فهرست مطالب

تحقیقات مرتع و بیابان ایران - سال بیست و نهم شماره 1 (پیاپی 86، بهار 1401)
  • سال بیست و نهم شماره 1 (پیاپی 86، بهار 1401)
  • تاریخ انتشار: 1401/03/28
  • تعداد عناوین: 10
|
  • امیر قربانخانی، حسین ارزانی*، علی طویلی، جواد معتمدی (ترکان) صفحات 1-10

    گونه Salsola laricina یکی از عناصر اصلی جوامع گیاهی مراتع استپی منطقه خشکه رود می باشد که حفاظت از آن در مقابل آشفتگی ها و فراهم نمودن شرایطی که بتواند توان بازآوری خود را بعد از چرا حفظ نماید، از ملزومات اساسی مدیریت مرتع در اینگونه عرصه ها است. از این رو در پژوهش حاضر، تغییرپذیری صفات ساختاری و عملکردی و ویژگی های مورفولوژیکی و جوانه زنی بذر آن، تحت چرای حمایتی، آزمون شد. برای این منظور، با استقرار شبکه نمونه برداری در داخل و خارج قرق 10 ساله خشکه رود، از پوشش گیاهی آماربرداری و صفات ساختاری و عملکردی گونه Salsola laricina، نظیر؛ درصد پوشش تاجی، تراکم و مقدار تولید علوفه در عرصه، اندازه گیری گردید. سپس در هر یک از مکان ها و در فواصل مختلف دوره بذردهی؛ بذر پایه های شاداب و سالم، جمع آوری و ویژگی های مورفولوژیکی و جوانه زنی بذر نظیر؛ وزن هزار دانه، درصد جوانه زنی، سرعت جوانه زنی، طول ریشه چه، ساقه چه، گیاهچه و نهایتا شاخص ویگور (بنیه بذر) در شرایط آزمایشگاهی، اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که مقادیر صفات ساختاری و عملکردی، در داخل قرق، بیشتر از خارج قرق می باشد. در این ارتباط؛ درصد پوشش تاجی، تراکم و مقدار تولید گونه Salsola laricina، به ترتیب در داخل قرق نسبت به خارج قرق، 46/5 و 06/3 درصد، 21600 و 17000 پایه در هکتار و 4/161 و 7/112 کیلوگرم در هکتار می باشد. میانگین ویژگی های مورفولوژیکی و جوانه زنی بذرهای جمع آوری شده از داخل قرق، نیز بیشتر از خارج قرق بود. بگونه ای که بیشترین شاخص بنیه بذر به عنوان مجموع برآیندی ویژگی های مورفولوژیکی و جوانه زنی، در بذرهای مربوط به داخل و خارج قرق، به ترتیب 88/389 و 37/210 می باشد. افزایش مقادیر مذکور، در داخل قرق نسبت به خارج قرق؛ بیانگر تاثیر چرای حمایتی بر بهبود صفات ساختاری و عملکردی و ویژگی های مورفولوژیکی و جوانه زنی بذر گونه های مرتعی، در اکوسیستم های آسیب پذیر مناطق خشک می باشد.

    کلیدواژگان: صفات ساختاری، صفات عملکردی، جوانه زنی بذر، مدیریت مرتع، مراتع مناطق خشک
  • فیروزه مقیمی نژاد، علی طویلی، محمد جعفری، محسن شیروانی، یاسر قاسمی آریان* صفحات 21-30

    اگرچه در خصوص اثر آلودگی بر خصوصیات فیتوشیمیایی گیاهان دارویی که به صورت زراعی کاشت می شوند مطالعات متعددی صورت گرفته، اما این مهم در ارتباط با گونه های مرتعی، علیرغم اهمیت آن ها در زمینه ایجاد تنوع معیشتی برای بهره بردران مرتعی، بسیار محدود بوده است. در همین راستا تحقیق حاضر با هدف بررسی اثر فلز سنگین کادمیم بر خصوصیات فیتوشیمیایی شیرین بیان، در قالب طرح کاملا تصادفی با تیمار کادمیم در 6 غلظت (صفر، 10، 20، 40، 80 و 160 (ppm)) و 4 تکرار به صورت کشت گلدانی (مجموعا 24 گلدان) اجرا گردید. پس از تهیه بستر کاشت و اسپری نمودن محلول نمک نیترات کادمیم با غلظت های فوق الذکر به خاک، ریزوم های شیرین بیان داخل گلدان ها کشت و به مدت 7 ماه در گلخانه تحت مراقبت و آبیاری قرار گرفتند. در نهایت نمونه های گیاهی (در دو بخش اندام های هوایی وزیرزمینی) تهیه شده، جهت اندازه گیری خصوصیات فیتوشیمیایی به آزمایشگاه منتقل شدند. متغییرهای اندازه گیری در اندام زیرزمینی شامل میزان گلیسیریزیک اسید، گلابریدین، لیکوریتجنین و در اندام هوایی فلاونوییدهای روتین و کتچین بود. عصاره گیری با روش اولتراسونیک و اندازه گیری با استفاده از کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا (HPLC) انجام گرفت. نتایج مقایسه میانگین کادمیم در غلظت های تحت بررسی نشان داد افزایش غلظت این عنصر درخاک اثر معنی داری بر میزان گلیسریزیک اسید، گلابریدین و لیکوریتجنین در اندام زیرزمینی و فلاونوییدهای روتین و کتچین در اندام هوایی گیاه شیرین بیان  داشته است. در همین راستا بیشترین تاثیر افزایشی را گلیسریزیک اسید و لیکوریتجنین در غلظت 10 (ppm)، به ترتیب با 12/70 و 44/56 درصد و گلابریدین در غلظت 20 (ppm) با 70/51 درصد نسبت به شاهد نشان داده است. نتایج همچنین نشان داد میزان مواد موثره در اندام زیرزمینی گیاه شیرین بیان تحت تیمار کادمیم در ابتدا افزایش یافته و در ادامه با بالا رفتن غلظت کادمیم کاهش داشته است.

    کلیدواژگان: فلز سنگین، کادمیم، عناصر غذایی پرمصرف، شیرین بیان (.Glycyrrhiza glabra L)
  • لیلا زندی، رضا عرفانزاده*، حامد جنیدی صفحات 31-40

    پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر تبدیل مرتع به کاربری های زراعی و باغی بر ویژگی های مهم خاکی از جمله پایداری خاکدانه در حوضه صلوات آباد در شرق سنندج انجام شد. برای این منظور، همزمان با رشد غالب گیاهان با پیمایش صحرایی چهار کاربری شامل 1) مرتع 2) باغ 3) نخودزار 4) گندم زار به عنوان محدوده مطالعاتی انتخاب شدند و 42 نمونه خاک به صورت تصادفی-سیستماتیک برداشت گردید. سپس فاکتورهای فیزیکی-شیمیایی خاک شامل پایداری خاکدانه، نیتروژن کل، کربن کل و کربن آلی ذره ای هر نمونه در آزمایشگاه اندازه گیری شد. نتایج حاصل از تجزیه واریانس داده ها نشان داد که در اثر تبدیل مرتع به سه کاربری باغ، نخودزار و گندم زار، پایداری خاکدانه، کربن آلی ذره ای در سطح 5 درصد، کربن آلی کل و نیتروژن کل در هر سه کاربری در سطح 1 درصد به طور معنی داری کاهش یافتند. در کاربری های باغ، نخود و گندم، پایداری خاکدانه به ترتیب 51/35، 94/25 و 56/19 درصد، کربن آلی ذره ای به ترتیب 5/62، 16/79 و 75 درصد، کربن آلی کل به ترتیب 63/23، 50 و 09/49 درصد و نیتروژن کل به ترتیب 25/31، 5/62 و 75 درصد کاهش نشان داد. با توجه به نتایج این تحقیق تبدیل مراتع به هر کدام از کاربری های زراعی و باغی غیرقابل قبول است اما در صورت اجبار به تبدیل، کاربری باغ پیشنهاد می گردد زیرا باغ اثرات منفی کمتری نسبت به گندم زار و نخودزار برروی فاکتورهای کیفی خاک دارد. همچنین در تبدیل کاربری مرتع به زراعی تاکید می گردد در حد امکان جهت حفظ تعادل بین ورود و خروج زی توده ورودی به بستر خاک، از خروج یا آتش سوزی باقیمانده کاه و کلش، یا چرای دام پس از برداشت محصول جلوگیری شود.

    کلیدواژگان: تغییر کاربری اراضی، پایداری خاکدانه، مرتع، کربن آلی
  • مهسا عبدالشاه نژاد، حسن خسروی*، علی اکبر نظری سامانی، امیر علم بیگی صفحات 61-70
    اهمیت توجه به توسعه پایدار و امنیت زیستی در مناطق تحت تاثیر فاجعه های زیست محیطی هم چون طوفان های گردوغبار، نیاز به روش های نوین برای یافتن راهبردهای مقابله را بیشتر کرده است. بدین منظور تحلیل ساختاری متقاطع، ابزاری کارآمد برای مطالعه رفتار سیستم است. با استناد به نتایج حاصل از تحلیل ساختاری و رویکرد آینده پژوهی می توان راهبردهایی جهت حفظ پایداری در مناطق تحت تاثیر ریسک زیاد گردوغبار ارایه داد. روش این پژوهش باتوجه به هدف آن، از نوع کاربردی و براساس رویکرد آینده پژوهی می باشد. جامعه نمونه پژوهش از 22 نفر از کارشناسان و مدیران مطلع در حوزه امور کشاورزی و گردوغبار تشکیل شده است. براساس اطلاعات جمع آوری شده از مرحله مصاحبه به روش نیمه ساختار یافته، عوامل موثر شناسایی شد. براساس نظر کارشناسان و خبرگان عوامل نهایی استخراج و یک ماتریس 26×26 طراحی شد. سپس ماتریس اثر متقابل تهیه شده، توسط خبرگان امتیازدهی شد. به منظور تعیین عوامل کلیدی موثر بر تاب آوری جوامع کشاورز تحت تاثیر گردوغبار در شهرستان اهواز، رویکرد آینده پژوهی با استفاده از نرم افزار MICMAC در قالب سه گروه مولفه اقتصادی، اجتماعی و طبیعی-فیزیکی براساس 26 شاخص انجام شد. متغیرهای پژوهش در سه طبقه دو وجهی، تنظیمی و مستقل براساس میزان رابطه تاثیرپذیری و تاثیرگذاری شان تقسیم بندی شدند. عوامل کلیدی شامل «تغییر کمیت و کیفیت محصولات کشاورزی، کاهش درآمد و آسیب به سرمایه کشاورزان، تشدید فقر و بیکاری، دسترسی به اعتبارات مالی، معیشت جایگزین و مهاجرت» می باشند. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که سیستم مورد مطالعه از نوع ناپایدار بوده و به منظور اتخاذ تصمیم های مدیریتی و افزایش پایداری نیاز به توسعه راهبردهایی بر مبنای عوامل کلیدی موثر بر تاب آوری کشاورزان می باشد.
    کلیدواژگان: آینده پژوهی، تحلیل ساختاری، گردوغبار، تاب آوری، MICMAC
  • فاطمه نرماشیری، مهدی قربانی*، غلامرضا زهتابیان، حسین آذرنیوند، امیر علم بیگی، رولند ورنر شولز صفحات 71-80

    بیابان زایی به عنوان یک تهدید جدی برای محیط های خشک و نیمه خشک و حتی نیمه مرطوب در چند دهه اخیر محسوب شده و مانع اصلی توسعه پایدار جهانی است، در نتیجه نظارت بر روند تغییرات آن از اقدامات ضروری محسوب می شود. یکی از روش های مقرون به صرفه، اغلب رایگان و در دسترس برای نظارت بر تغییرات این مناطق استفاده از سنجش از دور و سامانه اطلاعات جغرافیایی است. در این مطالعه با استفاده از روش تحلیل بردار تغییر اقدام به ارزیابی و تحلیل شدت بیابان زایی در بخشی از شهرستان قلعه گنج در جنوب استان کرمان پرداخته شده است. بدین منظور ابتدا در گوگل ارث انجین از باندهای تصاویر لندست 8 در دو بازه زمانی 2014 (دوره زمانی اول) و بازه زمانی2020 (دوره زمانی دوم) برای ماه های اسفند و فروردین استفاده شده است. تصحیحات لازم روی آنها اعمال و برای هر دو دوره به صورت جداگانه میانگین گیری و سپس شاخص های EVI و BSI محاسبه شده است. در مرحله بعد با استفاده از این دو شاخص و روش تحلیل بردار تغییر در محیط نرم افزار GIS، به تعیین بزرگی تغییرات و جهت تغییرات بیابان زایی در منطقه مورد پرداخته شده است. دستاورد پژوهش حاضر گویای غالبیت روند احیای منطقه در طی سال های مورد مطالعه می باشد و نتایج کلی حاکی ازین امر است که توسعه کشاورزی و در کنار آن تغییر کاربری اراضی بیشترین تاثیر را بر شاخص های پایش و روند بیابان زایی در منطقه داشته اند؛ بدین صورت که شاهد تخریب اراضی در اطراف مناطق مسکونی هستیم و از سویی رابطه تنگاتنگی بین فعالیت های کشاورزی و مناطق احیایی در منطقه وجود دارد.

    کلیدواژگان: تحلیل بردار تغییر، بیابان زایی، قلعه گنج، EVI، BSI
  • عبدالحمید حاجبی*، حمیدرضا میرداودی، محمدامین سلطانی پور صفحات 81-90

    گونه لاتی (Taverniera spartea) یکی از گونه های مهم مراتع خلیج و عمانی است. در این پژوهش، برخی از نیازهای اکولوژیک گونه لاتی و پاسخ آن ها به عوامل خاکی و توپوگرافیکی در سه رویشگاه اصلی در استان هرمزگان (سیاهو، احمدی و بشاگرد) تعیین شد. نتایج نشان داد که درصد پوشش در سطح یک درصد و درصد خاک لخت و درصد سنگ و سنگریزه در سطح 5 درصد معنی دار بود. بکارگیری مدل جمعی تعمیم یافته، برای هر یک از متغیرهای محیطی، نشان داد که متغیرهای درصد آهک خاک، درصد رس، اسیدیته، درصد کربن آلی خاک، ازت خاک و درصد خاک لخت بر عملکرد گونه، معنی دار می باشند. افزایش درصد رس خاک از مدل کاهشی، افزایش اسیدیته خاک، از حالت دو مد، افزایش مقدار آهک خاک و همچنین مقدار درصد خاک بدون پوشش، از مدل زنگوله ای، افزایش درصد کربن آلی و ازت خاک هر دو از مدل افزایشی پیروی کرد. بررسی فنولوژی گونه نشان داد که رویش این گیاه از دهه دوم آبان ماه شروع می گردد و از دهه سوم اردیبهشت ماه وارد مرحله رکود می شود. باتوجه به ارزش غذایی گونه و نقش آن در حفاظت خاک مراتع، پیشنهاد می شود در مناطق تخریب شده مرتعی که شرایط استقرار آن را دارا هستند، نسبت به کاشت این گونه اقدام شود.

    کلیدواژگان: اکولوژی، گونه لاتی ((Taverniera spartea، استان هرمزگان
  • حسن یگانه، سید مهدی پورباقرکردی*، محمد اکبری صفحات 91-100

    زیست بوم های بیابانی کشور دارای پتانسیل های اقتصادی مهمی هستند که لزوم توجه به آن ها برای دستیابی به توسعه پایدار و رهایی از اقتصاد تک محصولی ضروری است. با توجه به روند رو به رشد تقاضا در امر بوم گردی، محاسبه ی ارزش تفرجی مناطق تفریحی برای اعمال مدیریت کارا و موثر ضروری است. بدین ترتیب هدف از این پژوهش تعیین عوامل تاثیرگذار روی تمایل به پرداخت بوم گردان منطقه قلعه بالای شهرستان بیارجمند در استان سمنان است. برای بررسی عوامل موثر بر میزان تمایل به پرداخت افراد، الگوی لاجیت به روش حداکثر راست نمایی برآورد شد. برای اندازه گیری میزان تمایل به پرداخت بازدیدکنندگان از منطقه قلعه بالا به روش پرسش نامه انتخاب دوگانه - دوبعدی استفاده شد. داده های مورد نیاز از طریق تکمیل پرسش نامه و مصاحبه حضوری با بازدیدکنندگان از منطقه مذکور جمع آوری شد. تعداد بوم گردان با استفاده از روش تصادفی ساده به تعداد 207 نفر انتخاب شدند. نتایج تخمین مدل لاجیت نشان داد، ضریب متغیرهای تعداد بازدید، مقصد نهایی، فاصله از محل سکونت، هزینه ماهانه خانوار و مبلغ پیشنهادی در سطح 1 و 5 درصد معنی دار شده است. درنهایت متوسط تمایل به پرداخت جهت استفاده از منطقه توسط بازدیدکنندگان 48220 ریال و ارزش تفرجی سالانه روستای قلعه بالا حدود 434 میلیون ریال برآورد شد.

    کلیدواژگان: بیابان، مدل لاجیت، ارزش گذاری مشروط، تمایل به پرداخت، قلعه بالا
  • مهری دیناروند*، محمد فیاض، هاشم کنشلو، کورش بهنام فر، سجاد عالی محمودی سراب، فرهاد خاکساریان صفحات 101-110
    اندازه گیری تنوع و شناسایی صفات و گروه های عملکردی گیاهی منطقه و طبقه بندی آنها علاوه براینکه به شناسایی دقیق توان رویشی منطقه کمک می کند، به درک ما نسبت به عکس العمل پوشش گیاهی منطقه به آشفتگی ها و حضور احتمالی گونه های مقاوم با صفات مشابه یا مهاجم یاری می رساند. هدف از این پژوهش بررسی و ارزیابی مقدماتی وضعیت رویشی منطقه، روند تغییرات و ارزیابی توالی ثانویه پوشش گیاهی کانون های گرد و غبار خوزستان بعد از کشت نهال به شیوه های مختلف بود. برای تحقق این هدف از شاخص های تنوع گونه ای و گروه های عملکردی (PFTs) استفاده شد. برای ارزیابی تغییرات پوشش گیاهی منطقه با پیمایش صحرایی، تعداد 15 ترانسکت 100 متری با فواصل 50 متری بصورت تصادفی- سیستماتیک انتخاب شد. با توجه به یکنواختی ترکیب گونه های گیاهی و نبود عوارض محیطی در مجموع 180 پلات ثابت به ابعاد 1 متر مربع نصب گردید. نتایج تحقیق اخیر در سه منطقه کانون گرد و غبار جنوب شرق اهواز نشان داد در مناطق انتخابی شیوه های متنوع آبیاری به همراه بارندگی ها سبب تغییرات محسوسی در افزایش درصد پوشش و تعداد گونه بتدریج از سال 1396 تا 1399 گردیده است. گروه های عملکردی منطقه طویل با آبیاری سطحی (فارو) در سال 1399 نه گروه، در منطقه بگعان با آبیاری تانکری و حفر چاله با بیل مکانیکی هفت گروه و در منطقه حنیطیه  با آبیاری تانکری و حفر چاله هفت گروه عملکردی قابل تشخیص بود. نتایج آنالیز T-تست نیز نشان داد بین متوسط دو مقدار همه شاخص ها از جمله تنوع شانون و سیمپسون در اسفند سال 1396 و اسفند سال 1399 برای هر سه منطقه مورد بررسی اختلاف معنی داری وجود داشته و شاخص های تنوع با افزایش تعداد گونه و درصد پوشش در منطقه، سیر صعودی داشته است.
    کلیدواژگان: پوشش گیاهی، شاخص تنوع سیمپسون، شاخص تنوع شانون، نهال کاری، درصد پوشش گیاهی
  • علیرضا جمشیدی، نوازالله مرادی، مرضیه رضائی* صفحات 121-130

    تغییرات ترکیبات مختلف املاح دار در عوامل ادافیکی، توزیع مکانی گونه های گیاهی به ویژه همی کریپتوفیت ها را تحت تاثیر خود قرار می دهد. به نظر می رسد این تغییرات در مناطق بیابانی که همجوار دریا نیز هستند با تغییرات بیابان های دیگر متفاوت است. این پژوهش با هدف بررسی توزیع مکانی گونه های همی کریپتوفیت با عوامل ادافیکی انجام شد. نمونه برداری پوشش گیاهی به صورت تصادفی - سیستماتیک و به روش ترانسکت پلات (جمعا 150 پلات 1، 2 و 4 مترمربعی) و نمونه‏برداری خاک از عمق 0-45 و 45-90 انجام و در آزمایشگاه ویژگی های خاک اندازه گیری شد. آنالیز محاسبه ضریب همبستگی بین صفات مختلف پوشش گیاهی (درصد پوشش، ارتفاع و تراکم) با ویژگی های خاک رویشگاه ها نشان داد که این پارامترهای گیاهی با اسیدیته، بافت و مجموع کلسیم و منیزیم بیشترین همبستگی را دارند. آنالیز مولفه های اصلی (P.C.A) نشان داد به طورکلی، در این منطقه عامل تراکم گیاهی با ویژگی‏ها کلسیم و منیزیم عمق دوم، بیش ترین ارتباط را داشته و سایر ویژگی‏ها پوشش گیاهی با مقدار سدیم، پتاسیم و هدایت الکتریکی عمق اول و منیزیم و کلسیم عمق دوم لایه های خاک دارای ارتباط مستقیم بوده اند.

    کلیدواژگان: تیپ های گیاهی، گیاهان شورزی، مولفه های اصلی، هرمزگان
  • مسعود برزعلی، مژگان عظیمی*، محمد عبدالحسینی، عبدالرحیم لطفی صفحات 141-150

    خدمات متنوعی که به طور مستقیم و غیرمستقیم از محیط طبیعی به دست می آید، به عنوان خدمات زیست بوم مطرح می شوند. منظور از این خدمات، برقراری ارتباط با رفاه انسانی در چهار طبقه خدمات فراهم سازی، حمایتی، تنظیمی و فرهنگی است. این مطالعه با هدف بررسی نقش اکوسیستم مرتعی حوزه آبخیز اترک از منظر پتانسیل نگه داشت رسوب براساس کارکرد کاهش میزان ازدست رفتن اراضی و حفظ حاصلخیزی خاک با استفاده از بسته نرم افزاری نگهداری رسوب در مدل InVEST انجام شد. این مدل برای محاسبه کنترل فرسایش، از معادله جهانی ویراست شده هدر رفت خاک (RUSLE) استفاده می کند و میزان نگهداری رسوب بر اساس نسبت توان حمل رسوب تخمین زده می شود. بر این اساس، اطلاعات ورودی مورد نیاز مدل شامل جدول زیست فیزیکی و نقشه های مدل رقومی ارتفاع، فرسایندگی باران، فرسایش پذیری خاک، پوشش گیاهی و کاربری اراضی با نرم افزار ArcGIS 10.4 تهیه و در قالب نقشه های رستری به مدل وارد شد. نتایج این پژوهش نشان داد که در بین کاربری های مورد مطالعه، جنگل با 1418 تن بر کیلومترمربع و مراتع خوب با میزان 1217 تن بر کیلومترمربع، بیش ترین میزان پتانسیل نگه داشت رسوب را داشتند و کم ترین مقدار مربوط به زمین های بایر، مناطق مسکونی و مراتع فقیر با میزان 52 تا 119 تن بر کیلومترمربع بود. از نظر صحت سنجی مکان یابی، نتایج این مدل با نقاط کنترل در حوزه آبخیز اترک مقایسه شد که نشان داد، بیش ترین میزان حفظ نگه داشت رسوب در شرق و جنوب شرقی بوده است. همچنین در مرکز و غرب حوزه، عواملی مانند کاهش پوشش گیاهی و نوع خاک در تشدید فرسایش این حوضه نقش داشته اند. نتایج حاصل از این تحقیق می تواند در برنامه های آمایش سرزمین و تصمیم گیری مناسب برای مدیریت مراتع مفید باشد.

    کلیدواژگان: پوشش گیاهی، کاربری اراضی، پتانسیل نگه داشت رسوب، شبیه سازی
|
  • Amir Ghorbankhani, Hossein Arzani *, Ali Tavili, Javad Motamedi Pages 1-10

    Salsola laricina is one of the main elements of vegetation communities in the steppe rangelands of the dryland region, which protects it from disturbances and provides conditions that can preserve its ability to rehabilitate after chest, is one of the basic requirements of rangeland management in such fields. Therefore, in the present study, the variability of structural and functional traits and morphological characteristics and seed germination were tested under supportive grazing. For this purpose, by establishing a sampling system inside and outside of the 10 year old Khoshkerood detention, the vegetation cover and structural and functional traits of Salsola laricina species, such as crown cover, density and forage production in the field were measured. Seed of healthy and healthy rootstocks, morphological characteristics and seed germination, such as; 1000 seed weight, germination percentage, germination rate, root length, stem, seedling, and finally vigor index (straw) Seed) was measured in laboratory conditions. The results showed that the values of structural and functional traits, inside the enclosure, are more than outside the enclosure. In this regard, the percentage of crown cover, density, and amount of production of Salsola laricina species were respectively in the enclosure relative to the outcrop, 5.46 and 3.6%, 21600 and 17000 bases per hectare and 161.4 and 12.71 kg respectively hectare. The average of morphological and germination characteristics of the seeds collected from the intruder was also greater than the outside grazing. So that the highest index of seed vigor as a sum of outcomes of morphological and germinating properties in inoculated and outcroped seeds is 389.88 and 1037.37, respectively. The increase of these values in the enclosure relative to the outcrop; indicates the effect of supportive grazing on the improvement of structural and functional characteristics and the morphological and seed germination characteristics of rangeland species in vulnerable ecosystems in arid areas.

    Keywords: Structural traits, Functional traits, Seed germination, rangeland management, Aridlands
  • Firoozeh Moghiminejad, Ali Tavili, Mohammad Jafari, Mohsen Shirvany, Yaser Ghasemi Aryan * Pages 21-30

    The increasing popularity and trade of medicinal plants on the one hand, and the expansion of polluting water, soil and air resources on the other hand, have made the health, safety and quality of medicinal plants raw materials and their processed products a major concern of world organizations. Become more and more diverse and implement various research projects in this field. The present study aimed to investigate the effect of cadmium heavy metal on the phytochemical properties of licorice in a completely randomized design with cadmium treatment at 6 concentrations (0, 10, 20, 40, 80 and 160 (ppm)) and 4 replications. Potted cultivation (24 pots in total) was performed. After planting substrate and spraying cadmium heavy metal nitrate with above mentioned concentrations, licorice rhizomes were cultured in pots and kept in greenhouse for 7 months. Finally, dried and powdered plant samples (in two sections of aerial parts) were transferred to laboratory for measurement of phytochemical properties. The measured variables in the underground organs were glycyrrhizic acid, glabridine, liquoritin and in the aerial parts of routine and catechin flavonoids. Extraction was performed by ultrasonic and solvent methods. The best solvent for extraction of active substances in aerial and ground organs was determined after ethanol: water (70:30) tests and the measurements were performed by high performance liquid chromatography (HPLC). Comparison of mean cadmium concentrations in the studied concentrations showed that increasing the concentration of this element in soil had a significant effect on glycerolic acid, glabridine and liquoritin levels in groundwater and routine flavonoids and catechins in aerial parts of licorice. In this regard, glyceric acid and liquoritin were the most additive effects at concentration of 10 (ppm), 70.12 and 56.44%, and glabridine at concentration of 20 (ppm) at 51.70%, respectively. It also showed that the amount of active substances in licorice underground increased initially with cadmium treatment and then decreased with increasing concentration of heavy metal.

    Keywords: Heavy metal, Cadmium, Macronutrients, licorice (Glycyrrhiza glabra L.)
  • Leila Zandi, Reza Erfanzadeh *, Hamed Joneidi Jafari Pages 31-40

    The aim of this study was to investigate the effect of conversion of rangeland into agricultural and horticultural land uses on important soil properties including aggregate stability in Salavatabad watershed in Eastern Sanandaj. For this purpose, simultaneously with the predominant growth of plants, four land uses including 1) rangeland 2) orchard 3) chickpea field 4) wheat field were selected as the study area and 42 soil samples were random-systematically collected. Then soil physico-chemical properties including aggregate stability, total nitrogen, total carbon and particulate organic carbon of each sample were measured in the laboratory. One-way ANOVA of the data showed that due to the conversion of rangeland into three uses of orchard, chickpea and wheat fields, aggregate stability, particulate organic carbon at the level of 5%, total organic carbon and total nitrogen in all three uses at the level 1% decreased significantly. As the aggregate stability in orchard, chickpeas and wheat 35.51, 25.94 and 19.56% respectively, particulate organic carbon in orchard, chickpeas and wheat 62.5%, 79.16 and 75%, respectively, total organic carbon in orchard, chickpea and wheat use decreased by 23.63%, 50% and 49.09%, respectively, and total nitrogen decreased by 31.25% in orchard, 62.5% in chickpea use and 75% in wheat use. According to the results of this study, the conversion of rangelands to any of the agricultural and horticultural uses is unacceptable, but in case of forced conversion, the use of the orchard is recommended because the orchard has less negative effects on soil quality factors than wheat and chickpeas. It is also emphasized in converting rangeland use to cropland, as much as possible to maintain the balance between the input and output of the plant residual into the soil bed, it should be prevented the exit or fire of remaining straw, or grazing livestock after harvest.

    Keywords: land use changes, Aggregate stability, rangeland, Organic carbon
  • MAHSA Abdolshahnejad, Hassan Khosravi *, Aliakbar Nazari Samani, Amir Alambeigi Pages 61-70
    The importance of paying attention to sustainable development and biosafety in areas that effected by an environmental disaster such as dust storms has increased the need for new methods to find coping strategies. For this purpose, cross-structural analysis is an effective tool for studying system behavior. Based on the results of structural analysis and future study approaches, stability strategies can be proposed in the affected area by high-risk dust. The method of the research is according to the applied and future study approach. The sample population of this research was composed of 22 experts and managers in the field of agriculture and dust. Based on collecting data through expert interview and brainstorming method, the effective drivers were identified. According to the opinion of experts, the final drivers were extracted as a 26 × 26 matrix. Then, the cross-impact matrix was scored by experts. To determine the key drivers affecting the resilience of farming communities affected by dust in Ahvaz County, the future research approach was performed using MICMAC software in three groups of economic, social, and natural-physical components and 26 indicators. Research variables were divided into three categories »key, Independent and Regulative« based on the degree of relationship between influence and dependence. Key drivers include »Change of Quality and Quantity of Agricultural Products, Income Risk, Unemployment and Poverty Rise, Access to Financial Credits, Alternative livelihood and Immigration«. The results showed that the system of this study is unstable and in order to make management decisions and increase sustainability, it is necessary to develop strategies based on key drivers affecting farmer’s resilience.
    Keywords: Future study, STRUCTURE analysis, Dust, Resilience, MICMAC
  • Fatemeh Narmashiri, Mehdi Ghorbani *, Gholamreza Zehtabian, Hosein Azarnivand, Amir Alambeigi, Roland W Scholz Pages 71-80

    Desertification has been considered as a serious threat to arid, semi-arid and even semi-humid climate in recent decades and it is a major obstacle to sustainable global development, so monitoring its changes is urgent. Using remote sensing and GIS is one of the cost-effective, often free and accessible method to monitor changes in these areas. In this study, change vector analysis method was used for evaluation and analysis of desertification change in a part of Ghalehganj county in south of Kerman province. For this purpose, Landsat 8 image bands in two time periods of 2014 (first period) and 2020 period (second period) for March and April was used in Google Earth Engine. Image pre-processing were applied and averaging was done separately for both periods which was followed by calculation of EVI and BSI indices. For the next step, using these two indicators and the change vector analysis method in the GIS software, the magnitude and direction of desertification change trends were determined. The results of the present research indicated the dominance of the reclamation process in the region during the years studied and the overall results indicate that development of cultivated lands and land use change have the greatest impact on monitoring indicators and desertification trends in the region. Thus, degradation of lands around residential areas are witnessed and on the other hand, there is a significant relationship between agricultural activities and rehabilitation areas in the region.

    Keywords: Change vector analysis, desertification, Ghalehgang, BSI, EVI
  • Abdolhamid Hajebi *, Hamidreza Mirdavoudi, MohammadAmin Soltanipoor Pages 81-90

    Taverniera spartea is one of the most important species in the Gulf and Omani rangelands. In this study, some ecological needs of Taverniera spartea and their response to soil and topographic factors in three main habitats in Hormozgan province (Siahoo, Ahmadi and Bashagard) were determined. The results showed that the percentage of cover was significant at the level of 1% and the percentage of bare soil and the percentage of rocks and pebbles at the level of 5% was significant. Applying the generalized collective model for each of the environmental variables showed that the variables of soil lime percentage, clay percentage, acidity, soil organic carbon content, soil nitrogen and bare soil percentage on species yield are significant. Increasing the percentage of soil clay from the Monotonic decrease, increasing the acidity of the soil, from the Bimodal distribution, increasing the amount of soil lime and also the percentage of bare soil from the Unimodal and increasing the percentage of organic carbon and soil nitrogen from the Monotonic increase followed. The phenological study of the species showed that the growth of this plant starts from the second decade of November and from the third decade of May, enters a stage of stagnation. Considering the nutritional value of the species and its role in the protection of rangeland soil, it is recommended to plant this species in the degraded rangeland areas that have the conditions for its establishment.

    Keywords: Taverniera spartea, Ecology, Hormozgan province
  • Hasan Yeganeh, Seyed Mehdi Pourbagher *, Mohamad Akbari Pages 91-100

    Desert ecosystems have substantial economic potentials that paying attention to them to attain sustainable development and to get rid of the one-product economy is essential. According to the growing demand for ecotourism, calculating the recreational value of recreational areas seems to be necessary for efficient and effective management. The purpose of this study is to determine the factors affecting the willingness of tourists to pay in the Qaleh-Bala area of Biarjamand city in Semnan province. To examine the factors affecting the willingness to pay, the Logit model was estimated by the maximum likelihood method. To measure the willingness to pay off the Qaleh-Bala Double-bounded Dichotomous Choice, it was used. The required data were prepared and collected by completing a questionnaire and face-to-face interviews with visitors from the area. The tourist samples were selected by a simple random sampling method for 207 people, and then the questionnaires were completed by them. The results of the Logit model showed that the coefficients of the variables number of visits, final destination, and distance from residence, monthly household expenses, and offered price were significant at the level of 1% and 5%. Finally, the average willingness to pay for the use of the area by visitors was 48,220 Rials and the annual recreation value of Qaleh-Bala village was estimated at 434 million Rials

    Keywords: desert, Logit model, Contingent Valuation, willingness to pay, Qaleh-Bala
  • Mehri Dinarvand *, Mohammad Fayaz, Hashem Keneshlo, Kourosh Behnamfar, Sajad Alimahmodi Sarab, Farhad Khaksarian Pages 101-110
    Measuring the diversity and identifying plant vegetation traits and functional groups and classifying them, in addition to helping to accurately identify the vegetative capacity of the area, helps us to understand the vegetation response of the area to disturbances and presence. Potentially resistant species with similar or invasive traits help. The purpose of this study was to investigate and evaluate the vegetative status of the region, the trend of changes and evaluation of the second sequence of dust centers in Khuzestan after planting seedlings in different ways. Functional groups (PFTs) were used. To evaluate the changes in the vegetation of the area by field survey, 15 transects of 100 meters with distances of 50 meters were systematically randomly selected (the first transect was randomly selected and the rest with a defined distance of 50 meters). Due to the uniformity of plant species composition and the absence of environmental effects, a total of 180 fixed plots with dimensions of 1 square meter (location recording with GPS device) were installed. The results of a recent study in three areas of the dust center in the southeast of Ahvaz showed that in selected areas, various irrigation methods along with rainfall will cause significant changes in the percentage of cover (frequency) and the number of species from 2017 to 2020. Functional groups in the Tovayel region with surface irrigation (Faro) In 2020, nine groups were identified, in Bagan region with tanker irrigation and hole digging with seven excavators, and in Hanitieh region with tanker irrigation and hole digging seven functional groups. The results of T-test analysis also showed that there is a significant difference between the average of the two values of all indicators, including the diversity of Shannon and Simpson in March 2017 and March 2020 for all three regions so diversity indicators raised since number of species and cover increased.
    Keywords: vegetation, Simpson diversity index, Shannon diversity index, planting, vegetation percentage
  • Alireza Jamshidi, Navazollah Moradi, Marzieh Rezai * Pages 121-130

    Changes in different solute compounds in edaphic factors affect the spatial distribution of plant species, especially hemicryptophytes.Soil salinity is one of the most common desertification factors in arid and semi-arid regions that contributes to the degradation of the soils of regions susceptible to desertification and eventually leads to a decreased soil ecological potential which is considered as one of the most significant factors that intensifies desertification. In order to explore the impact of principal components of soil on the diversity of plant types in the forest regions scattered along the coastal belt of the Persian Gulf and Oman Sea, current research was conducted on saline soils in Hasan Langi Village. Analysis of correlation coefficient between different traits of the plants in the respective vegetation (percentage of coverage, height and density and diversity) and the soil parameters of the habitats indicated that these vegetative parameters were mostly correlated with acidity, texture, and total calcium and magnesium. Principal component analysis (PCA) demonstrated that components 1 and 2 explained a total of 85% variance suggesting the largest impact of soil factors on differentiation of vegetation. In total, the factor of diversity was most correlated with calcium and magnesium in the second depth while other vegetative characteristics were directly correlated with the amount of sodium and potassium as well as electrical conduction in the first depth and the amount of calcium in the second depth.

    Keywords: Plant types, Halophytes, Principal components, soil, lithosphere
  • Masoud Barzali, Mojgansadat Azimi *, Mohammad Abdolhosseini, Abdolrahim Lotfi Pages 141-150

    The various services that we obtain directly and indirectly from the natural environment are referred to as ecosystem services. The purpose of these services is to communicate with human welfare in four categories of services: provision, support, regulation and culture. The purpose of this study was to investigate the supply of soil conservation services at different land uses and also to compare their amount. InVEST model was used for this research. To calculate soil retention, this model estimates soil erosion potential using the Modified Soil Erosion Equation (RUSLE) and sediment retention rate based on sediment delivery ratio. Therefore, the required input information of the model including biophysical table and maps of digital elevation model, rain erosion, soil erodibility, vegetation and land use were prepared with the help of ArcGIS 10.4 software and entered into the model in the form of raster maps. The results of this study showed that among different land uses, forests and rangeland with good and average condition had the highest soil conservation and the lowest amount was related to barren lands, residential areas and poor pastures. The results also showed that the highest rate of soil conservation occurs in the east and southeast and upstream of the basin and factors such as reduced vegetation and soil type have contributed to the intensification of erosion in this area. The results of this research can be useful in land management programs and appropriate decision making for rangeland management.

    Keywords: vegetation, land use, sediment retention, simulation