فهرست مطالب

  • سال چهاردهم شماره 1 (بهار و تابستان 1401)
  • تاریخ انتشار: 1401/03/02
  • تعداد عناوین: 12
|
  • مریم سجودی*، کرامت الله زیاری، احمد پوراحمد، مجید یاسوری صفحات 1-24

    طرح ها و برنامه های منطقه ای، به منزله حد فاصل طرح های یادشده در سطوح فرادست و فرودست، نقش موثری در ایجاد هماهنگی بین سطوح برنامه ریزی و ارتقای آثار و عملکردهای آنان دارد. با توجه به اهمیت برنامه ریزی و نتایج مستخرج از برنامه های سطح منطقه ای، پژوهشگران در پژوهش حاضر بر آن بودند که به بررسی طرح ها و برنامه های سطوح ملی و منطقه ای و استانی بر اساس رویکرد منطقه ای با تاکید بر طرح های استان گیلان بپردازند. در این پژوهش از شیوه کیفی بهره گرفته شد و جهت طبقه بندی دانش موجود داده‏های مورد نیاز در واحد تحلیل پژوهش، شامل طرح ها و برنامه های سطوح سه گانه، جای گرفتند. در ادامه از روش های تحلیل محتوا و اسنادی در بستر نرم افزار NVIVO12 استفاده شد. نتایج پژوهش نشان می دهد جهتگیری همسوی کدهای باز هر کدام از سطوح سه گانه سبب شده است ضمن استخراج کد محوری تحت عنوان «رویکرد منطقه گرا در طرح ها و برنامه های سطوح ملی و منطقه ای و استانی» سه کد محوری «کل گرایی و پیشروی به سمت مفاهیم و مقولات انتزاعی و کلیشه ای»، «پیروی برنامه های منطقه ای از برنامه های کلان»، «مفقود بودن سازوکار تصمیم سازی و تصمیم گیری منطقه ای در سطح استان» که به ترتیب منطبق بر سطوح ملی و منطقه ای و استانی بوده اند از مجموع 96 کد باز استخراج گردند. گفتنی است بیشترین حضور رویکرد منطقه ای با 49 مورد فراوانی در سطح استانی یافت شد.

    کلیدواژگان: تحلیل محتوا، رویکرد منطقه ای، طرح ها و برنامه های توسعه ای، NVivo
  • هاشم داداش پور*، دلارام شجاعی صفحات 25-59

    ساختار کشور ایران، با وجود اینکه از ثروت و قدرت و منابع زیادی برخوردار است و تلاش‏های زیادی جهت تعادل منطقه‏ای در آن صورت گرفته، به سمت نابرابری فضایی متمایل شده و ساختار مرکز پیرامونی را به منزله الگوی غالب در کشور نمودار ساخته است. این ساختار به وجودآمده حاصل عوامل و نیروها و جریان‏های بسیار زیادی است. بنابراین، در این تحقیق هدف تبیین یک مدل نظری از نابرابری فضایی در کشور با استفاده از روش نظریه‏پردازی لینهام است. در این روش 5 گام وجود دارد که در گام اول یعنی مفهوم‏سازی با استفاده از روش فراترکیب و نرم افزار MAXQDA مدل نظری تدوین شده است. نتیجه به دست آمده حاکی از آن است که مفاهیم گفتمان تیوری محور وابسته به زمینه، وابسته سازی و تمرکزگرایی، عملکرد معکوس برنامه ‏های توسعه، روابط نابرابر قدرت، نابرابری منافع و ثروت (نابرابری اقتصادی)، سیاست‏گذاری و مدیریت نامطلوب، وجود مدیریت محلی و منطقه‏ای ضعیف در برابر قدرت مرکزی، توزیع نامتوازن جمعیت و فعالیت در فضای جغرافیایی، جغرافیای نامتوازن مواهب طبیعی در قالب سه گفتمان ایدیولوژی محور و اقتصاد سیاسی محور و زمینه محور باعث ایجاد نابرابری فضایی و شکل گیری رابطه مرکز پیرامونی شده است.

    کلیدواژگان: نابرابری فضایی، مرکز پیرامون، مدل نظری، نظریه ‏پردازی
  • پارسا ارباب* صفحات 61-93

    طرح های جامع، به منزله یکی از جریان های تاثیرگذار شهرسازی، می تواند از منظر ابعاد و حوزه های مختلف و مرتبط چون نظام برنامه ریزی، محتوای طرح ها، فرایند تهیه و بررسی و تصویب، و نیز نحوه اجرا و سازمان اجرایی مورد توجه قرار گیرد. در این میان، پژوهش حاضر به شناسایی علل ناکارآمدی طرح های جامع به ویژه از منظر ماهیت و محتوای این نوع نگرش از برنامه ریزی شهری می پردازد. به همین منظور، ضمن بررسی نظریه ها و دیدگاه های موجود در این زمینه، واکاوی مصداق های عینی از علل یادشده نیز هدف گذاری شده است. این موضوع به واسطه ارزیابی پس از اجرای برنامه در قالب سنجش میزان کارآمدی و تحقق پذیری طرح جامع نوشهر در محورهایی مشخص، شامل ابعاد اجتماعی و نیز ابعاد کالبدی، دنبال شده است. پیروی از رویکرد خطی و یک سویه، انعطاف ناپذیری و عدم واقع گرایی، برداشت منفرد و حل مشکلات در معنای عمدتا کالبدی، ارایه جزییات بسیار بر اساس چارچوب های ثابت و جامد، و همچنین عدم امکان پیش بینی های صحیح، مهم ترین علل محتوایی ناکارآمدی برنامه ریزی شهری بر اساس رویکرد طرح های جامع هستند. این عوامل، همان چالش هایی هستند که کارآمدی طرح جامع نوشهر نیز از آن ها رنج می برد. رویکرد غیرواقع بینانه در تعیین محدوده شهر، سیاست نادرست استفاده از فضاهای باز و افزایش تراکم در مغایرت با ماهیت اکولوژیکی و توریستی و بندرگاهی شهر، عدم تحقق اغلب کاربری های اراضی پیشنهادی و متعاقبا کمبود شدید فضاهای خدماتی از بارزترین مصادیق عینی ناکارآمدی طرح جامع نوشهر در سایه علل محتوایی مورد اشاره اند. توجه به علل ناکارآمدی و تحلیل مصداق های عینی، رهیافتی کلیدی است که می تواند محتوای طرح های شهری را، به ویژه طرح هایی که هم گام با تحول در برنامه ریزی شهری و جایگزینی نگرش های جدید تهیه می شوند، متمایز از نمونه های قدیمی کند و بیش از پیش موفق و تحقق پذیر سازد.

    کلیدواژگان: ارزیابی پس از اجرا، برنامه ریزی شهری، تحقق پذیری، سنجش، طرح های جامع
  • ایوب منوچهری میاندوآب*، آرزو انوری صفحات 95-115

    مفید بودن بسیاری از اشکال مطالعات فضایی به ماهیت موضوعاتی که تحت مطالعه هستند بستگی دارد. جغرافی دانان و برنامه ریزان شهری درای یک سنت طولانی مدت نسبت به مطالعه داده ها بر روی موضوعات فضایی در سطح مناطق و شهرها دارند . اما تا کنون هیچ استانداردی در رابطه با ارایه نتایج آماری به صورت واحدهای فضایی ارایه نشده است. در نتیجه، پژوهش های صورت گرفته تحت تاثیر اثر مقیاس و منطقه بندی هستند. هدف از این مطالعه تجزیه وتحلیل تاثیر اثر  مقیاس و منطقه بندی بر نتایج واحد های فضایی بود که مناطق روستایی جنوب آذربایجان غربی برای این منظور انتخاب شد. در این مطالعه، مبتنی بر رهیافت اثبات گرایی انتقادی، از روش شناسی کمی استفاده شد. همچنین، مطالعه حاضر بر اساس روش توصیفی تحلیلی و بر اساس هدف کاربردی است. جامعه آماری پژوهش 1143 روستای دارای سکنه با مجموع جمعیت 418948 در 9 شهرستان جنوب آذربایجان غربی بود. این مطالعه با به کارگیری 8 شاخص خدمات روستایی که در مجموع از 77 معرف تشکیل شده انجام گرفت. سپس، تاثیر اثر مقیاس و منطقه بندی بر نتایج بررسی و تحلیل شد. نتایج نشان داد مقدار آماره موران شاخص کل توزیع خدمات روستایی در سطح شهرستان با مقدار 39/0، در دهستان با مقدار 06/0، و در روستاها با مقدار 05/0 بوده که بر اساس آن الگوی توزیع خدمات روستایی در سطح شهرستان کاملا خوشه ای و در سطح دهستان و روستا تصادفی بوده است. همچنین، نتایج میانگین شاخص کل خدمات روستایی با مقدار 09/15 در سطح شهرستان، 88/10 در سطح دهستان، و 31/2 در سطح روستا نشان می دهد با تغییر مقیاس واحدهای فضایی کل نتایج توزیع فضایی خدمات تغییر کرده است. این نتایج برای اثر منطقه بندی نیز صدق می کند و با تغییر الگوی منطقه بندی نتایج واحدهای فضایی تغییر کرده است. این نتایج نشان می دهد واقعیت های توزیع خدمات روستایی با تغییر مقیاس و الگوی منطقه بندی تغییر می کند.

    کلیدواژگان: اثر مقیاس، مدل سازی، منطقه بندی، واحدهای فضایی
  • علی اکبر عنابستانی*، مهدی جوانشیری، حمدالله سجاسی قیداری صفحات 117-159
    توسعه پایدار کالبدی فضایی در سطح مجموعه شهری مشهد مقدمه و پیش نیاز دستیابی به توسعه پایدار منطقه ای (استانی) و ملی است. از این رو تدوین سناریوهایی که زمینه تحقق تحولات کالبدی فضایی پایدار را در مجموعه شهری مشهد فراهم می سازد باید مورد توجه قرار گیرد. در پژوهش حاضر تلاش شده با مشارکت مدیران استانی و خبرگان دانشگاهی پیشران های کلیدی تاثیرگذار بر تحولات کالبدی فضایی سکونتگاه های روستایی مجموعه شهری مشهد شناسایی و در نهایت سناریوهای موثر بر توسعه کالبدی فضایی این سکونتگاه‏ها تدوین شود. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش پژوهش توصیفی تحلیلی است. روش گردآوری داده ها و اطلاعات به صورت کتابخانه‏ای و اسنادی و پیمایشی (مصاحبه) بود. با بررسی منابع علمی 69 عامل موثر بر تحولات کالبدی فضایی شناسایی شد که در 5 بعد دسته بندی شدند؛ که با دو گروه و در مجموع 29 نفر، شامل مدیران سازمان‏های مرتبط و متخصصان دانشگاهی، مصاحبه انجام شد. تجزیه وتحلیل داده ها مبتنی بر تکنیک های آینده پژوهی بود؛ از جمله مدل شوارتز، تحلیل ساختاری، تحلیل تاثیر متقابل (نرم افزارهای Micmac و Scenario wizard). نتایج نشان داد تعداد 512 سناریو با سازگاری ضعیف و تنها 1 سناریو در حالت سازگاری قوی و پایدار (ناسازگاری صفر) قرار دارد (8/2 درصد سناریوهای ممکن باورپذیرند). سناریوی اول، که یک سناریو با جهت مثبت است، دارای مجموع امتیاز اثر متقابل 771 و ارزش سازگاری 7 است؛ درحالی که سناریوی دوم، که گویای شرایط نسبتا مطلوب برای آینده سکونتگاه های روستایی است، مجموع امتیاز اثر متقابل 736 و ارزش سازگاری 2- دارد. سناریوی سوم نیز دارای ارزش سازگاری 3- بود و با امتیاز مجموع اثر متقابل 695 می تواند از سناریوهای محتمل برای آینده تحولات کالبدی فضایی روستایی باشد.
    کلیدواژگان: آینده پژوهی، پیشران ها، تحولات کالبدی فضایی، سکونتگاه‏های روستایی، سناریو ویزارد، مجموعه شهری مشهد
  • هادی رضایی راد*، محمدجواد ثابتیان صفحات 161-191

    سازمان فضایی شهر مفهومی بسیار جامع تر و گسترده تر نسبت به ساختار فضایی شهر به عنوان استخوان بندی شهر دارد. در واقع، ساختار فضایی فقط به جنبه کالبدی ساختار شهر می پردازد. اما سازمان فضایی، علاوه بر جنبه کالبدی، بررسی و شناخت عملکرد های مختلف، مانند عملکردهای اقتصادی و اجتماعی و شبکه حمل ونقل و...، را نیز شامل می شود. در کنار این موضوع، بلندمرتبه سازی به منزله پدیده ای که در یک دهه اخیر در شهر همدان رونق یافته و در حال رشد و گسترش است، همواره هم از عوامل مختلف تاثیر گرفته هم بر ابعاد مختلف، از جمله ابعاد کالبدی فضایی، اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی، و ترافیک تاثیر گذارده است. در واقع، علاوه بر تاثیراتی که این مقوله بر ساختار کالبدی شهر داشته سازمان فضایی و عملکردی شهر را نیز دستخوش تغییر و تحولات زیادی کرده است؛ به گونه ای که تغییر در الگوی سفر های روزانه شهروندان به مراکز خرید، اداری، و... کاملا مشهود است. از سوی دیگر پژوهش های مختلف کمتر به مقوله اثر بلندمرتبه سازی بر سازمان فضایی و سازمان عملکردی شهر در پهنه های عمده تجارت و فعالیت پرداخته اند. بنابراین، هدف از پژوهش حاضر تحلیل و ارزیابی اثر پدیده بلندمرتبه سازی در قالب مراکز عمده فعالیتی نوین بر سازمان فضایی عملکردی شهر همدان بود. این پژوهش از حیث هدف کاربردی و از نظر شیوه و روش اجرا توصیفی تحلیلی است. همچنین، جهت گردآوری اطلاعات مورد نیاز از اسناد طرح های توسعه شهری، مشاهدات میدانی، مصاحبه، و پرسشنامه بهره گرفته شد و برای تحلیل و پردازش اطلاعات از مدل های تحلیل فضایی مکانی در محیط GIS استفاده شد. مدل مفهومی این پژوهش هشت شاخص را برای تحلیل اثر CBDهای نوین بلندمرتبه بر سازمان فضایی عملکردی شهر ارایه کرد که در نهایت هر یک از آن ها به صورت فضایی تحلیل شدند. نتایج تحلیل ها حاکی از آن است که در ساختار تک هسته ای سازمان فضایی شهر همدان تمرکز بالایی بر بخش مرکزی شهر همدان وجود دارد. ولی این تمرکز در حال پیشروی است و هسته های جدید شهری در اثر عوامل مختلف در حال ظهورند، که یکی از عوامل اصلی آن ظهور بلندمرتبه های تجاری اداری است. همچنین از دیگر نتایج باید به این نکته اشاره کرد که هسته های نوظهور شهری در محور ارتباطی بوعلی جهان نما (جهاد) در حال پیشروی است. بنابراین، با توجه به تغییر ساختار فضایی عملکردی شهر توجه بیشتر به زیرساخت ها و برنامه ریزی منعطف شهری باید از اولویت های اصلی مدیریت شهری باشد.

    کلیدواژگان: بلندمرتبه، ساختار عملکردی، سازمان فضایی، شهر همدان، مراکز عمده فعالیت (CBD)
  • مصطفی خزایی*، فرزانه ساسان پور صفحات 193-220
    راهبرد توسعه شهری (CDS) با هدف کاهش فقر و توسعه پایدار و ارتقای مشارکت و ایجاد حکمروایی خوب شهری مطرح شده و در چند سال اخیر توجه بسیاری از محافل علمی ایران را نیز به خود معطوف کرده است. این رویکرد می تواند جایگزین برنامه های غیرمنعطف قبلی در بهبود بحران های پیش رو در همه شهرهای ایران شود. روشن است که در صورت عدم استفاده از راهبردهای نوین توسعه شهری و بهره گیری از روش ها و سیاست های قدیمی نمی توان مسایل و مشکلات شهرهای کشورمان را حل کرد. هدف اصلی این پژوهش بررسی و تحلیل وضع موجود شهر ملارد با استفاده از مدل Meta SWOT و ارایه راهبردهای موثر جهت توسعه پایدار این شهر است. روش تحقیق توصیفی تحلیلی و از نظر هدف کاربردی مبتنی بر روش های کمی و کیفی است. جامعه آماری این پژوهش 50 نفر از مسیولان و مدیران شهری ملارد است. بر اساس نتایج به دست آمده در قالب این مدل کاهش منابع آب و مهاجرت بی‏رویه و به خصوص افزایش جمعیت افغان ها در ترکیب جمعیت شهر و آسیب های اجتماعی مهم ترین موانع توسعه پایدار شهری ملارد هستند که باید در فرایند برنامه ریزی راهبردی توسعه این شهر مورد توجه قرار گیرند. همچنین در بین عوامل موثر بر توسعه پایدار شهر ملارد بسترهای مناسب فعالیت های کشاورزی و صنایع تبدیلی و تکمیلی و تنوع قومی و فرهنگی دارای تناسب راهبردی هستند.
    کلیدواژگان: برنامه راهبردی، توسعه پایدار شهری، شهر ملارد، مدل Meta SWOT
  • علی سعیدی، مهدی رعایائی*، حمیدرضا مقصودی صفحات 221-252
    گسترش روزافزون نقش علم و فناوری در توسعه اقتصادی ضرورت سیاست گذاری و برنامه ریزی برای نظام علم و فناوری را دوچندان کرده است. در کنار رویکردهای برنامه ریزی متمرکز بالا به پایین برای سیاست گذاری علم و فناوری، رویکرد آمایشی تلاش می کند با حرکت از پایین به بالا، با شناخت ظرفیت ها و پتانسیل های منطقه ای، الگویی درون زا و متوازن را برای توسعه علم و فناوری ارایه دهد. اگرچه رویکرد آمایشی به صورت کلی بیش از چند دهه در مباحث برنامه ریزی سابقه دارد، بهینه کردن این رویکرد در حکمرانی علم و فناوری نیازمند نوآوری های روش شناختی است. هدف از این پژوهش ارایه روش شناسی آمایش علم و فناوری با بهره گیری از نگاشت نهادی است. این نوشتار از دو برش متقاطع استفاده می کند. از یک سو نوآوری را در نظام منطقه ای می بیند و از دیگر سو با نگاشت نهادی روشی را برای تحلیل و تخمین آن ارایه می دهد. در این روش، ابتدا نهادهای نظام علم و فناوری شامل نهاد علم، نهاد فناوری، نهاد بازار شناسایی می شوند و سپس با بهره گیری از مفهوم مجاورت نهادی ظرفیت ارتباط گیری این نهادهای سه گانه و زیرمجموعه های آن ها با یک دیگر ارزیابی می شوند. این کار از طریق استخراج گراف مشابهت انجام می شود. گراف مشابهت، که از کمی سازی روابط دودویی زیرنهادهای نظام علم و فناوری به دست می آید، بیانگر تنوع و شدت ارتباطات هر نهاد با سایر نهادهاست. هر چه تنوع و شدت ارتباطات میان نهادها در مجموع بیشتر باشد بیانگر وضعیت بهینه تر نظام علم و فناوری است. در نهایت، سیاست گذار با مشاهده این گراف می تواند برای هر یک از نهادها سناریوی حرکت به سمت وضع بهینه، یعنی توازن منطقه ای، را طراحی کند تا در افق های زمانی مشخص مجاورت نهادی افزایش یابد و هماهنگی و همراهی نهادها تقویت شود.
    کلیدواژگان: آمایش علم و فناوری، توازن منطقه ای، گراف مجاورت، نظام علم و فناوری، نگاشت نهادی
  • بهروز ناروئی، شهیندخت برق جلوه*، حسن اسماعیل زاده، لعبت زبردست صفحات 253-283
    مطالعه حاضر، با هدف تبیین راهبرد بوم شناختی جامعه شناختی شبکه کاربری/ پوشش اراضی شهر تهران، سعی در شناخت فرایندهای فضایی تغییر الگوی موزاییک سیمای سرزمین و چگونگی تاثیر آن بر عملکرد ترسیب کربن طی سه دهه بین 1990 2020 دارد. در این مطالعه، نقش سنجه های سیمای سرزمین در شناسایی تغییرات الگوی فضایی موزاییک سیمای سرزمین و تلفیق آن با داده های حاصل از مدل سازی خدمات اکوسیستمی اهمیت می یابد. در این زمینه، پس از بررسی روند تغییرات ساختاری عملکردی موزاییک سیمای سرزمین با استفاده از مدل الگوریتم درخت تصمیم گیری و مدل InVEST به تحلیل پیچیدگی ارتباط بین الگوی فضایی سیمای سرزمین و کمیت خدمت تنظیمی ترسیب کربن در دو سطح کلاس و سیمای سرزمین با استفاده از سنجه ها و داده های حاصل از مدل InVEST پرداخته شد. یافته ها نشان می دهند میزان خدمت تنظیمی ترسیب کربن در همه دوره ها متاثر از فرایند فضایی «تجمع» در لکه های ساخت وساز روند کاهشی داشته است. همچنین در بازه زمانی 1990 2000 بیشترین میزان از دست رفتن ذخیره کربن، به مقدار 291656 تن (58/9%)، به واسطه تاثیر فرایندهای فضایی «حذف» در اراضی سبز و «قطعه قطعه شدگی» در اراضی بایر رخ داده است. در فاصله 2000 2010 و 2010 2020 نیز کاهش مقدار ذخیره کربن برابر با میزان 182209 (62/6%) و 159688 (22/6%) تن بوده است. در این زمینه، تاثیر تغییر شاخص تعداد لکه در اراضی سبز و بایر برای همه دوره ها با افزایش ریزدانگی همراه بوده است که بیانگر وجود رابطه ای معکوس با میزان ترسیب کربن است. از سوی دیگر، کاهش سایر سنجه ها در خصوص اراضی سبز و بایر از وجود رابطه ای مستقیم با از دست رفتن میزان ترسیب کربن در بازه زمانی یادشده نشان دارد. در سطح سیمای سرزمین نیز کاهش ناهمگنی و ساده سازی الگوی فضایی موزاییک سیمای سرزمین منجر به کاهش میزان ترسیب کربن شده است. از این منظر، لازم است شناخت فرایندهای فضایی موثر بر الگوی ساخت سیمای سرزمین در اولویت تکمیل فرایند ارزیابی تاثیرات توسعه شهری بر جریان خدمات تنظیمی ترسیب کربن قرار گیرد.
    کلیدواژگان: ترسیب کربن، تغییرات کاربری اراضی، تهران، فرایندهای فضایی سیمای سرزمین
  • هدی احمدی، رضا برنا*، جعفر مرشدی صفحات 285-315
    آلودگی هوا، یکی از مشکلات مهم شهرهای صنعتی است. وجود کارخانجات بزرگ صنعتی، تاسیسات اداری و صنعتی، شرکت مناطق نفت خیز جنوب، شرکت ملی حفاری ایران، لوله سازی، و... اهواز را به یکی از مراکز مهم صنعتی و آلوده ایران تبدیل کرده است. تماس با میکروارگانیسم های هوای آزاد با دامنه وسیعی از آثار مضر بر سلامتی باعث می شود. این پژوهش با هدف تاثیر صنایع نفت بر آلودگی هوا و مکان یابی بهینه آن با رویکرد زیست محیطی در کلان شهر اهواز صورت گرفت. در این تحقیق برای بررسی پراکنش آلاینده هایSOx ،NOx ، CO از نرم افزار SCREEN3 استفاده و داده ها مورد بررسی شد. در این پژوهش با توجه به نظر کارشناسان، معیارهای اصلی شامل اقلیم، عوامل طبیعی، عوامل زیست محیطی، عوامل اقتصادی و اجتماعی مشخص شد. پس از محاسبه وزن ها بر اساس مدل AHP و تهیه لایه های اطلاعاتی، از قابلیت های نرم افزار GIS به منظور تلفیق و هم پوشانی نقشه ها استفاده شد، و در نهایت نقشه مکان یابی بهینه صنایع نفت با رویکرد زیست محیطی در کلان شهر اهواز تهیه شد. طبق نتایج به دست آمده باید حداقل تا فاصله 5000 متری که مقدار غلظت قابل توجه است هیچ گونه فعالیتی مبنی بر سکونت وجود نداشته باشد. یعنی در این فاصله موجودات زنده و غیرزنده بیشترین آسیب را خواهند دید. مناطق کاملا مناسب برای استقرار مکان های بهینه صنایع نفت در قسمت غرب، جنوب، جنوب غربی و قسمت هایی از شرق و شمال منطقه مورد مطالعه قرار گرفت.
    کلیدواژگان: آلودگی، صنعت نفت، محیط زیست، مکان یابی
  • ذبیح الله چاراهی، شراره پورابراهیم*، امیرحسین پژمان صفحات 317-345

    هدف از این مطالعه مدل سازی تناسب خدمات تفرجی به منظور شناسایی نواحی دارای اولویت برای توسعه تفرج بود. به منظور شناسایی الگوهای فضایی خدمات تفرجی، شاخص پتانسیل تفرجی اکوسیستم، شاخص جذابیت لنداسکیپ، برآورد میزان بازدید، و توزیع دسترسی با استفاده از مجموعه ای از زیرشاخص ها در مقیاس منطقه ای با یک دیگر ترکیب شدند. همچنین وزن هر یک از شاخص ها با استفاده از متد وزن دهی CRITIC محاسبه شد و میزان اهمیت هر یک از شاخص ها در شکل گیری تناسب فضایی خدمات تفرجی تعیین شد. نتایج نشان داد ارایه خدمات بالای تفرجی عمدتا در مناطق دارای اکوسیستم های جنگلی و دارای پوشش متنوع، مناطق حفاظت شده و اکوسیستم های آبی مانند رودخانه ها و تالاب ها است. در مقابل، مناطق شهری و ساخته شده دارای کمترین پتانسیل فراهم آوری خدمات تفرجی اند. از آنالیز آماری Getis-Ord Gi* statistic جهت مدل سازی تناسب تفرجی و شناسایی خوشه های تناسب تفرجی و زون بندی استفاده شد. زون 1، با تناسب بسیار کم، 9/19 درصد از منطقه مطالعاتی را پوشش می دهد. این زون غالبا با کاربری های کشاورزی ، مرتعی و اراضی شهری پوشیده شده است. زون 5 با تناسب تفرجی بسیار زیاد 5/16 درصد از منطقه مطالعاتی را در بر می گیرد. کاربری اراضی غالب در این پهنه جنگل و سطوح آبی شامل رودخانه ها و تالاب ها است. زون 3 با تناسب متوسط بیش از نیمی از مساحت منطقه مطالعاتی را به خود اختصاص می دهد. رویکرد ارایه شده در این مطالعه اولویت های توسعه را با توجه به پتانسیل های تفرجی اکوسیستم های موجود در یک منطقه شناسایی می کند و می تواند در ارتقای برنامه ریزی فضایی تفرج و توریسم جهت حفظ خدمات اکوسیستمی و استفاده پایدار از آن ها به کار گرفته شود.

    کلیدواژگان: برآورد میزان بازدید، برنامه ریزی فضایی، پتانسیل تفرجی اکوسیستم، تناسب خدمات تفرجی، خوشه بندی فضایی، شاخص جذابیت لنداسکیپ
  • ایمان زندی، پرهام پهلوانی*، بهناز بیگدلی صفحات 347-369

    بیمارستان‏ها یکی از مراکز خدماتی مهم اند و انتخاب مکان بهینه بیمارستان به منظور توزیع فضایی مطلوب بیمارستان‏ها و دسترسی مطلوب شهروندان به آن ها بسیار مهم و پیچیده است. در تحقیق حاضر به منظور مکان یابی بهینه بیمارستان در منطقه 5 کلان شهر تهران از ترکیب سیستم اطلاعات جغرافیایی و روش‏های وزن دهی عینی و تصمیم‏گیری چندمعیاره استفاده شد. در این تحقیق از سیستم اطلاعات جغرافیایی به منظور تجزیه وتحلیل و مدیریت معیارهای مکان یابی بهینه بیمارستان و از روش وزن دهی کریتیک به دلیل در نظر گرفتن همبستگی بین معیارها و از روش وزن دهی آنتروپش شانون به دلیل مدل سازی عدم قطعیت موجود در معیارها استفاده شد. روش تصمیم‏گیری چندمعیاره کوداس به دلیل جدید بودن و ارزیابی گزینه‏ها بر اساس دو معیار ارزیابی مورد استفاده قرار گرفت. بر اساس نتایج روش وزن دهی کریتیک معیارهای فاصله از مراکز بهداشتی و درمانی و بر اساس نتایج روش وزن دهی آنتروپی شانون معیارهای فاصله از مناطق صنعتی مهم ترین معیار در مکان یابی بهینه بیمارستان بودند. نتایج رتبه‏بندی سایت‏های کاندید با استفاده از دو روش کریتیک کوداس و آنتروپی شانون کوداس تقریبا یکسان بود و هر دو روش سایت‏های واقع در نیمه غربی منطقه مورد مطالعه را که فاقد بیمارستان بودند به عنوان سایت‏های مناسب تشخیص دادند. نتایج تحقیق بیانگر صحت بالای ترکیب روش‏های وزن دهی عینی و تصمیم‏گیری چندمعیاره در مکان یابی بهینه بیمارستان بود. این روش‏ها می‏توانند جایگزین روش‏های وزن دهی موضوعی، همانند فرایند تحلیل سلسله مراتبی، شوند.

    کلیدواژگان: آنتروپی شانون، تصمیم‏گیری چندمعیاره مبتنی بر سیستم اطلاعات جغرافیایی، کریتیک، کوداس، مکان یابی بهینه بیمارستان
|
  • Maryam Sejodi *, Keramatallah Ziari, Ahmad Pourahmad, Majid Yasoori Pages 1-24

    As the distinguishing boundaries between upper and lower levels, regional plans and programs have an effective role in bringing about coordination between planning levels and improving their effectiveness and functioning. Due to the importance of planning and the results obtained from regional programs, the study at hand set out to examine plans at national, regional, and provincial levels based on regional approach with an emphasis on Gilan province plans. In this study, qualitative research method was used, and to classify the existing knowledge, the required data was divided into research analysis units, namely the plans and programs at the three foregoing levels. These were then analyzed using content analysis and document analysis methods in NVIVO 12 software. After data analysis, 96 open codes were achieved. The homogeneity of the open codes of each of the three levels led us to extract the main axial code titled “region-oriented approach in plans and programs at national, regional, and provincial levels” along with three other secondary axial codes, namely “holism and movement toward abstract and stereotypical concepts and issues,” “regional plans following macro plans,” and “lack of a regional decision making mechanism at the province level.” It is noteworthy that the highest regional approach presence was found at province level with 49 open codes.

    Keywords: Regional Approach, Content analysis, developmental plans, programs, NVivo
  • Hashem Dadashpoor *, Delaram Shojaee Pages 25-59

    Despite having abundant wealth, power, and resources and making great efforts to bring about regional balance, there is a deviation from spatial equality in Iran’s structure, which has led to the establishment of center-periphery structure as the dominant model in Iran. This structure has been created due to many factors, forces, and currents. Therefore, the purpose of this study was to present a theoretical model of spatial inequality in Iran using Lynham’s theorizing method. There were five steps in the application of this method. In the first method, i.e., conceptualization, the theoretical model was developed using meta-synthesis method and MAXQDA software. The obtained model entailed a host of concepts and components. These included  context-based  theory-driven discourse, centralization and making the periphery dependent, the reverse results of development plans, unequal power relations, inequality of benefits and wealth (economic inequality), inappropriate policymaking and management, weak local and regional management as opposed to central power, unbalanced distribution of population and activity in geographical spaces, and unbalanced distribution of natural resources. These concepts, grouped into ideological, economic-political, and contextual discourses, have created spatial inequality and center-periphery relationship in Iran.

    Keywords: spatial inequality, Center-Periphery, Theorizing, theoretical model
  • Parsa Arbab * Pages 61-93

    As one of the most effective currents in urban development, comprehensive plans can be taken into account from various or related dimensions and arenas such as the planning system, plan content, the process of preparation, examination, and enactment, the manner of execution, and the executive organization. The present study was an effort to identify the reasons for the inefficiency of comprehensive plans, especially from the viewpoint of the nature and content of this attitude to urban planning. To this end, in line with the examination of the existing theories and standpoints in this regard, we sought to explore the objective instances of the foregoing reasons. This was done through the ex post evaluation of the implementation of the plans in the form of the assessment of the efficiency and feasibility rates of Nowshahr comprehensive plan in specific directions including social and physical dimensions. There are different content reasons for the inefficiency of urban planning based on the comprehensive plan approach. These include following linear, one-way methods, inflexibility and lack of realism, one-way perceptions and trying to solve the problems mainly through physical means, providing numerous details based on fixed and solid frameworks, and impossibility of making correct predictions. These factors are the very challenges that have maimed the effectiveness of Nowshahr comprehensive plan. The unrealistic approach to the determination of city boundaries, the incorrect policy in using open spaces and increasing building density that contrasts the ecologic, touristic, and port nature of the city, and non-fulfillment of most proposed land uses (which has led to a severe lack of service spaces) are among the most evident objective instances of the inefficiency of Nowshahr comprehensive plan through the lens of the foregoing content reasons. The consideration of the reasons for inefficiency and analysis of the objective instances are key solutions that can differentiate the content of urban plans – especially ones that are developed in line with changes in urban planning and proposition of novel attitudes – from the previous plans, and make them more successful and feasible.

    Keywords: Urban Planning, Comprehensive Plans, Feasibility, Ex-Post Evaluation of Implementation, assessment
  • Ayub Manouchehri Miandoab *, Arezoo Anvari Pages 95-115

    The usefulness of many forms of spatial studies relies on the nature of the topics under study. Geographers and urban planners have a long-lasting tradition of studying the data derived from spatial issues at regional and urban levels. Nonetheless, no standard has been offered so far on the provision of statistical results in the form of spatial units. Therefore, the results of the previous studies in this field have been influenced by the scale and zoning effects. The purpose of this study was to analyze the effect of scale and zoning on the spatial unit results. To this end, the rural areas located in the southern parts of West Azerbaijan province were selected. This study adopted the critical positivism approach and used quantitative data collection and analysis. Moreover, this research project was descriptive-analytical in terms of method and applied in terms of purpose.  The statistical population of the study included 1143 villages with an overall population of 418948 in 9 southern cities of West Azerbaijan province. The study was done using 8 indices of rural services, which were composed of 77 indicators in total. Then, the effect of scale and zoning on the results was analyzed. The results showed that the value of Moran’s statistic related to the overall index of rural service distribution level has been 0.39 at city, 0.06 at rural district level, and 0.05 at village level. Accordingly, the distribution of rural services has been clustered at the city level, but has been random at rural district and village levels. Moreover, the results of the rural services overall index was 15.09 at city level, 10.88 at rural district level, and 2.31 at village level. This shows that by changing the spatial unit scale, the results of the spatial distribution of services has totally changed. This finding is true for zoning, too; with a change in the zoning pattern, the results of spatial units have changed. These findings show that the nature of rural service distribution alters with the change in the scale and zoning models.

    Keywords: modeling, scale effects, zoning, spatial units
  • Aliakbar Anabestani *, Mahdi Javanshiri, Hamdollah Sojasi Qeydari Pages 117-159
    The sustainable physical-spatial development of Mashhad urban complex is the prerequisite of attaining sustainable regional (provincial) and national development. This necessitates paying attention to the development of scenarios that set the ground for the development of Mashhad.  In the study at hand, it was tried through the participation of the provincial managers and academic experts to identify first the key drivers of physical-spatial changes in the rural settlements of Mashhad urban complex and then the scenarios effective on the physical-spatial development of these settlements. This study was applied in terms of purpose and descriptive-analytical in terms of research method. The data was collected through library research, document analysis, and survey (interview) methods. Examining scientific resources, 69 factors effective on the physical-spatial changes were identified, which were grouped into five dimensions. Then, 29 participants in two groups, namely the managers of the related organizations and academic experts, were interviewed. Data analysis was done based on future research techniques, including Schwartz model, structural analysis, and interaction analysis, using Micmac and Scenario Wizard software packages. The results showed that 512 scenarios have weak compatibility, and only one scenario has strong, sustainable compatibility (zero incompatibility) (2.8 percent of possible scenarios are credible). The first scenario, which is in positive direction, has the overall interaction effect score of 771 and compatibility value of 7, while the second scenario that expresses the fairly favorable conditions for the future of rural settlements has the overall interaction effect score of 736 and compatibility value of -2. The third scenario, which has the compatibility value of -3 and the overall interaction effect score of 695, can be one of the possible scenarios for the future physical-spatial changes in rural areas, too.
    Keywords: physical-spatial development, Rural settlement, Future study, Driver, Scenario Wizard, Mashhad Urban Complex
  • Hadi Rezaei Rad *, MohammadJavad Sabetian Pages 161-191

    As city framework, the city spatial organization is a broader and more comprehensive concept than city spatial structure. In fact, the spatial structure tends only to the physical structure of the city, while spatial organization takes also into account the examination and identification of various functions, including economic, social, transportation functions. In addition, high-rise buildings – as phenomena that have flourished in the past decade in Hamedan and are still growing – have always got influenced by various factors and have affected various urban aspects such as spatial-physical, economic, social, environmental, and traffic dimensions. In fact, in addition to the effects of this issue on the physical structure of the city, they have brought about many changes in the spatial and functional organization of the city such that changes in the daily commuting to shopping centers, offices, etc. in the city are clearly observable. On the other hand, the previous studies have rarely addressed the effect of high-rise buildings on the spatial and functional organization of the city in major areas of business. Therefore, the purpose of this study was to analyze and evaluate the effects of high-rise buildings in the form of major modern central business districts on the spatial-functional organization of Hamedan city. This study was applied in terms of purpose and descriptive-analytical in terms of method. Moreover, in order to collect the required data, the documents related to urban development plans, field observations, interviews, and questionnaires were used. Then, to analyze the obtained data, the spatial-locative analysis models in GIS environment were adopted. The conceptual model of this study provided 8 indices for the analysis of the effects of modern high-rise CBDs on city spatial-functional organization, and each of them was analyzed spatially. The results of the analyses indicated that in the single-core spatial organization of Hamedan city, there is a high concentration on the central part of the city, but this concentrated area is expanding and new urban cores are emerging due to various factors. One of the reasons for the appearance of these new cores is business-office high-rise buildings. Another noteworthy finding of this study is that the majority of these newly emerging urban cores are growing along Buali-Jahannama road. Therefore, due to the changes in the spatial-functional structure of the city, paying more attention to urban infrastructures and flexible planning should be among the main priorities of the city management.

    Keywords: Spatial Organization, Functional Organization, High-rise Building, CBD, Hamedan
  • Mostafa Khazaee *, Farzaneh Sasanpour Pages 193-220
    City Development Strategy (CDS), which aims at reducing poverty, bringing about sustainable development, enhancing participation, and creating good urban governance, has attracted the attention of many Iranian scientific circles. This approach can replace the previous inflexible plans for the removal of the future crises in all cities of Iran. It is clear that in case the novel city development strategies are not used and the old methods and policies are exercised, the problems of Iran cannot be solved. The main purpose of this study was to investigate the current status of Malard city using Meta SWOT model and to propose effective strategies to achieve sustainable development of this city. This study was descriptive-analytical in terms of research method, applied in terms of purpose, and mixed-methods in terms of approach. The statistical population was comprised of 50 managers of Malard city. Based on the obtained results, the reduction of water resources, excessive migration (especially the increase in the share of Afghans in city population composition), and social harms are the main obstacles to the sustainable development of Malard city that need to be taken into account in the strategic development planning process of this city. Moreover, among the factors effective on the sustainable development of Malard city, the suitable grounds for agricultural activities and   conversion and complementary industries as well as ethnic and cultural diversity have strategic fitness.
    Keywords: Sustainable urban development, Malard city, strategic plan, Meta SWOT Model
  • Ali Saeedi, Mahdi Roayaei *, Hamidreza Maghsoodi Pages 221-252
    The growing role of science and technology in economic development makes the necessity of policymaking and planning for the science and technology system more important. In line with centralized, top-down planning approaches to science and technology policymaking, the spatial planning approach is a bottom-up effort to identify regional capacities and potentials in order to provide an endogenous and balanced model for the development of science and technology. Although the spatial planning approach in its general form has a multi-decade history in the planning literature, the optimization of this approach in the science and technology governance needs methodological innovations. The purpose of this study was to provide a science and technology spatial planning methodology using institutional mapping. To this end, we used two cross-sections. On the one hand, we took into account innovation within a regional system, and on the other hand, we adopted the institutional mapping to attain a method for its analysis and estimation. In this system, first the institutions of the science and technology institution including the science institution, the technology institution, and the market institution were identified, and then the interconnection capabilities of these three institutions and their subsidiaries were evaluated. This was done through the extraction of the similarity graph. The similarity graph, which was obtained through the quantification of binary relationships of the science and technology system sub-institutions, expressed the diversity and intensity of the connections of each institute with other institutes. The more diverse and intense the relationships among the institutions were in general, the more optimal the science and technology system would be. Ultimately, observing this graph, the policymaker can design a scenario for moving toward regional balance for each of these institutions so that in the predetermined chronological horizons, the institutional proximity is increased and the agreement and accord of the institutions are enhanced.
    Keywords: Science, technology system, science, technology spatial planning, Institutional mapping, Proximity graph, regional balance
  • Behrooz Naroei, Shahindokht Barghjelveh *, Hassan Esmaeilzadeh, Lobat Zebardast Pages 253-283
    In order to explain the ecological-sociological strategy of Tehran land use network/ land cover, the present study was tried to identify the spatial process of the change in the landscape mosaic pattern and its effect on carbon sequestration over the course of 3 decades from 1990 to 2020. In this study, the role of landscape measures in the identification of landscape mosaic spatial pattern changes and its combination with data obtained from ecosystem service modeling was shown. To this end, after examining the process of structural-functional changes in landscape mosaic using decision tree algorithm and InVEST model, the complexity of the relationship between landscape spatial pattern and the quantity of carbon sequestration regulatory services at the two levels of class and landscape was addressed using the measures and data obtained from InVEST model. The findings indicated that the volume of carbon sequestration regulatory services in all periods had reduced due to the effects of the spatial process of “accumulation” in construction strains. Moreover, in the 1990-2020 period, the highest rate of carbon storage loss (291656 tones, 9.58%) occurred due to the effects of the spatial processes of “deletion” in green lands and “fragmentation” in barren lands. In the 2000-2010 and 2010-2020 periods, the volume of carbon storage reduction were 182209 (6.62%) and 159688 (6.22%) tones, respectively. Pertaining to this discussion was the finding that the effect of the change in the index of strain numbers in green and barren lands for all periods was accompanied by increased fineness, which indicates its reverse relationship with carbon sequestration rate. On the other hand, the reduction of other measures in green and barren lands reveals the existence of a direct relationship with the loss of a volume of carbon sequestration in the foregoing period. At the landscape level, the reduction of heterogeneity and simplification of the landscape mosaic spatial pattern led to the reduction of carbon sequestration. From this perspective, it is necessary to prioritize the identification of the spatial processes effective on the landscape structure model in the completion of the processes of the evaluation of the urban development effects on the carbon sequestration service current.
    Keywords: land use changes, Spatial Processes of Landscape, Carbon sequestration, Tehran
  • Hoda Ahmadi, Reza Borna *, Jafar Morshedi Pages 285-315
    Air pollution is one of the most important problems of industrial cities. The existence of large industrial factories, official and industrial facilities, National Iranian South Oil Company, National Iranian Drilling Company, etc., have turned Ahvaz to one of the main industrial centers and one of the most polluted cities of Iran. Coming into contact with airborne microorganisms is related to a host of negative effects on the human health. This study was carried out to find out the effect of oil industries on air pollution and its optimal locating through the environmental approach in Ahvaz metropolis. In this study, SCREEN3 software was used to find out and analyze the distribution of Sox, NOx, and CO pollutants. Based on expert opinion, the main criteria were determined as climatic, natural, environmental, and economic factors. After calculating weights through the AHP model and attaining the information layers, the GIS software capabilities to combine and overlap the maps were used. This led to a map depicting the optimal location of oil industries congruent with the environmental approach in Ahvaz metropolis. According to the obtained results, there should be no residence-based activity in at least 5000 meters distance from the oil industries, where air pollutants have a considerable density. That is to say, within this distance, the animate and inanimate creatures will be damaged the most. The most optimal areas for the establishment of oil industry facilities are located on the west, south, southwest, and parts of east and north of the area under study.
    Keywords: Oil industry, Pollution, location, environment
  • Zabihollah Chaharahy, Sharareh Pourebrahim *, AmirHossein Pejmman Pages 317-345

    The main purpose of this study was modeling the suitability of recreational services in order to identify the high-priority areas for the development of recreational activities. To identify the spatial patterns of recreational services, the landscape attractiveness index, visit rate estimation, and access distribution were combined using a set of sub-indices. Moreover, the weight of each index was calculated using CRITIC weighting method and the importance of each index in the formation of recreational services spatial suitability was determined. The results showed that the presentation of highly recreational services is mainly done in the areas with forest ecosystems, protected areas, and aquatic ecosystems such as rivers and wetlands that have diverse landscapes. On the contrary, urban and human-built areas have the least potential for the provision of recreational services. Getis-Ord Gi* statistic was used to model the recreational suitability, identify recreational suitability clusters, and zoning. With its very low suitability, Zone 1 covers 19.9 percent of the area under study. This zone is mainly filled with agricultural lands (54.7%), grasslands (36.1%), and urban lands (6.8%). In contrast, with its very high recreational suitability, Zone 5 covers 16.5 percent of the area under study. The main uses of the lands in this zone are forest lands (55.5%) and aquatic layers including rivers and wetlands (17.2%).  Zone 3, which has an average suitability rate, covers more than half of the area under study. The approach presented in this study helps identify the development priorities in the light of the recreational potentials of the ecosystems existing in an area. Thus, it can be used to improve the spatial planning of recreation and tourism in order to preserve ecosystem services and sustainable use of them.

    Keywords: spatial planning, recreational services suitability, spatial clustering, recreational potential of ecosystem, visit rate estimation, landscape attractiveness index
  • Iman Zandi, Parham Pahlavani *, Behnaz Bigdeli Pages 347-369

    Hospitals are among the most important service centers, and the selection of the optimal site for them is a very important (yet complex) undertaking, as it can bring about optimal spatial distribution of hospitals and can make them optimally accessible for citizens. In the present study, in order to optimally locate hospitals in District 5 of Tehran metropolis, a combination of the geographical information system, objective weighting methods, and multi-criteria decision making method was used. The geographical information system was used to analyze and manage the optimal hospital locating criteria, the CRITIC weighting method was implemented to account for the correlation between the criteria, and Shannon's entropy method was used to model the existing uncertainty in the criteria. CODAS multi-criteria decision making method was used due to its novelty and the evaluation of alternatives based on two criteria. Based on the results obtained from CRITIC weighting method, distance from health centers, and based on the results of Shannon's entropy method, distance from industrial areas were the most important optimal hospital locating criteria. The results of ranking the candidate sites using CRITIC-CODAS and Shannon’s entropy-CODAS were almost the same, and both methods identified the sites on the western side of the District (that did not have any hospital) as the appropriate sites. The results of the study indicated the high accuracy of combined objective weighting and multi-criteria decision making methods in optimal locating of the hospitals. It might be asserted that these methods can replace thematic weighting methods such as analytical hierarchy process.

    Keywords: Optimal hospital site selection, GIS-based Multi-Criteria Decision Making, Critic, Shannon Entropy, CODAS