فهرست مطالب

جامعه شناسی فرهنگ و هنر - سال چهارم شماره 1 (بهار 1401)
  • سال چهارم شماره 1 (بهار 1401)
  • تاریخ انتشار: 1401/04/04
  • تعداد عناوین: 10
|
  • رامونا محمدی، ابوالفضل داودی رکن آبادی*، محمدرضا شریف زاده، حسین اردلانی صفحات 1-20

    سبک های پوشش روزمره و آیینی در زمره بارزترین نمودهای هویتی گروه های اجتماعی است و مولفه هایی چون باورهای دینی، مناسک آیینی ، آداب و رسوم، اقلیم، آب و هوا و غیره هر یک به نوعی بر شکل گیری و یا تغییرات تدریجی آن تاثیرگذارند. پوشش نقش مهمی در برساخت هویت و هستی اجتماعی گروه ها دارد و این برساخت هویت به میانجی پوشش را می توان به شکلی انضمامی و تجربی در میان اقوام و مذاهب ساکن در ایران ردیابی کرد. این پژوهش تلاش دارد به مطالعه تجربی پوشش زنان در میان دو اقلیت مذهبی زرتشتی و مندایی، در جشن ها و مراسم آیینی و کلا در زندگی روزمره آنان بپردازد تا بدین وسیله سویه های اشتراک و افتراق این دو فرهنگ به لحاظ سبک های پوشش و نیز زمینه ها و شرایط برسازنده این وضعیت واکاوی شود. نتایج نشان می دهد که زرتشتیان و منداییان، به عنوان دو جامعه قومی-مذهبی، با داشتن پوششی متحدالشکل، که هر یک دارای خصوصیات ویژه ای می باشند و نیز با وجود تمامی تمایزاتی که بین زرتشتیان و منداییان از لحاظ اعتقادات مذهبی و دینی دیده می شود، نه فقط گرایش بالایی به حفظ هویت قومی از طریق پوشاک دارند، بلکه با وجود تفاوت های دینی، شباهت های بسیاری در زمینه رنگ، اجزا و برخی اعتقادات فرهنگی و دینی در لباس زنان این دو قوم مشاهده می شود. همچنین نتایج حاکی از آن است که این گرایش به پوشش سنتی، قومی و مذهبی در میان اقلیت های ایرانی غالبا محدود به مراسم و اجتماعات خصوصی آنهاست و آنان در زندگی روزمره پوششی همانند سایر ایرانیان را ترجیح می دهند.

    کلیدواژگان: پوشش، قوم، مذهب، زنان مندائی، زنان زرتشتی
  • الهام شمس*، بیان کریمی، مهدی محمدزاده صفحات 20-34

    هسته ی اصلی ظهور هیولا به زعم فوکو اختلاط یا هیبریدی بودن است که در نقطه اتصال طبیعت و قانون پدیدار می شود و نظم را به چالش می کشد. هدف اصلی در این جستار بررسی مفهوم هیولا از منظر فوکو و تحلیل جایگاه این مفهوم در اندیشه ی فوکویی است. این مهم به منظور امکان استفاده از مفهوم هیولا و خوانش فوکو از آن در ارتباط با بازنمایی بصری در هنر صورت می پذیرد. پرسش های راهبر ما در این پژوهش بدین قرارند: مفهوم پردازی فوکو از هیولا در مختصات و ابعاد مختلف اندیشه ی وی چگونه صورت پذیرفته است؟ با توجه به اهمیت بنیادین مساله ی بازنمایی در پرده ی نقاشی ندیمه ها اثر ولاسکز و توجه ویژه ی فوکو به این اثر هنری در راستای همین مساله، چه رابطه ای میان هیولای فوکویی و امر بازنمایی بصری در این اثر وجود دارد؟ این پژوهش با رویکرد تحلیل محتوا و به روش تحلیلی- توصیفی انجام شده است و نتایج نشان می دهد برای فوکو هیولا فرم خودآیین، خشن، اما در نهایت طبیعی از امر غیرطبیعی است و نحوه ی مواجهه ی فوکو با مفهوم هیولا به طور عمده با مرکززدایی از امر بهنجار همراه است. در نقاشی ندیمه ها نیز هیولاها همان هایی هستند که نظم بازنمایی را خدشه دار می کنند و یا اساسا خارج از بازنمایی قرار می گیرند.

    کلیدواژگان: هیولا، فوکو، امر نابهنجار، گفتمان انتقادی، نقاشی ندیمه ها
  • مهشید مراقی*، هادی خانیکی صفحات 35-53

    صحبت از نقش بدن در شکل گیری خود اجتماعی زمانی میسر می شود که امکان حضور و نمود بدن در یک بستر ارتباطی برای فرد مهیا گردد و این همان نقطه تلاقی عکس، بدن و شبکه های اجتماعی است؛ چرا که شبکه های مجازی همچون اینستاگرام ضمن فراهم کردن مجالی برای به اشتراک گذاری گسترده عکس، فرصت برقراری تعامل، بحث و گفتگو پیرامون محتوای بصری تولید شده را نیز فراهم می کند. این پژوهش با استفاده از روش کیفی نشانه شناسی انجام شده است و برای بررسی صفحات اینستاگرام نمونه های مورد بررسی از رویکرد نشانه شناسی کرس و تیوون لیون استفاده شده است. نمونه ها به صورت هدفمند از زنان طراح لباس که در ایران فعالیت می کنند انتخاب شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که با فراگیری شبکه های اجتماعی تصویر محور فرهنگ بدنمندی در ایران دستخوش تغییراتی شده است و نمایشی شدن زندگی روزمره در حال دگرگون کردن جنبه های مهمی از فرهنگ و جابه جایی در مرزهای حریم خصوصی است. سوژه های مورد بررسی از روش های مختلفی اعم از تکیه بر زیبایی چهره و اندام، نشان دادن کالاهای مصرفی گران قیمت، استفاده از تکنیک های عکاسی و سوریال سازی فضا و تکیه بر ویژگی های منحصر به فردی نظیر، زیبایی، متانت و... سعی در جلب توجه کاربران دارند.

    کلیدواژگان: اینستاگرام، بدنمندی، نمایشی شدن، نشانه شناسی اجتماعی
  • جمال احمدی* صفحات 54-69

    جلال ملکشا (1330 - 1399) از شاعران نوپرداز کرد زبان است که تجربه شاعرانه او به قبل از انقلاب اسلامی بر می گردد. او در ابتدا به زبان فارسی شعر می سرود و با آنکه سن و سال چندانی نداشت، به دلیل توانایی خاصی که در نوشتن از خود نشان داد، توانست عضو کانون نویسندگان ایران شود. پس از سقوط سلطنت، با توجه به شرایط پیش آمده و فضای حاکم بر جامعه کردی، به سرودن شعر کردی روی آورد و خیلی زود موفقیت هایی به دست آورد. یکی از مهمترین ویژگیهای شعر جلال، بازتاب مسایل جامعه در آن است. او به دلیل مشکلات فراوانی که دید، روان ناآرام و معترضی داشت. اعتراض های او که بیشتر به «من اجتماعی» او برمی گردد، گاه رنگ ایدیولوژیکی به خود می گیرد و توانسته است در این رابطه، از زبان شعر برای مبارزه با بی عدالتی ها و ستم ها و ظلم ها و فقرها بهره ببرد. شعر او بازتاب جامعه اوست و به خوبی توانسته است چهره زشت جامعه خود را در قالب شعر و چند داستان کوتاهی که نوشت، به نمایش بگذارد. در این پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی، با استفاده از منابع کتابخانه ای و تکنیک تحلیل محتوا انجام شده، سعی شده است به بازتاب مسایل جامعه در اشعار جلال پرداخته شود. نتایج پژوهش حاکی از این است که شعر جلال نمودار مصایب و رنج هایی است که از نگاه او بر جامعه رفته است و از طرف دیگر توانسته است نگاه برخی از گروه های اجتماعی را در شعر خود نشان بدهد. در واقع شعر او همان گونه که لوکاچ گفته ، بازتاب مسایل جامعه اوست.

    کلیدواژگان: جلال ملکشاه، جامعه شناسی ادبیات، جورج لوکاچ، شعر
  • محمدباقر علیزاده اقدم*، توکل آقایاری هیر، سعید سلطانی، نسرین انصاری صفحات 70-84

    رفتار باروری نشان دهنده زمینه فکری، تصمیم گیری و نهایتا عملکرد افراد برای داشتن فرزند است. پژوهشگران اجتماعی دگرگونیهای به وجود آمده در خانواده را نتیجه ی اجتنابناپذیر دگرگونی های ساختاری جامعه به ویژه دگرگونیهای ایدیولوژیکی میدانند. در این پژوهش رفتار باروری در ارتباط با متغیرهای دینداری، مصرف رسانه ای و سطح تحصیلات به روش پیمایشی مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه آماری پژوهش حاضر، زنان متاهل 15-49 ساله شهر تبریز بودند که بر اساس سرشماری سال 1395، تعداد آنها حدود 338220 نفر اعلام شده است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 498 نفر برآورد گردیده و شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای بوده است. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد و محقق ساخته استفاده شده است. یافته های توصیفی پژوهش نشان داد که 9/12 درصد زنان مورد مطالعه بدون فرزند بودند و 5/75 درصد زنان دارای یک یا دو فرزند بودند. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های تحقیق نشان داد که بین دینداری و رفتار باروری زنان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد و با افزایش میزان دینداری زنان، رفتار باروری و فرزندآوری آنها بهبود پیدا می کرد. در حالیکه بین مصرف رسانه ای زنان و رفتار باروری آنها ارتباط معکوس و معنی داری وجود داشت. همچنین میزان باروری زنان بر اساس سطح تحصیلات زنان و همسرانشان تفاوت معنی داری داشته است.

    کلیدواژگان: رفتار باروری، دینداری، مصرف رسانه ای، زنان، تبریز
  • محمدعثمان حسین بر، بهروز روستاخیز* صفحات 85-105

    مقاله حاضر برگرفته از یک پژوهش اکتشافی انجام شده در سال 1399 است که بر پایه نوعی روش شناسی کیفی، به دنبال آن بوده تا تحلیلی از وضعیت فرهنگی و هنری استان سیستان و بلوچستان با تکیه بر نقاط قوت و ضعف، فرصت ها و تهدیدها، و همچنین نیازها و خواسته های فرهنگی این استان، با تمرکز بر گسترش عدالت فرهنگی ارایه نماید. نتایج پژوهش موید آن است که از منظر 23 فعال و صاحب نظر مصاحبه شونده، استان سیستان و بلوچستان به لحاظ فرهنگی از ضعف هایی اساسی مانند ضعف در زیرساخت های فرهنگی و هنری؛ عدم وجود وحدت نظر و رویه در حوزه فرهنگ و هنر؛ کمبود آگاهی های فرهنگی و هنری، در کنار کمبود بازار عرضه محصولات این حوزه؛ عدم آشنایی و برخورداری از حقوق اولیه در این حوزه؛ و عدم حمایت شایسته از اهالی فرهنگ و هنر رنج می برد. مهم ترین نقاط قوت استان نیز عبارتند از: پیشینه فرهنگی و تمدنی غنی؛ وجود تنوعات جغرافیایی و طبیعی؛ و وجود ظرفیت ها و استعدادهای انسانی قابل توجه. وجود قابلیت ها و امکانات صدور عناصر فرهنگی و هنری، و وجود زیست بوم دانش بنیان و صنایع خلاق فرهنگی - هنری از جمله مهم ترین فرصت هایی هستند که سیستان و بلوچستان می تواند به لحاظ فرهنگی و هنری از آن ها بهره گیرد. این در شرایطی است که بازاندیشی در گفتمان ها و نگرش های فرهنگی کلیشه ای؛ سرمایه گذاری و حمایت از جوانان و فعالان حوزه فرهنگ و هنر؛ اهتمام به تقویت هنرستان ها، کارگاه های تولید هنری و فعالیت های محصول محور؛ حمایت از تولیدکنندگان بومی محتوی نظیر آثار نمایشی و مستند؛ و انتخاب مدیران جهادی متعهد و متخصص از مهم ترین خواسته ها و نیازهای حوزه فرهنگ و هنر این استان است. با توجه به نتایج به دست آمده، پیشنهاد می گردد ضمن جلب مشارکت واقعی شهروندان این استان، زیرساخت های فرهنگی - هنری و نیز فعالیت رسانه های جمعی و انجمن های مربوطه در استان تقویت گردد.

    کلیدواژگان: فرهنگ، وضعیت فرهنگی، رصد فرهنگی، سیاست گذاری فرهنگی، سیستان و بلوچستان
  • سجاد یوسفوند*، رضاعلی محسنی، احمد غیاثوند صفحات 106-125

    پژوهش حاضر با هدف واکاوی تجربه زیسته کولی ها از طرد اجتماعی انجام شده است و تلاش شده زیست جهان و نظام معنایی کولی های شهر خرم آباد از طرد و زیست حاشیه ای توصیف و تفسیر شود. بر همین اساس از پارادایم تفسیری و رویکرد روش شناختی پدیدارشناسی، برای اجرای این تحقیق استفاده شد تا از این طریق با رجوع به تاریخچه زندگی اجتماع حاشیه نشین کولی ها به فهم میان ذهنیت های آنها پرداخت. جمع آوری داده ها با مشارکت-کنندگان از طریق ابزارهای مصاحبه نیمه ساختاریافته و بحث گروهی انجام شد. در این مطالعه با انجام مصاحبه با 18 نفر و برگزاری دو بحث گروهی اشباع نظری حاصل شد. برای انتخاب مشارکت کنندگان روش نمونه گیری نظری مبنا قرار گرفت و نمونه گیری گلوله برفی به کار گرفته شد. محور اصلی یافته های این مطالعه، چندوجهی بودن محرومیت و طرد کولی های حاشیه نشین را نشان می دهد که مفهوم پایه «زیست در حاشیه کولی ها» را به تصویر کشیده است. چرخه محرومیت زا زندگی کولی ها در قالب مقولاتی از قبیل «زیستن در حاشیه اقتصاد رسمی، معضل معیشت و ناامنی شغلی، بی پناهی و فروافتادن در چرخه محرومیت، تقلای نافرجام در پذیرش اجتماعی، احساس غریبگی و ناکامی از دوران کودکی، دغدغه روزمرگی و تنزل پیوندهای گروهی، محرومیت مضاعف، پناه گرفتن درفضاهای بی دفاع شهری» توصیف و تفسیر شده است.

    کلیدواژگان: طرد، حاشیه نشینی، حمایت اجتماعی، کولی، خرم آباد
  • رسول یوسفی*، فتح الله زارع خلیلی، مجیدرضا مقنی پور، فریبا غروی منجیلی صفحات 127-146

    سلیقه یکی از دال ها و عناصر اصلی هویت اجتماعی است که مورد توجه بسیاری از جامعه شناسان نیز قرار گرفته است که یکی از مهم ترین آن ها پی یر بوردیو می باشد. بوردیو از جامعه شناسانی است که با الهام از سنت فرانسوی مطالعات قشربندی و تکثرگرایی وبر، از سلیقه به عنوان حالتی مکتسب در ایجاد تمایزات اجتماعی نام می برد. بوردیو تفاوت در سبک زندگی و به تبع آن تفاوت در سلایق زیبایی شناختی را جلوه ای از تفاوت طبقه ی اجتماعی می دانست. او مدعی بود که فرهنگ همواره مهر طبقه ی اجتماعی را بر پیشانی دارد که سلطه ی طبقاتی را بازتولید می نماید و سلطه ی طبقاتی از طریق تحمیل فرهنگی را نوعی خشونت نمادین می نامید. مقاله ی حاضر، پیمایشی درخصوص تاثیر طبقه و سرمایه های فرهنگی و اجتماعی بر سلایق هنری براساس دیدگاه پی یر بوردیو می باشد. در پژوهش حاضر که در میان شهروندان شهر شیراز و در سال 1398 صورت پذیرفته است، در ابتدا و با استفاده از منابع موجود معیارهای لازم جهت تدوین پرسشنامه تبیین گردیدند و تعداد 363 پرسشنامه میان شهروندان شهر شیراز تقسیم گردید که در نهایت می توان مهم ترین یافته های پژوهش را در موارد زیر خلاصه نمود: تاثیر طبقه بر سلیقه ادبی و موسیقیایی، تاثیر سرمایه فرهنگی بر سلیقه ادبی و سینمایی، تاثیر تحصیلات فرد بر سلیقه ادبی، موسیقیایی و سینمایی، تاثیر رشته تحصیلی بر سلایق ادبی، موسیقیایی و سینمایی.

    کلیدواژگان: بوردیو، سرمایه فرهنگی، سرمایه اجتماعی، سلیقه، طبقه
  • سیده راضیه یاسینی* صفحات 147-170

    یکی از نتایج انتشار مجلات تخصصی فرهنگی-ادبی پس از انقلاب اسلامی، برساخت معنای تحول یافته از هنر به مثابه یک زبان ‏بود. مضامین برساخته در برخی مجلات، هنر را در نسبت با تعهد اجتماعی از دیدگاه های گوناگون نگریستند. این نگرش ها در جایگاه مراجعی در اندیشه ورزی فرهنگی، در روند تعریف هنر معاصر در ایران پساانقلاب موثر گشتند. این مقاله با طرح این پرسش که مطبوعات وابسته به گفتمان های غالب و رقیب در دهه نخست پس از سال 1357، هنر را در چه نسبتی با تعهد اجتماعی تبیین نمودند، به واکاوی موضوع در 3 مجله انتشاریافته در این دهه، یعنی «کیهان فرهنگی»، «آدینه»، و «دنیای سخن»، پرداخته و تبیین جایگاه هنر متعهد اجتماعی را در نسبت با میادین گفتمانی تحلیل کرده است. تحلیل مضامین مجلات منتخب نشان داد که در رویکردهای اتخاذشده در این مجلات، تعهد در هنر به مثابه امر ضروری در یاریگری آرمان انقلاب و دین، در یک گفتمان، و همان مفهوم با توجه به ضرورت جامعه گرایی با رویکرد سوسیالیستی، در گفتمان رقیب، تعریف شده اما در هر 3 نمونه، تعهد اجتماعی در هنر، در خدمت گسترش میدان قدرت با تولید هنری ایدیولوژیک است. این رویکرد در مجله کیهان فرهنگی به نمایندگی از گفتمان غالب، متاثر از پارادایم انقلابی - دینی و در مجلات آدینه و دنیای سخن به نمایندگی از گفتمان رقیب، برخاسته از پارادایم روشنفکری- سوسیالیستی بوده است.

    کلیدواژگان: مجلات فرهنگی- ادبی، تعهد اجتماعی، هنر، گفتمان، ایدئولوژی
  • الهام امیدی*، یارمحمد قاسمی، بهروز سپیدنامه صفحات 171-190

    پژوهش حاضر با هدف مطالعه ذایقه موسیقیایی میان نسلی در بین مردم ایل خزل و بر اساس پارادایم کیفی از نوع روش تحلیل تماتیک انجام گرفته است. برای گردآوری اطلاعات از تکنیک مصاحبه نیمه ساختاریافته و برای تحلیل یافته ها از مدل کلارک و براون استفاده شده است. جامعه هدف شامل نسل والدین و فرزندان دهه هشتاد بوده است و برای تعیین حجم نمونه از استراتژی نمونه یابی هدفمند استفاده گردیده است که بر اساس آن برای رسیدن به اشباع با 90 نفر (شامل 30 خانوار) مصاحبه صورت گرفته است. بر اساس تحلیل داده ها، 34 تم فرعی و 17 تم اصلی استخراج گردید. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که به دنبال تغییرات روزافزون در سبک زندگی، موسیقی نیز در معرض تغییر قرار  گرفت و ارزش عمیق هنری آن کمرنگ شد.  در این میان  ذایقه نسل  جدید بر اساس توده گرایی و انتخاب موسیقی توده  شکل گرفته است. از سوی دیگر، نسل پیشین که پایبندی بیشتری به سنت ها و هنر دارد، از این تغییرات به دور نمانده و در حال انطباق با شرایط موجود و پذیرش تنوع در  موسیقی است که این موضوع حاکی از به حاشیه رفتن موسیقی اصیل و فاخر ایل است. همچنین نتایج نشان داد تعلق ایلی برخلاف گذشته الزاما به تعهد فرهنگی منجر نمی شود، یعنی تعلق  داشتن طوایف به ایل از نظر ذهنی پذیرفتنی و همگانی است، اما تعهد داشتن به موسیقی ایلی و سایر ابعاد فرهنگ در تمام طوایف مشاهده نمی شود.

    کلیدواژگان: ذائقه موسیقیایی، مصرف فرهنگی، تفاوت نسلی، ایل
|
  • Ramona Mohammadi, Abolfazl Davodi Rokanabadi *, Mohammad Reza Sharifzadeh, Hossein Ardalani Pages 1-20

    In all societies dress and adornment play symbolic, communicative and aesthetic roles. As Wilson puts it, “Dress is always unspeakably meaningful”. That is why, “issues like social identity, body, gender, appearance or self- representation lie at the center of any definition of fashion and clothing”. If it is true that clothing is an important signifier of identification with subcultures, we can claim that women, in Iran, have made their own feminine subculture through using fashionable clothing styles. Zoroastrian and Mandaean women constitute the statistical population of the study. The research method was descriptive-analytical and the method of data collection was library and field. In this article, the clothing of women of Zoroastrian and Mandaean religious minorities in celebrations and rituals as well as in daily life will be examined and the similarities and differences in clothing and the affecting factors will be discussed. This study presents these two minority ethnic groups view of cover as cultural and identity-building media. The results indicate that Zoroastrians and Mandaeans, with a uniform and religious cover with its own characteristics, have a tendency to preserve their ethnic identity. Also, they owe way of dressing, despite the religious differences, there are similarities with colors and beliefs in the clothes and if the tendency to traditional, ethnic and religious dress still exists among the minorities of Iran, it is only limited to their private ceremonies and gatherings, and they have the same dress in their daily lives as other Iranians.

    Keywords: clothing, ethnicity, religion, Mandaean women, Zoroastrian women
  • Elham Shams *, Baian Karimi, Mehdi Mohammadzadeh Pages 20-34

    The core of the monster's emergence, according to Foucault, is a mixture or hybrid that emerges at the junction of nature and law and challenges order. The main purpose of this paper is to study the concept of the monster from Foucault's perspective and to analyze the place of this concept in Foucault's thought. This is done in order to be able to use the concept of the monster in connection with visual representation in art. Our questions in this study are: How did Foucault conceptualize the monster in the various coordinates and dimensions of his thought? Given the fundamental importance of the issue of representation in the Las Minenas painting by Velasquez and Foucault's special attention to this work of art in this regard, what is the relationship between Foucault's monster and visual representation in this work? ? This research has been done with a content analysis approach and analytical-descriptive method and the results show that for Foucault the monster is an autonomous, violent, but ultimately natural form of the abnormal and how Foucault encounters the concept of the monster primarily is associated with decentralization of the normal. In Las Minenas painting, monsters are the ones who distort the order of representation or are basically out of representation.

    Keywords: monster, Foucault, abnormal, critical discourse, las minenas
  • Mahshid Maraghi *, Hadi Khaniki Pages 35-53

    As a modern society, Iran has made considerable advances in all fields, including thought, politics, religion, family, art, clothing, etiquette, etc. The embodiment has also been affected by increasing development. The body contributes to the formation of social self when the body is present at communication context and therein the photo, the body and the social network are connected to each other; because virtual networks such as Instagram provide the opportunity to show the photos to all people, and also provide the opportunity to have interaction with others and discuss about the visual content. The opportunity is provided due to the fact that the communication contexts can be used for exhibition that like it in the real life, is based on the nature of incarnation. Therefore, the online actions of Instagram users are often based on the nature of incarnation. This research was conducted using the qualitative method of semiotics and semiotic theory proposed by Kress and van Leeuwen was used to examine the Instagram pages. The Instagram pages were selected from Iranian female fashion designers using purposeful sampling method. According to the findings, due to rising image-centric social networks, embodiment and Privacy Boundaries have been also affected. Therefore, we conclude that the two fashion designers make the audience interested in their pages by various measures, including beautiful physical appearance, showing expensive products off, creative photography techniques, surrealism, individual characteristics and publishing personal and private information.

    Keywords: semiotic analysis, Instagram, embidoment, designers
  • Jamal Ahmadi * Pages 54-69

    Jalal Malekshah is one of the modern Kurdish poets whose poetic experience dates back to pre-Islamic Revolution. He first wrote poetry in Persian, and although he was not very old, he became a member of the Writers' Association of Iran due to his special ability in writing. After the fall of the Pahlavi regime, he started composing Kurdish poetry due to the current situation and the atmosphere in Kurdish society, and he soon achieved success. One of the most important features of Jalal's poetry is the reflection of society's issues and social conditionss. He had a restless and protesting psyche because of the many problems he saw. His protests, which mostly concern his social self, sometimes take on an ideological color and in this regard, he has been able to use the language of poetry to fight against injustices, oppression and poverty. In reflecting social conditions, he has been able to show the ugly face of his society in the form of poetry and a few short stories he wrote. In this research, which has been done in a descriptive-analytical method, using content analysis techniques, we try to interpert the problems of society in Jalal's poems. The results of the research indicate that Jalal's poetry is a diagram of suffering and persecution from his point of view on society and on the other hand he has been able to show the view of some social groups in his poetry. In fact, his poetry, as Lukach puts it, reflects the problems of his society.

    Keywords: Reflection, kurdish poetry, social condition, suffering
  • Tavakkol Agayari-Hir, Saeed Soltani, Nasrin Ansari Pages 70-84

    Reproductive behavior indicates a person's intellectual background, decision-making, and ultimately performance in having a child. Social researchers consider the changes in the family as the inevitable result of structural changes in society, especially ideological changes. In this study, fertility behavior in relation to the variables of religiosity, media consumption and education level has been studied by survey method. The statistical population of the present study was married women aged 15-49 years old in Tabriz, which according to the 2016 census, their number is about 338220 people. The sample size was estimated to be 498 people using Cochran's formula and the sampling method was multi-stage cluster. In order to collect data, standard and researcher-made questionnaires were used. The descriptive findings of the study showed that 12.9% of the women were childless and 75.5% of women had one or two children. The results of testing the research hypotheses showed that there is a positive and significant relationship between religiosity and women's fertility behavior and with increasing the level of women's religiosity, their fertility and childbearing behavior improved. While there was a significant inverse relationship between women's media consumption and their reproductive behavior. Also, the fertility rate of women was significantly different based on the level of education of women and their husbands.

    Keywords: Fertility Behavior, Religiosity, Media Consumption, women, Tabriz
  • Mohammad Osman Hosseinbor, Behrouz Roustakhiz * Pages 85-105

    The present article is taken from an exploratory research based on a qualitative methodology. It seeks to provide an analysis of the cultural status of Sistan and Baluchestan province based on its strengths and weaknesses, opportunities and threats, as well as the needs and cultural demands of this province. The results of the study confirm that mentioned province suffers from major weaknesses in the field of culture; Such as weakness in infrastructures, lack of unity of opinion and practice, lack of cultural and artistic awareness, lack of market for cultural and artistic products, and lack of support from artists. The most important strengths of the province are: rich cultural, the existence of geographical and natural diversity, the existence of significant human capacities and talents. Existence of capabilities and facilities for exporting cultural and artistic elements, and existence of knowledge-based ecosystem and creative cultural-artistic industries are among the most important opportunities that Sistan and Baluchestan province can take advantage of culturally and artistically. This is while rethinking in discourses and stereotyped attitudes, investing in and supporting youth and activists in the field of culture and art, strengthening art galleries and art production workshops and product-oriented activities, and supporting local content producers and the selection of committed and expert managers are the most important demands and needs of the field of culture and art of this province.

    Keywords: culture, Cultural Status, Cultural Observation, Cultural Policy-making, Sistan, Baluchestan
  • Sajad Yousefvand *, Rezaali Mohseni, Ahmad Ghyasvand Pages 106-125

    Current research has been done by the purpose of analyzing gypsiesʼ lived experience of social exclusion and it was tried to describe and interpret Khoramabad gypsiesʼs life world and semantic system of exclusion and marginal subsistence. On this basis, interpretive paradigm and methodological phenomenology approach are used to gain insight about gypsies intersubjectivities by refrence to their marginal community life history. Semi-structured interview tools and group discussion were taken to collect data from participants. In this study theoretical saturation was obtained after interviewing with 18 people and holding 2 group discussion sessions. To choose participants, theoretical sampling was based and snowball sampling was employed. The main axis of this research results shows gypsiesʼ multi-dimensional deprivation and exclusion that has drawn basic concept of subsistence in gypsiesʼ margin. Producing deprivation cycle of gypsiesʼ life is described and interpreted in some categories, like: “gender stereotypes, To subsist in formal economy margin, livelihood trouble and job insecurity homelessness and falling in deprivation cycle, unsuccessful struggling with social acceptance, feeling strangeness and failure since childhood, anxiety about daily life and degrading group bounds, multiplied deprivation, sheltering in urban defenceless areas”. This group is standed in a continuous exclusion process so that gypsies economical exclusion overlaps social, cultural and institutional exclusion which provides their “falling out” situation of social subsistence with out considering a way to exit this situation. In struggling with subsistence, they continuously reproduce exclusion of society process through vandalism, criminal and deviant behaviors.

    Keywords: Exclusion, Marginalization, Social support, Gypsy, Khorramabad
  • Rasool Yusefi *, Fathollah Zarekhalili, Majidreza Moghanipour, Fariba Gharavi Manjili Pages 127-146

    Taste is one of the main signs and elements of social identity that has been considered by many sociologists like Pierre Bourdieu as the most important one. Bourdieu is a sociologist who, inspired by Weber's French tradition of studies of stratification and pluralism, cites taste as an acquired mode of social distinction. Bourdieu saw differences in lifestyle and, consequently, differences in aesthetic tastes as manifestations of social class differences. Bourdieu saw differences in lifestyle and, consequently, differences in aesthetic tastes as manifestations of social class differences. He argued that culture always gets involved with social class, which reproduced class domination, and called class domination through cultural imposition a symbolic form of violence. The present article is a survey of the influence of class and cultural and social capital on artistic tastes based on Pierre Bourdieu approach. In the present study, which was conducted among the citizens of Shiraz in 1398, at first, using the available resources, the necessary criteria for compiling the questionnaire were explained and 363 questionnaires were distributed among the citizens of Shiraz, in which the most important findings can be summarized as follows: the effect of class on literary and musical taste, the effect of cultural capital on literary and cinematic taste, the effect of individual education on literary, musical and cinematic taste and finally the effect of field of study on literary, musical and cinematic tastes.

    Keywords: Bourdieu, Class, cultural capital, social capital, Taste
  • Seyyedeh Razieh Yasini * Pages 147-170

    The Construction of a transformed meaning on art as a language is was a result of ‎publishing cultural-literary journals after Islamic Revolution of Iran in 1979. The ‎constructed themes at some journals, considered the art in relation to social commitment ‎from different viewpoints. These attitudes toward art as referee stands in the field of ‎cultural thought, were influential on the definition trend of contemporary art in post ‎revolution Iran. This paper is raising the question; how the cultural-literary journals ‎‎dependent to dominant and competing discourses described the art in relation to social ‎commitment at the first decade of 1979 revolution? To respond to this question, 3 ‎journals, i.e. “Keyhane Farhangi”, “Adineh” and “Donyaye Sokhan” published at the ‎mentioned decade were studied and the stance of social committed art in these journals in ‎relation to discursive fields were analyzed. ‎The thematic analysis of selected journals showed 2 approaches in these journals; an ‎approach considered the art commitment as a necessary issue to strengthen the revolution ‎and religion ideals and the other one considered the art commitment as attention to ‎socialism in a socialistic (left) view, but in every studied journals, social commitment of ‎art, is viewed as a mean to expansion of power field through ideologic artistic production. ‎This approach was biased to dominant discourse (religious-revolutionary discourse) at ‎Keyhane Farhangi journal and biased to competing discourse (intellectual-socialism) at ‎Adineh and Donyaye Sokhan journals.‎

    Keywords: Cultural-Literary journals, Social Commitment, Art, Ideology, Discourse
  • Elham Omidi *, Yarmohammad Gasemi, Behroz Sepidnameh Pages 171-190

    The present study aims to study the musical tastes of two generations of the Khezel. The research in based on qualitative paradigm and thematic analysis method. To this end, for information collection semi - structured interview technique, and for the data analysis the Clark and Brown model has been used. The target community consists of the parents and children of the 80's that were chosen using purposive strategy sampling, upon which saturation was accomplished by comparing the interview using 90 person (including 30 household). During the process analysis stages, 34 sub - themes and 17 main themes were extracted. The results of this study showed that, in the wake of the increasing changes and influence of superficiality in the different dimensions of art, music has also been affected by the spread and plurality of its expanded art. So that future generations' tastes are established from the beginning through the selection of populism and popular music. On the other hand, the previous generation who are more committed to their traditions and art, they were not immune to these changes and were is step with the times, accepting a wide range of musical styles, creating a severe threat to the existence of noble and excellent music. This shows that the preservation of excellent and noble music is under marginalization. Furthermore, the findings revealed that family attachment did not always imply a cultural devotion to the past. To put it another way, family attachment is commonly acknowledged,.

    Keywords: Musical Taste, cultural consumption, generation difference, tribes