فهرست مطالب

  • پیاپی 4 (پاییز و زمستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1401/02/22
  • تعداد عناوین: 7
|
  • پرویز امینی، محسن محمدی خانقاهی* صفحات 1-19

    وقوع انقلاب اسلامی و تحقق مردم سالاری دینی، بستر مشارکت سیاسی و به ویژه مشارکت انتخاباتی را فراهم ساخت. ازاین رو، در یک دهه اخیر، گونه های مختلف رای دهی در جامعه ایرانی مشاهده شده است. این مقاله در پی پاسخ به این سوال اصلی است که؛ رفتار رای دهی شهروندان ایرانی در انتخابات سال های 1398- 1388 چگونه بوده است؟ در این راستا، برای انجام مقاله از روش تحلیل اسنادی و برای گردآوری داده ها از ابزار فیش برداری در منابع مختلف بهره گرفته شده است. از ابتدای انقلاب اسلامی، بخشی از شهروندان به شکل حمایتی و بر اساس تکلیف شرعی در انتخابات شرکت کرده و کماکان این شیوه رای دهی در بخشی از جامعه پابرجا است. در ادامه، با تشدید روند توسعه اقتصادی، تغییر سبک زندگی و افزایش فشارهای معیشتی به جامعه، رای دهی منفعت گرا رشد یافت و از سویی دیگر، با ظهور برخی ناکارآمدی ها و ضعف ها، تراکم نارضایتی رای دهی های اعتراضی برجسته تر شده است. همچنین با فراگیری شبکه های اجتماعی، رای دهی هیجانی نیز روندی فزاینده را تجربه می کند. در سطح خرد و محلی نیز، رای دهی طایفه ای و قومی - مذهبی قابل مشاهده است.

    کلیدواژگان: مشارکت سیاسی، انتخابات، رفتار رای دهی، انقلاب اسلامی، شهروند ایرانی
  • یوسف ترابی*، اسماعیل اسفندیاری، علیرضا زرگر صفحات 20-37

    مقاله حاضر تلاشی برای استخراج الگوی مدیریت تنوعات قومی و اجتماعی در حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران است. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران دارای ظرفیت های خوبی برای مدیریت تنوعات، شکاف های قومی و اجتماعی است و قانون گذار با ادبیاتی انسانی، اسلامی، عادلانه و مترقی که برگرفته از آموزه های توحیدی قرآن کریم و سیره درخشان پیامبر اکرم (ص) می باشد، زمینه های مناسبی را برای برطرف کردن شکاف های قومی در ایران فراهم کرده است. این مقاله از نوع تحقیقات کاربردی، اکتشافی و کیفی است که با استفاده از روش تحلیل محتوای اسنادی با تاکید بر محتوای قانون اساسی و تکنیک های اسنادی - کتابخانه ای انجام شده است. با تاکید بر پنج رویکرد حقوقی، دینی و مذهبی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی، الگوی مدیریتی با نگاه به ظرفیت های موجود در قانون اساسی جمهوری ایران در حوزه راهبردی مدیریت شکاف ها، تنوعات قومی و اجتماعی که رویکردی مبتنی بر وحدت گرایانه اسلامی تلقی می شود، ارایه شده است.

    کلیدواژگان: تنوع قومی، تنوع اجتماعی، مدیریت تنوعات اجتماعی، جمهوری اسلامی ایران، شکاف قومی، حقوق اساسی
  • سید اصغر جعفری* صفحات 38-63

    یکی از تجربه های تاریخی جمهوری اسلامی ایران در طراحی های امنیت خارجی، موضوع «عمق استراتژیک/راهبردی» است. عمق استراتژیک از مفاهیم اساسی برای تحلیل رخدادهای جهان نوین است که می تواند میزان نفوذ یک کشور را مشخص کرده و پشتوانه خوبی برای اعمال سیاست های منطقه ای و فرامنطقه ای کشورها باشد. امام خامنه ای(مدظله العالی) در راستای دفاع از انقلاب اسلامی و اهداف و آرمان های بلند آن، مانند دستیابی به تمدن نوین اسلامی، عمق راهبردی را مطرح کردند. با توجه به اهمیت گسترش عمق راهبردی از منظر رهبر معظم انقلاب اسلامی، پژوهش حاضر به شیوه توصیفی- تحلیلی، و با هدف تبیین راهبردهای جمهوری اسلامی ایران در ارتقای عمق استراتژیک، به این پرسش اصلی پاسخ خواهد داد که از دیدگاه امام خامنه ای(مدظله العالی)، با چه راهبردهایی می توان عمق استراتژیک جمهوری اسلامی ایران را ارتقاء داد؟ نتیجه تحقیق نشان می دهد که ارتقای توانایی های دفاعی و هجومی، نشر فرهنگ اسلامی و ایرانی، ایجاد جایگاه اقتصادی قابل اتکاء در دیگر کشورها، ایجاد قدرت نظامی برون مرزی، پشتیبانی از جبهه مقاومت و افزایش توانایی های آن ها و همچنین ایجاد و گسترش همکاری های دفاعی- امنیتی با کشورهای اسلامی و هم پیمان از راهبردهای اساسی جهت ارتقای عمق استراتژیک است.

    کلیدواژگان: عمق راهبردی، آیت الله خامنه ای، جمهوری اسلامی ایران، قدرت نظامی، همکاری دفاعی، جبهه مقاومت، نیروی قدس
  • وحید ذوالفقاری*، سعید ذوالفقاری صفحات 64-80

    حدوث پدیده های سیاسی و اجتماعی با قرایت های مختلفی به بحث گذاشته می شود؛ اما تفاسیر متکثر لزوما بیانگر واقعیت های گوناگون نیست. طبق این فهم، هر نوع پردازشی از این پدیده ها، گزینشی خواهد بود. وقوع انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 به مثابه یکی از تحولات سیاسی قرن بیستم، با خوانش های نظری گوناگونی مورد تحلیل رفتارشناسان، سیاست پژوهان و علمای اجتماعی قرار گرفت. با وجود تعدد روایی، نقش شناسه های سیاسی و اجتماعی بومی ایران در این تحلیل ها مغفول واقع شد. نظریه نوسازی و انقلاب برینگتن مور هم در این راستا قابل ارزیابی است. طبق این امر، تلاش برای تحلیل قابلیت ها و ظرفیت های نظریه نیومارکسیستی مور جهت درک انقلاب ایران، اهتمام اصلی نگاشته جاری است. طبق فرضیه پژوهش، انقلاب اسلامی ایران نه تنها از نظر بنیان ها و پایه ها با نقش تعیین کننده طبقات و نیروهای اجتماعی و الگوهای انباشت سرمایه برینگتن مور تطابق ندارد؛ بلکه از نظر چگونگی تکوین، جهت گیری و نتایج آن هم کاملا متفاوت است. مقاله حاضر با استفاده از روش تحلیلی- تطبیقی و نظریه جامعه شناسی تاریخی، درصدد آزمون فرضیه جاری است.

    کلیدواژگان: انقلاب اسلامی ایران، فاشیسم، کمونیسم، نئومارکسیسم، طبقات اجتماعی
  • مجید عباسی* صفحات 81-105

    همه کشورها برای رسیدن به درجه مطلوبی از توسعه برنامه ریزی کرده و جهت تحقق یا ارتقای آن راهبردهایی را در نظر می گیرند. کشورهای توسعه یافته درصدد توسعه روزافزون و افزودن بر فاصله خود با کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه هستند؛ در مقابل سایر کشورها نیز در پی کاستن از شکاف موجود می باشند. برای رسیدن به توسعه ملی مناسب به ابزارهای متنوع از جمله دیپلماسی مدبرانه نیاز است. دیپلماسی مدبرانه می تواند تسهیل گر توسعه ملی از طریق تحقق سیاست های اقتصاد مقاومتی و ارتباط نظام مند با جامعه بین الملل و بهره گیری از فرصت ها باشد؛ الگویی که پس از چهار دهه انقلاب اسلامی ایران می تواند مورد توجه دیپلماسی قرار گیرد. جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک کشور مهم در حال توسعه تلاش دارد تا بر اساس سند چشم انداز 1404 به کشوری توسعه یافته و قدرت نخست منطقه تبدیل شود. یکی از ابزارهای تحقق این امر بهره گیری از دیپلماسی مدبرانه است. هدف اصلی این پژوهش پاسخ به این پرسش اصلی است که دیپلماسی مدبرانه با بهره گیری از چه راهبردهایی می تواند به تحقق توسعه مطلوب اقتصادی و اجرای سیاست های اقتصاد مقاومتی منجر شود؟

    کلیدواژگان: دیپلماسی اقتصادی، سیاست خارجی، توسعه ملی، اقتصاد جهانی
  • احسان فرزانه*، مجید حسینی صفحات 106-125

    تعدیل ساختاری مجموعه ای از اصول و سیاست های اقتصادی مشخص است که از دهه 1980 تاکنون، توسط نهادهای مالی جهانی مانند صندوق بین اللملی پول، بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی - موسوم به اجماع واشنگتن - تدوین شده و اجرای همه جانبه آنها به کشورهای گوناگون، خصوصا کشورهای پیرامونی- در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین - توصیه شده است. تعدیل ساختاری ریشه در مکتب فلسفی و اقتصادی نیولیبرالیسم دارد که اساس آن کمینه سازی نقش و جایگاه دولت و گسترش قواعد و مناسبات بازار به ابعاد و حوزه های مختلف حیات اجتماعی، تا بیشترین حد ممکن است. الگوی تعدیل ساختاری، در جمهوری اسلامی ایران در سال های پس از خاتمه جنگ تحمیلی از جانب رییس جمهور و مسیولان ارشد دولت سازندگی مورد پذیرش و اجرا قرار گرفته و متعاقبا توسط دولت های موسوم به اصلاحات، مهرورزی و اعتدال نیز دنبال شده است. در مقاله حاضر ابتدا بنیان های نظری نیولیبرالیسم و تعدیل ساختاری مورد بررسی قرار گرفته و سپس فرایند تاریخی و تبعات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن در جمهوری اسلامی ایران تحلیل می شود.

    کلیدواژگان: نئولیبرالیسم، اجماع واشنگتن، صندوق بین المللی پول، تعدیل ساختاری، هاشمی رفسنجانی، حسن روحانی
  • داریوش نظری، سید احسان صادقیان دهکردی*، مجتبی ذهابی صفحات 126-144

    حرکت روحانیت شیعه، تاثیرگذاری در روند تحولات معاصر ایران، تیوری های سیاسی و حکومتی نیز به همراه اقتدار و نفوذ رهبری امام خمینی(ره) بر این جریان و موفقیت نهایی آن، در تاریخ نگاری چپ ایرانی قبل و بعد از انقلاب اسلامی بازتابی چشمگیر یافت. مورخان و تیوری پردازان چپ برای نخستین بار از جنبش و تکاپوی روحانیت شیعه و تیوری ها و رفتارهای عملی آن، قبل و بعد از انقلاب، تحلیلی مارکسیستی - طبقاتی ارایه دادند و بر اساس همین نگاه ایدیولوژیک، به تحلیل، تبیین، هم گرایی و واگرایی با این جریان اقدام کردند. این پژوهش بر آن است تا با روش توصیفی- تحلیلی نشان دهد که چرا و چگونه مورخان و نویسندگان چپ ایرانی، تحت تاثیر نگاه ایدیولوژیک خود، تکاپوهای کلی روحانیت، و نفوذ و تاثیرگذاری امام خمینی (ره) را در دو دوره قبل و بعد از انقلاب تحلیل کردند و از کدام دیدگاه و با در نظر گرفتن کدام معیارهای ایدیولوژیک، ابتدا به تحلیل هایی هم سو با آن دست زدند و در نهایت بعد از انقلاب تحت تاثیر کدام مولفه های ایدیولوژیک، به نقد صریح و آشکار کردن اختلاف های عمیق خود با این جریان پرداختند؟

    کلیدواژگان: تاریخ نگاری چپ، انقلاب اسلامی، روحانیت شیعه، رهبری امام خمینی (ره)
|
  • Amini Parviz, Mohsen Mohammadi Khanghahi * Pages 1-19

    The occurrence of the Islamic Revolution and the realization of religious democracy provided a basis for political and especially, electoral participation. In the last decade, different types of voting have been observed in the Iranian society. The main question of this article is that: What was the Electoral behavior of Iranian citizens in the elections of 2009-2019? In this regard, document analysis method has been used to perform the article and filing tools in different sources have been used to collect data. Since the beginning of the Islamic Revolution, a part of the citizens have participated in the elections in a supportive manner as religious duties, and this method of voting still exist in a part of the society. Subsequently, with the intensification of economic development, lifestyle changes and increasing living pressures on society, utilitarian voting increased, and with the emergence of some inefficiencies and weaknesses, the density of protest votes became more prominent. Also, with the pervasiveness of social media, emotional voting is experiencing an increasing trend. At the micro and local levels, sectarian and ethnic-religious voting is also visible.

    Keywords: political participation, elections, Voting Behavior, Islamic Revolution, Iranian Citizen
  • Uosef Tuorabi *, ESMAEEL Esfandiari, Alireza Zargar Pages 20-37

    The present article is an attempt to extract the model of management of ethnic and social diversity in the constitutional law of the Islamic Republic of Iran. The Constitution of the Islamic Republic of Iran has good capacities for managing diversity, ethnic and social divisions, and the legislator, with humane, Islamic, just and progressive literature derived from the monotheistic teachings of the Holy Quran and the brilliant life of the Holy Prophet (PBUH), provides suitable grounds for overcoming ethnic divisions in Iran. This article is based on an applied, exploratory and qualitative research that has been accomplished using the method of document content analysis with emphasis on the content of the constitution and documentary-library techniques. Emphasizing five legal, religious, political, cultural and economic approaches, the management model is presented by looking at the existing capacities in the Constitution of the Republic of Iran in the strategic field of managing gaps, ethnic and social diversity, which is considered an approach based on Islamic unification.

    Keywords: Ethnic Diversity, Social Diversity, Social Diversity Management, Islamic Republic of Iran, Ethnic Gap, Constitutional Rights
  • Seyed Asghar Jafari * Pages 38-63

    One of the historical experiences of the Islamic Republic of Iran in foreign security planning is the "strategic depth". this is one of the basic concepts for analyzing the events of the new world, which can determine the extent of a country's influence and be a good support for the implementation of regional and supra-regional policies of countries. Imam Khamenei (as) in defending the Islamic Revolution and its lofty goals and aspirations, such as achieving a new Islamic civilization, proposed a strategic depth. Given the importance of strategic depth expansion from the view point of the Supreme Leader of the Islamic Revolution, the present study with a descriptive-analytical approach, and with the aim of explaining the strategies of the Islamic Republic of Iran in promotion of strategic  depth, will answer the main question from Imam Khamenei's point of view, “with what strategies could the strategic depth of the Islamic Republic of Iran be enhanced?” The results show that the promotion of defense and offensive capabilities, the spread of Islamic and Iranian culture, the creation of a reliable economic position in other countries, the establishment of foreign military power, support for the resistance and increase their capabilities, as well as the establishment and expansion of defense-security cooperation with allied and Islamic countries, are some of the basic strategies to enhance strategic depth.

    Keywords: Strategic Depth, Ayatollah Khamenei, Islamic Republic of Iran, Military Power, Defense Cooperation, Resistance Front, Quds Force
  • Vahid Zolfaghari *, Saeid Zolfaghari Pages 64-80

    The rise of political and social phenomena is discussed with different readings; But multiple interpretations do not necessarily reflect different facts. According to this understanding, any kind of processing of these phenomena will be selective. The occurrence of the Islamic Revolution of Iran in 1978, as one of the political developments of the twentieth century, was analyzed by behaviorists, political scientists, and social scholars with various theoretical readings. Despite the multiplicity of narratives, the role of Iranian indigenous political and social identities in these analysis was neglected. Brighton Moore's theory of modernization and revolution can also be evaluated in this regard. Accordingly, the attempt to analyze the capabilities and capacities of Moore's neo-Marxist theory to understand the Iranian revolution is the main concern of the current writing. According to the research hypothesis, the Islamic Revolution of Iran, not only in terms of foundations, does not correspond to the determining role of classes and social forces and patterns of capital accumulation in Brighton Moore; But is also completely different in terms of  its development, its orientation and its results. The present article tries to test the current hypothesis using  an analytical-comparative method along with a historical sociological theory.

    Keywords: Islamic Revolution of Iran, Fascism, Communism, neo-Marxism, Social classes
  • Majid Abbasi * Pages 81-105

    All countries plan to achieve the desired level of development and consider strategies to achieve or improve it. Developed countries are looking for increasing development and increasing their distance from underdeveloped and developing countries; In contrast, other countries are seeking to close the gap. Achieving proper national development requires a variety of tools, including prudent diplomacy. Prudent diplomacy can facilitate national development through the implementation of resistance economic policies and systematic communication with the international community and taking advantage of opportunities; A model that can be considered by diplomacy four decades after of the Islamic Revolution of Iran. The Islamic Republic of Iran, as an important developing country, is trying to become a developed country and the first power in the region, according to its 2050 vision. One of the tools to achieve this is the use of prudent diplomacy. The main purpose of this study is to answer the main that what strategies can be used by deliberate diplomacy to achieve the desired economic development and implementation of resistance economic policies?

    Keywords: Prudent Diplomacy, Iran's Foreign Policy, National Development, vision 2025, World Economy
  • Ehsan Farzaneh *, Majid Hosseini Pages 106-125

    Structural adjustment is a set of economic principles and policies that have been developed since the 1980s by global financial institutions such as the International Monetary Fund, the World Bank, and the World Trade Organization - known as the Washington Consensus - and their comprehensive implementation in various countries, particularly developing countries - in Asia, Africa and Latin America - were recommended. Structural adjustment is rooted in the philosophical and economic school of neoliberalism, which is based on minimizing the role of the state and expanding market rules and regulations to different dimensions of social life, as much as possible. The model of structural adjustment in the Islamic Republic of Iran in the years after the imposed war was accepted and implemented by the President and senior officials of the Rafsnjani administration, and subsequently followed by the so-called reform, compassion and moderation administrations. In this article, firstly the theoretical foundations of neoliberalism and structural adjustment are examined and then the historical process and its economic, social and cultural consequences in the Islamic Republic of Iran are analyzed.

    Keywords: neoliberalism, Washington Consensus, International Monetary Fund, structural adjustment, Hashemi Rafsanjani, Hassan Rouhani
  • Dariush Nazari, Seyyed Ehsan Sadeghian Dehkordi *, Mojtaba Zahabi Pages 126-144

    The movement of the Shiite clergy, its influence on the process of contemporary developments in Iran, political and governmental theories, along with the authority and influence of Imam Khomeini's leadership on this movement and its eventual success, were reflected in Iranian left historiography before and after the Islamic Revolution. For the first time, left-wing historians and theorists presented a Marxist-class analysis of the Shiite clergy movement and its theories and practical behaviors before and after the revolution, and based on this ideological view, analyzed, explained, converged and diverged with this current. This research aims to show by a descriptive-analytical approach why and how Iranian left historians and writers, under the influence of their ideological view, analyzed the general endeavors of the clergy, and the influence of Imam Khomeini in the two periods before and after revolution, and from which point of view and according to which ideological criteria, they first made similar analyzes and finally, after the revolution, under the influence of which ideological components, they openly criticized and revealed their deep differences with this current?

    Keywords: Left Historiography, Islamic Revolution, Shiite clergy, Imam Khomeini Leadership