فهرست مطالب

  • سال نهم شماره 1 (بهار 1401)
  • تاریخ انتشار: 1401/03/19
  • تعداد عناوین: 6
|
  • سید محمد میرزمانی، زهرا اباذری*، نصرت ریاحی نیا، نجلا حریری، سمیرا دانیالی صفحات 1-18
    زمینه و هدف

    هدف پژوهش حاضر شناسایی مولفه ها و شاخص های موثر مدیریت دانش در شهرداری های کلان شهرهای ایران است. از این رو محقق از روش کیفی به بررسی الگوی مدیریت دانش در شهرداری های کلان شهرهای ایران پرداخته است.

     روش پژوهش

    این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه جمع آوری داده ها و روش اجرا، پژوهشی کیفی، با رویکرد تحلیل دلفی فازی است. جامعه پژوهش 20 نفر از صاحب نظران و خبرگان رشته های (مدیریت شهری، مدیریت و مدیران اجرایی در شهرداری ها) هستند که به روش هدفمند از آنها نمونه گیری شده است.

    یافته ها

    بر اساس تحلیل دلفی، 7 مولفه  و59 شاخص شناسایی شده است، که بر اساس کدهایی که از ادبیات تحقیق جمع آوری گردید و بر آن اساس فرم پرسشنامه ای که از خبرگان به روش تحلیل دلفی فازی انجام پذیرفته 7 مولفه شامل، کاربرد دانش در بین کارکنان با میانگین 846/0، مزیت رقابتی برای سازمان با میانگین  822/0، تسهیم دانش در بین کارکنان با میانگین 840/0، دانش در سازمان با میانگین 831/0، توزیع دانش در بین کارکنان با میانگین 839/0، خلق دانش برای کار کنان با میانگین 840/0، انتقال دانش در بین کار کنان با میانگین  788/0 به دست آمده است.

    نتیجه گیری

    مدیریت دانش به عنوان یک رشته علمی در ایران هنوز دوران طفولیت خود را سپری می کند، از این رو هنوز مسایل ناشناخته بسیاری در این زمینه وجود دارد. هرچند سازمان ها به خصوص مطالعه موردی این پژوهش یعنی شهرداری های کلانشهرها، به تدریج به اهمیت مدیریت دانش در واحدهای مختلف خود پی می برند، اما هنوز فاصله زیادی برای عملیاتی کردن آن در یک سطح  قابل قبول  وجود دارد.

    کلیدواژگان: توزیع دانش، انتقال دانش در بین کار کنان، کار برد دانش در بین کارکنان
  • نازنین کاشفیه، لیلا خلیلی*، ابوالفضل قاسم زاده علیشاهی صفحات 19-33
    هدف

    اشتراک داده های پژوهشی منجر به استفاده مجدد از آن داده ها می شود. هدف پژوهش حاضر توصیف وضعیت اشتراک و استفاده مجدد از داده های پژوهشی در میان پژوهشگران است که نگرش، تجربه و موانع استفاده مجدد از داده های پژوهشی مورد بررسی قرار می گیرد.

    روش پژوهش

    این پژوهش کاربردی و کمی به روش پیمایشی انجام شد. جامعه آماری پژوهش کلیه اعضای هیات علمی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان بود که در مجموع 154 نفر مشارکت داشتند. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی صوری و محتوایی آن مورد تایید متخصصان قرار گرفت. پایایی پرسشنامه نیز از طریق آلفای کرونباخ ارزیابی و مقدار مناسب 774/0 به دست آمد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس انجام شد.

    یافته ها

    نگرش پژوهشگران نسبت به استفاده مجدد از داده های پژوهشی با میانگین 29/3 در وضعیت نسبتا مطلوبی بود. تجربه استفاده مجدد از داده های پژوهشی با میانگین 22/2 در سطح مطلوبی نبود. میانگین نمره موانع حقوقی، فردی و سازمانی به ترتیب 45/3، 18/3 و 15/3 بود. تجربه اشتراک پژوهشگران زن کمتر از مردان بود. میانگین نگرش و تجربه در اشتراک و استفاده مجدد از داده پژوهشی برای پژوهشگران کشاورزی بطور محسوسی کمتر از گروه های دیگر بود. میانگین نگرش پژوهشگران با سن بالاتر به اشتراک داده تا حدودی بیشر از سایر گروها بود.

    نتیجه گیری

    علیرغم نگرش نسبتا مطلوب پژوهشگران به استفاده مجدد از داده های پژوهشی، از نظر تجربه در سطح مطلوب نبود. موانع حقوقی، فردی و سازمانی در استفاده مجدد از داده های پژوهشی موانع موثر بودند.

    کلیدواژگان: اشتراک داده های پژوهشی، استفاده مجدد از داده های پژوهشی، پژوهشگران، موانع استفاده مجدد داده
  • خاتون وکیلی* صفحات 34-46
    هدف

    این پژوهش بررسی تاثیر عضویت در شبکه های اجتماعی و نشخوار ذهنی در انعطاف پذیری شناختی دانشجویان دختر حقوق دانشگاه  آزاد قایمشهر بود.

    روش

    روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بوده است. نمونه آماری در این مطالعه، 70 نفر به صورت نمونه در دسترس از دانشجویان رشته حقوق  دانشگاه آزاد واحد قایمشهر  درسال تحصیلی 1400-1399بوده است . روش نمونه گیری در تحقیق حاضر تصادفی ساده بود. برای تعیین حجم نمونه در این پژوهش، از جدول کرجسی مورگان استفاده شده است. ابزار گرد آوری داده ها، پرسشنامه بررسی اثرات عضویت در شبکه های اجتماعی، پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی (تقی زاده و نیکخواه) و پرسشنامه مقیاس نشخوار ذهنی (تقی زاده) است. تحلیل داده ها با استفاده  از نرم افزارهای25- SPSS و (PLS) انجام شد.   

    یافته ها

    نتایج دلالت بر این داشت که شدت اثر عضویت در شبکه های اجتماعی (5/24 درصد) بیشتر از شدت اثر نشخوار ذهنی (8/12 درصد) بوده است. هم چنین می توان شدت اثر را برای هر سه خرده مقیاس این دو متغیر مشاهده کرد. نتایج معادلات ساختاری جهت رد یا تایید فرضیات نشان داده است، هر دو متغیر عضویت در شبکه های اجتماعی(P =0/001 و β=0/526) و نشخوار ذهنی(P =0/002 و (β=-0/379 بر انعطاف پذیری شناختی تاثیر معنادار داشته اند، با توجه به مقدار ضریب مسیر می توان گفت عضویت در شبکه های اجتماعی دارای اثر مثبت و نشخوار ذهنی دارای اثر منفی بوده است .

    نتیجه گیری

    عضویت در شبکه های اجتماعی اثرات به مراتب بیشتر و مخرب تری نسبت به نشخوار ذهنی در انعطاف پذیری شناختی دانشجویان داشته است و می توان گفت که هر دو متغیر عضویت در شبکه های اجتماعی و نشخوار ذهنی بر انعطاف پذیری شناختی تاثیر داشته است.

    کلیدواژگان: شبکه های اجتماعی، نشخوار ذهنی، انعطاف پذیری شناختی، دانشجویان
  • مریم بومری، رضا کریمی، روح الله خادمی* صفحات 47-59
    هدف

    یکی از مهم ترین نیازهای اطلاعاتی افراد در زندگی روزمره، نیازهای اطلاعاتی مربوط به سلامت است. یکی از مسایل مربوط به سلامت که در سال های اخیر دنیا را دچار بحران کرده است، ویروس کرونا است. داشتن اطلاعات سلامت در مورد این بیماری می تواند در جلوگیری از گسترش، درمان و دیگر مسایل کمک کننده باشد. یکی از گروه هایی که تحت الشعاع ویروس کرونا قرار گرفته اند، دانشجویان هستند؛ لذا هدف اصلی این مطالعه، بررسی رفتار اطلاع یابی سلامت دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه قم در زمینه بیماری ناشی از ویروس کرونا بود.

    روش شناسی

    این پژوهش کاربردی و به صورت روش پیمایشی- توصیفی انجام شد. جامعه پژوهش تمامی دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه قم که 3000 نفر بودند که با استفاده از جدول مورگان تعداد 300 نفر به عنوان حجم نمونه مشخص شدند. روش نمونه گیری تصادفی ساده بود که در نهایت 200 نفر به پرسش نامه به طور کامل پاسخ دادند. گردآوری داده ها از طریق پرسش نامه استاندارد لانگو، انجام شده است. برای بررسی فرضیه های پژوهش با استفاده از روش های آماری t مستقل و تحلیل واریانس یک راهه رابطه بین متغیرهای منابع اطلاعاتی، سن، جنسیت و محل سکونت با رفتار اطلاعیابی دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه قم بررسی شد.

    یافته ها

    یافته های پژوهش نشان داد که بیشترین منابع اطلاعاتی مربوط به «اینترنت»، «شبکه های اجتماعی (مانند تلگرام، واتساپ، اینستاگرام و...)»  و «تلویزیون» و «خانواده» به ترتیب با میانگین 12/3، 09/3، 04/3 و 02/3 است، در حالی که کمترین استفاده از منابع اطلاعاتی مربوط به «بروشور و جزوه» با میانگین 62/2 بود. همچنین یافته ها نشان می دهد که میانگین به دست آمده دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه قم در کسب اطلاعات مربوط به کرونا از منابع جدید مانند شبکه های اجتماعی و اینترنت بالاتر از میانگین مفروض بوده، اما استفاده فعال از اطلاعات مربوط به کرونا با تفاوت اندکی از منابع سنتی مانند تلویزیون و رادیو است. از سویی دیگر یافته ها نشان می دهد که بین متغیرهای رفتار در جست وجوی اطلاعات، درک در جست و جوی اطلاعات، تعامل بین فردی در جست وجوی اطلاعات، تاثیر اطلاعات بر بیماری، دریافت فعالانه اطلاعات و دریافت غیر فعالانه اطلاعات با سن، جنسیت و محل سکونت دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه قم رابطه معناداری وجود ندارد.

    نتیجه گیری

    بررسی رفتار اطلاع یابی دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه قم نشان می دهد که این دانشجویان از سواد اطلاعاتی سلامت برخوردارند و می توانند اطلاعات سلامت مرتبط را شناسایی و استفاده کنند. علی رغم استفاده بیشتر از منابع جدید مانند شبکه های اجتماعی و اینترنت، اطلاعات کسب شده از منابع سنتی بیشتر مورد اعتماد و استفاده بوده است. هیچ کدام از متغیرها مانند جنسیت، سن و محل زندگی بر رفتار اطلاع یابی سلامت دانشجویان کارشناسی ارشد قم تاثیر ندارد و همه افراد فارغ از این متغیرها رفتار اطلاع یابی سلامت یکسانی داشته اند.

    کلیدواژگان: رفتار اطلاع یابی، رفتار اطلاع یابی سلامت، بیماری کرونا، دانشجویان، دانشگاه قم
  • سهراب مستقل، ابراهیم البونعیمی*، عبدالله نعامی، فرزاد آسایش صفحات 60-71
    هدف

    در این پژوهش به تبیین نقش تعامل دانش مشتری در قصد خرید مصرف کنندگان صنایع الکتریکی با رویکرد رفتار اطلاعاتی پرداخته می شود.

    روش

    این پژوهش از نظر هدف کاربردی، بر اساس نتیجه، توسعه ای و از لحاظ شیوه، کیفی است. جامعه آماری شامل کارشناسان و خبرگان بازاریابی و رفتار مصرف کننده به ویژه صنایع الکتریکی بوده که از بین آنها تعداد 14 نمونه به روش گلوله برفی هدفمند جهت انجام مصاحبه نیم ه ساختاریافته انتخاب گردید. در این تحقیق برای تجزیه وتحلیل داده های مصاحبه، از روش تحلیل محتوا مبتنی بر تیوری داده بنیاد استفاده شد. برای این منظور ابتدا رمزهای مناسب به بخش های مختلف داده ها اختصاص یافته و مفاهیم تعیین گردید. سرانجام، با رمزگذاری انتخابی، مقوله ها پالایش شده و ابعاد اصلی تحقیق در قالب شرایط علی، محوری، زمینه، مداخله گر، راهبردها و پیامدها پدیدار شد. 

    یافته ها

    یافته های پژوهش نشان داد، رفتار اطلاعاتی شامل دانش برای مشتری، دانش از مشتری و دانش درباره مشتری و ویژگی های فردی به عنوان عوامل علی بر تمایلات رفتاری مشتریان تاثیرگذار است؛ تمایلات رفتاری نیز باعث تصمیم گیری خرید می گردد. از طرفی عوامل بازاریابی (محصول، قیمت، مکان، ترویج و مدیریت فرایند)، به عنوان زمینه حاکم، بر قصد خرید اثر می گذارد. همچنین، عوامل محیطی و قابلیت های درونی شرکت، در قالب شرایط مداخله گر بر قصد خرید مصرف کنندگان صنایع الکتریکی موثر است؛ که در نهایت باعث ایجاد ارزش افزوده برای شرکت و مشتریان می گردد.

    نتیجه گیری

    بنابراین نتایج نشان داد، تمایلات رفتاری مشتریان به شدت تحت تاثیر دانش آنها از صنایع و محصولات الکتریکی قرار دارد

    کلیدواژگان: دانش مشتری، بازاریابی، قصد خرید، رفتار اطلاعاتی، ارزش افزوده، صنایع الکتریکی
  • بتول کیخا*، امیر غائبی صفحات 72-86
    زمینه و هدف

    هدف از پژوهش حاضر وزن دهی، تعیین اولویت و بررسی جهت تاثیرگذاری و تاثیرپذیری مولفه های مهارت های سواد اطلاعاتی، با مدنظر قرار دادن اهمیت بافت اطلاعاتی جامعه، در آموزش این مهارت ها، در جهت رفع خلاهای مهارتی و ارتقاء مهارت های سواد اطلاعاتی جامعه است.

    روش

     پژوهش از نوع کاربردی است و با رویکردی کمی با استفاده از روش های تصمیم گیری چند معیاره بر اساس تکنیک مقایسه ای زوجی دیمتل دالالا، با استفاده از نرم افزار متلب انجام شده است.

    یافته ها

    نتایج حاصل از ماتریس دیمتل ضمن بررسی تاثیر و تاثر مولفه های مهارت های سواد اطلاعاتی بر یکدیگر و سنجش وزن آن ها؛ اولویت آموزش مولفه ها را در جهت ارتقاء و رفع خلاهای مهارت های سواد اطلاعاتی، به این ترتیب نشان داد: «مهارت های دسترسی به اطلاعات»، «مهارت های ارزیابی اطلاعات»، «مهارت های استفاده از اطلاعات»، «مهارت های اشاعه اطلاعات»، «مهارت های درک و تشخیص نیاز اطلاعاتی» و «مهارت های ترکیب اطلاعات».

    نتیجه گیری

    بهره گیری از تکنیک های مقایسه ای زوجی به عنوان یک رویکرد نوین در حوزه مطالعات سواد اطلاعاتی، می تواند در تصمیم گیری های آموزش مهارت های سواد اطلاعاتی در بافت های مختلف اطلاعاتی سودمند واقع شود. وزن دهی و بررسی تاثیر و تاثر مولفه های مهارت های سواد اطلاعاتی بر یکدیگر، نشان داد که مولفه هایی که در اولویت های اول قرار گرفته اند، با داشتن وزن نسبی بیشتر نسبت به مولفه های بعدی، از حیث میزان نیاز به آموزش و ارتقاء، حایز اهمیت بیشتری هستند. اطلاع تصمیم گیرندگان از میزان اثرگذاری مولفه ها بر یکدیگر، نقش قابل توجهی در تصمیم سازی و اتخاذ روندهای مناسب در آموزش مهارت های سواد اطلاعاتی بر اساس درجه اهمیت و اولویت مهارت ها دارد و می تواند راهنمایی برای سیاست گذاران، مدرسان و پژوهشگران این حوزه باشد.

    کلیدواژگان: سواد اطلاعاتی، مهارت های سواد اطلاعاتی، تصمیم گیری چند معیاره، تکنیک مقایسه ای زوجی، تکنیک دیمتل دالالا
|
  • Seyed Mohamad Mirzamani, Zahra Abazari*, Nosrat Riahinia, Nadjla Hariri, Samira Daniali Pages 1-18
    Objective

    The purpose was to identify components and effective characteristics of knowledge management of metropolitan municipalities in Iran.

    Methods

    Applied qualitative fuzzy Delphi analysis method was incorporated.  The qualitative experts in the community in the field: Urban management, and executives in the municipalities. Twenty experts surveyed purposefully to generate a semi-structured questionnaire.  

    Results

    Based on Delphi analysis, 7 components and 59 indices were identified, based on the codes collected from the research literature, and based on a questionnaire form performed by experts using fuzzy Delphi method, 7 components were included. Knowledge among employees with average of 0.846, Competitive advantage for organization with average of 0.822, Knowledge sharing among employees with average of 0.840, Knowledge in organization with average of 0.831, Knowledge distribution among employees with average 0.839, knowledge creation for workers with a mean of 0.840, knowledge transfer among workers with a mean of 0.788.

    Conclusion

    Knowledge management as a scientific discipline is still in its infancy with so many unidentified topics in Iran. Although organizations, especially the case study of metropolitan municipalities, are gradually recognizing the importance of knowledge management in their various units, there is still a long way to operate adequately.

    Keywords: Knowledge Distribution, Knowledge Transfer, Application of Knowledge Among Employees
  • Nazanin Kashefiyeh, Leila Khalili*, Abulfzal Ghasemzadeh Alishahi Pages 19-33
    Purpose

    Sharing research data leads to the reusing that data. The purpose   is to describe the status of sharing and reusing research data amongst researchers. This examines the attitude, experience and barriers in reusing research data.

    Methodology

    Applied quantitative survey method was used. Population  was 154 participants all faculty members of Azarbaijan Shahid Madani University. Instrument was a researcher-made questionnaire which face and content validity was approved by experts. Reliability of the questionnaire was determined via Cronbach's alpha and an appropriate value of 0.774 was gained. Descriptive statistics were used by SPSS software.

    Findings

    Attitude of researchers towards the reusing research data with an average of 3.29 was in a relatively favorable situation. The experience of reusing research data with an average of 2.22 was not at the desired level. The average scores of legal, individual and organizational barriers were 3.45, 3.18 and 3.15, respectively. Female researchers had not as much of data sharing experience than men. The average of attitude and experience in sharing and reusing research data for agricultural researchers was significantly lower than other groups. The average of attitude for older researchers was somewhat more than that of other groups.

    Conclusion

    Despite the relatively favorable attitude of researchers to reuse research data, it was not at the desired level in terms of experience. Legal, individual and organizational barriers were effective barriers in research data reuse.

    Keywords: Research Data Sharing, Research Data Reuse, Researchers, Data Reuse Barriers
  • Khatoon Vakili* Pages 34-46
    Background and Aim

    The aim was to investigate the effect of membership in social networks and mental rumination on cognitive flexibility of female law students at Islamic Azad University of Ghaemshahr.

    Method

    The research method was correlational.    Sample of 70 law students randomly selected by Krejcie Morgan. Instruments used were: 1. A questionnaire to study the effects of membership in social networks and; 2.  Cognitive flexibility questionnaire (Taghizadeh and Nikkhah) and mental rumination scale questionnaire (Taghizadeh). 

    Results

    Results showed that the intensity of the effect of membership in social networks (24.5%) was higher than the intensity of the effect of mental rumination (12.8%). The intensity of the effect could also be seen for all three subscales of the two variables. The results of structural equations to reject or confirm the hypotheses had shown that both variables of membership in social networks (P = 0.001 and β = 0.526) and rumination (P = 0.002 and (β = -0.379) on flexibility Cognitive have had a significant effect that giving the value of the path coefficient could be said that membership in social networks has a positive effect and mental rumination has a negative effect.     

    Conclusion

    Membership in social networks has had far greater and more destructive effects than mental rumination on students' cognitive flexibility, and it could be said that both the variables of membership in social networks and mental rumination have affected cognitive flexibility.

    Keywords: Social Networks, Mental Rumination, Cognitive Flexibility, Students
  • Maryam Bomery, Reza Karimi, Rouhallah Khademi* Pages 47-59
    Objective

    Health information on diseases could help prevent the spread and the treatment and is the most vital needs of people in daily life. One health issue that has plagued the world in recent years is the corona virus. Therefore, the main purpose of this study was to investigate the health information behavior of graduate students at Qom University.

    Methodology

    Applied descriptive survey method was used. Population was all 3000  graduate students at Qom University. Using Morgan table, sample of 300 students were seleted, out of which 200 studnts answered the questionnaires. Data was collected through the standard Lango questionnaire. Research hypotheses were scrutinized using independent t and one-way ANOVA. Age, gender, place of residence, income and information seeking behavior of graduate students  were investigated.

    Findings

    The most information sources were Internet, Social networks, TV and the family. while the least go to brochures and pamphlets. Althugh, graduate students could obtain corona information from social networks and Internet, nonetheless their active use of corona information is slightly more from traditional sources of television and radio. There was no significant relation of behavior variables in information retrieval, perception in information retrieval, interpersonal interaction in information retrieval, impact of information on disease, active retrieval of information and passive retrieval of information with regard to age, gender and place of residence of graduate students.

    Conclusion

    Results revealed that the students have health information literacy and could identify and use related health information. In spite of increasing use of new sources such as social networks and Internet, information obtained from traditional sources has been more trusted and used. Non of the variables of gender, age, income and place of residence had any effect on health information seeking behavior of students. All subjects had the same information seeking behavior.

    Keywords: Information Seeking Behavior, Health Information Behavior, corona virus, students, Qom University
  • Sohrab Mostaghel, Ibrahim Al-Bunaimi*, Abdollah Paampi, Farzad Asayesh Pages 60-71
    Objective

    Purpose is to study the role of customer knowledge interaction and intention to buy consumers in the electrical industry with an information behavior approach.

    Method

    Develomental qualitative method was used. Population included   experts in marketing and consumer behavior, especially in the electrical industry. Via targeted snowball method sample of 14 experts were selected for a semi-structured interview. Content analysis method based on data foundation theory was conducted. appropriate codes were assigned to different parts of the data and concepts were determined. In conclusion, through selective coding, the categories were refined and the main dimensions of the research emerged in the form of causal, pivotal, contextual, intervening, strategies, and consequences. 

    Findings

    Findings disclosed that information behavior including: Knowledge for the customer, of the customer, about the customer, and personal characteristics as causal factors affect the behavioral tendencies of customers.  Behavioral tendencies also make purchasing decisions. On the other hand, marketing factors - product, price, location, promotion and process management, as the prevailing context, affect the intention to buy. Also, environmental factors and internal capabilities of the company, in the form of intervening conditions, affect the intention to buy consumers in the electrical industry, which ultimately creates added value for the company and customers.

    Conclusion

    Results disclosed that customers behavioral tendencies are strongly influenced by their knowledge of electrical industries and products.

    Keywords: Customer Knowledge, Marketing, Purchasing Intention, Information Behavior, Value Added, Electrical Indus-tries
  • Batul Keykha*, Amir Ghaebi Pages 72-86
    Purpose

    The study aims to weight, determine the priority, and investigate the direction of influencing and susceptibility of the components of "information literacy skills" by considering the importance of the information context of the community in training these skills in order to eliminate their gaps and promote the "information literacy skills" of the community.

    Methodology

    This is an applied quantitative study, using "multi-criteria decision-making" methods based on techniques of "Paired Comparisons" through Dalala Dematel - by applying MATLAB software.

    Findings

    The results of Dematel matrix investigated the influence and susceptibility of "information literacy skills" and measured their weights. Moreover, results showed the priority of training of components to improve and eradicate the gaps of the "information literacy skills" respectively as follows: "Information access skills," "information assessment skills," "information use skills," "information dissemination skills," "Skills of understanding and recognizing the information need," and "information combination skills."

    Conclusion

    Using "paired comparisons" techniques as a new approach in the field of "information literacy studies" could be beneficial in deciding to train "information literacy skills" in different information contexts. Weighting and studying the influence and susceptibility of components of "information literacy skills" on each other showed that the components that are ranked in the first priorities include more relative weights and in comparison, with next components are more important in terms of the need for education and promotion.  Informing decision-makers on the influence measure of components on each other has a significant and a prominent role in deciding and adopting appropriate trends in training "information literacy skills" based on the importance and priority of skills, and can provide guidance to policymakers, instructors, and researchers in this field.

    Keywords: Information Literacy, Information Literacy Skills, Multi-criteria Decision-making, Paired Comparison Tech-nique, Dalala Dematel Technique