فهرست مطالب

  • سال نهم شماره 2 (بهار 1401)
  • تاریخ انتشار: 1401/03/05
  • تعداد عناوین: 7
|
  • سمانه سقایی شهری، مریم نصری صفحات 1-12
    زمینه و هدف

    بیماری دیابت پیامدهای روان شناختی منفی زیادی دارد و ویژگی های روان شناختی که در نتیجه وقوع اکثر بیماری ها از جمله دیابت فرد را دچار مشکل می کند، تاب آوری، خودگسستگی و ذهن آگاهی است. هدف این پژوهش تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت خود بر تاب آوری، خودگسستگی، ذهن آگاهی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو بود.

    روش و مواد

    روش پژوهش از نوع نیمه تجربی با طرح پیش‌آزمون پس‌آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل افراد مبتلا به دیابت نوع دو مراجعه کننده به بیمارستان بهلول، مرکز بهداشتی درمانی فیاض بخش و مرکز بهداشتی درمانی بیلند شهر گناباد در سال 1397 بود. تعداد نمونه این پژوهش شامل 60 نفر از جامعه مذکور بود که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و به طور تصادفی به دو گروه 30 نفری آزمایش و گواه تقسیم شدند. درمان مبتنی بر شفقت خود برای گروه آزمایش انجام شد اما در گروه گواه، مداخله ای صورت نگرفت. ابزار اندازه گیری شامل پرسشنامه تاب آوری، پرسشنامه خودگسستگی و پرسشنامه ذهن آگاهی بود. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری و با نرم افزار SPSS-22 صورت گرفت.

    یافته ها

    میانگین (انحراف معیار) تاب آوری گروه آزمایش در پیش آزمون (8/11) 7/47 بود که در پس آزمون به (3/11) 8/55 و در پیگیری به 3/56 (2/11) افزایش یافت (01/0>P) اما تفاوت میانگین (انحراف معیار) تاب آوری گروه گواه در پیش آزمون و پس آزمون از نظر آماری معنادار نبود. میانگین (انحراف معیار) خودگسستگی گروه آزمایش در پیش آزمون (12) 9/99 بود که در پس آزمون به (3/12) 6/85 و در پیگیری به (4/12) 9/85 کاهش یافت (01/0>P) اما تفاوت میانگین (انحراف معیار) خودگسستگی گروه گواه در پیش آزمون و پس آزمون از نظر آماری معنادار نبود. میانگین (انحراف معیار) ذهن آگاهی گروه آزمایش در پیش آزمون (7/19) 2/171 بود که در پس آزمون به (5/20) 7/189 و در پیگیری به (8/20) 1/190 افزایش یافت (01/0>P) اما تفاوت میانگین (انحراف معیار) ذهن آگاهی گروه گواه در پیش آزمون و پس آزمون از نظر آماری معنادار نبود.

    نتیجه گیری

    مطالعه نشان داد درمان مبتنی بر شفقت خود منجر به افزایش تاب آوری و ذهن آگاهی و کاهش خودگسستگی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو شد.

    کلیدواژگان: درمان شفقت خود، تاب آوری، خودگسستگی، ذهن آگاهی، دیابت
  • میترا رفیعی شفیق، علیرضا رجایی*، مسعود جان بزرگی صفحات 13-22
    زمینه و هدف

    استرس روانی اغلب سطح قندخون را در افراد مبتلا به دیابت نوع دو افزایش می‌دهد. پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر آموزش گروهی روان‌درمانگری چندبعدی معنوی بر بهبود نشانگان استرس در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو انجام شد.

    روش و مواد

    پژوهش از نوع پژوهش‌های نیمه آزمایشی با دو گروه آزمایش و گواه بود. جامعه آماری را کلیه بیماران مبتلا به دیابت تحت پوشش بنیاد دیابت مشهد در دو ماهه دوم سال 1399 تشکیل دادند. از این گروه 60 نفر با روش شبکه‌ای یا گلوله برفی انتخاب و با روش جایگزینی تصادفی به دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند. گروه آزمایش، آموزش گروهی روان‌درمانگری چندبعدی معنوی را طی دوازده جلسه 90 دقیقه ای به صورت هفتگی دریافت نمود. قبل و بعد از مداخله، پرسشنامه نشانگان استرس در هر دو گروه آزمایش و گواه اجرا شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از کوواریانس تک‌متغیره و چندمتغیره به کمک نرم افزار SPSS-21 انجام گردید.

    یافته ها

    در گروه آزمایش میانگین (انحراف معیار) نشانگان شناختی استرس از (4/5) 5/21 در پیش آزمون به (8/5) 6/13 در پس آزمون (001/0>P)، نشانگان عاطفی استرس از (1/7) 8/23 در پیش آزمون به (6/6) 8/15 پس آزمون (001/0>P)، نشانگان رفتاری استرس از (1/5) 2/16 در پیش آزمون به (3/5) 1/11 پس آزمون (001/0>P)، نشانگان جسمانی استرس از (4/21) 9/45 در پیش آزمون به (5/17) 2/34 پس آزمون (001/0>P) و نشانگان استرس کلی از (6/33) 3/107 در پیش آزمون به (4/31) 1/74 پس آزمون (001/0>P)کاهش یافت. در گروه گواه میانگین (انحراف معیار) نشانگان استرس و  مولفه های آن در پیش آزمون و پس آزمون تفاوتی نداشت.

    نتیجه‌گیری

     مطالعه نشان داد که آموزش روان‌درمانگری چندبعدی معنوی موجب کاهش نشانگان استرس در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو شد.

    کلیدواژگان: دیابت، معنویت، روان درمانی، استرس
  • لیلا حسن نژاد، علیرضا حیدرئی، بهنام مکوندی، مرضیه طالب زاده شوشتری صفحات 23-36
    زمینه و هدف

    خیانت، تجربه‌ای دردناک و پیچیده برای زوج‌ها محسوب می‌شود. هدف از این پژوهش، تعیین اثربخشی درمان راه‌حل محور بر کارکرد خانواده و فرسودگی زناشویی در زنان آسیب دیده از خیانت همسر مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر اهواز بود.

    روش و مواد

    روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان آسیب دیده از خیانت همسر مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر اهواز در سال 1398 بود که با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند تعداد 30 نفر از آنان انتخاب و در دو گروه آزمایشی و گواه، هر گروه 15نفر قرار گرفتند. به منظور گردآوری اطلاعات از پرسشنامه‌های کارکرد خانواده و فرسودگی زناشویی استفاده شد. پیش از انجام مداخله، پیش آزمون برگزار شد بعد گروه‌ آزمایش تحت درمان راه‌حل محور در شش جلسه دوساعته قرار گرفتند اما گروه گواه هیچ‌گونه مداخله‌ای دریافت نکرد. سپس پس آزمون اجرا شد و پس از یک ماه از اجرای پس آزمون، پیگیری انجام شد. داده‌ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل کوواریانس و نرم افزار SPSS-22 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

    میانگین (انحراف معیار) سن شرکت کنندگان گروه آزمایش (3/6) 7/33 و گروه گواه (9/5) 4/31 بود. در گروه آزمایش میانگین (انحراف معیار) کارکرد خانواده از (7/17) 4/128 در پیش آزمون به (8/22) 5/188 در پس آزمون و (4/23) 1/192 در پیگیری افزایش یافت (001/0>P) ولی در گروه گواه از (3/15) 4/125 در پیش آزمون به (8/15) 9/124 در پس آزمون و (5/15) 7/123 در پیگیری رسید که تفاوت معنی دار نبود. در گروه آزمایش میانگین (انحراف معیار) فرسودگی زناشویی از (6/14) 124 در پیش آزمون به (9/8) 9/61 در پس آزمون و (8/9) 9/58 در پیگیری کاهش یافت (001/0>P) ولی در گروه گواه از (5/12) 5/123 در پیش آزمون به (3/12) 7/124 در پس آزمون و (4/11) 8/123 در پیگیری رسید که تفاوت معنی دار نبود.

    کلیدواژگان: خیانت زناشویی، کارکرد خانواده، فرسودگی زناشویی و درمان راه حل محور
  • معصومه قنبری، طاهر تیزدست*، جواد خلعتبری، محمدعلی رحمانی صفحات 37-48
    زمینه و هدف

    اختلال بدشکلی بدنی یکی از اختلالات طیف وسواسی-جبری است و شامل اشتغال فکری شدید و آشفته ساز با نقص جزیی یا تصوری در ظاهر می باشد. هدف این پژوهش تعیین میزان اثر بخشی طرحواره درمانی بر انعطاف پذیری و کمال گرایی ظاهر جسمانی در اختلال بدشکلی بدن بود.

    روش و مواد

    در یک مطالعه نیمه آزمایشی و از نوع طرح های پیش آزمون  پس آزمون پیگیری با گروه گواه، 30 دانشجوی دختر مبتلا به اختلال بدشکلی بدن که در حال تحصیل در دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم پزشکی تهران در طی ماه های آبان تا دی ماه 1398 بودند با روش نمونه‌گیری دردسترس انتخاب شدند. سپس مشارکت کنندگان به طور تصادفی و از طریق نرم افزار Excell در دو گروه آزمایش و گواه تخصیص یافتند. گروه آزمایش تحت طرحواره درمانی به مدت هشت جلسه هفتگی هر جلسه 90 دقیقه قرار گرفت. ابزار جمع آوری پرسشنامه انعطاف پذیری و پرسشنامه کمال گرایی ظاهر جسمانی (PAP5)، در سه مرحله خط پایه، پس از مداخله و پیگیری سه ماهه جمع آوری شدند. داده ها در نرم افزار آماری SPSS-21 وارد و با استفاده از روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر چند متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    در گروه آزمایش، میانگین (انحراف معیار) انعطاف پذیری شناختی از (4/7) 3/26 در پیش آزمون به (2/10) 5/43 در پس آزمون افزایش یافت (001/0>P) و در مرحله پیگیری به (7/11) 8/45 رسید که تاثیر مداخله پایدار بود (001/0>P). همچنین، در گروه آزمایش میانگین (انحراف معیار) کمال گرایی از (4/5) 5/74 در پیش آزمون به (1/6) 3/34 در پس آزمون کاهش یافت (001/0>P) و در مرحله پیگیری به (5/5) 5/49 رسید که تاثیر مداخله پایدار بود (001/0>P). در گروه گواه نمرات هر دو متغیر در پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تفاوتی نداشت.

    نتیجه‌گیری

     مطالعه نشان داد که طرحواره درمانی موجب بهبود انعطاف پذیری و کاهش کمالگرایی ظاهر جسمانی در دانشجویان مبتلا به اختلال بدشکلی بدن شد.

    کلیدواژگان: انعطاف پذیری، اختلال بدشکلی بدن، طرحواره درمانی، کمال گرایی ظاهر جسمانی
  • معصومه امامی، محمدعلی رحمانی، شهره قربان شیرودی، مرتضی ترخان صفحات 49-62
    زمینه و هدف

    یکی از عوامل مرتبط با کارکرد بهنجار اعضای خانواده به ویژه زوجین، دیدگاه فهمی است. مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان های هیجان مدار و شناختی- رفتاری مثبت نگر بر دیدگاه فهمی خود و دیدگاه فهمی همسر در زنان متاهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران انجام شد.

    روش و مواد

    روش مطالعه، آزمایشی و با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه گواه و پیگیری بود. جامعه آماری شامل زنان متاهلی بودند که به منظور حل مشکلات زناشویی خود به مراکز مشاوره سازمان فرهنگی - هنری شهرداری شهر تهران در سال 97-1396 مراجعه کرده بودند. تعداد 45 نفر از آنها با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی انتخاب و به طور تصادفی به سه گروه شامل دو گروه آزمایش و یک گروه گواه تقسیم شدند. ابزار جمع آوری داده ها مقیاس دیدگاه فهمی خود و مقیاس دیدگاه فهمی همسر بود. گروه های آزمایش، تحت مداخله نه جلسه ای درمان هیجان مدار و هشت جلسه درمان شناختی – رفتاری مثبت نگر قرار گرفتند و برای گروه گواه مداخله ای انجام نشد. پیش از شروع جلسات، پیش آزمون اجرا شد. در انتهای جلسات، پس-آزمون اجرا شد و پس از سه ماه از گذشت دوره پس آزمون، پیگیری نیز اجرا شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس و تحلیل کوواریانس و با استفاده از نرم افزار SPSS-25 انجام شد.

    یافته ها

    در گروه درمان هیجان مدار، میانگین (انحراف معیار) دیدگاه فهمی خود از (4/1) 2/14 در پیش آزمون به (1/1) 1/22 در پس آزمون افزایش یافت (001/0>P) و در دوره پیگیری به (2/1) 1/24 رسید که اثربخشی پایدار بود (001/0>P). در گروه درمان شناختی- رفتاری مثبت نگر میانگین (انحراف معیار) دیدگاه فهمی خود از (0/1) 2/15 در پیش آزمون به (0/2) 5/25 در پس آزمون افزایش یافت (001/0>P) و در دوره پیگیری نیز به (9/1) 4/27 رسید که اثربخشی پایدار بود (001/0>P). در گروه درمان هیجان مدار، میانگین (انحراف معیار) دیدگاه فهمی همسر از 9/13 (1/1) در پیش آزمون به (0/1) 8/21 در پس آزمون افزایش یافت (001/0>P) و در دوره پیگیری به (2/1) 1/24 رسید که اثربخشی پایدار بود (001/0>P). در گروه درمان شناختی- رفتاری مثبت نگر میانگین (انحراف معیار) دیدگاه فهمی همسر از (7/0) 4/14 در پیش آزمون به (1/2) 2/25 در پس آزمون افزایش یافت (001/0>P) و در دوره پیگیری نیز به (1/1) 4/27 رسید که اثربخشی پایدار بود (001/0>P). در گروه گواه نمرات هر دو متغیر در پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تفاوتی نداشت. درمان شناختی- رفتاری مثبت نگر نسبت به درمان هیجان مدار در میزان بهبود دیدگاه فهمی خود (شناخت و راهبرد) و دیدگاه فهمی همسر (شناخت و راهبرد) در پس آزمون اثربخشی بیشتری داشت و این اثربخشی تا مرحله پیگیری ماندگار بود.

    نتیجه گیری

    مطالعه نشان داد درمان هیجان مدار و درمان شناختی- رفتاری مثبت نگر منجر به افزایش همدلی و دیدگاه فهمی زنان متاهل شد. درمان شناختی- رفتاری مثبت نگر نسبت به درمان هیجان مدار در میزان بهبود دیدگاه فهمی خود (شناخت و راهبرد) و دیدگاه فهمی همسر (شناخت و راهبرد) موثرتر بود.

    کلیدواژگان: درمان هیجان مدار، درمان شناختی - رفتاری ثبت نگر، دیدگاه فهمی
  • سیده فاطمه علیمرادی آستانه، جواد خلعتبری* صفحات 63-76
    زمینه و هدف

    سالمندان به دلیل از دست دادن حمایت اجتماعی، مشارکت کمتر در اجتماع و انزوای بیشتر، دچار احساس  غم و اندوه می شوند که منجر به احساس تنهایی در آنها می شود. مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان تصویرسازی از طریق بازپردازش اطلاعات و درمان خاطره پردازی انسجامی بر احساس تنهایی، نگرانی، امید به زندگی و کیفیت زندگی سالمندان انجام شد.

    روش و مواد

    روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع گروه گواه با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری سه ماهه بود. این مطالعه با مشارکت 60 نفر از افراد 60 سال به بالا مقیم در خانه سالمندان واقع در استان گیلان که به شیوه هدفمند انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه جایگزین شدند، انجام شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه های نگرانی پنسیلوانیا، مقیاس کیفیت زندگی، مقیاس امید به زندگی و احساس تنهایی بود که برای هر دو گروه آزمایش و گروه گواه، قبل و بعد از مداخله تکمیل گردید. سپس مداخله خاطرهپردازی انسجامی طی شش جلسه و مداخله تصویرسازی ازطریق بازپردازش اطلاعات طی هفت جلسه برای  گروه های آزمایش مختص خود، اجرا شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس و نرم افزار SPSS-22 تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    در گروه خاطره پردازی، میانگین (انحراف معیار) امید به زندگی از (1/2) 5/19 در پیش آزمون به (1/1) 7/28 در  پس آزمون (001/0>P) و در مرحله پیگیری (1/1) 7/30 (001/0<p) ودر گروه تصویرسازی از (7/1) 9/19 در پیش آزمون  به (1/1) 4/26 در پس آزمون (001/0>P) و در مرحله پیگیری (1/1) 4/28 افزایش یافت (001/0<p). در گروه خاطره پردازی، میانگین (انحراف معیار) کیفیت زندگی از (8/1) 4/63 در پیش آزمون به (9/2) 3/73 در پس آزمون (001/0>P) و در مرحله پیگیری (6/1) 3/75 (001/0<p) و در گروهتصویرسازی کیفیت زندگی از (4/1) 3/63 در پیش آزمون به (9/1) 9/73 در  پس آزمون (001/0>P) و در مرحله پیگیری (9/1) 9/75 افزایش یافت (001/0<p). در گروه خاطره پردازی، میانگین (انحراف معیار) احساس تنهایی از (5/1) 4/82 در پیش آزمون به (9/2) 3/72 در پس آزمون (001/0>P) و در مرحله  پیگیری (6/2) 4/70 (001/0<p) و در گروه تصویرسازی احساس تنهایی از (4/1) 7/82 در پیش آزمون به (6/1) 6/75 در  پس آزمون (001/0>P) و در مرحله پیگیری (5/1) 6/73 کاهش یافت (001/0P<). در گروه خاطره پردازی، میانگین  (انحراف معیار) نگرانی از (6/1) 4/52 در پیش آزمون به (7/1) 7/44 در پس آزمون (001/0>P) و در مرحله پیگیری (7/1) 7/42 (001/0<p) و در گروه تصویرسازی نگرانی از (3/2) 8/52 در پیش آزمون به (1/1) 7/40 درپس آزمون (001/0>P) و در مرحله پیگیری (1/1) 7/38 کاهش یافت (001/0<p). در گروه گواه میانگین (انحراف معیار) امید به زندگی، کیفیت زندگی، احساس تنهایی و نگرانی تفاوتی نشان نداد.

    نتیجه‌ گیری

     مطالعه نشان داد درمان خاطره پردازی انسجامی نسبت به تصویرسازی از طریق بازپردازش اطلاعات در افزایش امید به زندگی و کاهش احساس تنهایی سالمندان اثربخشی بیشتری داشت. تصویرسازی از طریق بازپردازش اطلاعات نسبت به درمان خاطره پردازی انسجامی در کاهش نگرانی سالمندان اثربخشی بیشتری داشت. با این حال، تفاوتی بین دو مداخله در مورد کیفیت زندگی وجود نداشت.

    کلیدواژگان: تصویرسازی از طریق بازپردازش اطلاعات، خاطره پردازی انسجامی، امید به زندگی، کیفیت زندگی، احساس تنهایی، نگرانی
  • ملیحه یعقوب زاده، شیدا جبل عاملی، حمید کاظمی، سید عباس حقایق صفحات 77-91
    زمینه و هدف

    رفتارهای پرخطر برای سلامت و بهزیستی نوجوانان، جوانان یک تهدید محسوب می شود. مطالعه حاضر با هدف طراحی الگوی روابط ساختاری نیازهای بنیادین روانشناختی، ویژگی های شخصیتی هگزاکو با رفتارهای پرخطر با نقش میانجی خلاقیت هیجانی در دانشجویان دانشگاه های آزاد استان اصفهان انجام شد.

    روش و مواد

    این مطالعه توصیفی-همبستگی با مشارکت دانشجویان مشغول به تحصیل در نیمسال دوم سال تحصیلی1400-1399 در دانشگاه های آزاد اسلامی استان اصفهان انجام شد. تعداد نمونه 382 بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های ویژگی های جمعیت شناختی، سیاهه شخصیتی هگزاکو، سیاهه خلاقیت هیجانی، مقیاس نیازهای بنیادین روان شناختی و رفتارهای پرخطر جوانان جمع آوری شد. برای تحلیل و مدل سازی معادلات ساختاری از نرم افزارهای SPSS-24 و PLS-3 استفاده شد.

    یافته ها

    میانگین (انحراف معیار) سن مشارکت کنندگان(7/10) 5/25 سال بود. ویژگی های سازگارانه شخصیتی (46/0- =β، 07/7t=)، نیازهای بنیادین (23/0- =β، 59/2 (t=و خلاقیت هیجانی (31/0- =β، 46/2(t= با رفتارهای پر خطر ارتباط مستقیم و منفی داشت. ویژگی‌های سازگارانه شخصیتی (34/0=β، 79/3 =t) و نیازهای بنیادین روانشناختی با خلاقیت هیجانی ارتباط مستقیم و مثبت داشت (54/0=β، 41/6=t).

    نتیجه‌گیری

     مطالعه نشان داد که خلاقیت هیجانی در رابطه با رفتارهای پرخطر نقش واسطه ای داشت به طوری که خلاقیت هیجانی با اثر مستقیم بر ویژگی‌های سازگارانه شخصیتی هگزاکو و نیازهای بنیادین روانشناختی رفتارهای پرخظر کاهش یافت.

    کلیدواژگان: رفتارهای پرخطر، ویژگی های شخصیتی هگزاکو، نیازهای بنیادین روانشناختی، خلاقیت هیجانی
|
  • Samaneh Saghaee-Shahriari, Maryam Nasri* Pages 1-12
    Background and Objective

    Diabetes mellitus has negative psychological consequences which could result in Resiliency, Self-Corruption, and Mindfulness of Patients with Type 2 Diabetes. The objective of this study was to determine the effectiveness of self-compassion therapy on resiliency, self-discrepancy, and mindfulness among patients with type 2 diabetes.

    Materials and Methods

    The study was of semi-experimental design with pre-test-posttest design, control group and follow-up. The statistical population of the study included people with diabetes who were referred to Bahlool Hospital, Fayyaz Hospital and Bialand Health Center in Gonabad city in 2018. As many as 60 patients were selected via simple random sampling method and were randomly categorized into experimental and control group of 30 patients. The educational intervention was performed in the experimental group, but there was no intervention in the control group. Measurement tools included a resiliency questionnaire, self-reporting questionnaire, and mindfulness questionnaire. Data analysis was performed using multivariate covariance analysis via SPSS software version.

    Results

    The mean (SD) scoreof resiliency in the experimental group in the pre-test was 47.7 (11.8), which varied to 55.8 (11.3) in the post test and 56.3 (11.2) follow-up (P<0.01), but the variation of mean (SD) difference of the control group in pre-test and post-test was not statistically significant. The mean (SD) of self-discrepancy in the pre-test was 9.9 (12.4) which was 85.6 (12.3) in the post-test and 85.9 (12.4) in the follow-up. However, the mean (SD) difference of self-regression in the control group in pre-test and post-test was not statistically significant. The mean (SD) of the mindfulness of the experimental group was 171.2 (19.7) in the pre-test, which increased to 189.7 (20.5) post-test and 190.1 (20.8) in the follow up (P<0.01), but the mean (SD) difference of the knowledge of the control group in the pre-test and post-test was not statistically significant.

    Conclusion

    The study showed that self-compassion therapy lead to an increase in vitality, mindfulness and reduction in self-discrepancy among patients with type2 diabetes.

    Keywords: Self-Compassion Therapy, Resilience, Self-discrepancy, Mindfulness, Diabetes
  • Mitra Rafiee-Shafigh, Alireza Rajaei*, Masoud Janbozorgi Pages 13-22
    Background and Objective

    Psychological stress often raises blood sugar levels in people with type 2 diabetes. The aim of this study was to investigate the effect of Group Training Spiritually Multidimensional Psychotherapy (SMP) on stress syndromes among patients with type 2 diabetes.

    Materials and Methods

    This semi-experimental research was conducted with participation of 60 patients with diabetes covered by the Mashhad Diabetes Foundation, who were selected by snowball sampling method and were randomly divided into two groups. The experimental group received spiritually multidimensional psychotherapy group training in 12 sessions of 90 minutes weekly. Before and after the intervention, the stress symptoms questionnaire was administered among both experimental and control groups. Data analysis was performed using single and multivariate covariance using SPSS software version 21.

    Results

    The mean (SD) age of the experimental group was 45 (8.1), and control group 45.3 (8.3). In the experimental group, the mean (SD) cognitive stress score in the pre-test was 21.5(5.4), which decreased to 13.6(5.8) in the post-test (P<0.001). In the control group, the mean (SD) cognitive stress score in the pre-test was 21.8 (4.7), which reached 21.8 (4.3) in the post-test. In the experimental group, the mean (SD) emotional stress score in the pre-test was 23.8 (7.1), and in the post-test, it decreased to 15.8 (6.6) (P<0.001). In the control group, the mean (SD) emotional stress score in the pre-test was 23.3 (6.3), which reached 23.5 (6.1) in the post-test.In the experimental group, the mean (SD) behavioral stress score in the pre-test was 16.2 (5.1), which decreased to 11.1 (5.3) in the post-test (P<0.001). In the control group, the mean (SD) of behavioral stress score in the pre-test was 17.1 (4.1), whichreached 16.4 (5.7) in the post-test. In the experimental group, the mean (SD) physical stress score in the pre-test was 45.9 (21.4), and in the post-test, it decreased to 34.2 (17.5) (P<0.001). In the control group, the mean (SD) physical stress score in the pre-test was 45.5 (21.7), which reached 45.9 (18.1) in the post-test. In the experimental group, the mean (SD) general stress score in the pre-test was 107.3 (33.6), and in the post-test, which decreased to 74.1 (31.4) (P<0.001). In the control group, the mean (SD) of general stress score in the pre-test was 107.7 (32.3), which reached 107.8 (27.4) in the post-test.

    Conclusion

    The study showed that spiritually multidimensional psychotherapy training reduced stress symptoms amongpatients with type 2 diabetes.

    Keywords: Diabetes mellitus, Psychotherapy, Spirituality, Stress
  • Leila Hasannejad, Alireza Heydarei*, Behnam Makvandi, Marzieh Talebzadeh-Shoshtari Pages 23-36
    Background and Objective

    Infidelity is a painful and complicated experience for couples. The aim of this study was to determine the effectiveness of solution-based therapy on family functioning and couple burnout among women affected by spouse infidelity referred to counseling centers in Ahvaz.

    Materials and Methods

    The research method was experimental with pre-test, post-test, and follow-up design with a control group. Participants included 30 women affected by spouse infidelity referred to counseling centers in Ahvaz in 2019, selected by purposive sampling method, and divided into two experimental and control groups of 15 people. Family functioning and couple burnout questionnaires were used to collect data. Before the intervention, a pre-test was held, and the experimental group received six 120-minute solution-based therapies, while the control group did not receive any intervention. The post-test was then performed, and after one month of post-test, the follow-up period was performed. Data were analyzedusing covariance analysis via SPSS software version 22.

    Results

    The mean (SD) age of participants was 33.7 (6.3) in the experimental group and 31.4 (5.9) in the control group. In the experimental group, the mean (SD) score of family functioning increasedfrom 128.4 (17.7) in the pre-test to 188.5 (22.8) in the post-test, and 192.1 (23.4) in the follow-up (P<0.001). In the control group, it varied from 125.4 (15.3) in the pre-test to 124.9 (15.8) in the post-test, and 123.7 (15.5) in the follow-up, which was not significant. In the experimental group, the mean (SD) score of couple burnout decreased from 124.0 (14.6) in the pre-test to 61.9 (8.9) in the post-test and 58.9 (9.8) in the follow-up (P<0.001). In the control group, it varied from 123.5 (12.5) in the pre-test to 124.7 (12.3) in the post-test, and 123.8 (11.4) in the follow-up, which was not significant.

    Conclusion

    Solution-based therapy improved family functioning and reduced marital burnout among women affected by spouse infidelity referred to counseling centers in Ahvaz.

    Keywords: Couple burnout, Family functioning, Marital infidelity, Solution-based therapy
  • Masoumeh Ghanbari, Taher Tizdast*, Javad Khalatbari, Mohammad-Ali Rahmani Pages 37-48
    Background and Objective

    Body deformity disorder (BDD) is one of the disorders of the obsessive-compulsive spectrum and includes intense and disturbing mental occupation with minor or visual defects in appearance. The aim of this study was to determine the effectiveness of schema therapy on flexibility and perfectionism of physical appearance in body dysmorphic disorder.

    Materials and Methods

    In a quasi-experimental study of pre-test-post-test-follow-up design with a control group, 30 female students with BDD studying at the Islamic Azad University of Tehran University of Medical Sciences from November to January 2017 were selected via convenience sampling method. Participants were randomly assigned to the experimental and control groups. The experimental group (n=15) underwent schematic therapy for eight weekly 90-minute sessions. The flexibility questionnaire and the Physical Appearance Perfectionism Scale (PAPS) were collected in three baseline stages after quarterly intervention and follow-up. Data were entered in SPSS statistical software version 21 and analyzed using repeated measures multivariate analysis of variance.

    Results

    In the experimental group, the mean (SD) of cognitive flexibility increased from 26.3 (7.4) in the pre-test to 43.5 (10.2) in the post-test (P<0.001) and 45.8 (11.7) in the follow-up phase, (P<0.001). Also, in the experimental group, the mean (SD) perfectionism score decreased from 74.5 (5.4) in the pre-test to 34.3 (6.1) in the post-test (P<0.001) and 49.5 (5.5) in the follow-up phase, (P<0.001). In the control group, the scores of both variables in the pre-test, post-test and follow-up were not different.

    Conclusion

    The study showed that schema therapy improved flexibility and decreased physicalappearance perfectionism in students with body dysmorphic disorder.

    Keywords: Flexibility, Body Deformity Disorder, Schema Therapy, Physical Appearance Perfectionism
  • Masoumeh Emami, Mohammad-Ali Rahmani*, Shohreh Ghorban-Shiroudi, Morteza Tarkhan Pages 49-62
    Background and Objective

    A perceptual perspective is one of the factors related to the normal functioning of family members, especially couples. The aim of this study was to compare the effectiveness of emotion-oriented and positive cognitive-behavioral therapies on self-perception and spouse-perception among married women referring to counseling centers in Tehran.

    Materials and Methods

    This experimental study was of a pre-test-post-test design with a control and follow-up group. Participants included 45 married women who had been referred to the counseling centers of the Cultural-Artistic Organization of Tehran Municipality in 2017-2018 in order to solve their marital problems, who were selected by random sampling method and randomly divided into three groups, including two experimental groups and one control group. Data were collected via the self-perception scale and spouse-scale perception scale. Theexperimental groups underwent nine sessions of emotion-focused therapy, and eight sessions of positive cognitive-behavioral therapy, while no intervention was done for the control group. The pre-test was performed before the sessions began. At the end of the sessions, the post-test was performed, and after three months after the post-test period, a follow-up was performed. Data analysis was performed using analysis of variance and analysis of covariance using SPSS software version 25.

    Results

    In the emotion-oriented treatment group, the mean (SD) score of comprehension perspective increased from 14.2 (1.4) in the pre-test to 22.1 (1.1) in the post-test, and 24.1 (1.2) in the follow-up period, P<0.001. In the positive cognitive-behavioral therapy group, themean (SD) score of comprehension perspective increased from 15.2 (0.1) in the pre-test to 25.5 (0.2) in the post-test, and 27.4 (1.9) in the follow-up, P<0.001. In the emotion-focused treatment group, the mean (SD) of the spouse's comprehension perspective increased from 13.9 (1.1) in the pre-test to 21.8 (0.1) in the post-test, and 24.1 (1.2) in the follow-up, P<0.001. In the positive cognitive-behavioral therapy group, the mean (SD) score of the spouse's comprehension perspective increased from 14.4 (0.7) in the pre-test to 25.2 (2.1) in the post-test, and 27.4 (1.1) in the follow-up, P<0.001. In the control group, the scores of both variables in the pre-test, post-test and follow-up were not different. Positive cognitive-behavioral therapy was more effective than emotion-focused therapy in improving self-understanding (cognition and strategy) and spouse's understanding of vision (cognition and strategy) in post-test and this effectiveness lasted until follow-up.

    Conclusion

    Emotion-oriented therapy and positive cognitive-behavioral therapy led to increased empathy and understanding among married women. Positive cognitive-behavioral therapy was more effective than emotion-focused therapy in improving self-understanding, and spouse's understanding of vision in post-test and this effectiveness lasted until follow-up.

    Keywords: Emotion-focused therapy, Positive cognitive-behavioral therapy, Understanding's view
  • Seyyedeh-Fatemeh Alimoradi-Astaneh, Javad Khalatbari* Pages 63-76
    Background and Objective

    Elderly people experience feelings of sadness due to loss of social support, less participation in society and more isolation which leading to loneliness.The aim of this study was to compare the effectiveness of illustration through information reprocessing and treatment of coherent reminiscence on feelings of loneliness, worry, hopefulness and quality of life of the elderly in Astaneh-ye-Ashrafieh.

    Materials and Methods

    The research method was semi-experimental in control group with pre-test, post-test and three-month follow-up. The statistical population included all people aged 60 years and over who residing in nursing homes located in Astaneh-ye Ashrafieh. A total 60 eligible subjects were selected based on inclusion and exclusion criteria and were randomly assigned to experimental and control groups. Data collection tools were Pennsylvania Worry Questionnaire, Short Form of Health Context, Hopefulness Scale and Loneliness Questionnaire. Both experimental groups and control group were tested before and after intervention. Then, coherent reminiscence intervention was performed in six sessions and imagery intervention was performed through data processing through in seven sessions for experimental groups. At the end of the interventions, both experimental groups and control group were tested using the research tool. Data were analyzed using covariance analysis test and SPSS Statistics for Windows, version 22.0 (SPSS Inc., Chicago, Ill., USA).

    Results

    In the reminiscence group, the mean (SD) of hopefulness increased from 19.5 (2.1) in the pre-test to 28.7 (1.1) in the post-test (P<0.001) and in the follow-up phase reached 30.7 (1.1) which, indicates that the effect of the intervention was stable (P<0.001). In the illustration group, the mean (SD) of hopefulness increased from 19.9 (1.7) in the pre-test to 26.4 (1.1) in the post-test (P<0.001) and in the follow-up phase to 28.4 (1.1), which indicates that the effect of the intervention was stable (P<0.001). In the reminiscence group, the mean (SD) of quality of life increased from 63.4 (1.8) in thepre-test to 73.3 (2.9) in the post-test (P<0.001) and in the follow-up phase 75 (1.6), which indicates that the effect of the intervention was stable (P<0.001). In the illustration group, the mean (SD) quality of life increased from 63.3 (1.4) in the pre-test to 73.9 (1.9) in the post-test (P<0.001) and in the follow-up phase 75.9 (1.9), which shows that the effect of the intervention was stable (P<0.001). In the reminiscence group, the mean (SD) of feeling lonely decreased from 82.4 (1.5) in the pre-test to 72.3 (2.9) in the post-test (P<0.001) and in the follow-up phase to 70 (2.6) which indicates that the effect of the intervention was stable (P<0.001). In the illustration group, the mean (SD) feeling of loneliness decreased from 82.7 (1.4) in the pre-test to 75.6 (1.6) in the post-test (P<0.001) and in the follow-up phase 73.6 (1.5) which shows that the effect of the intervention was stable (P<0.001). In the reminiscence group, the mean (SD) of anxiety decreased from 52.4 (1.6) in the pre-test to 44.7 (1.7) in the post-test (P<0.001) and in the follow-up phase to 42.7 (1.7), which indicates that the effect of the intervention was stable (P<0.001). In the illustration group, the mean (SD) of concern decreased from 52.8 (2.3) in the pre-test to 40.7 (1.1) in the post-test (P<0.001) and in the follow-up phase38.7 (1.1) which indicates that the effect of the intervention was stable (P<0.001). In the control group, mean (SD) showed no difference in hopefulness, quality of life, loneliness and anxiety.

    Conclusion

    The study showed that coherent reminiscence therapy was more effective than imagery through information reprocessing in increasing hopefulness and reducing the feeling of loneliness in the elderly. Imaging through information reprocessing was more effective in reducing the anxiety of the elderly than the coherent reminiscence therapy. However, there was no difference between the two interventions in terms of quality of life

    Keywords: Imagery, information processing, Coherence reminiscence, Hopefulness, Quality of life, Loneliness, Worry
  • Malihe Yaghobzade, Sheida Jabalameli, Hamid Kazemi, Sayed-Abbas Haghayegh Pages 77-91
    Background and Objective

    High-risk behaviors are a threat to the health and well-being of adolescents and young people. The aim of this study was to design a model of structural relationships between basic psychological needs, Hexaco personality traits with high-risk behaviors with a mediating role of emotional creativity among students of Isfahan Azad Universities.

    Materials and Methods

    This descriptive correlational study was conducted with the participation of students who studying in the second semester of the academic year 2020-2021 in Islamic Azad universities of Isfahan province. The sample size was 382 which were selected using cluster sampling method. Data were collected using demographic, Hexaco Personality Inventory, Emotional Creativity Inventory, Basic Psychological Needs Scale, and High-Risk Youth Behaviors questionnaires.  Data were analyzed and modeling by SPSS Statistics for Windows, version 24.0 (SPSS Inc., Chicago, Ill., USA) and PLS version 3 software.

    Results

    The mean (SD) age of participants was 25.5 (10.7) years. Adaptive personality traits (β=-0.46, t =7.07), basic needs (β =-0.23, t =2.59) and emotional creativity (β =-0.31, t=2.46) were direct and negatively associated with high-risk behaviors among Students. Adaptive personality traits (β =0.34, t=3.79) and basic psychological needs were direct and positively associated with emotional creativity (β=0.54, t=6.41).

    Conclusion

    The study showed that emotional creativity had a mediating role in relation to high-risk behaviors, hence that emotional creativity was reduced by a direct effect on hexaco adaptive personality traits and the basic psychological needs of high-risk behaviors.

    Keywords: High Risk Behaviors, Hexaco Personality Traits, Basic Psychological Needs, Emotional Creativity