active activism On the path of the "bottom-up state-building" approach.Since in the new era, redefining the position of "Marja'" and its active activism has been influenced by contextual pressures and increasing social demands, this article explains the position of "Marja'" as "explaining the contextual pressures of the institution of Marja'. Has examined the "strategic actor" and the Marja' as an "informal institution" in the socio-political arena of Iraq. To answer the research question, library resources were used to collect data and descriptive-analytical method was used to analyze the findings.Using the institutionalist literature and the definition of state as a formal institution and Marja' as an informal institution, the present article seeks to explain how the informal institution influences the formation of the formal institution.
    Keywords: iraq. Religious Marja.Formal institution, informal institution, strategic actor, state-building from below
  • Omid Ghaderzadeh *, Zmnako Ali Mohammad Pages 29-54
    In this study, we have tried to analyze the political order in the Kurdish region of Iraq through the theory of analysis of the discourse of Laclau and Mouffe. The basic idea was based on the principle that the political order in the Kurdistan region constructs political subjects in a discursive way. The most important actors in this arena are the parties of the Iraqi Kurdistan Region, each of which has its own kind of political order and political discourse.In this regard, we analyzed the discourse of the four main parties. The data studied were the statutes of the parties as well as the speeches and quotations of the party leaders, which were analyzed using the method of analyzing the discourse of Laclau and Mouffe. Data analysis led us to four political discourses, which include the discourse of Kurdistan Independence (KDP), the discourse of Democratic Kurdistan (Patriotic Union of Kurdistan), the discourse of legitimate Kurdistan (Movement for Change) and the national-religious discourse (Islamic Union of Kurdistan).
    Keywords: Iraqi kurdistan Regional Government, Political Order, discourse analysis, Kurdish parties
  • Azam Moghadas * Pages 55-82
    The purpose of this article is to study the context and reasons for the return of the Taliban to political power in Afghanistan and the subsequent change in the fragile political order that prevailed in Afghanistan after 2001. Although military coups, violent riots, foreign intervention, and civil war have been recurring experiences since the 1970s; But the Taliban's dramatic advance and massive takeover of cities, commercial ports and key areas of Afghanistan, the fall of cities and the escalation of the war into cities, and finally the fall of Kabul, a new era of political and security instability and a wave of Concerns about Afghanistan's political future have raised for domestic and foreign actors. In this regard, the main question of this study is focused on why the Taliban returned and regained power in the Afghan political scene, which is studied within the framework of the 3 levels (national, regional and international) analysis approach. Findings show inefficiency, crisis of legitimacy and fragility of the government on the one hand and the internal capacities of the Taliban on the other hand at the national level, change in strategy and practic of neighbors such as Pakistan, India and Iran at the regional level and US, Russia and China, internationally have played a key role in Taliban returning to power in Afghanistan
    Keywords: afghanistan, Taliban, fragile state, regional actors, The United State of America
  • Ayub Nikunahad *, Malihe Ramezani Pages 83-110
    Although in the current situation in the West Asian region is known as one of the main centers of crisis in world politics, but due to the existence of suitable grounds for the spread of Islamic extremist ideas in areas such as Central Asia, this issue is likely to become one of the centers of crisis on a large scale in the future. The present study seeks to answer the questions: What are the main grounds for the spread of Islamic extremism and radicalism in the Central Asian region? What scenarios can be considered for the expansion of the activities of extremist groups in the Central Asian region? Regarding the geopolitical situation of these countries and their proximity to the borders of the Islamic Republic of Iran, what strategies can be put on the agenda to counter the growth of extremism in this region and prevent the dangers of its growth for the national security of the Islamic Republic of Iran? The tool for answering the questions will be a combination of causal layer analysis and scenario writing. The findings of the study indicate that the growth of Islamic radicalism and its similarity with Takfiri-jihadi thought in the future sphere of the region, has turned it into one of the scenarios with high certainty and probability of occurrence. Iran's geographical proximity to Central Asia causes the threat to extend into Iranian territory.
    Keywords: Central Asia, Religious extremism, Scenario writing, causal layers Analysis, Islamic Republic of Iran
  • Mohammadreza Majidi, Ali Shamsabadi * Pages 139-164

    The social protests in Iraq which took place in 2019 and the elite turning afterward was indeed a turning point in tensed history of this country particularly in Post-Saddam era. In fact the upraising was the beginning for social unrest in which 10 provinces out to 19 provinces in Iraq has faced it. In this research we are going to survey the political socialization index in the country to turn out the social roots of the so called “October Revolution”. To do so, we will answer the main question “How the political socialization process in Iraq led to October 2019 upraising?” based on library and media sources study. For this purpose we evaluate the status of political socialization such as Family (Violence against women and parenting Style), Educational institutions, the government efficiency, Media effect and peer group and then explain the causes behind the quench the protests without the problems being solved.

    Keywords: political socialization, Efficiency legitimacy, Iraq, October revolution, Social protest
  • Sajjad Rafieyan *, Hamid Houshangi Pages 165-196

    Saudi Arabia has always been a multi-sectarian and tribal society, and many disputes between the tribes and groups in Saudi Arabia have exacerbated cleavages between the classes of Saudi society. Despite the dawn of nation-state making during the reign of King Abdul Aziz through the suppression of tribal tendencies, the exclusion of participation in political issues and demands for equality in economic capabilities will lead to a growing expectation of having active roles in society and power. On the other hand, due to the existence of a monarch and pyramidal society in Saudi Arabia, the king does not consider his accountability to the people, and this means that the king is not accountable to the lives of the people which will cause the accumulation of protests and social pressures.Therefore, the main question of this research is what are the most important gaps in Saudi society and what are the effects and consequences on this society. In this respect, cleavages in Saudi society has been analyzed, using a descriptive-analytical method, while classifying the most prominent ones, using the theory of deprivation-aggression. All these steps have been fulfilled to investigate the relationship between fundamental gaps and political violence. The results of this paper show that following Bin Salman's reforms in line with the "Vision 2030" document, the growth of socio-economic gaps in Saudi society has been erupted. This provocation of gaps, in the context of deprivation among the social classes, has increased the risk of political violence.

    Keywords: Saudi Arabia, Social Gap, Muhammed Ben Salman, Vision 2030, Political Violence
  • Hajar Sadeghian, Hossein Masoudnia *, Hamid Nassaj, Mahmoodreza Rahbargazi Pages 197-228

    Having the support and continued satisfaction of the people of the society towards domestic and foreign policies is one of the signs of an efficient political system. As the largest population group, young people have a special role and importance for the political stability of a society and its dynamism and vitality in terms of special characteristics of youth. One of the factors affecting youth satisfaction that has been proposed in various theories, including the theory of relative deprivation of the educator, is the degree of relative deprivation in the youth of a society. The purpose of writing this article is to investigate the effect of relative deprivation on the political satisfaction of the youth of Isfahan. This study was conducted by descriptive survey and the sample included 395 young people aged 18 to 35 years old in Isfahan who were selected by cluster sampling. To collect information, a questionnaire method was used, the validity of which was measured by form-content method and its reliability was measured by Cronbach's alpha. Data analysis was performed using SPSS software. The main hypothesis is that the feeling of relative deprivation among young people is related to their level of political satisfaction. Experimental findings show that the main hypothesis of the research is verifiable in the statistical community and the feeling of relative deprivation is inversely and relatively strongly correlated with political satisfaction.

    Keywords: Political satisfaction.Feeling of relative deprivation, Inequality, Youth, Isfahan
  • Arash Beidollahkhani * Pages 229-252
    The idea of secularism in the Arab world has had different foundations, structures, theorists, reactions and functions. The present study examines the typology of secularism among the Arab world's thinkers through an analysis of five contemporary modern thinkers and philosophers from the west to the east of the Arab world. The main question of the paper is what are the structure and the typology of secularism in the Arab world? In response to the research question, the article shows that, there are two orientations and structures in the Arab world about secularism. The first one is reactionary introversion or localism and the second one is Westernism extroversion in the Arab world. The reactionary introversion orientation considers the main cause of the Arab world's problems is receded from the original Islamic traditions, and considers secularism and Western values to be the cause of the destruction of the Arab world. This current is following kind of Islamic radicalism and dogmatic idea in political and social life in the Arab world. The second current by choosing the maximum support of secularism; is Westernism and considers the elimination of Islamic traditions from the political and social life as its’ main goals. Some thinkers have also chosen the middle way. The method of the present article is based on a qualitative analysis of the main texts of the five philosophers in the Arab world including Elmessiri, Al-Jundi, Abed Jaberi, Nasr Hamed Abu Zayd and Nassif Nasar.
    Keywords: Secularism, Tradition, Modernity, the Arab world, thoughts
  • Majid Bozorgmehri *, Vahid Mollaye, Hakem Ghasemi Pages 253-282
    Assessing the three characteristics of the development in the world today regarding to women's rights, including gender development, combating gender inequality and combating the gender gap, are the main axes explaining the alignment and promotion of women's rights in countries and members of the Organization of Islamic Cooperation(OIC).OIC has tried to present its sympathetic of women's rights in accordance with Islamic law and international custom and treaties through the documents like, the 2005 Ouagadougou Declaration and the Organization's Action Plan for the Promotion of Women's Rights and various other documents. . In the 7th Conference of Islamic Ministers on "The Role of Women in Promoting Development for Member States" in the session entitled "Empowerment of Women in Member States: Challenges and Prospects" in 2018, 16 important resolutions on improving the legal, economic, social and Women's security were adopted. The major question of the research is the evaluation of women's rights in the policies of the Islamic Cooperation Organization during the last two decades. The member countries of the Organization of Islamic Cooperation, in spite of structural differences in economic, cultural and legal levels, have encouraged the three indicators of development in women's rights in line with human rights developments in the world.The method of the study is based on the descriptive-analytical approach as well as the content analysis. Relying on original documents of OIC and reports has been the basis of data and analysis.
    Keywords: OIC, Women`s Rights, Development, Islamic World
  • Loghman Ghanbari, Seyed Shamseddin Sadeghi *, Ghodrat Ahmadian Pages 283-308

    Abstract Today the dynamics of globalization not only the objective realm of social life of societies, but also have transformed the theoretical and methodological realm of social science in analyzing and explaining social phenomena.in other words, the current dynamics of globalization has discredited the old scales of analysis of phenomena within the realm of the social sciences. In this regard, the adoption of new methodological perspectives has been crucial for the study of social phenomena and issues. The main research question is: in the age of globalization, what is the importance necessity of applying»methodological glocalization« in the analysis of social and political phenomena? The hypothesis appropriate to the research question is that, methodological Glocalization Beyond methodological Nationalism and Methodological Globalism provide new interpretive and analytical tools for political and social scholars to understand social phenomena. The finding of the study shows that within the framework of methodological glocalization, there will be an opportunity examine two global and local phenomena at the same time in a dialectical relationship. In this research, methodological glocalization is considered as an independent variable and understanding of social phenomena as dependent variable.

    Keywords: sociology of globalization, Social Sciences, methodological nationalism, methodological globalism, methodological glocalization
  • Abdolkarim Sadeghdoost, Nozar Shafiee *, Rahmat Hajimineh Pages 308-335
    Explanation of the factors affecting the role of Oman in the stability of thePersian Gulf region AbstractThe Persian Gulf region is one of the most sensitive and critical regions of the world. In a region with this characteristic, Oman has been able to play a role in maintaining its stability. The question of this research is, “What factors have influenced the foreign policy of Oman on providing stability in the Persian Gulf region?” The hypothesis of this study is that, “Geopolitical factors, Economic factors, the role of Sultan Qaboos, internal stability and religious believes, have influenced the foreign policy orientation of this country in the form of adoption of positive neutrality, and this important issue, for its part, has caused Oman to play a role in stabilizing the Persian Gulf region”. In this research, descriptive – analytical method is used, and library method is used for gathering data. The findings of this study show that, Oman, in recent decades, understanding the importance of maintaining the stability in the region, has always tried to prevent the spread of any tension and crisis in this region, using diplomatic means. This country, has been able to play a role in establishing stability in the Persian Gulf region, through its diplomatic power and gaining the trust of other regional actors and parties involved in the crisis, despite lack of material tools of power. Key words: foreign policy, Oman, Persian Gulf, positive neutrality, stability
    Keywords: foreign policy, Oman, Persian Gulf, positive neutrality, stability