فهرست مطالب

دو ماهنامه سلامت کار ایران
سال نوزدهم شماره 1 (فروردین و اردیبهشت 1401)

  • تاریخ انتشار: 1400/12/10
  • تعداد عناوین: 35
|
  • پوریا عطائی، سمیه مرادحاصلی*، مسعود مطلبی قاین صفحات 1-18
    زمینه و هدف

    در سراسر جهان کشاورزی یکی از مشاغل مهم و در عین حال پر حادثه به شمار می رود. رفتار سلامت حرفه ای از جمله مهم ترین، عواملی است که بر بروز حوادث و بیماری های ناشی از کار کشاورزی موثر است. لذا، هدف مطالعه حاضر بررسی نوع شناسی نگرش و رفتار سلامت حرفه ای کشاورزان استان کرمانشاه، ایران بود.

    روش بررسی

    تحقیق حاضر به شیوه توصیفی- پیمایشی انجام شد. جامعه آماری این تحقیق را کشاورزان استان کرمانشاه، ایران (N= 126900) تشکیل دادند که حجم نمونه 382 کشاورز تعیین گردید (n= 382). ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی صوری و محتوایی آن توسط متخصصین بهداشت حرفه ای و پایایی آن از طریق انجام یک مطالعه راهنما و محاسبه ضریب آلفای کرونباخ تایید گردید. برای گزارش و تجزیه وتحلیل داده ها از ضریب تغییرات، انحراف معیار، میانگین رتبه ای و نیز آزمون تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که کشاورزان از چهار نوع نگرش بوم گرایانه (16/11)، اقتصادگرا (79/13)، کارمحور (38/17) و سلامت محور (29/14) و چهار الگوی رفتاری ساختارمند (73/20)، انگیزشی (27/8)، پیشگیرانه (08/10) و خودمحورانه (25/14) پیرامون سلامت حرفه ای پیروی می کنند. تبیین کل واریانس نگرش ها 34/53 درصد و رفتار  64/56 درصد بود.

    نتیجه گیری

    می توان نتیجه گرفت که کشاورزان نگرش های متفاوتی را نسبت به سلامت حرفه ای در محیط کار دارند و براساس آن الگوهای رفتاری متنوعی را در محیط کار بروز می دهند. می توان پیشنهاد داد که دست اندرکاران بخش کشاورزی و بهداشت با مشارکت یکدیگر به تغییر نگرش های مغایر با سلامت حرفه ای کشاورزی بپردازند. برای بروز رفتارهای سلامت حرفه ای اقدامات حمایتی و پشتیبانی بخش دولتی و خصوصی می توانند الگوهای رفتاری کشاورزان را به سمت رفتارهای ساختارمند و پیشگیرانه تغییر دهد.

    کلیدواژگان: تحلیل عاملی اکتشافی، رفتار سلامت حرفه ای، سلامت کشاورزان، کار سالم، کشاورزی
  • رضا آقابابایی، فرشید قربانی*، علیرضا محمد رضایی، مریم فرهادیان صفحات 19-38
    زمینه و هدف

    اکسید های نیتروژن به عنوان یکی از آلاینده های خطرناک هوا، اثرات زیان آوری بر روی سلامت افراد در محیط های کاری دارند. امروزه اکسیداسیون کاتالیستی در فرآیند حذف اکسید های نیتروژن یکی از روش های کارآمدی است که بخشی از تحقیقات را به خود اختصاص داده است. این پژوهش با هدف بررسی بازده حذف دی اکسید نیتروژن (NO2) توسط کاتالیست های نیکل و نیکل- پلاتین بارگذاری شده بر روی نانو لوله های کربنی چند دیواره از جریان هوا در فرایند اکسیداسیون کاتالیستی، انجام گردید.

    روش

    در این مطالعه تجربی پس از تثبیت نانو ذرات نیکل و نیکل _ پلاتین بر روی بستر نانو لوله های کربنی،  ویژگی های ساختاری و عملکردی کاتالیست ها توسط آنالیز های میکروسکوپ الکترونی (FE-SEM)، پراش اشعه ایکس (XRD)، تبدیل فوریه طیف سنج مادون قرمز (FTIR) و احیا با برنامه دمایی (H2-TPR) مشخص شدند. بازده حذف کاتالیست های سنتز شده در دمای 250 درجه سانتی گراد، سرعت های فضایی 15000و20000 بر ساعت و غلظت های 3000، 4000 و 5000 قسمت در میلیون NO2، مورد بررسی قرار گرفتند.

    یافته ها

    نتایج حاصل از آنالیز  FESEMو XRD نشان دادند که قطر نانو لوله های کربنی در محدوده 11 تا 18 نانومتر و اندازه نانوذرات کریستالی نیکل و پلاتین  بر روی بستر کاتالیست ها بین 10 تا 50 نانو متر بود. نتایج حذف کاتالیستی NO2 نشان داد که کاتالیست Ni-Pt/MWCNT در دمای °C250 دارای بیشترین بازده حذف در غلظت ppm3000 و سرعت های فضایی 20000 و 15000 بر ساعت می باشد.

    نتیجه گیری

    مطابق با نتایج مطالعه حاضر، استفاده از نانو لوله های کربنی جهت حذف NO2 از جریان هوا به عنوان پایه کاتالیست، مناسب است. استفاده از کاتالیست های دوفلزی ترکیبی نیکل و پلاتین بارگذاری شده بر روی نانو لوله های کربنی دارای بازده و بهره وری بالایی در جهت حذف NO2 در دما، زمان ماند و غلظت های مختلف آلاینده می باشد.

    کلیدواژگان: نانولوله های کربنی چند دیواره، اکسیداسیون کاتالیستی، دی اکسید نیتروژن، نانو ذرات نیکل، نانو ذرات پلانین
  • جواد وطنی*، سجاد رضایی، زینب حقیقی، سوده محمدی، یوسف فقیه نیا ترشیزی صفحات 39-52
    زمینه و هدف

    حوادث (رانندگی و  شغلی) برای جامعه، سازمان و همچنین اشخاص ضایعات فراوانی به بار آورده و هزینه های مربوطه ضمن تاثیر سوء بر شاخص های اقتصادی در سطح ملی و سطح خانوار، مانعی در راستای تحقق اهداف از پیش تعیین شده محسوب می شود. مطالعه حاضر عوامل رفتاری مرتبط با حادثه پذیری را در رانندگان خوروهای سواری بررسی نمود و از این رهگذر یک شاخص ممیز و پایا جهت شناسایی رانندگان در معرض خطر ارایه داد. 

    مواد و روش ها

    پژوهش حاضر یک مطالعه مورد-شاهدی باهدف پیش بینی عضویت گروهی (رانندگان حادثه پذیر) و تدوین معادله تشخیصی به منظور معرفی شاخص رفتاری حادثه پذیری رانندگان طراحی شده است. کسب اطلاعات توسط پرسشنامه جمعیت شناختی و پرسشنامه استاندارد رفتار رانندگی منچستر که برای جامعه ایرانی اعتباریابی شده است، انجام شد. داده های تحت نرم افزار SPSS V20 با روش های تحلیل واریانس تک و چند متغیری و همچنین تحلیل تمایزات دو گروهی پردازش شد.

    یافته ها

    همانطور که نتایج نشان می دهد، اثر اصلی سابقه تصادف پس از کنترل متغیر مخدوش کننده سن، تاثیر معنی داری بر نمرات زیرمقیاس های اشتباهات، لغزش ها و تخلفات عمدی داشته است که باتوجه به میانگین این گروه ها رانندگان با سابقه تصادف در مقابل گروه بدون تصادف سطوح بالاتری از اشتباهات، لغزش ها و تخلفات عمدی را از خود نشان داده اند.

    نتیجه گیری

    دو گروه رانندگان با و بدون سابقه تصادف از نظر ارتکاب به تخلفات سهوی (انجام اعمال غیرقانونی غیرخشونت آمیز) در یک سطح قرار دارند. مطابق با مجذورهای سهمی اتا[1] (ή 2) می توان گفت بین یک تا هشت درصد از تفاوت های مشاهده شده در دو گروه رانندگان ناشی از تاثیر سابقه تصادف است.

    کلیدواژگان: حادثه پذیری، رانندگان، پرسشنامه منچستر، شاخص رفتاری حوادث
  • اعظم بیابانی، مجتبی ذکایی، محسن فلاحتی*، محدثه نوبرانی صفحات 53-69
    زمینه وهدف

    آگاهی از یک بیماری می تواند بر نگرش ها و عملکردهای افراد تاثیر بگذارد و نگرش ها و عملکردهای نادرست به طور مستقیم خطر عفونت را افزایش دهد. این مطالعه با هدف  تعیین  وضعیت و ارتباط بین دانش، نگرش و عملکرد  کارکنان صنایع  درباره اقدامات حفاظت فردی موثر بر پیشگیری از ابتلا به covid-19 در  شهر صنعتی کاوه انجام گرفته است.

    روش بررسی

    در این مطالعه مقطعی که جهت بررسی دانش، نگرش و عملکرد افراد درباره اقدامات حفاظت فردی موثر در پیشگیری از ابتلا به COVID-19 در ایران در تابستان سال 1399 انجام گردید ،  از پرسش نامه محقق ساخت استفاده شد. در این مطالعه بعد از انتخاب 24 کارخانه در شهر صنعتی ساوه ،500 پرسشنامه در میان کارکنان بصورت نمونه گیری سهمیه ای توزیع شد که پس از جمع آوری و بررسی آنها تعداد 461 عدد  از پرسشنامه ها بصورت کامل پاسخ داده شده و مورد مطالعه قرار گرفت.  در نهایت امتیازات مربوط به هر سه پارامتر محاسبه گردید و جهت بررسی ارتباط آنها از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد.

    یافته ها

    میانگین سنی افراد شرکت کننده در این مطالعه 6 ± 4/36 سال بود و دارای سابقه کار 6/6 ± 66/12سال بودند و بیش از 87% آنها مرد بودند. مشخص گردید امتیاز مربوط بهدانش درباره ماهیت ویروس نسبت بهدانش درباره اقدامات حفاظتی بیشتر است. بگونه ای که 9/88 % افراد درباره ماهیت ویروسدانش خوبی دارند ولیکن در رابطه با اقدامات حفاظتی 8/71 % افراد در این زیرگروه قرار دارند. بالاترین سطح امتیاز مطلوب مربوط به نگرش آنها بود که 4/92 % را بخود اختصاص داده بوند. در رابطه با عملکرد نیز مشخص گردید 3/80 % افراد دارای عملکرد متوسطی می باشند.

    نتیجه گیری

    دانش افراد درخصوص  ماهیت ویروس کووید 19 بالا بوده ولیکندانش آنان در رابطه با اقدامات بهداشتی بمنظور پیشگیری از این بیماری در سطح پایین تری قرار داشت. با عنایت به این که اکثر افراد اطلاعات مربوط به این بیماری را از طریق تلویزیون دریافت میکردند، تقویت اطلاع رسانی صحیح و به موقع درجهت افزایشدانش و همچنین عملکرد مطلوب افراد جامعه درخصوص پیشگیری از بیماری ضروری می باشد.

    کلیدواژگان: حفاظت فردی، دانش، نگرش، عملکرد، covid-19
  • سمیه کرمی، حسن تامینی لیچائی*، مسعود مطلبی قاین، کمال اعظم، ابوالقاسم پوررضا صفحات 70-84
    زمینه و هدف

    اولین قدم برای طراحی یک برنامه ارتقای سلامت در محل کار، ارزیابی نیازها یا تعیین وضعیت موجود می باشد. در ارزیابی یک برنامه دو رویکرد غالب وجود دارد، یکی انجام ارزیابی توسط مجریان برنامه که آن را ارزیابی درونی می نمامیم و دیگری ارزیابی برنامه توسط همگنان یا ارزیابی بیرونی. استفاده از ابزارهای ارزیابی عملکرد به منظور پایش و ارزشیابی اقدامات سلامت امری متداول است. اما مشاهده می گردد به دلیل برخی محدودیت و معذوریت های شغلی و حرفه ای در سازمان ها؛ اغلب این ارزیابی ها کم تاثیر و پر از تعارفات معمول سازمانی می باشد. هدف از این مطالعه سنجش وضعیت ارتقای سلامت محل کار از طریق ارزیابی درونی و ارزیابی بیرونی در سازمان های داوطلب شهر تهران و مقایسه ی نتایج آن به منظور تعیین تفاوت در نتایج بین این دو ارزیابی و بررسی رویکرد های منتهی به انجام بهینه ی ارزیابی های ارتقای سلامت در محل کار سازمان ها می باشد.

    روش بررسی

    مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی در 30 سازمان داوطلب شهر تهران در سال 1398 صورت گرفته است. داده ها به وسیله ابزار استاندار سنجش وضعیت ارتقای سلامت محل کار که شامل 9 بعد، 30 طبقه و 85 سوال است، گردآوری شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای EXCEL و SPSS نسخه 22 و آزمون آماری تی زوجی استفاده شد.

    یافته ها

    از 30 سازمان مورد مطالعه،  (47%) 14 سازمان صنعتی و (53%) 16 سازمان غیر صنعتی بود. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تی زوجی نشان داده که اختلاف میانگین ارزیابی درونی و بیرونی در سازمان های صنعتی 175.071 با انحراف معیار=116.043 و P-value کمتر از 0.05 معنادار و همچنین تمامی ابعاد مورد بررسی توسط ابزار، دارای اختلاف میانگین معنادار بین ارزیابی درونی و بیرونی بود. اختلاف میانگین ارزیابی درونی و بیرونی در سازمان های غیرصنعتی 43 با انحراف معیار 173.775 و P-value= 0.338 معنادار نیست و تنها در دو بعد محیط اجتماعی کار و ارایه خدمات  دارای اختلاف میانگین معنادار بین ارزیابی درونی و بیرونی بودند.

    نتیجه گیری

    نتایج نشان داد دست اندرکاران حوزه ی سلامت سازمان ها نسبت به مفاهیم ارتقای سلامت اطلاعات لازم را ندارند، اما در ارزیابی های ارتقای سلامت در محل کار سازمان، اغلب مسیولان مربوطه درصدد نشان دادن وضعیت عملکرد سازمان خود بالاتر از سطح واقعی آن هستند.

    کلیدواژگان: ارتقای سلامت، ارتقای سلامت در محل کار، کار سالم، ارزیابی درونی، ارزیابی بیرونی
  • سعید رحمنی*، علیرضا اکبرزاده باغبان، محمدرضا نظری، محمد قاسمی برومند صفحات 85-92
    زمینه و هدف

    نور خورشید شامل طیف وسیعی از طول موج های مختلف است و بخش هایی از آن می تواند منجر به آسیب به قسمت های مختلف چشم شود. هدف از این مطالعه بررسی کارایی عینک های آفتابی جهت حذف نورهای مضر با طول موج کوتاه می باشد.

    روش بررسی

    در این مطالعه مقطعی 56 عینک (112 عدسی) آفتابی که بطور تصادفی از شرکت های واردکننده عینک جمع آوری شده بودند مورد مطالعه قرار گرفت. یک اسپکتروفوتومتر اختصاصی جهت بررسی عبور پرتوهای فرابنفش و نور آبی مورد استفاده قرار گرفت. جهت آنالیز آماری از آزمون های ناپارامتری من ویتنی و کروسکال والیس استفاده شد. سطح معنی داری آزمون P ≤ 0.05 در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    میانگین عبور پرتوهای فرابنفش A وB  به ترتیب 21/1± 16/0و 06/0± 01/0درصد بود. میانگین عبور پرتوهای نور آبی 91/3± 03/10 درصد بود. اثر رنگ های مختلف عدسی ها در عبور نور آبی معنی دار بود (P≤0.001)، داشتن ویژگی پولاروید و میزان عبور نور مریی تاثیر معنی داری بر عبور نور آبی از عدسی عینک ها نداشت.(P=0.3)        

    نتیجه گیری

    کارایی عینک های آفتابی مورد مطالعه در جلوگیری از عبور پرتوهای مضر قابل قبول بوده و عینک های به رنگ قهوه ای بهترین فیلترکننده نور آبی بود.

    کلیدواژگان: عینک آفتابی، پرتو فرابنفش، نور آبی
  • حمیده بیدل، امیرسالار جعفرپیشه، نورالدین قراری، سیامک صبور، علی صالحی سهل آبادی* صفحات 93-112
    مقدمه

    عوامل زیان آور در محیط کار مثل صدا و استرس گرمایی می توانند بر فعالیت عضلات تاثیرات نامطلوب داشته باشند. این مطالعه باهدف بررسی اثر مواجهه همزمان با صدا و استرس گرمایی بر سطح فعالیت عضلات دو سر بازویی و خم کننده انگشتان دست انجام شد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه تجربی بر روی 24 نفر از دانشجویان مرد و در شرایط آزمایشگاهی انجام شد. شرکت کنندگان به صورت تصادفی در سه گروه 8 نفره با سه سطح ترازفشارصوت 75، 85 و 95 دسی بل A و سطوح استرس گرمایی  22،30 و 35 سانتی گراد مواجهه داشتند. سطح فعالیت عضله دوسر بازویی و عضله خم کننده انگشتان در حین انجام فعالیت دستی با استفاده از روش الکترومیوگرافی سطحی اندازه گیری شد. جهت مقایسه سطح فعالیت عضله در شرایط مختلف از RMS(Root Mean Square) نرمال شده عضلات استفاده شد. از آزمون آنالیز واریانس جهت بررسی ارتباط بین متغیرها استفاده شد.

    یافته ها

     میانگین (انحراف معیار) سنی شرکت کنندگان در مطالعه 6/1±21 سال بود. بر اساس میزان فعالیت عضله، شرایط دمای تر گوی سان30 درجه سانتی گراد و سطح تراز فشار صوت 85 دسی بل به عنوان نقاط مرزی در تغییرات سطح فعالیت عضله دوسر بازویی تعیین شد. بیشترین و کمترین سطح فعالیت عضله خم کننده انگشتان به ترتیب در شرایط صوتی 75 و 95 دسی بل مشاهده شد. نتایج بررسی برهمکنش بین مواجهه صوتی و مواجهه با شرایط استرس گرمایی نشان داد که مواجهه توام با هر دو عامل باعث تغییرات معنادار در سطح فعالیت عضلات می شود (P-Value<0.05).

    نتیجه گیری

    مواجهه با صدا و استرس گرمایی در محیط کار بر عملکرد عضلات دوسر بازویی و خم کننده انگشتان اثرگذار است. برای تعیین دقیق تر اثرات مواجهه با صدا و استرس گرمایی بر فعالیت عضلات، انجام مطالعات بیشتر در این زمینه توصیه می شود.

    کلیدواژگان: الکترومیوگرافی، مواجهه صوتی، انقباض ماهیچه، استرس حرارتی
  • حمیدرضا میرشکاری، فرهاد کهرازهی*، محمود شیرازی صفحات 113-137
    زمینه وهدف

    درعصرحاضر،سرمایه ارزشمند نیروی انسانی، گوی سبقت را از دیگر سرمایه های سازمانی به لحاظ اهمیت ربوده است. این امر موجب شده تا طراحی و تدارک برنامه های گسترده و متنوع جهت رشد و شکوفایی توان تخصصی و حرفه ای کارکنان به بالندگی،رضایت شغلی،دلبستگی و بهبود کیفیت زندگی کاری آنان منجرشود.هدف اصلی این تحقیق بررسی اثربخشی آموزش طرحواره درمانی گروهی بر کیفیت زندگی کاری و رضایت شغلی کارکنان شرکت مهندسی انرژی گستران نیمروز می باشد. 

    روش بررسی

    این پژوهش نیمه تجربی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را، کلیه پرسنل شرکت انرژ ی گستران نیمروزبه تعداد200 نفررادرسال 1399 تشکیل داده اندکه از این تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و بر اساس ملاک های ورودبه پژوهش، و به شیوه تصادفی در دو گروه 15 نفری کنترل و آزمایش به عنوان نمونه پژوهش قرارگرفتند.گروه آزمایش مداخله اموزش طرحواره درمانی را دریافت کردند. ولی گروه کنترل هیچ مداخله ی دریافت نکردند. طرحواره درمانی شامل 10 جلسه 90 دقیقه ای بود.ابزار پژوهش شامل پرسشنامه دموگرافیک ودو پرسشنامه رضایت شغلی بری فیلد و روث در سال (1951)، پرسشنامه کیفیت زندگی کاری والتون (QWL)(1973)بود.داده هابانرم افزارSPSS22موردتجزیه وتحلیل قرارگرفت.

    یافته ها

     یافته های پژوهش نشان داد که پس ازمداخلات ومحاسبات انجام شده وتحلیل نتایج آموزش طرحواره درمانی گروهی منجربه افزایش میانگین نمرات اجزای متغیرکیفیت زندگی کاری (پرداخت منصفانه و کافی (001/0≥P ،54/24=  F)، محیط کاری ایمن و بهداشتی (02/0≥P ،79/5=  F)، توسعه قابلیت های انسانی (001/0≥P ،92/17=  F)، فرصت رشد و امنیت مداوم (001/0≥P ،50/27=  F)، یکپارچگی و انسجام اجتماعی (001/0≥P ،83/12=  F)، قانون گرایی (04/0≥P ،41/4=  F)، فضای کلی زندگی (002/0≥P ،85/11=  F)، وابستگی اجتماعی زندگی کاری (001/0≥P ،78/18=  F) و نمره کلی کیفیت زندگی کاری (001/0≥P ،87/33=  F)  و همچنین افزایش میانگین نمرات متغیر رضایت شغلی (001/0≥P ،55/17=  F) درکارکنان گروه ازمایشی نسبت به گروه کنترل گردید

    نتایج

    باتوجه به نتایج پژوهش،  اموزش طرحواره درمانی گروهی می توانددرکیفیت زندگی کاری ورضایت شغلی کارکنان شرکت، موثرواقع شده وبدین ترتیب سطح بهره وری انان درسازمان افزایش یابد. ودراثراین آموزشها فردیاد می گیردکه پاسخ سازگارانه تری راجایگزین ذهنیت قبلی کند،که این امراحتمالا از میزان استرس و تنیدگی شغلی وی کاسته شده ومیزان رضایت شغلی وکیفیت زندگی کاری اوراافزایش خواهدداد؛ لذا پیشنهاد می شود برگزاری دوره های آموزشی جهت بالا بردن مهارت ها، با افزایش احساس موثر بودن و افزایش میل و انگیزش بیشتر به کار و بهبود کیفیت زندگی کاری  ، ورضایت شغلی به صورت منظم در برنامه کاری کارکنان قرار گیرد و یا درقالب محتواهای آموزشی، مثل پوستر و پیام های آموزشی کوتاه، برای تداوم هرچه بهتر عملکرد کاری و جلوگیری ازهرگونه آسیب ناشی از عدم رضایت شغلی ویاکیفیت زندگی کاری درنظرگرفته شود.(پیشنهادات عملی درپایان نتیجه گیری بطورمفصل امده است

    کلیدواژگان: آموزش طرحواره درمانی گروهی، کیفیت زندگی کاری، رضایت شغلی، دلبستگی
  • مهناز صلحی، فربد عبادی فرد آذر، زیبنده احمدی*، محبوبه رسولی صفحات 138-150
    زمینه و هدف

    وظایف سخت کارکنان عملیاتی آتشنشانی، خطر ابتال به فشارخون باال و بیماریهای حاد قلبی- عروقی و مغزی را افزایش میدهد. هدف این مطالعه، تعیین رابطه ی سواد سالمت و خودمراقبتی از ابتال به بیماری پرفشاری خون در کارکنان آتشنشانی شهر تهران بود.

    روش بررسی

    این مطالعه ی مقطعی، در سال 1398 با مشارکت 360 نفر از کارکنان آتشنشانان مرد 60-18 ساله شاغل در سازمان آتشنشانی تهران انجام شد. روش نمونه گیری، ابتدا به صورت خوشهای در بین مناطق و سپس به صورت تصادفی ساده در هر منطقه بود. ابزار گردآوری داده ها، فرم مشخصات فردی، پرسشنامه ی استاندارد سواد سالمت ایرانیان و چکلیست خودمراقبتی از ابتال به بیماری پرفشاری خون بود. داده ها در نرم افزار SPSS نسخه ی 22 با استفاده از روش های توصیفی و آزمونهای تحلیلی، تجزیه و تحلیل شد.

    یافته ها

    5/57 درصد افراد در گروه سنی 40-30 سال قرار داشتند. میانگین نمره ی سواد سالمت، 96/73 با انحراف معیار 8/3 بود. بیشترین و کمترین نمره ی میانگین سواد سالمت، مربوط به بعد درک اطالعات و حیطه ی مهارت خواندن بود. 2/44 درصد از سواد سالمت کافی و 7/26 از سواد سالمت عالی برخوردار بودند. میانگین نمرهی رفتارهای خودمراقبتی، 23/19 با انحراف معیار 4/3 به دست آمد. در 4/14 درصد میانگین نمره ی خودمراقبتی، خوب بود. بین سواد سالمت و خودمراقبتی، همبستگی مستقیم و معنادار به میزان 36/0 مشاهده شد  (001/0>p.)

    نتیجه گیری

    سواد سالمت و رفتارهای خودمراقبتی کارکنان در پیشگیری از ابتال به بیماری پرفشاری خون، در حد مطلوبی نیست. بین سواد سالمت و خودمراقبتی، همبستگی وجود داشت؛ لذا طراحی مداخالت ارتقایی در این زمینه ضروری است.

    کلیدواژگان: پرفشاری خون، خودمراقبتی، سواد سلامت، آتش نشانها
  • سارا محمدی*، نرگس محمدی صفحات 151-166
    زمینه و هدف

    یکی از مسایل مهم در همه سازمان ها، ارتقای عملکرد نیروی انسانی برای دست‎یابی به اهداف سازمان است. در همین راستا، تدوین راهکارهایی برای کاهش استرس شغلی و سپس افزایش رفتارهای شهروندی سازمانی، کیفیت زندگی کاری و سلامت سازمانی کارکنان، از مهم ترین اقدامات برنامه ریزان و تصمیم گیران سازمانی است. هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر تنش و استرس شغلی بر کیفیت زندگی کاری و سلامت سازمانی کارکنان خدمات بهداشت و درمان (پزشکان، پرستاران، بهیاران، کارکنان اداری و خدماتی) با نقش میانجی رفتار شهروندی سازمانی می باشد.

    روش بررسی

    این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر نحوه گردآوری داده ها توصیفی- همبستگی است. این مطالعه بر روی یک نمونه غیرتصادفی 318 نفره از کارکنان بهداشت و درمان بیمارستان های آموزشی شهر اهواز انجام شده است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه های استاندارد و معتبر دارای روایی و پایایی، و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تکنیک مدلسازی معادلات ساختاری با نرم افزار Smart PLS بوده است.

    یافته ها

    یافته های حاصل از آزمون فرضیه ها نشان داد که استرس شغلی بر کیفیت زندگی کاری، سلامت سازمانی و رفتار شهروندی کادر درمان به ترتیب با ضرایب 71/0- ؛ 69/0- و 60/0- و آماره t معناداری، 81/10؛ 62/8 و 88/9 تاثیر منفی معنادار دارد. همچنین رفتار شهروندی نقش میانجی معناداری در رابطه استرس شغلی با کیفیت زندگی کاری و سلامت سازمانی ایفا می نماید.

    نتیجه گیری

    نتایج نشان داد افزایش استرس شغلی کادر درمان منجر به کاهش رفتارهای شهروندی و در نتیجه کاهش کیفیت زندگی کاری و سلامت سازمانی آنها شده است و بالعکس. همچنین وضعیت استخدام افراد به دلیل امنیت شغلی حاصل از آن می تواند این اثرگذاری را تعدیل نماید.

    کلیدواژگان: استرس شغلی، کیفیت زندگی کاری، سلامت سازمانی، رفتار شهروندی سازمانی، وضعیت استخدام، کادر بهداشت و درمان
  • سید احسان سمائی، سمیه امینی نسب، محمدجواد شیخ مظفری، فاطمه سلیمی، رضا نادیان مهر، علی کاظمی تبریزی، ابراهیم تابان* صفحات 167-182
    مقدمه

    استفاده از الیاف طبیعی کنف به عنوان مواد سبز و پایدار،به دلیل دارا بودن ویژگی های بارز  به عنوان جایگزینی بالقوه برای الیاف مصنوعی در صنایع کامپوزیتی شناخته می شود. یکی از روش های موثر در بهبود خواص این الیاف مخصوصا در مواجهه با آتش ایجاد پوشش نانویی با مواد غیرآلی (معدنی) بر روی سطح الیاف است. در این راستا مطالعه با هدف بهبود خواص آکوستیکی و آتش گیری الیاف طبیعی کنف با استفاده از نانوذرات معدنی انجام شد.

    روش بررسی

    مطالعه حاضر از نوع مطالعه تجربی مقطعی در مقیاس آزمایشگاهی است. سنتز نانوذرات ZnO-TiO2 به روش هم رسوبی بود و ویژگی های آن با استفاده از آنالیزهای  پراش پرتو ایکس (XRD)، پراش انرژی پرتو ایکس (EDX)  و میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) تعیین شد.  در این مطالعه اثر بازدارندگی شعله بوسیله  دستگاه گرماسنج مخروطی و مطالعه ضریب جذب صوتی (تحت زاویه نرمال) به منظور بررسی رفتار آکوستیکی الیاف طبیعی توسط لوله ی امپدانس و براساس روش تابع انتقال و استاندارد ISO10534-2 اندازه گیری شد.

    یافته ها

     براساس نتایج  زمان افروزش (TTI) در الیاف با پوشش ZnO-TiO2 در مقایسه با الیاف خام حدود 2 برابر شد و زمان کل سوختن در الیاف با پوشش نانو ذرات از 471 به 870 ثانیه می رسد،  و میزان میزان تولید دی اکسیدکربن در الیاف خام و با نانو ذرات ZnO-TiO2 از 33/0 به 12/0 رسیده است.  همچنین این نوع الیاف از ضریب جذب صوتی بالاتری نسبت به الیاف خام برخوردار بود.

    نتیجه گیری

     با توجه به مزایای برجسته الیاف کنف (مزایای اقتصادی و محیط زیستی) و افزایش استفاده از این دسته از الیاف به عنوان کامپوزیت های چندمنظوره، فرآیند پوشش دهی این الیاف با نانوذرات، روش مناسبی برای بهبود خواص حرارتی وآکوستیکی تلقی می شود.

    کلیدواژگان: نانوذرات، آکوستیک، آتش گیری، الیاف طبیعی
  • الهه بهرامی وزیر، اعظم محمدی، فائزه محمدشاهی، اشرف دریکوند مقدم، نسیبه شریفی نیا، الهه سادات سعیدی فر، فاطمه قلیچ خانی*، یوسف فقیه نیا ترشیزی صفحات 183-199
    زمینه و هدف

    استرس شغلی از شایعترین بیماریهای شغلی است، که بر کیفیت خدمات تاثیر بسزایی دارد و خلاقیت هسته کار بالینی است. بر طبق بررسی های انجام شده تاثیر شرایط استرس زا بر خلاقیت نیاز به مطالعات بیشتری دارد، مطالعه حاضر قصد دارد ارتباط استرس شغلی با خلاقیت و عوامل پیشگویی کننده استرس شغلی را در ماماها تعیین کند.

    روش بررسی

    مطالعه ی توصیفی - تحلیلی حاضر بر روی 114 نفر از ماماهای شاغل در بیمارستانهای آموزشی- درمانی شهر ایلام در سال 1398 انجام شد. نمونه گیری به صورت در دسترس با استفاده از پرسشنامه های مشخصات فردی اجتماعی، استرس شغلیHSE  و خلاقیت عابدیCT  انجام شد. برای بررسی ارتباط استرس شغلی با خلاقیت از آزمون همبستگی پیرسون و برای تعیین متغیرهای پیشگویی کننده استرس شغلی از آزمون مدل خطی عمومی استفاده شد. داده ها با استفده از SPSS نسخه 21 تجزه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    اکثر ماماها (62%) استرس شغلی کمی داشتند و 35% استرس شغلی نداشتند. میانگین نمره کلی استرس شغلی5/0±3/3 از نمره قابل کسب 1 تا 5 بود. میانگین نمره کلی خلاقیت 7/14  ±5/131 از نمره قابل کسب 60 تا 180 بود. استرس شغلی با خلاقیت و زیر دامنه های آن ارتباط نداشت. داشتن سطح تحصیلات کمتر (014/0 =P ،9/0 تا 1/0=% 95 CI، 5/0=B) و رضایت داشتن از اشتغال در بیمارستان (010/0 =P ،4/1 تا 05/0=% 95 CI، 2/0=B) به عنوان پیشگویی کننده های استرس شغلی بودند.  

    نتیجه گیری

    با توجه به کم بودن سطح استرس شغلی و بالا بودن سطح خلاقیت، مدیران بیمارستانی می توانند از این عوامل در کنار رضایت از اشتغال در بیمارستان به منظور ارایه خدمات بالینی با کیفیت بیشتر بهره بگیرند.

    کلیدواژگان: خلاقیت، استرس شغلی، ماما
  • محمود محمدیان، سلاله رمضانی*، اسماعیل بابانژاد، جمشید یزدانی صفحات 200-214
    زمینه  و هدف

    مواجهه با فیوم منگنز در فرآیند جوشکاری، منجر به بروز اثرات عصبی زیان آور بر سلامت افراد جوشکار می شود. هدف از مطالعه حاضر، بررسی علایم عصبی- رفتاری در بین جوشکاران مواجهه یافته با ذرات قابل استنشاق جوشکاری حاوی منگنز و مقایسه فراوانی این علایم با گروه غیر مواجهه بود .

     روش بررسی

     تعداد 35  نفر جوشکار، به عنوان گروه مواجهه یافته و 40  نفر از کارکنان اداری، به عنوان گروه شاهد تعیین شدند. داده های مربوط به علایم عصبی- رفتاری با استفاده از پرسشنامه Q16 جمع آوری گردید. میزان مواجهه جوشکاران با ذرات قابل استنشاق، با استفاده از روش NIOSH0600 و غلظت منگنز در این ذرات، بر اساس روش NIOSH 7301 تعیین شد. میزان منگنز موجود در خون این افراد نیز توسط دستگاه ICP-OES اندازه گیری گردید. تجزیه وتحلیل آماری داده ها با کاربرد نرم افزار17MINITAB  در سطح معناداری 0/05 انجام شد.

    یافته ها

    میانگین مواجهه جوشکاران با منگنز موجود در ذرات قابل استنشاق جوشکاری، براب3mg/m 0/08±0/45 بود. غلظت منگنز خون جوشکاران.ml-1)µg 0/16±0/02) بیشتر از گروه کارکنان اداری (µg.ml-1 0/04±0/002) بود. همچنین فراوانی علایم عصبی- رفتاری در گروه مواجهه یافته، بیشتر از گروه غیر مواجهه گزارش شد. (P <0.05) همبستگی بین تعداد علایم عصبی- رفتاری با میزان منگنز خون جوشکاران، معنی دار به دست آمد. (P <0.05, r=0.4) به گونه ای که با افزایش غلظت منگنز خون جوشکاران، علایم عصبی- رفتاری گزارش شده نیز افزایش یافت.

    نتیجه گیری

    با توجه به مواجهه بیش ازحد مجاز جوشکاران با فیوم های منگنز موجود در ذرات قابل استنشاق و به منظور پیشگیری از علایم عصبی- رفتاری، انجام اقدامات پیشگیرانه نظیر روش های کنترل مهندسی و مدیریتی جهت کاهش مواجهه توصیه می گردد.

    کلیدواژگان: علائم عصب-رفتاری، پرسشنامه Q16، ذرات قابل استنشاق جوشکاری، فیوم منگنز
  • سمیه پوراحسان*، سید عبدالمجید جلائی اسفندآبادی، مهشید تجربه کار صفحات 215-227

    هدف از این پژوهش بررسی رابطه تاب آوری اقتصادی و سن بر بهزیستی روانی با نقش واسطه ای خوش بینی در شرایط همه گیری کووید 19 در کسب و کارهای کوچک و متوسط بود، روش پژوهش از نوع همبستگی و از نوع معادلات ساختاری است.  بدین منظور از بین کلیه شهروندان استان کرمان که دارای کسب و کارهای کوچک هستند نمونه ای با حجم230 نفر  به روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند انتخاب شد و به پرسشنامه های تاب آوری اقتصادی، خوش بینی و بهزیستی روانی پاسخ دادند. داده ها با استفاده از تحلیل مسیر و با نرم افزارهای Amos و SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند، یافته های پژوهش نشان داد که تاب آوری اقتصادی علاوه براینکه می تواند مستقیما بر بهزیستی روانشناختی تاثیر بگذارد، می تواند بطور غیر مستقیم و با تاثیر بر خوش بینی، بهزیستی روانی افراد را در شرایط کووید 19 در کسب و کارهای کوچک و متوسط نیز تحت تاثیر قرار دهد، همچنین سن بر بهزیستی روانشناختی تاثیر غیر مستقیم دارد و مدل پیش فرض دارای برازش مطلوب بود. با توجه به یافته ها می توان نتیجه گرفت که در کسب و کارهای کوچک و متوسط در دوران کووید 19، خوش بینی در ارتباط بین تاب آوری اقتصادی، سن و بهزیستی روانشناختی نقش یک متغیر میانجی را ایفا می کند.

    کلیدواژگان: خوش بینی، تاب آوری اقتصادی، بهزیستی روانی، کووید 19
  • فرشته امین*، شمیم هاشمیان زاده، مریم مهاجری صفحات 228-240
    مقدمه و اهداف

    شیوع ویروس کووید-19 باعث اختلال در چرخ های اقتصادی، صنعت و تجارت شده است، و منابع انسانی بشدت در معرض آسیب قرار گرفته اند و این امر توجه به نقش مدیریت منابع انسانی را در مواجهه با این آسیب ها، بسیار برجسته می نماید. لذا این مطالعه با هدف مرور و شناسایی بهترین اقدامات مدیریت منابع انسانی در دوره شیوع کرونا انجام شد.  

    روش کار

    این مطالعه یک مرور سیستماتیک بر اساس بانک های اطلاعاتی داخلی شاملMagiran ،IranDoc ، SID، و بین المللی شامل،Web of Science  و همچنین موتورجستجو Google Scholar در محدوده زمانی 2020 تا سال 2021، با استفاده از کلید واژه های مدیریت منابع انسانی، کووید-19 و کرونا ویروس، معادل انگلیسی آنها و ترکیب آنها انجام شد.

    یافته ها

    از 137 مقاله به دست آمده، 15 مقاله شرایط ورود به پژوهش را داشتند. نتایج حاصل از بررسی مقالات حاکی از آن است که اقداماتی چون دورکاری، برقراری آموزش آنلاین، حفظ بهداشت و ایمنی محل کار، ایجاد مشوق ها، کمک به کاهش استرس کارکنان و... از جمله برترین اقدامات مدیریتی در مدت زمان شیوع بیماری کروناست.

    نتیجه گیری

    مرور مستندات موجود نشان می دهد که با شیوع بحران کرونا در جهان، اکثر سازمانها با مشکلات متعددی مواجه شده اند که غلبه بر آنها، اقدامات ویژه ای را از سوی مدیریت منابع انسانی می طلبد.

    کلیدواژگان: مدیریت، منابع انسانی، کرونا
  • علی صفری واریانی، رعنا علیمرادی، سعید احمدی*، سجاد زارع، زهره فلاح مراد صفحات 241-254
    زمینه و هدف

    دستگاه پرس یکی از ماشین آلات مهم صنعتی برای تولید قطعات فلزی می باشد که معمولا صدای خطرناک منتشر می نماید. یکی از رایج ترین روش ها برای کاهش انتقال صدای ماشین آلات استفاده از محفظه آکوستیک است. هدف از این مطالعه بررسی نقش ابعاد و موقعیت دریچه باز محفظه های آکوستیک جزیی در میزان مواجهه صوتی اپراتور دستگاه پرس است.  

    روش بررسی

    در این مطالعه کاربردی یک دستگاه پرس ضربه ای با ظرفیت 60 تن به عنوان منبع صدای واقعی در کارخانه تولید قطعات خودرو تحت بررسی قرار گرفت. تراز صدای معادل اپراتور و متوسط صدای دستگاه پرس قبل و بعد از مداخله کنترلی بر اساس استاندارد ISO 9612 و با استفاده از تراز سنج صوت مدلCassella Cell-450 اندازه گیری شد. لاستیک به ضخامت 2 میلیمتر و پشم سنگ به ضخامت50 میلیمتر به عنوان مواد عایق و جاذب محفظه آکوستیک در نظر گرفته شدند و به منظور پیش بینی عملکرد محفظه آکوستیک از طریق مدل های ریاضی، افت انتقال صوت لاستیک با استفاده از دستگاه امپدانس تیوبBSWA SW 477 اندازه گیری شد. در ادامه محفظه آکوستیک به طول، عرض و ارتفاع به ترتیب 4/1، 2/1و 3 متر ساخته شد و دریچه های باز به مساحت 2، 5/3و 7 درصد از مساحت کل بدنه محفظه در بخش مقابل اپراتور و دریچه ای به مساحت 2 درصد در بخش جانبی به منظور بررسی عملکرد جفاظ آکوستیک جزیی ایجاد شد.

    یافته ها

    تراز صدای معادل اپراتور دستگاه پرس قبل و بعد از مداخله با محفظه آکوستیکی کامل به ترتیب 89 و 67 دسی بل A اندازه گیری شد. میزان مواجهه اپراتور دستگاه پرس پس از محصورسازی جزیی با دریچه های باز به ابعاد 2، 5/3و 7 درصد در ضلع مقابل دستگاه به ترتیب 78، 79 و 78 دسی بل A اندازه گیری شد و به طور جزیی این مقادیر بیشتر از مقادیر پیش بینی شده بودند. تغییر جهت دریچه باز با ابعاد 2 درصد از مقابل دستگاه به ضلع جانبی منجر به کاهش میزان مواجهه فردی اپراتور دستگاه پرس از 78 به 69 دسی بل A گردید، هرچند که در میانگین صدای دستگاه پرس تغییر قابل توجهی مشاهده نشد.  

    نتیجه گیری

    افزایش ابعاد دریچه جلویی محصور کننده جزیی دستگاه پرس، تغییر قابل توجهی در میزان مواجهه صوتی اپراتور دستگاه پرس ایجاد نکرد. تغییر جهت دریچه، میزان مواجهه اپراتور دستگاه را به شدت کاهش داد. بنابراین برای تغذیه دستی دستگاه پرس از طریق دریچه های تعبیه شده در مقابل اپراتور، ابعاد دریچه را می توان به منظور دسترسی بهتر اپراتور به منطقه عملیاتی دستگاه، با آزادی عمل بیشتری انتخاب کرد، بدون اینکه اپراتور در معرض صدای بیشتر قراربگیرد. در ضمن، تغییر جهت دریچه از ضلع مقابل به ضلع جانبی و تغذیه خودکار دستگاه از طریق دریچه های جانبی می تواند به مقدار زیادی مواجهه اپراتور دستگاه را کاهش دهد.

    کلیدواژگان: کنترل صدا، محفظه آکوستیک جزیی، ابعاد دریچه، جهت دریچه، پرس ضربه ای
  • عسل جبلی، منوچهر امیدواری*، روح الله کاظمی، کیومرث سمراد جاه صفحات 255-269
    مقدمه

    ارزیابی عملکرد در هر مدیریتی یک مرحله ی کلیدی در بهبود مستمر است. در حالیکه چندین سال است مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی اجرا می شود، سوال چگونگی کنترل و ارزیابی عملکرد این سیستم هنوز هم جریان دارد. مدیریت ایمنی نیازمند است، به جای تمرکز بر شاخص های پس نگر متمرکز بر شکست ، بر شاخص های پیش نگر پیشگویانه، تمرکز نماید. ابزار کارت امتیاز ایمنی برای تسهیل پشتیبانی از تصمیم گیری طراحی شده و توانایی یکپارچه سازی شاخص های عملکرد با شاخص های پیشرفته را داراست. صنعت گاز با توجه به کیفیت و کمیت مواد مورد استفاده و داشتن سه مشخصه پیچیدگی بالا، انعطاف پایین و آسیب پذیری زیاد از دیدگاه HSE جزء صنایع بحرانی محسوب می گردد.

    روش بررسی

    در پی مصاحبه با 6 کارشناس خبره از گازرسانی استان تهران و همچنین 4 متخصص HSE که همگی دارای مدرک کارشناسی ارشد و حداقل 20 سال سابقه ی کاری در زمینه ی کاری خود و HSE بودند، معیارها و شاخص های کلی موثر در بخش ایمنی و بهداشت شغلی در شرکت گازرسانی استان تهران به دست آمده و با استفاده از پرسشنامه ی مقایسه ی زوجی، اولویت بندی شاخص ها  بر اساس الگوی ANP و با استفاده از  نظرات کارشناسان و خبرگان انجام پذیرفت. چون روش  AHPبه وابستگی و ارتباط بین معیارهای داخلی و در سطوح نپرداخته و فقط معیارها را با ساختار سلسله مراتبی و از بالا به پایین سطح بندی و وزن دهی می کند. در این مطالعه برای رفع این نیاز از مدل ANP استفاده گردید که روابط داخلی پیچیده بین معیارها و تاثیر آن ها بر هدف نهایی را می سنجد. سپس با طراحی و تکمیل کارت امتیازی ایمنی در واحدهای نمونه، عملکرد ایمنی و بهداشت شغلی در شرکت گازرسانی استان تهران مورد سنجش قرار گرفت. مدل ارایه شده در این تحقیق در اداره گاز استان تهران در 7 منطقه به اجرا در آمد که در نهایت با یکدیگر مقایسه شدند.

    یافته ها

    از بین 8 شاخص عملکرد تاییدشده با نظر خبرگان، شاخص گزارش تجزیه و تحلیل خطرات شغلی با وزن 229/0در اولویت اول وشاخص تجزیه وتحلیل تحقیق حوادث و رویدادها با وزن 049/0در اولویت هشتم قرار گرفت. لذا نیاز به ایجاد یک ساز و کار قوی درخصوص ثبت، تجزیه و تحلیل و درس آموزی درخصوص کلیه ی حوادث و شبه حوادث وجود دارد. با طرح روش کارت امتیاز ایمنی،7 واحد از شرکت طی دی 96 تا دی 98 از لحاظ عملکرد ایمنی و بهداشت شغلی، مقایسه شدند.در سال اول مطالعه موردی 6 با امتیاز 6/5، وضعیت مناسب تر و مطالعه موردی 3 با امتیاز 08/4 عملکرد چالش برانگیزتر و در سال دوم مطالعه موردی 1 با امتیاز 43/8 وضعیت مناسب تر و مطالعه موردی 2 با امتیاز 66/6 وضعیت چالش برانگیزتری داشته اند. لذا وجود یک سیستم نظارت دایم و پیگیر HSE در مناطق بسیار ضروری است و عملکرد مناطق پس از حضور ناظرین HSE بسیار پیشرفت داشته است.

    نتیجه گیری

    در نهایت مدلی از کارت امتیازی ایمنی که شاخص های مدیریت را در سطوح مختلف یک سیستم مدیریتی OHS ادغام می کند به همراه روش اجرایی امتیازدهی در کارت ایمنی، برای شرکت گازرسانی استان تهران، پیشنهاد گردید. مدل ارایه شده در این مطالعه با در بر داشتن شاخص های کنشی و واکنشی، قابلیت پایش عملکرد مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی را داشته و مدیران و کارشناسان ایمنی و بهداشت صنایع و سازمان ها را در ارزیابی اثربخشی این سیستم یاری می نماید.

    کلیدواژگان: ارزیابی عملکرد، ایمنی و بهداشت شغلی، صنعت گاز، کارت امتیاز ایمنی
  • محمد ذبیحی، سید رضا عظیمی پیرسرائی، روح الله حاجی زاده*، رمضان فلاح صفحات 270-284
    مقدمه

    شاغلین کارگاه های پنچرگیری به هنگام باز کردن و بستن پیچ چرخ ها به وسیله آچار بادی در معرض ارتعاش دست - بازو قرار دارند که می تواند بر سلامتی آنها تاثیر گذار باشد. این مطالعه با هدف ارزیابی مواجهه شاغلین کارگاه های پنچرگیری ماشین های سنگین با ارتعاش دست - بازو ناشی از آچار بادی و ارایه روش های کنترلی در شهر سبزوار انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه بصورت مداخله ای با مشارکت 20 نفر از شاغلین کارگاه های پنچرگیری ماشین های سنگین انجام شد. جهت انجام این مطالعه  مشخصات فردی شاغلین و مشخصات آچارهای بادی ثبت گردید. شتاب موثر ارتعاش آچار بادی با استفاده از دستگاه ارتعاش سنج GA2003 ساخت شرکت CASTEL و بر اساس استاندارد ISO 5349-1 اندازه گیری شد. جهت کنترل ارتعاش منتقل شده به دست شاغلین از پوشش های نمدی و الاستومر در دسته آچار بادی استفاده گردید.

    نتایج

    برآیند ارتعاش در دسته جلو و عقب آچار بادی به ترتیب32/34 14/88   و 45/22  21/99  بود. شتاب موثر معادل مواجهه 8 ساعته آچار بادی  16/38  7/58 و از حد مجاز تماس شغلی  کشور بیشتر است. بیشترین میزان ارتعاش در محور Z و در دسته عقب آچار بادی 15/9    78/28 بود. استفاده از نمد باعث کاهش70  و الاستومر باعث کاهش 43 انتقال ارتعاش آچار بادی به دست می شود. بین گشتاور و میزان ارتعاش ناشی از آچار بادی ارتباط معنی داری وجود داشت (p < 0/05) و با افزایش گشتاور آچار بادی میزان ارتعاش افزایش یافت.

    نتیجه گیری

    براساس نتایج این مطالعه میزان مواجهه 8 ساعته شاغلین کارگاه های پنچرگیری ماشین های سنگین با ارتعاش دست - بازو ناشی ازآچار بادی از حد مجاز تماس شغلی بیشتر است. نمد و الاستومر در کاهش میزان  انتقال ارتعاش دست- بازو موثر می باشند. نمد کارایی بیشتری دارد و ارتعاش را تا حد مجاز مواجهه روزانه (5) کاهش می دهد.

    کلیدواژگان: ارتعاش دست- بازو، آچار بادی، ماشین های سنگین، الاستومر، نمد
  • مسعود مطلبی قاین، الهه عزتی، میترا فقیهی، سودابه یارمحمدی، شایسته شیرزادی، زهرا رحیمی خلیفه کندی، خندان شاهنده، محمد مرادی، فرشته طاهری، حسن شهبازی، سمیه کرمی، علی اصغر فرشاد* صفحات 285-304
    مقدمه

    تغییر ماهیت کار در دنیای امروز باعث شده است تعداد زیادی از افراد در مشاغل بدون تحرک مشغول باشند. در چنین بافتی عدم فعالیت بدنی می تواند منجر به بیماریهای غیر واگیر و افزایش ابتلا و مرگ و میر شود. هدف از این مطالعه، ارایه توصیفی گام به گام طراحی، اجرا و ارزیابی برنامه ارتقاء فعالیت بدنی در محل کار با استفاده از رویکرد نقشه نگاری مداخله ای  بود.

    روش بررسی

    در این مطالعه طراحی مداخله مبتنی بر شواهد و مبتنی بر تیوری، هدایت شده توسط مراحل رویکرد نقشه نگاری مداخله ای، برای ارتقاء فعالیت بدنی در محیط کار توصیف شده است.

    یافته ها

    مداخله فعالیت بدنی مبتنی بر محیط کار و براساس اهداف فردی وبین فردی،  محیطی و سازمانی انجام شد. بازه زمانی مداخله 3 ماه طول کشید. مداخله شامل استفاده از سالن ورزشی وزارت برای همه کارمندان، مشاوره با متخصصین و مربیان ورزش، افزایش برنامه های اداره ورزش وزارت ،بر گزاری جشنواره فرهنگی برای مشارکت و همکاری کلیه مدیران،کارمندان و خانواده های آنها، مسابقات عکاسی و نقاشی، کمک از رابطین فعالیت بدنی جهت پیگیری و بازخورد و کانال های ارتباطی شامل پوستر، پمفلت، لیبل، موشن گرافیک، استند، بوکلت و فیلم بود.

    نتیجه گیری

    نقشه نگاری مداخله  شفافیت تمام مولفه های مداخله را تضمین می کند و یک رویکرد نظامند، نظریه و شواهد محور که توسعه مداخلات تغییر رفتار کم تحرکی کارمندان را فراهم می کند

    کلیدواژگان: فعالیت بدنی، نقشه نگاری مداخله ای، محل کار، کارمندان
  • رجبعلی درودی، یوسف فقیه نیا ترشیزی، جواد جوان نوقابی، مهدی رعدآبادی، فرحناز عزتی، فرشته کریمی* صفحات 305-319
    زمینه و هدف

    همه گیری کووید 19 در سال 2020، به یکی از مهم ترین چالش های نظام سلامت در جهان تبدیل شده است. این همه گیری، علاوه بر مرگ و میر و ایجاد ناتوانی، هزینه های زیادی را به همراه داشته است. مطالعه حاضر، با هدف شناسایی روش های محاسبه بار اقتصادی همه گیری کووید-19 انجام شده است.

    مواد و روش ها

    مطالعه حاضر با روش مرور نظام مند انجام شد. تمامی مقالات مرتبط با بار بیماری کووید 19 تا ماه می سال 2021 در پایگاه های اطلاعاتیPubMed ، Science Direct، ProQuest، Cochran library و موتورهای جستجویGoogle  و Google Scholar جستجو شدند. درنهایت تعداد 9 مقاله در مرحله نهایی تحلیل شدند.

    یافته ها

      تعداد 9 مطالعه از دسامبر 2019 تا آپریل 2021 به بررسی و محاسبه بار بیماری کووید-19 پرداخته بودند. تعداد 5 مطالعه در سال 2020 و 4 مطالعه در سال 2021 منتشر شده بود. این مطالعات در چین، ایالات متحده، عربستان صعودی، ایتالیا، برزیل و ایران انجام شدند. هزینه های این بیماری به هزینه های پزشکی و غیرپزشکی طبقه بندی شده بودند. به علت نوظهور بودن این بیماری و عدم وجود دانش کافی درباره این بیماری، محدودیت های اساسی در  انجام مطالعات بار اقتصادی این همه گیری وجود دارد.

    نتیجه گیری

    دسترسی به اطلاعات مهمترین پیشنیاز انجام این مطالعات است. بنابراین شیوه مدیریت بیماری، اطلاعات و موارد تشخیصی در سطح ملی روی محاسبه بار اقتصادی این بیماری بسیار موثر است. الزامات، محدودیت ها و چهارچوب اساسی محاسبات، در برآورد بار اقتصادی این بیماری، باید مورد توجه محققان و سیاست گذاران نظام سلامت قرار گیرند.

    کلیدواژگان: کووید 19، بار بیماری، هزینه بیماری، سال های عمر از دست رفته
  • سید سعید طباطبایی، الهه دقیق بین* صفحات 320-334
    مقدمه

    نیروی انسانی جزء حیاتی در بخش سلامت هستند. مطالعه حاضر با هدف برآورد نیروی ماما مورد نیاز در سه بیمارستان سانتر، آموزشی و غیر آموزشی با استفاده از شاخص حجم کار در دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شد.

    روش بررسی

    این مطالعه توصیفی تحلیلی به صورت مقطعی در سال 1398 انجام شد. برای تعیین حجم کار از روش برگزاری جلسات کارشناسی، برای تایید زمان استاندارد کار از روش زمان سنجی،  برای تعیین زمان کاری دردسترس از برگزاری جلسه با افراد آگاه در امور پرسنلی و مطالعه قوانین مربوطه و اطلاعات سیستم پرسنلی، برای تعیین حجم کار واقعی از سیستم اطلاعات مدیریت و دفاتر ثبت اطلاعات استفاده شد. برای تحلیل داده های مربوط به wisn از نرم افزار اکسل و برای تحلیل داده های آماری از نرم افزار Stata  نسخه 19 استفاده شد.

    یافته ها

    10 عامل مرتبط با زمان کاری دردسترس ماماها شناسایی شد. زمان کاری دردسترس سالیانه برای ماماهای بیمارستان های مورد مطالعه 1378 ساعت در سال بود. در این مطالعه مراقبت قبل از زایمان، زایمان و مراقبت بعد از زایمان ، مراقبت بعد از سزارین و احیاء نوزادان به عنوان فعالیت های اصلی ماماها تعیین شدند. نتایج مطالعه نشان داد که بیمارستان های سانتر و آموزشی به ترتیب با 2و 13 نفر کمبود ماما و بیمارستان درمانی با 2 نفر مازاد ماما مواجه هستند.

    نتیجه گیری

    با توجه به اینکه بیماران مراجعه کننده به بیمارستان های سانتر و آموزشی نسبت به بیمارستان های درمانی دارای پیچیدگی بیشتری هستند از این رو تامین نیروی انسانی مورد نیاز برای این بیمارستان ها از اهمیت حیاتی برخوردار است.

    کلیدواژگان: شاخص حجم کار، ماما، بیمارستان، نیروی انسانی
  • پریسا داوری، عباس شمسعلی نیا، فاطمه غفاری، فاطمه شیرین کام، آیسا اعظمی، ابوالفضل آتش پوش، نسترن رفیعی، فاطمه محمدخواه* صفحات 335-348
    مقدمه

    مواجهه های شغلی و اجتماعی با covid-19 از جمله استرسورهای قابل توجه است که سلامت ارایه دهندگان خدمات سلامت (HCWS) را در ابعاد مختلف تهدید می کند. این مطالعه با هدف  تعیین ارتباط بین اضطراب بیماری کرونا (C-19A) و سلامت عمومی کارکنان مراکز بهداشتی و درمانی در تابستان سال  1400 انجام [k1]  شد.

    روش بررسی

    مطالعه حاضر از نوع مطالعات توصیفی- همبستگی[k2]  است. نمونه گیری به صورت در دسترس بود  و تعداد نمونه ها شامل 170 نفر از HCWS می باشد. داده ها با استفاده از ابزارهایی مانند "پرسشنامه مشخصات فردی"، "مقیاس اضطراب بیماری کرونا (C-19 AS)" و "پرسشنامه سلامت عمومی" جمع آوری شد. ابزارهای پژوهش با استفاده از نرم افزار porsline به صورت آنلاین طراحی [سیده 3] شد. داده ها  پس از وارد شدن در نرم افزار آماری spss نسخه 16 و با استفاده از آزمون های کروسکال والیس، یو من ویتنی، ضریب همبستگی اسپیرمن و رگرسیون چندگانه گام به گام  مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. سطح معنی داری (05/0<p) بود[k4] .

    یافته ها

    نتایج نشان داد که بین C-19A و سلامت عمومی ارتباط مثبت و معنی داری وجود داشت (p<0/01) و متغیرهای اضطراب فیزیکی (233/0-= ضریب بتا) و وضعیت تآهل (147/0-= ضریب بتا) بیشترین تاثیر رگرسیونی را بر روی سلامت عمومی داشتند.

    نتیجه گیری

    اقدامات پیشگیرانه و درمانی سیاست گذاران حوزه سلامت و مدیران سیستم های بهداشتی و درمانی از قبیل ارایه مشاوره های روان شناختی و اجرای برنامه های آموزشی مانند آموزش مهارت های حل مسیله و تاب آوری در موارد لازم بویژه برای HCWSمتاهل جهت کاهش سطح C-19A ضروری است.

    کلیدواژگان: اضطراب، کرونا ویروس، سلامت، کارکنان سلامت
  • محمدسعید جدگال، مرادعلی زارعی پور، سعیده صادقی، احسان موحد، طیبه سمیعی زاده طوسی، هادی علیزاده سیوکی* صفحات 349-361
    مقدمه

    مصرف محصولات تنباکوی بدون دود سالانه باعث مرگ و میر بیش از 250 هزار نفر در سطح جهان می شود. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر آموزش مبتنی بر الگوی فرانظریه ای بر وسوسه/ خودکارآمدی مصرف محصولات تنباکوی بدون دود در بین کسبه اصناف انجام شد.

    روش بررسی

    در این مطالعه نیمه تجربی تعداد 320 نفر از کسبه اصناف به روش نمونه گیری تصادفی ساده مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته بود که پس از تایید روایی و پایایی مورد استفاده قرار گرفت. استراتژی های مداخله شامل بحث گروهی به همراه نمایش فیلم و عکس مرتبط با آثار مخرب مصرف محصولات تنباکوی بدون دود بر سلامت عمومی و دهان و دندان و با استفاده از دیتا پروژکتور و پاورپوینت بود. بعد از 6 ماه از زمان مداخله، اطلاعات پرسشنامه مجددا گردآوری شد و در نهایت داده ها در نرم افزار SPSS 20 و با استفاده از آزمون های توصیفی و تحلیلی تجزیه و تحلیل شد.

    یافته ها

    در فاز قبل از مداخله میانگین نمرات وسوسه/خودکارآمدی در افراد واقع در مرحله پیش تفکر 59/1±63/16، تفکر 51/1±45/16 و آمادگی 48/0±28/13 بود ولی در فاز بعد از مداخله میانگین نمرات این سازه در افراد واقع در مرحله پیش تفکر به 09/2±97/9، تفکر به 26/2±94/9 و آمادگی به 18/2±61/10 کاهش یافت و تفاوت معناداری بین این سازه با مراحل تغییر مشاهده شد (001/0>P-Value).

    نتیجه گیری

    با طراحی و اجرای مداخلات مبتنی بر الگوی فرانظریه ای، می توان وسوسه افراد مصرف کننده این محصولات را در مراحل مختلف تغییر کاهش و خودکارآمدی آن ها را جهت غلبه بر موقعیت های وسوسه انگیز افزایش داد.

    کلیدواژگان: محصولات تنباکوی بدون دود، الگوی فرانظریه ای، کسبه اصناف
  • مهدی محمدیان، محمدعلی جلیلوند، معصومه طهماسبی زاده، مرضیه بلجی کنگرلو*، اسماعیل کرمی صفحات 362-379
    مقدمه

    پاندمی کووید-19به طور قابل توجهی بر سلامت نیروی کار به عنوان مهمترین منبع نیروی انسانی در حفظ کسب و کار و اقتصاد جامعه تاثیر گذار است. این مطالعه با هدف بررسی دانش، نگرش و عملکرد های مرتبط با Covid-19 و عوامل موثر بر آن در میان کارکنان صنایع در مناطق صنعتی انجام شد.

    روش بررسی

    مطالعه حاضر به صورت مقطعی در ماه های مهر تا آذر سال 1399 در شهر صنعتی تهران انجام شد. اطلاعات مربوط به 494 نفر از کارکنان صنایع مختلف با استفاده از پرسشنامه محقق ساخت که شامل اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه 35 سوالی جهت سنجش دانش، نگرش و عملکرد به دستورالعمل های پیشگیری کووید-19 بود، جمع آوری گردید. روایی محتوایی پرسشنامه توسط متخصصین بهداشت حرفه ای و اپیدمیولوژی تایید و با استفاده از دو ضریب نسبی روایی محتوا (CVR) و شاخص روایی محتوا (CVI) به ترتیب 78/0 و 85/0 بدست آمد. همچنین پایایی پرسشنامه از طریق انجام یک مطالعه راهنما و محاسبه ضریب آلفای کرونباخ 81/0 گردیده است. آمار های توصیفی و آزمون های مجذور کای و ضرایب همبستگی پیرسون برای تعیین عوامل مرتبط با دانش، نگرش و عملکرد نسبت به کووید-19، به کار برده شد. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق نرم افزار آمار STATA نسخه 17 با سطح معنی داری 05/0>P انجام شد.

    یافته ها

    میانگین و انحراف معیار دانش کارکنان 05/3 ± 68/19، نگرش آنها 45/3 ± 74/14 و عملکرد آنان 91/0 ± 97/7 بود. متغیر های سطح تحصیلات (015/0 = P ،19/0=r) و وضعیت تاهل (042/0 =P ،24/0=r) به ترتیب همبستگی مستقیم با حیطه های نگرش و عملکرد کارکنان داشتند. همچنین نتایج آزمون همبستگی Pearson نشان داد که بین متغیرهای دانش و نگرش (11/0=r، 01/0=P) و نگرش و عملکرد (98/0=r،001/0=P) همبستگی مثبت و معنی داری وجود دارد.

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه حاضر لزوم افزایش آگاهی از طریق برگزاری دوره های آموزشی و نگرش مثبت کارکنان مورد مطالعه به منظور تقویت شیوه های مناسب و ایجاد انگیزه در اتخاذ اقدامات پیشگیرانه مناسب نسبت به کووید-19 را نشان داد.

    کلیدواژگان: صنایع، دانش، نگرش، عملکرد، کووید-19
  • مجید بابائی*، شیلا حسن زاده، حبیب الله پیرنژاد، ایرج محبی، رعنا حسینی، زهرا نیازخانی صفحات 380-392
    زمینه و هدف

     حوادث ترافیکی جاده ای یکی از مشکلات جدی بهداشت عمومی در دنیا می باشد که پیشگیری از آن ضروری است. وضعیت اجتماعی-اقتصادی از فاکتورهای مهم مرتبط با حوادث ترافیکی است. میزان بروز و مرگ و میر ناشی از حوادث ترافیکی نیز بین کشورهای مختلف و حتی در داخل یک کشور متفاوت است. بنابراین هدف مطالعه حاضر بررسی ارتباط شدت آسیب تصادفات رانندگی با عوامل اجتماعی-اقتصادی بود..

    روش بررسی

    این مطالعه یک مطالعه مقطعی است که بر روی 310 نفر از رانندگان بستری شده به دنبال تصادف در بیمارستان امام خمینی ارومیه در سال 1399 انجام شد. مقیاس شدت آسیب ISS (Injury Severity Score) و مدل آماری رگرسیون لجستیک رتبه ای برای این مطالعه استفاده شد.

    یافته ها

    داده ها نشان داد که بین شدت آسیب و عوامل اجتماعی-اقتصادی از جمله وضعیت تاهل (306/2=OR، 024/0=P)، تحصیلات زیردیپلم (066/19=OR، 013/0=P) و دیپلم (549/5=OR، 011/0=P)،  درآمد ماهانه خانوار برای 5/12 تا 25 میلیون ریال (87/4=OR، 068/0=P) و برای 25 تا 5/37 میلیون ریال (306/2 =OR، 024/0 =P)، شغل کارگری (491/2 =OR، 088/0=P)، ارزش پولی خودرو برای صفر تا 550 میلیون ریال (986/13=OR، 001/0) و برای 550 تا1100 میلیون ریال (284/3=OR، 016/0=P) و همچنین سهم هزینه های بهداشت و درمان برای صفر تا20٪ (389/22=OR، 001/0=P) و برای 20٪ تا40٪ (664/3=OR، 001/0=P) رابطه مثبت و معناداری وجود داشت، ولی بین شدت آسیب و سن (889/0=OR، 367/0=P)، جنسیت (391/1=OR، 598/0=P) و ارزش پولی مسکن (همه دسته ها) ارتباط معنی داری مشاهده نشد.

    نتیجه گیری

     داده ها حاکی از آن است که بین اکثر عوامل اجتماعی-اقتصادی مورد پژوهش و شدت آسیب رابطه وجود دارد. بر اساس نتایج بدست آمده، برنامه های مداخله ای درمورد وضعیت تاهل، ارتقاء سطح تحصیلات، افزایش درآمد ماهانه خانوار، بهبود وضعیت کاری و شغلی، ارتقاء ارزش پولی و ایمنی خودرو و افزایش سهم هزینه های بهداشتی و مراقبتی افراد از کل مخارج زندگی، توصیه می-شود.

    کلیدواژگان: تصادفات، وضعیت اجتماعی- اقتصادی، شدت آسیب، رگرسیون لجستیک رتبه ای
  • مسعود رفیعی، علی اصغر فرشاد، رکسانا میرکاظمی، فرشته طاهری، افسانه امیدی مراد، آتنا رفیعی پور* صفحات 393-407
    مقدمه

    نوبت کاری یک نظام کاری رایج در مشاغل اجتماعی است که می تواند کارگران را در معرض خستگی و تجربه مشکلات بهداشتی قرار دهد. توجه به پیامدهای نوبت کاری به خصوص در مشاغلی مانند راهبری قطارهای درون شهری که نیازمند سطح بالایی از هوشیاری و دقت هستند بسیار مهم است. در مطالعه حاضر به بررسی تاثیر نوبت کاری و افزایش زمان آن بر بروز اثرات بهداشتی و خواب آلودگی در راهبران شرکت بهره برداری راه آهن شهری تهران پرداخته شد.

    روش بررسی

    تعداد 363 نفر از راهبران متروی تهران به شیوه سرشماری انتخاب و به دو گروه روزکار و نوبت کار (9 و 12 ساعته) تقسیم شدند. جمع آوری اطلاعات در مورد اثرات خلقی و اجتماعی، خواب آلودگی و اثرات بهداشتی به ترتیب با استفاده از پرسشنامه پیمایش نوبت کاری، پرسشنامه خواب آلودگی و چک لیست بالینی طب کار انجام شد. نتایج با نرم افزار SPSS نسخه 19 در سطح معنی داری 5% مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها:

     نتایج نشان داد که نوبت کاری در مقایسه با روزکاری می تواند با اثرات منفی بر کیفیت خواب، شرایط زندگی اجتماعی، رضایت شغلی و افزایش در نرخ شکایت از مشکلات بهداشتی همراه باشد. افزایش زمان نوبت کاری از 9 به 12 ساعت با تشدید پیامدهای نوبت کاری همراه بود.

    نتیجه گیری: 

    فرایند نوبت کاری در راهبران متروی تهران با افزایش در بروز اختلالات بهداشتی و احتمال کاهش هوشیاری در حین انجام کار همراه است که نیازمند اصلاح در برنامه ریزی نظام نوبت کاری و بهبود شرایط کار می باشد. مطالعات بیشتر برای دستیابی به اثرات دقیق تر نوبت کاری و متغیرهای تاثیرگذار بر آن توصیه می شود.

    کلیدواژگان: نوبت کاری، ساعت کار، کیفیت زندگی، شرکت راه آهن شهری تهران و حومه
  • فاطمه نیک بخت، حمید حیدریان میری، فاطمه کوکبی سقی، تکتم اکبری خلجی، حمیدرضا شعبانی کیا* صفحات 427-439
    مقدمه

    امروزه به دلیل افزایش خشونت علیه تکنسین های فوریت پزشکی و تاثیرات سوء این رفتارها بر سلامت جسمی و روانی و همچنین بهره وری کارکنان، بررسی خشونت شغلی و تلاش برای کاهش آن ضروری به نظر می رسد؛ لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان خشونت و عوامل مرتبط با آن در محل کار علیه تکنسین های فوریت های پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد و عوامل مرتبط با آن انجام شد.

    روش بررسی

      این یک مطالعه مقطعی بود که بر روی 204 نفر از تکنسین های فوریت های پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شد. روش نمونه گیری تمام شماری بود. ابزار گردآوری داده ها یک پرسشنامه پژوهشگر ساخت بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی و آزمون های آماری شامل کای دو، تی تست و آنالیز واریانس و با کمک نرم افزار Stata انجام شد.

    یافته ها

    میزان پاسخگویی افراد پایین (19/2 درصد) بود. یافته ها نشان داد 78/92 درصد از افراد تحت مطالعه در یک سال گذشته حداقل یکی از انواع خشونت را تجربه کرده اند. بیشترین نوع خشونت اعمال شده از نوع خشونت کلامی بود. 70/10 درصد خشونت ها در صحنه حادثه اتفاق افتاده بود و خانواده بیمار گروه اصلی اعمال کننده خشونت بودند (59/31 درصد). بین میزان خشونت فیزیکی با میزان خشونت کلامی و فرهنگی ارتباط معنی داری مشاهده شد (0/05P-value≤).

    نتیجه گیری

    تکنسین های فوریت های پزشکی همواره در معرض اعمال انواع خشونت شغلی به ویژه از سوی خانواده بیماران می باشند. در این راستا جهت کاهش خشونت توصیه می شود برنامه های آموزشی در دو سطح کارکنان فوریت های پزشکی و عموم مردم اجرا شود. در این زمینه در سطح کارکنان آموزش مهارت های ارتباطی، مدیریت صحنه حادثه و شرایط تنش زا می تواند موثر باشد. آموزش های عمومی با هدف آشنایی بیشتر مردم با وظایف و نقش خدمات فوریت های پزشکی و پیامد های قانونی اعمال خشونت علیه کارکنان اورژانس 115 پیشنهاد می گردد. افزایش ظرفیت و ناوگان اورژانس پیش بیمارستانی نیز بطور کلی می تواند به کاهش خشونت کمک نماید.

    کلیدواژگان: خشونت شغلی، کارکنان فوریت های پزشکی، امدادگران
  • پروین عزیزنژاد روشن*، زهرا گرائیلی، صفیه رضاپور، سمیه سفیدحاجی، مجتبی قنبری قلعه سری صفحات 440-456
    زمینه و هدف

    همه گیری کووید- 19، تنش زیادی را بر پرسنل و سیستم مراقبت بهداشتی وارد کرد. هدف این مطالعه تعیین عوامل تنش زا در پرستاران درگیر مراقبت از بیماران کروناویروس در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی بابل بود.                 

    روش بررسی

    این مطالعه توصیفی تحلیلی از نوع مقطعی بر روی پرستاران درگیر مراقبت از بیماران کرونایی شاغل (بیمارستانهای روحانی و یحیی نژاد) در دانشگاه علوم پزشکی بابل در سال 1399 انجام شد. تعداد نمونه با استفاده از فرمول آماری کوکران (224 نفر) برآورد گردید. سپس به نسبت پرستاران درگیر کرونا در هر بیمارستان، نمونه گیری به روش طبقه ای از بخشهای کرونایی انجام شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخت استفاده گردید. پرسشنامه عوامل تنش زا در پرستاران در پنج حیطه (بین فردی، مراقبت از بیمار، فیزیکی و محیطی، فردی و مدیریتی) و پرسشنامه ویژگیهای دموگرافیک بود. تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 23 و آزمونهای آماری پارامتریک تحلیل واریانس یکطرفه و تی مستقل همچنین در صورت برقرار نبودن فرض ناپارامتری از آزمون های کروسکال والیس و من ویتنی صورت گرفت.  

    یافته ها

    عوامل تنش زا فیزیکی و محیطی با میانگین 10.12 29 و عوامل تنش زای مراقبت از بیمار5.02 13.38 به ترتیب بیشترین و کمترین شدت تنش زایی را داشتند. مهمترین عوامل تنش زا در پرستاران حمایت ناکافی (2/68%)، حجم زیاد کار (9/63%)، فشردگی برنامه کاری ماهانه (5/63%)، سنگینی و راحت نبودن پرستار با لباس و چکمه محافظ (3/63%)، کمبود پرستار (5/61%)، نبود فضای مناسب جهت تعویض لباس محافظ (2/60%) و... بودند. عوامل تنش زای شغلی پرستاران با متغیرهای جنس، سابقه کار و نوع بیمارستان، عوامل تنش زای فیزیکی و محیطی با شیفت کاری، عوامل تنش زای بین فردی با تحصیلات و عوامل تنش زای مراقبت از بیمار با اضافه کار ارتباط معنی دار داشتند (0.05>P).

    نتیجه گیری

    از آنجایی که عوامل فیزیکی و محیطی به عنوان مهمترین منبع عوامل تنش زا شناخته شدند، با تمهیدات مناسب می توان جهت حذف یا اصلاح این عوامل، به کاهش تنش و ارتقاء سلامتی پرستاران کمک کرد.

    کلیدواژگان: استرس های شغلی، مراقبت پرستاری، کووید- 19، پرستاران
  • شبنم ناظم صدیقی، امین رفیعی پور*، مهرداد ثابت صفحات 457-471
    زمینه و هدف

    حوادث شغلی که برخی اوقات به دلیل مدیریت ایمنی نامناسب به وقوع می پیوندد می تواند تاثیر بسزایی بر بهره وری کارگران داشته باشد. با اصلاح عادت ها و افزایش سطح آگاهی کارگران می توان به ایمنی رفتار دست یافت، چون افراد دارای نقشی محوری در مدیریت سلامت خود هستند، با مجموعه ای از فعالیت های فردی، محیطی و سازمانی می توانند از بروز خطرات پیشگیری کنند که سواد سلامت شغلی در این امر عاملی کلیدی است. هدف از این پژوهش بررسی رابطه سواد سلامت شغلی و رفتار ایمنی با نقش میانجی سلامت است.

    روش بررسی

    روش پژوهش مقطعی از نوع همبستگی است. جامعه آماری را کارکنان 15 واحد از صنایع معدنی ایمیدرو ایران تشکیل داده اند که از این میان 283 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند، این افراد به پرسشنامه های سلامت عمومی (GHQ) گلدبرگ (1989)، رفتار ایمنی مهدی نیا (2016) و سواد سلامت شغلی (TOHLS-IF) ساتهاکورن (2020) پاسخ دادند. داده های پژوهش به روش مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) با نرم افزارهای SPSS و AMOS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    نتایج با مقادیر (AGFI=0.97, CFI=0.99, GFI=0.949, RMSEA=0.036) بیانگر برازش خوب مدل بود. براساس ضرایب مستقیم رابطه بین سواد سلامت شغلی و سلامت (=-0.369, p<0.01β)، سواد سلامت شغلی و رفتار ایمنی (β=0.483, P<0.01)، رفتار ایمنی و سلامت (=-0.592, P<0.01β) کارکنان صنایع معدنی معنادار بود. لذا در بررسی ضریب غیر مستفیم با آزمون بوت استرپ با توجه به نقش میانجی گر سلامت، رابطه بین سواد سلامت شغلی و رفتار ایمنی کارکنان (=0.218, P<0.01 β) معنادار ارزیابی شد.

    نتیجه گیری

    بهره گیری از فاکتورهای سلامت می تواند در تاثیر سواد سلامت شغلی بر رفتار ایمنی کارکنان صنایع معدنی در جهت کاهش خطرات ناشی از کار و دستیابی به سطح مطلوب تر ایمنی، یک عامل تعیین کننده باشد.

    کلیدواژگان: سواد سلامت شغلی، رفتار ایمنی، سلامت، کارکنان صنایع معدنی
  • سجاد سلیمانی، فاطمه دارابی* صفحات 472-485
    زمینه و هدف

    اختلال استرس پس از سانحه[1]یکی از عوارض مهم جنگ در افراد با تجربه جنگی است که آنها را مستعد ابتلاء به بیماری های روانی ثانویه می کند. مطالعه حاضر به منظور پیش بینی استرس پس از آسیب بر اساس باورهای مذهبی در رزمندگان مدافع حرم انجام شده است. 

    روش بررسی

    این پژوهش از نوع توصیفی همبستگی است. جامعه ی آماری در این مطالعه کلیه رزمندگان مدافع حرم به تعداد 11650 نفر بودند. نمونه مورد مطالعه بر اساس فرمول فیدل و تاپاچینگ 106 نفر مشخص و به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه باورهای مذهبی گلزاری و نسخه ی نظامی پرسشنامه اختلال استرس پس از سانحه گردآوری شد سپس، با استفاده از آزمون رگرسیون خطی همزمان و نرم افزار SPSS نسخه 22 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که استرس پس از آسیب بر اساس باورهای مذهبی در رزمندگان مدافع حرم، بصورت منفی قابل پیش بینی است (01/0 < p). همچنین تمامی مولفه های استرس پس از آسیب شامل کرختی هیجانی، نشانه های برانگیختگی و تجربه مجدد نیز بر اساس باورهای مذهبی در رزمندگان مدافع حرم بصورت معکوس قابل پیش بینی می باشد (01/0 < p).

    نتیجه گیری

    براساس نتایج پژوهش، کسانی که نگرش های مذهبی بالاتر و معنویت بیشتری دارند، کرختی هیجانی در آنها کمتر و از سلامت روان بیشتری برخوردار هستند. با افزایش نگرش های مذهبی افراد، از میزان، اضطراب و استرس آنها کاسته می شود. [1] Posttraumatic Stress Disorder (PTSD)

    کلیدواژگان: استرس پس از سانحه، باورهای مذهبی، کرختی هیجانی، رزمندگان مدافع حرم
  • اسماء سالاری* صفحات 486-499

    بیماری کرونا حیات جوامع توسعه یافته و در حال توسعه را به لرزه درآورد و با ایجاد آثار سهمگین و جبران ناپذیر، ابعاد مختلف زندگی فردی و اجتماعی شهروندان را تحت تاثیر خود قرار داد. در حالی که همگان برای دستیابی به درمان بیماری لحظه شماری می کردند، رونمایی از واکسن های تولید شده با مجوز اضطراری، زمینه ساز مباحث مختلف اجتماعی و حقوقی شد. در ایران و طبق مصوبه ستاد کرونا، کارکنان دولت در کنار گروه های دیگری از مردم ملزم به تزریق واکسن شدند و عدم حضور در محل کار به عنوان مجازات مستنکفین تعیین شد.صرف نظر از آثار این تصمیم بر بهداشت و سلامت عمومی، اعتبار حقوقی آن نیز محل بحث اندیشمندان علم حقوق واقع شده است و بیان موضع هر دو ساحت حقوق داخلی و حقوق بین المل بشر نسبت به واکسیناسیون اجباری، می تواند بر اقناع شهروندان و تمکین یا تمرد از انجام آن اثرگذار باشد. مسیله محوری پژوهش پیش رو، ارزیابی الزام به واکسیناسیون ذیل مقررات و نظامات حقوق ایران و حقوق بین الملل بشر است. با تکیه بر منابع کتابخانه ای و در روشی توصیفی-تحلیلی این نتیجه به دست آمد که طبق قوانین و مقررات کشور، الزام به واکسیناسیون و به ویژه پیش بینی مجازات در صلاحیت مجلس شورای اسلامی است و طبق منشور حقوق بیمار، ستاد کرونا و ارکان اجرایی وابسته، ملزم به اطلاع رسانی در باب واکسن و عوارض آن و پایش وضعیت سلامت افراد حین و پس از تزریق بوده اند. در حقوق بین الملل نیز امکان الزام آور ساختن شیوه درمانی مشخص چون واکسیناسیون ذیل حق بر سلامت و به منظور تضمین حق حیات افراد در شرایط شیوع بیماری های همه گیر وجود دارد. به علاوه اگر چه این الزام با حق بر حریم خصوصی شهروندان (بعد تمامیت جسمانی) در تضاد است لکن حقوق بین الملل زمینه ایجاد محدودیت بر حقوق فردی به جهت تضمین سلامت عمومی را مشروط به رعایت شرایطی چون تناسب و ضرورت فراهم نموده است.

    کلیدواژگان: واکسیناسیون، حق بر سلامت، حق بر حریم خصوصی، ستاد کرونا، منشور حقوق بیمار
  • رجبعلی حکم آبادی، اسماعیل زارعی، علی کریمی* صفحات 500-519
    مقدمه

    FMEA یک روش شناسایی، ارزیابی و الویت بندی حالات شکست است که در صنایع برای ارتقاء ایمنی سیستم ها استفاده می شود. روش های فازی تصمیم گیری چند معیاره، روش هایی هستند که از بین چندین معیار مختلف، بهترین گزینه را انتخاب می کند. لذا، هدف از این مقاله، ارزیابی ریسک با استفاده از روش FMEA مبتنی بر روش های تصمیم گیری چند معیاره فازی SWARA -RE-VIKOR در یک ایستگاه تقلیل فشار گاز دروازه شهری می باشد.

    روش کار

    در این مطالعه توصیفی- تحلیلی، از روش های فازی SWARA برای تعیین وزن ریسک فاکتورها، RE جهت وزن دهی اعضای تیم و VIKOR برای رتبه بندی حالات شکست استفاده گردید به طوری که حالات شکست بر اساس نظر چهار کارشناس با حداقل پنج سال سابقه شناسایی و ارزیابی گردید. در انتها آنالیز حساسیت و تطبیقی رویکرد پیشنهادی انجام گرفت.

    یافته ها

    شش حالت شکست در تجهیزات اصلی ایستگاه تقلیل فشار گاز دروازه شهری شناسایی گردید. حالت شکست رگلاتور، فیلتر و سیستم بودارکننده رتبه های اول، دوم و سوم اولویت ریسک را به خود اختصاص دادند. شاخص شدت ریسک از اولویت بالاتری نسبت به سایر شاخص برخوردار بود. دوازده تست آنالیز حساسیت انجام گرفت که حالت شکست رگلاتور و گرمکن بترتیب کمترین و بیشترین حساسیت را داشتند همچنین نتایج آنالیز حساسیت و تطبیقی نشان می دهد که رویکرد پیشنهادی معتبر است.

    نتیجه گیری

    رویکرد پیشنهادی با توجه به کاربرد روش های فازی SWARA، RE و VIKOR بترتیب مشکل یکسان بودن وزن های مربوط به ریسک فاکتورها، عدم قطعیت موجود در داده ها (نظرات متخصصان) و اولویت بندی حالت های شکست را حذف نموده و نسبت به روش FMEA سنتی از توانایی بالاتری در اولویت بندی ریسک ها برخوردار می باشد.

    کلیدواژگان: روش تصمیم گیری چند معیاره، مجموعه فازی، روش SWARA، روش آنتروپی، روش VIKOR، روش FMEA
  • خدیجه دهقانی، دانیال شادی* صفحات 520-533
    مقدمه

    در بیماری همه گیر ویروس کرونا (SARS-CoV-2) 2019 (COVID-19) بار جهانی بر سیستم های مراقبت های بهداشتی به طور قابل توجهی افزایش یافت (1). و منجر به تغییرات بی سابقه در سازماندهی و ارایه مراقبت های بهداشتی در سطوح ملی، سیستمی و سازمانی شد. پرستاران در سطح جهانی به عنوان محوری برای مراقبت های بهداشتی در یک زمینه همه گیر شناخته می شوند (2). پرستاران در خط مقدم مراقبت و آسیب پذیرتر هستند. موقعیت های تهدید کننده زندگی باعث می شود که وضعیت فیزیکی و روانی پرستار در طول شیوع همه گیر کووید-19بسیار استرس زا باشد (3). مجموعه رو به رشدی از تحقیقات نگرانی های عمیقی را در مورد تاثیر کار در طول همه گیری کووید-19 بر سلامت و رفاه این گروه برجسته می کند. تا به امروز، هزاران نفر از پرسنل مراقبت های بهداشتی در سراسر جهان بر اثر کووید-19 (4) جان خود را از دست داده اند، و همچنین شواهد بیان گر سطوح بالای استرس روانی و فرسودگی شغلی به دلیل افزایش ناگهانی تقاضا و حجم کاری ناشی از آن می باشد (2). از طرفی در طول بحران، مردم در تلاش هستند تا خود را با شرایط عادی جدید وفق دهند، در حالی که پرسنل تیم مراقبت بهداشتی از جمله پرستاران هنوز در زیر بار سنگین این بیماری همه گیر در حال مبارزه هستند و بسیاری از آنها به دلیل کمبود تجهیزات حفاظتی و قرار گرفتن مداوم در معرض ویروس طی ساعت‌ها تماس روزانه با بیماران، خودشان بیمار می‌شوند (5). همانطور که بررسی ها نشان می دهد پرستاران با مسایل عمده ای در این شرایط از قبیل کمبود پرستار، تخت و تجهیزات پزشکی از جمله تجهیزات حفاظت فردی و تغییرات روانی و ترس از عفونت بحرانی مواجه اند. تحقیقات بیشتر به منظور کشف تجربیات پرستارانی که در خط مقدم خدمت می کنند برای توسعه بیشتر، آمادگی و اقدامات واکنشی برای وضعیت آینده مورد نیاز است (6). بررسی مسایلی که پرستاران در طول نبرد با کوید19 با آنها روبرو می شوند، به حمایت از آنها کمک می کند و پروتکل ها و برنامه هایی را برای بهبود آمادگی آنها توسعه می بخشد. پیامدهای این یافته‌ها ممکن است به ارایه پشتیبانی و شناسایی نیازهای پرستاران کمک کند (5). پرستاران جهت ارایه راه حل های سریع و خلاقانه نقش حیاتی دارند، با توجه به این که نظرات آنها برای تعیین اولویتهای تحقیق عمدتا تعیین نشده است لزوم بیشتر دستیابی به اطلاعات در این مورد می تواند برای بیماران و خانواده آنها مفید باشد (2). تعیین اولویتهای تحقیقات برای شیوه‌های حرفه‌ای پرستاری که از شواهد برای ارایه مراقبت بهینه استفاده می‌کنند، حیاتی است (5). تعیین اولویتهای پژوهشی به عنوان نقطه کلیدی و آغازین چرخه مدیریت پژوهش به شمار می آید، به طوری که موضوعات کاربردی با توجه به محدودیت تخصیص بودجه تعیین می شود (7). تعیین اولویتهای تحقیقاتی می تواند باعث ارتباط بیشتر بین موضوعات پژوهشی در پرستاری با دولت و موسسات سرمایه گذاری و ارایه خدمت و نظم بخشیدن به تحقیق گردد و از انجام ناهماهنگ و پراکنده پژوهش های پرستاری (که خود منجر به عدم کارآیی ودوباره کاری می شود) جلوگیری کند (8). استفاده از این اولویت ها می تواند برای سازماندهی واکنش جامعه پرستاران به همه گیری COVID-19 مفید باشد . همچنین تعیین اولویتهای تحقیقی در پرستاری کرونا می تواند در تدوین سیاست ها و نوآوریهای بهداشتی موثر باشد. از طرفی بدون اطلاعات نمی توان پرستاری COVID-19 موجود را ترسیم کرد (2). در طی بررسی کلی کمیته تحقیقات کوید 19 کشور اولویتهای تحقیقاتی کوید 19 در سه حوزه اصلی مدیریت بالینی و اقدامات بهداشتی و پاسخ های اجتماعی و اقتصادی و هشت حوزه فرعی غربالگری و آزمایش، درمان دارویی، مراقبت های ویژه، پروفیلاکسی، پیش آگهی، مدیریت بالینی اثرات پاندمی بر سلامت، پیشگیری از عفونت و حفاظت فردی مشخص شده است (9). اما تا به امروز، علیرغم انبوه فعالیت های تحقیقاتی هیچ رویکرد هماهنگی برای جلب اولویت های پرستاری برای تحقیقات در طول همه گیری کووید-19 وجود نداشته است (2)، لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین اولویت‌های تحقیقاتی پرستاری در همه‌گیری کووید-19 در ایران با تکنیک دلفی طراحی گردید.

    مواد و روش کار

    این مطالعه از نوع توصیفی و سنتی دلفی است که به روش پیمایشی (کلاسیک تعدیل شده) جهت تعیین اولویت های پژوهشی پرستاری کرونا انجام گرفت. تکنیک دلفی فرایندی دارای ساختار برای پیش بینی و کمک به تصمیم گیری در طی راندهای پیمایشی، جمع آوری اطلاعات و در نهایت، اجماع گروهی است (10). هدف از بکارگیری روش دلفی ، مشخص کردن یک یا طیف محدودی از تخمین های عددی اولویت های پژوهشی پرستاری کرونا می باشد. پس از تصویب طرح در معاونت پژوهشی دانشگاه و تایید در کمیته اخلاق، پژوهشگر، ابتدا با مرور متون مرتبط و بهره گیری از نتایج مطالعات مرتبط با اولویت های پژوهشی پرستاری کرونا در کشورهای مختلف ، فهرستی از موضوعات و زیر موضوعات پژوهشی و ملاک اولویت بندی آنها را استخراج گردید (طراحی پرسشنامه). سپس گروه خبرگان به تعداد 55 نفر (با در نظر گرفتن 25 درصد ریزش) به صورت هدفمند از میان افراد مسیول در حوزه پرستاری کرونا شامل اعضای بورد پرستاری وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی و اعضا پرستاری در ستاد کرونا، سرپرست کلیه مراکز تحقیقاتی و مدیران گروه پرستاری ومعاونین آموزشی تعدادی از دانشکده های پرستاری و مامایی شامل تهران، شهید بهشتی، ایران، مشهد، تبریز، اصفهان، یزد، ساری، اهواز، همدان، ارومیه، بندرعباس و زاهدان با حداقل سه سال سابقه کار انتخاب و بعد از استخراج تلفن تماس و آدرس پستی آن ها با رضایت و توافق افراد وارد مطالعه شدند. بعد از تدوین پرسشنامه اولیه و شناسایی گروه خبرگان، مراحل دلفی اجرا گردید. پرسشنامه طراحی شده به نمونه های واجد شرایط جهت تعیین اولویت موارد طرح شده در پرسشنامه براساس ملاک ها ارسال شد تا نظرات خود را در رابطه با درجه اهمیت از 1-3 (کم(1)- متوسط(2)- زیاد(3)) ابراز نمایند. یک سوال باز نیز برای ابراز نمونه ها از موارد غیر از آنچه در پرسشنامه مطرح شده درنظر گرفته شد. پرسشنامه ها همراه با نامه ای که در آن اهداف طرح، کاربرد نتایج و آخرین مهلت ارسال پاسخ مشخص بود، از طریق پست الکترونیکی و یا حضوری توزیع شد. همچنین با تهیه پرسشنامه انلاین از طریق واتس اپ برای مواردی که پاسخ نداده بودند ارسال گردید.پس از بازگشت پرسشنامه ها، تحلیل آنها به روش کمی با تعیین میانگین و انحراف معیار نمره پاسخ ها برای هر یک از موضوعات انجام شد. محاسبه میانگین امتیازات با کمک نرم افزار آماری SPSS ورژن 21 انجام شد. بر اساس تحلیل نتایج مواردی که امتیاز 2 و بالاتر داده شدند به عنوان اولویت شناخته شد و بر اساس میانگین بالاتر و انحراف معیار کمتر لیست شدند. در مرحله دوم موضوعات مطرح شده در مرحله اول در قالب یک پرسشنامه در اختیار خبرگان قرار گرفت تا درجه توافق خود را با اولویت هر مورد با نمره دهی از 1تا 7 تعیین نمایند. در این مرحله چنانچه موضوعات درجه توافق بالاتر از 5 داشتند در لیست قرار گرفتند. در پایان این مرحله، فهرست نهایی اولویت های پژوهشی پرستاری کوید 19 در ایران استخراج شد. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه ای مشتمل بر سه بخش : بخش اول شامل ویژگی های فردی شامل سن ،جنس، سابقه کاراموزشی و بالینی، نوع مسیولیت، تحصیلات، محل فعالیت، بخش دوم شامل فهرستی از عناوین پژوهشی جهت اولویت بندی با مقیاس نمره ای از 1تا 3 و درجه توافق 7-1، بخش سوم شامل یک سوال باز جهت ذکر اولویت بندی عناوین پژوهشی دیگری که به نظر شرکت کننده ها در لیست پیشنهادی نیامده بود.

    یافته ها

    از تعداد 30 نفر افراد دعوت شده در راند اول، 20 نفر مطالعه را تا پایان راند دوم همراهی نمودند. 55 درصد شرکت کنندگان زن و 45 درصد مرد بودند. میانگین سنی نمونه ها 2/52 سال بود. 100 درصد شرکت کنندگان از نظر تخصص، دارای مدرک پرستاری دکترا بودند. از نظر سابقه کاری حرفه ای نمونه ها دارای میانگین 8/8 سال سابقه کار بالینی و 1/23 سال سابقه کار آموزشی داشتند. پیش نویس اولیه لیست اولویت های پژوهشی استخراج شده از اسناد موجود در شش حیطه شامل 87 اولویت بود. 16 مورد در حیطه روانی عاطفی ، 16مورد در حیطه آموزشی پژوهشی، 18 مورد در حیطه مدیریت پرستاری، 13 مورد در حیطه مراقبت پرستاری، 18مورد در حیطه پیشگیری و اپیدمیولوژی و 6 مورد در حیطه فناوری سلامت قرار گرفت. در راند اول مطالعه، از تعداد 55 نفر افراد دعوت شده 30 نفر (میزان پاسخ 54 درصد) با پیگیری های مداوم از طریق تماس تلفنی و پیامک طی زمان تعیین شده پرسشنامه ی راند اول را پاسخ دادند. در این مرحله موضوعاتی که میانگین امتیاز آنها دو یا بالاتر بود، انتخاب و به عنوان اولویت پژوهشی محسوب شدند. اولویت هریک ازموارد با نمره میانگین بالاتر و انحراف معیار کمتر مشخص گردید. همچنین پس از تحلیل کیفی به روش تحلیل محتوی از نظرات مشارکت کنندگان در سوال باز موارد جدیدی در حیطه های مختلف تنظیم و مواردی نیز ادغام گردید. بدین طریق 19 مورد حذف، 8 مورد ادغام و 13 مورد اضافه و نهایتا 77 اولویت پژوهشی استخراج و اساس تدوین پرسشنامه ساختارمند راند دوم را تشکیل دادند. در راند دوم مطالعه، با پیگیری های مکرر 20 نفر (میزان پاسخ 67 درصد) پرسشنامه ی این مرحله از مطالعه را تکمیل کردند و درجه توافق خود را با اولویت های پژوهشی مطرح شده از 1-7 تعیین کردند. پس از محاسبه میانگین وانحراف معیار هریک ، با توجه به این که تمامی موضوعات درجه توافق بالاتر از 5 داشتند در لیست قرار گرفتند. نتایج حاصل از مطالعه دلفی در پاسخ به پرسشنامه های راند اول و دوم منجر به تکمیل اولویت ها از 87 اولویت به 77 اولویت نهایی گردید. نهایتا به ترتیب اولویت در هر یک ازشش حیطه روانی عاطفی (8 مورد)، حیطه آموزشی پژوهشی (16مورد)، حیطه مدیریت پرستاری (16 مورد)، حیطه مراقبت پرستاری (11 مورد)، حیطه پیشگیری و اپیدمیولوژی (21 مورد)، و حیطه فناوری سلامت مدیریتی (6 مورد) لیست گردید. اولین اولویت در حیطه روانی عاطفی بررسی مسایل روانی اجتماعی و پیامدهای مربوط به آنها در بیماران و خانواده های درگیر با کوید 19، در حیطه آموزشی پژوهشی استراتژی‌های نوآورانه یاددهی-یادگیری و تاثیر بر مراقبت پرستاری در دوران همه‌گیری کووید-19، در حیطه مدیریت پرستاری بکارگیری شواهد علمی در عمل، در حیطه مراقبت پرستاری تجربه بیماران از خدمات پرستاری ارایه شده در دوران کرونا در بخش ، در حیطه پیشگیری و اپیدمیولوژی خطرات شغلی و ایمنی و در حیطه فناوری سلامت مراقبت از راه دور (تله نرسینگ)در طول اپیدمی کووید-19 بود

    بحث و نتیجه گیری

    هدف این مطالعه تعیین اولویتهای پژوهشی پرستاری کرونا در ایران به روش دلفی بود. بر اساس نتایج این مطالعه، اولویتهای پژوهشی پرستاری در در شش حیطه روانی عاطفی، آموزشی پژوهشی، مدیریت پرستاری، مراقبت پرستاری، پیشگیری و اپیدمیولوژی و فناوری سلامت تعیین گردید که این اولویت ها می توانند چارچوبی برای پژوهش در حوزه پرستاری کرونا در سطح کشور باشند. از آنجا که پرستاران در پاسخ به سطح تقاضای خدمات بهداشتی و الگوهای در حال تغییر، نقش های اختصاصی و گسترده ای در برنامه ریزی مراقبت های بهداشتی و ارایه خدمات به عهده دارند، حرفه پرستاری به طور فزاینده ای به عنوان پیشرو در تحقیقات، بالین و سیاست گذاری خدمات بهداشتی محسوب می شود (11). در مطالعه حاضر حیطه های شناسایی شده به عنوان اولویت های پژوهشی، با شکاف های شناسایی شده در منابع موجود همسو هستند(2, 4). این پژوهش همسو با مطالعات قبلی (4) نشان داد که سلامت روانی یک حوزه مهم برای پایداری خدمات پرستاری و بهداشتی در طول همه‌گیری است. بار کووید-19 بر کارکنان و بیماران هنوز به طور کامل درک نشده است. با این وجود، شواهد فزاینده ای از تاثیر منفی کووید-19 بر استرس، فرسودگی شغلی و سلامت روانی جمعیت و نیروی کار بهداشتی وجود دارد. به‌علاوه، «آسیب های اخلاقی» متحمل شده توسط کارکنانی که با چالش‌های اخلاقی روبه رو می شوند و ممکن است برای آن‌ها آمادگی نداشته باشند، در کنار نگرانی از مواجهه با موقعیت های جدید بدون آموزش و پشتیبانی کافی، پیچیدگی بیشتری به عرصه بازیابی سلامت روان می‌افزاید (12, 13). مرکز تحقیقاتی سلامت ملی، سلامت روان را به عنوان یک حوزه اولویت شناسایی و معرفی می کنند. پرستاران و بازدیدکنندگان سلامت در موقعیت ایده آلی برای توسعه و ارایه مداخلات روانشناختی متمرکز به بیماران و مردم هستند. به همین ترتیب، مجموعه شواهدی مبنی بر اثرات منفی این بیماری همه‌گیر بر سلامت روان نیروی کار پرستاری در حال ایجاد است، که تحقیقاتی را برای ارتقای تاب‌آوری و رفاه در درازمدت در زمینه شرایط کارکنان از قبل بهینه‌تر ضروری می‌کند(14).از طرفی ، مشکلات روانی و چالش های بهداشتی اجتماعی بی سابقه مربوط به این همه گیری وحشتناک موضوع مهمی است که به تحقیقات علمی بیشتر و ارزیابی و راه حل های علم سلامت روان نیازدارد (15). یافته های مطالعه ای نشان داد بدلیل شیوع بالای مشکلات روانی بیماران حتی پس از بهبود از کوید 19 بررسی جامع سلامت روانی جهت ارتقا کیفیت زندگی انان لازم است (16). توسعه برنامه های کاربردی از راه دور مراقبت های پرستاری در طول همه گیری و ارایه راهکارهای فناوری اطلاعات در آموزش پرستاری در دوران همه‌گیری کووید-19 اولویت بالایی را در این پزوهش بخود اختصاص داد.نیاز به تحقیق در مورد فناوری در پرستاری در 20 سال اخیر بوجود امده است و از ان برای حمایت از مراقبتهای روزانه ،کمک به تعامل و اموزش بیماران استفاده شده است (5). بنابراین پرستاری از راه دور به یک مولفه ضروری برای ارایه مراقبت های پرستاری تبدیل شده است .در طول همه‌گیری کووید-19 مراقبت‌های پرستاری به صورت مستقیم یا مجازی ارایه شده است. اکثریت در حال حاضر در صورت امکان از مراقبت مجازی پرستاری در جامعه استفاده می کنند. بنابراین، مفهوم مراقبت مجازی و مدل مراقبت پرستاری با ارتباطات غیرکلامی، باید توسعه و بررسی شود. (17). همچنین طراحی ابزارهای جدید برای پرستاری از راه دور نیاز به بررسی کیفیت، سهولت و اثربخشی دارد. آمادگی و صلاحیت پرستار در استفاده از فناوری مخابرات باید بررسی شود علاوه بر این، باید پروتکلی برای ارزیابی و پیگیری بیماران از راه دور ارایه شود (4). در طول همه‌گیری کووید-19 مراقبت‌های پرستاری به صورت مستقیم یا مجازی ارایه شده است. اکثریت در حال حاضر در صورت امکان از مراقبت مجازی پرستاری در جامعه استفاده می کنند. بنابراین، مفهوم مراقبت مجازی و مدل مراقبت پرستاری با ارتباطات غیرکلامی، باید توسعه و بررسی شود. علاوه بر این، پرستاری از راه دور به یک مولفه ضروری برای ارایه مراقبت های پرستاری تبدیل شده است (17). متاسفانه، شکافی در درک چگونگی ارتباط نظریه‌های پرستاری با عملکرد پرستاری در بحران کووید-19 وجود دارد. شاید بتوانیم مدل‌های مراقبت پرستاری را برای ایجاد محیط‌های درمانی ایجاد کنیم. پیوند نظریه های پرستاری با عملکرد پرستاری در باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد (4). آمادگی و صلاحیت پرستار در استفاده از فناوری مخابرات باید بررسی شود. همچنین طراحی ابزارهای جدید برای پرستاری از راه دور نیاز به بررسی کیفیت، سهولت و اثربخشی دارد. دسترسی و کیفیت مراقبت، به ویژه برای جمعیت های محروم، حیاتی خواهد بود. بنابراین توسعه برنامه های کاربردی از راه دور مراقبت های پرستاری در طول همه گیری و ارایه راهکارهای فناوری اطلاعات در آموزش پرستاری در دوران همه‌گیری کووید-19 از موارد اولویت داری بود که در این پژوهش شناسایی گردید علاوه بر این، باید پروتکلی برای ارزیابی و پیگیری بیماران از راه دور ارایه شود (4). این پژوهش اولویت برای تحقیقات متمرکز، در رابطه با خطرات شغلی و ایمنی (محیط و پرستار و بیماران) را در حیطه پیشگیری و اپیدمیولوژی برجسته کرد.. سازمان بهداشت جهانی موافق است که رویکردهای جایگزین برای کاهش کمبود تجهیزات حفاظت فردی باید بر اساس شواهد علمی و اصول ارایه مراقبت ایمن باشد (18). این رویکرد بسیار مهم است زیرا نگرانی‌ها در مورد تجهیزات حفاظت فردی ممکن است نه تنها به دلیل مسایل ایمنی فردی پرستاران، بلکه به دلیل سایر بیماران و انتقال ویروس به افراد دیگر خارج از محل کار ایجاد شود (4). در مطالعه ای به منظور تعیین یک مدل برای اولویتهای پزوهشی در پاندمی کرونا به لزوم انجام تحقیقات در مورد روانشناسی اجتماعی جهت برنامه ریزی اقدامات پیشگیرانه تاکید شده است(19) پیشگیری و کنترل از نقشهای اساسی پرستاران بوده و اموزش انها در این زمینه مهم است (5) و در این راستا تصویر پرستاران در جامعه و رسانه می تواند برایفای نقش انها تاثیر بگذارد. تحقیقات مرتبط با مدیریت منابع انسانی و تجهیزات و مدیریت بحران از اولویت بالایی در این پژوهش برخوردار شد. بدون شک باید از هم اکنون برای آینده ای با تعداد کافی پرستار برنامه ریزی کنیم و کل نیروی پرستاری باید دستمزد بهتری دریافت کنند (20) . همچنین شکاف نسلی برای جایگزینی پرستاران بازنشسته وجود دارد. طراحی مدل های کارکنان و استراتژی های منابع انسانی نوآورانه برای جایگزینی نیروهای جدید ضروری است. علاوه بر این، تعهد سازمانی در میان پرستاران به دلیل حجم کاری بالا، حقوق کم، نسبت بالای بیماران/پرستاران و سایر عوامل نیاز به بررسی بیشتر دارد (21). کمبودنیروی انسانی و تجهیزات و منابع پزشکی مانند تجهیزات حفاظت فردی دومین مقوله مهمی است که پرستاران در شواهد موجود در مواجهه با کوید 19 بیان نمودند ، این مقوله موجب گسترش عفونت در میان پزشک و پرستار ومرگ انها شده است (22). در دوران همه گیری کووید-19 ، بخش آموزش یکی از آسیب پذیر ترین بخش ها بود (23). برای مقابله با پیامد های ناشی از تعطیلی مراکز آموزشی و توقف فرایند های آموزشی، فراگیران و اساتید در تمام مقاطع ناگزیر به استفاده از آموزش مجازی به اشکال مختلف شدند (24). آموزش الکترونیکی در آموزش پرستاری ممکن است بر سلامتی بیماران تاثیرگذار باشد. بر اساس مرور متون بسیاری از دانشجویان بیان کردند که دوره های آموزشی الکترونیکی از نظر محتوا و فرایند آموزش از کیفیت مطلوبی برخوردار نبوده (25) و بین محتوا و روش آموزشی و اهداف دانشگاهی تناسب کمی وجود دارد (26). مشکلی دیگر در این بخش مربوط به ماهیت عملی برخی واحد های درسی است که اجرای آن به صورت مجازی امکان پذیر نیست (27). بنابراین استراتژی‌های نوآورانه یاددهی-یادگیری ، استفاده از تجربه دانشجویان و اساتید از آموزش از راه دور و آموزش به بیمار و خانواده آنها، تدوین راهنما)گایدلاین (آموزشی از موارد اولویت داری است که باید مورد توجه و مدنظر قرار گیرد. پیشنهاد می گردد که اولویت های پژوهشی شناسایی شده در هر یک از حیطه ها به صورت جداگانه مورد بررسی قرار گیرند همچنین تحقیقات پرستاری در دوران پسا کرونا نیز با توجه به تاثیرات این پاندمی در حوزه های روانی و اجتماعی بر پرستاران و بیماران ادامه یابد

    کلیدواژگان: اولویت پژوهشی، روش دلفی، کرونا، پرستاری
  • مرادعلی زارعی پور*، محمدسعید جدگال صفحات 534-537

    حفظ سلامت پاکبانان شهرداری آن از جنبه‎های مختلف یعنی بهداشت‎فردی ، بهداشت‎عمومی و بهداشت‎ محیط‎زیست بسیار با اهمیت است. پاکبانان از دسته گروه های شغلی که بیش از سایر کارگران در معرض انواع خطرات و آسیب های شغلی قرار دارند که بنا به ماهیت شغلی خود به صورت بالقوه و بالفعل در معرض انواع خطرات: بیماریهای واگیر/ غیر واگیر، مشکلات روانی، مشکلات تغذیه ای، مشکلات ایمنی، مشکلات اسکلتی قرار می گیرند. به نظر می رسد در چنین موقعیتی، مدیریت خودمراقبتی، بهترین پاسخ رفتاری برای پیشگیری از بیماریهای شایع در این گروه خواهد بود. مدیریت مراقبت از خود به وضوح موجب افزایش کارآیی و مهارت های فردی در مقابل مشکلات سلامتی پاکبانان می شود. از طرفی، مدیریت فعالیت های خودمراقبتی می تواند پاکبانان را به سمت حفظ سلامتی و خوب بودن سوق دهد و توان مراقبت از خود را در پاکبانان بیشتر کند و میزان ابتلا و از کارافتادگی و هزینه های درمانی را کاهش دهد. بنابراین پاکبانان  باید در مقابل سلامتی خود و سلامتی جامعه احساس مسیولیت کنند و این احساس مسیولیت با خود مراقبتی محقق خواهدشد.

    کلیدواژگان: مراقبت از خود، پاکبانان، پیشگیری، بیماری های شایع
  • مهدی نداف*، سید جعفر موسوی صفحات 538-554
    زمینه و هدف

    با همه گیری ویروس کوید-19 و توسعه روز افزون فناوری اطلاعات و ارتباطات، فرصتی برای ارایه دهندگان خدمات پزشکی و درمانی پدید آمد تا خدمات دوراپزشکی را توسعه دهند. در این تحقیق تلاش شده است با توسعه مدل یکپارچه پذیرش و استفاده از فناوری 2 (UTAUT2) و افزودن ویژگی های خدمات دوراپزشکی، روی آوردن افراد به این فناوری تبیین گردد.   

    روش بررسی

    تحقیق حاضر از منظر هدف، کاربردی و از حیث گردآوری داده ها، از نوع پژوهش های توصیفی محسوب می شود که به روش همبستگی-علی اجرا شده است. ابزار گردآوری داده، پرسشنامه استاندارد با طیف لیکرت است که با روش نمونه گیری تصادفی، بین افراد با سابقه استفاده از خدمات دوراپزشکی در کلان شهر اهواز، توزیع شد. در نهایت 407 پرسشنامه قابل استفاده با استفاده از نرم افزارهای SPSS 24 و Smart PLS 3.3.9 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها: 

    نتایج نشان می دهند عملکرد مورد انتظار (374/0=β ، 335/8=t)، تلاش مورد انتظار (247/0=β ، 631/6=t)، تسهیلات (158/0=β ، 708/5=t)، انگیزه لذت جویانه (231/0=β ، 694/7=t)، مزیت ادراکی محصول (116/0=β ، 198/4=t) و امنیت ادراکی (088/0=β ، 720/3=t) بر قصد استفاده از دوراپزشکی تاثیر معنادار و مثبت دارند. همچنین نقش تعدیلگر نوآوری شخصی در رابطه نفوذ اجتماعی، تسهیلات، انگیزه لذت جویانه، هزینه خدمات، عادت و امنیت ادراکی با قصد استفاده و نقش تعدیلگر جنسیت در رابطه تلاش مورد انتظار، تسهیلات، هزینه خدمات، ریسک ادراکی، مزیت ادراکی محصول و امنیت ادراکی با قصد استفاده تایید گردید.

    نتیجه گیری: 

    نتایج نشان می دهند که مدل یکپارچه پذیرش و استفاده از فناوری 2  (UTAUT2)و برخی ویژگی های خدمات دوراپزشکی می توانند به خوبی قصد استفاده از این فناوری را در شرایط همه گیری کوید-19 تبیین کنند. همچنین با توجه به تایید نقش تعدیلگری نوآوری شخصی و جنیست در برخی روابط میان مدل  و ویژگی های محصول، باید در طراحی خدمات دوراپزشکی به ویژگی های فردی اشخاص استفاده کننده از این خدمات فناورانه توجه نمود.

    کلیدواژگان: دوراپزشکی، مدل یکپارچه پذیرش و استفاده از فناوری 2، نوآوری شخصی، کوید-19
|
  • Pouria Ataei, Somayeh Moradhaseli*, Masoud Motalebi Ghaien Pages 1-18
    Background and Aims

    All over the world, agriculture is one of the most important and accident-prone jobs in the world. Occupational health behavior is one of the most important factors influencing the occurrence of accidents and diseases caused by agriculture activities. Therefore, the aim of the present study was investigated the typology of farmers' behavior and attitudes towards agriculture occupational health in Kermanshah province, Iran.

    Methods

    This study was conducted through a survey. The population of the study consisted of wheat farmers in Kermanshah province (N = 126,900) that 382 farmers were taken as the research sample (n = 382). The questionnaire was the main tool for data collection. The face validity of the questionnaire was confirmed by the experts of occupational health, and the reliability was proved through a pilot study to calculate Cronbach’s alpha. The appropriate statistical tests were used to analyze data.

    Results

    The findings showed that farmers’ attitudes and behavior included four types of attitudes (ecological (11.16), economic (13.79), work-oriented (17.38) and health-oriented (14.29)) and four behavioral patterns (structural (20.73), motivational (8.27), preventive (10.08) and self-centered (14.25)) regarding occupational health in agriculture. Explanation of total variance of attitudes was 53.34% and behavior was 56.64%.

    Conclusion

    It can be concluded that farmers have different attitudes towards occupational health in the workplace and based on, they show various behavioral patterns in the farms. It can be suggested that those involved in the agricultural and health sectors work together to change attitudes that are contrary to the occupational health of agriculture. It can be recommended that public and private sector support measures can change farmers' behavioral patterns towards structured and preventive behaviors.

    Keywords: Agriculture, Exploratory factor analysis, Farmers' Health, Healthy Work, Occupational Health Behavior
  • Reza Aghababaei Talkhonche, Farshid Ghorbani Shahna*, Alireza Mohammadrezaei, Maryam Farhadian Pages 19-38
    Introduction

    Nitrogen oxides as one of the most dangerous environmental pollutant, have harmful effects on the health of people in the workplace. Today, the catalytic oxidation of nitrogen oxides is a highly efficient method for removing of this gases  that has been dedicated part of researches. The aim of study was to investigate the removal efficiency of  nitrogen dioxide (NO2) by nickel and nickel-platinum supported on multi-walled carbon nanotubes from air stream in the catalytic oxidation process.

    Materials and Methods

    In this experimental study, structural and functional specifications of the catalysts were caracterized by analysis Field Emission Scanning Electron Microscope (FE-SEM), X-ray diffraction (XRD), Fourier-transform infrared spectroscopy (FTIR) and Temperature-Programmed Reduction (H2-TPR) after stabilization of nickel and nickel-platinum nanoparticles on carbon nanotube substrate. The removal efficiency of the synthesized catalysts were studied at the temperature of 250 °C, space velocities of 15000 – 20000 hr-1 and the NO2 concentrations  of  3000,4000,5000 ppm.

    Results

    The results of FESEM  and XRD analysis showed that the diameter of carbon nanotubes ranged from 11 to 18 nm and the size of crystalline nickel and platinum nanoparticle on the catalyst bed were between 10 to 50 nm. The results of catalytic removal of NO2 showed that highest efficiency was related to the condition of  250℃temperature,  the concentration 3000 ppm and the space velocities 20000-15000 per hour.

    Conclusion

    According to the acquired results, the use of carbon nanotubes as a catalyst support is appropriate for removal of NO2 fromair stream. Bimetallic catalysts used of nickel and platinum supported on carbon nanotubes was had high efficiency and productivity in NO2 removal at various temperature, retention time, and the concentration of pollutants.

    Keywords: Multi-welled Carbon Nanotube, Catalytic oxidation, Nitrogen Dioxide, Nickel nanoparticles, Platinum nanoparticles
  • Javad Vatani*, Sajad Rezaeai, Zeynab Haghighi, Sodeh Mohamadi, Yoosef Faghihnia Torshizi Pages 39-52
    Background and aims

    Accidents (driving and work) have caused a lot of damage to the community, the organization, and the people. the related costs, while having bad Effects on the economic indicators at the national and family levels, are an obstacle to achieve the predetermined goals. This study examined the behavioral factors related to accident-prone behavioral in car drivers, and through this, provided a distinct and reliable indicator for identifying drivers at risk

    Methods

    The present research was a case-control study, which has been designed to predict the group membership (accident- pronoun drivers) and develop a cognitive equation to introduce the driver’s accident-proneness behavioral index. A demographic questionnaire and the Manchester Standard Driving Behavior questionnaire were used in the study which has been validated for the Iranian community. The data were processed in SPSS V20 using univariate and multivariate analysis of variance as well as two-group discriminant analysis methods.

    Results

    The drivers with a history of accidents showed higher levels of mistakes, slips, and intentional violations compared to the group without accidents. The two groups of drivers with and without a history of accidents were revealed to be at the same level in terms of committing inadvertent violations (committing illegal non-violent acts).

    Conclusion

    According to Eta (η) squares, one can say that 1-8% of the observed differences in two groups of drivers may be due to the accident history effect.

    Keywords: Accident-proneness, Drivers, Manchester Questionnaire, Accidents Behavioral Index
  • Azam Biabani, Mojtaba Zokaei, Mohsen Falahati*, Mohadese Nobarani Pages 53-69
    Background and Aims

    Awareness of a disease can affect people's attitudes and practices, and wrong attitudes and practices directly increase the risk of infection. The aim of this study was to determine the status and relationship between knowledge, attitude and practice of industry employees about personal protection measures effective in preventing covid-19 infection in Kaveh Industrial City.

    Methods

    In this cross-sectional study, which was conducted to assess the knowledge, attitude and practice of individuals about effective personal protection measures to prevent COVID-19 in Iran in the summer of 2020, a researcher-made questionnaire was used. In this study, after selecting 24 factories in Saveh Industrial City, 500 questionnaires were distributed among the employees by quota sampling. After collecting and reviewing them, 461 questionnaires were fully answered and studied. Finally, the scores related to all three parameters were calculated and Pearson correlation coefficient was used to examine their relationship.

    Results

    The average age of participants in this study was 36.4 ± 6 and had a work experience of 12.66± 6.6 years. It was determined that the score related to the awareness of the virus nature was greater than the awareness of personal protective measures. It was deduced that, while 88.9% of individuals are well aware of the nature of the virus, 71.8% were in the subgroup of taking protective measures. The highest level of desirable score was related to their attitude, which accounted for 92.4%. In terms of preventive practice, 80.3% of participants exhibited moderate adherence to good practices towards preventing Covid-19 infection

    Conclusion

    individuals had heightened awareness towards the nature of Covid-19 virus, however they had little awareness towards preventive health measures. consideration that majority of people have received concerned information via television, its essential to give accurate and timely information in order to increase community’s awareness as well as optimal behavior in preventing Covid-19

    Keywords: Personal Protective, Covid-19, knowledge, attitude, practice
  • Somayeh Karami, Hasan Tamini Lichaee*, Masoud Motalebi Ghaen, Kamal Azam, Abolghasem Pourreza Pages 70-84
    Background and Aims

    The first step in planning a workplace health promotion program is needs assessment or determining the current situation. There are two dominant approaches in evaluating a program, one is the evaluation by the presenters of the program, which is called internal evaluation, and the other one is program evaluation by peers or external evaluation. The purpose of this study is to assess the status of workplace health promotion through internal and external evaluation in volunteer organizations in Tehran.

    Methods

    The present study is a cross-sectional study conducted on 30 volunteer organizations in Tehran in 2019. Data were collected using a standard workplace health situation assessment tool including 9 domains, 30 levels, and 85 questions. EXCEL, the 22nd version of SPSS software, and paired t-test were used for data analysis.

    Results

     Data analysis using paired t-test indicates that the mean difference between internal and external evaluation in industrial organizations was 175.071 with standard deviation=116.043 and P<0.05 which is significant. The mean difference between the internal and external evaluation in non-industrial organizations was 43 with a standard deviation=173.775 and P=0.338 which is not significant and only in two domains of social environment of workplace and providing services had a significant mean difference between internal and external evaluation.

    Conclusion

     The results indicated that the organizations health professionals do not have the necessary information about the concepts of health promotion, most officials try to show the performance of their organization above its actual level in internal evaluation.

    Keywords: health promotion, workplace health promotion, healthy work, internal evaluation, external evaluation
  • Saeed Rahmani*, Alireza Akbarzadeh Baghban, Mohammadreza Nazari, Mohammad Ghassemi-Broumand Pages 85-92
    Background and Aims

    Solar spectrum is composed of different wavelengths that some of them may lead to various ocular diseases. The aim of this study was to investigate the effectiveness of sunglasses in filtering harmful light.

    Methods

    In this cross-sectional study, 56 pairs (112 lenses) of branded sunglasses randomly collected from different importing companies. A spectrophotometer was used to measure blue light transmission. For statistical analysis, non-parametric Mann-Whitney and Kruskal-Wallis tests were used. A P ≤ 0.05 was considered statistically significant.

    Results

    The mean UVA and UVB transmission of the sunglasses were 0.16±1.21% and 0.01±0.06 %, respectively. The mean blue light transmission of the sunglasses was 10.03 ± 3.91 %. The effect of different colors on the blue light transmission was significant (P≤0.001). Polarization and visible light transmission of the sunglasses had no significant effect on blue light transmission (P=0.3).

    Conclusion

    The effectiveness of available sunglasses to filter hazardous light was acceptable, and brown colored sunglasses was the best option to filter of the blue light.

    Keywords: Sunglasses, Ultraviolet light, blue light
  • Hamideh Bidel, AmirSalar Jafarpisheh, Noradin Gharari, Siamak Sabour, Ali Salehi Sahlabadi* Pages 93-112
    Introduction

    Harmful factors in the workplace such as noise and heat stress can have adverse effects on muscle activity. This study was performed to investigate the effect of simultaneous exposure to noise and heat stress on the activity level of biceps and flexor muscles.

    Materials and Methods

    This experimental study was performed on 24 male students in laboratory conditions. Participants in three groups exposure to SPL of 75, 85 and 95 dBA and WBGT =22, 30 and 35°C randomly. During light manual activity, the activity level of biceps and flexor muscles was measured in a sitting manner using surface electromyography. Normalized RMS (Root Mean Square) of muscles was used to compare the level of muscle activity in different conditions. ANOVA test was used to examine the relationship between variables.

    Results

    The mean (SD) age of the study participants was 21±1.6 years. Based on the muscle activity WBGT=30°C and SPL=85 dB were defined as border points in changes of biceps activity. The highest and lowest levels of flexor muscle activity were observed at SPL of 75 and 95 dB, respectively. The interaction between noise and heat stress exposure show that exposure to both factors causes significant changes in muscle activity levels (P.value<0.05).

    Conclusion

    Exposure to noise and heat stress in the workplace affects the function of the biceps and flexors muscles. To more accurately determine the effects of noise exposure and heat stress on muscle activity, further studies are recommended.

    Keywords: Electromyography, noise exposure, muscle contraction, heat stress
  • Hamidreza Mirshekari, Farhad Kahrazehi*, Mahmoud Shirazi Pages 113-137
    Introduction

    In the present age, the valuable capital of human resources has snatched the ball from other organizational capitals in terms of importance. This has led to the design and preparation of extensive and diverse programs for the growth and flourishing of employees' professional and professional ability to lead to maturity, job satisfaction, attachment and improving the quality of their working life .The main purpose of this study is to investigate the effectiveness of schema-based group training on quality of work life and job satisfaction of employees of Nimroz Gostaran Energy Engineering Company.

     Method and Materials:

     This research is quasi-experimental. The statistical population of the present study consists of all personnel of Nimroz Gostaran Energy Development Company in 1399. Of these, 30 people were selected by available sampling method and based on the criteria for entering the research, and randomly in two groups of 15 people to control and test. The sample of the research was selected. The experimental group received the schema therapy training intervention and the control group did not receive any intervention. The treatment schema consisted of 10 sessions of 90 minutes. The research tools included the Demographic Questionnaire and Barry Field and Ruth Job Satisfaction Questionnaire (1951) and the Walton Quality of Work Life Questionnaire (QWL) (1973). The SPSS22 software data were analyzed.

    Results

    Findings showed that after the interventions and calculations and analysis of the results of group schema therapy training led to an increase in the mean scores of variable quality of work life (overall score of quality of work life (P≤0.001, F = 33.87) and also increased mean scores of variable job satisfaction (P≤0.001, F = 17.55) in the experimental group compared to the control group.

    CONCLUSION

    According to the research results, group schema therapy training can be effective in the quality of work life and job satisfaction of the company's employees and thus increase their level of productivity in the organization. And as a result of these trainings, the individual finds that a more adaptive response replaces the previous mentality, which is likely to reduce the amount of stress and job stress and the level of job satisfaction and quality Work life will increase it. Therefore, it is recommended that effective training programs be included in the staff work schedule on a regular basis, or in the form of training content, such as posters and short training messages, to continuously improve work performance and prevent any damage caused by high experience, job dissatisfaction or quality of work life

    Keywords: Group schema therapy training, quality of work life, job satisfaction, attachment
  • Mahnaz Solhi, Farbod Ebadi Fard Azar, Zibandeh Ahmadi*, Mahboubeh Rasouli Pages 138-150
    Objective

    This study aimed to determine the relationship between health literacy and self-care of hypertension among firefighters in Tehran.

    Methods

    This cross-sectional study, which conducted in among 360 male firefighters, age of 18-60 years, working in the Tehran Fire Department in year 2019 was performed by two-stage sampling method in cluster and simple random. Data were collected through demographic form, Health literacy for Iranian adult questionnaire (HELIA) and researcher-made self-care checklist for hypertensive disease. Data were analyzed in SPSS (version 22) using descriptive methods and, analytical tests.

    Results

    57.5% of people were in the age group of 30-40. The mean score of health literacy was 73.96 with a standard deviation of 3.8. The highest mean score of health literacy was related to information perception and the lowest average score was related to reading skills. Among study sample, 44.2% had “good” and 26.7% had” very good” health literacy. Also, the mean score of self-care behaviors was 19.23 with a standard deviation of 3.4. About 14.4% of employees had a mean score of good self-care. There was a direct and significant correlation between health literacy and self-care (r= .36 [m1] , p <0.001[m2] ).

    Conclusion

    Health literacy and self-care behaviors weren’t favorable. There was a significan[93] t positive correlation between health literacy and self-care. Therefore, it is necessary to design an appropriate intervention.

    Keywords: Hypertension, Self-care, Health literacy, Firefighters
  • Sara Mohammadi*, Narges Mohammadi Pages 151-166
    Background and aims

    One of the most critical subjects in all organizations is Improvement of human resources performance for achieving goals. Therefore it's necessary schematization of plans and solutions for decreasing strain and then increasing Organizational Citizenship Behaviors, quality of work-life, and satisfaction. The purpose of this study is to investigate the effect of job stress on the quality of work-life and organizational health of health care personnel (physicians, nurses, paramedics, administrative and service staff) with the mediating role of organizational citizenship behavior.

    Methods

    This study is an applied research in terms of purpose and descriptive-correlation in terms of data collection. This study was conducted on a non-random sample of 318 health care personnel in Ahvaz teaching hospitals. Data were collected by standard questionnaires with validity and reliability, and analyzed using structural equation modeling with SmartPLS software.

    Results

    The results of testing the research hypotheses showed that job stress has a negative effect on the quality of work-life, organizational health and organizational citizenship behavior with path coefficients of -0.71, -0.69 and -0.60 and t-statistic, 10.81, 8.62 and 9.88. Also, organizational citizenship behavior plays an effective mediator in influencing job stress on the quality of work-life and organizational health.

    Conclusion

    The results illustrated that increasing the job stress of health staff leads to a decrease in organizational citizenship behaviors, quality of work-life and organizational health and vice versa. Also, the employment status and job security that it provides can modify this impact.

    Keywords: Job Stress, Quality of Work-Life, Organizational Health, Organizational Citizenship Behavior, Employment Status, Health care personnel
  • Seyed Ehsan Samaei, Somayeh Amininasab, MohammadJavad Sheikhmozafari, Fatemeh Salimi, Reza Nadianmehr, Ali Kazemi Tabrizi, Ebrahim Taban* Pages 167-182
    Background and aims

    The use of natural kenaf fibers as a green and sustainable material and due to its remarkable properties is known as a potential alternative to synthetic fibers in the composite industries. One of the effective approaches to improve the properties of these fibers, especially in the face of fire, is creating a nano-coating with inorganic materials on the surface of the fibers. In this regard, this study was conducted with the aim of improving the flammability and acoustic properties of natural kenaf fibers using mineral nanoparticles.

    Methods

    The present study is a cross-sectional experimental study on a laboratory scale. Synthesis of ZnO-TiO2 nanoparticles was by co-precipitation method and its properties were determined using X-ray diffraction (XRD), Energy-dispersive X-ray spectroscopy (EDX) and scanning electron microscopy (SEM) analyzes.   In this study, the flame retardant performance by conical calorimeter, and the study of acoustic absorption (at normal angles) in order to investigate the acoustic behavior of natural fibers was tested by impedance tube based on the transfer function method and ISO10534-2 standard.

    Results

    Based on the results, the time to ignition (TTI) in the fibers with ZnO-TiO2 coating was almost doubled compared to the raw fibers. The total burning time of nanoparticle-coated fibers increases from 471 to 870 seconds, and the amount of carbon dioxide production in raw fibers with ZnO-TiO2 nanoparticles has decreased from 0.33 to 0.12. Also, this type of fiber had a higher sound absorption coefficient than raw fibers.

    Conclusion

    Due to the outstanding benefits of kenaf fibers (economic and environmental benefits) and the increasing use of these fibers as multifunctional composites, the process of coating these fibers with nanoparticles is considered a good approach to improve the thermal and acoustic properties.

    Keywords: Nanoparticles, Acoustic, Flammability, Natural fibers
  • Ellahe Bahrami-Vazir, Azam Mohammadi, Mohammadshahi Faezeh, Ashraf Direkvand-Moghadam, Nasibeh Sharifi, Elahesadat Saeedifar, Fatemeh Ghelichkhani*, Yoosef Faghihnia Torshizi Pages 183-199
    Background and aims

    Job stress is one of the most common occupational diseases, significant effect on quality of the service care and creativity which is the core of clinical practice. According to the surveys, the effect of stressful conditions on the creativity needs further study. The present study was conducted to determine, correlation between job stress with creativity and job stress predictors in midwives.

    Methods

    This cross-sectional study was performed on 114 midwives had been working in teaching and medical hospitals of Ilam-Iran from October to December 2018. Job stress and creativity was assessed using the job stress HSE and CT questionnaires. Pearson correlation test was used investigated the relationships between job stress and creativity, General linear model was used to determine job stress predictors. Data analysis was performed with SPSS software version 21.

    Results

    The most of the midwives (62.3%) were under a low level of job stress and 35% had no job stress. Mean total score of job stress was 3.3 ± 0.5 from the attainable score of 1-5. Mean  creativity was 131.5 ± 14.7 from the attainable score of 60-180. Job stress and sub domains were not associated with creativity. Having Low level of education (B=0.5, CI 95%= 0.1 to 0.9, P= 0.014) and having hospital work satisfaction (B=0.2, CI 95%= 0.05 to 0.4, P= 0.010) indicated as job stress predictors.

    Conclusion

    Due to the low levels of job stress and the high level of creativity, hospital managers can use these factors with employment satisfaction in the hospital to provide quality clinical services.

    Keywords: Job stress, Creativity, Midwife, Stress, Midwifery
  • Mahmoud Mohammadian, Solale Ramzani*, Esmaeil Babanejad, Jamshid Yazdani Pages 200-214
    Background and aims

    Exposure to manganese fume in the welding process leads to adverse neurological effects on the health of welders. The aim of the present study was to investigate the relationship between biomarkers of manganese exposure and compare the frequency of these symptoms with unexposed group.

    Methods

    35 welders as exposed group, and 40 administrative workers as unexposed controls, were participated in this study. Neurobehavioral symptoms data were gathered using Q16 questionnaire. Manganese concentrations were determined according to the NIOSH 7301 method. The concentration of manganese in blood of the welders was also measured by ICP-OES. Statistical analysis was performed by using MINITAB 17 software at the significant level of 0.05.

    Results

    The mean exposure to air manganese was 0.45 ± 0.08 mg/m3. Manganese concentrations in blood samples of welders (0.16±0.0 2 µg.ml-1) were significantly higher than unexposed workers (0.04±0.002µg.ml-1). Also the frequency of neurobehavioral symptoms of welders was significantly higher compared to unexposed workers (P <0.05). The correlation between neurobehavioral symptoms and blood manganese was significant for welders (P <0.05, r=0.4). As a result, by increasing the concentration of blood manganese levels, the neurobehavioral symptoms were also increased.

    Conclusion

    Due to the high level of exposure to manganese in welding fume for welders and in order to prevent neurobehavioral symptoms preventive measures such as engineering and management control techniques are recommended to reduce exposure.

    Keywords: Neurobehavioral symptoms, Q16 questionnaire, welding respirable particles, Manganese, welders' exposure
  • Somayeh Pourehsan*, Sayyed Abdolmajid Jalaee Esfandabadi, Mahshid Tajrobehkar Pages 215-227

    The present study aimed to investigate the relationship between economic resilience and age and psychological well-being with the mediating role of optimism in COVID-19 epidemic in small and medium-sized businesses. The methodology was correlational using structural equations. To this end, 230 people with small businesses in Kerman were selected using purposeful non-random sampling method. They answered the questionnaires of economic resilience, optimism, and psychological well-being. The data were analyzed by path analysis using Amos and SPSS. The findings showed that economic resilience not only directly affected psychological well-being, but it also indirectly affects peoplechr('39')s psychological well-being in COVID-19 epidemic through influencing optimism. Moreover, it was found that age had an indirect effect on psychological well-being and the model had a good fit. According to the findings, it can be concluded that in the situation of COVID-19 epidemic, optimism plays a mediating role in the relationship between economic resilience, age, and psychological well-being.

    Keywords: Optimism, Economic Resilience, Psychological Well-being, COVID-19
  • Fereshteh Amin*, Shamim Hashemian Zadeh, Maryam Mohajeri Pages 228-240
    Introduction & Objectives

    The spread of the Covid-19 virus has disrupted economic, industrial, and trade cycles. Also, human resources have been severely exposed to damage. This matter highlights the attention to the role of human resource management in dealing with these harms. Therefore, this study seeks to identify a set of management actions taken in human resources during the Corona outbreak by reviewing other research related to the subject. The purpose of this study is to introduce the best management strategies.

    Methods

    This study is a systematic review based on internal databases including Magiran, IranDoc, S.I.D., and international including Web of Science and Google Scholar search engine from 2020 to 2021, using keywords of Human resource management, Covid-19, and Coronavirus, their English equivalents, and combinations.

    Results

    15 articles were eligible to include the research out of 47 articles obtained. The review of reports indicates that the best management measures during the outbreak of Corona include teleworking, establish online training, health protection and safety at work, provide incentives, Participate in reducing employee stress, etc.

    Conclusion

    A review of the available documents shows that most organizations have faced many problems with the outbreak of the corona crisis globally, so overcoming them requires special measures by human resource management.

    Keywords: Management, Human Resources, Corona Virus
  • Ali Safari Variani, Rana Alimoradi, Saeid Ahmadi*, Sajad Zare, Zohre Fallah Morad Pages 241-254
    Introduction

    Punch press is contributed as one of the major industrial machines to produce metal objects, which typically propagates hazardous noise. Acoustic enclosure is the most common method to mitigate noise transmitted from industrial equipment. This study aimed to assess the role of opening dimension and location in a partial acoustic enclosure on occupational noise exposure of punch press’s operator.

    Method

    A punch press with the capacity of 60 tons in an automotive manufacturing company was considered as a real noise source. Equivalent noise exposure level was measured with reference to ISO 9612 using Cassella Cell-450 sound meter, before and after noise control intervention. Rubber sheet and mineral wool as insulation and absorption acoustical material with the thickness of 2 and 50 mm, respectively, applied to build acoustic enclosure. Rubber sheet sound transmission loss was measured using BSAW SW 477 acoustic impedance tube to predict acoustic performance of enclosure. In addition, Partial acoustic enclosure with the dimensions of 1.4 by 1.2 by 3 meter was constructed and opening areas which was equal to 2, 3, 5 and 7 percentage of total area of enclosure was created in front of punch press operator. Finally, an opening equals to 2 percentage of total area of enclosure was created on the left sidewall of enclosure to assess the location of opening on noise level.

    Results

    Punch press operator noise exposure level was measured to be 89 and 67 dBA before and after using full acoustic enclosure respectively.  After using partial acoustic enclosure with open area percentage of 2, 3.5 and 7 on the front side of press, operator noise exposure level was measured 78, 79, 78 dBA, respectively which was a little bit more than predicted noise. As the opening position was relocated from the front wall to the sidewall of the enclosure, operator noise exposure was reduced from 78 to 69 dBA respectively. Although, there was not significant differences between mean sound level of the punch press after relocation of opening. 

    Conclusion

    Utilizing full acoustic enclosure constructed from insulation material recommended in this study, reduced punch press operator noise exposure remarkably. Although, opening area of partial acoustic enclosure was increased to some general extent to feed punch press, there was a slight change in noise exposure of press operator. On the other hand, press operator noise exposure was plummeted with the relocation of opening. Therefore, front opening dimension could be chosen fairly wide to access and feed operation zone of punch press without exposing operator with more noise level. Furthermore, repositioning the opening from the front wall to the side wall of the enclosure and automatically feeding the press through side opening could substantially reduce the operator noise exposure.

    Keywords: Noise control, Partial acoustic enclosure, Opening dimension, Opening position, Punch press
  • Asal Jebeli, Manouchehr Omidvari*, Rouhollah Kazemi, Kiomars Samradjah Pages 255-269
    Introduction

    Performance assessment in any management is a key step in continuous improvement. While occupational safety and health management has been in place for several years, the question of how to control and evaluate the performance of this system still remains. Safety management needs to focus on predictive indicators, rather than on retrospective indicators focused on failure. The Safety Scorecard tool is designed to facilitate decision support and has the ability to integrate performance metrics with advanced metrics. The gas industry is considered a critical industry from the HSE perspective due to the quality and quantity of materials used and having three characteristics of high complexity, low flexibility and high vulnerability.

    Methods

    Following interviews with 6 experts from the provinces of Tehran province and also 4 HSE physicians who all had a master's degree and at least 20 years of experience in their field of work and HSE, general criteria and indicators affecting occupational health safety In Tehran Gas Supply Company, obtaining and using a questionnaire in comparison with a couple, the prioritization index was done based on the ANP model and using the opinions of experts. Then, by designing and completing the safety score card in the sample units, the performance of occupational safety and health in Tehran Gas Supply Company was assessed. The model presented in this research was implemented in Tehran Province Gas Department in 7 regions, which were finally compared with each other.

    Results

    Among the 8 performance indicators approved by experts, the occupational hazards analysis report index with a weight of 0.229 was in the first priority and the incident analysis index with a weight of 0.049 was in the eighth priority. Therefore, there is a need to create a strong mechanism for recording, analyzing and learning about all accidents and quasi-accidents. By designing the safety score card method, 7 units of the company were compared in terms of safety and occupational health performance during December 2017-2019. In the first year, case study 6 with a score of 5.6, more appropriate situation and case study 3 with a score of 0.048 Performance was more challenging and in the second year, case study 1 with a score of 4.08 had a more appropriate situation and case study 2 with a score of 6.66 had a more challenging situation. Therefore, the existence of continuous HSE monitoring system in the regions is very necessary and the performance of the regions has improved a lot after the presence of HSE observers.

    Conclusion

    Finally, a model of safety scorecard that integrates management indicators at different levels of an OHS management system, along with the implementation method of scoring safety cards, was proposed for Tehran Gas Supply Company. The model presented in this study includes action and response indicators, has the ability to monitor the performance of occupational safety and health management and helps managers and health and safety experts in industries and organizations to evaluate the effectiveness of this system.

    Keywords: performance assessment, occupational Safety, Health, Gas companies, Safety Score Cards, Gas supply companies
  • Mohammad Zabehi, Seyed Reza Azimi Pirsaraei, Roohalah Hajizadeh*, Ramazan Fallah Pages 270-284
    Introduction

    In today's world, with the advancement of technology, hand tools that required the physical strength of the body have given way to electric and pneumatic tools. Despite all the advantages that these tools have, there are many limitations and problems due to their use for people, including sound and vibration. Most different machines and tools produce vibrations in varying proportions, the forces and effects of which are transmitted to the body through the hands called hand-arm vibration (HAV) 1. These vibrations can cause cardiovascular, neurological, or skeletal disorders in the upper extremities. Hand-transmitted vibration (HTV) 2 can also lead to peripheral neuropathy syndrome, whose symptoms include numbness, impaired sensory perception (tremor, cold, heat, pain), and loss of hand skills. Another complication of hand-arm vibration is blood vessel spasm, which is a clinical manifestation of the white finger phenomenon and varies depending on the intensity and duration of hand contact and the amount of hand-arm vibration. This study was performed in heavy machine puncture workshops. In punctures, workers use an Impact wrench to unscrew and tighten the machine wheel bolts. Using this wrench exposes operators to sound and vibration. The aim of this study was to Evaluation of workers' exposure to hand-arm vibration of impact wrench in heavy vehicles puncture shops and providing control

    Method

    This study was conducted with the participation of 20 employees of heavy vehicles puncture workshops who worked in different workshops with different Impact wrenches and were randomly selected. At first, the personal Demographic of the employees such as age, work experience, height, weight and level of education and the characteristics of the Impact wrench including weight, power, function life and manufacturer were recorded. Hand-arm vibration measurement GA2003 HARM VIBRATION METER made by CASTEL with a piezo electric T-shaped sensor was used to measure hand-arm vibration. Measurements were performed on the X, Y and Z axes according to ISO 5349-1. The effective vibration acceleration was measured in RMS mode and using a HARM filter. Then the effective total value vibration acceleration was calculated using Equation 1.Equation(1) ahv: total value effective vibration acceleration ( (   ahwx: X-axis effective vibration acceleration ( (  ahwy: Y-axis effective vibration acceleration (  ahwz:  Z -axis effective vibration acceleration ( ( 1. Hand Arm Vibration    2. Hand Transmission Vibration Image (1).  Pneumatic wrench on the left, a worker using it on the right There are about 10 screws in each wheel of heavy machinery, considering that the time required to open and close the screws of a wheel is 3 minutes, and considering the average number of wheels that can be opened and closed by one person during a day ( 20 wheels per day) The average exposure time was calculated as 1 hour, then using Equation No. 2, the effective acceleration equivalent to 8 hours of exposure per person was calculated and the results were compared with the allowable occupational exposure threshold of the country. Equation (2) A (8): the amount of effective vibration acceleration is equivalent to daily exposure  ahv: the total value effective vibration acceleration T: the vibration exposure time T0: the base time which is 8 hours per day.

    Result

    Mean personal Demographic including age, work experience, weight and height were 36  8.97 years, 10.55  7.52 years, 10.86 kg and 175  4.9 cm, respectively. The mean characteristics of pneumatic wrenches including torque (power), weight and function life were 2750 N/M, 13.7  2.04 Kg and 1.45  1.05 years, respectively. 50% of the wrenches belonged to Genius Company, 25% to TAITIAN Company and 25% to other companies. The maximum effective acceleration measured in the front handle of the Impact wrench was 20.35  on the Z axis. The mean effective acceleration of vibration in the front handle on the X, Y and Z axes was 16.95  8.98 , 18.35  6.93  and 20.35  10.39 , respectively. Also, the total value of the effective vibration acceleration for the front handle was 32.34 14.88 . Measurements performed on the rear handle of the Impact wrench showed that the total value of effective vibration acceleration for the rear handle was 45.22  21.99 and the maximum effective acceleration measured was 28 on the Z axis. The mean effective acceleration of hand-arm vibration in the rear handle of the Impact wrench in the X, Y and Z axes was 22.85  12.79 , 25.2  8.78 and 28 15.9 , respectively.The mean effective vibration acceleration obtained after using felt in the tool handle on X, Y and Z axes was 7.1  1.33 , 8.25  1.69  and 7.2 ± 2.1 , respectively. The Vibration total value of effective acceleration of three-way vibration after using felt was 13.27  2.57 . The maximum vibration reduction was related to the Z axis. The mean effective vibration acceleration obtained after using elastomer in the Impact wrench category in X, Y and Z axes was 14.45  6.06 , 17.15   6.68 , 14.45  6.06 , respectively. The mean Vibration total value of effective three- axes vibration acceleration after elastomer use was 29.21  10.76 .The mean vibration acceleration of the 8-hour exposure of the Impact wrench with the exposure time of 1 hour per day is 16.38  7.58 and is higher than the allowable occupational exposure limit (5 ). The mean effective vibration acceleration of the 8-hour exposure after using felt whit Exposure time of 1 hour per day was 4.67  0.887 which is less than the allowable daily exposure limit and more than the action limit (2.5 ). The mean effective vibration acceleration of exposure 8 hours after elastomer use was 10.18  3.78, which is higher than the occupational exposure limit. effective vibration acceleration is equivalent to 8 hours of exposure  Comparison of the means of the three modes of the total value of effective vibration acceleration of Impact wrench vibration, the total value of effective vibration acceleration after felt application and the total value effective vibration acceleration after elastomer application in Impact wrench handle, showed that the reduction of effective hand-arm vibration acceleration by using felt and elastomer in Impact wrench is significant (P <0.05). Also, according to the obtained results, felt is more efficient than elastomer and reduces the effective acceleration of hand-arm vibration to a greater extent, which is also a significant reduction of vibration (P <0.05). Graph of changes in mean effective vibration acceleration Evaluation of the relationship between Impact wrench vibration total value with power (torque), weight and function life variables showed that there is a significant relationship between power (torque), Impact wrench and hand-arm vibration total value (p <0.05) and As the power increases, the vibration rate increases. But there was no significant relationship between the variables of Impact wrench weight and function life with the total value of effective acceleration of hand-arm vibration caused by Impact wrench.

    Discussion

    The aim of this study was to evaluate the exposure of heavy machinery puncture workshop workers to hand-arm vibration caused by Impact wrenches and to provide control strategies. According to the results, the amount of hand-arm vibration caused by the Impact wrench is more than the allowable occupational exposure limit of the country and the highest vibration is in the rear handle of the Impact wrench and in the z axis (28). It is effective and increases the amount of hand-arm vibration by increasing it. The use of felt and elastomer in the Impact wrench category significantly reduced hand-arm vibration.The most effective acceleration of the hand-arm vibration was in the rear and front handles of the Impact wrench in the Z axis. The Z direction is along the length of the hand (from the fingertips to the arm) and when working with an Impact wrench is the maximum force and pressure applied to the back, i.e. in the direction of the hand. Therefore, most of the vibration is in the Z direction and in the same direction as the force generated by the Impact wrench.The maximum reduction in hand-arm vibration was by using felt on the Z axis and the maximum reduction was by using elastomer on the Y axis. Felt reduced by 70% and elastomer reduced by 43% the effective acceleration of hand-arm vibration caused by the Impact wrench. Although the results of repeated measures statistical tests showed that both coatings used in the Impact wrench handle significantly reduce hand-arm vibration caused by the Impact wrench, but the use of felt due to higher efficiency and the greatest reduction in hand - arm vibration in the Z axis (the maximum amount of vibration is caused by the Impact wrench in this axis) Can have a greater effect in reducing hand-arm vibration.According to the obtained results, the power or torque of the Impact wrench affects the vibration of the Impact wrench and with increasing torque, the amount of hand-arm vibration also increases. Statistical analysis by linear regression method also showed a significant relationship between Impact wrench strength and effective vibration acceleration (P <0.05), but there was no significant relationship between vibration and two variables of weight and function life. The amount of use of the Impact wrench during its function life is important and with the increase of the operating time of the Impact wrench, its power decreases so that in some cases it does not have the necessary efficiency to open and close the screws and employees are forced to change their Impact wrench. On the other hand, it is possible to increase the vibration rate by increasing the function life of the Impact wrench and the Depreciation of its parts. It seems that these two issues, i.e. increasing the Depreciation of parts and decreasing the power of the Impact wrench, neutralize the effect of each other on the resulting vibration. As a result, increasing the function life of the Impact wrench does not have a significant effect on hand-arm vibration.

    Conclusion

    In heavy machine puncture workshops, the level of daily occupational exposure of employees with hand-arm vibration caused by Impact wrenches is higher than the allowable occupational exposure of the country. The use of felt in the handle of the Impact wrench reduced by 70% and the elastomer reduced the vibration of the hand-arm by 43%, so the use of elastomer coatings and especially felt in the tool handle can be a good way to control the effective acceleration of hand-arm vibration.

    Keywords: Hand-arm vibration, Impact wrench, Heavy vehicles, Elastomer, Felt
  • Masoud Motalebi Ghayen, Elahe Ezati, Mitra Faghihi, Soudabeh Yarmohammadi, Shayesteh Shirzadi, Zahra Rahimi Khalifeh Kandi, Khandan Shahandeh, Mohamad Moradi, Fereshteh Taheri, Hasan Shahbazi, Somayeh Karami, Ali Asghar Farshad* Pages 285-304
    Introduction

      The changing nature of work in today's world has caused a large number of people to be engaged in sedentary jobs. In such cases, lack of physical activity can lead to non-communicable diseases and increase morbidity and mortality. The purpose of this study was to provide a step-by-step descriptive design, implementation, and evaluation of a physical activity promotion program in the workplace using an intervention mapping approach.

    Methods and Materials:

     In this study, evidence-based and theory-based intervention design, guided by the steps of an intervention mapping approach, to promote physical activity in the workplace is described.

    Results

    Physical activity intervention was performed based on workplace as well as individual and interpersonal, environmental, and organizational goals. Interventions include using the Ministry's gym for all employees, consulting with sports experts and instructors, increasing the Ministry's sport administration programs, holding a cultural festival for the participation and cooperation of all managers, employees and their families, photography, and painting competitions, and helping physical activity assistants for follow-up and feedback. Communication channels included posters, pamphlets, labels, motion graphics, stands, booklets, and movies.

    Conclusion

    Intervention mapping ensures transparency of all components of the intervention and provides a systematic, theory-based, and evidence-based approach to interventions development in the sedentary behavior changes among employees.

    Keywords: Physical Activity, Intervention Mapping Approach, Workplace, Staff
  • RAJABALI DARUDI, Yoosef Faghihnia Torshizi, JAVAD JAVAN NOGHABI, MEHDI RAADABADI, Farahnaz Ezzati Ezzati, FERESHTE KARIMI* Pages 305-319
    Background and Aim

    The Covid 19 epidemic has become one of the most important health system challenges in the world. This epidemic, in addition to death and disability, has come at a high cost. The aim of this study was to identify the methods of calculating the burden of Covid 19 disease.

    Materials and Methods

    The present study performed by systematic review method. All articles related to the Covid disease burden reviewed in five databases and two search engines by May 1921. Nine articles analyzed in the final analysis.

    Results

    Nine studies from December 2019 to April 2021 examined and calculated the burden of Covid-19 disease. 5 studies were published in 2020 and 4 studies in 2021. The studies were conducted in China, the United States, Saudi Arabia, Italy, Brazil and Iran. The costs of this disease were classified into medical and non-medical costs. Due to the emergence of this disease and the lack of sufficient knowledge about this disease, there are fundamental limitations in conducting economic burden studies of this epidemic.

    Conclusion

    Access to information is the most important prerequisite for these studies. Therefore, the method of disease management, information and diagnostic cases at the national level is very effective in calculating the economic burden of this disease. The requirements, limitations and basic framework of calculations in estimating the economic burden of this disease should be considered by researchers and policy makers of the health system.

    Keywords: Covid 19, Corona Viruses, Illness Cost, Disease Burden, DALY
  • Seyed Saeed Tabatabaee, Elahe Daghighbin* Pages 320-334
    Introduction

    Human resources are considered as a major component of the health sector.  this study estimates the number of midwives required in maternity wards in hospitals by using the WISN method.

    Materials and methods

    This cross-sectional descriptive study was conducted in three hospitals affiliated to Mashhad University of Medical Sciences in Iran using the WISN method in 2019. The workload and the standard working time were determined through holding expert meetings; the timing methods were used to test and verify the standard working time; available working time was determined through holding meetings with personnel affairs experts, studying the relevant laws and regulations and personnel system information; and the actual workload was determined based on information management system and information registries. Microsoft Excel was used to analyze WISN data and Stata (version 19) was used to analyze statistical data.

    Results

    10 factors related to midwifes’ available working time were identified. Annual available working time for midwives in the studied hospitals was 1378 hours per year. In this study, labor, delivery, recovery and postpartum, recovery after cesarean care, and new born cardiopulmonary resuscitation (CPR) were identified as the main activities of midwives. The results have shown that the Centre hospital and the educational hospital faced with 2 and 13 midwifes shortage, respectively, while the non-educational hospital had 2 surplus midwives.

    Conclusion

    The results showed that although both center and educational hospitals are faced with a shortage of midwifery staff, in comparison of working pressure, midwives in the educational hospital are under more pressure than the midwifes in the center hospital; so staffing in the educational hospital is a top priority. so workforce recruitment has a significant role in these hospitals.

    Keywords: Workload Indicator of Staffing Need, Midwife, Hospital, Workforce
  • Parisa Davarei, Abbas Shamsalinia, Fatemeh Ghafarei, Fatemeh Shirinkam, Ay Sa Azamei, Abolfazl Atashpoosh, Nastaran Rafiei, Fatemeh Mohammadkhah* Pages 335-348
    Introduction

    Occupational and social exposures to covid-19 are among the significant stressors that threaten the health of Healthcare workers (HCWs) in various dimensions. This study aimed to determine the relationship between Corona disease anxiety and the general health of  health care workers in the summer of 2021.

    Methods and Materials:

     This is a descriptive correlational study[k1]  that was conducted in 2020. Sampling was done by the available method. Study samples he samples [k2] included 170 HCWShealthcare workers. Data were collected using tools such as the Demographic Questionnaire, the Corona disease Anxiety Scale(C-19 AS) and the General Health Questionnaire. The data were collected using porsline software (online). Statistical data were analyzed by SPSS 16 statistical software using the Kruskal-Wallis test, U Mann-Whitney test, Spearman correlation coefficient, and stepwise multiple regression. The significance level was P<0.05.

    Results

    There was a positive and significant relationship between Corona disease anxiety and general health (p<0.01), and the variables of physical anxiety (β coefficient = -0.233) and marital status (β coefficient = -0.147) had the highest regression effect on public health.

    Conclusion

    health policymakers and managers of health care systems take preventive and curative measures such as providing psychological counseling and implementing training programs such as problem-solving skills training and resilience when necessary, especially for married healthcare workers to reduce the level of Corona disease anxiety do.

    Keywords: Coronavirus, Anxiety, Health, health personel
  • MohammadSaeed Jadgal, Moradali Zareipour, Saeedeh Sadeghi, Ehsan Movahed, Tayebeh Samieizadehtoosi, Hadi Alizadeh-Siuki* Pages 349-361
    Background and aims

    Consumption of smokeless tobacco products annually causes the death of more than 250 thousand people worldwide. The aim of this study was to determine the effect of transtheoretical model education on the temptation / self-efficacy of smokeless tobacco products among guild traders.

    Methods

    In this quasi-experimental study, 320 guild traders were studied by simple random sampling. The data collection tool was a researcher-made questionnaire that was used after confirming its validity and reliability. Intervention strategies included group discussions with videos and photos related to the destructive effects of smokeless tobacco products on general health and oral health, using data projectors and PowerPoint. After 6 months from the intervention, the questionnaire information was collected again and finally the data were analyzed in SPSS 20 software using descriptive and analytical tests.

    Results

    In the pre-intervention phase, the mean scores of temptation/ selfefficacy in pre-contemplation stage were 16.63± 1.59, 16.45 ±1.51 contemplation and 13.28±0.48 readiness, but in the next phase, from the intervention, the mean scores of this structure in individuals in the pre-contemplation stage decreased to 9.97±2.09, contemplation to 9.94±2.26 and readiness to 10.61±2.18, and there was a significant difference between this structure and the changes were observed (P-Value <0.001).

    Conclusion

    By designing and implementing interventions based on the transtheoretical model, the temptation of people consuming these products can be reduced at different stages of change and their self-efficacy to overcome tempting situations can be increased.

    Keywords: smokeless tobacco products, transtheoretical model, guild merchants
  • Mahdi Mohammadiyan, MohammadAli Jlilvand, Masumeh Tahmasbi, Marzieh Beljikangarloo*, Esmaeil Karami Pages 362-379
    Background & Objectives

    The COVID-19 pandemic significantly effects on health of workforce as the most important source of manpower in maintaining business and the community economy. Therefore, this study aimed to investigate the knowledge, attitudes and practices related to COVID-19 and its effective factors among industry practitioners in industrial areas.

    Methods

    A cross-sectional study was conducted in Tehran industrial city from October to December 2020. Data from 494 practitioner’s industry were collected through survey questionnaire including demographic and a 35-item questionnaire to assess the status of knowledge, attitude and practices to the COVID-19 prevention guidelines. The content validity of the questionnaire was confirmed by the experts of Occupational health and Epidemiology and performed by two relative content validity coefficients, the Content Validity Ratio (CVR) and Content Validity Index (CVI), which were 0.78 and 0.85, respectively. Additionally, reliability was proved through a pilot study to calculate Cronbach’s alpha and determined to be 0.81. Descriptive analyses and chi-square tests and Pearson rank correlation analyses were performed to determine factors associated with knowledge, attitudes, and practices towards COVID-19. Data analysis was performed using STATA software version 17 with a significance level of P <0. 05.

    Results

    The mean and standard deviation of practitioner’s knowledge was 19.68 ± 3.55, their attitude was 14.74 ± 3.45 and their performance was 7.97 ± 0.91. Educational level (r=0.19, p=0.015) and marital status as employees (r=0.24, p=0.042) were directly correlated with attitude and practice, respectively. Also, the results of Pearson correlation test showed that there is a positive and significant correlation between knowledge and attitude (r = 0.11, P = 0.01) and attitude and practice (r = 0.98, P = 0.001).

    Conclusion

    The results of the present study showed the need to increase awareness through training courses and positive attitude of the studied practitioner in order to strengthen suitable practices and motivate them to take appropriate preventive measures against COVID-19.

    Keywords: Industrial, Knowledge, Attitude, Practice, Covid-19
  • Majid Babaei*, Shila Hasanzadeh, Habibollah Pirnejad, Iraj Mohebbi, Rana Hoseini, Zahra Niazkhani Pages 380-392
    Background and aims

    Road traffic accidents are one of the serious public health problems in the world that need to be prevented. Socio-economic status is one of the important factors related to traffic accidents. The incidence and mortality rate of traffic accidents also vary between different countries and even within a country. Therefore, the aim of this study was to investigate the relationship between the severity of traffic accident injuries and socio-economic factors.

    Methods

    This study was a cross-sectional study involving 310 drivers caring following an accident in Imam Khomeini Hospital in Urmia, Iran in 2020. The trauma severity scale of ISS ((Injury Severity Score) and the statistical model of rank logistic regression were used for this study.

    Results

    Data showed a positive and significant relationship between the severity of injury and socioeconomic factors including marital status (OR = 2.306, P = 0.024), education for high school (OR = 19.066, P = 0.013), and diploma (OR = 5.549, P = 0.011), household monthly income for 12.5 to 25 million Rials (OR = 4.87, P = 0.068), and for 25 to 37.5 million Rials (OR = 4.46, P = 0.079), occupation (OR = 2.491, P = 0.088), car monetary value for 0-550 million Rials (OR = 13.986, P = 0.001), and for 550-1100 million Rials (OR = 3.284, P = 0.016),  as well  the share of health care costs for 0-20% (OR = 22.389, P = 0.001) and  for 20%-40% (OR = 3.664 P = 0.001), while was not a significant association between the severity of injury and age (OR =0.889, P = 0.367), gender (OR = 1.391, P = 0.598), and monetary value of housing.

    Conclusions

    The data indicate that there was a relationship between most of the socio-economic factors and the severity of injury. Based on the results, intervention programs on marital status, upgrading education, increasing monthly household income, improving working and occupational status, improving monetary value and car safety, and increasing the share of health and care costs in total expenditures is recommended.

    Keywords: Socioeconomic status, Accident, Injury Severity, Rank logistic regression
  • Masoud Rafiei, Ali Asghar Farshad, Roksana Mirkazemi, Fereshteh Taheri, Afsaneh Omidimorad, Athena Rafieepour* Pages 393-407
    INTRODUCTION

    Sleep is one of the physiological necessities of the body that is effective in maintaining the balance of the body's biological activities and maintaining the normal function of memory and cognitive skills. Less than 7 hours of sleep may decrease the quality of people's performance. Shift working is one of the most common reasons for reduced sleep quality among workers, which can disturb the normal sleep cycle(1). Irregularities in the sleep-wake cycle also lead to increased fatigue and mental health problems by increasing the secretion of the hormone adrenaline into the bloodstream. Shift working is work activities outside the usual timetable, which is especially common in social jobs. It is estimated that about 20% of the world's workforce is in the shift working group. The results of epidemiological studies showed that the incidence of adverse health consequences due to shift working is higher compared to day-working. Shift working can cause cardiovascular problems, gastrointestinal disorders, musculoskeletal disorders, fertility problems, increased risk of thyroid cancer, mood swings, and other health effects. The International Agency for Research on Cancer (IARC) also classifies shift working in Group A2 as "probably carcinogenic to humans"(2). Shift working is an effective factor for the rate of health problems. Prolonged shift working time increases the risk of disease and can increase the intention to leave and burnout at work.The shift working as the most common pattern of working hours in the railway industry(3) has developed to increase the quality of life of metro passengers and thereby facilitate a more efficient transportation and movement of passengers in metropolitan areas. The transformation of intercity passenger transportation spaces from land-based to underground models has put the construction and operation of new metro lines as a subset of the railway industry on the government agenda. In this regard, Tehrans' municipality administrators have improved transportation conditions and increased metro lines in the urban development program. The increase in underground rail lines will be accompanied by an increase in the need for subway operators to attend unusual work hours. The results of recent studies demonstrated that subway operators have lower quality and sleep hours compared to other shift working jobs. On the other hand, the need for constant monitoring of the environment, information, and decision-making processes is estimated to be very high for metro drivers, which could cause mental and physical fatigue and reduced job satisfaction. In the present study, relying on the importance of providing and maintaining health and safety in the metro drivers, the effect of the shift working on sleepiness and the occurrence of health and mood effects in drivers of Tehran Urban & Suburban Railway Co was investigated.

    METHODOLOGY

    363 Tehran metro drivers from lines 4, and 5 were selected by a census method and they were informed about the study and their consent were obtained in a special form. All study participants were divided into the control group (day workers) and case group (shift workers with fixed shifts of 9 or 12 hours). Their psychometric properties and sleep disorders were surveyed by the Survey of Shift workers (SOS) questionnaire(4) and Epworth Sleepiness Scale (ESS)(5) questionnaire, respectively. The validity of the SOS questionnaire was confirmed on 100 participants in the present study with a Cronbach's alpha coefficient of 0.72. The information about demographic characteristics of workers, shift working pattern, job satisfaction, mental and psychological disorders, health problems, sleep disorders, the effect of shift work on individual and social living conditions were obtained by SOS questionnaire. The ESS questionnaire with 8 questions and a scoring range of 0 to 3 examines the possibility of a person taking a shut-eye at work. In this questionnaire, the total scores obtained between 0-6, 7-10, 11-15, and 16-24 indicate adequate sleep, mild, severe, and dangerous sleepiness, respectively. The validity of the ESS questionnaire in the present study was equal to 0.93. The short-term physical effects of shift work in this study were also evaluated by an occupational physician during a clinical checkups and health problems related to shift working were recorded in the quarter before the study. In the medical checkup, questions related to digestive problems (anorexia, stomach pain, nausea, heartburn, indigestion, bloating, abdominal pain, and defecation disorders), cardiovascular problems (tachycardia, chest discomfort, dizziness, shortness of breath, high or low blood pressure, and arrhythmia), immune system problems (recurrent infectious diseases, long recovery period after illness), musculoskeletal disorders (shoulder and back pain, waist, arms, ankles, and knees) were asked. SPSS v.19 statistical software was used to analyze the data of the present study. Descriptive analysis and independent t-test were used at a significance level of 5% to express the frequency distribution and analyze the relationship between job factors and the effects of shift working.

    RESULTS

    All participants in the study were male with a mean age of 31.1 ± 4.5 years (the range of 21- 58 years) and a mean work experience of 6.2 ± 4.3 years ((the range of 1 - 12 years). The results of the statistical test showed that there were no statistically significant differences in age based on the mean age variable between shift working group (case) and day working groups (control) and also between the two shift working pattern (9 hours (6:00 to 15:00) or 12 hours (6:00 to 18:00)) (p-value> 0.05). The work experience in the 12-hour shift working group was statistically significantly higher than the 9-hour shift working group (p-value = 0.03) which, was not statistically different from the control group.The results of clinical checkup showed that stomach pain (62.8%) and bloating (67.6%) were the main digestive problems in train drivers. The stomach pain in the case group was significantly higher than the control group and working time was identified as an effective factor for these consequences. Chest pain (56%), shortness of breath during activity (77.8%), pain in the shoulder/neck (84.6%), waist/back (85.7%), and leg/knee (81.9%) %) were the most common problems reported in train drivers, which showed a significant difference with the control group (p-value <0.05). The increase in shift work hours was associated with a significant increase in shortness of breath and chest pain, but this difference in the rate of complaints of musculoskeletal pain among different shift working pattern was not significant (p-value <0.05). Increased chances of recurrent infectious diseases in 78.5% and long recovery period were reported in 75.8% of the participants in the case group, which did not show a significant difference with the control group. Increasing the working time from 9 to 12 hours did not affect the incidence rate and length of the recovery period of infectious diseases (p-value <0.05).Decreased quality of social life in the case group showed a statistically significant difference from the control group (p-value = 0.006). Most shift workers reported their work hours interfering with family life conditions and leisure activities. The effect of increasing shift work hours on the quality of social life was not significant (p-value <0.05). However, self-reports of the case population with shift durations of 9-12 hours compared with the control population, stating mood changes such as irritability, nervousness, and feelings of misery and guilt did not show a significant difference (p-value <0.05). Similarly, the results obtained from the self-reports of all the study participants (the case and control groups) did not show a statistically significant difference in the rate of fatigue and sleepiness during work in different shift working patterns (p-value <0.05). Comparing the job satisfaction of the case and control population using the SOS questionnaire demonstrated a statistically significant difference (p-value=0.006). The results also showed the optimum rate for the control group was 89.5%, while the corresponding rate was 59.3% for shift workers. And, increasing shift hours was effective statistically significant in reducing their job satisfaction (p value=0.016).The effect of demographic characteristics of age and work experience on the incidence of musculoskeletal pain in the waist/back and arm /hand, recurrent infectious diseases and long recovery period, mood changes, job satisfaction, fatigue, and sleepiness in the two groups 9 and 12 hours shift workers were not statistically significant (p-value <0.05). Increased age and work experience were associated with an increase in the rate of stomach pain, chest pain and shortness of breath, decreased quality of sleep and social life, and increased pain in the shoulder/neck and leg/knee in the shift working groups (p-value <0.05).

    DISCUSSION

    Railway drivers typically have heavy workloads and mental loads, and often they are shift workers. Work time is often a major challenge for workers because it requires balancing between productivity and sleep time. Most shift activities lead to chronic sleep deprivation that leads to the discrepancy between rest times and working time, which leads to decreased efficiency, mood swings, and fatigue, and sleepiness. The results of the present study also showed that shift working patterns compared to day-working can be associated with negative effects on workplace awareness, social living conditions, job satisfaction, and health problems such as musculoskeletal pain, gastrointestinal and respiratory disorders. The increased duration of working hours from 9 to 12 hours showed an intensification shift work complications. The metro drivers of the Tehran Urban & Suburban Railway Company mainly complained of stomach and chest pain. Gastrointestinal disorders in shift workers are related to various factors such as diet disturbance, psychosocial stress, lack of sleep, and also disturbance of the body's circadian rhythm, which can lead to stomach pain by reducing acidity and gastric emptying. Walton et al. also reported chest pain, palpitations, headaches, guilt, and shame from acute stress in metro drivers that were improved by changing shift working patterns(6). The higher rate of musculoskeletal disorders in shift workers compared to the control group in the present study can be due to several reasons. Some researchers believe that the presence of vibration in the cabin of train drivers, unsuitable postures during activity, and working stress are the main causes of musculoskeletal pain in metro drivers. Vitamin D deficiency in jobs with closed environments and away from natural sunlight is another factor that may increase the risk of musculoskeletal, mental, and autoimmune disorders. In other studies, increasing age has been introduced as an effective factor for the prevalence of physical symptoms in shift workers, which was contrary to the results of this study. The reason for this discrepancy can be related to the low distribution of age variables in this study population. Because most of the participants were in the young age group.The results of the present study showed that the rate of infectious diseases and longer recovery period in shift workers is higher than the control group, which could be related to disruption of the sleep-wake cycle in shift workers. The results of scientific research show that stress and anxiety, especially irregular sleep-wake cycles, can lead to higher rates of viral infectious diseases such as colds and longer recovery periods. Lack of sleep in the body can cause changes in the secretion of inflammatory cytokines and inadequate expression of the immune gene, activation of the sympathetic and hypothalamic-pituitary-adrenal pathways, and an increase in the secretion of the hormone cortisol. The abnormal secretion of the hormone causes stress and disruption of the immune system, which increases the risk of viral diseases. Mood changes and quality of social life in the present study did not show significant differences between the shift workers and the control group. However, the complaints' rate in the shift workers was higher than in the control group. Hege et al. showed that shift workers as transit drivers could cause conflict between work and life and increase family and social problems compared to other workers(7). Déme et al. also believe that the need for sleep and rest during the daily activities of their family members could be the reasons for the conflict between work and life in shift workers(8). Mood disorders due to lack of sleep also were recognized in most studies as one of the most common complaints in shift workers, which is associated with increased levels of anxiety and depression.In the present study, sleepiness in the shift workers and control group did not show a significant difference, which could be related to the nature of the work of metro drivers and rapid changes in the work environment. However, studies by the American Academy of Sleep Medicine (AASM) showed that sleep deprivation is related to negative health effects and identified shift workers as a vulnerable population. The sleep pattern in the shift workers often exposes them more to unwanted sound and inappropriate lighting and reduces their quality of sleep, which in many cases causes chronic insomnia in shift workers. Some researchers have pointed to sleeplessness in shift workers compared to day workers and believe this can cause depression and job dissatisfaction. Sleep deprivation and chronic fatigue could lead to negative effects on job performance and social functions of individuals having increased mood swings. Numerous factors such as light and heat in the train cabin, an inadequate pattern of work/rest, and lack of sleep at night can affect the aggravation of fatigue and sleepiness in metro drivers. Although Hu and Lodewijks pointed out in their study the occurrence of fatigue is not necessarily associated with sleeplessness but, it may play a role in the negative consequences of shift working and exhibit increased dissatisfaction and reduced quality of life.The decrease in job satisfaction in shift workers in the present study was consistent with many scientific studies in this field. Wei et al. identified shift work patterns and long working hours as a cause of work-life conflict in train drivers and could affect the status of their job satisfaction. The results of this study also showed that increasing the duration of shift work of metro drivers can be a deterministic factor for the consequences of working patterns. On the other hand, an increase in shift work duration increased their fatigue rate. Johnston et al. showed that fatigue increased slightly during the first 4 hours of the shift but doubled at the end of working time with 12 hours. Work-related fatigue is a natural human response that can occur due to limited physical/mental energy resources and can change their level of attention and motivation. Hülsheger also believes that the fatigue pattern, especially in people with sleep deprivation, follows a quadratic equation that leads to increased fatigue and will lead to a wide range of chronic diseases.

    CONCLUSION

    The present study demonstrated that the shift work patterns in the Tehran urban and suburban railway drivers could cause sleepiness and increase the incidence of health disorders. And, such phenomenon was intensified by increasing the working time from 9 hours to 12 hours. The need to increase the awareness of metro drivers for improving passenger safety is one of the goals that should be taken into account in planning the work pattern system. Hence some modifications in management control measures are needed for improving working conditions and satisfaction of metro drivers. Further studies for identifying the impact of demographic and environmental characteristics on the health effects of shift workers could be beneficial for their working conditions.

    Keywords: Shift work, Working Hours, Life Quality, Tehran Urban, Suburban Railway Operation Co
  • Fateme Nikbakht, Hamid Heidarian Miri, Fatemeh Kokabisaghi, Toktam Akbari Khalaj, Hamidreza Shabanikiya* Pages 427-439
    Introduction

    Nowadays, due to the increase in violence against emergency medical technicians and the adverse effects of these behaviors on physical and mental health, as well as employee productivity, it seems necessary to investigate occupational violence and try to reduce it. Therefore, the present study was conducted to investigate the level of violence in the workplace against emergency medical technicians of Mashhad University of Medical Sciences and related factors.

    Methods and Materials:

     This was a cross-sectional study performed on 204 emergency medical technicians of Mashhad University of Medical Sciences. The sampling method was census. The data collection tool was a researcher-made questionnaire. Data were analyzed using descriptive statistics and statistical tests including chi-square, t-test and analysis of variance using Stata software.

    Results

    The response rate was 19.2%. Findings showed that 78.92% of the subjects in the past year have experienced at least one type of violence. The most common type of violence was verbal violence. 70.10% of the violence occurred at the scene of accident and the patient's family was the main group of perpetrators of violence (59.31%). There was a significant relationship between the rate of physical violence with the rate of verbal and cultural violence (P-value≤0.05).

    Conclusion

    Emergency medical technicians are always exposed to different types of occupational violence, so training in violence management and communication skills, as well as follow-up of violence by the relevant authorities, is recommended to reduce the violence.

    Keywords: occupational violence, emergency medical staff, paramedics
  • Parvin Aziznejadroshan*, Zahra Geraili, Safie Rezapour, Somayeh Sefidhagi, Mojtaba Qanbari Qalehsari Pages 440-456
    Background and aims

    The COVID-19 pandemic put a lot of strain on staff and the health care system. The aim of this study was to determine the stressors in nurses involved in caring for COVID-19 patients in the hospitals of Babol University of Medical Sciences.

    Methods

    This cross-sectional study was conducted on nurses working in the care of COVID-19 patients (Rohani and Yahainejad hospitals) in Babol University of Medical Sciences in 2020. The number of samples was estimated using Cochran's statistical formula was 224 people. Then, the proportion of nurses involved in corona in each hospital, stratified sampling of corona departments was done. Data collection tools were a researcher-made questionnaire. The Stressors Questionnaire in Nurses was in five areas (interpersonal, patient care, physical and environmental, individual and managerial) and the questionnaire was about the demographic characteristics. The collected data were analyzed using SPSS software version 23 and parametric statistical tests of one-way analysis of variance and independent t-test were also performed in the absence of non-parametric Kruskal-Wallis and Mann-Whitney tests.

    Results

    Physical and environmental stressors with an average of 29±10.12 and the patient care stressors with 13.38±5.02 had the highest and lowest intensities of stress, respectively. The most important stressors in nurses are insufficient support (68.2%), high workload (63.9%), tight work schedule (63.5%), heaviness and discomfort of the nurse with protective clothing and boots (63.3%), lack of nurses (61.5%), lack of suitable space to change protective clothing (60.2%), etc. Nurses' occupational stressors were significantly associated with gender, work experience and type of hospital, physical and environmental stressors with shift work, interpersonal stressors with education and patient care stressors with overtime (P<0/05).

    Conclusion

    Since physical and environmental factors were recognized as the most source of stressors, with appropriate measures, it is possible to eliminate or correct these factors, to help reduce stress and improve the health of nurses.

    Keywords: Occupational Stresses, COVID-19, nursing care, nurses
  • Shabnam Nazem Sedighi, Amin Rafiepoor*, Mehrdad Sabet Pages 457-471
    Background

    Occupational events that sometimes occur due to improper safety management can have a significant impact on workers' productivity; Therefore, by improving the habits and increasing the level of awareness of workers, behavioral safety can be achieved; Because people play a central role in managing their health, they can prevent risks with a range of individual, environmental, and organizational activities in which occupational health literacy is a key factor. The aim of this study was to investigate the relationship between occupational health literacy and safety behavior with the mediating role of health.

    Methods

    The cross-sectional research method is correlational. The statistical population is made up of the employees of 15 units of Imidro's mining industry, from which 283 people were selected by random sampling. They answered the General Health Questionnaire (GHQ) Goldberg (1989), Safety Behavior Mahdi Nia (2016) and Occupational Health Literacy (TOHLS-IF) Suthakorn (2020). The research data were analyzed by structural equation modeling (SEM) with SPSS and AMOS software.

    Results

    The results with values (AGFI = 0.97, CFI = 0.99, GFI = 0.949, RMSEA = 0.036) indicated a good fit of the model. Based on direct coefficients of the relationship between occupational health literacy and health (β = -0.369, p <0.01), occupational health literacy and safety behavior (β = 0.483, P <0.01), safety and health behavior (β= -0.592, P <0.01) was significant. Therefore, in the indirect coefficient study with Bootstrap test, considering the role of health mediator, the relationship between occupational health literacy and employee safety behavior (β= 0.218, P <0.01) was significantly evaluated.

    Conclusion

    Utilization of health factors can be used as a determining factor in the impact of occupational health literacy on the safety behavior of mining workers to reduce occupational hazards and achieve a more desirable level of safety.

    Keywords: Occupational Health Literacy, Safety Behavior, Health, Mining Industry Employees
  • Sajad Solymani, Fatemeh Darabi* Pages 472-485
    Background and aims

    post-traumatic stress disorder is one of the most important complications of war in people with war experience, which makes them susceptible to secondary mental illnesses. The present study aimed to predict post-traumatic stress Based on the religious beliefs of the warriors defending the shrine, it was done.

    Methods

    This research is descriptive and correlational. The statistical population in this study was all the warriors who defended the shrine in the number of 11650 people. The study sample was determined based on the formula of Fidel and Topaching and 106 people were selected by the available sampling method. The data was collected using the Golzari religious beliefs questionnaire and the military version of the post-traumatic stress disorder questionnaire, then it was analyzed using the simultaneous linear regression test and SPSS version 22 software.

    Results

    The results showed that post-injury stress can be negatively predicted based on religious beliefs in warriors defending the shrine (p < 0.01). Also, all components of post-traumatic stress, including emotional numbness, signs of arousal and re-experience, can be inversely predicted based on religious beliefs in warriors defending the shrine (p < 0.01).

    Conclussion:

     Based on the results of the research, those who have higher religious attitudes and more spirituality are less emotionally numb and have better mental health. By increasing people's religious attitudes, the level of their anxiety and stress decreases.

    Keywords: Post-Traumatic, Stress Disorder, Basis, Religious
  • Asma Salari* Pages 486-499

    Covid-19 disease has shocked the lives of developed and developing societies and has affected various aspects of individual and social life of citizens by creating devastating and irreparable effects. While everyone was counting down the hours to get treatment for the disease, the unveiling of emergency-licensed vaccines sparked a variety of social and legal issues. In Iran, according to the decision of the National Corona Management Headquarters, government employees along with some other groups of people were obliged to be vaccinated, and absenteeism was the punishment of deniers. Consequently, legal validity of these enactments has also been discussed by scholars. Clarifying the position of domestic law and international human rights regarding mandatory vaccination can have an effect on persuading citizens and whether or not to do vaccination. central issue of the following research is the evaluation of compulsory vaccination according to the provisions of Iranian law and the rules of international human rights. Based on library resources and in a descriptive-analytical method, it was concluded that according to the laws and regulations of Iran, the obligation to vaccinate and in particular the provision of punishment is within the competence of the Parliament and according to the Charter of Patients' Rights They were required to provide information about the vaccine and its effects, and to monitor the health status of individuals during and after the injection. In international law, it is also possible to make specific treatments mandatory, such as vaccinations under the right to health, in order to guarantee the right to life in the event of an epidemic. In addition, although this requirement conflicts with citizens' right to privacy, international law provides for restrictions on individual rights to ensure public health, subject to conditions such as appropriateness and necessity.

    Keywords: Vaccination, Right to Health, right to Privacy, The Corona Headquarters, The Charter of patient rights
  • Rajabali Hokmabadi, Esmaeil Zarei, Ali Karimi* Pages 500-519
    Introduction

    Failure modes and effects analysis (FMEA) is a risk-management method used in industries promote the safety of processes and systems. Fuzzy multi-criteria decision methods are methods that choose the best option from several different criteria. The purpose of this article is to assess the risk using the FMEA method based on stepwise weight assessment ratio analysis (SWARA) - relative-entropy (RE) - VIseKriterijumska Optimizacija I Kompromisno Resenje (VIKOR) fuzzy multi-criteria decision-making (MCDM) methods in an urban gateway gas pressure reduction station.

    Methods

    In this descriptive-analytical study, SWARA fuzzy methods were used to determine the weight of risk factors, RE was used to weigh team members, and VIKOR was employed to rank failure modes, such that these modes were identified and evaluated based on the opinion of four experts with at least five years of experience. At the end, the sensitivity and comparative analysis of the proposed approach was performed.

    Results

    Six failure modes were identified in the main equipment of Darveza Shahri gas pressure reduction station. The failure mode of the regulator, filter, and the odorize system ranked first, second, and third in terms of risk priority. The risk intensity index had a higher priority than other indices. Twelve sensitivity analysis tests were performed, and the failure mode of the regulator and the heater were the least and the most sensitive, respectively. Furthermore, the results of the sensitivity and comparative analysis supported the validity of the proposed approach.

    Conclusions

    According to the results of SWARA, RE and VIKOR fuzzy methods, the proposed approach eliminates the problem of the same weights of risk factors, the uncertainty in the data (experts' opinions) and the prioritization of failure modes, compared to the traditional FMEA method. It can also prioritize risks more effectively.

    Keywords: Multi-criteria decision making (MCDM), fuzzy set, SWARA method, entropy method, VIKOR method, FMEA method
  • Khadijeh Dehghani, Danial Shadi* Pages 520-533
    Introduction

    In the coronavirus (SARS-CoV-2) 2019 (COVID-19) pandemic, the global burden on health care systems increased significantly (1), And led to unprecedented changes in the organization and provision of health care at the national, systemic, and organizational levels. Nurses are recognized worldwide as a focal point for health care in a pandemic field (2). Nurses are at the forefront of care and are more vulnerable. Life-threatening situations during the outbreak of Covid-19 make the nurse's physical and mental condition very stressful (3). A developing body of research highlights deep concerns about the impact of work during the Covid-19 pandemic on this group’s health and well-being. Until today, thousands of healthcare professionals around the world have died from Covid-19 (4). There is also evidence of high levels of psychological stress and burnout due to a sudden increase in demand and the resulting workload (2). On the other hand, during the crisis, people are trying to adapt to the new normal conditions; while health care personnel, including nurses, are still struggling under the heavy burden of the pandemic, many of them become ill themselves due to lack of protective equipment and constant exposure to the virus during hours of daily contact with patients (5).Nurses face major problems in this situation such as lack of nurses, beds and medical equipment including personal protective equipment and psychological changes and fear of critical infection. Further research is needed to explore the experiences of front-line nurses for further development, preparedness and responsive actions for the future (6). Checking the issues that nurses face during the battle with COVID-19 helps to support them and develops protocols and programs to improve their preparedness. The implications of these findings may help provide support and identify the needs of nurses (5). Nurses have a vital role in providing rapid and creative solutions; since their opinions to determine research priorities are mostly not determined, the need for more information in this regard can be beneficial to patients and their families (2). Determining research priorities is critical to the practice of the nursing profession that uses evidence to provide optimal care (5). Determining research priorities is considered as a key point and the beginning of the research management cycle, so that practical issues are determined according to the limitation of budget allocation (7) and it can make more connection between research topics in nursing with the government and investment institutions and provide services and regulate research and prevent uncoordinated and scattered nursing research (which leads to inefficiency and rework) (8). Using these priorities can be useful in organizing the nurses' response to COVID-19. Also, setting research priorities in Corona nursing can be effective in compiling health policies and innovations. On the other hand, the existing COVID-19 nursing cannot be depicted without information (2). ). Based on the Research Committee overall review of COVID-19 in IRAN, the three main areas of clinical management, health measures and socio-economic responses and eight sub-areas of screening and testing, drug treatment, intensive care, prophylaxis, prognosis, management Clinical effects of pandemic on health, infection prevention and personal protection have been identified (9). However, until today, despite the abundance of research activities, there has been no coordinated approach to attract nursing priorities for research during the Covid-19 pandemic (2), so the present study aims to determine the nursing research priorities in the Covid-19 pandemic in Iran- designed with Delphi technique.

    Materials:

    This is a descriptive modified classical Delphi study that was conducted to determine Corona nursing research priorities. The Delphi technique is a structured process for predicting and assisting decision-making during survey rounds, gathering information, and ultimately group consensus (10). The purpose of using the Delphi method is to identify one or a limited range of numerical estimates of corona nursing research priorities. The researchers, first by reviewing the related texts extracted a list of research topics and sub-topics (questionnaire design).   Then, a group of 55 experts (considering 25% dropouts)  with at least three years of experience were selected purposefully from people in charge in the field of corona nursing, including members of the nursing board of the Ministry of Health and Medical Education, nursing members in the corona headquarters, heads of all research centers and managers of nursing department, vice chancellors of a number of nursing and midwifery schools in Tehran, Mashhad, Tabriz, Isfahan, Yazd, Sari, Ahvaz, Hamedan, Urmia, hormozgan and Zahedan. The individuals were included in the study with their own consent and agreement after their contact number and postal address were extracted. Subsequently Delphi steps were performed after compiling the initial questionnaire and identifying the group of experts. The questionnaire consisting of three parts: The first part includes personal characteristics including age, gender, educational and clinical background, type of responsibility, education, and place of activity. The second part includes a list of research topics for prioritization with a scale of 1 to 3(low (1) - medium (2) - high (3).The third section includes an open-ended question to prioritize other research topics that, according to participants, were not considered in the suggested list. The designed questionnaire was sent to eligible samples to determine the priority of the items in the questionnaire based on the criteria to express their opinions regarding the degree of importance from 1-3. The questionnaires were distributed by e-mail or in person along with a letter in which the objectives of the project, the application of the results and the deadline for submitting the answer were specified. An online questionnaire prepared via WhatsApp was also sent for those who did not respond. The samples were continuously followed up by phone and SMS to answer within the specified time.After receiving the questionnaires, quantitative data were analyzed by calculating the mean and standard deviation of the response score for each of the topics with SPSS software version 21. Also, after qualitative analysis by content analysis method, new items were set up in different areas and some cases were merged based on participants’ opinions in the open-ended question.  Based on the analysis of the results, the items that were given a score of 2 or higher were identified as a priority and were listed based on a higher mean and less standard deviation. In the second stage, the issues raised in the first stage were submitted to the experts in the form of a questionnaire to determine the degree of their agreement with the priority of each case with a score from 1 to 7. At this stage, the issues were included in the list if they had a degree of agreement higher than 5. At the end of this phase, the final list of COVID-19 nursing research priorities in Iran was extracted.

    Results

    Out of 55 invited people, 30 people participated in the first round and 20 people accompanied the study until the end of the second round. 55% of participants were female and 45% were male. The mean age of the samples was 52.2(+_8.37) years. 100% of the participants had a doctorate degree in nursing. In terms of professional work experience, the samples had an average of 8.8(+_ 9.84) years of clinical work experience and 23.1(+_7.78) years of educational work experience.The initial draft of the research priorities list extracted from documents in six areas included 87 priorities as follows: Emotional psychology (16 items), educational research (16 items), nursing management (18 items), nursing care (13 items), prevention and epidemiology (18 items) and health technology (6 items).In the first round of the study, 30 out of 55 invited individuals (54% response rate) answered the first round questionnaire .In this way, 19 items were removed, 8 items were merged and 13 items were added and finally 77 research priorities were extracted and formed the basis of the second round structured questionnaire. In the second round of the study, with repeated follow-ups, 20 individuals (67% response rate) completed the questionnaire of this stage of the study .all subjects had a degree of agreement higher than 5 in all items. The results of the Delphi study in response to the first and second round questionnaires led to the completion of priorities from 87 priorities to 77 final priorities. They were finally listed in order of priority in each of the six areas of emotional psychology (8 items), educational research area (16 items), nursing management area (16 items), nursing care area (11 cases), prevention and epidemiology area (21 items), and the field of managerial health technology (6 items) (Table 1-7).

    Discussion

    Based on the results of this study, nursing research priorities were determined in six areas .These priorities can be a framework for research in the field of corona nursing in the country. As nurses play a specific and broad role in health care planning and service delivery in response to the level of health service demand and changing patterns, the nursing profession is increasingly at the forefront of research, clinical and Health services policy (11). This study in line with previous studies (4) showed that mental health is an important area for the sustainability of health and nursing services during the pandemic. Nurses and health visitors are in an ideal position to develop and provide focused psychological interventions to patients and the public. Also, a growing body of evidence of the negative impacts of this pandemic on the mental health of the nursing workforce is emerging, necessitating research to improve long-term resilience and well-being in the context of more optimal staff conditions (12,13,14). On the other hand, the unprecedented psychological problems and social health challenges associated with this terrible pandemic are important issues that require further scientific research and evaluation and scientific solutions to mental health (15). Findings of the study showed that due to the high prevalence of patients' mental problems, even after recovery from COVID-19, a comprehensive study of mental health is needed to improve their quality of life (16). The development of remote practical plans of nursing care during the pandemic and presenting information technology solutions in nursing education during the Covid-19 pandemic had a high priority in this study. The need for research on technology in nursing has started since 20 years ago and it has been used to support daily care, help patients interact and also educate them (5). Therefore, distance nursing has become an essential component of nursing care. Nursing care has been provided directly or virtually during the Covid-19 pandemic. Today the majority of people use virtual nursing care in the community if possible. Therefore, the concept of virtual care and the model of nursing care with non-verbal communication should be developed and examined. (17). This study highlighted the priority for focused research on occupational hazards and safety (environment, nurse, and patients) in the field of prevention and epidemiology. The World Health Organization agrees that alternative approaches to reducing the shortage of personal protective equipment should be based on scientific evidence and the principles of safe care (18). This approach is vitally important because concerns about personal protective equipment may arise not only from nurses' personal safety issues, but also from other patients and the transmission of the virus to other people outside the workplace (4). In a study, in order to determine a model for research priorities in the Corona pandemic, the need for research on social psychology to plan preventive measures has been emphasized (19) ,and in this regard, the image of nurses in society and the media can affect the fulfillment of their role(5).Research related to human resource management and equipment and crisis management had a high priority in this research. Undoubtedly, we must plan for a future with a sufficient number of nurses from now on, and the entire nursing staff must be paid better (20). There is also a generation gap to replace retired nurses. Designing staff models and innovative human resource strategies are essential to replace the new forces. In addition, organizational commitment among nurses needs further consideration due to high workload, low pay, high patient / nurse ratio, and other factors (21). Lack of manpower and medical equipment and resources such as personal protective equipment is the second most important category that nurses stated in the evidence, facing covid-19, which has led to the spread of infection among physicians and nurses and their death (22). During the Covid-19 pandemic, the training section was one of the most vulnerable (23). To deal with the consequences of the closure of educational centers and the cessation of educational processes, learners and professors in all stages had no choice but to use e-learning in various forms (24). E-learning in nursing education may affect patients' health. There is little consistency between the content, the educational method and the goals of the university (26). Another problem in this section is related to the practical nature of some courses that cannot be presented online (27). Therefore, innovative teaching-learning strategies, utilizing the experience of students and faculty from distance education, educating the patient and their families, and developing an educational guideline are among the priority items that should be considered. In this study, research in the field of nursing services for patients with COVID-19 at the time of hospitalization and after discharge at home as well as dying patients was given high priority. Families felt a deep sadness for the death of their loved ones who died alone. It is necessary to check and follow up these families and the impact of palliative care (4). One of the strengths of this study was the presence of experts and the use of the Delphi method to reach a consensus to determine priorities. The Delphi method was used with the spread of samples in Iran, which strengthens the validity and generalizability of research priorities.This study confirms the pivotal role of nurses in the continuous development of health care services by identifying priority fields that can be the basis for care measures and nursing practices at the national level. It is suggested that the identified research priorities in each of the areas be examined separately and that clinical nurses be used to review future research priorities. Conducting research in the areas identified in this study could guide future nursing research and the allocation of research grants and subsequently lead to the development of nursing knowledge; it could also improve patient outcomes and the quality of nursing care and ultimately lead to maintaining and promoting the health of the individual, family and community. It is recommended that nursing research in the post-corona period be continued due to the effects of this pandemic in the psychological and social fields on nurses and patients.

    Conclusion

    In this study, the research-nursing priorities of COVID-19 were determined in Iran, via Delphi method, based on nursing experts' opinion in various fields. Developed research priorities could guide the study audience in selecting topics and focusing on future research activities even in the post-corona period. Also purposefully target the allocation of research resources and budgets. Priority evaluation was done virtually via e-mail, which was difficult and time consuming due to the busy schedule of experts Research priorities with an average score equal to and above 2.5 were listed (table 1).Acknowledgments:This study was suggested by the Nursing Research Network, "Corona Research Working Group", Mr. Dr Nejatian,Mr. Dr. Mazloum, especially Mrs. Dr. Leila Valizadeh, who are appreciated. We would also like to thank the Research Vice Chancellor of the University of Medical Sciences and the Midwifery Nursing Research Center of the Shahid Sadoughi School of Nursing and Midwifery in Yazd, and all the valuable experts and professors who helped us in this research.Ethical considerations:This study is the result of a research project No. 12085 approved by the Ethics Committee of Shahid Sadoughi University of Medical Sciences of Yazd with the code IR.SSU.RSI.REC.1400.024Conflict of interest: This study has no conflict of interest.Funding source: This research did not receive any grant from funding agencies.Author contributions: khadijeh dehghani: design of the work, methodology, analysis, drafting, editing, revision and Supervision of the work.  danial shadi  : methodology , research review , drafting and editing.

    Keywords: Research Priority, Delphi Method, COVID-19, Nursing
  • Moradali Zareipour*, MohammadSaeed Jadgal Pages 534-537

    Maintaining the health of its municipal saints is very important in various aspects, namely personal hygiene, public health and environmental health. Pakbanan is one of the occupational groups that are more exposed to all kinds of occupational hazards and injuries than other workers, which according to their occupational nature are potentially and actually exposed to various types of hazards: infectious / non-communicable diseases, mental problems, nutritional problems, Safety problems are skeletal problems. In such a situation, it seems that self-care management will be the best behavioral response to prevent common diseases in this group. Self-care management clearly increases the efficiency and skills of the individual in the face of the health problems of the virtuous. On the other hand, managing self-care activities can lead the virtuous to maintain health and well-being and increase the ability of the virtuous to take care of themselves and reduce the incidence of disability and treatment costs. Therefore, the pure should feel responsible for their own health and the health of the community, and this sense of responsibility will be realized through self-care.

    Keywords: self-care, chaste, prevention, common diseases
  • Mahdi Nadaf*, Seyed Jafar Mousavi Pages 538-554
    Background and aims

    With the epidemic of the Covid-19 virus and the increasing development of information and communication technology, an opportunity has emerged for medical and therapeutic service providers to develop telemedicine services. In the current research, the authors tried to explain people's turn to this technology by expanding the Unified Theory of Use and Acceptance of Technology 2 (UTAUT2) and adding the features of telemedicine services.

    Method

    The current research is applied from the point of view of the objective, and in terms of data collection, it is considered to be descriptive research, which is carried out by the correlation-causal method. The data collection tool is a standard questionnaire with a Likert scale, distributed by random sampling among the population with a history of using telemedicine services in Ahvaz city. Finally, 407 usable questionnaires were analyzed using SPSS and Smart PLS.

    Results

    The results show that performance expectancy, effort expectancy, facilitating conditions, hedonic motivation, perceived product advantage, and perceived security have a significant and positive effect on the intention to use telemedicine. Also, the moderating role of innovativeness and gender was confirmed.

    Conclusion

    UTAUT2 and some characteristics of telemedicine services can well explain the intention to use this technology in the context of Covid-19. Also, considering the moderating role of personal innovation and gender in some relationships between the model and product features confirmed, it is necessary to pay attention to the individual characteristics of people using these technological services in the design of telemedicine services.

    Keywords: Telemedicine, UTAUT2, Innovativeness, Covid-19