فهرست مطالب

تحقیقات سلامت در جامعه - سال هفتم شماره 4 (زمستان 1400)
  • سال هفتم شماره 4 (زمستان 1400)
  • تاریخ انتشار: 1401/02/25
  • تعداد عناوین: 8
|
  • حسین معصوم بیگی، مهدی سادات رسول، قادر غنی زاده* صفحات 1-14
    مقدمه و هدف

    اهمیت منابع آب شرب و تاسیسات زیربنایی آن برای سلامت انسان، این منابع را به یکی از آسیب پذیرترین اهداف حملات تروریستی تبدیل کرده است. این مطالعه با هدف شناسایی و ارزیابی ریسک تاسیسات آب شرب شهر طالقان به روش FMEA انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه از نوع توصیفی تحلیلی است که در سال 1399 در کل تاسیسات آب شرب طالقان انجام شد. شناسایی و تعیین انواع خطرات و تهدیدات بالقوه تاسیسات آبی با بررسی مستندات لازم، بازدیدهای میدانی، مشاهده، مصاحبه و نظرخواهی از متخصصان آبفای استان البرز انجام شد. در ادامه به کمک روش FMEA ارزیابی ریسک و اولویت بندی خطرات انجام و راهکارهای لازم برای کاهش خطر ارایه شد.

    یافته ها: 

    در این مطالعه 40 خطر بالقوه شناسایی شد. بیشترین خطرات به چاه های آب (37/5 درصد) متعلق بود. خطرات شناسایی شده 7/5، 40 و 52/5 درصد به ترتیب مرتبط با کمیت، کیفیت آب و بهره برداری و نگهداری بودند. بالاترین عدد اولویت ریسک به ترتیب 576، 392 و 343 مرتبط با تهدیدات بحرانی متعلق به آلودگی ناشی از منابع نقطه ای آلودگی اطراف چاه آب، حفاظت و امنیت ضعیف ایستگاه پمپاژ و نوسانات جریان آب در شبکه توزیع و مخازن بود. به ترتیب 42/5، 35 و 22/5 درصد از ریسک ها در سطح بحرانی، متوسط و غیر بحرانی بودند.

    نتیجه گیری:

     نتایج این مطالعه نشان داد زیرساخت آب از نطر بهره برداری و نگهداری در بخش های تامین، تصفیه و توزیع تحت تاثیر تهدیدات مختلف شناسایی شده آسیب پذیر هستند و انجام اصلاحات لازم بر اساس اولویت های تعیین شده، برای پیشگیری از بروز حوادث احتمالی ضروری است.

    کلیدواژگان: ارزیابی ریسک، امنیت آب، حالات بالقوه خطر و تحلیل اثرات، کیفیت آب
  • محمود محمدیان، محسن گرگانی فیروزجایی، جمشید یزدانی چراتی، میلاد پورانصاری، شهرام اسلامی، راضیه یوسفی نژاد، محمدرضا زارعی* صفحات 15-26
    مقدمه و هدف

    مواجهه با منگنز ناشی از فرایند جوشکاری ممکن است موجب ابتلا به بیماری های گوناگونی شود. این مطالعه با هدف بررسی غلظت منگنز حاصل از فرایند جوشکاری در منطقه تنفسی کارگران کارخانه سوله سازی شهرستان آمل انجام شد.

    روش کار

    مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی-تحلیلی از نوع مقطعی است. 35 نفر از جوشکاران کارخانه سوله ساری شهرستان آمل (مورد) و 35 نفر از شاغلان واحدهای اداری (شاهد) در این مطالعه شرکت کردند. غلظت ذرات قابل استنشاق و غلظت منگنز در فیوم های جوشکاری به ترتیب با استفاده از روش های استاندارد NIOSH-0600 و NIOSH-7300 اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 25 و روش های آماری توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و تحلیلی (مربع کای دو، ضریب همبستگی SPearman و آزمون رگرسیون) تجزیه وتحلیل شد.

    یافته ها:

     میانگین مواجهه جوشکاران با ذرات قابل استنشاق و منگنز در فیوم جوشکاری به ترتیب 1/2±2/4 و 0/83±0/15 میلی گرم بر مترمکعب بود. حداکثر غلظت ذرات قابل استنشاق و منگنز در فیوم جوشکاری به ترتیب 6 و 36/0 و حداقل 7/0 و 04/0 میلی گرم بر مترمکعب بود. بین میانگین غلظت ذرات و غلظت منگنز در فیوم جوشکاری در بین دو گروه کمتر و بیشتر از حد مجاز مواجهه و همچنین غلظت ذرات قابل استنشاق و غلظت منگنز در فیوم های جوشکاری ارتباط معنی داری وجود داشت (0/001>P).

    نتیجه گیری:

     میزان مواجهه تمام جوشکارن با منگنز فیوم جوشکاری بیشتر از حد مجاز بوده است؛ بنابراین، انجام اقدامات کنترلی فنی، مهندسی و مدیریتی برای کاهش مواجهه با منگنز پیشنهاد می شود

    کلیدواژگان: جوشکاری، فیوم فلزی، منگانیسم، مواجهه شغلی
  • مهدی نادری جم، قادر غنی زاده*، حسین معصوم بیگی، سید مرتضی حسینی شکوه، مهدی راعی، محمد نقدی سقی صفحات 27-38
    مقدمه و هدف

    بهداشت دست یک اولویت بین المللی برای کاهش عفونت های ناشی از مراقبت های بیمارستانی است. هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر شرایط مختلف فرایند شست وشوی دست بر راندمان کاهش بار باکتریایی و برآورد اقتصادی آن در یک بیمارستان نظامی تهران بود.

    روش کار

    برای انجام این پژوهش 20 نفر از کارکنان بیمارستان به صورت داوطلبانه انتخاب شدند. دمای آب (20، 30 و 40 درجه سانتی گراد)، حجم صابون (0/5، 1/25 و 2 میلی لیتر) و زمان شست وشو (10، 20، 35 و 50 ثانیه) بررسی شد.کشت تازه از سویه استاندارد اشرشیاکلی در محیط مغذی براث تهیه و تراکم 104×1/5 CFU/ml استفاده شد. دست کارکنان با صابون شست وشو و 1 میلی لیتر از سوسپانسیون باکتریایی در دست آن ها تلقیح و بعد از 3 دقیقه نسبت به شست وشو و نمونه برداری اقدام شد. نمونه ها به محیط کشت EMB جامد منتقل شد و در دمای 37 درجه سانتی گراد گرم خانه گذاری و بعد از 48 ساعت کلنی های رشدکرده باکتری ها شمارش شد.

    یافته ها: 

    شرایط مختلف مطالعه شده تاثیری در راندمان حذف باکتری ندارد. زمان 20 ثانیه، حجم صابون 0/5 میلی لیتر و آب معمولی (20 درجه سانتی گراد) برای شست وشوی دست کارایی لازم را دارد. بر اساس جمعیت بیمارستان، سالانه 627 میلیون ریال در هزینه آب و گرمایش آب، 135 میلیون ریال در هزینه صابون و 316 روز در سال در زمان شست وشوی دست صرفه جویی می شود.

    نتیجه گیری:

     بهینه سازی فرایند شست وشوی دست ضمن تامین بهداشت دست، باعث صرفه جویی در هزینه ها می شود.

    کلیدواژگان: بهداشت دست، عفونت بیمارستانی، شست و شوی دست، بار باکتریایی، برآورد اقتصادی
  • هاجر حق شناس، حکیمه اکبری، محمد نوروزی، اکبر مهرعلی زاده، غلامعلی حقیقت* صفحات 39-47
    مقدمه و هدف

    لیشمانیوز جلدی یکی از بیماری های انگلی مشترک بین انسان و حیوان است که عامل آن تک یاخته ای از جنس لیشمانیا است. این بیماری در بسیاری از نقاط دنیا به ویژه ایران شیوع دارد. هدف این مطالعه بررسی روند لیشمانیای جلدی در شهرستان گراش طی سال های 1386 تا 1398 است.

    روش کار

    این پژوهش یک مطالعه ثانویه است که اطلاعات ثبت شده بیماران شامل سن، جنس، محل ضایعه، تعداد ضایعات، مخزن و نوع بیماری، نوع ساختمان و محل سکونت جمع آوری و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 24 تجزیه وتحلیل شد.

    یافته ها:

     از تعداد 562 نفر بیمار بررسی شده، 276 نفر مرد و 286 نفر زن بودند. لیشمانیای جلدی در 48/6درصد از کل مبتلایان از طریق بالینی و در 51/4 درصد به روش آزمایشگاهی تشخیص داده شده بود. بیشترین و کمترین میزان ابتلا به ترتیب در گروه سنی زیر 10 سال و بالای 61 سال بود. بیشترین فراوانی تعداد ضایعات در مبتلایان لیشمانیوز نوع شهری و بیشترین نواحی درگیر شامل دست و صورت (30/56 درصد) بود. 66 درصد از بیماران به نوع شهری و 34 درصد به نوع روستایی مبتلا شده بودند. 61/21 درصد از بیماران در منازل نوساز و بقیه در ساختمان های قدیمی، 33 درصد ساکن شهر و 67 درصد در روستاهای شهرستان ساکن بودند.

    نتیجه گیری:

     با توجه به شیوع زیاد لیشمانیای جلدی در شهرستان گراش و افزایش آن در سال 1396، به برنامه ریزی منسجم و اقدامات بهداشتی موثر توسط مسیولان واحدهای مختلف و مشارکت عمومی برای جلوگیری از انتشار بیماری نیاز است.

    کلیدواژگان: روند اپیدمیولوژیک، شهرستان گراش، لیشمانیوز جلدی، ایران
  • فاطمه زهرا ناصری قرا، سید فاطمه رحیمی ماهفروجکی، سجاد شفیعی، سید حمزه حسینی* صفحات 48-58
    مقدمه و هدف

    آسیب تروماتیک مغزی از علل عمده مرگ ومیر و ناتوانی در دنیاست. اضطراب از شایع ترین و مهم ترین واکنش های روانی این بیماری است که سیر بیماری را وخیم تر و زندگی مبتلایان را تحت الشعاع قرار می دهد. این مطالعه با هدف ارتباط اضطراب با گروه های مختلف جمعیت شناختی سه سال بعد از آسیب تروماتیک مغزی انجام شد.

    روش کار

    در این مطالعه مقطعی، جامعه آماری شامل 409 بیمار مبتلا به آسیب تروماتیک مغزی مراجعه کننده به بیمارستان امام خمینی ساری در سال 89 تا 93 بود. از این تعداد 97 بیمار به عنوان نمونه با روش نمونه گیری هدفمند وارد مطالعه شدند. اطلاعات با استفاده از پرسش نامه اضطراب اسپیلبرگر و پرسش نامه محقق ساخته جمعیت شناختی با طیف نمره (40 تا 160) جمع آوری و بررسی شد.

    یافته ها: 

    نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد اضطراب بعد از آسیب تروماتیک مغزی ارتباط معناداری با ویژگی های جمعیت شناختی جنسیت (0/019=p) و وضعیت تاهل (0/044=p) دارد. اضطراب بعد از آسیب تروماتیک مغزی ارتباط معناداری با ویژگی های جمعیت شناختی تحصیلات (0/666=p)، سن (0/361=p) و محل سکونت (0/876=p) ندارد.

    نتیجه گیری: 

    با توجه به شیوع زیاد اضطراب در بیماران مبتلا به آسیب تروماتیک مغزی، غربالگری بیماری اضطراب در این بیماران ضروری به نظر می رسد. تشخیص و درمان اضطراب در مراحل اولیه در بهبود کیفیت زندگی این بیماران نقش مهمی دارد.

    کلیدواژگان: اضطراب، آسیب مغزی تروماتیک، جمعیت شناختی
  • افشین بهمنی*، فردین غریبی، مهدی حقی، آرزو فلاحی، سودابه یزدان جو، اسرا نصرتی، سحر نوروزی، فاطمه شالودگی صفحات 59-64
    مقدمه و هدف

    ازجمله عوامل خطر بالقوه در ایجاد مشکلات زناشویی، وجود ناسازگاری های موجود میان زوجین است .مطالعات کلی کاهش در سازگاری زناشویی زوجین را در زمینه مشکل ناباروری نشان داده است. این مطالعه با هدف تاثیر آموزش مهارت های زندگی بر سازگاری زناشویی در زنان نابارور در بین مراجعان به مرکز نازایی استان کردستان انجام شده است.

    روش کار

    در این مطالعه مداخله ای از طریق نمونه گیری مستمر 90 زن نازا انتخاب شدند که برای پیگیری، تشخیص و درمان نازایی به کلینیک نازایی واقع در مرکز استان مراجعه کرده بودند. ابزار جمع آوری اطلاعات استفاده از پرسش نامه اسپانیر بود. داده ها در نرم افزار آماری SPSS نسخه 20 وارد و با استفاده از آزمون های آماری تجزیه وتحلیل شدند.

    یافته ها: 

    در مقایسه نمره ابعاد رضایت زناشویی، همبستگی، توافق، ابراز محبت و سازگاری کل زنان بررسی شده در دو گروه قبل از مداخله تفاوت معنی دار آماری نداشتند. بعد از انجام مداخله آموزشی، نمره ابعاد رضایت زناشویی، همبستگی و ابراز محبت و سازگاری کل در زنان نازای گروه مداخله به طور معنی داری بیشتر از زنان گروه کنترل بود (0/05>p)، اما در بعد توافق دو نفری تفاوت معنی دار نبود (0/29= p).

    نتیجه گیری:

     می توان بر اساس این نتایج آموزش های لازم را به منظور افزایش میزان رضایت زناشویی در زوجین نابارور طرح ریزی و اجرا کرد.

    کلیدواژگان: سازگاری زناشویی، زنان نابارور، مهارت های زندگی
  • ملیحه طالبی امرئی، نسترن شریفی*، افسانه طاهری صفحات 65-74
    مقدمه و هدف

    قرار گرفتن در شرایط حساس دانشگاهی غالبا سلامت روانی و جسمی دانشجویان را تحت تاثیر قرار می‎دهد. هدف پژوهش حاضر مدل یابی کفایت اجتماعی از روی تاب‎آوری با میانجی‎گری سازگاری تحصیلی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی مازندران بود.

    روش کار

    روش این پژوهش توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش را تمام دانشجویان در حال تحصیل دانشگاه علوم پزشکی مازندران در سال تحصیلی 99-1398 تشکیل دادند. با استفاده از روش نمونه‎گیری طبقه‎ای نسبتی نمونه ای به حجم 320 نفر انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه‎ های کفایت اجتماعی فلنر (1990)، تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) و سازگاری تحصیلی بیکر و سریاک (1989) استفاده شد. برای بررسی داده ها از روش ضریب همبستگی پیرسون و مدل تحلیل مسیر و نرم افزارهای SPSS نسخه 24 و Lisrel نسخه 8/80 بهره گرفته شد.

    یافته ها: 

    نتایج حاصل از تحلیل مسیر نشان داد تاب آوری اثر مستقیمی بر سازگاری تحصیلی (0/33=ß، 0/001>P) و کفایت اجتماعی (0/15=ß، 0/001>P) دارد. همچنین سازگاری تحصیلی اثر مستقیمی بر کفایت اجتماعی (0/28=ß، 0/001>P) دارد. سازگاری تحصیلی در رابطه بین تاب آوری و کفایت اجتماعی نقش میانجی داشت.

    نتیجه گیری: 

    مدل کفایت اجتماعی از روی تاب‎آوری با میانجی‎گری سازگاری تحصیلی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی مازندران برازش مطلوبی دارد. با توجه به نقش تاب آوری در افزایش سازگاری تحصیلی و کفایت اجتماعی، ایجاد باورهای مثبت در زمینه سلامت و نیز آگاه سازی افراد ازآثار تاب‎آوری اهمیت می یابد.

    کلیدواژگان: تاب آوری، دانشجویان، سازگاری تحصیلی، کفایت اجتماعی
  • زهره نصیری، حسن احدی*، مریم کلهرنیا گلکار، سعید تیموری، نیره خادم غائبی صفحات 75-80
    مقدمه و هدف

    زنان نابارور معمولا برای تحقق آرزوی خود برای فرزندآوری از روش لقاح آزمایشگاهی استفاده می کنند که فرایند استرس زایی است. پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر عدم تحمل بلاتکلیفی در زنان نابارور تحت درمان IVF انجام شد.

    روش کار

    روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمام زنان نابارور مراجعه کننده به یک مرکز درمان ناباروری در شهر مشهد بود که از بین آن ها 60 زن با سابقه ناباروری با شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و سپس به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. برای گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 2 ساعته آموزش ذهن آگاهی به صورت هفته ای برگزار شد. گروه گواه هیچ گونه خدمات روان شناختی دریافت نکردند. برای اندازه گیری اضطراب از پرسش نامه عدم تحمل بلاتکلیفی استفاده شد. داده ها با استفاده از کوواریانس تک متغیره به کمک نرم افزار SPSS نسخه 21 تجزیه وتحلیل شد.

    یافته ها: 

    نتایج نشان داد بین دو گروه آزمایش و گواه در عدم تحمل بلاتکلیفی تفاوت معناداری از نظر آماری وجود دارد و آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در کاهش عدم تحمل بلاتکلیفی (0/001>P) در زنان نابارور تحت درمان IVF موثر بود.

    نتیجه گیری:

     بر اساس یافته های این پژوهش می توان از آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی برای بهبود مشکلات زنان ناباور تحت درمان IVF استفاده کرد.

    کلیدواژگان: درمان شناختی-رفتاری، زنان، ذهن آگاهی، ناباروری
|
  • Hossein Masoumbeigi, Mehdi Sadat Rasul, Ghader Ghanizadeh* Pages 1-14
    Introduction and purpose

    The importance of drinking water resources and their infrastructure for human health has made these resources one of the most vulnerable targets of terrorist attacks. The present study aimed to identify and assess the risks posed to drinking water facilities in Taleghan, Iran, using the failure modes and effects analysis(FMEA) method.

    Methods

    This descriptive-analytical study was conducted in all water facilities in Taleghan, Iran, in 2020. The types of potential hazards and threats of water facilities were identified by reviewing the necessary documents, field visits, observation, interviews, and opinion polls of water supply experts in Alborz province. Thereafter, risk assessment was performed, risks were prioritized, and necessary solutions to reduce the risks were presented using the FMEA technique.

    Results

    The present study identified 40 potential risks. The majority of risks belonged to water wells (37.5%). The identified risks were 7.5%, 40%, and 52.5%, respectively, related to the quantity, quality, as well as exploitation and maintenance of water facilities. The highest risk priority number were 576, 392, and 343, respectively, related to the critical threats caused by point source pollution around water wells, poor protection and security of the pumping station,  as well as fluctuations in water flow in the distribution network and reservoirs. Furthermore, 42.5, 35, and 22.5% of the risks were at the critical, moderate, and non-critical levels.

    Conclusion

    Ad evidenced by the obtained results, water infrastructure in terms of exploitation and maintenance in the supply, treatment, and distribution sectors is vulnerable to various identified threats; therefore, it is necessary to make the needed adjustments based on the set priorities to prevent possible incidents.

    Keywords: Drinking water, Failure modes, effects analysis, Risk assessment, Water quality, Water security
  • Mahmoud Mohammadyan, Mohsen Gorgani Firouzjaei, Jamshid Yazdani Charati, Milad Pouransari, Shahram Eslami, Razieh Yoosefinejad, Mohammadreza Zarei* Pages 15-26
    Introduction and Purpose

    Workers' exposure to manganese fumes emitted from the welding Process can lead to various ranges of diseases. This study aimed to investigate the concentration of manganese fume in the respiratory area of workers working at an industrial shed manufacturing factory in Amol, Iran.

    Methods

    This descriptive-analytical and cross-sectional study was conducted on the welders working at an industrial shed manufacturing factory in Amol, Iran (case group; n=35) and employees of administrative departments (control group; n=35). Inhalable Particles concentration and manganese concentration in welding fumes were measured using the NIOSH-0600 and NIOSH-7300 standard methods, respectively. Data analysis was Performed by SPSS software (version 25) using descriptive (mean and standard deviation) and analytical statistical methods (chi-square test, Spearman's rank correlation coefficient, and regression testing).

    Results

    The mean exposures of welders to inhalable Particles and manganese in welding fume were 2.4±1.2 and 0.15±0.83 mg/m3, respectively. The maximum and minimum concentrations of inhalable Particles and manganese in welding fumes were 6 and 0.36 mg/m3, as well as 0.7 and 0.04 mg/m3, resPectively. There was a significant relationship between average Particle concentration and manganese concentration in welding fume among the two groups of maximum and minimum exposure limits. Moreover, a significant association was observed between the concentration of inhalable Particles and the concentration of manganese in welding fumes (P<0.001).

    Conclusion

    The exposure of all welders to manganese welding fume exceeded the allowable limit. Therefore, technical, engineering, and management control measures are recommended to reduce exposure to manganese.

    Keywords: Manganism, Metal fume, Occupational exposure, Welding
  • Mehdi Naderi Jam, Ghader Ghanizadeh*, Hossein Masoumbeigi, Sayyed Morteza Hosseni Shokouh, Mahdi Raei, Mohammad Naghdi Saghi Pages 27-38
    Introduction and purpose

    Hand hygiene is an international priority for the elimination of nosocomial infections. This research aimed to investigate the effects of handwashing conditions on bacterial removal efficiency and its economic estimation in a military hospital in Tehran.

    Methods

    In total, 20 hospital staff were selected from volunteers. The water temperature (WTe) (20 ºC, 30 ºC, and 40 ºC), soap volume (SV) (0.5, 1.25, and 2 ml), and washing time (WTi) (10, 20, 35, and 50 sec,) were investigated. The standard strain of Escherichia coli with identified ATCC (25922) was prepared from a reference laboratory and fresh culture was prepared on nutrient broth medium. Primarily, the hands of participants were thoroughly washed with soap and water, then contaminated with 1 ml of bacterial suspension with 1.5×104 colony-forming unit/ml density. After 3 min of handwashing, sampling was performed based on research protocols. The samples were transferred on eosin methylene blue agar and incubated at 37 ºC for 48 h. After this time, the growth bacteria were considered the residual contamination on the hands.

    Results

    Based on findings, various studied conditions had no effect on bacterial removal efficiency. Accordingly, WTi=20 sec, SV=0.5 ml, and ordinary WTe (20 ºC) can be used for handwashing with appropriate perfornance. For 500 people, annually 627 million Rials for water and water heating, 135 million Rials for soap, and 316 days a year on handwashing can be saved.

    Conclusion

    Optimization of the handwashing process while ensuring hand hygiene saves costs.

    Keywords: Bacterial load, Economic estimation, Hand hygiene, Hand washing, Nosocomial infections
  • Hajar Haghshenas, Hakimeh Akbari, Mohammad Nowrouzi, Akbar Mehralizadeh, GholamAli Haghighat* Pages 39-47
    Introduction and purpose

    Cutaneous leishmaniasis (CL) is one of the Zoonotic parasitic diseases caused by protozoa of the genus leishmania. This disease is prevalent in many parts of the world, particularly in Iran. The present study aimed to assess the trend of CL in Gerash, Iran, during 2007-2020.

    Methods

    This study was conducted based on a secondary design. The following data were collected: patient’s age, gender, number and location of sores, disease type and reservoir, place of residence, and type of Construction. The obtained data were analyzed in SPSS software (version 24).

    Results

    Out of 562 patients, 276 cases were male, and 286 subjects were female. Cutaneous Leishmaniasis was diagnosed clinically and based on laboratory tests in 48.6% and 51.4% of the cases, respectively. The highest and lowest prevalence rates were detected in the age groups of below 10, and over 61 years, respectively. The highest frequency of lesions was in patients with urban leishmaniasis and the most affected areas were hand and face (30.56%).  Moreover, 66% and 34% of patients were infected with urban and rural types of disease, respectively. Furthermore, 61.21% of patients were living in newly-built houses, and the rest were residing in old buildings. In addition, 33% and 67% of them resided in rural and urban areas, respectively.

    Conclusion

    Due to the high prevalence of CL in Gerash and its increase in 2017, there is a need for coherent planning and effective health measures by the officials of different organizations and public participation to prevent the spread of this disease

    Keywords: Cutaneous leishmaniasis, Epidemiology trend, Gerash, Iran
  • Fatemeh Zahra Naseri Qara, Seyedeh Fatemeh Rahimi Mahforojakii, Sajad Shafiee, Seyed Hamzeh Hosseini* Pages 48-58
    Introduction and purpose

    Traumatic brain injury is one of the leading causes of death and disability in the world. Anxiety is one of the most common and important psychological reactions of this disease, which aggravates the course of the disease and overshadows the lives of patients. This study aimed to investigate the relationship between anxiety and different demographic groups three years after traumatic brain injury.

    Methods

    The statistical population of this cross-sectional study included 409 patients with traumatic brain injury referring to Imam Khomeini Hospital, Sari, Iran, within 2010-2014. Among this population, 97 patients were selected using the purposive sampling method. The required data were collected using the Spielberger Anxiety Inventory and a researcher-made demographic questionnaire (with a score range of 40-160).

    Results

    The findings showed that anxiety after traumatic brain injury had a significant relationship with gender (P=0.010) and material status (P=0.044). However, it did not show a significant relationship with age (P=0.361), educational level (P= 0.666), and place of residence (P=0.876).

    Conclusion

    Due to the high prevalence of anxiety in patients with traumatic brain injury, it seems necessary to screen anxiety in such patients. Diagnosis and treatment of anxiety in the early stages play important roles in improving the quality of life of these patients.

    Keywords: Anxiety, Demographic, Traumatic brain injury
  • Afshin Bahmani*, Fardin Gharibi, Mehdi Haghi, Arezoo Fallahi, Soodabeh Yazdajoo, Asra Nosrati, Sahar Nawrozi, Fatemeh Shaloodegi Pages 59-64
    Introduction and purpose

    Relationship incompatibility is one of the potential risk factors for marital problems. General studies have demonstrated a decrease in couples' marital adjustment regarding infertility. The present study aimed to assess the effect of life skills training on marital adjustment in infertile women referred to the infertility center of Kurdistan province.

    Methods

    In this interventional study, 90 infertile women who were referred to the infertility clinic located in the center of the province for follow-up, diagnosis and treatment were selected through continuous sampling. The data collection tool was the Spanier questionnaire. Data were entered into SPSS  software (version 20) and analyzed using statistical tests.

    Results

    There was no statistically significant difference between the two groups before the intervention in the scores of marital satisfaction, solidarity, agreement, expression of love, and adjustment. After the educational intervention, the score of marital satisfaction, solidarity, expression of love, and total adjustment in infertile women in the intervention group was significantly higher than those in the control group (P>0.05). Nonetheless, there was no significant difference in mutual agreement between the two groups (P= 0.29).

    Conclusion

    As evidenced by the obtained results, the necessary training can be designed and implemented to increase the level of marital satisfaction in infertile couples.

    Keywords: Infertile women, Life skills, Marital adjustment
  • Malihe Talebi Amrei, Nastaran Sharifi*, Afsaneh Taheri Pages 65-74
    Introduction and purpose

    Being in sensitive academic conditions often affects students' mental and physical health. This study aimed to model social adequacy using resilience medicated by academic adjustment among the students of Mazandaran University of Medical Sciences, Sari, Iran.  

    Methods

    The statistical population of this descriptive-correlational study consisted of all students studying at Mazandaran University of Medical Sciences in the academic year of 2019-20. A total of 320 students were selected using the stratified sampling method. Data were collected using the Flanner Social Adequacy Questionnaire (1990), Connor-Davidson Resilience scale (2003), as well as Baker and Siryk Academic Adjustment Questionnaire (1989). The obtained data were analyzed using Pearson correlation coefficient and path analysis in SPSS (version 24) and Lisrel (version 8.80) software.

    Results

    The results of path analysis showed that resilience had a direct effect on academic adjustment (ß=0.33, P<0.001) and social adequacy (ß=0.15, P<0.001); moreover, academic adjustment had a direct effect on social adequacy (ß=0.28, P<0.001). Furthermore, academic adjustment played a mediating role in the relationship between resilience and social adequacy.

    Conclusion

    It can be concluded that the social adequacy model using resilience mediated by the academic adjustment among the students of Mazandaran University of Medical Sciences fitted the data well. Considering the role of resilience in increasing academic adjustment and social adequacy, it is of importance to create positive beliefs in health and inform people about the impacts of resilience.

    Keywords: Academic adjustment, Resilience, Social competence, Students
  • Zohreh Nasiri, Hasan Ahadi*, Maryam Kalhornia Golkar, Saeed Teymouri, Nayereh Khadem Ghaebi Pages 75-80
    Introduction and purpose

    Infertile women often use a stressful process called laboratory fertilization to fulfill their desire for childbearing. The present study aimed to determine the effect of mindfulness-based cognitive therapy training on intolerance of uncertainty in infertile women undergoing in vitro fertilization (IVF) treatment.

    Methods

    This study was conducted using a semi-experimental approach based on a pre-test, post-test, and follow-up design with a control group. The statistical population consisted of all infertile women referred to an infertility treatment center in Mashhad, Iran. From this group, a total of 60 women with a history of infertility were selected using the available sampling method and then randomly assigned to experimental and control groups. For the experimental group, eight 2-h sessions of mindfulness training were held weekly; however, the control group did not receive any psychological services. The intolerance of uncertainty questionnaire was used to measure anxiety, and data analysis was performed by single-variable covariance using SPSS software (version 21).

    Results

    The results indicated that there was a statistically significant difference between the experimental and the control groups in terms of intolerance of uncertainty, and mindfulness-based cognitive therapy training effectively reduced the intolerance of uncertainty (P<0.001) in infertile women undergoing IVF treatment.

    Conclusion

    According to the findings, mindfulness-based cognitive therapy training can be applied to improve the problems of infertile women undergoing IVF treatment.

    Keywords: Cognitive behavioral therapy, Female, Infertility, Mindfulness