فهرست مطالب

  • سال دوازدهم شماره 6 (پیاپی 52، بهمن و اسفند 1400)
  • تاریخ انتشار: 1401/03/08
  • تعداد عناوین: 12
|
  • علی کریمی ارقینی، نورالدین میرزایی*، غلامحسین انتصار فومنی صفحات 1-18
    مقدمه و هدف

    پژوهش حاضر با هدف  طراحی و ارایه الگوی مناسب برای ارتقای کیفیت مدیریت آموزشگاهی در مدارس ابتدایی استان زنجان انجام شده است.

    روش شناسی پژوهش

     روش پژوهش ترکیبی با طرح اکتشافی- مدل توسعه ابزار بود. منابع گردآوری داده ها در بخش کیفی پژوهش شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته با 23 نفر، یادداشت برداری، اسناد عمومی و خصوصی بوده که به داده های متنی تبدیل شده و پس از آن کدگذاری متن با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا صورت گرفت. براساس نتایج بخش کیفی، ابزار اندازه گیری براساس مولفه های شناسایی شده در قالب پرسشنامه 107سوالی طراحی گردیده و  روایی صوری و محتوایی آن با استفاده از نظر متخصصان تایید و در نهایت ضریب پایایی به دست آمده (93/0) بود. برای برآورد اعتبار الگوی ارایه شده از تحلیل مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. جامعه آماری پژوهش در بخش کمی کلیه کارشناسان، راهبران آموزشی و مدیران مدارس ابتدایی استان زنجان(1079 نفر) بودند. علاوه براین، از تعداد120سند به دست آمده از متون علمی یادداشت برداری و استفاده شد. برای تحلیل داده های کمی از نرم افزار Amos استفاده شد.

    یافته ها

    در بخش کیفی از نمونه گیری هدفمند و در بخش کمی با توجه به (حجم نمونه 283 نفر) به روش نمونه گیری خوشه ای از شهرها و مناطق مختلف استان داده ها جمع آوری گردید. نتایج بخش کیفی نشان دادکه الگوی ارتقای کیفیت مدیریت آموزشگاهی دارای 8 عامل، 26ملاک و 107نشانگر است.

    بحث و نتیجه گیری

    نتایج تحلیل عاملی تاییدی مرتبه دوم نشان داد که عوامل 8 گانه (برنامه ریزی، آموزش و یادگیری، فعالیت های پرورشی و فوق برنامه، تربیت بدنی و سلامت، مشارکت، برقرای روابط انسانی، نظارت و راهنمایی، مدیریت امور اداری و اجرایی) دارای بار عاملی مناسب جهت پیش بینی  الگوی ارتقای کیفیت مدیریت آموزشگاهی است.

    کلیدواژگان: کیفیت، مدارس ابتدایی، مدیریت آموزشگاهی، طراحی الگو
  • ارائه مدلی برای توانمندسازی مدیران دوره متوسطه شهر اصفهان
    حبیب الله گودرزی دورکی*، حسین مهرداد، ابراهیم پور حسینی صفحه 3

    هدف از پژوهش حاضر طراحی و ارایه مدل توانمندسازی مدیران دوره متوسطه شهر اصفهان بود. روش تحقیق، تلفیقی بود و از روش کیفی- تکنیک دلفی برای استخراج و شناسایی مولفه های توانمندسازی مدیران و از بخش کمی برای آزمون مدل استفاده شد. جامعه آماری متشکل از کلیه مدیران سطوح مختلف معاونت های پژوهش، برنامه ریزی و آموزش نیروی انسانی و آموزش متوسطه و مدیران مدارس متوسطه اصفهان(908 نفر) در سال 1398 بودند. حجم نمونه به روش طبقه ای نسبتی از هر دو حوزه ستادی و صف 270 نفر تعیین شد. ابزارهای پژوهش نیز شامل مصاحبه و پرسشنامه بودند که اعتبار آن از دیدگاه متخصصان و آزمون آلفای کرونباخ (80/0=a) مطلوب ارزیابی شدند. یافته ها نشان دادند شاخص ها و مولفه های توانمندسازی مدیران در 5 بعد شامل (دانش و آگاهی با میانگین 18/4، بعد نگرشی با میانگین91/2، فردی83/2، سازمانی66/2 و مهارتی43/2) 10 مولفه و 61 شاخص قابل طبقه بندی هستند. همچنین تحلیل نتایج آزمون t نشان داد تفاوت میانگین الگو ارایه شده در کلیه بخش ها با میانگین مورد انتظار در سطح خطای 1 درصد معنادار است .

    کلیدواژگان: توانمندسازی مدیران، آموزش و پرورش، مولفه ها، مدل
  • رضا سپهوند، محمد حکاک، راضیه فعلی* صفحات 19-34
    مقدمه و هدف

    هدف تحقیق حاضر تعیین تاثیر مربی گری خیرخواهانه بر تقویت سرمایه انسانی با نقش میانجی سرمایه انگیزشی می باشد.

    روش شناسی پژوهش

    این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی - همبستگی می باشد. جامعه آماری تحقیق کارکنان معاونت توسعه ورزش قهرمانی و حرفه ای وزارت ورزش و جوانان بوده که به علت برخورد نزدیک با عملکرد ورزشکاران در سطح حرفه ای و قهرمانی برای پاسخگویی به پرسشنامه تحقیق انتخاب شدند. تعداد این کارکنان 68 نفر گزارش شد که براساس جدول مورگان 58 نفر به عنوان نمونه تحقیق در نظر گرفته شد که به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بوده که پایایی آن با آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون نرمال بودن داده ها، آزمون همبستگی و مدل معادلات ساختاری در قالب نرم افزارهای SPSS و smart PLS استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج تحقیق نشان داد که مربی گری خیرخواهانه بر دو متغیر سرمایه انگیزشی و تقویت سرمایه انسانی تاثیر مثبت و معناداری دارد. سرمایه انگیزشی دارای تاثیر مثبتی بر تقویت سرمایه انسانی بود و همچنین این متغیر در تاثیر مربی گری خیرخواهانه بر سرمایه انسانی دارای نقش میانجی بود.

    بحث و نتیجه گیری

    آموزش یکی از روش های موثر در تقویت سرمایه انسانی است و در این میان مربی گری خیرخواهانه به عنوان یکی از روش های آموزشی می تواند از طریق افزایش سرمایه انگیزشی به تقویت سرمایه انسانی در سازمان ها کمک نماید.

    کلیدواژگان: مربی گری خیرخواهانه، سرمایه انگیزشی، تقویت سرمایه انسانی، ورزش قهرمانی و حرفه ای
  • اکبر کاظمی، مریم سامری*، جواد کیهان صفحات 35-49
    مقدمه و هدف

     امروزه پاسخگویی یکی از مهم ترین چالش های مربوط به عملکرد مدیران است. تحقیق حاضر با هدف تحلیل روابط مهارت های مدیریتی، نگرش شغلی و دانش و اطلاعات بنیادی با عملکرد مدیران بر مبنای پاسخگویی به نیازهای محیطی با میانجیگری تعهد اخلاقی و کارآمدی جمعی  انجام گرفت

    روش شناسی پژوهش

    این تحقیق از نظر هدف از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر گردآوری داده ها و کنترل متغیرها توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل همه ی مدیران متوسطه دوره اول و دوم شهر ارومیه به تعداد 1200 نفر بود. از این جامعه نمونه ای به حجم 300 نفر با استفاده از جدول مورگان  با در نظر گرفتن سطح اطمینان 95 درصد به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی انتخاب شدند. ابزار گرداوری داده ها پرسشنامه های استاندارد بود.

    یافته ها

    نتایج نشان داد بین مهارت های مدیران، نگرش شغلی و دانش و اطلاعات بنیادی با عملکرد مدیران با نقش میانجی تعهد اخلاقی و کارآمدی جمعی یک رابطه ساختاری مثبت وجود دارد

    بحث و نتیجه گیری

    بر اساس یافته های تحقیق، به منظور ارتقای پاسخگویی مدیران، توجه به عوامل فردی و سازمانی مدارس لازم و ضروری است.

    کلیدواژگان: مهارت های مدیریتی، نگرش شغلی، دانش و اطلاعات بنیادی، پاسخگویی به نیازهای محیطی، تعهد اخلاقی، کارامدی جمعی
  • مهدی فروزان فر*، محمدحسن صیف، محمدرضا سرمدی، سعید طالبی صفحات 51-61
    مقدمه و هدف

    در سال های اخیر انتقال یادگیری به محیط کار به عنوان معیار مهم موفقیت در دوره های آموزشی مطرح شده است. هدف پژوهش حاضر، طراحی مدل علی عوامل موثر بر انتقال یادگیری الکترونیک ادراک شده در بین کارکنان شرکت های توزیع نیروی برق جنوب و جنوب غرب کشور بوده است.

    روش شناسی پژوهش

     این پژوهش از لحاظ هدف تحقیق کاربردی و از لحاظ روش تحقیق از نوع توصیفی-پیمایشی و از نوع همبستگی با تاکید بر معادلات ساختاری بوده است. جامعه آماری پژوهش شامل همه کارکنان شرکت های توزیع نیروی برق جنوب و جنوب غرب کشور 1400 نفر بوده است که از این تعداد با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای 384 نفر به عنوان حجم نمونه در نظر گرفته شد. جمع آوری داده ها بر اساس پرسشنامه های فرهنگ یادگیری سازمانی (مارسیک و واتکینز،2003)، سیستم انتقال یادگیری (هالتون و بیتس،2000)، سهولت انتقال ادراک شده (هسوولو،2004)، هنجارذهنی آژان و هارتشورن (2008)، قصد انتقال (سامی نتو،2009)، جذب شناختی (اگاروال و کاراهانا،2000)، لذت انتقال ادراک شده (ناسورا و وسلو، 2012) و سودمندی انتقال ادراک شده (کیم و دیگران،2007) انجام شد. تجزیه و تحلیل داده ها به کمک نرم افزارهای SPSS ،LISREL صورت پذیرفت.

    یافته ها

    نتایج پژوهش نشان داد: که مدل ارایه شده برازش مناسبی برخودار بوده و قابلیت تعمیم به جامعه پژوهش را دارد و همه مولفه های مدل ارایه شده از نظر آماری معنادار هستند. هم چنین همه ی فرضیات تحقیق مورد تایید قرار گرفتند و در مدل ارایه شده، 49/0 درصد از واریانس انتقال یادگیری ادراک شده توسط متغیرهای پژوهش تبیین می شود. بیشترین میزان واریانس تبیین شده در این مدل مربوط به انتقال یادگیری ادراک شده (50 درصد) و کمترین  میزان واریانس تبیین شده در مدل کلی مربوط به انگیزه انتقال (13 درصد) است.

    بحث و نتیجه گیری

    ارایه مدلی از انتقال یادگیری الکترونیک می تواند فراگیران را با فضای مشارکت و تعامل در محل کار آشتی دهد و راهگشای بسیاری از مسایل و مشکلات ناشی از آموزش الکترونیک کارکنان صنعت برق باشد.

    کلیدواژگان: انتقال یادگیری، یادگیری الکترونیک ادراک شده، انگیزه انتقال، سهولت انتقال ادراک شده
  • کمال باقری، مهدی باقری*، نادرقلی قورچیان، پریوش جعفری صفحات 62-89
    مقدمه و هدف

    این پژوهش با هدف ارایه مدل ارزیابی آمادگی الکترونیکی جهت استقرار آموزش مجازی در ادارات ورزش و جوانان فارس انجام شد.

    روش شناسی پژوهش

     جامعه آماری در بخش کیفی شامل افراد خبره در حوزه آموزش مجازی و در بخش کمی شامل مدیران و کارکنان ادارات ورزش و جوانان استان فارس به تعداد 320 نفر بود. حجم نمونه در بخش کیفی با توجه به اصل اشباع (30 نفر) و در بخش کمی با استفاده از فرمول کوکران ، 175 نفر برآورد شد. برای انتخاب نمونه در بخش کیفی از نمونه گیری هدفمند و دربخش کمی از نمونه گیری تصادفی  طبقه ای استفاده شد. ابزار گرد آوری داده ها دربخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختمند و در بخش کمی، پرسش نامه محقق ساخته برمبنای مقیاس پنج گزینه ای لیکرت بود. روایی صوری پرسش نامه از طریق اجرای آزمایشی و روایی محتوایی از طریق قضاوت خبرگان به تایید رسید. پایایی پرسش نامه از طریق ضریب آلفای کرونباخ 84/0 به دست آمد.

    یافته ها

    برای تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی از کد گذاری باز  ، کد گذاری محوری و کدگذاری انتخابی و در بخش کمی از تحلیل عاملی اکتشافی ، تحلیل عاملی تاییدی و t تک نمونه ای استفاده شد. نتایج به دست آمده به شناسایی 6 بعد و13 مولفه و57 شاخص منجر  شد. مدلی شش بعدی درجهت ارزیابی آمادگی الکترونیکی جهت استقرار آموزش مجازی ارایه شد و درجه تناسب آن با اطمینان 95 درصد از نظر متخصصان مورد تایید قرار گرفت.

    کلیدواژگان: آمادگی الکترونیکی، آموزش مجازی، مدل، ورزش و جوانان فارس
  • محمد حکاک، معصومه مومنی مفرد*، صابر تقی پور صفحات 90-102

    هدف از انجام این مطالعه مدلسازی رهبری هدفمند در مدارس بوده است. این مطالعه بر اساس هدف کاربردی و از نظر نوع روش تحقیق در حوزه مطالعات توصیفی از نوع پیمایشی قرار دارد. رویکرد تحلیل صورت گرفته، آمیخته و با ترکیب روش های کیفی و کمی انجام شده است. جهت شناسایی شاخص های رهبری هدفمند از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 14 نفر اساتید دانشگاهی در حوزه رفتار سازمانی، رهبری و مدیریت آموزشی که با روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند، بهره برده شد. روایی و پایایی مصاحبه ها به ترتیب با استفاده از روش کیوسرت و شاخص کاپای کوهن موردتایید قرار گرفت. کدگذاری مصاحبه ها با استفاده از نرم افزار Atlas ti 8 منجر به شناسایی 10 مقوله اصلی به عنوان شاخص های رهبری هدفمند گردید. مدلسازی رهبری هدفمند با استفاده از نظرات 32 نفر از مدیران باتجربه مدارس در شهر خرم آباد که با روش نمونه گیری هدفمند تعیین شدند، با روش ساختاری تفسیری انجام گرفت. روایی و پایایی پرسشنامه مقایسات زوجی به ترتیب با استفاده از روش روایی محتوای نسبی و روش آزمون- پس آزمون تایید شد. نتیجه حاصل شده شاخص های رهبری هدفمند را در پنج سطح طبقه بندی نمود که دانش محوری در سطح پنجم به عنوان اثرگذارترین شاخص و ارتباطات در سطح اول به عنوان اثرپذیرترین شاخص لحاظ گردیدند.

    کلیدواژگان: رهبری، رهبری هدفمند، مدارس، ساختاری تفسیری
  • سعیده طاهری طیبی*، سید احمد هاشمی، عباس قلتاش، علی اصغر ماشین چی صفحات 104-121
    مقدمه و هدف

    هدف این پژوهش اعتباربخشی الگوی تدوین شده برنامه درسی مدیریت اقتصاد خانواده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر چگونگی گردآوری داده ها توصیفی پیمایشی است.

    روش شناسی پژوهش

    جامعه ی آماری شامل 97 نفر (34 مرد و 63 زن) از سرگروه های آموزشی دروس مطالعات اجتماعی استان فارس بودند که کل جامعه با روش سرشماری به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه ی محقق ساخته منطبق بر مولفه های (هدف، محتوا، استراتژی های یادگیری و ارزشیابی) شامل 56 سوال بر مبنای مقیاس لیکرت طراحی گردید. روایی محتوایی پرسشنامه ی پژوهش مورد تایید متخصصان قرار گرفت و پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برابر با 81/0 حاصل گردید.

    یافته ها و نتیجه گیری

    برای ارزیابی این که آیا میانگین وضعیت برنامه درسی دوره متوسطه دوم در رابطه با اهداف، محتوا، استراتژی های یاددهی-یادگیری و ارزشیابی مدیریت اقتصاد خانواده تا چه حد همسو با اهداف این درس است و به طور معنی داری اختلاف دارد یا خیر، آزمون t تک نمونه ای بر اساس نمرات پرسش نامه اجرا شد. مقدار آزمون t تک نمونه ای نشان داد که با اطمینان 99% و سطح خطای کوچک تر از 01/0 تفاوت آماری معناداری بین دو میانگین واقعی و مفروض وجود دارد (000/0=p). بنابراین، براساس این نتایج، از دیدگاه پاسخ گویان وضعیت برنامه درسی دوره متوسطه دوم در رابطه مولفه های مدیریت اقتصاد خانواده در حد مطلوبی می باشد. و برای بررسی این که هر یک از سازه های پژوهش تا چه حد با نشانگرهای انتخاب شده جهت سنجش آن ها دارای همسویی هستند از مدل اندازه گیری یا همان تحلیل عاملی تاییدی به تفکیک متغیرهای اصلی پژوهش استفاده شد. نتایج نشان داد با توجه به این که مقدار ریشه دوم برآورد واریانس خطای تقریب RMSEA برای مدل اولیه کمتر از 08/0 گزارش شده است، لذا جهت استفاده از این سازه در طراحی مدل ساختاری تحقیق و آزمون فرضیات به لحاظ آماری نیازی به انجام اصلاحات نیست و مدل از برازش خوبی برخوردار است.

    کلیدواژگان: اعتبار بخشی، برنامه درسی مدیریت اقتصاد خانواده، متوسطه دوم
  • فاطمه زرگران خوزانی*، حسین رحمانسرشت، سید محمد سبحانی، فاطمه فخری صفحات 122-136
    مقدمه و هدف

    هدف اساسی این پژوهش، بررسی پیامدهای راهبرد هم آفرینی ارزش در صنعت خدمات آموزشی (به طور خاص برای دانشجویان و موسسات آموزشی) است. بنابراین، اولین سهم علمی این پژوهش، ارایه مطالعه دقیقی است برای بررسی هم آفرینی ارزش در زمینه موسسات آموزشی. سهم دوم این پژوهش، شناسایی پیامدهای دوجانبه استفاده از این راهبرد برای مشتریان (دانشجویان) و موسسات آموزشی است.

    روش شناسی پژوهش

    این پژوهش از نوع کاربردی و توصیفی و در چارچوب رویکرد کیفی انجام شده است. با تعیین معیارهایی همچون تخصص و سابقه اجرایی یا مشاوره حوزه خدمات آموزشی، تعداد 10 خبره اجرایی و دانشگاهی به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و با روش نیم ساختمند مورد مصاحبه قرار گرفتند. مصاحبه ها به روش تحلیل مضمون، بررسی شدند و به منظور اعتباربخشی نتایج از رویکرد بازبینی توسط اعضا، خودبازبینی محقق و پایایی بین دو کدگذار (79/0) استفاده شد.

    یافته ها

    در این پژوهش از 25 مضمون اولیه، 6 مضمون نهایی به دست آمدکه در دو دسته مزایا برای موسسات آموزشی و مزایا برای دانشجویان دسته بندی شدند.

    بحث و نتیجه گیری

    نتایج نشان داد که 1) توسعه روابط (درک متقابل، احترام به یکدیگر، توسعه روابط غیررسمی و دوستانه و شبکه سازی)، 2) توانمندی شغلی (مهارت حل مسیله، شهود و خلاقیت، داشتن تفکر استراتژیک و تفکر سیستمی و توسعه نگاه ترکیبی) و 3) تکیه بر هویت دانشگاهی (استفاده همه جانبه از برند آموزشگاهی در موقعیت های شغلی، معرفی به بازار کار توسط استادان و موسسه و فعالیت در موسسه به عنوان مدرس یا کارمند) از پیامدهای مورد انتظار برای دانشجویان در راهبرد هم آفرینی ارزش است. همچنین 1) بازاریابی و تبلیغات (کاهش هزینه های تبلیغاتی، شناسایی و برآورده سازی نیازهای پنهان و فصلی، تحقیقات بازاریابی، بازاریابی رابطه ای و توسعه بازار)، 2) ارتقاء تصویر برند موسسه (افزایش جذابیت و شهرت موسسه، بهبود جایگاه برند، نقش آفرینی برند کارفرما، بازاریابی داخلی کارآمد) و 3) تضمین آینده مالی (جذب دانشجویان فعلی و آتی برای تمامی دروس ارایه شده فعلی و آتی، مزیت مالی رهبری در برگزاری رشته های جنبی و جدید، معرفی دانشجویان آتی توسط فارغ التحصیلان و اطمینان خاطر از حفظ سود و بازگشت سرمایه) از مزایا و پیامدها مورد انتظار برای موسسات آموزشی در راهبرد هم آفرینی ارزش است.

    کلیدواژگان: هم آفرینی ارزش، تصویر برند آموزشی، هویت دانشگاهی، مشارکت دانشجویان، خدمات آموزشی
  • مریم مهدوی، نادر شیخ الاسلامی*، نرگس حسن مرادی، نرجس شکری صفحات 152-167

    الگوی بلوغ قابلیت منابع انسانی، چارچوبی برای کمک به توسعه سطح بلوغ و ارتقای حوزه منابع انسانی سازمان ها می باشد. پژوهش حاضر به صورت کیفی با هدف طراحی الگوی بومی بلوغ قابلیت منابع انسانی در میان اعضای هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی استان فارس مبتنی بر نظریه داده بنیاد اجرا شده است. ابتدا شاخص های اولیه با مرور ادبیات پژوهش استخراج گردیده، سوالات مصاحبه طراحی وتوسط 3 نفر از خبرگان تاییدگردید. سپس مصاحبه نیمه ساختار یافته با 17 نفر از خبرگان اعضای هیات علمی که علاوه بر داشتن سوابق اجرایی مدیریتی بالای5 سال دارای رتبه علمی استادیاری و بالاتر نیز بودند، صورت گرفته و داده ها گردآوری شدند. روش نمونه گیری هدفمند از نوع گلوله برفی بوده است. تجزیه و تحلیل اطلاعات بر اساس مدل داده بنیاد استراوس و کوربین ، در 6 پارادایم شرایط علی، مداخله گر، زمینه ای و راهبردها ، پیامدها نیز پدیده اصلی انجام گرفته است. نتایج تحلیل داده ها طی 3 فرایند کد گذاری باز، محوری و انتخابی، منجر به استخراج 26 شاخصه و92 مولفه گردیدکه درنهایت به طراحی الگوی بومی قابلیت منابع انسانی خاتمه یافت. عوامل محیطی، سازمانی، شغلی و فردی به شرایط علی بلوغ قابلیت اعضای هیات علمی؛ و سبک مدیریتی، عوامل مخل ارتباطات، رهبری اخلاقی، و مشارکت گروه های کاری اشاره به شرایط مداخله گردارند. تخصیص منابع و امکانات، مدیریت اطلاعات، زمان و نظم، شرایط زمینه ای بلوغ اعضا؛ و همچنین برنامه ریزی، سازماندهی، هماهنگی و ارتباطات، ارزیابی، مدیریت عملکرد، ومدیریت منابع انسانی، راهبردها راشامل می شوند. پیامد های این تحقیق حاکی از ایجاد انگیزه و بهبود نوآوری در راستای توسعه، ارتقا و بهبود مستمر توانایی اعضای هیات علمی دارد. اعتبار مدل بومی به دست آمده از طریق دوروش؛ تحلیل عاملی با استفاده از نرم افزار پی.ال.اس. و روایی محتوایی یعنی ارزیابی توسط 4 نفر از خبرگان سنجیده شده است. نتایج حاصل از اعتبار سنجی نشان داده است که مولفه ها و شاخصه های مدل از اعتبار بالایی برخوردارند. برگزاری دوره های آموزشی با استفاده از اساتید مجرب در جهت افزایش بلوغ اعضا از پیشنهادات این تحقیق می باشد.

    کلیدواژگان: بلوغ قابلیت منابع انسانی، اعضای هیات علمی، الگوی بومی، دانشگاه آزاد اسلامی
  • محمد محمودی*، جلال پیکانی، افلاطون صادقی یخدانی، زینب شکیبی صفحات 167-180
    مقدمه و هدف

    هدف از این تحقیق بررسی رابطه بین جهت گیری اخلاقی و معنویت ملکیان با انگیزش پیشرفت در کارکنان اداره آموزش و پرورش بوده است. رعایت اخلاق و حفظ ارزشهای اخلاقی به صورت یکی از مهم ترین پدیده هایی درآمده است که در بیشتر سازمان ها مورد توجه قرار می گیرد.

    روش شناسی پژوهش

     روش تحقیق از نوع  توصیفی- همبستگی بود وجامعه آماری شامل همه ی  کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان مرودشت برابر با 121 نفر بود. برای تعیین حجم نمونه جهت توزیع پرسشنامه، از جدول مورگان استفاده شد که با استفاده از این جدول مشخص شد که تعداد نمونه مورد نیاز 92 نفر از کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان مرودشت  است. سپس یافته های پژوهش با استفاده از نرم افزار spss و روش های آماری توصیفی و استنباطی شامل آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    . نتایج نشان داد که جهت گیری اخلاقی و معنویت کارکنان پیش بین معناداری برای انگیزش پیشرفت است. بین انگیزش پیشرفت و جهت گیری اخلاقی و معنویت کارکنان بر اساس جنسیت تفاوت معناداری وجود ندارد. بین انگیزش پیشرفت و جهت گیری اخلاقی  و معنویت کارکنان بر اساس تحصیلات تفاوت معناداری وجود ندارد.

    بحث و نتیجه گیری

    جمع بندی تحقیق این بود که  بین جهت گیری اخلاقی و معنویت با انگیزش پیشرفت کارکنان اداره آموزش و پرورش رابطه معناداری وجود دارد. بنابراین پیشنهاد می شود که معنویت را در بین کارکنان افزایش داد تا انگیزه پیشرفت درآن ها رشد پیدا کند.

    کلیدواژگان: معنویت، جهت گیری اخلاقی، انگیزش پیشرفت، کارکنان اداره آموزش و پرورش
  • فاطمه نوری، مهدی شریعتمداری*، لطف الله عباسی سروک صفحات 181-195
    مقدمه و هدف

    این پژوهش با هدف ارایه الگوی بومی دانشگاه نسل چهارم کارآفرینی دانشگاه آزاد تهران به روش کیفی از نوع نظریه مبنایی صورت گرفته است. پژوهشگر با استفاده از یک طرح کیفی به شناسایی مولفه های سازنده الگوی بومی دانشگاه نسل چهارم کارآفرینی پرداخته که ضمن مرور ادبیات و مطالعه تجارب جهانی دراین خصوص، به شناسایی عناصر الگو پرداخته شد.

    روش شناسی پژوهش

    این امر به منظور کشف عناصر بومی درخصوص دانشگاه نسل چهارم کارآفرینی است. در ادامه الگوی بومی دانشگاه نسل چهارم کارآفرینی بر اساس نظرات به دست آمده از متخصصان طراحی شده است. جامعه آماری شامل همه ی متون کتابخانه ای و صاحب نظران و خبرگان موضوع دانشگاه های نسل چهارم کارآفرینی که به روش گلوله برفی و قانون اشباع نظری، 18نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل فرم مصاحبه نیمه سازمان یافته بوده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده های حاصل از مصاحبه ها از کدگذاری نظری استفاده شده است.

    یافته ها

    حاضر نشان می دهد که الگوی بومی دانشگاه نسل چهارم کارآفرینی  توسعه، ارزش گذاری نوین، تدوین چشم انداز مشترک و تقویت تفکر استراتژیک، یادگیری در عمل، یادگیری حل مساله، انطباق توانایی دانش‎آموختگان بانیاز بازار کار، حمایت ازکار تیمی، روحیه پژوهش‎محوری، توانمندی بین دانش‎نظری و کاربرد تاکید شد.

    بحث و نتیجه گیری

    دانشگاه های نسل چهارم، دانشگاه هایی با ماموریت آموزشی، پژوهشی، کارآفرینی و مبتنی بر فناوری نرم هستند.

    کلیدواژگان: کارآفرینی، دانشگاه نسل چهارم، دانشگاه کارآفرین، دانشگاه نسل چهارم کارآفرینی
|
  • Ali Karimiarghini, Noureddine Mirzae *, Gholamhossein Entesarfoumeni Pages 1-18
    Introduction

    This study aimed to provide a suitable model for the improvement of school management quality in primary schools of Zanjan province.

    research methodology

    This study was performed using a mixed method of explorative plan-tool development model. Data collection sources in the qualitative part of the research included semi-structured interviewing 23 people, notes, public and private documents that were converted to textual data and the text was then coded using the content analysis technique. based on the results of the qualitative section, the measuring tools designed in the form of a 107-question questionnaire  based on the identified components. Its face and content validity were confirmed by experts and finally the reliability coefficient was (0.93).

    Findings

    analysis of structural equation modeling was used for testing mentioned scale. The statistical population of the study in the quantitative section were all experts, educational leaders and principals of elementary schools in Zanjan province (1079 people). In addition, 120 documents obtained from scientific texts were recorded and used. purposive sampling method was used in the qualitative part of the study whereas in the quantitative section according to the (sample size of 283 people) data were collected by cluster sampling method from different cities and regions of the province.The results of the qualitative section showed that the model of school management quality improvement has 8 factors, 26 criteria and 107 indicators. Amos software was used for quantitative data analysis

    Conclusion

    The result of statistical tests displayed that the designed model enjoys very favorable fitness for the improvement of school management quality in primary schools of Zanjan province.

    Keywords: quality, Primary Schools, School Management, Model Designing
  • Developing a model for empowering high school principals in Isfahan
    Habibollah Goudarzi Douraki *, Hosein Mehrdad, Ebrahim Pourhoseini Page 3

    The purpose of this study is to design and explain the empowerment model of secondary school teachers of Isfahan City. A combination of the qualitative method and Delphi technique was used to extract and identify the components of manager empowerment and quantitative statistics was used to test the model. The statistical population consisted of all managers of different levels, including all managers of the research, human resource planning and training, and secondary education as well as the high school principals of Isfahan (908 managers) in 2019. Sample size was determined 270 managers using proportional stratified method from among both staff and line managers. Research tools included interviews and questionnaires that were validated by experts and through Cronbach's alpha test (a=0.80). Results showed that manager empowerment indicators and components can be classified into 5 dimensions (knowledge and awareness with an average of 4.18, attitude with an average of 2.91, individual dimension with an average of 2.83, organizational dimension with an average of 2.66, and skill dimension with an average of 2.43), 10 components, and 61 indicators. The analysis of the t-test results indicated a significant difference between the mean of the model presented in all sectors and the expected mean at the 1% error level (P

    Keywords: principals Empowerment, education, Components, Model
  • Reza Sepahvand, Mohammad Hakkak, Razieh Feli * Pages 19-34
    Introduction

    The purpose of the present study is to investigate the impact of benevolent coaching on human capital reinforcement with the mediating role of motivational capital.

    research methodology

    The research is applied in terms of purpose and in terms of data collection, it is descriptive-causal and it is quantitative research. The statistical population of the study was the employees of Professional and Sports Development Department of Ministry of Sport and Youth who were selected to answer the research questionnaire due to their close relationship with the athletes' performance at the professional and championship level. The total number of employees was 68, which according to Morgan's table was 58 who were selected by simple random sampling. Data were collected using a questionnaire whose reliability was confirmed by Cronbach's alpha. For data analysis, data normality test, correlation test, and structural equation modeling were used in SPSS and smartPLS software.

    Findings

    The results showed that benevolent coaching had a positive and significant effect on two variables of motivational capital and human capital reinforcement. Motivational capital had a positive effect on human capital reinforcement and it also mediated the effect of benevolent coaching on human capital.

    Conclusion

    Training is one of the effective methods in enhancing human capital and among these, benevolent coaching as one of the Training methods can help in enhancing human capital through increasing motivational capital.

    Keywords: Benevolent Coaching, Motivational Capital, Human Capital reinforcement, championship, Professional Sports
  • Akbar Kazemi, Maryam Sameri *, Javad Kayhan Pages 35-49
    Introduction

    Accountability is one of the major challenges in management performance. The aim of this study was to analyze the relationship between managerial skills, job attitude, and basic knowledge and information with the performance of principals based on accountability to environmental needs with the mediation of ethical commitment and collective efficiency.

    Research methodology

    This research, in terms of purpose was an applied research and descriptive correlation in terms of data collection and control of variables. The statistical population of the present study includes all 1200 junior and senior high school principals of Urmia.  From this statistical population 300 ones were selected as a sample using Morgan table and relative stratified sampling method. Data collection tools include Standard questionnaires.

    Findings

    The results showed that there is a positive structural relationship between principals 'skills, job attitude, and basic knowledge and information with principals' performance with the mediating role of ethical commitment and collective efficiency.

    Conclusion

    it is suggested pay attention to this personal and organizational factors  for improve  performance of principals based on accountability to environmental needs .

    Keywords: managerial skills, Job Attitude, basic knowledge, information, Principal Performance Based on Response to Environmental Needs, Ethical Commitment, Collective Effectiveness
  • Mehdi Forouzanfar *, MohammadHasan Seyf, MohammadReza Sarmadi, Saeed Talebi Pages 51-61
    Introduction

    In recent years, the transfer of learning to the workplace has been proposed as an important measure of success in training courses. The aim of this study was to design a causal model of factors affecting the transmission of perceived e-learning among employees of power distribution companies in the south and southwest of the country.

    research methodology

    This research was applied in terms of the purpose of research and descriptive-survey in terms of research method and correlational with emphasis on structural equations. The statistical population of the study included all employees of power distribution companies in the south and southwest of the country was 1400 people, of which 384 people were considered as a sample size using multi-stage cluster random sampling method. Based on Organizational Learning Culture Questionnaires (Marsik and Watkins, 2003), Learning Transfer System (Halton and Bates, 2000), Perceived Transfer Ease (Hasvolo, 2004), Ajan and Hartshorn (2008), Intention to Transfer (Sami Neto), 2009), cognitive absorption (Agarwal and Karahana, 2000), perceived transfer pleasure (Nasura and Weslow, 2012) and perceived transfer utility (Kim et al., 2007). Data analysis was performed using SPSS and LISREL software.

    Findings

    The results showed that the proposed model has a good fit and can be generalized to the research community and all components of the proposed model are statistically significant. Also, all research hypotheses were confirmed and in the proposed model, 0.49% of the variance of perceived learning transfer is explained by research variables.

    Conclusion

    The highest amount of variance explained in this model is related to the transfer of perceived learning (50%) and the lowest amount of variance explained in the general model is related to the transfer motivation (13%).

    Keywords: Learning transfer, perceived e-learning, Power distribution
  • Kamal Bagheri, Mehdi Bagheri *, Nadergholi Ghourchian, Parivash Jafari Pages 62-89
    Introduction

    The aim of this study was to provide an electronic readiness assessment model for the establishment of virtual education in sports and youth Sports and Youth of Fars Province.

    research methodology

    The statistical population in the qualitative part included experts in the field of virtual education and in the quantitative part included managers and employees of sports and youth departments of Fars province to 320 people. The sample size was estimated in the qualitative part according to the saturation principle (30 people) and in the quantitative part using the Cochran's formula, 175 people. Purposeful sampling was used to select the sample in the qualitative part and stratified random sampling was used in the quantitative part. The data collection tools in the qualitative part were semi-structured interviews and in the quantitative part, the researcher-made questionnaire was based on the Likert five-choice scale. The face validity of the questionnaire was confirmed through experimental implementation and the content validity was confirmed through expert judgment. The reliability of the questionnaire was obtained through Cronbach's alpha coefficient of 0.84. For data analysis in the qualitative part, open coding, axial coding and selective coding were used, and in the quantitative part, exploratory factor analysis, confirmatory factor analysis and one-sample t were used.

    Findings

    The results led to the identification of 6 dimensions, 13 components and 57 indicators. A six-dimensional model for assessing e-readiness for the deployment of e-learning was presented and its degree of appropriateness was confirmed by experts with 95% confidence by experts.

    Keywords: Electronic readiness, Virtual Education, Model, sports, youth of Fars
  • Mohammad Hakak, Masoome Momeni Mofrad *, Saber Taghipour Pages 90-102
    Introduction

    The purpose of this study was to model purposeful leadership in schools.

    research methodology

    This study is based on the applied purpose and in terms of the type of research method in the field of descriptive survey studies. The analysis approach has been done, mixed and combined with qualitative and quantitative methods. In order to identify the indicators of purposeful leadership, semi-structured interviews with 14 university professors in the field of organizational behavior, leadership and educational management who were selected by snowball sampling method were used. The validity and reliability of the interviews were confirmed using the Q sort method and the Kappa Cohen index, respectively. Coding of interviews using Atlas ti 8 software led to the identification of 10 main categories as targeted leadership indicators. Purposeful leadership modeling was performed using the opinions of 32 experienced school principals in the city of Khorramabad, which were determined by purposive sampling, using an interpretive structural method. The validity and reliability of the pairwise comparison questionnaire were confirmed using the relative content validity method and the-test-post-test method, respectively.

    Findings

    The result classified purposeful leadership indicators into five levels, in which knowledge-based in the fifth level was considered as the most effective index and communication in the first level as the most effective index.

    Conclusion

    The findings of this study suggest that purposeful leadership is an influential factor in schools, which highlights the need to pay more attention to this issue.

    Keywords: Leadership, Goal Oriented leadership, Schools, Interpretive Structure
  • Saeedeh Taheritayebi *, Seyyed ahmad Hashemi, Abbas Gholtash, Aliasghar Mashinchi Pages 104-121
    Introduction

    The purpose of this study is to validate the model of the family economy management curriculum. This research is a descriptive survey in terms of applied purpose and in terms of how to collect data.

    Research Methodology

    The statistical population included 97 people (34 men and 63 women) from the educational groups of social studies courses in Fars province that the whole population was selected as a sample by census method. Data collection tool The researcher-made questionnaire was designed according to the components (purpose, content, learning strategies and evaluation) including 56 questions based on the Likert scale. The content validity of the research questionnaire was confirmed by experts and the reliability of the questionnaire was obtained using Cronbach's alpha coefficient equal to 0.81.

    Findings

    The value of one-sample t-test showed that with 99% confidence and error level less than 0.01, there is a statistically significant difference between the real and hypothetical means (p = 0.000).

    Conclusion

    The results showed that the situation of attention to goals, content, teaching-learning strategies and evaluation of family economics management curriculum is above average and desirable. The results of the fitting model of this research have a suitable and desirable fitting level.

    Keywords: Accreditation, Family Economics Management Curriculum, Secondary High School
  • Fatemeh Zargaran Khouzani *, Hossein Rahmanseresht, Seyed Mohammad Sobhani, Fatemeh Fakhri Pages 122-136
    Introduction

    The main purpose of this study is to investigate the implications of the strategy of Value Co-creation in the educational services industry (specifically for students and educational institutions). Therefore, the first scientific contribution of this research is to provide a detailed study to examine the Value Co-creation in the field of educational institutions. The second part of this study is to identify the mutual consequences of using this strategy for customers (students) and educational institutions.

    research methodology

    This research has been done in the framework of a qualitative approach. By determining criteria such as expertise and executive background or consulting in the field of educational services, 10 executive and academic experts, were selected by purposive sampling and interviewed by semi-structured method. The interviews were reviewed by content analysis method and in order to validate the results, the members review approach, researcher self-review and inter-coder reliability (0.79) were used.

    Findings

    In this study, out of 25 initial themes, 6 final themes were obtained, which were classified into two categories: benefits for educational institutions and benefits for students.

    Conclusion

    Findings showed that 1) relationship development, 2) Graduate Capabilities & 3) Rely on academic identity is the thems for students benefits in value co-creation. Furthermore, Findings showed that: 1) Marketing and Advertisement, 2) Improving the brand image of the institute & 3) Ensuring financial future is the thems for institute benefits in value co-creation.

    Keywords: Value Co-Creation, Educational Brand Image, Academic Identity, Customer Participation, Educational Services
  • Maryam Mahdavi, Nader Sheikh Al-Islami *, Narges Hassan Moradi, Narjes Shukri Pages 152-167

    People capability maturity model is a plan and framework to help organizations develop the maturity and human resources’ level that continuously leads to the improvement of the human resource capabilities of the organization. The present study is conducted qualitatively with the aim of designing and validating the indigenous model of people capability maturity among faculty members of the Islamic Azad University of Fars Province based on the grounded theory. First, the initial indicators are extracted by reviewing the research literature, and then the interview questions are designed and approved by 3 experts. After that, semi-structured interviews are conducted with 17 faculty members who, in addition to having executive records over 5 years, also rank assistant professor and above. The snowball purposeful sampling method has been used for data selection. Data analysis has been done based on the grounded theory of Strauss and Corbin in 6 paradigms of causal conditions, main phenomenon, intervening conditions, contextual conditions, strategies and consequences. The results of data analysis obtained during 3 open, axial and selective coding processes led to the extraction of 26 concepts and 92 dimensions, which finally ended with the design of an indigenous people capability maturity model. Environmental, organizational, occupational and personal factors constitute the causal conditions of faculty members’ capability maturity. Intervening conditions refer to managerial style, disruptive factors of communication, ethical leadership, and working group participation. The allocations of resources and facilities, information management, time, and order have created the contextual conditions. Strategies include planning, organizing, coordinating and communicating, monitoring and evaluating performance, human resource management, and statistical performance management. The results of this research indicate motivating and improving innovation in order to develop, upgrade and continuously improve faculty members’ capability. Validity of concepts and dimensions obtained through two methods has been evaluated using factor analysis in PLS software and content validity, i.e. evaluation by 4 experts. The results of validation show that the model has a high validity. According to conclusions, one of suggestions is, the maturity and capability of faculty members can be holding continuous training courses for skillful managers.

    Keywords: People capability maturity model, faculty members, Local model, Islamic Azad University
  • Mohammad Mahmoudi *, Jalal Peikani, Aphlaton Sadeghi Yakhdani, Zeinab Shakibi Pages 167-180
    Introduction

    The purpose of this research was investigation of the relationship between moral orientation and spirituality from Mostafa Malekian’s point of view and achievement motivation in the staff of education administration. Observing the ethics and moral values ​​as one of the most important things have been considered in most organizations.

    research methodology

    The research method was descriptive_ correlational and the study population was all the employees of the Marvdasht education administration was 121 people. Morgan table was used to determine the sample size for the distribution of questionnaires, and by using this table; it was found that the number of samples required were 92 employees of the Department of Marvdasht education administration. Then, the findings of the study were analyzed using SPSS software and descriptive and inferential statistical methods including regression and Pearson correlation test.

    Findings

    Results showed that Moral orientation and spirituality is a significant predictor for staff’s motivation for development. There are not significant differences between the motivation for development and moral orientation and spirituality, based on gender of staff. There are not significant differences between the motivation for development and moral orientation and spirituality, based on education of staff.

    Conclusion

    Totalling of the research was a significant relationship between moral orientation and spirituality and motivation for development among employees of the education administration. So it is suggested that increase spirituality among the staff, so that achievement motivation will be developed.

    Keywords: Spirituality, moral orientation, Achievement Motivation, staff of education administration
  • Fatemeh Noori, Mehdi Shariatmadari *, Lotfollah Abbasi Pages 181-195
    Introduction

    This study aimed to provide a native model of the fourth generation of entrepreneurship university of Tehran Azad University in a qualitative method of basic theory. Using a qualitative design, the researcher has identified the components of the native model of the fourth generation of the University of Entrepreneurship, which, while reviewing the literature and studying global experiences in this regard, has identified the elements of the model.

    Research methodology

    This is to discover the indigenous elements of the fourth generation of entrepreneurship university. In the following, the native model of the fourth generation of entrepreneurship university has been designed based on the opinions obtained from experts. The statistical population includes all library texts and experts on the subject of fourth generation entrepreneurship universities, which were selected by snowball method and theoretical saturation law, 18 people. The research tool included a semi-organized interview form. Theoretical coding was used to analyze the data obtained from the interviews.

    Findings

    The present shows that the indigenous model of the fourth generation university is development entrepreneurship, new valuation, formulating a common vision and strengthening strategic thinking, learning in practice, problem-solving learning, adapting the ability of graduates to the labor market, Support for teamwork, research-oriented spirit, empowerment between theoretical knowledge and application were emphasized.

    Conclusion

    Fourth generation universities are universities with educational, research, entrepreneurship and soft technology based missions.

    Keywords: Entrepreneurship, Fourth Generation University, Entrepreneurship University, fourth generation, Entrepreneur University